دوشنبه ٤ خرداد ۱۳۸۸

 

جواب خاتمی به سیاه نمایی علیه احمدی نژاد

روزنامه کیهان  صفحه 2 

  رئیس دولت سابق این ادعا را که «اروپایی ها بر سر پرونده هسته ای دنبال مذاکره با ایران بودند اما صحبت ها و مواضع احمدی نژاد مانع از آن شد» رد کرد.
    سیدمحمد خاتمی در گفت وگو با نیوزویک در واکنش به ادعای مذکور گفت: نه!نه! آنها اگر می خواستند مذاکره انجام دهند، در زمان من بعد از اینکه به حل حقوقی نزدیک شدیم و به فرمولهای مناسب رسیدیم، این کار را انجام می دادند. اما آنها تعلل کردند و آمریکا میدان دار شد، این بدبینی هم در ایران تقویت شد. البته ممکن است بعضی حرفها و شعارها بهانه ای برای این کار بوده است، ولی چه در زمان بوش و چه غیر از آن، حرفهای خیلی تندتر و بدتر از طرف های دیگر به ما زده شده است.
    وی همچنین اظهار داشت: اروپا یک بسته داد، ما هم یک بسته دادیم و من به اروپایی ها گفتم، «تعلل نکنید و رودربایستی و فشار آمریکا باعث نشود که به نتیجه نرسیم که اگر تعلل کنید، این بدبینی ایجاد می شود که بنای اروپایی ها بر حل مشکل نیست و تصمیمشان خرید زمان و محروم کردن ایران از حق خودش است و مطمئن باشید که در این صورت مقاومت در برابر سیاستهای شما و تغییر مسیر سیاستها در ایران خواهد بود». اما اروپا ضعف نشان داد، فشار آمریکا هم زیاد بود و در یک کار بسیار غلط، پرونده ایران را به شورای امنیت بردند و تصور کردند که با فشار می توان ایران را قانع کرد، در حالی که ایران همیشه نشان داده در مقابل تهدید عکس العمل شدیدتری از خود نشان می دهد.
    موضع اخیر خاتمی از آن جهت جالب توجه است که برخی مدعیان اصلاح طلبی و نامزدهای آنها با کتمان زورگویی ها و فریب کاری ها و نقض تعهدات از سوی طرف غربی، در پرونده هسته ای، سعی می کنند دولت و رئیس جمهور را به خاطر مقاومت در برابر چرخه فریب و حق کشی و زورگویی مقصر جلوه دهند و به خاطر رقابت های سیاسی انتخاباتی، منافع ملی را قربانی کنند و موضع عزتمندانه دولت و رئیس جمهور را تندروی جلوه دهند.

 

واکنش داماد احمدی نژاد به بازتاب رسانه ای انتقادات پدرش از دولت

 روزنامه آفتاب یزد  صفحه 1 

   مهدی خورشیدی تنها داماد محمود احمدی نژاد با بیان اینکه نقاط قوت و ضعف اعضای دولت نباید باعث اعمال کدورت های شخصی با دولت کریمه شود، گفت: اینکه برخی ها بخواهند از شکاف های کاذب به وجود آمده در مجموعه نزدیکان دولت استفاده ابزاری کنند، کاری غرض ورزانه است. مهدی خورشیدی داماد محمود احمدی نژاد در گفتگو با فارس، برخی جوسازی های سیاسی مطرح شده از سوی مخالفان دولت و حتی برخی از نزدیکان سببی و نسبی اعضای دولت را کاملاغیرکارشناسی و غیرعقلانی دانست و گفت: طرح مسئله ای با عنوان به کارگیری افراد نالایق و بی کفایت در دولت احمدی نژاد بحث جدیدی نبوده بلکه از ابتدای روی کار آمدن دولت نهم جهت تخریب و فضاسازی مطرح شده و جنبه دیگری هم ندارد. وی افزود: ما موظف هستیم به تکلیف خودمان در شرایط کنونی که کاملاواضح و مشخص است، عمل کنیم و بسیار واضح است که حق با چه کسی است. وی ادامه داد: کلیه افراد به کارگیری شده در مجموعه دولت، دارای نقاط قوت و ضعف هستند اما این نباید باعث یکسری اعمال کدورت های شخصی با دولت کریمه شود. داماد رئیس جمهور خاطرنشان کرد: چنانچه فردی، از نزدیکان به رئیس جمهور هم انتقادی دارد نباید آن را به کل دولت تعمیم دهد و این مسئله کاملاشخصی است و جنبه عمومی و سیاسی ندارد.

 

تفریح یا ترس

دلایلی برای رونق نیافتن سینمای وحشت در ایران

روزنامه جام جم  صفحه 9 

نویسنده: بیتا موسوی

  اکران فیلم «حریم» در سینماها بار دیگر نظر سینماگران و کارشناسان را به این نکته جلب کرد که چرا فیلمسازان ایرانی کمتر به سراغ ژانر وحشت می روند؛ ژانری که در تمام دنیا علاقه مندان زیادی دارد و شرکت های سینمایی و تهیه کنندگان همیشه تلاش کرده اند با ایجاد هیجان در مردم به وسیله ترساندن آنها، سینماها را رونق بخشند و مشتریان پر و پا قرصی برای خود تدارک ببینند. اما سینمای ایران همواره این هیجان را نادیده گرفته و فیلمسازان کمتر تمایل نشان داده اند که با استفاده از سینمای وحشت و ایجاد هیجان در بیننده نشان دهند که سینمای وحشت هم می تواند مفرح و سرگرم کننده باشد.
    آنچه می خوانید گزارشی است از دلایل بی تمایلی کارگردانان ایرانی در زمینه ساخت فیلم های ترسناک در ایران.
    گونه وحشت در سینمای ایران سابقه روشن و قابل توجهی ندارد. این کاستی هرچند در سینمای قبل از انقلاب که تابع جریانی سهل الوصول بود قابل توجیه است؛ اما در سینمای پس از انقلاب توجیه منطقی ندارد. در واقع این ژانر بالقوه جذاب که در سینمای کشورهای مختلف جواب خود را گرفته، در گذر این 30 سال نتوانسته روندی پویا و رو به رشد را در کشورمان طی کند.
    صرف نظر از ساموئل خاچیکیان که به این نوع سینما می پرداخت و بیش از انقلاب فیلم هایی چون «ضربت» و پس از انقلاب «مردی در آینه» و «بلوف» را ساخته، این گونه، فیلمسازی پیگیر و جدی ندارد. پس از انقلاب نیز جز چند تجربه پراکنده، این ژانر سینمایی از بذل توجه فیلمسازان محروم مانده است.
    محمد احمدی تهیه کننده حریم یکی از دلایل کمرنگ بودن این ژانر در سینمای پس از انقلاب را کم بودن قدرت ریسک پذیری کارگردانان و تهیه کنندگان می داند و معتقد است: من و سیدرضا خطیبی کارگردان حریم این ریسک را کردیم تا ببینیم نتیجه کار چه می شود.
    رسیدن به فضای چنین فیلم هایی که مخاطب نیز در آنها به باور برسد کار سختی است و هر شخصی در خود نمی بیند که چنین کاری را انجام دهد.
    اما از طرف دیگر، کمبود این گونه سینمایی را می توان در شرایط روحی و روانی جامعه نیز بررسی کرد. به گفته آرش معیریان کارگردان«احضار شدگان»، تجربه در سینمای ایران ثابت کرده است، وقتی مخاطب دنبال یک نوع تفریح و سرگرمی است و با این دلیل به سینما می آید، طبیعتا بازار فیلم های کمدی و طنز گرم می شود. اما اگر همین مخاطب شرایط رفاهی و آسایش قابل قبولی داشته باشد و از این نیاز اشباع شود، در نتیجه ذائقه او به سمت دیدن فیلم های جدی و تا حدودی ترسناک حرکت می کند.
    با توجه به این تعریف می توان به این نتیجه رسید که یکی از دلایل نداشتن سینمای موفق در ژانر وحشت طی این 30 سال، نداشتن آمادگی مخاطب در پذیرش استرسی است که این نوع فیلم به مخاطب القا می کند. افراد جامعه ما امروزه با مشکلات مختلفی دست و پنجه نرم می کنند به همین دلیل زمانی که سینما را به عنوان یک تفریح انتخاب می کنند، دوست دارند در این مکان فقط استراحت کنند و با ایجاد یک فضای مفرح روحیه خود را تغییر دهند.
    در این صورت اگر مردم همان طور که برای دیدن آثار کمدی رغبتی از خود نشان می دهند، درباره سینمای وحشت نیز همین واکنش را داشتند، شاید تاکنون موجی ایجاد شده بود و این نوع سینما نیز در کنار ژانرهای دیگر موفق عمل می کرد.
    اما علی معلم تهیه کننده فیلم «آل» که این روزها کار فیلمبرداری این طرح را در ارمنستان دنبال می کند، نگاهی متفاوت به این نوع ژانر و دلایل کمرنگ بودن آن دارد. وی در این باره می گوید: سینمای ایران به دلیل سابقه تاریخی ای که دارد، اساسا ژانر گریز است. ساخت فیلم های ترسناک نیز شرایط خاص خود را دارد و به لحاظ فنی هم ژانر مشکلی در سینما به حساب می آید. به همین دلیل نیازمند توانایی فنی و رشد در این زمینه است.
    یکی از دلایل کمرنگ بودن این نوع سینما در ایران، ضعف همین توانایی هاست. از گذشته نیز سینمای ایران در گونه هایی که نیاز به کمی دقت ریاضی و فنی دارد، کمتر رشد کرده است در صورتی که با کمی دقت و توجه شاید می توانستیم در این ژانر آثار قابل قبولی تولید کنیم. پیش از انقلاب و حتی در این 30 سال نیز نمونه ای از آثار موفق تولید شدند، که می توان به آنها اشاره کرد.
    معیریان نیز درباره کمبود امکانات سینمایی در این زمینه، می گوید: یکی دیگر از دلایل نپرداختن به این نوع سینما در ایران فقر تکنیکی است. سینمای وحشت به تجهیزات و ادواتی نیاز دارد که حس ترس و دلهره را در مخاطب ایجاد کند. به همین دلیل باید در بخش جلوه های ویژه کامپیوتری و میدانی توانایی های زیادی داشته باشیم. این کار در سینمای ایران مقداری پر هزینه است. من برای ساخت فیلم احضار شدگان برای گرفتن برخی پلان ها گاهی 20 برداشت می گرفتم تا با دقت بیشتری به نقطه ایده آل برسم. تمام این شراط هزینه های بالایی در بردارد. به همین دلیل شاید کمتر تهیه کننده ای به سراغ ساخت چنین فیلم هایی برود.
    یکی دیگر از مشکلات این گونه سینمایی، الگوبرداری های غلط از آثار خارجی است. پرداختن به سینمای وحشت با توجه به باورها و اعتقادهای ما در سینمای ایران جای کار دارد. با وجود این مسائل مواد خام زیادی در اختیار کارگردانان است. اما از طرفی وجود برخی خط قرمزها باعث می شود که فیلمسازان کمتر سراغ سوژه هایی بروند که لبه تیغی است.
    محمد احمدی درباره پرداختن به مسائلی چون جن، روح و آل که در باورهای ما وجود دارد، معتقد است: پرداختن به چنین مسائلی در تولید آثار ترسناک، که مرزی بین خرافه و مسائل مذهبی است باید رعایت شود و عبور از این خط قرمزها کار را کمی سخت می کند و می تواند با کمی بی دقتی مخاطب را دچار سوءتفاهم کند. ما سعی کردیم در حریم با استفاده از مولفه هایی شناخته شده در جامعه مردم را بترسانیم. به همین دلیل احساس می کنم مخاطب در این موضوع به باور رسیده و بخوبی پذیرفته است.
    وی با اشاره به فیلم حریم می گوید: ما در این فیلم تلاش کردیم به گونه ای وارد این مرزها شویم که بیشتر به سمت تخیل مخاطب حرکت کنیم. فیلم حریم سوررئالی است که از دل واقعیت آمده است و در آن کمتر به مسائل مذهبی نزدیک شده ایم.
    با توجه به این موضوع به نظر می رسد هر چقدر در ساخت یک فیلم ترسناک به موضوعاتی اشاره شود که در فضای سنتی یک جامعه جای دارد و در فرهنگ آنها ریشه کرده، می توان به نتیجه آن بیشتر امیدوار بود.
    کارگردان احضارشدگان دراین باره معتقد است: اصولاقصه یک فیلم ترسناک اگر از فضای سنتی جامعه برگرفته باشد و یا خاستگاه آن یک نوع تفکر خاص متافیزیکی باشد که ریشه در سنت، اعتقادات دینی، مذهبی، قومی یا ملیتی دارد، موفق تر است.
    آرش معیریان: سینمای وحشت به تجهیزات و ادواتی نیاز دارد که حس ترس و دلهره را در مخاطب ایجاد کندوی با اشاره به مشکلات موجود در این زمینه، می گوید: متاسفانه برای پرداختن به این گونه موضوعات ما به خط قرمزها برمی خوریم و نمی توانیم به مسائلی بپردازیم که به طور نمونه در فیلم «جن گیر» به آن توجه شده است. زیرا عملاساخت فیلمی که از زوایایی به مسائل اعتقادی می پردازد مشکلاتی را به وجود می آورد یا شاید با برخی مخالفت ها روبه رو شود.
    جدا از بحث خط قرمزها، اصولاآثاری که در این چند دهه به عنوان فیلم ترسناک در سینمای ایران به نمایش درآمده است، از فرهنگ خودی چیزی در آنها دیده نشده و خود این موضوع را می توان یکی از دلایل ضعف ما در این گونه سینمایی دانست. اما اگر کمی به سینمای وحشت در ژاپن و کره جنوبی دقت کنیم، متوجه می شویم قواعدی که آنها در تولید این گونه آثار به کار می برند، ملی بوده و حتی به اندازه ای مورد توجه قرار می گیرند که در خارج از مرزهای آنها دوباره سازی می شوند.
    علی معلم که سعی کرده در تازه ترین اثر خود (آل) از یک باور سنتی خرافی بهره گیرد، دراین ارتباط می گوید: وجود آل که یک باور سنتی خرافی است، نه تنها در ایران، بلکه در کشورهای قفقاز، تاجیکستان و ارمنستان نیز وجود دارد و طبیعتا هم دستمایه منطقه ای و ملی دارد.
    به این سبب من فکر می کنم همین دستمایه ها می تواند جهانی نیز شود. تا زمانی که از خودمان چیزی به سینما اضافه نکنیم، مورد توجه مخاطبان قرار نمی گیرد. ما اگر مقصدمان سینمای جهانی است باید از درون سینمای ملی عبور کنیم. کارهایی که بتازگی من در سینمای ایران به عنوان کار ترسناک یا تریلر روانی دیدم، عمدتا با سوژه های کپی برداری شده از آثار خارجی ساخته شده اند که مخاطب ایرانی با آنها احساس بیگانگی می کند.
    در همین ارتباط محمدرضا گوهری فیلمنامه نویس«اقلیما» از زاویه دیگر به این موضوع اشاره می کند و می گوید: با توجه به باورهایی که ما در جامعه داریم، اتفاقا چند قدم جلوتر هم هستیم، به طور نمونه در قرآن کریم به طور مشخص و واضح درباره وجود جن صحبت شده است. خود این موضوع دست ما را برای کار کردن باز گذاشته است.
    به عقیده من خط قرمزهای این حیطه تا به حال به طور رسمی اعلام نشده است. تلویزیون باید ظاهرا به این خط قرمزها حساس تر باشد، اما براحتی وارد این فضا شده است.
    گوهری با اشاره به منابع بومی در این زمینه می گوید: اگر کسی اهل تحقیق باشد، متوجه می شود فضای زندگی امروزی، دستمایه تحقیقاتی زیادی در اختیار ما قرار می دهد. من خودم برای اقلیما به 10 رمال و فالگیر در تهران و شهرستان ها سر زدم.
    اما فکر می کنم جدا از این مساله، در سینما بین تهیه کننده ها تصور می شود این نوع ژانر فروش ندارد و مخاطب زیادی نخواهد داشت. در صورتی که اقلیما در بدترین زمان بدون تبلیغات اکران شد و 130 میلیون فروش کرد. البته فیلمنامه نویسان ما نیز در این زمینه زیاد کار نمی کنند.
    با وجود تعدد آثار کمدی و ملودرام های خانوادگی، کمتر می توان از مخاطب ایرانی توقع داشت برای دیدن یک فیلم ترسناک به سینما برود. البته بخشی از این بی توجهی به ساخت فیلم هایی بر می گردد که در این ژانر موفق عمل نکرده اند و چه بسا به جای ترساندن مخاطب باعث خنده وی شده اند.
    محمد احمدی یکی از دلایل موفق نبودن این آثار طی این سال ها در میان مخاطبان را چنین توضیح می دهد: در همان ابتدا که آثار کمدی در سینمای ایران در حال رواج بود و مردم برای دیدن چنین فیلم هایی به سینما می رفتند، چون هنوز فرهنگ دیدن فیلم کمدی در سینما جا نیفتاده بود، مخاطبان کمتر با دیدن این صحنه ها به خودشان اجازه می داند با صدای بلند بخندند. اما حالامردم براحتی این کار را انجام می دهند.
    من شخصا چند بار حریم را با مخاطبان در سینما دیدم ، آنها به واقع از صحنه هایی در فیلم می ترسند ولی به گونه ای وانمود می کند که نترسیده و حتی می خندند. به عقیده من چون ما در زمینه تولید آثار در ژانر وحشت حرکت های مفیدی انجام ندادیم، مخاطبان نیز با این گونه سینما احساس نزدیکی نمی کنند. باید این فرهنگ در میان مخاطبان جا بیفتد که می توان در سینمای ایران نیز ازدیدن فیلم ترسناک لذت برد. به عقیده من این مانند همان دوران ورود فیلم های کمدی به سینمای ایران است که مردم با آن ارتباط برقرار نمی کردند.باید در جهت تولید آثار ترسناک قدم برداریم تا مخاطب نیز با ما حرکت کند.
    اما از طرفی معیریان نگاه دیگری را درباره واکنش مخاطب به دیدن این گونه آثار دنبال می کند و معتقد است: این بخش از خنده مخاطب مغرضانه است. همین فضا و همین فیلم ها اگر با مهر خارجی نمایش داده شود، حتما مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهد. این به عقیده من به سابقه سازندگان فیلم برمی گردد. شاید آنها پیش از این از بازیگر، کارگردان یا حتی فیلمبردار چنین کارهایی، یک فیلم شاد و مفرح دیده اند به همین سبب نمی توانند به لحاظ روانی در ناخود آگاهشان قبول کنند که به طور مثال امین حیایی نیز می تواند نقش یک قاتل حرفه ای را بازی کند.
    اما علی معلم با اشاره به فیلم«خوابگاه دختران» که در این ژانر ساخته شده است، توضیح می دهد: مشکل واکنش مخاطبان در دیدن یک فیلم ترسناک ،به آنها بر نمی گردد، بلکه این فیلم ها هستند که خوب ساخته نمی شوند. در «خوابگاه دختران» که دست مایه های ژانر وحشت را دارد. مخاطب در واقع از صحنه هایی از فیلم استقبال می کند و واکنش نشان می دهد. اگر فیلمی با ساختار خوبی ساخته شود، قطعا مورد توجه قرار می گیرد.
    متاسفانه در سال های اخیر ما با افت کیفیت فیلم ها روبه رو بودیم و متاسفانه این شرایط روی خواسته های تماشاگر تاثیر گذاشته است. موفقیت فیلم های کمدی سطحی در این سال ها که اوج آن را در اخراجی ها می بینیم به عقیده من باعث نزول کیفیت مخاطبان در سینما شده است. مخاطبان سطح بالاتر و استاندارد عاشق سینما ایران از این سینما دور شده و مخاطبان اتفاقی به سینما اضافه شده اند.
    طهماسب صلح جو، منتقد سینما این واکنش مخاطبان را این چنین تحلیل می کند: واکنش بعد ازترس همیشه خنده است در این شرایط مخاطب برون فکنی می کند. این موضوع به روانشناسی مخاطبان ایرانی برمی گردد. مردم ما را در سینما راحت می توان خنداند، ولی آنها به حوادث، خیلی سخت واکنش ترس نشان می دهند. ملت ها خلق و خوی متفاوتی دارند. در کشور ما چون مردم زیاد به این گونه سینمایی رغبت نشان نمی دهند، این ژانر کمرنگ شده است.
    در این گونه سینمایی در ایران، مخاطب خیلی زود دست فیلمساز را می خواند. نوآوری در ژانر وحشت بسیار مهم است. اصولادر سینمای ایران، اتفاق ها در قالب کلیشه رخ می دهد، کمتر فیلمسازی سعی کرده این قالب را بشکند.
    از همین رو صنعت سینما در ژانر وحشت نیازمند باور مخاطب و توجه به زیر شاخه های این گونه سینمایی است. اگر ما بخواهیم سینمای ایران راه خود را ادامه دهد، چاره ای نداریم جز این که توانایی های فنی خودمان را براساس الزامات هرگونه سینمایی بالاببریم تا به سوی پویایی ژانر سینمای وحشت در کشورمان حرکت کنیم.