شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧

 

احتمال بیکاری گسترده در سال آینده

 روزنامه اعتماد  صفحه 4 

   در نوزدهمین نشست هیات نمایندگان اتاق ایران، رئیس اتاق ایران ضمن هشدار نسبت به بروز بیکاری گسترده در سال آینده درباره نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری کشور اظهار کرد: در انتخابات ریاست جمهوری دهم، زنده باد و مرده باد سیاسی برای هیچ نامزدی نخواهیم داشت و صرفاً برنامه های اقتصادی آنها برای ما مهم است.

   نهاوندیان با اشاره به تامین 85 هزار میلیارد ریال از درآمدهای دولت در سال آینده از محل هدفمند کردن یارانه ها، یادآور شد: تولید کشور باید این رقم را درآورده و بپردازد و در بودجه 1388 کشور، نه تنها توانمند شدن بخش خصوصی در نظر گرفته نشده است، بلکه در منابع بودجه، ارقامی وجود دارد که بخش خصوصی باید بپردازد. او با اشاره به بحران جهانی اقتصاد و فشار بر واحدهای تولیدی کشور، تصریح کرد: توقع دیگر از بودجه سال 88 این بود که آثار مقابله با بحران اقتصادی جهان در نظر گرفته شود، اما آنچه وجود دارد افزایش فشار مالیاتی به واحدهای تولیدی است. نهاوندیان با اشاره به فشار جدی به واحدهای تولیدی با افزایش قیمت سوخت، افزایش مالیات و بی توجهی درباره مالیات بر ارزش افزوده، خاطرنشان کرد: این فشارها ممکن است به بیکاری گسترده در کشور منجر شود و واحدها ناچار هستند فعالیت خود را کند یا متوقف کنند.

 

پروژه مظلوم نمایی کلید نخورده لو رفت

روزنامه کیهان  صفحه 2

   درست به فاصله 2 روز از هشدار کیهان دراین باره که پروژه دروغ سازی و مظلوم نمایی در دستور کار حامیان محمد خاتمی قرار گرفته است، پایگاه اینترنتی خاتمی نیوز به ناشیانه ترین شکل ممکن این پروژه را کلید زد.
    این پایگاه اینترنتی در تاریخ اول اسفند با انتشار خبری مدعی شد «بعد از چند روز از سرمقاله تهدیدآمیز کیهان» دبیر حزب مردمسالاری کرمانشاه ترور شده است. این سایت اینترنتی که در مدت کوتاه فعالیت خود تقریباً هر روز از یک یا چند خبر ساختگی استفاده کرده است، نوشت که در حمله دو موتورسوار نارنجک به دست اتومبیل شخصی این فرد به «تلی از خاکستر» بدل شده اما به خود وی آسیبی نرسیده است!
    خاتمی نیوز در انتهای خبر جعلی خود از تهدید تلفنی دیگر اصلاح طلبان شهر کرمانشاه نیز خبر داده است! و ظاهراً از بس برای جعل خبر دستپاچه بوده فراموش کرده است که اگر تهدیدکننده از داخل کشور تلفن کرده باشد به آسانی با درخواست یک پرینت قابل شناسایی است و اگر از خارج کشور باشد که معلوم است کار ضدانقلاب است و مخصوصاً با توجه به رابطه نزدیک برخی از اصلاح طلبان فراری با خاتمی نیوز انتهای قضیه به سادگی قابل کشف است!

  خدا بر درجات امام راحل(ره) بیفزاید که می فرمود ما با گروههایی طرف هستیم که با آتش سیگار بدن خود را می سوزانند تا دست به مظلوم نمایی زده وعلیه اسلام و انقلاب تبلیغ سوء کنند.

 

بازگشت دکتر سروش به ایران

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 16 

    شنیدیم که دکتر عبدالکریم سروش روشنفکر دینی که چند سالی است برای تدریس و تحقیق در خارج از کشور به سر می برد، شب گذشته به ایران بازگشته است؛ وی سال 84 از سوی مجله تایم جزو 100 شخصیت موثر جهانی معرفی شد.

 

نگاهی به چهار اثر سینمایی جشنواره فجر

روزنامه رسالت صفحه 17 

نویسنده: کامل نوروزی - عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران

راز مهتاب  در بخش آثار بلند ویدیویی، فیلم راز مهتاب، با کارگردانی سعید ابراهیمی فر در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش درآمداین فیلم که به سفارش شبکه یک سیما تولید شده، نگاهی گذرا و سطحی به آثار باستانی ایران و جذب توریست دارد و کارگردان کوشیده است تا زیرکانه و هوشمندانه، به نشانه های موجود در روستاهای کویری که از زیبایی های خاصی برخوردارند، اشاره نماید و در قالب فیلمنامه رضا مقصودی آن را به تصویر درآورد. نام سعید ابراهیمی فر به خاطر ساخت فیلم ارزشمندش به نام «نار و نی» در اذهان مخاطبان باقی است و هرگز انتظار ساخت چنین فیلمی از این کارگردان نام آور را نداشتند، فیلمی به شدت شتابزده و غیر قابل باور.

   فیلم در عین احیای ارزش های موجود در روستاهای کویری، هشداری اساسی به مسئولان میراث فرهنگی نیز می دهد تا آنان با برنامه ریزی های دقیق و کارآفرینی در روستاها، از مهاجرت روستاییان به شهر ممانعت نموده و با در اختیار گذاردن امکانات مالی، جوانان روستا را به تولیدات صنایع دستی، ترغیب نمایند.
    فیلم راز مهتاب هیچ ویژگی دیگری ندارد و نمی توان آن را در زمره فیلم های خوب جشنواره به حساب آورد، حتی بازی های بابک حمیدیان و الهام حمیدی نیز چشمگیر و درخشان نیست.

پستچی سه بار در نمی زند حسن فتحی در ساخت مجموعه های تلویزیونی موفق تر بوده و گام نهادن در عرصه فیلمسازی، از نوع سینمایی، ارج و اعتبار او را نزول داده است، بویژه دومین فیلم سینمایی اش با عنوان پستچی سه بار در نمی زند، در کاهش اعتبار هنری اش، نقشی اساسی داشته و سطحی نگری و فوران افکار گذشته اش، کیفیت آخرین اثرش را در حد غیر قابل وصفی، به بهانه توجه به مخاطبان عام سینمایی، پایین آورده و در قالب حرکاتی کودکانه و بعضا بی منطق، به شعور دریافتگران فیلم های سینمایی، توهینی آشکار نموده است.
    فیلم سه برش از مقطع تاریخی را نشان می دهد و به گونه ای دو مقطع گذشته را به حال پیوند داده و بدون هیچ تجزیه و تحلیلی، زمان حال را رها می کند، کارگردان به سه هیولای تاریخی اشاره می کند و همه رویدادها و رخدادهای جامعه را ناشی از عملکرد این سه هیولامی داند؛ هیولای اول یکی از شاهزاده های قجری است که با تمسک به مال و منال و ثروت بیت المال به عیش و نوش می پر دازد و قصد دارد برای ادامه حیات بزمی، به فرنگ عزیمت نماید. هیولای دوم یکی از نوچه های شعبان بی مخ در عصر پهلوی است که او نیز با غارت و چپاول اموال مردم، با زنی بدکاره به عیش و نوش مشغول است. هیولای سوم، شیطان بچه ای است که به نوعی می توان او را پیوند دهنده سه جریان تاریخی دانست و از منظری دیگر می توان او را راوی ای دانست که زمان حال را نیز روایت می کند،

 واقعیت این است که کارگردان این فیلم باید در اکران عمومی، به تغییری اساسی و اصولی، به لحاظ تفهیم، دست بزند و از انتقال معانی غلطی که در متن اثر در رابطه با رویدادهای عظیم عصر حاضر، نهفته است، امساک ورزد. عدم موشکافی زمان انقلاب و رهایی آن در فصل پایانی، دیدگاه های منفی را افزایش می دهد و حضور زن در انقلاب را همسو با افکار دو هیولای گذشته (زمان قجر و پهلوی) تجلی می سازد.

 حضور علی نصیریان و رویا تیموریان در اپیزود عصر قجری، درخشان ترین اپیزود فیلم است که همراه با بازی درخشان و استادانه این دو بازیگر توام است و صد چندان بر جذابیت فیلم می افزاید.
    امیر جعفری و پانته آ بهرام نیز در اپیزود عصر پهلوی، بازی های نفس گیری را از خود بروز می دهند و توانمندی های درونی خود را به نحو مطلوبی، جلوه گر می سازند.
    محمدرضا فروتن و باران کوثری نیز از تمام توانایی های خود بهره می گیرند تا بازی های باور پذیری را ارائه دهند

 کودک و فرشته     کودک و فرشته تنها فیلم قابل تامل در ژانر دفاع مقدس است که با کارگردانی مسعود نقاش زاده، در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، حضوری درخشان داشته و کوشیده رویدادهای جنگ را با واقعیت های رخ داده، تطبیق دهد.
    کارگردان فیلم کودک و فرشته پیش از این، در ساخت فیلم های مستند حضوری مداوم و فعال داشته و با دستیاری کارگردان های صاحب نامی همچون محمدرضا هنرمند، بر تجربیات خویش افزوده است. ماجرای فیلم از همان روزهای آغازین جنگ آغاز می شود؛

    مسعود نقاش زاده به سمت و سوی شعارهای توخالی و قهرمان پروری نمی رود و جنگ را از دریچه نگاه کودکی بازگو می کند و به شیوه ای ماهرانه و هنرمندانه رویدادهای آغازین جنگ را به تصویر می کشد. دلهره و اضطراب برخی از انسان هایی که در آغاز جنگ، قصد فرار از منطقه را داشتند، همراه با ایستادگی و مقاومت جوانان منطقه در برابر بعثیون خونخوار، چنان استادانه بیان می شود که دریافتگران را مات و متحیر می سازد.

 ساخت و تولید چنین فیلم هایی جسارت و شهامت مضاعفی را می طلبد و پردازش به چنین مقوله ای به تحقیق و پژوهشی عمیق نیازمند است، و مسعود نقاش زاده به همراه محمدرضا گوهری که این فیلمنامه را مشترکا به نگارش درآورده اند، اطلاعات کافی و لازم بر مبنای پژوهش هایی که انجام داده اند، به دریافتگران فیلم، ارائه می دهند.
    فیلم را می توان در ژانر کودک تصور کرد، اما رویدادها و وقایع به قدری عظیم و بزرگ است که اختصاص آن به ژانر کودک، از عظمت و بزرگی فیلم می کاهد.

    موسیقی زیبای کارن همایونفر، چنان همسو با ماجرای فیلم است که بخش عمده ای از جذابیت های تصویری و زشتی ها و تلخی های جنگ، باورپذیر تجلی می یابد و جلوه های ویژه جواد شریفی راد بر جذابیت های آن می افزاید، صدابرداری عباس رستگارپور، همراه با صداگذاری محسن روشن نیز از ویژگی های دیگر فیلم است که می توان گفت کاملاماهرانه صورت پذیرفته و رخدادهای فیلم را واقعی جلوه داده است. علاوه بر بازی زیبا و باور کردنی دو کودک، می توان به بازی های هنرمندانه و ماهرانه افشین هاشمی و شبنم مقدمی و قاسم زارع نیز اشاره کرد که در پلان سکانس هایی که حضور دارند، نقشی ماندگار را در اذهان دریافتگران بر جای می گذارند.
    نادر معصومی با مهارت کامل، تصویربرداری را انجام داده و همسو و همگام با کارگردان و متن فیلمنامه، رخدادهای جنگ را با قاب بندی های باور کردنی به تصویر کشیده و هرگز به سمت و سوی تصویرهای کلیشه ای، رهسپار نشده است.

پنالتی     انسیه شاه حسینی تاکنون نتوانسته آن گونه که باید همچون سایر فیلمسازان زن به درخششی چشمگیر دست یابد. او که با خبرنگاری و عکاسی پا به عرصه فیلمسازی نهاده، پیش از این آثاری همچون شب بخیر فرمانده، و غروب شد بیا، را در کارنامه هنری اش به ثبت رسانده و در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، با فیلم پنالتی حضور یافت. آثار تولیدی او در زمره آثار متوسط سینمای ایران به شمار می روند.
    موضوع فیلم پنالتی نیز علی رغم اینکه در خوزستان رخ می دهد، به مقوله ای جوان پسند می پردازد، اما ضعف در پرداخت فیلمنامه و تدوین نامناسبی که در فیلم مشهود است، همراه با بازی های نه چندان دلچسب، فیلم را در رده فیلم های متوسط جای می دهد. پنالتی از پراکندگی موضوعی رنج می برد.

   فیلم را در رده فیلم های متوسط جای می دهد. پنالتی از پراکندگی موضوعی رنج می برد. در فرازهایی گاه به آوارگی بازماندگان جنگ اشاره می کند و گاه نیز به رگه ها و آثار به جا مانده از دوران دفاع مقدس می پردازد و در مواردی نیز فقر و فلاکت حاکم بر زندگی بازماندگان جنگ را به تصویر می کشد و در نهایت غیرت و مردانگی و تواضع و فروتنی جانبازان را به طریقی شعارگونه مطرح می سازد.

   فوندانسیون فیلمنامه از چفت و بست محکمی برخوردار نیست اگرچه می کوشد به ارزش های نهفته در وجود جانبازان، اشاره های دقیقی بنماید و بی توجهی برخی از مسئولان نظام را، آگراندیسمان سازد، اما هدایت آن به مسابقه فوتبال و مقیاس میدان جنگ با میدان فوتبال به طنز شباهت می یابد.

    شاید انسیه شاه حسینی قصد داشته با مقایسه دو میدان فوتبال و جنگ هشداری به برخی از مسئولان نظام دهد که قهرمانان فوتبال در دنیای مادی از رفاه مطلوبی برخوردارند، اما قهرمانان میدان جنگ و بازماندگان دفاع مقدس، نه تنها از رفاه مادی محرومند، بلکه به لحاظ معنوی نیز در حاشیه قرار دارند. فیلمنامه نویس پنالتی، مقایسه خوبی را انجام می دهد، اما در قالب دیالوگ و فضا سازی های فیلم به نتیجه نهایی که عصاره اثر در آن نهفته است، دست نمی یابد. مسابقه فوتبال بر پیکره فیلم اشراف می یابد و سر و صداها و شلوغی های نه چندان مطلوب فیلم، و بازی فوتبال، موضوع ایثار و از خود گذشتگی های رزمندگان را به حاشیه می راند. تعمق و تفکری عمیق در متن فیلمنامه وجود دارد که در ساختار فعلی، به عین در نمی آید و اگر کارگردان ضمن مشاوره با چند کارشناس سینمایی و کارشناس فوتبال، در فرصتی مناسب سمت و سوی فیلمنامه را به عمق اثر معطوف می ساخت به حرکاتی که گاهی به هزل و هجو، سوق می یابد، گرایش نمی یافت