نماز جمعه دیروز و ...

روزنامه کیهان صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

-«1هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه تهران هیچ سخنی که مانع از تجمع هواداران موسوی و اقدامات آنها شود بر زبان نیاورد... او می خواهد همچنان از هر فرصتی که پیدا می کند برای به چالش کشیدن نتایج انتخابات استفاده کند»... «هاشمی گفت مردم به نظام اعتماد ندارند»... «هاشمی رفسنجانی گفت باید تردیدها در مورد انتخابات رفع شود»... «این اولین بار بود که یک مقام عالی رتبه ایران از بحران سخن می گفت» و... مطالب فوق بخشی از انبوه گزارش ها و خبرهایی بود که خبرگزاری های خارجی بلافاصله بعد از سخنان دیروز آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه های نمازجمعه تهران، با ذوق زدگی برای رسانه های خبری خود در آمریکا، اروپا و برخی از کشورهای منطقه مخابره کردند و رسانه های مورد اشاره نیز با استناد به آن به سیاه نمایی گسترده ای علیه جمهوری اسلامی ایران دست زدند!
    گفتنی است آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه های دیروز نمازجمعه تهران تاکید کرده بودند نباید کاری کرد که باعث سوءاستفاده دشمنان اسلام و انقلاب شود!
    2-نمازجمعه دیروز تهران همانگونه که انتظار می رفت و کیهان نیز در یادداشت روز پنج شنبه، از صورت بندی کلی آن خبر داده و برخی از صحنه های آن را پیش بینی کرده بود، برگزار شد. در نمازجمعه دیروز تهران علاوه بر جمعیت انبوه مردم مومن و انقلابی که همه هفته در این مراسم سیاسی-عبادی شرکت می کنند، جمعیت چندهزار نفره دیگری نیز حضور داشتند که براساس اخبار موثق و گزارش های مستند شماری از آنان از نقاط مختلف استان تهران و برخی از استان های همجوار به تهران آورده شده بودند. جماعت یاد شده سه ویژگی مشترک داشتند که به وضوح از هماهنگی قبلی آنها حکایت می کرد؛ اول آن که تقریباً هیچکدام از آنها در نماز شرکت نکردند و از میان چند نفری که به نماز ایستادند، برخی با کفش نماز خواندند! و برخی دیگر... بگذریم!... دوم این که هرجا آقای هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز سخنی علیه انتخابات اخیر بر زبان می آورد- که نمونه های آن فراوان بود- جماعت مورد اشاره با شعارهای «هاشمی ، هاشمی حمایتت می کنیم» و گاه نیز با سوت و کف از اظهارات ایشان استقبال می کردند و در تمامی این موارد، نمازگزاران با حفظ متانت به آنان بی اعتنایی می کردند و صرفاً با شعارهای «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند»، «خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست» و تکبیرهای بلند، مخالفت خود را با آشوبگران ابراز داشته و بر هویت اسلامی، انقلابی خویش تاکید می ورزیدند و در چند مورد نیز نمازگزاران با سر دادن شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا، هوشیاری و شناخت دقیق خود از کانون اصلی توطئه را به رخ غائله آفرینان کشیدند، انگار می خواستند از یکسو به عاملان و برنامه ریزان داخلی توطئه نشان بدهند که نمازگزاران مومن و انقلابی از هویت واقعی آنها خبر دارند و از سوی دیگر به شماری از آشوبگران که به ترفند عوامل پشت صحنه فریفته شده بودند، هشدار دهند که آلت دست عوامل بیرونی و دنباله های داخلی آنها نباشند.
    آقای هاشمی رفسنجانی در آغاز خطبه اول، از کسانی که درون محوطه دانشگاه و یا بیرون از آن به سر دادن شعارهای هنجارشکن مشغول بودند، خواست، حرمت و تقدس نمازجمعه را رعایت کنند ولی هیچیک از آنان به این توصیه توجهی نکردند و نشان دادند که هاشمی را برای اهداف سوء و منافع آنچنانی عوامل پشت صحنه آشوب می خواهند و ایشان را حتی برای خود او نیز نمی خواهند و البته جناب هاشمی رفسنجانی نیز، با سخنان خود که در بسیاری از موارد، ترجمه دیگری از همان شعارهای هنجارشکن بود، زمینه هنجارشکنی جماعت یادشده را فراهم می کرد!
    برای مردم شریف و پاکباخته ایران اسلامی که نمازگزاران جمعه نمادی از آنها هستند، بسیار تلخ و ناگوار بوده و خواهد بود که آقای هاشمی رفسنجانی را با توجه به سوابق انقلابی -به قول خود ایشان 60ساله- در جایگاهی ببینند که حامیانی آنگونه داشته باشند و در سوی دیگر مردم مومن و انقلابی اینگونه از سخنان ایشان انگشت تاسف به دندان بگیرند!
    3- آقای هاشمی رفسنجانی اگرچه به عنوان یک سیاستمدار هوشمند شناخته می شوند ولی متاسفانه و با عرض پوزش در خطبه های دیروز نمازجمعه ایشان برخلاف انتظار، از این ویژگی آقای رفسنجانی نشانه چندانی دیده نمی شد! ایشان تقریباً هرجا سخن از انتخابات اخیر بر زبان آوردند، همان ادعاهای بی دلیل و غیرمنطقی کسانی را تکرار کردند که نه فقط هیچ نشانه، شاهد، قرینه و سندی برای اثبات آن ندارند، بلکه به شدت از هرگونه بحث منطقی و مستند فرار می کنند و به هیچیک از درخواست ها و دعوت های رسمی مراکز مسئول برای ارائه دلایل و اسناد خود مبنی بر تقلب در انتخابات پاسخ نداده و نمی دهند. چرا؟!... پاسخ روشن است، چون دلیل و سندی ندارند و از این روی نمی توانند بیرون از دایره «ادعا» قدمی بردارند.
    4- جناب هاشمی رفسنجانی در آغاز سخن به ضرورت قانونگرایی اشاره کرده و تاکید کردند «همه باید در چارچوب قانون حرکت کنیم. اگر از قانون تجاوز کنیم دیگر هیچ مرزی نداریم. باید با قانون مسائلمان را حل کنیم، اگر کسانی با بعضی از قوانین دل خوشی ندارند باید سعی کنند این قوانین اصلاح شود و هر وقت لازم است این اشکالات روزی حل شود، اما چارچوبمان را قانون قرار دهیم».
    بخش فوق از اظهارات آقای هاشمی که در آغاز خطبه ها مطرح شد، این امیدواری و تلقی را پدید آورد که ایشان قصد دارند، قانون شکنان را مورد ملامت قرار داده و اقدامات غیرقانونی و آشوبگرانه آنها بعد از انتخابات را محکوم کنند. اما این امیدواری دوام چندانی نیاورد و جناب هاشمی در ادامه سخنان خویش نه فقط به آنچه خود گفته بود وفادار نماند، بلکه آشکارا از قانون شکنان حمایت کرد. و حال آن که مطابق نظر اولیه خود بایستی از مدعیان تقلب در انتخابات برای پی گیری ادعای خویش از راههای قانونی دعوت می کردند، که متاسفانه نکردند! بایستی آشوب های خیابانی که به صورت غیرقانونی انجام گرفته و قتل و جرح مردم بی گناه، غارت اموال آنان، آتش زدن اماکن و اموال عمومی را در پی داشت، محکوم می کردند، که نکردند! بلکه به طور تلویحی- اگر نگوئیم به صراحت- از آنهمه قانون شکنی حمایت نیز کردند و در عین حال تاکید فرمودند که هرگز از تریبون نمازجمعه به نفع هیچ جناحی استفاده نمی کنند! که باید گفت؛ اولا؛ اظهارات ایشان جانبداری آشکار از یک جریان سیاسی خاص بود، آنهم یک جریان سیاسی که این روزها نشان داده است کمترین پایبندی به قانون ندارد... آیا این همه تاسف آور نیست؟! و آیا قوانین دیگری غیر از قانون اساسی و قوانین جاری جمهوری اسلامی ایران، موردنظر و منظور جناب آقای هاشمی رفسنجانی بوده است؟!
    5-ایشان به چند نمونه تاریخی از دوران رسول خدا(ص) ،حضرت امیر(ع) و امام راحل(ره) و میزان اهمیت آن بزرگواران به مردم و جایگاه ملت در نظام اسلامی اشاره کردند که سخنی بر حق بوده و هست، اما مقایسه ایشان میان آن نمونه ها و شرایط کنونی، متاسفانه «قیاس مع الفارق» بود! و باید متواضعانه از ایشان پرسید، مگر در نگاه آقای هاشمی مردم ایران، مردم نیستند؟! و مگر مطابق آنچه از رسول خدا(ص) و حضرت امیر(ع) و امام بزرگوار نقل فرمودید، نباید حق آنان را محترم دانست؟ بنابراین چرا انتخاب قانونی مردم را برنمی تابید؟ و حق مسلم 40 میلیون رای دهنده را نادیده می انگارید؟! به یقین 13 میلیون نفری که به احمدی نژاد رای نداده اند بر خلاف برخی از مدعیان، قانون شکن نبوده و نیستند. آنان نیز مانند 25 میلیون نفر دیگری که به احمدی نژاد رای داده اند، به هنگام حضور در پای صندوق های رای نتیجه انتخابات را هرچه باشد، پذیرفته بودند، اگرچه طرفداران هر یک از نامزدها ترجیح می دادند که نامزد مورد نظر خودشان به ریاست جمهوری انتخاب شود. همیشه همین بوده است و اساساً انتخابات غیر از این مفهوم و معنایی ندارد. می فرمائید در انتخابات تقلب شده؟ خب! چرا برای ادعای خود هیچ دلیل و سند و حتی شاهد و قرینه ای ارائه نمی دهید؟ مگر نه اینکه در تمامی نظام های حقوقی جهان و از جمله نظام حقوقی اسلام «البینه علی المدعی- آنکس که ادعایی دارد باید دلیل ارائه کند»؟ و مگر نه این که در قوانین جمهوری اسلامی ایران برای اینگونه ادعاها راه حل قانونی در نظر گرفته شده است؟ بنابراین چرا به راه قانون نمی روید؟ لطفاً و با عرض پوزش، بفرمائید کدام قانون را قبول دارید؟
    آقای هاشمی می فرمایند جمع زیادی از مردم، در مورد انتخابات تردید دارند! ولی نمی فرمایند، چرا؟! و به چه دلیل؟! قاطبه مردم اگر تردیدی داشته باشند درباره ریشه و پشت صحنه آشوبگران است.
    6-خطیب محترم نمازجمعه دیروز از شورای نگهبان گلایه کردند که چرا از فرصت اضافی 5روزه آنگونه که باید استفاده نکرده اند! ولی به این نکته بدیهی و خبر موثق بارها اعلام شده اشاره نکردند که شورای نگهبان از تمامی نامزدها دعوت کرد تا برای حضور و نظارت بر بازشماری10درصد صندوق های رای سراسر کشور نمایندگانی بفرستند و دو تن از آنها برخلاف قول و تعهدی که داده بودند از اعزام نمایندگان خویش خودداری ورزیدند. این اقدام آنان غیر از آن که نشانه خالی بودن دست آنها از دلیل و سند و زمینه سازی برای تکرار ادعای تقلب باشد، چه مفهوم دیگری دارد؟!
    7-آقای هاشمی شرایط کنونی را «بحران» نامیدند و خبرگزاری های غربی از جمله شبکه تلویزیونی «فرانس24» بلافاصله با ذوق زدگی اعلام کرد «این اولین بار است که یک مقام عالی رتبه ایران از بحران سخن می گوید»! به یقین جناب هاشمی رفسنجانی از تعریف «بحران» باخبرند و می دانند که بین سه واژه «بحران»، «بحران نمایی» و «فتنه» تفاوت های فراوانی هست و «فتنه» که از ویژگی های آن غبارآلود کردن صحنه است، بامسما ترین واژه برای توصیف شرایط کنونی است و صدالبته به قول حضرت امیر علیه السلام وقتی غبارهای فتنه فرو می نشیند- که خوشبختانه در مقیاس وسیعی فرو نشسته است- حق و باطل از نظرها پنهان نمی ماند و فتنه انگیزان دیگر نمی توانند در پرده بمانند.
    بحرانی اگر هست در میان کسانی است که برای ریاست جمهوری آینده نقشه ها کشیده بودند و حضور گسترده مردم، آرزوهای آنان را بر باد داده است و از جناب آقای هاشمی رفسنجانی تعجب آور و جای گلایه است که چرا بحران در میان کسانی را که به ایشان نیز کمترین ارادتی ندارند، «بحران» در جامعه اسلامی ایران می نامند؟!
    راستی! آیا جناب هاشمی متوجه نشدند که چرا نمازگزاران تحلیل و تفسیرهای ایشان را با شعار «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند» پاسخ می دادند؟! این نکته عبرت انگیز است. نیست؟!
    و بالاخره امید آن که آقای هاشمی رفسنجانی، به این واقعیت توجه فرمایند که ماجرای امروز، ماجرای درگیری و رقابت دو جناح نیست، بلکه دشمنان بیرونی و برخی از دنباله های داخلی آنان، نظام اسلامی و انقلاب و امام را نشانه رفته اند. بنابراین، انتظار آن است که آقای هاشمی رفسنجانی به دشمنان تابلودار امام، ایران اسلامی و انقلاب فرصت سوءاستفاده ندهند، ان شاءالله.

 

حمله لباس شخصی ها به مهدی کروبی

 روزنامه اعتماد صفحه 2 

  نیروهای لباس شخصی در حاشیه نماز جمعه تهران با حمله به مهدی کروبی به او تعرض کرده و وی را مورد اهانت قرار دادند. به گزارش سحام نیوز حسین کروبی فرزند مهدی کروبی با اعلام این خبر گفت: « هنگامی که پدر من در خیابان های نزدیک به دانشگاه تهران به سمت این دانشگاه حرکت می کرد، مردم بسیاری پشت سر او حرکت می کردند و با سر دادن شعارهایی در حمایت از وی خواستار احقاق حقوق شان بودند که به ناگهان پلیس ضدشورش که در مقابل ایستاده بودند، اقدام به تیراندازی هوایی کردند که در این حال آقای کروبی به جمعیت اعلام کرد بیش از این جلو نیایند و خودش در صف اول به نماز جمعه خواهد رفت.» وی ادامه داد: « در این زمان پدرم را سوار بر ماشین کردند که به دانشگاه ببرند ولی هنگامی که مقابل دانشگاه پیاده شد، تعدادی از نیروهای لباس شخصی مقابل در ایستاده و زیر چتر حمایت نیروی انتظامی به او حمله کردند و او را مورد تعرض قرار دادند به طوری که عمامه وی از سرش افتاد. آنها به فحاشی پرداخته و الفاظ بسیار زشت و زننده یی را به کار می بردند. در همین حال محافظین با سختی آقای کروبی را وارد دانشگاه کردند.» وی با اعتراض به چنین رفتارهایی و ابراز تاسف از چنین برخوردهایی گفت: «هنگامی که با زحمت توانستیم آقای کروبی را به داخل دانشگاه ببریم بنده به علت ازدحام نتوانستم وارد دانشگاه شوم و وقتی که بیرون ایستاده بودم، شاهد آن بودم که فرمانده لباس شخصی ها با بیسیم به آنها خسته نباشید می گفت و تاکید می کرد کارتان را بسیار خوب انجام دادید.» وی گفت: « هنگام برگشت نیز تعدادی از نیروهای لباس شخصی به فحاشی علیه آقای کروبی پرداختند.» حسین کروبی همچنین با اشاره به دلجویی مهدی کروبی از مردم گفت: «هنگام برگشت به منزل پدر من در برخی از خیابان ها از ماشین پیاده شد و با مردم صحبت و از آنها دلجویی کرد و مردم نیز شعارهایی را در حمایت از وی سر دادند.» وی گفت: «هنگامی که قصد برگشت به منزل را داشتم شاهد آن بودم که تعدادی از نیروهای لباس شخصی اطراف یک دستگاه ماشین پژو پرشیا جمع شده اند و البته دو نفر از آنها به روی سقف آن ماشین ایستاده و اقدام به تخریب آن می کردند. در همین حال مشاهده کردم سرنشینان ماشین نیز زخمی شده اند و من بسیار از مشاهده این صحنه متاسف شدم.»

 

وزیر اطلاعات بخشی از ناگفته های پشت صحنه انتخابات را بیان کرد : جلسات موساد در مصر و فرانسه برای ترور احمدی نژاد

روزنامه ایران  صفحه 1

محسنی اژه ای: سران گروهک منافقین در قبال ترور رئیس جمهور شروطی گذاشتند و از رژیم صهیونیستی خواستند که امریکا و غرب نام آنها را از لیست سیاه خارج کند
 بنده 5 مرتبه قبل از انتخابات و حداقل 3 مرتبه پس از انتخابات با آقای کروبی صحبت کردم و چندین بار غیر حضوری به ایشان تذکراتی دادم
 خانمی که با برخی سفارتخانه ها ارتباط کاری داشت و با فرزندان برخی آقایان هم ارتباط برقرار کرده بود، مشاور دبیرکل اعتماد ملی شده بود
 در روزهای آخر برای حفظ روحیه میرحسین موسوی در نظرسنجی ها دست می بردند
 فردی که زمانی با موسسه تایم همکاری داشت و در دوران ریاست جمهوری هاشمی به عنوان یک فرد رسانه ای به نهاد ریاست جمهوری نزدیک شد، مامور ارتباط با ستاد موسوی شده بود
    وزیر اطلاعات در همایش سراسری مسئولان هیات های رزمندگان اسلام گفت: رژیم صهیونیستی برای اقدام به ترور آقای احمدی نژاد با گروهک منافقین در حاشیه شرم الشیخ در مصر و در پاریس ملاقات هایی کرده بودند.
    به گزارش فارس، حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات یکی از مقاطعی که دشمن درصدد استفاده از آن است را مقطع انتخابات دانست و گفت: آنها می خواستند تا از این برهه بیشترین استفاده را بکنند و از همان اول بحث در این بود که چه کسانی نامزد انتخابات خواهند شد. وی ادامه داد: آقای احمدی نژاد اولین کسی بود که معلوم شد که در انتخابات شرکت خواهد کرد درحالی که گروه های مختلف در داخل و خارج از کشور بشدت مخالف حضور ایشان بودند و شاید بتوان گفت سرسخت ترین مخالف انتخاب او رژیم صهیونیستی بود که مواضع آقای احمدی نژاد را در جهت مقابله با این رژیم می دید و حتی برای ترور او نیز تصمیماتی گرفتند. وی ادامه داد: رژیم صهیونیستی برای اقدام به ترور آقای احمدی نژاد با گروهک منافقین در حاشیه شرم الشیخ در مصر ملاقات هایی کردند و این ملاقات ها در پاریس نیز صورت گرفت. اما منافقین در قبال این کار شروطی گذاشتند و از آنها خواستند که امریکا و غرب نام منافقین را از لیست سیاه خارج کند. وزیر اطلاعات ادامه داد: دشمنان برای رسیدن به این هدف خود حتی به سراغ اشرار شرق کشور نیز رفتند و به آنها اطلاعاتی نیز دادند که هنوز هم این امر ادامه دارد. محسنی اژه ای امریکا، برخی کشورهای غربی و اپوزیسیون خارج از کشور را نیز در خصوص انتخاب مجدد احمدی نژاد نگران دانست و افزود: حتی کسانی که در سال های گذشته جزو رادیکال ترین افراد در داخل کشور بودند و امروز زیر پرچم امریکا و کشورهای غربی در خارج از کشور به سر می برند نیز مخالف جدی حضور آقای احمدی نژاد در انتخابات شدند و در داخل هم جریانات مختلف حتی برخی از اصولگرایان به دنبال نیامدن آقای احمدی نژاد بودند. وی اظهار داشت: به طور مشخص از اولویت های درجه اول آقای هاشمی رفسنجانی نیز این بود که به هر قیمتی که شده احمدی نژاد در انتخابات پیروز نشود و شاهد بودیم که یک صف طویل از مخالفان احمدی نژاد تشکیل شد که در آن افراد و گروه ها با انگیزه های مختلف یکصدا بودند.
    وزیر اطلاعات، امریکا، رژیم صهیونیستی، برخی کشورهای غربی، اپوزیسیون داخلی و خارجی، جریان های مختلف از جمله نهضت آزادی، ملی مذهبی ها، برخی احزاب مطرود نظام مانند کوموله و دموکرات و سلطنت طلب ها و شاخه علامه دفتر تحکیم، جبهه مشارکت، مجاهدین انقلاب را در یک صف در مقابل احمدی نژاد دانست و گفت: حرف همه اینها نبودن احمدی نژاد در صحنه انتخابات بود و عدم پیروزی احمدی نژاد برای برخی مثل آقای هاشمی اولویت درجه یک حساب می شد.
    محسنی اژه ای ادامه داد: نفر دوم که حضورش در انتخابات روشن شد آقای کروبی بود که از همان ابتدای کار از درون جبهه اصلاحات بیشترین مخالفت ها با ایشان صورت گرفت و برخی گروه ها مانند مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت با عبارات توهین آمیز حتی در جلساتی که آقای کروبی نیز حضور داشت او را خطاب می کردند و از طرف دیگر بخش قابل توجهی از مجمع روحانیون خصوصاً شخص آقای خاتمی بشدت با آمدن کروبی مخالفت کردند به طوری که این اختلافات بروز و ظهور یافت.
    وزیر اطلاعات افزود: آقای کروبی اعلام کردند در داخل کشور هم از افراد تندرو مانند مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت که به تعبیر خود او در مقطعی قصد خروج از حاکمیت را داشتند همکاری نمی کنند.
    محسنی اژه ای اظهار داشت: نفر بعد که با اصرار بخش هایی از جبهه اصلاحات و شاید عمده جریانات اصلاح طلب و با اصرار آقای هاشمی و برخی از افراد دیگر وارد صحنه انتخابات شد آقای خاتمی بود و در این راستا حتی کسانی که هیچ سنخیتی با آقای خاتمی نداشتند برای حضور وی در انتخابات اصرار کردند.
    وی ادامه داد: در همان زمان بحث آمدن میرحسین موسوی مطرح شد و شاهد بودیم که ایشان با تاخیر به صحنه انتخابات وارد شد و بنده هیچ دلایل قاطعی ندارم که این حضور آقای خاتمی و موسوی و یا کنار رفتن یکی از آنها هماهنگ شده باشد بلکه اطلاعاتی که موجود است بیانگر آن است که این کار با هماهنگی صورت نگرفته است و حضور آقای موسوی باعث شد تا عده ای که حاضر نبودند پشت سر آقای خاتمی قرار بگیرند پشت سر میرحسین موسوی رفتند و جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب و جریان هایی که نبود احمدی نژاد از اولویت های اولشان بود نیز پشت سر او قرار گرفتند و هدف همه آنها پیروز نشدن احمدی نژاد در انتخابات بود.
    وزیر اطلاعات ادامه داد: آقای رضایی نیز با تاخیر آخرین نفری بود که وارد عرصه انتخابات شد و هر سه کاندیدا با شعار این که می خواهیم در کار مملکت تغییر بوجود بیاوریم ادامه کار دادند و حتی آقای موسوی از برگشت اوضاع کشور به دوران قجر صحبت می کرد. وزیر اطلاعات گفت: در همان موقع افرادی را برای صحبت و چالش با آقای موسوی نزد ایشان فرستادیم و او علت این صحبت های خود را قانون گریزی دولت عنوان کرد و مصداق ایشان هم انحلال شوراها و یا سازمان مدیریت بود اما ما گفتیم اینها نمی تواند هدف اصلی باشد.
    محسنی اژه ای ادامه داد: کسانی پشت سر میرحسین موسوی قرار گرفته اند که برخی اهدافی غیر از موضوع انتخابات داشتند و برخی از افراد حاضر در ستادهای آقای موسوی و کروبی در طول ماه های قبل از انتخابات بیش از صد بار با رسانه های کشورهای غربی تماس داشتند و برخی قبلاً در رسانه های زنجیره ای، بی بی سی، رادیو زمانه و دیگر جاها کار می کردند و در ایام انتخابات در ستاد این آقایان فعالیت داشتند. وی گفت: یک خانم که در رسانه های زنجیره ای کار می کرد و مدتی هم در کشورهای خارجی بود و با برخی سفارتخانه ها ارتباط کاری داشت و با فرزندان برخی آقایان هم ارتباط برقرار کرده بود قصد داشت که در شورای مرکزی حزب اعتماد ملی عضو شود که این خواسته او نیز پذیرفته شد اما به دلایلی به او گفتند که الآن شما نباید عضو حزب اعتماد ملی شوید بلکه به او سمت مشاور دبیرکل حزب دادند و این خانم از یک طرف به دبیرکل حزب مشاوره می داد و از طرف دیگر با جریان های خارجی در ارتباط بود و فردی مشابه با این نیز در ستاد میرحسین موسوی فعالیت می کرد که زمانی با موسسه تایم همکاری داشت و در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی به عنوان یک فرد رسانه ای به نهاد ریاست جمهوری نزدیک شد و برخی مصاحبه هایی که لازم بود انجام می داد و خود این شخص گفت که در سال های بعد آقای ابطحی به خانم امانپور میدان بیشتری داد و این قدرت را از من گرفت. وزیر اطلاعات خاطرنشان کرد: آیا این همان اصولی بود که آقای کروبی مطرح کرد و گفت: به هیچ عنوان از خارجی ها کمک نخواهم گرفت و ما شاهد بودیم کسانی مانند آقای مهاجرانی از خارج از کشور به او مشاوره می دادند و صحبت های آقای مهاجرانی یا از طریق آقای کروبی مطرح می شد و یا در روزنامه ایشان به چاپ می رسید.
    وزیر اطلاعات تصریح کرد: در همان مقطع تذکرات گوناگونی به آقایان دادیم و حتی خود بنده 4 یا 5 مرتبه قبل از انتخابات و حداقل 3 مرتبه بعد از انتخابات به صورت حضوری با آقای کروبی صحبت کردم و چندین بار نیز از طریق غیر حضوری به ایشان تذکراتی دادم اما در مورد آقای موسوی فقط یکبار به صورت حضوری با ایشان دیدار کردم ولی چند مرتبه با واسطه به ایشان تذکر دادیم اما متاسفانه آنها رعایت نکردند. محسنی اژه ای ادامه داد: شاید تا قبل از 13 خرداد که مناظره اصلی میان آقای احمدی نژاد و آقای موسوی صورت گرفت کسانی از طرفداران آقای موسوی باور کرده بودند که ایشان پیروز خواهند بود و با دیدن استقبال مردم در برخی سفرهای آقای موسوی نیز از این امر مطمئن می شدند اما وقتی سفرهای استانی آقای احمدی نژاد را دیدند از مواضع خود کمی شل شدند. محسنی اژه ای ادامه داد: از روز 14 خرداد توازن آرا به نفع آقای احمدی نژاد بشدت افزایش یافت به طوری که دو سه روز مانده به انتخابات برخی از افراد اصلی ستاد آقای میرحسین از عدم پیروزی او در انتخابات مطمئن شدند اما به هیچ وجه این موضوع را به خود آقای موسوی انتقال نمی دادند و حتی برای حفظ روحیه او در نظرسنجی ها نیز دست می بردند. وی با اشاره به ایجاد شبهه تقلب در انتخابات گفت: آقای هاشمی از مدتی قبل در نمازجمعه بحث تقلب را مطرح کردند و گفتند نباید در انتخابات تقلب صورت بگیرد درحالی که مقام معظم رهبری در ابتدای سال در خصوص همین موضوع صحبت می کردند. وی ادامه داد: 3 روز مانده به انتخابات که آنها از عدم پیروزی آقای موسوی مطمئن شده بودند دست به اقداماتی از جمله ایجاد شبهه تقلب در انتخابات زدند و در روز چهارشنبه و پنجشنبه قبل از انتخابات به این نتیجه رسیدند که با طرح مسئله تقلب صحنه را به هم بریزند و استارت این کار بلافاصله بعد از انتخابات زده شد. وزیر اطلاعات خاطرنشان کرد: آنچه قبل از انتخابات رخ داد شاید برخی از آنها تا حدی قابل توجیه باشد اما حتی اگر اتفاقات بعد از انتخابات هم نمی افتاد برخی دستگاه ها و کسانی که باعث بروز این اتفاقات می شدند باید بازخواست می شدند درحالی که حوادث بعد از انتخابات به هیچ وجه قابل قبول نبود. محسنی اژه ای گفت: حال باید از این آقایان بپرسیم شما که دم از قانونمداری می زدید آیا آنچه از روز شنبه 23 خرداد به بعد رخ داد موافق با نظام بود. وی با اشاره به سعه صدر و تدابیر حکیمانه رهبر معظم انقلاب اظهار داشت: ایشان با تواضع و از موضع کاملاً دلسوزانه با این افراد جلسه گذاشتند و از آنها خواستند بدون هیچ معذوراتی حرف خود را بزنند و این افراد با صحبت های بی ادبانه و جسارت آمیز حرف هایی زدند. مقام معظم رهبری به حرف های آنها گوش دادند و آنها را نصیحت کردند ولی باز هم آنها به مسیر خلاف قانون خود ادامه دادند. وزیر اطلاعات ادامه داد: دشمن تنها به دنبال نبود احمدی نژاد نیست بلکه این حضور بی سابقه مردم و پشتیبانی آنها از نظام اسلامی برایشان پذیرفته شده نیست و با دست زدن به این اقدامات شیرینی حضور را در کام مردم تلخ کردند و کار را به جایی رساندند که برای برخی دوستان انقلاب نیز امر مشتبه شد و حتی رهبر معظم انقلاب از این حوادث به عنوان فتنه یاد کردند چرا که در فتنه حق و باطل قابل تشخیص نیست. محسنی اژه ای گفت: نمی شود کسانی بیایند و جمهوریت نظام را که در این انتخابات در اعلادرجه خود به ظهور رسید زیر سوال ببرند و خسارت های فراوانی را به بار بیاورند.

 

پاسخ احمدی نژاد به دغدغه مراجع ارتقای مقام مشایی!

 روزنامه آفتاب یزد صفحه 2 

  روز بیست و هشتم شهریور ماه سال گذشته، احمدی نژاد در یک گفتگوی عمومی در پاسخ به درخواست موکد تعدادی از مراجع تقلید برای برکناری رحیم مشایی از معاونت خود اعلام کرد:<ما نهایت احترام را برای مراجع (تقلید) قائل هستیم اما تصمیم گیری در عرصه سیاست کشور تابع مقررات موجود است> قبل و بعد از این درخواست بی پاسخ علما و مراجع، تعدادی از نمایندگان اصولگرای مجلس اعلام کرده بودند که با دولت رودربایستی ندارند و مشایی باید برکنار شود. اما این درخواست ها نیز با بی توجهی احمدی نژاد مواجه شد تا جایی که دبیر کل یکی از قدیمی ترین تشکل های اصولگرا این شائبه را مطرح کرد که <ممکن است عده ای بگویند چون مشایی نسبت فامیلی با احمدی نژاد دارد حاضر به عزل او نیستند.> موضوع اعلام دوستی با مردم اسرائیل که موجب اعتراض شدید اصولگرایان و مراجع تقلید شد آنقدر اهمیت داشت که پس از آن بعضی از منابع خبری از تصمیم برخی مراجع تقلید به عدم دیدار با اعضای دولت خبر دادند.اما این موضوع، تنها پرونده ای نبود که کدورت میان جامعه متدینان و دولت را موجب شد. چند ماه پس از اظهار دوستی با مردم اسرائیل، اسفندیار رحیم مشایی در جلسه ای حاضر شد که حرکت تعدادی از حاضران، نوعی اهانت به قرآن کریم تلقی شد و چندتن از مراجع به صراحت اعلام کردند این حرکات، توهین مستقیم به قرآن کریم بوده است. البته در آن حادثه، احمدی نژاد شخصاً پاسخی به دغدغه مراجع تقلید نداد اما سخنگوی دولت او - الهام - به خود اجازه داد در این حوزه تخصصی وارد شود. ا و بدون توجه به اظهار نظر صریح چند تن از مراجع، اینگونه موضوعات را سلیقه ای دانست که عده ای آن را اهانت می دانند و به نظر عده ای دیگر، اهانت نیست. البته الهام توضیح نداد که به جز اعضای دولت، چه کسانی حرکات انجام شده نسبت به قرآن را اهانت ندانسته اند. این سوابق ذهنی باعث شد که پس از اقدام بی سابقه احمدی نژاد در انتزاع سازمان حج از وزارت ارشاد و واگذاری مسئولیت آن به مشایی - سازمان میراث فرهنگی - یکی از مراجع تقلید برای بیان اعتراض خود به تصمیم احمدی نژاد، به صورت طعن آمیز به سوابق درخشان مشایی نیز اشاره ای داشته باشد. موضوع مشایی، در ایام انتخابات ریاست جمهوری نیز مورد توجه اصولگرایان بود به طوری که تعدادی از حامیان سرسخت احمدی نژاد، اعلام کردند یکی از مطالبه های آنها در دولت دوم احمدی نژاد، برکناری مشایی است.
    
    دو روز قبل این درخواست انتخاباتی اصولگرایان و دغدغه های مکرر علما و مراجع، با ارتقای مقام مشایی از سمت ریاست سازمان میراث فرهنگی به معاونت اول رئیس جمهور پاسخ گرفت؛ پاسخی که شاید تغییر محسوسی در جایگاه سیاسی و روابط شخصی مشایی با احمدی نژاد ایجاد نکند اما احتمالاً برای مدتی موجب سرگرمی رسانه ها و غفلت آنها از چالش های مهم دو ماه اخیر خواهد شد! اما در واکنش به این اقدام نماینده تهران با بیان اینکه محمود احمدی نژاد در حال حاضر رئیس جمهور کشور به حساب می آید، ادامه داد: البته وی به عنوان رئیس جمهور آتی باید منتظر مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری و تحلیف در مجلس می ماند و پس از آن اقدام به انتخاب معاونین خود می کرد. سیدرضا اکرمی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس درگفتگو با ایلنا، با تاکید بر اینکه انتصاب معاونین دولت دهم باید پس از انجام مراسم تحلیف و تنفیذ انجام می شد، در خصوص انتصاب اسفندریار رحیم مشایی به عنوان معاون اول احمدی نژاد در دولت دهم، اظهار داشت: یا ما در تشخیص صلاحیت رحیم مشایی اشتباه می کنیم یا این اشتباه متوجه گروه مشاوران رئیس جمهور است یا اینکه رئیس جمهور نسبت به انتقادات بسیاری که به اظهارات و عملکرد مشایی صورت گرفته است، بی تفاوتند و آنها را باور ندارند. شاید هم مطالب دیگری وجود دارد که ما از آن بی اطلاع هستیم. عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس با اشاره به انتقاداتی که نسبت به مشایی وجود دارد، ادامه داد: انتصاب وی به عنوان معاون اول رئیس جمهور، انتصاب شایسته ای نیست و قطعا انتقاداتی را به دنبال خواهد داشت. چرا که معاون اول رئیس جمهور، جانشین وی در جلسات هیئت دولت است و تصمیمات این هیئت به تایید او می رسد. نماینده تهران متذکر شد: پنج انتصاب جدید رئیس جمهور توقع و انتظارات برآمده از جامعه را محقق نکرده است. یک عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس نیز با اشاره به اینکه نمایندگان حامی دولت از حذف مشایی در کابینه دهم خبر داده بودند، گفت: به نظر می رسد که رئیس جمهور با انتصاب دوباره مشایی در پستی بالاتر از گذشته، حتی به نظر نمایندگان حامی خود در مجلس نیز توجه نکرده است. نادر قاضی پور از پاسخ به سوال ایلنا، مبنی بر اینکه >کدام یک از نمایندگان حامی دولت وعده خروج مشایی از کابینه را داده بود؟< امتناع کرد و گفت: مهم نیست چه کسی این حرف را زده، مهم این است که دولت به نظر نمایندگان مجلس و انتقادات آنها بی توجهی کرده است. وی با اشاره به اینکه حتی نمایندگان حامی دولت نیز نسبت به حضور دوباره مشایی در کابینه دهم انتقاد و اعتراض داشته و دارند، افزود: دولت چگونه می خواهد جواب نمایندگان، روحانیون و از همه مهم تر علمای معترض به عملکرد و سخنان مشایی را بدهد؟ عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس با اشاره به اینکه 224 تن از نمایندگان مجلس که نمایندگان روحانی نیز در جمع آنها حضور داشتند، پیش از این در نامه ای به رئیس جمهور خواستار عزل مشایی شده بودند، ادامه داد: مطمئناَ این نمایندگان پس از پایان تعطیلات مجلس نسبت به انتصاب دوباره مشایی به عنوان معاون اول رئیس جمهور اعتراض خواهند کرد.

 

در خانه حاج آقا طرح ترور من را ریختند

روزنامه اعتماد ملی صفحه 5

   روز چهارشنبه روزنامه اعتماد ملی، بخش هایی از خاطرات علی کردان وزیر سابق کشور در دولت محمود احمدی نژاد را منتشر کرد. آن بخش ها مربوط به آشنایی او با محمود احمدی نژاد و همکاری هایی که با علی لاریجانی داشت، بود. با این حال از آنجایی که پیش از این نیز وعده داده بودیم، »اعتماد ملی« تلاش می کند، بخش های مهم خاطرات کردان را از دوران پس از انقلاب و اولین مسوولیت هایی که داشته منتشر کند. یکی از دلایل این امر، این است که علی کردان در سال های اخیر پست های مهمی داشته و این خاطرات چگونگی رشد او را نشان می دهد. علی کردان متولد 1337 است و در یکی از روستاهای مازندران به دنیا آمده.
    
    بعد از انقلاب بنده رفتم در شورای مرکزی کمیته استان، سرجنگلدار استان بودم و مسوول یکسری کارهای دیگر، در کمیته دو گروه به صورت قوی حضور داشتند. یکی جنبش مسلمانان مبارز و دیگری سازمان مجاهدین خلق که ما با هر دو اینها مبارزه می کردیم و با کمک علمای شهر می خواستیم خط امام را در کمیته بیاوریم. هرچه تلاش کردیم، زورمان به این گروه نرسید و برای کمک گرفتن به اتفاق هفت، هشت نفر از بچه های خط امامی رفتیم قم خدمت آیت الله مشکینی(ره) و ماجرا را برایشان توضیح دادیم، ناهار هم در خدمتشان بودیم که در پایان جلسه از صحبت های ایشان متوجه شدیم قم قدرت لازم برای یاری ما را ندارد، بعد رفتیم خدمت آیت الله مومن رئیس ستاد انقلاب قم که ایشان هم فرمودند ما بسط ید کشوری نداریم و نمی توانیم برای شما کاری کنیم. شش نفر از ما در شورای فرماندهی سپاه با هم هماهنگ بودیم به غیر از یک نفر روحانی که فرمانده سپاه استان بودند و یک مقداری رگه های روشنفکرمآبی و تمایلاتی به سازمان منافقین داشتند،مرکز سپاه استان در ساختمان ساواک رژیم قبلی بود. بنده را گذاشته بودند مسوول اطلاعات و تحقیقات سپاه استان و مسوولیت گزینش نیروها به عهده من بود. الان اگر شما ریزش های اخلاقی، سیاسی - فکری سپاه در کل کشور را با ریزش های سپاه مازندران مقایسه کنید، پی به دقت نظر بنده در جذب نیرو برای سپاه مازندران می برید، چون همه کسانی که حتی مقداری انحراف داشتند را رد می کردیم که باعث شد منافقین که توسط من از ورود به سپاه ناکام مانده بودند، چند بار دست به ترور من بزنند. فرمانده سپاه استان ما یک مقداری عشق حفاظت و پزهای حفاظتی داشت، من هم با توجه به انحرافاتش از همین استفاده کرده بودم و علاوه بر یک ماشین مدل بالای »فورد« که در اختیارش گذاشته بودم، دو نفر پاسدار را نیز به عنوان محافظ در کنار او گذاشته بودم که به صورت نامحسوس رفت و آمدهای مشکوک او را کنترل و بعضا جلسات و مکالمات او را ضبط می کردند تا یک روز که آن دو محافظ به من اطلاع دادند دیشب در خانه حاج آقا طرح ترور من را ریخته اند. من رفتم در اتاق فرمانده سپاه و ابتدا ایشان را خلع سلاح کردم و سپس از او علت این تصمیم را جویا شدم که او ابتدا انکار می کرد، ولی با بیان دلایل من پذیرفت و پس از آن با توجه به اینکه او خود ساده لوح بود و از او سوءاستفاده می کردند، دو راه پیش روی او گذاشتم که یا از استان برو بی سروصدا یا با تو برخورد می کنیم، شیخ راه دوم را برگزید و به تهران آمد و بعدها در تهران به پیشرفت های دنیایی-مدیریتی خوبی نیز دست پیدا کرد. جالب آنکه بعدها خیلی از کسانی که آن روزها دور و بر شیخ بودند، به دلیل انجام عملیات های مسلحانه علیه نظام و ترور انقلابیون اعدام شدند...
    لو رفتن کودتای نوژه
    یک خاطره جالب از آن دوران اینکه در شهر ما فردی بود به نام آقای دکتر »والاپور« که رئیس انجمن بهائیان و رئیس جمع آوری کمک های مردم ایران به اسرائیل در جنگ شش روزه با اعراب بود. اموال ایشان را توقیف کرده و دادند به بنیاد مستضعفان. یک روز فرمانده ژاندارمری ساری و یک نفر که در دادسرا بود، آمدند پیش من که آقا اموال آقای دکتر والاپور را بی دلیل توقیف کرده اند و شما کمک کنید که ما اموال را پس بگیریم. چند روز بعد هم دوباره آمدند و یکجوری صحبت کردند که آقا اگر شما امروز کمک ما کنید که اموال ایشان را پس بگیریم، ما هم اگر رژیم تغییر کند، به شما کمک می کنیم که من حس کردم یک خبری دارند اینها از تغییر حکومت که اینگونه صحبت می کنند و فردا آنها را دعوت کردم به خانه ام و یک مقدار با آنها صحبت کردم و از آنها اطلاعات گرفتم و گزارش دادم به مرکز که ظاهرا در لو رفتن کودتای نوژه موثر بود.
    اختلاف با زواره ای، آشنایی با لاریجانی
    بعد از رحلت حضرت امام من به دعوت آقای کازرونی رفته بودم وزارت مسکن تا اینکه مرحوم آقای زواره ای رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور به اصرار از من خواستند به سازمان ثبت اسناد بروم و من شدم معاون سازمان ثبت اسناد و تقریبا اداره کننده سازمان.... همکاری من با آقای زواره ای به خاطر اختلاف سلیقه اجرایی که با ایشان داشتم زیاد به طول نینجامید حدود 22 ماه و من از سازمان ثبت اسناد بیرون آمدم و یک مدتی بیکار بودم. آقای اکبر ترکان در آن زمان وزیر دفاع بودند که با دعوت ایشان بنده مشاور سازمان صنایع دفاع شدم و یک مدتی هم در »اتکا« کار کردم تا آقای لاریجانی شدند وزیر ارشاد و با واسطه ای از من دعوت کردند که به وزارت ارشاد بروم و من را گذاشتند عضو هیات مدیره سازمان ایرانگردی و جهانگردی و قائم مقام سازمان که در اینجا نیز عملامن سازمان را می گرداندم... بعد از اینکه حضرت آقا، آقای لاریجانی را به سمت رئیس صداوسیما منصوب کردند، به رغم اینکه حضرت آقا به آقای لاریجانی گفته بودند که کسی را از وزارت ارشاد به صداوسیما نبرید که نفر بعد از شما که آقای میرسلیم بود، وقتی می آید وزارت ارشاد دچار کمبود نیرو نشود، ولی با درخواست ویژه آقای لاریجانی ا

/ 0 نظر / 15 بازدید