حاشیه های آخرین تحلیف احمدی نژاد

روزنامه اعتماد  صفحه 2

نویسنده : صبا آذرپیک

   ساعت30/7 صبح، 14 مرداد 88، میدان بهارستان.یک ساعت و نیم پیش از آغاز مراسم تحلیف محمود احمدی نژاد خودروهای ون، موتور و آمبولانس متعلق به نیروهای امنیتی و انتظامی در بهارستان و خیابان های اطراف مستقر شدند. نیم ساعت بعد مسوولان مترو به دستور فرماندهان امنیتی مستقر در میدان بهارستان موظف به بستن درهای مترو شدند. خودروهای میهمان های ویژه از خیابان های احاطه شده توسط خودروهای امنیتی رد می شود، پیاده روها خلوت است، کارت خبرنگاران به تنهایی اعتبار ندارد. باید کارت ملی یا گواهینامه ارائه کنند تا کارت ویژه تردد بگیرند. به چند خبرنگار روزنامه های اصلاح طلب همان ابتدا هشدار داده شد که قرار بوده به آنها اجازه ورود ندهند اما اگر قول بدهند شیطنت نکنند، برخی ها واسطه می شوند تا به مراسم بروند. دوستانه یادآوری می کنند که فردا حتماً مطالب شان را می خوانند تا ببینند مبادا از این دیالوگ دوستانه چیزی نوشته باشند. البته چند خبرنگار و عکاس را هم راه ندادند. اسم شان در لیست بود اما می گفتند کارت شان نیست.
    میزهای پذیرایی چیده شده بود. در راهروها فرش قرمز انداخته بودند. جایگاه خبرنگاران، میهمان های ویژه هم داشت، سفیر نبودند. یا کاردار سفارت یا دبیر دوم سفارتخانه های کشورهای آفریقایی یا حاشیه خلیج فارس. در صحن علنی تعدادی صندلی هم اضافه شده بود. تصور می رفت میهمان های بسیاری بیایند و 290 صندلی کم باشد، اما وقتی مراسم شروع شد و همان 290 صندلی هم بسیاری خالی ماند به مقامات دیپلمات اجازه دادند برخی از آنها پایین بروند و صندلی های سبز پر شود. گفته می شد نمایندگان اقلیت نمی آیند یا اگر بیایند هنگام تحلیف می روند اما برخی آمدند و تا آخر هم ماندند: «علیخانی، خباز، مقیمی، سنایی، پورفاطمی، پزشکیان، نصیری نماینده زنجان، دستغیب نماینده اصلاح طلب شیراز، فروزش، پشنگ، شهریاری، امیری، کواکبیان، اولیا، سجادیان، یوسف نژاد و حسین هاشمی». اما باقی اصلاح طلبان نیامدند که شامل تمام اعضای هیات رئیسه فراکسیون اقلیت می شد. تابش، قنبری، انصاری و نریمان نمایندگانی بودند که غایب بودند و باقی اصلاح طلبان هم به تاسی از آنها نیامدند. مابقی 42 غایب مجلس هم از اصولگراها بودند: چهره هایی مانند کاتوزیان، عباسپور و... ساعت50/8 که شد صدای هلی کوپتر در تمام فضای بهارستان پیچید و 20 دقیقه بعد مردان احمدی نژاد در کنار او وارد هرم سبز شدند. گرچه چند ساعت بعد یک «مقام آگاه» با خبرگزاری فارس گفت وگو کرد و گفت احمدی نژاد سوار آن هلی کوپتر نشده اما ساعت 11 صبح هم که احمدی نژاد رفت باز هم همان صدا آمد. علی کردان که وارد مجلس شد و در ردیف دوم نشست، تا چند صندلی اطرافش خالی بود. هیچ کس کنار دست او ننشست تا تنهایی به نظاره تحلیف بنشیند. مشایی، محصولی، رحیمی، ثمره هاشمی و سعیدلو که باید می آمدند و آمدند. جنتی هم آمد تا جمع شادباش گویان به احمدی نژاد تکمیل شود. وزیر دفاع صلاح دیده بود با کت و شلوار بیاید و لباس نظامی به تن نکند اما فیروزآبادی و احمدی مقدم با لباس فرم آمدند. روح الله حسینیان و رسایی شاد بودند و با همه روبوسی می کردند. البته چند وزیر هم نیامدند. می گفتند در کابینه بعد جایی ندارند و نیامدند. غایبان تنفیذ هم اینجا غایب بودند. البته برخی هم که به تنفیذ رفته بودند اینجا نیامدند. تحلیف برگزار شد و تمام شد و باز هم صدای آن هلی کوپتر آمد و احمدی نژاد رفت. اما میهمان های ویژه و خبرنگارها و نماینده ها با پای پیاده و ماشین باز هم از درهای بهارستان خارج شدند. پیاده روها فرق کرده بود. شلوغ بود. پیاده روهای بهارستان مملو از مردمی بود که به آرامی راه می رفتند. ماموران امنیتی و انتظامی هم با آرامش در کنار آنها ایستاده بودند یا در میان مردم قدم می زدند. تنها چند نفر از مردم برای چند نماینده تعریف می کردند که یک خانم مسن از طرف برخی افراد که لباس نیروی انتظامی به تن نداشتند، کتک خورد. تعریف می کردند چند مامور نیروی انتظامی به این نحوه برخورد معترض شدند و سعی کردند این خانم مسن را از آن محدوده بیرون ببرند تا سوار ون های مشکی نشود. اما با اصرار افرادی که مامور نبودند این خانم مسن با وجود اعتراض مردم سوار یک خودرو شخصی شده و برده می شود. این روایت در حالی برای نمایندگان تعریف می شد و آنها سری به نشانه تاسف تکان می دادند که برخی از رانندگان نمایندگان برای نماینده هایشان خبر آوردند که این خانم مسن «هاله سحابی» دختر عزت الله سحابی رئیس شورای فعالان ملی- مذهبی است. او دیابت دارد و به گفته پزشکان نباید زخمی شود چون دچار خونریزی های شدید خواهد شد. نمایندگان سوار زانتیا یا پژوهایشان شدند. شیشه خودروهایشان بالابود. گر چه خودروهایشان مشخص است اما به سختی توانستند محوطه اطراف میدان بهارستان را ترک کنند. خودرو نمایندگان از مقابل چند دبیرستان در خیابان جمهوری که می گذشت از درهایشان دانش آموزان دبیرستانی که باید برای انتخاب رشته به آنجا می رفتند، نمی توانستند خارج شوند. عقربه های ساعت که نزدیک 12 ظهر شد دیگر بهارستان از حضور میهمان های ویژه خالی شده بود. پیاده روهای شلوغ مانده بود و14 مرداد، سالروز صدور فرمان مشروطه توسط مظفر الدین شاه درست 120 سال پیش.

 

امروز دوران فرزندسالاری است

روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 6 

هشت درخواست اساتید بسیجی از احمدی نژاد

   سایت خبر آنلاین نوشت: دکتر صلاحی، دبیر کمیته سیاسی سازمان بسیج اساتید گفت که استادان بسیجی هشت درخواست را از احمدی نژاد به این شرح مطرح کرده اند:
    1 - لزوم توجه بیشتر به مبارزه با مفاسد اقتصادی به صورت مستدل با تصویب لوایح قانونی و همکاری نهادهای ذی ربط. 2 - لزوم مبارزه با فساد سیاسی احزاب و گروه ها و افرادی که مصالح این مملکت را رعایت نکردند و اقدام به کارهای خلاف قانون کردند یا با بیگانگان در برهم زدن امنیت کشور هماهنگ بودند. 3 - لزوم تلاش دولت برای استفاده از همکارانی قوی و استفاده از همه توانمندی های نیروهای اصولگرا. 4 - در نظر گرفتن دستورات مقام معظم رهبری در به کارگیری همکاران رییس جمهور. 5 - لزوم توجه بیشتر به مسائل فرهنگی و سیاسی در دانشگاه ها. 6 - با توجه به روحیه ولایتمداری که در رییس جمهور وجود دارد، انتظار این است که دستورات و اشاره های مقام معظم رهبری به سرعت عمل شود که این به نفع رییس جمهور هم هست. 7 - توجه به بعضی از گفته ها و کردارهایی که از سوی آقای مشایی در دولت نهم سرزده بود و نارضایتی و ناراحتی طیف گسترده علاقه مندان و طرفداران آقای رییس جمهور را در پی داشت. 8 - در به کارگیری آقای مشایی در مراکز حساس حتما نظر مثبت مقام معظم رهبری کسب شود.
    دبیر کمیته سیاسی یازدهمین هم اندیشی سازمان بسیج اساتید افزود: ما انتظار بیشتری از ایشان داشتیم. صلاحی با اشاره به اینکه رابطه پدر و پسری میان احمدی نژاد و رهبری عدم تمکین رییس جمهور از دستور ولی فقیه را توجیه نمی کند، به خبرنگار خبر گفت: اگر هم رابطه پدر و پسری باشد امروز دوران فرزندسالاری است. صلاحی تصریح کرد: اشاره های رهبری برای ما حکم است. حکم رهبری بر خود رهبری واجب است. به رغم اینکه این دولت خدمات بسیار بزرگی انجام داد، اما باید تکلیف روشن شود. چارچوب باید تعیین شود. من معتقدم در جلسه هم اندیشی اساتید بسیجی این موضوع روشن نشد، اما یک جلسه ای حتما نیاز است با حضور رییس جمهور این دفعه البته رییس جمهور شنونده باشد.

 

نردبان شکسته!

روزنامه کیهان صفحه 2

نویسنده: حسین شریعتمداری

   دیروز «رابرت گیبس» سخنگوی کاخ سفید در نشست هفتگی با خبرنگاران اعلام کرد که «آمریکا احمدی نژاد را رئیس جمهور مشروع و قانونی ایران می داند» و افزود «این واقعیت که هیچ نماینده آمریکایی در مراسم تحلیف احمدی نژاد شرکت نمی کند به معنی آن نیست که آمریکا مشروعیت ریاست جمهوری احمدی نژاد را رد می کند و یا او را رئیس جمهور منتخب ایران نمی داند.»
    اعتراف کاخ سفید به قانونی بودن انتخابات ریاست جمهوری دهم در ایران و مشروعیت و رسمیت ریاست جمهوری احمدی نژاد در حالی است که رسانه ها و مقامات آمریکایی طی چندماه گذشته و مخصوصاً بعد از اعلام نتیجه انتخابات، به منظور القای توهم تقلب در انتخابات دست به تبلیغات گسترده ای زده بودند و علاوه بر تماس های پنهان و افشا شده ماموران اطلاعاتی «سیا» با آشوبگران که با هدف مدیریت آشوب ها صورت می پذیرفت، دولت آمریکا به صراحت از اختصاص 400 میلیون دلار برای حمایت از آشوبگران خبر داده بود... اما این وجیزه، در پی بازخوانی پرونده سیاه همکاری «سیا» با فتنه انگیزان اخیر نیست، چرا که بازگویی آن، مصداق «حدیث مکرر» است و صدالبته، ملال آور. منظور از این نوشته، اشاره به نکته ای عبرت انگیز است و شاید برای بعضی ها که هنوز بر طبل توخالی تقلب می کوبند، درس آموز هم باشد. ان شاءالله.
    ساز بدصدا و هرزه نواز تقلب در انتخابات را پیش از همه و بیش از همه، آمریکا و متحدانش کوک کردند و با تمام توان سیاسی و تبلیغاتی و کمک های مالی خود در این شیپور فریب دمیدند، تا آنجا که به گواهی شواهد و قرائن و اسناد غیرقابل انکار می توان گفت، بدرقصی برخی از سران فتنه در همنوایی با همین ساز بدصدا بود. اکنون اما، آمریکایی ها خود به صراحت از قانونی بودن انتخابات و مشروعیت ریاست جمهوری احمدی نژاد سخن می گویند و رسماً به این حقیقت مشهود اعتراف می کنند. و این همه یادآور کلام خداوند تبارک و تعالی در قرآن است، آنجا که به ماجرای برخی از فریب خوردگان شیطان اشاره کرده و می فرماید؛
    «کمثل الشیطان، اذ قال للانسان اکفر فلما کفر، قال انی بری منک، انی اخاف الله رب العالمین... مثل آنان مانند شیطان است که به انسان گفت، کفر بورز، و هنگامی که کفر ورزید، گفت؛ من از تو بیزارم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم» آیه 16 سوره مبارکه حشر.
    اعتراف آمریکا به قانونی بودن انتخابات و مشروعیت ریاست جمهوری احمدی نژاد به مفهوم آن نیست که دست از ادامه توطئه برمی دارد، کما این که بیزاری جستن شیطان از انسانی که او را به کفر دعوت کرده بود به معنای دست کشیدن شیطان از فریب انسان ها نخواهد بود. بلکه آمریکا می داند و به وضوح درک کرده است در مقابل ایران اسلامی مقتدر و در برابر مردمی که با حضور بی نظیر 85 درصدی در انتخابات و رای 40 میلیونی خود قبل از هرچیز بر پشتیبانی از نظام اسلامی تاکید ورزیده اند، تاب مقاومت ندارد از این روی کوبیدن بیشتر بر آن طبل توخالی را به سود خویش نمی داند، نه این که از توطئه چینی و فتنه انگیزی دست بردارد. شیطان نیز، وقتی جلال و جبروت خداوند تبارک و تعالی را می بیند، فقط از آن ماجرا که در آن بود پا پس می کشد چون ادامه آن را ناممکن می بیند نه آن که برای همیشه از ماجراجویی و فریب انسان ها دست بشوید ...
    و تاسف آور است که برخی از سران مدعی اصلاحات از پا پس کشیدن شیطانی که فریبشان داده است نیز عبرت نمی گیرند و... شاید به این علت که می بینند هزینه این فتنه انگیزی را از جان و مال و زندگی دیگران می پردازند و خود آسیبی نمی بینند که نگران باشند! غافل از این که به قول ملای رومی؛
    نردبان این جهان ما و منی است
    عاقبت این نردبان افتادنی است
    لاجرم هرکس که بالاتر نشست
    استخوانش خردتر خواهد شکست

 

سخنگوی کاخ سفید: اشتباه کردم که گفتم احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب ایران است!

روزنامه آفتاب یزد  صفحه 1 

   روز گذشته رابرت گیبز سخنگوی کاخ سفید در مورد اخبار منتشر شده نسبت به تایید انتخابات ایران توسط ایالات متحده واکنش نشان داد. به گزارش رویترز رابرت گیبز که یک روز قبل از آن انتخابات ریاست جمهوری ایران را تایید و احمدی نژاد را رئیس جمهور منتخب ایران نامیده بود، گفت که در اظهاراتش دچار اشتباه شده و سپس افزود که در مورد صحت انتخابات ریاست جمهوری، این مردم ایران هستند که باید تصمیم گیری کنند.سخنگوی کاخ سفید گفت: »باید کمی اظهارات روز سه شنبه ام را اصلاح کنم. من اعلام کردم که احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب ایران است. باید می گفتم که وظیفه من نیست در این مورد قضاوت کنم. واقعیت این است که با وجود ابهاماتی در مورد عادلانه بودن انتخابات، ایشان سوگند یاد کرده اند. روشن است که مردم ایران سوالاتی در مورد انتخابات دارند که باید اجازه دهیم خودشان در این مورد تصمیم گیری کنند.«

 

هجرت پنج ساله حسین پناهی

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 9 
 14   مردادماه هر سال، یادآور درگذشت حسین پناهی است؛ شاعری که به گواه خیلی ها، تجسم یک مهربانی معصوم بود و این امر را بسیاری از افرادی که به نوعی با وی یا هنرش در ارتباط بوده اند باور دارند. خبرگزاری مهر به بهانه سالگرد حسین پناهی در گزارشی مبسوط به زندگی و فعالیت شعری و هنری این شاعر پرداخته است.پناهی متولد یکی از روستاهای استان کهگیلویه و بویراحمد بود و به راستی تا آخر عمر هم نتوانست صفا و سادگی دل یک روستایی را با هیچ چیز دیگری عوض کند.او در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان سوق در استان کهگیلویه و بویراحمد متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در همان روستا گذراند و دوران دبیرستان را در شهر بهبهان طی کرد. سپس به تحصیل در مدرسه آیت الله گلپایگانی در قم پرداخت و دوره چهارساله هنرجویی در مدرسه آناهیتا را نیز پشت سر گذاشت، سپس به فعالیت در عرصه سینما پرداخت و بازیگری در تلویزیون را نیز تجربه کرد. پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. با پخش نمایش «دو مرغابی درمه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش های تلویزیونی دیگر خود طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت. نمایش های دو مرغابی درمه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، به درخواست مردم چندین بار از تلویزیون پخش شد. شعرها و حرف های حسین پناهی صادقانه بود و همین باعث می شد که به دل بنشینند. جنس حرف هایش از جنس همان حرف هایی بود که شازده کوچولوی «آنتوان دوسنت اگزو پری» می زد.
    همان شازده کوچولویی که با دیدن یک جعبه ای که سه سوراخ داشت به فکرش می رسید که «ممکنه خونه یک بره باشه» و همیشه از خودش می پرسید «این آدم بزرگا چقدر عجیبن؟!» و در نهایت همه فکر و ذکرش گلی بود که تازه در سیاره اش سبز شده بود. گذرگاه، گال، تیرباران، هی جو، نار و نی، در مسیر تندباد، ارثیه، راز کوکب، مهاجران، چاووش، سایه خیال، اوینار، هنرپیشه، مرد ناتمام، روز واقعه، آرزوی بزرگ، قصه های کیش (اپیزود اول، کشتی یونانی)، بلوغ، مریم مقدس و بابا عزیز از آثار سینمایی هستند که پناهی در آن ایفای نقش کرده است. همچنین این هنرمند در چند تله تئاتر نیز به ایفای نقش پرداخته و چندین تالیف نیز دارد که «من و نازی»، «ستاره»، «چیزی شبیه زندگی»، «دو مرغابی در مه»، «گلدان و آفتاب»، «پیامبر بی کتاب» و «دل شیر» از این جمله است، ضمن اینکه دو نوار با شعر و صدای حسین پناهی نیز منتشر شده است که «سلام خداحافظ» و «ستارها» نام دارند.
    پناهی در دهه 60 و اوایل دهه 70 از پرکارترین و خلاقترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود و به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن و سادگی و خلوصی که از رفتارش می بارید و نیز طنز تلخش، بازیگر نقش های خاصی بود. او در سال ۶۷ برای بازی در فیلم «در مسیرتندباد» کاندید جایزه بهترین بازیگر نقش دوم شد، ضمن اینکه در سال ۶۹ برای بازی در فیلم «سایه خیال» که بر مبنای شخصیت او نوشته شده بود، نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد و در سال ۷۱ برای بازی در فیلم مهاجران نامزد دریافت بهترین بازیگر نقش دوم شد و دیپلم افتخار جشنواره نهم فجر را برای بازی در فیلم سایه خیال دریافت کرد. با وجود کارنامه سینمایی و تلویزیونی حسین پناهی، به نظر می رسد وی بیشتر شاعر بود و این شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت، ضمن اینکه آثار مختلف ادبی وی نیز از این امر حکایت می کند.
    یکی از آثاری که پناهی در آن ایفای نقش کرده، سریال «آژانس دوستی» است. پناهی در این سریال نقش راننده ای ساده، تنها و شوریده حالی را بازی می کرد که البته بر اساس نظر بسیاری از کسانی که پناهی را می شناختند، وی در زندگی واقعیش هم همین گونه ساده بوده است. شاید آنچه بیش از هر چیز دیگری باعث می شد پناهی به دل بنشیند، لحن صحبت کردن ساده اش، نگاه معصومش به زندگی و چهره دوست داشتنی اش بود. صفا، صمیمیت و صداقتی که در شعرها و نوشته های زنده یاد پناهی بود قابل وصف نیست و شاید دلیل این امر این است که این نوشته ها از دل پناهی می آمد و آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.
    حسین پناهی سرانجام در 14 مردادماه 83 درگذشت تا سادگی ها و صمیمیتش را در جهانی دیگر تداوم بخشد و چه زیبا از بهشت و مادر گفت که «به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد.» 

 

/ 0 نظر / 13 بازدید