اصول میرحسین برایآرامش جامعه : حفظ نظام، تقویت وحدت ملی احیای هویت اخلاقی، بازسازیاعتماد عمومی و پرهیز از خشونت اصلی ترین شاکله نهضت سبز است

 روزنامه اعتماد  صفحه 1 

    موسوی که جبهه سیاسی فراگیر خود را - که قرار است با عضو گیری از بخش های مختلف جامعه تشکیل شود - «راه سبز امید» نامیده است در این بیانیه از دلایل این نامگذاری هم سخن به میان آورده است

   یازدهمین بیانیه کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری دهم در شرایطی با اعلام 9 راهبرد اصلی برای شرایط خاص کشور پس از انتخابات منتشر شد که علاقه برخی افراد و نهادهای صاحب قدرت برای تداوم شرایط ویژه پس از انتخابات هر روز ابعاد تازه تری می یابد. برخوردهای محدود کننده با احزاب اصلاح طلب، تداوم بازداشت چهره های شاخص اصلاحات، بلاتکلیفی خانواده های مردم معترض به نتایج اعلام شده، هجمه روزافزون به میرحسین، خاتمی، کروبی، آیت الله هاشمی رفسنجانی و اخیراً نیز لغو پی در پی مراسم مذهبی اصلاح طلبان نظیر احیای حرم مطهر تنها بخشی از اتفاقات اخیر است. میرحسین موسوی که در دو ماه گذشته در کنار مهدی کروبی، سیدمحمد خاتمی و سایر سران جبهه اصلاحات نسبت به نتایج اعلام شده به عنوان آمار انتخابات معترض هستند پس از دستگیری های گسترده فعالان اصلاح طلب و مردم نیز تاکید می کنند همچنان به تلاش برای استیفای حقوق ملت ادامه می دهند. میرحسین در بیانیه های قبلی خود که آخرین آن در اعتراض به نخستین جلسه دادگاه اصلاح طلبان صادر شد، نسبت به تداوم وضع موجود هشدار داد و از مسوولان ذی ربط توضیح خواست. او در دیدارهای مداوم خود با خانواده زندانیان سیاسی نیز بر همین مواضع تاکید ورزیده و هنگام حضور در منازل یا مجالس ختم کشته شدگان در ناآرامی های پس از انتخابات یا بازداشتگاه های غیرقانونی مانند کهریزک، از قدم گذاشتن در یک راه بی برگشت سخن می گوید. نخست وزیر محبوب امام و ملت در یازدهمین بیانیه خود نیز به تفصیل به اتهامات پرحجم پخش شده از رادیو و تلویزیون دولتی ایران و رسانه های تندرو پاسخ گفته و راهبردهایی را نیز برای تداوم مسیر جامعه مطرح ساخته است. وی که جبهه سیاسی فراگیر خود را - که قرار است با عضو گیری از بخش های مختلف جامعه تشکیل شود - «راه سبز امید» نامیده است در این بیانیه از دلایل این نامگذاری هم سخن به میان آورده است. به گزارش «کلمه» - پایگاه اطلاع رسانی مهندس موسوی - در این بیانیه ضمن تاکید بر حفظ نظام در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از جمهوری اسلامی اتخاذ رویکردی اجتماعی برای حل مساله ضروری دانسته شده است. بیانیه نخست وزیر دوران دفاع مقدس این گونه آغاز می شود: «مردم شریف، آزاده و آگاه ایران، نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق های رای رفتید که با تاکیدهای مکرر مسوولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرایتان در برابر مقاصد قدرت طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف های سازمان یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه یی برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می توانست در فرآیندی منصفانه و بی طرفانه مهار شود با بی تدبیری، با یورش تبلیغاتی رسانه های دولتی و حمله به تجمعات آرام و مسالمت آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد: وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.» میرحسین در ادامه بیانیه خود آورده است: جمع کثیری از دلسوزان حوزه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه های علمیه نسبت به افسانه پردازی های رسانه های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه ها واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یکصد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند. در فراز دیگری از بیانیه شماره 11 مهندس موسوی تاکید شده است: پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر کشور است؟... از این رو است که به رغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدام شان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.
     در ادامه این بیانیه، میرحسین با طرح پرسش «به راستی چه باید کرد؟» افزوده است: در پاسخ به این پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم... برخلاف آنچه دستگاه های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می کنیم. ما خواسته هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غیرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.
      خط تداوم اعتراض به بازداشت مدیران اصلاح طلب ارشد سال های گذشته نظام نیز همچنان در بیانیه میرحسین دیده می شود.
        در این بیانیه میرحسین با تاکید بر تعهدات خود در قبال جامعه ایران خطاب به ملت آورده است: مردم فداکار ایران، پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما و در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسیدن به آرمان هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چندماهه دنبال کرده اید پیشنهاد نمی کنم: راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها و گفت وگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.
        این بیانیه می افزاید: برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه» استفاده می کنیم تا توفیق. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده هایی داریم که هدایت الهی پیش پایمان قرار می دهد. ما می اندیشیم و تدبیر می کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه هایی که او برایمان می گشاید از خود کارسازی نشان می دهند.
     ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده اند: اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت. و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده ایم تا حاکی از هویت ایرانی مان باشد: امیدی که این ملت را از گردنه های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است: راه سبز امید.
     در خاتمه این بیانیه با اشاره به اینکه «اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های بحق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود داشته باشد»، آمده است: حداقل آنچه در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
        1- تشکیل گروه حقیقت یاب و حکمیت مورد قبول همه ذی نفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
     2- اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
       3- شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه یی
      4- رسیدگی به آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده های جان باختگان، آزادی همه دست اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
      5- اعمال اصل 168 قانون اساسی در خصوص تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به جرائم سیاسی با حضور هیات منصفه
     6- تضمین آزادی مطبوعات، تغییر رفتار جانبدارانه صدا و سیما، رفع محدودیت های اعمال شده برای برخورداری احزاب، گروه های سیاسی و نگرش های مختلف از ارائه دیدگاه های خود در رسانه ها، به ویژه صدا و سیما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
       7- به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
    8- تضمین حق اساسی مردم در تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها با اعمال اصل 27 قانون اساسی
      9- تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت های اقتصادی.

 


لغو برنامه های سیاسی و مناسبتی ادامه دارد : تغییر مکان نماز عید فطراز مصلی به دانشگاه
 
روزنامه اعتماد  صفحه 1

   لغو برنامه های ماه رمضان در اماکن مختلف ادامه دارد. انصراف از برپایی مراسم شب های قدر در حرم امام خمینی(ره) پس از 20 سال، ماه رمضان امسال را متفاوت از سال های قبل کرده است: تفاوتی که در واکنش های تحلیلگران سیاسی و چهره های فعال نمود پیدا کرده و آنها را به انتقاد از دخیل کردن حوزه سیاست به مسائل مذهبی و ایمانی مردم واداشته است. با این حال به رغم این گلایه ها، هر روز اخبار جدیدی از تغییر برنامه های معمول ماه رمضان بر خلاف سال های قبل منتشر می شود. چنان که روز گذشته رئیس ستاد برگزاری نماز عید فطر شهرداری تهران اعلام کرد امسال مجموعه مصلای بزرگ امام خمینی آمادگی برگزاری این نماز باشکوه را ندارد. محمد عیدیان علت این امر را در گفت وگو با ایرنا انجام فعالیت های عمرانی و ساخت و سازهای داخل محوطه مصلی عنوان کرد. در سال های اخیر مصلای تهران که در مرکز شهر واقع شده و موقعیت مناسبی به لحاظ دسترسی عمومی دارد، پذیرای یک و نیم تا دو میلیون نفر از نمازگزاران روزه دار بود و البته شهرداری تهران نیز با تشکیل ستادی ویژه متولی تهیه مقدمات برگزاری این نماز بود. اما امسال برنامه تغییر کرده است. به رغم اینکه سال هاست عملیات عمرانی در مصلی در حال انجام است و همیشه ماشین های سنگین در گوشه یی از این مکان در حال کار هستند، ولی امسال قرار است به دلیل همین فعالیت ها، مقدمات برگزاری نماز عید فطر به دانشگاه تهران منتقل شود. این تصمیم بلافاصله بعد از لغو مراسم احیای حرم امام خمینی با حضور سران اصلاح طلب و جمعیت میلیونی مردم، نشان از مسائل دیگری به غیر از ساخت و سازهای ساختمانی دارد. مسائلی که به حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم گره خورده و محدودیت های فراوانی را برای اصلاح طلبان و معترضان به روند برگزاری انتخابات به وجود آورده است. با این حال تحلیلگران سیاسی اقداماتی از این دست را بر خلاف توصیه های مقامات ارشد کشور برای ایجاد آرامش و اعتمادسازی قلمداد می کنند و فراتر از این، معتقدند مسائل اعتقادی و دینی جامعه را نباید درگیر مناقشات سیاسی اخیر کشور کرد و روزه داران را از حال و هوای معنوی رمضان خارج کرد. اما لغو مراسم و جابه جایی مکان نماز عیدفطر تنها برنامه هایی نیستند که این روزها در صدر اخبار قرار می گیرند، بلکه دامنه آن به مراسم سالگرد نیز رسیده است. در این راستا خانواده آیت الله قدوسی با انتشار بیانیه یی تحلیلی اعلام کرد با توجه به شرایط موجود کشور راهی برای برگزاری بیست وهشتمین سالگرد این شهید محراب ندارند و برای جلوگیری از تکرار آنچه در مراسم مشابه صورت گرفته است، از برگزاری آن خودداری می کنند. 

 

کی بود سیلی زد ؟!

روزنامه کیهان  صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

  روز سه شنبه-10/6/88- در جریان بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی کابینه دهم، وقتی نوبت به سردار احمد وحیدی رسید، جلسه علنی مجلس شورای اسلامی با «حفظ دستور» برای دقایقی از «دستور» خارج شد! نه این که نمایندگان موضوع بحث را واگذارند، بلکه داستانی فراتر از آن در میان بود. تنها نماینده ای که به عنوان مخالف ثبت نام کرده بود، اعلام کرد نه فقط در مخالفت با انتخاب سردار وحیدی برای وزارت دفاع سخنی نمی گوید، بلکه با افتخار به او رای اعتماد نیز خواهد داد. اظهارات این نماینده نکته سنج و موقع شناس با احسنت، احسنت سایر نمایندگان روبرو شد و شعار مرگ بر اسرائیل در فضای مجلس طنین انداخت.
    سردار وحیدی از جمله مردان پاکباز و متعهدی است که هرچه به آنها نزدیکتر می شوی برشیفتگی ات می افزایند. ایمان و خلوص و کارآمدی و فداکاری او اگرچه از نگاه نمایندگان مردم پنهان نبود ولی حمایت یکپارچه روز سه شنبه مجلس از سردار وحیدی علت دیگری فراتر از آن نیز داشت.
    از نخستین روزی که معلوم شد سردار احمد وحیدی به عنوان نامزد وزارت دفاع در کابینه دهم معرفی شده است، آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان اروپایی آنها، تبلیغات پرحجم و گسترده ای را علیه وی تدارک دیده و به صحنه آوردند. بهانه این بود که سردار وحیدی در انفجار سال 1994 مرکز تجاری یهودیان در آرژانتین که به هلاکت 85 تن منجر شد، دست داشته است! و به همین علت از سوی پلیس بین الملل-اینترپول- «اخطار قرمز RED NOTICE» گرفته و تحت تعقیب است!
    جنجال صهیونیست ها علیه سردار وحیدی و پاسخ تحسین برانگیز مجلس به این تبلیغات پرسروصدا، از چند زاویه قابل دیدن است.
    1- برخی از شواهد و قرائن موجود و از جمله واکنش غرب نسبت به گزینش سردار وحیدی برای وزارت دفاع، حکایت از آن دارد که تبلیغات پرحجم یادشده با رخدادهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم بی ارتباط نبوده است و صهیونیست ها و هم پیمانان آمریکایی و اروپایی آنها امیدوار بودند دکتر احمدی نژاد تحت تاثیر این تبلیغات و با توجه به فتنه اخیر و مشترک آمریکا و خط نفاق داخلی، دست به واکنشی منفعلانه بزند و برای تلطیف رابطه با دنیای غرب در گزینه خویش برای وزارت دفاع دولت دهم تجدیدنظر کند! و یا نمایندگان مجلس- با همین انگیزه!- از دادن رای اعتماد به سردار احمد وحیدی خودداری ورزند. اما اصرار دولت و حمایت کم نظیر نمایندگان مردم از سردار وحیدی با تاکید بر این که حمایت آنان، مخالفت با خواست صهیونیست هاست، نشان داد مردم ایران و نمایندگان آنها تا چه اندازه از صهیونیست ها نفرت دارند و نه فقط رجزخوانی این جرثومه های فساد و تباهی را به هیچ می انگارند، بلکه از هر اقدامی که خشم آمریکا و متحدانش را در پی داشته باشد با افتخار استقبال می کنند.
    چند ساعت بعد از رای اعتماد مجلس به سردار وحیدی که از پرشمارترین رای موافق برخوردار بود، روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف از این اقدام مجلس شورای اسلامی با عنوان «سیلی محکم» نمایندگان مردم ایران به اسرائیل یاد کرد و در حالی که انتظار غرب برای تجدیدنظر دولت و مجلس در این گزینه را پنهان نمی کرد، نوشت؛ تهران بی توجه به نگاه غرب، بیشترین حمایت خود را نثار وزیری کرد که با بیشترین مخالفت آمریکا و اسرائیل روبرو بود.
    نکته درخور توجه این که طی 30 سال گذشته و در تمامی مقاطع-بدون استثناء- آمریکا و متحدانش با گزینه های دولت و مجلس مخالفت ورزیده و علیه آنان دست به تبلیغات گسترده ای می زدند و شواهد موجود و مکتوب نشان می دهد هیچگاه انتظار نداشته اند که رجزخوانی ها و تهدیداتشان در تصمیم و اراده مسئولان کشورمان تاثیری داشته باشد، اما، این بار مقامات آمریکایی و صهیونیستی به فتنه ای که با پادویی خط نفاق داخلی بر پا کرده بودند امید بسته بودند! و در پی این امید واهی، پاسخ دندان شکن دولت و مجلس- و به قول دیلی تلگراف، سیلی محکم- را انتظار نمی کشیدند. اظهارنظر فیلیپ کرالی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا دراین باره شنیدنی است. کرالی می گوید «انتخاب وزیردفاع جدید ایران برای ما آزاردهنده است. ما از ایران انتظار پیام تغییر داشتیم و امیدوار بودیم ایران نشان بدهد خط مشی جدید و تازه ای را دنبال خواهد کرد اما ایران با انتصاب احمد وحیدی، به جای حرکت در جهت بهبود روابط با جامعه جهانی، به عقب گام برداشته و ما را ناامید کرده است»!
    2- بعد از انفجار مرکز تجاری یهودیان در بوئنوس آیرس آرژانتین - 18جولای 1994/28تیرماه1373- صهیونیست ها و مقامات آمریکایی انگشت اتهام خود را به سوی جمهوری اسلامی ایران دراز کردند و در سال 2001 میلادی که محاکمه متهمان پرونده آمیا- نام مرکز تجاری یاد شده- رسماً آغاز شد، قاضی «خوان خوزه گالیانو» تعدادی از مسئولان و شهروندان جمهوری اسلامی ایران را به دست داشتن در این انفجار متهم کرد و افرادی را با عنوان شاهد به دادگاه فراخواند که همگی به دخالت ایران در انفجار آمیا شهادت دادند. قاضی گالیانو به بهانه امنیتی، نام و نشان شاهدان را اعلام نمی کرد و با القابی نظیر شاهدA، شاهدB، شاهدC و... از آنها یاد می کرد! 10 سال بعد در نوامبر 2004-آبان1383- قاضی گالیانو در جریان یک پرونده فساد مالی بازداشت و از کار برکنار شد. او در دادگاه اعتراف کرد که برای متهم کردن ایران به دخالت در انفجار آمیا، مبلغ 400 هزاردلار -فقط در یک مرحله- از مقامات اسرائیلی رشوه گرفته و مبالغ قابل توجهی نیز به شاهدان اجیرشده پرداخت کرده بود.
    4 سال بعد از انفجار در مرکز تجاری یهودیان، دیوان عالی آرژانتین در پیش نویس حکم خود پیرامون این پرونده رسماً اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران در بمب گذاری آمیا هیچگونه دخالتی نداشته است و «کارلوس منم» رئیس جمهور وقت آرژانتین نیز این اتهام را کاملاً مردود دانسته و از دستگاه قضایی آرژانتین خواستار ارائه توضیح و دلیل شده بود که درخواست او بی پاسخ ماند. و اما، 10 سال بعد، که قاضی گالیانو به دریافت رشوه های کلان از صهیونیست ها اعتراف کرد، هویت برخی از شاهدان نیز فاش گردید، قاضی گالیانو، شاهدان را با هدایت و معرفی مقامات امنیتی آمریکا و از میان منافقین فراری و چند خلافکار حرفه ای و اجیرشده انتخاب کرده بود.
    با توجه به ماجرای برملاشده «آمیا» و اثبات عدم دخالت ایران در انفجار سال 1994 آرژانتین، بدیهی است اعلام نگرانی صهیونیست ها و متحدان آمریکایی و اروپایی آنها نسبت به وزارت سردار وحیدی نمی تواند، آن گونه که ادعا می کنند به خاطر دخالت وی در انفجار آمیا باشد. پس ماجرا چیست؟! شواهد و قرائن موجود و اظهارنظر رسمی برخی از مقامات آمریکایی-نظیر وزارت خارجه آمریکا- حکایت از آن دارند که موج روانی- تبلیغاتی اخیر علیه سردار وحیدی، با هدف آزمون ضریب ایستادگی و میزان اقتدار جمهوری اسلامی ایران بعد از فتنه اخیر بوده است که از سوی رئیس جمهور - با تاکید بر این گزینه-و از جانب نمایندگان ملت- با بیشترین رای موافق- پاسخ درخور تقدیر و دندان شکنی به کانون بیرونی فتنه داده شد.
    3-«اعلان قرمز» پلیس بین الملل -RED NOTICE- علیه سردار وحیدی مربوط به زمانی است که هنوز خیانت قاضی گالیانو آشکار نشده بود و بدیهی است که بعد از افشای رشوه گیری قاضی گالیانو از رژیم صهیونیستی و پرونده سازی او علیه مسئولان جمهوری اسلامی ایران که محکومیت وی در مراجع قضایی آرژانتین را در پی داشت، «اعلان قرمز» یاد شده بی اثر و فاقد وجاهت قانونی است. از این زاویه هم می توان نتیجه گرفت که جوسازی سنگین علیه سردار وحیدی فقط یک بهانه بوده است و غرب در این پوشش، میزان اثرپذیری نظام اسلامی از فتنه اخیر را دنبال می کرده است.
    4- قبل از افشای زد و بند مشترک آمریکا، اسرائیل و قاضی گالیانو در پروژه متهم سازی ایران به دخالت در انفجار 1994 آرژانتین، پلیس بین الملل به درخواست دولت آرژانتین و قاضی گالیانو، علاوه بر سردار وحیدی، به چندتن دیگر از مدیران و مسئولان جمهوری اسلامی ایران نیز «اعلان قرمز» داده بود. از جمله آقای هاشمی رفسنجانی که در آن هنگام رئیس جمهور ایران بود. بنابراین، اگر ابراز نگرانی صهیونیست ها و متحدان آمریکایی و اروپایی آنها همانگونه که ادعا کرده اند با استناد به اعلان قرمز پلیس بین الملل علیه سردار احمد وحیدی است باید گفت؛ این اعلان قرمز علیه آقای هاشمی رفسنجانی نیز صورت پذیرفته بود. چرا آمریکا و متحدانش فقط سردار وحیدی را خطرناک می دانند و علیه جناب هاشمی رفسنجانی نه فقط موضعی نمی گیرند، بلکه سالوسانه از ایشان تعریف و تمجید نیز می کنند؟!
    اکنون با توجه به شواهد و قرائن یاد شده آیا نباید باور کرد، سیلی محکمی که آمریکا و اسرائیل از دولت و مجلس اصولگرا دریافت کرده اند، قبل از آن که به خاطر توهم پراکنی علیه سردار وحیدی باشد، به خاطر فتنه انگیزی اخیر آنها با بهره گیری از پادویی خط نفاق جدید بوده است؟!
    5-نکته ای که ذکر آن در پایان این نوشته شاید خالی از عبرت نباشد، بهره گیری رژیم صهیونیستی از شگرد معروف «تکرار ادعا»ست. در این شگرد یک ادعای دروغ و باطل، بی وقفه تکرار می شود، هرچند که بارها دروغ بودن آن به اثبات رسیده باشد. نمونه بهره گیری صهیونیست ها از این شگرد را می توان در ماجرای انفجار «آمیا» به وضوح دید. صهیونیست ها علی رغم صدها سند دقیقاً و رسماً بررسی شده و با وجود اعلام رسمی، رشوه گیری قاضی گالیانو و... هنوز هم ادعا می کنند ایران در آن ماجرا دست داشته است. برخی از کارشناسان عملیات روانی، از این شگرد با عنوان «شگرد به بن بست رسیده ها» نیز یاد می کنند... آیا شباهت این شگرد صهیونیست ها با شگردی که موسوی و خاتمی در جریان انتخابات اخیر به کار گرفته و علی رغم تمامی اسناد موجود در شیپور فریب تقلب در انتخابات می دمیدند، عبرت انگیز نیست؟!

 

اعتراض شدید خواهر شهیدان باکری به بی حرمتی به شهدا

 روزنامه اعتماد  صفحه 2

  زهرا باکری خواهر شهیدان مهدی و حمید باکری در واکنش به تداوم بی حرمتی های برخی محافل صاحب قدرت به همسران «باکری ها» بیانیه شدیداللحنی صادر کرده و در یکی از مهم ترین فرازهای آن، هجمه اخیر برخی سایت ها و محافل تندرو به همسران این سرداران شهید را تقبیح کرد: «در مورد همسران برادرانم جملات نامربوطی شنیده ام. شما اگر ذره یی شرم از مقام و خون شهید داشتید امروز این بی حرمتی ها را به همسران شهدا نمی کردید، کسانی که تا قبل از این بی عدالتی اخیر، با چنگ و دندان از این حکومت حمایت کرده اند. چطور یک شبه مستحق این همه توهین شده اند؟ آنها شب ها در خفا برای همسران خود گریسته اند تا کسی اشک های آنان را نبیند تا مثل حضرت زینب محکم و استوار باشند، آن وقت شما تازه به دوران رسیده ها که باکری را نمی شناسید، می گویید همسران شان دیگر باکری نیستند؟، شما که هستید که چنین حقی به خود می دهید؟» به گزارش سایت خبری آینده، در بخش هایی از این بیانیه آمده است: بنده حقیر خواهر سه شهید هستم، در زمان رژیم شاهنشاهی برادر بزرگم شهید و برادر دیگرم به حبس ابد محکوم شد. دو برادر دیگرم نیز در حکومت جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند. 30 سال از عمرم را در حکومت ستم شاهی سپری کردم... برادرم مهدی باکری به دنبال برقراری حکومت عدل علی بود. شب هایی که شبنامه و اعلامیه به خانه می آورد تا به همراه دیگر برادران و خواهران مان در خانه های اطراف پخش کنیم، به من می گفت: خواهر من، حکومت عدل علی در ایران حاکم خواهد شد. تو دیگر نگران گرسنه خوابیدن بنده های خدا نخواهی بود. دیگر همسایه بی خبر از همسایه اش نخواهد خوابید و... هیهات که برادرانم و هزاران شهید دیگر با این آرزوها از همه چیز و همه کس خود گذشتند... و امروز عده یی که از گذشتگان عبرت نمی گیرند با قدرت به آنها اجازه نمی دهند که به خود آیند. با سوء استفاده از نام اسلام و شهدا با مردم هموطن شان چه می کنند؟ این بیانیه می افزاید: برادران من مهدی و حمید عاشق همسران و خانواده خود بودند. وقتی حمید به خانه می رسید، احسان از شانه های پدرش پایین نمی آمد. هرگاه مهدی از جبهه باز می گشت، ساعت ها با خواهرزاده های خود بازی می کرد. اما با وجود این علاقه آنها عشقی والاتر به خدا، میهن و اسلام واقعی داشتند که تمام عشق ها را تحت الشعاع قرار داد و باعث شد آنها از تمامی لذات دنیا دست بکشند... در ادامه این بیانیه آمده است: من به عنوان بزرگ خانواده باکری به همسران برادرانم افتخار می کنم، همسر مهدی با خواهش خانواده باکری با فردی که ارزش و حرمت شهید را می داند، ازدواج کرده است. ایشان از ابتدای ازدواج شان عکس مهدی را به دیوار خانه شان آویخته اند و با فرزندان شان در مورد عمو مهدی حرف می زنند و فرزندان شان از زمان تولد، مهدی را به عنوان عمو و انسانی والاشناخته اند. آن وقت شما می گویید چرا اسم باکری را دارند؟، بیانیه زهرا باکری در ادامه چنین آورده است: بعد از مراسم چهلم مهدی و حمید من به عنوان بزرگ خانواده، به هر دوی آنها گفتم ازدواج کنند و این چیزی جز فرمان خدا نبود. همسر حمید با داشتن دو فرزند، جوانی و همه چیزش را صرف تربیت آنها کرد و خدا می داند چه فشارهایی را به تنهایی به جان خرید تا فرزندانی صالح تربیت کند. فرزندان پاکی که شما از تهمت زدن به آنها هم ابایی ندارید. همسران برادرانم به حرمت زندگی کوتاهی که با برادرانم داشته اند نور چشم خانواده باکری هستند و خواهند ماند. خاتمه این بیانیه اعتراضی به این شکل است: خوشحالیم که خانواده ما بدهی به نظام جمهوری اسلامی ندارد، نه از حکومت کمکی دریافت کرده ایم و نه به موقعیتی چشم داشته ایم، نه سهم خواهی کرده ایم و نه سهمی خواهیم خواست. من وظیفه خود می دانستم این نامه را برای شادی روح شهیدانم بنویسم. باشد که برای آنها که آخرت را فراموش کرده و به خاطر قدرت کثیف مادی چشم به حقایق بسته اند نیز تذکری باشد تا بندگی خدا بکنند و نه برده بنده خدا باشند. 

 

خودروی الکتریکی در قزوین رونمایی شد

روزنامه رسالت  صفحه 22

  با حضور مسئولان استانیPARAX خودروی الکتریکی ساخته شده در استان قزوین رونمایی شد.به گزارش خبرگزاری فارس از قزوین، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد قزوین در مراسم رونمایی از این خودروی الکتریکی که در محوطه باغستان برگزار شد، اظهار داشت: با توجه به برگزاری مسابقه ساخت خودروی الکتریکی در بین دانشگاه های کشور که اواسط مهرماه در دانشگاه صنعتی شریف برگزار می شود، دانشگاه آزاد قزوین از آبان ماه سال گذشته تیمی را برای این منظور تشکیل داده است. میثم گرجی ادامه داد: این تیم13 عضو دارد که اعضای آن را9 نفر از دانشجویان رشته مکانیک و4 نفر از دانشجویان رشته برق تشکیل می دهند و در این مدت دانشگاه آزاد قزوین با تلاش های انجام شده موفق به ساخت خودروی الکتریکی با وزن450 کیلوگرم شد. وی تصریح کرد: این خودرو2 سرنشینه و بدنه آن از جنس کامپوزیت است که همین امر موجب سبک تر شدن این خودرو شده و در نقاطی از خودرو که امکان آسیب پذیری بیشتر است از چند لایه کامپوزیتی استفاده شده است.

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
دیانا کیانمنش

سلام سایت آموزنده و خوبی دارین خوشحال میشم از وبلاگ منهم دیدن کنید وبا هم تبادل لینک داشته باشیم و منو از نظراتتون بهره مند کنید با آرزوی موفقیت برای شما دوست عزیز

ذهن زیبا

وبلاگتون خیلی قشنگ بود لذت بردیم ، اگه میشه یه سری هم به سایت ذهن زیبا بزنید http://bmind.ir

طراحی سایت

طراحی حرفه ای وب سایت در هونیاک www.honiac.ir info@honiac.ir