شنبه ٢ خرداد ۱۳۸۸

 

مردم چگونه درسود نفت شریک می شوند

 روزنامه ایران صفحه 1 

وزیر نفت در گفت وگو با «ایران» جزئیات انتشار اوراق مشارکت صنعت نفت و گاز را اعلام کرد

نویسنده: غلامحسین نوذری

■ بخش های جذاب و درآمدزای صنعت نفت که پیش از این در اختیار خارجی ها یا در انحصار دولت ها بود، به مردم تعلق می گیرد
    ■ یک میلیارد دلار سرمایه گذاری در میادین نفتی، ظرف یک سال 3 میلیارد دلار درآمد دارد که در هیچ یک از فعالیت های سرمایه گذاری اقتصادی نظیر ندارد
    ■ نرخ بازگشت سرمایه در پروژه های نفتی به 200 تا 300 درصد هم می رسد
    ■ مشارکت مردم در میادین نفت و گاز علاوه بر سوق دادن سود سرشار تولید به جانب مردم، شیوه ای مناسب برای تامین مالی به موقع طرح های توسعه صنعت نفت و گاز است
    ■ با افزوده شدن قیمت جهانی نفت، مردم نرخ بهره مرکب دریافت می کنند که به مراتب از سود ثابت برخی اوراق مشارکت بیشتر خواهد بود
     سود نفت این بار به جای تقدیم به خارجی ها به مردم داده می شود. بخش های جذاب درآمدزای صنعت نفت که پیش از این عمدتاً در اختیار خارجی ها یا در انحصار دولت ها بود، به مردم تعلق می گیرد؛ از این پس ایرانیان در شیرینی سودهای نفتی مستقیماً سهیم می شوند. رئیس جمهور هفته پیش از طرح دولت برای توزیع سود نفت به مردم خبر داد؛ شیوه ای که برای اولین بار، مشارکت فراگیر ایرانیان را در پروژه های نفت و گاز کلید خواهد زد. احمدی نژاد در اجلاس مدیران ارشد صنعت نفت اعلام کرد: دولت به این منظور بزودی اقدام به انتشار اوراق مشارکت خواهد کرد تا مردم بتوانند در سود پروژه های نفت و گاز سهیم شوند. رئیس جمهور حامل پیامی اقتصادی بود که با این طرح دولت، بخش خصوصی و مردم به شیرینی ذاتی صنعت نفت دست خواهند یافت؛ موضوعی که برخی رسانه های داخلی و خارجی منتقد دولت، در واکنش به آن اعلام کردند؛ اجرای این طرح هرگز امکان پذیر نیست و این طرح برداشتی از طرح هایی است که خارج از دولت نهم ابداع شده است. این در حالی است که پیش از این، مقامات نفتی ایران در سال های آغازین دولت نهم اعلام کردند، «مردم بزودی سهامدار میادین نفت و گاز خواهند شد.»
    نفت، شیرین ترین بخش اقتصادی
    نوع نگاه دولت ها به صنعت نفت که همواره مانع از ورود مردم (و یا بخش خصوصی) به تمام بخش های این صنعت شده بود این بار تغییراتی اساسی خواهد داشت. حوزه نفت یکی از سودآورترین بخش های اقتصادی است که مشارکت اقتصادی در آن همواره با بازده فراوان پاسخ داده شده است. لذا انتشار اوراق مشارکت در بخش نفت هم می تواند سود بیشتری را نسبت به سرمایه گذاری در سایر بخش های اقتصادی به دنبال داشته باشد. مشارکت در پروژه های انرژی در تمام کشورهای صاحب ذخایر نفت و گاز دارای منافع گسترده اقتصادی است؛ به ویژه در ایران با هزینه های پایین تولید که دولت اکنون زمینه حضور مردم و توزیع عمومی سود این صنعت را فراهم کرده است. آمارهای موجود در این صنعت نشان دهنده جذابیتی است که می تواند به جای آن که در اختیار شرکت های خارجی یا تامین کننده های مالی خارجی قرار گیرد به ملت های صاحب ذخایر اختصاص یابد. در پروژه ای چون طرح تجاری 12 پارس جنوبی که شرکت ملی نفت 6 میلیارد دلار در آن سرمایه گذاری خواهد کرد پیش بینی شده است که این پروژه بتواند سالانه 6 میلیارد دلار درآمد زایی (با قیمت های سال 2008) داشته باشد؛ حتی ارزیابی ها نشان می دهد در پروژه ای نظیر میدان نفتی آزادگان، نرخ بازگشت سرمایه در مواردی به 200 تا 300 درصد هم می رسد؛ یعنی چنانچه در این پروژه یک میلیارد دلار سرمایه گذاری شود در یک سال سه میلیارد دلار درآمد ایجاد خواهد شد؛ که این وضعیت هرگز در هیچ یک از فعالیت های سرمایه گذاری اقتصادی مصداقی نداشته و ندارد. حال به خوبی مشخص می شود که با این اوصاف، یک میدان نفتی یا گازی که می تواند 30 تا 40 سال تولید مداوم داشته باشد چه سودی را نصیب سهامداران خود خواهد کرد. این طرح دولت قطعاً با چشم انداز هیچ کدام از بخش های قابل مشارکت و سرمایه گذاری قابل قیاس نیست. از سوی دیگر، این طرح نه تنها سود سرشار تولید از میدان های نفتی و گازی را به مردم و داخل کشور سوق خواهد داد بلکه می تواند شیوه ای مناسب برای تامین مالی به موقع طرح های توسعه ای صنعت نفت و گاز باشد تا از این طریق ایران بتواند با تولید از میدان های موجود و احیای میدان های قدیمی، تولید از میدان های مشترکی که ممکن است از سوی همسایگان زودتر مورد برداشت قرار گیرد را تسریع کند. طرح نفتی دولت از جنبه های دیگری هم قابل اهمیت است؛ چرا که با افزوده شدن بر قیمت و تقاضای نفت در بازارهای جهانی می تواند به مردم نرخ بهره مرکب بپردازد؛ نرخی که به مراتب از سود ثابت برخی اوراق مشارکت بیشتر خواهد بود. از سوی دیگر، این طرح که منافع همزمان مردم و کشور را در پی خواهد داشت می تواند خاصیت دوچندان دیگری هم داشته باشد؛ چراکه با اجرای آن، یعنی مشارکت مردم در طرح های سرمایه گذاری نفت و گاز، ریال های موجود در دست مردم جمع آوری و کنترل خواهد شد و به جای آن که سرمایه های مردم در حوزه های غیراقتصادی نظیر پرداخت هزینه های مصرفی جهت واردات کالاهای مصرفی و رشد تنوع مصرف بی قاعده قرار گیرد و منجر به ایجاد تورم شود با روندی برنامه ریزی شده به بخش های زیربنایی کشور وارد خواهد شد تا ظرفیت های تولیدی ایران را چندین برابر افزایش دهد.
      سرمایه گذاری مردم در صندوق نفت
    عالی ترین مقام نفتی ایران دیروز اعلام کرد: این طرح منحصر به دولت نهم است و از ابتکاراتی است که در حوزه صنعت نفت صورت گرفته است. غلامحسین نوذری در گفت وگویی اختصاصی با «ایران» گفت: دولت نهم برای سهیم کردن مردم در سود پروژه های نفت و گاز تصمیم به انتشار اوراق مشارکت گرفته است اما عده ای به دلیل در پیش بودن انتخابات و منافع سیاسی سعی کردند طرح رئیس جمهور را به گونه ای دیگر مطرح کنند. او افزود: مشارکت سرمایه گذاری مردم در طرح های نفت و گاز فقط منحصر به طرح های بالادستی نیست بلکه مردم می توانند در طرح های پائین دستی نظیر ساخت مجتمع های پتروشیمی و پالایشگاه های میعانات گازی حضور داشته باشند که هر دو بخش دارای توجیه اقتصادی فراوانی است. نوذری اشاره کرد: کسانی که در سرمایه گذاری های نفتی یا گازی مشارکت کنند قطعاً نسبت به سایر بخش ها سود بیشتری خواهند برد. او در پاسخ به این که آیا نرخ سود مشخصی برای اوراق مشارکت نفتی در نظر گرفته شده است گفت: میزان سود مشارکت به نحوه اجرای پروژه، زمان اجرای آن و نوع میدان های تولیدی نفت و گاز متفاوت خواهد بود که اکنون وزارت نفت و دولت در حال تهیه چارچوب های مشارکت اقتصادی مردم و دولت هستند. وزیر نفت با اشاره به این که بررسی های نهایی این طرح در حال انجام است، توضیح داد: یک نوع از مشارکت مردم براساس پرداخت سود ثابت برای اوراق مشارکت خواهد بود اما در شیوه دیگری مردم می توانند در صندوق سرمایه گذاری نفت که بزودی تشکیل می شود، مشارکت کنند. نوذری گفت: کلیات تاسیس صندوق سرمایه گذاری صنعت نفت با کارکرد مشارکتی با همکاری بانک مرکزی توافق شده است که اکنون چارچوب های نحوه عملکرد این صندوق در حال تدوین است. نوذری گفت: قطعاً پروژه های نفت به میزان قابل توجهی منابع ریالی نیز برای خرید و ساخت داخلی نیاز دارد که این ارقام می تواند از سوی مردم تامین شود تا آنها مستقیماً از سود سرشار حاصل از سرمایه گذاری در حوزه انرژی مستقیماً برخوردار شوند. او در پاسخ به سوال دیگر «ایران» درخصوص نظر رئیس جمهور بر ایجاد «بانک نفت» و این که آیا تاسیس یک بانک دولتی از سوی وزارت نفت مطابق با چارچوب های قانونی اصل 44 است، عنوان کرد: منظور از ایجاد بانک نفت، تاسیس بانکی خصوصی در صنعت نفت است که لزوماً به منظور تامین مالی طرح های توسعه ای این صنعت تشکیل نمی شود. او افزود: بانک خصوصی نفت می تواند پیمانکاران، سازندگان و مشاوران پروژه های نفت و گاز را که پیش از این از منابع خارج از کشور وام دریافت می کردند، پشتیبانی کرده و زمینه حضور سریع تر و بلندمدت آنها را در پروژه های ایرانی فراهم کند. وزیر نفت با مثبت خواندن اجرای طرح توزیع سود نفت بین ایرانیان گفت: براساس ارزیابی های انجام شده، ایران باید سالانه 20 تا 25 میلیارد دلار در صنعت نفت و گاز سرمایه گذاری کند که باید گفت با توجه به اقتصادی بودن این پروژه ها، چشم انداز مثبتی از مشارکت مردم در این صنعت را در بر خواهد داشت.

 

کدام تصمیم دولت کارشناسانه بوده است؟

روزنامه اعتماد  صفحه 1

کارشناسان اقتصادی به پرسش احمدی نژاد پاسخ می دهند

  گروه اقتصادی، تلویزیون روشن است. احمدی نژاد در حلقه خبرنگاران قرار گرفته است. در برابر دوربین های تلویزیونی خطاب به منتقدان خود می گوید: «بگویند کدام تصمیم دولت غیرکارشناسی بوده است؟» از غلامعباس که یکی از شهروندان تهران است می پرسم می توانی یکی از کارهای دولت را بگویی؟ می گوید نه نمی توانم. سوال رئیس جمهوری موضوعی نیست که غلامعباس و غلامعباس ها پاسخ قانع کننده یی به آن بدهند. آنقدر به این پرسش رئیس جمهوری فکر می کنم که حتی سر جلسه کنکور هم اینقدر به فکر فرو نرفته ام. باید سراغ کارشناسان و خبرگان رفت. - الو، سلام. از اعتماد تماس می گیرم. (محمدعلی نجفی پشت خط است) هم نسل های من او را به خوبی می شناسند: کسی که در دوران وزیری اش بر آموزش و پرورش نظام جدید دوره متوسطه، پیش دانشگاهی، تعطیلات زمستانی و تغییر تاریخ بازگشایی مدارس از اول مهر به 15 شهریور رقم خورد. او اینک به تیم مهدی کروبی پیوسته و رئیس کمیته برنامه ریزی این کاندیدا شده است. می پرسم آقای احمدی نژاد هفته گذشته سوالی را مطرح کردند و از منتقدان خواستند تا بگویند کدام کار دولت نهم غیرکارشناسی بوده است، شما کار غیرکارشناسی در این دولت سراغ دارید؟ نجفی می گوید: «آقای رئیس جمهور بگویند کدام کارشان کارشناسی بوده است؟» - آقای دکتر این حرف شما خیلی کلی است به هر حال ایشان این سوال را مطرح کرده اند. روی صحبت ایشان هم به افرادی مثل شماست. پاسخ قطعی تان به این پرسش چیست؟ «به اعتقاد من از هزار تصمیمی که در دولت نهم گرفته شد بعید می دانم 50 تصمیم آن کارشناسی باشد. اگر هست چرا اسناد و مدارک برای این تصمیمات شان ارائه نمی کنند. شما همین طرح سهام نفت را در نظر بگیرید. این طرح مربوط به آقای کروبی بود اما دیدید که دو شب نگذشت این طرح را کپی کردند و گفتند می خواهند بین مردم اوراق مشارکت نفت پخش کنند. مردم در نظر داشته باشند این طرح آقای احمدی نژاد طرح جدیدی نیست. ایشان در گذشته هم برای طرح های مختلف اوراق مشارکت می دادند. از طرفی اوراق مشارکت را نمی شود به مردم هدیه داد یا بخشید. اوراق مشارکت را باید خرید. کسی هم که توان خرید این اوراق را داشته باشد می تواند از سود آن استفاده کند. اما اگر منظور ایشان طرح آقای کروبی است که ملت را سهامدار نفت کنند بیایند صادقانه بگویند این طرح خوبی است و می توان آن را در کشور اجرا کرد، نه اینکه از آن به نفع خودشان کپی برداری کنند. پس طرح سهامدار کردن مردم از طریق اوراق مشارکت تازه ترین طرح غیرکارشناسی دولت است که می توان به آن اشاره کرد. از طرفی ظاهراً ایشان هنوز گزارش دیوان محاسبات را نخوانده اند. دیوان محاسبات که ارگانی وابسته به اصلاح طلبان نیست. این نهاد توسط مجلس اصولگرا انتخاب شده است. گزارشی که داده عنوان کرده در بودجه سال 86، دولت بیش از 54 درصد تخلف داشته است.
    یعنی از 310 بند مربوط به این بودجه 160 بند آن را با تخلف اجرا کرده است. این گزارش چه معنایی می دهد؟
    مطمئناً معنایش این نیست که کارهای دولت کارشناسی شده بوده است. وقتی می آیند سازمان مدیریت کشور را منحل می کنند این طور می شود که 54 درصد قانون بودجه را با تخلف به اجرا می رسانند. اخیراً هم آمده اند گفته اند انحلال این سازمان را از شهید رجایی الهام گرفته اند. ایشان در دفاع از این اقدام غیرکارشناسانه خود درمانده اند و پای دیگران را به این اقدام باز کرده اند. دیدید که همه نزدیکان شهید رجایی هم این گفته رئیس جمهوری را تکذیب کردند. پس برای پاسخ به این پرسش زیاد دنبال مصادیق نگردید. بهتر است کار کارشناسی پیدا کنید. ببخشید من پشت خطی دارم و باید از شما خداحافظی کنم.»
    وقتی با فرشاد مومنی این گفته رئیس جمهوری را در میان می گذارم، آنقدر شگفت زده می شود که می گوید بهتر است چند ساعتی بعد با او تماس گرفته شود. او که تئوریسین تیم اقتصادی میرحسین موسوی است وقتی آن چند ساعت می گذرد، می گوید: «برای من این اظهارنظر شگفت انگیز می آید، آقای احمدی نژاد مطمئناً به خاطر دارند که اقتصاددانان برجسته کشور تاکنون چهار نامه به ایشان نوشته اند و از همان ابتدا خواستیم مشفقانه و با رعایت موازین اخلاقی و علمی هشدار دهیم که اقدامات این دولت در حوزه اقتصاد چشم انداز تحقیرکننده یی برای کشور به وجود می آورد. با کمال تاسف دیدید که به نامه ها توجهی نشد و تمام پیش بینی ها درست از آب درآمد. ایشان پس از چهار سال هنوز برایشان جای ابهام دارد که کدام کارشان غیرکارشناسی بوده است. این ابهام ایشان برای من مایه شگفتی است. ایشان یادشان نباید رفته باشد در نشستی که با اقتصاددانان برگزار کردند وعده دادند گزارش عملکرد خودشان را از اصل 44، سند چشم انداز 20 ساله و برنامه چهارم ارائه دهند اما این کار را انجام ندادند. نتیجه این می شود که درباره موضوعات معین، عدد و رقم و آمارهای مختلفی عنوان می شود. این آمارها آنقدر متفاوت بودند که خود آقای احمدی نژاد دستور دادند برای اقتصاددانان آمار رسمی فرستاده شود. با اینکه ایشان در برابر دوربین های تلویزیونی این دستور را دادند اما تاکنون چنین اقدامی انجام نشده است. عدم انتشار این آمارها باعث شده کل ظرفیت کارشناسی دولت بلااثر شود، خسارت های سنگینی به بدنه دولت وارد شود و فرصت های زیادی از کشور گرفته شود. به گواه برنامه چهارم توسعه، سالانه باید 3/20 میلیارد دلار به اهدافی دست می یافتیم. در این چهار سال به جای 80 میلیارد دلار به گواه نماگرهای اقتصادی بانک مرکزی، 203 میلیارد دلار هزینه شده است اما اکثر اهدافی که برای برنامه چهارم در نظر گرفته شده بود محقق نشده است.
    چون نظرات کارشناسان نادیده گرفته شد و کارشناسان از دسترسی به آمار و اطلاعات محروم ماندند، دولت روی انتشار کارنامه اقتصادی اش را ندارد. چرا ایشان از تیم اقتصادی شان نمی پرسند دلیل عدم انتشار گزارش عملکرد درباره سند چشم انداز، برنامه چهارم و اصل 44 چیست؟ آیا پاسخ جز این است که به خاطر روش هایی که در پیش گرفته اند روی ارائه گزارش ندارند؟
    آقای احمدی نژاد بیایند صادقانه وعده های وزیر کشاورزی شان را منتشر کنند و بگویند چرا وقتی ایشان دولت را تحویل گرفتند، در تولید گندم خودکفا شدیم اما امروز که می خواهند دولت را تحویل دهند ایران به بزرگ ترین واردکننده گندم در جهان تبدیل شده است؟»
    از مومنی می خواهم یکی از غیرکارشناسانه ترین اقدامات دولت نهم را بگوید: «تاسف بارترین رویه غیرکارشناسانه یی که در این دولت اجرا شد و اقتصاد جامعه ایران باید سال ها هزینه این اقدامات را بپردازد انبساط مالی افراطی در دوران شکوفایی قیمت نفت بود که باعث نابرابری ها شد و رکود و پسرفت رتبه فساد مالی را برای کشورمان به ارمغان آورد. در این دولت، ایران 54 رتبه در بین کشورهای دارای بدترین فساد مالی پس رفت و از رتبه 87 در سال 84 به 141 در سال جاری رسید. علاوه بر این موارد به سبب تصمیم های شتاب زده یی که در سفرهای استانی گرفته شد اتلاف منابع غیرمتعارفی در سیستم دولتی به وجود آمد چرا که دولت در این سفرهای استانی به طور فاجعه آمیزی انتظارات مصرفی مردم را دامن زد و طرح های عمرانی غیرکارشناسانه یی را آغاز کرد: طرح هایی که به خاطر انبساط افراطی در سیستم مالی کشور پایه و اساس غیرکارشناسانه یی داشت.» مومنی از رئیس جمهوری یک خواسته دارد: «من اعلام آمادگی می کنم حاضرم لیستی چندصد سوالی را از تصمیم ها و اقدامات غیرکارشناسانه ایشان در اختیارشان بگذارم و به طور حضوری مناظره کنم. از روابط عمومی ریاست جمهوری هم تقاضا دارم فقط وعده هایشان را در طول چهار سال فعالیت شان منتشر کنند تا مردم ببینند کدام بخش از وعده هایشان محقق شده و دلیل عدم تحقق مابقی آنها چیست.»
    نوبت به اسحاق جهانگیری می رسد. دولت نهم در تبلیغات خود معمولاً اجرای طرح های صنعتی و معدنی را به عنوان مهم ترین اقدامات خود معرفی کرده است. هشت طرح فولادی که در سال 1384 با تسلیم شورای اقتصاد و برخلاف استراتژی توسعه صنعت فولاد کشور و اصل 44، عملیات اجرای آن شروع شد از طرح هایی است که بسیاری از فعالان صنعتی و معدنی کشور آن را طرحی غیراصولی و ناکارشناسانه می دانند. وزیر سابق صنایع و معادن درباره این هشت طرح می گوید: «من هنوز متوجه نشده ام. دولت از یک طرف بزرگ ترین کارخانه تولید فولاد خود (فولاد مبارکه) را به بخش خصوصی واگذار کرده و از طرفی هم آمده با سرمایه خود هشت طرح فولادی را در هشت نقطه کشور آغاز کرده است. از طرفی می آید این کارخانه شش میلیون تنی را به بخش خصوصی می دهد و از طرفی هم خودش با سرمایه گذاری که انجام می دهد می آید با بخش خصوصی رقابت می کند. اگر دولت به این نقطه رسید که اجرای چنین طرح هایی مقرون به صرفه است چرا بخش خصوصی را تشویق نمی کند بروند و سرمایه گذاری کنند. از طرفی هم قرار نبود دولت در صنعت فولاد سرمایه گذاری جدیدی انجام دهد بلکه بنا بر این گذاشته شد تا اگر بخش خصوصی نقطه یی را برای ایجاد صنعتی مناسب می داند برای سرمایه گذاری وارد عمل شود.»
    جهانگیری هنوز هم سعی می کند با لحنی دلسوزانه از دولت انتقاد کند: «به اعتقاد من کار غیرکارشناسی در ارتباط با تصمیمات اقتصادی بسیار زیاد است. مهم ترین کار غیرکارشناسی دولت بی اعتنایی به انتقادات دلسوزانه بوده است تا جایی که توانستیم سعی کردیم به موقع به دولت تذکر دهیم اما نه تنها توجهی نشد بلکه وقتی از نحوه استفاده درآمدهای نفتی انتقاد کردیم، آقای احمدی نژاد در پاسخ به انتقادات گفت «اینها حسودی شان می شود وقتی می بینند این دولت بی وقفه به کار مشغول است.» گفتیم این نحوه هزینه باعث می شود بیماری هلندی در اقتصاد کشور شیوع پیدا کند، تورم بالارود و واردات تولید را زمین گیر کند. گفتند بین تورم و نقدینگی رابطه یی نیست. اما چیزی نگذشت که تورم 5/10 درصدی شد 25 درصد. واردات 30 میلیارد دلاری به 60 میلیارد دلار در سال رسید. بخش صنعت صدایش درآمد هیچ، کشاورزان هم اعتراض کردند. داستان شکر که یادتان نرفته است. کشورهایی که حتی عضو سازمان جهانی تجارت هستند برای شکر تعرفه بالای صد درصد بسته اند. تعرفه 150 درصدی شکر را به چهار درصد رساندند که دیدید 5/3 میلیون تن شکر وارد کشور شد و کارخانه های قند و شکر کشور را با بحران روبه رو کرد و چغندرکاران کارشان را از دست دادند. در بخش نظام پولی که نگاه می کنیم متوجه می شویم به خاطر دستورات غیرکارشناسانه یی که صادر شد نظام بانکی کشور را عملاً ناکارآمد کرد. بدهی معوق بانک ها از هشت هزار میلیارد تومان به بیش از 30 هزار میلیارد تومان رسید. این اتفاق باعث شد نظام بانکی کشور دیگر نتواند از بخش تولید حمایت به موقع داشته باشد. صنعتگری نیست که از کمبود نقدینگی صدایش درنیامده باشد. این هم گذشت تا بحران جهانی اقتصاد پیش آمد. همه گفتند با این بحران باید عالمانه برخورد شود، اما گفتند این بحران بر اقتصاد کشور کمترین تاثیر را می گذارد. نتیجه این تساهل باعث شد بودجه یی برای سال 88 به تصویب مجلس برسد که از همین امروز که دو ماه بیشتر از سال نگذشته همه بگویند 25 هزار میلیارد تومان کمبود بودجه داریم. دولت به موقع از این انتقادات استفاده نکرد. بی اعتنایی به خرج داد و باعث شد این انتقادات از زبان کارشناسان به زبان کاندیداها در زمان انتخابات بیفتد. هوشمندی رقیب باعث شد با استفاده از این انتقادات به نفع خود استفاده کند.»
    جهانگیری ادامه می دهد: «مهم ترین کار دیگر غیرکارشناسی دولت نهم سیاستگذاری های کلانی است که در بخش اقتصاد داشته است. این سیاست ها کل فعالیت تولید، اقتصاد و زندگی مردم را تحت تاثیر خود قرار داده است. درست است که دولت پرتقال وارد نکرده اما سیاستی اتخاذ کرده که واردات پرتقال فعالیتی اقتصادی و سودده شده است. اجازه دهید درباره سهام عدالت هم نکته یی را بگویم. چیزی که امروز به عنوان سهام عدالت گفته می شود موضوعی نیست که ابتکار دولت نهم باشد بلکه مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام است که مقام رهبری هم آن را تایید کرده اند. در آن مصوبه آمده بود بخشی از درآمدهای اصل 44 به نقاط محروم و افراد ضعیف کشور اختصاص داده شود. حتی ما در دولت آقای خاتمی بخشی از منابع را برای بهبود وضعیت طبقات ضعیف شناسایی کردیم و منابعی را اختصاص دادیم. اما این مصوبه که به صورت سهام عدالت در حال اجراست دو مشکل بزرگ را به وجود آورده است: اول اینکه مدیریت بنگاه های بزرگ واگذار نشده و مدیریت این بنگاه ها هنوز دست دولت است. مردم سهامی را گرفته اند اما نمی دانند این سهام مربوط به کدام کارخانه است. سهمی که دریافت کرده اند را نمی توانند بفروشند. از طرفی هم بوروکراسی زیادی بر سر راه واگذاری این سهام ایجاد شده که عملاً بخشی از سود را از بین برده است. سهامی که واگذار شده بدون اجرای طرح تحول است. این در حالی است که کارخانه های واگذار شده کمترین سود را نسبت به ارزش دارایی خود دارند. تازه برخی از کارخانه ها هم زیان ده هستند.
    به نظر بنده اگر کارخانه ها را فروخته بودیم و اوراق مشارکت به مردم داده بودیم سود بیشتری به آنها می رسید. بر اساس محاسبات، سالانه 380 هزار تومان سود به مردم می رسید. این در حالی است که دولت تنها 80 هزار تومان را به عنوان سود برای این سهام در نظر گرفته است.»
    بیژن زنگنه دیگر منتقدی است که به پرسش رئیس جمهوری پاسخ می دهد. وقتی می پرسیم کدام کار دولت نهم غیرکارشناسی بوده، می گوید: «این پرسش مثل آن است که از فردی که مو ندارد بپرسیم تو چرا مو نداری. به نظر من دولت نهم اقدام کارشناسی شده یی انجام نداده است. وقتی سازمان مدیریت و برنامه ریزی که مغز مدیریت و اداره کشور است به دستور رئیس دولت منحل می شود آیا می توان از چنین دولتی توقع داشت اندیشه و کار کارشناسانه یی داشته باشد.»
    زنگنه که از سوی دولت نهم متهم به مافیاپروری شده، می گوید: «من آقای احمدی نژاد را به مناظره دعوت می کنم تا درباره مافیای نفت با هم صحبت کنیم. از ایشان خواهش می کنم اسامی مافیای نفت را که هیچ پرونده یی در قوه قضائیه ندارند اعلام کند تا من هم به ایشان بگویم چه کسانی از بیرون مجموعه نفت از درآمد سوآپ میلیاردر شده اند.»
    سعید لیلاز نیز همچون اسحاق جهانگیری باز شدن درهای واردات را به روی کالاهای خارجی یکی از کارهای غیرکارشناسانه دولت نهم می داند: «در 10 ماه اول پارسال 58 میلیارد دلار کالاوارد شده است. اگر فقط در دو ماه آخر سال گذشته 12 میلیارد دلار کالابه کشور وارد شده باشد، سال گذشته واردات 70 میلیارددلاری داشته ایم. اگر براساس سال 86 در سال 87 هم 30 میلیارد دلار واردات خدمات داشته باشیم، سال گذشته کشور در کل بیش از 90 میلیارد دلار واردات داشته است. این رقم نشانگر این است که واردات در دولت نهم به دو برابر دولت خاتمی و سه برابر پیش از انقلاب رسیده است. اجازه بدهید از رئیس جمهوری بپرسیم چرا این وضع پیش آمده است، چرا سهم بخش تولید در GDP سال به سال در حال کاهش و رشد اقتصادی کشور به زیر هشت درصد رسیده است و چرا نرخ بیکاری 5/12 درصد شد و برای نخستین بار آمار بیکاران کشور به مرز سه میلیون نفر رسیده است؟»

 

خاتمی:در انتخابات ایران تقلب وجود ندارد

روزنامه کیهان  صفحه 2 

    رئیس بنیاد باران تاکید کرد که در انتخابات ایران تقلب به معنای خاص کلمه وجود ندارد.
    حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی، در گفت وگو با نشریه آمریکایی نیوزویک در این باره اظهار داشت: «فکر نمی کنم در انتخابات ایران تقلب به معنی خاص کلمه وجود داشته باشد یا بتواند تاثیرگذار باشد.»
    وی افزود: «خود من هم در دوران مسئولیت ریاست جمهوری چندین انتخابات را برگزار کردم. اگر چنین چیزهایی هم وجود داشته باشد در مقابل نتایج آن انتخابی که مردم در آن نقش دارند، متفاوت و ناچیز است.»
    این اظهارات خاتمی در حالی بیان می شود که برخی چهره ها و گروه های اصلاح طلب اخیرا با طرح تشکیل «کمیته صیانت از آرا» سعی در القای شبهه در سلامت انتخابات و نتایج احتمالی آن را دارند.