زنان و حقوق از یادرفته
روزنامه اعتماد ملی  صفحه 1 
نویسنده: جمیله کدیور
«زنان نیمی از جامعه را تشکیل می دهند.» این جمله را به کرات شنیده ایم؛ جمله ای که به مضمون مشترک همه نطق ها و نوشته های مرتبط با زنان تبدیل شده است و از فرط تکرار و بعضا بی ارتباط بودن مقدمه و نتیجه ای که از این گفته حاصل می شود، به جمله ای بی محتوا تبدیل شده است. اینکه چرا این نیمه پنهان جامعه کمتر به چشم می آید و در عمل، در محاق فراموشی قرار می گیرد، واقعیتی است که نیاز به واکاوی جدی دارد. این نیمه پنهان، البته در موقعیت هایی در معرض توجه قرار می گیرد؛ ازجمله در روز زن (اعم از ملی، دینی یا بین المللی.) موقعیت دیگری که خصوصا در سال های اخیر به زنان توجه خاص می شود، ایام انتخابات است. به جز این دو مقطع، اکثرا، زنان در حاشیه اند؛ نه دیده می شوند و نه صدایشان شنیده می شود. به رغم اینکه در کشورهای مختلف دنیا با اعمال مکانیسم هایی، سعی شده این نیمه پنهان در حاشیه را برای کسب تجربه و حضور در متن، وارد صحنه کنند؛ در کشور ما هنوز در بر همان پاشنه سابق می چرخد و دور باطل همچنان ادامه دارد. برای توجیه میزان اندک حضور و مشارکت زنان، آنچنان نقش طبیعی آنان پررنگ شده، که گویی فقط زن ایرانی برخوردار از این وضع بیولوژیک و طبیعی است! و فقط زن ایرانی دغدغه خانواده و تربیت فرزندان خود را دارد. از دید دولتمردان کشورمان، زنان به خاطر بی تجربه بودن مجال مشارکت و حضور در حوزه های مختلف پیدا نمی کنند و به خاطر زن بودن امکان کسب بسیاری از مشاغل برایشان ایجاد نمی شود و در یک کلام کوتاه و گویا واگذاری مسوولیت به زنان ریسک است؛ هم برای دهنده مسوولیت و هم برای پذیرنده آن.آمارها تاسف برانگیز است. در کشوری که آمار دختران و زنان، به لحاظ سواد و تحصیلات عالیه در حد شاخص های جهانی است و از بسیاری از کشورهای جهان و منطقه جلوتر است، درصد اشتغال زنان حدود 13 درصد، مدیریت زنان 3 درصد، نمایندگی زنان در مجلس زیر 3 درصد، مطبوعات زنانه اش حدود 3-2 درصد و میزان فضایی که مطبوعات به اخبارش تخصیص می دهند، حدود 3 درصد است.
    بر اساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال 2008، در میان 130 کشور جهان، رتبه قدرت سیاسی زنان ایران 128، رتبه زنان در مجلس 120 و رتبه زنان در جایگاه های وزارتی 126 اعلام شده است.
    در گزارش سال 2008 مجمع جهانی اقتصاد با عنوان شاخص فاصله جنسیتی که وضعیت تفاوت جنسیتی در 130 کشور جهان را نشان می دهد، ایران رتبه 116 را دارد. بر اساس این گزارش، میزان درآمد سالانه مردان شاغل دو برابر و نیم زنان بوده است. نماینده ایران در برنامه توسعه سازمان ملل هم اعلام کرده که زنان ایرانی کمترین نرخ مشارکت و درآمد را در جهان دارند. حال با توجه به قانون اساسی که در مواد مختلف بر تساوی و رفع تبعیضات ناروا در مواد مختلف اشاره کرده و به رغم نبود منع قانونی در زمینه اشتغال و مشارکت سیاسی، چه شده که این نیمه اجتماع، بهره ای حداقلی از تمام منابع قدرت، اعم از سیاسی، اقتصادی و رسانه ای دارد؟
    چه اتفاقی افتاده که به رغم پیشرفت های علمی، زنان نتوانسته اند سهم خود را و حق بدیهی خود را در سایر عرصه ها کسب کنند؟
    به نظر می آید زمان تعارفات سیاسی به سر آمده است. زنان باید صراحتا سهم و حق خود را از دولتمردان متناسب با شایستگی ها و نه فقط بر اساس جمعیت پنجاه درصدی خود بخواهند. هرچند همیشه می توان این خواسته ها را بیان کرد، ولی در مناسبت های مختلف همچون روزهایی که به نام زنان در عرصه ملی (تولد حضرت زهرا) و بین المللی (روز جهانی زن) نام نهاده شده، همچنین ایام انتخابات بهترین زمان ها برای بیان خواسته ها و شنیده شدن صدای متحد زنان در حق خواهی شان است؛ حقی که سالیان سال از آنها دریغ شده است.

 

کلهر؛ بازگشت رضا پهلوی و خانم هاویشام های سیاسی

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 12

  مشاور رسانه ای احمدی نژاد می گوید: «رضا پهلوی اگر با پاسپورت ایرانی به فرودگاه مهرآباد بیاید، ایران نمی تواند او را راه ندهد و قانون سازمان ملل است. البته می توان به دلیل جرم هایی که کرده او را محاکمه کنند.» مهدی کلهر در گفت وگو با ویژه نامه نوروزی روزنامه همشهری، درباره گفت وگوی جنجالی خود با شبکه ماهواره ای فارسی زبان MITV , سه روز پس از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری درخصوص بازگشت خوانندگان لس آنجلسی به ایران توضیحاتی داد و گفت: «سوال این بود که اگر خواننده لس آنجلسی جرم سیاسی مرتکب نشده باشد، می تواند به ایران بیاید که من پاسخ دادم، بله. یک سایت مخالف دولت نهم (در ابتدای کار آن) این مصاحبه را تغییر داده و روزنامه شرق نیز آن را منتشر کرد. من می خواستم تکذیب کنم اما آنها روی تکذیب من هم حساب کرده بودند بنابراین سکوت کردم.» این مشاور رئیس جمهور در توجیه مصاحبه اش با MITV می گوید: «مصاحبه من برای خارجی ها بود و ربطی به داخل کشور نداشت. من در آن مصاحبه مدافع نظام بودم. مجری برنامه هم راجع به دولت نهم سوال نمی کرد. <خانم هاویشام های سیاسی> در ایران به این مصاحبه دامن زدند.» به گفته کلهر: «هیچ دولتی نمی تواند شهروند خود را با پاسپورت خود در پشت مرزها نگه دارد حتی اگر خواننده لس آنجلسی باشد. من رضا پهلوی را هم می گویم چه رسد به خواننده.» کلهر گرچه مشاور رسانه ای رئیس جمهور است اما در یکی از گفت وگوهای مستقیم تلویزیونی رئیس جمهور با مردم روبه روی او نشست و به طرح سوال درباره عملکرد دولت درباره مسائل اقتصادی پرداخت اما وقتی خبرنگار همشهری از او سوالی درباره نارضایتی اقتصاددانان از دولت پرسید پاسخ داد: «اشتباه است! مگر اقتصاددانان بچه اند؟ مگر می شود به ساز همه رقصید؟ معنی راضی یا ناراضی این است که هنوز دموکراسی را یاد نگرفته ایم. بزرگ ترین مغز اقتصادی هم که باشید، ممکن است با شما مخالفت کنند. آیا باید داد بزنید و اعلامیه دهید و رونوشت به ائمه، مکه و مدینه و واشنگتن بفرستید؟... این کار رسانه است یعنی رسانه باید به کارشناسان ادب بیاموزد و زندگی دموکرات را به آنها یاد دهد. کسانی که در رسانه ها ادعای دموکراسی دارند، بی تربیت ترین هستند و باید به آنها ادب آموخت... آنچه در برخی رسانه ها جریان دارد، بی ادبی است. آنها رسانه نیستند و از حزب هم بدتر هستند زیرا حزب اینقدر بی ادبی نمی کند.» کلهر از برخی رسانه ها به خاطر اینکه احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور به رسمیت نمی شناسند، انتقاد کرد و گفت: «اگر لفظ رئیس جمهور را بگذارید یا نگذارید، چیزی از احمدی نژاد کم نمی شود. برخی از لفظ دولت نهم فقط برای فحش دادن به آن استفاده می کنند که به نتیجه دلخواه نمی رسند.»

 

ادای دین به کریم بغدادی و سازمان منافقین

روزنامه کیهان صفحه 2 

   رئیس گروهک کانون مدافعان حقوق بشر درباره ماهیت تروریستی گروهک منافقین مدعی شد پرونده این سازمان را نخوانده است!
    شیرین عبادی این موضع مضحک را هنگامی اتخاذ کرد که پس از ساعتی اتهام -پراکنی علیه جمهوری اسلامی، با پرسش یکی از حاضران در سخنرانی وی در بروکسل مواجه شد. در این سخنرانی، عبدالکریم لاهیجی (همکار منافقین و معرف عبادی برای دریافت جایزه نوبل) در کنار شیرین عبادی حضور داشت. لاهیجی در روزگار جنگ تحمیلی به خاطر سرسپردگی و خدماتش به رژیم بعث، در محافل ضدانقلابی به کریم بغدادی معروف شد.
    عبادی در سخنان خود تصویری سیاه از وضعیت حقوق بشر در ایران ارائه کرد و مدعی نقض آن شد. وی همچنین گفت: تحمل حکومت نسبت به انتقاد کم است. در ایران تبعیض مذهبی وجود دارد و بهائیان هیچ حقی ندارند... انتخابات در ایران آزاد نیست. صحبت از حقوق بشر در ایران با آقای دکتر لاهیجی و کانون حقوق بشری که شکل گرفته بود، آغاز شد.
    پس از این اظهارات یکی از حاضران در سخنرانی از عبادی درباره سازمان مجاهدین (منافقین) و حذف نام آنها از فهرست سازمان های تروریستی در اروپا پرسید. عبادی در این هنگام با تغییر لحن حقوق بشرخواهانه، به توجیه تصمیم سیاسی اروپایی ها پرداخت و گفت: این مسئله، یک مسئله حقوقی است]!؟[ که قاضی ها تصمیم گرفتند و در دادگاه رای دادند. من پرونده این سازمان را نخوانده ام(!)
    تبرئه و توجیه اقدام سیاسی اروپا نسبت به خروج منافقین از فهرست گروه های تروریستی در حالی است که آنها صراحتاً به جنایت و ترور علیه ده ها شخصیت بلندپایه و منتخب ملت ایران (رئیس جمهور و نمایندگان مجلس) اعتراف کرده اند و ابراز بی اطلاعی عبادی نسبت به این امر، صرفاً منافقانه بودن مواضع وی را برملامی کند. در عین حال اگر بنابر ادعای وی، باید تبرئه منافقین را به عنوان اقدام قانونی و حقوقی نگریست، چرا نامبرده احکام دادگاه های ایران را به تبع اربابان اروپایی و آمریکایی تخطئه می کند؟!
    اقدام اخیر عبادی ادای دین وی به گروهک منافقین ارزیابی می شود به ویژه از این جهت که اگر منافقین وی را از طریق الهه هیکس به محافل آمریکایی و اروپایی معرفی نمی کردند و بر میزان سرسپردگی اش گواهی نمی دادند، وی حتی در خواب هم نمی دید که نامزد جایزه صلح نوبل شود و در شمار جنایتکاران بزرگی چون انور سادات، مناخیم بگین، شیمون پرز و هنری کیسینجر (عامل قتل عام مردم شیلی در کودتا علیه سالوادور آلنده) قرار گیرد.

 

وای مکس روی تلفن های همراه

روزنامه اعتماد   صفحه 10 

آغاز عرضه فناوری های نسل چهارم

   سامسونگ الکترونیک، دو محصول جدید خود را در زمینه فناوری های نسل چهارم در کنگره جهانی موبایل 2009 ارائه کرد. این دو محصول عبارتند از وای مکس سیار و LTE (Long Term Evolution) .
    هر دو این محصولات از زیرساخت های فنی مشابهی همچون OFDMA (Orthogonal Frequency Division Multiple Access) Smart Antenna، MIMO (Multiple Input Multiple Output) و دیگر فناوری ها استفاده می کنند. سامسونگ در گذشته نیز پیشگامی خود را در عرصه فناوری وای مکس (WAIMAX) به اثبات رسانده بود و تجربه بسیاری در پروژه های نسل سوم (3GPP) دارد. از این رو طی همکاری ها و همفکری های متعددی که صورت گرفته، سامسونگ موفق شده است به موفقیت های قابل توجهی در عرصه فناوری های نسل سوم و چهارم دست پیدا کند. سامسونگ علاوه بر این به روزترین و مدرن ترین فناوری LTE را نیز ارائه کرده است.
    «هیوژانگ لی» نایب رئیس بخش سیستم های مخابراتی سامسونگ در این خصوص می گوید: «ما در سال های گذشته، سرمایه گذاری زیادی را در بخش تحقیق و توسعه برای سیستم های بیسیم نسل چهارم انجام داده ایم.
    در نتیجه موفق شدیم به فناوری اصلی سیستم های نسل چهارم همچون OFDMA و MIMOدست پیدا کنیم و برای اولین بار در دنیا، خدمات تجاری وای مکس را روی تلفن های همراه ارائه کنیم.» وی می افزاید: «ما تقاضای زیادی را در بخش خدمات دیتا چه به صورت داخلی و چه به صورت خارجی پیش بینی می کنیم و با موفقیت کسب شده خواهیم توانست خدمات ارزشمندی را به کاربران ارائه و به جایگاه ویژه یی در بازار دست پیدا کنیم.»
    آخرین و متمایزترین محصولات ارائه شده در این خصوص، نوت بوک WiMAX UbicellTM، دستگاه اینترنتی موبایل MID و تلفن همراه هوشمند است. WiMAX UbicellTM، یک ایستگاه مبنای سلولی است که قابلیت بهبود ظرفیت و پوشش بیسیم را در منزل فراهم کرده است. این فناوری، با توجه به عدم آگاهی بسیاری از کاربران به تجهیزات مخابراتی و ارتباطی، به گونه یی طراحی شده است که به راحتی و با داشتن اطلاعات پایه قابل استفاده باشد. سامسونگ به صورت آزمایشی شروع به ارائه خدمات CDMA UbicellTM در ایالات متحده کرده است. علاوه بر این، سامسونگ دو نوع از ایستگاه های مبنای خود را نیز برای پوشش وسیع ارائه کرده است که عبارت از U-RAS Flexible (نوعی واحد دیجیتالی و واحد رادیویی) و U- U-RAS Compact (یک بستر مشترک برای وای مکس سیار و Mobile WiMAX Evolution) است.
    سامسونگ همچنین سیستم های دسترسی شبکه و سیستم های متمرکز شبکه یی خود را توسعه داده است که از عملیات داخلی چندین کاربری پشتیبانی به عمل می آورد.
     علاوه بر این سامسونگ نخستین شرکتی است که یک دستگاه LTE از نوع گوشی موبایل ارائه می کند. محصول LTE سامسونگ کاملاً منطبق بر استاندارد 3GPP LTE Rel-8 است.
     تست های آزمایشی این محصول نیز از سال 2009 آغاز شده است و پیش بینی می شود سرویس تجاری آن از سال 2010 وارد کار شود.

 

/ 1 نظر / 11 بازدید
رضا (عشق من شبنم)

نبردهای زندگی همیشه به نفع قویترین ها و سریع ترین ها پایان نمی پذیرد .دیر یا زود برد با کسی است که بردن را باوردارد. (ناپلئون)