شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

نیاز کشور به انتخاباتی شبیه سال 76

روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 2 

   رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: انتخاباتی که پیش رو داریم یک فرصت است تا قدرت ملی مان را تبلور ببخشیم، در این انتخابات باید پای صندوق آرا برویم و به هر که می خواهیم رای بدهیم.
    به گزارش ایسنا، حسن روحانی در بخشی از سخنان خود در اجلاس مجمع عمومی سی امین سالگرد جامعه اسلامی دانشگاهیان ایران با اشاره به این که «در کشور ما نزدیک به 60 الی 70درصد مردم در انتخابات پای صندوق های رای می آیند» یادآور شد: جالب است بدانید سفری به ژاپن داشتم که اتفاقا مصادف شده بود با انتخاباتی در ایران؛ مردم در آن انتخابات قریب به 78 الی 79درصد مشارکت داشتند. یکی از مسوولان ژاپنی پرسید شما در کشورتان چه کار می کنید که مردم تا این حد در انتخابات مشارکت دارند، زیرا ما هر کاری که می کنیم مشارکت مردم تنها تا حد 20 تا 25درصد می رسد. این خیلی مهم است. و در این انتخابات نیز ان شاءالله مشارکت عمومی توام با نظارت عمومی این چنین به عنوان یک قدرت نرم برای کشور ما خواهد بود. وی تاکید کرد، انتخاباتی که پیش رو داریم یک فرصت است تا قدرت ملی مان را تبلور ببخشیم، در این انتخابات باید پای صندوق آرا برویم و به هر که می خواهیم رای بدهیم. مقوله اول حضور پرشور و پرنشاط در صحنه انتخابات است؛ زیرا این برای ما بسیار اهمیت دارد و اتفاقا این بار مهم تر از هر دفعه دیگری است. روحانی خاطرنشان کرد: این بار ما باید یک تحول مطلوب را دنبال کنیم و معلوم نیست با شرکت 51 الی 52درصدی به هدف خود دست پیدا کنیم. این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: در حال حاضر یک انتخاباتی شبیه سال 76 می خواهیم. یک 79درصد حضور، یک 70 الی 75درصد حضور می خواهیم. یک حضور پرشور سراسری که می تواند صحنه را عوض و اتفاقا مسیر توسعه را برای ما هموارتر کند.

 

کودتای نهضت آزادی در ارگان اعتماد ملی کامل شد

روزنامه کیهان صفحه 2

   رئیس گروهک نهضت آزادی از تریبون ارگان مطبوعاتی حزب اعتماد ملی به نامزدهای اصلاح طلب رهنمود داد.
    ابراهیم یزدی در مقاله مفصلی در صفحه اول روزنامه اعتماد ملی، پس از حمله به دولت اصولگرا و سیاه نمایی علیه آن- که جزو آداب و تشریفات تبلیغات مدعیان اصلاح طلبی درآمده- از برخی اقدامات اصلاح طلبان که ظاهراً بیشتر آقای کروبی را مد نظر دارد قدردانی می کند و این اقدامات را «اعتراض به اعدام متهمان زیر سن قانونی، بستن کانون مدافعان حقوق بشر ]گروهک عبادی نامزد سازمان منافقین برای جایزه نوبل[، بازداشت فعالان سیاسی و تخریب حسینیه دراویش» می داند.
    رئیس گروهک نهضت آزادی همچنین از دو نامزد اصلاح طلبان می خواهد به فعالیت های اعتراضی مشترک ادامه دهند نظیر اعتراض به نقض اصول قانون اساسی و اعتراض به صدا و سیما و شورای نگهبان و وزارت کشور و تشکیل کمیته صیانت از آرا.
    وی همچنین از نامزدهای اصلاح طلب خواست «بحران سیاسی»! را جدی بگیرند و به جای وعده های نسیه در این عرصه، وعده های شفاف بدهند.
    رئیس گروهک نهضت آزادی که بارها از سوی مردم غافلگیر شده، سعی کرد خود را جانب مردم معرفی کرده و شگفتی سازی مردم را تحسین کند حال آن که تحریم انتخابات از سوی نهضت آزادی در سال 76 - به تبعیت از رهنمود بیگانگان- با موج مخالف استقبال ملت مواجه شد. در انتخابات دوره قبل نیز ملت یکبار دیگر دماغ حضرات را سوزاندند. همچنان که در انتخابات دور دوم شوراها نیز نامزدهای گروهک نهضت آزادی با کمترین میزان آرا مواجه شده و برخی از نامزدهای آن حتی نتوانستند 2 هزار رای کسب کنند! واقعاً که نهضتی ها هم شگفتی ساز هستند.
    اردوکشی روزنامه نگاران زنجیره ای بدسابقه به ارگان اعتماد ملی در حالی که وزیر ارشاد دولت خاتمی آنها را «طرفداران نهضت آزادی و سوء استفاده کنندگان از آزادی و قائل به دنبال کردن سرنگونی خاتمی به عنوان گورباچف و جانشینی وی به عنوان یلتسین» معرفی می کرد، حتی نگرانی برخی از اصلاح طلبان را هم موجب شده است اما جالب اینکه وزیر ارشاد خاتمی هم اکنون در همین روزنامه با روزنامه نگاران یاد شده همکار و هم پیاله شده است!
    شماری از همکاران روزنامه های جامعه و توس و نشاط و شرق و هم میهن که حرف شنوی سنتی از گروهک نهضت آزادی دارند، به بهانه سرویس انتخاباتی به حزب اعتماد ملی، در ارگان این روزنامه حضور به هم رسانده اند!
    شایان ذکر است مهاجرانی اول مهر 77 به روزنامه السفیر گفته بود: «من هم اگر عضو هیئت منصفه مطبوعات بودم رای به بستن توس ]مدیر مسئول توس اکنون عضو مرکزیت اعتماد ملی است[ می دادم. این روزنامه به جای آگاهی بخشی به افکار عمومی، اوضاع سیاسی را متشنج و با چاپ مقاله های روزنامه نگاران و نویسندگان دوره شاه، نسبت به برخی اصول و ارزشهای دینی که عموم مردم ایران به آنها ایمان دارند، ایجاد شک و تردید کرد و به مراجع دینی توهین نمود. آنها به بازی خطرناکی دست می زنند زیرا تلاش می کنند خود را طرفدار خاتمی جلوه دهند حال آن که گروه توس در واقع سخنگوی نهضت آزادی به ریاست ابراهیم یزدی است.»
    سیاست «هر که می خواهی باش، با ما باش و به رقیب ضربه بزن» باعث نفوذپذیری و لطمه دیدگی شدید طیفی از اصلاح طلبان طی 2 دهه اخیر شده است.
    

لطیفه های واقعی

 روزنامه اعتماد ملی صفحه 1 

   در زبان فارسی از ضرب المثل و لطیفه برای بیان مقصود استفاده های فراوانی می شود، ادبیات ما سرشار از این لطایف است که بسیار آموزنده می نماید. داستان های ملانصرالدین یکی از این منابع است. داستان هایی که واقعیت را به صورت کاریکاتور نشان می دهد، و تناسب میان اجزا را تغییر می دهد تا هدف خود را منتقل کند. مثل تصویری از آدمیزاد که دارای سری کوچک و دماغی بسیار بزرگ است.
    اما این کاریکاتورها در واقعیت وجود ندارند، فقط برای انتقال مفاهیم مورد نظر چنین نمایش داده می شوند. لطیفه ها هم تا حدی همین وضع را دارند و فرض است که در واقعیت وجود ندارند، بلکه ساخته ذهن بشر است و به صورت کاملاانتزاعی بیان شده اند، تا توان درس آموزی داشته باشند. اما مشکل ما وقتی است که در واقعیت جاری جامعه خود مشاهده می کنیم که بخش قابل توجهی از این لطیفه های انتزاعی در جامعه ما عینیت دارد با این تفاوت که خنده ای را بر لبان نمی نشاند و بسیار هم جدی و حتی از موضع و نگاه فقیه اندرسفیه بیان می شود. یکی از این لطایف همان داستان ملانصرالدین و پسر و خرش است. روزی ملابرای آموزش پسرش تجربه مشترکی را انجام داد. او و پسرش سوار بر خر بیرون شدند، هنوز چند گامی نرفته بودند که اولین نفر با دیدن آنان زبان به طعنه گشود که چه افراد بی انصافی هستند که دو نفری بر خر زبان بسته سوار شده اید. ملافوری دستور داد که پسر پیاده شود. چند قدمی نگذشته بودند که نفر بعدی با دیدن ملازبان به طعنه گشود که چه پدر خودخواهی که خود سوار بر خر است و پسرش پیاده درپی او روان است. ملافوری پیاده شد و پسرش را سوار کرد، چند قدم بعد، با طعنه یکی دیگر همراه شد که چه پسر بی ادبی که خود سوار بر خر است و پدر پیرش پیاده درپی اوست. ملاپسر را هم پیاده کرد و هر دو پیاده درپی خر رفتند که نفر بعدی گفت چه افراد احمقی که خود پیاده هستند و خر را سوار نمی شوند. گرچه یکی یا چند تا از موارد چهارگانه برحسب مورد ممکن است قابل نقد و اعتراض باشد، اما نمی توان از همه موارد آن انتقاد کرد و افراد را در برابر چهارراهی قرار داد که تمام خیابان های منشعب از آن ورود ممنوع باشند و این لطیفه مصداق انتخابات کنونی در ایران است. وقتی نامزدهای انتخاباتی طرح های مختلفی ارائه می کنند، گفته می شود که اینها انتخاباتی است و ارزش علمی ندارد و طرح ها را باید افراد اهل نظر و متخصص ارائه دهند، هنگامی که طرح های اقتصادی غیر انتخاباتی را که اقتصاددانان معتبر فارغ از گرایش های سیاسی تهیه کرده اند، به عنوان برنامه می دهید (مثل مورد اخیر طرح تقسیم سهام شرکت های وزارت نفت) می گویند: این طرح پوپولیستی است!! وقتی تنها وارد میدان می شوی، می گویند تیم و گروه همکار ندارد و در کسوت قهرمانان به تنهایی می خواهد مملکت را اداره و اصلاح کند، اما وقتی با تیم و گروهی قوی وارد میدان شوی و حرف بزنی می گویند اینها حرف های خودش نیست، اطرافیان او این موارد را می گویند. وقتی به تنهایی مصاحبه کنی و طبعا به هر سوال بی ربط و باربط پاسخ دهی با تمسخر می گویند، در همه زمینه ها اظهارنظر می کند، اما وقتی با همکاران خود در مصاحبه شرکت کنی، می گویند آدم زنده وکیل و وصی نمی خواهد و باید نامزد انتخاباتی خودش اظهارنظر کند!! اگر نامزد انتخاباتی به مطالب و پرسش های دیگران پاسخ ندهد می گویند؟ چرا پاسخگو نیست، اگر هم پاسخ بدهد خواهند گفت دیگران نوشته اند! خلاصه اگر مرحوم ملانصرالدین زنده بود، احتیاجی نبود برای آموزش و عبرت دادن به پسرش چنان صحنه ای را به تجربه بگذارد، کافی بود وی را به میدان سیاست در ایران گسیل می داشت تا به استدلال های افراد مدرن و شبه مدرن موجود توجه می کرد تا ببیند که جامعه ما تا چه حد کاریکاتوری است و لطیفه های خیالی در آن به واقعیت پیوسته است!