یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸۸

 

گزارش گروه سه نفره در مورد اظهارات کروبی

روزنامه آفتاب یزد  صفحه 2 

  اعضای هیئت 3 نفره قضایی رسیدگی به حوادث و اغتشاشات پس از انتخابات نتیجه بررسی های خود و دیدار با کروبی را به صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه ارائه کردند. به گزارش ایلنا و مطابق گزارش ارائه شده، هیئت سه نفره قضایی به این جمع بندی رسیده است که نه تنها هیچ گونه مدرکی دال بر تجاوز جنسی به افراد مورد ادعای کروبی وجود نداشته و ادعاهای مطرح شده بدون مستند و عاری از حقیقت است بلکه ادعاها و مدارک ارائه شده کاملاً ساختگی و برای انحراف افکار عمومی تنظیم شده است. اعضای هیئت سه نفره قضایی پس از بررسی اظهارات کروبی و بررسی مدارک وی، نتیجه جلسات خود را به همراه 2 پیشنهاد به لاریجانی ارائه کردند که رئیس قوه قضائیه ضمن تقدیر و تشکر از زحمات هیئت سه نفره با پیشنهاد های ارائه شده موافقت کرد. براساس پیشنهادهای هیئت سه نفره مناسب است نتیجه گزارش این هیئت از طریق رسانه های جمعی به اطلاع عموم مردم رسانده شود. هیئت سه نفره همچنین پیشنهاد کرده است که گزارش به مرجع صالحه قضایی ارسال تا با مباشرین و معاونین و با کسانی که در ادامه اقدامات ضد امنیتی علیه نظام پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و در راستای ادامه همان خط و جریان با نشر اکاذیب و ایراد تهمت و افترا علاوه بر تشویش اذهان عمومی به حیثیت و اعتبار نظام و بعضی از نهادهای نظام و همچنین موجب هتک حیثیت و حرمت بعضی از مردم شده اند، برخورد عادلانه و قاطع صورت گیرد. در بخش هایی از اطلاعیه گروه سه نفره آمده است: پس از وصول نامه کروبی، ایشان بلافاصله برای اداء توضیح و ارائه مستندات موارد ادعایی جهت حضور در هیئت سه نفره به دفتر دادستان کل کشور فراخوانده شد. آقای کروبی در وقت مقرر در جمع هیئت در دادستانی کل حاضر و پس از اشاره به زمان انتخابات و بعد از آن در پاسخ این سوال که ادعا و مستندات شما مبنی بر تجاوز جنسی به بعضی از افراد دستگیر شده در آشوب های اخیر چیست؟ توضیح دادند: من مطالبی را در این خصوص شنیده ام و بر اثر فشار و ناراحتی روحی نامه ای به آقای هاشمی رفسنجانی نوشتم و پس از ده روز آن را روی سایت قرار دادم و آن را منتشر کردم. سوال شد افراد مورد نظر شما چه کسانی هستند و چگونه شما به این مساله پی بردید؟ وی در پاسخ می گوید: 1-ترانه موسوی: من ترانه موسوی یا اعضاء خانواده او را ندیده ام و از افراد مرتبط با آقای میرحسین موسوی و اعضای کمیته ای که من و آقای موسوی تشکیل داده ایم شنیده ام و خودم اطمینان ندارم و فقط صرفاً شنیده های اینجانب است و در این مورد مستندی ندارم. 2-الف - ش: ابتدا از طریق افراد حزب خودمان یعنی حزب اعتماد ملی شنیدم که این فرد گفته سه نفر مرا در خیابان جردن سوار ماشین کردند و به محلی بردند. در آنجا افراد دیگری هم بودند که من چشم هایم بسته بود که هیچ کس را ندیدم و نمی شناسم مورد ضرب و شتم مکرر قرار گرفتم و به من درحالی که ایستاده بودم و دست هایم بسته بود و از بالاآویزان کرده بودند به نحوی که پاهایم به سختی به زمین می رسید به من تجاوز جنسی شد. من خودم این فرد را خواستم و اظهارات او را شنیدم و سپس یکی از اعضاء حزب اعتماد ملی اظهارات ایشان را روی یک لوح فشرده ضبط کرد که یک نسخه از آن را به شما تحویل می دهم. از آقای کروبی سوال شد آقای الف -ش در چه روزی و در کدام یک از آشوب های خیابانی دستگیر شده است؟ آقای کروبی پاسخ داد: نمی دانم من سوال نکردم ولی در تظاهرات و درگیری نبود. می گوید در خیابان جردن تنها بودم و سه نفر مرا سوار یک ماشین کردند و بردند. 3-فرد سومی است که ادعای تجاوز ندارد و من هم او را ندیده ام و فقط از افراد مرتبط با حزب اعتماد ملی و آقای میرحسین موسوی شنیده ام. این فرد هم در تظاهرات و درگیری ها نبوده ولی گفته چند نفر مرا دستگیر کردند و به شدت مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند به صورتی که سر و صورت و بسیاری از اعضاء بدنم زخم شده و خود خانواده او از همه اعضاء بدن او عکس گرفته اند و من یک نسخه از این عکس ها را به شما می دهم. 4-خانم م- الف: این خانم از طرف بچه های حزب اعتماد ملی به من معرفی شد و من با او صحبت کردم و او ادعای تجاوز جنسی ندارد ولی می گوید روز اول دستگیری مرا به اداره آگاهی بردند و در آنجا مورد ضرب و شتم و هتاکی قرار گرفتم و در مقابل عکس العمل من لباس مرا کشیدند و دست آنها به بدن من برخورد کرد. 5-فرد دیگری به نام س - پ: این خانم فرزند شهید است و چند نفر از اعضاء خانوادهِ او شهید شده اند و از طرفداران آقای موسوی بودند که با مادرش شبانه تکبیر می گفتند، آمده اند او را در منزل دستگیر کرده اند و سپس او را مورد ضرب و شتم قرار داده اند و پس از چند روز جنازه او را که بخشی از قسمت پایین بدن او با اسید سوخته بوده مخفیانه به خاک سپرده اند. افراد آقای میرحسین به منزل او رفته اند و شنیده ام آقای میرحسین موسوی در جلسه ختم او شرکت کرده است و من هم قرار بود به منزل آنها بروم که فرصت نشد و فرزندم به سراغ آنها رفت. از آقای کروبی سوال شد آیا آنچه در مورد این چند نفر شنیده اید برای شما اطمینان حاصل شده که این افراد را در درگیری ها و آشوب های بعد از انتخابات دستگیر و مورد ضرب و شتم و احیاناً تجاوز جنسی قرار داده اند؟ آقای کروبی پاسخ داد: نه. من اطمینان ندارم و اینها شنیده های من است ولی چون در انتخابات معترض بودم و ذهنیتی داشتم لذا هر کسی ادعایی داشت به سراغ او می رفتیم و یا آنها را دعوت می کردیم و با آنها صحبت می کردیم. از آقای کروبی سوال شد از چه زمانی به شما و یا حزب اعتماد ملی مراجعه کردند؟ آقای کروبی پاسخ داد: بعد از اینکه من نامه به آقای هاشمی رفسنجانی نوشتم و پس از اینکه نامه را منتشر کردم و در سایت قرار دادم مراجعه کردند. سوال شد اگر اطمینان به مسائل مطروحه نداشتید و قبل از اینکه نامه بنویسید و روی سایت قرار دهید کسی به شما مراجعه نداشته و حرفی نزده است بر چه اساس و مبنایی نامه نوشتید و منتشر کردید و مطالبی که اثبات آن نیاز به بررسی های دقیق قضایی دارد که مورد سوء استفاده همه دشمنان و بدخواهان قرار گرفت در نامه خود به نظام و نهادها نسبت دادید؟ آقای کروبی به اینگونه سوالات که به روشن شدن واقعیات کمک می کرد به شدت واکنش نشان می دادند. آقای کروبی پس از پایان جلسه 4 عدد لوح فشرده که مدعی بود افراد حزب اعتماد ملی تهیه کرده اند جهت بررسی به هیئت تحویل دادند و مقرر شد پس از ملاحظه لوح های فشرده و پیگیری موارد ادعایی درصورت لزوم مجدداً کروبی خواسته شود. از همان روز موضوع با جدیت از طرف هیئت پیگیری شد، ابتدا لوح فشرده مربوط به الف -ش که مورد ادعای اصلی و به اصطلاح مستند اصلی کروبی بود، ملاحظه شد. نکات بسیار قابل توجه و تاملی در چگونگی تهیه و ساخت این لوح فشرده ملاحظه شد و به روشنی مشخص بود که چه القائاتی به یاد شده صورت گرفته که مشروح آن پیوست گزارش است.

 

فراتر ازخطا !

 روزنامه کیهان  صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

1- چند ماه قبل- 1/3/88- وقتی آقای مهندس موسوی در نطق انتخاباتی و تلویزیونی خود اعلام کرد «ما وقتی می توانیم از آرمان فلسطین دفاع کنیم که خودمان قوی باشیم»! طی یادداشتی در کیهان آوردیم که این دیدگاه رنگ و بوی صهیونیستی دارد و این احتمال قوت گرفت که جبهه اصلاحات قصد دارد از این طریق برای آمریکا و اسرائیل پیام دوستی بفرستد! چرا که دیدگاه اعلام شده از جانب مهندس موسوی با آنچه رژیم صهیونیستی برای مقابله با حمایت جمهوری اسلامی از مقاومت فلسطین تبلیغ و ترویج می کرد، انطباق فراوانی داشت و از سوی دیگر، برخی از رفقای گرمابه و گلستان مهندس موسوی که ستادهای انتخاباتی او را اداره می کردند، نیز پیش از این در دولت اصلاحات، همین دیدگاه را- به زعم خود- تئوریزه کرده و سخاوتمندانه، از کیسه ملت برای ترویج آن هزینه می کردند. در آن هنگام، شماری از دوستان گلایه می کردند که کیهان تندروی می کند و نگاه عوامانه مهندس موسوی را ناشی از 20 سال دوری او از عرصه سیاسی و اجتماعی کشور تلقی می کردند، اما مواضع شناخته شده و بارها اعلام شده مدعیان اصلاحات و روابط پنهان و آشکار تعدادی از سردمداران این جبهه با محافل و عوامل سرویس های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل- که اخیراً و بعد از دستگیری به گوشه ای از آن اعتراف کرده اند- تردیدی باقی نمی گذاشت که اظهارات موسوی فراتر از «خطا»، بلکه «خط» است.
    2- این روزها در آستانه روز جهانی قدس، رسانه ها و محافل غربی هجوم پرحجم و گسترده ای را برای پیشگیری از حضور مردم در راهپیمایی عظیم آن روز تدارک دیده و به میدان آورده اند. نکته درخور توجه- و البته عبرت انگیز- آن که «شاه بیت»! این تبلیغات مسموم همان اظهارنظر مهندس موسوی درباره فلسطین است. رسانه های مورد اشاره با بهره گیری از خبرگزاری های تحت نفوذ خود، صدها سایت اینترنتی و ده ها شبکه تلویزیونی فارسی زبان، اصرار در القای این دیدگاه انحرافی دارند که «چرا ایران با حمایت از مقاومت فلسطین، برای خود دشمن تراشی می کند؟!»، «مگر خودمان در داخل کشور کم مشکل داریم که به حمایت از مردم فلسطین روی آورده ایم؟»، «هزینه حمایت از مقاومت فلسطین را برای حل مشکل جوانان هزینه کنید» و.... رسانه های یاد شده و سردمداران فتنه اخیر، ضمن عوامفریبی درباره «حمایت ایران اسلامی از مقاومت فلسطین» به هواداران برای حضور و اخلال در برپایی مراسم روز قدس، اصرار می ورزند.
    3- نگاه مهندس موسوی به مسئله فلسطین، اگرچه آب ریختن به آسیاب دشمن است و با توجه به شواهد و اسناد موجود نمی توان باور کرد که مهندس موسوی به طور تصادفی همان خواست و نظر اسرائیلی ها را مطرح کرده باشد، ولی دیدگاه ایشان ضمن آن که بسیار عوامانه است برای منافع و امنیت ملی کشورمان خطرناک نیز هست. چرا؟!
    4- متاسفانه در پی توهم پراکنی دشمنان بیرونی و درونی، این تصور غلط در برخی از اذهان پدید آمده است که انگار کمک به مقاومت فلسطین و یا حمایت از آنان نوعی «صدقه» است که از سر دلسوزی داده می شود و صدقه گیرنده باید هم رهین منت صدقه دهنده باشد! این تصور غلط در حالی است که حمایت از مقاومت فلسطین و کمک به مردم مظلوم آن سامان، کمترین هزینه ای است که باید کشورهای اسلامی برای حفظ امنیت خود بپردازند و این نکته بدیهی تر از آن است که درک آن دشوار باشد.
    5- دو خط آبی در پرچم رژیم صهیونیستی به نشانه «از نیل تا فرات» است. صهیونیست ها این منطقه وسیع از خاورمیانه را «سرزمین موعود»! می نامند و پنهان نمی کنند که تسخیر کامل این منطقه و تسلط بر سایر کشورهای خاورمیانه را، به عنوان یک «هدف استراتژیک» دنبال می کنند و تاریخ 60 ساله منطقه نیز نشان می دهد که صهیونیست ها هیچ فرصتی را برای اشغال سرزمین ها از دست نداده اند، بنابراین «مقاومت فلسطین» اولین خاکریز در مقابل صهیونیست های وحشی و کودک کش است و مردم فلسطین نه فقط از سرزمین و جان و مال و ناموس خود دفاع می کنند، بلکه دفاع از سایر ملت های مسلمان و سرزمین های اسلامی را نیز برعهده دارند. از این روی حمایت تمام عیار و همه جانبه مالی، سیاسی و تسلیحاتی از مقاومت فلسطین، وظیفه قطعی همه کشورهای اسلامی است و نباید نوعی صدقه تلقی شود. مگر در دوران جنگ، کسی می توانست به خاطر کمک به جبهه های نبرد، رزمندگان را وامدار خود بداند؟! این رزمندگان بودند که بر همه مردم حق داشتند- و دارند- و صدالبته، مردم قدرشناس ما نیز، از ژرفای دل به آنان عشق می ورزند و به رزمندگان فلسطینی نیز.
    6- ایران اسلامی با تاکید بر ضرورت محو کامل اسرائیل از جغرافیای سیاسی منطقه و ارائه الگوی مبارزه اسلامی، اصلی ترین مانع بلندپروازی آمریکا و اسرائیل در منطقه است و رژیم صهیونیستی پنهان نمی کند که تمامی توان خود را برای مقابله با ایران اسلامی به کار گرفته و می گیرد... بنابراین بسیار بدیهی است که دشمن این دشمن دوست و متحد ما باشد، که هست.
    فقط نیم نگاهی به مواضع آمریکا و اسرائیل به وضوح نشان می دهد که آنها حمایت ایران اسلامی از آرمان فلسطین را یکی از عوامل اصلی اقتدار جمهوری اسلامی می دانند و به شدت درپی مقابله با آن هستند و از قضا دقیقاً همین سخنان آقای مهندس موسوی را بر زبان دارند که باید مانع حمایت جمهوری اسلامی ایران از آرمان های فلسطین شد.
    اوباما در طرح اخیر خود، دست کشیدن جمهوری اسلامی ایران از حمایت آرمان های فلسطین را یکی از شرایط اصلی آمریکا و متحدانش برای متوقف کردن تخاصم! دانسته است و به قول فاکس نیوز، ایران را بعد از دست کشیدن از حمایت مردم فلسطین به آسانی می توان منزوی کرد.
    همین جا، اشاره به این نکته نیز ضروری است که ذلت و زمین گیر شدن امروزه صهیونیست ها نتیجه مستقیم پیروی نهضت های اسلامی از نسخه مبارزاتی انقلاب اسلامی است که پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه و غلبه حماس بر صهیونیست ها در جنگ 22 روزه، از جمله آنهاست و به قول یکی از استراتژیست ها اگر می بینید صهیونیست هایی که تا چند سال قبل برای همه کشورهای منطقه رجز اشغال می خواندند، امروزه همان ها برای تامین امنیت به دور خود دیوار می کشند، باید از امام خمینی(ره) و امام خامنه ای تشکر کنید.
    7- تظاهرات و راهپیمایی روز قدس از آن هنگام که با ابتکار الهی امام راحلمان(ره) شکل گرفت تا به امروز، همواره یکی از اصلی ترین دغدغه ها و نگرانی های آمریکا و اسرائیل بوده است و به گواهی شواهد و گزارش های موجود از هیچ تلاش و ترفندی برای مقابله با آن چشم نپوشیده اند و امسال با بهره گیری از سران فتنه اخیر و همخوانی بی کم و کاست آنها با کانون های آمریکایی و اسرائیلی، زمینه را برای اخلال در این حرکت عظیم مناسب تشخیص داده اند. دشمنان بیرونی به وضوح می دانند که از معدودی فریب خورده و یا مزدور در مقایسه با توده های عظیم و میلیونی مردمی که روز قدس به خیابان ها می ریزند کاری ساخته نیست، بنابراین کمترین امیدی به ایجاد اخلال جدی در مراسم روز قدس ندارند، بلکه به حضور هرچند اندک فریب خوردگان و مزدوران نیز دل بسته اند با این امید که از طریق ترفندهای رسانه ای خود «کاه» را «کوه» جلوه دهند.
    8- و بالاخره اگرچه درباره روز قدس گفتنی های دیگری نیز هست که به موقع باید گفته شود ولی در این وجیزه اشاره به این نکته ضروری است؛ تمامی کسانی که روز قدس با شعار و نشانه های تفرقه انگیز در صحنه حاضر می شوند، چه بدانند و چه ندانند و چه بخواهند و چه نخواهند، مزدور اسرائیل هستند و در این میان، آنها که دانسته آمده اند، در جنایات وحشیانه اسرائیل سهیم می باشند و آنان که به فریب آمده اند، اگرچه، جرم کمتری دارند ولی مقابله با آنها ضرورتی اجتناب ناپذیر است. مگر دیوانه ها مصداق «لیس علی المجنون حرج» نیستند؟ ولی اگر دیوانه ای با دشنه قصد کشتن کودک معصومی را داشته باشد، مقابله با او به هر قیمتی که تمام شود ضروری است، هرچند که دستگاه قضایی او را به این علت که دیوانه است، مجرم نشناسد.

 

هاشمی می خواهد اعتماد مردم به خانواده اش برگردد نه به نظام

روزنامه ایران صفحه 2 

نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی مطرح کردند
  هر چند هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خطبه های نمازجمعه 26 تیرماه تهران گفت که ما باید اعتماد را به مردم برگردانیم اما رهبر معظم انقلاب در خطبه های نمازجمعه تهران مشارکت 85 درصدی و حضور 40 میلیونی مردم در انتخابات 22 خرداد را جلوه زیبای اعتماد مردم به نظام خواندند و خاطرنشان کردند: دشمن و متاسفانه برخی در داخل کشور این حقیقت را نادیده می گیرند و از بی اعتمادی مردم سخن می گویند اما ان شاءالله همه خواهند دید که در انتخابات سال های آینده نیز مردم با وجود تلاش های اخیر دشمنان و «غافلان و بی خبران داخلی»، حضوری قوی و مستحکم خواهند داشت.
    در همین زمینه فعالان سیاسی و داخلی به اظهارنظر درخصوص این که بی اعتمادی مردم ریشه در چه دارد و مردم به چه بی اعتماد شده اند که برخی از بازگشت دوباره آن سخن می گویند، پرداختند. 

 هاشمی رفسنجانی مواضع خود را در قبال نظام و خانواده اش مشخص کند
    عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز با بیان این که رای 40 میلیونی نشانه اعتماد مردم به نظام بود، گفت: هاشمی رفسنجانی باید مواضع خود را در قبال نظام کاملاً مشخص کند.
    دکتر فاطمه آلیا اظهار داشت: متاسفانه عده ای بعد از انتخابات تحلیل های مجهولی را درخصوص اعتماد به جامعه ارائه دادند، افرادی که می گویند چگونه اعتمادسازی کنیم در ابتدا بگویند که چه سندی دارند که مردم به نظام اعتماد ندارند. نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: عده ای از سر دلسوزی این مسئله را مطرح کردند، عده ای دیگر به اصطلاح اشک تمساح ریختند، ما به آنان می گوییم بیایید و در ابتدا ثابت کنید سپس بیایید و این گونه مسائل را مطرح کنید.
    آلیا با اشاره به این که کسانی که این مسئله را مطرح کردند به دو دسته تقسیم می شوند، گفت: یک دسته دشمنان نظام مقتدر و مردمی ما هستند که در خارج کشور به سخن پراکنی مشغولند و با استفاده از امپراطوری رسانه ای خود بحث عدم اعتماد مردم به نظام را مطرح کردند. وی گفت: عده ای دیگر در داخل نظام به عنوان غافلان و بی خبران هستند، این افراد در داخل کشور بدون آن که به اصل موضوع بپردازند شروع به بی اعتمادسازی کردند، در پاسخ به این افراد باید گفت بحث اعتماد دارای شاخصه هایی است و بدون دلیل نمی توان ادعا کرد که اعتماد کاهش یافته است. آلیا در ادامه با اشاره به این که رهبر معظم انقلاب عناصر اصلی و بزرگ نظام را مخاطب قرار دادند، افزود: رفسنجانی از عناصر باارزش نظام است اما از طریق خانواده به شخصیت او لطماتی زیاد وارد شده است. آلیا گفت: در اغتشاشات اخیر برخی از بازداشت شدگان در صحبت هایشان به نقش خانواده های این افراد اشاره داشتند همه این انتظار را دارند که رفسنجانی اگر توضیحی دارد برای دفاع از خود بیان کند.
       هاشمی می خواهد اعتماد مردم به خانواده اش برگردد نه به نظام
    همچنین دیگر عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: هاشمی رفسنجانی خود می داند که مردم به نظام اعتماد کامل دارند اما او می خواهد اعتماد مردم به خانواده اش را بازگرداند که موفق نخواهد شد.
    محمود احمدی بی غش افزود: هاشمی خیال می کند که دارای تبحر و سیاستمداری خاصی است ولی این طور نیست.او تلاشش این است که اعتماد جامعه به خانواده و خودش بازگردد نه به نظام. وی گفت: مردم پیشکسوتان ما هستند و در همه مراحل انقلاب پیشقدم بودند و نشان دادند که بعد از 30 سال اعتمادشان از روز اول هم بیشتر شده است و هاشمی نمی تواند مدعی این باشد که مردم به نظام اعتمادی ندارند. نماینده مردم شازند در مجلس شورای اسلامی افزود: هاشمی رفسنجانی فرافکنی می کند و می خواهد خود را مانند گذشته به مردم نشان دهد ولی مردم کلاه این عوامفریبی بر سرشان نمی رود.
    وی افزود: رفسنجانی بداند که اعتماد دیگر به خانواده او برنمی گردد، زیرا او شیرینی انتخابات را تلخ کرد و مردم فهمیدند که او و خانواده اش از روی خیر و صلاح برای نظام خدمت نمی کنند.
      اگر فرزندان هاشمی و کروبی متهم هستند باید محاکمه شوند
    نماینده مردم تهران هم با اشاره به تبری جستن آیات عظام مشکینی، خزعلی و طالقانی از فرزندانشان می گوید: اگر فرزند آقایان هاشمی و کروبی متهم هستند باید محاکمه شوند.احمد توکلی با بیان این که در اجرای عدالت نباید تبعیض قائل شویم، گفت: آیت الله گیلانی در حالی رئیس دادگاه انقلاب بود که در همان دادگاه فرزند وی اعدام شد.
        دادستان باید مهدی هاشمی را دستگیر و محاکمه کند
    عضو مجلس خبرگان رهبری نیز از مسئولان قضایی کشور خواست سران فتنه را دستگیر و محاکمه کنند.
    آیت الله ابوالقاسم خزعلی پس از پایان کلاس تفسیر قرآن خود درخصوص محاکمه فرماندهان آشوب های اخیر گفت: یکی از سران فتنه آقای مهدی هاشمی است که دادستان موظف است هر چه زودتر او و دیگر سران اصلی فتنه را دستگیر و محاکمه کند.
    وی همچنین از مسئولان امنیتی و قضایی خواست نسبت به افرادی که بر اثر تحریک احساسات دست به کاری زده اند، تخفیف قایل شوند.
       مردم به نظام اعتماد کامل دارند
    همچنین دبیر سیاسی نشریه پرتو سخن و عضو هیات علمی موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی(ره) قم با اشاره به این که مردم به نظام جمهوری اسلامی اعتماد کامل دارند، گفت: هاشمی رفسنجانی باید دیدگاهش را اصلاح کند.
    قاسم روانبخش بیانات رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه را حاوی نکات بسیار مهمی دانست و گفت: رهبر معظم انقلاب تاکید کردند که مردم به این نظام اعتماد کامل دارند. وی اظهار داشت: هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه 26 تیرماه گفته بود که باید تلاش شود که اعتماد مردم به نظام بازگردد. امروز باید دید که انگیزه این افراد از گفتن بی اعتمادی چیست؟
    روانبخش افزود: افرادی که درخصوص بی اعتمادی صحبت می کنند به دو دسته تقسیم می شوند. گروه نخست کسانی هستند که از سر دلسوزی این مباحث را مطرح می کنند و دیگری افرادی هستند که برای تهیه کردن خوراک رسانه های دشمن این مباحث را مطرح می کنند.
    روانبخش اظهار داشت: در هر دو صورت محصول کار یکی است و در مجموع تبلیغ علیه نظام اسلامی است. مردم ما در طول تاریخ 30 ساله انقلاب نشان دادند که به نظام اسلامی اعتماد دارند و با این حرف هایی که برخی از تحلیلگران می زنند از نظام سلب اعتماد نمی کنند.
    وی گفت: برخی به دلیل آن که در معرض نابودی هستند خیال می کند نظام در حال نابود شدن است و ملت از نظام سلب اعتماد کرده اند.

 

موافقت بانک مرکزی با حذف سه صفر از پول ملی

 روزنامه اعتماد صفحه 1 

   رئیس کل بانک مرکزی از به نتیجه رسیدن این نهاد در مورد حذف سه صفر از پول ملی خبر داد.محمود بهمنی در گفت وگو با ایسنا اظهار کرد: در ستاد ویژه یی که با هدف بررسی حذف سه صفر از واحد پول ملی تشکیل شده بود در مورد این کار به نتیجه قطعی رسیده ایم و این کار را مفید می دانیم اما در شرایط فعلی اجرای آن را به تاخیر انداخته ایم.وی افزود: این مساله به نظر ما مفید است اما باید در مورد زمان اجرای آن بیشتر فکر کرد.بانک مرکزی در قالب طرح تحول در نظام بانکی تقویت ارزش پول ملی را یکی از برنامه های اساسی خود قرار داده بود که یکی از محورهای آن بررسی کاهش چند صفر از واحد پول ملی بود.در این زمینه سال گذشته کمیسیونی تشکیل شد تا موضوع کاهش صفرها را به شکل کارشناسی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. بانک مرکزی برای اصلاح ساختار نظام پولی چهار روش را مد نظر داشت که ظاهراً حذف صفر از پول ملی را انتخاب کرد. چهار گزینه بانک مرکزی عبارتند از: گزینه اول وضع موجود با چاپ اسکناس درشت، گزینه دوم رعایت قانون کنونی پولی بانکی که در ماده یک آن هر یک ریال را معادل یکصدم گرم یا دقیقاً 00581/0 گرم طلامی داند که ارزش واقعی آن در محدوده حدود 240 تومان قرار دارد، گزینه سوم حذف سه صفر و گزینه چهارم حذف چهار صفر از پول ملی است. این پیشنهاد را غلامرضا مصباحی مقدم در مجمع عمومی بانک مرکزی به احمدی نژاد ارائه کرد و او نیز این کار را به بانک مرکزی واگذار کرد. مدیران بانک مرکزی اعتقاد دارند حذف سه صفر در پذیرش وضع موجود و ساده شدن امور نقش تاثیرگذارتری دارد.

 

 

 

 

شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸

 

آن متن حاشیه نشین

 روزنامه کیهان  صفحه 2

نویسنده: محمد ایمانی

   نظام های سیاسی و رجال بزرگ را باید از دشمنانشان شناخت، همچنان که از دوستان آنها. نوع سلوک سیاسی با این دشمنان و دوستان است که عیار نظام های سیاسی و سیاستمداران را نشان می دهد. این افتخاری است برای امیرمومنان علی علیه السلام در قیاس با خلفای قبل و بعد از خود، که مردم با شور و اشتیاق تمام و بدون اینکه شعبده بازی های سیاسی در کار باشد، برای بیعت به سوی آن حضرت هجوم آوردند و امتیازی دیگر است برای آن حضرت که بدنام ترین و فاسدترین و خیانت پیشه ترین چهره های سیاسی در صف دشمنان او قرار گرفتند. اینکه در 4 سال و 9 ماه حکومت عدالت، 3 جنگ بزرگ به حضرت تحمیل شد، حاکی از سلامت و استواری این نظام سیاسی بر سر اصول اسلامی و مبانی اخلاقی است و الااگر قرار می شد امام بر سر حقوق مردم با خواص فزون طلب مداهنه و معامله کند، نه جنگ جمل علیه آن حضرت برپا می شد و نه جنگ صفین تا از درون آن، فرقه خوارج پدیدار شود. فقط می ماند امید یک امت تبعیض زده و ستم کشیده که از بی عدالتی و اشرافیگری و خویشاوندسالاری و طعمه انگاری منصب به ستوه آمده و به امام عدالت پناه آورده بودند. آیا با خیانت به این همه امید و انتظار، نام مولای متقیان همچنان متمایز از دیگران بر تارک سیاست و خلافت اسلامی می درخشید؟!
    موج اجتماعی برخاسته بود. نخبگان واشراف متنفذ و زراندوزان و زورسالاران در برابر این موج بزرگ چه می توانستند بکنند؟ کار این موج عدالت خواهی آن قدر بالاگرفته بود که یکی مثل ولیدبن عقبه بن ابی معیط والی کوفه در زمان خلیفه سوم- که به خاطر شرابخواری حد بر او واجب شده بود و علی(ع) با جسارت تمام، حد را بر این صاحب منصب جاری ساخت- سراغ امام آمده بود تا به نمایندگی از جمعی از اقران و نظایر خود با امام مذاکره کند. «ای اباالحسن! می دانی همه ما که اینجا نشسته ایم به خاطر جنگ های اول اسلام دل خوشی از تو نداریم و هر یک از ما یک یا چند نفر از خویشاوندان را داریم که در آن جنگ ها به دست تو کشته شده اند. اما ما حاضریم از آن خون ها صرف نظر کنیم و با تو بیعت کنیم به شرط آن که عطف بما سبق نکنی و به گذشته کاری نداشته باشی، بعد از این هر طور می خواهی عمل کن». امام در پاسخ فرمود «اما موضوع خون هایی که گفتید، خونی نبوده که برای کینه شخصی ریخته باشد، ما برای حق می جنگیدیم و شما برای باطل. حق بر باطل پیروز شد. شما اگر معترضید و خونبها می خواهید بروید از حق بگیرید که باطل را درهم شکست. اما اینکه به گذشته کاری نداشته باشم، در اختیار من نیست. انّ الحق القدیم لایبطله شا. حق دیرپا و قدیمی را چیزی باطل نمی کند».
    آیا مفسدی چون ولید در برابر مردی که سیاست را با قوت و جدیت و بر مبنای اصولگرایی راستین پیشه کرده بود و جاذبه و دافعه های روشنی داشت، باید جز به اردوگاه شام می پیوست؟
    فقط فرصت طلبان و قدرت زدگان نبودند که علی(ع) را دعوت به سیاست ورزی عرفی-توام با بده بستان و مصلحت اندیشی های آن چنانی- می کردند، که حتی برخی دوستان خیرخواه نیز از سر نصیحت! از امام می خواستند فعلاً با بعضی از خواص مدارا کند و مناصب یا امتیازات ویژه آنها را ندید بگیرد. امام اما دلش پیش آن طبقات محروم و زجرکشیده ای بود که با هزار امید دست به دامانش آویخته بودند و با او پیمان بسته بودند. آنها با همه انبوهی، صدایشان به جایی نمی رسید. متن حاشیه نشین بودند. بیعتی کرده و رفته بودند. علی بود و خدا و خلوت هایش. و خدا در این خلوت ها بود. پس او چگونه می توانست در محضر خدا، بر سر حقوق خلق بی سر و زبان که عائله او محسوب می شدند و به او اعتماد کرده بودند، معامله و خیانت کند؟ «اتامرونی ان اطلب النصر بالجورفیمن و ولّیت علیه» امام به یاران نزدیک و مصلحت اندیشش فرمود «آیا مرا فرا می خوانید که پیروزی را در ستم بر رعیت بجویم. به خدا سوگند تا دنیا دنیاست و ستاره ای از پی ستاره ای می آید چنین نخواهم کرد. اگر مال از آن من بود، همه را بین مردم به تساوی قسمت می کردم، چه رسد به اینکه مال خداوند است. بدانید که بخشش مال به ناحق، تبذیر و اسراف است و صاحبش را در دنیا بالامی برد و در آخرت ساقط می نماید. او را نزد مردم گرامی کند و نزد خداوند خوار نماید» (خطبه 126 نهج البلاغه)
    علی از مردم روزگارش جفا دید اما بر آنها جفا نکرد. به همین دلیل هم بود که هم در آغاز امارتش آن گونه با هجوم مردم مواجه شد و هم آن روز که بر بستر شهادت افتاد، پابرهنگان را به خیابان های پایتخت کشاند؛ همان ها که هر یک کاسه ای از شیر به دست گرفته بودند و سراغ خانه علی می رفتند. جماعت کجا؟ در خانه علی. این که دست شماست چیست؟ شیر، تمام قوت ما. چرا خانه علی؟ فرقش شکافته و طبیبی که بر بالینش آمده، می گوید مرهم درد جانگداز ضربت شمشیر، شیر است، می رویم مرهمی برزخمش باشیم. علی می توانست به جای 5 سال، 50 سال حکومت کند. اما نمی ماند و سلوکش، راه روشن حق طلبان و عدالت جویان و سیاست پیشگان صادق نمی شد. علی در روزگاری سیاست دینی و اخلاقی و عدالت خواهانه را ارج گذاشت که روزگار جنگ با کفار بر سر تنزیل قرآن سپری شده و روزگار جنگ بر سر تاویل و تفسیر آن آغاز شده بود. قرائت های مختلف و تفسیرهای گونه گون از دین مد شده بود. هر فرقه سیاسی برای خود تفسیری از دین و قرآن، سازگار با بدعت ها و انحرافاتش تدارک کرده بود. مدعای همه قانون اساسی اسلام بود، اما با قرائت های بدعت آلودی که در عین حال می خواستند محترم و مقدس هم باشند. امیر ایمان و عدالت، با سلوک خویش، حرمت و قداست از این نسخه های قلابی گرفت و نقاب از چهره نقابداران برداشت.
    روزگار جمهوری اسلامی به ویژه سال های اخیر بی شباهت به روزگار حاکمیت امیر مومنان علی علیه السلام نیست. نگاهی به صف دشمنان و مخالفان اصلی جمهوری اسلامی و انواع دشمنی های پردامنه ای که آنها علیه این نظام به کار بسته اند، خود معرف ماهیت و سیرت این نظام الهی و مردمی است. تحمیل جنگ و انواع کودتاها، جنایت و ترور سازمان یافته، فتنه انگیزی و آشوبگری، تحریک غائله های مرزی، تحریم های اقتصادی و سیاسی، جنگ روانی و ترور شخصیت. تشدید و تداوم این دشمنی ها آن هم از سوی بدنام ترین دشمنان و غاصبان حقوق ملت ها در دنیا - از انگلیس خبیث و اسرائیل اشغالگر تا آمریکای مستکبر- خود به اندازه کافی گویاست تا آشکار کند پویش انقلاب و نظام اسلامی بعد از رحلت بنیانگذار و معمار آن، در همان صراط مستقیم او بوده وگرنه این همه دشمنی مستکبران و طواغیت دلیلی نداشت.
    این هجوم همه جانبه، خود به سر زندگی و سلامت و استواری نظام اسلامی شهادت می دهد همچنان که حضور 40 میلیونی (85 درصدی) ملت ایران در آخرین انتخابات برگزار شده (خرداد 88- انتخابات ریاست جمهوری) نشان می دهد این نظام در سلوک سیاسی و اخلاقی خود، چنان امانتدارانه رفتار کرده که اعتماد عمومی را برانگیخته و پشتوانه راه خود ساخته است. بگذار شماری ورشکسته به تقصیر که سوراخ دعا را گم کرده و به دشمنان ملت و مفسدان اقتصادی و سیاسی و فرهنگی دخیل بسته اند، بلافند که مردم اعتماد ندارند. بله مردم اعتماد ندارند اما به شما. این ملت بر مبنای قانون اساسی و مکانیزمی که این قانون تحت نظارت شورای نگهبان برای انتخابات پیش بینی کرده، پای صندوق های رای رفتند و پیشرفت توام با عدالت را برگزیدند اما حق داشتند که شما را انتخاب نکنند. شما پس از انتخابات آشکارتر از همیشه زبان دشمن و ناقضان حقوق ملت شدید. پس حق بدهید که ملت به امثال شما اعتماد نکرده باشند. صورت مسئله اصلی این است و این حقیقت روشن در هیاهو و غوغا گم شدنی نیست. معلق بازی پیش قاضی؟! القای بی اعتمادی در ذهن ملتی که خود آن حماسه بزرگ را در 22 خرداد رقم زدند؟!
    فهم اینکه چه اتفاقی افتاده چندان دشوار نیست. جماعتی پس از رحلت حضرت امام(ره) کمر بستند که به تدریج انقلاب و نظام اسلامی را از محتوا و معنا و سیرت تهی کنند و به نام قرائت ها و تفسیرهای تازه، اشرافیت و زرسالاری و انحصار قدرت و نرمش با مستکبران بر سر حقوق ملت را به قاعده در جمهوری اسلامی تبدیل کنند. عرفی گری و رواج سکولاریسم در طول دو دهه گذشته پروژه مشترک غرب و جریان از درون پوسیده داخلی بود. برخی صاحب منصبان همان قدر ساده در برابر آمریکایی ها و انگلیسی ها پشتشان به زمین می خورد و در حوزه سیاست خارجی باج می دادند که در داخل و در مجلس و دستگاه های اجرایی در برابر مفسدان اقتصادی نظیر شهرام جزایری. شوخی نیست یک جوانک بتواند تمام دولت و مجلس اصلاحات را در 5 سال یکجا دور بزند و با دادن یکی دو میلیارد رشوه صدقه گونه، 150 میلیارد تومان - به واسطه مجاری حمایتی دولت و مجلس- از بیت المال غارت کند. بوی تعفن فساد سیاسی و اقتصادی هنوز از کام برخی رجال و دسته ها و احزاب و روزنامه ها بلند است، وقتی که دهان باز می کنند و از حقوق تضییع شده ملت دم می زنند. ببندید این دهان ها را و بیش از این مردم را نیازارید. ملت ما نمی گذارد مستکبران عالم با دستان آلوده شما، سلطنت و اشرافیت را در این کشور باز تولید کنند.ملت ما دشمن اصلی را گم نمی کنند.
    با شعار عدالت و پیشرفت(به جای توسعه منهای عدالت) دوره جدیدی آغاز شده است. هم مردم و هم نخبگان صالح باید برای دوره جدید مهیا شوند. شعار عدالت آغاز آوردی بزرگ است، نه پایان آن. عدالت خواهی هزینه دارد. باید پای آن ایستاد. تاکتیک هایی که دشمن در این میدان پیشه می کند، به غایت غیر اخلاقی و ناجوانمردانه است، که انتظاری جز این از او نیست. حیله، مکر، فریب، شایعه، القای بدبینی و بی اعتمادی و ناامیدی، تفرقه اندازی و بومی کردن اختلاف ها، و برانگیختن جماعتی که به دلایل مختلف در این آوردگاه می لنگند. نرمی و درشتی را با حکمت باید در این میدان به کار بست، مانند طبیبی که گاه مرهم را برمی گزیند و گاه نیشتر و چاقو و داغ را.
    ملت ما امامت و ولایت را طبیب دردهای بزرگ بشر یافته است. این حقیقت شب های قدری است که این روزها با برکت و رحمت تمام، بر سر ملت ما سایه فیض خویش را گسترده است. این شب ها، شب سالکان و ره پویانی است که می خواهند در صراط مستقیم امامت و عدالت گام بردارند. این شب ها و روزها، شب شناسایی دوستان و دشمنان بی هیچ حجاب و نقابی است.
    یا علی جان مقتدای ما تویی! این شب ها، اگر شب های رفتن و رسیدن، شب های شوریدگی و عاشقی است، ما با تو آغاز می کنیم علی جان! یا علی گفتیم و عشق آغاز شد.

 

رتبه 137 ایران در فضای کسب وکار

روزنامه دنیای اقتصاد صفحه 5 

   بحث بهبود فضای کسب و کار همواره از جمله مباحث اصلی در نشست های هیات نمایندگان اتاق های بازرگانی است. بر اساس گزارش بانک جهانی، ایران جایگاهی بهتر از صد و سی هفتم در میان 183کشور ندارد.
    بر اساس گزارش مذکور با تاسیس دفاتر اینترنتی صدور مجوزهای ساختمانی در تهران، فرآیند اخذ مجوز برای مکان ساخت و ساز، جواز ساخت و ساز و روند اداری تایید آن بسیار کوتاه شده است.
    به علاوه زمان لازم برای دریافت قبوض آب و برق تا حد قابل ملاحظه ای کاهش یافته است. همچنین با تبدیل مالیات بر فروش به مالیات بر ارزش افزوده بار مالیاتی بر فعالیت های اقتصادی کاهش پیدا کرده است. با راه اندازی نظام الکترونیکی ثبت شرکت ها فرآیند تاسیس شرکت ها ساده تر شده است. با نصب تجهیزات کنترلی در بندر شهید رجایی و سازماندهی مجدد دفاتر ترخیص کالابه بخش های تخصصی با توجه به نوع کالا، زمان مبادله کالادر گمرکات ایران نیز کاهش یافته است.
    بدین ترتیب در چهار بخش آغاز فعالیت های تجاری، صدور مجوز ساخت، اخذ مالیات ها و تجارت بین مرزی اصلاحاتی در ایران انجام گرفته که رتبه این کشور را از نظر فضای کسب و کار ارتقا داده است.
    شایان ذکر است که 4 کشور سنگاپور، نیوزیلند، هنگ کنگ و آمریکا همچون سال گذشته به ترتیب رتبه های نخست تا چهارم جهان را از نظر فضای کسب و کار به خود اختصاص داده اند. کشورهای انگلیس، دانمارک، ایرلند، کانادا، استرالیا و نروژ نیز به ترتیب رتبه های پنجم تا دهم را در اختیار دارند. رتبه برخی دیگر از کشورها عبارت است از: عربستان 13، بحرین 20، فرانسه 31، اسپانیا 61، ترکیه 73، ایتالیا 78، چین 89، اندونزی 122، برزیل 129، هند 133، الجزایر 136، اکوادور 138، سوریه 143، عراق 153، افغانستان 160 و آفریقای مرکزی 183.

 

بررسی سینمای نوین ایران در جشنواره لندن : حمایت فرمان آرا از «درباره الی"» برای حضور در اسکار

روزنامه اعتماد صفحه 12

  در حالی که بهمن فرمان آرا بارها اصغر فرهادی را به خاطر ساخت فیلم «درباره الی...» تحسین کرده بود، روز گذشته به حمایت خود شکل رسمی داد و اعلام کرد: «آخرین ساخته سینمایی ام «خاک آشنا» را به کمیته ارزیابی معرفی فیلم به اسکار نمی دهم، چون بهترین فیلمی که می تواند از سینمای ایران به اسکار معرفی شود، فیلم «درباره الی...» اصغر فرهادی است و در همین راستا فیلمم «خاک آشنا» را به این کمیته ارائه نکردم.»      جانبداری فرمان آرا از فیلم «درباره الی...» در شرایطی صورت گرفت که بعضی از منتقدان، فیلم «خاک آشنا» را به خاطر مضامین فرهنگ ایرانی موجود در فیلم به عنوان گزینه یی برای معرفی به اسکار در نظر گرفته بودند. به هر روی اگر نظر تحلیلگران سینمایی و همچنین اقدام بهمن فرمان آرا مورد توجه کمیته ارزیابی معرفی فیلم به اسکار قرار گیرد و اعمال سلیقه های شخصی صورت نگیرد، آخرین ساخته اصغر فرهادی به نمایندگی از ایران به اسکار معرفی می شود. این فیلم پس از درخشش در جشنواره های جهانی قرار است به همراه «کسی از گربه های ایرانی خبر نداره» ساخته بهمن قبادی در جشنواره لندن به نمایش درآیند تا نماینده سینمای نوین ایران باشند. سایت رسمی جشنواره فیلم لندن اعلام کرد نمایش دو فیلم «درباره الی...» و «کسی از گربه های ایرانی خبر نداره» به همراه میزگردی درباره سینمای نوین ایران از برنامه های پنجاه و سومین دوره جشنواره فیلم لندن هستند. نشست بررسی سینمای نوین ایران روز جمعه 23 اکتبر با حضور گروهی از فیلمسازان، روزنامه نگاران و کارشناسان فرهنگی برگزار و در آن موضوع هایی که سینمای امروز ایران را تحت تاثیر قرار داده به همراه امیدها و آرزوهایی برای آینده مرور می شود. فیلم سینمایی «درباره الی...» اصغر فرهادی پس از درخشش در جشنواره های برلین و ترایبکا روزهای 20 تا 22 اکتبر در بخش جنبی جشنواره لندن به نمایش درخواهد آمد.
    سایت جشنواره فیلم لندن «درباره الی...» را یک درام ایرانی پیچیده از خالق آثاری چون «شهر زیبا» و «چهارشنبه سوری» توصیف کرده است. این سایت در توصیف فیلم قبادی چنین آورده است: «کسی از گربه های ایرانی خبر نداره» بهمن قبادی هم که بهار امسال در جشنواره معتبر کن حضور داشت، روزهای 24 تا 26 اکتبر در جشنواره فیلم لندن به نمایش عمومی درخواهد آمد. حامد بهداد تنها بازیگر شناخته شده این فیلم 106 دقیقه یی است که قبادی آن را بدون مجوز و درباره گروه های موسیقی زیرزمینی ساخته است.»پنجاه و سومین جشنواره فیلم لندن روز 14 اکتبر با نخستین نمایش جهانی انیمیشن سینمایی «آقای فوکس شگفت انگیز» به کارگردانی وس اندرسن آغاز می شود و با نمایش «پسر ناکجاآباد» نخستین تجربه کارگردانی سم تیلر ـ وود بریتانیایی با موضوع دوران کودکی جان لنون به پایان می رسد.
    به گزارش مهر امسال برای نخستین بار یک جایزه به بهترین فیلم جشنواره اهدا می شود تا این رویداد مهم در کنار جشنواره های رقابتی تورنتو و ساندنس قرار بگیرد. آماندا نویل مدیر انستیتو فیلم بریتانیا، سازمان دهنده جشنواره لندن، هدف از اهدای این جایزه را رساندن جایگاه جشنواره به رده های بالاذکر کرده است.

 

تبدیل نور به صوت با لیزر

روزنامه اعتماد  صفحه 7 

   گروهی از دانشمندان لابراتوار تحقیقاتی نیروی دریایی ایالات متحده فناوری جدید لیزری را ابداع کرده اند که می تواند امواج نوری را به صوت تبدیل کند. این فناوری جدید لیزری می تواند در تجهیزات تجاری و دریایی مانند ارتباطات زیردریایی، ردیابی و موقعیت یابی زیردریایی و تصویربرداری آکوستیک مورد استفاده قرار گیرد. محققان با متراکم سازی پرتوهای لیزری موفق به ابداع این تکنیک شدند. رنگ های مختلف پرتو لیزر با سرعت های مختلفی در نور حرکت می کند که این رنگ ها می توانند سازماندهی مجدد شده و به این شکل پرتوهای لیزری هنگام ورود به آب متراکم شده و نور را متمرکز می کند. برای تبدیل نور به صوت پرتو لیزری به منظور یونیزه کردن میزان کمی آب متراکم می شود. سپس آب یونیزه شده انرژی لیزر را جذب کرده و گرم می شود. نتیجه این فرآیند گرم شدن و ایجاد مقادیری بخار آب است که می تواند 220 دسیبل پالس صوتی از خود به وجود آورد. به گزارش مهر پرتو لیزری توانایی حرکت در میان هوا و آب را دارد، اما قدرت تمرکز آن در آب بسیار بیشتر است. موج مناسبی از پرتو لیزر می تواند چند صد متر در میان هوا حرکت کرده و زمانی که وارد محیط آبی می شود به سرعت متراکم شود. این خصوصیت امکان ارسال پیام از هواپیماها به داخل و زیر سطح آب را امکان پذیر خواهد ساخت.

 

 

سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸

 

ما و مواجهه با جنگ نرم

روزنامه کیهان  صفحه 2 

نویسنده: سعدالله زارعی

  درباره «جنگ نرم» و ارتباط آن با تحولات اجتماعی از منظرهای متفاوتی سخن گفته شده است. این واژه بخصوص بعد از انتخابات اخیر ایران وارد مباحثات روزمره اجتماعی ما شده و از بحث های آکادمیک -دانشگاهی-فاصله گرفته است. در عین حال از آنجا که از جنگ نرم بعنوان یک تهدید مهم علیه انقلاب یاد می شود،
    توجه به ابعاد آن ضروری است که به بعضی از موارد آن اشاره می کنیم:
    1-واژه جنگ نرم (Soft War) در برابر جنگ سخت (Hard War) کاربرد دارد البته گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت استفاده می شود ولی در نهایت معمولابه یک مفهوم ختم می شود. نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است. دراین باره منسجم ترین کتابی که با عنوان Soft Power- قدرت نرم- انتشار یافته به جوزف نای تعلق دارد. وی معتقد است مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر «اجبار» و مبنای قدرت نرم بر «اقناع» است او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام برده است. البته اگر مبنای قدرت سخت بر اجبار و مبنای قدرت نرم بر اقناع باشد می توان به این تفکیک جوزف نای خورده گرفت چرا که رسانه، اقتصاد و دیپلماسی می توانند در ذیل هر دو عنوان سخت یا نرم قرار گیرند. نرم یا سخت بودن آن بستگی به این دارد که در نهایت برای وادار کردن طرف مقابل به انجام کاری یا بازداشتن او از کاری استفاده می شود یا از این ها بعنوان یک اقدام تشویقی و اقناعی استفاده می شود اما به هر حال در اینکه امروز استفاده از قدرت نرم برای تامین منافع ملی و تمامیت ارضی و حفظ کشور یک ضرورت است و مراقبت از کشور در برابر تهدید نرم حیاتی است، اختلافی وجود ندارد.
    2- حوادث پس از انتخابات کشور نشان داد که استفاده از قدرت نرم علیه تمامیت ارضی، استقلال و هویت ملی کشور تنها در شرایط ضعف و شکست نظام اتفاق نمی افتد بلکه در «پیروزی های خیره کننده» هم از این ابزار برای تضعیف موقعیت داخلی و بین المللی انقلاب و نظام استفاده می شود از این رو رهبرمعظم انقلاب اسلامی برای خنثی کردن این مرحله حساس از تهدیدهای دشمن، دانشجویان، اساتید دانشگاهها و هنرمندان را به میدان فراخوانده اند.
    این فراخوان از یک سو پایان نیافتن توطئه نرم علیه انقلاب را تداعی می کند و از سوی دیگر نشان می دهد که اگر چه تهدید نرم علاوه بر «موجودیت»، «امنیت» و «اصالت» نظام را هدف قرار داده است ولی رزمندگان سنگر انقلاب در این میدان اولاو بالذات نیروهای امنیتی نیستند هرچند نیروهای امنیتی نیز در این میدان وظیفه حساسی را به دوش دارند.
    3- در جنگ نرم، دشمن از ادبیات سیاه- تاریک نشان دادن آینده- بهره می گیرد و با سوار شدن بر مرکب تردید- در اصول، مبانی و دستاوردها- تلاش می کند تا نظام و حافظان آن را مرعوب نماید و با فرسایشی کردن فضای سیاسی، نیروهای اصلی نگهدارنده را خسته نماید بر این اساس طی دو ماه گذشته ما شاهد حداکثر سیاه نمایی روی موفقیت های بزرگ نظام- شامل موفقیت در جلب بی نظیر حضور مردم در صحنه انتخابات، موفقیت های بزرگ در سیاست خارجی، موفقیت بزرگ در کم کردن فاصله طبقات اجتماعی، موفقیت بزرگ در پاکدستی مدیران و فعالیت شبانه روزی آنان، به ثمر نشستن سیاست های منطقه ای ایران، روزآمد کردن شعارهای انقلاب و...- بوده ایم. در همان حال نیروهای داخلی جنگ نرم با نیروها و قدرت های خارجی جنگ نرم چنان آمیختند که سوا کردن این دو از یکدیگر به غایت دشوار گردید این همه برای آن بود که به شهروند ایرانی که برای انقلاب و نظام برآمده از آن بیش از 40 سال تلاش کرده است، بباورانند که حرف های انقلاب از اساس نادرست است. ببینید نخست وزیر اوائل انقلاب و رئیس جمهور سابق و رئیس مجلس اسبق و... چه می گویند و چگونه برای دست یافتن به قدرت، خود را به آب و آتش می زنند پس این دعواها همه ماهیت قدرت طلبی دارند! کنار بکشید!، هرچه می خواهد بشود، بشود!
    رهبر معظم انقلاب اسلامی - دامت برکاته- برای خنثی شدن این ترفند به اساتید دانشگاهها فرمودند «لازم نیست شما از افراد نام ببرید ولی لازم است که به دانشجویان امید بدهید تا دستاوردهای بزرگ کشورشان را کوچک نبینند.»
    4- در جنگ نرم، دشمن با واقعیت کاری ندارد بلکه او واقعیت را برای مخاطب می سازد. شما همین روزها شاهدید با وجود اینکه بعضی از کسانی که از آنان به «شهدای سبز» نام برده می شد، زنده بودن خود را در تلویزیون اعلام کردند، هنوز بعنوان کشته یاد می شوند! و جالب تر اینکه تلاش وسیعی صورت می گیرد تا تعداد این کشته ها به 72 تن برسد حتی اگر لازم شد نام دختری که چندین بار از منزل متواری شده و در نهایت هفته ها بعد از حوادث انتخاباتی خود را از پل عابر پیاده به زیر افکنده و جان باخته است در لیست «شهدا» قرار می دهند تا این عدد مقدس تکمیل شود. در این صحنه اساساً واقعیت مهم نیست. مهم این است که در بازی تبلیغات سیاه، روی چه چیزی توافق و تاکید شده است. البته برای مردم ایران واقعیت ها پوشیده نیستند و عدم واقعیت های خلاف گوها هم سکه ای است که عمر آن به 10 روز نرسید.
    5- در این جنگ نرم، محیط های جوان «میدان مناسب» ارزیابی می شود، در واقع استفاده از «احساسات» و «مظلوم گرایی» چاشنی اقدامات خطرناک و هزینه بری است که فرماندهان آشوب خود از پذیرش آن اجتناب می ورزند. در این میدان آن دسته از نیروهای جوان که به دلیل برخورداری از «زیرکی سیاسی» و «فهم استوار» دست فتنه گران را می خوانند وظیفه ای خاص بر عهده دارند. کما اینکه نخبگان دوران دیده هم برای کنار زدن پرده های تردید -که گاهی پرده های تردید، دلهای پاک را هم می لرزاند- باید به میدان آمده و حقایق را بیان نمایند. از این رو رهبر معظم انقلاب روی رسالت دانشجویان - با عنوان افسران جوان- و اساتید دانشگاه - با عنوان فرماندهان خودی جبهه نرم- انگشت گذاشته و مسئولیت شان را یادآور شدند.
    6- در جنگ نرم، دشمن اصلی هزینه چندانی نمی پردازد- اگر چه البته پول زیادی خرج می کند- هزینه را نیروهای داخلی- عمدتاً با دریافت حق العمل - می پردازند و صد البته در این میدان آن دسته از نیروهای داخلی که برای تغییر وضع موجود انگیزه شخصی قوی تری دارند نقش برجسته تری دارند. برای پاره ای از مسئولان سابق مانع شدن از «کنار رفتن پرده ها» مهمترین انگیزه شخصی است. بعضی از نخبگان گردن کلفت که در کشور به انواع فسادها آلوده شده اند، طبعاً نمی خواهند باب سوالات باز شود از این رو حاضرند به قیمت زیر سوال رفتن کشور، ریخته شدن خون بی گناهان و بر باد رفتن حیثیت ملی مانع مفتوح شدن پرونده ها شوند. این ها به آسانی و به طرفه العینی جذب برنامه های دشمنان قسم خورده اسلام می شوند و عناوین سیاسی آنان، مانعی برای ایفای نقش در براندازی نظام نخواهد بود. با این وصف اگر کسی تصور کند برای وحدت می توان از خطاهای آنان چشم پوشی کرد، دچار خطای بزرگتری شده است. اگر اقدام آنان صرفاً یک «خطا» باشد که بر تداوم آن اصرار نمی شود. آنان در بیانیه های رسمی با صراحت می گویند نظام کوتاه بیاید تا ما کوتاه بیائیم. نظام باید از چه چیزی کوتاه بیاید؟ بدون تردید منظور آنان کوتاه آمدن نظام در پرونده های کلان سوءاستفاده های اقتصادی و مالی است. همین چند روز پیش یکی از این افراد در نامه ای از قوه قضائیه خواسته است که از پیگیری پرونده دو متهم- که اینک در بازداشت به سر می برند- خودداری کند. استدلال ظاهری این است که این دو به فلان دولت وقت کمک های موثری در جذب کمک های خارجی به کشور داشته اند ولی این واقعیت ندارد. واقعیت این است که این دو نفر واسطه سوءاستفاده های میلیاردی «بعضی ها» بوده اند و پیگیری این پرونده می تواند این روابط ناسالم و شرم آور اقتصادی را برملاکند. در همان حال برخی از خبرها حکایت از این دارد که این دو با سازمان جاسوسی آمریکا مرتبط بوده اند که در نامه توصیه مورد اشاره بی اهمیت فرض شده است!
    7- جنگ نرم، صحنه تقابل دروغ های بزرگ با واقعیت های تردیدناپذیر است در این میدان دروغ های بزرگ لباس واقعیت های تردیدناپذیر به تن می کنند و واقعیت های تردیدناپذیر، دروغ های بزرگ خوانده می شوند. بیانیه ها و نامه های اخیر آقایان موسوی و کروبی که از طریق حدود 2500 سایت و وبلاگ بازتاب داده شده و پی درپی در تلویزیونها و رادیوهای آمریکا، اروپا، اسرائیل و عربستان نشخوار می شوند، دروغ های بزرگی اند که به پیکار واقعیت های تردیدناپذیر آمده اند. در این جنگ نرم، کافی است که هواداران جبهه حق بیدار باشند و بیکار ننشیند چرا که زبان حق همیشه موثرتر از زبان باطل است و نیک می دانیم که «للحق دوله و للباطل جوله».

 

ضبط اموال دفتر پیگیری میرحسین موسوی

روزنامه اعتماد  صفحه 1 

  عصر روز گذشته ماموران به دفتر پیگیری ستاد میرحسین موسوی رفته و تمام اموال و اسناد آن را بدون هیچ گونه صورتجلسه یی با خود بردند. به گزارش نوروز - سایت خبری حزب مشارکت - ساعت 30/4 روز گذشته نیروهای امنیتی وارد دفتر کمیته پیگیری بازداشت شدگان ستاد میرحسین موسوی شده و بدون ارائه هیچ حکم قانونی اموال و اسناد موجود در آن را توقیف کرده و با خود به محل نامعلومی انتقال داده اند.این گزارش می افزاید آنها در پاسخ به اینکه باید طبق قانون برای اموال و اسناد توقیفی صورتجلسه نوشته شود، گفته اند اصلاً قرار نیست این اموال بازگردانده شود که لازم باشد صورتجلسه کنیم.این کمیته بعد از وقوع فجایع پس از انتخابات به ریاست سید علیرضا حسینی بهشتی فرزند شهید بهشتی فعالیت خود را زیر نظر ستاد میرحسین موسوی تشکیل داده بود.گفتنی است این دفتر از معدود محل هایی بود که آسیب دیدگان و بازداشت شدگان حوادث پس از ناآرامی های 22 خرداد برای احقاق حق تضییع شده خود به آن مراجعه می کردند.

 

زوایای دیگری از نقش مهدی هاشمی در انتخابات فاش شد

روزنامه ایران  صفحه 3 

   عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی از نقش مهدی هاشمی در تغییر نامزد اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری پرده برداشته است.
    احمد جهان بزرگی با بیان اینکه هنوز مشخص نیست که چرا در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری گزینه «موسوی» به جای «خاتمی» آمد، افزوده: مهدی هاشمی یکی از موثرترین افرادی بود که در تبدیل گزینه خاتمی به موسوی فعالیت کرد.وی با بیان این که ایرانیان فارغ التحصیل از دانشگاه انگلیس نقش مهمی در آوردن موسوی داشتند، اضافه کرده: جریان موج سبز را انگلیس مستقیماً رهبری می کرد.

 

جناب آقای رئیس جمهور خط فقر سر کاری نیست

روزنامه اعتماد  صفحه 10

نویسنده: رها ایزدی

  آقای احمدی نژاد در نشست مطبوعاتی روز گذشته در پاسخ به سوال خبرنگاری در زمینه خط فقر 850 هزار تومانی و حقوق حداقلی 263 هزار تومانی کارگران گفت: «خط فقر از امور سر کاری است چرا که به صورت دقیق و مشخص نمی توان آن را تعریف کرد، شما حدود نیازهای یک خانواده را چه تعریف می کنید؟» وی افزود:«برخی ها داشتن دوچرخه، کلاس رایانه و اینترنت را جزء نیازهای اولیه می آورند و بر اساس آن خط فقر را تعریف می کنند و برخی ها نیز نیازهای اولیه را مسکن، خوراک و پوشاک می دانند.»
    جناب آقای رئیس جمهور، در مناظره های انتخاباتی، شما خود را کارشناس ارشدی خطاب کردید که بر همه حوزه های تحت امرش اشراف دارد و با این حال در جلسه روز گذشته خط فقر را جزء امور سر کاری قلمداد کردید. چطور می توان این دو موضع را با هم و یک جا جمع کرد؟ آن هم در حالی که بنا بر همین آمار نصفه و نیمه یی که در کشور منتشر می شود بیش از 35 درصد از مردم ایران زیر خط فقر قرار دارند.
    خط فقر طبق تعاریف بین المللی که البته ممکن است شما آن را قبول نداشته و مایل باشید برداشتی نوین از آن ارائه دهید، این گونه تعریف می شود: «افرادی که در یک روز کمتر از دو دلار درآمد داشته باشند زیر خط فقر قرار می گیرند.»
    در ایران با محاسبه دلار هزار تومانی، اگر شخصی کمتر از روزی هزار تومان و ماهیانه 60 هزار تومان درآمد داشته باشد جزء افراد فقیر محسوب می شود. با این حساب کارگری که خانواده یی پنج نفره را اداره می کند و فقط 263 هزار تومان حقوق می گیرد، خود و خانواده اش زیر خط فقر قرار دارند. حال به نظر جنابعالی این موضوع سرکاری است؟ تازه مبنای دو دلار در روز متعلق به خط فقر نسبی است و خط فقر مطلق به شکل دیگری تعریف می شود.
    بنا به گفته آقای «حسین راغفر» استادیار دانشگاه و تدوین کننده نقشه فقر در کشور، در محاسبه خط فقر مطلق، تنها، کالری مورد نیاز فرد از طریق غذا لحاظ می شود و سایر اقلام کالایی بر حسب هزینه های غذایی تخمین زده می شود و به این دلیل، سهم مسکن در این هزینه ها بسیار کمرنگ می شود.
    این در حالی است که بر حسب آمارهای مرکز آمار ایران حدود 30 درصد سبد مصرفی خانوارها را مسکن تشکیل می دهد. البته رقم واقعی این کالادر سبد مصرفی خانوار به مراتب بیشتر از 30 درصد است: چرا که مرکز آمار این درصد را صرفاً بر حسب اجاره بها محاسبه کرده و سایر هزینه های مسکن و اصطکاک خانه را در نظر نگرفته است.
    بنا بر آمارهای ارائه شده از سوی این استاد دانشگاه در سال 83 ، 4/29 درصد، سال 84 ، 9/31 درصد، سال 85 ،6/33 درصد و سال 86، حداقل 35 درصد جمعیت کشور در زیر خط فقر مطلق به سر می بردند.
    آیا آقای رئیس جمهور محترم قصد دارند این آمارها را نیز نادیده گرفته و آنها را بدون پشتوانه کارشناسی و به قول خودشان سرکاری بخوانند.
    البته شاید انتظار شنیدن این حرف از آقای احمدی نژاد خیلی بیراه نباشد چون مصری وزیر منتخب احمدی نژاد در دولت نهم برای وزارتخانه رفاه و تامین اجتماعی نیز طی دوران وزارتش هیچ گاه حاضر نشد درباره افراد زیر خط فقر در کشور به خبرنگاران توضیح قانع کننده یی بدهد و همواره جمله مورد علاقه خودش را بیان می کرد که «اعلام خط فقر به درد کسی نمی خورد».
    با همه اینها به نظر می رسد امروز که صابون گوشت وارداتی یخ زده کیلویی 6 هزار تومان و برنج هندی کیلویی 2500 تومان و شلیل ترکیه یی کیلویی 2400 تومانی به تن ما خورده است، طبق نظر رئیس جمهور محترم با حرف زدن و نوشتن درباره خط فقر در واقع خودمان را سرکار گذاشته ایم.

 

«خادم دین» است و «یار مردم » است

روزنامه رسالت  صفحه 24

شاعر : شجاع الدین ابراهیمی

برشی از یک مثنوی بلند به مناسبت آغاز به کار «کابینه دهم دولت» در مشهد مقدس

عهد «عزت» چون به وقت « خدمت »است
    شهر « مشهد» میزبان «دولت» است
    مشهد «موسی الرضا» چون گل گواست
«دولت اسلام» محبوب خداست
    در جهان عزم سترگی می کند
«ملت ایران» بزرگی می کند
    این سخن «اسلامی» ایمانی است
    سربلندی لایق ایرانی است
    دوست دارد آسمان را - نور را
    ملت ایران «رئیس جمهور» را
«خادم» دین است و «یار مردم» است
«معجزه» در این «هزاره سوم» است
    صحبت اش «صاحب زمانی» گشته است
«فکرهای» او «جهانی» گشته است
    دارد او خیرالعمل - حسن السبق
«حوزه» و «بعثه» برایش «بیت حق»
«خامنه ای» در جهان جانان اوست
    شهر «مشهد» شاهد «پیمان» اوست
«دولت اسلام» فخر ایل شد
    در« نشست اولین» تشکیل شد
    با مدد از عون حق - آل عبا
    در جوار قدسی «موسی الرضا»
    دین بحق دور و دوامی یافته است
«هیئت دولت» قوامی یافته است
    کهکشان روشن زنار و نور ماست
    یک «رجایی» چون «رئیس جمهور» ماست
    اهل خیر و خوبی و خصم بدی ست
    اینکه «محمود» و «نژاد»ش «احمدی» است
    او رجایی وار در «عصر رجا» است
    مستحق رحمت ولطف خداست
    طیب الله چون «رئیس دولت» است
    حضرت رهبر برایش «حجت» است
    گوش بر امر و وصایای «ولی» ست
    او مرید «حضرت سید علی» است
    دین و دل در راه «رهبر» باخته ست
    او «امام» خویش را بشناخته ست
    مردمی و ساده «اهل خدمت» است
    صاحب عزاست و دور از شوکت است
    غرق صدق و خدمت و پاکی ست او
    بی ریا چون مردم خاکی ست او
    زندگیش ساده چون من چون شماست
    افتخارش خدمت دور از ریاست
    شکر می گوییم دائم بر خدا
    چون رجایی دگر داده به ما
    گرد هم «جمع وزیران» آمدند
    جملگی در «قلب ایران» آمدند
    این کلام جاودان «رهبر» است

«آستان قدس، قلب کشور» است
    برگل ایمان تمامی شبنم اند
    مردهای دین و دولت با هم اند

 

ایران، گران ترین اینترنت جهان

 روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 25

نویسنده: ندا لهردی

مقایسه قیمت پهنای باند در کشورهای مختلف جهان

    این روزها دیگر فناوری ارتباطات و میزان استفاده از کاربردهای مختلف آن به یکی از مهم ترین و موثرترین شاخص های توسعه انسانی در جهان تبدیل شده است.
    دلیل را هم باید در سرعت پیشرفت این صنعت، بخش های وابسته به آن و البته میزان نفوذ آن در زندگی روزمره جست وجو کرد. این پیشرفت هم مانند هر تغییر جدید دیگری هزینه هایی دارد که علاقه مندان به آن باید آن را بپردازند.
    این همان موضوعی است که در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته دنیا پذیرفته شده و به تدریج به تعادل رسیده است تا جایی که دیگر برای آنها پرداخت هزینه برای اتصال به شبکه جهانی اینترنت شکل یک معضل جدی را پیدا نمی کند. شاید این به همان علتی است که چنین کشورهایی خیلی زودتر از کشورهای جهان سوم و در حال توسعه راه پیشرفت و توسعه را در پیش گرفته اند و سعی دارند با سرعت بیشتری هم آن را ادامه بدهند.
    در مقابل، اما کشورهای در حال توسعه هنوز هم برای اتصال به شبکه اینترنت که در واقع یک نیاز اولیه در عصر ارتباطات محسوب شده و ساده ترین کاربرد فناوری اطلاعات است، با مشکلات مختلفی رو به رو هستند که شاید مهم ترین آنها به خصوص در کشور ما قیمت و هزینه استفاده از این فناوری است.
    با این همه اما موضوع وقتی پیچیده تر می شود که یک مقایسه ساده نشان می دهد قیمت اینترنت در ایران حتی نسبت به کشورهایی با زیرساخت و توسعه یافتگی مشابه هم بالاتر بوده و به عبارت دیگر کاربران ایرانی برای اتصال به اینترنت شرایط سخت تری نسبت به کاربران این کشورها دارند.
    قرار نیست درباره موضوعی تکراری بگوییم. قیمت بالای اینترنت در ایران هر چند موضوع جدیدی نبوده و نیست، اما مقایسه این قیمت ها با قیمت خدمات مشابه در کشورهای دیگر گاهی می تواند نقش یک تلنگر را به خوبی ایفا کند.
    درست به همین دلیل هم قیمت اینترنت در چند کشور به عنوان نمونه در این مطلب با هم مقایسه شده اند؛ کشورهایی که معیار انتخاب آنها در بعضی موارد شرایط مشابه و در موارد دیگر به عنوان الگوی مناسب بوده است که آنها را در زیر می خوانیم:
     هند
    هندوستان در واقع یک نمونه مناسب از کشورهایی است که در سال های اخیر مسیر توسعه را با سرعت خوبی طی می کند.
    بر اساس آخرین آمار تعداد کاربران اینترنت در این کشور به 13 میلیون و 54 هزار نفر می رسد که از این میان در حدود 4 میلیون و 73 هزار نفر از آنها به اینترنت پرسرعت دسترسی دارند. در این کشور حدود 8 شرکت بزرگ ارائه دهنده خدمات اینترنت سعی دارند تا اینترنتی با سرعت 256 کیلوبیت یا بیشتر را در اختیار کاربران این کشور قرار بدهند.
    با این حال شرکت BHARAT SANCHAR NIGAM یا BSNL اصلی ترین ISP در سرتاسر این کشور به حساب می آید. این شرکت در حال حاضر اینترنتی با سرعت 256 کیلوبیت در هر ثانیه را با قیمتی متغیر از 2500 تا 5000 روپیه (50 تا 100دلار) برای هر ماه در اختیار کاربرانش می گذارد. این در حالی است که این قیمت ها بعد از دو سال استفاده برای هر کاربر تا 20 درصد هم کاهش پیدا می کند. البته بهتر است بدانید که به این مبلغ مقداری مالیات هم اضافه می شود که بر اساس نوع طرح مورد استفاده متغیر است.  
    قطر
    در این کشور کوچک هرچند شرکت تلکام قطر یا Q-Tel از سال 1998 بزرگ ترین شرکت ارتباطی به حساب می آید، اما آنقدر فعال بوده که توانسته است در سال 2008 در فهرست 20 شرکت ارتباطی بزرگ دنیا قرار بگیرد. این کشور در حدود 80 هزار نفر کاربر اینترنت دارد که حدود 30 هزار نفر از آنها کاربران اینترنت پر سرعت هستند.
    این شرکت از سال 2002 خدمات اینترنت پر سرعت را برای کاربران این کشور ارائه کرده است و در حال حاضر برای استفاده یک ماهه از اینترنت با سرعت یک مگابیت هزینه ای برابر 55 دلار از کاربرانش دریافت می کند.
    کاربران قطری همچنین برای استفاده از اینترنتی با سرعت های 4،2 و 8 مگابیت در هر ثانیه باید به ترتیب 110،83 و 164 دلار در هر ماه بپردازند.  
    امارات متحده عربی
    یکی از کشورهای همسایه آبی ایران که در دهه اخیر رشد قابل توجهی را در زمینه ارتباطی و اقتصادی تجربه کرده است تا جایی که این کشور در حال حاضر یکی از کشورهای پیشرفته از نظر فناوری ارتباطات در منطقه به حساب می آید. در این کشور هم شرکت های ISP مختلفی به ارائه خدمات اینترنت برای کاربران مشغولند اما در میان آنها بیشترین کاربران اینترنت پرسرعت از خدمات دو شرکت DU و اتصالات استفاده می کنند.
    شرکت DU که 40 درصد از مالکیت آن در اختیار دولت امارات است، این روزها اینترنت پرسرعت با سرعت های 512 کیلوبیت، 1، 2، 8، 16 و 24 مگابیت را به ترتیب با قیمت های 5، 68، 95، 123، 149 و 204 دلار برای هر ماه در اختیار کاربرانش قرار می دهد.
    این در حالی است که کاربرانی که از خدمات شرکت اتصالات بهره می برند باید به طور متوسط برای اشتراک ماهانه اینترنت با سرعت یک مگابیت مبلغی برابر 50 دلار بپردازند.
        پاکستان
    در کشور همسایه شرقی ما هم گویا اوضاع چندان هم بد نیست. کاربران پاکستانی در حال حاضر می توانند از خدمات حدود 6 شرکت خدمات دهنده اینترنت بهره ببرند. با این همه شرکت PTCL فعال ترین شرکت در این زمینه است که به بیش از 167 شهر ارائه خدمات می کند. کاربران این شرکت می توانند از اینترنت پر سرعتی با سرعت های 2،1 و 4 مگابیت به ترتیب با قیمت های 5/24، 41 و 102 دلار استفاده کنند.
    انگلستان
    این کشور که در دسته کشورهای توسعه یافته در زمینه فناوری ارتباطات قرار می گیرد، فضای رقابتی خوبی را در بازار اینترنت خود به وجود آورده است.
    درست به همین دلیل هم هست که تعداد شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنتی در این کشور هر روز در حال افزایش است. به این ترتیب کاربران انگلیسی انتخاب های متفاوتی در اختیار دارند و می توانند انتخاب مناسب با نیازشان را راحت تر انجام بدهند.
    در حال حاضر؛ اما بیشترین کاربران اینترنت پر سرعت در این کشور از خدمات دو شرکت BT و Vrigin Media استفاده می کنند.
    با این اوصاف این روزها کاربران انگلیسی برای استفاده از اینترنت با سرعت20 مگابیت برای هر ماه 16 دلار به شرکت O2 می پردازند، در حالی که برای اینترنت 10 مگابیتی مبلغ 2/8 دلار به شرکت Vrigin Media می پردازند. شرکت BT، اما برای اینترنت با سرعت 8 مگابیت در هر ماه 75/12 دلار از کاربرانش دریافت می کند. با این حال شرکت AOL گویا ارزان ترین قیمت ها را دارد و برای یک ماه استفاده از اینترنت یک مگابیتی از کاربرانش مبلغ 8 دلار دریافت می کند.
        آمریکا
    یکی از پیشرفته ترین کشورهای جهان اگرچه این روزها درگیر بحران اقتصادی بی سابقه ای است، اما همچنان کاربرانش جزو طرفداران پر و پا قرص استفاده از اینترنت هستند. تا جایی که حتی همان یک چهارم جمعیت این کشور که درآمدی کمتر از 3 هزار دلار در ماه دارند هم از اینترنت و کاربری های آن دست نمی کشند.
    در این کشور اگرچه معمولاجدیدترین تکنولوژی ها زودتر از دیگر کشورها می رسند، اما هنوز هم 41 درصد کاربران اینترنت آن به استفاده از اینترنت از طریق کابل تمایل دارند. با همین اوصاف هم هست که تعداد ISPهای این کشور بسیار بیشتر از انگشتان هر دو دست است تا آنجا که بر اساس آخرین آمار در سال 2009 بیش از دو سوم کاربران این کشور از خدمات بیش از یک شرکت استفاده می کنند. این آمارها نشان می دهند که کاربران این کشور به طور متوسط برای استفاده از اینترنت هوشمند ماهانه 38 دلار می پردازند و برای استفاده از اینترنت با سرعت بالای 24 مگابیت به طور متوسط 39 دلار در هر ماه باید بپردازند. این تحقیق نشان می دهد با وجود افزایش فشارهای مالی اما همچنان تعداد کاربران اینترنت پر سرعت در این کشور در حال افزایش است.
      ... و بالاخره ایران
    معضل قیمت بالای اینترنت در ایران به عقیده بسیاری از کارشناسان و تحلیل گران در واقع یکی از موثرترین موانع برای افزایش ضریب نفوذ اینترنت در کشور ما به حساب می آید که متاسفانه همچنان هم راه حلی عملی برای آن ارائه نشده است. این در حالی است که دیگر در این سال ها انواع مختلفی از تحلیل ها درباره عوامل افزایش بالابودن اینترنت در کشور ارائه شده است که بیشترین آنها مربوط به حضور پر رنگ بخش دولتی در عرصه های مختلف توزیع و عرضه اینترنت است که به ایجاد بازاری غیررقابتی کمک می کند. با این همه اما کاربران اینترنت در داخل کشور هنوز هم برای استفاده از اینترنتی با سرعت ناچیز و لاک پشتی باید مبالغ قابل توجهی را بپردازند که حتی با کشورهای همسایه هم قابل مقایسه نیستند؛ به عنوان نمونه این روزها یک کاربر ایرانی برای دسترسی با اینترنتی با سرعت یک مگابیت که سرعت نه چندان بالایی در جهان به حساب می آید هم باید مبلغی در حدود 450 هزار تومان (چیزی در حدود 448 دلار) در هر ماه بپردازد که طبیعتا برای کاربران ایرانی با شرایط اقتصادی موجود آنقدر زیاد هست که تنها عده بسیار کمی بتوانند از آن بهره مند بشوند.
    این در حالی است که حتی اگر کاربران ایرانی بخواهند به اینترنت کم سرعت تری هم خودشان را راضی کنند باید برای اینترنت 256 مبلغی در حدود 40 هزار تومان (در حدود 38 دلار) برای هر ماه بپردازند.

 

 

یکشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۸

 

نظر کمیته ویژه مجلس درباره ماجرای بهشت زهرا

 روزنامه اعتماد  صفحه 1 

نویسنده : صبا آذرپیک

  نمایندگان باز هم به دیدار سعید حجاریان نرفتند. این بار بهانه این بود که فرهاد تجری و علاءالدین بروجردی به پرواز هواپیما نرسیدند تا به تهران بیایند و به همین دلیل دیدار بعد از ظهر شنبه چهار عضو کمیته ویژه مجلس با سعید حجاریان به عقب افتاد، هر چند فرهاد تجری در گفت وگو با «اعتماد» گفت دو عضو دیگری که گفته می شد قرار است غروب شنبه به اوین بروند و سرانجام با سعید حجاریان دیدار کنند عنوان کرده اند اصلاً از ابتدای روز با آنها هماهنگی نشده بود و اگر قرار بود دیداری داشته باشند باید حداقل یک روز قبل به آنها اطلاع داده می شد. به این ترتیب ماجرای جا ماندن از پرواز دو عضو کمیته ویژه این گونه از سوی دو عضو دیگر زیر سوال رفت. دیروز البته کمیته ویژه تردید های دیگری را هم در افکار عمومی ایجاد کرد . از یک طرف فرهاد تجری گفت وگو کرد و گفت علنی کردن نام متخلفان کهریزک عملی نیست و غیر قانونی است تا به درخواست های مکرری که در مورد برگزاری دادگاه علنی مقصران کهریزک وجود داشت این گونه جواب منفی دهد، آن هم به استناد ادله های قانونی، از سوی دیگر کاظم جلالی هم رسانه ها را پیغام رسان قرار داد تا از برخی از دوستانش که بدون دلیل به کروبی حمله می کنند گلایه کند و در نهایت از طریق سایت ها از آیت الله لاریجانی بخواهد دو نفر را به کمیته ویژه مجلس بفرستد و تضمین امنیت شاهدان کروبی را مطرح کند. بر این اساس جلالی سخنگوی کمیته ویژه مجلس دیروز خواستار اضافه شدن دو نفر معتمد رئیس جدید قوه قضائیه به کمیته ویژه مجلس شد و با انتقاد از عملکرد برخی افراد و رسانه ها گفت اگر جنگ نرم است ، پادزهر سخت نمی خواهد تا به این ترتیب به برخی رفتارهای خشونت آمیز اخیر اعتراض کند. وی با انتقاد از تخریب هایی که در مورد کروبی صورت می گیرد سخنان قابل تاملی گفت که حکایت از آن دارد این روزها مجلسی ها چندان طبق آن رفتار نمی کنند و صدای اعتراض همکار خود را بلند کردند: «با موضوع مطروحه توسط جناب آقای کروبی می توان به دو شکل برخورد کرد: یک شکل آنکه با کوبیدن بر طبل ناسزاگویی و ... آن را محکوم کرد و نگاشتن و افشای چنین نامه یی را محکوم کرد. دوم اینکه با درایت و با یک برنامه ریزی منضبط و دقیق عوارض به وجود آمده در افکار عمومی را رفع کرد یا به حداقل رساند.» جلالی به همکاران خود نصیحت کرده که به هر حال این مساله امروز افکار عمومی جامعه ما را رنج می دهد که آیا به واقع چنین اتفاق دردناک و غمباری افتاده است یا خیر و به همین دلیل بهتر است با این موضوع این گونه سیاسی برخورد نشود.جلالی این طور راه حل پیشنهاد می کند: «باید حرف های کروبی را شنید و برای تامین امنیت شاهدان کروبی بهتر است جمعی از معتمدان دستگاه قضایی (مثلاً دو نفر) به علاوه اعضایی از کمیسیون ویژه مجلس (مثلاسه نفر) با این چهار نفر جلسه بگذارند و سخنان آنان را بشنوند.» به قول سخنگوی کمیته امنیت ملی «نتیجه هم از دو حال خارج نیست. یا نعوذ بالله مامورانی متخلف با استفاده از فضای بلبشوی اغتشاشات چنین جنایت دردناکی را مرتکب شده اند که در آن صورت ماموران باید با معرفی به دستگاه قضایی در مسیر برخورد عادلانه قرار گیرند و صادقانه مساله با مردم که صاحبان اصلی این نظام و انقلاب و کشورند در میان گذاشته شود تا بیش از این آبروی نظام به مسلخ نرود یا اینکه اثبات می شود چنین اتفاقاتی اساساً رخ نداده و صرفاً فضا سازی رسانه یی بوده است. در آن صورت هم با اعلام به افکار عمومی شائبه ها با صداقت زدوده شود.» تا به این ترتیب جلالی غیرمستقیم از روند کنونی که کمیته ویژه آن را رقم زده و پیش از بررسی حکم صادر می کند گلایه کرده و خواستار پایان دادن به آن باشد.اما در سوی دیگر ماجرا فرهاد تجری قرار دارد. او که گویی مخاطب سخنان جلالی است آن طور فکر نمی کند. وی حتی اصرار دارد دادگاه متخلفان کهریزک هم نباید علنی باشد: «به موجب قانون آیین دادرسی کیفری دادگاه انقلاب تا زمانی که محکومیت فردی محرز نشده باشد هیچ کس نمی تواند نام و مشخصات وی را اعلام کند.» وی از اعلام اسامی متخلفان حوادث مربوط به بازداشتگاه ها خودداری کرد.البته وقتی از تجری سوال می شود پس چرا دادگاه اصلاح طلبان علنی بود جواب جالب تری می دهد: «برگزاری این دادگاه ها به صورت علنی و پخش آن از سوی رسانه ها به موجب نظر شورای عالی امنیت ملی به دلیل اطلاع رسانی شفاف به مردم از روند دادگاه های حوادث اخیر بود. اتهامات متهمان حوادث اخیر فعلاً در حد اتهام است و زمانی محرز می شود که دادگاه در مورد آنها رای صادر کند اما چون مردم باید از مسائل اخیر و برگزاری روند دادگاه های متهمان آن اطلاع داشته باشند، مصلحت ایجاب می کند این دادگاه ها به صورت علنی برگزار شود. در این زمینه اگر هم تعدی به برخی حقوق متهمان صورت بگیرد توجیه پذیر است.» اما به قول این نماینده در مورد دادگاه متخلفان کهریزک نباید گویا حرف از اطلاع رسانی شفاف به مردم باشد: «چون جرم متخلفان کهریزک افراد با جرائم امنیتی قابل قیاس نیست، فعلاً به صورت رسمی به مردم معرفی نمی شوند، اما این افراد هم پس از محکومیت قطعی و صدور حکم دادگاه معرفی خواهند شد. نظر قوه قضائیه، مجلس و دستگاه های ذی ربط نظام هم این است که افراد قبل از اثبات جرم و اتهام شان معرفی نشوند.» تا به این ترتیب یک بام و دو هوا در مواضع امین های مجلس مشخص شود.حتی تجری یک خبر دیگر هم می دهد و می گوید این روزها آنها کم کار شدند و پیگیر اصلی اتفاقات اخیر نه مجلس که شورای عالی امنیت ملی است. حال آنکه تاکنون افکار عمومی تصور می کرد لاریجانی تاکید می کند: «در کنار کمیته ویژه مجلس، کمیته یی از سوی شورای عالی امنیت ملی برای بررسی حوادث اخیر تشکیل شده است که برخی همکاران ما مشترک هستند و در بسیاری از گزارشات ما وجوه اشتراک زیادی وجود دارد. لذا ما سعی می کنیم در بسیاری از مواردی که باعث موازی کاری با کار این کمیته می شود ورود پیدا نکنیم و برخی اخبار در این زمینه را تنها در اختیار کمیته شورای عالی امنیت ملی قرار دهیم.»به هر روی باید منتظر ماند و دید کمیته لاریجانی تا چه زمانی می تواند این گونه نا هماهنگ عمل کرده و افکار عمومی را با سوال های بی شمار تنها بگذارد؟به ویژه آنکه کاتوزیان هم با سخنان جدیدی در مورد قطعه 302 بهشت زهرا بر این ابهامات افزوده است. وی با اشاره به بازدیدی که از قطعه 302 بهشت زهرا داشته است، گفته این موضوع که افرادی در بهشت زهرا دفن شده و روی محل دفن آنها شماره دفن به جای نام آنها حک شده، صحت دارد اما مسوولیت بررسی در این رابطه متوجه شهرداری یا سازمان بهشت زهرا نیست، بلکه باید برای مشخص شدن دقیق تر این مطلب از سوی پزشکی قانونی استعلام شود که در این رابطه با مسوولان مربوطه در مجلس صحبت کردم تا مکاتباتی با پزشکی قانونی در این رابطه انجام شود و تکلیف این ماجرا نیز روشن شود. عضو کمیته ویژه مجلس شورای اسلامی در رابطه با بررسی حوادث پس از انتخابات در گفت وگو با ایسنا تاکید دارد: در بازدید از قطعه 302 بهشت زهرا این موضوع مشخص شد که در این قطعه تعدادی از افرادی که به هر صورت در حوادثی فوت می کنند و هویت آنها نامشخص است، پس از مدتی که در پزشکی قانونی این اجساد می ماند و بستگان آنها مشخص نمی شود، به این قطعه از بهشت زهرا منتقل شده و در اینجا دفن می شوند اما از آنجا که هویت این افراد نامشخص است روی قبر آنها تنها شماره جواز دفن نوشته می شود، چرا که نام آنها مشخص نیست و نمی توان نام این افراد را روی قبرشان نوشت. البته در همین مدت تعدادی از بستگان اجسادی که در این قطعه دفن شده و هویت نامشخصی داشتند به پزشکی قانونی مراجعه کرده اند و هویت این اجساد مشخص شد. به گفته کاتوزیان فعلاً نبش قبر زود است و طبق توضیحاتی که مسوولان بهشت زهرا دادند برخی از افرادی که در این قطعه دفن شده بودند شرایط اینچنینی برایشان پیش آمده بود اما اینکه لابه لای این اجساد، اجساد کسانی که در حوادث اخیر کشته شده اند نیز وجود دارد یا نه، را بهشت زهرا نمی تواند تعیین کند به عبارت دیگر بهشت زهرا و شهرداری مسوولیتی در این ارتباط ندارند چرا که وظیفه آنها تنها کفن و دفن و تدفین اجساد است، بنابراین برای مشخص شدن دقیق تر این مطلب باید از پزشکی قانونی استعلام شود. تا به این ترتیب هر روز به قطعات این پازل افزوده شود و راه حل سخت تر،

 

اهمیت حجاریان و اعترافاتش

روزنامه جام جم  صفحه 1 

نویسنده: دکتر علی دارابی
 اعترافات متهمان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم هرچند از زاویه ای دردناک و ناگوار است چرا که انسان منصف و دلسوز اسلام و انقلاب نمی پسندد که تعدادی از نیروهای دیروز انقلاب امروز علیه آرمان ها و ارکان انقلاب به صف آرایی پرداخته باشند؛ اما فرصت دادگاه و آزادی بیان متهمان که همگی بر اظهار و ابراز آن اصرار دارند فرصتی تاریخی برای واکاوی ریشه برخی بدعت ها، انحرافات، کژی ها در رفتارها، مواضع و عملکرد سیاسی احزاب، تشکلها و فعالان سیاسی وعبرت آموزی برای نسل جوان محسوب می گردد.
    در این میان اعترافات سعید حجاریان بی تردید از جایگاه مهم و تاثیرگذاری برخوردار است. سعید در زمره نفرات اول تئوریسین ها و نظریه پردازان جریان موسوم به اصلاح طلبی در ایران پس از انقلاب اسلامی است او سال ها دارای پیشینه مدیریتی در حوزه های اطلاعاتی امنیتی کشور و از مدیران ارشد و صاحب نفوذ بوده است. در 8 سال حاکمیت اصلاحات عضو ارشد شورای اسلامی شهر تهران و مشاور سیاسی و ویژه رئیس جمهور خاتمی بوده است. روزنامه صبح امروز را مدیریت و از آن تریبون بسیاری از واژگان چون جامعه مدنی را تبیین کرده است.  

  سعید سالیان سال در مرکزیت حلقه کیان که پاتوق روشنفکران دینی و سکولار بوده عضویت داشته است. سالیان متمادی با نام مستعار در نشریه عصر ما ارگان سازمان مجاهدین انقلاب که خود او سران آن را از نظر کمی و محدودیت به «فولکس واگن» تشبیه نمود قلم زده و پایه گذار و موسس حزب مشارکت، حزب برآمده از دولت خاتمی بوده است. اینها تنها نمونه و گوشه ای از سوابق اوست. آنچه که اهمیت شخصیت حجاریان را دوچندان می نماید، دانش و نظریه پردازی های اوست. به یاد دارم سالیانی که هر دو در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران رشته کارشناسی ارشد مشغول تحصیل بودیم، چگونه در مناظره ها و مجادله های علمی با استادان با تسلط مثال زدنی به بحث می نشست و دانش و معلومات خود را به رخ آنان می کشید و از همین جایگاه و اعتبار علمی بود که او پروژه «دموکراتیزه کردن ایران» را در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری در دوره هاشمی رفسنجانی (آنگونه که خود می گوید) به همراه جمعی از دوستانش طراحی کردند که محصول آن توسعه سیاسی بر پایه اصلاحات و جامعه مدنی در دوره 8 ساله دولت خاتمی و مجلس ششم می باشد. جریان چپ / خط امام(ره) / دوم خرداد یا آنچه که در جامعه موسوم است جریان اصلاح طلبی در گذشته و حال همواره خود را مدیون تئوری پردازی و مدیریت عالیه حجاریان دانسته است و از این که عکس یادگاری با او بگیرد بر خود می بالیده است. بخش اصلی و عمده ادبیات سازی و اثرپردازی و نظریه سازی مربوط به دوم خرداد و اصلاح طلبی متعلق به سعید حجاریان است. پس شخصیت فردی، دانش، اطلاعات، سوابق مدیریتی و جایگاه والای او در جریان اصلاح طلبی بی بدیل. از این رو اعترافات او در دادگاه بس مهم و برای نسل جوان مهم تر است آنگاه که از انحراف حزب مشارکت در پرتو تحلیل های وارداتی سخن گفته شده و از مقایسه نادرست نظریه نهادهای انتصابی و انتخابی سخن به میان می آید و از بطلان طرح فشار از پایین و چانه زنی از بالابه عنوان حربه ای برای فتح سنگر به سنگر در برابر امتیازطلبی از نظام جمهوری اسلامی امروز به عنوان خطای استراتژیک نام برده می شود.
     و بالاخره وقتی از اعتراف به این نظام ولایت فقیه مشروعیت خود را از ناحیه مقدسه امام زمان(عج) می گیرد و بدین لحاظ حکم ولی فقیه شعبه ای از ولایت رسول اکرم (ص) است، بر همه نادرستی ها و کژی های گذشته خط بطلان می کشد و از این خطای تاریخی و نابخشودنی در پیشگاه تاریخ و ملت عذرخواهی می شود. آیا اهمیت گوینده و سخنانش نباید برای افکار عمومی اهمیت مضاعف یابد. آری این نقدها، خطاها و اعترافات همانا مربوط به سعید حجاریان است، کسی که همه صدر تا ذیل جریان اصلاح طلبی حیات خود را مرهون آراء و اندیشه های او می دانند. من به عنوان یک روزنامه نگار، یک همکلاسی دانشگاهی و کسی که همواره آرزو می کرده ام که سعید در جبهه حق طلبی و حق خواهی سخن بگوید و روشنگری نماید از این تحول انقلابی و لطف الهی نسبت به او خرسندم و این روحیه و تحول و تغییر را ناشی از حریت سعید می دانم بدون آنکه جفاها و خطاهای او در گذشته را نادیده بگیرم.
      دادگاه اعترافات حجاریان درس بزرگی برای بازگشت به خویشتن سایر اصلاح طلبان و تابلوی راهنمای بزرگی برای نسل جوان جویای حقیقت است. اگر احسان طبری پس از سالیان متمادی در سایه روشنگری سربازان گمنام امام زمان (ع) کژراهه را می نویسد و تشرف به اسلام و تشیع را در روزهای آخر عمر خود برمی گزیند، پس چرا روی آوری سعید به حق و حقیقت و اعلام رسمی خاتمه اصلاح طلبی بر پایه آموزه های غربی را باور نکنیم.
       مگر خود او چند سال قبل اعلام نکرده بود: «اصلاحات مرد. زنده باد اصلاحات» آری اصلاحات اصولگرایانه زنده است، چرا که اصلاح طلبی در ذات انقلاب اسلامی است و جامعه امروز ما بس محتاج اصلاح طلبی اصولگرایانه است.

 

جای این کشتی در اسکله نیست !

روزنامه کیهان صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

  مجلس شورای اسلامی از امروز - و به مدت چند روز- بررسی صلاحیت 21 وزیر پیشنهادی رئیس جمهور را در دستور کار جلسات علنی خود دارد. روال کار و گردش قانونی آن با دوره های قبلی تفاوتی ندارد. رئیس جمهور مطابق قانون اساسی گزینه های مورد نظر خویش برای 21 وزارتخانه را به مجلس معرفی کرده و از صلاحیت آنها دفاع خواهد کرد. نمایندگان مردم نیز مطابق اصل 133 قانون اساسی، بعد از بحث و بررسی درباره صلاحیت وزرای پیشنهادی، به گزینه هایی که آنها را واجد صلاحیت بدانند رای اعتماد می دهند و هر کدام را فاقد صلاحیت تشخیص دهند از دادن رای اعتماد به وی خودداری می ورزند. و نتیجه هر چه باشد، قانونی و مورد پذیرش همگان خواهد بود.
    این دوره، اما با دوره های قبلی تفاوت درخورتوجهی دارد که هیچیک از دلسوزان اسلام و انقلاب و شیفتگان خدمت به مردم نمی توانند و نباید نسبت به آن بی تفاوت باشند. ویژگی این دوره و تفاوت آن با دوره های قبلی در شرایط حساس و خطیری است که این روزها با آن روبرو بوده ایم. فتنه بزرگ و خطرناکی که آمریکا، اتحادیه اروپا، اسرائیل، برخی از کشورهای عربی، شماری از خواص آلوده و خط نفاق داخلی به طور مشترک و هماهنگ تدارک دیده و به میدان آورده بودند. این فتنه اگرچه با مدیریت الهی رهبرمعظم انقلاب و هوشیاری و تیزبینی مردم، ناکام ماند و شناسایی منافقان جدید از دستاوردهای عظیم آن بوده و هست ولی هنوز فتنه انگیزان بیرونی و پیاده نظام داخلی آنها، ترفندهای دیگری در آستین دارند که نباید و نمی توان از آن غافل بود.
    رخدادهای اخیر و مخصوصاً اعتراف صریح بسیاری از متهمان در دادگاه که با ارائه اسناد و شواهد غیرقابل انکار همراه بود، کمترین تردیدی باقی نگذاشته است که شرایط کنونی، شرایطی حساس و خطیر است و بدیهی است که عبور از شرایط ویژه به «تدابیر ویژه» نیاز دارد و دراین باره گفتنی هایی هست:
    1- پروژه مشترک دشمنان بیرونی و خط نفاق داخلی در قدم اول تضعیف نظام اسلامی را در برنامه داشت که با دمیدن در شیپور توهم «تقلب در انتخابات» این مرحله از پروژه یاد شده را دنبال کرده و تلاش می کرد تا دولت برخاسته از رای مردم را غیرقانونی قلمداد کند. این مرحله از ترفند دشمن با رسوایی روبرو شد ولی شواهد و قرائن موجود حکایت از آن دارند که دشمن علی رغم شکست سخت و سنگینی که متحمل شده است هنوز دست از توطئه برنداشته و با بهره گیری از برخی عوامل باقیمانده خود می کوشد اولاً؛ تا آنجا که ممکن است آغاز به کار دولت را با اخلال روبرو کند و ثانیاً؛ دولت برآمده از انتخابات حماسی 40 میلیونی و رای بی نظیر 25 میلیونی، دولتی ضعیف و در نتیجه ناکارآمد باشد. این بخش از توطئه دشمن را چگونه باید خنثی کرد؟
    2- نمایندگان محترم مجلس، مخصوصاً نمایندگان اصولگرا، از ترکیب معرفی شده کابینه رضایت چندانی ندارند و باید اذعان کرد که حق دارند. زیرا آقای احمدی نژاد برخلاف آنچه از ایشان انتظار می رفت برخی از وزرای کارآمد و موفق دولت نهم را که با سربلندی از آزمون بیرون آمده بودند، کنار گذاشته و متاسفانه توجیه و توضیح قابل قبولی برای حذف آنها ندارد! و از سوی دیگر برخی از کسانی را که برای تصدی وزارت در کابینه دهم معرفی کرده است، اگر ناکارآمد ندانیم، دستکم این که توانایی و کارآمدی آنها به جد قابل تردید است. بنابراین، در نگاه اول باید به نمایندگان اصولگرای مجلس- که خوشبختانه اکثریت قاطع کرسی های خانه ملت را در اختیار دارند- حق داد که در دادن رای اعتماد به آنها دچار تردید باشند.
    3- در حالت یاد شده، طبیعی است که نمایندگان مردم بر حذف گزینه هایی که نامناسب تشخیص داده اند اصرار داشته و آن را وظیفه شرعی، قانونی و انقلابی خود بدانند. از سوی دیگر رئیس جمهور نیز بر حضور آنان در کابینه اصرار بورزد. اکنون تکلیف چیست؟ آیا باید همه گزینه ها را پذیرفت؟ و به تشکیل دولتی ضعیف تن داد؟ یا بسیاری از گزینه ها را حذف کرد؟... این نیز راه چاره نیست چرا که نتیجه آن باز هم تشکیل یک دولت ضعیف خواهد بود؟
    4- اگر تشکیل دولت ضعیف یکی از اهداف شناخته شده دشمن در شرایط کنونی باشد- که هست- با جرات می توان گفت که هیچیک از دو روش یاد شده یعنی حذف تعداد قابل توجهی از وزرای معرفی شده و یا موافقت با تمامی آنان نمی تواند راه حل مطلوب باشد چرا که هر دو حالت به تشکیل دولت ضعیف منجر خواهد شد. بنابراین الزاماً بایستی درپی راه حلی مطلوب و بیرون از نتیجه نامطلوب یاد شده بود.
    5- اکنون با توجه به آنچه گذشت و با در نظر گرفتن شرایط حساس کنونی می توان نتیجه گرفت که کشتی دولت را نباید برای انجام برخی از تعمیرات- هرچند ضروری- در اسکله نگاه داشت. بلکه شایسته آن است- و ضروری هم- که این کشتی فقط به فقط برای انجام تعمیرات ضروری و اجتناب ناپذیر در اسکله بماند و بسیاری از تعمیرات لازم بعد از به آب انداختن کشتی و در حال حرکت انجام پذیرد. زیرا در شرایط حساس کنونی، به آب انداختن هرچه سریعتر کشتی دولت یک مصلحت غیرقابل اجتناب است، چرا که حرامیان در پس بیغوله ها به کمین نشسته اند و توپ های فتنه را برای شلیک آماده کرده اند و هیچ عقل سلیمی توقف در این نقطه را عاقلانه نمی داند.
    6- راه حل آن است- یا دستکم اینگونه به نظر می رسد- که نمایندگان محترم مجلس به وکالت از مردم روی صلاحیت های عمومی وزرای معرفی شده نظیر دیانت، خوشنام بودن، سلامت اخلاقی و اقتصادی، وفاداری به اسلام و انقلاب، کفر و ظلم ستیزی، ساده زیستی و امثال آن سخت گیر بوده و کمترین تخفیفی ندهند و اما در مورد کارآمدی آنان به نظر رئیس جمهور محترم که خود شخصیتی برجسته، متدین، انقلابی، مردم دوست، ظلم ستیز و شجاع است اعتماد کنند مگر آن که نسبت به ناکارآمدی آنها یقین قطعی داشته و یا در خلال بررسی ها به یقین برسند. در این حالت بسیاری از وزرای معرفی شده رای اعتماد خواهند گرفت و از آنجا که تقریباً تمامی وزرای پیشنهادی از سلامت نفس برخوردارند، فقط تعداد اندکی از آنان به دلایلی- قطعاً غیر از سلامت نفس- در کابینه حضور نخواهد داشت- که صد البته می توانند در پست های دیگری به خدمت گرفته شوند- و نتیجه آن که اولاً؛ دولت با ظرفیت و اقتدار لازم کار خود را آغاز خواهد کرد یعنی پروژه دشمن ناکام می ماند. ثانیاً؛ نمایندگان محترم به وظیفه قانونی خود عمل کرده اند و ثالثاً؛ اگر در آینده تجدیدنظری لازم باشد، دست مجلس و دولت بسته نخواهد بود.
    7- و بالاخره گفتنی است دولت و مجلس «رقیب» هم نیستند که در سرفصل سرنوشت سازی نظیر رای اعتماد به وزرا درپی نسق کشی از یکدیگر باشند. دولت مسئولیت اجرایی کشور را برعهده دارد که سنگین ترین مسئولیت ها در میان سه قوه قضائیه و مقننه و اجرائیه است و بدیهی است که وقتی رئیس جمهور اصولگرا به عنوان رئیس قوه مجریه، شانه های خود را زیر بار سنگین مسئولیت اجرایی می دهد، وظیفه دیگران یاری کردن اوست و نه خدای نخواسته، افزودن بر سنگینی باری که تن به تحمل آن داده است چرا که رئیس جمهور این بار سنگین را به نمایندگی از همه مردم و از جمله نمایندگان محترم مجلس بر دوش می کشد و صد البته، وظیفه رئیس جمهور نیز قدردانی از کسانی است که به یاریش آمده اند.

 

استقلال یا عدم استقلال بانک مرکزی؛ آیا مساله این است؟

روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 1 

نویسنده: دکتراصغر شاهمرادی

   به باور بسیاری، یکی از گره های اقتصادی ایران عدم استقلال بانک مرکزی است. 
    این نوشتار تلاش دارد تا به صورت ساده و کوتاه به بررسی این نکته بپردازد که آیا الزاما استقلال بانک مرکزی می تواند راهگشا باشد و یا اینکه مهم تر از استقلال یا عدم استقلال بانک، موارد دیگری نیز بایستی مورد توجه قرار گیرد.
    طرفداران استقلال بانک مرکزی بر این نکته به درستی تاکید دارند که بانک مرکزی در صورت عدم استقلال (در این نوشتار استقلال بانک مرکزی از دولت مد نظر است) به آلت دست دولت برای تامین سیاست های اتخاذ شده توسط دولت تبدیل می شود. این گروه بی سامانی سیاست های پولی و حتی مالی در سالیان گذشته و نرخ های تورم بالاو نیز عدم تعادل های پولی و ارزی را به عنوان شواهدی بر گفته خود ابراز می دارند. در مقابل، طیفی نیز بر این باورند که بانک مرکزی به مثابه بازوی پولی مجموعه به هم پیوسته اقتصادی دولت و حاکمیت قلمداد می شود و به همین دلیل، استقلال آن می تواند موانعی را در جهت اعمال سیاست های دولت ایجاد نماید، بنابراین هماهنگی سیاست ها ایجاب می کند که بانک مرکزی در خدمت سیاست های «عمدتا مالی و ارزی» دولت قرار گیرد.
    صرف نظر از اینکه استدلال هر دو گروه می تواند بخشی از حقیقت را بیان دارد، ولی به باور نگارنده، استقلال یا عدم استقلال بانک مرکزی به نوبه خود در درجه دوم اهمیت قرار دارد. در واقع آنچه مهم است، قاعده مندی در مقابل مصلحت اندیشی در اعمال سیاست های بانک مرکزی است که از درجه نخست اهمیت برخوردار است. در یک تعریف ساده، قاعده مندی سیاست های اقتصادی به معنی پیروی سیاست گذاران اقتصادی از سیاست های شفاف و از پیش اعلام شده در طول یک دوره زمانی است. در نقطه مقابل، مصلحت اندیشی سیاستی به معنی برخورداری از آزادی عمل در تغییر سیاست ها، اهداف و یا شیوه اجرای سیاست ها بر اساس «مصلحت» های پیش آمده اقتصادی در هر مقطع زمانی برای سیاست گذار است.
    ادبیات اقتصادی در سه دهه اخیر مملو از منابع متعددی است که برتری مطلق تبعیت از قاعده مندی را بر مصلحت اندیشی سیاستی به لحاظ نظری و عملی به اثبات رسانده اند. دقیقا و برای نشان دادن اهمیت ویژه موضوع، جامعه علمی جهانی، جایزه نوبل اقتصاد را در سال 2004 به دو تن از برجسته ترین اقتصادانان معاصر «کیدلند و پروسکات» (1) به خاطر تلاش هایشان در این زمینه اهدا کرده است.عصاره این تلاش ها را می توان در این گزاره خلاصه کرد که اگرسیاست گذاران به جای مصلحت اندیشی در اجرای سیاست های خود از قاعده مندی سیاستی پیروی کنند، هزینه دستیابی به اهداف، به صورت چشمگیری کاهش پیدا خواهد کرد. فرض کنید هدف بانک مرکزی کنترل نرخ تورم باشد. ادبیات اقتصادی به روشنی اثبات می نماید که در صورت تبعیت بانک مرکزی از قاعده مندی سیاستی و عدم تن دادن به مصلحت اندیشی های اقتضایی، قطعا هزینه کنترل تورم(2) در اقتصاد کشور کاهش خواهد یافت. بدین ترتیب، بدیهی است که استقلال یا عدم استقلال بانک مرکزی چندان اهمیتی پیدا نمی کند. چنانکه می توان تصور کرد با وجود یک بانک مرکزی مستقل، مجموعه بانک مرکزی کاملابر اساس مصلحت اندیشی اقتصادی رفتار کرده و هزینه های عمده ای براقتصاد تحمیل کند. در عین حال این فرض را می توان کرد که یک بانک مرکزی غیرمستقل نیز این توانایی را دارد بر مناط قاعده مندی سیاستی به اعمال سیاست های خود که شامل هزینه های کمتری است، همت گمارد. خواننده محترم ممکن است در قبال این سوالات قرار گیرد که اساسا به چه دلیلی بانک مرکزی تمایل به پیروی از مصلحت اندیشی سیاستی دارد، حال آنکه هزینه قاعده مندی سیاستی کمتر است؟ و یا اینکه چگونه می توان بانک مرکزی را از در افتادن در وادی مصلحت اندیشی بر حذر داشت؟ پاسخ این سوالات را در گفتار های آتی بحث خواهیم کرد.
    1.Kydland and Prescott
    2.خواننده توجه دارد که هرگونه اعمال سیاستی (حتی کنترل نرخ تورم) دارای هزینه هایی برای اقتصاد است

 

 

سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸۸

 

پیام یک غیبت!

 روزنامه آفتاب یزد صفحه 1 

  غیبت تعدادی از چهره های سرشناس به ویژه علی اکبر هاشمی رفسنجانی در جلسه تنفیذ ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، موضوعی نیست که بتوان آن را کم اهمیت دانست. حتی تعدادی از نمایندگان مجلس که تلاش کرده اند خود را نسبت به این «غیبت» بی تفاوت نشان دهند، در اظهارنظر های خود از کلماتی استفاده کرده اند که عصبانیت آنها را به نمایش می گذارد و مشخص می کند این غیبت، بسیار مهم است. خودداری کسانی مانند رفسنجانی از حضور در مراسم رسمی، ضمن بازتاب های کوتاه مدت در داخل و خارج، پیام های مهمی برای آینده دارد. عدم برخورداری دولت آینده از برخی همراهی ها در فرصت ها و تهدیدها، یکی از این پیام هاست، این در حالی است که در هفته های اخیر، بسیاری از اصولگرایان به حساسیت شرایط کشور اشاره کرده اند و با همین ادعا خواستار برخی چشم پوشی ها نسبت به حقوق واقعی یا احتمالی افراد شده اند. این توصیه ها، هم بر زبان امام جمعه موقت قم -که خود از منتقدان برخی مسائل می باشد- جاری شد و هم توسط تعدادی از نمایندگان مجلس. بسیاری از این توصیه ها، به نحوی اکبر هاشمی رفسنجانی را مورد خطاب قرار می داد اما یک اطلاعیه منتسب به نمایندگان مجلس خبرگان- که هنوز تعداد دقیق امضا کنندگان آن مشخص نیست- به صورت صریح، خواستار مساعدت رفسنجانی برای عبور از شرایط فعلی شد. البته این اطلاعیه و سایر اظهارنظرهایی که در این مورد بیان شد بر ریشه برخی دلخوری ها، قهرها و کناره گیری ها اشاره نداشت. بسیاری از اظهارنظرهای اخیر، رفسنجانی و سایر منتقدان را به خویشتنداری نسبت به تضییع حقوق احتمالی دعوت می کرد و در بعضی از بیانیه ها و اظهارات تریبونی با یادآوری دشمنی های بیرونی و حساسیت های داخلی، از او خواسته می شد که برای کاهش هزینه ها، با جریان حاکم همراهی نماید. اما هیچ یک از کسانی که با ادعای حفظ نظام، گذشت رفسنجانی و سایر منتقدان از حقوق خود را خواستار شدند، به احمدی نژاد- که اظهارات و اقدامات او، ریشه بسیاری از دلخوری هاست- توصیه ای نداشتند. البته برای بسیاری از سیاستمداران، مشخص بود که احمدی نژاد حاضر به عقب نشینی از مواضع خود نیست. او در ایام پس از 22 خرداد، حداقل دو بار این ویژگی خود را به نمایش گذاشت که هر دو مورد، مرتبط با دیدگاه های رهبری بود. یک هفته پس از آنکه وزارت کشور و رسانه موسوم به ملی، با دستپاچگی و قبل از قطعیت نتایج انتخابات احمدی نژاد را به عنوان کاندیدای پیروز معرفی کردند او در محل دانشگاه تهران به صورت مستقیم اظهارات رهبری را شنید که بخشی از آن در خصوص »ادعای احمدی نژاد علیه رفسنجانی« و نیز زیر سوال بردن گذشته سی ساله نظام بود. کسانی که احمدی نژاد را به خوبی نمی شناختند تصور می کردند او با واکنش به موقع در برابر این اظهارات، بخشی از خطای تبلیغاتی خود را جبران خواهد کرد تا هم ادعاهای تبعیت بی چون و چرا از رهبری در عمل ثابت شود و هم زمینه رفع بعضی اختلافات، فراهم گردد. اما این اتفاق نیفتاد. در فاصله کوتاهی از این ماجرا دستور رهبری در خصوص لغو حکم معاون اول رئیس جمهور، یک هفته به صورت بلااقدام باقی ماند تا بار دیگر بر همگان آشکار شود» احمدی نژاد علاقه زیادی دارد که حتی الامکان از مواضع خود عقب نشینی نکند؛ حتی اگر بر اشتباه بودن این مواضع، اجماع نسبی در خارج از حلقه مشاوران احمدی نژاد وجود داشته باشد.« در این میان، هاشمی رفسنجانی مانند بسیاری از مقاطع دیگر، هوشمندی خود را به نمایش گذاشت تا این خصلت رئیس دولت دهم را برای همگان آشکار سازد. سه روز قبل از مراسم تنفیذ، یکی از نزدیک ترین یاران رفسنجانی در گفتگو با یکی از روزنامه ها احتمال حضور رفسنجانی در مراسم تنفیذ را اعلام کرد اما این حضور را به اصلاح مواضع احمدی نژاد نسبت به رفسنجانی مشروط نمود. قاعدتاً رفسنجانی و یار نزدیک او به خوبی می دانستند که علی رغم دیدگاه صریح ابراز شده توسط رهبری، احمدی نژاد حاضر نخواهد شد از موضع خود عقب نشینی کند ولذا به نظر می رسد خبررسانی از حضور مشروط رفسنجانی و مراسم تنفیذ، تنها با این هدف صورت گرفته است که مشخص شود مطابق استانداردهای جدید اصولگرایی، توصیه به همراهی و همکاری، تنها بایستی توسط رقبا و منتقدان احمدی نژاد مورد توجه قرار گیرد و رئیس دولت در این زمینه، وظیفه ای برای خود قائل نیست!
    
    مراسم تنفیذ، دیروز برگزار شد و احمدی نژاد تا روزی که رئیس دولت باشد نیازی به تکرار چنین مراسمی ندارد ضمن آنکه مراسم روز گذشته، آخرین مراسمی بود که رئیس دولت دهم در آن به عنوان »تنفیذ شونده« حضور دارد. اما او تا پایان دوره دولت دهم، مسئولیت اجرایی کشور را به عهده دارد و این نگرانی، بسیاری از افراد را آزار خواهد داد که ا گر او بر این خصلت نه چندان پسندیده، پافشاری کند سرنوشت تعامل او با شرکای حکومتی خویش چگونه خواهد بود؟ بی اعتنایی یاران ویژه احمدی نژادبه غیبت هاشمی رفسنجانی، سید حسن خمینی، محمد خاتمی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی، حسن روحانی، ناطق نوری و... در مراسم تنفیذ ، چیزی از اهمیت این غیبت نمی کاهد اما این مسئله می تواند بعد از مدتی فراموش شود. در حالی که اصرار رئیس دولت بر تداوم روش هایی که موجب این دلخوری ها شد و در چهار سال گذشته، گاه فریاد و گاه طعنه زنی شرکای حکومتی او در مجلس و سایر نهادها را برانگیخت، موضوعی نیست که بتوان تاثیر آن بر سرنوشت آتی کشور را نادیده گرفت. پس کسانی که با ادعای دلسوزی برای نظام، رفسنجانی، موسوی، خاتمی و... را به گذشت از برخی حقوق خود تشویق می کردند اکنون وظیفه دارند توصیه های خود را با قدرت و قوت متوجه دست اندرکاران دولت دهم نمایند و اصلاح برخی خصلت ها و رفتارهای آنان را خواستار شوند.

 

ماجرای کانتینر١٨.۵ میلیارد دلاری مردم را یاد چه می اندازد؟

 روزنامه اعتماد ملی  صفحه 20

نویسنده: محمد آزاد

20سال پیش 10 تن طلاکشف شد که گفتند مس بود

  کشف کانتینر١٨.۵ میلیارد دلاری ایرانی در کشور ترکیه و تکذیب گمرک ایران، قدیمی ترها را یاد کشف 10 تن طلایی می کند که در تابستان 1368توسط ژاندارمری استان فارس کشف شد اما فردای آن روز اعلام کردند طلاها مس بوده است. هرچند شواهد و قرائن، احتمال واقعیت داشتن این خبر را به حداقل می رساند اما آنچه اهمیت دارد،شائبه ای است که این روزها در ذهن مردم به وجود آمده و مراجع دولتی، پاسخ درستی به آن نداده اند. چندی پیش یک شبکه تلویزیونی ترکیه گزارش عجیبی از فعالیت های یک تاجر ایرانی به نام «اسماعیل صفاریان نسب» را روی آنتن برد که نشان می داد بازرگان ایرانی، در اکتبر سال گذشته میلادی هفت میلیارد و 500 میلیون دلار پول نقد و 20 تن طلابه ارزش مجموع 18 میلیارد و 500 میلیون دلار به ترکیه وارد کرده است اما بعد از برجسته شدن این خبر در رسانه های ترکیه و سپس کشورمان، چند روز قبل حیاتی یازیچی ـ مقام بلند پایه ترک ـ این خبر را تکذیب کرد. ظرف یک هفته گذشته، هیچ مقام مسوولی این خبر را صراحتا تایید یا تکذیب نکرده بود و برخی از رسانه ها هم از سکوت همه جانبه نسبت به این موضوع، ابراز نگرانی کردند؛ تا اینکه روز گذشته گمرک ایران رسما در بیانیه ای اعلام کرد: «ماجرای خروج ١٨.۵ میلیارد دلار از گمرک کذب است». در این بیانیه آمده است: «گمرک ایران مطالب منتشر شده در رسانه ها درباره انتقال پول و طلابه خارج را از مبادی رسمی تکذیب کرد.» به گزارش ایسنا، محمد بهبودی آهنی ـ سخنگوی گمرک ایران ـ گفت: بعد از بررسی های انجام شده توسط گمرک ایران درخصوص این موضوع، مشخص شد ادعای مطرح شده تحت عنوان انتقال١٨.۵ میلیارد پول و طلابه خارج از کشور صحت ندارد. بنابراین بیانیه، دستگاه های نظارتی ذی ربط نیز پس از بررسی های لازم به نظر گمرک ایران صحه گذاشتند، بنابراین مطالب مندرج در برخی سایت ها و روزنامه ها در این خصوص تکذیب می شود.
    اصلاامکان پذیر نیست
    در این زمینه پرهام ـ معاون امور بین الملل گمرک ـ نیز به خبرنگار ایسنا گفت: «برای خروج طلااز کشور باید ابتدا از بانک مرکزی مجوز دریافت شود و برای این کار بانک مرکزی نیز اندازه و حدودی را مشخص می کند». وی که این موضوع را اصلاامکان پذیر ندانست، ادامه داد: «تا به حال من در عمرم در گمرک ندیدم که یک تن طلاصادر شود، چه برسد به این میزانی که اعلام شده بود. مگر اینکه اینچنین چیزی در سطح بین الملل باشد یا اینکه رئیس جمهوری دستور آن را بدهد که آن هم تشکیلات خود را دارد». پرهام تصریح کرد: «اصلافکر نکنم طلااز ایران خارج شود، چراکه در اقتصاد، خروج طلاآنقدر پیامد سنگینی دارد که می گویند به معنای عوض شدن حکومت است». وی در ادامه متذکر شد: «این موضوع را هم گمرک ایران و هم گمرک ترکیه تکذیب کرده اند و اینچنین چیزی امکان ندارد. اصلااین موضوع با عقل جور در نمی آید».
     اساسا وجود خارجی نداشته است
    افقهی ـ معاون سازمان توسعه تجارت ـ نیز در گفت وگو با خبرنگار ایسنا گفت: «در این مورد گمرک بیانیه صادر کرده و تا حدودی هم در این مورد بحث شده و تکذیب شده است». وی تاکید کرد: «چنین چیزی تا حالاتایید نشده و اساسا وجود خارجی نداشته است». با وجود این افقهی در پاسخ به این سوال که آیا امکان صدور طلااز کشور ما وجود دارد؟ عنوان کرد: «بله، هیچ منعی برای صادرات نداریم.» با این حال، با توجه به آنکه برخی تحلیل ها در چند روز گذشته، از امکان وجود تخلف هایی بر فرض صحت موضوع یاد کرده اند، به نظر می رسد نتیجه گیری نهایی در این زمینه، به اطلاع رسانی سایر نهادهای مربوط، ازجمله ارگان های نظارتی بر امور گمرکی و بازرگانی و نیز مبارزه با قاچاق، نیاز دارد.
    آیا امکان پذیر است؟
    یک کارشناس امور گمرکی در این زمینه گفت: اینکه گنجینه و وجوه ارسالی قابل توجه بوده و میلیارد دلاری است شکی نیست ولی رقمی که توسط رسانه ها اعلام شده، صحت ندارد. وی افزود: سکوت مسوولان سیاسی و اقتصادی و کادر دیپلماتیک ایران در ترکیه با توجه به اعلام نام صاحب کالاو نام رانندگان و فرار یا خروج قانونی محموله، از گمرک آنکارا حیرت آور و با اهمیت ترین نکته در این انتقال پولی است.وی که تاکید داشت نامش را عنوان نکنیم، گفت: ارقامی که بیان شده شامل 20 تن طلاو هفتونیم میلیارد دلار وجه نقد در اسکناس های 100 دلاری به ارزش کلی معادل ١٨ونیم میلیارد است اما بدون شک میزان واقعی چیزی نیست که در رسانه ها انعکاس یافته است.

وی گفت: با یک حساب سرانگشتی متوجه می شویم که 5/7 میلیارد دلار وجه نقد در اسکناس 100 دلاری برابر 75 میلیون قطعه اسکناس 100 دلاری است که وزن اسکناس ها با توجه به وزن یک گرم برای هر قطعه اسکناس، بدون توجه به وزن بسته بندی آن، 75 تن است که گنجایش دو کامیون و حتی دو تریلر بزرگ هم بسیار کمتر از وزن اسکناس ها خواهد بود. این کارشناس افزود: در یکی از گزارش ها ارزش محموله5 میلیارد اعلام شده درحالی که ارزش محموله، باید حدود یک تا دو میلیارد دلار باشد. وی در عین حال گفت: با توجه به شماره سریال اسکناس ها و شماره حک شده بر شمش ها یافتن مبدا این اسکناس و شمش ها برای پلیس ساده است. این کارشناس با اعلام اینکه اینگونه اتفاق ها نگران کننده است، گفت: اینکه در گذشته، حساب های ارزی کشور از جمله حساب مربوط به وجوه گاز ترکیه کسری آورده یا بوده است یا میلیاردها (حد اقل 5/2 میلیارد) در حساب های شخصی افراد ایرانی در انگلستان مسدود می شود که این اتفاقات نشان از آن دارد که وجوه کلان کشور در آسیب بسیار جدی و دست اندازی است. وی گفت: واقعیات اقتصادی و ارزی کشور دردناک است. به خاطر دارم در سال های آخر جنگ نیز صحبت از کشف دو کامیون شمش طلاتوسط ژاندارمری مطرح شد که پس از چند روز عنوان کردند شمش ها طلانبوده است. این پرسش هنوز در ذهن مردم وجود دارد که چطور می شود 10 تن طلایک باره مس شود؟

 


کارگزاران رسانه ای لیبرال سرمایه داری در خدمت پروژه سیاه نمایی-2 پشت پرده سه هزار و417 تیتر سیاه

روزنامه کیهان صفحه 14

نویسنده: بابک اسماعیلی

  بررسی تیترهای منفی و به اصطلاح سیاه روزنامه های زنجیره ای در دوره زمانی فعالیت های تبلیغاتی انتخابات نشان می دهد که روزنامه های اصلاح طلب «سرمایه»، «اعتماد»، «اعتماد ملی» و «مردم سالاری» در مجموع دو هزارو135تیتر منفی علیه دولت زده اند که این عدد با محاسبه تیترهای منفی سایر روزنامه ها در این بازه زمانی در مجموع به سه هزار و417 تیتر سیاه می رسد. در این میان، براساس ارزیابی های اخیر یکی از مراکز دانشجویی، روزنامه «سرمایه» خود به تنهایی با انتشار 730 تیتر و گزارش منفی و گاه جعلی که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره می کنیم، در صدر روزنامه های اصلاح طلب قرار دارد و پس از آن روزنامه «اعتماد» با 624 تیتر منفی و «اعتماد ملی» با 546 تیتر منفی و روزنامه «مردم سالاری» نیز با 235 تیتر منفی در رده های بعدی روزنامه های متعلق به اردوگاه اصلاح طلب قرار گرفته اند.
    این آمار تاسف بار و این بداخلاقی های سیاسی در حالی منتشر شد که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در سالهای اخیر با توجه به شدت یافتن هجمه تخریب ها از سوی برخی افراد و جریانات، با اشاره به ترویج اخلاق بی انصافی در جامعه، این سیاه نمایی ها را غیرواقعی و غیرمنصفانه خوانده اند.
    با وجود تاکیدات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در غیرمنصفانه خواندن سیاه نمایی های احزاب و رسانه های وابسته به برخی جریانات، در فاصله کمتر از دو ماه به برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، پایگاههای اینترنتی حامیان سه نامزد ریاست جمهوری، در اقدامی تقریبا هماهنگ به رفتار تبلیغاتی تحریک کننده و بعضا تخریبی روی می آورند. در عین حال بررسی های دوره ای نگارنده بر روی برخی از سایت های اینترنتی رسمی و غیررسمی حامی این سه نامزد نشان می دهد، هیات تحریریه این پایگاههای تازه تاسیس، با انتشار اخبار، گزارش ها و مقالات تحلیلی و تصویری در مورد نقد برنامه های دولت نهم، به هجمه های دیجیتالی گسترده ای روی آورده اند.
    این در حالی است که طراحی و راه اندازی سایت های اطلاع رسانی خبری و تحلیلی در حمایت از نامزدهای ریاست جمهوری ایران، از یک سال پیش با موجی گسترده آغاز و تا به امروز ادامه دارد و دهها سایت خبری انتخاباتی به صورت رسمی و غیررسمی با منابع درآمدی نامشخص و مشکوک در فضای سایبر ایران فعال و مشغول به کار شده اند. بعضی از طرفداران وابسته به اپوزیسیون خارج از کشور این نامزدها نیز، در اقدامی دستوری که دلیل آن را می توان در دستورالعمل های وزارت خارجه رژیم صهیونیستی پیدا کرد، با راه اندازی سایت های شبکه ای با موضوعات اجتماعی و به اصطلاح Friendship، و تشویق کاربران جامعه اطلاعاتی داخل کشور برای عضویت در این گروهها و شبکه های مجازی اینترنتی و بهره گیری از پتانسیل سایت های جهانی مانند 360 yahoo و گروههای Facebook و Twiitter، برای تاثیرگذاری بر فعالیت های سیاه نمایی خود اقدام کرده اند.
    سخنان «یوگانی ماراسوف» کارمند بنیاد آمریکایی- صهیونیستی «جورج سوروس» خود گواهی آشکار بر این مدعاست که این بنیاد قصد دارد از طریق برنامه های اینترنتی مخرب و هدف دار به ایجاد تغییرات ساختاری در کشورهای مخالف سیاست های آمریکا و انگلیس اقدام کند. ماراسوف در مقاله ای که چندی پیش در مجله «سیاست خارجی وزارت امور خارجه آمریکا» منتشر شد، به طور مفصل به نتایج تحقیقات مرکز پژوهشی دانشگاه هاروارد پرداخته که در آن به پیامدهای انقلاب نارنجی پنج سال پیش اوکراین نیز اشاره شده است.
    وی در بخشی از اظهارات خود در این مقاله آورده است: «این بنیاد از طریق شبکه های مختلف اینترنتی مانند Twiitter در آینده برای براندازی دولت هایی که مخالف با سیاست های آمریکا و انگلیس هستند، اقدام خواهد کرد.» رفتار شبه سازمانی سایت هایی مانندTwiitter، Facebook و «بالاترین» و حضور گسترده خبرنگاران خارجی در ایران که علاوه بر کار جنگ روانی، شایعه سازی و القای دروغ، خبرپراکنی و سیاه نمایی را دنبال می کردند می توان در این راستا قلمداد کرد. ضمنا برقراری ارتباط موثر رسانه ای از طریق جاسوسان و کارمندان بنیاد سوروس مانند «رامین جهانبگلو»، «کیان تاجبخش» و «هاله اسفندیاری» خود گواهی آشکار بر دستهای پنهان و آشکار خارجی در حوادث اخیر است که ابعاد آن به مرور آشکارتر نیز خواهد شد.
    پس از انتشار همزمان دو روزنامه «کلمه سبز» و ضمیمه «اندیشه نو» از سوی ستاد انتخاباتی «میرحسین موسوی» و خدمات درخور توجه روزنامه «فرهیختگان» (روزنامه دانشگاه آزاد اسلامی) به این ستاد، برخی روزنامه ها نیز به یکباره با چهره ای جدیدو تبلیغاتی منتشر شدند.
    در این میان، روزنامه هایی پا به میدان مبارزات انتخاباتی گذاشتند که نمی توان با نگاه به کارنامه هایشان به «هویت» و «شخصیت» رسانه ای روشنی رسید. روزنامه هایی که اساسا تاسیس آنان با هدف فعالیت های تجاری و بازرگانی بوده است و از هر فرصتی برای کسب سود مادی و منفعت اقتصادی بهره می گیرند.
    این روزنامه ها طعمه هایی حاضر و آماده برای پروژه رسانه ای غرب علیه انقلاب اسلامی ایران هستند و چون به مقتضای فعالیت خود، منافع اقتصادی را بر هر مکتب و هویت اصیلی مقدم می دانند، بنابراین گاهی عامدانه و گاهی ناخواسته همسو با پروژه سرویس های اطلاعاتی غرب می شوند.
    روزنامه «فرهنگ آشتی» از این جنس رسانه هاست که به یکباره از اوایل سال جاری با تغییر مشی آشکار، وارد حوزه سیاست می شود و جالب تر اینکه پس از این تغییر و تحولات، در اقدامی سوال برانگیز و قابل تامل و برخلاف قانون مطبوعات، نام مدیرمسئول در قسمت شناسنامه «فرهنگ آشتی» حذف و تا به امروز نیز این روزنامه بدون درج نام مدیرمسئول منتشر می شود! «محمدمهدی امامی ناصری» که عنوان «رئیس شورای سیاست گذاری» روزنامه «فرهنگ آشتی» را یدک می کشد، فردی چند چهره است که پیرامون هویت واقعی او و وابستگی های سیاسی اش، سوالات بسیاری مطرح است. وی که برای به دست آوردن مناصب سیاسی و اجرایی دست به چندین تخلف و ساختن سوابق کذب زده است، دارای پرونده جعل «گواهی تحصیلی حوزه علمیه قم» می باشد و در مواردی خود را «روحانی» معرفی می کند، در حالی که نه سابقه تحصیلات رسمی در مراکز حوزوی دارد و نه دارای صلاحیت استفاده از عنوان روحانیت است.
    براساس گزارش منابع خبری، ناصری امامی که گاهی خود را متولد 1343 و گاهی 1353 و به اسامی گوناگون و متشابه معرفی می کند، امتیاز روزنامه «فرهنگ آشتی» رابا پرداخت رقمی حدود 800میلیون تومان خریده است، در حالی که در این معامله نیز از حدود قانونی تجاوز کرده و مرتکب تخلفاتی شده که در جای خود، بازخوانی خواهد شد.
    حضور چنین افراد مرموزی در عرصه رسانه ها، اساسا موجب افزایش جرایم، باندبازی و کلاهبرداری های مطبوعاتی است. عملکرد روزنامه «فرهنگ آشتی» پیشتر نیز در جریان جنگ 22روزه رژیم صهیونیستی علیه مردم مظلوم غزه در حالیکه تمامی روزنامه ها صرفنظر از گرایش های سیاسی خود به بازنشر اخبار و جنایت های وحشیانه اسرائیل در سرزمین های اشغالی می پرداختند، با بایکوت تقریبا کامل خبری کشتارهای زنان و کودکان فلسطینی در غزه رویکرد متفاوتی از خود نشان داده بود تا جایی که این روزنامه روز 22آذرماه 87 نیز به جای آنکه کوچکترین اشاره ای به تظاهرات گسترده مردم علیه جنایت های اسرائیل کند، با چاپ بزرگ عکس «داریوش آشوری» صهیونیست معروف و از مسئولان فرهنگی بنیاد اشرف پهلوی که تمامی صفحه اول این روزنامه را اشغال کرده بود، بخشی از ماهیت وابسته خود را آشکار کرده بود. در معرفی «داریوش آشوری» کافی است تنها به مقاله ای از مرحوم دکتر علی شریعتی در خصوص او اشاره شود. دکتر شریعتی در معرفی آشوری نوشته بود: «انگار این آقای داریوش آشوری وابسته مطبوعاتی سفارت اسرائیل در تهران است که هرکس بر علیه اسرائیل حرفی بزند یا مطلبی بنویسد، آقای داریوش آشوری خود را موظف به پاسخگویی و دفاع از اسرائیل می داند.» 1
    گویی باید یک بار دیگر سخنان هوشمندانه رهبر معظم انقلاب را به گردانندگان تیم رسانه ای غرب در ایران یادآوری نمود که: «اگر کسانی خیال می کنند که با پشتیبانی دستگاههای تبلیغاتی استکباری و شبکه امپراتوری، تبلیغاتی و صهیونیستی در دنیا می توانند کارشان را در این مملکت پیش ببرند، اشتباه می کنند. همه آنهایی که به مزدوران خودشان در اینجا دلخوش کرده اند و هم آن کسانی که به حمایت اربابان بیگانه دل خوش کرده اند، بدانند که چنین چیزی امکان ندارد.»
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    1- مجله فردوسی. سال .1346 «استعمار نو و دلالانش» نوشته مرحوم دکترعلی شریعتی.

 

ورشکستگی صنایع دریایی و آلومینیوم ایران پس از ایران خودرو

روزنامه اعتماد  صفحه 1 

   شرکت های گروه لوازم خانگی سیمانی ها، گروه نساجی، شرکت های پتروشیمی و تولیدکنندگان مواد غذایی نیز تعریف چندانی ندارند و بسیاری از این شرکت ها با مشکلاتی عدیده مواجه شده اند
      حساب سازی و دستکاری در صورت های مالی موضوعی است که سهامداران را این روزها به خود مشغول کرده است: سهامدارانی که با برنامه های کوتاه یا بلندمدت اقدام به خرید سهام شرکتی مانند ایرالکو کرده اند و پس از حضور در شرکت متوجه شده اند تمام شنیده های گذشته آنها مانند رویایی بر باد رفته است و حنای خصوصی سازی دیگر برای آنها رنگی ندارد. به علاوه با مشاهده اتفاقات شرکت فولاد خوزستان و مشکلات پیش آمده برای شرکت هایی که چند صباحی از حضورشان در بازار می گذرد، نمی توان انتظار داشت سرمایه گذاران از عرضه های عمده و اولیه استقبال کنند. صدرا نیز یکی دیگر از شرکت هایی است که سهامداران خود را به درون این گرداب کشیده است: صدرایی که در سال 82 با هزاران امید و آرزو پا به عرصه بازار سهام گذاشت تا تحولات عظیمی را در این بازار رقم زند، اما نه تنها به آرزوهای امیدوارنه خود نرسید، بلکه شرایط نامناسبی را برای سهامداران خود رقم زد تا لقب جوجه اردک زشت بورس را با خود یدک بکشد. در عین حال، شرکت های گروه لوازم خانگی، سیمانی ها، گروه نساجی، شرکت های پتروشیمی و تولیدکنندگان مواد غذایی نیز تعریف چندانی ندارند و بسیاری از این شرکت ها به دلایلی مانند عدم پرداخت مطالبات معوقه واردات بی رویه، سیاست های نادرست دولت به همراه تصمیم گیری های نامناسب و نفوذ سلطان های کالایی با مشکلاتی عدیده مواجه شده اند. اما وجود دارند شرکت هایی مانند صدرا که اطلاعات نادرستی را به بازار منعکس می کنند یا ایرالکو که بندهای حسابرس را به سهامداران اطلاع نمی دهد یا فولاد خوزستان که اجازه نفس کشیدن در هیات مدیره را هم به سهامدار حقیقی خود نمی دهد. بحران مالی جهانی پیش آمده و افت قیمت محصولات معدنی و فولادی نیز روزگار تیره یی را برای فعالان این صنعت رقم زده است. میان شرکت های کوچکی مانند پرمیت، پارس پامچال، پارس متال، بسته بندی پارس و سموم علف کش که از ابتدای سال 87 تاکنون بازدهی های منفی بالای 70 درصدی را برای سهامداران خود به ارمغان آورده اند، شرکت هایی مانند آلومینیوم ایران و ایران خودرو در آستانه ورشکستگی قرار گرفته اند و سهامداران خود را نیز همراه کرده اند. صنعتی دریایی ایران نیز که از ابتدای حضور خود در بازار سهام همواره از خبرسازهای بورس بوده است، این روزها داد سهامداران خرد و عمده خود را درآورده است و عدم پاسخگویی مدیران شرکت به شرایط پیش آمده داغ سنگینی را بر دل سهامدارانی که روزی با هزاران امید هر سهم این شرکت را با مبلغ 2400 تومان خریداری کرده اند، گذاشته است.
      صنعتی دریایی ایران (صدرا)
      نخستین خصوصی سازی بزرگی که یکی از تلخ ترین خاطرات بازار سهام را رقم زد، واگذاری صدرا بود. امسال هم پس از برگزاری مجمع سالانه این شرکت سودی را میان سهامداران خود تقسیم نکرد تا کام تلخ شان، طعم شیرینی را نچشد. در این بین سهامداران این شرکت خواستار رسیدگی به حقوق از دست رفته خود و همچنین محاکمه مدیران سابق این شرکت هستند. البته پرونده تخلف این شرکت به دلیل عدم رعایت مقررات مربوط به افشای اطلاعات در کمیته تخلفات سازمان بورس و اوراق بهادار مفتوح است و صدرا تنها یک ماه فرصت دارد که درخواست تجدید نظر کند. بسیاری از مسوولان خصوصی شدن صدرا، عدم وجود پروژه های هنگفت را دلیل اوضاع نابسامان این شرکت اعلام کردند اما سردار رستم قاسمی که به نمایندگی از قرارگاه خاتم الانبیا در مجمع شرکت حضور داشت، دلیل شرایط فعلی صدرا را مدیران شرکت دانست نه عدم وجود پروژه. در این بین حسابرس شرکت هم بی تقصیر نیست. هرچند حسابرس معتقد است گزارش کامل حسابرسی را به همراه یادداشت ها به مدیر وقت شرکت تحویل داده اما شرکت از ارائه آنها به بورس خودداری کرده است.
    آلومینیوم ایران (ایرالکو)
     زیان در کارخانه آلومینیوم ایران به جایی رسیده است که هیات دولت براساس مصوبه یی دستور تعطیلی خطوط قدیمی واحد احیای کارخانه آلومینیوم ایران را ظرف چهار ماه آینده صادر کرد.این در حالی است که پس از واگذاری بخشی از سهام کارخانه آلومینیوم ایران در بورس، مشکلات افزایش یافت. از یک سو مدیریت شرکت به طور کامل به بخش دولتی واگذار نشد و از سوی دیگر دولت خود را مالک این کارخانه نمی دانست، به طوری که معاون معدنی وزیر صنایع درباره مشکلات و زیانده بودن ایرالکو گفته این کارخانه به بخش خصوصی واگذار شده و خود باید بتواند مشکلاتش را مدیریت کند. البته در صورت اعلام نیاز وزارت صنایع به این شرکت کمک خواهد کرد.
    این در حالی است که کاهش 50 درصدی قیمت فلزات در بازارهای جهانی، اختلاف قیمت میان آلومینیوم تولیدی و فروشی و بروز رکود و بحران مالی در جهان، بر مشکلات ایرالکو افزوده شد. این میزان زیان و نزدیکی شرکت به زمان ورشکستگی در حالی است که پیش از عرضه سهام این شرکت مشمول اصل 44، سود هر سهم شرکت برای سال 86 معادل 300 تومان و برای سال گذشته 400 تومان پیش بینی شده بود که هیچ سنخیتی با زیان فعلی ندارد. این روند در سود و زیان پیش بینی شده شرکت، این شبهه را ایجاد می کند که سازمان خصوصی سازی و بورس در عرضه سهام این شرکت شفاف عمل نکردند و واقعیت به بازار منعکس نشده است به طوری که سهامداران ایرالکو سال گذشته نه تنها سود 400 تومانی را دریافت نکردند، بلکه زیان 340 تومانی را در پرونده دارایی های خود ثبت کردند.
      پیش بینی زیان 80 تا 100 میلیارد تومانی و تیم فوتبال شرکت نیز داستان خود را دارد. سال گذشته تیم فوتبال به تنهایی پنج میلیارد تومان هزینه را بر گردن شرکت زیانده ایرالکو گذاشته است. البته مسوولان این شرکت نیز قدرتی در مقابل تیم نداشته و گویا مراجعی غیر از مدیران شرکت، مسوول تصمیم گیری در زمینه تیم ورزشی ایرالکو هستند. به طوری که تلاش های مسوولان و سهامداران عمده برای تعطیلی این تیم راه به جایی نبرد و در ازای تلاش های بیشتر برای حذف این هزینه، از جانب مقامات محلی تهدید به بازپس گیری شرکت از این بخش شدند. در این شرایط انتظار می رود دولت حمایت های خود را از این شرکت تازه خارج شده از آغوش مادر قطع نکرده و با وضع سیاست هایی به نجات ایرالکو بیاید به طوری که در این بین وضع تعرفه های وارداتی برای آلومینیوم، اعطای فرصت بیشتر برای بازپرداخت اقساط و غیره عامل مهمی برای خروج از وضعیت فعلی شرکت به شمار می رود. اما در غیراین صورت باید منتظر تعطیلی زودهنگام این شرکت بود.
       ایران خودرو
  «جنرال موتورز اعلام ورشکستگی کرد.» این جمله یی بود که چندی پیش همزمان با بروز بحران جهانی به مهم ترین خبر جهان تبدیل شد. شرکتی خودرویی که با وجود تلاش های فراوان سرانجام نتوانست خود را سرپا نگه دارد. اما در مقابل شاهدیم که این روزها خبر ورشکستگی ایران خودرو در هر مجلسی مطرح می شود و با وجود دلایل واضح، شرکت ایران خودرو آن را انکار می کند: انکاری که در صورت های مالی شرکت به گونه یی دیگر رخ نمایانده است. این شرکت برای هر سهم خود 40 تومان زیان را پیش بینی کرده است و قصد دارد از محل فروش سهام و سایر دارایی هایش به شیوه یی غیر از فروش تولیدات خود، درآمد کسب کند. زیانده بودن سایت های خارجی این شرکت به رغم تبلیغات گسترده در این زمینه مهم ترین عامل انباشت هزینه های شرکت است، هر چند ایران خودرو معتقد است سایت های داخلی شرکت سودده بوده و بررسی در مورد زیانده بودن سایت های خارجی هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است. تغییرات گسترده در ایران خودرو و تلاش مدیران شرکت به منظور خروج از منجلاب فعلی کار را به قراردادی کشاند که بین ایران خودرو و شرکت خودران وفا به ارزش 370 میلیارد تومان منعقد شد تا از این پس محصولات ایران خودرو به صورت لیزینگ از طریق این شرکت به فروش برسد.
        براساس ماده 141 قانون تجارت، چنانچه زیان انباشته شرکت بیش از 50 درصد سرمایه ثبت شده باشد، شرکت ورشکسته است. حال نکته اینجا است که ایران خودرو تقریباً 9 برابر سرمایه ثبتی خود به بانک ها بدهکار است، با این منطق که ما به ازای این زیان دارایی دارد و مبلغ یادشده زیان انباشته است نه بدهی، خود را ورشکسته نمی داند. ایران خودرو در سال گذشته نیز اوضاع بهتری را تجربه نکرد به طوری که در سال مالی 87 با زیانی معادل 177 میلیارد تومان مواجه بود. عمده ترین دلیل این زیان تعدیلات نوسانی شرکت اعلام شد که بالغ بر 370 میلیارد تومان است، اما از آنجا که در سال های گذشته این ذخیره محاسبه نشده است، بزرگ ترین خودروساز خاورمیانه را پس از 45 سال فعالیت در موقعیت بدی قرار داد. به هر حال نکته این است که ایران خودرو با مشکل مواجه شده است و این مشکل به راحتی قابل حل نیست. به طوری که سال ها است کارشناسان فریاد می زنند تا زمانی که دولت دست از سر خودروسازان برندارد، اوضاع این شرکت ها به همین روال خواهد بود.

 

 

دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸۸

 

ماجرای خرو ج 18.5 میلیارد دلاردر کمیته ویژه

 روزنامه جام جم  صفحه 1

  در حالی که یک نماینده مجلس و رئیس کل گمرک ایران اظهار کرده که کمیته ای در این سازمان برای بررسی ماجرای خروج ١٨.۵ میلیارد دلار پول و طلااز کشور تشکیل شده، سخنگوی گمرک ایران مطالب منتشره رسانه ها دراین باره را تکذیب کرد.
      به گزارش خبرنگار ما، این در حالی است که اصولارسانه های ایرانی راوی اصل قضیه و آغازکننده آن نبوده اند، بلکه ماجرا از یک گزارش تصویری که توسط تلویزیون 2 TRT ترکیه پخش شد، آغاز شد.
    در این گزارش با نمایش یک کانتینر و تعدادی چمدان حاوی شمش طلاو دلار ادعا شده بود که این پول ها از ایران به ترکیه منتقل شده است.
    بر اساس ادعای این فیلم خبری 20 تن شمش طلابه همراه ٧/۵ میلیارد دلار پول نقد در یک تریلی جاسازی شده بود که از ایران عبور کرده و در گمرک ترکیه مورد شناسایی قرار می گیرد. رانندگان هنگام شناسایی تریلی فرار می کنند و سرانجام دولت ترکیه محموله را در خزانه این کشور ضبط می کند. به ادعای رسانه های ترکیه، دولت این کشور ماجرای محموله را به دولت ایران اطلاع می دهد؛ اما بناگاه سروکله وکیل شخصی به نام <اسماعیل صفاریان نسب> پیدا می شود که با در دست داشتن مدارکی، مدعی مالکیت محموله می شود و حتی از دولت ترکیه درخواست می کند در صورت رفع توقیف این محموله، آن را در خاک ترکیه سرمایه گذاری خواهد کرد.
     به دنبال انتشار فیلم و متن این گزارش در برخی رسانه های ایرانی، دولت و سایر نهادهای مرتبط با ماجرا شامل وزارت امور اقتصادی و دارایی، بانک مرکزی، وزارت امورخارجه و گمرک ایران دراین باره سکوت اختیار کردند تا شاید مرور زمان حادثه را در کوران حوادث روز به فراموشی بسپارد.
      جالب آنجاست که وکیل تاجر ایرانی نیز به طور جدی پیگیر ماجراست و این امر نیز بر شک های موجود در صحت ماجرا می افزاید.
     اما آن نکته ای که بیش از اصل ماجرا مورد سوال رسانه های ایرانی قرار گرفته است، 2 نکته است: نکته اول شیوه تهیه این مقدار طلاو پول نقد توسط یک فرد عادی است. درباره ٧/۵ میلیارد دلار پول نقد نیز همین ابهامات وجود دارد.
     به علاوه اگر کسی درصدد تهیه نقد ٧/۵ میلیارد دلار باشد قطعا شک مقامات مسوول را برمی انگیزد. لذا چگونگی تهیه این پول و طلااز سوی یک تاجر، نخستین نقطه مشکوک این ماجراست که نیاز به واکاوی دارد، اما در عین حال نکته چگونگی خروج این ثروت هنگفت از کشور است. پرسش اینجاست که آیا این پول از گمرک ایران و به طور مشخص گمرک بازرگان عبور کرده است؟ اگر پاسخ منفی است، راه خروج دیگر آن کجا بوده و چگونه است که این پول از گمرک بازرگان خارج نشده، اما در آن سوی مرز بازرگان از آن فیلم خبری تهیه می شود؟ اگر این محموله وجود خارجی ندارد و از گمرک هم رد نشده است، پس این سند تصویری کجا، چگونه و با چه هدفی تولید و پخش شده است؟
     اینها ابهاماتی است که درباره این ماجرا ذهن و افکار عمومی را به خود مشغول کرده و پاره ای تکذیب های پراکنده طرفین ماجرا نیز کمکی به رفع ابهام ها نمی کند.
    با این حال ظاهرا گمرک ایران برای بررسی چگونگی ماجرا، کمیته ای را تشکیل داده است. به گفته کاظم دلخوش اباتری، نایب رئیس اول کمیسیون اقتصادی مجلس ، اردشیر محمدی، رئیس کل گمرک ایران دیروز جلسه ای در محل این کمیسیون داشته است و در این جلسه از محموله ١٨/۵ میلیارد دلاری نیز از وی سوال می شود که وی از چگونگی و صحت و سقم مساله ابراز بی اطلاعی کرده و قول بررسی آن را در کمیته ای به این منظور داده است که نتیجه آن اعلام می شود. آقای محمدی در این جلسه خاطرنشان می سازد که از وزارت امور خارجه نیز در این باره سوال شده، اما تاکنون پاسخی دریافت نشده است. در همین حال دیروز عصر ایرنا در خبری به نقل از سخنگوی گمرک، مطالب منتشر شده در رسانه ها درباره انتقال پول و طلابه خارج را تکذیب کرد.
      محمود بهبودآهنی افزود: بعد از بررسی های انجام شده توسط گمرگ ایران درخصوص این موضوع، مشخص شد، ادعای مطرح شده تحت عنوان انتقال١٨/۵ میلیارد پول و طلابه خارج از کشور صحت ندارد. وی ادامه داد: دستگاه های نظارتی ذی ربط نیز پس از بررسی های لازم بر نظر گمرک ایران صحه گذاشتند، لذا مطالب مندرج در برخی سایت ها و روزنامه ها در این خصوص تکذیب می شود.
    آهنی گفت: انجام چنین کاری حتی از مبادی غیررسمی نیز با عقل و منطق سازگار نیست، زیرا نقل و انتقال حتی یک چمدان پول، خطرات و مخاطرات خاص خود را دارد، بنابراین از نظر گمرک ایران مطالب منتشر شده صحت ندارد.
    خبرنگار ما می نویسد: با وجود این تکذیب، پرسش های جدی که درباره این محموله وجود دارد، هنوز به قوت خود باقی است و لذا سازمان ها و دستگاه های مسوول باید مدارک منتشر شده در رسانه ها را بررسی و پاسخی کامل و قانع کننده را به افکار عمومی ارائه کنند.

 

آمپول سحر آمیز ؟!

 روزنامه کیهان  صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

  وقتی مرحوم احسان طبری برجسته ترین تئوریسین مارکسیسم در آکادمی علوم شوروی سابق و عضو مرکزیت حزب توده به اسلام بازگشت و با نگاهی موشکافانه و مستند به نقد علمی مارکسیسم نشست، رسانه های هر دو اردوگاه شرق و غرب با حجم انبوهی از تبلیغات به مقابله و تخطئه او برخاستند و در این میان، نظر رادیو مسکو-شوروی سابق- که رادیوهای آمریکا و بی بی سی نیز با آب و تاب آن را پوشش می دادند، جالب ترین- و البته خنده دارترین- نمونه بود. مفسر رادیو مسکو می گفت: ایرانی ها موفق به ساخت آمپولی شده اند که اگر به زندانی تزریق شود، آنچه به وی دیکته شده است را بر زبان می آورد! وقتی این خبر را با مرحوم طبری در میان گذاشتم پوزخندی زد و گفت؛ باید از رفقای مارکسیست و دوستان امپریالیست! پرسید، اگر ایران اسلامی تا این اندازه پیشرفته است که موفق به ساخت چنین داروی سحرآمیزی شده است چرا اینهمه درباره عقب افتادگی علمی آن تبلیغ می کنید؟ و اما، بر فرض که متخصصان ایرانی موفق به ساختن چنین دارویی شده و به من هم تزریق کرده باشند! تزریق دارو که «سند» و «استدلال» نمی سازد. اظهارات من تحت هر شرایط و به هر علتی که باشد، برای اثبات آن سند و دلیل ارائه کرده ام، چرا به جای پاسخگویی، لطیفه می سرائید؟!
    اعترافات تکان دهنده متهمان آشوب های اخیر در دادگاه علنی روز شنبه و کیفرخواست مستند دادستان در دادگاه همانگونه که انتظار می رفت اردوگاه فتنه انگیزان را با شوک شدیدی روبرو کرد، چرا که اعترافات و اسناد منتشر شده از چنان استحکامی برخوردار است که نفی و انکار آن برای سران فتنه امکان پذیر نیست و از سوی دیگر به وضوح نشان می دهد که سران فتنه در تماس مستقیم با سرویس های اطلاعاتی بیگانه دست به فتنه انگیزی زده و بسیاری از هواداران را با سوءاستفاده از صداقت و اعتماد آنان فریب داده و اعتماد آنها را پای منافع آمریکا قربانی کرده اند.
    شوک شدید ناشی از اعترافات و اسناد ارائه شده در دادگاه روز شنبه به آسانی از واکنش های مضطربانه سران فتنه و صفحات روزنامه های زنجیره ای وابسته به آنها قابل درک است و دراین باره اشاره به چند نکته که فقط مشتی از خروارهاست ضروری به نظر می رسد.
    1- ادعا می کنند متهمان تحت فشار مجبور به اعتراف شده اند که شواهد موجود از جمله، بازرسی های مکرر و مستمر، تاکید خانواده ها و تصریح متهمان، این ادعا را نفی می کند ولی صرفنظر از بی اساس بودن این ادعا، باید - به قول مرحوم طبری- از این آقایان پرسید که مگر فشار و آزار زندانی- بر فرض صحت- می تواند سند بسازد و استدلال ایجاد کند؟! به عنوان مثال اگر کسی بگوید که ملکول های آب از هیدروژن و اکسیژن تشکیل شده است و دستور العمل آزمایش برای اثبات آن را هم اعلام کند دیگر چه فرقی می کند که تحت فشار بوده یا نبوده؟! در کیفرخواست دادستان و اعتراف متهمان به اسناد و دلایل خالی از ابهام تکیه شده است چرا به جای پوزش از کسانی که فریبشان داده اید، لطیفه سرایی می کنید؟!
    جالب آن که دیروز یکی از روزنامه های اجاره ای دقیقاً همان نظریه مضحک رسانه های بیگانه درباره اعترافات مرحوم احسان طبری را برای مخدوش کردن اعتراف متهمان آشوب به کار برده و با تیتر درشت در صفحه اول نوشته بود «قرص اعترافات»!
    2-عوامل اصلی فتنه و آشوب از قبل می دانستند که اعتراف مستند بازداشت شدگان و اسناد کشف شده، پته آنها را روی آب خواهد انداخت و به همین علت پیشاپیش اعترافات آنها را «ساختگی و تحت فشار»! قلمداد می کردند و در مصاحبه ها و سخنرانی ها و نوشته های خود خواستار آزادی بی قید و شرط بازداشت شدگان بودند. چرا؟! اگر آقایان کاری نکرده و جرمی مرتکب نشده بودند که از افشای آن وحشت داشته باشند، چه دلیلی داشت که از قبل اعترافات را ساختگی بنامند؟! ممکن است بگویند که از اعتراف تحت فشار نگران بوده اند که اولاهمانگونه که گفته شد، فشار و آزار- مورد ادعا- نمی تواند سند و دلیل بسازد و اعتراف غیرمستند در یک دادگاه علنی و پیش چشم دهها میلیون نفر از مردم چگونه می توانست باعث اضطراب شما شود؟!
    می گویند شخصی به کلانتری مراجعه کرده و اعلام کرد که؛ طوطی سخنگوی من گم شده است، افسر نگهبان گفت یافتن طوطی گم شده که در حوزه مسئولیت ما نیست و صاحب طوطی جواب داد؛ بله قربان! می دانم، فقط خواستم از قبل گفته باشم که اگر پیدا شد و حرفهای آنچنانی زد، شما بدانید که نظر شخصی خودش است و به من ربطی ندارد! بنده از اول هم با او اختلاف نظر داشته ام!!
    3- اکنون فرض می کنیم که متهمان تحت فشار وادار به اعتراف شده اند - فرض محال که محال نیست- خب! حالاباید از سران فتنه پرسید، وقتی «ژنرال» های شما تحمل چند روز زندانی کشیدن را ندارند و بلافاصله بعد از جدا شدن از زندگی مرفه خویش، به هر چه که از آنها خواسته شود تن می دهند؟! اولا؛ چرا بچه های مردم را فریب داده و آنان را با سوءاستفاده از اعتمادی که به شما کرده اند، با چماق و کوکتل مولوتوف به میدان می فرستید؟ و خودتان در حلقه های فشرده محافظان و فقط برای خالی نبودن عریضه به صحنه سرک می کشید و فرزندانتان را نیز در ناز و نعمت برای تحصیل به آمریکا و انگلیس می فرستید و یا در خانه های اشرافی نوازش می دهید؟!
    ثانیاً؛ چرا وقتی ژنرال های شما با حرارت دیگران را به آشوب و بلوا دعوت می کردند، آنها را دروغگو! نمی دانستید و به عنوان قهرمان! از آنان یاد می کردید؟! اگر ادعای شما را بپذیریم که افراد یاد شده تحت فشار وادار به اعتراف شده اند؟! چگونه ادعای دیگرتان قابل پذیرش خواهد بود که از مقاومت تا پای جان! و... حرف می زدید؟!
    ثالثاً؛ وقتی ژنرال های شما در مقابل چند روز زندانی کشیدن اینگونه-به قول خودتان- تسلیم می شوند؟ از کجا معلوم که در مقابل وعده های رفاه و زندگی اشرافی و آنچنانی که از آن سوی آب ها داده می شود، مقاومت کرده باشند؟! و یا بعدها مقاومت کنند؟!
    البته، سران فتنه که خیانت آنها به وطن، فریب مردم و ارتباطشان با بیگانگان فاش شده است مجبورند!! اعتراف کنندگان را مورد حمله قرار دهند ولی از نگاه مردم مسلمان و ایران دوست، شجاعت و جسارت آنها قابل تقدیر است، چرا که به میل و رغبت خود از راهی که رفته بودند بازگشته و با اعتراف مستند و مستحکم خویش سعی در پیشگیری از فریب دیگران داشته اند.
    4- سران فتنه و رسانه های وابسته به آنها و یا رسانه های بیگانه و ضدانقلاب که در حمایت از آنان یقه چاک می دهند، هیچکدام برای نفی آنچه در کیفر خواست و یا اعتراف متهمان آمده، دلیل و سندی ارائه نمی کنند و تنها به شانتاژ و ادعاهای خنده دار متوسل شده و برای فرار از رسوایی، جاده فرعی باز می کنند...
    هدایت الله متین دفتری به روایت اسناد لانه جاسوسی خبرچین سازمان سیا، و شریک تجاری ارتشبد نصیری- رئیس ساواک- بود و بعد از انقلاب عضو منافقین شد. او فرزند احمدمتین دفتری، وزیر رضاخان و ضمناً نوه دختری مصدق بود. وقتی از هدایت الله متین دفتری درباره خانواده اش سوال می کردند، به جای آن که بگوید پدرم وزیر رضاخان بوده است، می گفت؛ من نوه مصدق هستم!!

 

به بهانه نصب دوربین در مدارس

 روزنامه اعتماد صفحه 10

نویسنده: رسول پاپایی

  اول: متاسفم، چون حاشیه های آموزش و پرورش آنقدر زیاد شده که متن به فراموشی سپرده شده است. کمتر از 60 روز به آغاز سال تحصیلی مانده و متولیان به جای آنکه تمام توان خود را به کار گیرند تا اولیای دانش آموزان را با روش ارزشیابی توصیفی و حذف نمره آشنا کنند و دبیران اجتماعی رسانه ها را جهت اطلاع رسانی به یاری بطلبند، به موضوعی حاشیه یی پرداخته و خود، رسانه ها و دیگران را به آن مشغول کرده اند: نصب دوربین در مدارس.
    
    دوم: لطفاً بخوانید و کمی دقت کنید.
    
    معاون پرورشی و تربیت بدنی شهر تهران: من موافق نصب دوربین در مدارس هستم و معتقدم دوربین محیط امن برای دانش آموزان ایجاد می کند. این تکنولوژی هزاره سوم باید توسعه و گسترش یابد.
    
    رئیس آموزش و پرورش شهر تهران: ما با استفاده از هر وسیله یی اعم از دوربین، بلوتوث و تلفن همراه یا هر رسانه یی که آموزش و پرورش را در دستیابی به تعلیم و تربیت اسلامی جلو ببرد، موافقیم.
    
    معاون دادستانی تهران: ضمن مقایسه دوربین مداربسته با ناظم مدرسه، آن را مفید می دانیم.
    
    سخنگوی قوه قضائیه: به جای نصب دوربین اقدامات فرهنگی را گسترش دهید.
    
    معاون وزیر آموزش و پرورش: قرار نیست کار پلیسی انجام دهیم که دوربین نصب کنیم.
    
    نگاهی به اظهارنظر های فوق ضمن تایید بخش اول نشان از این دارد که درباره آنچه در آموزش و پرورش اتفاق می افتد همه صاحب نظرند و مورد پرسش قرار می گیرند و مجال ابراز دیدگاه و رای دارند جز معلم ها و فرهنگیان و این مهم، حلقه گمشده و سنت نا حسنه یی در تصمیم گیری ها، ایده سازی ها و برنامه ریزی های این حوزه است و متاسفانه در آموزش و پرورش ما تبدیل به یک قاعده و اصل ریشه دار شده است. اما نگارنده به عنوان یک معلم با نصب دوربین مخالف است چون:
    
    1- این طرح با طرح وزیر محترم در خصوص شاداب سازی مدارس در تضاد است. چگونه ممکن است از یک سو به دنبال حصارکشی و محرم سازی مدارس دخترانه باشیم تا محیط مدرسه برای آنها راحت، شاداب و جذاب باشد، از طرف دیگر ناظر و نگهبانی مجازی برای آنها بگذاریم که لحظه یی از آنها چشم برندارد و بیم آن می رود اطلاعات آن به بیرون و افراد غیرمسوول هم درز کند.
        2- فضای مدارس به لطف پاکی و نجابت و تلاش معلمان و فرهنگیان فضایی نا سالم و بحرانی نیست و عموم دانش آموزان چونان فرشته ها بی آلایش و پاک اند و تاکنون هیچ نهاد اجتماعی فضای حاکم بر مدارس را از نظر ناامنی و ارتکاب بزه و تخلف بحرانی اعلام نکرده است که ناچار باشیم روش های پلیسی را جایگزین اقدامات فرهنگی کنیم.
        3- باید نگاه غلط و روش اشتباه چند مدیر را در مقوله فرهنگ و آموزش و تربیت اسلامی اصلاح کرد و روش های مدیریت آموزشی و تربیت اسلامی را به آنها آموزش دهیم نه اینکه یک نگاه غلط و یک شیوه اشتباه را به مدیران و جامعه معلمی و آموزش و پرورش تحمیل کنیم و دنبال راهی برای قانونی کردن آن باشیم.
        4- کسری بودجه، کمبود سرانه، نبود تجهیزات کمک آموزشی چندرسانه یی و فقر کتابخانه یی و آزمایشگاهی مدارس بر کسی پوشیده نیست. اگر مدیری پول اضافی دارد از او بخواهیم آن را در موارد فوق و بهبود کمی و کیفی آموزش و پرورش دانش آموزان هزینه کند نه خرید دوربین و امنیتی کردن مدرسه، این بهشت کوچک روی زمین.
        5- مبنا و اساس تربیت اسلامی به صورت اخص و آموزش به صورت اعم نهادینه شدن اعتماد در روح و جان آدمی است. نصب دوربین، نظام آموزشی و به ویژه بعد پرورشی آن را مختل می کند. دانش آموزان را به سمت خودسانسوری و تقویت روحیه فریبکاری و تظاهر به خوب بودن سوق می دهد و مصنوعی شدن رفتار ها را نهادینه می کند و موجب پنهانی شدن کج رفتاری ها و نا هنجاری ها و عقیم ماندن امر پرورش فضایل و خوبی ها می شود. نصب دوربین در مدارس موجب می شود مشکلات رفتاری و نا هنجاری های اخلاقی در کودکان و نوجوانان پنهان بماند و در روح و جان شان ریشه بدواند و فرصت هرس کردن آن توسط معلمان، مربیان و اولیا از بین برود و شناخت آن در زمانی حاصل شود که دیگر خیلی دیر شده است. به زعم بزرگان تربیت و تعلیم هم پرورش انسان های خوب و درستکار با سیستم های حفاظتی و پلیسی امکان پذیر نیست. نصب دوربین باعث می شود بچه ها یاد بگیرند خودشان نباشند، استقلال معلم ها را زیر سوال می برد و همه چیز را در بهشت روی زمین که هر خنده و گریه یی در آن واقعی است، غیرواقعی و ریاکارانه می کند و در درازمدت زمینه ساز آسیب های اجتماعی می شود. یک بار هم که شده از ما معلم ها بپرسید: بگذارید فرشته های بهشتی در بهشت کوچک شان روزی چند ساعت خودشان باشند، اشتباه کنند، تاوان پس بدهند و مواخذه شوند، بپرسند، راهنمایی شوند و برای همیشه یاد بگیرند. اجازه دهید ما به فرزندان تان نه تظاهر به خوبی که خوب بودن را یاد دهیم. شما هم به جای تحمیل پلیس بازی به گسترش روش های فرهنگی و بازسازی آموزش و پرورش و مدرسه و معلم ها فکر کنید.

 

 

شنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸۸

 

در گفت وگو با اعتمادملی ارایه شد: گزارش کروبی از حوادث بهشت زهرا

روزنامه اعتماد ملی صفحه 4

   روز پنج شنبه مراسم چهلم جان باختگان حوادث اخیر در بهشت زهرای تهران و درمیان ازدحام مردم شرکت کننده و نیروهای مستقر برگزار شد. اگر چه نیروهای انتظامی و امنیتی مانع از نزدیک شدن کروبی و میرحسین موسوی به مزار ندا آقا سلطان شدند و برخوردهایی نیز با اطرافیان کروبی صورت گرفت اما آنها ترجیح دادند، تا جایی که ممکن است به مردم نزدیک شده و با خانواده جان باختگان ابراز همدردی کنند. در حادثه روز پنج شنبه، درگیری هایی نیز صورت گرفت. در تهران و حوالی خیابان شهید مطهری و اطراف مصلی نیز درگیری های پراکنده ای رخ داد که بنابر گفته مسوولان انتظامی حدود 50 نفر بازداشت شدند. خبرنگار اعتماد ملی با مهدی کروبی در خصوص اتفاقات روی داده گفت وگویی کوتاه انجام داده است که در ادامه می خوانید:
    اوایل هفته گذشته درخواستی از سوی شما و موسوی برای برگزاری مراسمی برای جان باختگان 30 خرداد در مصلی بزرگ تهران ارائه شد اما دو روز پس از آن مدیرکل سیاسی وزارت کشور با ادبیاتی خاص دولتمردان نهم اعلام کرد که به هیچ گروه یا شخصیتی برای برگزاری مراسم مجوزی داده نشده است. در همین راستا شما و موسوی اعلام کردید که به بهشت زهرا خواهید رفت. آیا درخواست شما برای برگزاری مراسم چهلم یک شهروند ایرانی که در اعتراضات اخیر جان باخته است امری غیرقانونی بود؟
    همان طور که می دانید ما درخواست کرده بودیم که مراسمی را در مصلی برای گرامیداشت چهلم جان باختگان 30 خرداد برگزار کنیم و حتی اعلام کرده بودیم که برای آنکه حادثه ای رخ ندهد همه را به سکوت دعوت کرده ایم و تنها قرار است که قرآن تلاوت شود و بعد هم مردم متفرق شوند. این همان رفتاری است که در راهپیمایی های اخیر نیز داشتیم به طوری که همیشه مردم را به آرامش دعوت می کردیم چرا که ما معتقدیم خواسته ای قانونی داریم و به دنبال هیچ گونه حادثه آفرینی نیز نبودیم. بنابراین به نظر من مردم خواستی معقول و منطقی دارند مانند اینکه ما نیز برای برگزاری مراسم در چهلم جان باختگان حوادث اخیر درخواستی قانونی و منطقی داشتیم ولی از آن ممانعت کردند. چنین بود که ما دیدیم این درست نیست که برویم و پشت درهای مصلی بنشینیم و درگیری ایجاد شود بنابراین تصمیم گرفتیم به بهشت زهرا برویم و کنار مزار آنان فاتحه ای بخوانیم.
    
    گویا اعلام شده برای جلوگیری از سوء استفاده گروه های سیاسی مجوزی داده نشده است. شما این را می پذیرید؟
    این حرف دو جواب دارد. نکته اول اینکه حتی به خانواده ها هم اجازه ای برای برگزاری مراسم حتی در مساجد محلی داده نشد. دومین نکته اینکه این حادثه ای که روی داده موضوعی شخصی نیست بلکه افرادی در یک رویدادی جمعی به شهادت رسیده اند. انتخاباتی برگزار شده که عده ای معتقدند این انتخابات سالم برگزار شده است این عده همان کسانی هستند که اکنون در دولت حضور دارند همان عده ای که نظارت واجرا را برعهده داشته اند، پول های بیت المال در اختیارشان بوده و هر گونه که خواسته اند با صندوق های رای برخورد کرده اند. اما یک گروه هم هستند که معتقدند انتخابات سالم برگزار نشده است و ادله فراوانی هم برای این استدلال خود دارند. مطمئنا این افرادی که در اعتراض به نتیجه انتخابات به خیابان آمدند به احمدی نژاد رای نداده اند بلکه به خاطر تضییع حق کاندیدای مورد حمایت خودشان به خیابان آمدند و در این راه کشته شدند. بنابراین فردی که در این حوادث کشته شده است خواست و مطالبه ای داشته و این طور نبوده که بخواهد در انتخابات شرکت کند تا هیزم تنور آن شود بلکه او به کاندیدای خود رای داده و اکنون نیز به خیابان آمده و از سرنوشت رای خود سوال می کند و برای این امر کشته شده است و چنین است که ما اکنون برای این افراد می خواهیم مراسمی را برگزار کنیم. من از همان ابتدا تاکید می کردم که همواره از رای مردم صیانت می کنم و اکنون نیز می گویم که در حد توان از رای شان پاسداری خواهم کرد. بنابراین اکنون مردم خودشان تشخیص داده اند که به خیابان بیایند و ما هم در کنارشان هستیم. اگر ما برای کسانی که برای صیانت از رای خود به میدان آمده اند و به حمایت از ما برخاسته اند و کشته شده اند مراسمی برای گرامیداشت یاد و خاطره شان برگزار نکنیم که انسان های ضعیف النفس و بی شخصیت و دین فروشی هستیم که اینک مردم را در ادامه مسیر رها کنیم.
    روز پنج شنبه در مراسم چهلم جان باختگان چه اتفاقی روی داد؟ گویا به شما و آقای موسوی تعرضی صورت گرفته است!
    هنگامی که به بهشت زهرا رسیدیم به سمت قطعه حرکت کردیم که در همان حال می شنیدم مردم می گویند ما را می زنند. در همان حال دیدم که مزار ندا را محاصره کرده اند و نمی گذارند که به آنجا برویم. به محض اینکه از ماشین پیاده شدم جمعیتی به سمت من آمدند و شعارهایی سر می دادند مبنی بر اینکه رای ما را گرفتند و حالاکتکمان می زنند در همین حال نیروهای مستقر به سمت مردم هجوم می آوردند و آنها را متفرق می کردند و گاز اشک آور در هوا پخش شده بود من هم ایستاده بودم. تنها به حوادثی که روی می داد تماشا می کردم و فاتحه می خواندم. در همان حال شاهد آن بودم که مردم را کتک می زنند و به حلقه ای که دور من بود نیز رسیدند و به آنها هجوم آوردند به طوری که یکی از پاسداران همراه من که از نزدیکان من بود را کتک زده اند. هرکسی که فکر می کند من قصد دارم برای نفع شخصی صحبت کنم و به جنجال سازی بپردازم می تواند به دفتر من بیاید و بدن های کبود این افراد را مشاهده کند. [حسین کروبی فرزند مهدی کروبی از جمله افرادی است که در مراسم پنج شنبه هدف باتوم نیروهای پلیس قرار گرفت].
    
    آیا به شما هم تعرضی صورت گرفت؟
    نه، به من ضربه ای نخورد چرا که این دوستانی که اطراف من بودند اجازه نمی دادند به من نزدیک شوند در همان حال به من گفتند که تا شما اینجا بایستید اینها با مردم اینگونه برخورد می کنند شما بروید تا شاید مردم هم متفرق شوند و از من می خواستند که سوار بر ماشینم شوم. ولی من در همانجا ایستاده بودم و با تاثر و تعجب نگاه می کردم و تنها قرآن می خواندم. در همان زمان به این فکر می کردم که ما چه وعده هایی داده بودیم و چه حرف هایی زده شده بود و چه می خواستیم و چه شد. وضعمان به گونه ای شده است که اکنون شاهد آن هستیم که جمعی به دور بنده حلقه بزنند که مرا کتک نزنند و این واقعه ای است که هیچ گاه در ایران شاهد آن نبودیم.
    
    شما که خود شاهد این حوادث بودید چه پیامی را می توانید به مسوولان چنین برخوردهایی بدهید؟
    می خواهم در این مصاحبه پیامی را به کسانی که غیر از ما فکر می کنند برسانم. آنها که فکر می کنند اگر مردم را ببرند و کتک بزنند و دندان هایشان را بشکنند می توانند شرایط را آرام کنند. من به این افراد دلسوزانه هشداری می دهم و می گویم که ایادی دولت و اطرافیانش پنبه غفلت را از گوششان بیرون آورند و گزارش وضع موجود را به صورت واقعی به مقامات بالاو بزرگان نظام منتقل کنند. اصلامی گویم که به حرف ما که از نظر شما شکست خوردگان انتخابات هستیم و فکر می کنید که به خاطر این شکستی که بر ما تحمیل شده است اینگونه حرف می زنیم توجهی نکنید، ولی به چاپلوس ها و جیره خواران، کسانی که این روزها شلوغ کاری می کنند و سعی در تخریب چهره برخی از بزرگان نظام دارند گوش ندهید بلکه به حرف صاحبان اندیشه و فکر که در درون حاکمیت هستند و از طیف خودتان می باشند توجه کنید.
    
    به نظر شما آیا برخوردهای خشنی که طی این روزها با مردم شکل گرفته است موجب برقراری آرامش در کشور می شود یا به تشدید و ملتهب کردن شرایط کمک می کند؟
    من به دست اندرکاراران توصیه می کنم که اجاره دهند همه منتقدان به وضع موجود در فضایی مناسب حرف های خود را بیان کنند. من مطمئن هستم که با چنین برخوردهایی قضایا پیچیده تر و بغرنج تر می شود و بنابراین باید عقلارا جمع کنید و تدبیری بیندیشید قبل از آنکه خسارات سنگین تری وارد شود و حیثیت اسلام و روحانیت و جمهوری اسلامی ایران خدشه دار شود. باید در اندیشه راه حل معقولی برای خروج از این بحران بود. به آقایان توصیه می کنم فضایی را ایجاد کنند تا همه دلسوزان نظام حرف هایشان را بزنند.

 

فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ از حوادث پنجشنبه خبر داد دستگیری 50 آشوبگر در تهران

روزنامه کیهان صفحه 15

  فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ از دستگیری 50 نفر طی تجمعات روز پنجشنبه در بهشت زهرا و اطراف مصلای تهران خبر داد.
    سرتیپ عزیزالله رجب زاده در گفت وگو با مهر اظهار کرد: 50 نفر از کسانی که قصد ایجاد بی نظمی در شهر تهران را داشتند توسط پلیس شناسایی و دستگیر شدند و همه این افراد پس از طی مراحل قانونی تحویل مقامات قضایی می شوند.
    وی افزود: تعدادی از این افراد در خیابان های ولی عصر(عج)، شهید مطهری، خرمشهر و مناطق اطراف مصلی تهران به دلیل سنگ پرانی و ایجاد بی نظمی دستگیر شدند.
    فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ با اشاره به عملکرد پلیس در چارچوب قانون ادامه داد: تجمع غیرقانونی عده ای موجب ایجاد ترافیک سنگین در محدوده خیابان های ولی عصر(عج) و شهید مطهری شد.
    رجب زاده خسارت وارده به شهر را آتش زده شدن چند سطل زباله به دست آشوبگران اعلام کرد.
    در همین حال سخنگوی شهرداری تهران نیز با اشاره به اینکه خسارت چندانی به شهر وارد نشده گفت: روز پنجشنبه چند سطل زباله به دست آشوبگران به آتش کشیده شد.

 

وزیر خوش شانس

روزنامه اعتماد صفحه 4

23 مردادماه سال 84 زمانی بود که محمود احمدی نژاد رئیس کابینه نهم محمد سلیمانی را از بین سه گزینه سلیمانی، کهزادی و محامد پور جهت دریافت تصدی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به مجلس معرفی کرد. این انتخاب به دلیل سوابق علمی سلیمانی در عرصه های دانشگاهی و پژوهشی منجر به رای اعتماد 220 نماینده مجلس هفتم شورای اسلامی شد و وی به عنوان وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت نهم انتخاب شد. فعالیت های محمد سلیمانی بعد از رسیدن به مقام وزارت ارتباطات بیشتر حول و حوش واگذاری های تلفن همراه و اظهار نظر در این حوزه می چرخید و کمتر به مسائل دیگر توجه می کرد. البته در دوران چهارساله وزارت، وی افتخاراتی هم کسب کرد که مهم ترین آنها پرتاب ماهواره امید بود ولی در همین حوزه کم کاری هایی هم شد که یکی از آنها عدم به پایان رسیدن پروژه ماهواره زهره بود در حالی که خود وی عهده دار مشارکت در طراحی و ساخت این ماهواره بود. سلیمانی در تمام مدت چهار سال فعالیت خود تنها دو الی سه بار با خبرنگاران حوزه خود نشست خبری برگزار کرد.به همین خاطر وزیر ارتباطات دولت نهم با خبرنگاران تعامل خوبی نداشت و به غیر از چهار رسانه محدود طی دوران وزارت، بسیاری از رسانه ها با وجود ارسال درخواست های مکرر، چه به صورت شفاهی و چه کتبی، به روابط عمومی وزارت ارتباطات موفق به مصاحبه اختصاصی با وی نشدند. این عدم تعامل به حدی بود که حتی یک بار آقای وزیر وقتی در مقابل پرسشی در مورد اینترنت قرار گرفت خبرنگاران را احمق یا خائن نامید. از نکات قابل ذکر در سخنرانی های سلیمانی نیز بعد از تعریف خاطره، ارائه آمار واگذاری تلفن همراه بود که این آمار را هم با قبل از انقلاب مقایسه می کرد درحالی که تلفن همراه در سال 62 تولید و سال 73 وارد ایران شد. یکی از نکات قابل توجه در گفتار وزیر ارتباطات تعلق خاطری بود که به شرکت همراه اول و سیم کارت های این شرکت داشت ولی هنگام صحبت از ایرانسل با احتیاط سخن می گفت، گویی نگران بود که برای این اپراتور تبلیغ شود درحالی که اپراتور دوم تلفن همراه به نوعی دستاورد دولت نهم نیز به حساب می آید. از جمله تصمیمات سلیمانی در دوران تصدی گری وزارت ارتباطات، تضعیف حوزه اینترنت ایران بود تا جایی که در حال حاضر ایران حتی با کشورهای همسایه خود نظیر پاکستان نیز قابل قیاس نیست. در دوران تصدی او سرعت اینترنت در کشور به 128 کیلوبایت محدود شد، البته با اعتراضات گسترده، این محدودیت را برای کاربران حقوقی (شرکت ها) از بین برد ولی کاربران حقیقی همچنان با این مشکل مواجه بودند، چنان که سقف سرعت اینترنت در ایران نیز در دوران او روی 512 کیلوبایت ثابت ماند. او در اظهاراتی که بسیاری از رسانه های کشور از جمله روزنامه همشهری و خبرگزاری مهر آن را مورد انتقاد قرار دادند، گفت: «برای سرعت های بالاتر از 56 کیلوبایت، حتی مشتری و خریدار هم وجود ندارد و پهنای باند 128 کیلوبایت اکنون برای بسیاری از سازمان ها بدون مشتری است و این میزان را شرکت ها حتی نمی توانند به مشتریان عرضه کنند: پهنای باند 56 کیلوبایت برای مصارف کاربران اینترنتی خانگی و دانشگاه ها حتی برای دانلود کتاب های 500 صفحه یی مناسب است،» سلیمانی همچنین مدعی شد ایران در دوران وی در زمره 10 کشور اول دنیا از لحاظ رشد در بخش ارتباطات است و حتی از مالزی نیز پیشی گرفته است و ادعاهای دیگر وی نظیر رتبه 17 ایران در زمینه تعداد مشترکان اینترنت و... نیز مورد انتقاد کارشناسان قرار گرفت. از دیگر مشکلات پیش آمده در دوران تصدی وی نفوذ بیش از حد رئیس شرکت زیرساخت و مداخله در فعالیت شرکت های اینترنتی مجاز بود که با وجودی که مداخله در فعالیت یا عدم فعالیت یک شرکت از وظایف سازمان رگولاتوری است ولی عملاً شرکت زیرساخت در این مسائل دخالت کرد و وزیر ارتباطات نیز نتوانست تصمیم قاطعی جهت رفع این معضل و حل مشکلات شرکت های اینترنتی و ضرر وارده به بخش خصوصی بگیرد. احتمال استیضاح سلیمانی در مجلس هشتم چندین بار مطرح شد اما بنا بر دلایلی یا استیضاح به تعویق افتاد یا بعد از چندین استیضاح در دولت نهم فراکسیون اکثریت مجلس هرگونه استیضاح جدید تا پایان دولت احمدی نژاد را منع کرد و به این ترتیب وی از استیضاح رهایی یافت. برخی از کارشناسان حوزه ارتباطات و بخش خصوصی در اظهارات خود اعلام کرده اند وضعیت ارتباطات و فناوری اطلاعات در دو سه سال اخیر به جایی رسیده که دیگر نمی توانیم کشور را با کشورهای هم رده خود نیز مقایسه کنیم، درحالی که هم اکنون مالزی و برخی از کشورهای همجوار از اینترنتی استفاده می کنند که سرعت آن 1792 برابر سرعت اینترنتی است که در ایران مورد استفاده قرار می گیرد.به گفته کارشناسان، احتمالاً سلیمانی یکی از خوش شانس ترین وزرای دولت نهم بوده است، چرا که به دلیل تمرکز افکار عمومی بر مسائل اقتصادی ، تورم و... و نیز آگاهی نه چندان مناسب مدیران و مسوولان بلندپایه دولتی از آی تی و علوم وابسته به آن، هیچ گاه نقایص این وزارتخانه(چه در بحث های مربوط به تلفن همراه مانند سرویس های MMS و GPRS و چه در ارائه پهنای باند و حوزه های مربوط به بخش خصوصی و ...)از سوی دولت یا حتی مجلس، مورد انتقاد جدی قرار نگرفته است.
     منبع: ایلنا

 

سخنان منتشر نشده احمدی نژاد در مورد وقایع اخیر، مشایی ، صفار و اژه ای

روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 8 

  پایگاه خبری ثانیه نیوز نوشت : محمود احمدی نژاد در هفته گذشته در جلسه‏ای با دبیران تشکل‏های دانشجویی در مورد اتفاقات اخیر توضیحاتی داد که در ادامه بخش‏هایی از آن سخنان با اندکی تغییر می‏آید. محمود احمدی نژاد، رییس ‏جمهور در جلسه‏ای با دبیران تشکل‏های دانشجویی در مورد اتفاقات اخیر گفت: مشایی آن گونه که شما تصور می کنید نیست.
    حرف هایی که شما در مورد مشایی می زنید همان حرف هایی است که [...] در مورد وی می زند؛ مثلامی گوید که او سر سفره یک ظرف برای امام زمان(عج) خالی می گذارد و مسائلی از این دست و یا... رییس‏جمهور پیشنهاد کرد: شما بهتر است جلسه ای با مشایی داشته باشید و حرف هایتان را بگویید و حرف های وی را نیز بشنوید و آن موقع خواهید فهمید که درباره ایشان اشتباه می کنید. وی درباره عزل محمد حسین صفارهرندی اظهار کرد: بارها به آقای صفارهرندی عرض کردم که تعدادی از معاونانش را تغییر دهد؛ چون در جهت اهداف دولت و مطالبات مردم و متدینین از دولت حرکت نمی کردند، اما این‏گونه نشد و می بینید که عملکرد ایشان را کمتر کسی قبول دارد و نمی گویند که او باید در وزارتخانه باقی بماند.
    رییس جمهور در مورد عزل محسنی‏اژه ای نیز گفت: موضوع عزل جناب آقای اژه ای یک فرآیند دو ساله داشته و ربطی به مساله جاری ندارد... به ایشان در این دو سال، با شواهد مشخص توصیه کردم دو نفر از معاونان خود را تغییر دهد؛ اما به این کار مبادرت نورزیده است... ضمن اینکه در موضوع هاله اسفندیاری هم خوب عمل نکرد و من به او گفتم که چرا رفتاری می‏کنید که مورد تمسخر واقع شوید؟ یک پیرزن 70 ساله را گرفته اید می گویید می خواهد انقلاب مخملی راه بیندازد؛ در حالی‏که عاملان انقلاب مخملی کسان دیگری هستند و باید آنها به مردم معرفی شوند.
    وی ادامه داد: در موضوع پرتقال های اسرائیلی نیز با وجود اینکه عاملان اصلی این اقدام مشخص بودند، به آقای اژه ای گفتم که باید با اینها برخورد شود؛ ولی وی گفت که نمی توانیم با آنها برخورد کنیم. احمدی نژاد یادآور شد: از دو هفته پیش از اغتشاشات، وزارت خارجه اطلاع داد که افراد زیادی از انگلیس به ایران می آیند و این کاملامشکوک است اما وزارت محترم اطلاعات این موضوع را پیگیری نکرد و در اغتشاشات ضعیف عمل کرد که در برخی موارد اهمال مشهود بود. رییس جمهور فعالیت برخی جریان‏های سیاسی در انتخابات دهم و بعد از آن را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: در زمینه تحرکات آن ها در ایام پیش از انتخابات، وزارت اطلاعات حتی یک برگ گزارش به من نداد.

 

 

سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸

 

پاسخ آیت الله صانعی به خاتمی، میرحسین و کروبی

روزنامه اعتماد صفحه 1 

    آیت الله یوسف صانعی در پاسخ به نامه مشترک خاتمی، میرحسین، کروبی و چند تن از فعالان سیاسی تاکید کرد تا دیر نشده باید زمینه آزادی تمام زندانیان سیاسی فراهم و اجازه برگزاری مراسم به خانواده سانحه دیدگان حوادث اخیر داده شود.این مرجع تقلید با اشاره به قانون اساسی آورده است: متاسفانه همان طور که در نامه اشاره شده، مدتی است شاهد افترا، دروغ و تضییع حقوق مردم، بازداشت و زندانی نمودن مردم هستیم.»در ادامه نامه آمده است: اینجانب به همه کسانی که سبباً یا مباشراً در ضرب و جرح و قتل و زندانی کردن انسان ها از اقشار مختلف مردم دخالت می کنند، تصریح می کنم این گونه ظلم ها به کسانی که هیچ پناهگاهی جز خداوند ندارند از گناهان کبیره به شمار می رود و لذا امیدوارم تا دیر نشده زمینه آزادی تمام زندانیان و اجازه برگزاری مراسم به خانواده جان باختگان حوادث اخیر داده شود و آمرین و عاملین و محرکین و همه آنها که به نحوی در بروز حوادث اخیر دخیل بوده اند، باید توبه نموده و رضایت مضروبین و آسیب دیدگان را جلب نمایند و در یک جمله به نصایح خیرخواهانه آیت الله هاشمی توجه کرده و به آن عمل نمایند.

 

عصبانیت رییس جمهور علت برکناری وزیران

روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 2 

   دبیرکل حزب اسلامی ایران زمین با اشاره به برکناری دو تن از وزیران دولت توسط احمدی نژاد گفت: فقط می توانم نسبت به این اقدام ناگهانی و شتاب زده رییس جمهور اظهار تاسف کنم؛ زیرا وی قطعا هیچ توجیه منطقی و توضیحی که برای افکار عمومی قانع کننده باشد، ندارد.
    ابوالقاسم رئوفیان در گفت وگو با «ایلنا»، در پاسخ به این سوال که «ارزیابی شما از تغییرات ناگهانی در کابینه چیست؟» اظهار کرد: طبیعی است این نوع تصمیمات عجولانه که ناشی از عصبانیت است، به اعتبار دولت لطمه می زند و مقبولیت آن را نیز دچار خدشه جدی می کند و پسندیده نیست از کسی که قرار است در 4 سال پر چالش کشور را اداره کند، این گونه اقدامات غیر قابل توجیه سر بزند.
    عضو جبهه پیروان امام و رهبری ادامه داد: رییس جمهور امروز بیش از هر چیز باید از خود سعه صدر نشان دهد و تحمل بالایی داشته باشد و برای حل مشکلات با سرانگشت تدبیر آماده باشد، نه اینکه با تصور حل مشکلات، گره روی گره بزند و بر دشواری ها بیفزاید. رئوفیان درباره واکنش ها به این اقدام رییس جمهور تصریح کرد: طبیعی است، مردم، مجلس و رهبری چنین تصمیمات شتاب زده ای را نمی پسندند و البته این امر به مصلحت خود رییس جمهور هم نیست.

 

وزیر کار و امور اجتماعی خبر داد:رشد بیکاری شدت گرفته است

روزنامه اعتماد ملی صفحه 20

    وزیر کار و امور اجتماعی از شدت گرفتن بیکاری در بهار و تابستان امسال خبر داد.
    محمد جهرمی، وزیر کار و امور اجتماعی دولت نهم در گردهمایی استانداری ها و روسای سازمان کار و امور اجتماعی سراسر کشوراظهار کرد:در شش ماهه نخست سال گذشته نرخ بیکاری کاهنده بود اما در 6 ماهه دوم با افزایش نرخ بیکاری مواجه شدیم و پیش بینی می شود در بهار و تابستان امسال نیز روند افزایشی ادامه یابد.پیش از این مرکز آمار ایران اعلام کرد: در بهار سال 88، بررسی نرخ بیکاری افراد 10 ساله و بیشتر نشان می دهد که 1/11 درصد از جمعیت فعال (شاغل و بیکار) بیکار بوده اند.
    بنا بر گزارش مرکز آمار این شاخص نسبت به بهار سال گذشته 1/5 درصد افزایش و نسبت به زمستان سال قبل 1/4 درصد کاهش یافته است.مرکز آمار در حالی معتقد است که نرخ بیکاری در بهار سال جاری نسبت به زمستان گذشته کاهش یافته که اطلاعات وزیر کار نشان از روند افزایشی نرخ بیکاری از زمستان سال گذشته و تداوم آن در بهار و تابستان سال جاری دارد. جهرمی با اشاره به مهم ترین موضوعی که همواره در جامعه مورد توجه کارشناسان و برنامه ریزان است، گفت: وظیفه اصلی استانداران و دولتمردان کاهش نرخ بیکاری و رفع این مشکل در کشور است.
    وی تاکید کرد: تا سال 1392 با اوج جمعیت جوان در کشور مواجه هستیم و این افزایش به دلیل بالابودن نرخ رشد جمعیت در دهه 60 است؛ زیرا رشد جمعیت در دوره یادشده بیش از 4/3درصد بود. البته اطلاعات وزیر در خصوص رشد جمعیت فعال با نتایج طرح آمارگیری مرکز آمار ایران در تناقض است.کاهش نرخ بیکاری در سال گذشته نیز بدون توجه به سایر متغیرها مانند تغییرات جمعیت فعال عنوان می شود.اگر مسوولان دولت نهم در اظهارات خود کمی دقیق تر شوند در خواهند یافت که آنچه تحت عنوان کاهش بیکاری مطرح است بیش از آنکه حاصل سیاست های دولت باشد متاثر از دیگر متغیر هاست.
    نرخ بیکاری چگونه کاهش یافت
    دکتر غلامعلی فرجادی در پژوهشی که سال گذشته انجام داد تا تحولات بازار کار در فراتر از آمار و ارقام مورد بررسی تحلیل کند. تحقیقی که دکتر فرجادی انجام داده با بررسی نتایج طرح آمارگیری مرکز آمار حکایت از تحولات غیرقابل انتظار در بازار کار کشور طی سال های 86-1384 دارد. این تحولات علاوه بر اینکه نامتعارف و غیرمنتظره بوده، نشان می دهد که شناخت عوامل و متغیرهای تاثیرگذار بر بازار کار نیاز به پژوهش های ژرف داشته و صرف مشاهده و اعلام تغییر نرخ های کلی بیکاری و اشتغال نمی تواند پایه و اساس درک صحیح از مشکل بیکاری و سیاستگذاری قرار گیرد.
    در این تحقیق آمده است:نتایج طرح آمارگیری نیروی کار نشان می دهد که جمعیت فعال از 29/23 میلیون نفر در سال 1384 به 48/23 میلیون نفر در سال 1385 و به 58/23 میلیون نفر در سال 1386 رسیده است. به این ترتیب در طی سال های 86-1384 فقط 285 هزار نفر و سالانه حدود 140 هزار نفر وارد بازار کار کشور شده اند. دکتر فرجادی در تحقیق خود از ورودی بازار کار با این میزان به دلایل زیر ابراز تعجب کرده است:
    الف- کشور ما دارای جمعیت جوان بوده و بالاترین تعداد جمعیت در گروه سنی 30-20 سال قرار دارند.
    ب- میانگین نرخ رشد جمعیت فعال طی سال های 85-1375 حدود 4 درصد در سال بوده است.
    ج- پیش بینی های برنامه چهارم افزایش سالانه جمعیت فعال را بیش از 700 هزار نفر نشان می دهد.
    دکتر فرجادی در تحقیق خود این سوال را مطرح کرده که چرا به جای 700 هزار نفر مورد انتظار در سال فقط 140 هزار نفر وارد بازار کار شده اند و بقیه این افراد بالقوه فعال کجا هستند؟
    وی در پاسخ به سوال مطرح شده از سوی خود چند فرض را مطرح کرده. فرض اول از این قرار است: برخی از کارشناسان یکی از دلایل کاهش نرخ جمعیت فعال را گسترش کمی آموزش عالی در سال های اخیر به ویژه گسترش دانشگاه پیام نور می دانند. اگر چه این موضوع تا حدودی در پایین آوردن وارد شوندگان به بازار کار نقش داشته است ولی نمی تواند به تنهایی کل تفاوت 560 (560=140-700) هزار نفر را توضیح دهد.
    دلیل مهم دیگری که برای این کاهش از سوی دکتر فرجادی مطرح شده است و با مطالعات نظری و تجربی در سایر کشورها نیز همخوانی دارد، وجود نرخ بالای بیکاری در کشور است. بنا براین تحقیق در شرایطی که نرخ بیکاری در سطح بالایی قرار داشته باشد، انتظار می رود که نرخ فعالیت کاهش یابد. این پدیده که به »اثر مایوس کنندگی«
    (Discouraged effect) معروف است افراد را از جست وجوی کار مایوس می کند، زیرا آنان به هر دری که می زنند نمی توانند شغلی به دست آورند بنابراین از جمعیت فعال خارج می شوند. مطالعات طرح آمارگیری نیز این عامل را یکی از عوامل کاهش نرخ فعالیت ذکر می کند. علاوه بر این برخی افراد اگرچه بیکار و در جست وجوی کار هستند ولی نمی دانند برای کاریابی به کجا مراجعه کنند و به دلیل عدم اطلاع رسانی کامل در بازار کار نه تنها بیکار که غیرفعال باقی می مانند. مطالعات طرح آمارگیری همچنین این عامل را در کاهش نرخ فعالیت دخیل می داند. به این ترتیب برخی افراد یا به دلیل عدم آگاهی و یا به دلیل یاس از یافتن شغل از جمعیت فعال حذف می شوند. این استدلال همچنین تا حدودی در ارتباط با گسترش کمی آموزش عالی نیز صادق است. تقاضای بیش از حد آموزش عالی تا حدود زیادی ناشی از بیکاری جوانان به ویژه بیکاری بالای فارغ التحصیلان دبیرستانی است که مشغول شدن در نهادهای آموزش عالی جایگزین مناسبی برای فعالیت و اشتغال است.
    مجموعه این عوامل موجب شده است که به جای سالانه 700 هزار نفر فقط 140 هزار نفر در سال وارد بازار کار کشور شوند و نرخ فعالیت برخلاف تمام پیش بینی های قبلی به جای افزایش از روند کاهشی برخوردار شده و از 41 درصد در سال 84 به 8/39 درصد در سال 1386 برسد. به این ترتیب روند رشد جمعیت فعال طی سال های 86-1384 خود به خوبی توضیح می دهد که چرا نرخ بیکاری از حدود 12 درصد در سال 84 به 5/10 درصد در سال 86 و کمتر از 10 درصد در بهار 1387 رسیده بود. در واقع نرخ بیکاری از 12 درصد در سال 84 به کمتر از 10 درصد در بهار 87 کاهش یافته نه به این دلیل که اقتصاد طی این سال ها از اشتغال زایی بالایی برخوردار بوده بلکه به این علت که جمعیت فعال با کم شماری قابل توجهی رو به رو شده است.
    بررسی تغییرات اشتغال در سال های 86-1384 و مقایسه آن با تحولات اشتغال طی سال های 85-1365 نشان می دهد که تعداد اشتغال جدید ایجاد شده در سال های 86-1384 در مقایسه با دو دهه قبل در پایین ترین حد خود بوده است. در حالی که میانگین اشتغال سالانه ایجاد شده در سال های 75-1365 حدود 357 هزار نفر و طی سال های 85-1375 حدود 590 هزار نفر بوده است طی سال های 86-1384 جمعا 473 هزار شغل و سالانه به طور میانگین 236 هزار شغل ایجاد شده است. در صورتی که ایجاد اشتغال جدید را به عنوان عملکرد اقتصادی کشور در نظر بگیریم درمی یابیم که اقتصاد کشور در طی سال های 86-1384 از عملکرد مطلوبی برخوردار نبوده است.

 

 

دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۸

 

150 شرکت بزرگ ایرانی در سراشیبی سقوط

روزنامه اعتماد ملی صفحه 1 

بحران مالی و کارگری اقتصاد ایران را تهدید می کند

نویسنده: سعید امیرزاده، امیرهادی انواری

   رکود، بحران نقدینگی، از دست دادن بازارهای داخلی به رقبای خارجی، تحریم بانکی، افزایش ریسک و ناتوانی در پرداخت تسهیلات بانکی. اینها فقط تیرهای کوچکی هستند که این روزها بر پیکر بنگاه های تولیدی ایران نشسته اند. تیرخلاصی را اما سیاست های اقتصاد کلان دولتی به پیشانی بنگاه ها شلیک کرده است که تنها یک هفته از عمرش باقی مانده. دولتی که صدها بنگاه خرد وکلان را سودده و سرپا تحویل گرفت واکنون نیمه جان و بی روح رها کرده است.
    این روزها مردم، اخبارنگران کننده ای از ورشکستگی شرکت های بزرگ ایران می شنوند. بحران مالی ایران خودرو نقل محافل اقتصادی است. اخبار گوناگونی از ورشکستگی شرکت صدرا شنیده می شود و بزرگ ترین آلومینیوم ساز ایران -ایرالکو- به ورطه زیاندهی افتاده است. سهامداران بورس تهران که روزی با رویای کسب سود، پا به تالار شیشه ای بورس تهران گذاشتند، این روزها ناامید از مجامع، دست خالی به خانه بازمی گردند و مدیران شرکت ها را با بحران های کارگری تنها می گذارند.
    مجامع خردوکوچک بورس تهران، این روزها به تالارهای بررسی و تحلیل سیاست های اقتصادی دولت تبدیل شده و رئیس مجمع، هراندازه که اصولگرا باشد، اگرچه راه را بر نقد مسائل سیاسی می بندد اما نمی تواند انبوه گلایه های سهامداران را نشنیده بگیرد. درگوش فعالان اقتصادی هنوز صدایی زنگ می زند که اطمینان می دهد »بحران اقتصادی جهان هیچ تاثیری بر اقتصاد ایران ندارد« اما کمتراز شش ماه پیش، کارشناسان مستقل اقتصادی وزعمای بخش خصوصی در همایشی که شرکت کنندگان آن، بحران مالی جهان را ایدئولوژیک نمی دانستند از سقوط شاخص های اقتصاد جهان خوشحال نبودند و در عوض تلاش داشتند راهی برای کاهش آثار منفی بحران بر اقتصاد ایران بیابند، نسبت به روزی که شرکت های ایرانی به ورطه زیان دهی وبحران بیفتند هشداردادند. رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران درحالی که کمتراز چهارماه از بروز نشانه های بحران در اقتصاد جهان گذشته بود از بیکاری 350هزارکارگر خبرداد و گفت: هرچه زمان بگذرد، آثار بحران بیشترنمایان می شود وتعداد کارگران بیکارشده افزون تر. پس از آن، بخش خصوصی که درمعرض آثار مستقیم بحران اقتصادی قرار گرفته بود، نسخه ای از پیشنهادهای زعما و بزرگان تجربه و علم را تهیه و تنظیم کرد وبرای بزرگان نظام فرستاد. از آن روز، هفته ها و ماه ها می گذرد و دولت، دولتی که داعیه عدالت ورزی و حمایت از بخش خصوصی را داشت، نه خود نسخه ای برای عبور از بحران پیچید و نه به پیشنهادهای بخش خصوصی وقعی نهاد. به این ترتیب بحران آمد و پیکرنیمه جان شرکت های ایرانی را بی جان کرد. شرکت ها که پیش ازاین، طعم تحریم و سوء مدیریت و بی تدبیری را چشیده بودند در توفان بحران جهانی به خاک افتادند. این روزها که به شنیدن اخبار نگران کننده واقدامات عجیب عادت کرده ایم باید خود را برای شنیدن خبر زیاندهی شرکت های بزرگی همچون ایران خودرو، صدرا، ایرالکو، آذرآب، لاستیک دنا، پیام، بانک های بزرگ دولتی که این روزها اخباری مبنی بر زیاندهی آنها می شنویم و صدها شرکت بزرگ و کوچک دیگر عادت کنیم.
    
    سال های طولانی می گذرد از زمانی که جورج رابینسون در کتاب »فلسفه اقتصادی« خود از ناچاری بشر در انتخاب میان بدها در پروسه زندگی اجتماعی سخن گفت.
    کمتر کسی است که روند بازار سرمایه در ایران و وضعیت صنایع و شرکت های حاضر در بورس تهران را دنبال کند و با شنیدن این کلمات داستان سهامدارانی را به یاد نیاورد که در چند سال اخیر هر یک به نحوی در دوراهی انتخاب میان بدها، اخراج شده ها، بد و بدترها، زیان ده ها و در معرض سقوط ها، بخش یا تمامی از سرمایه خود را در سرگیجه سقوط آزاد اعداد در صورت های مالی شرکت ها از دست داده اند. بسیارند بازیگران بازار سهام که با وعده های افزایش سرمایه و تعدیل مثبت درآمدها در گزارش های سه ماهه شرکت ها به بازی آمده اند، با عباراتی چون زیان به دلیل افزایش قیمت مواد اولیه، رکود حاکم بر بازار فروش محصولات، توقف کامل برنامه تولید، زیان به علت نوسان تعرفه های رنگارنگ، استفاده از نیمی از ظرفیت تولید، مشکل تامین برق مصرفی، کاهش درآمد حاصل از سرمایه گذاری ها، زیان انباشته به دلیل واردات بی رویه محصولات تولیدی از سوی دولت آن هم با کیفیت های پایین از کشورهای دوست و برادر، رکود اقتصادی جهانی و کاهش نرخ محصولات، افزایش هزینه های مصرفی، از دست دادن قراردادهای دولتی، عدم پرداخت مطالبات از سوی دولت، رکود بازار لوازم خانگی، رکود بازار خودرو، رکود بازار قند و شکر، رکود بازار لاستیک و رکودهای دیگر و دیگر بازی خورده اند و با اخراج شرکت از بورس، انتقال به بازار دوم، انتقال به بازار چهارم، بازگشت به بازار چندم اما مشروط و دوباره اخراج و دوباره برگشت و دوباره انتقال و انتقال و انتقال همچنان امیدوارند شاید درصدی از سرمایه گذاری خود را بازیابند. کم نیستند سهامدارانی که به چشم دیده اند اخراج بیش از 70 شرکت بورسی در مدت کوتاه دو تا سه ساله و سهامدارانشان را از بورس، جایی که خود آنها با دلهره هنوز امیدوارند هیچ وقت جزو آن گروه از سهامداران لاغری نباشند که هم اینک سهام 50 شرکت زیانده دیگر را در دست دارند و تکلیف نمی شناسند و هر روز بیم بر اخراجشان می برند و همچنان به انتظارند مگر تعرفه ای برگردد، مگر دولت عنایتی کند، مگر کسی از سازمان بورس جوابگو باشد و مگرها و مگرهای دیگر. شاید رشک می برند بر سهامدار معظم 93 شرکت عظیم دولتی که زیانده اما بی خیال در بودجه سال 88 جاخوش کرده و همچون سال های قبل از آن با خاطر آسوده به 322هزار و 405میلیارد ریالی دلخوش می کنند که بی دغدغه در جیب شرکت می رود و می رود و همچنان می رود.
    داستان هر کدام از شرکت های زیانده حاضر در بورس اما داستان غریبی است. برای خیلی ها خنده دار برای خیلی یک ملودرام اشک انگیز مثل ملودرام های دیگر و برای سهامدارانشان فرزندان قربانی که یکی یکی هرروز باید به خاک بسپارند. در این میان شاید فرجام بزرگترین شرکت خودروساز خاورمیانه برای بسیاری بیش از فقط یک ملودرام ساده آید. زمانی که سهامدارانش شنیدند این شرکت پس لز 45 سال نه تنها سودی برای تقسیم ندارد بلکه زیان انباشته 177میلیارد تومانی بدهی 64هزار میلیارد ریالی و بحران مالی آن هم به دلیل ناکارآمدی سیاست هایی چون صادرات و طراحی خودروهای ملی بر دوش دارد و تنها می شنوند: »موضوع پیچیده ای نیست بیشتر شرکت ها در مجامع عمومی امسال خود سهامدارانشان را با شوک مواجه کرده اند و گفته اند شرکت در آستانه ورشکستگی است سودی برای تقسیم نداریم، »همین که هست« سهامداران اما هنوز امیدوارند شرکت زمین خود را در شهرک غرب بفروشد و در مجمع 40 روز بعد سودی برای تقسیم بسازد.«
    یا ایرالکو که سهامدار عمده اش می گوید: اگر دولت به این شرکت کمک نکند ممکن است فعالیت ایرالکو، تا شش ماه آینده به تعطیلی کشانده شود. ایرالکو در سال 86 به بخش خصوصی واگذار شد. در آن زمان برای هر سهم این شرکت 300 تومان سود پیش بینی شده بود و در سال بعد 400 تومان برای هر سهم در نظر گرفتند اما آنچه رخ داد زیان 340 تومانی برای هر سهم و 100میلیارد تومانی برای کل شرکت بود و در ادامه گفته شد: تیم فوتبال شرکت هزینه زیادی می برد. سهامداران تنها از دولت می خواهند با وضع تعرفه از ضربه واردات چینی فویل و آلومینیوم جلوگیری کند و مشکل تامین برق مصرفی شرکت را چاره ای یابد. در ادامه اما شرکت توسعه صنعتی ایران به عنوان یکی دیگر از سهامداران عمده خبر می دهد پیش بینی ها نشان از آن دارد که در عرض دو سال شرکتی با پیش بینی سود 400 تومانی با زیان 700 تومانی به ازای هر سهم مواجه است. 250 هزار نفر سهامدار حقیقی مدت هاست از این کارزار بی سامان خسته اند. دولت تیر خلاص را زده است جایی که مسوولان خصوصی سازی در پاسخ به درخواست سهامداران برای وضع تعرفه ها برای کنترل واردات چینی می گویند: تقاضای شما از دولت قابل اجرا نیست بسیاری از فعالان بازار سرمایه برآنند که مسوولان خصوصی سازی تنها خود را متولی خصوصی کردن می دانند و دیگر هیچ انگار. مصاحبه خبرگزاری ایسنا آقای رئیس خصوصی ساز این مطلب را تایید می کند.
    او در اسفند گذشته گفت حتی شرکت های زیانده هم دارای قیمتی مخصوص به خود هستند. ممکن است از نظر عملیاتی زیانده باشند اما ارزش خالص دارایی های آنها دلیل بر واگذاری است. یکی از سهامداران ایرالکو همزمان رقمی از سهام شرکت صدرا را هم به نام خود ثبت کرده است. او چند روز قبل در مجمع سالیانه شرکت صدرا که هم اکنون قرارگاه خاتم مدیریت آن را به دست گرفته است شرکت کرده و علاوه بر ایرالکو چهره سرد صدرا را هم در کابوس های شبانه اش به یاد می آورد. از زمانی صحبت می کند که صدرا در اوج دوران شکوفایی در سال 82 به بورس آمد و او در همان ابتدای کار به دلیل آنچه حمایت از متخصصان داخلی می داند سهام این شرکت تولید تجهیزات دریایی را خریداری می کند و به سرعت با رشد قیمت سهم تا حدود 2400 تومان دلباخته صدرا می شود تا جایی که به هیچ وجه حاضر به فروش سهام خود نیست. او می گوید شاید خیلی ها ندانند خاطره داشتن با یک سهم چه معنایی برای یک سرمایه گذار می دهد اما همین موضوع بود که به رغم افت قیمت سهم از سال 84 پس از بایکوت شرکت از سوی دولت و منتفی شدن اجرای قراردادهای دولتی او را به جایی کشاند که تا سه ماه قبل ارزش سهام گرانقیمتش را در قیمت های زیر 50 تومان ببیند. او چند روز پیش از فعالان تالار شیشه ای حافظ شنیده است که آنها قصد دارند با مدیریت جدید شرکت و اطمینان از آینده آن به سهامداران صدرا بپیوندند. برق نازکی از امید درعمق چشمانش می درخشد دقیقه ای مکث می کند و بعد آهی می کشد و باز یادش می افتد. یاد امیدهای یکی از بچه های اداره شان می افتد که آذرماه سال 83 سهام شرکت تولید لوازم خانگی آزمایش را زمانی که در دوماه سرمایه سهامدارانش را دو برابر کرده بود و قیمت سهام را از 100 به 200 تومان رسانده بود خریده و با خودش گفته سرمایه گذاری بلندمدت خوبی است به تولید داخل هم کمکی می شود سودش هم تضمین شده است اما اندک زمانی نمی گذرد که روند روبه رشد سهم متوقف می شود.
    یکسال نمی گذرد تا قیمت سهام به یک چهارم تقلیل می یابد و از آن پس همچنان امیدوار به حیات نباتی خود در بورس ادامه می دهد و آواره از این تابلو به آن تابلوی بورس کوچ می کند تا سهم می شود 20تومان و نه از افزایش سرمایه هایی که روز اول قولش را داده بودند خبری می بینند نه از اندکی سود فروش این همه لوازم خانگی که بالاخره کارخانه به آن عظمت باید بسازد، نه از خیالات خام حمایت از تولید داخلی و این حرف ها به قول خودش. بگذریم از بقیه تولیدکنندگان لوازم خانگی فراموش کند حتی در سایت بورس هم دیگر اطلاعات مالی شان را نمی توان یافت و تولیدکنندگان قند و شکر که دست به دامن دولتند برای نیم جرعه ای تعرفه واردات شکر و لاستیک سازهای زردرو که آنها هم دست به دعای خیر دولت کم کم چهره بی رنگ می کنند و تولیدکنندگان بزرگ معدنی که به دلیل توقف کامل تولید نماد در بورس متوقف کرده اند گروه تولیدکنندگان مواد غذایی و کارتن ساز مشهد و کشت و صنعت چین چین و پلی اکریل اصفهان و پتروشیمی شیراز و مهندسی تکنوتار و تجهیز نیروی زنگان و نورد و لوله اهواز و حتی کمباین ساز ایران که زیان انباشته به دلیل عدم پرداخت مطالبات معوقه از دولت اعلام کرده و تولید سموم علف کش که در گزارشش نوشته است: به دلیل واردات بی رویه سم از کشورهای خارجی و احتمالادوست و برادر با کیفیت پایین قادر نیست ادامه دهد، خسته شده است...
    شرکت های پارس الکتریک، چین چین، ایران مرینوس، آذرآب، لاستیک البرز، لاستیک دنا، پیام، جهان نما، ایران خودرو، صدرا، آرتاویل تایر، آزمایش، ایران پویا، ساسان و ده ها شرکت کوچک و بزرگ دیگر با بحران مالی دست و پنجه نرم می کنند و طبق اطلاعات رسمی سازمان بورس در زمره شرکت های زیانده قرار دارند که نماد معاملاتی آنها متوقف شده است و برخی از آنها در آستانه اخراج از بورس هستند
       گزارش رسمی انجمن مدیران صنایع حاکی از آن است که:
    97 واحد تولیدی تنها در دو استان خراسان رضوی و فارس و دو شهر ساوه
    و مراغه با بحران دست و پنجه نرم می کنند.

 

تعداد امضا کنندگان بیانیه خبرگان رهبری از مرز 65 نفر گذشت

 روزنامه کیهان صفحه 2

   تعداد امضا کنندگان بیانیه اعضای مجلس خبرگان رهبری در خصوص حمایت از بیانات و مواضع مقام معظم رهبری از مرز 65 نفر گذشت.
    به گزارش فارس، از مجموع 86 عضو مجلس خبرگان رهبری تنها 7 نفر با برخی مفاد این بیانیه مخالفت کرده اند.
    در این بیانیه نمایندگان مجلس خبرگان اعلام کرده اند آقای هاشمی رفسنجانی باید با صلابت و نشاط بیشتر همانند گذشته پاسدار حریم ولایت باشد.
    همچنین در این بیانیه از رئیس مجلس خبرگان خواسته اند در این شرایط حساس، با تدبیر و فراست در کنار رهبری به حل مشکلات و معضلات کمک کند و تلاش فرصت طلبان را برای آسیب زدن به وحدت ملی ناکام گذارد.
    امضا کنندگان این بیانیه از رئیس جمهور نیز درخواست کرده اند از تمامی ظرفیت و توانمندی نیروهای متعهد و ولایی و متخصص و انقلابی، در شرایط فعلی استفاده کند.
    این گزارش می افزاید افرادی که تاکنون موفق به امضای این بیانیه نشده اند به دلایلی از قبیل سفر، بیماری و یا در دسترس نبودن موفق به امضای این بیانیه نشده اند.

 

 

 

شنبه ۳ امرداد ۱۳۸۸

 

حکم رهبر معظم انقلاب خطاب به رئیس جمهور: انتصاب مشایی به مصلحت جنابعالی و دولت نیست

 روزنامه جام جم  صفحه 1 

   در حالی که از چند روز قبل، برخی نمایندگان مجلس از نامه رهبر معظم انقلاب به رئیس جمهور برای عزل اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاون اول رئیس جمهور خبر می دادند، شب گذشته متن کامل این نامه منتشر شد. متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
    جناب آقای دکتر احمدی نژاد

    ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
     با سلام و تهیت
      انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور برخلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقه مندان شماست. لازم است انتصاب مزبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد.
     سیدعلی خامنه ای - 27/4/88

 

موسوی تبریزی:هرکس به احمدی نژاد رای داده، باید مشایی را هم قبول داشته باشد

 روزنامه آفتاب یزد  صفحه 2

   دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به عنوان معاون اول رئیس جمهور، گفت: هرکس که به احمدی نژاد رای داده، مشایی را هم باید قبول داشته باشد، زیرا رئیس جمهور اجازه دارد معاونانش را خودش انتخاب کند.به گزارش ایلنا، سید حسین موسوی تبریزی در پاسخ به سوالی درباره <واکنش ها به انتصاب مشایی> با بیان اینکه هرکس فرد مورد قبول خودش را به عنوان معاون انتخاب می کند، افزود: نمی شود به کسی رای داد، ولی اجازه نداد که معاونش را خود انتخاب کند و من فکر می کنم، هیچ کس مانند مشایی به احمدی نژاد نزدیک نیست. وی با اشاره به واکنش شمار زیادی از اصولگرایان و از جمله نمایندگان مجلس به این مسئله، گفت: احمدی نژاد 4 سال سابقه کار دارد و شناخته شده است و ما قبل از این هم دیدیم که علی رغم واکنش مراجع تقلید و رهبر انقلاب به اظهارات مشایی، احمدی نژاد وی را جابجا نکرد و لذا اقداماتی چون انتصاب مشایی و عدم برکناری وی علی رغم واکنش ها، از آثار رای دادن به احمدی نژاد است.

 

چه کسی او را اداره می کند ؟!

 روزنامه کیهان صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

1- شاید این برداشت «بدبینانه» باشد که حضور آقای رحیم مشایی را در کنار رئیس جمهور محترم، بخشی از یک پروژه بیرونی تلقی کنیم ولی متاسفانه برخی از شواهد و قرائن موجود این احتمال را قوت می بخشند و نشان می دهند رحیم مشایی در کنار آقای دکتراحمدی نژاد همان نقشی را برعهده دارد که افراطیون مدعی اصلاحات و سردمداران آنها به گونه ای دیگر برعهده داشته و دارند، به بیان دیگر می توان حدس زد رحیم مشایی نیز یکی از مهره های کودتای مخملی است که فقط محل ماموریت او با سایر توطئه گران اخیر متفاوت است و نه «هویت» او!
    به یقین جناب دکتراحمدی نژاد به خاطر روابط صمیمانه ای که با رحیم مشایی دارد از این برداشت تعجب کرده و ابرو درهم می کشد. اما واقعیت های موجود اجازه نمی دهند این احتمال نادیده گرفته شود، زیرا ملاک و معیار برای حساس بودن نسبت به یک احتمال و ضرورت پی گیری آن، «درصد احتمال» نیست بلکه میزان اهمیتی است که «موضوع مورد احتمال» دارد. به عنوان مثال با وجود احتمال 90درصدی درباره گرانتر بودن قیمت رب گوجه فرنگی در فلان فروشگاه بعید نیست که افرادی برای خرید به همان فروشگاه مراجعه کنند، زیرا «مورد احتمال» یعنی یک قوطی رب گوجه فرنگی آنقدر اهمیت ندارد که احتمال 90 درصدی درباره گرانتر بودن قیمت آن، مانع از خرید باشد. اما اگر فقط یک درصد احتمال داده شود که فلان بطری آب، آلوده به سم مهلک است به یقین هیچکس قبل از بررسی و اطمینان کامل از آن نمی نوشد. چرا که در این حالت هرچند درصد احتمال ناچیز است ولی مورد و موضوع آن به زندگی و مرگ بستگی دارد.
    و اما، نشانه های وابستگی مشایی و خطری که از این زاویه نظام و دولت اصولگرا را تهدید می کند خیلی بیشتر از یک احتمال ساده و اندک است و نکته درخور توجه این که رئیس جمهور محترم، آقای دکتراحمدی نژاد اولین قربانی این توطئه خواهد بود، اگرچه ایشان متاسفانه تاکنون در درک این نکته فاقد هوشمندی لازم بوده اند.
    2- دستور رهبرمعظم انقلاب به دکتراحمدی نژاد درباره ضرورت برکناری رحیم مشایی از پست حساس و کلیدی «معاونت اول رئیس جمهور» که کلیشه آن در صفحه اول کیهان امروز آمده است به اندازه ای صریح و خالی از ابهام است که تاخیر چند روزه آقای احمدی نژاد در اجرای این دستورالعمل، عجیب و غیرقابل توجیه به نظر می رسد چرا که رئیس جمهور محترم با دو ویژگی برجسته «ولایت پذیری» و «قانون گرایی» در میان مردم شناخته می شود و دقیقاً به همین علت و مخصوصاً «ولایت پذیری» در انتخابات اخیر ریاست جمهوری با اقبال گسترده و کم نظیر مردم روبرو شده است، بنابراین انتظار آن بود که بی درنگ و بدون فوت وقت دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب را به اجرا درآورده و رحیم مشایی را که از ابتدا نیز بدون کمترین توجیه منطقی و دلیل عقلایی به معاونت اول رئیس جمهور منصوب کرده بود، از این پست حساس و کلیدی عزل کند.
    ظاهراً-و با عرض پوزش- انگار جناب رئیس جمهور فراموش کرده اند که انتظار مردم برای عزل مشایی یک «خواهش دوستانه»! یا «توصیه اخلاقی»! نیست که پذیرش یا رد آن در اختیار آقای احمدی نژاد باشد، بلکه عزل مشایی بعد از دستور صریح رهبرمعظم انقلاب یک وظیفه غیرقابل خدشه قانونی و تکلیف صریح و روشن «شرعی» است که حق عدول از آن را ندارند، چرا که مطابق اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی «قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه که زیر نظر ولایت مطلقه امر اعمال می گردند» و در اصل 113 قانون اساسی تصریح شده است که وظیفه رئیس جمهور اجرای قانون اساسی است.
        3- در این جملات دقت کنید ؛
    «راه درست، اطاعت از رهبری است»، «عشق به ولایت فقیه ادامه اتصال به امام عصر(عج) است»، «ولایت فقیه یعنی تداوم راه کربلاو ما موظف به پیروی هستیم»، «ولایت فقیه عامل پیروزی و شعبه ای از ولایت پیامبر(ص) است»، « در هیچ تصمیمی بدون رضایت ولی فقیه، خیری وجود ندارد»، «ولی فقیه منصوب امام معصوم(ع) است»، «ما تا آخر پای سیاست های رهبری ایستاده ایم»، «فرق دولت ما با دویست دولت دیگر در ولایت فقیه است»، «اطاعت از ولی فقیه تداوم اطاعت از پیامبرخدا(ص) و ائمه معصومین(ع) است»، «رضایت رهبرانقلاب را با هیچ چیز عوض نمی کنیم»...
    این اظهارنظرها از کیست؟ درست حدس زده اید، این جملات و صدها نمونه دیگر از این دست، دیدگاه و نظر آقای دکتراحمدی نژاد درباره ولایت فقیه است که طی چند سال اخیر و به مناسبت های مختلف ابراز داشته اند.
    اکنون این سوال پیش می آید که آیا اخیراً در دیدگاهها و نظرات ریاست محترم جمهوری درباره ولایت فقیه تغییری پدید آمده است؟!
    به نظر نگارنده و با شناختی که از احمدی نژاد در دست است، پاسخ این سوال منفی است و رئیس جمهور محترم کماکان بر همان دیدگاه و نظر خویش که برخاسته از اعتقاد راسخ به اسلام و قانون اساسی است پابرجاست، پس علت تاخیر سوال برانگیز وی در اجرای دستور رهبرمعظم انقلاب چیست؟! ابتدا به صراحت باید گفت که این تاخیر و درنگ آقای احمدی نژاد کمترین توجیه اسلامی و قانونی ندارد ولی شنیده ها حاکی از آن است که رئیس جمهور اصرار دارد نظر رهبرمعظم انقلاب را به ادامه کار مشایی در پست یاد شده -هرچند برای مدتی کوتاه- جلب کند! این تقاضا اگرچه «ولایت پذیری» و «قانون گرایی» آقای احمدی نژاد را مخدوش می کند - و صد البته تاسف آور نیز هست- اما با اندکی تسامح می توان تعلل ایشان را ناشی از کم دانی و ضعف بینش اسلامی وی دانست و نه خدای نخواسته کم توجهی به اصل ولایت فقیه و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هرچند که این ضعف بینش، کم نقیصه ای نیست.    
    4-درباره مواضع و عملکرد آقای رحیم مشایی
     اگرچه گفتنی های بسیاری هست ولی در این نوشته تنها به چند نمونه آشکار اشاره می کنیم. نمونه هایی که احتمال یادشده در صدر این یادداشت را قوت می بخشد.
    الف: آقای مشایی چندی پیش در اقدامی سوال برانگیز از اشغالگران قدس که به قیمت آواره کردن 10 میلیون مسلمان فلسطینی و قتل عام صدها هزار نفر از آنان در فلسطین اشغالی حضور پیدا کرده اند و همه ساله خون هزاران زن و مرد و کودک فلسطینی به عنوان هزینه ادامه حضور این جرثومه های فساد و تباهی بر زمین ریخته می شود، با عنوان «مردم اسرائیل»! یاد کرد. این اقدام رحیم مشایی بلافاصله با استقبال گسترده محافل آمریکایی و اروپایی و بسیاری از مدعیان اصلاحات روبرو شد تا آنجا که رژیم صهیونیستی ضمن تقدیر چندباره وی، به آقای مشایی لقب «دوست اسرائیل» داد. ممکن است گفته شود که این اظهارنظر مشایی از نوع «سهولسان» بوده است ولی باید توجه داشت که وی بعد از اعتراض های گسترده داخلی نه فقط حاضر به اصلاح نظر خود نشد بلکه بر آن اصرار هم ورزید و حتی بعد از توبیخ شدید رهبرمعظم انقلاب نیز در اقدامی به ظاهر سبکسرانه و بی ادبانه و در واقع حسابشده! طی نامه ای خطاب به ایشان، بازهم از آنچه گفته بود دفاع کرد!
    ب: آقای مشایی علی رغم اطلاع از نظر رهبرمعظم انقلاب که حج و زیارت را از مصادیق گردشگری نمی دانستند برای تسخیر این سازمان خیز برداشت که با توجه به جایگاه حج و دیدگاه مشایی، این اقدام وی را نمی توان با نگرانی روزافزون غرب از حضور موثر و الگوساز حجاج ایرانی در مراسم حج بی ارتباط دانست. گفتنی است مشایی بعد از دستور صریح رهبرمعظم انقلاب نیز بدون توجه به این دستورالعمل قصد مسدود کردن حساب های بانکی سازمان حج و گشودن حساب به نام خود را داشت که از این اقدام وی جلوگیری شد.
    ج: مشایی چندی قبل طی سخنانی که فیلم و نوار آن موجود است «دوران اسلامگرایی» را پایان یافته معرفی کرده و با مقایسه «دوران اسلامگرایی» و «دوران اسب سواری»! گفته بود، امروزه در عصر علم و تکنولوژی و بیداری ملت ها، دوران اسلامگرایی سپری شده است!! باید توجه داشت که نهضت اسلامگرایی اصلی ترین شاخصه خط امام و بزرگترین دغدغه و نگرانی آمریکا در جهان اسلام است و همه ساله بودجه های نجومی و کلانی برای مقابله با آن هزینه می شود.
    د: مشایی در اوج مخالفت های گسترده کشورهای غربی با حجاب اسلامی، طی مصاحبه ای «حجاب اسلامی» را «اختیاری» نامیده بود که ترجمان دیگر این اظهارنظر، نه فقط نفی حجاب و مخالفت با قوانین اسلامی است، بلکه محکوم کردن تلویحی اصرار جهان اسلام و مخصوصاً ایران اسلامی بر حجاب و عفاف است.
    هـ : جدیدترین «شاه» کار!! مشایی، مخالفت صریح و بی پرده وی با دستورالعمل اخیر رهبرمعظم انقلاب درباره عزل وی از «معاونت اول رئیس جمهور» است. مشایی بلافاصله بعداز اطلاع از دستورالعمل رهبرانقلاب بر ضرورت حضور خود در این پست کلیدی تاکید ورزید و مخالفان خود را «حسود»!! و یا افرادی نامید که نگران ریاست جمهوری وی در دوره یازدهم هستند!!...
    و: تمامی دیدگاهها و اقدامات یادشده مشایی بدون کم و کاست با خواسته های دشمن بیرونی و مواضع و عملکرد جبهه مدعی اصلاحات همخوانی دارد و اصلی ترین وجه اشتراک او با خط توطئه اخیر، تلاش برای عبور از ارزش های اسلامی و انقلابی و زیر پا نهادن قوانین مسلم جمهوری اسلامی است. بنابراین، اگر حضور رحیم مشایی در کنار رئیس جمهور، حلقه ای از توطئه اخیر دشمن و بخشی از پروژه مشترک و بیرونی مدعیان اصلاحات نیست، پس چیست؟! و آیا تعجب آور و تاسف آور نیست که رئیس جمهور محترم اینهمه از حضور وی در کنار خود، آنهم به عنوان معاون اول اصرار می ورزد.
    5- و بالاخره بدیهی است که رئیس جمهور محترم حاضر به نادیده گرفتن دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب نبوده و رحیم مشایی را عزل خواهد کرد ولی چرا با اینهمه تاخیر غیرقابل توجیه و به قیمت مخدوش شدن محبوبیت رئیس جمهور در اذهان ملت؟!
    6- آقای احمدی نژاد باید به این نکته توجه داشته باشد که رحیم مشایی به وضوح از قطعی بودن عزل خود باخبر است اما چرا آقای احمدی نژاد را به ماندن خود ترغیب و تشویق می کند؟ و ازاین تاخیر چه هدفی دارد؟
    نگارنده براین باور است که مشایی و کسانی که او را اداره می کنند قصد دارند، هزینه پذیرش دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب را بالاببرند! تا به خیال خود مانع از دستورالعمل های مشابه آقا در موارد دیگر شوند! مثلاً چنانچه در پی زد و بند پنهان با آمریکا بودند و رهبرمعظم انقلاب با هشدار و دستورالعمل خویش خواستار پایان دادن به این زد و بند پنهان شدند، تاخیر در اجرای دستور ایشان طبیعی!! جلوه کند!!... این نکته و این احتمال مخصوصاً باید برای آقای دکتر احمدی نژاد که در ضدیت با آمریکا جدی و مصمم است، هشداردهنده باشد تا خدای نخواسته از افرادی نظیر مشایی ضربه نخورد و در نتیجه، به نظام ضربه نزند

 

به پس و پشت این ارقام توجه شود

 روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 1 

نویسنده: محمدصادق جنان صفت

  روزنه های موجود برای بحث و مناظره و بیان همه واقعیت های کسب و کار و اقتصاد ایرانیان تحت الشعاع مجادله های گسترده و بی امان سیاسی قرار گرفته است.
    سازمان ها و نهادهای دولتی در دو ماه گذشته، آمار و اطلاعات جامع و غیرتبلیغاتی کمتری منتشر می کنند و فعالان بخش خصوصی حتی دل و دماغ برگزاری نشست های عادی را نیز ندارند.
    در چنین وضعیتی است که باید نگران ابهام های کسب و کار در ایران شد و چشم اندازی هرچند ناروشن را در سطح کلان از میان برخی اعداد و ارقام منتشر شده تصویر کرد. به نظر می رسد خبر ارائه شده از سو ی مرکز آمار ایران درباره رشد 5/1درصدی نرخ بیکاری در بهار امسال، نسبت به بهار 1387 و رسیدن نرخ بیکاری جوانان به رقم 4/20درصد از اخبار نگران کننده ای است که باید به این اعداد و ارقام، خبر تلخ اعلام شده از سوی یک عضو کمیسیون صنایع مجلس را نیز که گفته است «بسیاری از واحدهای صنعتی با 20درصد ظرفیت کار می کنند»، اضافه کرد و دریافت که روزگار کسب و کار چقدر سخت شده و گویی به زمین چسبیده است. نوشته حاضر نمی خواهد راه حل های کارشناسی برای برون رفت اقتصاد از وضعیت ناامیدکننده امروز را نشان دهد و معتقد است این راه حل ها وجود دارند و اقتصاددانان مستقل ایرانی، بارها آنها را بیان کرده اند. در این نوشته کوتاه تنها به یادآوری این نکته بسنده می شود که مسائل حادث شده در سپهر سیاست ایران در دو ماه گذشته، نباید مانع از دیدن و بیان ناخوشی های کسب و کار و معیشت ایرانیان شود.ندیدن و کنار گذاشتن این واقعیات غم انگیز و از آن بدتر، بیان نکردن آنها چیزی از حقیقت آنچه را که هست کم نمی کند و تنها بر عمیق تر شدن دردها می افزاید و حل آنها را با هزینه های گزاف ممکن می سازد. اندوه هزاران جوان تحصیلکرده که در بازارکار چشم اندازی امیدوارکننده نمی بینند و مردانی را که از خجالت و شرم بیکاری و بی پولی از چشم زن و فرزند پنهان می شوند، نمی توان ندید و برایش اشک نریخت.
    نمایندگان مجلس قانون گذاری، اقتصاددانان و کارشناسان و همه افراد و شخصیت های سیاسی که تهدیدهای حاکم بر اقتصاد ایران را واقعی می دانند و دلشان برای مردم بردبار این سرزمین می سوزد، باید در این باره سخن گفته و هشدار دهند تا به نقطه غیرقابل برگشت نرسیم.

 

مثلث مجلس خبرگان در برابر هاشمی رفسنجانی

روزنامه اعتماد  صفحه 1 

بیانیه بخشی از مجلس خبرگان رهبری درباره انتخابات و حوادث پس از آن

   چهل روز پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم، بخشی از اعضای مجلس خبرگان رهبری بیانیه یی «بدون نام و امضا» منتشر کردند تا هشدار دهند «فصل الخطاب در امور رهبری» است و بهتر است اکبر هاشمی رفسنجانی «در شرایط کنونی کشور پشتیبانی بیشتر و شفاف تری از ولایت فقیه» داشته باشد.این بیاینه در شرایطی منتشر شده است که چند روز پیش اخباری مبنی بر تلاش مثلث احمد جنتی، محمدتقی مصباح یزدی و محمد یزدی برای انتشار اطلاعیه یی با این محتوا علیه هاشمی رفسنجانی روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفته بود.رودررویی این سه روحانی نامدار حامی دولت نهم با رئیس مجلس خبرگان داستانی دنباله دار است. از زمان برگزاری انتخابات دوره چهارم خبرگان و تعیین ریاست این مجلس گرفته تا بحث و مجادلات دوران چهارساله دولت نهم بارها این مثلث سه گانه و هاشمی رفسنجانی مقابل یکدیگر قرار گرفته اند. اما این مرتبه قصه موضوع دیگری دارد. انتخابات ریاست جمهوری دهم و ماجراهای قبل و بعد از آن تبدیل به بزنگاهی شده است تا اختلاف های گذشته دوباره مجالی برای بروز پیدا کنند. بیانیه جمعی از اعضای خبرگان رهبری که در پای آن عبارت «اکثریت نمایندگان» درج شده است و تنها سایت تابناک تعداد امضاها را «50» نفر ذکر کرد یک هفته بعد از سخنرانی اکبر هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران منتشر شده است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در قامت خطیب پیشنهادهایی را برای حل آنچه او «بحران» در کشور می خواند، ارائه کرد و در ضمن آن درباره «مشروعیت» و «مقبولیت» نظام احادیثی نقل کرد که واکنش های بسیاری را به همراه داشت.هنوز از اظهارات هاشمی یک روز نگذشته بود که آیت الله «محمد یزدی» رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم یک مصاحبه مطبوعاتی در قم برپا کرد و با دسته بندی سخنان رقیب دیرینش به تندی بر او تاخت. اما ماجرا به همین جا ختم نشد چراکه بعد از این مصاحبه، نوبت پیگیری انتقادها بود.یزدی به پشتوانه نقشش در جامعه مدرسین و با یاری جنتی و مصباح یزدی اقدام به جمع آوری امضا از نمایندگان خبرگان رهبری کرد. این دو روحانی نیز به واسطه جایگاهشان یکی در جمع علمای تهران و شورای نگهبان و آن دیگری در موسسه پژوهشی امام خمینی(ره) هر کدام در میان اعضای خبرگان حامیانی دارند. هرچند آنها در جریان رای گیری برای انتخاب رئیس مجلس خبرگان نتوانستند آرا را به نفع خود تغییر دهند و در نهایت اکبر هاشمی رفسنجانی با 41 رای از مجموع 76 رای بر «احمد جنتی» با 34 رای پیشی گرفت و بر صندلی ریاست تکیه زد. به نظر می رسد این روند کماکان ادامه دارد و همین موضوع منجر به پرهیز از انتشار تعداد و اسامی نمایندگان امضا کننده بیانیه شده است. با این حال فارغ از این موضوع اهمیت وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و نقش هاشمی رفسنجانی در ماجراهای اخیر کشور به گونه یی است که انتشار بیانیه های متعدد و موضع گیری های مختلف از سوی رقبای سیاسی را ضروری می نماید. در این میان انتشار بیانیه توسط مجلسی که هاشمی رفسنجانی خود ریاست آن را برعهده دارد، معنای دیگری پیدا می کند. در این بیانیه با تشکر از حضور پرشور مردم در انتخابات ریاست جمهوری آمده است: «دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در جریان انتخابات دهم با فضاسازی رسانه یی و تشکیک زودهنگام در سلامت انتخابات و ایجاد التهاب سیاسی و اجتماعی و بالابردن هیجانات و مطالبات از طریق استفاده ابزاری از انتخابات و استفاده از غفلت بعضی از نامزدان ریاست جمهوری، با یک جنگ روانی تمام عیار وارد عمل شدند و با ادعای موهوم و شبیه به افسانه تقلب بزرگ در انتخابات که برگرفته از سناریوی انقلاب های مخملین بود سعی در تخریب اذهان عمومی و ایجاد یاس و تردید در مردم کردند که با خطبه تاریخی مقام معظم رهبری در نماز جمعه بیست و نهم خردادماه و اعتماد به نهادهای قانونی توطئه دشمنان مثل گذشته نقش بر آب شد.امت خداجو، با استحکام و اقتدار، پشت سر رهبر خویش برای پیشبرد اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی به راه خود ادامه خواهند داد.»
        در ادامه بیانیه آمده است: «بسیاری از علما و نخبگان و شخصیت ها و دلسوزان نظام انتظار دارند که رئیس محترم مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام که همواره با تدبیر و فراست در کنار امام و رهبری به حل مشکلات و معضلات کمک کرده اند در شرایط کنونی نیز با پشتیبانی بیشتر و شفاف تر از ولایت فقیه و بیانات رهبری در این شرایط حساس دشمنان اسلام و نظام و کینه توزان و بدخواهان و فرصت طلبان را در نقشه شیطانی برای آسیب به وحدت و همدلی ناکام گذارند.» امضا کنندگان بیانیه تاکید کرده اند: «نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه میراث گران سنگ امام خمینی است و تنها شیوه برای حفظ راه امام و حراست از آن، حمایت از ولایت فقیه است. تداوم انقلاب اسلامی بر پایه تمسک به ولایت فقیه و ولی فقیه واجب الاطاعه است. همچنین اعلام می کنیم خط امام را باید در اندیشه و سلوک رهبری یافت. فصل الخطاب رهبری است و هرگونه انحراف از راه و مواضع رهبری انحراف از آرمان های انقلاب و خط اصیل امام خمینی است.»البته در بخشی از این بیانیه از احمدی نژاد نیز خواسته شده است از اوامر رهبری و نصایح خیرخواهانه بزرگان دینی تبعیت کند.هاشمی رفسنجانی هنوز به این بیانیه واکنشی نشان نداده است اما انتشار آن نشان می دهد اختلاف ها در درون مجلس خبرگان رهبری هنوز ادامه دارد.

 

 

سه‌شنبه ٢۳ تیر ۱۳۸۸

 

شکایت های یک جریان سیاسی از روزنامه ایران

 روزنامه ایران صفحه 1

موسوی و خاتمی 7 ادعانامه به دادگاه دادند

تاکنون 6 شکایت از طرف ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی علیه روزنامه ایران به شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت ارجاع شده است
سید محمد خاتمی در شکایتی به طرح دعوا علیه روزنامه ایران پرداخته و3 تن از فرزندان حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی هم در حال آماده سازی شکایت های خود هستند
مدیرمسئول روزنامه ایران : برای تمام مطالب منتشر شده در این روزنامه مستندات دقیقی در اختیار داریم که قطعا به دادگاه ارائه خواهد شد
آقای موسوی بهتر است در همین مرحله تکلیف خود را با دادگاه نیز مشخص کند ؛ نکند مانند رفتاری که در انتخابات بروز داد، اگر بعد از صدور رای دادگاه، نظر بازپرس و قاضی مورد رضایت او نبود ، قوه قضائیه را هم زیر سوال برده و متهم به تقلب کند!
    تنها پس از گذشت چند هفته از انتخابات ریاست جمهوری و پیروزی دکتر محمود احمدی نژاد، رقیب شکست خورده وی در صدد انتقام گیری و طرح چندین شکایت علیه روزنامه ایران برآمد. به گزارش شبکه «ایران»، تاکنون شش شکایت از طرف ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی به امضای قربان بهزادیان نژاد علیه روزنامه ایران به شعبه دوم دادسرای کارکنان دولت ارجاع گردیده است. علاوه بر این اقدام سیاسی، سیدمحمد خاتمی هم در شکایت دیگری به طرح دعوا علیه روزنامه ایران پرداخت. شنیده ها حکایت از آن دارد که سه تن از فرزندان حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی هم با همکاری چند وکیل در حال آماده سازی شکایت های جداگانه ای علیه روزنامه ایران هستند. مدیرمسئول روزنامه ایران با تایید ابلاغ احضاریه شکایت های اخیر اظهارداشت: برای تمام مطالب منتشر شده در این روزنامه مستندات دقیقی در اختیار داریم که قطعاً به دادگاه ارائه خواهد شد. کاوه اشتهاردی قضایای اخیر پس از انتخابات را عامل نمایان شدن روحیه شبه دیکتاتوری و اثبات التزام نداشتن و عدم پایبندی و احترام این کاندیدا به قانون ارزیابی کرد و گفت: با اغتشاشات صورت گرفته و نپذیرفتن رای و اراده مردم توسط جریان مزبور، ماهیت واقعی این عناصر افراطی افشا شده و با بی اعتبار شدن چهره آنها در نزد افکارعمومی؛ اگر هر فرد دیگری جای ایشان بود لااقل پس از اطلاع از اعترافات تکان دهنده همفکران خود، تا بیست سال سکوت کرده و دیگر از خانه بیرون نمی آمد.
    وی افزود: بدون شک در دادگاه فقط به پاسخگویی به ادعاهای شاکیان بسنده نکرده و درباره ایشان
    حرف های بسیاری را که بنا به ملاحظاتی تاکنون از انتشار آنها خودداری شده، بازگو خواهیم کرد. مدیرعامل موسسه فرهنگی - مطبوعاتی ایران در پایان گفت: آقای موسوی بهتر است در همین مرحله تکلیف خود را با دادگاه نیز مشخص کند؛ نکند مانند رفتاری که در انتخابات بروز داد، اگر بعد از صدور رای دادگاه، نظر بازپرس و قاضی مورد رضایت او نبود، قوه قضائیه را هم زیر سوال برده و متهم به تقلب کند!

 

تصمیمات جدید کمیته مشترک کروبی و موسوی

روزنامه اعتماد ملی صفحه 1

نویسنده: زهره آشتیانی

    دفتر کمیته پیگیری حقوق بازداشت شدگان و آسیب دیدگان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم به زودی افتتاح می شود و خانواده های این افراد می توانند از طریق تماس تلفنی با این دفتر و یا مراجعه، پیگیر امور مرتبط با اعضای خانواده شان باشند، این تصمیمی بود که کمیته چهارنفره پیگیری حقوق بازداشت شدگان و آسیب دیدگان حوادث اخیر اتخاذ کردند، تصمیمی که دقایقی پس از برگزاری اولین جلسه اش علیرضا بهشتی به عنوان سخنگوی کمیته خبر آن را به اعتمادملی داد. به گفته بهشتی قرار شده تا گروهی حقوقی پیگیر امور زندانیان و آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات دهم باشند و بنابر این تقسیم کاری میان اعضای این کمیته صورت گرفته است. اولین جلسه کمیته پیگیری حقوق زندانیان و آسیب دیدگان اخیر درست یک هفته پس از اعلام موجودیت این کمیته تشکیل شد. هنگامی که کروبی، موسوی و خاتمی نشست مشترکی را برگزار کردند، چنین تصمیم گرفتند که کمیته ای مامور پیگیری حقوق بازداشت شدگان و آسیب دیدگان حوادث اخیر باشد. به دنبال چنین تصمیمی بود که مرتضی الویری و ابراهیم امینی به نمایندگی از مهدی کروبی و علیرضا بهشتی و محمد مقدم از طرف میرحسین موسوی مامور تشکیل این کمیته شدند و پس از گذشت یک هفته این کمیته ماموریت خود را به صورت رسمی آغاز کرد. اینک اعضای این کمیته به دنبال یافتن مکان مناسبی جهت افتتاح دفتری هستند که با اعلام شماره تلفن های آن خانواده های بازداشت شدگان اخیر پیگیر امور مربوط به آنها باشند. ولی نمایندگان کاندیداهای اصلاح طلبان که همچنان معترض به روند برگزاری انتخابات دهم هستند پیگیر احقاق حقوق شهروندانی هستند که تنها به اتهام اعتراض به نتیجه یک انتخابات بازداشت شده اند. چنین است که اعضای این کمیته نه تنها با انتخاب گروه حقوقی از میان وکلاو حقوقدانانی که تمایل به همکاری با این کمیته و پیگیری حقوق زندانیان و آسیب دیدگان اخیر دارند، پیگیر امور شهروندان ایرانی خواهند بود بلکه در تلاشند تا دیدارهایی را با مقامات و نهادهای مرتبط داشته باشند. دراین راستا این کمیته چهارنفره نه تنها در روزهای آینده به دیدار رئیس قوه قضائیه خواهند رفت بلکه با علی لاریجانی رئیس مجلس و اعضای فراکسیون اقلیت مجلس هشتم نیز دیدار خواهند کرد تا به رایزنی با آنها به پیگیری امور بازداشت شدگان و آسیب دیدگان اخیر بپردازند.
      این دومین باری است که مهدی کروبی و میرحسین موسوی کمیته ای مشترک تشکیل می دهند. تشکیل نخستین کمیته به فروردین ماه امسال برمی گردد که این دو کاندیدای اصلاح طلب کمیته ای به نام صیانت از آرا تشکیل دادند که مرتضی الویری از طرف کروبی و سیدعلی اکبر محتشمی از طرف موسوی در آن عضو بودند. در آن زمان مخالفان اصلاحات تشکیل این کمیته را غیرقانونی دانستند ولی محتشمی که خود در زمان نخست وزیری میرحسین موسوی وزیر کشور بود سابقه تشکیل چنین کمیته ای را به دوران امام مرتبط دانست؛ هنگامی که انتخابات مجلس سوم برگزار شد و نتایج آن از سوی وزارت کشور علی اکبر محتشمی پور اعلام شد، شورای نگهبان نسبت به نتایج اعلام شده معترض بود و چنین بود که این شورا تصمیم گرفته بود که برخی از صندوق های رای را بازشماری کند. اعتراضی که علی اکبر محتشمی پور وزیر کشور وقت آن را چنین توصیف کرد: »در آن زمان با توجه به اینکه در تهران و بسیاری از مراکز استان ها اکثریت کسانی که رای آوردند همسو با تفکر دولت میرحسین موسوی بودند، ناظران شورای نگهبان تلاش کردند تا در برخی از حوزه ها معادله را به هم زنند و بر این اساس قصد داشتند تا برخی از صندوق ها را بگیرند و براساس دیدگاه خودشان شمارش کنند. ما معتقد بودیم که شورای نگهبان و ناظران آنها نمی توانند بدون حضور نمایندگان وزارت کشور و مجریان به بازشماری آرا بپردازند. در آن زمان بحث حضور نماینده کاندیداها بر سر صندوق های رای در قانون ذکر نشده بود و بعدا این قانون تصویب شد بنابراین ما خودمان را امانتدار رای مردم می دانستیم و در آن زمان من به عنوان وزیر کشور اعلام کردم که برای تک تک آرای مردم احساس مسوولیت می کنم و اجازه نمی دهم که یک رای هم بدون دلیل و خلاف قانون باطل شود.« ظاهرا به دنبال این ماجرا بود که امام خمینی (ره) کمیته ای را تشکیل دادند که محمدعلی انصاری به عنوان نماینده ایشان و دو نفر نماینده شورای نگهبان و دو نفر از سوی وزارت کشور در آن حضور داشتند تا آرا بازشماری شود و اعتراضات مورد بررسی قرار گیرد. در عرصه انتخابات دهم البته دو کمیته تشکیل شد؛ کمیته ای که از سوی شورای نگهبان تحت عنوان هیات ویژه برای بازشماری آرا تشکیل شد، البته به نتیجه ای نرسید. دومین کمیته از سوی معترضان به انتخابات تشکیل شد که پیگیر امور بازداشت شدگان و آسیب دیدگان حوادث اخیر است. هرچند که شاید مقایسه کمیته هایی که در زمان انتخابات مجلس سوم و ریاست جمهوری دهم تشکیل شده است قابل قیاس نباشد ولی در واقع در هر دو دوره اعتراضاتی به عملکرد شورای نگهبان نسبت به روند نظارت بر انتخابات وجود داشته است.
        جزئیاتی از فعالیت کمیته مشترک کروبی و موسوی
    اما اعضای کمیته پیگیری حقوق بازداشت شدگان و آسیب دیدگان اخیر، پس از تشکیل اولین جلسه این کمیته از روند فعالیت آن سخن گفتند. علیرضا بهشتی که در این جلسه به عنوان سخنگوی کمیته انتخاب شد، اعلام کرد که طی روزهای آینده آدرس محل دفتر و شماره تلفن آن را اعلام خواهد کرد. گفتنی است که قبل از تشکیل این کمیته دفتر مهدی کروبی و موسوی شماره تلفن هایی را در همین راستا اعلام کرده بودند.
    در همین راستا مرتضی الویری عضو این کمیته هنگامی که از ضرورت تشکیل چنین کمیته ای سخن گفته شد، چنین توضیح داد: » این کمیته ماهیتی حقوقی دارد از این جهت که تنها از منظر حقوقی به دنبال احقاق حقوق کسانی است که در جریانات اخیر دستگیر شده اند، چرا که بسیاری از خانواده های این دستگیر شدگان نسبت به قوانین حقوقی آشنایی ندارند و نمی توانند از خودشان دفاع کنند. هرچند که باید گفت برخی از این دستگیر شدگان هیچ گونه دخالتی در آشوب های اخیر نداشتند، بلکه بسیاری از اینها کسانی بودند که تنها در اعتراض به انتخابات به اقدامی مسالمت آمیز روی آوردند و حتی آن طور که ما شنیده ایم در میان دستگیرشدگان کسانی هستند که جزو عابرین پیاده بودند و حتی درباره انتخابات اظهار نظری نکرده اند.« وی هنگامی که از ماهیت فعالیت این کمیته سخن می گفت بر بعد انسانی فعالیت آن اشاره کرد و گفت: » این کمیته تلاش می کند تا دستگیر شدگان حوادث اخیر آزاد شده و به نزد خانواده های خود برگردند.« مرتضی الویری همچنین درباره نگرانی هایی که نسبت به ممانعت از افتتاح دفتر این کمیته مطرح می شود، گفت: » این یک دفتر حقوقی برای پیگیری قانون است و نیازی به مجوز ندارد.« الویری از ارتباط دو سویه این کمیته با احزاب برای پیگیری احقاق حقوق بازداشت شدگان و آسیب دیدگان حوادث اخیر خبر داد.
    در همین راستا ابراهیم امینی دیگر عضو این کمیته معتقد است که تشکیل این کمیته در تسریع روند پیگیری پرونده بازداشت شدگان اخیر تاثیر گذار است. وی همچنین گفت: »این جریانات اخیر اگر به درستی مدیریت نشود افکار عمومی احساس می کند که کاندیداهای معترض نسبت به چنین حوادثی بی تفاوت هستند و بنابراین ما به دنبال این هستیم تا از طریق قانونی پیگیر مسائل اخیر باشیم.« امینی درباره جزئیات فعالیت این کمیته چنین توضیح داد: » بنابر قانون خانواده بازداشت شدگان از حق انتخاب وکیل برخوردارند تا بتوانند از حقوق خود دفاع کنند که در این راستا این کمیته پیگیر امور مربوط به این جریان خواهد بود.« وی افزود: »مطابق قانون، شهروندان ایرانی از این حق برخوردارند که در صورتی که حقشان تضییع شد از طریق تجمعات آرام و مسالمت آمیز اعتراض خود را به مسوولان اعلام کنند و بنابراین باید افرادی که آشوبگر بوده اند از معترضان به انتخابات تفکیک شوند.«
     فعالیت ما سیاسی نیست
    پیرو تشکیل کمیته ای مشترک میان کروبی و موسوی برای پیگیر امور بازداشت شدگان و آسیب دیدگان حوادث اخیر برخی مدعی آن شدند که تشکیل چنین کمیته ای با انگیزه سیاسی و برای اقناع افکار عمومی بوده است. این موضوعی بود که اعضای این کمیته آن را تکذیب کرده و نوعی فضا سازی دانستند. الویری در برابر چنین واکنش هایی تصریح کرد: » ماهیت فعالیت این کمیته حقوقی و انسانی است« و ابراهیم امینی دیگر عضو آن نیز یادآور شد: » برای تشکیل این کمیته هیچ انگیزه سیاسی وجود نداشت بلکه تنها هدف ما این است که در چارچوب قانونی و حقوقی به دنبال احقاق حقوق کسانی باشیم که به اتهام اعتراض به روند برگزاری یک انتخابات بازداشت شده و یا اینکه مورد آسیب قرار گرفته اند و حتی به اعتقاد بنده مسوولان باید از تشکیل این کمیته استقبال کنند.
     بنابر ضرورت فعالیت می کنیم
    کمیته چهارنفره ای که برای پیگیری حقوق بازداشت شدگان و آسیب دیدگان اخیر تشکیل شده است، همان طور که از نامش پیداست تنها بنابر ضرورت زمانی در این برهه فعالیت می کند ولی در هر برهه زمانی و مطابق تشخیص، این کمیته می تواند به فعالیت خود ادامه دهد. مرتضی الویری در این باره چنین گفت: » این کمیته برای رسیدگی به موضوع بازداشت های اخیر تشکیل شده است و ممکن است که در شرایط جدید نیاز به فعالیت آن نباشد و ما از طرف آقایان کروبی و موسوی ماموریت یافتیم تا پیگیر امور مربوط به آسیب دیدگان حوادث اخیر باشیم.«

 

آیت الله سبحانی: اختلاط زن و مرد در محیط های کاری به حداقل برسد

روزنامه رسالت صفحه 2 

  یکی از مراجع تقلید قم گفت: باید در محیط های کاری اختلاط زن و مرد به حداقل رسیده و موازین اسلامی رعایت شود.
    به گزارش فارس از قم، آیت الله جعفر سبحانی در دیدار اعضای کارگروه عفاف و حجاب استان قم در سخنانی با اشاره به تاکیدات دین مبین اسلام مبنی بر رعایت حجاب از سوی مردان و زنان تاکید کرد: حجاب برای بانوان مسلمان همچون صدفی است که از یک گوهر حفاظت می کند.
    وی با اشاره به تاکیدات دین مبین اسلام مبنی بر جلوگیری از اختلاط زن و مرد تاکید کرد: مسئولان باید توجه داشته باشند که در محیط های کاری از ایجاد اختلاط بین زن و مرد جلوگیری کنند.
    آیت الله سبحانی اهمیت رعایت شرایط دین مبین اسلام در خصوص ارتباط زن و مرد را مورد تاکید قرار داد و گفت: در غرب به این مسئله توجهی نمی شود و به همین دلیل ما شاهد هستیم که غربی ها در این خصوص با مشکلات بسیار زیادی رو به رو هستند.
    وی با اشاره به وجود مدرسه هایی که در آن دختران و پسران به صورت مختلط مشغول تحصیل هستند، خاطرنشان کرد: راندمان و بازده فعالیت دانش آموزان طبق بررسی های به عمل آمده در مدارسی که دانش آموزان به صورت جداگانه مشغول تحصیل هستند، بسیار بالاتر بوده است.
    این مرجع تقلید با اشاره به از هم پاشیده شدن نظام خانواده در غرب گفت: ما این روزها شاهد هستیم که علیه مسلمانان جنایات مختلفی صورت می گیرد و در آخرین اقدامات انجام شده بانوی محجبه مسلمان در دادگاه آلمان به دست یک فرد نژادپرست با ضربات چاقو کشته می شود.
    وی با انتقاد از موضع گیری آلمان در برابر این جنایت تاکید کرد: البته این روزها زنان غربی به خوبی درک کرده اند که دین مبین اسلام به زن ارزش و بهای ویژه ای می دهد و این در حالی است که غرب به زن به عنوان یک کالامی نگرد.

 

تلاش برای جلوگیری از ورشکستگی ایران خودرو

 روزنامه اعتماد صفحه 1 

بدهکاری بزرگ ترین خودروساز خاورمیانه به ده هزار میلیارد تومان رسید

  علیرضا بهداد: پنج هزار، هفت هزار یا 10 هزار میلیارد تومان؟ ارقام متفاوت است. می گویند یکی از این ارقام میزان بدهی ایران خودرو به طلبکاران است. 10 هزار میلیارد تومان رقمی است که اخیراً نمایندگان مجلس نیز روی آن صحه گذاشتند. صحت این میزان بدهی یعنی اینکه ایران خودرو با فروش سالانه بیش از شش هزار میلیارد تومان، بیش از 10 هزار میلیارد تومان بدهی دارد. چهار هزار میلیارد تومان کسری (معادل چهار میلیارد دلار) رقمی نیست که این شرکت بتواند در زمانی کوتاه به طلبکاران پرداخت کند. شاید به همین خاطر باشد که مدیرعامل سابق ایران خودرو روزها و ساعت ها پشت اتاق رئیس کل بانک مرکزی می ایستاد تا بتواند با متقاعد کردن روسای سابق این بانک از سیستم بانکی کشور دوباره پول قرض بگیرد. او سال گذشته برای قانع کردن سهامداران خود بخشی از اموال و دارایی های ایران خودرو را به فروش رساند و به پول نقد تبدیل کرد تا بتواند سودی را که به سهامداران خود وعده داده بود از این محل بپردازد. کارشناسان این اقدام منطقی را به فردی تشبیه می کنند که برای بقا و رهایی از مشکلات عضوی از اعضای بدن خود را به فروش می رساند. این عضو فروشی در سال جاری متوقف شده تا مسوولان جدید ایران خودرو اعلام کنند امسال سودی به سهامداران نخواهند داد. شنیده می شود مدیران جدید این شرکت برای نخستین بار قصد دارند در مجمع عمومی خود اعلام کنند سود سهامداران در 12 ماهه منتهی به اسفند 87 صفر است و این شرکت 120 میلیارد تومان ضرر داده است. اما این یک روی سکه است. برخی کارشناسان معتقدند باید اموال و دارایی های اضافی این شرکت فروخته شده و با تبدیل به پول نقد بدهی های شرکت را جبران کنند. آنها معتقدند مدیران جدید قصد دارند با طرح چنین مسائلی هفت سال تلاش مدیران سابق ایران خودرو را زیر سوال برده و عنوان کنند که بدهکارترین شرکت کشور را تحویل گرفته و قصد بازسازی آن را دارند. برخی دیگر پا را از این فرضیه فراتر گذاشته و می گویند عده یی قصد دارند با بدهکار جلوه دادن ایران خودرو این شرکت را تحت فشار خودورشکسته اعلام کنند تا بتوانند سهام آن را خریداری کرده و متعلق به گروهی خاص از احزاب سیاسی کنند.درست روزی که منوچهر منطقی در آخرین دیدار خود با خبرنگاران اعلام کرد سیاست های دولت نهم در بخش اقتصاد 25 درصد وقت ایران خودرو را تلف کرده کمتر کسی پیش بینی می کرد چهار ماه بعد این شرکت در وضعیتی قرار گیرد که برخی کارشناسان آن وضعیت را ورشکستگی نامگذاری کنند. اگرچه مدیران جدید این شرکت درباره وضعیت مالی ایران خودرو تاکنون آماری ارائه نکرده اند اما شنیده می شود وضعیت مالی ایران خودرو تا به آنجا در بحران فرو رفته که تولید برخی از خودروها در این شرکت متوقف شده تا از هزینه ها بکاهند و بتوانند تولید روزانه خود را به سرانجام برسانند. آخرین اخبار رسیده حاکی از آن است که این شرکت برای تولید انبوه دومین خودرو ملی خود دست نگه داشته و فعلاً قصد ندارد «رانا»ی 10 میلیونی را روانه بازار کند. این در حالی است که وعده داده بودند «رانا» را به عنوان خودرویی ارزان به بازار ارائه دهند تا از محل فروش آن بتوانند بخش مهمی از بدهی های خود را پرداخت کنند. از سوی دیگر گفته می شود این شرکت در ماه های گذشته برخی قطعات اجباری را روی خودروهای خود نصب نکرده تا بتواند هزینه تولید خودرو را پایین بیاورد. قطعی ترین رقمی که درباره میزان بدهی ایران خودرو گفته شده رقمی معادل 10 هزار میلیارد و 24 میلیون تومان (معادل 10 میلیارد دلار) است که از سوی نادر قاضی پور عضو کمیسیون صنایع و معادن اعلام شده است. کارشناسان معتقدند این رقم با آنچه در ایران خودرو می گذرد تطابق داشته و رقم رسمی بدهی این شرکت به سیستم بانکی کشور و قطعه سازان است. بنابر گفته محمدباقر رجال رئیس انجمن قطعه سازان کشور، ایران خودرو در حال حاضر نزدیک به دو هزار میلیارد تومان به قطعه سازان بدهکار است که این بدهی در موعد مقرر پرداخت نشده است. سیستم بانکی کشور نیز تاکنون درباره بدهی این شرکت به بانک ها رقم دقیقی اعلام نکرده و معلوم نیست به غیر از قطعه سازان و بانک ها چه شخصیت های حقوقی و حتی حقیقی دیگری طلبکار این شرکت هستند. از بخش فروش ایران خودرو خبر می رسد میزان فروش خودروهای ساخت این شرکت اگرچه قبل از عید در وضعیت مورد انتظار نبود اما اکنون طبیعی شده است. ایران خودرو سال گذشته 550 هزار دستگاه خودرو سواری به فروش رسانده که از محل فروش این خودروها بیش از شش هزار میلیارد تومان درآمد داشته است. کارشناسان می پرسند چرا با وجود اینکه ایران خودرو در بخش بازار و فروش محصولات مشکلی ندارد و هنوز هم برای برخی محصولات آن مشتریان در صف انتظار ایستاده اند، این شرکت دم از مشکلات مالی می زند؟ آنها در پاسخ به این پرسش نیز جواب می دهند که به اعتقاد آنان ایران خودرو در بخش فروش مشکل ندارد. گره کاری این شرکت در بخش های دیگر است و باید جست وجو کرد چه عواملی باعث شده میزان هزینه ها از میزان فروش بیشتر شود. پاسخ این سوال را شاید احمد قلعه بانی در سخنرانی اخیر خود داده باشد. او چندی پیش در واکنش به برخی پروژه های تحمیلی که دولت نهم برعهده ایران خودرو گذاشته گفته است: عاجزانه از دولت می خواهم پای سیاست را از صنعت خودرو کشور بیرون بکشند و شرکتی همچون ایران خودرو را بیش از این سیاسی نکنند تا بتواند براساس فاکتورهای شناخته شده علمی و اقتصادی به تولید خود ادامه دهد. رئیس سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران این سخنان را در پی تکلیف دولت به ساخت برخی از سایت های تولید خودرو در استان های مازندران، کرمانشاه، آذربایجان شرقی، همدان و مرکزی به ایران خودرو و سایپا عنوان کرده است.
     گفته می شود خودروسازهای کشور برای ایجاد هر سایت تولید خودرو در داخل کشور بین 60 تا 150 میلیارد تومان هزینه می کنند و اگر قرار باشد در خارج از کشور نیز چنین سایتی را ایجاد کنند با توجه به هزینه حمل و نقل تجهیزات این هزینه ها برای هر سایت ممکن است تا 200 میلیون دلار نیز افزایش یابد. آذربایجان، مصر، الجزایر، سنگال، بلاروس، ونزوئلاو سوریه کشورهایی هستند که تاکنون این شرکت در آن مکان ها کارخانه تولید خودرو احداث کرده و قصد دارد کارخانه دیگری نیز در چین به بهره برداری برساند. اگر این شرکت به طور متوسط برای ایجاد هر خط تولید 200 میلیون دلار هزینه کرده باشد می توان گفت تاکنون نزدیک به دو میلیارد دلار هزینه تحمیلی از سوی دولت به عهده این شرکت گذاشته شده تا خودرو ایرانی در کشورهای دیگر به تولید برسد. سایت های تولید خودرو در خارج از کشور هم اکنون در پایین ترین ظرفیت، خودرو به تولید می رسانند و مجبورند برای رقابت در بازارهای آزاد به قیمتی پایین تر از داخل کشور محصول تولیدی خود را به فروش برسانند. اما دستور ساخت کارخانه خودرو در داخل و خارج کشور، تنها دستور دولت به ایران خودرو نبوده و از سال 84 به بعد دستورات مختلفی را برای این شرکت صادر شده است. ساخت خودرو ارزان، تولید خودروهای دوگانه سوز، ساخت موتور پایه گازسوز و برنامه ریزی برای تبدیل شدن به بزرگ ترین خودروساز در سطح دنیا دستوراتی است که تاکنون دولت نهم به ایران خودرو داده تا این شرکت مجبور باشد برای اجرای هرکدام از این دستورات منابع مالی کنار بگذارد. تمامی این عوامل باعث شده این شرکت امروز در بحران مالی بی سابقه یی دست و پا بزند. اما آیا دولت اجازه خواهد داد ایران خودرو رسماً اعلام ورشکستگی کند؟ در همین حال سایت تابناک هم در این باره نوشت: یکی از رویدادهای عجیب که در ایران خودرو در حال پیاده شدن است، صفر نشان دادن سود ایران خودرو یا حتی زیان نشان دادن این شرکت است، حال آنکه بنا بر آخرین اطلاعات تایید شده سازمان حسابرسی و فرستاده شده به بورس تا 30/9/87 به ازای هر سهم 32 تومان و تا پایان سال پیش بینی 52 تومان سود برای هر سهم شده است. نکته مهم در این باره، قیمت این سهم و ارزش بازار سهام شرکت ایران خودرو پس از برگزاری مجمع عادی این شرکت خواهد بود.
     در این گزارش با اشاره به این نکته که «در واقع ارزش بازار کنونی شرکت ایران خودرو، حدود نهصد میلیارد تومان است که پیش بینی می شود با اعلان سود صفر در مجمع عمومی این شرکت، قیمت این سهم از 132 تومان (قیمت تابلوی کنونی ایران خودرو) به کمتر از 80 تومان برسد»، نوشت: این موضوع در حالی رخ می دهد که مختاری، از دوستان نزدیک محرابیان و عضو هیات مدیره و قائم مقام مالی و اقتصادی شرکت (پیشتر از معاونان آقای وزیر در اردبیل بوده است)، در یک سال اخیر مسوولیت مالی ایران خودرو را داشته است.
       همچنین دو عضو دیگر هیات مدیره اسماعیلی دانا و یامی چالشتری نیز با هماهنگی محرابیان در هیات مدیره ایران خودرو حضور داشتند بنابراین،عملکرد ایران خودرو در یک سال اخیر را می توان عملکرد آقای وزیر صنایع دانست که قرار است سود 52 تومانی به صفر تبدیل شود.

 

5 سال حبس تعزیری برای محسن نامجو

روزنامه دنیای اقتصاد صفحه 8 

    به نوشته خبرگزاری قرآنی ایران «ایکنا» محسن نامجو خواننده و آهنگساز از سوی شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده است.
    عباس سلیمی از قاریان قرآن کریم که شاکی پرونده محسن نامجو بوده است در گفت وگو با این خبرگزاری درباره علل اصلی و روند شکایت خود از «محسن نامجو» این شکایت را به خاطر اقدام این خواننده به خواندن تمسخرآمیز آیات قرآن کریم به صورت موزیکال دانست و گفت: دفاع از حریم قرآن کریم یک تکلیف است. خبر صدور این حکم در حالی منتشر می شود که حمید نامجو (برادر محسن نامجو) پیش از این اعلام کرده بود که برادرش به هیچ وجه قصد «توهین و تمسخر» قرآن را نداشته است.

 

فرخ لقا هوشمنداز دنیا رفت

 روزنامه آفتاب یزد  صفحه 1 

   فرخ لقا هوشمند بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون در 81 سالگی از دنیا رفت. به گزارش ایسنا، فرخ لقا هوشمند متولد 25 اسفند 1307 سابقه حضور در بیش از 70 فیلم سینمایی را دارد که از میان آنها می توان به "شب قوزی"، "خواستگار"، "کلاغ"، "باشو غریبه کوچک"، "شکار خاموش"، "افسانه آه"، "دو نفر و نصفی"، "مسافران"، "همسر"، "بلوف"، "کلاه قرمزی و پسر خاله"، "سفر"، "شراره" و "رقص شیطان" نام برد. این بازیگر پیشکسوت سینما به دلیل عارضه مغزی چند هفته گذشته در بیمارستان بستری بود، طی روزهای گذشته به منزل منتقل شده بود و در منزل از دنیا رفت. گفته می شود، مراسم تشییع پیکر هوشمند قرار است صبح فردا- چهارشنبه 24 تیر ماه- از مقابل خانه سینما انجام شود. فرخ لقا هوشمند نام اصلی اش فرخ لقا پوررسول همسر رضا هوشمند بازیگر سینما و تئاتر بود که دوران بازیگری را در هنرستان هنرپیشگی زیرنظر عطاء الله زاهد، مجید محسنی و حمید قنبری در سال 1234 آغاز کرد و بلافاصله در تئاتر گیلان فعال شد. شروع فعالیت در سینما در فیلم "نردبان ترقی" در سال 1336 بود و از عمده نمایش هایش می توان از"خسرو و شیرین"، "خسیس" و ... نام برد.

 

 

 

دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸

 

اسامی و تصاویر دانه درشت های قاچاق را منتشر کنید

روزنامه جام جم  صفحه 2 

ستاد مبارزه با قاچاق کالاو ارز در نامه ای به آیت الله شاهرودی خواستار شد

     ستاد مبارزه با قاچاق کالاو ارز طی درخواستی کتبی از رئیس قوه قضاییه خواست تا اسامی و عکس دانه درشت های قاچاق را منتشر سازد و دادگاه آنها را علنی برگزار کند.
        به گزارش فارس، ستاد مبارزه با قاچاق کالاو ارز پس از انتشار آمار 4 ساله عملکرد این ستاد که نشان از رشد 272 درصدی ارزش پرونده های کشف شده و کاسته شدن 9000 متهم و 8500 پرونده در هر سال را دارد، با توجه به تمرکز این ستاد بر پرونده های کلان و مهم و قاچاق سازمان یافته و وجود 1463 فقره پرونده های مهم بالای یک میلیارد ریال و از سوی دیگر، رسیدن متوسط ارزش پرونده های متشکله قاچاق از 130 میلیون ریال در سال 83 به رقم 360 میلیون ریال در سال 87، با ارسال نامه ای به ریاست محترم قوه قضاییه خواستار اعلام اسامی دانه درشت ها و علنی شدن دادگاه آنان شد. در این نامه تصریح شده است؛ در حالی که دولت تلاش دارد از منابع مالی نفت منفک و در مسیر درست به عوارض و مالیات متکی شود، میلیاردها تومان عوارض خزانه نصیب این قاچاقچیان عمده شده و با حدود 6 میلیارد دلار قاچاق، بیش از 300 هزار فرصت شغلی کشور را در سال از بین می برند و گروه کثیری از عوامل دولتی را به واسطه پول های بادآورده و پرداخت رشوه فاسد می کنند که این بخشی از تبعات قاچاق است.
    در این نامه همچنین آمده است: دولت طی سال های اخیر، قاچاقچیان خرد را برای کسب معیشت در قالب امتیازات مرزنشینی، ملوانی، بازارچه های مرزی و موارد مشابه ساماندهی، ولی قاچاقچیان درشت امتیازات واگذاری به آنان (قاچاقچیان خرد) را نیز با برنامه ریزی جمع آوری کرده و با هزاران کامیون به شهرهای مرکزی حمل می کنند و به فروش می رسانند. در این نامه همچنین تاکید شده است؛ دادگاه ها نسبت به علنی بودن محاکمه متهمان مهم و پرونده های بالای میلیارد ریال مطابق قانون اقدام کرده و تصاویر و نام آنان و احکام صادره در پایگاه قوه قضاییه منتشر می شود تا اثر بازدارنده داشته باشد.

 

رئیس جمهور در اجتماع پرشور مردم تبریز: بعضی ها پیغام دادند مراقب خودت باش

 روزنامه ایران  صفحه 2

   دیروز صد هزار نفر از حماسه آفرینان آذری، در خروشی ماندگار با اهتزاز درآوردن پرچم جمهوری اسلامی ایران، به خیابان ها آمدند و رئیس جمهور محبوب خود را در آغوش کشیدند.
    ● نمایندگان ولی فقیه در استان های آذربایجان شرقی و غربی به همراه نمایندگان این دو استان در مجلس در این حماسه تاریخی مردم خود را همراهی کردند. پروفسور حمید مولانا و فرج الله سلحشور، کارگردان سریال یوسف پیامبر، احمدی نژاد را در این سفر همراهی کردند.
    ● احمدی نژاد در بدو ورود خود به تبریز، مورد استقبال جمعی از جانبازان سرافراز دفاع مقدس قرار گرفت و سپس در موج مردمی فرو رفت که در مقابل در ورودی فرودگاه شهر تبریز در خارج از شهر، گرد هم آمده بودند.
    ● ازدحام جمعیت باعث شد رئیس جمهور فاصله 15 دقیقه ای از فرودگاه تا ورزشگاه تختی را در 4 ساعت طی کند و این در حالی است که نزدیک به 100 هزار نفر از مردم تبریز، در ورزشگاه تختی ساعت ها منتظر وی بودند.
    ● آذری ها با شعارهای «آذربایجان بیر کلام، احمدی نژاد والسلام»، «احمدی دلاوری، پیرو خط رهبر»، «صل علی محمد، بوی رجایی آمد»، «احمدی، احمدی حمایتت می کنیم» و... نسبت به رئیس جمهور خود ابراز احساسات می کردند.
    ● آذربایجانی ها به طور یکپارچه و مکرر با این شعار «مناظره عالی بود، جای امام خالی بود» مواضع اتخاذ شده از سوی احمدی نژاد را در مناظره های انتخاباتی تایید کردند.
    ● عضو هیات رئیسه مجلس با اشاره به استقبال پرشکوه مردم تبریز از احمدی نژاد گفت: مردم تبریز با استقبال کم نظیر خود از رئیس جمهور مردمی، حماسه بزرگ دیگری در تاریخ آذربایجان شرقی به ثبت رساندند. سید محمدرضا میرتاج الدینی افزود: مردم آذربایجان شرقی از ساعت ورود احمدی نژاد به این شهر با استقبال پرشکوه، حمایت همه جانبه خود را از وی اعلام کردند.
     دکتر احمدی نژاد رئیس جمهوری روز گذشته به تبریز سفر کرد و مورد استقبال پرشور آذری زبان ها قرار گرفت.
    دکتر احمدی نژاد پس از ورود به تبریز مورد استقبال مدیران اجرایی، فرماندهان نظامی و انتظامی استان و جمعی از رزمندگان و جانبازان هشت سال دفاع مقدس آذربایجان شرقی قرار گرفت.
    رئیس جمهوری سپس در اجتماع پرشور مردم تبریز گفت: مشکلات از آنجا آغاز شد که عده ای به جای این که خود، دوستان و گروه های حامی خود را فدای انقلاب کنند، انقلاب و ملت را فدای خودشان کردند.
    وی افزود: امروز ماموریت ما ساختن ایران است اما معتقدیم سازندگی در ایران باید بر اساس عدالت باشد و ثروت و امکانات ملت باید عادلانه بین همه ملتها توزیع بشود.
    دکتر احمدی نژاد افزود: وقتی قرار است عدالت بر پا شود عده ای زیاده خواه، خودخواه و مستکبر به ملت توهین می کنند و وقتی که بناست ثروت ملت توزیع بشود به ملت توهین می کنند.
    رئیس جمهوری گفت: آنها می خواهند ثروت ملت ایران در اختیار عده ای قلیل باشد و با رانت خواری و خودخواهی جیبهای خود را پر کنند و اکثریت ملت را در محرومیت نگه دارند.
    وی با اشاره به مناظره خود با دیگر نامزدهای انتخاباتی تصریح کرد: من در مناظره تلویزیونی اسم بعضی ها را بردم اما عده ای اعتراض کردند که چرا شما اسم آنان را در تلویزیون برده اید.
    دکتر احمدی نژاد افزود: در حالی که در تفکر امام، رهبری و انقلاب هر کدام از افراد هر چقدر هم بزرگ باشند وقتی در برابر ملت و انقلاب می ایستند باید آنها را قربانی انقلاب و ملت کرد.
    رئیس جمهوری افزود: این یک هشدار است برای عده ای که دست از زیاده خواهی، زورگویی و دست اندازی به بیت المال بردارند.
    وی تصریح کرد: این که عده ای اموال ملت و بیت المال را ببرند و با پررویی در برابر چشم ملت آن را حق و میراث خود بدانند این مورد پذیرش ملت ایران نخواهد بود.
    دکتر احمدی نژاد در ادامه گفت: بعضی ها پیغام داده اند که مراقب خود باش من می خواهم که عهدم را با شما تجدید کنم و خدا را شاهد می گیرم که ما گلو و سینه خود را برای تیغ ها و نیزه های تهمت های شما آماده کرده ایم اما برای امضای حتی یک سند و یک ریال علیه منافع ملت ایران اقدام نخواهیم کرد.
    وی افزود: امروز ملت ایران یک خانواده و یک ید واحده در برابر قدرتهای زورگوست.
    ● ایستادگی ملت ایران، رمز پیروزی
    دکتر احمدی نژاد با اشاره به اظهارات رئیس جمهور امریکا در مصر گفت: به خاطر ایستادگی ملت ایران امروز آقای اوباما رئیس جمهوری امریکا با صداقت اعلام می کند که برای اداره منطقه و جهان نیازمند حضور و مشارکت مدیریت بزرگ ایران هستند.
    وی افزود: کشور ایران کشور فقیری نیست و اگر ثروت و منابع آن به درستی هزینه و توزیع شود مشکل بیکاری، مسکن و محرومیت مردم به سرعت برطرف می شود.
    دکتر احمدی نژاد با دفاع از سیاست خارجی دولت نهم تاکید کرد: اگر دوباره انتخاب شوم بدانید نماد اقتدار و شجاعت شما در برابر قدرتهای زورگو خواهم بود و سرسوزنی در برابر دشمنان ملت ایران عقب نشینی نخواهم کرد.
    رئیس جمهوری در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به نقش مردم آذربایجان در عظمت، پیروزی ها و استقلال ملت ایران اظهار داشت: در ۴۰۰ سال اخیر ملت ایران آنچه که از عزت، سرافرازی، استقلال، فرهنگ و تمدن دارد حاصل فداکاری ها، تلاش ها و مجاهدت های قهرمانانه مردم مومن و غیور آذربایجان است.
    ● تاسیس کرسی زبان آذری در دانشگاه ها
    وی در ادامه فرهنگ، ادبیات و سنت های مردم آذربایجان را سرمایه ای ارزشمند و بی بدیل برای ملت ایران و انقلاب اسلامی و ملت های آزاده خواند و گفت: سلحشوری، مردانگی، عشق و ایمان و محبت مردم این دیار ذخیره ای پایان ناپذیر برای انقلاب و فرهنگ عزت ملت ایران است.
    دکتر احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود به زبان آذری اشاره کرد و گفت: یکی از بهترین، کاملترین و با ظرفیت ترین زبانها زبان آذری است که پشتوانه ملت ایران است.
    وی با اشاره به ۸ ساله خدمت خود در خطه آذربایجان افزود: در این مدت زبان ارزش ترکی و آذری را فراگرفتم که یکی از افتخارات من این است که به راحتی می توانم با خواهران و برادران ترک زبان خود صحبت کنم. وی زبان آذری را یکی از سرمایه های فرهنگ و تمدن ملت ایران دانست و گفت: تصمیم دارم در شورای عالی انقلاب فرهنگی از همکاران خود خواهش کنم که اجازه بدهند برای صیانت و توسعه این زبان کرسی های زبان آذری در دانشگاه ها برپا شود.
    وی با بیان این که امروز یک روز تاریخی برای تبریز و ایران است افزود: زمانی که من از زبان آذری حمایت می کردم و می گفتم زبان آذری سرمایه فرهنگی ایران است و باید حفظ شود بعضی ها می گفتند ما نگران هستیم.
    رئیس جمهوری در ادامه گفت: من در پاسخ به آنها می گفتم شما از چه نگران هستید مردم آذربایجان حافظ ایران و سر ایران هستند. وی خاطرنشان کرد: زبان آذری ظرف مرثیه برای مدیحه سرایی است و چرا بعضی ها در مقابل برابر زبان استعماری انگلیس حساسیت نشان می دهند. وی افزود: مشکل شما این است که با زبان آذری آشنا نیستید وای کاش یک ماه محرم میهمان عزیزان آذری شوید زمانی که در مرثیه سرایی ها با یک کلمه آذری تمام وجود شما زیر و رو می شود. وی افزود: زبان آذری عشق به اهل بیت، اسلام ناب و ایران عزیز سرافراز است. احمدی نژاد نزدیک به 2 ساعت هم بعد از سخنرانی از سوی تبریزی ها به سوی ارومیه بدرقه شد

 

نقد کارشناسان به آمارهای احمدی نژاد : بانک مرکزی آمار 12 ماهه تورم منتهی به اردیبهشت ماه را 23.6 درصد اعلام کرد

روزنامه اعتماد صفحه 1 

   هنوز 24 ساعت از مناظره احمدی نژاد و کروبی نگذشته است که بانک مرکزی در اطلاعیه یی رسمی آمار نرخ تورم احمدی نژاد را رد کرد. احمدی نژاد در مناظره شنبه شب خود با کروبی، نرخ تورم اردیبهشت ماه را کمتر از 15 درصد خواند و گفت: هم اکنون نرخ تورم زیر 15 درصد است. در همین حال بانک مرکزی دیروز در اطلاعیه یی نرخ تورم در اردیبهشت ماه امسال را نسبت به اردیبهشت ماه پارسال 15 درصد و در 12 ماهه منتهی به اردیبهشت ماه را که مورد نظر و تایید اکثر کارشناسان اقتصادی است 6/23 درصد اعلام کرد. بنا بر گزارش روابط عمومی بانک مرکزی شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران (نرخ تورم) در اردیبهشت ماه 1388 نسبت به ماه قبل 2/1 درصد افزایش یافت. در مقایسه با ماه مشابه سال قبل رشد شاخص مذکور در اردیبهشت ماه به 15 درصد رسید که نشان دهنده ادامه روند کاهشی است. یادآور می شود در مهرماه 1387 نرخ رشد شاخص مذکور 5/29 درصد بوده که تا اردیبهشت ماه 1388 معادل 5/14 واحد درصد از رشد شاخص قیمت کاسته شده است. در همین حال کارشناسان اقتصادی در گفت وگو با «اعتماد» آمارهای احمدی نژاد در مناظره با کروبی را رد کردند. فرشاد مومنی آمارهای اقتصادی ارائه شده توسط احمدی نژاد را در مناظره با کروبی رد کرد و گفت: اگر مردم همین الان به سایت بانک مرکزی مراجعه کنند متوجه خواهند شد آمارهایی که احمدی نژاد ارائه می کند چه تفاوتی با آمار رسمی این بانک دارد. مثلاً ایشان می گویند درآمد نفتی دولت 211 میلیارد دلار است اما بانک مرکزی در سایت رسمی خود درآمد نفتی را 281 میلیارد اعلام کرده، به عبارت دیگر بین آنچه رئیس دولت می گوید و آنچه بانک مرکزی اعلام کرده 70 میلیارد دلار اختلاف است. از سوی دیگر عنوان می کنند تورم 25 درصدی به زیر 15 درصد رسیده که این نیز درست نیست. تیم اقتصادی ایشان آمده اند با تغییراتی که در برخی مفاهیم ایجاد کرده اند از مفهوم تورم نقطه یی سوءاستفاده کرده و عددی را به دست آورده و آن را به عنوان تورم کلی ذکر می کنند. وی در پاسخ به ادعای احمدی نژاد که گفته این آمارها مربوط به مرکز آمار ایران و نهادهای معتبر است، می گوید: وقتی اولین نامه اقتصاددانان به آقای احمدی نژاد ارائه شد ایشان در اولین نشست خود با 55 اقتصاددان گفتند همین الان دستور صادر می کنم آمارها را تهیه کنند. این وعده سال 85 ایشان است. ما الان در سال 88 هستیم و هنوز آماری ندیده ایم. آخرین آمار رسمی دولت مربوط به سال 85 است. آمارها و گزارش های جدید منتشر نشده تا دست ها باز باشد و با آمار بازی کنند و ظرفیت کارشناسی کشور را از خاصیت بیندازند. مسوولان دولت وظایف قانونی خودشان را در زمینه انتشار به موقع آمار انجام نداده اند و به جای آن یک برخورد فرصت طلبانه و اقتضایی از موقعیت انحصاری دولت در زمینه آمار و اطلاعات به عمل آورده اند.
    
    مومنی می گوید: سخنرانی آقای احمدی نژاد را در هفته دولت سال گذشته به یاد بیاورید. ایشان پنج بار آماری در رابطه با ظرفیت های برق ارائه داده اند که هیچ کدام از آنها با یکدیگر همخوانی ندارد. بین اولین رقمی که گفته اند تا پنجمین رقمی که اعلام کرده اند 400 درصد اختلاف وجود دارد. وی می افزاید: دو گزارش رسمی در بانک مرکزی منتشر شده که روند حرکت دولت در اجرای برنامه ها را در آن بیان کرده است. به گواه این گزارش آمارهایی که توسط دولت ارائه می شود با متن این گزارش مغایرت دارد. این عدم تطابق آمارها نشان از بداخلاقی هایی دارد که در 50 سال گذشته سابقه ندارد.
    
    آرمان: آمارهای احمدی نژاد از نظر کارشناسی موجه نیست
        بهمن آرمان- کارشناس مسائل اقتصادی- آمارهای اقتصادی ارائه شده از سوی رئیس جمهور را از نظر کارشناسی ناموجه دانست و گفت: «تمام ارقامی که در مناظره انتخاباتی بیان شد از جمله متغیرهای اقتصادی بود که از اهمیت چندانی در اقتصاد برخوردار نیست. ضمن اینکه ما در ایران به تازگی شاهد آمارسازی هستیم. به طور مثال در طول مدت دو هفته، در مورد میزان پرداخت اعتبار به بخش خصوصی از محل حساب ذخیره ارزی سه نوع آمار متفاوت ارائه شد. ابتدا رئیس کل بانک مرکزی میزان پرداخت اعتبار به بخش خصوصی را دو میلیارد دلار اعلام کرد و سپس در گفت وگوی دیگری این رقم را به 7/10 میلیارد دلار افزایش دادند و در جدول دیگری این رقم را بیش از 17 میلیارد دلار اعلام کردند.» او ادامه داد: «متاسفانه آمارهای گوناگونی از منابع متفاوت بیان می شود که چندان قابل اتکا نیست.» آرمان به آمار بیکاری اشاره کرد و گفت: «آماری که رئیس جمهور در مناظره بیان کرد و همچنین آمارهایی که به تازگی منتشر شده، هیچ کدام با واقعیت های امروز هماهنگی ندارد و مورد تایید کارشناسان مستقل اقتصادی نیست.» او معتقد است: «درباره نرخ بیکاری نیازی نیست رئیس جمهور یا مرکز آمار یا بانک مرکزی رقمی اعلام کنند، زیرا واقعیت های موجود نشان می دهد نرخ بیکاری گسترده است و عملاً در هر خانواده یی تعدادی از اعضا به رغم برخورداری از تحصیلات دانشگاهی بیکار هستند.» این تحلیلگر اقتصادی با انتقاد از تعرفه صفر برخی کالاها افزود: «به صفر رساندن تعرفه ها به ویژه در مورد کالاهای مصرفی باعث شد ایران به بهشت دلالان و واردکنندگان تبدیل شود و واحدهای تولیدی به سختی تولید کنند.» آرمان افزود: «نتیجه این سیاست این شد که تعدادی واحد تولیدی از دایره تولید خارج شدند و طبعاً به میزان آمار بیکاری افزوده است در حالی که احمدی نژاد در مناظره انتخاباتی هیچ اشاره یی به تعطیلی واحدهای تولیدی و افزایش نرخ بیکاری نکرد.»
     او تاکید کرد: البته رئیس جمهور در مناظره به هیچ وجه اشاره نکرد ترکیب کالاهای وارداتی کشور در دولت نهم تغییر عمده یی یافته و به سمت واردات کالاهای مصرفی هدایت شده و میزان کالاهای سرمایه یی به کمترین حد خود رسیده است. این کارشناس اقتصادی در ادامه به بودجه عمرانی گریزی زد و گفت: «در مورد بودجه های عمرانی نمودارهایی نشان دادند که با آنچه در عمل اتفاق افتاده هماهنگ نیست. میزان اعتبارات اختصاص یافته به پروژه های عمرانی هرساله نسبت به سال گذشته کاهش داشته است.»
        آرمان گلایه کرد: «رکود کارهای عمرانی به حدی رسیده که شرکت های بزرگ مانند ذوب آهن اصفهان به سختی میلگرد تولیدی خود را می فروشد. متاسفانه اعتبارات عمرانی به رغم افزایش در بودجه سالانه در اجرا به پروژه ها اختصاص پیدا نکرده است. او در ادامه به ضریب جینی که بیانگر افزایش یا کاهش شکاف طبقاتی است اشاره کرد و در انتقاد به اظهارات احمدی نژاد گفت: «در کشوری که پایه اقتصاد با تولید استوار نیست و اقتصاد آن بر پایه اتکا به درآمدهای نفتی است و درآمد مردم از طریق درآمدهای پایدار صورت نمی گیرد طبعاً اختلاف طبقاتی افزایش پیدا می کند،حتی اگر به موارد عینی اشاره کنیم متوجه می شویم شکاف طبقاتی در دولت نهم شدیداً افزایش پیدا کرده و طبقه متوسط در حال محو شدن است.» او با گلایه از احمدی نژاد گفت: «رئیس جمهور آمارهایی ارائه کردند که به مسائل اساسی اقتصاد ایران هیچ گونه اشاره یی نداشت. او میزان سرمایه گذاری و اینکه افزایش یافته است یا خیر را مطرح نکرد و آماری درباره مساله پرسش برانگیز موجودی حساب ذخیره ارزی بیان و مشخص نکرد درآمد افسانه یی نفت در چه بخش هایی هزینه شد.» آرمان در پایان تاکید کرد: «در دولت نهم قرار بود 18 سد آبگیری شود ولی با توجه به بودجه اختصاص داده شده، وزیر نیرو اعلام کرد امکان چنین امری فراهم نیست زیرا بودجه عمرانی شدیداً کاهش پیدا کرده است. بنابراین به طور کلی آماری که از سوی احمدی نژاد در مناظره انتخاباتی بیان شد از نظر کارشناسان موجه نیست.»
    
    دستاوردهای اقتصادی دولت نهم فقرگستری: الیگارشی جدید
    همچنین دکتر حسین راغفر استاد دانشگاه نیز در ارتباط با ادعای کاهش ضریب جینی در دولت نهم گفت: محاسبات انجام شده نشان از گسترش و تعمیق فقر مطلق و نابرابری از سال 1383 تا 1387 دارد و با توجه به شواهد موجود سال 1388 نیز به دلیل کسری بزرگ بودجه دولت و انجام تعهدات پایدار و بلندمدت دولت بر پایه منابع ناپایدار و نیز لجام گسیختگی در توزیع منابع عمومی در چند ماه منتهی به انتخابات، امواج تورمی در ماه های پس از انتخابات در راهند که قربانیان اصلی این امواج همچون گذشته گروه هایی با درآمد ثابت، بازنشستگان و گروه های کم درآمد خواهند بود.
    به گفته او در اثر سیاست های دولت نهم بنیان های تولید به شدت آسیب دیده و دلالی شیوه مسلط فعالیت های اقتصادی در کشور شده است: از خودکفایی گندم در کشور به واردات هفت میلیون تن گندم رسیده ایم، در حالی که 150هزار تن شکر در انبار تولیدکنندگان داخلی بدون مشتری است و هزاران نفر به مناسبت ورشکستگی تولیدکنندگان شکر در کشور بیکار شده اند. فقط در سال 1386 مجوز واردات شکر از سوی دولت موجب واردات یک میلیون و 200 هزار تن شکر شده است در حالی که محصولات کشاورزان و باغداران کشور به دلیل مدیریت غلط دولت از بین می رود. صدها میلیون دلار واردات انواع میوه های خارجی بوده و بیکاری بیشتر را سبب شده است.
    همچنین نرخ تورم که دولت نهم مدعی یک رقمی کردن آن بود با محاسبه نهادهای دولتی از 4/10 درصد در سال 1384 به 4/25 درصد در سال 1387 افزایش یافته است. دکتر راغفر با اعلام این نظر که 29 درصد جمعیت کشور زیر خط فقر مطلق به سر می برند، گفت: در طول سه سال نخست دولت نهم سالانه نزدیک به دو درصد از جمعیت کشور زیر خط فقر مطلق رفته اند.
     این استاد دانشگاه همچنین گفت: در ابتدای سال 1384 کل مطالبات شبکه بانکی حدود چهار هزار میلیارد تومان بود که این رقم با استناد گزارش های بانک مرکزی در پایان سال 1387 به رقم خطرناک 36هزار میلیارد تومان رسید. این رقم به دو جهت اخطارهای جدی به مسوولان سیاسی کشور است: از یک جهت نشان می دهد به همان دلایلی که بانک های کشورهای صنعتی در بحران اقتصادی جهان به ورطه ورشکستگی کشیده شدند بی مسوولیتی سیاست های دولت نهم بانک های تجاری کشور را در معرض ورشکستگی قرار داده است. از سوی دیگر این سوال مطرح می شود که رقم 32 هزار میلیارد تومان اعتبارات اعطایی نصیب چه طبقه یی شده است، آیا جامعه حق ندارد هراسان الیگارشی مافیایی حاصل از این نابرابری های بی سابقه در تاریخ اقتصادی کشور باشد؟ شائبه برنامه ریزی آگاهانه در شکل دهی به الیگارشی ایرانی وقتی بیشتر می شود که سیاست های آزادسازی بی رویه واردات را که تاثیر مخربی بر تولید ملی داشته است، وارد صحنه کنیم. وی در پایان گفت: در اردیبهشت 1387 دولت نهم طی اطلاعیه یی تعرفه 310 قلم کالارا صفر اعلام کرد. اگرچه پیگیری تولیدکنندگان و مقاومت نمایندگان مجلس مانع از تحقق برنامه دولت شد اما ضمن آشکار شدن نیت سیاست های ضدتولیدی دولت مستقر با کاهش تعرفه بسیاری از این اقلام، بسیاری از تولیدکنندگان قادر به ادامه فعالیت نشدند. این تصویر وقتی هولناک تر می شود که شاهد فرار گسترده مغزها و نخبگان فکری و صاحبان سرمایه در اثر سیاست های دولت نهم بوده ایم. این فرار سرمایه های کشور از یک سو و گسترش و تعمیق انواع نابرابری های دیگر از سوی دیگر نگرانی ها را نسبت به افق آینده به شدت افزایش می دهند.

 

خاتمی: مرد بی هنر اثبات خود را در نفی دیگران می داند

روزنامه اعتماد ملی صفحه 4 

  خاتمی در مراسمی با اشاره به مناظره انجام شده میان میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد، اظهار داشت آنچه را که دیدیم تقابل کامل بی هنری با هنر است، زیرا انسان هنرمند انسانی است که وجود خود را در رابطه با وجود دیگران اثبات می کند و احساس می کند اگر دیگران باشند او نیز هست و اگر دیگران حرمت داشته باشد او نیز دارد، اما بی هنر کسی است که اثبات خود را در نفی دیگران می داند و برای نفی کردن دیگران جهت اثبات خود به هر دروغی متوسل می شود. رئیس جمهور سابق کشورمان با اظهار خرسندی از حضور در جمع هنرمندان گفت: همسر بزرگوار موسوی که ناموس کشور است، یک اندیشمند و هنرمند است و از جمله هنرمندانی است که امروز هنر ش را در این نمایشگاه مشاهده کردیم و هر دوی آنها از کسانی هستند که به جد به هنر و انسانیت احترام می گذارند.

 

حجت الاسلام پناهیان:اگر احمدی نژاد بود امام جام زهر را نمی نوشید

روزنامه رسالت صفحه 3 

   حجت الاسلام پناهیان با توجه به برخی اتهامات به دولت نهم گفت: یقین بدانید اگر شخصی همچون احمدی نژاد در زمان امام راحل بود، هرگز جام زهر به ایشان نوشانده نمی شد.به گزارش رسا، حجت الاسلام علیرضا پناهیان، در هیئت محبین اهل بیت (ع) قم گفت: دولت نهم از ویژگی های خاصی برخوردار است که به راحتی نمی توان از آن عبور کرد.وی افزود: دکتر احمدی نژاد دارای پشتکار و فردی سختکوش است و حضورش در میان مردم برگرفته از سیاست های مقام معظم رهبری در دوران ریاست جمهورشان است.این استاد حوزه و دانشگاه گفت: بدون حضور در میان مردم نمی توان مسائل کشور را پیش برد.وی تاکید کرد: نزدیک به سی سال تنها به دلیل عدم حضور مسئولان در میان مردم برخی مسائل لاینحل باقی ماند و تنها این سفرهای استانی و حضور رئیس جمهور در میان مردم بود که بسیاری از مسائل و مشکلات آنان را حل کرد.وی ادامه داد: برخی می گویند آقای احمدی نژاد دیکتاتور مابانه برخورد می کند، اگر این حرف درست باشد تازه می فهمیم احمدی نژاد با چه کسانی مواجه است که باید در برابر آنان که خود دیکتاتور بوده اند همان روش را پیش گرفت.حجت الاسلام پناهیان با اشاره به زمان اداره کشور در هشت سال دفاع مقدس گفت: ما برای حفظ آبروی برخی، نامه امام خمینی(ره) را بازگو نمی کنیم؛ ولی از آقای موسوی انتظار انصاف داریم، اگر نمایش ظاهری بر اساس اخلاق باشد، اما موضع گیری غیراخلاقی باشد خیلی خطرناک است. متاسفانه امروز با پدیده نفاق پیچیده ای روبرو هستیم. تا پیش از مناظره آن را از ضعف افراد می دانستیم؛ ولی اکنون این نفاق خود را نمایان کرده است. حجت الاسلام پناهیان گفت: این که به هر قیمت رای مردم را به سوی خود جلب کنیم، به لجن کشیدن سیاست است و برکت کشور را از بین می برد.
    

 

 

چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸

 

6 میلیارد دلار درآمد نفتی سال 83 کجاست؟

روزنامه ایران  صفحه 7

   با وجود گذشت چند سال از انتشار گزارش تفریغ بودجه سال 83 که آخرین سال عملکرد دولت اصلاحات بود، هنوز مسئله واریز نشدن 6 میلیارد از درآمد نفتی کشور به خزانه در این سال مشخص نشده است. به گزارش ایرنا، گزارش تفریغ بودجه سال 83 به عنوان آخرین سال عملکرد دولت اصلاحات که با تاخیر چندین ماهه اواخر سال 85 در صحن علنی مجلس هفتم قرائت شد، تصریح داشت که شرکت ملی نفت به سبب عدم واریز 6میلیارد دلار از درآمدهای نفتی به حساب خزانه تخلف کرده است. براساس گزارش تفریغ بودجه 83، تنها 28 میلیارد دلار از درآمد 34 میلیارد دلاری نفت خام در سال 83 به حساب خزانه واریز شده و شرکت ملی نفت 6 میلیارد دلار مابقی را نزد خود نگه داشته بود. با وجود گذشت چند سال از اعلام عمومی گزارش تفریغ بودجه سال 83 و تصریح دیوان محاسبات بر عدم واریز 6میلیارد دلار از درآمد نفتی به خزانه کشور از سوی دولت خاتمی، همچنان این مسئله بلاتکلیف باقی مانده و دیوان محاسبات مشخص نکرده است که سرنوشت این رقم چه شده است. گفتنی است اولین اشکالی که دیوان محاسبات در گزارش تفریغ بودجه سال 83 در حوزه نفت مطرح کرده بود، مربوط به فقدان اساسنامه در شرکت نفت بود و صراحتاً آمده بود که شرکت ملی نفت به رغم تذکرات و تاکیدات چندباره در مهلت های مقرر اقدام موثری در جهت تهیه و تنظیم و نهایتاً تصویب آن به عمل نیاورده است. در بخش دیگری از این گزارش درخصوص تخلف شرکت نفت ذکر شده بود: عواید حاصل از صدور و فروش نفت خام طی سال 83 به میزان 5/1 میلیارد بشکه که به ارزش متوسط هر بشکه 82/35 دلار به صورت ارزی و ریالی به صورت «نقد»، «بیع متقابل»، «سوآپ» و «معاوضه» در داخل و خارج از کشور معامله شده به حساب خزانه داری کل کشور واریز ننموده است. بدین معنا که مبالغ ارزی در حسابهای کارگزاری های بانک مرکزی ایران در خارج از کشور متمرکز شده و تمامی وجوه حاصل از فروش ریالی نفت در داخل نیز به عنوان درآمد شرکت ملی نفت ایران (نه دولت) تلقی شده است که کلاً ناقض اصل (53) قانون اساسی و مغایر تبصره (38) قانون بودجه و تخلف از ماده (11) قانون محاسبات عمومی می باشد. در ادامه این گزارش دیوان محاسبات به عدم واریز
    6 میلیارد دلار از مجموع کل عواید حاصل از فروش نفت خام در حساب خزانه اشاره کرده و تصریح داشت: تراز فیزیکی نفت خام در سال 1383 حاکی از کسر و نقصان 642/3 میلیون بشکه به ارزش بیش از 130 میلیون دلار حاصل از فروش و صادرات 886 میلیون بشکه نفت به صورت نقد،
    بیع متقابل و معاوضه در خارج و فروش 522 میلیون بشکه نفت در داخل و 23 میلیون بشکه به صورت سوآپ می باشد که صددرصد وجوه ریالی به مبلغ 140 هزار میلیارد ریال و حدود 6 میلیارد دلار از مجموع کل عواید حاصل از فروش نفت خام در حساب خزانه متمرکز نگردید و به حساب درآمد عمومی منظور نشده است. همچنین لازم به ذکر است در تخلفی دیگر از سوی دولت خاتمی، بر اساس نامه مورخه 12/11/84 اعضای محترم هیات عمومی دیوان محاسبات کشور به شماره 287/100/2 به رئیس مجلس، فاش شده است که در طول برنامه سوم حداقل 48 هزار میلیارد ریال از وجوه مربوط به فروش نفت در داخل و بیش از 3 میلیارد دلار فروش نفت به صورت بیع متقابل به خزانه داری کل واریز نشده و به عنوان منابع داخلی شرکت ملی نفت تلقی شده است. گفتنی است تخلفات میلیاردی در دولت قبل، در برداشت غیرقانونی از حساب ذخیره ارزی نیز نمود یافته است. در همین ارتباط رئیس سازمان بازرسی کل کشور دی ماه سال گذشته در گفت وگو با خبرگزاری مهر، از برداشت غیرقانونی از حساب ذخیره ارزی در دولت اصلاحات خبر داد. در آمار و ارقام گزارش های سازمان بازرسی کل کشور، تصریح شده که در زمان ریاست جمهوری خاتمی چندین میلیارد دلار بدون اجازه مجلس از حساب ذخیره ارزی برداشت شده است. همچنین در بخشی از این گزارش هم به این مسئله اشاره شده که در دوره نهم، برداشت از این حساب با اجازه مجلس بوده است

 

فقط قوه قضاییه می تواند اسامی مفسدان اقتصادی را اعلام کند

 روزنامه جام جم  صفحه 2 

   سخنگوی قوه قضاییه در خصوص اظهارات یکی از کاندیداهای انتخابات مبنی بر افشای اسامی مفسدان اقتصادی گفت: طبق تبصره 3 الحاقی ماده 188 قانون آیین دادرسی کیفری، برای اجرای این مساله، تنها یک مرجع وجود دارد و فقط قوه قضاییه می تواند به موجب حکم قطعی، اسامی مفسدان را اعلام کند.
       به گزارش «جام جم»، علیرضا جمشیدی در نشست خبری با خبرنگاران در توضیح این مساله گفت: طبق تبصره 3 الحاقی ماده 188، درباره محکومیت شخصی به جرم ارتکاب اختلاس، ارتشا، مداخله یا تبانی و اخذ پورسانت در معاملات دولتی، اخلال در نظام اقتصادی، سوءاستفاده از امتیازات برای جلب منفعت برای خود یا دیگری قطعی شود، قوه قضاییه خلاصه حکم و نوع مجازات محکوم را به هزینه خود وی و به دستور دادگاه صادرکننده رای قطعی، در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار و عنداللزوم در یکی از نشریات محلی منتشر می کند و به این صورت، اطلاعات در اختیار رسانه های عمومی قرار می گیرد.
    جمشیدی همچنین در خصوص رسیدگی به جرایم اقتصادی نیز با بیان این که مافیای نفت یا اقتصاد در ادبیات قضایی جایگاهی ندارد، گفت: پرونده هایی که عنوان جرایم اقتصادی دارند، از طریق وزارت اطلاعات، دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشور به قوه قضاییه ارسال می شوند و این قوه نیز طبق قانون، به طور جدی همه پرونده ها را رسیدگی می کند و اسامی تمامی افرادی که برایشان حکم صادر شده است، طبق قانون اعلام می شوند.
    وی همچنین با اشاره به آمار پرونده های رسیده به قوه قضاییه در خصوص شکایات انتخاباتی گفت: تاکنون حدود 20 استان آمار پرونده های خود را به قوه قضاییه ارسال کرده اند که خوشبختانه آمار این پرونده ها بالانبوده و کمتر از 100 پرونده در این زمینه تشکیل شده است.
        وی با بیان این که یکی از این پرونده ها مربوط به شکایت از یکی از سایت های اینترنتی است، گفت: عمده شکایت ها در خصوص شیوه تبلیغات، پاره کردن پوستر، نشر اکاذیب، اهانت به سخنرانانی که در حمایت از یک کاندیدا صحبت می کنند و توهین و افتراست.
        جمشیدی همچنین درباره انفجار در مسجد علی بن ابی طالب(ع) در زاهدان و اعدام 3 نفر از عاملان این پرونده گفت: همان طور که رئیس دادگستری استان سیستان و بلوچستان اعلام کرده است؛ تمامی مراحل قانونی درخصوص این پرونده با سرعت و دقت انجام شد و برای متهمان، وکیل گرفته شد و در کیفرخواست و رای صادره، تمام جرایم آنها ذکر شده است. وی با بیان این که متهمان طبق نوارها و فیلم های موجود، به جرایم خود اعتراف کرده اند، گفت: حتی نسبت به حکم صادر شده اعتراض نیز شده بود که این حکم پس از ارجاع به دادگاه تجدیدنظر، تایید و اجرا شد. وی در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران مبنی بر این که چطور در فاصله کمتر از 3 روز از حادثه حکم متهمان اجرا شد، گفت: در تمام دنیا با این جرایم بدون گذشت برخورد می شود و انتظار هم همین است که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران در چنین مواردی با قدرت، قاطعیت، سرعت و دقت عمل کند که همین گونه نیز هست.

 

 

دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸

 

وزیر امور اقتصادی و دارایی:دولت برای انتشار اسامی مفسدان اقتصادی محدودیت دارد

روزنامه کیهان  صفحه 4

  دولت برای انتشار اسامی مفسدان اقتصادی محدودیت دارد و اجرای قوانین قضایی و محکومیت آنها با دولت نیست.
    شمس الدین حسینی وزیر امور اقتصادی و دارایی این مطلب را در جلسه پرسش و پاسخ که درباره عملکرد اقتصادی دولت در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، اظهار داشت. وی با بیان اینکه با ابلاغ و اجرای اصل 44 قانون اساسی خللی در مدل اقتصادی کشور وجود ندارد، تصریح کرد: دولت در عرصه سیاستگذاری های اقتصادی به دنبال نظریه پردازی نیست و مدل اقتصادی کشور طبق چارچوب های قانون اساسی و اصل 44 که مورد تایید رهبری بوده، در نظر گرفته شده است.
    وی ا دامه داد: اصل 44 قانون اساسی یک موضوع علمی است که باید امور به دست مردم صورت گیرد و وظیفه دولت بسترسازی و نظارت برای اجرای آن است.
    حسینی در پاسخ به سوال یکی از پرسشگران در مورد برنامه های دولت برای اصلاح ساختارهای اقتصادی اظهار داشت: تلاش ها و زحمات زیادی راجع به این موضوع کشیده شده که نمونه آن اجرای طرح تحول اقتصادی تعریف نظام های فرعی و صاحب سیستم در آن کاملاً روشن شده است.
    وی ادامه داد: یک سوم درآمدهای کشور به یارانه ها اختصاص داده می شود و بعضی از دوستان تا دیروز از این موضوع انتقاد می کردند، اما اکنون در برنامه و شعارهایشان موضوع هدف مندی یارانه ها مطرح می شود.
    وی با بیان اینکه هدفمندی یارانه ها ادبیات روشن و شفافی دارد، گفت: دولت به دنبال حذف یارانه ها در اقتصاد و زندگی مردم نیست، بلکه باید این موضوع درست و به جا مصرف شود و در راستای حمایت از اقشار متوسط و ضعیف جامعه باشد.
    حسینی با طرح این سوال که آیا جایز است میلیاردها دلار صرف واردات بنزین به کشور شود، گفت: با اصلاح ساختارها باید این هزینه ها در اختیار برنامه های علمی و تولید و اقشار ضعیف جامعه قرار گیرد، تا عدالت میان تمام مردم رعایت شود.وی با بیان اینکه برنامه دولت در راستای اداره کشور در چارچوب قانون و برنامه چهارم توسعه است، خاطرنشان کرد: برنامه های اصلاح زیرساخت ها و موضوعات اقتصادی کشور و دولت مشخص است و نیاز به مدل ندارد.
    وی همچنین در پاسخ به سئوال دانشجویی مبنی بر عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی، گفت: حدود 15 سال است که این موضوع پیگیری شده و 8 سال قبل عضویت ایران به عنوان ناظر در این سازمان پذیرفته شد.
    وی ادامه داد: دولت تردیدی برای حضور در این سازمان ندارد اما بعضی از کشورها وقتی استحکام ایران را در عرصه جهانی مشاهده می کنند به دنبال تحریم ها و برخوردهای سیاسی با عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی می روند.
    وی در مورد درآمدهای نفتی و غیرنفتی کشور، گفت: دولت برای اداره کشور بهترین و سالم ترین منبع درآمد یعنی مالیات را در نظر گرفته است و در کنار این منابع دولت با فروش دارایی های خود درآمدهای جدید اخذ کرده که در بودجه به عنوان تراز مطرح است.
    وی در مورد برقراری عدالت در سهمیه بندی بنزین گفت: اقتصاد ایران از مشکلات زیرساختی رنج می برد که یکی از این مشکلات نظام یارانه ای در کشور است و هیچ کس آن را کتمان نمی کند.
    وی ادامه داد: از 30درصد یارانه که از درآمدهای کشور در نظر گرفته می شود 25 درصد آن به انرژی اختصاص داده می شود و بنزین وارداتی لیتری 500 تومان با یارانه 100 تومان در اختیار مردم قرار می گیرد و کسی که ماشین بیشتر دارد به منزله استفاده از یارانه بیشتر است که این بی عدالتی محسوب شده و دولت با اجرای هدفمندی یارانه ها به دنبال کم کردن این فاصله ها است.وی در پاسخ به شائبه هزینه کردن بودجه کشور در سفرهای استانی توسط دولت، خاطرنشان کرد: این گونه شائبه ها در شان دولت نیست و بنده به عنوان یک وزیر می گویم که حتی حق ماموریت به این سفرها داده نمی شود و بعضی اوقات از شام و ناهار هم خبری نیست.وزیر اقتصاد در پاسخ به سوال دانشجویی مبنی بر وجود مافیای اقتصادی در کشور، تصریح کرد: یکی از ویژگی های اقتصاد نفتی وجود اقتصاد یارانه ای است که با وجود اینها پتانسیل و ظرفیت برای گرفتن مجوزهای خاص با ارتباطات خاص ایجاد می شود و طبیعی است با اقتصاد دستوری این موضوع شدت بیشتری یابد.
    وی ادامه داد: دولت برای انتشار اسامی مفسدان اقتصادی محدودیت دارد و اجرای قوانین قضایی و محکومیت آنان با دولت نیست. 

 

ارتباط توطئه خرابکاری در هواپیما با سفر خاتمی

 روزنامه اعتماد ملی  صفحه 24

  برخی منابع خبری مدعی شدند توطئه خرابکاری در هواپیمای اهواز-تهران که شنبه شب خنثی شد با بازگشت خاتمی به تهران در ارتباط بوده است. سیدمحمدخاتمی در حالی که قرار بود مابین ساعت 22 تا 24 از اهواز به سمت تهران پرواز کند با پرواز ساعت22:30 دقیقه به تهران بازگشت. خبرگزاری ها خبر از آن دادند که 15 دقیقه پس از آنکه پرواز ساعت 22:30 هواپیمایی کیش ایر مسیر اهواز - تهران با 131 مسافر از فرودگاه اهواز برخاست، ماموران امنیت پرواز هواپیما متوجه جاسازی یک بمب دست ساز در داخل هواپیما شدند. به دنبال این حادثه، هواپیما بلافاصله در فرودگاه اهواز به زمین نشست و پس از تخلیه مسافران با تلاش ماموران، این بمب دست ساز خنثی شد.

 

از بوگاتی تا آستون مارتین

 روزنامه اعتماد ملی  صفحه 16

گرانترین خودروهای جهان به روایت تاپ گی یر

نویسنده: آرش بزرگمهر

بوگاتی
    امروز، صدها مدل خودرو در جهان تولید می شود و در این عرصه پر رقابت، شماری از شرکت های خودروسازی با معرفی مدل های لوکس و گران قیمت، گوی سبقت را از دیگران ربوده اند. در این میان، بوگاتی ویرون در میان گرانترین اتومبیل ها مقام اول را به خود اختصاص داده است، هرچند پیش بینی می شود برای مدت زمان طولانی نتواند از این جایگاه خود دفاع کند زیرا شرکت های دیگر نیز در حال ساخت و معرفی مدل های لوکس و جالبی برای رقابت با این مدل هستند. بوگاتی ویرون 4/16: این اتومبیل با بهره گیری از موتور 16 سیلندر خود می تواند 1040 اسب بخار قدرت تولید کند و به حداکثر سرعت 407 کیلومتر بر ساعت نیز دست پیدا کند. قیمت این اتومبیل یک میلیون و 700 هزار دلار است.
      فراری انزو
    فراری انزو این اتومبیل با بهره گیری از موتور 12سیلندر خود می تواند به حداکثر سرعت 301 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند. بدنه این اتومبیل تماما از جنس فیبرکرین است. قیمت این اتومبیل یک میلیون دلار است.
      پاگانی زوندا
    پاگانی زوندا C12: این اتومبیل با بهره گیری از موتور 3/7 لیتری 12 سیلندر خود می تواند به حداکثر سرعت 374 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند. شتاب صفر تا 100 کیلومتر این اتومبیل 2/3 ثانیه و قیمت این اتومبیل 741 هزار دلار است. معروفترین چهره ای که این نوع خودرو را برای اولین بار خرید زین الدین زیدان بود و تنها سه ماه پس از استفاده از این ماشین آن را فروخت. زیدان گفته بود حوصله این همه قدرت و سرعت را ندارم و دوست دارم از رانندگی لذت ببرم.
     دو استثنا
    در فهرست ارائه شده از سوی تاپ گی یر چند استثنا هم وجود دارد. مثلاآستون مارتین که خبری داده مبنی بر تولید گرانترین خودروی جهان. آستون مارتین جزئیات کمی در خصوص خودروی جدید خود موسوم به »یک ـ هفتاد و هفت« که به قیمت دست کم یک میلیون و 300 هزار یورو (یک میلیون و 950 هزار دلار) فروخته خواهد شد و بدین ترتیب گران قیمت ترین خودروی بازار لقب خواهد گرفت فاش کرده است. هر دستگاه از این مدل خودروی آستون مارتین مطابق خواسته های خریدار ساخته خواهد شد و مهندسان و طراحان ویژگی های دقیق خودرو را در گفت و گو با خریدار آتی تعیین خواهند کرد. بدنه آلومینیومی این خودرو با دست ساخته خواهد شد و حداکثر سرعت این مدل خودروی آستون مارتین 350 کیلومتر در ساعت است به طوری که در سه و پنج دهم ثانیه از سرعت صفر به صد کیلومتر در ساعت می رسد. بد نیست بدانید تاکنون پانصد مشتری بالقوه برای این خودرو شناسایی شده است. انتظار می رود اولین دستگاه از این مدل خودرو سال آینده تحویل مشتریان داده شود. دومین استثنا هم به خبر دیگری باز می گردد که شرکت ستولادر اختیار رسانه ها قرار داده است. طراحان این شرکت گفته اند قرار است نمونه اولیه گرانترین خودروی جهان در نمایشگاه آلمان به نمایش گذاشته شود. این ماشین که کوپه نام دارد دارای سقفی متحرک است و شرکت ستولای ایتالیا آن را ساخته است. شرکت ستولاکه در شهر تورینوی ایتالیا قرار دارد،درصدد است تا از این خودرو تنها 25 دستگاه بسازد. پیش بینی ها حاکی از آن است که قیمت این خودرو بین 5/1 تا 2 میلیون یورو(2/2 تا 9/2 میلیون دلار)خواهد بود. شرکت ستولانمونه اولیه این خودرو را در نمایشگاه خودروی ژنو که در مارس گذشته برگزار شد به نمایش گذاشت.
       رولس رویز فانتوم
    رولس رویز فانتوم: این اتومبیل با بهره گیری از موتور 8/6 لیتری 12 سیلندر خود می تواند به حداکثر سرعت 240 کیلومتر بر ساعت که به صورت الکترونیکی کنترل می شود دست پیدا کند. شتاب صفر تا 100 کیلومتر این اتومبیل 9/5 ثانیه و قیمت این اتومبیل 320 هزار دلار است.
    لامبورگینی مورسیه لگو
    لامبورگینی مورسیه لگو: این اتومبیل با بهره گیری از موتور 5/6 لیتری 12 سیلندر خود می تواند به حداکثر سرعت 330 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند. شتاب صفر تا 100 کیلومتر این اتومبیل 4/3 ثانیه و قیمت این اتومبیل 279 هزار و 900 دلار است.
        آستون مارتین وانکویش
    آستون مارتین وانکویش: این اتومبیل با بهره گیری از موتور 9/5 لیتری 12 سیلندر خود می تواند به حداکثر سرعت 321 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند. قیمت این اتومبیل 255 هزار دلار است.
    کوانیکسگ CCX
    کوانیکسگ CCX: این اتومبیل با بهره گیری از موتور 7/4 لیتری 8 سیلندر خود می تواند به حداکثر سرعت 395 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند. شتاب صفر تا 100 کیلومتر این اتومبیل 2/3 ثانیه و قیمت این اتومبیل 600 هزار و 910 دلار است.
      پورشه کاررا GT
    پورشه کاررا GT: این اتومبیل با بهره گیری از موتور 7/5 لیتری 10 سیلندر خود می تواند به حداکثر سرعت 330 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند. شتاب صفر تا 100 کیلومتر این اتومبیل 9/3 ثانیه و قیمت این اتومبیل 484 هزار دلار است.
     مرسدس SLR
    مرسدس SLR مک لارن: این اتومبیل با بهره گیری از موتور 5/5 لیتری 8 سیلندر خود می تواند به حداکثر سرعت 378 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند. شتاب صفر تا 100 کیلومتر این اتومبیل 1/3 ثانیه و قیمت این اتومبیل 455 هزار و 500 دلار است
      می باخ 62
    می باخ 62: این اتومبیل با بهره گیری از موتور 5/5 لیتری 12 سیلندر خود می تواند به حداکثر سرعت 250 کیلومتر بر ساعت که به صورت الکترونیکی کنترل می شود دست پیدا کند. شتاب صفر تا 100 کیلومتر این اتومبیل 2/5 ثانیه و قیمت این اتومبیل 385 هزار و 250 دلار است.

 

 

یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸

 

پیام فرانسه به ایران

روزنامه دنیای اقتصاد صفحه 2

   روزنامه الشرق الاوسط به نقل از مقامات فرانسوی نوشت: افتتاح پایگاه دریایی و هوایی فرانسه در ابوظبی پیامی برای ایران است مبنی بر اینکه فرانسه نمی تواند چهره اش را برگرداند و منطقه خلیج (فارس) و دوستان خود در این منطقه را به فراموشی بسپارد.
    به گزارش ایسنا، این روزنامه چاپ لندن به نقل از مقامات یاد شده ادامه داد: این پایگاه پیام دوگانه ای به دوستان فرانسه در منطقه و سایر طرف ها و اول از همه ایران است. توسعه برنامه هسته ای ایران وظیفه بازدارندگی جهت حفظ صلح را دارد. پایگاه دریایی و هوایی فرانسه در ابوظبی موسوم به پایگاه صلح در جریان سفر نیکولاسارکوزی، رییس جمهور فرانسه و هیات همراهش به ابوظبی افتتاح خواهد شد. این پایگاه با 150 نفر نظامی آغاز به کار خواهد کرد و تا پایان سال این تعداد به 500 نظامی خواهد رسید.

 

انتخابات و «حق شهروندی» ساسی مانکن

 روزنامه اعتماد صفحه 1

نویسنده: فرزانه روستایی

  دیدار آقای مهدی کروبی با خوانندگان جوان که ساسی مانکن نیز در میان آنان بود و باانگیزه طرح مشکلاتشان درخواست ملاقات با وی را مطرح کرده بودند احتمالاً برای جلب طیف گسترده یی از آرای جوانان شادمان صورت گرفت که بنا بر مقتضیات سنی و عواقب نوع پرورشی که در نظام آموزش و پرورش از سر گذرانده اند دنیا را از منظر ریتم و ادبیات هجو گونه عاشقانه می بینند. منظورم طیفی است که منطقاً تا دو سه دهه دیگر صاحبان و اداره کنندگان این ملک خواهند بود و فرصت خواهند داشت با دنیای متفاوت ذهنی شان ارزش های آقای کروبی و سه نامزد دیگر ریاست جمهوری دیگر را به چالش بگیرند. بی تردید میلیون ها جوانی که دوران شادمان جوانی شان را با نغمه های تولیدی ساسی مانکن می گذرانند، دنیای خود را متفاوت از چهار نامزد ریاست جمهوری خواهند ساخت کمااینکه این آقایان اگر امروز این گونه اند سال های جوانی خویش را به گونه دیگری گذرانده اند. بدین لحاظ دیدار مهدی کروبی با خواننده جوانی که همنشین خلوت و شادمانی میلیون ها ایرانی پا به سن نگذاشته است، اتفاقی کم نظیر و تحسین برانگیز است که می تواند نشانه هایی از دعوت طیف هایی را دربرداشته باشد که همواره نه تنها به هیچ انگاشته شده اند بلکه حتی در رسانه ها و تبلیغات رسمی وجودشان انکار می شود. برای مطالعه ریشه های دانسته یا ندانسته شده دیدار یک نامزد ریاست جمهوری با خواننده و آهنگسازی که حتی بردن نام آن منشاء استهزا و خشم مراجع رسمی و روشنفکری می شود، ضروری است به ابتدایی ترین «حق هایی» برگردیم که میزان بهره مندی آدم های زاییده شده در قلمرو ایران را مشخص می کند و براساس آن این نکته را مورد مداقه قرار دهیم که آیا تفاوت گفتمان ساسی مانکن و هوادارانش می تواند موجب سلب حقوق شهروندی از آنان شود یا اساساً داشتن شناسنامه ایرانی و کد ملی کشور ایران موجب پدید آمدن حقی می شود که دارنده آن را مجاز می سازد متناسب با شرایط خود در این مملکت زیست کند.بسیاری از جوامع در حال گذار، یعنی جوامعی که معیارها و ارزش هایی را وانهاده و تکلیف خود را با فوران ارزش ها و معیارهای جدید هنوز روشن نکرده اند، به خود اجازه می دهند و این حق را بر خود فرض می دانند که اتباع کشور خود را به شهروند درجه یک، شهروند درجه دو و شهروند درجه هیچ تقسیم کنند و نیز این حق را برای خود قائل هستند تا درجه های شهروندی را متناسب با منافع گردانندگان نظام سیاسی جابه جا کنند. برخلاف قاعده فوق ساسی مانکن 23 ساله - و طیف وسیعی از ایرانیان که با فرهنگ متفاوت و دگرگونه رتبه «شهروند درجه هیچ» دریافت کرده اند - 17 سال پیش وارد سیستم آموزش و پرورش کشور شد و طی 12 سالی که دوران دانش آموزی را طی کرده حداقل هفته یی دو بار در مراسم دعای کمیل و دعای ندبه در مدرسه حضور داشته و مسوولان امور پرورشی مدرسه نیز به صورت تمام وقت بر تربیت و پرورش او نظارت داشته اند تا اندکی انحراف و هوای نفس بر او تاثیر نگذارد. او در کنکور سراسری شرکت کرده و دانشجوی رشته کامپیوتر یکی از دانشگاه های کشور است. روند تحصیلی و زندگی او حاکی از آن است که هیچ روال غیرمعمولی را طی نکرده و به غیر از مواقعی که سی دی جدیدی ارائه می دهد، یک شهروند بی مساله است. با این حال، خواندن شغل اصلی اوست اما بر اساس حرفه یی که به آن اشتغال دارد «هیچ کس» حساب می شود. برای شفاف تر کردن پارادوکس هایی که بر اساس آن می توان حق شهروندی احراز کرد یا از آن خلع شد لازم به یادآوری است که تولیدات این دارنده شناسنامه ایرانی فاقد حق شهروندی، عمومی ترین نغمه یی است که حتماً و تقریباً در اکثریت قریب به اتفاق خانه ها و خانواده های ایرانی شنیده می شود. حتی فرزندان و نوه های کسانی که حق شهروندی توزیع یا خلع می کنند با ترانه های او کاملاً آشنا هستند و حتماً همه آهنگ های وی را در منزل دارند. حال چگونه می توان فردی با این ویژگی را شهروند درجه هیچ نامید یا دیدار مهدی کروبی با او را غیر واقع بینی دانست.چگونه است که در جوامع پیشرفته یی که براساس تجربیات آنان ماهواره به فضا پرتاب می کنیم یا برد موشک هایمان را افزایش می دهیم، خوانندگان بسیار بسیار مردمی یا جوان پسند رتبه مافوق شهروندی می گیرند، مدال های درجه یک دریافت می کنند و در مراسم ملی در ردیف شخص اول کشور جای می گیرند. در مواردی نیز که شهرت آنان از قلمروهای ملی فراتر می رود، همین خوانندگان از طرف سازمان ملل به عنوان «نماینده صلح» جهانی معرفی می شوند و به مناطق جنگی و بحران زده آفریقا اعزام می شوند تا با ترانه های خود مردم را به دوری از خشونت و استقرار یافتن آرامش دعوت کنند. از دیگر ویژگی های جوامع در حال گذار که هیچ نظام ارزشی را جایگزین نظام ارزشی از هم فرو پاشیده سابق نکرده اند، این است که سلب حق شهروندی را از دورترین لایه های اجتماعی که قرابت کمتری با نظام ارزشی حاکم دارند، شروع می کنند اما به همان نقطه به پایان نمی رسانند.در چنین جوامعی نه تنها بی دفاع ترین اقشار اجتماعی فاسد، بی ریشه و عوامل دشمن شمرده می شوند بلکه بر مبنای همان ملاک های انحصار طلبانه، دارنده هر اندیشه یا معیار متفاوت از حاکمان سیاسی نیز طرد، منکوب و لگدمال می شود. به عبارت دیگر روند سلب شهروندی از شهروندان بدون دفاع و حاشیه نشین آغاز می شود اما در ادامه دامان اندیشمندان، دگر اندیشان، منتقدان، متجددان و معترضان سیاسی را نیز می گیرد.
    همین روند در ادامه برای نویسندگان، شعرا و هنرمندان چارچوبی تعیین می کند که چه بیندیشند، چه شعری را بگویند و هنرمندان چه چیزی را زشت یا زیبا ببینند. همین نظام ارزشی در شرایطی که در یک مواجهه عادلانه «توان دفاع از خود را ندارد» خود را مجاز می شمارد انبوه تولیدات فرهنگی از جمله کتب، نوشته ها، اشعار سروده شده و نغمه های ضبط شده و فیلم های آماده اکران را در توقیف نگه دارد.آنچه نظام رتبه بندی شهروندان به شهروندان درجه یک و دو و هیچ به بار می آورد، مهاجرت گسترده تحصیلکردگان، اندیشمندان و در بهترین شرایط تحمیل «در وضعیت خفقان نفس کشیدن» کسانی است که تاب و توان مهاجرت را ندارند. جمله چندی پیش دولتشاهی مبنی بر اینکه می خواستند ما را بمیرانند، حاکی از کارکرد چنین جریانی است.
    نظام توزیع ناعادلانه حق شهروندی و سلب حق شهروندی در اوج اعمال اقتدار خود و هنگامی که حتی با زندانی کردن مخالفان و ناراضیان هم نمی تواند نظامی یکدست را فراهم آورد، این حق را برای خود قائل است که حق نفس کشیدن را از دگراندیشان دور و نزدیک سلب کند.
    شاید آلمان شرقی تا پیش از حادثه عظیم فروپاشی دیوار برلین و سرنگونی رژیم جمهوری دموکراتیک در سوم اکتبر 1990 تنها نمونه منحصر به فرد از کارکرد و ثمره وجود چنین پارادوکس اجتماعی در تاریخ معاصر باشد. جمهوری دموکراتیک آلمان شرقی به صورت رسمی بر اساس ملاک ها و معیارهای کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی اداره می شد اما جوانان این کشور کار خود را می کردند و بر اساس فرهنگ جاری در آلمان غربی تربیت می شدند. نتیجه چنین پارادوکسی منجر به ایجاد دوگانگی و سپس شکافی عمیق بین مردم و حاکمیت سیاسی در آلمان شرقی شد که در نهایت طی چند روز درگیری به فروپاشی دیوار برلین و سپس محو شدن نظام سیاسی آلمان شرقی منجر شد.
    شاید این مباحث را فقط در آستانه انتخابات که فضای سیاسی بازتری اعمال و تحمیل می شود، بتوان مطرح کرد اما جوان 23 ساله یی که بدون هیچ گونه امکانی توانسته به خلوت نه صدها هزار که به خلوت میلیون ها جوان ایرانی نفوذ کند، خوب یا بد، زشت یا زیبا نماد دگرگونه بودن و نماد امکان پذیر شدن غیرممکن ها در شرایط غیرممکن ها و یک استثناست.اگر نامزدهای ریاست جمهوری دفاع از حقوق دورترین و بی دفاع ترین لایه های اجتماعی، فرهنگی و گرایشات سیاسی را در برنامه خود بگنجانند، امری که دفاع از آن مستلزم پرداخت هزینه هایی خواهد بود، در آن صورت موفق به تثبیت معیار ثابتی از «شهروند ایران» بودن خواهند شد که جامعه ما به شدت محتاج و تشنه آن است. فقط در آن صورت است که جامعه ما به جای تبعیض و تهدید و ترس و دورویی و چاپلوسی نهادینه شده، فرصت آزمودن آرامش را نیز خواهد داشت و صد البته همزیستی مسالمت آمیز با خودمان را که به شدت با آن بیگانه شده ایم.

 

مفهوم واقعی عدالت و پیشرفت

روزنامه جام جم صفحه 4 

نویسنده: الیاس نادران

   واژگان در مکاتب اقتصادی مبتنی بر فلسفه آنها مفهوم خواهند یافت و اشتراک لفظی نباید باعث اختلاط مفاهیم شود، این حکم شامل واژه های <عدالت و پیشرفت> نیز می شود.
    برای مثال در مکتب آزادی گرایان (Libertarian) که راست ترین گرایش مکاتب سرمایه داری است و اعتقاد به حداکثر آزادی های فردی دارد، عدالت را این می داند که دولت حداقل دخالت در جریانات اقتصادی را داشته باشد و تنها به عنوان یک نگهبان شب باید مراقبت کند تا افراد خارج از قراردادهای اجتماعی تجاوز به حقوق یکدیگر نداشته باشند. توزیع مجدد درآمد، توجه به اقشار کم درآمد و وظایفی از قبیل تثبیت، توزیع و... برای دولت ها در این مکتب خلاف عدالت است. در مقابل، تساوی گرایان (Egalitarian) که قائل به حداکثر دخالت دولت در اقتصاد هستند و به چپ ترین گرایش مکاتب اقتصادی مشهورند، عدالت توزیعی را از اساسی ترین شعب وظایف دولت می دانند.
    برنامه های اقتصادی دولت های پس از انقلاب نیز متاثر از هر یک از این دیدگاه های نظری در طیفی از گرایش ها از «دولتی کردن محض» امور اقتصادی «رهاسازی کامل» فعالیت های اقتصادی نوسان داشته است. مثلاحضرت امام (ره) در واکنش به گرایش های افراطی دولتی در پیام 22 بهمن 1363 خود می فرمایند: «چنانچه کرارا تذکر داده ام، دولت، بی شرکت ملت و توسعه بخش های خصوصی جوشیده از طبقات محروم مردم و همکاری با طبقات مختلف مردم با شکست مواجه خواهد شد. کشاندن امور به سوی مالکیت دولت و کنار گذاشتن ملت، بیماری مهلکی است که باید از آن احتراز شود و در این موضوع، گزارش های مختلفی می رسد و...» در اولین دولت پس از جنگ نیز با تغییر رویکردها و محور قرار گرفتن برنامه «سیاست های تعدیل اقتصادی» صندوق بین المللی پول با هدف کوچک کردن حجم دولت و اعاده تعادل به بازارهای ارز، پول، کالا، انرژی و... خصوصی سازی و واگذاری ها در دستور کار دولت قرار گرفت.
    در این مقطع نیز به دلیل بی توجهی به عدالت توزیعی و آموزه های دینی و سهم طبقات محروم و مستضعف از رانت های نفتی، نه تنها دولت در اصلاح ساختارها، توفیق چندانی به دست نیاورد، بلکه به دلیل تورم های سنگین و موج بیکاری ها، بخش قابل توجهی از مردم زیر چرخ های توسعه یکسویه، تنها با هدف ارتقای کارآیی و رشد، له شدند و واکنش های تند اجتماعی را به دنبال داشت، به گونه ای که به رغم میل سیاستگذاران اقتصادی آن زمان «سیاست های مثبت» جایگزین «سیاست های تعدیل» شد.
    متاسفانه به رغم تاکیدات مکرر رهبری در سیاست های کلی برنامه های توسعه (در 3 برنامه توسعه دوم تا چهارم) عدالت اجتماعی و توجه به اقشار محروم در کانون توجه این برنامه ها قرار نگرفت و مجددا سیاست های تعدیل اقتصادی در شکل های متفاوت و در حوزه های متعدد ادامه یافت و به دلیل نبود زیرساخت های لازم و نیز عدم تطبیق با رویکردهای دینی و تجارب تاریخی و فرهنگی این سیاست ها نیز با وجود ضایعات مختلف اجتماعی نتوانست هدفگذاری های سیاستگذاران اقتصادی و برنامه ریزی را تامین کند.
    ادعای برنامه ریزان اقتصادی آن زمان این بود که باید فرصت داد: سرمایه داران کیک توسعه کشور را از طریق پس انداز، سرمایه گذاری و رشد تولید ناخالص داخلی بزرگ کنند و از مراحل بعدی توسعه طبقات پایین دست نیز از مواهب آن برخوردار خواهند شد، شاید به همین دلیل است که قانون ضدانحصار با وقفه نزدیک به 2 دهه از 1386 در مجلس هفتم به تصویب می رسد.
    این رویکرد به رشد و توسعه اقتصادی کشور علاوه بر عوارض اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی (از قبیل کاهش سرمایه اجتماعی، رشد ارتشا و فساد مالی و اداری، بی عدالتی در برخورداری از مواهب الهی، خدمات عمومی و...) به دلیل شکل گیری قدرت های اقتصادی و قطب های مالی متصل به حوزه هایی از قدرت سیاسی کشور، راهبردهای سیاسی کشور چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی، را بشدت تحت تاثیر قرار داده و قدرت حاکمیت ملی را بشدت تضعیف می کند و بناچار سیاستگذاران باید در جهت منافع این قطب های قدرت اقتصادی در مراودات تجاری با خارج از کشور و در چارچوب نظم نوین اقتصادی ساخته شده به دست نظام سلطه سرمایه داری جهتگیری های سیاسی خود را تنظیم کنند. صحبت از استقلال سیاسی، حمایت از مظلومان، مقابله با نظام تک قطبی و حاکمیت سرمایه بر جهان و تلاش برای اشاعه ارزش های اسلامی و انقلابی در این رویکرد بی معناست و پیشنهاد کرده اند که ایران باید به «بازیگر هنجارپذیر» تبدیل شود و حاکمان سیاسی کشور باید برای «بازیگر هنجارپذیر» شدن کشور در سطح منطقه، سیاست های خارجی نظام را در جهت منافع اقتصادی این قطب های قدرت تغییر دهند (توصیه های صریح در کتاب مبانی نظری و مستندات برنامه چهارم توسعه، تهیه، تدوین و چاپ شده در سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت اصلاحات) شاید به همین دلیل تصور بازگشت ناپذیر بودن این سیاست های اقتصادی بود که به رغم مسوولیت گرفتن عنصر چپی مثل آقای ستاری فر در سازمان مدیریت و برنامه ریزی، یکی از طراحان این سیاست ها گفته بود؛ ایشان هم باید همان مسیری را بروند که ما طراحی کرده ایم.
    شاید نیاز به توضیح اضافی نباشد که تداوم این سیاست ها تیر خلاص را بر آمانگرایی اسلامی می زد و نظام اسلامی را از درون، تهی می کرد و از آن، جز پوسته ای باقی نمی ماند.
    بدیهی است؛ نظام اسلامی به دور از این نظریه پردازی های القایی وارداتی افراطی و تفریطی باید مدل توسعه ای را پایه ریزی کند که عدالت و پیشرفت را همسنگ و در چارچوب آموزه های دینی طراحی و اجرا کند و به این ترتیب، ضمن ارائه یک مدل توسعه همه جانبه اسلامی، الهام بخشی در جهان اسلام را به یک هدف دست یافتنی و اصولی تبدیل کند. دولت های آینده بناچار باید مسیر اصلاح شده در چند سال گذشته که نمونه هایی از آن در قوانینی از قبیل اجرای سیاست های کلی اصل 44، قانون مدیریت خدمات کشوری، مالیات بر ارزش افزوده، مبارزه با جرم پولشویی، رفع موانع تولید و سرمایه گذاری و... آمده است، عملیاتی کنند و با تدوین، تصویب و اجرای قوانین تکمیلی، شرایطی را فراهم سازند که از افراطی گری دولتی یا تفریط رهاسازی اقتصادی به دور باشد و اقتصادی کارآفرین، عادلانه، مردمی و رشدیافته را رقم بزنند.
    گفتنی است؛ در این فرصت ایجاد شده مسوولیت اندیشمندان دلسوز مسلمان و نظریه پردازان اقتصادی برای طراحی این مدل «پیشرفت و عدالت» که حداقل یک دهه در کشور باید عملیاتی شود تا کشور را به مسیر صحیح تعالی قرار دهد، دو چندان می نماید. آنها با درک درست آموزه های دینی و با اتکا تجربه بشری و دانش اقتصادی، اجتماعی خود می توانند به بومی سازی در طراحی و اجرای جامع، صحیح و اصولی این مدل کمک کنند.
    

 

 

شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۸

 

مردم چگونه درسود نفت شریک می شوند

 روزنامه ایران صفحه 1 

وزیر نفت در گفت وگو با «ایران» جزئیات انتشار اوراق مشارکت صنعت نفت و گاز را اعلام کرد

نویسنده: غلامحسین نوذری

■ بخش های جذاب و درآمدزای صنعت نفت که پیش از این در اختیار خارجی ها یا در انحصار دولت ها بود، به مردم تعلق می گیرد
    ■ یک میلیارد دلار سرمایه گذاری در میادین نفتی، ظرف یک سال 3 میلیارد دلار درآمد دارد که در هیچ یک از فعالیت های سرمایه گذاری اقتصادی نظیر ندارد
    ■ نرخ بازگشت سرمایه در پروژه های نفتی به 200 تا 300 درصد هم می رسد
    ■ مشارکت مردم در میادین نفت و گاز علاوه بر سوق دادن سود سرشار تولید به جانب مردم، شیوه ای مناسب برای تامین مالی به موقع طرح های توسعه صنعت نفت و گاز است
    ■ با افزوده شدن قیمت جهانی نفت، مردم نرخ بهره مرکب دریافت می کنند که به مراتب از سود ثابت برخی اوراق مشارکت بیشتر خواهد بود
     سود نفت این بار به جای تقدیم به خارجی ها به مردم داده می شود. بخش های جذاب درآمدزای صنعت نفت که پیش از این عمدتاً در اختیار خارجی ها یا در انحصار دولت ها بود، به مردم تعلق می گیرد؛ از این پس ایرانیان در شیرینی سودهای نفتی مستقیماً سهیم می شوند. رئیس جمهور هفته پیش از طرح دولت برای توزیع سود نفت به مردم خبر داد؛ شیوه ای که برای اولین بار، مشارکت فراگیر ایرانیان را در پروژه های نفت و گاز کلید خواهد زد. احمدی نژاد در اجلاس مدیران ارشد صنعت نفت اعلام کرد: دولت به این منظور بزودی اقدام به انتشار اوراق مشارکت خواهد کرد تا مردم بتوانند در سود پروژه های نفت و گاز سهیم شوند. رئیس جمهور حامل پیامی اقتصادی بود که با این طرح دولت، بخش خصوصی و مردم به شیرینی ذاتی صنعت نفت دست خواهند یافت؛ موضوعی که برخی رسانه های داخلی و خارجی منتقد دولت، در واکنش به آن اعلام کردند؛ اجرای این طرح هرگز امکان پذیر نیست و این طرح برداشتی از طرح هایی است که خارج از دولت نهم ابداع شده است. این در حالی است که پیش از این، مقامات نفتی ایران در سال های آغازین دولت نهم اعلام کردند، «مردم بزودی سهامدار میادین نفت و گاز خواهند شد.»
    نفت، شیرین ترین بخش اقتصادی
    نوع نگاه دولت ها به صنعت نفت که همواره مانع از ورود مردم (و یا بخش خصوصی) به تمام بخش های این صنعت شده بود این بار تغییراتی اساسی خواهد داشت. حوزه نفت یکی از سودآورترین بخش های اقتصادی است که مشارکت اقتصادی در آن همواره با بازده فراوان پاسخ داده شده است. لذا انتشار اوراق مشارکت در بخش نفت هم می تواند سود بیشتری را نسبت به سرمایه گذاری در سایر بخش های اقتصادی به دنبال داشته باشد. مشارکت در پروژه های انرژی در تمام کشورهای صاحب ذخایر نفت و گاز دارای منافع گسترده اقتصادی است؛ به ویژه در ایران با هزینه های پایین تولید که دولت اکنون زمینه حضور مردم و توزیع عمومی سود این صنعت را فراهم کرده است. آمارهای موجود در این صنعت نشان دهنده جذابیتی است که می تواند به جای آن که در اختیار شرکت های خارجی یا تامین کننده های مالی خارجی قرار گیرد به ملت های صاحب ذخایر اختصاص یابد. در پروژه ای چون طرح تجاری 12 پارس جنوبی که شرکت ملی نفت 6 میلیارد دلار در آن سرمایه گذاری خواهد کرد پیش بینی شده است که این پروژه بتواند سالانه 6 میلیارد دلار درآمد زایی (با قیمت های سال 2008) داشته باشد؛ حتی ارزیابی ها نشان می دهد در پروژه ای نظیر میدان نفتی آزادگان، نرخ بازگشت سرمایه در مواردی به 200 تا 300 درصد هم می رسد؛ یعنی چنانچه در این پروژه یک میلیارد دلار سرمایه گذاری شود در یک سال سه میلیارد دلار درآمد ایجاد خواهد شد؛ که این وضعیت هرگز در هیچ یک از فعالیت های سرمایه گذاری اقتصادی مصداقی نداشته و ندارد. حال به خوبی مشخص می شود که با این اوصاف، یک میدان نفتی یا گازی که می تواند 30 تا 40 سال تولید مداوم داشته باشد چه سودی را نصیب سهامداران خود خواهد کرد. این طرح دولت قطعاً با چشم انداز هیچ کدام از بخش های قابل مشارکت و سرمایه گذاری قابل قیاس نیست. از سوی دیگر، این طرح نه تنها سود سرشار تولید از میدان های نفتی و گازی را به مردم و داخل کشور سوق خواهد داد بلکه می تواند شیوه ای مناسب برای تامین مالی به موقع طرح های توسعه ای صنعت نفت و گاز باشد تا از این طریق ایران بتواند با تولید از میدان های موجود و احیای میدان های قدیمی، تولید از میدان های مشترکی که ممکن است از سوی همسایگان زودتر مورد برداشت قرار گیرد را تسریع کند. طرح نفتی دولت از جنبه های دیگری هم قابل اهمیت است؛ چرا که با افزوده شدن بر قیمت و تقاضای نفت در بازارهای جهانی می تواند به مردم نرخ بهره مرکب بپردازد؛ نرخی که به مراتب از سود ثابت برخی اوراق مشارکت بیشتر خواهد بود. از سوی دیگر، این طرح که منافع همزمان مردم و کشور را در پی خواهد داشت می تواند خاصیت دوچندان دیگری هم داشته باشد؛ چراکه با اجرای آن، یعنی مشارکت مردم در طرح های سرمایه گذاری نفت و گاز، ریال های موجود در دست مردم جمع آوری و کنترل خواهد شد و به جای آن که سرمایه های مردم در حوزه های غیراقتصادی نظیر پرداخت هزینه های مصرفی جهت واردات کالاهای مصرفی و رشد تنوع مصرف بی قاعده قرار گیرد و منجر به ایجاد تورم شود با روندی برنامه ریزی شده به بخش های زیربنایی کشور وارد خواهد شد تا ظرفیت های تولیدی ایران را چندین برابر افزایش دهد.
      سرمایه گذاری مردم در صندوق نفت
    عالی ترین مقام نفتی ایران دیروز اعلام کرد: این طرح منحصر به دولت نهم است و از ابتکاراتی است که در حوزه صنعت نفت صورت گرفته است. غلامحسین نوذری در گفت وگویی اختصاصی با «ایران» گفت: دولت نهم برای سهیم کردن مردم در سود پروژه های نفت و گاز تصمیم به انتشار اوراق مشارکت گرفته است اما عده ای به دلیل در پیش بودن انتخابات و منافع سیاسی سعی کردند طرح رئیس جمهور را به گونه ای دیگر مطرح کنند. او افزود: مشارکت سرمایه گذاری مردم در طرح های نفت و گاز فقط منحصر به طرح های بالادستی نیست بلکه مردم می توانند در طرح های پائین دستی نظیر ساخت مجتمع های پتروشیمی و پالایشگاه های میعانات گازی حضور داشته باشند که هر دو بخش دارای توجیه اقتصادی فراوانی است. نوذری اشاره کرد: کسانی که در سرمایه گذاری های نفتی یا گازی مشارکت کنند قطعاً نسبت به سایر بخش ها سود بیشتری خواهند برد. او در پاسخ به این که آیا نرخ سود مشخصی برای اوراق مشارکت نفتی در نظر گرفته شده است گفت: میزان سود مشارکت به نحوه اجرای پروژه، زمان اجرای آن و نوع میدان های تولیدی نفت و گاز متفاوت خواهد بود که اکنون وزارت نفت و دولت در حال تهیه چارچوب های مشارکت اقتصادی مردم و دولت هستند. وزیر نفت با اشاره به این که بررسی های نهایی این طرح در حال انجام است، توضیح داد: یک نوع از مشارکت مردم براساس پرداخت سود ثابت برای اوراق مشارکت خواهد بود اما در شیوه دیگری مردم می توانند در صندوق سرمایه گذاری نفت که بزودی تشکیل می شود، مشارکت کنند. نوذری گفت: کلیات تاسیس صندوق سرمایه گذاری صنعت نفت با کارکرد مشارکتی با همکاری بانک مرکزی توافق شده است که اکنون چارچوب های نحوه عملکرد این صندوق در حال تدوین است. نوذری گفت: قطعاً پروژه های نفت به میزان قابل توجهی منابع ریالی نیز برای خرید و ساخت داخلی نیاز دارد که این ارقام می تواند از سوی مردم تامین شود تا آنها مستقیماً از سود سرشار حاصل از سرمایه گذاری در حوزه انرژی مستقیماً برخوردار شوند. او در پاسخ به سوال دیگر «ایران» درخصوص نظر رئیس جمهور بر ایجاد «بانک نفت» و این که آیا تاسیس یک بانک دولتی از سوی وزارت نفت مطابق با چارچوب های قانونی اصل 44 است، عنوان کرد: منظور از ایجاد بانک نفت، تاسیس بانکی خصوصی در صنعت نفت است که لزوماً به منظور تامین مالی طرح های توسعه ای این صنعت تشکیل نمی شود. او افزود: بانک خصوصی نفت می تواند پیمانکاران، سازندگان و مشاوران پروژه های نفت و گاز را که پیش از این از منابع خارج از کشور وام دریافت می کردند، پشتیبانی کرده و زمینه حضور سریع تر و بلندمدت آنها را در پروژه های ایرانی فراهم کند. وزیر نفت با مثبت خواندن اجرای طرح توزیع سود نفت بین ایرانیان گفت: براساس ارزیابی های انجام شده، ایران باید سالانه 20 تا 25 میلیارد دلار در صنعت نفت و گاز سرمایه گذاری کند که باید گفت با توجه به اقتصادی بودن این پروژه ها، چشم انداز مثبتی از مشارکت مردم در این صنعت را در بر خواهد داشت.

 

کدام تصمیم دولت کارشناسانه بوده است؟

روزنامه اعتماد  صفحه 1

کارشناسان اقتصادی به پرسش احمدی نژاد پاسخ می دهند

  گروه اقتصادی، تلویزیون روشن است. احمدی نژاد در حلقه خبرنگاران قرار گرفته است. در برابر دوربین های تلویزیونی خطاب به منتقدان خود می گوید: «بگویند کدام تصمیم دولت غیرکارشناسی بوده است؟» از غلامعباس که یکی از شهروندان تهران است می پرسم می توانی یکی از کارهای دولت را بگویی؟ می گوید نه نمی توانم. سوال رئیس جمهوری موضوعی نیست که غلامعباس و غلامعباس ها پاسخ قانع کننده یی به آن بدهند. آنقدر به این پرسش رئیس جمهوری فکر می کنم که حتی سر جلسه کنکور هم اینقدر به فکر فرو نرفته ام. باید سراغ کارشناسان و خبرگان رفت. - الو، سلام. از اعتماد تماس می گیرم. (محمدعلی نجفی پشت خط است) هم نسل های من او را به خوبی می شناسند: کسی که در دوران وزیری اش بر آموزش و پرورش نظام جدید دوره متوسطه، پیش دانشگاهی، تعطیلات زمستانی و تغییر تاریخ بازگشایی مدارس از اول مهر به 15 شهریور رقم خورد. او اینک به تیم مهدی کروبی پیوسته و رئیس کمیته برنامه ریزی این کاندیدا شده است. می پرسم آقای احمدی نژاد هفته گذشته سوالی را مطرح کردند و از منتقدان خواستند تا بگویند کدام کار دولت نهم غیرکارشناسی بوده است، شما کار غیرکارشناسی در این دولت سراغ دارید؟ نجفی می گوید: «آقای رئیس جمهور بگویند کدام کارشان کارشناسی بوده است؟» - آقای دکتر این حرف شما خیلی کلی است به هر حال ایشان این سوال را مطرح کرده اند. روی صحبت ایشان هم به افرادی مثل شماست. پاسخ قطعی تان به این پرسش چیست؟ «به اعتقاد من از هزار تصمیمی که در دولت نهم گرفته شد بعید می دانم 50 تصمیم آن کارشناسی باشد. اگر هست چرا اسناد و مدارک برای این تصمیمات شان ارائه نمی کنند. شما همین طرح سهام نفت را در نظر بگیرید. این طرح مربوط به آقای کروبی بود اما دیدید که دو شب نگذشت این طرح را کپی کردند و گفتند می خواهند بین مردم اوراق مشارکت نفت پخش کنند. مردم در نظر داشته باشند این طرح آقای احمدی نژاد طرح جدیدی نیست. ایشان در گذشته هم برای طرح های مختلف اوراق مشارکت می دادند. از طرفی اوراق مشارکت را نمی شود به مردم هدیه داد یا بخشید. اوراق مشارکت را باید خرید. کسی هم که توان خرید این اوراق را داشته باشد می تواند از سود آن استفاده کند. اما اگر منظور ایشان طرح آقای کروبی است که ملت را سهامدار نفت کنند بیایند صادقانه بگویند این طرح خوبی است و می توان آن را در کشور اجرا کرد، نه اینکه از آن به نفع خودشان کپی برداری کنند. پس طرح سهامدار کردن مردم از طریق اوراق مشارکت تازه ترین طرح غیرکارشناسی دولت است که می توان به آن اشاره کرد. از طرفی ظاهراً ایشان هنوز گزارش دیوان محاسبات را نخوانده اند. دیوان محاسبات که ارگانی وابسته به اصلاح طلبان نیست. این نهاد توسط مجلس اصولگرا انتخاب شده است. گزارشی که داده عنوان کرده در بودجه سال 86، دولت بیش از 54 درصد تخلف داشته است.
    یعنی از 310 بند مربوط به این بودجه 160 بند آن را با تخلف اجرا کرده است. این گزارش چه معنایی می دهد؟
    مطمئناً معنایش این نیست که کارهای دولت کارشناسی شده بوده است. وقتی می آیند سازمان مدیریت کشور را منحل می کنند این طور می شود که 54 درصد قانون بودجه را با تخلف به اجرا می رسانند. اخیراً هم آمده اند گفته اند انحلال این سازمان را از شهید رجایی الهام گرفته اند. ایشان در دفاع از این اقدام غیرکارشناسانه خود درمانده اند و پای دیگران را به این اقدام باز کرده اند. دیدید که همه نزدیکان شهید رجایی هم این گفته رئیس جمهوری را تکذیب کردند. پس برای پاسخ به این پرسش زیاد دنبال مصادیق نگردید. بهتر است کار کارشناسی پیدا کنید. ببخشید من پشت خطی دارم و باید از شما خداحافظی کنم.»
    وقتی با فرشاد مومنی این گفته رئیس جمهوری را در میان می گذارم، آنقدر شگفت زده می شود که می گوید بهتر است چند ساعتی بعد با او تماس گرفته شود. او که تئوریسین تیم اقتصادی میرحسین موسوی است وقتی آن چند ساعت می گذرد، می گوید: «برای من این اظهارنظر شگفت انگیز می آید، آقای احمدی نژاد مطمئناً به خاطر دارند که اقتصاددانان برجسته کشور تاکنون چهار نامه به ایشان نوشته اند و از همان ابتدا خواستیم مشفقانه و با رعایت موازین اخلاقی و علمی هشدار دهیم که اقدامات این دولت در حوزه اقتصاد چشم انداز تحقیرکننده یی برای کشور به وجود می آورد. با کمال تاسف دیدید که به نامه ها توجهی نشد و تمام پیش بینی ها درست از آب درآمد. ایشان پس از چهار سال هنوز برایشان جای ابهام دارد که کدام کارشان غیرکارشناسی بوده است. این ابهام ایشان برای من مایه شگفتی است. ایشان یادشان نباید رفته باشد در نشستی که با اقتصاددانان برگزار کردند وعده دادند گزارش عملکرد خودشان را از اصل 44، سند چشم انداز 20 ساله و برنامه چهارم ارائه دهند اما این کار را انجام ندادند. نتیجه این می شود که درباره موضوعات معین، عدد و رقم و آمارهای مختلفی عنوان می شود. این آمارها آنقدر متفاوت بودند که خود آقای احمدی نژاد دستور دادند برای اقتصاددانان آمار رسمی فرستاده شود. با اینکه ایشان در برابر دوربین های تلویزیونی این دستور را دادند اما تاکنون چنین اقدامی انجام نشده است. عدم انتشار این آمارها باعث شده کل ظرفیت کارشناسی دولت بلااثر شود، خسارت های سنگینی به بدنه دولت وارد شود و فرصت های زیادی از کشور گرفته شود. به گواه برنامه چهارم توسعه، سالانه باید 3/20 میلیارد دلار به اهدافی دست می یافتیم. در این چهار سال به جای 80 میلیارد دلار به گواه نماگرهای اقتصادی بانک مرکزی، 203 میلیارد دلار هزینه شده است اما اکثر اهدافی که برای برنامه چهارم در نظر گرفته شده بود محقق نشده است.
    چون نظرات کارشناسان نادیده گرفته شد و کارشناسان از دسترسی به آمار و اطلاعات محروم ماندند، دولت روی انتشار کارنامه اقتصادی اش را ندارد. چرا ایشان از تیم اقتصادی شان نمی پرسند دلیل عدم انتشار گزارش عملکرد درباره سند چشم انداز، برنامه چهارم و اصل 44 چیست؟ آیا پاسخ جز این است که به خاطر روش هایی که در پیش گرفته اند روی ارائه گزارش ندارند؟
    آقای احمدی نژاد بیایند صادقانه وعده های وزیر کشاورزی شان را منتشر کنند و بگویند چرا وقتی ایشان دولت را تحویل گرفتند، در تولید گندم خودکفا شدیم اما امروز که می خواهند دولت را تحویل دهند ایران به بزرگ ترین واردکننده گندم در جهان تبدیل شده است؟»
    از مومنی می خواهم یکی از غیرکارشناسانه ترین اقدامات دولت نهم را بگوید: «تاسف بارترین رویه غیرکارشناسانه یی که در این دولت اجرا شد و اقتصاد جامعه ایران باید سال ها هزینه این اقدامات را بپردازد انبساط مالی افراطی در دوران شکوفایی قیمت نفت بود که باعث نابرابری ها شد و رکود و پسرفت رتبه فساد مالی را برای کشورمان به ارمغان آورد. در این دولت، ایران 54 رتبه در بین کشورهای دارای بدترین فساد مالی پس رفت و از رتبه 87 در سال 84 به 141 در سال جاری رسید. علاوه بر این موارد به سبب تصمیم های شتاب زده یی که در سفرهای استانی گرفته شد اتلاف منابع غیرمتعارفی در سیستم دولتی به وجود آمد چرا که دولت در این سفرهای استانی به طور فاجعه آمیزی انتظارات مصرفی مردم را دامن زد و طرح های عمرانی غیرکارشناسانه یی را آغاز کرد: طرح هایی که به خاطر انبساط افراطی در سیستم مالی کشور پایه و اساس غیرکارشناسانه یی داشت.» مومنی از رئیس جمهوری یک خواسته دارد: «من اعلام آمادگی می کنم حاضرم لیستی چندصد سوالی را از تصمیم ها و اقدامات غیرکارشناسانه ایشان در اختیارشان بگذارم و به طور حضوری مناظره کنم. از روابط عمومی ریاست جمهوری هم تقاضا دارم فقط وعده هایشان را در طول چهار سال فعالیت شان منتشر کنند تا مردم ببینند کدام بخش از وعده هایشان محقق شده و دلیل عدم تحقق مابقی آنها چیست.»
    نوبت به اسحاق جهانگیری می رسد. دولت نهم در تبلیغات خود معمولاً اجرای طرح های صنعتی و معدنی را به عنوان مهم ترین اقدامات خود معرفی کرده است. هشت طرح فولادی که در سال 1384 با تسلیم شورای اقتصاد و برخلاف استراتژی توسعه صنعت فولاد کشور و اصل 44، عملیات اجرای آن شروع شد از طرح هایی است که بسیاری از فعالان صنعتی و معدنی کشور آن را طرحی غیراصولی و ناکارشناسانه می دانند. وزیر سابق صنایع و معادن درباره این هشت طرح می گوید: «من هنوز متوجه نشده ام. دولت از یک طرف بزرگ ترین کارخانه تولید فولاد خود (فولاد مبارکه) را به بخش خصوصی واگذار کرده و از طرفی هم آمده با سرمایه خود هشت طرح فولادی را در هشت نقطه کشور آغاز کرده است. از طرفی می آید این کارخانه شش میلیون تنی را به بخش خصوصی می دهد و از طرفی هم خودش با سرمایه گذاری که انجام می دهد می آید با بخش خصوصی رقابت می کند. اگر دولت به این نقطه رسید که اجرای چنین طرح هایی مقرون به صرفه است چرا بخش خصوصی را تشویق نمی کند بروند و سرمایه گذاری کنند. از طرفی هم قرار نبود دولت در صنعت فولاد سرمایه گذاری جدیدی انجام دهد بلکه بنا بر این گذاشته شد تا اگر بخش خصوصی نقطه یی را برای ایجاد صنعتی مناسب می داند برای سرمایه گذاری وارد عمل شود.»
    جهانگیری هنوز هم سعی می کند با لحنی دلسوزانه از دولت انتقاد کند: «به اعتقاد من کار غیرکارشناسی در ارتباط با تصمیمات اقتصادی بسیار زیاد است. مهم ترین کار غیرکارشناسی دولت بی اعتنایی به انتقادات دلسوزانه بوده است تا جایی که توانستیم سعی کردیم به موقع به دولت تذکر دهیم اما نه تنها توجهی نشد بلکه وقتی از نحوه استفاده درآمدهای نفتی انتقاد کردیم، آقای احمدی نژاد در پاسخ به انتقادات گفت «اینها حسودی شان می شود وقتی می بینند این دولت بی وقفه به کار مشغول است.» گفتیم این نحوه هزینه باعث می شود بیماری هلندی در اقتصاد کشور شیوع پیدا کند، تورم بالارود و واردات تولید را زمین گیر کند. گفتند بین تورم و نقدینگی رابطه یی نیست. اما چیزی نگذشت که تورم 5/10 درصدی شد 25 درصد. واردات 30 میلیارد دلاری به 60 میلیارد دلار در سال رسید. بخش صنعت صدایش درآمد هیچ، کشاورزان هم اعتراض کردند. داستان شکر که یادتان نرفته است. کشورهایی که حتی عضو سازمان جهانی تجارت هستند برای شکر تعرفه بالای صد درصد بسته اند. تعرفه 150 درصدی شکر را به چهار درصد رساندند که دیدید 5/3 میلیون تن شکر وارد کشور شد و کارخانه های قند و شکر کشور را با بحران روبه رو کرد و چغندرکاران کارشان را از دست دادند. در بخش نظام پولی که نگاه می کنیم متوجه می شویم به خاطر دستورات غیرکارشناسانه یی که صادر شد نظام بانکی کشور را عملاً ناکارآمد کرد. بدهی معوق بانک ها از هشت هزار میلیارد تومان به بیش از 30 هزار میلیارد تومان رسید. این اتفاق باعث شد نظام بانکی کشور دیگر نتواند از بخش تولید حمایت به موقع داشته باشد. صنعتگری نیست که از کمبود نقدینگی صدایش درنیامده باشد. این هم گذشت تا بحران جهانی اقتصاد پیش آمد. همه گفتند با این بحران باید عالمانه برخورد شود، اما گفتند این بحران بر اقتصاد کشور کمترین تاثیر را می گذارد. نتیجه این تساهل باعث شد بودجه یی برای سال 88 به تصویب مجلس برسد که از همین امروز که دو ماه بیشتر از سال نگذشته همه بگویند 25 هزار میلیارد تومان کمبود بودجه داریم. دولت به موقع از این انتقادات استفاده نکرد. بی اعتنایی به خرج داد و باعث شد این انتقادات از زبان کارشناسان به زبان کاندیداها در زمان انتخابات بیفتد. هوشمندی رقیب باعث شد با استفاده از این انتقادات به نفع خود استفاده کند.»
    جهانگیری ادامه می دهد: «مهم ترین کار دیگر غیرکارشناسی دولت نهم سیاستگذاری های کلانی است که در بخش اقتصاد داشته است. این سیاست ها کل فعالیت تولید، اقتصاد و زندگی مردم را تحت تاثیر خود قرار داده است. درست است که دولت پرتقال وارد نکرده اما سیاستی اتخاذ کرده که واردات پرتقال فعالیتی اقتصادی و سودده شده است. اجازه دهید درباره سهام عدالت هم نکته یی را بگویم. چیزی که امروز به عنوان سهام عدالت گفته می شود موضوعی نیست که ابتکار دولت نهم باشد بلکه مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام است که مقام رهبری هم آن را تایید کرده اند. در آن مصوبه آمده بود بخشی از درآمدهای اصل 44 به نقاط محروم و افراد ضعیف کشور اختصاص داده شود. حتی ما در دولت آقای خاتمی بخشی از منابع را برای بهبود وضعیت طبقات ضعیف شناسایی کردیم و منابعی را اختصاص دادیم. اما این مصوبه که به صورت سهام عدالت در حال اجراست دو مشکل بزرگ را به وجود آورده است: اول اینکه مدیریت بنگاه های بزرگ واگذار نشده و مدیریت این بنگاه ها هنوز دست دولت است. مردم سهامی را گرفته اند اما نمی دانند این سهام مربوط به کدام کارخانه است. سهمی که دریافت کرده اند را نمی توانند بفروشند. از طرفی هم بوروکراسی زیادی بر سر راه واگذاری این سهام ایجاد شده که عملاً بخشی از سود را از بین برده است. سهامی که واگذار شده بدون اجرای طرح تحول است. این در حالی است که کارخانه های واگذار شده کمترین سود را نسبت به ارزش دارایی خود دارند. تازه برخی از کارخانه ها هم زیان ده هستند.
    به نظر بنده اگر کارخانه ها را فروخته بودیم و اوراق مشارکت به مردم داده بودیم سود بیشتری به آنها می رسید. بر اساس محاسبات، سالانه 380 هزار تومان سود به مردم می رسید. این در حالی است که دولت تنها 80 هزار تومان را به عنوان سود برای این سهام در نظر گرفته است.»
    بیژن زنگنه دیگر منتقدی است که به پرسش رئیس جمهوری پاسخ می دهد. وقتی می پرسیم کدام کار دولت نهم غیرکارشناسی بوده، می گوید: «این پرسش مثل آن است که از فردی که مو ندارد بپرسیم تو چرا مو نداری. به نظر من دولت نهم اقدام کارشناسی شده یی انجام نداده است. وقتی سازمان مدیریت و برنامه ریزی که مغز مدیریت و اداره کشور است به دستور رئیس دولت منحل می شود آیا می توان از چنین دولتی توقع داشت اندیشه و کار کارشناسانه یی داشته باشد.»
    زنگنه که از سوی دولت نهم متهم به مافیاپروری شده، می گوید: «من آقای احمدی نژاد را به مناظره دعوت می کنم تا درباره مافیای نفت با هم صحبت کنیم. از ایشان خواهش می کنم اسامی مافیای نفت را که هیچ پرونده یی در قوه قضائیه ندارند اعلام کند تا من هم به ایشان بگویم چه کسانی از بیرون مجموعه نفت از درآمد سوآپ میلیاردر شده اند.»
    سعید لیلاز نیز همچون اسحاق جهانگیری باز شدن درهای واردات را به روی کالاهای خارجی یکی از کارهای غیرکارشناسانه دولت نهم می داند: «در 10 ماه اول پارسال 58 میلیارد دلار کالاوارد شده است. اگر فقط در دو ماه آخر سال گذشته 12 میلیارد دلار کالابه کشور وارد شده باشد، سال گذشته واردات 70 میلیارددلاری داشته ایم. اگر براساس سال 86 در سال 87 هم 30 میلیارد دلار واردات خدمات داشته باشیم، سال گذشته کشور در کل بیش از 90 میلیارد دلار واردات داشته است. این رقم نشانگر این است که واردات در دولت نهم به دو برابر دولت خاتمی و سه برابر پیش از انقلاب رسیده است. اجازه بدهید از رئیس جمهوری بپرسیم چرا این وضع پیش آمده است، چرا سهم بخش تولید در GDP سال به سال در حال کاهش و رشد اقتصادی کشور به زیر هشت درصد رسیده است و چرا نرخ بیکاری 5/12 درصد شد و برای نخستین بار آمار بیکاران کشور به مرز سه میلیون نفر رسیده است؟»

 

خاتمی:در انتخابات ایران تقلب وجود ندارد

روزنامه کیهان  صفحه 2 

    رئیس بنیاد باران تاکید کرد که در انتخابات ایران تقلب به معنای خاص کلمه وجود ندارد.
    حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی، در گفت وگو با نشریه آمریکایی نیوزویک در این باره اظهار داشت: «فکر نمی کنم در انتخابات ایران تقلب به معنی خاص کلمه وجود داشته باشد یا بتواند تاثیرگذار باشد.»
    وی افزود: «خود من هم در دوران مسئولیت ریاست جمهوری چندین انتخابات را برگزار کردم. اگر چنین چیزهایی هم وجود داشته باشد در مقابل نتایج آن انتخابی که مردم در آن نقش دارند، متفاوت و ناچیز است.»
    این اظهارات خاتمی در حالی بیان می شود که برخی چهره ها و گروه های اصلاح طلب اخیرا با طرح تشکیل «کمیته صیانت از آرا» سعی در القای شبهه در سلامت انتخابات و نتایج احتمالی آن را دارند.

 

 

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

در دولت نهم خانه های گلی روستاییان به < بتُن آرمه > تبدیل شد

روزنامه آفتاب یزد صفحه 2

   مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت گفت: همت عالی و تلاش و اراده راسخ محمود احمدی نژاد و دولت نهم بسیاری از مشکلات کشور را حل کرد. به گزارش ایرنا، محمدناصر سقای بی ریا در جلسه طلاب وفضلای استان کهگیلویه و بویراحمد درمسجد اهل بیت (ع) قم اظهارداشت: دولت با همت وتلاش خود تمام این مشکلات را بر طرف کرد و تمام خلاءهای ناشی از محرومیت را پر نمود و دره هایی را که تنها از تبعیض پر شده بودند به فضای مناسب برای خدمت به مردم تبدیل کرد و همین تلاش و همت و عزم راسخ است که احمدی نژاد را از رئیسان جمهوری دیگر متمایز می سازد. وی ادامه داد: این دولت بحق دارای یک همت عالی واراده تاثیر گذار است و توانسته تمام سازمان ها و نهادهای کشور را تحت تاثیر این همت عالی خود قرار دهد که آمار رسمی وزارتخانه های مختلف گویای این حقیقت است. مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت تصریح کرد: متوسط کارهای اجرایی که در این دولت انجام شده 600 درصد نسبت به زمان مشابه در سال گذشته خود رشد کرده یعنی 6 برابر شده که البته در بعضی از بخش ها این آمار تا 20 الی 30 برابر هم ارتقا یافته و با حداقل تقسیم وجمع بندی های صورت گرفته تاکنون در این دولت بیش از 6 برابردر همه بخش ها کار صورت گرفته است. وی با اشاره به اقدامات گسترده دولت نهم افزود: بسیاری از روستاهای ما که ازحداقل امکانات زندگی بی بهره بودند و حتی خانه های آنان همچنان از خشت وگل بود با تسهیلات اختصاص یافته ازسوی دولت نهم این خانه های گلی به خانه های بتون آرمه تبدیل شده اند. سقای بی ریا در ادامه به طرح دیدگاه های دولت نهم پرداخت وافزود: دولت نهم به روحانیت همواره توجه داشته و آن را منشا کارهای خوب می داند و معتقد است باید اقتصاد کشور را بسازیم نه با فرمول های غربی بلکه این امر باید با کمک اندیشه های تابناک روحانیت محقق شود. وی ادامه داد: هیئت دولت وهیئت وزیران خود را حلقه وابسته به مراجع می دانند اما به ناچار در مسائل اجرایی تابع امر رهبر معظم انقلاب هستند.

 

میر حسین موسوی : زمان انقلاب فرهنگی مسوولیتی نداشتم

 روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 2 

   چند روز پیش عبدالکریم سروش با انتشار مقاله ای خواستار روشن شدن نقش میرحسین موسوی در انقلاب فرهنگی شده بود که البته میرحسین در سخنرانی خود در دانشگاه زنجان به آن پاسخ داده است.
    به گزارش پایگاه خبری جمهوریت، میرحسین موسوی در دانشگاه زنجان گفت: من در زمان انقلاب فرهنگی هیچ مسوولیتی نداشتم و هنوز نخست وزیر هم نشده بودم؛ اما در آن دوران با توجه به شرایط کشور و دستور حضرت امام افرادی چون شهید باهنر، شمس آل احمد، سروش و تعدادی دیگر مامور این مساله شدند. وی در واکنش به سوال دانشجویان در این زمینه تاکید کرد: سوالات شما به عنوان یک دانشجو باید دقیق و مبتنی بر واقعیات تاریخی باشد؛ اما به هر صورت من واقعا ارتباط موضوع انقلاب فرهنگی با خودم را حس نکردم و در این باره هیچ سند و مدرکی هم وجود ندارد. نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از دانشجویان خواست تا با مطالعه دقیق تاریخ انقلاب با کتاب ها و نوشته های حضرت امام (ره) شخصیت ایشان را معرفی کنند.

 

فقیرترین نامزد معلوم شد!

روزنامه کیهان  صفحه 2

    معاون خاتمی در زمان ریاست جمهوری وی از فعالیت روزنامه دانشگاه آزاد در خدمت ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی خبر داد.
    ابطحی با اشاره به راه اندازی روزنامه های کلمه سبز و اندیشه نو از سوی ستاد موسوی نوشت: «همچنین روزنامه فرهیختگان که قبلاپشتیبانی فنی و تخصصی دانشگاه آزاد را بر عهده داشت قرار است به عنوان یک روزنامه سراسری انتشار یابد که اگرچه در ظاهر احتمالابی طرف خواهد بود ولی به دلیل حمایت ضمنی آقای هاشمی رفسنجانی و دانشگاه آزاد از آقای موسوی این روزنامه چتر حمایتی از ایشان را در انتخابات خواهد داشت.»
    گفتنی است برخی مقامات و روسای دانشگاه آزاد سرویس های ویژه ای را برای ستاد آقای موسوی ارائه می کنند و در کنار آن محدودیت های جدی برای سخنرانان حامی احمدی نژاد ایجاد می کنند. تدارک 3 روزنامه انتخاباتی از سوی ستاد نامزد احزاب 3 قلو که علی القاعده هزینه گسترده ای به همراه دارد، با اظهار محرومیت و قناعت و زهد و فقر از سوی همین طیف همراه شده و آنها مکرر می نالند که پول نفت کجا رفت، امان از دل مردم مستضعف و...! مثل آن شاگردی که در انشای خود درباره فقر نوشته بود: ما فقیریم، مستخدم های خانه ما همه فقیرند، سرآشپزهایی که در خانه ما کار می کنند مستضعفند، راننده های ما فقیرند، باغبان های خانه ما همه در فقر به سر می برند و...

 

آمار متناقض چهار دستگاه دولتی در مورد یک میلیارد دلار گم شده

 روزنامه اعتماد صفحه 4 

نویسنده: صبا آذرپیک

  تلاش کابینه دولت نهم برای خاتمه دادن به غائله یک میلیارد دلار بی نتیجه ماند و دیوان محاسبات کل کشور اعلام کرد چهار نهاد دولتی آمار و گزارش ضد و نقیضی دادند که قانع کننده نیست در حالی که در سه هفته گذشته حامیان دولت در مجلس تلاش کردند به ماجرای سرنوشت نامعلوم یک میلیارد دلار از بودجه کشور پایان دهند و حتی اظهاراتی مبنی بر «اشتباه دیوان محاسبات» مطرح شد، اما دیروز دیوان محاسبات کل کشور رسماً اعلام کرد همچنان مصر هستند که تکلیف این پول از بیت المال مشخص نیست.
    این در حالی است که علی لاریجانی و برخی از نمایندگان نزدیک به وی در این مدت به خاطر پیگیری ماجرای یک میلیارد دلار گم شده تحت فشار بودند. گرچه لاریجانی به دیوان محاسبات و کمیسیون برنامه و بودجه مجلس دستور پیگیری این ماجرا را داده بود اما رایحه خوش خدمتی های مجلس، رئیس مجلس و دیوان محاسبات را متهم به سیاسی کاری و ارائه اطلاعات غلط به مردم کردند.
    اما «سکوت» معنی دار علی لاریجانی و رحمانی فضلی چندان دوام نیاورد و دیروز اعلام شد چهار نهاد «بانک مرکزی»، «شرکت ملی نفت»، «خزانه داری کل» و «وزارت امور اقتصادی و دارایی» پاسخ ها و آمار ضد و نقیضی را به دیوان محاسبات دادند. معاون حقوقی و پارلمانی دیوان محاسبات دیروز به ایلنا خبر داد وزیر اقتصاد دولت نهم سریعاً موضوع را سیاسی و رسانه یی کرد و به مسوولان دیوان محاسبات اتهام سیاسی کاری زد. حال آنکه به گفته فریدون همتی اختلاف و مغایرت جدی بین حساب های وزارت نفت و بانک مرکزی وجود دارد که دیوان محاسبات با قاطعیت پیگیر این موضوع خواهد بود. یک میلیارد دلار پولی است که باید از حساب وزارت نفت و شرکت های تابعه به حساب بانک مرکزی واریز می شد. اما در زمان قرائت گزارش تفریغ بودجه 85 به یکباره در صحن علنی مجلس اعلام شد بخشی از درآمدهای کلان بخش گاز به حساب خزانه کشور واریز نشده است. در آن زمان حامیان دولت سناریوی «توطئه دیوان محاسبات برای تشویش اذهان عمومی» را مطرح کردند. تا آنجا که به صراحت محمدحسین فرهنگی نایب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه اعلام کرد این پول گم نشده و همان پولی است که دولت در سفرهای استانی به مردم می دهد. همزمان هم برخی از نمایندگان از جمله شهرزاد نماینده اصفهان اظهار داشت با علنی شدن این تفاوت رقم در دخل و خرج بودجه سال 85 محبوبیت احمدی نژاد در برابر افکار عمومی کاهش یافته تا آنجا که این هشدار به سرعت توسط حامیان دولت در مجلس مخابره شد.
    پس از این اتفاق علی لاریجانی و نزدیکانش در مجلس که مصراً خواستار پیگیری سرنوشت یک میلیارد دلار فوق بودند، ترجیح دادند سکوت کنند. به ویژه آنکه دو نماینده رایحه خوش هم در این رابطه نطق کرده و رئیس مجلس را به رفتار سیاسی متهم کردند. همزمان هم محمود احمدی نژاد به فاصله یک شب در یک مصاحبه تلویزیونی، دیوان محاسبات را به اشتباهات مفرط در حساب و کتاب بودجه متهم کرد و آمار دلارهای با سرنوشت نامعلوم را یک اشتباه حسابداری عنوان کرد. گرچه در آن دوران رئیس دیوان محاسبات از این اتهامات تبری جست اما حامیان دولت دو هفته پیش گزارشی منتشر و به استناد آن اعلام کردند مشکل حل شده و اشکال از دیوان محاسبات بوده است. اما دیروز فریدون همتی اعلام کرد از سوی بانک مرکزی، شرکت ملی نفت، خزانه داری کل و وزارت امور اقتصادی و دارایی پاسخ هایی به دیوان محاسبات واصل شد که این پاسخ ها با هم متفاوت بوده و وافی به مقصود نیست.
    معاون امور حقوقی مجلس و تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور از پیگیری قاطع این نهاد نظارتی برای روشن شدن موضوع واریز مبلغ مورد نظر از حساب های وزارت نفت (شرکت های تابعه) به بانک مرکزی خبر داد. وی گفت: دیوان محاسبات کشور همیشه نگران این موضوع بوده که فضای کار حرفه یی و تخصصی در سایه فضاسازی های سیاسی دستخوش اختلال شود و قبلاً نیز بیان شده بود که پاسخ به موارد مغایرت های بودجه یی که حکم صریح قانونی برای رسیدگی و اتخاذ تصمیم دارد، رسانه یی نشود اما متاسفانه مثل اینکه عده یی بدشان نمی آید هر از چندگاهی در کانون توجه رسانه ها قرارگیرند .
    همتی اظهار داشت: مغایرت حساب فی مابین وزارت نفت (شرکت های تابعه) و دولت محدود به سال 1385 نبوده و به سنوات قبل و سال 1386 نیز تسری دارد که نتیجه غیرشفاف بودن رابطه دولت و شرکت ملی نفت است.
    به گفته وی خوشبختانه در ادبیات گزارش تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور واژه یی تحت عنوان کسر و نقصان و گم شدن وجهی ذکر نشده بلکه عدم واریز مبلغ یک میلیارد دلار به حساب خزانه اشاره شده است که مبنای آن فرآیند محاسبات بودجه یی سال 1385 و جداول مربوط است.
    متعاقب قرائت گزارش تفریغ بودجه در جلسه علنی مجلس طبق اصل 55 قانون اساسی برای اطلاع عموم حساسیت هایی به وجود آمد و هر کس از ظن خود به این موضوع پرداخت.
    او گفت: دکتر حسینی وزیر امور اقتصادی بهتر بود به جای رسانه یی و سیاسی کردن فضا صبر می کردند تا مسوولان مرتبط با این بخش بعداً برای پاسخگویی و روشن کردن موضوع مغایرت حساب وزارت نفت و دولت (خزانه داری کل) به دادسرا و هیات های مستشاری دعوت شوند و مطمئناً با استعانت از ذات باریتعالی هیات های مستشاری برابر قانون اقدام به انشای رای خواهند کرد و نتیجه آن در اختیار افکار عمومی قرار خواهد گرفت.

 

 

چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

رئیس دانشگاه تهران: اعتراض دانشجویان به کم بودن مبلغ هدیه احمدی نژاد بود

روزنامه اعتماد صفحه 1

   رئیس دانشگاه تهران علت اعتراض به کمک احمدی نژاد به دانشجویان دختر کوی دانشگاه را «کم بودن این مبلغ» عنوان کرد. برخی رسانه ها از اعتراض دانشجویان به پرداخت های نقدی احمدی نژاد به خاطر شائبه انتخاباتی بودن خبر داده بودند. بنا بر این گزارش ها مسوولان کوی شهید چمران دانشگاه تهران قصد توزیع سه هزار قطعه بن 50 هزار تومانی را تحت عنوان هدیه نوروزی دولت در میان دانشجویان داشتند که با واکنش و اعتراض دانشجویان دختر روبه رو شدند. اما فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران با رد انتخاباتی بودن اهدای کارت بانک با اعتبار 50 هزار تومان به دانشجویان دختر اعلام کرد اعتراض دانشجویان نه به خاطر شائبه انتخاباتی بودن کارت ها بلکه به دلیل مبلغ کم میزان کمک بوده است. فرهاد رهبر در گفت وگو با مهر با بیان این مطلب افزود: مبلغ یک میلیارد تومان از سوی رئیس جمهور به دانشجویان به عنوان کمک اختصاص یافته بود که سهم دانشگاه تهران از این مبلغ 500 میلیون تومان بود. بنابراین این کمک تنها مربوط به دانشگاه تهران نبوده و بخشی از آن به این دانشگاه اختصاص یافته است. 

 

نامزد پنجاه وهفتی مثل میرحسین موسوی!

روزنامه کیهان صفحه 2 

   نامزد احزاب 3 قلو در توجیه ارتباط برخی عناصر گروهک نهضت آزادی با ستاد خود، به وضعیت اول انقلاب این گروهک که هنوز ناشناخته بود متوسل شد و خیانت های 3 دهه اخیر آنها را کتمان کرد.
    موسوی که در دانشگاه آزاد یزد سخن می گفت با پرسش انتقادی یکی از دانشجویان نسبت به مواضع وی درباره نهضت آزادی مواجه شد و گفت: «هرجا می روم این را می پرسند و من هم توضیح می دهم. هرچه بیشتر بپرسید من هم بیشتر توضیح می دهم و البته این به ضرر کسانی خواهد بود که اصرار به این سوال دارند(!) نهضت آزادی حزب معروف قبل از انقلاب است و انتخاب دولت موقت و حضور مرحوم بازرگان در آن نیز به درخواست شهید بهشتی بود، شهید بهشتی ما را به همراه چهار نفر از نهضت آزادی دعوت کرد و به آنها گفت که بیایید با هم یک حزب واحد تشکیل دهید اما بعد از آن اختلافاتی پیش آمد و صف ها از هم جدا شد. اما هرگز از من نخواهید شنید که اعضای نهضت آزادی را به عنوان شهروند این نظام قبول نداشته باشم. باز هم این سوال را بپرسید و من باز هم همین پاسخ را می دهم. من با آنها (نهضت آزادی) اختلاف دارم؛ اما آنها را نیز شهروند جمهوری اسلامی می دانم. نه تنها نهضت آزادی، هرکس دیگری هم که در این کشور در قالب ایران بزرگ فعالیت کند شهروند این نظام است و نظام در قبالش مسئولیت دارد.»
    موسوی که گویا اصرار دارد در تاریخ بهمن 57 بماند و جلوتر از آن را ورق نزند، اشاره ای به این واقعیت نکرد که در آن روزگار -همانند سازمان مجاهدین خلق (منافقین) - هنوز ماهیت نفاق آمیز گروهک نهضت آزادی مشخص نشده بود و عملکرد خائنانه آنها در دولت موقت در کنار تسخیر شجاعانه لانه جاسوسی و انتشار اسناد خیانت برخی سران نهضت نظیر امیرانتظام و ابراهیم یزدی بود که بتدریج ماهیت آنها را آشکار کرد و نمی توان ائتلاف امروز با گروهکی آمریکایی را با حسن نیت شهید بهشتی در 30 سال پیش مقایسه کرد که این قیاس مع الفارق است.
    اکنون هم بحث «حقوق شهروندی» نیست که نظام باید برای حضرات تامین کند یا نکند. سخن بر سر این است؛ مدعی پیروی از خط امام و اصولگرایی چگونه می تواند نامزد احزاب 3قلویی باشد که به ائتلاف و تفاهم کامل با گروهک نهضت آزادی رسیده اند. رئیس همین گروهک به خاطر حمله به قانون اساسی، روحانیت و رهبری، سال گذشته مورد تمجید صدای آمریکا قرار گرفت و منوچهر گنجی وزیرسلطنت طلب رژیم شاه اعلام کرد حاضر است دست ابراهیم یزدی را به خاطر این مواضع ببوسد! همچنین یزدی در مصاحبه های اخیر خود روحانیت را سد راه توسعه در ایران معرفی کرده و ادعا نموده اصلاح طلبان برخلاف ده سال پیش که پایبند مرزبندی خودی و غیرخودی بوده اند، اکنون آماده همکاری و ائتلاف با ما هستند در حالی که ما حتی یک ذره از مواضع خود عقب نشینی نکرده ایم.
    آخرین شیرین کاری رئیس گروهک نهضت آزادی همین چند روز اخیر بود که با تشکر از موضع موسوی درباره نهضت آزادی به سایت ضدانقلابی رادیو زمانه گفت ما از نامزدهای اصلاح طلب سهمی در کابینه نمی خواهیم اما توقع داریم با شجاعت و شهامت از برخی خط قرمز ها عبور کنند!

 

سازمان مدیریت پای پهلوی را به ایران کشیده بود

روزنامه آفتاب یزد  صفحه 2 

   رئیس مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری گفت: 80 درصد منابع در 16 سال گذشته در اختیار 20 درصد ایرانی ها بود.به گزارش فارس، مجتبی زارعی در دانشگاه مازندران بیان داشت: انقلاب اسلامی یک حرف جدیدی بود که توانست رابطه انسان و جهان را به خوبی تعریف کند. وی افزود: اگر ما بر پایه اصول اساسی تعریف خود را با جهان مشخص نکنیم، هیچ گاه به مقصود مشترکی نمی رسیم. زارعی با بیان این نکته که بغض و کینه نسبت به رئیس جمهور ایران افزایش پیدا کرده است، گفت: برخی ها به دلیل سفرهای استانی احمدی نژاد و پیگیری های اوضاع و احوال مردم بر اساس فیلم یوسف پیامبر (ص) می گویند؛ پیامبر نباید از حال و روز مردم با خبر باشد. وی با اشاره به ضعف مدیریتی سازمان مدیریت و برنامه ریزی در سال های گذشته بیان داشت: در این باره حتی صدای خود اصلاحات هم درآمده که چه کسی در سازمان مدیریت و برنامه ریزی قرار دارد و برای دولت اصلاحات برنامه ریزی می کند و چنانچه دولت احمدی نژاد پای آنها را قطع نمی کرد، برای دولت اصولگرایان هم برنامه هایی داشتند. رئیس مرکز پژوهش و اسناد ریاست جمهوری با بیان اینکه اصل و تبار سازمان مدیریت و برنامه ریزی به دوران پهلوی بر می گردد، افزود: سازمان مدیریت و برنامه ریزی به عنوان یک نخبه کش ایرانی پای پهلوی را به ایران کشیده بود و ما در 16 سال گذشته شاهد افزایش شکاف میان مستضعفان و زراندوزان جامعه در این بخش نیز بودیم. زارعی با اشاره به اینکه در حوزه فرهنگ و هنر نتوانستیم به طور واقعی اسلامی و فرهنگی شویم و در تاریخ ایران نوعی بشر مدرنیستی در حال حکمفرمایی بود، افزود: برای نخستین بار در تاریخ کشورمان قوه مجریه با اتکا به انقلاب اسلامی توانست تحولی در این زمینه به وجود آورد.

 

اعلام حمایت نهضت آزادی از هر دو کاندیدای اصلاح طلب

روزنامه دنیای اقتصاد صفحه 2 

   عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران گفت: بر اساس مصوبه آخرین جلسه شورای مرکزی نهضت آزادی ایران، این تشکل سیاسی در انتخابات آینده از هر دو کاندیدای اصلاح طلب حمایت می کند. هاشم صباغیان در گفت وگو با ایلنا افزود: نهضت آزادی ایران همچنان با تاکید بر تلاش برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات، به کاندیداهای اصلاح طلب توصیه جدی می کند که از تخریب یکدیگر جلوگیری کنند.
    وی گفت: درست است که موسوی و کروبی نیت تخریب یکدیگر را ندارند، ولی چون ممکن است برخی ستادهای انتخاباتی سلیقه ای عمل کنند، بنابراین باید این دو کاندیدا به ستادهای انتخاباتی خویش در سراسر کشور توصیه کنند که از ایجاد هرگونه فضای تخریب و تقابل پرهیز کنند.
    وی افزود: نهضت آزادی ایران ضمن اینکه به روند برگزاری انتخابات، انتقادهای جدی را وارد می داند، بر این باور است که در شرایط کنونی تضمین سلامت انتخابات مهم تر از هر مساله دیگر است. وزیر کشور دولت مهدی بازرگان در پایان تاکید کرد : در همین راستا انتظار می رود مجریان انتخابات در هر سه مرحله اخذ رای، شمارش آرا و اعلام نتایج، بستر برای حضور فعال و نظارت مستمر نمایندگان تمامی کاندیداها را فراهم نمایند.

 

دیوان محاسبات : یک میلیارد دلار گم نشده است

 روزنامه رسالت  صفحه 4 

    معاون امور حقوقی، مجلس و تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور در پاسخ به نامه وزیر امور اقتصادی و دارایی درباره گزارش تفریغ بودجه 85 به این نهاد، اعلام کرد که مبلغ مورد نظر دیوان محاسبات گم نشده بلکه ناشی از اختلاف و مغایرت بین حساب های وزارت نفت و بانک مرکزی است. به گزارش ایرنا به نقل از روابط عمومی دیوان محاسبات، " فریدون همتی" گفت: در نامه وزیر امور اقتصادی و دارایی پیرامون مغایرت حساب وزارت نفت (شرکت های تابعه) در راستای قرارداد منعقده با دولت، در تفریغ بودجه سال 1385 صرف نظر از اینکه نکات ذکر شده در نامه ایشان بخشی از اجزای بند (ه) تبصره (11) را بیان می کند و اثر محاسبات مقوله گاز حذف گردیده است در حالی که در صدر حکم بند (ه) تبصره (11) اعمال حق مالکیت دولت بر منابع نفت و گاز مورد تاکید بوده است. وی افزود: دیوان محاسبات کشور همیشه نگران این موضوع بوده که فضای کار حرفه ای و تخصصی در سایه فضاسازی های سیاسی دستخوش اختلال شود و قبلانیز بیان شده بود که پاسخ به موارد مغایرت های بودجه ای که حکم صریح قانونی برای رسیدگی و اتخاذ تصمیم دارد رسانه ای نشود اما متاسفانه مثل اینکه عده ای بدشان نمی آید که هر از چند گاهی در کانون توجه رسانه ها قرارگیرند. همتی اظهار داشت: مغایرت حساب فی مابین وزارت نفت (شرکت های تابعه) و دولت محدود به سال 1385 نبوده و به سنوات قبل و سال 1386 نیز تسری دارد که نتیجه غیر شفاف بودن رابطه دولت و شرکت ملی نفت می باشد.

 

نامه شدیداللحن کروبی به ضرغامی اگر جرا ت دارید اظهارات من در مورد احمدی نژاد را هم پخش کنید

 روزنامه آفتاب یزد  صفحه 1

     در روزی که برخی خبرگزاری ها از تذکر دادستان کل کشور به صدا و سیما در خصوص رویکرد تبلیغاتی این رسانه خبر می دادند و به نقل از دری نجف آبادی اعلام کردند که »وظیفه قانونی خود می دانم به این رویه صدا و سیما که درست نیست متذکر شوم«، مهدی کروبی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در سوی دیگر ماجرا با نگارش نامه ای سرگشاده خطاب به ضرغامی اعتراض شدیداللحنی را نسبت به عملکرد صدا و سیما انجام داد.وی از رئیس سازمان صدا و سیما خواست تا از تخریب اصلاح طلبان دست بردارند و اگر نقشی در این تخریب ندارد نظارت خود را افزایش دهد. ماجرای اعتراض اصلاح طلبان به عملکرد رسانه ملی، همزمان با داغ شدن بحث های انتخاباتی البته در میان فعالان سیاسی شدت گرفته است، به طوری که فعالان سیاسی اصلاح طلب و حتی برخی اصولگرایان با انتقاد از رسانه ملی در مورد نحوه پوشش اخبار انتخاباتی، آ ن را جهت دار و در حمایت از یک کاندیدای خاص تلقی کردند. از سوی دیگر بی توجهی صدا و سیما به مقوله مهم انتخابات ریاست جمهوری موجب واکنش هایی شد. برخی کارشناسان سیاسی ضمن انتقاد از کم تحرکی صدا و سیما در آستانه انتخابات، این اقدام را در جهت میل برخی گروه ها دانسته اند که خواستار مشارکت حداقلی مردم در انتخابات برای پیروزی کاندیدای مورد نظر آنها با استفاده از رای حداقلی و تضمین شده، هستند. این در حالی بود که رئیس سازمان صدا و سیما در پاسخ به منتقدان اعلام کرد که پرداختن زودهنگام به مقوله انتخابات در رسانه ملی، زیان بار می باشد. کروبی دیروز در حالی به ضرغامی نامه نوشت که انتقادات از صدا و سیما رو به افزایش است، در نامه کروبی آمده است: عملکرد سازمان تحت ریاست حضرت عالی در ماه ها و روزهای اخیر به شدت یادآور تجربه تلخی است که از عملکرد این نهاد در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 در یادها مانده است. آن زمان که صداوسیما در اعلام نتایج نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بر ستاد انتخابات کشور و وزارت کشور پیش دستی کرد و به یاری آقای غلامحسین الهام سخنگوی وقت شورای نگهبان و سخنگوی بعد دولت آقای محمود احمدی نژاد، خبر از رای و رتبه رئیس آینده خود داد و در پیوندی شگرف میان " کیهان و صداوسیما و شورای نگهبان" در حالی که نهادهای قانونی و آمارهای رسمی، خبر از راه یابی آقای هاشمی و اینجانب به مرحله دوم انتخابات می دادند، چون هاتفی از عالم غیبی خبر از راه یابی احمدی نژاد به مرحله دوم انتخابات دادند و سرنوشت انتخابات را به گونه ای دیگر رقم زدند. خبرنگاران شما در آن زمان به جای آنکه اخبار انتخابات را از رئیس ستاد انتخابات بپرسند به سخنگوی شورای نگهبان تلفن می زدند و از اولین ساعات بامداد تا نیمروز 28 خرداد ، چنان اطلاع رسانی می کردند که گویی از عالم الهام خبری دارند. تا زمانی که شما در جریان قرار گرفتید و به حق سوگند خوردید که از ماجرا خبر ندارید و هم از سوی شما و هم از جاهای دیگر از من عذرخواهی شد و مصاحبه با حضرت الهام پایان یافت و در حالی که الهامات غیبی همه را در ربوده بود و پروژه پایان یافته بود، بار دیگر دوربین های شما سوی ستاد انتخابات شد تا نتایج پروژه را گزارش کنند. در این پروژه قرار بود با آقای محمود احمدی نژاد به عنوان پدیده انتخابات برخورد شود و متاسفانه حتی دوستان اصلاح طلب در وزارت کشور چنان در انفعال افتاده بودند که نتوانستند از رای مردم دفاع کنند و این ترکیب دست به دست هم داد تا انتخابات سرنوشت دیگری یافت. در این مدت رابطه من و شما روشن بوده است. در روزهایی که از فرط جفای تلویزیون دولتی، به فکر راه اندازی تلویزیونی غیردولتی افتادم دیداری از صداوسیما کردم و به خاطر سابقه مسئولیت شما در معاونت پارلمانی صداوسیما و مسئولیت من در ریاست مجلس ششم، رابطه ای محترمانه میان ما برقرار بود وگرچه در چهار سال گذشته همواره بخش های خبری تلویزیون به تحریف و تخریب مواضع اصلاح طلبان و به خصوص اینجانب پرداخته اما هرگز موج تخریب و تحریف به اندازه روزهای اخیر اوج نگرفته است که لابد نسبتی با انتخابات 22 خرداد 88 دارد. از جمله آخرین اقدام تخریبی صداوسیما در بخش خبری معروف 20:30 دوشنبه شب 28 اردیبهشت ماه رخ داده است: - در آغاز خبرها اعلام شده که مهدی کروبی به علت بیماری سفرهای انتخاباتی خود را لغو کرده است. عرض می کنم که علی رغم تبلیغات مخالفان، مهدی کروبی سالم و سرحال است و تنها علت تعویق سفر من به استان های گیلان و آذربایجان شرقی رحلت عالم بزرگ آیت الله العظمی بهجت بوده که با توجه به جایگاه ایشان نزد مردم به خصوص مردم گیلان و ضرورت شرکت در مراسم تشییع پیکر ایشان، سفر به این استان ها به وقت دیگری موکول شد.
    
    با این وجود همین امروز(سه شنبه) پس از مشایعت پیکر این فقیه فرزانه و عارف در شهر مقدس قم، در حالی که این نامه را به شما می نویسم راهی استان اردبیل خواهم شد تا افرادی که با ادعای جوانی در عصر میانسالی و کهنسالی از مردم رای می گیرند دریابند که جوان کیست، هرچند که برخی از این ادعاهای جوانی هم در چهار سال گذشته کم به کشور آسیب نزده و جوانی را با خامی اشتباه گرفته اند. 2 - من در هر سفر سخنرانی های متعددی انجام می دهم. قصد اصلی من از سفرها ارائه برنامه هایی برای اداره کشور و البته نقد اقدامات دولت در چهار سال گذشته است. چرا صداوسیما به بخش گزینشی، هدفمند، تخریبی و تحریفی سخنان من می پردازد؟ اگر قرار است که رسانه ملی واقعا ملی باشد، چرا فقط علیه یک جناح فعالیت می کند؟ ویراستار اخبار شما عضو کدام حزب یا جناح سیاسی است؟ اگر حریت و جرات دارد چرا همه بخش های سخنرانی مرا پخش نمی کند؟ 3 - در سفر اخیر من به استان اصفهان در شهر نجف آباد در جمع پرشور دانشجویان این شهر، دو گروه از چفیه پوش ها و سبزپوش ها به طرفداری از دو نامزد محترم به جنجال و هیاهو در سخنرانی من پرداخته اند. ستاد جناب آقای مهندس میرحسین موسوی البته اعلام کرده افرادی که خود را به ایشان منسوب می کردند نسبتی با این ستاد نداشته اند و حتی اعلام کردند این توطئه جناح مخالف اصلاحات است اما در هر صورت من پس از تحمل زیاد و پس از تعریف بسیار از سوابق و خلقیات آقای مهندس موسوی، به طرح چند پرسش پرداختم و از اینکه به نام حمایت از یک نامزد، نامزدی دیگر را تخریب کنند انتقاد کردم. من و مجری جلسه همه راه ها را رفتیم تا جلسه آرامش یابد اما طبق قاعده "آخرین درمان، داغ است" چاره ای جز طرح سوال و عتاب و خطاب ندیدم که اگر نتوانم جلسه ای را اداره کنم چگونه مدعی اداره کشور خواهم بود. اما سوال اینجاست که علت برجستگی این بخش از سخنان من در بخش خبری 20:30 چیست؟ آیا صداوسیما جسارت آن را دارد که بخش های دیگر سخنرانی من درباره آقای محمود احمدی نژاد را هم پخش کند؟ علت رفتار غرض ورزانه صداوسیما برای برهم زدن چهره اصلاح طلبان چیست؟ آیا طرح تفاوت سلیقه میان نامزدهای اصلاح طلب در زمره وظایف صدا و سیماست؟ آیا همین کار را درباره اختلاف اصولگرایان با آقای احمدی نژاد انجام می دهد؟ 4 - رسانه ملی در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری به رسانه فردی تبدیل شده است. با وجود تاکید مقام معظم رهبری بر ضرورت بی طرفی نهادهای حکومتی در انتخابات، متاسفانه این رسانه به تریبون رئیس دولت تبدیل شده و به نام پخش اخبار دولت عملابه ارگان آن تبدیل شده است، چنانکه پس از پایان همان برنامه ای که مرا تخریب کردید رپرتاژ آگهی دولت درباره فروش سهام عدالت به کارگران را پخش کردید. به شما هشدار می دهم اگر این بار هم مانند چهار سال پیش از الهامات غیبی بهره بگیرید و بخواهید با بهره گیری از تفاوت دیدگاه میان اصلاح طلبان از این آب گل آلود ماهی بگیرید سکوت نخواهم کرد و از هر راه ممکن به صورت مستقیم با مردم سخن خواهم گفت. صداوسیما در قانون اساسی نهادی حکومتی اما ملی تعریف شده است. شما نباید به ارگان دولت و بدتر از آن بولتن رئیس دولت تبدیل شوید صداوسیما نباید به کیهان مصور تبدیل شود، چنان که امروز بخش خبری 20:30 چنین است. اگر به فرض در طول سه سال فعالیت دولت این کار را انجام می دهید در یک سال آخر (که عرصه تبلیغ بر نامزدهای رقیب تنگ است) نباید این کار را انجام دهید و از آن دهشتناک تر دیگر نامزدها را تخریب کنید یا به جان یکدیگر بیندازید. در هیچ یک از دولت های گذشته رئیس دولت اینگونه از مواهب صداوسیما بهره مند نبود بلکه آنان خود در این کار امساک داشتند. شاید برخی حامیان دولت معتقد باشند که دوره ریاست جمهوری در ایران باید هشت ساله باشد و به همین جهت قصد دارند القا کنند که دولت کنونی باید چهار سال دیگر هم حکمرانی کند. این می تواند یک باور فردی یا جناحی باشد اما واقعیت قانونی این نیست و اکنون آقای محمود احمدی نژاد نامزد دوره دهم مقام ریاست جمهوری است نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.
    جناب آقای ضرغامی
      با همه احترامی که به شما می گذارم و حساب شما را از برخی یارانتان جدا می دانم، نصیحت می کنم از تخریب دست بردارید و اگر نقشی در این تخریب ندارید بر نظارت خود بر زیرمجموعه های خویش بیفزایید که چون ماجرای مجموعه برنامه هویت علیه روشنفکران نشود که فاجعه ای فرهنگی بود و رئیس وقت سازمان صداوسیما اعلام کرد که از آن بی خبر است. انتظار من این است که طبق اصول اخلاقی و قواعد حقوقی این نامه را در همان بخش خبری 20:30 پخش کنند تا بتوانید ذره ای تقاص تخریبی که دوستانتان کرده اند را جبران کنید. گفتنی است میرحسین موسوی هم در نامه ای خطاب به سران قوه مقننه و قضائیه و همچنین دادستان کل کشور به عملکرد رسانه ملی اعتراض کرده است.در نامه میرحسین آمده است: با سلام، همانگونه که استحضار دارید در آستانه یکی از مقاطع حساس تاریخ سرزمین مان قرار داریم که در آن مردم شریف ایران با شرکت در انتخابات ریاست جمهوری وظیفه دینی و ملی خود را در تعیین سرنوشت کشور ایفا می کنند. اهمیت نقش رسانه های عمومی در این عرصه خطیر بر کسی پوشیده نیست. مع الاسف تاکنون نحوهِ اطلاع رسانی رسانهِ ملی چه به لحاظ کمیت و چه به لحاظ کیفیت، حتی نسبت به دوره های قبل تنزلی آشکار داشته است و در نتیجه این شائبه را در اذهان عموم به وجود آورده که گویی قرار نیست انتخابات دهمین دورهِ ریاست جمهوری صحنهِ برابر و جدی رقابت نامزدها باشد. نقض مکرر و آشکار بی طرفی از سوی بخش های خبری خاص و نیز کم مایه بودن برنامه هایی که باید با هدف دعوت به مشارکت حداکثری در انتخابات مردم تهیه و ارائه شوند به طور اساسی با ایدهِ انتخاب آزادانه، آگاهانه و مسئولانه یکایک شهروندان در تعارض است. از جنابعالی انتظار می رود با توجه به وظیفهِ قانونی خود در قبال نظارت بر اجرای دقیق قانون انتخابات، نسبت به پیگیری امر، اقدام موثر مبذول فرمایید.

 

 

سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

پرداخت سود نفت به مردم با اوراق مشارکت

 روزنامه ایران صفحه 1

رئیس جمهور در حاشیه همایش مدیران ارشد صنعت نفت اعلام کرد

   سرمایه گذاری در صنعت نفت شده که 48 میلیارد دلار آن از محل منابع داخلی است

     ■ دکتر احمدی نژاد: اوراق مشارکت برای توزیع سود صنعت نفت میان ایرانیان انتشار می یابد
    ■ سود صنعت نفت در این اوراق مشارکت در اختیار تمام مردم و ایرانی ها در سراسر دنیا قرار خواهد گرفت
    ■ این طرح وابستگی ما را به دیگران برای تامین منابع مالی مورد نیاز صنعت نفت کاهش می دهد
    ■ در ابتدای دولت نهم تولید گاز کشور حدود 300 میلیون متر مکعب بود که هم اکنون به 520 میلیون متر مکعب رسیده است
    ■ تولید کنونی روزانه 3/4 میلیون بشکه ای نفت در بعد از انقلاب یک رکورد محسوب می شود. در حالی که استعداد افزایش تا 5 میلیون بشکه نیز وجود دارد
    ■ وزیر نفت: در دولت نهم 66 میلیارد دلار سرمایه گذاری در صنعت نفت شده که 48 میلیارد دلار آن از محل منابع داخلی است
    ■ طی 4 سال اخیر پروژه های توسعه پارس شمالی برای تولید سالانه 20 میلیون تن ال ان جی، 4 فاز پارس جنوبی، 2 پالایشگاه جدید و توسعه 5 میدان نفتی به مرحله اجرا درآمده است
      «یکی از شگفت ترین روزها آن بود که وقتی گفتند (صادرات) بنزین (به ایران) را تحریم می کنیم، شما (مدیران صنعت نفت) گفتید که ما استقبال می کنیم و الآن هم از قول شما به آنها می گویم زودتر این کار را انجام دهید و اگر جرات دارید این کار را بکنید.»رئیس جمهور در یازدهمین گردهمایی مدیران ارشد صنعت نفت با بیان این مطلب به ایراد یک سخنرانی ویژه پرداخت و گفت: یادمان هست 15 سال پیش، وقتی قانون داماتو در امریکا به تصویب رسید و شرکت های جهان برای انعقاد قراردادهای بالای 20 میلیون دلار با ایران تحریم شدند، برخی شرکت های امریکایی آمدند و خواستند با قیمت های گزاف قرارداد ببندند، به حساب این که ما به آنها نیاز داریم، اما کارکنان عزیز صنعت نفت با همت های بلند زیر بار سنگین ترین فشارهای اقتصادی و سیاسی 30 سال اخیر نرفتند که این افتخاری برای صنعت نفت، افتخاری ویژه است. به گزارش «ایران»، عالی ترین مقام اجرایی کشور دیروز در جمع مدیران ارشد صنعت نفت حاضر شد و در بین آنان اعلام کرد، مجموعه خانواده صنعت نفت امین ترین یاران انقلاب و مردم ایران هستند به طوری که با وقوع انقلاب اسلامی یک گام بلند در ملی شدن صنعت نفت ایران برداشته شد.محمود احمدی نژاد دیروز رسماً تاکید کرد که هرگز در طول انعقاد قراردادها، کوچکترین امتیاز سیاسی و اقتصادی داده نشده است.رئیس جمهور گفت: طی کمتر از چهار سال بیش از 70 میلیارد دلار قرارداد در صنعت نفت منعقد شده و بیش از 66 میلیارد دلار در این صنعت مهم سرمایه گذاری شده است.او با طرح این پرسش که این مقدار فعالیت در چه دورانی سابقه داشته است، عنوان کرد: اینها همه حاصل مجاهدت ها و تلاش های مجموعه فداکار صنعت نفت است که دشمنان را در جهت فشار به ملت ایران مایوس کرده است و آنها متوجه شدند که با این اقدامات نمی توانند به نتیجه برسند.
    احمدی نژاد گفت: ما به توانمندی ها و پاکی مجموعه بزرگ صنعت نفت مطمئن هستیم و مطمئن هستیم که خود این مجموعه قادر خواهد بود صنعت نفت کشور را جلو ببرد و برای کشور افتخار بیافریند. وی افزود: باورم این است که ما زودتر از سال 1404 به اهداف چشم انداز دسترسی پیدا خواهیم کرد؛ کما این که بخش بزرگی از آن نیز محقق شده است.احمدی نژاد همچنین اظهار کرد: ما باید به نقطه ای برسیم که هیچ محصول خامی در این حوزه از ایران صادر نشود و محصولاتی صادر شود که آماده مصرف باشد و این شدنی است.احمدی نژاد در ادامه با بیان این که «هنوز عده ای علاقه مند هستند منابع حاصل از صنعت نفت را در داخل جیب برخی از گروه ها و دسته ها بریزند» افزود: البته مقاومت هوشمندانه بدنه خانواده صنعت نفت تا حدود زیادی فشارهایی را که در این عرصه وارد شده متوقف کرده و این فشارها برطرف شده است و ان شاءالله آن عده قلیلی نیز که همچنان می خواهند فشار آورند منزوی می شوند.
    وی همچنین با بیان این که «در بخش توزیع و مدیریت مصرف داخلی هنوز باید کارهایی انجام دهیم» به سهمیه بندی بنزین اشاره و اظهار کرد: من از همان ابتدا گفتم سهمیه بندی کار درستی نیست و با برنامه های پلکانی می توان صرفه جویی را انجام داد، اکنون هم که سهمیه بندی صورت گرفته، به میزانی از صرفه جویی دست یافته ایم و این یک دستاورد و کار بزرگ است و البته می توانستیم این کار را از راه دیگر با هزینه کمتری نیز انجام دهیم.
    رئیس جمهور در پایان خطاب به مدیران صنعت نفت افزود: از خداوند می خواهیم به شما توفیق بیشتری بدهد. ما باید به سمتی برویم که پاسخگوی نیازهای دیگران باشیم، ما می توانیم به عرصه ای برسیم که صادرکننده خدمات فنی و مهندسی در حوزه نفت به دیگر کشورها باشیم که این شدنی است.
        آماده مناظره با منتقدین هستیم
    وزیر نفت دولت نهم گفت: حملاتی که طی سالهای اخیر به این صنعت صورت گرفته است، شاهد و گواه خوبی بر عملکرد خوب مدیران است به رغمی که حتی امریکایی ها و حتی ستون پنجم تحریم در داخل نسبت به آن حساس هستند.غلامحسین نوذری هم صبح دیروز در یازدهمین همایش مدیران ارشد صنعت نفت در حضور رئیس جمهور به ایراد سخنرانی پرداخت. وی با اشاره به اهمیت سرمایه گذاری در این صنعت اظهار داشت: در دولت نهم 66 میلیارد دلار سرمایه گذاری در صنعت نفت صورت گرفته که 48 میلیارد دلار آن از محل منابع داخلی می باشد.وی با اشاره به برخی قراردادهای منعقد شده طی 4سال اخیر یادآور شد: قرارداد توسعه پارس شمالی برای تولید سالانه 20 میلیون تن LNG، توسعه میادین گلشن و فردوسی، میادین آزادگان،یادآوران و دارخوین در غرب کارون، فازهای 15،16،17،18پارس جنوبی، آغاز احداث دو پالایشگاه جدید در کشور، اجرای طرح کارت هوشمند سوخت که تقریباً همه آن را غیر عملی می دانستند از جمله این موارد است.وزیر نفت با اشاره به طرح مسئله تحریم بنزین از سوی امریکا اظهار داشت: ما حاضریم ظرف 48 ساعت بنزین مورد نیاز کشور را تامین کنیم و در واقع از تحریم بنزین استقبال می کنیم.به گفته وی، ما آماده ایم در برابر برخی منتقدین هر مناظره با اعداد و ارقام حاضر شویم و عملکرد خود را به صورت مستند نشان دهیم.وی تصریح کرد: در گزارشی که بوش در ابتدای دولت اوباما به وی داد با اشاره به نمایشگاه سال گذشته نفت، گاز و پتروشیمی در تهران تصریح کرده بود که دیگر تحریم برای ایران کارساز نیست چرا که سرمایه گذاری ها در حال انجام و قراردادها در حال منعقد شدن است.به گفته وی، در قالب سند چشم انداز باید 500 میلیارد دلار سرمایه گذاری در صنعت نفت صورت گیرد که ظرفیت سرمایه گذاری سالانه 25 میلیارد دلار در این صنعت وجود دارد.
    
    سود نفت برای تمام ایرانیان
    رئیس جمهور در پایان این گردهمایی با خبرنگاران رسانه های داخلی گفت و گو کرد.او در پاسخ به سوالی در خصوص موضع ایران نسبت به قیمت های فعلی نفت اعلام کرد: قیمت مطلوب نفت بین 80 تا 90 دلار در هر بشکه است، چرا که ارزش فعلی نفت با قیمت های 25 سال گذشته یکسان است.محمود احمدی نژاد گفت: اگر بخواهیم عددی را به عنوان حدود قیمت نفت بگوییم که ارزش آن با 25 سال قبل یکسان باشد با توجه به تورم جهانی و کاهش ارزش دلار و سایر ارز ها، قیمت های 80 تا 90 دلار برای هر بشکه قیمت مناسب است.رئیس جمهوری بازار کنونی نفت جهان را متلاطم دانست و گفت: نمی توان قیمت اقتصادی روشنی مطرح کرد و زمانی می توان قیمت مناسبی را اعلام کرد که بازار به تعادلی رسیده باشد و فشارهای سیاسی از نفت برداشته شود.احمدی نژاد تصریح کرد: متاسفانه قیمت نفت همواره تابع فشار سیاسی کارتل های بزرگ بوده است.وی تصریح کرد: این فشارها در حال کاهش است و امیدواریم قیمت ها به سطوح عادلانه تری
    برسد.رئیس جمهوری درباره کمک به صنعت نفت برای تامین منابع مالی مورد نیاز پروژه های توسعه ای آن اظهار داشت: سرعت اجرای پروژه های صنعت نفت بالاست و هر چه اعتبار به این صنعت تخصیص یابد تمامی ندارد.دولت موافق تاسیس بانک صنعت نفت است. وی ادامه داد: تاسیس بانک صنعت نفت باید مسیر اداری خود را طی کند و برای راه اندازی آن تلاش شود.رئیس جمهور از طرح ویژه دولت برای انتشار اوراق مشارکت و توزیع سود صنعت نفت میان همه ایرانیان خبر داد و گفت: تمام ایرانی ها می توانند این اوراق مشارکت را خریداری کرده و در سود آن شریک شوند.او با اشاره به طرح جدیدی که برای رساندن سود صنعت نفت به تمام اقشار ملت طراحی شده است، اظهار داشت: در این طرح اوراق مشارکت منتشر خواهد شد و سود صنعت نفت در اختیار تمام مردم و ایرانی ها در سراسر دنیا قرار خواهد گرفت.احمدی نژاد گفت: تمام ایرانی ها می توانند این اوراق مشارکت را خریداری کرده و در سود پروژه هایی که می توانند در آن سرمایه گذاری کنند شریک شوند.وی افزود: این طرح وابستگی ما را به دیگران برای تامین منابع مالی مورد نیاز صنعت نفت کاهش می دهد و سود صنعت نفت را به طور کامل در اختیار مردم قرار می دهد.
     مبارزه سنگین با مافیای نفت
    رئیس جمهور همچنین با بیان این که دست های اصلی مافیای نفت قطع شده است، گفت: مبارزه با آنها سنگین است و فقط تعدادی باقی مانده اند که ان شاءالله آنها هم دست هایشان قطع می شود.احمدی نژاد در پاسخ به این سوال که آیا دولت نهم در مبارزه با مافیای نفتی موفق شده است یا خیر، اظهار داشت: دست های اصلی قطع شده و فقط تعدادی باقی مانده که ان شاءالله آنها هم دست هایشان قطع می شود و از بین می رود.وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر این که آیا به هدف خود در این راه دست یافته اید، گفت: به قسمت عمده ای از این هدف رسیده ایم ولی همچنان مقداری باقی مانده و این مبارزه سنگین است.

 

احمدی نژاد و سهمیه بندی بنزین سال اول تا سال چهارم

روزنامه آفتاب یزد صفحه 1

   نخستین اظهارنظر رسمی در خصوص سهمیه بندی بنزین، یک هزار و یکصد و بیست روز قبل یعنی روز اول اردیبهشت ماه 85 توسط محمود احمدی نژاد بیان شد.او در جریان بازدید از یازدهمین نمایشگاه بین المللی نفت، گاز و پتروشیمی با انتقاد از روند مصرف بنزین در کشور اظهار داشت:...» اعتباراتی که باید صرف سرمایه گذاری و تولید شود به دلیل مصرف بیش از حد بنزین، به هدر می رود. با سهمیه بندی بنزین هم امورات مردم می گذرد، تنها باید سفرهای غیرضروری قدری کاهش پیدا کند.« از روز دوم اردیبهشت ماه 85 که روزنامه رسمی دولت، این اظهارات احمدی نژاد در حمایت از سهمیه بندی بنزین را چاپ کرد تا چهارصد و سی روز پس از آن که سهمیه بندی بنزین به صورت رسمی آغاز شد هیچ گونه اظهارنظر رسمی از رئیس جمهور در مخالفت با سهمیه بندی ابراز نگردید. سه هفته پس از آغاز سهمیه بندی نیز احمدی نژاد در جمع مدیران وزارت رفاه، به تشریح فواید سهمیه بندی بنزین پرداخت و این اقدام را موجب »کاهش ترافیک شهری، بهبود محیط زیست و ارتقای تندرستی و سلامتی جامعه« دانست. وی همچنین بر این نکته تاکید کرد که »باید استفاده درست و بهینه از بنزین به یک افتخار ملی در کشور تبدیل شود.« وی برای آنکه حمایت عمومی از طرح سهمیه بندی بنزین و کاهش واردات آن را جلب کند از وزیر رفاه و همکاران او درخواست بیمه بیکاری افراد سرپرست خانوار را ایجاد کنند و برای رفع نگرانی آنها در خصوص منبع مالی تامین این پوشش بیمه اظهار داشت: » منابع مالی آن را از محل صرفه جویی بنزین تامین می کنیم.« البته این وعده رئیس جمهور که خبرگزاری حامی دولت(فارس) روز بیست و پنجم تیرماه 86 آن را منعکس کرد هیچ گاه پیگیری نشد اما همین اظهارات نشان می داد که رئیس جمهور در فاصله حدود 15 ماهه از زمان کلید زدن پروژه سهمیه بندی بنزین تا زمان ارائه این وعده، همچنان مزایای سهمیه بندی بنزین را بیشتر از معایب احتمالی آن می دانسته است. یک هفته قبل از دیدار با مدیران وزارت رفاه و در حالی که دقیقاً دو هفته از آغاز سهمیه بندی بنزین می گذشت احمدی نژاد در دیدار با گروهی از خبرنگاران به موضوع بنزین اشاره کرد و اظهار داشت: »سهمیه بندی بنزین یک اتفاق بزرگ است که وجوه گوناگونی دارد . یکی از آنها حفظ منافع ملی است. ما سه برابر سرانه دنیا مصرف می کنیم و این فرهنگ اصلاً درست نیست... به نظر من وقتی می توان با روش های دیگر زندگی کرد و بیخود با خودرو تردد و در ترافیک دود مصرف نکرد، نیازی به عرضه آزاد بنزین نیست.« این بخش از اظهارات رئیس جمهور، پاسخ به تاکیدات نمایندگان مجلس بود که مصوبه مجلس را شامل عرضه آزاد بنزین در کنار سهمیه بندی می دانستند و معتقد بودند عدم ارائه بنزین آزاد توسط دولت، مشکلات زیادی را برای کشاورزان، تولیدکنندگان، مسافران و سایر اقشار جامعه به وجود آورده است. البته احمدی نژاد نخستین بار در تاریخ بیست و هشتم شهریور ماه 87، مخالفت خود با سهمیه بندی بنزین را با این عبارت بیان کرد که »مطمئن شدم این طرح برای زمین زدن دولت است و نه برای حل مشکل بنزین، بنابراین به دوستان گفتم هر طور شده، آن را اجرایی کنند.« با گذشت حدود 23 ماه از آغاز سهمیه بندی بنزین و سی و هفت ماه از نخستین اعلام حمایت صریح احمدی نژاد از سهمیه بندی -در سال اول ریاست جمهوری - و در حالی که ماه های پایانی از آخرین سال دوره نهم ریاست جمهوری در حال سپری شدن است، احمدی نژاد دیروز در جمع مدیران ارشد وزارت نفت اظهار داشت: » من از همان ابتدا گفتم سهمیه بندی کار درستی نیست و با برنامه های پلکانی می توان صرفه جویی را انجام داد. اکنون هم که سهمیه بندی صورت گرفته، به میزانی از صرفه جویی دست یافته ایم و این یک دستاورد و کار بزرگ است و البته می توانستیم این کار را از راه دیگری با هزینه کمتری انجام دهیم.« در واکنش به اظهارات رئیس جمهور یک عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس اظهار کرد: اگر دولت مخالف سهمیه بندی بود چرا در همه جا این موضوع را به عنوان موفقیت های خودشان و دولت آن را به رخ مردم می کشیدند. آنها می گفتند ما بنزین را سهمیه بندی و کشور را روزانه، با 26 میلیون لیتر بنزین صرفه جویی روبه رو کردیم. اگر مخالف بودند- معتقدم در ابتدا مخالف بودند- چرا بعداً به عنوان افتخارات خودشان همه جا از آن یاد می کردند. در واقع انسان با موضوعی که مخالف است به عنوان موفقیت از آن یاد نمی کند. این نماینده مجلس افزود: اما نکته دیگر در این موضوع این است که مگر هدفمند کردن یارانه ها، چیزی جز سهمیه بندی کردن بنزین هست؟ مگر نمی خواستند طی آن بنزین را سهمیه بندی کنند و آن را با قیمت بالاتر از سهمیه به مردم بدهند؟ چه شده که دولت در این موضوع لایحه هدفمند کردن یارانه ها را ارائه می دهد و بعد هم که مجلس شتاب و عجله را نمی پذیرد اعضای دولت، مجلس را ترک و قهر می کنند وهمچنین دو روز در ایام بودجه در مجلس حضور پیدا نمی کنند. اگر آقایان مخالف سهمیه بندی و افزایش قیمت بنزین آزاد هستند پس چگونه لایحه هدفمند کردن را ارائه می دهند. من معتقدم یکی از دلایلی که ما با هدفمند کردن یارانه ها مخالفت کردیم همین موضوع بود. زیرا مجلس هفتم همراهی کاملی با دولت داشت و هرچه آن زمان که ما در مجلس نبودیم و از بیرون فریاد می زدیم که اگر شما نقدینگی را در جامعه افزایش دهید تورم به وجود می ا~ید دولت این حرف را به تمسخر می گرفت و مجلس هم گوش نمی کرد. ولی وقتی تورم افزایش پیدا کرد اولین کسی که مدعی شد خود دولت بود. یعنی آقای رئیس جمهور پیش از سفر به مکه که از تلویزیون با مردم خداحافظی و حلالیت طلبی کردند و خبرنگار سوال کرد که »چرا این قدر تورم وجود دارد؟« آقای رئیس جمهور فرمودند تورم تقصیر مجلس است که بر ما این تورم را تحمیل کرد. من هم از همین گفته های آقای رئیس جمهور که در یک روز، کامل دفاع می کند و در روز دیگر همان موضوع را کاملاً رد می کند و به گردن مجلس می اندازد در صحن علنی مجلس در زمان تصویب بیست هزار میلیارد تومان هدفمند کردن یارانه ها، به نمایندگان گوشزد کردم و گفتم نمایندگان محترم، فرداست که باز هم این موضوع را به گردن مجلس بیندازند و شما نگذارید این حادثه ناگوار رخ دهد و مجلس نتواند فردا پاسخ مردم را بدهد. بنابراین ما چون سابقه این مسئله را داشتیم که اگر مصوبات مجلس با رضایت مردم روبه رو شود دولت مدعی می شود که این مال من است و اگر با رضایت مردم روبه رو نشده و احیاناً نوعی اعتراض را به دنبال داشته باشد دولت عادت دارد فوراً این موضوع را به گردن مجلس بیندازد من این پیش بینی را کردم که متاسفانه الان این پیش بینی درست از آب درآمده است. نماینده کاشمر افزود: اگر ما حرف های غیرکارشناسی دولت را هم بدون دلیل می پذیرفتیم و اجرا می کردیم باز هم امروز با اعتراض شدید دولت روبرو بودیم مبنی بر اینکه مجلس هشتم باعث تورم شد! خوشبختانه مجلس هشتم این موضوع را با تامل و دقت، کاملاً کارشناسی کرد و نگذاشت اتفاقاتی که قرار است بیفتد باز به گردن مجلس بیندازند. خباز در پاسخ به این سوال که »آیا موضع اخیر رئیس جمهور ربطی هم به انتخابات دارد؟« گفت: طبیعتاً اگر در همه چیز فراوانی باشد مردم رضایت بیشتری خواهند داشت، یعنی اگر بنزین با لیتری 80 تومان آزاد باشد رضایت بیشتری به وجود می ا~ید برای همین جلب نظرها، سخنمی گوید . بنابراین معتقدم این موضع گیری برای این اعلام شده است که بگویند در سهمیه بندی بنزین ما مقصر نیستیم. 

 

سیم آخر !

روزنامه کیهان  صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

    هرچه زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم نزدیکتر می شود، ساختارشکنی نامزدهای جبهه اصلاحات و عبور آنها از مرزهای تعریف شده اسلام، انقلاب و منافع ملی بیشتر و پررنگ تر می شود. این هنجارشکنی ها در پاره ای از موارد تا آنجا پیش می رود که به نظر می رسد نامزدهای جبهه یاد شده -خدای نخواسته- برای تامین منافع از دست رفته دشمنان مردم به میدان آمده اند! و یا به آخر خط رسیده اند که اینگونه به «سیم آخر» زده اند! مسابقه برای جلب حمایت گروهک های منفور مردم و مطرود امام(ره)، هم کاسه شدن با برخی از دشمنان تابلودار اسلام، بالیدن به حمایت فلان مزدور شناخته شده «سیا» و فلان همپالکی سرویس های اطلاعاتی بیگانگان، همنوایی با مواضع بارها اعلام شده قدرت های استکباری و... از جمله این به سیم آخر زدن هاست که بسیاری از نمونه های آن در کیهان آمده و می آید و همچنان از سوی نامزدهای مدعی اصلاحات بی پاسخ مانده و احتمالامی ماند!
    و اما، یکی از تازه ترین و تاسف آورترین نمونه ها اظهارات اخیر خانم جمیله کدیور در اراک است. ایشان که در ستاد انتخابات آقای کروبی سمت مشاور در امور زنان را برعهده دارد، در سفر تبلیغاتی خود به اراک طی مصاحبه ای از حزب صهیونیستی بهائیت با عنوان «شهروندان ایران» یاد کرده و گفته است «بهائیان به عنوان شهروندان ایران دارای حقوقی هستند که باید دولتمردان به این حقوق احترام بگذارند و آن را به رسمیت بشناسند»!
    از خانم کدیور انتظاری نمی رود و روی سخن نیز با ایشان نیست، اما آقای کروبی آیا از هویت واقعی بهائیت که نه یک فرقه، بلکه یک حزب سیاسی وابسته به صهیونیست هاست بی خبر است؟ آیا هزاران سند منتشرشده و صدها رخداد برملاشده درباره ماهیت این حزب به عنوان ستون پنجم اسرائیل و فعالیت های جاسوسی و تروریستی آن از نگاه آقای کروبی پنهان مانده است؟ به یقین نمی توان باور کرد که آقای کروبی به عنوان یک روحانی، آنهم با سابقه مبارزات اسلامی، از هویت این حزب بی خبر باشد، بنابراین اطرافیان ایشان با چه انگیزه ای از ضرورت تحقق آرزوی دهها سال برزمین مانده اسرائیل و آمریکا یعنی به رسمیت شناخته شدن این حزب صهیونیستی و تروریستی سخن می گویند؟!
    خانم رهنورد در ستاد آقای موسوی از شیرین عبادی - با آن سابقه سیاه و اعلام شده اش در همراهی با منافقین و حزب بهائیت- به عنوان یک زن فرهیخته ! یاد می کند، خانم کدیور از ستاد آقای کروبی، بر ضرورت رسمیت یافتن این حزب تاکید می کند و... آیا این همه، اتفاقی و تصادفی است؟! و یا این که خدای نخواسته- و البته به احتمال زیاد بی آن که نامزدهای مورد اشاره خبر داشته باشند- قول و قرارها و فریب خوردن هایی درکار است؟!
    کیهان تاکنون با ارائه اسناد غیرقابل انکار فراوان از هویت صهیونیستی و نقش واقعی حزب بهائیت به عنوان ستون پنجم اسرائیل و یک گروه تروریستی پرده برداشته و درآینده به زوایای دیگری از ماهیت آن خواهد پرداخت ولی مگر نه این که آقایان نامزدهای جبهه اصلاحات با آب و تاب از خط امام(ره) دم می زنند؟! بنابراین فقط به سه نمونه از نظر مبارک حضرت امام(ره) دراین باره اشاره می کنیم.
    امام راحل(ره) در سال 1341 با اشاره به خطر این حزب صهیونیستی می فرمایند؛«قرآن کریم و اسلام در معرض خطر است، استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیست هاست که در ایران به صورت حزب بهایی ظاهر شده اند...»
    ایشان پیش از پیروزی انقلاب اسلامی- 7دیماه57- طی مصاحبه ای با خبرنگاران خارجی در نوفل لوشاتو در پاسخ به این سوال که؛ «آیا برای بهایی ها در حکومت آینده، آزادی های سیاسی و مذهبی وجود دارد»؟ می فرمایند«آزادی برای افرادی که مضر به حال مملکت هستند داده نخواهد شد». خبرنگاردر ادامه می پرسد؛ «آیا آزادی هایی برای مراسم مذهبی آنها داده خواهد شد»؟ و امام با صراحت و قاطعیت می فرمایند«خیر».
    آن بزرگوار بعد از پیروزی انقلاب و در جریان دستگیری تعدادی از اعضای این حزب صهیونیستی خطاب به مسئولان وقت می فرمایند؛ «بهایی ها یک مذهب نیستند، یک حزب هستند، یک حزبی که در سابق انگلستان پشتیبانی آنها را می کرد و حالاهم آمریکا دارد پشتیبانی می کند، اینها جاسوسند» و...
    اکنون باید از آقای کروبی پرسید؛ آیا اظهارات مشاور امور زنان ستاد انتخاباتی جنابعالی مخالفت آشکار با نظر مبارک حضرت امام(ره) و جاده صاف کنی برای صهیونیست ها نیست؟ اگر هست- که هست- آیا سکوت جنابعالی قابل توجیه خواهد بود؟!

 

ظاهرا دوست دارید در کانون توجه قرار گیرید

روزنامه اعتماد ملی صفحه 20 

پاسخ دیوان محاسبات به وزیر اقتصاد

   فریدون همتی معاون امور حقوقی، مجلس و تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور با بیان اینکه قاطعیت این نهاد نظارتی در پیگیری برای روشن شدن موضوع واریز نمودن مبلغ مورد نظر از حساب های وزارت نفت (شرکت های تابعه) به بانک مرکزی هستیم، گفت: در ارتباط با نامه وزیر محترم امور اقتصادی و دارایی پیرامون مغایرت حساب وزارت نفت (شرکت های تابعه) در راستای قرارداد منعقده با دولت در تفریغ بودجه سال 1385 صرفنظر از اینکه نکات ذکر شده در نامه ایشان بخشی از اجزاء بند (ه) تبصره 11 را بیان می کند و اثر محاسبات مقوله گاز حذف شده است در حالی که در صدر حکم بند (ه) تبصره 11 اعمال حق مالکیت دولت بر منابع نفت و گاز مورد تاکید بوده است.
    وی افزود: دیوان محاسبات کشور همیشه نگران این موضوع بوده است که فضای کار حرفه ای و تخصصی در سایه فضاسازی های سیاسی دستخوش اختلال شود و قبلانیز بیان شده بود که پاسخ به موارد مغایرت های بودجه ای که حکم صریح قانونی برای رسیدگی و اتخاذ تصمیم دارد، رسانه ای نشود اما متاسفانه مثل اینکه عده ای بدشان نمی آید که هر از گاهی در کانون توجه رسانه ها قرار گیرند.
    معاون امورحقوقی، مجلس و تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور در ادامه اظهار داشت: مغایرت حساب فی مابین وزارت نفت (شرکت های تابعه) و دولت محدود به سال 1385 نبوده و به سنوات قبل و سال 1386 نیز تسری دارد که نتیجه غیرشفاف بودن رابطه دولت و شرکت ملی نفت است. همتی با اشاره به گزارش تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور گفت: خوشبختانه در ادبیات گزارش تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور واژه ای تحت عنوان کسر و نقصان و گم شدن وجهی ذکر نشده بلکه به عدم واریز مبلغ 1.058.540 هزار دلار به حساب خزانه اشاره شده است که مبنای آن فرآیند محاسبات بودجه ای سال 1385 و جداول مربوط است و متعاقب قرائت گزارش تفریغ بودجه در جلسه علنی مجلس طبق اصل 55 قانون اساسی برای اطلاع عموم حساسیت هایی به وجود آمد و هر کس از ظن خود به این موضوع پرداخت. وی تاکید کرد: در این ارتباط از سوی بانک مرکزی، شرکت ملی نفت، خزانه داری کل و وزارت امور اقتصادی و دارایی پاسخ هایی به دیوان محاسبات واصل شد که این پاسخ ها با هم متفاوت بوده و کافی به مقصود نمی باشد.
    وی گفت: وزیر امور اقتصادی و دارایی بهتر بود به جای رسانه ای و سیاسی کردن فضا صبر می کردند تا مسوولان مرتبط با این بخش بعدا برای پاسخگویی و روشن کردن موضوع مغایرت حساب وزارت نفت و دولت (خزانه داری کل) به دادسرا و هیات های مستشاری دعوت شوند و مطمئنا با استعانت از ذات باریتعالی هیات های مستشاری برابر قانون اقدام به انشای رای خواهند کرد و نتیجه آن در اختیار افکارعمومی قرار خواهد گرفت.

 

 

چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

رقص رازآلود اژدهای چینی و خشم ایرانیان

روزنامه دنیای اقتصاد صفحه 1

نویسنده: محمدصادق جنان صفت 

رقص رازآلود و دهشتناک اژدها توسط چینی ها در دنیا مشهور شده است.

 

   رقصندگان در زیرانبوهی از پارچه و رنگ و نقاب پنهان می شوند و در حالی که تماشاگران آنها را نمی شناسند، آنها تماشاگران را خوب می بینند. رهبران حزب کمونیست چین، در دنیای کسب و کار و تجارت همین رقص رمزآلود را به نمایش گذاشته اند. در حالی که وسعت سرزمین و نیروی هراس آور حزب کمونیست چین سدی بلند کشیده اند تا گوشه و کنارهای پنهان اقتصاد این کشور دیده نشود، اما آنها دنیا را زیرنظر دارند و هر واکنش آنها را با دقت بررسی می کنند. رهبران حزب کمونیست چین این رقص اژدها را در سرزمین ایران به خوبی اجرا کرده اند و رفتارشان به گونه ای بود تا رسم پسندیده مهمان دوستی و میهمان نوازی ایرانیان توسط رییس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران برای دقایقی کنار گذاشته شود. در حالی که کمتر ایرانی وجود دارد که در خانه خویش به میهمانش تندی کند، اما محمد نهاوندیان، رییس اتاق بازرگانی ایران، چنین کرد. چینی ها کدام اقدام های غیرپسندیده درباره مناسبات با ایران را انجام داده اند که میزبان ایرانی با آنها تندی کرد؟
    واقعیت تلخ این است که چین از اضطرار و شرایط سخت جامعه ایرانی نهایت منفعت طلبی را انجام داده و رسم جوانمردی را نادیده گرفته است. وقتی ایران در تجارت خارجی و در بازارهای جهانی مالی با تنگنای تحریم غرب، به ویژه آمریکا مواجه شد، چشم امیدش به رهبران حزب کمونیست چین بود که در برابر این تحریم ایستادگی و نوعی تسامح را برای بازرگانان ایرانی فراهم کند که این اتفاق نیفتاد و موجب خشم رییس اتاق بازرگانان و صنعتگران ایران شد. چینی ها در حالی ادعای دوستی با ایران را در بوق می کنند که همراه با سایر کشورهای دارنده حق وتو، با تحریم های ایران موافقت کردند.
    رهبران چینی در حالی که وعده سرمایه گذاری در صنعت نفت ایران را فریاد می کنند و در عمل کار چندانی انجام نمی دهند، راه خود را به سوی عراق کج کرده اند.
    رهبران چین در حالی ادعای دوستی با ایران را با صدای بلند می گویند که سرمایه گذاری قابل توجهی در صنعت مس آفریقا انجام داده اند و در ورود به این میدان در ایران وقت تلف می کنند. این اقدام های چین در زمانی انجام می شود که بازارهای پوشاک، پارچه، کیف ، کفش، ابزار وآلات فنی و ... تولید شده در این کشور آه از نهاد تولیدکنندگان ایرانی بر آورده است.مدیران و مسوولان اتاق بازرگانی ایران در برابر چنین رفتاری حق دارند که از چینی ها گلایه کنند.رهبران حزب کمونیست چین بدانند که چرخ روزگار همواره مطابق میل آنها نمی چرخد و دیر یا زود شرایط مناسبات ایران با غرب با تحول مواجه خواهد شد و شهروندان ایرانی داوری خوبی درباره آنها نخواهند کرد. ممکن است گفته شود که چینی ها با تولید و عرضه کالای ارزان قیمت به بازار ایران، حتی به شهروندان ایرانی خدمت می کنند، اما واقعیت این نیست؛ چینی ها از مدارای جهانی با خود بهره برداری کرده و با تثبیت نرخ یوان و از طرف دیگر با ارزان نگه داشتن نرخ مزد کارگران و البته دامپینگ غیرمحسوس، توانسته اند در بازارهایی مثل ایران کامیاب شوند و این جاودانه نیست. مسوولان اتاق مشترک ایران و چین هرچند یک بار به دفاع از چین می پردازند و بازرگانان ایرانی را عامل ورود کالاهای بنجل چینی می دانند و با این حرف های خود موجب دلگرمی چینی ها می شوند. به نظر می رسد ایران می تواند با افزایش نرخ تعرفه بر روی کالاهای چینی جبران مافات کند و رفتارهای دوگانه چینی ها را تا اندازه ای تعدیل کند. رقص اژدهای رازآلود چین نمی تواند برای همیشه ادامه یابد.

 

واکنش کروبی به حمایت سروش

روزنامه اعتماد ملی صفحه 1

   مهدی کروبی دیروز در دانشگاه شهید چمران اهواز درباره اعلام حمایت دکتر عبدالکریم سروش از خویش گفت: آقای سروش از چهره های علمی و روشنفکران مسلمان ایران هستند که از آغاز انقلاب اسلامی منشا خدمات ارزنده ای برای کشور بودند. در آغاز انقلاب اسلامی مصاحبه های آقای سروش با مرحوم مطهری و نیز سخنرانی های وی درباره اندیشه مذهبی و رد نظریه های الحادی و مارکسیستی و نفاق چپ بسیار ارزشمند بود و در سال های بعد هم سوالات مهمی را در زمینه اندیشه دینی طرح کردند که فارغ از هر گونه قضاوت محتوایی درباره آنها نفس همین سوالات مهم بود. ایشان به عنوان عضو شورای انقلاب فرهنگی از سوی امام خمینی منصوب شدند و برای بازگشایی دانشگاه ها تلاش بسیار کردند و در دوره ای که حوزه و دانشگاه نیاز به وحدت داشت، ایشان تلاش بسیار زیادی برای وحدت این دو نهاد کردند. البته برخی نظرات من و آقای سروش درباره برخی موضوعات دینی متفاوت است اما من از هر کسی که از نامزدی ام حمایت کند بخصوص علما و دانشگاهیان تشکر می کنم و تاسف می خورم چرا افرادی مثل آقای سروش در ایران حضور ندارند تا بتوانند در دانشگاه ها تدریس کنند و اگر کسانی به نظرات دینی این گروه متفکران انتقادی دارند در همان محافل علمی و نشریات تخصصی آنها منتشر نشود. کروبی با اشاره به ضرورت آزادی اندیشه در کشور به خصوص آزادی اندیشمندان و آزادی های علمی و دانشگاهی گفت: این افراد اگر از کسی حمایت می کنند نه برای مقام و موقعیت که برای بهبود اوضاع کشور است. کروبی ابراز امیدواری کرد که با پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری بتواند سطح آزادی های علمی را بالاببرد تا همگان بتوانند از دیدگاه های متفکرانی مانند دکتر سروش استفاده کنند و اگر احیانا نقدی هم دارند بدون تهدید و توهین به شیوه علمای حوزه و مراجع بزرگ تقلید پاسخ های عالمانه دریافت کنند و جامعه بتواند از حق آزادی انتخاب فکر و اندیشه خود بهره ببرند.

 

بیانیه سپاه در تایید اظهارات سردار جعفری در پاسخ به انتقادات صادر شد

روزنامه اعتماد صفحه 1 

   سپاه پاسداران در پاسخ به انتقادات نسبت به ورود بسیج به انتخابات بیانیه یی صادر کرد. پنجشنبه هفته گذشته سردار جعفری فرمانده سپاه و بسیج اعلام کرد بخشی از بسیج که فعالیت نظامی ندارد می تواند در عرصه سیاسی وارد شود. اظهارات وی با انتقاد برخی کاندیداها از جمله مهدی کروبی مواجه شد. در همین راستا روز گذشته سپاه پاسداران بیانیه یی در این باره صادر و تاکید کرد: از آنجا که در هفته ها و روزهای اخیر برخی از اشخاص و رسانه ها با اظهار نظرهای غیرواقعی و برداشت های ناصحیح و نا صواب پیرامون چگونگی حضور بسیج و بسیجیان در انتخابات، شبهات و بعضاً اتهاماتی را متوجه سپاه و بسیج کرده و آنان را به ورود و دخالت احتمالی در انتخابات آینده متهم ساخته اند، لذا جهت تنویر افکار عمومی، نکاتی را به استحضار ملت شریف و انقلابی ایران می رسانیم. براساس قوانین موجود (ماده 13 قانون مقررات استخدامی سپاه) بسیجی به فردی اطلاق می شود که داوطلبانه جهت تحقق ارتش 20 میلیونی تحت پوشش سپاه در می آید. به موجب همین ماده قانونی بسیجیان به سه دسته «بسیج عادی»، «بسیج فعال» و «بسیج ویژه یا پاسداران افتخاری» تقسیم می شوند. این بیانیه می افزاید: در ماده قانونی مذکور عموم اقشار معتقد به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اهداف انقلاب اسلامی بسیجی تلقی می شوند و علاوه بر تقسیمات کلی عنوان شده، بسیجیان با عناوینی از قبیل « بسیج دانش آموزی، بسیج دانشجویی، بسیج پزشکان، بسیج کارگری، بسیج اساتید، بسیج فرهنگیان، بسیج ورزشکاران و...» تفکیک می شوند. لیکن در هیچ یک از قوانین و مقررات موجود هرگز از آنان در غیر زمان به کار گیری، به عنوان «نظامی» ذکری نشده است و مقررات مربوط به نظامیان صرفاً شامل بسیجیان ویژه (پاسداران افتخاری) می گردد که طبق «بند ج ماده 13 قانون مقررات استخدامی سپاه» پرسنلی هستند که صلاحیت های یک پاسدار را دارا می باشند و پس از گذراندن آموزش های مطروحه در آن قانون سازماندهی گردیده و متعهد می گردند تا به هنگام نیاز به طور تمام وقت در اختیار سپاه قرار گیرند و بند ماده 16 این قانون، ممنوعیت برای عضویت در احزاب و گروه های سیاسی را تنها مخصوص این بخش از بسیجیان قلمداد نموده است.قانونگذار در تعریف بسیجیان فعال و عادی نیز به گونه یی برخورد نموده است که یقیناً اطلاق عنوان «نظامی» با ضوابط و تعاریف خاص خود بر آنان، فاقد وجاهت قانونی است.
    سپاه پاسداران تاکید کرد البته مقوله ممنوعیت دخالت نظامیان و آن دسته از بسیجیانی که توضیح داده شد، امری بدیهی است که مورد تاکید حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری بوده و قوانین موضوعه کشور نیز بر آن تصریح دارند و سپاه نیز همواره پایبندی خود را به آن نشان داده است، لیکن معمولاً در موسم انتخابات از سوی برخی اشخاص، جناح ها و رسانه ها مطالبی مطرح می شود که منجر به فضا سازی هایی علیه این نیروهای خدوم و متعهد کشور و بستر سازی برای عملیات روانی و هجمه های نا جوانمردانه دشمنان می گردد. این موضوع در انتخابات دوره هشتم ریاست جمهوری نیز منجر به مکاتباتی بین سپاه، ستاد کل نیروهای مسلح، وزیر کشور وقت (آقای موسوی لاری) و رئیس جمهوری سابق (جناب آقای سید محمد خاتمی) گردید که پس از بررسی حقوقی و قانونی توسط معاون حقوقی و امور مجلس وقت ریاست جمهوری (جناب حجت الاسلام صدوقی) عدم ممنوعیت قانونی برای عضویت و هواداری بسیجیان عادی و فعال از احزاب و گروه های سیاسی مورد تاکید قرار گرفت و ممنوعیت های مندرج در قانون را صرفاً برای پرسنل بسیجی ویژه دانستند.
    علاوه بر این سپاه همواره در آستانه برگزاری انتخابات در کشور، کادر ثابت، وظیفه، پیمانی و بسیجی (ویژه) خود را از هرگونه دخالت و فعالیت له یا علیه کاندیداها بر حذر می دارد: بدیهی است در صورت ضرورت اسناد و مدارک موجود در این زمینه به اطلاع عموم خواهد رسید.
    وحدت رمز و راز موفقیت و سربلندی ملت ایران در طول حیات 30 ساله انقلاب و نظام اسلامی بوده است و صیانت از فضای سالم انتخابات و پرهیز از هرگونه گفتار و کرداری که منجر به پاشیدن بذر اختلاف و تنش و تشویش اذهان عمومی گردد، گناهی نابخشودنی است که بایستی در آخرت پاسخگوی آن بود. در چنین شرایطی انتظار از کسانی که شعار پیروی از خط امام(ره) و رهبری و نیز بسیجی بودن را سر می دهند، افزون تر خواهد بود.
    این بیانیه تاکید کرده است: در پایان از تمامی شخصیت ها و اصحاب قلم و رسانه که در روزهای اخیر از سر دلسوزی، در پاسخ به فضا سازی علیه سپاه و بسیج اقدام کرده اند، قدرشناسی و سپاسگزاری گردیده و درخواست می گردد با رعایت اخلاق رسانه یی و ادبیاتی در شان فرهنگ و نظام ارزشی جامعه، تمامی تلاش، همت و ظرفیت خود را برای عینیت بخشیدن به حضور حداکثری آحاد ملت در انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران که ان شاءالله منجر به تقویت استحکام و انسجام داخلی و اقتدار ملی و یاس و ناامیدی دشمنان خواهد شد به کار گیرند.
    
  

 

 

سه‌شنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

با کمیابی منابع چه می کنید؟

سخنی با داوطلبان ریاست جمهوری

روزنامه دنیای اقتصاد صفحه 1 

نویسنده: پرویز خسروشاهی

   همه روزه در سرتاسر جهان کالاها و خدمات بی شماری تولید می شوند، در تولید آن کالاها و خدمات انواع گوناگونی از مواداولیه و منابع طبیعی، کار، سرمایه و تکنولوژی (دانش فنی) مورد استفاده قرار می گیرند و در نهایت ...
    ... کالاها و خدمات تولیدشده، با ترکیبات و به نسبت های مختلف در سبد مصرف کنندگان ریخته می شوند و به مصرف می رسند.
    آیا برای جوامع میسر است که از همه انواع کالاها و خدمات، به هر میزان که دلشان می خواهد تولید کنند؟ آیا بنگاه های تولیدی می توانند عوامل تولید را به هر میزان و با هر ترکیبی که دلشان می خواهد، مورد استفاده قرار دهند یا به استخدام درآورند؟ آیا می شود مصرف کنندگان از تمام کالاها و خدمات تولیدشده به هر میزانی که دلشان می خواهد دریافت و مصرف کنند؟ بعید است کسی به این سوالات پاسخ مثبت دهد؛ چرا که تامین این خواسته ها، نیازمند در اختیارداشتن مقادیر نامحدودی از مواداولیه و منابع طبیعی، کار، سرمایه و تکنولوژی (دانش فنی) است؛ اما همه می دانیم که این منابع نامحدود نیستند. به دلیل کمیابی منابع، جوامع همواره با این سوال مهم مواجه اند که منابع محدود در دسترس خود را چگونه به تولید کالاها و خدمات گوناگون تخصیص دهند و کالاها و خدمات تولیدشده را چگونه میان مردم توزیع کنند؟
    الگوهایی که به منظور پاسخگویی به سوال های فوق الذکر در گذشته به کارگرفته شده و در حال حاضر نیز به کار می رود، برترکیب های مختلفی از سازوکار بازار (و یا مکانیزم قیمت ها) و سازوکار برنامه ریزی متمرکز است. در واقع در یکسوی این الگوها برخی از جوامع، اصل را بر سازوکار بازار قرار می دهند و سعی می کنند اشکالات آن را (موارد شکست بازار را) با کمک سازوکار برنامه ریزی متمرکز برطرف کنند و در سوی دیگر تعدادی از جوامع، اصل را بر سازوکار برنامه ریزی متمرکز گذاشته و سعی می کنند اشکالات آن را (موارد شکست برنامه ریزی متمرکز یا موارد شکست دولت را) با کمک سازوکار بازار مرتفع کنند. در این میان جوامعی نیز هستند که شدیدا مطلق گرا بوده و در دام آزمون و خطای بی پایان و حرکات سینوسی و حتی زیگزاگی میان دو سازوکار یادشده افتاده و امر تخصیص منابع را در جوامع خود دچار سیالیت و سردرگمی می کنند.
    ذکر مثالی عینی می تواند این موضوع را روشن تر کند. یکی از موضوعات مهمی که معمولاخانواده ها در زندگی روزمره خود با آن درگیرند، انتخاب الگویی برای تربیت صحیح فرزندان است. از یک سو فرزندان به دلیل حس کنجکاوی و طبیعت انسانی خویش دوست دارند آزادی عمل داشته باشند و همه چیز را تجربه کنند؛ اما بی اطلاعی و بی تجربگی آنان ممکن است برایشان خطرات مختلفی به بار آورد.
    از سوی دیگر والدین نیز نگران آن هستند که بی اطلاعی و بی تجربگی فرزندانشان آنها را در زندگی فردی و اجتماعی دچار مشکل کند؛ اما در عمل، برخی از خانواده ها اصل را بر آزادی عمل فرزندان می گذارند و سعی می کنند دخالت خود را به مشورت دادن محدود کنند و تنها در مواقعی به صورت آمرانه وارد عمل شوند که احتمال تبدیل شدن مشکل به معضل وجود داشته باشد؛ اما برخی دیگر از والدین شدیدا ریسک گریزند و اصل را بر تربیت آمرانه گذاشته و فقط در موارد ناچاری یا آنگاه که احساس کنند آزادی عمل فرزندان مشکلی ایجاد نمی کند؛ به چنین امری رضایت می دهند.
    دسته ای از خانواده ها نیز هستند که اصرار بر یافتن ترکیب بهینه میان الگوهای تربیتی ارشادی و آمرانه دارند؛ اما چون چنین ترکیبی را نمی یابند، غالبا دچار ابهام و سردرگمی می شوند و الگوی تربیتی مورد استفاده آنان عملاحالت نامتعین و سیال به خود می گیرد؛ بنابراین فرزندانشان دچار عدم تعادل در رفتارهای فردی و اجتماعی می شوند.
    این روزها که کشور در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم قراردارد، یکی از محورهای عمده و مهم شعارها، سخنرانی ها و بیانیه های کسانی که خود را نامزد این انتخابات می کنند مسائل اقتصادی است؛ عدالت اجتماعی، حمایت از بخش خصوصی، حمایت از سرمایه گذاری و تولید، حمایت از رقابت، تکیه بر مزیت های نسبی کشور، ثبات در سیاستگذاری ها، استقلال بانک مرکزی، کنترل تورم، ایجاد اشتغال، سیاست های پولی و مالی کارآمد، تقویت ارزش پول ملی، کاهش حجم دولت، توجه به برنامه ریزی و تمرکززدایی و تعادل منطقه ای، نمونه ای از مسائل مورد توجه نامزدها در زمینه مقوله های اقتصادی است؛ اما تا زمانی که که آنان معلوم نکنند الگوی مورد نظرشان برای تخصیص بهینه منابع در اختیار جامعه کدام است، نه خودشان و نه رای دهندگان هیچ کدام نخواهند توانست درباره مفهوم، سازگاری و ضمانت اجرایی شعارهای فوق الذکر مسوولیتی بپذیرند یا قضاوتی داشته باشند؛ به عنوان مثال وقتی نامزدی الگوی مورد نظر خود را برای تخصیص منابع جامعه، سازوکار بازار با تمام ملاحظات مربوط به موارد شکست آن بیان می کند، می توان مطمئن بود یا حداقل حدس زد که استقلال بانک مرکزی تحقق خواهدیافت، رقابت تشویق و تقویت خواهدشد، تمرکززدایی مورد توجه خواهدبود، تصدی گری های دولتی کاهش خواهدیافت و موارد شکست بازار پوشش داده خواهدشد (مقولاتی چون تامین رشد اقتصادی مستمر و باثبات، توزیع عادلانه درآمد و ثروت، مقابله با انحصار، تعدیل عدم کارآیی های حاصل از پیامدهای خارجی منفی و مثبت و حمایت از تولید کالاهای هنری و ارزشمند مورد توجه جدی خواهد بود).
    درحالی که بالعکس آن لزوما درست نیست و از اینکه کاندیدایی مثلااز استقلال بانک مرکزی دفاع کند، لزوما نمی توان چنین نتیجه گرفت که الگوی مورد نظر او برای تخصیص منابع جامعه سازوکار بازار است. اتفاقا با مشخص شدن الگوی مورد علاقه کاندیداها، تدریجا شعارهای اقتصادی قابل درک و تجسم برای جامعه نیز خود را نشان داده و نامزدها از کلی گویی های رایج رهایی می یابند و رای دهندگان نیز به خوبی به هزینه ها و منافع رایی که می دهند آگاهی پیدا می کنند. مطالبه الگوی تخصیص منابع باعث خواهدشد که از یکسو نامزدهای ریاست جمهوری، از سردادن شعارهای غیرمسوولانه پرهیز کنند و تناقض های معمول در شعارهای آنان تخفیف یابد و از سوی دیگر، رای دهندگان به عواقب مثبت و منفی تصمیمی که می گیرند به روشنی آگاهی یابند.
    گذشته از انتخابات، جاری بودن یک الگوی تخصیص منابع مشخص، برای جامعه بسیار مهم است؛ زیرا داشتن چشم انداز روشن (نه لزوما مثبت) از آینده و پیش بینی پذیری آینده، شرط لازم داشتن جامعه ای باثبات، روبه رشد، پویا و در حال پیشرفت است. بخش مهمی از بی ثباتی در سیاست ها، تغییر مکرر در قوانین و مقررات، خنثی شدن آثار مثبت برخی از اقدامات با اقدامات دیگر، مخدوش شدن مرز میان نقاط ضعف و قوت و تهدیدات و فرصت ها و در نتیجه اشکال در فرآیند شناسایی عوامل انسانی و غیرانسانی مختل کننده روند امور اقتصادی، نتیجه عدم پیروی از یک الگوی معین و باثبات در تخصیص منابع جامعه است. نتیجه فقدان یک الگوی تخصیص منابع مورد اجماع، افتادن در دام آزمون و خطاهای بی پایان و سردرگمی در مسیرهای سینوسی و زیگزاگی میان دو سازوکار بازار و برنامه ریزی متمرکز است و جز ناامیدی و اتلاف منابع دستاوردی نخواهد داشت؛ چرا که از یکسو زندگی در جریان است و منتظر مشخص شدن ترکیب بهینه بازار و برنامه ریزی نمی ماند و از سوی دیگر متغیرهایی که در امر تخصیص منابع دخیل اند آنقدر متنوع، متعدد، پیچ درپیچ و دارای معادلات و روابط پیچیده و از آن مهم تر در حال گونه گونی و تحول اند که تعیین ترکیب بهینه میان تخصیص آزادانه منابع (بازار) و تخصیص متمرکز منابع (برنامه ریزی متمرکز) برای نوع بشر حداقل با دانش امروز غیرممکن به نظر می رسد.
    در دنیای عمل اقتصادی، حتی برای تخصیص بهینه منابع در سطح خرد هم از سر ناچاری، از بهینه دوم (second best) استفاده می شود؛ بنابراین به منظور گریز از سیالیت و سردرگمی در تخصیص منابع جامعه یا باید اصل را بر تخصیص آزادانه منابع گذاشت و موارد شکست بازار را ترمیم کرد یا اینکه اصل را بر تخصیص متمرکز منابع گذاشت و موارد شکست دولت و برنامه ریزی را ترمیم کرد. روشن است که فاصله میان این دو فرسنگ ها است؛ البته ممکن است کسی مدعی شود که می تواند همه این روابط پیچیده و متنوع و متعدد و در حال گونه گونی را تحت کنترل درآورده و مدلسازی کند یا اینکه بگوید الگویی به کل متفاوت از آنچه که رایج است، می شناسد. در این صورت هم، بالطبع لازم است مختصات و جزئیات آن الگو یا مدل بازگو شده و به بحث گذارده شود تا جامعه از کمیت و کیفیت ریسکی که با رای دادن به چنین الگوها یا مدل هایی که می پذیرد، آگاهی داشته باشد.
    بنابراین به جای طرح سوالات رایج و کلیشه ای درباره مسائل اقتصادی جامعه با کاندیداهای ریاست جمهوری و صحبت با آنها در باب مسائلی چون سیاست های بانکی و پولی، مالی، خصوصی سازی، ارز، بورس و امثالهم، بهتر است در بدو امر از آنان سوال شود که : آقای ...! با کمیابی چه می کنید و منابع اقتصادی محدود جامعه را با چه الگویی تخصیص می دهید؟
    

مگر شما نبودید که ...

با حامیان دروغین کروبی

روزنامه کیهان صفحه 2

   رژیم آمریکایی شاه برای مقابله با نهضت امام خمینی(ره) و پیشگیری از گسترش آن به ترفندی متوسل شده بود که بعدها رئیس اسبق سازمان سیا اعتراف کرد توسل به ترفند یاد شده پیشنهاد کارشناسان این سازمان به شاه و ساواک بوده است.
    ماشین تبلیغاتی شاه از طریق رادیو و تلویزیون و مطبوعات آن زمان نهضت امام خمینی(ره) را - نستجیربالله- به شوروی سابق نسبت می داد و به اصطلاح استدلال می کرد که شوروی دشمن واقعی آمریکاست و از آنجا که امام خمینی(ره) لبه تیز حملات خود را متوجه آمریکا کرده و حکومت شاهنشاهی پهلوی را هم به خاطر روابط نزدیکش - بخوانید وابستگی محض و نوکرمآبانه- با آمریکا مورد حمله قرار می دهد! بنابراین همسو با شوروی است!!
    اما، پاسخ حضرت امام(ره) در آغاز نهضت - سال 1342- این بود که «آمریکا از شوروی بدتر، شوروی از آمریکا بدتر و انگلیس از هر دو بدتر است». و در دوران اوج گیری نهضت نیز با شعار «نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی» تمامی رشته های آمریکا و رژیم آمریکایی شاه را پنبه کرد. چرا که حتی شاگردان دبستانی هم می دانند مخالفت دو نفر با شخص دیگر به معنای موافقت آن دو با یکدیگر نیست و عکس این قضیه نیز صادق است...
    اکنون، سی سال بعد از آن ماجرا، یکی از اطرافیان آقای کروبی - که ضمناً همراه با دو تن دیگر از اطرافیان ایشان به نفع آقای موسوی جلسه شبانه دارند و شیخ از همه جا بی خبر اصلاحات هنوز نمی داند!- طی مقاله ای در شماره دیروز روزنامه اعتماد ملی به همان ترفند «شاهانه»! متوسل شده و برای سرپوش نهادن بر اسناد غیر قابل انکاری که از همراهی و همصدایی برخی افراطیون اصلاحات با محافل بیگانه حکایت می کند خطاب به مدیر مسئول کیهان آورده است «آقای شریعتمداری مگر غیر از این است که رادیو آمریکا، رادیو اسرائیل و سلطنت طلبان و ضد انقلاب به طور مستمر علیه طالبان و القاعده موضع می گیرند و علیه آنها فعالیت می کنند؟ آیا ضدیت رسانه های چهارگانه فوق نشانه حقانیت، صداقت و درستی اندیشه و راهبرد طالبان، القاعده و بن لادن است»! و عکس این قضیه را نیز آورده است. در پاسخ این مدعیان اصلاحات باید گفت؛
    1- آیا در ستمگری و غارتگری آمریکا شک دارید؟ آیا شوروی سابق خونریز و غارتگر نبود؟ خب! حالابفرمائید که آیا ضدیت حضرت امام(ره) با آمریکا به معنی تبرئه شوروی از ستمگری بود و یا ضدیت آن بزرگوار با شوروی سابق به مفهوم تبرئه آمریکا بود؟! این چه استدلال کودکانه ای است؟!
    علت دشمنی آمریکا و شوروی با یکدیگر با علت ضدیت حضرت امام(ره) با هر دو قدرت استکباری یاد شده نه فقط متفاوت بلکه متضاد بود. آمریکا علیه شوروی به سختی موضع می گرفت و شوروی نیز به شدت علیه آمریکا موضع داشت- دوران جنگ سرد- ولی ضدیت امام راحل(ره) با آن دو ماهیتی کاملاً متفاوت داشت بنابراین اگر کیهان علیه طالبان موضع می گیرد و در همان حال آمریکا هم با طالبان و القاعده مخالفت می ورزد-که این مخالفت ظاهری است- نمی توان نتیجه گرفت که طالبان و کیهان مواضع مشابهی دارند! همانگونه که نمی توان ضدیت حضرت امام با آمریکا یا شوروی را- نستجیر بالله- به مفهوم همراهی آن امام بزرگوار با یکی از دو قدرت استکباری مورد اشاره تلقی کرد. غیر از این است؟ ماجرا خیلی ساده است، چرا طفره می روید؟ دوستان دیگر شما- مخصوصاً آن یکی که ساکن انگلیس است- نیز در تهیه نامه شیخ اصلاحات علیه کیهان همین بلارا بر سر او آوردند و باعث عصبانیت و اعتراض ایشان شدند که قرار بود با حمله به کیهان، رای خاکستری به صندوق بریزید ولی به آبروی او آسیب جدی زدید!
    2-حمایت آمریکا و اسرائیل از افراطیون جبهه اصلاحات به خاطر مواضع همسوی آنهاست و ماجرا روشن تر و مستندتر از آن است که با اینگونه آسمان و ریسمان کردن ها قابل انکار باشد. مواضع این طیف از مدعیان اصلاحات تماماً موجود و مکتوب و مضبوط است. مگر با صراحت نمی گفتید و نمی نوشتید که «قوانین اسلام متعلق به 1400 سال قبل است و امروزه قابل اجرا نیست»! یا «فرهنگ شهادت خشونت آفرین است»! یا «انقلاب اسلامی عامل عقب افتادگی ایران است»! یا «منشاء خشونت همین احکام فقهی است»! یا «افکار امام خمینی(ره) باید به موزه تاریخ سپرده شود»! یا «حجاب و حیای زنان مظهر و نماد عقب افتادگی است»! یا «شهادت امام حسین(ع) نتیجه خشونت جدش رسول خدا(ص) در صدر اسلام بود»! یا «معصومین هم در معرض انحراف هستند»! و صدها نمونه مکتوب دیگر از این دست و اخیراً هم که شیخ اصلاحات دقیقاً همان ادعای اسرائیل علیه ایران اسلامی را مطرح کرده و بیانیه داده بود که «اعدام کودکان را متوقف کنید»!!...
    حالاسوال این است که آیا این مواضع بدون کم و کاست و دقیقاً همان مواضع آمریکا و اسرائیل علیه اسلام و انقلاب و امام(ره) نیست؟! آیا می توانید این واقعیت تلخ را انکار کنید؟ معلوم است که نمی توانید، بنابراین حمایت صریح آمریکا واسرائیل از افراطیون مدعی اصلاحات به خاطر همراهی و همسویی کامل آنان با خواسته ها و اهداف رسماً اعلام شده آمریکا و برخاسته از نقشی بوده است که به عنوان ستون پنجم بیگانگان در داخل کشور برعهده داشته و دارند. و این ننگ «با هیچ رنگی» قابل پاک کردن نیست چه رسد به آسمان و ریسمان کردن کودکانه در قالب یک به اصطلاح مقاله!
    3- افراطیون مدعی اصلاحات اصرار عجیبی دارند که پای آمریکا و اسرائیل را از این معرکه بیرون بکشند و ماجرای موجود را به درگیری شیخ اصلاحات با کیهان محدود کنند! و حال آن که مطابق اسناد ارائه شده- که بسیاری از آنها را نیز متعاقباً ارائه خواهیم کرد- اصل ماجرا این است که طیفی از مدعیان اصلاحات نقش ستون پنجم آمریکا و اسرائیل را در داخل کشور برعهده دارند و این آش آنقدر شور شده بود که آقای خاتمی نیز گفته بود از اردوگاه اصلاح طلبان صدای دشمن را می شنوم، یا آقای کروبی بر سر یکی از همین مدعیان فریاد کشیده بود که چرا از تریبون مجلس اتهامات واهی اسرائیل علیه ایران را مطرح می کنی؟ و...
    ماجرا این است و شما مدعیان اصلاحات از آقای کروبی به عنوان «سپر» استفاده می کنید و به جای او علیه مدیر مسئول کیهان بیانیه می نویسید. در مصاحبه کروبی با خبرنگاران خارجی به جای او حرف می زنید و عجیب آن که اصرار دارید ایشان را -نستجیربالله- پشت کرده به نظام معرفی کنید! چرا؟! برای این که آمریکا اینطور می خواهد و آقای کروبی از همه جا بی خبر، هنوز متوجه نشده است که چه آشی برایش پخته اید؟! بدیهی است که کیهان سوابق آقای کروبی را فراموش نمی کند و اطمینان دارد که سرانجام پای خود را از این بازی بیرون خواهد کشید، چرا که او هرچند به غفلت در دام شما افتاده است ولی نهایتا فرزند انقلاب است. بنابراین اگر هزار بار دیگر علیه کیهان و مدیر مسئول آن بنویسید، کیهان وارد میدان فریب شما نمی شود و ماجرای همسویی شما با بیگانگان را رها نمی کند و داغ تبدیل خواست آمریکا به معرکه داخلی را بر دل افراطیون مدعی اصلاحات می گذارد.

 

مسعود نیلی اقتصاددان آزادیخواه

روزنامه اعتماد ملی صفحه 1

نویسنده: مهدی نوروزیان

   دکتر مسعود نیلی اقتصاددان آزادیخواهی است که به واسطه سال ها تصدی اجرایی و مطالعه علمی یکی از برجسته ترین چهره های علمی و اجرایی کشور به حساب می آید.اعتبار علمی او به واسطه تحصیل در یکی از معتبرترین دانشگاه های جهان است او دوره کارشناسی ارشد و دکترای خود را در رشته اقتصاد(تئوری اقتصاد کلان) در دانشگاه منچستر انگلستان به پایان رسانده است.به لحاظ اجرایی نیز دکتر نیلی در دولت های دفاع،سازندگی و اصلاحات در سازمان برنامه مسوولیت داشته است.او از سال 1364 تا 1367 تصدی دفتر اقتصاد کلان سازمان برنامه را برعهده داشت که حاصل آن تدوین برنامه شرایط نوین اقتصادی بود.این برنامه به دنبال کاهش درآمدهای نفتی به 8 میلیارد دلار در سال تدوین شد تا کشوری که در حال جنگ بود بتواند تنگناهای درآمدی را با کم ترین چالش پشت سر بگذارند.از سال 67 به بعد دکتر نیلی، معاونت اقتصاد کلان سازمان برنامه را عهده دار شد. در دوره معاونت نیز دکتر نیلی پایه گذار حرکت توسعه ای نوینی برای کشور شد.او و همکارانش برنامه اول توسعه را با محوریت ایجاد تعادل بازارها و بازسازی پایه گذاری کردند برنامه که می توان آن را احیای مجدد نظام برنامه ای به طور عملی نامگذاری کرد.از سال 1370 تا 1375به دانشگاه بازگشت و در سال 1375 ریاست موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی را بر عهده گرفت.این موسسه مغز متفکر نهاد برنامه ریزی کشور در روند توسعه یافتگی به حساب می آید.پس از پیروزی سیدمحمد خاتمی و شکل گیری دولت اصلاحات دکتر نیلی به همراه محمدعلی نجفی بار دیگر به سازمان برنامه بازگشت تا هدایت مهم ترین معاونت اقتصاد کلان این سازمان را که مهم ترین معاونت نهاد برنامه ریزی به حساب می آید بر عهده بگیرد.ورود نیلی و همکارانش مقارن با کاهش قیمت نفت بود.بهای هر بشکه نفت به 10 دلار رسید به طوری که درآمدهای کشور در مقایسه با قبل به طور فاحشی کاهش یافت.یکی از افتخارات دولت خاتمی اداره کشور با نفت 10 دلاری بود که این افتخار مرهون تلاش های دکتر نیلی و همکارانش در سازمان برنامه بود.اما مهم ترین اقدام دکتر نیلی در این دوره تدوین برنامه سوم توسعه با رویکردی مدرن بود.برنامه سوم اصلاح ساختار اقتصاد کشور را محور قرار داده بود و برای اولین بار تاسیس صندوق ثبات سازی را پیشنهاد کرده بود که اقتصاد ملی را در برابر شوک های ناشی از قیمت نفت مصون نگه می داشت. طراح این حساب که به حساب ذخیره ارزی معروف است کسی جز دکتر نیلی نبود.دکتر نیلی با ادغام سازمان برنامه و مدیریت استخدامی از این نهاد خارج شد و در دولت دوم اصلاحات به سفارش وزارت صنایع و معادن استراتژی توسعه صنعتی کشور را تدوین کرد.سندی که با مخالفت اقتصاددانان اصولگرا مواجه شد زیرا این سند بر پایه تعامل با جهان و آزادسازی اقتصادی تدوین شده بود. از دکتر نیلی تاکنون بیش از7 جلد کتاب و تعداد زیادی مقاله در حوزه های مختلف اقتصاد کلان و اقتصاد سیاسی منتشر شده است. از کتاب های منتشر شده او می توان اقتصاد ایران،اقتصاد ایران و معمای توسعه نیافتگی تجربه توسعه صنعتی در جهان و... نام برد.او هم اکنون ریاست دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشکده شریف را برعهده دارد این دانشکده اولین دانشکده در ایران بود که دوره مدیریت ارشاد بازرگانی اجرایی(MBA ) را در ایران برگزار کرد.

 

 

دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

مخالفت نمایندگان مجلس با تشکیل کمیته صیانت از آرا

روزنامه ایران صفحه 2 

  بحث چگونگی برگزاری انتخابات و صیانت از آرا، جزو مباحثی بوده که همواره در آستانه انتخابات تبدیل به موضوع اصلی در میان گروهها و یا کاندیداهای انتخابات می شود.
    در این بین اصلاح طلبان و گروه های منتسب به آنان چند سالی است که در آستانه برگزاری انتخابات مختلف چگونگی تشکیل کمیته صیانت از آرا را که به زعم قانونگذاران در خانه ملت توجیه قانونی ندارد ، پیگیری می کنند و این در حالی است که رهبر معظم انقلاب در دیدار پرستاران، معلمان و کارگران سراسر کشور فرمودند: با حضور پرانگیزه مردم، همواره انتخاباتی سالم، متقن و خوبی در ایران برگزار شده اما متا سفانه برخی دوستان بی انصاف و کسانی که جزو ملت هستند و توقع دارند مردم به آنها توجه کنند، با ناسپاسی علیه ملت حرف می زنند و با تکرار حرف دروغ دشمن، سلامت انتخابات را زیر سؤال می برند.در این خصوص نظرات اعضای فراکسیون های اقلیت (اصلاح طلبان) و اکثریت (اصولگرایان) مجلس را جویا شدیم.
طرح تشکیل کمیته صیانت از آرا ضد قانون است
    یک عضو فراکسیون اقلیت مجلس در این خصوص گفت: با وجود قوانین مصرح و شفاف درباره نحوه برپایی و نظارت بر انتخابات، طرح کمیته صیانت از آرا بر خلاف قانون است. علی اصغر یوسف نژاد، در گفت و گو با ایرنا افزود: کسانی که مسائلی همچون کمیته صیانت از آرا را مطرح می کنند نمی دانند که اجرای هر کاری در کشور به قانون نیاز دارد و روند اجرای قانون نیز ارائه موضوع به صورت طرح و لایحه به مجلس و تصویب آن به وسیله نمایندگان مجلس شورای اسلامی است. عضو فراکسیون اقلیت با تشریح موادی از قانون انتخابات ریاست جمهوری تصریح کرد: براساس قوانین موجود، وظایف وزارت کشور و دستگاه های اجرایی و نظارتی برای برپایی و صیانت از آرای مردم به روشنی مشخص شده است. این نماینده اصلاح طلب با رد صریح ایده تشکیل کمیته صیانت از آرا در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: همان گونه که در قانون پیش بینی شده و در چند روز اخیر هم به وسیله مسئولان برپایی انتخابات اعلام شده است، هر یک از نامزدها می توانند با توجه به مقرراتی که وجود دارد، پای صندوق های اخذ رای ناظر داشته باشند.
طرح کمیته صیانت از آرا بهانه سازی برای دشمنان است
    عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس هشتم نیز معتقد است: طرح کمیته صیانت از آرا بهانه سازی برای دشمنان است تا آزادانه سلامت انتخابات را زیر سؤال ببرند. سید شهاب الدین صدر افزود: اگرچه به طور معمول در آستانه برگزاری هر انتخاباتی موضوعاتی نظیر صیانت از آرا مطرح می شود اما خبرگان سیاسی به خوبی می دانند که زیر سؤال بردن انتخابات به مصلحت نیست. وی یادآور شد: پس از پیروزی انقلاب اسلامی به طور میانگین، هر سال یک انتخابات در سلامت کامل، در کشور برگزار شده است. گواه سلامت انتخابات نیز این است که مثلاً کابینه اصولگرا بر سر کار بوده اما نتیجه، انتخاب فردی اصلاح طلب بوده یا برعکس.صدر تصریح کرد: قانون انتخابات در کشور ما مشخص است. بر مبنای این قانون وظایف وزارت کشور، شورای نگهبان و دستگاه های اجرایی و نظارتی تعریف شده و به همین دلیل تاکنون هیچ خدشه ای به انتخابات های برگزار شده، وارد نشده است.
شورای نگهبان وظیفه صیانت از آرا را برعهده دارد
    دیگر عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی می گوید: قانون وظیفه صیانت از آرا را برعهده شورای نگهبان گذاشته است و تشکیل این کمیته نه ضروری و نه قانونی است. محمد تقی رهبر نیز با انتقاد از اظهارات برخی از اصلاح طلبان مبنی بر ضرورت تشکیل کمیته صیانت از آرا در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، افزود: براساس قانون شورای نگهبان، هیات های نظارت بر انتخابات و دستگاه های انتظامی و امنیتی موظف به این امر مهم هستند. نماینده اصفهان در مجلس تصریح کرد: دستگاه های نظارتی در انتخابات به اندازه کافی وجود دارند، کشور به هیچ مورد جدیدی به عنوان صیانت از آرا نیاز ندارد.

 

شبه محاکمه در دانشگاه امام صادق در مناظره انتخاباتی رخ داد

روزنامه اعتماد صفحه 2 

   مناظره انتخاباتی مهدی کوچک زاده نماینده تهران و حامی پروپاقرص محمود احمدی نژاد با محمدجواد حق شناس مدیرمسوول روزنامه اعتمادملی به دوئل حامی تندرو دولت با دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) تبدیل شد. کوچک زاده که غروب شنبه برای شرکت در برنامه «نسبت گفتمان احمدی نژاد و کروبی با خصوصیات جوهری انقلاب و منطق امام» در دانشگاه زیر نظر مهدوی کنی حضور یافته بود، فکر نمی کرد وقتی طرف مناظره اش از پشت میز برخاست تا به عیادت یکی از اعضای خانواده اش برود، با انبان پرسش های دانشجویانی روبه رو خواهد شد که مناظره انتخاباتی را به «شبه محاکمه»یی در مرکز حامیان محمود احمدی نژاد تبدیل خواهند کرد. طرح پرسش های انتقادی درباره حلقه نزدیکان احمدی نژاد از جمله مشایی، کردان و بذرپاش از سویی و اعتراض به «لجبازی» و «تکروی» رئیس کابینه از سوی دیگر لحظات سختی را برای نماینده حامی دولت رقم زد. اگرچه کوچک زاده کوشید با گفتن جملاتی نظیر اینکه «احمدی نژاد الگوی من نیست» یا «تا به حال دوبار بیشتر رئیس جمهور را ندیده ام» بار فشار اعتراض های پیاپی را کم کند یا با آوردن نام «کرباسچی و عزت الله سحابی» در صف منتقدین احمدی نژاد دانشجویان را با خود همراه کند اما دانشجویانی که چند ماه پیش غلامحسین الهام را به چالش کشیده بودند، راضی نشدند و برای اتمام حجت و رد توجیهات کوچک زاده به روایت نقل قول هایی از احمدی نژاد در جمع خودشان پرداختند.البته کوچک زاده ابتدا این نقل قول را رد کرد و همین باعث شد جو نیمه آرام یکباره آشفته شود و کار به آنجا رسید که دانشجویان دیگر با لحنی جدی به صحت نقل قول دانشجوی معترض شهادت دهند. اینجا بود که نماینده تهران لحن خود را ملایم و آخرین تیر ترکش را رها کرد: «کسی منکر اینکه در کار احمدی نژاد مثل کار هر کس دیگری ایراد است، نمی تواند باشد ولی بحث بر سر این است که این آدمی که امروز رئیس جمهور است، از نظر شرایط رای آوری از همه بالاتر است.»
برخی با مشایی مشکل دارند
    اما پرسش های دانشجویان نه تنها متوقف نشد بلکه با لحن تندتری تداوم یافت. یکی از دانشجویان با اشاره به نظر امام خمینی مبنی بر پرهیز از تکروی از کوچک زاده خواست توضیح دهد چرا «احمدی نژاد در غائله مشایی که برای اصولگرایان بسیار گران تمام شد، لجبازی و با لجاجت بر حضور وی در دولت اصرار کرد.» وی سپس در پرسشی دیگر رئیس دولت نهم را به «فقدان سعه صدر» متهم کرد که کوچک زاده در خلال پرسش های دانشجوی مذکور گفت: «برخی با شخص مشایی مشکل دارند. می گویند مشایی می خواست حج را مانند سفر کیش اداره کند.» این جمله نماینده حامی دولت تذکر تند و تیز دانشجویان را به دنبال داشت که به کوچک زاده یادآور شدند: «بحث کیش شدن سفر حج را آیت الله مکارم شیرازی طرح کرده است.» که کوچک زاده با طمانینه گفت: «احتمالاً اطلاعات اشتباه به آقای مکارم شیرازی داده اند.» نماینده حامی دولت به دیدار خود با احمدی نژاد در این باره اشاره کرد و گفت: «رئیس جمهور در برخی موارد قانع نمی شود، نه اینکه لجبازی می کند. احمدی نژاد گفت مساله مشایی نیست. می خواهند نفر اول را بزنند، بعد سراغ دومی و بعدی ها بروند.» به گزارش ایسنا وی افزود: «چون ما از مشایی بدمان می آید باید بگوییم او می خواهد حج را با کیش یکسان کند؟»
روایت احمدی نژاد از پرونده کردان
    به گزارش شهاب نیوز بخش دوم انتقادات دانشجویان دانشگاه امام صادق درباره ماجرای کردان بود و آنها دلیل حمایت وسیع رئیس جمهور از کردان را جویا شدند. کوچک زاده در این باره روایتی تازه از احمدی نژاد نقل کرد: «رئیس جمهور درباره پرونده کردان گفت کردان در تیم ما نبود. در تیم مقابل بود. از آنها جدا شد، آمد پیش من و قسم خورد که می خواهد کار کند. برایش پیغام دادند که بلایی بر سرت می آوریم که نتوانی سرت را بلند کنی، و بعد پرونده مدرکش را علم کردند.» کوچک زاده سپس تیغ انتقاد را متوجه رئیس مجلس متبوعش کرد و با بیان اینکه لاریجانی و توکلی علیه دولت احمدی نژاد بامبول درمی آورند، گفت: «سال ها پیش توکلی معرف کردان بوده است و لاریجانی 9 سال کردان را به معاونت خویش انتخاب کرده بود. بعد به یکباره همین افراد پرونده مدرک او را باز می کنند.» این نماینده مجلس گفت: من از احمدی نژاد پرسیدم چرا اینقدر در مساله کردان پافشاری کردید؟ وی در پاسخم گفت کردان مال این جبهه نبود ولی آمد و قسم خورد که می خواهم کار کنم و از آنها بریده ام ولی به وی پیغام دادند که کاری با تو می کنیم که نتوانی سر بلند کنی. کوچک زاده گفت: کردان کسی است که 9 جلد کتاب نوشته است که من آنها را دارم و هرکس می خواهد، بیاید مجلس به وی بدهم. کردان کسی است که خود این آقایان گذاشته اند برود سر کلاس حقوق فوق لیسانس.
لیست 60 نفره مدیران کوچک زاده
    به گزارش شهاب نیوز دانشجویان منتقد در بخش دیگری از سوالات خویش با اشاره به اینکه دولت نهم وعده مبارزه با رانت خواری را داد، ولی برخی مشاوران جوان رئیس جمهور مانند مهرداد بذرپاش، بدون طی سلسله مراتب به مدیرعاملی سایپا رسیدند و حالاهم بحث حضور مدیریت بذرپاش بر مجموعه شستا مطرح شده، گفتند چنین رویه یی غلط است و افکار عمومی به خصوص جوانان می پرسند چگونه یک جوان 30 ساله می تواند این گونه مدارج را طی کند؟ دانشجویان با اعتقاد به اینکه «دستیابی به چنین پست هایی تنها به لطف آشنایی و نزدیکی با رئیس جمهور بوده است نه رعایت اصل شایسته سالاری» از کوچک زاده توضیح خواستند که او نخست گفت: چون در کشور بانک اطلاعات مدیران نداریم، هر کس که رئیس جمهور شود، ناچار است نزدیکان و اطرافیانش را انتخاب کند. کوچک زاده افزود: «البته من شخصاً یک بانک اطلاعات مدیران تهیه کرده ام و کسی هم خبر ندارد.» وی این لیست را بیش از 60 نفر اعلام کرد و گفت این لیست را برای روزی تهیه کرده است که اگر مسوولیتی بر دوش گرفت، در انتخاب مدیرانش با مشکل مواجه نشود.
دیوان محاسبات مجرم است
    دانشجویان در بخش دیگر به قرائت دیوان محاسبات از تخلفات مالی دولت اشاره کردند و از وی خواستند بگوید چرا به دیوان اجازه حضور در تلویزیون داده نمی شود که کوچک زاده گفت: دیوان محاسبات کشوری گفته است حاضر به مناظره تلویزیونی در خصوص این مساله است. مگر کسی که یک جرمی انجام می دهد، می آید و در تلویزیون مناظره می کند؟ وی ادامه داد: این گزارش موقعی قابل قرائت است که هیات عمومی دیوان که سه چهارم مستشاران در آن شرکت کرده اند و رئیس و دادستان هم آن را امضا کرده باشند، که امضا نکرده اند.
حکومت جهانی مهم تر از گوجه فرنگی است
    کوچک زاده اما هنگامی که با پرسش های دانشجویان روبه رو شد با خنده گفت: « این آدم خیال رئیس مملکت را از اصل انقلاب راحت کرده است هرچند خودش می گوید برخی مواقع تند ترمز کردم و گاهی فرمان را زیاد پیچاندم.» وی سپس در غیاب طرف مناظره اش که از سوی مهدی کروبی به جلسه آمده و البته جلسه را ترک کرده بود، استفاده کرد و گفت: وقتی احمدی نژاد می رود در سازمان ملل و به هولوکاست ایراد می گیرد و همچنین در ژنو، این عین جمله کروبی بود که گفت تو نمی خواهد دنیا را درست کنی، تو قیمت گوجه فرنگی را ارزان کن. من می گویم آقای کروبی، شما درست می گویی ولی آیا این خط امام (ره) است؟ به خدا می خواهند امام (ره) دفن شده باشد. دنیا را این امام (ره) تکان داد و این تکان دیگر متوقف هم نخواهد شد. کوچک زاده افزود: آقای کروبی می گویند من اگر رئیس جمهور شوم، دشمن تراشی نمی کنم. اسرائیل را ما باید بتراشیم؟ اسرائیل ماهیتاً دشمن حق است و امام (ره) فرمودند باید از بین برود. وی ادامه داد: آقا بهزاد می گوید من از امریکای تا بن دندان مسلح می ترسم و شیرزاد نیز می گوید برای ترسیدن درک و شعور و فهم خطر لازم است. کسانی که نمی ترسند شعور و درک خطر را ندارند. ببینید چگونه با کلمات بازی می کنند. به گزارش ایلنا وی نگرش امام را موضوعیت دادن به اصل اسلام در حکومت داری دانست و گفت: «منظور و هدف انقلاب این نبود که ما کشوری چون سوئیس یا سوئد شویم که رفاه و استقلال دارد ولی از معنویت و خدا در آن خبری نیست.» وی سیاست خارجی احمدی نژاد را تلاش برای برپاسازی حکومت جهانی اسلام دانست و این وظیفه را بسیار مهم تر از پرداختن به معیشت مردم ذکر کرد. کوچک زاده یادآوری کرد: «مخالفان مرتب می گویند چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است. نمی دانم شان نزول این ضرب المثل چه بوده ولی این بهانه گیری ها برای آن است که احمدی نژاد را از راه اصلی منحرف کنند. نماینده تهران افزود: ما نگران کروبی هستیم که کرباسچی ها و عزت سحابی ها و شیرین عبادی ها بخواهند به کروبی به عنوان یک آدم اسلامی القا کنند که اعدام کودکان را متوقف کنید. این دور ریختن آبروی جمهوری اسلامی و بعد با این ادعاست که رای مردم را باید محترم شمرد. این چه ربطی به رای مردم دارد؟» به این ترتیب پنج ماه پس از آنکه دانشجویان امام صادق با طرح سوال هایی پی درپی در انتقاد از دولت، عرق بر پیشانی سخنگوی دولت نشاندند، این بار نوبت به نماینده یی رسید که در کسوت نماینده دولت در مناظره یی انتخاباتی حضور یافته بود آن هم در دانشگاه امام صادق که در نخستین سال ریاست جمهوری احمدی نژاد به عنوان یکی از پایگاه های حامی محمود احمدی نژاد شناخته می شد.

 


 توزیع سود سهام عدالت، توزیع سیب زمینی رایگان 

روزنامه اعتماد ملی صفحه 10

   پس از گذشت 4 سال از آغاز به کار دولت نهم ویژگی حاتم بخشی این دولت از جیب بیت المال برای کسب محبوبیت و رای بدون توجه به آثار سو آن بر همگان معلوم است. روند توزیع سود سهام عدالت با نزدیک شدن انتخابات سرعت بیشتری به خود گرفته است. از ابتدای امر بر صاحبنظران عالم آشکار بود، زمانبندی طرح به گونه ای است که پیک پرداخت سود قبل از انتخابات دوره دهم صورت پذیرد. روز گذشته آقای شیخ مدیرعامل شرکت کارگزاری سهام عدالت که طبق قانون قرار است کمتر از دو ماه و نیم دیگر منحل شود در مصاحبه با ایسنا مطالبی ایراد کردند که دلیلی برای طرح مباحث مجدد پیرامون این طرح شد.
    طرح سهام عدالت: استفاده برای این دولت، مصائب برای دولت های بعدی
    جالب آن است آقای شیخ در حالی پذیرش شرکت های سرمایه گذاری در بورس و تبدیل شدن به سهامی عام و انتقال پرتفولیوی شرکت کارگزاری سهام عدالت به 30 شرکت سرمایه گذاری استانی را از برنامه های امسال شرکت کارگزاری طرح سهام عدالت می داند که طبق آیین نامه اجرایی طرح سهام عدالت مصوب شورای عالی اجرای سیاست های کلی اصل 44 قانون خود شرکت کارگزاری سهام عدالت باید ظرف مدت 3 ماه منحل شود! البته خود این موضوع که پس از گذشت 3 سال و اندی از اجرای این طرح به تازگی در تاریخ 31 فروردین ماه سال جاری آیین نامه اجرایی طرح سهام عدالت تصویب شده نیز از موارد دیگر خوشمزه در مورد این طرح است که باید در مورد آن از مجریان سوال شود. از سوی دیگر ابتدا در مجوز مقام رهبری برای اختصاص درصدی از سهام شرکت های صدر اصل 44 قانون اساسی به طرح سهام عدالت ایشان فروش اقساطی یادشده به شرط آزادسازی خرید و فروش سهامی که اقساط آن پرداخت شده، یا به میزانی که مورد تخفیف واقع شده در نظر گرفته شده است. این امر به معنی کسر اقساط دولت از این طرح است، ولی خلاف محتوای مجوز مقام رهبری در تصمیم گیری های دولت برای این طرح در پرداختی اول به مشمولان طرح قسط دولت در سال اول بخشیده شد، در سال دوم نیز فقط 10 هزار تومان بابت قسط دریافت شد (در حالی که 40 هزار تومان سود به مشمولان پرداخت شد) و در سال سوم نیز باز هم قسط اول دولت بخشیده شد و 80 هزار تومان سود برای ایشان در نظر گرفته شد. گو اینکه در دولت نهم تمامی اقساط دولت باید بخشیده شود و دولت های بعدی باید مسوولیت غیرمحبوب اخذ اقساط را بر عهده گیرند. این طرح با سوال های بی شمار بدون پاسخی آغاز شد، با سوال های بی شمار بدون پاسخ ادامه یافت و به نظر می رسد دولت قصد ندارد به سوال های بی شمار این طرح بی در و پیکر پاسخ دهد. سوالاتی از قبیل اینکه در حالی که شرکت ها در شرایط سخت رکودی به سر می برند این سود 80 هزار تومانی برای هر نفر از کجا پرداخت می شود؟ چرا سازوکار آزادسازی خرید و فروش آن قسمت از سهامی که اقساط آن پرداخت شده یا تخفیف داده شده، صورت نمی پذیرد؟ چرا 14 میلیون دو دهک اول درآمدی که مشمول تخفیف قرار گرفته اند به طور کامل معرفی نمی شوند و چرا در مورد سازوکار به اصطلاح علمی انتخاب این افراد اطلاع رسانی نمی شود؟ چرا در مورد مصائب این طرح که برای دولت های آینده باقی می ماند (از جمله سقوط بازار سرمایه در صورت آزادسازی خریدوفروش سهام و بی ارزش شدن سهام عدالت، عدم شروع به کار شرکت های سرمایه گذاری بی تجربه و تازه تاسیس و باقی ماندن تعهد ماندگار برای دولت ها و...) پاسخ روشنی داده نمی شود؟ چرا در مورد دور زدن قوانین و تفسیر مجوز مقام رهبری در خصوص طرح سهام عدالت به نفع خود. عدم کسر قسط دولت به دستور رئیس جمهور که تخلفی آشکار است سخنی به میان نمی آید؟ چرا به این سوال که آیا دولت ها مختارند از بیت المال در جهت منافع شخصی، حزبی استفاده کنند، پاسخی داده نمی شود؟

 

کروبیان ، کیهان را دوست دارند

روزنامه کیهان صفحه 14

 نویسنده: ع - ثقفی

   چند تذکر و جمله کلیدی امام(ره) همواره در تاریخ انقلاب کارساز بوده است که گاهی موجب تعجب انسان در فراگیری شگرف آن در امواج مختلف فتنه های زمان است. یکی از این میان میزان بودن حال فعلی افراد، به علاوه میزان بودن تعریف و خشنودی دشمن در این حال، دیگری نیز توطئه از درون پوساندن و افتادن انقلاب به دست نامحرمان است که در مجموعه ای از پیش بینی ها و تذکرات حکیمانه از سوی روح اصلی انقلاب صدور یافته است.
    این تذکارها و موازین قطعی چیزی نیست که کسی بتواند با ادعای خط امام یا داعیه داری خط تفقه، در آن تشکیک و سفسطه نماید.
    و اما آقای کروبی و داستان حکم حکومتی و اعدام کودکان و مشورت یارانشان!
    وقتی پاسخ آقای کروبی به مدیرمسئول کیهان را می خواندم، بیش تر از کیهان دلم برای آقای کروبی سوخت که به کجا رسیده است! از آن بیشتر برای فقه و امام و امیرالمؤمنین که منتقدان مبانی متقن اسلامی چگونه شب و روز را اشتباه گرفته و چنین مظلوم نمایانه از آنان دم می زنند. ظاهراً آنان چنان در ستادهای خود جوگیر شده اند که فکر می کنند سرنوشت اسلام ومسلمین بر آنان معطوف شده است. من که خود بیش از آقای کروبی و موهای سرشان کتاب فقهی خوانده ام، از اینهمه تاکید ایشان بر مسئله فقه، در جایگاه نقد مطبوعاتی تعجب کردم. نخست باید از ایشان پرسید که کدام مبنای فقهی به آقایان اجازه می دهد صرفاً برای فعالیت تبلیغاتی آنهم در مقام نامزد انتخاباتی نظام اسلامی، به انتقاد از مبانی حکومتی اسلام بپردازند که به قول خودشان خونها به پای آن ریخته شده و خود ایشان مدتی متولی نهاد مربوط به این خونها بوده و از آنجا به اینجا رسیده اند؟!
    می بینید آقای کروبی؟ در عالم مهم دیدن امام نیست، که شمر هم امام حسین و ابن ملجم هم امام علی را بارها دیده اند، مسئله فهم آدمها و التزام آنان نسبت به امام ادعایی خویش است و شما هم اگر هنوز داعیه پیروی خمینی کبیر را دارید باید یاد بگیرید که لحن صحبت یک روحانی فقه خوانده با گروه ورشکسته و دل شکسته و دم بریده همه چیز طلب، فرق می کند، ضمن آنکه در عوالم الهی کروبیان، کیهان را تخریب نمی کنند! حال این چه لحنی است و چگونه است که شما مقلدوار و علی پندار، فرزندان این انقلاب را به باد شماتت می گیرید؟ آنهم کسانی که زندگی و آبروی خود را در راه انقلاب گذاشته اند. شما که از مشی رهبری دم می زنید، آیا همان شیخ منتقدی نیستید که زمانی دادگاه روحانیت منصوب امام و زمانی دیگر حکم حکومتی ابداع تفقه خمینی و زمان دیگر احکام شرعی اسلام را زیر سؤال انتخاباتی می برید؟
    پس جناب شیخ بگذارید مسائل سربسته بماند و معلوم نشود که در سابقه و حال افراد چه گذشته است بگذارید مردم ندانند که در طبقه یازدهم ساختمان طالقانی چه می گذشت! بگذارید اهالی مطبوعات نفهمند که مطبوعات نهاد زیر نظر شما چگونه سانسور و تعطیل می شد. بگذارید نحوه مدیریت شما سربسته بماند و به عدم رای قبلی مجلس و ریاست جمهوری خود بسنده کنید و بیش از این دم از وا اسلاما نزنید. نگذارید حداقل های انتخاباتی در فرصت نظام برای عرض اندام امثال جنابعالی به حداکثرهای افشاگری درباره سوءاستفاده از موقعیت شغلی تبدیل شود. نگذارید مردم بفهمند در دوره ریاست شما در محل تولیت فرهنگ شهادت چگونه بی فرهنگان و سرمایه داران در گوش مادر شهید می زدند و آب را به روی پدر شهید می بستند. آیا هنوز خانواده شهیدان را هوادار خود وانمود می کنید؟ مگر همین آقای شریعتمداری خانواده شهید نیست؟ حالااز سابقه افراد پرس وجو می کنید؟! خودتان را ضمناً به کاندیداهای دیگر نچسبانید تا عرصه بر آنان چون شما سخت نشود. لااقل شرط کاندیداتوری ریاست جمهوری داشتن زبان است که بحمدالله در آخر الزمان همه از نعمت رو به تزاید آن برخوردارند، مثل نعمت رو به تزاید مطبوعات زنجیری و زنجیره ای!
    در هر حال شما که هنوز علیرغم ادعای مدیریت چهار ساله یک روزنامه که توسط دیگران اداره می شود، سواد مطبوعاتی لازم را در روش پاسخ گویی به انتقادات مطبوعاتی نداشته و در انتقاد از تیتر، متن را بهانه می کنید و در برخورد با یک کلمه، هزار توهین نثار منتقد خود می کنید، لازم است که بدانید پیش بینی کیهان و سایر خیرخواهان از عدم اقبال مردم نسبت به امثال جنابعالی نیاز به دانستن آراء شب انتخابات ندارد، فقط لازم است انسان کمی در روش انقلابی مردم دقت داشته باشد و کمی بیشتر بفهمد که مردم از لاف زنان و تحمیق گران نه فقط خوششان نمی آید بلکه معمولاً در تاریخ انقلاب به آنان درس ویژه هم داده اند.
    ضمن آن که فکر نمی کنید سن شما دیگر برای این حرفها مناسب نیست؟! و انقلاب در مدیریت نیاز به نیروهای جوان تر دارد که از کوره در نروند و خسته نشوند و با توجه به گذر سی سال از انقلاب در ده سالگی به زندان ساواک نرفته باشند؟!
    جناب شیخ ضمناً فعل آخر بیانیه شما غلط بود، به مشاورانتان بگویید از این به بعد برایتان درست تر بنویسند! والسلام

 

6 اشتباه رایج درباره آنفلوآنزای خوکی

روزنامه جام جم صفحه 5 

نویسنده: دکتر محمد کیاسالار

  1)ما مسلمان ها چون گوشت خوک نمی خوریم ، آنفلوآنزای خوکی نمی گیریم؟
     نه، ربطی ندارد! راه اصلی انتقال این بیماری، تنفسی است (نه خوراکی)؛ یعنی می تواند با سرفه و عطسه منتقل شود. این بیماری حتی راحت تر از این حرف ها هم منتقل می شود. کافی است دستمان با چیزی تماس پیدا کند که ویروس روی آن نشسته باشد. آن وقت اگر دست آلوده مان را به دهان، بینی یا چشممان بزنیم، ویروس منتقل می شود.
 2) علائم آنفلوآنزای خوکی، وحشتناک است؟
      اتفاقا علائمش خفیف است: تب، سردرد، سرفه، گلودرد، خستگی، کوفتگی بدن و آبریزش بینی. اما طول می کشد و به درمان های رایج جواب نمی دهد.
 3) اگر واکسن آنفلوآنزا بزنیم، در مقابل آنفلوآنزای خوکی هم ایمن می شویم؟
       این طور نیست. ویروس آنفلوآنزای خوکی، ویروس نوظهوری است که از تلفیق 3 نوع ویروس آنفلوآنزای انسانی، مرغی و خوکی به وجود آمده. بنابراین واکسن های متداول آنفلوآنزا زورشان به این ویروس نمی رسد. تولید یک واکسن موثر برای این بیماری نیز طبیعتا چند ماه طول می کشد.
 4) تا وقتی خطر آلودگی به این ویروس وجود دارد، باید دور تمامی سفرهای خارجی را خط کشید؟
    البته اگر می خواهید به مکزیک یا بقیه کشورهای مبتلابروید، بهترین توصیه این است که نروید! ولی اگر مجبورید به کشوری در مجاورت یکی از این کشورها سفر کنید، این دو توصیه را فراموش نکنید: شستشوی مکرر دست ها و استفاده از ماسک های تنفسی.
 5) آنفلوآنزای خوکی از بیماری های پرسروصدای قبلی (ابولاو آنفلوآنزای مرغی و سارس) خطرناک تر است؟
     نه! آنفلو آنزای خوکی آنقدرها مرگبار نیست ولی بدی اش این است که به مرحله سرایت انسان به انسان رسیده؛ مرحله ای که سارس با همه وحشتی که ایجاد کرده بود، هرگز به آن نرسید. با این حال، سارس در حدفاصل سال های 2000 تا 2003 بیش از 770 نفر را کشت و بیش از 10 برابر این تعداد را هم مبتلاکرد. آنفلوآنزای مرغی هم که لابد یادتان هست؛ میلیون ها مرغ را قربانی کرد و جان 250 انسان را در 12 کشور دنیا گرفت.
  6) خطر آنفلوآنزای خوکی از خطر یک آنفلوآنزای ساده هم کمتر است؟
    این هم یعنی افتادن از آن طرف بام! میانگین سنی قربانیان آنفلوآنزای خوکی در مکزیک، بین 25 تا 45 سال است؛ در حالی که آنفلوآنزای ساده معمولاکودکان، سالمندان و بیمارانی را قربانی می کند که دچار ضعف سیستم ایمنی شده باشند. ضمن این که این آنفلوآنزا جدید است، هنوز درمان قطعی و واکسن موثری ندارد و همه گیری اش در گوشه و کنار جهان رو به افزایش است. پس قطعا خطرناک تر از یک آنفلوآنزای ساده است.
    

 

 

دوشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

اعطای وام به کشورهای دیگر نیاز به تصویب مجلس دارد

 روزنامه اعتماد  صفحه 5

اعتراض شدید مجلس به اعطای وام 300 میلیون دلاری به پاکستان از سوی دولت نهم

   روز گذشته اعطای وام 300 میلیون دلاری دولت نهم به پاکستان انتقاد شدید نمایندگان اقلیت مجلس را در پی داشت. این اولین بار نیست که نوع مناسبات ایران از سوی دستگاه دیپلماسی دولت نهم با همسایگان شرقی خود به خصوص پاکستان مورد انتقاد و اعتراض نمایندگان مجلس قرار گرفته است، به طوری که در دو ماه اخیر چندین بار مسوولان دستگاه سیاست خارجی با حضور در صحن علنی مجلس مجبور به پاسخگویی در این باره شده اند که البته در اغلب موارد توضیحات قانع کننده نبوده و مجلس موظف به پیگیری موضوع شده است. روز گذشته نیز نمایندگان اقلیت مجلس به احتمال اعطای وام به دولت پاکستان اعتراض کردند و خواستار پاسخگویی دولت در این باره شدند.
    به گزارش فارس، داریوش قنبری نماینده ایلام پیش از پایان جلسه علنی روز گذشته مجلس در اخطاری آیین نامه یی مربوط به اصل 80 قانون اساسی اظهار داشت: قانون اساسی مهم ترین میثاقی است که بین شهروندان و حکومت وجود دارد که در مجموع بر اساس آن پایه کار تنظیم روابط قوای مختلف در کشور انجام می شود. وی افزود: در ارتباط با وام های خارجی هم جایگاه مجلس در این اصل مشخص شده که هرگونه وام یا کمکی که قرار است به خارجی ها داده شود باید با تصویب مجلس شورای اسلامی باشد. نماینده ایلام خاطرنشان کرد: در مورد مبلغ 300 میلیون دلار که قرار است ایران به پاکستان کمک کند، دولت به چه حقی می آید اینچنین کمک هایی را وعده می دهد بدون آنکه این کمک در مجلس به تصویب رسیده باشد؟ دولت این اختیار را از کجا کسب کرده است که به این شکل به میثاق ملی ما بی توجهی کند؟
    قنبری خاطرنشان کرد: مبلغ 300 میلیون دلار پول کمی نیست. بیش از دو برابر اعتبارات عمرانی حوزه انتخابیه بنده است و بنده از شما تقاضا دارم مسوولان دولتی را به مجلس فرا بخوانید تا در این رابطه توضیح دهند چه کسی به آنها حق داده بیایند حقوق ملت را به بیگانگان واگذار کنند و در مجموع از حقوق ملت به این شکل حاتم بخشی کنند.
    لاریجانی در پاسخ به تذکر وی گفت: این قضیه ممکن است بحث اولیه اش مطرح شده باشد که باید مسیرش را از طریق مجلس طی کند و کمیسیون امنیت ملی هم دنبال خواهد کرد. وی افزود: این گونه موارد که به مصلحت کشور باشد و منافع ملی کشور در آن تامین شود پس از تصویب در مجلس قابل اجرا است، لذا پیگیری خواهد شد و کمیسیون امنیت ملی هم نتیجه اش را به مجلس می دهد. همچنین در ادامه این جلسه حسینعلی شهریاری نماینده زاهدان نیز در تذکری با استناد به اصل 80 قانون اساسی گفت: اعطای وام و کمک های بلاعوض داخلی و خارجی از طرف دولت به کشورها باید با تصویب مجلس شورای اسلامی باشد.
    وی افزود: بر اساس اخبار رسانه ها، در کنفرانس ژاپن 330 میلیون دلار کمک بلاعوض و وام در اختیار دولت پاکستان قرار گرفته است. نماینده زاهدان تاکید کرد: این کمک ها به دولتی اعطا می شود که هیچ گونه همکاری در رابطه با مسائل امنیتی در شرق کشور ندارد.
    وی تصریح کرد: دولت پاکستان در گرفتن این وام و کمک چه قول و قرارهایی به جمهوری اسلامی ایران داده است: آیا قرار است این کشور در مسائل امنیتی به ایران کمک کند، یا قرار است اشراری را که در پاکستان حضور دارند به ما تحویل دهند؟
    شهریاری خاطرنشان کرد: در ازای پول ملت چه دستاوردی از این وام و کمک نصیب جمهوری اسلامی ایران می شود. علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در پاسخ به این تذکر گفت: اصل این موضوع که اعطای وام نیاز به تصویب مجلس دارد، وارد است. اگر تصمیمی توسط دولت گرفته شود، تصمیم نهایی آن باید از طریق مجلس طی شود.
    رئیس مجلس در عین حال تصریح کرد: ایران همچنین انتقاداتی به دولت پاکستان مبنی بر اینکه برخی افراد شرور از پاکستان عملیاتی در خاک ایران انجام داده اند، دارد.
    لاریجانی از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس خواست این موضوع را پیگیری کرده تا اعطای وام به دولت پاکستان مسیر واقعی خود را طی کند.
    بررسی کمک ایران به پاکستان در مجلس
    همچنین کاظم جلالی از بررسی موضوع ناامنی های غرب کشور، حمله تروریستی به زائران ایرانی و کمک 330 میلیون دلاری ایران به پاکستان برای مبارزه با تروریسم در این کمیسیون خبر داد.
    به گزارش ایلنا، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با حضور در جمع خبرنگاران مجلس از سفر پرویز سروری رئیس کمیته امنیت داخلی و محمد کرمی راد عضو هیات رئیسه کمیسیون امنیت ملی به کرمانشاه خبر داد و افزود: این نمایندگان ناامنی های به وجود آمده در غرب کشور را بررسی کرده و گزارش خود را به کمیسیون امنیت ملی ارائه خواهند داد.
    به گفته وی همچنین قرار است هیاتی از سوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی به ریاست حسین سبحانی نیا نایب رئیس کمیسیون و چند تن دیگر از اعضا ناامنی هایی را که در عراق برای زائران ایرانی پدید آمده است، بررسی کنند.
    جلالی در واکنش به حادثه تروریستی اخیر در عراق گفت: لازم است دولت عراق گزارشی از این موضوع ارائه دهد. البته نحوه مدیریت زوار نیز از بحث های دیگری است که باید مورد بررسی قرار بگیرد.
    سخنگوی کمیسیون امنیت ملی از تذکرات برخی نمایندگان نسبت به کمک 330 میلیون دلاری دولت ایران به پاکستان برای مبارزه با تروریسم و ناامنی طبیعی در این کشور یاد کرد و افزود: با توجه به این تذکرات نمایندگان تصمیم گرفته شد کمیسیون امنیت ملی به بررسی و تحقیق بیشتر در این زمینه بپردازد.
    جلالی با بیان اینکه امشب اعضای کمیسیون امنیت ملی مهمان وزیر امور خارجه هستند، گفت: در این نشست برخی مسائل مهم سیاست خارجی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

 

حراج واقعی کلیه !

روزنامه جام جم صفحه 11

گزارشی از بازار خرید و فروش کلیه

نویسنده: مریم خباز

  چهره آفتاب سوخته اش را به سمت آسمان بلند می کند و زبان بزرگش را در دهان می چرخاند و می گوید هرچه خدا بخواهد. 26 ساله است و برای کار مهمی به اینجا آمده، دستش را به پهلویش می گیرد و گوشه کت مندرسش را بالامی زند و با ضرباتی به آن می گوید که همه امیدش به این است.
    کلیه اش را می گوید؛ همان جسم کوچک لوبیاشکلی که حالاتمام امید و آرزوی او برای رسیدن به زندگی بهتر شده است.
    می گوید از شر این کلیه که خلاص شوم، از شر زنم هم راحت می شوم و دیگر غرولندهای او را نمی شنوم. آخر همسرش از او مهریه اش را خواسته است و او هم که آهی در بساط ندارد، تنها دارایی اش را به حراج گذاشته تا دیگر غرورش نشکند. این را که می گوید، سرش را چند بار تکان می دهد و می گوید هرگز فکر نمی کرده است که عاقبتش این چنین شود و زندگی ای را که با عشق شروع کرده، به این راحتی از دست بدهد؛ اما سعید از یک چیزی خوشحال است و آن این که تنها آدمی نیست که به این روز افتاده است. او تعریف می کند که جوان 24 ساله ای را می شناسد که به خاطر یک سوءتفاهم و برای این که بدهی رفیقش را پرداخت کند، ندانسته تراول چک های قلابی ای را به بانک برده و مسوولان هم وی را دستگیر کرده اند و او حالابرای خلاصی از زندان، همین تصمیم را گرفته است. او الان با قرار وثیقه آزاد است تا بیاید و کلیه هایش را بفروشد و کارش را ردیف کند.
      عجایب هفتگانه
    سرنوشت سعید البته تنها منحصر به خودش نیست؛ چون مثل او آدم های زیادی پیدا می شوند که با تنگی روزگار، دست و پنجه نرم می کنند و جز فروش اعضای بدن، چاره ای نمی یابند. حمید هم صاحب یکی از آن آگهی هایی است که دل آدم را به درد می آورد. او به خاطر مشکلات مادی ، کلیه اش را به مزایده گذاشته تا مگر بتواند با چند تومان گران تر فروختن، چند میلیون بیشتر برای مرهم گذاشتن بر چاله های زندگی اش اختصاص دهد؛ اما داستان زندگی مردی که گرفتار زنی زیاده خواه شد تا به هر ترتیب ممکن خودرویی تهیه کند نیز از آن عجایب روزگار است. مرد که با تقاضای همسرش برای فروش یک کلیه روبه رو شده، دست به دامان دادگاه شده تا مگر آنان گواهی دهند که وجود کلیه در بدن مرد واجب تر از خودروی سواری است.
     تهران، شهر سوداگری
    اگر در گذشته آگهی های ریز و درشت ثبت شده چسباند ه شده بر باجه های تلفن، تعجب ما را برمی انگیخت؛ اما الان با دیدن آدم های پلاکارد به دستی که می گویند خواهان فروش کلیه اند و دیدن دلال های جورواجور سبیل کلفتی که انواع و اقسام مشتری ها را می شناسند هم تعجب نمی کنیم. پاتوق حرفه ای های خرید و فروش کلیه هم خیابان فرهنگ حسینی است. این خیابان برای کسانی که از مشکل نداشتن کلیه رنج می برند، خیابانی غریبه نیست. اینجا از دیرباز به علت وجود انجمن حمایت از بیماران کلیوی به محل رفت و آمد بیماران دیالیزی و مشکل دار تبدیل شده است و محل مناسبی برای معاملات این چنینی به حساب می آید. اگر چه در دهه های گذشته بیشتر پیوند ها و اهداهای کلیه به بیماران از سوی افراد آشنا و خیر انجام می شد؛ ولی امروزه سوداگری و فشار های اقتصادی سبب شده تا بازار خرید و فروش کلیه در ایران گرم شود و با افزایش تعداد بیماران کلیوی، پای دلال ها نیز به این عرصه باز شود. هرچند در سال های گذشته برای جلوگیری از سوداگری در خرید و فروش کلیه، انجمن حمایت از بیماران کلیوی تلاش کرده است به عنوان تنها مرجع پیوند و اهدای کلیه از بروز ناهنجاری در این عرصه جلوگیری کند؛ ولی بسیارند کسانی که با استفاده از خلاهای قانونی، تنها به سود خود می اندیشند و جان افراد را معامله می کنند.
       بازار خرید و فروش کلیه در پایتخت
    سجاد و همسرش در حیاط باریک انجمن با یک گیرنده صحبت کرده اند. آنها تقریبا 25 ساله هستند و بدهی های قابل توجهی دارند. سجاد با اشاره به احتمال دادگاهی شدنش به علت شکایت طلبکاران، می گوید: خانواده ما دادگاه رفتن را بسیار بد می داند. آنها به سمت یکی از کلینیک های انجمن که دو خیابان دورتر است، می روند تا اولین بخش از آزمایش های تطابق را انجام دهند. ناصر، پدر گیرنده آنان را همراهی می کند. او می گوید: «کلیه های فرزندم از وقتی به دنیا آمد، اختلال دارد، ولی دکتر های شهر ما متوجه این موضوع نشدند. او از 9 سالگی تا امروز که 15 سال دارد، دیالیز می شود. هزینه های آزمایش ها به عهده اوست، حتی اگر نتیجه منفی باشد و او یک فرد پولدار نیست و قرار است برای این عمل وام بگیرد.» اینها جملاتی است که لویی امبر در سال 2008 در مجله لاکروا منتشر کرده است. او می نویسد: «چندصد متر پایین تر از هیاهوی میدان ولیعصر، کوچه ای به چشم می خورد که نام آن حسینی است. تقریبا در جای جای دیوارهای این کوچه، کاغذ هایی به رنگ های مختلف چسبیده است که روی آنها شماره تلفن و گروه خونی متقاضیان یا دهندگان کلیه دیده می شود. اینها بیشتر بیماران کلیوی هستند که به دنبال یک دهنده برای پیوند اعضا می گردند یا برعکس دهندگانی هستند که به این طریق مشخصات خود را به بیماران می دهند؛ به طوری که گاهی تعداد دهندگان بیشتر از گیرندگان است. در اینجا (انجمن حمایت از بیماران کلیوی) تقریبا هرساله 2000 پیوند کلیه انجام می شود. این انجمن رابط میان اعطاکنندگان عضو پیوندی و گیرندگان آن است که بیشترشان همدیگر را نمی شناسند. قیمت یک کلیه حدود 3000 یورو است؛ یعنی دست کم حقوق یک سال و نیم یک کارمند. دولت یک چهارم این هزینه را می پردازد و بقیه به عهده انجمن و شخص گیرنده است.»
        سیاست های غلط
    مدیرعامل انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی کشور، نیازهای مالی و مشکلات اقتصادی مردم را عامل تشدید بازار سیاه خرید و فروش کلیه می داند. هاشم قاسمی، با اشاره به مصوبه سال 75 دولت مبنی بر اهدای مبلغ یک میلیون تومان به اهداکنندگان کلیه به بیماران دیالیزی و پیوندی در قالب طرح هدیه ایثار می گوید: از همان سال 75 تاکنون بارها اعلام کرده ایم که چنین مصوبه ای نه تنها کمکی به بیماران پیوندی نکرد که بعکس موجب تشدید بازار سیاه خرید و فروش کلیه در کشور شد.
    مدیرعامل انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی با تاکید بر این که فروشندگان کلیه کسانی هستند که دچار مشکلات مالی بوده و تنها راه را فروش یک عضو حساس و مهم از بدن خود می دانند، می افزاید: اگر از همان ابتدا مبلغ یک میلیون تومان به بیمار نیازمند پیوند داده می شد تا او نیز با افزودن مبلغی به آن، به نوعی هزینه های فرد اهداکننده را بپردازد، الان با چنین معضلی مواجه نبودیم.
    اگر در گذشته آگهی های ریز و درشت بر باجه های تلفن، تعجب ما را برمی انگیخت اما الان با دیدن آدم های پلاکارد به دستی که می گویند خواهان فروش کلیه اند تعجب نمی کنیمرئیس انجمن حمایت از بیماران کلیوی با اشاره به افزایش خرید و فروش کلیه در کشور تصریح می کند: اختصاص هدیه ایثار با مبلغ یک میلیون تومان به افرادی که کلیه خود را اهدا می کنند گرچه با نیت خیر انجام شد موجب افزایش تجارت کلیه در بازار آزاد شد که در این زمینه از سوی انجمن بیماران کلیوی اعتراض شدیدی به این امر صورت گرفت زیرا وارد شدن منفعت مالی در این میان موجب شد که آمار اهداکنندگان کلیه از خانواده و خویشاوندان درجه اول که شاخه اصلی پیوند کلیه محسوب می شود به کمتر از 5 درصد برسد و اگر این امر به همین روال گسترش یابد شاهد از بین رفتن همین آمار اندک یا حتی رواج خرید و فروش کلیه بین اعضای خانواده نیز خواهیم بود.
    ولی آیا واقعا پرداخت پول به بیمار کلیوی راه حل مشکل است؟ یا از ابتدا امکان آن بود که به نحوی بهتر عمل کرد؟ شیوه ای که اکنون بسیاری دنبال آن هستند ولی در این آشفته بازار کمتر توفیقی به دست می آورند. پیوند از افراد مرگ مغزی شده!
    ایران باز هم یکه تاز
    لویی امبر معتقد است، از نظر پیوند اعضای بدن، ایران تنها کشوری است که به طور رسمی به اعطاکنندگان عضو پیوندی پول می پردازد و البته با ممنوع کردن دسترسی افراد خارجی به این سیستم، به شیوه ای رفتار شده تا جلوی توریسم پیوند اعضا گرفته شود. این حالت از سوی برخی کارشناسان جهانی مورد تحسین قرار گرفته؛ ولی بسیاری دیگر آن را محکوم کرده اند. در فرانسه، کلیه یک شخص سالم فقط به یکی از اعضای خانواده یا به شخصی که بیش از 2 سال با دهنده زندگی مشترک داشته، اهدا می شود. پیش از عمل، کمیسیون متشکل از کارشناسان حق آزادی طرفین را بررسی می کنند و در نهایت هم هیچ پولی رد و بدل نمی شود.
    تجارت مرگ در چین
    اما اوضاع در چین کمی عجیب تر و چندش آورتر است. مسوولان این کشور بتازگی به وجود توریسم پیوند اعضا در این کشور اعتراف کرده اند. این برای نخستین بار است که پکن تایید می کند اعضای بدن اعدام شدگان در این کشور به خارجی ها فروخته می شود، بیشتر عضوهای بدن که در چین فروخته می شود، از اجساد زندانیان اعدامی است.
    در این میان، سال گذشته میلادی، کابینه پاکستان طرح ممنوعیت فروش اعضای بدن را تصویب کرد. به همین منظور شوکت عزیز، نخست وزیر وقت پاکستان دستور داد تا این طرح با جدیت بیشتری در مجلس مورد بحث قرار بگیرد. این طرح برای نابود کردن مافیای تجارت اعضای بدن انسان در این کشور لازم است. به واسطه این طرح، مجوز پزشکانی که در این کار دست دارند، برای همیشه لغو می شود و برای افرادی که در این تجارت دست داشته باشند، دست کم 3 سال زندان و 300 هزار روپیه جریمه نقدی در نظر گرفته می شود. البته این طرح در حالی در این کشور مطرح شده است که پیشتر چوهدری افتخار محمد، رئیس دیوان عالی کشور پاکستان اعلام کرده بود که این کشور، مرکز تجارت اعضای انسان است. این در حالی است که ساکنان روستای شجاع آباد در ایالت پنجاب برای رفع گرسنگی و فقر مجبور به فروش اعضای بدن خود شده اند. در پاکستان هر کلیه به قیمت بیش از 200 روپیه معادل 3350 دلار خرید و فروش می شود.
      چند آمار
    در این میان، سازمان بهداشت جهانی تخمین می زند که سالانه 21 هزار پیوند کبد در جهان صورت می گیرد؛ اما تعداد متقاضیان پیوند کبد دست کم 90 هزار نفر در سال است. نیاز به کلیه نیز این روز ها بسیار زیاد بوده و باعث رونق گرفتن قاچاق اعضای بدن شده است. در این میان، افراد ثروتمند نیازمند کلیه که با عنوان گردشگران پیوند شهرت دارند، به کشور های فقیر می روند و اعضای بدن مردم فقیری را که نیاز به پول دارند، خریداری می کنند؛ اما فقر سبب می شود که گاه قیمت ها آنچنان پایین بیاید که حتی به درد افراد فقیر نیز نخورد؛ به طوری که یک اهداکننده کلیه در آفریقای جنوبی، کلیه خود را تنها به قیمت 700 دلار واگذار کرد.
    این در حالی است که با توجه به آمار سازمان بهداشت جهانی، قیمت یک کلیه حدود 30 هزار دلار است. در این بین، خریداری اعضای بدن به دلیل رعایت نکردن مسائل بهداشتی و نبود قانون های حمایت از اهداکنندگان اعضا در بسیاری از کشورهای جهان ممنوع است؛ اما با وجود این، سود سرشار حاصل از خرید و فروش اعضای بدن آنچنان زیاد است که بازار های سیاه تجارت اعضا بدون در نظر گرفتن این قوانین، داغ داغ است.
      توریسم پیوند اعضا چیست؟
    توریسم پیوند اعضا (transplant tourism) به این معنی است که مثلافردی از آمریکا به پاکستان می آید و همان جا یک کلیه برای خود می خرد و تحت جراحی پیوند کلیه قرار می گیرد. از آنجا که خدمات درمانی در غرب گران تر است و همچنین اعضای پیوندی در کشورهای جهان سوم راحت تر به دست می آید، بیماران زیادی از کشورهای ثروتمند به سوی کشورهای ارزان تر می آیند تا جراحی پیوند اعضا را در آن کشورها انجام دهند. در نتیجه سود زیادی در توریسم پیوند اعضا وجود دارد که مافیای پیوند اعضا را به سمت خود می کشد. در ایران به سبب این که پیوند کلیه فقط بین افراد با ملیت یکسان آزاد است و بین 2 نفر با ملیت متفاوت ممنوع است، امکان فروش کلیه به اتباع غیرایرانی ممنوع و بسیار نادر است. فعالیت مافیای پیوند اعضا در هند، پاکستان و کشورهای اروپای شرقی، رونق دارد. مشتریان اصلی پیوند غیرقانونی عضو را ساکنان متمول کشورهای عربی و کشورهای غربی تشکیل می دهند که به دلیل ارزان بودن کلیه، به هند و پاکستان و کشورهای اروپای شرقی سرازیر می شوند. اهدای کلیه در کشورهای غربی کمتر معنی می دهد؛ به این سبب که در کشورهای پیشرفته، منبع اصلی تامین کلیه برای پیوند، از بیماران مرگ مغزی است. در کشورهای توسعه نیافته به دلیل از دست رفتن بیماران مرگ مغزی، انسان های زنده منبع تامین کلیه هستند.
    البته در کشورهای غربی هم اهدای عضو صورت می گیرد. نمونه جالب اهدای عضو گروهی در استرالیاست که اعضای آن کلیه هایشان را به طور رایگان اهدا می کنند. این گروه با نام Jesus Christians، اگرچه اعضای بسیار کمی دارد؛ اما بسیار مشهور است. شهرت آنها برای کارهای غیرمعمولی است که انجام می دهند. مثلاسال 1983 اعلام کردند: برای هر خانواده یا کارگاهی که بخواهد، حاضرند یک روز رایگان کار کنند. 6 نفر از جوان ترین اعضای این گروه 1000 مایل در بیابان های استرالیا پیاده روی کردند و بیش از نیمی از اعضای این گروه، کلیه هایشان را به بیماران کلیوی اهدا کرده اند.

 

 

شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

بهره برداری احمدی نژاد

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 1 

پیش بینی کرده ایم بین 50 تا 70 هزار تومان به 70 درصد ایرانی ها یارانه بدهیم

   تنها یک روز پس از آنکه مجتبی ثمره هاشمی، مشاور عالی مستعفی رئیس جمهوری و دوست 30 ساله اش، از آغاز به کار ستادهای مردمی حمایت از محمود احمدی نژاد خبر داد، رئیس جمهوری نیز نخستین وعده انتخاباتی اش را اعلام کرد. »توزیع ماهانه 50 تا 70 هزار تومان میان 70 درصد ایرانیان« وعده ای است که احمدی نژاد را رسما وارد رقابت های دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کرد. رئیس جمهوری پنج شنبه گذشته در جریان سفر به شهرستان اسلامشهر طرح تحول اقتصادی را که شش ماه پیش از سوی دولت به مجلس فرستاده بود به زبان ساده برای مردم تشریح کرد. احمدی نژاد گفت: »ما پیش بینی کرده بودیم بین 50 تا 70 هزار تومان به ازای هر نفر یارانه بدهیم. فرض کنیم متوسط 60 هزار تومان برای یک خانواده 5 نفری، 300 هزار تومان در ماه می شود.
    این یارانه چگونه توزیع می شود؟ بیش از 70 درصد در اختیار 30 درصد قرار می گیرد. اجازه بدهید این یارانه را بدهیم به این 70 درصد کشور که 50 میلیون نفرند. یک خانواده 5 نفره چقدر بنزین، برق و گاز مصرف می کند؟ سرجمع آزاد آن 100 الی 130 هزار تومان می شود. خب 300 هزار تومان دریافت خواهد کرد، این برای جبران 50 سال توزیع ناعادلانه یارانه است. پیش از این در رقابت های نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، مهدی کروبی اعلام کرده بود که در صورت پیروزی در انتخابات طرح هدفمند کردن یارانه ها را طی چند مرحله به مرحله اجرا در می آورد که در نخستین گام به هر ایرانی 50هزار تومان پرداخت خواهد شد. این طرح از سوی برخی از اصولگرایان مورد انتقاد قرار گرفت اما خود آنها اکنون از این طرح برای پیروزی در انتخابات استفاده می کنند. اما احمدی نژاد بدون آنکه اشاره به طرح پیشین کروبی داشته باشد، درباره فرآیند رسیدن به این ایده گفت: »خودم سه سال به طور پیوسته تقریبا هر هفته حداقل 5 ساعت مستمر با کارشناسان، استادان دانشگاه و صاحبنظران گفت وگو کردم تا رسیدیم به طرحی به نام تحول اقتصادی که هم بانک ها درست شود، هم بیمه ها و هم یارانه های انرژی. با توجه به پوشش زنده سخنرانی رئیس جمهوری از صداوسیما و تکرار آن در بخش های خبری اکنون وی می تواند اطمینان داشته باشد که اکنون بیشتر مردم می دانند رئیس دولت نهم با کدام شعار اقتصادی پا به عرصه انتخابات می گذارد. این در حالی است که نامزدهای اصلاح طلب مجبورند شهر به شهر و استان به استان سفر کنند و ایده هایشان را رودررو با مردم در میان بگذارند. احمدی نژاد به خوبی می داند حتی در صورت تصویب طرح تحول اقتصادی در مجلس که پیش از این قرار بود مبنای لایحه بودجه سال 88 قرار گیرد، عمر دولت نهم برای اجرای آن کفاف نمی دهد، با این حال محور سخنرانی اش در اسلامشهر را به این موضوع اختصاص داد که آشکار از دورخیز وی برای تمدید حضورش در ساختمان پاستور حمایت می کند و به شائبه انتخاباتی دور دوم سفرهای استانی دولت دامن می زند. مهدی کروبی، یکی از دو نامزد اصلاح طلبان چند روز پیش سفرهای استانی را دارای اهداف انتخاباتی دانسته و گفته بود چرا وقتی پروژه ای را می تواند یک وزیر افتتاح کند، این همه از بیت المال برای سفر رئیس جمهوری و هیات همراه هزینه می شود. گذشته از این تغییر برنامه دور دوم سفرها نیز از رویکرد سیاسی آنها حکایت می کند. احمدی نژاد پس از آنکه سکان دولت نهم را در دست گرفت و از منزل شخصی اش در محله نارمک راهی خیابان پاستور شد، همانطور که وعده داده بود هیات دولت را به استان ها برد و شهربه شهر برای سرکشی به پروژه ها و بررسی وضع موجود گرداند اما در دور دوم سفرهای استانی از یکسو تعداد روزهای سفر کاهش یافت و از سوی دیگر بیشتر وقت رئیس جمهوری صرف دیدارها و سخنرانی ها شد. احمدی نژاد حتی هنگامی که خبرنگاران از وی درباره اهداف سفرش سوال می کردند به صراحت می گفت که تازه کردن دیدار با مردم استان و عرض ارادت به آنان از مهم ترین دلایل سفر به شمار می روند هرچند که بررسی مصوبات دور اول و تصویب پروژ ه ها و طرح های جدید نیز در دستور کار قرار دارد.
    این در حالی است که به گفته غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی که سال ها به عنوان شهردار پایتخت در دولت حضور داشت »در دولت نخست هاشمی رفسنجانی از 6 ماه قبل از انتخابات، سفرهای رئیس جمهوری به استان ها تعطیل شد و حتی وی در مراسم افتتاح پروژه ها نیز حاضر نمی شد« دولتمردان کابینه نهم که رویه های حاکم بر کشور در دولت های سازندگی و اصلاحات را انحراف از انقلاب، عدالت و مهرورزی می دانند، این بار نیز سعی دارند تا آخرین لحظه از عمر دولت به سفرهای استانی ادامه دهند به طوری که علی سعیدلو، معاون اجرایی رئیس جمهوری بی توجه به نزدیک شدن زمان برگزاری انتخابات از آمادگی دولت برای آغاز دور سوم این سفرها خبر داد.
    در حالی رئیس جمهوری قصد دارد در ظرف یک ماه تعداد سفرهای استانی اش را از 56 به 60 برساند و آخر هفته هایش را در استان ها بگذراند، نزدیکان دولت در روزهای گذشته بارها اعلام کرده اند که احمدی نژاد قصد ندارد ستاد انتخاباتی تشکیل دهد و صرفا هواداران وی به صورت خودجوش و با هزینه شخصی ستادهای مردمی در حمایت از رئیس دولت نهم برپا می کنند. گرچه با استعفای ثمره هاشمی از مشاور عالی رئیس جمهوری و حضور وی در ستادهای مردمی، باور خودجوش بودن تشکیل این ستادها کمی دشوار به نظر می رسد، اما واقعیت آن است که احمدی نژاد نیازی به تشکیل ستاد ندارد، زیرا مواضع و شعارهای وی آخر هر هفته از رسانه ملی به سمع و نظر ایرانیان داخل و خارج کشور می رسد.

 

"افتضاح" مشترک اصلاح طلبان و وزارت خارجه رژیم صهیونیستی!

روزنامه کیهان صفحه 2 

وزارت خارجه رژیم صهیونیستی و نامزد حزب مشارکت، به طور تصادفی حضور مقتدرانه و عزتمندانه رئیس جمهور اسلامی ایران در کنفرانس ضد نژادپرستی دوربان 2 (ژنو) را «افتضاح»! خواندند. موسوی در جریان سفر به مشهد، مدعی شده بود «افتضاح سوئیس، نتیجه افراطی گری رئیس جمهور است.» همزمان سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی هم نوشت «کنفرانس دوربان 2، افتضاح و شکست سیاسی برای احمدی نژاد بود». البته ناراحتی و خشم رژیم صهیونیستی قابل پیش بینی است اما آنچه جای تعجب است موضع اصلاح طلبان است.
    سایت وزارت خارجه اسرائیل در مطلبی تند و آمیخته با خشم نوشت: به عیان دیدیم روزهای گرانبهای کنفرانس به حملات افسارگسیخته برخی کشورهای اسلامی و عرب و جهان سومی علیه اسرائیل به هدر رفت و در پایان کنفرانس نیز دوباره ادعا کرد که نهضت ناسیونالیسم یهود (صهیونیسم) برابر نژادپرستی است... در روزی که جهان باید با هولوکاست همدردی نشان دهد، رئیس جمهور سوئیس، احمدی نژاد را می پذیرد و او را مورد تفقد نشان می دهد؛ که این به نوبه خود یک فاجعه تاریخی است و یک سرشکستگی عمیقاً رنج آور برای غربی ها است که جز به منافع خود، به چیز دیگری نمی اندیشند. غرب امروز در مماشات با فاشیسم مذهبی ایران خطوط قرمز اخلاقی بیشتری را پشت سر می گذارد(!) برخورد احمدی نژاد هتاکانه وغیرقابل تحمل بود.
    در همین حال سایت بولتن نیوز با اشاره به بازتاب حضور شجاعانه احمدی نژاد در اجلاس ژنو از قول آسوشیتدپرس و فاکس نیوز نوشت «احمدی نژاد از محبوب ترین شخصیت های خاورمیانه است و این محبوبیت را به خاطر مخالفت با صهیونیسم به دست آورده است... رئیس جمهور ایران تاول اسرائیل را ترکاند.»
    بولتن نیوز آنگاه با اشاره به مواضع برخی نشریات زنجیره ای وطنی نظیر روزنامه اعتماد که رفتار احمدی نژاد را دور از عزت می دانند نوشت: نظر این طیف را به اقدام اخیر خاتمی در ترکیه و دست دادن با نخست وزیر هتاک دانمارک (دبیر کل فعلی ناتو) و میزان انطباق آن با عزت و غرور ملی ایرانیان جلب می کنیم.

 

دولت دهم و قدرت خرید مردم

روزنامه دنیای اقتصاد صفحه 1 

نویسنده: محمدصادق جنان صفت

   شهروندان ایرانی از کسی که در تابستان امسال رییس جمهور شده و بخش عمده ای از دایره تصمیم گیری آنها را در اختیار می گیرد، چه می خواهند؟
    گروه پرشماری از انتظارات شهروندان را می توان ذیل خواسته های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دسته بندی کرد. در میان طیف متنوعی از خواسته ها، اکثریت ایرانیان از رییس جمهور انتظار دارند «سطح قدرت خرید» آنها را در یک دوره معین به میزان ساعات کار مشخص افزایش دهد و تثبیت کند. به این معنی که شهروندان ایرانی دغدغه از دست دادن شغل، نگرانی از کمیابی فرصت های جدید شغلی برای فرزندان و تشویش از دست دادن ارزش کار خود را به دلیل رشدهای شتابان نرخ تورم، نداشته باشند و بتوانند با آرامش خاطر زندگی کنند.
    شاید در نگاه اول این خواسته شهروندان نزد کاندیداهای رییس جمهوری و طرفداران و هواداران آنها چندان با اهمیت تلقی نشود و تاکید کنند که به آسانی می توانند این انتظار مردم را پاسخ دهند. واقعیت اما چیز دیگری است و وجود نرخ تورم دو رقمی و نرخ بالای بیکاری در همه سال های پس از پایان جنگ و در دوران 3 رییس جمهور مختلف، نشان می دهد که این خواسته شهروندان موضوع بسیار با اهمیتی است. تثبیت و مهار کردن نرخ تورم به مجموعه ای از سیاست های پولی، مالی، ارزی و بازرگانی کارآمد، علمی و کارشناسانه نیاز دارد که تدوین و اجرای آنها کاری بسیار دشوار است و دولت های اندکی هستند که توانایی فراهم کردن آنها را دارند. مهار کردن نرخ تورم نیازمند این است که رییس جمهور و دولت تحت فرمان او به قاعده و اصول علم اقتصاد وفادار بمانند و برای خرید محبوبیت یا راضی نگهداشتن یاران و دوستان حزبی و همسوی سیاسی خود، سیاست های اقتصادی قابل قبول علمی را دستکاری نکنند. تثبیت و مهار نرخ تورم به میزان کمتر از رشد درآمد شهروندان با هدف حفظ قدرت خرید آنها، مستلزم این است که رییس جمهور آینده سلیقه و خواست های خود را بر اصول علم اقتصاد ترجیح ندهد و از تجربه های علمی استفاده کند.
    حفظ سطح قدرت خرید شهروندان از سوی دیگر نیازمند حفظ فرصت های شغلی موجود و فراهم کردن فرصت های جدید و پایدار اشتغال برای میلیون ها ایرانی شاغل و میلیون ها جوان جویای کار است.
    جامه عمل پوشاندن به این خواسته شهروندان، نیازمند استفاده از توانایی های فکری، مالی و سرمایه گذاری های جدید است که بدون وجود یک فضای آرام فکری و سیاسی در داخل و تعامل منطقی و مثبت با دنیای پیرامون، ممکن نمی شود. حفظ قدرت خرید شهروندان برای اینکه آنها زندگی آرام، بدون دلهره، بدون ترس و امیدوارکننده داشته باشند، یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. تجربه دولت های آقایان میرحسین موسوی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی و محمود احمدی نژاد نشان می دهد که رسیدن به نقطه مطلوب در شاخص یاد شده کار سهل و آسانی نیست. ارتقای فرهنگی، مذهبی رفتار شهروندان، رشد دادن بینش و دانش آنها درباره ستیز با بیگانگان و حفظ ارزش ها و.... تنها موقعی ممکن است که شهروندان دغدغه از دست دادن سطح قدرت خرید خود را نداشته باشند.

 

موسوی: با بازداشت های سیاسی مخالفم

روزنامه اعتماد صفحه 1 

استقبال آیت الله واعظ طبسی از نخست وزیر دوران جنگ

نویسنده: مریم جمشیدی

«   او سکوت نکرد بلکه همچون برادران یوسف او را به چاه سکوت افکندند. میرحسین امروز عزیز ایران است.» این گفته مجری مراسمی بود که حامیان میرحسین موسوی در ورزشگاه شهید بهشتی مشهد برگزار کرده بودند و حمایت و تشویق جمع 10 هزار نفری حاضر در سالن از این قیاس، گویای آن بود که سکوت 20 ساله موسوی و دوری او از عرصه سیاست، نه انتخاب قلبی او بلکه محصول جبری بود که میرحسین نیز آن را در جمع دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد با گلایه یی تایید کرد: گلایه یی که میرحسین ناچار شد در پاسخ به این سوال منتقدان خود آن را برای اولین بار با دانشجویانی در میان بگذارد که یکصدا فریاد می زدند: «صل علی محمد بوی صداقت آمد». آخرین نخست وزیر ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی در این باره گفت: «می گویند میرحسین موسوی 20 سال است سکوت کرده است اما می خواهم برای اولین بار یک گلایه مطرح کنم: مگر نه این بود که من هشت سال وزیر دوران دفاع مقدس بوده ام و در تمام این دوران نیز مسوولیت های متفاوتی داشته ام پس چرا در این مدت یک رسانه در دست دولت هیچ مصاحبه یی با من نکرد؟ اگر هم سراغ من آمده اند زمانی بوده که یک موضوع فرهنگی پیش آمده. اما من با اهالی فرهنگ به اندازه کافی ارتباط دارم و پیام خود را به آنها منتقل می کنم. بنده نیاز به آن داشته و دارم که فرصتی در اختیارم باشد تا بتوانم درباره مسائل دیگر حرف هایم را بگویم.» موسوی سپس با بیان اینکه «پس به من حق بدهید در این 50 روز باقیمانده تا انتخابات بیشتر به فکر بیان دیدگاه های خودم در امور سیاسی باشم تا تعریف از دیگران» انتقاد خود را تکمیل کرد و در پاسخ به سوال دانشجوی حامی دولت نهم که از وی پرسید: «شما ده ها نقد به دولت وارد کرده اید، آیا این دولت نقطه قوت ندارد؟»، تصریح کرد: «در شرایطی که رسانه ملی دائماً و هر لحظه در حال تبلیغات برای دولت نهم است، حیف می دانم وقت خودم را در این رابطه تلف کنم.» موسوی در ادامه سفرهای خود و دیدار با مردم روز پنجشنبه وارد مشهدالرضا شد تا ضمن دیدار با آیات عظام و صاحبان صنایع مختلف، با دانشجویان و مردم عادی گفت وگو داشته باشد: از این رو پس از آنکه با آیت الله زنجانی دیدار کرد ساعت 10 صبح به دانشگاه فردوسی مشهد رفت تا به سوالات دانشجویان پاسخ دهد. ازدحام جمعیت حاضر در سالن به اندازه یی بود که تعداد زیادی از دانشجویان پشت سر میرحسین در جایگاه ایستاده بودند. آنان علاوه بر آنکه پوسترهای موسوی و خاتمی را در دست داشتند، تصاویری از دو دانشجوی در بند احمد قصابان و عباس حکیم زاده عضو تحکیم وحدت را بالای سر گرفته بودند و مادران این دو، دانشجویان را در حمایت از این کاندیدای ریاست جمهوری همراهی می کردند.
    اولین سوالی که از مهندس موسوی پرسیده شد درباره نظارت استصوابی بود و اینکه اگر میرحسین موسوی رئیس جمهور شود و در دوره او ردصلاحیت های گسترده نظیر آنچه درباره مجلس هفتم رخ داد صورت گیرد، او چه می کند؟ که موسوی با بیان اینکه «در اول انقلاب این موضوع مطرح نبود و انتخابات بسیار موفقی داشتیم»، گفت در مجمع تشخیص مصلحت نظام هم گفته است به نظارت استصوابی اعتقادی ندارد اما در عین حال راه حل مساله را پیگیری قانونی موضوع می داند.
    عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: «دولت باید از تمام ساز و کارها استفاده کند تا این موضوع به وجدان عمومی مردم تبدیل شود، صرف مخالفت کردن کافی نیست. ما باید با حرکت در چارچوب قانون اساسی این موضوع را در جامعه جا بیندازیم که نظارت استصوابی هزینه دارد، به نفع کشور نیست و مخالف یک انتخابات رقابتی است.» در ادامه نماینده بسیج دانشجویی به عنوان پرسش کننده بعدی از موسوی درباره دیدگاهش در مورد ولایت فقیه، انتقاداتش از دولت و مرزبندی اش با دیگر گفتمان ها و اعضای سابق تحکیم وحدت که پناهنده امریکا شده اند، سوال کرد. موسوی گفت: «ولایت فقیه بزرگ ترین نقش را در پیروزی انقلاب داشته است و در این 30 سال بدون این اصل هر لحظه ممکن بود به فضای قبل از انقلاب برگردیم. ولایت فقیه ما را در مقابل کودتا و خودمختاری ها حفظ کرده است.» نخست وزیر دوران دفاع مقدس در ادامه تاکید کرد با قبول این اصل وارد عرصه انتخابات شده است. موسوی درباره اینکه آیا برای گفت وگو حد و مرزی دارد یا نه، گفت: «من به طور قطع حد و مرز دارم، ولی بدانید طرفدار اسلام نابی هستم که کشور را نجات داد: اسلامی که مدافع آزادی و مستضعفان و ضد تحجر است. گفتمان من پایمردی بر خون شهداست. شهدا نگاه به افق های دور داشتند و حد و مرز من با دیگر گفتمان ها رجوع به همین خون هاست.»
    وی همچنین به بخش آخر پرسش نماینده بسیج دانشجویی این گونه پاسخ داد: «به طور قطع کسی طرفدار افرادی نیست که با اجانب همکاری می کنند، ولی نباید نسبت به این افراد هم سوءنیت داشت.»
    میرحسین موسوی در بخش دیگری از سخنانش درباره آنچه دستگیری دانشجویان خوانده می شد، گفت با بازداشت افراد به جرم عقیده و بیان مخالف است و این امر را مخالف منافع کشور می داند. موسوی گفت: «اندیشه بدون آزادی سودی ندارد و بدانید سرنوشت کشور با آشنایی دانشجویان با مسائل روز سیاسی گره خورده است: به همین دلیل با بازداشت های سیاسی مخالفم و معتقدم نگاه امنیتی به ضرر منافع ملی است.» پرسش کننده بعدی نماینده جامعه اسلامی دانشجویان بود که سخنانش علیه دولت اصلاحات با اعتراض شدید همه دانشجویان و شعار «درود بر خاتمی» مواجه شد. میرحسین موسوی در این میان وارد شد و گفت: فضای دانشگاهی همین است، بگذارید سوال هایش را بپرسد، همه را جواب می دهم.
    دانشجوی پرسش کننده گفت: آقای میرحسین موسوی، چرا هنگامی که علیه خدا تظاهرات می کردند، احساس خطر نکردید؟ موسوی پاسخ داد: این سوالات متهم کردن افکار عمومی دانشجویان است.
    آیا واقعاً مردم اجازه چنین کاری را می دهند؟ آیا اصلاً موافق چنین تظاهراتی هستند؟ آیا این دانشجویان جدا از مردمند که آنها را به این موضوع متهم می کنید؟ هشت سال در دفاع مقدس سختی کشیدیم و برای خدا قیام کردیم. مملکت قانون دارد و من از این سوال شما تعجب می کنم. نباید به حدی پیش برویم که سوالات مان به اعتقادات و اعتماد مردم لطمه وارد کند. از من سوال می کنند دلسوز انقلاب هستید،؟ آری به راستی دلسوز انقلاب هستم که وارد صحنه شده ام.
       نخست وزیر دوران دفاع مقدس ادامه داد: دوست دارم یک ریال که خرج می شود، جلو دید مردم باشد و معتقدم تکلیف بعضی مبالغ که مشخص نیست، باید هرچه سریع تر روشن شود. نماینده جامعه اسلامی دانشجویان در ادامه درباره «محو اسرائیل» سوال کرد، که موسوی گفت: وقتی درباره یک موضوعی اجماعی در کشور پیش می آید، هر فراتر رفتنی از آن اجماع افراطی گری است. اینکه در سطح جهان مطابق هنجارهای بین المللی تاکید کنیم سرنوشت فلسطین باید به دست خود فلسطینیان تامین شود، یک تصمیم بیست و چند ساله انقلاب است و پای آن ایستاده ایم اما متاسفانه بعضی ها پا را فراتر می گذارند و افتضاح سوئیس به بار می آید. موسوی گفت: هیچ کس دوست ندارد رئیس جمهورش در مجامع بین المللی مورد هتک حرمت قرار گیرد اما نباید خودمان باعث این کار شویم.
    وی در پاسخ به سوال دیگر نماینده جامعه اسلامی در مورد آقازاده ها گفت: به نظر من آقازاده ها در فضای شفاف بودجه یی شکل نمی گیرند: بلکه در فضایی شکل می گیرند که رقم هنگفتی از بودجه مملکت گم شود. مطمئنم اگر در زمان جنگ 10هزار دلار گم می شد، خود مردم دولت را ساقط می کردند و منتظر مجلس نمی ماندند. مهندس موسوی در مقابل اعتراض دانشجویان به سوالات نماینده جامعه اسلامی گفت: این سوالات بیانگر دلهره ها و دغدغه هاست. بگذارید مطرح شود و نباید بی احترامی شود. وی تصریح کرد: به همه جوانان ایران عزیز با هر طرز فکری ارادت دارم. موسوی در ادامه صحبت های خود با تاکید بر اینکه هنر باید در خدمت توسعه کشور باشد، گفت: بدون هنر یک گورستان خواهیم داشت و هیچ کشوری نمی تواند در هنر سرمایه گذاری نکند. وی درباره جایگاه زنان گفت: متاسفانه زنان ما وضعیت خوبی ندارند و در راستای بهبود این وضعیت، نقش مردان بیشتر از زنان است و با همکاری همه باید این مشکل حل شود. موسوی در پاسخ به شعار «وزیر زن، وزیر زن» دانشجویان حاضر در سالن تصریح کرد: شخصاً موافق وزارت زنان هستم و در این راستا هم تلاش می کنم اما بدانید مجلس هم در این مورد نقش دارد.
     استقبال گرم تولیت آستان رضوی
    میرحسین موسوی در ادامه حضورش در مشهد، پس از گفت وگو با دانشجویان راهی حرم مطهر رضوی شد و پس از زیارت علی بن موسی الرضا(ع) به دیدار واعظ طبسی تولیت آستان قدس رضوی رفت و طی زمانی حدود یک ساعت که بدون حضور خبرنگاران بود، با یکدیگر پیرامون موضوع انتخابات صحبت کردند. پس از آن نخست وزیر دوران دفاع مقدس و هیات همراه ناهار را میهمان آیت الله واعظ طبسی بودند و در جمعی صمیمانه ناهار را صرف کردند. مهندس موسوی سپس راهی بیت آیت الله مرتضوی از استادان طراز اول حوزه علمیه مشهد شد. مرتضوی در این دیدار به دعایی از صحیفه سجادیه اشاره کرد و گفت: «یکی از نعمت های پروردگار این است که انسان در هر مقامی که هست موفق شود، کار خوب انجام دهد ولی منم منم نکند.
    تنها پست مهم نیست و نیت در هر پستی باید خیر رساندن به مردم باشد.» میرحسین موسوی نیز در این دیدار گفت: «شهادت می دهم اول انقلاب مردم سهم اساسی را در کارهایی که در کشور انجام می گرفت، داشتند. آنها با تحمل، صبر، فداکاری و فرستادن فرزندان شان به جبهه ها این نقش را ایفا می کردند و با صبر نظام را حمایت و مشکلات را حل می کردند.» موسوی گفت: «همواره خود را در مقابل عظمت مردم خوار و خفیف می بینم. باید دعا کنیم خداوند خیر را به دست افرادی جاری کند و منتی هم بر آنها گذاشته نشود و فکر نکنیم کار مهمی انجام داده ایم. هر کس در هر مسوولیتی نیاز به راهنمایی و دعا دارد. وقتی به من می گویند یار امام، خجالت می کشم چرا که من کسی نبودم و تنها به این عرصه پرتاب شدم و این افتخاری برای من است.»
     سهام عدالت را باید غنی تر کرد
    حضور در جمع برخی از مدیران صنایع، تولیدگران و مسوولان سابق استان خراسان و همچنین شرکت در کنفرانس خبری نشریات محلی این استان برنامه های بعدی میرحسین موسوی را تشکیل داد.
    موسوی در نشستی مطبوعاتی در مشهد گفته های قبلی اش درباره تک همسری را مورد تاکید قرار داد و گفت چندهمسری جز اینکه طبقات متوسط و پایین جامعه را تحقیر کند فایده یی ندارد. موسوی درباره برنامه اش در زمینه سهام عدالت نیز با بیان اینکه معتقد است هر دولتی روی کار می آید موظف به اجرای برنامه ها و تعهدات دولت های قبلی است، گفت: «در صورتی که رئیس جمهور شوم ادامه این برنامه را قبول تعهد می کنم و باید آن را غنی تر کرده و با تاکید بر خصوصی سازی و باثبات بیشتر دنبال کنیم.»
      انتقاد از کنار گذاشته شدن مدیران باتجربه
    اما حضور میرحسین موسوی در سالن ورزشی شهید بهشتی بخش دیگری از سفر وی را تشکیل می داد. اعضای ستاد موسوی به سختی توانسته بودند سالنی را برای دیدار عمومی میرحسین با مردم مشهد آماده کنند چراکه مسوولان دولتی شهر نه تنها همکاری در این خصوص انجام ندادند بلکه غیرمستقیم مانع تراشی هم کرده بودند. اما به رغم آنکه اراده یی برای عدم اطلاع رسانی گسترده سفر موسوی به مشهد وجود داشت، نزدیک به 10هزار نفر در سالن شهید بهشتی که گنجایش پنج هزار نفر را داشت، حضور یافته بودند تا از نزدیک با دیدگاه های سیاسی امروز نخست وزیر دیروز آشنا شوند. در ابتدای مراسم تمام حاضران رو به سمت حرم ایستاده و بخشی از صلوات خاصه امام رضا (ع) خوانده شد و سپس عجم دبیر مجمع روحانیون مبارز خراسان به سخنرانی پرداخت و بخش هایی از سخنانش با تشویق بی امان حضار مواجه شد. وی بر خارج شدن از وضعیت جاهلانه فعلی تاکید کرد و همه او را تشویق کردند. میرحسین موسوی در جمع اقشار مختلف مردم مشهد با اشاره به اول اردیبهشت ماه سالگرد درگذشت استاد محمدتقی شریعتی، با بیان اینکه به بهانه این مناسبت از«شهید مطهری ها، دکتر شریعتی ها و شهید هاشمی نژادها» یاد می کند، این بزرگان را به عنوان فریادکنندگان آزادی توصیف کرد. موسوی با بیان اینکه «آزادی شعاری نیست که از آن خوف داشته باشیم»، امام خمینی(ره) را بزرگ ترین منادی آزادی دانست و گفت:« ما آزادی را از امام(ره) فراگرفتیم. آزادی زاده عدالت و اسلام ناب محمدی است.
    باید به گفتمانی برگردیم که شخصیت های مختلف بتوانند در آن آزادانه عقایدشان را بیان کنند.» موسوی گفت:« وقتی ابراز لطف ها و محبت ها را می بینم، باید تاکید کنم اگر افتخاری هست، متعلق به مردمی است که با خون خود ایثار کردند و با گذشت از همه چیز، با آگاهی روی پای خود ایستادند. افرادی مانند من در مقابل عظمت مردم هیچ هستیم.» موسوی به اهمیت سرمایه های اجتماعی اشاره کرد و ادامه داد:« نباید عزت مردم هدف گرفته شود. کمک به مردم حق آنهاست، اما باید طوری عمل کنیم که مردم احساس کنند حق شان را گرفته اند، نه اینکه به گونه یی عمل شود که گویی به آنها بذل و بخشش شده است.» میرحسین موسوی با بیان اینکه دفاع از منافع ملی زمانی امکان پذیر است که مردم و دانشجویانی سرافراز داشته باشیم، تاکید کرد مشکلات با بزرگ داشتن مردم حل می شود.
    عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه بر لزوم قدردانی از خدمات مدیران گذشته کشور تاکید و از آنچه آن را کنار گذاشتن هزاران مدیر باتجربه می نامید به شدت انتقاد کرد. نخست وزیر دوران دفاع مقدس گفت: «آیا باید به بسیاری از کسانی که صدها پروژه مهم را در کشور راه اندازی کرده اند بی اعتنایی کنیم و حتی به عنوان یک مشاور هم از آنها استفاده نشود؟ چرا 20 سال از جنگ گذشته هنوز در خوزستان مشکلات جدی داریم؟ چرا صنعت قند و نیشکر ما رو به نابودی است؟ چرا پروژه های بزرگ متوقف شده اند؟»
    موسوی ضمن تاکید بر لزوم ثبات در سیاست ها از برخی سیاست های متناقض اعمال شده نیز انتقاد کرد و گفت:«سیاست های اصلی نظام باید تا اندازه ممکن از سرنوشت دولت ها مستقل باشد و هر دوره عوض نشود.» عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از سخنانش آزادی گردش اطلاعات را امری ضروری دانست و تاکید کرد: «مردم زمانی حاضرند جان بدهند و در برابر مشکلات صبر کنند که به آنها اطمینان و اعتماد شود و چیزی از آنها مخفی نگه داشته نشود. دولت نباید اسراری پنهان از مردم داشته باشد.» موسوی همچنین فضای چندصدایی را بر شکوفایی خلاقیت ها موثر دانست و تاکید کرد: «فضای چندصدایی بهترین فضا برای خلاقیت است. ما در دانشگاه یاد گرفته ایم اگر عقاید مختلفی درباره یک مساله بیان شود، راه حل های بهتری پیدا خواهد شد.»
    مهندس میرحسین موسوی در دیدار با برخی نخبگان استان خراسان در حسینیه آیت الله شیرازی مشهد با بیان اینکه «بدون حمایت قشر مستضعف امکان ادامه اصلاحات وجود ندارد»، گفت:« هرقدر در انتخابات پیش می روم، احساس می کنم بارهایی که باید برداشته شود، سنگین است و این کار به سامان نمی رسد مگر اینکه مردم همت کنند.
    باید مردم را روشن کرد و به آنها گفت اگر خواستار دگرگونی و تحول هستند همه باید دست به دست هم بدهند و کشور را بسازند.» موسوی در عین حال ابراز عقیده کرد هر دولتی روی کار بیاید مدت ها طول می کشد تا به نقطه ثبات برسیم.

 

 

شنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸۸

 

گفتی باور کردم...
روزنامه آفتاب یزد صفحه 1 
   رفتار همراه با دستپاچگی و نگرانی برخی از حامیان دولت، یادآور این ضرب المثل عامیانه است که »گفتی باور کردم، اصرار کردی شک کردم و قسم خوردی یقین کردم دروغ می گویی!« چند ماه پیش که مدعیان اصولگرایی، فعالیت های انتخاباتی خود را کلید زدند، رفتار آنها القا کننده نوعی »اعتماد به نفس« و اطمینان به قطعیت پیروزی کاندیدای محبوب آنها در انتخابات بود. اما از وقتی که تهدید های مختلف از جمله» تاکید بر رد صلاحیت خاتمی« را آغاز کردند این تردید در میان بعضی افراد ایجاد شد که تظاهر به »اعتماد به نفس« تنها با هدف ترمیم »روحیه تضعیف شده حامیان« است. اوج دستپاچگی این گروه، آنجا آشکار شد که »روحانی فاضل مورد تایید امام« و سرنوشت او را به نخست وزیر ترور شده پاکستان و سرنوشت او تشبیه کردند. در آن زمان، عده ای تصور می کردند که مشکل، فقط خاتمی است. اما »کناره گیری خاتمی« نشان داد که مشکل دوستان آن طرفی، نگرانی قطعی آنها از سرنوشت انتخاباتی کاندیدای مورد علاقه ایشان می باشد و گویی دسترسی به آمار و اطلاعات قطعی - اما مخفینگه داشته شده - آنها را مطمئن ساخته است که »اگر کاندیداهای اصلاح طلب، در عرصه حاضر باشند خروجی صندوق های رای، مفهومی نخواهد داشت جز باطل شدن بسیاری از ادعاها در خصوص محبوبیت روز افزون رئیس جمهور فعلی« .
      برهمین اساس در یک تلاش دوبعدی، تصمیم به تخریب دو کاندیدای اصلاح طلب گرفتند. این گروه از حامیان دستپاچه دولت، از یکسو نگران اقبال گروهی از اصولگرایان به موسوی بودند - در کنار خیل عظیم حامیان اصلاح طلب او - و از سوی دیگر، یقین داشتند که بسیاری از انحصارطلبی ها و خود بزرگ بینی ها، میلیون ها نفر از مردم را به طرف کروبی خواهد کشاند تا با شهامت ویژه خویش، در برابر انحصارطلب ها بایستد. همین مسئله، آنها را قانع کرد تا با مخفی نگه داشتن کینه های عمیق و مزمن خود از کروبی، در رسانه های خویش از او در برابر خاتمی و موسوی حمایت کنندو به این طریق، عده ای را نسبت به مواضع »رئیس مجلس اصلاحات« مردد سازند. اما دستپاچگی ها و تعدد نگرانی ها، باعث نوعی اخلال در این برنامه شد و سناریونویسان، فراموش کردند عوامل شهرستانی خود را نسبت به موضوع توجیه کنند. این فراموشی، در مانع تراشی ها و حرکات منسجم »عده ای کم شمار اما پرسر و صدا« در سخنرانی های شهرستانی کروبی متجلی شد. البته، در برنامه ستاد مرکزی مدعیان اصولگرایی تغییری ایجاد نشد. آنها ترجیح دادند حتی در برابر بیانیه حقوق شهروندی دبیرکل حزب اعتماد ملی، خون دل بخورند و سکوت پیشه سازند تا سناریوی »تخریب کروبی از طریق اظهار علاقه ظاهری برخی اصولگرایان به او«، بی خاصیت نشود.
     برنامه دیگر حامیان ویژه دولت، تخریب گسترده موسوی در میان کسانی بود که اگر چه در دسته بندی های سیاسی، به اصولگرایان نزدیک تر هستند اما قطعاً در انتخاب بین احمدی نژاد و موسوی، به طرف میرحسین موسوی خواهند رفت. اقبال این گروه از مردم به موسوی نیز به این امید است که آنچه مدعیان اصولگرایی در مورد حفظ ارزش ها می گویند به همراه اصلاح روش های مدیریتی و حل مشکلات معیشتی، به کسی سپرده شود که سابقه 8 ساله مدیریت او هنوز در ذهن سی ساله ها و افراد سالخورده تر از آنها وجود دارد. برهمین اساس، تعدادی از رسانه های حامی احمدی نژاد، طرفداری بعضی گروههای سیاسی از میرحسین موسوی را بهانه قرار دادند و خود بریدند و دوختند تا ثابت کنند که »اگر میرحسین موسوی، رئیس جمهور شود ارزش ها فدایی خواهد شد« .
     آنها ادعا می کنند که بعضی »افراد بی توجه به ارزش ها «- به ادعای آن طرفی ها - در میان طرفداران موسوی هستند، پس لابد اگر موسوی به قدرت برسد، ارزش ها به خطر می افتد. اما ظاهراً فراموش کرده اند که در میان طرفداران سرشناس کاندیدای مورد نظر خودشان، کسی یافت می شود که به پرچم آمریکا سوگند خورده است. همچنین خود را به فراموشی می زنند که پرقدرت ترین روزنامه حامی آنها، چندی پیش با ذوق زدگی، حمایت خواننده زن لس آنجلسی از کاندیدای ارزشی ایشان را منعکس کرد. دستپاچگی آن طیف، همچنین باعث شده که حمایت قاطع کاندیدای مورد نظر خود از »نظریه پرداز دوستی با مردم اسرائیل« را فراموش کنند! شاید هم هیچ کدام از این مسائل را از یاد نبرده اند اما نگرانی از افزایش فاصله میان مجموع آرای اصلاح طلبان با رای کاندیدای محبوب آنها، موجب شده است که تنها به تخریب کاندیداهای اصلاح طلب بپردازند.
       این گروه خود را به تخریب گسترده موسوی از طریق »متهم کردن او به همراهی با افراطیون ضدارزش« مشغول ساخته اند تا از پاسخگویی به یک سوال واضح، طفره بروند. این سوال آن است که: » اگر خدمات دولت نهم ، در طول تاریخ بی سابقه بوده و همه ارزش های منکوب شده در دوره اصلاحات، توسط این دولت احیا شده است، چرا با خیال آسوده در کناری نمی نشینند تا در 22 خرداد، مردم برای همیشه پرونده مدعیان اصلاح طلبی را ببندند؟«
       آیا این دستپاچگی و نگرانی، ثابت نمی کند که هر چه تعداد سوگند حامیان دولت در خصوص بی نظیر بودن دوره چهار ساله اخیر افزایش یافته، مردم نسبت به دروغ بودن برخی ادعاها یقین بیشتری پیدا کرده اند و بر اساس آن تصمیم انتخاباتی گرفته اند؟
      شاید هم آنها نسبت به اظهارات خود در خصوص خدمات بی سابقه چهار سال اخیر، اطمینان دارند اما دچار این توهم شده اند که بسیاری از مردم نمی دانند این خدمات توسط چه کسی انجام شده است؛ درست مانند عده ای از سربازان آمریکایی در عراق و گروهی از دانشجویان در خارج از کشور که برای احمدی نژاد نامه نوشتند اما به گفته رئیس جمهور، عده ای از آنها تصور می کردند احمدی نژاد رئیس جمهور عراق است و گروهی دیگر او را فلسطینی می دانستند!
      نگارنده به دوستان آن طرفی پیشنهاد مشخصی دارد. آنها اگر خودشان می دانند که بعضی ادعاها در خصوص موفقیت های دولت نهم در چهار سال اخیر، به کار ایام انتخابات نمی آید بهتر است صادقانه با مردم سخن بگویند. اگر هم گمان می کنند مردم از شناخت عامل اصلی این موفقیت ها عاجز هستند، به جای هتاکی علیه رقیب،برای رفع ابهام در این زمینه بکوشند.
      در غیر این صورت ، فحاشی و هتاکی به موسوی یا تلاش برای تخریب کروبی از راه تظاهر به حمایت از او، نتیجه ای بهتر از دوم خرداد 76 برای فراکسیون دولتی اصولگرایان به بار نخواهد آورد.

 

معاون اداری و مالی سازمان تامین اجتماعی:افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی بر اساس سود سهام است

روزنامه ایران صفحه 4 

  سازمان تامین اجتماعی با همکاری سازمان خصوصی سازی، به وسیله فروش سهام شرکت های دولتی به مبلغ ۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان، حقوق بازنشستگان را افزایش می دهد.
    اسماعیل همدانلو معاون اداری و مالی سازمان تامین اجتماعی با اعلام این مطلب گفت: افزایش حقوق بازنشستگان در بودجه سال ۸۸ بر اساس فروش سهام شرکت های دولتی، که از طریق بورس به سازمان تامین اجتماعی واگذار می شود، انجام خواهد گرفت و سود حاصل از آن به بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی داده می شود که این امر تا اواخر خرداد به طول می انجامد. وی افزود: طرح های متفاوتی درباره افزایش حقوق بازنشستگان به دولت ارائه شده است که تا به حال جواب آنها داده نشده است. همدانلو درباره مبنای کسر حق بیمه افزود: حداقل کسر حق بیمه بر اساس حقوق ۲۶۳ هزار و ۵۰۰ تومان است که تا یک هفته دیگر حداکثر آن اعلام می شود.

 

سورن بخرم یا پژو 206 صندوق دار V9؟

 روزنامه دنیای اقتصاد صفحه 16

   هر دو خودرو توسط مهندسان داخلی طراحی و به بازارهای داخلی و خارجی پا گذاشته اند با این تفاوت که یکی برند ایران خودرو و دیگری برند پژو را یدک می کشد. منظورمان دو خودرو سمند سورن و پژو 206 صندوق دار مدل V9 است.
    این دو خودرو هر چند که از لحاظ قیمتی در یک محدوده قرار دارند، اما از لحاظ فنی تفاوت های بسیاری با یکدیگر دارند. سورن که نسل پیشرفته سمند محسوب می شود از موتور 1800 سی سی بهره می برد که توانایی تولید 100 اسب بخار قدرت را دارد، اما پژو 206 صندوق دار با وجود موتور کم حجم تر نسبت به سورن که 1600 سی سی است، توانایی تولید 110 اسب بخار قدرت را دارد.
    از سوی دیگر پشت فرمان سورن می توان تا سقف 185 کیلومتر در ساعت گاز داد، اما با V9 این میزان تا 189 کیلومتر در ساعت قابل ارتقا است.
    همچنین با وجود آن که سورن از موتور پرقدرت تری نسبت به V9 برخوردار است، اما با پژو 206 صندوق دار شما در عرضه 5/11 ثانیه می توانید به شتاب صفر تا صد دست پیدا کنید در حالی که سورن برای رسیدن به این شتاب نیازمند 12 ثانیه زمان است.
    اگر بخواهیم میزان مصرف سوخت این دو محصول ایران خودرو را نیز با یکدیگر مقایسه کنیم V9 در شرایط بهتری نسبت به سورن قرار دارد. این خودرو طی صد کیلومتر در سیکل ترکیبی 3/7 لیتر سوخت مصرف می کند در حالی که سورن برای طی کردن این مسافت نیازمند 1/10 لیتر سوخت است که این امر به دلیل وزن بالای سورن نسبت به 206 صندوق دار بوده است.
    در حال حاضر پژو صندوق دار V9 با قیمت 19میلیون و 300هزار تومان و سمند سورن نیز با قیمت 16میلیون و 800هزار تومان در بازار عرضه می شود.

 

 

سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٧

 

کشف قطعه سنگ باارزش تخت جمشید از دبیر سوم سفارت کره جنوبی
روزنامه کیهان صفحه 15

   دادستان عمومی و انقلاب شیراز از کشف یک قطعه سنگ تاریخی در فرودگاه شیراز که قرار بود توسط دبیر سوم سفارت کره جنوبی از این محل خارج شود خبر داد.
    حجت الاسلام والمسلمین «جابر بانشی» روز دوشنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا گفت: پلیس فرودگاه شیراز این قطعه سنگ تاریخی به وزن تقریبی دو کیلوگرم را از دبیر سوم سفارت کره جنوبی کشف کرد و تحویل میراث فرهنگی داد تا به جای اصلی بازگردانده شود.
    وی اظهار داشت: ظاهرا این فرد در بازدید از مجموعه تاریخی تخت جمشید قطعه سنگ یاد شده را از محوطه تخت جمشید برداشته بود.
    وی اضافه کرد: هنوز از سوی مسئولان میراث فرهنگی استان و یا تخت جمشید شکایتی مبنی بر رسیدگی به این موضوع به دادستانی شیراز ارسال نشده است.
    یک مقام آگاه در فرودگاه شیراز نیز کشف این شیّ تاریخی در فرودگاه شیراز توسط پلیس فرودگاه را تایید کرد.
    کاردار سفارت کره جنوبی با ربودن این قطعه باارزش قصد خروج آن از شیراز را داشت و این در حالی است که مسئولان تخت جمشید بارها مدعی ارائه شیوه های نوین و به روز در محافظت از آثار کشور شده اند.
    گفته شده این مقام سفارتخانه که با همسر و سه فرزندش برای بازدید از تخت جمشید رفته بود، این قطعه سنگ باستانی را در کالسکه کودک خود جا داده بود که در فرودگاه مسئولان متوجه شیّ باستانی مسروقه شدند.
    سنگ مذکور یک قطعه سنگ حجاری شده با نقش موهای سر یک سرباز هخامنشی است.

 

اقتصاد در وضعیت قرمز

روزنامه اعتماد ملی صفحه 6 
نویسنده: علی مزروعی
   دفاع دولت ها از عملکردشان امری بسیار طبیعی است و اینکه دولت ها خود را موفق بدانند، امری اجتناب ناپذیر می نماید. بعید است دولتمردی اظهار کند که موفق نیست. اما آنچه که می تواند مبنای ارزیابی عملکرد دولت باشد، برنامه توسعه است که مبنای حقوقی دارد. البته در دولت نهم سند چشم انداز 20 ساله کشور را نیز در مقابل داریم که سندی بالادستی است و به تصویب مراجع عالی کشور هم رسیده است. ذیل آن، برنامه پنج ساله چهارم هم مطرح است که دولت موظف به اجرای آن بوده است. حال اگر قرار باشد عملکرد دولت ارزیابی شود باید دید چقدر از فعالیت دولت در انطباق با برنامه چشم انداز کشور بوده که اگر ارزیابی صورت بگیرد نتایج ارزیابی ها نشان می دهد که دولت در تحقق اهداف کمی برنامه چهارم ناموفق بوده است. دولت در سه سال گذشته حدود 203 میلیارد دلار در بودجه هزینه کرده در حالی که طبق قانون برنامه چهارم برای این چهار سال باید 2/64 میلیارد دلار هزینه می کرد. به این ترتیب بیش از 1/3 برابر قانون مصوب هزینه کرده و این در حالی است که از دستیابی به نرخ رشد متوسط سالانه 8 درصد، نرخ تورم متوسط سالانه 9/9 درصد و کاهش نرخ بیکاری به زیر 10 درصد ناتوان بوده است.
    بنابراین اگر عملکرد بر این مبنا ارزیابی شود، می بینیم که ناموفق بوده است. اگر عملکرد دولت را بر مبنای وعده ها و شعارهایی که در گذشته توسط رئیس جمهور زده شده ارزیابی کنیم، با توجه به اینکه تمامی وعده ها اقتصادی بوده و قرار بود طبق این وعده ها پول نفت بر سر سفره مردم بیاید و دولت نهم عدالت گستری کند، می بینیم که باز هم ناموفق بوده و شکاف طبقاتی در این شرایط افزایش پیدا کرده است. همچنین اگر بخواهیم به سند چشم انداز 20 ساله رجوع کنیم، عملکرد دولت در میان کشورهای منطقه که 24 کشور هستند مورد ارزیابی قرار می گیرد که براساس آن باید بعد از اجرای چهار برنامه این سند، به قدرت اول منطقه تبدیل شویم که اگر نتایج عملکرد دولت در این چارچوب قرار بگیرد متاسفانه باز هم دولت در دستیابی به اهداف عاجز بوده و در اکثر شاخص ها در مقایسه با کشورهای منطقه عقب رفت داشته ایم.
    در این میان اگر بخواهیم عملکرد دولت را در عرصه جهانی با شاخص های جهانی که گزارش ها را براساس آن تهیه می کنند مثل فضای کسب و کار، فساد و شفافیت اقتصادی ارزیابی کنیم، گزارش های موجود نشان می دهد که وضعیت بدتر شده است زیرا فضای کسب و کار نسبت به چهار سال پیش به شدت افت کرده و رتبه پایین آمده است. همچنین به لحاظ فساد نیز گزارش های جهانی نشان می دهد 10 رتبه افت شاخص داشته است. بنابراین چه از نظر انطباق با برنامه، چه از نظر چشم انداز 20 ساله کشور، چه از نظر وعده های داده شده و چه از نظر گزارش های جهانی اگر عملکرد دولت را مورد بررسی قرار دهیم نشان می دهد که کشور با وجود درآمدهای افسانه ای نفت که حدود 270 میلیارد دلار بوده است و بیش از یک سوم درآمدهای نفتی پس از انقلاب است، وضعیت نه تنها روند بهبودی را به خود ندیده بلکه بدتر هم شده است.
    وضعیت با این تصویری که از شرایط دیده می شود بسیار نگران کننده است. اما در این میان فرصتی را برای کشور متصور هستم که براساس آن می توان شرایط را تغییر داد و آن انتخابات آتی ریاست جمهوری است.
    اگر آحاد جامعه خواهان تغییر باشند می توانند از فرصت ایجادشده استفاده کرده و برای تغییر وضعیت قدم بردارند. اگر اکثریت مردم فردی که با نگاه اقتصادی به وضعیت موجود بنگرد و به عرصه بیاید و برنامه هایی برای بهبود فضای کسب و کار، فعالیت های اقتصادی و سیاست خارجی ارائه کند و بتواند سیاست تنش زدایی را درپیش گیرد، انتخاب کنند، شرایط می تواند تغییر کند. در این میان باید از سرمایه های بالقوه ای که در کشور وجود دارند و در شرایط بی ثبات کنونی حاضر به فعالیت نیستند و همچنین از فضا برای استفاده از سرمایه گذاری خارجی برای بهبود شرایط استفاده کرد. به نظر می رسد تنها فضایی که برای برون رفت از شرایط کنونی وجود دارد و تنها فرصتی که هست ورود فردی با نگاه تازه به عرصه است تا بتواند با باز کردن درهای اقتصاد کشور به روی بخش خصوصی و جذب سرمایه های خارجی، زمینه های بهبود شرایط را فراهم کند و کشور را از این شرایط سخت و دشوار عبور دهد.
    تحلیلگر اقتصادی و نماینده مردم اصفهان در مجلس ششم


قربان چشم های بادامچیانت

روزنامه اعتماد  صفحه 16
نویسنده: ابراهیم رها
   اسدجان نامه ات را خواندم. نوشته بودی اینکه مردم دارند این همه دست به خودسوزی می زنند به خاطر فشارهای اقتصادی زندگی نیست. نوشته بودی اینها در راستای هدف های سیاسی اصلاح طلبان است. نوشته بودی... اسد تو دیگه کی هستی، بله اخیراً و پس از روی کار آمدن دولت نهم مردم به این ادله خودسوزی می کنند: الف- خوشی زده زیر دل شان ب- خیلی سردشان است، ج-یک کمی چهارشنبه سوری را زیاد جدی گرفته اند، د- حالاخودسوزیه، چیز مهمی نیست که. اسد جان برایم در نامه بسیار زیبایت نوشته بودی و از مردم گلایه کرده بودی چرا برای کمک به دولت نهم در خانه مربا درست نمی کنند و از سوپرمارکت می خرند؟ گله کرده بودی چرا مرغ تو خانه شان نگه نمی دارند تا از تخم مرغش استفاده کنند و می دوند از بیرون می خرند و... اسد اسد، وای از اسد، وای از دل دیوونه، من به مردم پیشنهاد می دهم به جای این توقعات بیجا از دولت که تخم مرغ و مربا و... این اباطیل را ارزان کنند، از این به بعد این کارها را انجام دهند: 1- لطفاً در آپارتمان های 50 متری تان چند راس گاو نگه دارید. هم از شیرش استفاده کنید هم از گوشتش. 2- گاو نر هم اگر نگه دارید. بد نیست، زاد و ولد می کند و گوساله پدید می آید و مشکل گوشت گوساله تان هم حل می شود. 3- یک تعداد گلدان بخرید، چند تا را بگذارید در حمام، در آن شالی نشاء کنید و برنج خانواده را تامین کنید. چند تا را هم پشت پنجره قرار دهید و گندم بکارید. 4- اسد شما خوبی؟ بچه های موتلفه خوبند؟ دوستان اصولگرا خوبند؟ خوب بودن مردم که مهم نیست،
    سقای بی ریا: مشاور عزیز رئیس جمهور از اینکه اینقدر زود زود برایم نامه می نویسی متشکرم. جداً چه نثری، چه قلم شیوایی، چه طنز بی بدیلی. مرسی، مخصوصاً آنجای نامه ات خیلی تاثیرگذار بود که گفته بودی زن و شوهرهایی که می خواهند طلاق بگیرند به خاطر پرتاب ماهواره امید از این کار منصرف شده اند. سقاجان این ماهواره است یا محلل؟ باز من می گویم از اون بالاکفتر میایه بگویید نه

 

میری در گذشت

روزنامه اعتماد صفحه 16

   سید علی میری بازیگر قدیمی تئاتر و سینما در بیمارستان آبان تهران از دنیا رفت. این بازیگر به دلیل عارضه قلبی درگذشت و مراسم تشییع پیکر او ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 14 اسفند ماه از مقابل خانه سینما به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) انجام می شود. میری متولد 1318 رشت و دارای مدرک تحصیلی دیپلم بود که از کلاس های آزاد هنرپیشگی در جامعه باربد فارغ التحصیل شده بود. او فعالیت خود را در تئاتر از سال 1341 آغاز کرد و در سینما نیز از سال 1343 و در آثاری همچون «شیطان در می زند»، «دیوار شیشه یی»، «به دادم برس رفیق» و «سرنوشت سازان» و... ظاهر شد. انجمن تئاتر آزاد نیز به عنوان متولی برگزاری مراسم با انتشار نمابری درگذشت میری را تسلیت گفت و اعلام کرد: «مراسم ختم این هنرمند از ساعت 14 تا 30/15 روز جمعه 16 اسفند ماه در مسجد نور میدان فاطمی برگزار می شود.»

 

سخنی با خدا به زبان ریاضی

روزنامه کیهان  صفحه 9 

نویسنده: زینب شریفی مطلق

   خدایا! شکر که تو را حدی برایت متصور نیست. سپاس تو را که بی نهایت مهربانی و بی شمار پاک خدایا! حمد و سپاس از آن توست که محیطی بر تمام عالم و تو تکیه گاهی بر تمام موجودات. خداوندا! بنده ای هستم سراپا تقصیر که وجودم بر محور حیات در محاصره پیکانهای شیاطین است.
    خدایا! دستم را بگیر که من کسری از توام و وجودم از آن توست و همه مرا به نام تو می شناسند که من مشتقی از حد بی انتهای توام.
    پروردگارا! ببخشای مرا آن لحظه که من بر عمودی غیر از تو تکیه می کنم و همه ستون ها ناپایدارند وقتی تو نباشی. بارالها! نمی خواهم فقط محیط زندگی ام از نام و یاد تو پر شود که من طالب آنم که مساحت وجودم از تو پر شود. معبودا! تو آن قدر گویایی که من از وصف تو ناتوانم بند بند وجودم از شعاع نور توست که گرم و روشن می شود. من می خواهم به تو برسم بدون آنکه لحظه ای بیم تقسیم و تردید داشته باشم.
    الها! قلبم از فرآورده هایی انباشته شده که گاه تراکمی از نادرست هاست.
    خدایا! من چون مثلثی هستم که می خواهم زاویه کارهایم قایم به وتری باشد که نام تو بر تارک آن نقش بسته باشد.
    خدایا! می خواهم از 100 درصد زندگی تو آن را پرکنی وقتی تقسیم می کنند تو باشی وقتی جمع می شوم تو شوی و آن گاه که مرا ضرب می کنند حاصل آن تو یعنی بی نهایت باشی اما مباد آن لحظه که منهای تو باشم.
    خداوندا! آن روز را برسان که روح و جسم در تقارن هم و در موازی دستورات تو باشد.
    بارالها! در روز معاد ترازوی اعمال مرا آن سان کن که کفه خوبی هایش ولو به ذره ای سنگین تر از اعمال ناشایستم باشد.
    پروردگارا! مرا کمک کن، قلبم و جانم آن قدر وسیع شود که هکتار هکتار آن را بذر دوستی بکارم و مهربانی درو کنم.
    خداوندا! تمام اعمال نیکم را به توان (n) برسان و آنها را هدیه می کنم به مساحت 8+6 تنی که گل وجودم از آنها سرشته شده است.
    بارالها! 103*(2*62) صلوات بر 3-8 نور مقدسی که آدم به نام آنها توبه نمود.
    خدایا مرا ببخشای و در دایره زندگی مرا حیران خودت کن!

 

 

 

شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٧

 

مجتهدشبستری: به مسلمانی خود افتخار می کنم

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 15 

حاشیه نگاری یک سخنرانی در اصفهان

نویسنده: احسان عابدی

کفر چو منی گزاف و آسان نبود

محکم تر از ایمان من، ایمان نبود

    عاقبت آن روز رسید که محمد مجتهدشبستری هم شهادتین بگوید تا ثابت کند که مسلمان است. او که قریب به 50 سال ترویج اسلام کرد در 72 سالگی به نقطه ای رسید که وادار شود مسلمانی خود را فریاد بزند و همه اینها از رهگذر اتهامات برخی رسانه های دولتی به او بود، رسانه هایی چون روزنامه ایران یا خبرگزاری های فارس و ایرنا که در چند روز اخیر موج بزرگی از تبلیغات علیه او به پا کردند.
    می گویند در آستانه این دوره انتخابات ریاست جمهوری انتظار هر چیزی را می توان داشت، از کاه کوه ساخته می شود و... اما این هم انتظار نابجایی است که از دگراندیشان بخواهیم در این چند ماه روزه سکوت بگیرند که مبادا سخنان شان تحریف شود و پیش آید آنچه بر سر هاشم آقاجری در این هفته های اخیر آمد. اما اگر روایت هاشم آقاجری کهنه یا تکراری شده، بخوانید روایت مجتهدشبستری را که تازه است، داغ داغ. ماجرا از یکشنبه گذشته آغاز شد، روزی نزدیک به سالگرد درگذشت پیامبر اسلام(ص) که محمد مجتهدشبستری در میان اصفهانی ها و در پاسخ به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان از پیامبر(ص) سخن گفت و نیز از «انتظار ما از پیامبران»، غافل از آنکه اتفاقی در شرف وقوع است، یک موج، یک هجوم تبلیغاتی که ایمانش را به چالش می کشد، ایمان به خدا و پیام آوری که آخرین برگزیده اوست و این تازه ظاهر ماجرا است. هر چند که سال ها است مجتهدشبستری از منازعات مستقیم سیاسی دوری جسته اما در مملکت ما این سیاست است که دست از سر آدم ها برنمی دارد، آنچنان که سخنان و مباحث تخصصی مجتهدشبستری در گیرودار منازعات سیاسی به آفت تحریف و بزرگنمایی دچار شد. می گویند مجتهدشبستری <هتک حرمت پیامبر> کرده، به ایشان «نسبت دروغ» داده و از این دست اتهامات که حتی تصورش درباره شخصیتی چون مجتهدشبستری سرگیجه آور است، او که در همه این سال ها از ارزش های راستین اسلام دم زده، از «موحدانه زیستن» گفته است و از زندگی توام با اخلاق و معنویت.
    اما از ماجرا دور نشویم و بشنویم از اصفهان و حاشیه های آن؛ فردای سخنرانی، جمعی در مسجد دانشگاه صنعتی اصفهان بیانیه ای را در محکومیت آنچه «هتک حرمت پیامبر اسلام (ص) » می نامند، امضا می کنند و با تجمع مقابل دفتر انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان خواستار برخورد با مسوولان برگزاری این جلسه سخنرانی می شوند، امری که مسوولان دانشگاه صنعتی نیز به سادگی بر آن گردن می نهند و با پلمب دفتر انجمن اسلامی محققش می سازند. در این زمان خبرگزاری فارس هم وارد معرکه شده است و با روش های خاص بر این آتش می دمد، چنانکه با تحریک احساسات مذهبی برخی چهره های سیاسی که شاید بسیاری از آنها نه متن کامل سخنرانی مجتهدشبستری را خوانده اند و نه نوار ضبط شده آن را شنیده اند، مصاحبه هایی در محکومیت سخنان این متفکر منتشر می کند. اما قضیه وقتی پیچیده تر می شود که سیداحمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران، اعلام موضع می کند. او که احتمالاتحت تاثیر این اخبار قرار گرفته است در جریان سخنرانی خود در مصلای کرمان حرف های مجتهدشبستری را «کفریات» و «دین ستیزانه» می خواند و از سران اصلاح طلب هم می خواهد که با انتشار بیانیه ای این گفته ها را محکوم کنند.
    نکته آنکه سیداحمد خاتمی هیچ حقی نیز برای دفاع مجتهدشبستری از خود قائل نمی شود و می گوید: «سیاست برخی ها این است که حرفی را بزنند و بعد که دیدند این حرف به ضررشان تمام شده، تکذیب کنند؛ یعنی به خیالی سنگ مفت گنجشک مفت و این نامردی در عالم سیاست و فرهنگ است. پس لااقل مرد باشید؛ یا حرفی را نزنید یا اگر می زنید، تکذیب نکنید.»
    اما گذشته از این مباحث، در سخنرانی سیداحمد خاتمی به مساله ای نیز اشاره می شود که تاکنون کمتر کسی از آن سخن رانده بود؛ دو سالی می شود که محمد مجتهدشبستری لباس روحانیت را از تن درآورده و اگر چه این مساله انتقادهایی را در پی داشته، اما همه آنها درگوشی و شفاهی بوده است. حال سید احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران برای اولین بار در یک تریبون عمومی این مساله را مطرح می کند و می گوید: «این لباس [روحانیت] زیبنده کسی است که دلداده دین باشد...خودش فهمید که لیاقت عمامه روحانیت را ندارد و خودش را خلع لباس کرد.»
    در مجموع، سخنان سید احمد خاتمی با استقبال شایان توجه برخی رسانه های دولتی نظیر روزنامه ایران و خبرگزاری های فارس و ایرنا مواجه می شود. برای نمونه، شدت ذوق زدگی مسوولان ایرنا آنقدر بود که گزارش این سخنرانی را سه بار منتشر کردند (سه شنبه 6 اسفند ساعت 19/18 دقیقه و چهارشنبه 7 اسفند ساعات 26/1 و 29/9 دقیقه.)
    در این میان تنها کاری که از مجتهد شبستری برمی آید تکذیب همه اتهام ها و نسبت های ناروایی است که بر زبان و قلم هتک کنندگانش جاری می شود. برای داوری، همه را به خواندن متن کامل سخنانش دعوت می کند که خوشبختانه در دسترس است، به نحوی که با یک جست وجوی ساده در اینترنت می توان هم آن را یافت و هم فایل صوتی سخنرانی را. اما مجتهدشبستری حرف برای گفتن بسیار دارد. از سیداحمد خاتمی گلایه می کند و نیز از همه کسانی که بدون تحقیق درباره او قضاوت کرده اند. در یک گفت وگوی تلفنی با او از چند و چون ماجرا می پرسم، از اول داستان، اصلاچطور شد به اصفهان رفت و... مجتهد می گوید: «بنویس» و اینگونه روایت او آغاز می شود.
    روایت مجتهدشبستری
    «حدود سه هفته قبل بود که اعضای انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان از من دعوت کردند به مناسبت 28 صفر، سالگرد رحلت پیامبراکرم حضرت محمد (ص)، سخنرانی کنم. برنامه از طرف مقامات دانشگاه مجوز داشت و در تاریخ موعود، یعنی یکشنبه 4 اسفند ماه برگزار شد. پس از سخنرانی هم برنامه پرسش و پاسخ بود که آن هم 30 تا 40 دقیقه طول کشید. فردا صبح باخبر شدم که عده ای در اعتراض به این جلسه بیانیه ای تهیه کرده اند و در حال امضا جمع کردن هستند. حتما شنیده اید که آنها مقابل دفتر انجمن اسلامی جمع شدند و به من و اعضای انجمن اسلامی هتاکی کردند! اواخر شب، به دستور مقامات دانشگاه، دفتر انجمن اسلامی پلمب شد و دانشجویانی را هم که در آن مستقر بودند بیرون کردند. روز سه شنبه، مطلع شدم که خبرگزاری فارس نسبت هایی به من داده و خبرگزاری ایرنا هم آن ادعاها را تکرار کرده است. وقتی دیدم یک مشت سخنان صددرصد دروغ به من بسته اند، وظیفه خود دانستم اعلام کنم که اینها همه کذب محض است.» محمدمجتهدشبستری فهرستی از این تهمت ها را فراهم آورده است که با «نفی عصمت پیامبر و اهل بیت» شروع می شود و به موارد خطیر دیگری می رسد؛ همچون «راه یافتن اوهام در قرآن و پیامبر»، «نفی علم پیامبر و امامان»، «نسبت دروغپردازی به ایشان»، «وجود نقص در قرآن و اسلام» و «ارتکاب گناهان به وسیله ائمه» او می گوید: «من با صراحت اعلام می کنم که این نسبت ها کذب محض است و نوار ضبط شده سخنان من گواهی بر همه دروغ هایی است که به وسیله این رسانه ها و عوامل شان در دانشگاه صنعتی اصفهان ساخته و پرداخته شده است.»
    محمدمجتهدشبستری در عین حال احتمال خطا را نیز رد نمی کند و می گوید: «در این جلسه من از معنای دین و دینداری و تحولات آن و همین طور از معنای نبوت و علم و عصمت انبیا و حدود آنها سخن گفتم. حال ممکن است برخی حاضران کم سن و سال جلسه که از مبانی و مقدمات بحث آگاه نبوده اند، درست متوجه کلام من نشده و برداشت ناقص خود را به مقامات بالاتر انتقال داده باشند. اما گلایه من از آن مقامات بالاتر است که بدون دقت در نقل های آنها و بدون اینکه تحقیق کنند اظهارات آنها تا چه اندازه درست است، چنین موضعگیری می کنند.»
    در اینجای کلام اما روی سخن مجتهدشبستری به سید احمد خاتمی است. مجتهد می گوید: «من از ایشان که با دعوی عادل بودن به امامت جمعه می ایستند می پرسم، چگونه به استناد دروغپردازی برخی رسانه ها و بدون توجه به منطق سخنان بیان شده درباره تاریخ اعتقادات و کلام اسلامی، یک مومن را آنچنان بی پروا هتک می کنید و مخاطبان را نگران می سازید؟ من از نظر تفکر دینی ام فرد ناشناخته ای نیستم و کتاب هایم نشان می دهد که چنین نسبت هایی به من می تواند صحیح باشد یا نه. من که پیامبر اسلام(ص) را بزرگ ترین بنیانگذار موحدانه زیستن انسان معرفی کرده ام، آیا ممکن است چنین نسبت هایی به پیامبر دهم؟»
    مجتهد دوباره می گوید: «بنویس»، گواینکه این بار می خواهد سخنان خود را به پایان برساند: «آری، مسلمانی من با کسانی که از تریبون های دینی خود به بدترین هتاکی ها می پردازند و در عین حال دیگران را هتاک می دانند، متفاوت است. سال های متمادی است که از این نوع مسلمانی خودم می گویم، به آن افتخار می کنم و تلاش می کنم هر آنچه اسباب ریا و تزویر را برایم فراهم می آورد، از خودم دور سازم.»

 

کسری 7/3 میلیارد دلاری برای واردات سوخت

روزنامه کیهان  صفحه 4 

    معاون وزیر نفت خبر داد : واردات سوخت اعم از بنزین و گازوئیل تا پایان سال به مرز 7 میلیارد دلار خواهد رسید.
    اکبر ترکان معاون وزیر نفت در امور برنامه ریزی با بیان این مطلب اظهار داشت: 3/3 میلیارد دلار از این رقم، مصوبه مجلس در بودجه سال جاری را داشت و مابقی آن نیاز به مصوبه مجلس دارد.
    به گفته ترکان، سال آینده واردات بنزین و گازوئیل خواهیم داشت ولی مقدار آن نسبت به سال جاری کمتر خواهد بود. فرض ما این است که با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها 20 درصد مصرف بنزین و 4 درصد گازوئیل با قیمت های فعلی کاهش می یابد.
    وی که با خبرگزاری فارس گفت وگو می کرد، افزود: با این احتساب روزانه 5/8 میلیون لیتر از مصرف بنزین و 5/7 میلیون لیتر از مصرف گازوئیل کشور کاسته خواهد شد.
    شایان ذکر است: از ابتدای سال جاری تا پایان بهمن ماه در مجموع 52 میلیارد و 913 میلیون لیتر بنزین و گازوئیل در کشور به مصرف رسیده که سهم بنزین مصرفی از این رقم 22 میلیارد و 459 میلیون لیتر و سهم گازوئیل نیز 30 میلیارد و 454 میلیون لیتر بوده است.
    متوسط واردات روزانه بنزین و گازوئیل کشور از ابتدای سال به ترتیب 4/21 و 2/10 میلیون لیتر بوده که بر این اساس تاکنون بیش از 7 میلیارد و 190 میلیون لیتر بنزین و 3 میلیارد و 427 میلیون لیتر گازوئیل مورد نیاز کشور از خارج تامین شده است.
    این گزار ش حاکی است: متوسط تولید روزانه بنزین و گازوئیل پالایشگاه های کشور در سال جاری نیز به ترتیب 5/45 و 5/85 میلیون لیتر بوده است.

 

سخنگوی وزارت خارجه خبر داد: هالیوود در تدارک ساخت 30 فیلم ضد ایرانی

روزنامه رسالت صفحه24

  حسن قشقاوی اعلام کرد که هالیوود، ساخت بیش از 30 فیلم در ضدیت با هویت دینی و هویت باستانی ایران را در دستور کار دارد.به گزارش ایسکانیوز، سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: در تداوم دشمنی های سینمای هالیوود با جمهوری اسلامی ایران ، ساخت فیلم هایی که نه تنها هویت دینی بلکه هویت باستانی و ارزش ها و اخلاقیات ایرانیان را هدف قراردهد ، در دستور کار سینمای آمریکا قرار دارد.وی خبر داد: هالیوود ساخت 30 فیلم ضد ایرانی را در دستور کار دارد.حسن قشقاوی گفت: موضع آن ها ضدیت با هویت باستانی و اسلامی ایران است. قشقاوی، حوزه هنر را حوزه ای ارزشمند خواند که به گفته وی، نباید آلوده شود اما در پشت پرده بسیاری از فیلم های آمریکایی که با ظاهر هنری ساخته می شوند، اهداف و اغراض مشخص سیاسی وجود دارد.

 

دیابتی ها تاتو کنید

روزنامه اعتماد صفحه 10 

نویسنده: علیرضا مجیدی
    احتمال اینکه دیابتی ها در آینده نزدیک به تاتو کردن روی بیاورند، کم نیست: البته صرفاً به دلایل پزشکی، «هیتر کلارک» و همکارانش در آزمایشگاه «دراپر» در ماساچوست جوهر تاتویی ساخته اند که با تغییر میزان گلوکز در پوست رنگش تغییر می کند. بیماران دیابتی اصلاً لازم نیست تاتوی بزرگی روی بدن شان حک کنند. تاتویی به اندازه چند میلیمتر هم برای این کار کفایت می کند. گروه تحقیقاتی در ابتدا اصلاً قصد نداشت جوهری برای شناسایی سطح گلوکز درست کند. هدف اولیه آنها این بود که جوهری بسازند که به سطح سدیم خون حساس باشد تا از این طریق سلامت قلب را پایش کنند، در مورد الکترولیت های بدن تحقیق کنند یا از دریافت کافی آب و الکترولیت توسط ورزشکاران مطمئن شوند. در حقیقت پایش میزان یک یون بسیار ساده تر از پایش مولکولی است که 24 اتم دارد. اما «کلارک» بعد از صحبت با یکی از همکارانش متقاعد شد تلاشش را برای ساختن جوهری که به میزان گلوکز حساس باشد، انجام دهد. جوهری که آنها ساخته اند به صورت ذراتی در ابعاد نانو است. این ذرات به شکل هرم های پیچ و تاب داری به اندازه 120 نانومتر هستند. هر هرم سه قسمت دارد: قسمت شناساگر گلوکز، جوهری که تغییر رنگ می دهد و مولکول دیگری که مقلد گلوکز است. رنگ این جوهر بر حسب میزان گلوکز پوست تغییر می کند. هنگامی که گلوکز زیاد باشد، جوهر زرد می شود، در غلظت کم گلوکز نارنجی می شود و در غلظت طبیعی گلوکز به رنگ پرتقالی درمی آید. البته این روش یک عیب دارد: تاتو به سطح گلوکز پوست حساس است و نه سطح گلوکز خون و از آنجا که 20 دقیقه طول می کشد سطح گلوکز خون میزان گلوکز پوست را تحت تاثیر قرار دهد، این روش برای آگاهی از قند خون در لحظه، مناسب نیست. با این همه این نوع تاتوی خاص می تواند دیابتی ها را از نرمال بودن قند خون شان در یک بازه زمانی طولانی تر آگاه کند و نیاز به گرفتن نمونه های خون را کاهش دهد.

 

 

 

یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧

مردم احمدی نژاد را دوست دارند ما به چه دل خوشیم؟!

روزنامه کیهان صفحه 2 

   بیگانگی اصلاح طلبان از مردم و باورها و واقعیت های زندگی آنها باعث نگرانی در میان این طیف شده است.
    در این زمینه سایت اصلاحات طی مقاله ای به قلم یکی از اصلاح طلبانی که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته به مصطفی معین (نامزد مشارکت) رای داده می نویسد: تلاش ما (اصلاح طلبان) این است که بگوییم با دیگران فرق داریم و متفاوتیم. ما به رسم دموکراسی که خودمان باور نداریم- چون در زندگی شخصی مان هم رعایتش نمی کنیم- باید مدام تاکید کنیم که خاتمی می آید و اصلاباید بیاید و اگر نتوانسته در آن 8سال کاری بکند حالاما به او می گوییم چه بکند. تلاش می کنیم دیگران را هم متقاعد بکنیم به او رای بدهند چون خوش تیپ است و آبروی جهانی برایمان می خرد. برای بعضی از ما که نمی خواهیم بپذیریم اکثریت جامعه با حجاب و مذهب هیچ مشکلی ندارند، این همه تبلیغ و امیدواری برای حضور دوباره چه معنایی دارد؟

    وی تاکید می کند: احمدی نژاد با رای همین مردمی بالاآمد که منتظر چنین حرف هایی خطاب به خودشان بودند. هنوز هم تقریبا محبوب است؛ هم در ایران و هم در بخش هایی از جهان. چون در ایران زبان همان مردمی را که ما سعی می کنیم بگوییم با آنها «متفاوتیم» درست بلد است. بیرون از ایران هم به خاطر «تودهنی هایی» که قرار است بزند یا زده به کسانی که بقیه کشورها جرئتش را نداشته اند، شهرت دارد؛ او خارج از ایران هم به فکر و نگاه مردم طبقه متوسط نزدیک شده است. ولی ما می خواهیم جامعه را تغییر دهیم بدون اینکه سهمی برای تفکر و نگاه مردم قائل باشیم و با نادیده گرفتن بخش زیادی از افراد همین جامعه که درد و حرف و صدایشان را نمی شناسیم، فکر می کنیم در این فضایی که شاید فقط برای خودمان زیادی جذاب و مفید است، می نویسیم و تبلیغ می کنیم.

   ما برای خودمان نوشابه باز می کنیم. 4 سال پیش اصلاحات شکست خورد شاید به این دلیل که حاضر نبود حرف های یک شاگرد تعویض روغنی، خواسته های کارگر معدن در ده کوره های اطراف جنوب یا صدای راننده ای مسافرکش بعد از کار اداره را گوش کند. ما فقط صدای خودمان را می شنیدیم. حالانگرانم. آن قدر این فاصله و تاکیدها بر «تفاوت ما با دیگران» زیاد شده که پرکردنش کار سه چهار ماه آینده نیست.

کرسی احمدی نژاد در دانشگاه سرسید پاکستان افتتاح شد

روزنامه رسالت صفحه 24 

   به گزارش اداره کل روابط عمومی و اطلاع رسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، این کرسی دانشگاهی با حضور ظل احمد نظامی رئیس دانشگاه سرسید، مسعود محمد زمانی سرکنسول ایران درکراچی، سید حسین تقی زاده مسئول خانه فرهنگ ایران در کراچی، پروفسورمهندس محمد حسین استاد دانشگاه سرسید و پروفسوردکترعفان سلجوق مسئول مرکز ایران شناسی در دانشگاه سرسید افتتاح شد.در این مراسم پروفسوردکترعفان سلجوق گفت: روابط عمیق ودوستانه میان کشورهای همسایه ودوست پاکستان وایران برکسی مخفی نمی باشد. ایران اولین کشوری بود که پیش ازهمه کشورهای جهان پاکستان را به رسمیت شناخت. علاوه براین ایران تنها کشوری است که باآن پاکستان اولین بارپیمان فرهنگی بست. چهره های ماندگارایرانی ازآغازطلوع اسلام درسرزمین ایران تا امروز با خدماتی که در زمینه علوم وفرهنگ اسلامی انجام داده اند، درپیشرفت علوم اجتماعی، فلسفه، منطق، عرفان ورشته های دیگر نقش برجسته ای را ایفاء نمودند.پروفسورمهندس سیدمحمدحسین، استاد ونماینده دانشگاه سرسید نیز در رابطه با راه اندازی کرسی احمدی نژاد، گفت: هدف این کرسی تدریس رشته مهندسی به دانشجویان محلی می باشد.

صدقه راه به توسعه نمی برد

روزنامه اعتماد ملی صفحه 1 

    مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر بخش اعظم دوره 10 ساله اول جمهوری اسلامی ایران نیز در این زمینه در نشستی با حضور جمعی از دست اندرکاران مطبوعاتی از رویکرد مقامات دولت نهم به شدت انتقاد کرده و چنین رفتاری را موجب آشفتگی و ناامیدی ارزیابی کرده است. وی از شیوه دولت نهمی ها در کنترل تورم از طریق واردات نیز انتقاد کرد و خصوصی سازی شرکت های دولتی در دوره دولت نهم را اختصاصی سازی خواند.

    تلقی میرحسین موسوی در حال حاضر از جهان تک قطبی چیست و ما چه موضعی دربرابر آن باید داشته باشیم؟ وی در این خصوص می گوید: اصطلاح جهان تک قطبی بعد از فروپاشی امپراتوری شوروی رایج شد. پایان جنگ سرد، فروپاشی دیوار برلین خوشبینی مفرطی در میان بعضی از نظریه پردازان سیاسی آمریکا به وجود آورد.
    البته این امر را می توان ناشی از قدرت ملی آمریکا از یک سو و نبود رقیبی برای او در سطح جهان دانست. به دنبال این مساله ما شاهد افزایش مداخلات سیاسی و استراتژیک آمریکا در همه حوزه های ژئوپلیتیکی جهان شدیم.

    جهانی شدن و تبعات گسترده آن به یک بحث کلیدی در چند سال اخیر تبدیل شده است اما میرحسین موسوی نیز در این زمینه دیدگاهی خاص دارد و درباره اینکه چه رویکردی را باید در پیش گرفت تا بیشترین بهره را از جهانی شدن به دست آوریم و کمترین آسیب به ما وارد شود، اظهار داشت: امروز در سطح جهان مبارزات ایدئولوژیک و سیاسی زیادی بر سر مفهوم و آینده جهانی شدن وجود دارد. دلیل عمده این بحث ها نقش کانونی آمریکا در اقتصاد سیاسی بین المللی است. به همین بحران اخیر اقتصادی آمریکا نگاه کنید خواهید دید چقدر با سرعت اثر خود را بر همه جهان ازجمله کشورمان گذاشته است. جهان هنوز تظاهرات خشونت آمیز ده ها هزار نفر در سال 1999 را در سیاتل آمریکا که به جلسه وزرای سازمان جهانی تجارت اعتراض می کردند از یاد نبرده است. به نظر بنده ضمن آنکه جهانی شدن یک فرآیند اجتناب ناپذیر است ولی با تمهیدات کشورهای در حال توسعه می توان جلوی پروژه هژمونیک جهانی شدن لیبرال را گرفت. باید ما متوجه مخاطره آمریکایی شدن به جای جهانی شدن باشیم. ایران بعد از انقلاب فرصتی به دست آورده که نقش مهم و تعیین کننده تاریخی خود را در منطقه و جهان به دست آورد. هر سیاستی که در جهت این مهم باشد به نظر بنده درست و هر سیاستی که پیشرفت کشور را محدود یا مشروط کند برخلاف مصالح و منافع ملی ما است.

   میرحسین موسوی در پاسخ به این سوال که چه اشکالی دارد بر فرض آنکه قصد ورود سازمان تجارت جهانی را داشته باشیم اما از سیاست های حمایتی روشنی در قبال صنایع و اقتصاد خود تبعیت کنیم، گفته است:
    جهانی شدن اگر به صورت فرآیند اجتناب ناپذیر تلقی شود فرصت ها و تهدیدهایی را برای ما به همراه دارد. تهدید اصلی برای ما نابودی زیرآوار پروژه ها است و نه فرآیند جهانی شدن. ما ضمن افزودن به شتاب رشد خود در چارچوب استلزامات لایه های هویتی که اشاره کردم باید از فرصت های جهانی شدن استفاده کنیم.
    در ضمن به یاد داشته باشیم که علی رغم تصمیم ما برای ورود به سازمان تجارت جهانی با مخالفت آمریکا متوقف شده ایم. متاسفانه به دلیل انفعالی که داشته ایم در دهه گذشته ضمن آنکه همه امتیازات ممکن را برای ورود به این سازمان داده ایم بدون آنکه از امتیازات ورود به سازمان تجارت جهانی  WTO استفاده کنیم از امتیازات بیرون ماندن از این سازمان که علی رغم میل ما بوده است صرف نظر کرده ایم.

 

امیدی تازه برای تقویت حافظه در مبتلایان به آلزایمر

روزنامه جام جم  صفحه 5

   دانشمندان موفق شدند با کمک یک تزریق، حافظه حیوانات آزمایشگاهی مبتلابه آلزایمر را تقویت کرده و توان ذهنی آنها را بهبود بخشند.
    به گزارش ایسنا، این پژوهشگران خاطرنشان کردند: پروتئینی که از رشد و حفظ سلول های مغزی حمایت و پشتیبانی می کند، می تواند حافظه و توان یادگیری را در مبتلایان به آلزایمر تقویت کند.
    این محققان فاکتور نوروتروپیک موسوم به هیپوکامپ را از مغز گرفته و سپس آن را به منطقه خاصی از کورتکس مغز تزریق کردند. این تزریق به بخش هایی از مغز صورت گرفت که حافظه در آنجا شکل گرفته و تثبیت می شود و در عین حال، اولین علائم آلزایمر نیز از این نقاط بروز می کند.

 

حضور حاتمی کیا در کلاه قرمزی

روزنامه اعتماد  صفحه 16 

   سومین مجموعه برنامه «کلاه قرمزی» نوروز 88 روی آنتن می رود. عروسک کلاه قرمزی در قالب سریالی طنز و به همراه «باران کوثری» و چهره های سرشناس تلویزیون و سینما به تلویزیون برمی گردد. این مجموعه با نام موقت «کلاه قرمزی سه» به تهیه کنندگی «حمید مدرسی» و کارگردانی ایرج طهماسب در حال ساخت است. این سریال که در 15 قسمت 30 دقیقه یی ساخته خواهد شد، روز چهارشنبه 16 بهمن ماه در لوکیشنی در تهران آغاز شد و تصویربرداری آن همچنان ادامه دارد. به گزارش فارس مجموعه کلاه قرمزی سه برای پخش از شبکه دو سیما ساخته می شود و افراد سرشناسی در حوزه سینما و تلویزیون مانند آتیلاپسیانی، علیرضا خمسه، باران کوثری، امین حیایی و فلامک جنیدی تا به حال در آن حضور داشته اند، ضمن اینکه ابراهیم حاتمی کیا نیز جزء مهمانان ویژه این سریال است که کلاه قرمزی در قالب محتوایی شاد برای عیددیدنی به همراه باران کوثری به خانه آنها می رود و... داستان های این مجموعه را ایرج طهماسب و حمید جبلی نوشته اند و عروسک های جدیدی نیز در این سریال کلاه قرمزی و پسرخاله را همراهی خواهند کرد.

 

 

 

شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧

 

احتمال بیکاری گسترده در سال آینده

 روزنامه اعتماد  صفحه 4 

   در نوزدهمین نشست هیات نمایندگان اتاق ایران، رئیس اتاق ایران ضمن هشدار نسبت به بروز بیکاری گسترده در سال آینده درباره نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری کشور اظهار کرد: در انتخابات ریاست جمهوری دهم، زنده باد و مرده باد سیاسی برای هیچ نامزدی نخواهیم داشت و صرفاً برنامه های اقتصادی آنها برای ما مهم است.

   نهاوندیان با اشاره به تامین 85 هزار میلیارد ریال از درآمدهای دولت در سال آینده از محل هدفمند کردن یارانه ها، یادآور شد: تولید کشور باید این رقم را درآورده و بپردازد و در بودجه 1388 کشور، نه تنها توانمند شدن بخش خصوصی در نظر گرفته نشده است، بلکه در منابع بودجه، ارقامی وجود دارد که بخش خصوصی باید بپردازد. او با اشاره به بحران جهانی اقتصاد و فشار بر واحدهای تولیدی کشور، تصریح کرد: توقع دیگر از بودجه سال 88 این بود که آثار مقابله با بحران اقتصادی جهان در نظر گرفته شود، اما آنچه وجود دارد افزایش فشار مالیاتی به واحدهای تولیدی است. نهاوندیان با اشاره به فشار جدی به واحدهای تولیدی با افزایش قیمت سوخت، افزایش مالیات و بی توجهی درباره مالیات بر ارزش افزوده، خاطرنشان کرد: این فشارها ممکن است به بیکاری گسترده در کشور منجر شود و واحدها ناچار هستند فعالیت خود را کند یا متوقف کنند.

 

پروژه مظلوم نمایی کلید نخورده لو رفت

روزنامه کیهان  صفحه 2

   درست به فاصله 2 روز از هشدار کیهان دراین باره که پروژه دروغ سازی و مظلوم نمایی در دستور کار حامیان محمد خاتمی قرار گرفته است، پایگاه اینترنتی خاتمی نیوز به ناشیانه ترین شکل ممکن این پروژه را کلید زد.
    این پایگاه اینترنتی در تاریخ اول اسفند با انتشار خبری مدعی شد «بعد از چند روز از سرمقاله تهدیدآمیز کیهان» دبیر حزب مردمسالاری کرمانشاه ترور شده است. این سایت اینترنتی که در مدت کوتاه فعالیت خود تقریباً هر روز از یک یا چند خبر ساختگی استفاده کرده است، نوشت که در حمله دو موتورسوار نارنجک به دست اتومبیل شخصی این فرد به «تلی از خاکستر» بدل شده اما به خود وی آسیبی نرسیده است!
    خاتمی نیوز در انتهای خبر جعلی خود از تهدید تلفنی دیگر اصلاح طلبان شهر کرمانشاه نیز خبر داده است! و ظاهراً از بس برای جعل خبر دستپاچه بوده فراموش کرده است که اگر تهدیدکننده از داخل کشور تلفن کرده باشد به آسانی با درخواست یک پرینت قابل شناسایی است و اگر از خارج کشور باشد که معلوم است کار ضدانقلاب است و مخصوصاً با توجه به رابطه نزدیک برخی از اصلاح طلبان فراری با خاتمی نیوز انتهای قضیه به سادگی قابل کشف است!

  خدا بر درجات امام راحل(ره) بیفزاید که می فرمود ما با گروههایی طرف هستیم که با آتش سیگار بدن خود را می سوزانند تا دست به مظلوم نمایی زده وعلیه اسلام و انقلاب تبلیغ سوء کنند.

 

بازگشت دکتر سروش به ایران

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 16 

    شنیدیم که دکتر عبدالکریم سروش روشنفکر دینی که چند سالی است برای تدریس و تحقیق در خارج از کشور به سر می برد، شب گذشته به ایران بازگشته است؛ وی سال 84 از سوی مجله تایم جزو 100 شخصیت موثر جهانی معرفی شد.

 

نگاهی به چهار اثر سینمایی جشنواره فجر

روزنامه رسالت صفحه 17 

نویسنده: کامل نوروزی - عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران

راز مهتاب  در بخش آثار بلند ویدیویی، فیلم راز مهتاب، با کارگردانی سعید ابراهیمی فر در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش درآمداین فیلم که به سفارش شبکه یک سیما تولید شده، نگاهی گذرا و سطحی به آثار باستانی ایران و جذب توریست دارد و کارگردان کوشیده است تا زیرکانه و هوشمندانه، به نشانه های موجود در روستاهای کویری که از زیبایی های خاصی برخوردارند، اشاره نماید و در قالب فیلمنامه رضا مقصودی آن را به تصویر درآورد. نام سعید ابراهیمی فر به خاطر ساخت فیلم ارزشمندش به نام «نار و نی» در اذهان مخاطبان باقی است و هرگز انتظار ساخت چنین فیلمی از این کارگردان نام آور را نداشتند، فیلمی به شدت شتابزده و غیر قابل باور.

   فیلم در عین احیای ارزش های موجود در روستاهای کویری، هشداری اساسی به مسئولان میراث فرهنگی نیز می دهد تا آنان با برنامه ریزی های دقیق و کارآفرینی در روستاها، از مهاجرت روستاییان به شهر ممانعت نموده و با در اختیار گذاردن امکانات مالی، جوانان روستا را به تولیدات صنایع دستی، ترغیب نمایند.
    فیلم راز مهتاب هیچ ویژگی دیگری ندارد و نمی توان آن را در زمره فیلم های خوب جشنواره به حساب آورد، حتی بازی های بابک حمیدیان و الهام حمیدی نیز چشمگیر و درخشان نیست.

پستچی سه بار در نمی زند حسن فتحی در ساخت مجموعه های تلویزیونی موفق تر بوده و گام نهادن در عرصه فیلمسازی، از نوع سینمایی، ارج و اعتبار او را نزول داده است، بویژه دومین فیلم سینمایی اش با عنوان پستچی سه بار در نمی زند، در کاهش اعتبار هنری اش، نقشی اساسی داشته و سطحی نگری و فوران افکار گذشته اش، کیفیت آخرین اثرش را در حد غیر قابل وصفی، به بهانه توجه به مخاطبان عام سینمایی، پایین آورده و در قالب حرکاتی کودکانه و بعضا بی منطق، به شعور دریافتگران فیلم های سینمایی، توهینی آشکار نموده است.
    فیلم سه برش از مقطع تاریخی را نشان می دهد و به گونه ای دو مقطع گذشته را به حال پیوند داده و بدون هیچ تجزیه و تحلیلی، زمان حال را رها می کند، کارگردان به سه هیولای تاریخی اشاره می کند و همه رویدادها و رخدادهای جامعه را ناشی از عملکرد این سه هیولامی داند؛ هیولای اول یکی از شاهزاده های قجری است که با تمسک به مال و منال و ثروت بیت المال به عیش و نوش می پر دازد و قصد دارد برای ادامه حیات بزمی، به فرنگ عزیمت نماید. هیولای دوم یکی از نوچه های شعبان بی مخ در عصر پهلوی است که او نیز با غارت و چپاول اموال مردم، با زنی بدکاره به عیش و نوش مشغول است. هیولای سوم، شیطان بچه ای است که به نوعی می توان او را پیوند دهنده سه جریان تاریخی دانست و از منظری دیگر می توان او را راوی ای دانست که زمان حال را نیز روایت می کند،

 واقعیت این است که کارگردان این فیلم باید در اکران عمومی، به تغییری اساسی و اصولی، به لحاظ تفهیم، دست بزند و از انتقال معانی غلطی که در متن اثر در رابطه با رویدادهای عظیم عصر حاضر، نهفته است، امساک ورزد. عدم موشکافی زمان انقلاب و رهایی آن در فصل پایانی، دیدگاه های منفی را افزایش می دهد و حضور زن در انقلاب را همسو با افکار دو هیولای گذشته (زمان قجر و پهلوی) تجلی می سازد.

 حضور علی نصیریان و رویا تیموریان در اپیزود عصر قجری، درخشان ترین اپیزود فیلم است که همراه با بازی درخشان و استادانه این دو بازیگر توام است و صد چندان بر جذابیت فیلم می افزاید.
    امیر جعفری و پانته آ بهرام نیز در اپیزود عصر پهلوی، بازی های نفس گیری را از خود بروز می دهند و توانمندی های درونی خود را به نحو مطلوبی، جلوه گر می سازند.
    محمدرضا فروتن و باران کوثری نیز از تمام توانایی های خود بهره می گیرند تا بازی های باور پذیری را ارائه دهند

 کودک و فرشته     کودک و فرشته تنها فیلم قابل تامل در ژانر دفاع مقدس است که با کارگردانی مسعود نقاش زاده، در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، حضوری درخشان داشته و کوشیده رویدادهای جنگ را با واقعیت های رخ داده، تطبیق دهد.
    کارگردان فیلم کودک و فرشته پیش از این، در ساخت فیلم های مستند حضوری مداوم و فعال داشته و با دستیاری کارگردان های صاحب نامی همچون محمدرضا هنرمند، بر تجربیات خویش افزوده است. ماجرای فیلم از همان روزهای آغازین جنگ آغاز می شود؛

    مسعود نقاش زاده به سمت و سوی شعارهای توخالی و قهرمان پروری نمی رود و جنگ را از دریچه نگاه کودکی بازگو می کند و به شیوه ای ماهرانه و هنرمندانه رویدادهای آغازین جنگ را به تصویر می کشد. دلهره و اضطراب برخی از انسان هایی که در آغاز جنگ، قصد فرار از منطقه را داشتند، همراه با ایستادگی و مقاومت جوانان منطقه در برابر بعثیون خونخوار، چنان استادانه بیان می شود که دریافتگران را مات و متحیر می سازد.

 ساخت و تولید چنین فیلم هایی جسارت و شهامت مضاعفی را می طلبد و پردازش به چنین مقوله ای به تحقیق و پژوهشی عمیق نیازمند است، و مسعود نقاش زاده به همراه محمدرضا گوهری که این فیلمنامه را مشترکا به نگارش درآورده اند، اطلاعات کافی و لازم بر مبنای پژوهش هایی که انجام داده اند، به دریافتگران فیلم، ارائه می دهند.
    فیلم را می توان در ژانر کودک تصور کرد، اما رویدادها و وقایع به قدری عظیم و بزرگ است که اختصاص آن به ژانر کودک، از عظمت و بزرگی فیلم می کاهد.

    موسیقی زیبای کارن همایونفر، چنان همسو با ماجرای فیلم است که بخش عمده ای از جذابیت های تصویری و زشتی ها و تلخی های جنگ، باورپذیر تجلی می یابد و جلوه های ویژه جواد شریفی راد بر جذابیت های آن می افزاید، صدابرداری عباس رستگارپور، همراه با صداگذاری محسن روشن نیز از ویژگی های دیگر فیلم است که می توان گفت کاملاماهرانه صورت پذیرفته و رخدادهای فیلم را واقعی جلوه داده است. علاوه بر بازی زیبا و باور کردنی دو کودک، می توان به بازی های هنرمندانه و ماهرانه افشین هاشمی و شبنم مقدمی و قاسم زارع نیز اشاره کرد که در پلان سکانس هایی که حضور دارند، نقشی ماندگار را در اذهان دریافتگران بر جای می گذارند.
    نادر معصومی با مهارت کامل، تصویربرداری را انجام داده و همسو و همگام با کارگردان و متن فیلمنامه، رخدادهای جنگ را با قاب بندی های باور کردنی به تصویر کشیده و هرگز به سمت و سوی تصویرهای کلیشه ای، رهسپار نشده است.

پنالتی     انسیه شاه حسینی تاکنون نتوانسته آن گونه که باید همچون سایر فیلمسازان زن به درخششی چشمگیر دست یابد. او که با خبرنگاری و عکاسی پا به عرصه فیلمسازی نهاده، پیش از این آثاری همچون شب بخیر فرمانده، و غروب شد بیا، را در کارنامه هنری اش به ثبت رسانده و در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، با فیلم پنالتی حضور یافت. آثار تولیدی او در زمره آثار متوسط سینمای ایران به شمار می روند.
    موضوع فیلم پنالتی نیز علی رغم اینکه در خوزستان رخ می دهد، به مقوله ای جوان پسند می پردازد، اما ضعف در پرداخت فیلمنامه و تدوین نامناسبی که در فیلم مشهود است، همراه با بازی های نه چندان دلچسب، فیلم را در رده فیلم های متوسط جای می دهد. پنالتی از پراکندگی موضوعی رنج می برد.

   فیلم را در رده فیلم های متوسط جای می دهد. پنالتی از پراکندگی موضوعی رنج می برد. در فرازهایی گاه به آوارگی بازماندگان جنگ اشاره می کند و گاه نیز به رگه ها و آثار به جا مانده از دوران دفاع مقدس می پردازد و در مواردی نیز فقر و فلاکت حاکم بر زندگی بازماندگان جنگ را به تصویر می کشد و در نهایت غیرت و مردانگی و تواضع و فروتنی جانبازان را به طریقی شعارگونه مطرح می سازد.

   فوندانسیون فیلمنامه از چفت و بست محکمی برخوردار نیست اگرچه می کوشد به ارزش های نهفته در وجود جانبازان، اشاره های دقیقی بنماید و بی توجهی برخی از مسئولان نظام را، آگراندیسمان سازد، اما هدایت آن به مسابقه فوتبال و مقیاس میدان جنگ با میدان فوتبال به طنز شباهت می یابد.

    شاید انسیه شاه حسینی قصد داشته با مقایسه دو میدان فوتبال و جنگ هشداری به برخی از مسئولان نظام دهد که قهرمانان فوتبال در دنیای مادی از رفاه مطلوبی برخوردارند، اما قهرمانان میدان جنگ و بازماندگان دفاع مقدس، نه تنها از رفاه مادی محرومند، بلکه به لحاظ معنوی نیز در حاشیه قرار دارند. فیلمنامه نویس پنالتی، مقایسه خوبی را انجام می دهد، اما در قالب دیالوگ و فضا سازی های فیلم به نتیجه نهایی که عصاره اثر در آن نهفته است، دست نمی یابد. مسابقه فوتبال بر پیکره فیلم اشراف می یابد و سر و صداها و شلوغی های نه چندان مطلوب فیلم، و بازی فوتبال، موضوع ایثار و از خود گذشتگی های رزمندگان را به حاشیه می راند. تعمق و تفکری عمیق در متن فیلمنامه وجود دارد که در ساختار فعلی، به عین در نمی آید و اگر کارگردان ضمن مشاوره با چند کارشناس سینمایی و کارشناس فوتبال، در فرصتی مناسب سمت و سوی فیلمنامه را به عمق اثر معطوف می ساخت به حرکاتی که گاهی به هزل و هجو، سوق می یابد، گرایش نمی یافت