پیشنهاد برگزاری رفراندوم

روزنامه اعتماد صفحه 1

خاتمی برای برون رفت از بحران اخیر عنوان کرد

  مجمع روحانیون مبارز با صدور پنجمین بیانیه خود بر راه حل رفراندوم تاکید کرد. به اعتقاد مجمع روحانیون این راهکار می تواند مطابق نص صریح قانون اساسی بحران موجود در کشور را حل کند
      گرچه این اهانت ها از قدر انسان های بزرگ و خدمتگزار نمی کاهد، ولی نشان می دهد که 30 سال پس از پیروزی انقلاب، اخلاق و ادب تا چه درجه یی سقوط کرده است و افسوس بیشتر اینکه به جای برخورد با بداخلاقان مردم فریب از کیسه انقلاب و ملت و کشور به آنان پاداش داده می شود و منتقدان وضع موجود مجبور به پرداخت هزینه های سنگین می شوند. امروز اگر خیر انقلاب و کشور و ملت را می خواهیم، همگی باید پیشنهادهای متین آیت الله هاشمی را که در واقع حداقل هایی است که می تواند هم بخشی از حق مردم را ادا کند و هم جامعه را به سوی اطمینان و آرامش ببرد و امید به آینده را افزون سازد، جدی بگیریم و آن را عملی سازیم. همچنان که دفاع از حق مردم در بند بند بیانیه مجمع روحانیون مبارز مورد تاکید قرار گرفته است، مجید انصاری سخنان هاشمی را در نماز جمعه اقدامی در جهت دفاع از حق مردم دانست و گفت: همان گونه که از آقای هاشمی رفسنجانی انتظار می رفت و با توجه به سابقه درخشان 55 ساله و تلاش بی وقفه شان در عرصه دفاع از حقوق مردم و از اندیشه های امام(ره) و انقلاب اسلامی به بهترین نحو ممکن به تبیین آرمان های امام و مساله نقش و جایگاه رای مردم در دیدگاه اسلام، امام علی (ع)، پیامبر اکرم(ص) و قانون اساسی پرداخته و در تحلیل حوادث اخیر هم بسیار منصفانه و مدبرانه به موضوع اشاره کردند. وی در ادامه افزود: خطیب نماز جمعه تهران هم به تردیدهای به وجود آمده در انتخابات و هم عملکرد نادرست صدا و سیما که نقش زیادی در ایجاد تردیدها داشته است، اشاره کردند و هم بر ضرورت بازسازی اعتماد از دست رفته مردم، آزادی رسانه ها، ایجاد زمینه گفت وگوی جریانات مختلف در صدا و سیما، قانونمداری، آزادی زندانیان حوادث اخیر، دلجویی از مصدومان این حوادث و توجه به دیدگاه مراجع تقلید و علمای بزرگ تاکید کردند. اما همزمان با اینکه مجید انصاری از هاشمی رفسنجانی به خاطر دفاع از حقوق مردم دفاع کرد، انتقادات خود را متوجه محمد یزدی کرد و گفت: ما از آیت الله یزدی انتظاری بیش از این نداریم. سابقه تندروی و اظهار نظرهای یکجانبه و تند ایشان مشخص است. فقط از این موضوع متاسف هستم که چرا ایشان که در جایگاه رئیس شورای عالی مدیریت حوزه علمیه قم قراردارد این گونه موضع گیری کرده و روحانیت و حوزه علمیه قم را مورد سوال در اذهان مردم قرار می دهد. وی با تاکید بر اینکه روحانیت به اندازه کافی از این گونه اظهار نظرهای تند آسیب جدی دیده است، اظهار داشت: آیت الله یزدی باید در جایگاه رئیس شورای عالی مدیریت حوزه علمیه قم به ترمیم جایگاه روحانیت توجه کند. خوب است ایشان به نگرانی عمیق مراجع عظام تقلید و شخصیت های بزرگی چون آیت الله صافی گلپایگانی، آیت الله امینی، آیت الله جوادی آملی و آیت الله استادی بیشتر توجه کرده و از اظهار نظرهای یکجانبه و تند خارج شوند. دفاع از سخنان آیت الله هاشمی به اعضای مجمع روحانیون مبارز و... خلاصه نشد، گو اینکه حزب اعتدال و توسعه نیز از سخنان آقای هاشمی در خطبه های نماز جمعه استقبال کرد و اعلام کرد: حزب اعتدال و توسعه با استقبال جدی از نظرات ارزشمند حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی تنها راه برون رفت از شرایط موجود را عمل به یکایک نظرات و پیشنهادات ایشان که در خطبه های نماز جمعه اعلام شد، می داند.
    
     سیدمحمد خاتمی برگزاری «رفراندوم» را تنها راهکار برون رفت از بحران فعلی کشور عنوان کرد. البته رئیس دولت اصلاحات مجمع تشخیص مصلحت نظام را تنها «نهاد بی طرف» و «مرجع قابل قبولی» دانست که می تواند این رفراندوم را برگزار کند. هرچند سیدمحمد خاتمی خواستار برگزاری رفراندوم شد اما در عین حال محتوایی را برای رفراندوم از مردم پیشنهاد داد و گفت: باید از مردم پرسیده شود آیا از وضعیت پیش آمده راضی هستند و اگر اکثریت مردم از این وضعیت راضی هستند و این وضع را قبول داشته باشند، ما هم تسلیم هستیم. این پیشنهاد از سوی «سیدمحمد خاتمی» در دیدار با خانواده های بازداشت شدگان سیاسی و اعضای بلندپایه این تشکل روحانی از جمله محمد موسوی خوئینی ها، علی اکبر محتشمی پور، مجید انصاری، مهدی امامی جمارانی و محمد موسوی بجنوردی در حالی بیان شد که وی قبل از ارائه چنین پیشنهادی از محتوای سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه نیز استقبال کرد و از فعالان سیاسی خواست به جای انتقاد به هاشمی رفسنجانی شرایط را برای اجرایی شدن توصیه های هاشمی رفسنجانی فراهم کنند.و اینچنین بود که مجمع روحانیون مبارز به عنوان تشکل متبوع سیدمحمد خاتمی با صدور پنجمین بیانیه خود بر راه حل رفراندوم تاکید کرد. به اعتقاد مجمع روحانیون این راهکار می تواند مطابق نص صریح قانون اساسی بحران موجود در کشور را حل کند: بحرانی که مجمع روحانیون مبارز آن را «بحران بی اعتمادی» نامید که برای برون رفت لازم است از مردم نظرخواهی شود. در بیانیه مجمع روحانیون مبارز آمده است: «اعتماد حداقل میلیون ها انسان نسبت به روند انتخابات سلب شده است» و ضروری است به جای اصرار بر روش های ناکارآمد که تاکنون نتیجه یی جز سلب اعتماد بیشتر نداشته است، در یک همه پرسی که عموم ملت ایران بتوانند آزادانه در آن شرکت کنند، نسبت به آنچه اتفاق افتاده است، نظرخواهی شود که باید «زیر نظر نهاد و مرجعی بی طرف و مورد اعتماد مردم» صورت گیرد.در بخش دیگری از این بیانیه با مرور پیشنهادهای مجمع تشخیص مصلحت تاکید شده است: «جا دارد حاکمیت به پیشنهادهای خیرخواهانه عزیزانی چون هاشمی رفسنجانی توجه و اهتمام کنند تا در سایه آن رهبری، ملت و کشور همه برنده باشند که اگر وضع فعلی ادامه یابد، همگان بازنده خواهند بود.»به هر حال سیدمحمد خاتمی عمل به توصیه های هاشمی را موجب تلطیف فضای کشور دانست و گفت: توصیه های آقای هاشمی حداقل هایی است که می تواند فضای عمومی را تلطیف کند و اعتماد از دست رفته را بازگرداند. بنابراین باید از راهکار رفراندوم و اتکا به آرای ملت بهره گرفت.اما تاکید بر ضرورت تکیه بر آرای ملت تنها مورد تاکید خاتمی نبود چراکه مجمع روحانیون مبارز به عنوان باسابقه ترین تشکل روحانی در بیانیه خود بر پاسداشت جمهوری اسلامی تاکید کرده و اعلام داشته: پاسداشت «جمهوری اسلامی» که دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی است، بر همه ما لازم است، به خصوص اینک که آشکارتر از گذشته هم جمهوریت و هم اسلامیت در معرض تهدیدهای جدی است. از جمله آنچه در انتخابات اخیر گذشت هشداری است برای همه آنان که به انقلاب و راه امام وفا دارند و ایران و ایرانی را بزرگ و سربلند می خواهند. در بخش دیگری از بیانیه این تشکل روحانی اصلاح طلب با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری آمده است: در انتخابات اخیر اعتماد عمومی نسبت به اینکه «میزان رای ملت است» آسیب جدی دید و برای میلیون ها انسان این شائبه پیش آمد که چه بسا جریان ها و ساز و کارهایی بتوانند در رای واقعی مردم تصرف کنند و نتیجه یی را جز آنچه مردم خواسته اند، اعلام و القا کنند.در ادامه این بیانیه ضمن انتقاد از برخوردهایی که با معترضان به انتخابات شده است و همچنین بازداشت های اخیر، به نماز جمعه این هفته تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی اشاره شده و آمده است: در چنین فضای ناسالمی آنچه در نماز جمعه این هفته رخ داد، از یک سو نشانه دلبستگی مردم به اصل انقلاب است که اکنون احساس می شود از سوی جریان های پرمدعای خشونت طلب بداخلاق و ضدحقوق مردم در معرض تهدید قرار گرفته است و از سوی دیگر زمینه یی بود برای حضور متین و آرام صدهاهزار انسان که همه راه های حضور مدنی را به روی خود بسته می بینند. در بخش دیگری از این بیانیه با تجلیل از شخصیت آیت الله هاشمی رفسنجانی آمده است: آیت الله هاشمی رفسنجانی که از پیشتازان انقلاب اسلامی و پیروان صادق و فداکار امام و از سرمایه های کشور است، به خصوص در جریان انتخابات اخیر و پس از آن، مورد اهانت و جفای بی رحمانه و کینه توزانه قرار گرفت، همچنان که برخی دیگر از شخصیت های بزرگ و برجسته حوزه علمیه قم و نیز شماری از چهره های شاخص و تاثیر گذار روحانی در تهران آماج حملات ناجوانمردانه قرار گرفتند.

 

شکست در 6 همه پرسی ... و حالالاف رفراندوم پس از آشوب!

روزنامه کیهان صفحه 2 

  طراحان آشوب های خیابانی با ناامیدی از ایجاد اغتشاش به مستمسک دیگری برای مقابله با انتخاب ملت ایران متوسل شدند.
    مجمع روحانیون مبارز و سیدمحمد خاتمی عضو ارشد آن در موضعی مشترک ضمن تکرار ادعاهای قبلی، خواستار همه پرسی درباره مشروعیت دولت شدند! این موضع بلافاصله مورد استقبال رسانه های بیگانه و ضدانقلاب قرار گرفت.
    مجمع روحانیون مبارز با صدور بیانیه ای ریاکارانه مدعی تهدید علیه جمهوریت و اسلامیت نظام شد و با القای بی اعتمادی نسبت به انتخابات و تصرف در رای مردم نوشت: جا دارد از بیانات سنجیده، خیرخواهانه و شجاعانه آیت الله هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه سپاسگزاری کنیم.
    امروز اگر خیر انقلاب و کشور و ملت را می خواهیم همگی باید پیشنهادهای متین آیت الله هاشمی را جدی بگیریم و عملی سازیم.
    مجمع روحانیون می افزاید: این مجمع مصرانه می خواهد برای خروج از بن بست و بحران موجود در یک همه پرسی نسبت به آنچه اتفاق افتاده نظرخواهی شود البته زیرنظر نهاد و مرجعی بی طرف.
    خاتمی هم طی اظهارات مشابهی گفت: توصیه های آقای هاشمی حداقل هایی است که می تواند فضا را تلطیف و اعتماد از دست رفته را برگرداند و من نکته ای را اضافه می کنم و به صراحت می گویم راه برون رفت از بحران فعلی، اتکا به آرای مردم و برگزاری رفراندوم است. بایستی از مردم پرسید آیا از وضعیت پیش آمده راضی هستید؟ اگر اکثریت این وضع را قبول داشتند ما هم تسلیم می شویم. همه پرسی درباره مشروعیت دولت باید از سوی نهادهای بی طرف همچون مجمع تشخیص انجام شود.
    گفتنی است هاشمی رفسنجانی در خطبه های نمازجمعه گذشته در اظهاراتی مبهم گفته بود «همه طرف ها باید بتوانند برادرانه، خواهرانه بنشینند در صداوسیما و با هم حرف بزنند و دلیل خود را بگویند. بالاخره مردم در این بین خودشان می فهمند و آخرش هم می توان از مردم پرسید.»
    گفتنی است سیدمحمد خاتمی و برخی اعضای مجمع روحانیون نقش آتش بیاران معرکه را در آشوب های خیابانی ایفا کردند و به ویژه برخی اعضای مجمع2، 3ماه قبل از انتخابات به پیشگویی! درباره تقلب پرداختند و ستاد صیانت از آرا در برابر تقلب تشکیل دادند. بنابراین طیف مذکور نقش ویژه در بوجود آمدن وضعیت کنونی داشته اند و موضع اخیر آنان در برابر وضعیت موجود نوعی فرار به جلو است.
    اما درباره موضوع همه پرسی و رفراندوم باید توجه داشت که انتخابات خود، جامع ترین رفراندوم نسبت به رویکرد مدعیان اصلاح طلبی و همچنین طیف آقای هاشمی نسبت به دولت و سیاست بود. این مهم را کسانی چون تاج زاده و رضا خاتمی هم مورد تاکید قرار داده بودند که انتخابات ریاست جمهوری یک رفراندوم بزرگ است.
    بنابراین رفراندوم با حضور 40میلیونی ملت و دادن 5/24میلیون رای به رئیس جمهور اصولگرا و عدالت خواه انجام شده منتهی حضرات با گردن کلفتی به شیوه های دیکتاتورمآبانه و قلدرانه تلاش کردند رای توفنده ملت را زیرپا بگذارند و گستاخانه به ملت بگویند که دیدید نمی گذاریم رای شما به کرسی بنشیند و عملی شود.
    بنابراین طیفی که نه یکبار بلکه 6 بار در 6 سال گذشته (2 انتخابات شورای شهر، 2 انتخابات مجلس،2 انتخابات ریاست جمهوری) با رفراندوم های انتخاباتی از ملت ایران «نه» گرفته اما در عین حال باز هم تلاش کرده رویاروی رای ملت بایستد، قطعی است که حتی اگر رفراندوم دیگری هم برگزار شود، باز هم میز بازی را به هم بریزند و گردن کشی کنند. به همین دلیل مواضع جدید، صرفا ترفندی تازه برای مقابله با انتخاب شکوهمند مردم و طفره از پذیرش شکست و داشتن اخلاق شکست در انتخابات ارزیابی می شود آن هم صرفا به این دلیل که با دست یازیدن به اغتشاش و جنایت و تخریب اموال عمومی، ماهیت ضدقانون و دیکتاتوری خود را به مردم نشان دادند و حالامجبورند رد پای برجای مانده را گم کنند.

 

کارتون؛ نمک روزنامه نگاری

روزنامه اعتماد ملی صفحه 23

با یادی از احمد شاملو، مرتضی ممیز و محمد قوچانی

نویسنده: مسعود بهنود

   بدیهی ترین تعریف کارتون در نشریه همان نمک است. نشریه بی نمک هم مثل لقمه وقت گرسنگی خوانده و خورده می شود اما مزه ای از آن در خاطر نمی ماند. درست هم همین است. در روزنامه نگاری جهان، گرافیک هر نشریه مهم ترین مشخصه آن است حتی وقتی که ساده و خشک است و مانند بولتن های احزاب، و هیچ نمکی ندارد باز هم پیامی در آن است.
    جای دیگر نوشته ام. اثر کارتون ها در ذهن خواننده هیچ کمتر از اثر یک مقاله نیست. جز اینکه در عمل آزموده ایم بسیاری از مواقع مقالاتی نوشته و خوانده می شود که تکرار یک مضمون است و در نهایت فقط خواننده را از نظر نویسنده با خبر می کند و بس. اما در طرح ها و کارتون ها تکرار مضمون به سرعت دیده می شود بنابراین چنین خطایی کمیاب است. چون کارتون بر و روی نشریه است و تهرانی های قدیمی می گفتند: اصل کار بر و روست/ کچلی زیر موست.
    به تجربه ثابت شده که وقتی از مردم بپرسی کدام مقاله از روزنامه محبوب خود را به یاد دارید و همین سوال را درباره کارتون روزنامه بپرسی. نتیجه چنین خواهد بود که از میان مقالات یکی، دو تا در ذهن جایی برای خود گشوده و مانده، اما طرح ها و کارتون های در یاد مانده چندین و چند تاست. جز اینکه کارتون ها - بعد از تیتر اول هر روزنامه - اولین جایی هستند که نگاه خواننده را به خود می خوانند. به این تاویل اولین مقاله ای هستند که خوانده می شوند. چون کارتون ها هم مقاله اند و نظر. مقاله و نظری که کوتاه گفته شده و به سادگی به بیان آمده است.
        دبیرستان می رفتیم و همه حواسمان بود به کتاب هفته. تمام هفته صرفه جویی می کردیم تا بتوانیم کتاب هفته بخریم و وقتی به دستش می گرفتیم انگار دیگر غمی نداشتیم و آن را می نوشیدیم، می بلعیدیم، برایمان انتهای خلاقیت بود. ذهن مان را قلقلک می داد اگر اهل قصه نوشتن بودیم شعر سرودن، اگر اهل موسیقی بودیم یا در سر سودای بازیگری داشتیم، حتی آنهامان که نقاش و طراح بودند یا می خواستند بشوند. در کتاب هفته فقط قصه های نویسندگان ترک، فرانسوی، انگلیسی و مجار نبود که خوانده می شد، یا شعر و قصه های ایرانی، بلکه پشت جلدش هم بود و طرح هایی که به هر داستان در تخیل مان شکلی می داد، و معرفی کارتونیست های جهانی. من سامپه را از همان جا کشف کردم و هرشفیلد و لی واین را همان جا دیدم اول بار و البته که اردشیر محصص را. گزاف نیست اگر بگویم در آنجا شاملو و ممیز داشتند ما را پرورش می دادند و چشممان را به روی کارتون و طرح می گشودند. گرافیک مدرن داشت متولد می شد و ما شاهد و حاضر این رویداد.
    تا به آنجا برسیم، به جز تاریخچه ای طولانی و قدیم، مشروطیت و شبنامه هایی که گاه کارتون های ابتدایی در آن چاپ شده، اولین برخورد ایرانیان امروزین با کارتون است. که گاه آرم و لوگو شده اند. مانند لوگوی روزنامه صوراسرافیل که کارتونی است تحت تاثیر انقلاب کبیر فرانسه که گویا طراحش - که هیچ گاه نامش هم معلوم نشده- خواسته است خاستگاه انقلاب مشروطیت را نشان کند یا سر به سر کسانی بگذارد که این نسخه را ترجمه کرده و ندانسته برای ایران پیچیده اند، چرا که فرشته آزادی فرانسوی در این لوگو تبدیل به مردی می شود اما در حالی که پیراهن وی را به عبایی یا شولایی تبدیل می کند اصراری در پوشاندن برجستگی های تنش ندارد. این کارتون - لوگو در طول انتشار روزنامه صوراسرافیل هر شماره پوشیده تر شد و زیر فشار متشرعین، فرشته مرد شده ریش در آورد، سرداری پوشید، اما طراح یا کاریکاتوریست اش برجستگی را که کاری نداشت ترمیمش، دست نزد. آیا داشت برای ما امروزیان نشانه می گذاشت از فشاری که بر آنها وارد می شد. این همان دورانی است که محل روزنامه نیز ناگزیر جابه جا شد. از خیابان ناصری، کتابخانه تربیت رفت به خیابان علاء الدوله محاذی میهمانخانه مرکزی [کذا] و بالاخره رفت به خانه میرزا جهانگیر خان در نزدیک امامزاده یحیی کوچه مسجد فاضل خلخالی [کذا]. عجب است بعد 102 سال گویا داریم از همین الان حرف می زنیم. و این است شرط زنده بودن و این است شرط به روز بودن لابد و این است شرط درجا زدن!
    سرانجام روزی خود را انداختم به دفتر کتاب هفته، به بهانه شعر مشترکی که مرتکب شده بودم با مجتبی مهدوی. در نظرم مثل دفتر همه مجله های دنیا بود، یکی پشت میزی ایستاده بود و سیگار می کشید، موهای فرفری فلفل نمکی و چشمانش از دور فریاد می کرد که همان احمد شاملوست. یکی هم پشت میز داشت کار می کرد، سیگار نمی کشید و با سبیلش بازی می کرد و از دور فریاد نمی کرد که مرتضی ممیزست. این دو چشم ما را دانستیم یا ندانستیم آشنا کردند و از آن پس هر نشریه معتبر که در یادها مانده اثر انگشتی از ممیز دارد. از رودکی، فرهنگ و زندگی، امیدایران، بهکام، صنعت حمل ونقل، فیلم، آدینه، تکاپو، گردون، زنان و پیام امروز.
    اما حکایت روزنامه ها جداست. آنها در این 50 سال همیشه یا گاه گاه کارتون داشته اند اما یا مانند روزنامه های راقیه از نظر هنری بی ارزش و از نظر ادبی بی ارزش تر. این کارتون ها همیشه یک بیانیه سیاسی هستند که گویا سردبیر می نویسد و کارتونیست وظیفه دار شکل دادن به آن است و چنین بود تا جامعه. پس انگار می گویم. بعد از شوری که شاملو در مقام سردبیر در جان من انداخت و چند نشریه ای که من دبیرش بودم، بعد از آن پنج نشریه ای که ماشاءالله شمس الواعظین سردبیری کرد و شرق و شهروند و اعتمادملی که محمد قوچانی سردبیری کرد.
    در چشمان نوجوان 16-15 ساله که داشت عشق به روزنامه نگاری را کشف می کرد، کاری که شاملو می کرد در دفتر کتاب هفته به معجزه ای شبیه بود. صفحه ها که پخش می شد روی میز روزهای چهارشنبه. او بالاسر صفحات سیگار می کشید تک تک کلماتش را وقتی درباره طرح های پیشنهادی ممیز نظر می داد و گاه طنازی می کرد در ذهن دارم. این کلمات از هر درسی مهم تر بود، زندگی من شدند بعدها و وقتی شاملو داشت قصه ای می خواند یا چیزی می نوشت به انگشتان مرتضی خیره می ماندم که قلم [راپید؟] را جور خاصی لای دو انگشت می گرفت و می کشید و گاهی چه آسان صفحه جان می گرفت. گاهی- افسوس که وسیله و خیال ضبط این لحظات نبود- که شاملو داشت قهرمان های قصه ای را برای مرتضی تشریح می کرد تا بتواند پیشاپیش طرحشان را بکشد. یک بار که داشت قصه ای ازعزیز نسین، طنزنویس ترک را تعریف می کرد خطوط طرح را هم می گفت. یک سردبیر واقعی بود. اثر و سهمش به عنوان روزنامه نگار زیر سایه سنگین شاعری اش پنهان مانده است و شکل گیری گرافیک مجله ای و حضور مطمئن و قائم به ذات طرح و کارتون در نشریات از همین جا شروع شد. از مهری که شاملو به طرح داشت. گاه برای نیم سانت جا در یک صفحه ساعت ها وادارمان می کرد که لای کتاب ها بگردیم چون چیز خاصی در نظرش بود. اینترنت هم نبود که جست وجوگرت را به کار اندازی.
    از آن سال به بعد کمتر نشریه ای است که در یاد مانده باشد که مرتضی ممیز سهمی در آن نداشته باشد البته این به معنای نادیده گرفتن سهم ابراهیم حقیقی، محمد رامهرمزی، قباد شیوا، علیرضا اسپهبد، فاطمه حدیدی، محمد حمزه و هومن مرتضوی نیست.
    من 40 سالی کوچک ترین همراه این قافله بوده ام هیچ یک از 30 نشریه ای که ساخته ام بدون اثر قلم داریوش رادپور، کامبیز درم بخش، احمدرضا دالوند و توکا نیستانی نبوده است، حتی یکی. شاملو یادم داد که نشریه یعنی طرح و کارتون و جدی است. چنان شد که فرزندم نیما از همان 10-8 سالگی که شاگرد فریده لاشایی بود در نشریات هم کشید.
    این مرور - که حتی ارزش نگاهی به تاریخچه کارتون در مطبوعات معاصر را هم ندارد- گذری است و خانه تکانی ذهن، از آن رو لازم آمده است که روزنامه اعتمادملی به همت همه کارتونیست های خوبی که همکارش شده اند یک گام از بقیه روزنامه ها جلو برداشت. هر روز کاری درخور، هر روز یک کارتون ماندگار و جدی چاپ کرد. آفرین بر هادی حیدری و همت او.
    در حقیقت خواستم با این وجیزه تبریک گفته باشم انتشار »پرشین کارتون2« را و درست این است که تقدیمش کنیم به محمد قوچانی و گلی بنشانیم در صندلی خالی او.

 

/ 1 نظر / 12 بازدید