ما و مواجهه با جنگ نرم

روزنامه کیهان  صفحه 2 

نویسنده: سعدالله زارعی

  درباره «جنگ نرم» و ارتباط آن با تحولات اجتماعی از منظرهای متفاوتی سخن گفته شده است. این واژه بخصوص بعد از انتخابات اخیر ایران وارد مباحثات روزمره اجتماعی ما شده و از بحث های آکادمیک -دانشگاهی-فاصله گرفته است. در عین حال از آنجا که از جنگ نرم بعنوان یک تهدید مهم علیه انقلاب یاد می شود،
    توجه به ابعاد آن ضروری است که به بعضی از موارد آن اشاره می کنیم:
    1-واژه جنگ نرم (Soft War) در برابر جنگ سخت (Hard War) کاربرد دارد البته گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت استفاده می شود ولی در نهایت معمولابه یک مفهوم ختم می شود. نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است. دراین باره منسجم ترین کتابی که با عنوان Soft Power- قدرت نرم- انتشار یافته به جوزف نای تعلق دارد. وی معتقد است مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر «اجبار» و مبنای قدرت نرم بر «اقناع» است او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام برده است. البته اگر مبنای قدرت سخت بر اجبار و مبنای قدرت نرم بر اقناع باشد می توان به این تفکیک جوزف نای خورده گرفت چرا که رسانه، اقتصاد و دیپلماسی می توانند در ذیل هر دو عنوان سخت یا نرم قرار گیرند. نرم یا سخت بودن آن بستگی به این دارد که در نهایت برای وادار کردن طرف مقابل به انجام کاری یا بازداشتن او از کاری استفاده می شود یا از این ها بعنوان یک اقدام تشویقی و اقناعی استفاده می شود اما به هر حال در اینکه امروز استفاده از قدرت نرم برای تامین منافع ملی و تمامیت ارضی و حفظ کشور یک ضرورت است و مراقبت از کشور در برابر تهدید نرم حیاتی است، اختلافی وجود ندارد.
    2- حوادث پس از انتخابات کشور نشان داد که استفاده از قدرت نرم علیه تمامیت ارضی، استقلال و هویت ملی کشور تنها در شرایط ضعف و شکست نظام اتفاق نمی افتد بلکه در «پیروزی های خیره کننده» هم از این ابزار برای تضعیف موقعیت داخلی و بین المللی انقلاب و نظام استفاده می شود از این رو رهبرمعظم انقلاب اسلامی برای خنثی کردن این مرحله حساس از تهدیدهای دشمن، دانشجویان، اساتید دانشگاهها و هنرمندان را به میدان فراخوانده اند.
    این فراخوان از یک سو پایان نیافتن توطئه نرم علیه انقلاب را تداعی می کند و از سوی دیگر نشان می دهد که اگر چه تهدید نرم علاوه بر «موجودیت»، «امنیت» و «اصالت» نظام را هدف قرار داده است ولی رزمندگان سنگر انقلاب در این میدان اولاو بالذات نیروهای امنیتی نیستند هرچند نیروهای امنیتی نیز در این میدان وظیفه حساسی را به دوش دارند.
    3- در جنگ نرم، دشمن از ادبیات سیاه- تاریک نشان دادن آینده- بهره می گیرد و با سوار شدن بر مرکب تردید- در اصول، مبانی و دستاوردها- تلاش می کند تا نظام و حافظان آن را مرعوب نماید و با فرسایشی کردن فضای سیاسی، نیروهای اصلی نگهدارنده را خسته نماید بر این اساس طی دو ماه گذشته ما شاهد حداکثر سیاه نمایی روی موفقیت های بزرگ نظام- شامل موفقیت در جلب بی نظیر حضور مردم در صحنه انتخابات، موفقیت های بزرگ در سیاست خارجی، موفقیت بزرگ در کم کردن فاصله طبقات اجتماعی، موفقیت بزرگ در پاکدستی مدیران و فعالیت شبانه روزی آنان، به ثمر نشستن سیاست های منطقه ای ایران، روزآمد کردن شعارهای انقلاب و...- بوده ایم. در همان حال نیروهای داخلی جنگ نرم با نیروها و قدرت های خارجی جنگ نرم چنان آمیختند که سوا کردن این دو از یکدیگر به غایت دشوار گردید این همه برای آن بود که به شهروند ایرانی که برای انقلاب و نظام برآمده از آن بیش از 40 سال تلاش کرده است، بباورانند که حرف های انقلاب از اساس نادرست است. ببینید نخست وزیر اوائل انقلاب و رئیس جمهور سابق و رئیس مجلس اسبق و... چه می گویند و چگونه برای دست یافتن به قدرت، خود را به آب و آتش می زنند پس این دعواها همه ماهیت قدرت طلبی دارند! کنار بکشید!، هرچه می خواهد بشود، بشود!
    رهبر معظم انقلاب اسلامی - دامت برکاته- برای خنثی شدن این ترفند به اساتید دانشگاهها فرمودند «لازم نیست شما از افراد نام ببرید ولی لازم است که به دانشجویان امید بدهید تا دستاوردهای بزرگ کشورشان را کوچک نبینند.»
    4- در جنگ نرم، دشمن با واقعیت کاری ندارد بلکه او واقعیت را برای مخاطب می سازد. شما همین روزها شاهدید با وجود اینکه بعضی از کسانی که از آنان به «شهدای سبز» نام برده می شد، زنده بودن خود را در تلویزیون اعلام کردند، هنوز بعنوان کشته یاد می شوند! و جالب تر اینکه تلاش وسیعی صورت می گیرد تا تعداد این کشته ها به 72 تن برسد حتی اگر لازم شد نام دختری که چندین بار از منزل متواری شده و در نهایت هفته ها بعد از حوادث انتخاباتی خود را از پل عابر پیاده به زیر افکنده و جان باخته است در لیست «شهدا» قرار می دهند تا این عدد مقدس تکمیل شود. در این صحنه اساساً واقعیت مهم نیست. مهم این است که در بازی تبلیغات سیاه، روی چه چیزی توافق و تاکید شده است. البته برای مردم ایران واقعیت ها پوشیده نیستند و عدم واقعیت های خلاف گوها هم سکه ای است که عمر آن به 10 روز نرسید.
    5- در این جنگ نرم، محیط های جوان «میدان مناسب» ارزیابی می شود، در واقع استفاده از «احساسات» و «مظلوم گرایی» چاشنی اقدامات خطرناک و هزینه بری است که فرماندهان آشوب خود از پذیرش آن اجتناب می ورزند. در این میدان آن دسته از نیروهای جوان که به دلیل برخورداری از «زیرکی سیاسی» و «فهم استوار» دست فتنه گران را می خوانند وظیفه ای خاص بر عهده دارند. کما اینکه نخبگان دوران دیده هم برای کنار زدن پرده های تردید -که گاهی پرده های تردید، دلهای پاک را هم می لرزاند- باید به میدان آمده و حقایق را بیان نمایند. از این رو رهبر معظم انقلاب روی رسالت دانشجویان - با عنوان افسران جوان- و اساتید دانشگاه - با عنوان فرماندهان خودی جبهه نرم- انگشت گذاشته و مسئولیت شان را یادآور شدند.
    6- در جنگ نرم، دشمن اصلی هزینه چندانی نمی پردازد- اگر چه البته پول زیادی خرج می کند- هزینه را نیروهای داخلی- عمدتاً با دریافت حق العمل - می پردازند و صد البته در این میدان آن دسته از نیروهای داخلی که برای تغییر وضع موجود انگیزه شخصی قوی تری دارند نقش برجسته تری دارند. برای پاره ای از مسئولان سابق مانع شدن از «کنار رفتن پرده ها» مهمترین انگیزه شخصی است. بعضی از نخبگان گردن کلفت که در کشور به انواع فسادها آلوده شده اند، طبعاً نمی خواهند باب سوالات باز شود از این رو حاضرند به قیمت زیر سوال رفتن کشور، ریخته شدن خون بی گناهان و بر باد رفتن حیثیت ملی مانع مفتوح شدن پرونده ها شوند. این ها به آسانی و به طرفه العینی جذب برنامه های دشمنان قسم خورده اسلام می شوند و عناوین سیاسی آنان، مانعی برای ایفای نقش در براندازی نظام نخواهد بود. با این وصف اگر کسی تصور کند برای وحدت می توان از خطاهای آنان چشم پوشی کرد، دچار خطای بزرگتری شده است. اگر اقدام آنان صرفاً یک «خطا» باشد که بر تداوم آن اصرار نمی شود. آنان در بیانیه های رسمی با صراحت می گویند نظام کوتاه بیاید تا ما کوتاه بیائیم. نظام باید از چه چیزی کوتاه بیاید؟ بدون تردید منظور آنان کوتاه آمدن نظام در پرونده های کلان سوءاستفاده های اقتصادی و مالی است. همین چند روز پیش یکی از این افراد در نامه ای از قوه قضائیه خواسته است که از پیگیری پرونده دو متهم- که اینک در بازداشت به سر می برند- خودداری کند. استدلال ظاهری این است که این دو به فلان دولت وقت کمک های موثری در جذب کمک های خارجی به کشور داشته اند ولی این واقعیت ندارد. واقعیت این است که این دو نفر واسطه سوءاستفاده های میلیاردی «بعضی ها» بوده اند و پیگیری این پرونده می تواند این روابط ناسالم و شرم آور اقتصادی را برملاکند. در همان حال برخی از خبرها حکایت از این دارد که این دو با سازمان جاسوسی آمریکا مرتبط بوده اند که در نامه توصیه مورد اشاره بی اهمیت فرض شده است!
    7- جنگ نرم، صحنه تقابل دروغ های بزرگ با واقعیت های تردیدناپذیر است در این میدان دروغ های بزرگ لباس واقعیت های تردیدناپذیر به تن می کنند و واقعیت های تردیدناپذیر، دروغ های بزرگ خوانده می شوند. بیانیه ها و نامه های اخیر آقایان موسوی و کروبی که از طریق حدود 2500 سایت و وبلاگ بازتاب داده شده و پی درپی در تلویزیونها و رادیوهای آمریکا، اروپا، اسرائیل و عربستان نشخوار می شوند، دروغ های بزرگی اند که به پیکار واقعیت های تردیدناپذیر آمده اند. در این جنگ نرم، کافی است که هواداران جبهه حق بیدار باشند و بیکار ننشیند چرا که زبان حق همیشه موثرتر از زبان باطل است و نیک می دانیم که «للحق دوله و للباطل جوله».

 

ضبط اموال دفتر پیگیری میرحسین موسوی

روزنامه اعتماد  صفحه 1 

  عصر روز گذشته ماموران به دفتر پیگیری ستاد میرحسین موسوی رفته و تمام اموال و اسناد آن را بدون هیچ گونه صورتجلسه یی با خود بردند. به گزارش نوروز - سایت خبری حزب مشارکت - ساعت 30/4 روز گذشته نیروهای امنیتی وارد دفتر کمیته پیگیری بازداشت شدگان ستاد میرحسین موسوی شده و بدون ارائه هیچ حکم قانونی اموال و اسناد موجود در آن را توقیف کرده و با خود به محل نامعلومی انتقال داده اند.این گزارش می افزاید آنها در پاسخ به اینکه باید طبق قانون برای اموال و اسناد توقیفی صورتجلسه نوشته شود، گفته اند اصلاً قرار نیست این اموال بازگردانده شود که لازم باشد صورتجلسه کنیم.این کمیته بعد از وقوع فجایع پس از انتخابات به ریاست سید علیرضا حسینی بهشتی فرزند شهید بهشتی فعالیت خود را زیر نظر ستاد میرحسین موسوی تشکیل داده بود.گفتنی است این دفتر از معدود محل هایی بود که آسیب دیدگان و بازداشت شدگان حوادث پس از ناآرامی های 22 خرداد برای احقاق حق تضییع شده خود به آن مراجعه می کردند.

 

زوایای دیگری از نقش مهدی هاشمی در انتخابات فاش شد

روزنامه ایران  صفحه 3 

   عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی از نقش مهدی هاشمی در تغییر نامزد اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری پرده برداشته است.
    احمد جهان بزرگی با بیان اینکه هنوز مشخص نیست که چرا در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری گزینه «موسوی» به جای «خاتمی» آمد، افزوده: مهدی هاشمی یکی از موثرترین افرادی بود که در تبدیل گزینه خاتمی به موسوی فعالیت کرد.وی با بیان این که ایرانیان فارغ التحصیل از دانشگاه انگلیس نقش مهمی در آوردن موسوی داشتند، اضافه کرده: جریان موج سبز را انگلیس مستقیماً رهبری می کرد.

 

جناب آقای رئیس جمهور خط فقر سر کاری نیست

روزنامه اعتماد  صفحه 10

نویسنده: رها ایزدی

  آقای احمدی نژاد در نشست مطبوعاتی روز گذشته در پاسخ به سوال خبرنگاری در زمینه خط فقر 850 هزار تومانی و حقوق حداقلی 263 هزار تومانی کارگران گفت: «خط فقر از امور سر کاری است چرا که به صورت دقیق و مشخص نمی توان آن را تعریف کرد، شما حدود نیازهای یک خانواده را چه تعریف می کنید؟» وی افزود:«برخی ها داشتن دوچرخه، کلاس رایانه و اینترنت را جزء نیازهای اولیه می آورند و بر اساس آن خط فقر را تعریف می کنند و برخی ها نیز نیازهای اولیه را مسکن، خوراک و پوشاک می دانند.»
    جناب آقای رئیس جمهور، در مناظره های انتخاباتی، شما خود را کارشناس ارشدی خطاب کردید که بر همه حوزه های تحت امرش اشراف دارد و با این حال در جلسه روز گذشته خط فقر را جزء امور سر کاری قلمداد کردید. چطور می توان این دو موضع را با هم و یک جا جمع کرد؟ آن هم در حالی که بنا بر همین آمار نصفه و نیمه یی که در کشور منتشر می شود بیش از 35 درصد از مردم ایران زیر خط فقر قرار دارند.
    خط فقر طبق تعاریف بین المللی که البته ممکن است شما آن را قبول نداشته و مایل باشید برداشتی نوین از آن ارائه دهید، این گونه تعریف می شود: «افرادی که در یک روز کمتر از دو دلار درآمد داشته باشند زیر خط فقر قرار می گیرند.»
    در ایران با محاسبه دلار هزار تومانی، اگر شخصی کمتر از روزی هزار تومان و ماهیانه 60 هزار تومان درآمد داشته باشد جزء افراد فقیر محسوب می شود. با این حساب کارگری که خانواده یی پنج نفره را اداره می کند و فقط 263 هزار تومان حقوق می گیرد، خود و خانواده اش زیر خط فقر قرار دارند. حال به نظر جنابعالی این موضوع سرکاری است؟ تازه مبنای دو دلار در روز متعلق به خط فقر نسبی است و خط فقر مطلق به شکل دیگری تعریف می شود.
    بنا به گفته آقای «حسین راغفر» استادیار دانشگاه و تدوین کننده نقشه فقر در کشور، در محاسبه خط فقر مطلق، تنها، کالری مورد نیاز فرد از طریق غذا لحاظ می شود و سایر اقلام کالایی بر حسب هزینه های غذایی تخمین زده می شود و به این دلیل، سهم مسکن در این هزینه ها بسیار کمرنگ می شود.
    این در حالی است که بر حسب آمارهای مرکز آمار ایران حدود 30 درصد سبد مصرفی خانوارها را مسکن تشکیل می دهد. البته رقم واقعی این کالادر سبد مصرفی خانوار به مراتب بیشتر از 30 درصد است: چرا که مرکز آمار این درصد را صرفاً بر حسب اجاره بها محاسبه کرده و سایر هزینه های مسکن و اصطکاک خانه را در نظر نگرفته است.
    بنا بر آمارهای ارائه شده از سوی این استاد دانشگاه در سال 83 ، 4/29 درصد، سال 84 ، 9/31 درصد، سال 85 ،6/33 درصد و سال 86، حداقل 35 درصد جمعیت کشور در زیر خط فقر مطلق به سر می بردند.
    آیا آقای رئیس جمهور محترم قصد دارند این آمارها را نیز نادیده گرفته و آنها را بدون پشتوانه کارشناسی و به قول خودشان سرکاری بخوانند.
    البته شاید انتظار شنیدن این حرف از آقای احمدی نژاد خیلی بیراه نباشد چون مصری وزیر منتخب احمدی نژاد در دولت نهم برای وزارتخانه رفاه و تامین اجتماعی نیز طی دوران وزارتش هیچ گاه حاضر نشد درباره افراد زیر خط فقر در کشور به خبرنگاران توضیح قانع کننده یی بدهد و همواره جمله مورد علاقه خودش را بیان می کرد که «اعلام خط فقر به درد کسی نمی خورد».
    با همه اینها به نظر می رسد امروز که صابون گوشت وارداتی یخ زده کیلویی 6 هزار تومان و برنج هندی کیلویی 2500 تومان و شلیل ترکیه یی کیلویی 2400 تومانی به تن ما خورده است، طبق نظر رئیس جمهور محترم با حرف زدن و نوشتن درباره خط فقر در واقع خودمان را سرکار گذاشته ایم.

 

«خادم دین» است و «یار مردم » است

روزنامه رسالت  صفحه 24

شاعر : شجاع الدین ابراهیمی

برشی از یک مثنوی بلند به مناسبت آغاز به کار «کابینه دهم دولت» در مشهد مقدس

عهد «عزت» چون به وقت « خدمت »است
    شهر « مشهد» میزبان «دولت» است
    مشهد «موسی الرضا» چون گل گواست
«دولت اسلام» محبوب خداست
    در جهان عزم سترگی می کند
«ملت ایران» بزرگی می کند
    این سخن «اسلامی» ایمانی است
    سربلندی لایق ایرانی است
    دوست دارد آسمان را - نور را
    ملت ایران «رئیس جمهور» را
«خادم» دین است و «یار مردم» است
«معجزه» در این «هزاره سوم» است
    صحبت اش «صاحب زمانی» گشته است
«فکرهای» او «جهانی» گشته است
    دارد او خیرالعمل - حسن السبق
«حوزه» و «بعثه» برایش «بیت حق»
«خامنه ای» در جهان جانان اوست
    شهر «مشهد» شاهد «پیمان» اوست
«دولت اسلام» فخر ایل شد
    در« نشست اولین» تشکیل شد
    با مدد از عون حق - آل عبا
    در جوار قدسی «موسی الرضا»
    دین بحق دور و دوامی یافته است
«هیئت دولت» قوامی یافته است
    کهکشان روشن زنار و نور ماست
    یک «رجایی» چون «رئیس جمهور» ماست
    اهل خیر و خوبی و خصم بدی ست
    اینکه «محمود» و «نژاد»ش «احمدی» است
    او رجایی وار در «عصر رجا» است
    مستحق رحمت ولطف خداست
    طیب الله چون «رئیس دولت» است
    حضرت رهبر برایش «حجت» است
    گوش بر امر و وصایای «ولی» ست
    او مرید «حضرت سید علی» است
    دین و دل در راه «رهبر» باخته ست
    او «امام» خویش را بشناخته ست
    مردمی و ساده «اهل خدمت» است
    صاحب عزاست و دور از شوکت است
    غرق صدق و خدمت و پاکی ست او
    بی ریا چون مردم خاکی ست او
    زندگیش ساده چون من چون شماست
    افتخارش خدمت دور از ریاست
    شکر می گوییم دائم بر خدا
    چون رجایی دگر داده به ما
    گرد هم «جمع وزیران» آمدند
    جملگی در «قلب ایران» آمدند
    این کلام جاودان «رهبر» است

«آستان قدس، قلب کشور» است
    برگل ایمان تمامی شبنم اند
    مردهای دین و دولت با هم اند

 

ایران، گران ترین اینترنت جهان

 روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 25

نویسنده: ندا لهردی

مقایسه قیمت پهنای باند در کشورهای مختلف جهان

    این روزها دیگر فناوری ارتباطات و میزان استفاده از کاربردهای مختلف آن به یکی از مهم ترین و موثرترین شاخص های توسعه انسانی در جهان تبدیل شده است.
    دلیل را هم باید در سرعت پیشرفت این صنعت، بخش های وابسته به آن و البته میزان نفوذ آن در زندگی روزمره جست وجو کرد. این پیشرفت هم مانند هر تغییر جدید دیگری هزینه هایی دارد که علاقه مندان به آن باید آن را بپردازند.
    این همان موضوعی است که در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته دنیا پذیرفته شده و به تدریج به تعادل رسیده است تا جایی که دیگر برای آنها پرداخت هزینه برای اتصال به شبکه جهانی اینترنت شکل یک معضل جدی را پیدا نمی کند. شاید این به همان علتی است که چنین کشورهایی خیلی زودتر از کشورهای جهان سوم و در حال توسعه راه پیشرفت و توسعه را در پیش گرفته اند و سعی دارند با سرعت بیشتری هم آن را ادامه بدهند.
    در مقابل، اما کشورهای در حال توسعه هنوز هم برای اتصال به شبکه اینترنت که در واقع یک نیاز اولیه در عصر ارتباطات محسوب شده و ساده ترین کاربرد فناوری اطلاعات است، با مشکلات مختلفی رو به رو هستند که شاید مهم ترین آنها به خصوص در کشور ما قیمت و هزینه استفاده از این فناوری است.
    با این همه اما موضوع وقتی پیچیده تر می شود که یک مقایسه ساده نشان می دهد قیمت اینترنت در ایران حتی نسبت به کشورهایی با زیرساخت و توسعه یافتگی مشابه هم بالاتر بوده و به عبارت دیگر کاربران ایرانی برای اتصال به اینترنت شرایط سخت تری نسبت به کاربران این کشورها دارند.
    قرار نیست درباره موضوعی تکراری بگوییم. قیمت بالای اینترنت در ایران هر چند موضوع جدیدی نبوده و نیست، اما مقایسه این قیمت ها با قیمت خدمات مشابه در کشورهای دیگر گاهی می تواند نقش یک تلنگر را به خوبی ایفا کند.
    درست به همین دلیل هم قیمت اینترنت در چند کشور به عنوان نمونه در این مطلب با هم مقایسه شده اند؛ کشورهایی که معیار انتخاب آنها در بعضی موارد شرایط مشابه و در موارد دیگر به عنوان الگوی مناسب بوده است که آنها را در زیر می خوانیم:
     هند
    هندوستان در واقع یک نمونه مناسب از کشورهایی است که در سال های اخیر مسیر توسعه را با سرعت خوبی طی می کند.
    بر اساس آخرین آمار تعداد کاربران اینترنت در این کشور به 13 میلیون و 54 هزار نفر می رسد که از این میان در حدود 4 میلیون و 73 هزار نفر از آنها به اینترنت پرسرعت دسترسی دارند. در این کشور حدود 8 شرکت بزرگ ارائه دهنده خدمات اینترنت سعی دارند تا اینترنتی با سرعت 256 کیلوبیت یا بیشتر را در اختیار کاربران این کشور قرار بدهند.
    با این حال شرکت BHARAT SANCHAR NIGAM یا BSNL اصلی ترین ISP در سرتاسر این کشور به حساب می آید. این شرکت در حال حاضر اینترنتی با سرعت 256 کیلوبیت در هر ثانیه را با قیمتی متغیر از 2500 تا 5000 روپیه (50 تا 100دلار) برای هر ماه در اختیار کاربرانش می گذارد. این در حالی است که این قیمت ها بعد از دو سال استفاده برای هر کاربر تا 20 درصد هم کاهش پیدا می کند. البته بهتر است بدانید که به این مبلغ مقداری مالیات هم اضافه می شود که بر اساس نوع طرح مورد استفاده متغیر است.  
    قطر
    در این کشور کوچک هرچند شرکت تلکام قطر یا Q-Tel از سال 1998 بزرگ ترین شرکت ارتباطی به حساب می آید، اما آنقدر فعال بوده که توانسته است در سال 2008 در فهرست 20 شرکت ارتباطی بزرگ دنیا قرار بگیرد. این کشور در حدود 80 هزار نفر کاربر اینترنت دارد که حدود 30 هزار نفر از آنها کاربران اینترنت پر سرعت هستند.
    این شرکت از سال 2002 خدمات اینترنت پر سرعت را برای کاربران این کشور ارائه کرده است و در حال حاضر برای استفاده یک ماهه از اینترنت با سرعت یک مگابیت هزینه ای برابر 55 دلار از کاربرانش دریافت می کند.
    کاربران قطری همچنین برای استفاده از اینترنتی با سرعت های 4،2 و 8 مگابیت در هر ثانیه باید به ترتیب 110،83 و 164 دلار در هر ماه بپردازند.  
    امارات متحده عربی
    یکی از کشورهای همسایه آبی ایران که در دهه اخیر رشد قابل توجهی را در زمینه ارتباطی و اقتصادی تجربه کرده است تا جایی که این کشور در حال حاضر یکی از کشورهای پیشرفته از نظر فناوری ارتباطات در منطقه به حساب می آید. در این کشور هم شرکت های ISP مختلفی به ارائه خدمات اینترنت برای کاربران مشغولند اما در میان آنها بیشترین کاربران اینترنت پرسرعت از خدمات دو شرکت DU و اتصالات استفاده می کنند.
    شرکت DU که 40 درصد از مالکیت آن در اختیار دولت امارات است، این روزها اینترنت پرسرعت با سرعت های 512 کیلوبیت، 1، 2، 8، 16 و 24 مگابیت را به ترتیب با قیمت های 5، 68، 95، 123، 149 و 204 دلار برای هر ماه در اختیار کاربرانش قرار می دهد.
    این در حالی است که کاربرانی که از خدمات شرکت اتصالات بهره می برند باید به طور متوسط برای اشتراک ماهانه اینترنت با سرعت یک مگابیت مبلغی برابر 50 دلار بپردازند.
        پاکستان
    در کشور همسایه شرقی ما هم گویا اوضاع چندان هم بد نیست. کاربران پاکستانی در حال حاضر می توانند از خدمات حدود 6 شرکت خدمات دهنده اینترنت بهره ببرند. با این همه شرکت PTCL فعال ترین شرکت در این زمینه است که به بیش از 167 شهر ارائه خدمات می کند. کاربران این شرکت می توانند از اینترنت پر سرعتی با سرعت های 2،1 و 4 مگابیت به ترتیب با قیمت های 5/24، 41 و 102 دلار استفاده کنند.
    انگلستان
    این کشور که در دسته کشورهای توسعه یافته در زمینه فناوری ارتباطات قرار می گیرد، فضای رقابتی خوبی را در بازار اینترنت خود به وجود آورده است.
    درست به همین دلیل هم هست که تعداد شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنتی در این کشور هر روز در حال افزایش است. به این ترتیب کاربران انگلیسی انتخاب های متفاوتی در اختیار دارند و می توانند انتخاب مناسب با نیازشان را راحت تر انجام بدهند.
    در حال حاضر؛ اما بیشترین کاربران اینترنت پر سرعت در این کشور از خدمات دو شرکت BT و Vrigin Media استفاده می کنند.
    با این اوصاف این روزها کاربران انگلیسی برای استفاده از اینترنت با سرعت20 مگابیت برای هر ماه 16 دلار به شرکت O2 می پردازند، در حالی که برای اینترنت 10 مگابیتی مبلغ 2/8 دلار به شرکت Vrigin Media می پردازند. شرکت BT، اما برای اینترنت با سرعت 8 مگابیت در هر ماه 75/12 دلار از کاربرانش دریافت می کند. با این حال شرکت AOL گویا ارزان ترین قیمت ها را دارد و برای یک ماه استفاده از اینترنت یک مگابیتی از کاربرانش مبلغ 8 دلار دریافت می کند.
        آمریکا
    یکی از پیشرفته ترین کشورهای جهان اگرچه این روزها درگیر بحران اقتصادی بی سابقه ای است، اما همچنان کاربرانش جزو طرفداران پر و پا قرص استفاده از اینترنت هستند. تا جایی که حتی همان یک چهارم جمعیت این کشور که درآمدی کمتر از 3 هزار دلار در ماه دارند هم از اینترنت و کاربری های آن دست نمی کشند.
    در این کشور اگرچه معمولاجدیدترین تکنولوژی ها زودتر از دیگر کشورها می رسند، اما هنوز هم 41 درصد کاربران اینترنت آن به استفاده از اینترنت از طریق کابل تمایل دارند. با همین اوصاف هم هست که تعداد ISPهای این کشور بسیار بیشتر از انگشتان هر دو دست است تا آنجا که بر اساس آخرین آمار در سال 2009 بیش از دو سوم کاربران این کشور از خدمات بیش از یک شرکت استفاده می کنند. این آمارها نشان می دهند که کاربران این کشور به طور متوسط برای استفاده از اینترنت هوشمند ماهانه 38 دلار می پردازند و برای استفاده از اینترنت با سرعت بالای 24 مگابیت به طور متوسط 39 دلار در هر ماه باید بپردازند. این تحقیق نشان می دهد با وجود افزایش فشارهای مالی اما همچنان تعداد کاربران اینترنت پر سرعت در این کشور در حال افزایش است.
      ... و بالاخره ایران
    معضل قیمت بالای اینترنت در ایران به عقیده بسیاری از کارشناسان و تحلیل گران در واقع یکی از موثرترین موانع برای افزایش ضریب نفوذ اینترنت در کشور ما به حساب می آید که متاسفانه همچنان هم راه حلی عملی برای آن ارائه نشده است. این در حالی است که دیگر در این سال ها انواع مختلفی از تحلیل ها درباره عوامل افزایش بالابودن اینترنت در کشور ارائه شده است که بیشترین آنها مربوط به حضور پر رنگ بخش دولتی در عرصه های مختلف توزیع و عرضه اینترنت است که به ایجاد بازاری غیررقابتی کمک می کند. با این همه اما کاربران اینترنت در داخل کشور هنوز هم برای استفاده از اینترنتی با سرعت ناچیز و لاک پشتی باید مبالغ قابل توجهی را بپردازند که حتی با کشورهای همسایه هم قابل مقایسه نیستند؛ به عنوان نمونه این روزها یک کاربر ایرانی برای دسترسی با اینترنتی با سرعت یک مگابیت که سرعت نه چندان بالایی در جهان به حساب می آید هم باید مبلغی در حدود 450 هزار تومان (چیزی در حدود 448 دلار) در هر ماه بپردازد که طبیعتا برای کاربران ایرانی با شرایط اقتصادی موجود آنقدر زیاد هست که تنها عده بسیار کمی بتوانند از آن بهره مند بشوند.
    این در حالی است که حتی اگر کاربران ایرانی بخواهند به اینترنت کم سرعت تری هم خودشان را راضی کنند باید برای اینترنت 256 مبلغی در حدود 40 هزار تومان (در حدود 38 دلار) برای هر ماه بپردازند.

 

/ 0 نظر / 27 بازدید