یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

ستاد امتداد مهر احمدی نژاد اعلام موجودیت کرد

 روزنامه رسالت صفحه 3

« ستاد خودجوش مردمی حمایت از دکتر احمدی نژاد (ستاد امتداد مهر)» با انتشار بیانیه شماره یک خود اعلام موجودیت کرد.
    به گزارش ایسنا در این بیانیه آمده است:
    پیروزی انقلاب اسلامی ایران با رهبری مدبرانه امام خمینی (ره) و جانفشانی آحاد مردم مومن، طلیعه امیدی برای مستضعفان و محرومان گردید تا در جهان ظلم محور مستکبران چشمداشتی به رهایی از زیر بار ظالمان داشته باشند. 26سال پس از پیروزی شکوهمند انقلاب، دکتر محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری با شعارهای انقلابی عدالتخواهانه و با پیشینه مدیریت توانمند در عرصه های مختلف همچون شهرداری تهران و ... با جلب اعتماد مردمی علی رغم موج گسترده تخریب مخالفان به عنوان رئیس جمهور ایران اسلامی انتخاب شد.
    اکنون با نگاه به عملکرد 4 ساله دولت نهم، با وجود موج بی سابقه کارشکنی، توطئه و تخریب مخالفان و مراجعه به آمار رسمی داخلی و خارجی می توان دولت نهم را به عنوان فعال ترین و موفق ترین دولت پس از انقلاب در دستیابی به اهداف، آرمانها و شعارهای اصیل انقلاب اسلامی معرفی کرد.
    اگرچه مخالفان دولت از همان ابتدا تلاش کردند با ایجاد اغتشاش خبری و رسانه ای مردم را نسبت به دولت، بی اعتماد و بدبین کنند اما صداقت و مظلومیت دولت، خصوصا شخص رئیس جمهور در مواجهه با بطن جامعه و تلاش شبانه روزی برای خدمت به مردم شریف ایران سبب شده اکنون پس از 4 سال تلاش بی وقفه دولت و تخریب و توهین مداوم مخالفان، آحاد مردم همچنان با قدرت از دولت و شخص رئیس جمهور حمایت کنند. استقبال به یادماندنی و حماسی مردم در سفرهای استانی رئیس جمهور گواه صادقی بر این مدعاست.

 

40میلیارد دلار تعهد خارجی، ارث به جا مانده برای دولت نهم

روزنامه ایران صفحه 3 

   مستندات آماری بانک مرکزی نشان می دهد، تعهدات خارجی کشور شامل بدهی های «قطعی و احتمالی» که در ابتدای دولت دوم اصلاحات یعنی سال 80 حدود 20 میلیارد دلار بوده است، به بیش از 40 میلیارد دلار در پایان سال 83 افزایش یافت و دولت نهم طی این سالها استقراض خارجی دولت گذشته را بازپرداخت کرده است.
    به گزارش فارس، آمار و مستندات بانک مرکزی از میزان تعهدات خارجی کشور شامل بدهی های قطعی و احتمالی حاکی است: بدهی خارجی «قطعی» کشور در سال 80 برابر 7 میلیارد و 214 میلیون دلار بوده است که در پایان سال 81 به 9 میلیارد و 250 میلیون دلار و در پایان سال 82 به 12 میلیارد و 100 میلیون دلار افزایش یافت. بر پایه این گزارش، بدهی خارجی قطعی کشور با رسیدن به رقم 28 میلیارد دلار در سال 86 مجدداً در سال 87 روند نزولی به خود گرفت و در پایان آذر ماه سال 87 به 22 میلیارد و 737 میلیون دلار کاهش یافت که از رقم سال 83 نیز کمتر است. بر اساس این گزارش، تعهدات خارجی کشور در آذر ماه سال 87 به 47 میلیارد دلار رسید که بخش اعظم آن از دولت گذشته به جا مانده است.

 

شما را چه می شود ؟! آقای کروبی !

 روزنامه کیهان  صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

  دیروز آقای کروبی در اقدامی که از یک روحانی بعید به نظر می رسید فحش نامه مفصلی علیه اینجانب و کیهان صادر کرد متن این فحش نامه به طور همزمان در روزنامه های زنجیره ای و سایت های ضدانقلاب به اصلی ترین خبر تبدیل شد و دو روزنامه اعتماد و اعتمادملی آن را به عنوان تیتر اول خود برگزیدند که انشاءالله این هماهنگی برخی از اصلاحاتچی های داخلی و سایت های ضدانقلاب خارجی مثل دهها و صدها مورد دیگر تصادفی! بوده باشد.
    و اما درباره فحش نامه آقای کروبی اگرچه گفتنی های بسیاری هست ولی در این نوشته تنها به بیان چند نکته بسنده می کنیم:
    1- ابتدا باید از آقای کروبی پرسید کدامیک از فحش ها و تهمت هایی که علیه کیهان آورده اید، قبل از شما از سوی رادیوهای بیگانه نظیر اسرائیل و رادیو آمریکا و سایت های سلطنت طلب و ضدانقلاب نثار کیهان و مدیرمسئول آن نشده است؟! خودتان قضاوت کنید. بنابراین از ژرفای دل خدا را شکر می کنیم که به خاطر دفاع از اسلام و نظام اسلامی و خط مبارک امام(ره) مورد عتاب و فحاشی دشمنان تابلودار خارجی قرار گرفته ایم و از همزبانی احتمالاناخودآگاه برخی دوستان داخلی با آنها عمیقاً متاسفیم.
    2- ماجرا این بود که جنابعالی در صفحه اول روزنامه خود با تیتر درشت خطاب به جمهوری اسلامی ایران نوشته بودید «اعدام کودکان را متوقف کنید»! چنانچه گویی همه روزه در ایران اسلامی دهها کودک را به جوخه اعدام می سپارند و جنابعالی خواستار توقف آن شده اید!!
    راستی! آقای کروبی مگر دقیقاً در همین روزها رژیم اشغالگر قدس به جرم کودک کشی مورد اعتراض و خشم مردم جهان قرار ندارد؟ و مگر نخست وزیر رژیم صهیونیستی ادعا نمی کند که اتهام کودک کشی را جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل وارد کرده است؟ بنابراین اگر ادعای شما خطاب به نظام اسلامی که «کودک کشی را متوقف کنید»! همصدایی-البته ناآگاهانه- با اسرائیل و آمریکا نیست، پس چیست؟! چرا به جای آن که از ادعای اسرائیل پسند خود نگران باشید، به کیهان که این همصدایی را ملامت کرده است فحش می دهید؟! یعنی شما نمی دانید که ادعای شما را دقیقاً و بی کم وکاست اسرائیلی ها علیه ایران اسلامی مطرح کرده اند؟ اگر می دانید که چه عرض کنم؟ و اگر نمی دانید که دانستن این مسائل یکی از مصادیق «سواد» است!
    3- جناب کروبی مگر فردای آن روز که تیتر یاد شده را در روزنامه اعتماد ملی چاپ کردید، به خاطر ناروا بودن آن از خوانندگان عذرخواهی نکردید؟ روزنامه تان که موجود است و نمی توانید انکار کنید. بنابراین باید پرسید اگر خودتان اعتراف دارید که ادعای بی جا و سخیفی کرده اید چرا به کیهان که قبل از اعتراف شما به آن اعتراض کرده بود ناسزا می گوئید؟! و چنانچه ادعای خود را قبول دارید چرا عذرخواهی کردید؟!
    4- در فحش نامه خود به گونه ای ناشیانه کوشیده اید صورت مسئله را عوض کنید و موضوع اعدام افراد زیر 18 سال را مطرح کرده و از نگارنده، پرسیده اید «شما بر مبنای کدام دانش فقهی و حوزوی متعرض محتوای اعلامیه من درباره ضرورت قانون مجازات افراد زیر 18 سال می شوید؟»
    آقای کروبی! چرا طفره می روید؟ موضوع را عوض نکنید! بنده به بحث فقهی شما اعتراض نکرده ام بلکه به ادعای اسرائیل پسند جنابعالی که هم دروغ محض و هم تهمت ناروا به اسلام و انقلاب است اعتراض داشته ام.
    ضمناً؛ مگر جای بحث فقهی درباره مجازات اعدام برای افراد کمتر از 18 سال در روزنامه هاست؟ تاکنون کدامیک از فقهای بزرگوار اینگونه بحث ها - دقت کنید بحث درباره موضوع و نه نتیجه آن- را در روزنامه ها مطرح کرده اند؟! آیا بهتر نبود به جای اینهمه آسمان و ریسمان کردن، یک باردیگر بیانیه خود را مرور می کردید و از مردم پوزش می خواستید.
    5- حق با شماست! بنده دانش فقهی ندارم ولی اولا؛ مگر بحث فقه است که به دانش فقهی نیاز باشد؟ و ثانیاً؛ مگر دانش فقهی جنابعالی در حد و اندازه ای است که ادعا کرده اید؟! طوری نوشته اید که انگار همه فقهای بزرگ قلم ها را زمین نهاده و دفتر و کتاب ها را کنار گذاشته اند تا نظر فقهی حضرتعالی را بشنوند؟!
    6- در فحش نامه کذایی به سوابق خود اشاره کرده و به آن بالیده اید که ضمن تقدیر و تحسین به خاطر اینهمه شکسته نفسی و تواضع!! نظر جنابعالی را به فرمایش تعیین کننده حضرت امام(ره) جلب می کنم که می فرمودند «میزان حال فعلی افراد است» . بنابراین بهتر است برای ارزیابی «حال فعلی» افراد، معیارهای بنیادین امام راحل(ره) را ملاک قضاوت قرار دهیم به یقین می پذیرید که «دو صد گفته چون نیم کردار نیست»! هست؟!
    7- اینجانب را به زعم خود ملامت کرده اید که بازجو بوده ام. بنده هیچگاه بازجو نبوده ام ولی بارها ابراز تاسف کرده و می کنم که چرا ثواب بازجو بودن در نظام جمهوری اسلامی ایران که متعلق به حضرت صاحب الزمان(عج) است در نامه اعمال من ثبت نشده است و خدا را شکر می کنم که به لطف او مانند کسانی نیستم که برای کسب قدرت همراه بادهای سیاسی به این سو و آن سو کشیده می شوند و مثلاً در زمان حضرت امام(ره)، گروهک نهضت آزادی را غیرقانونی می دانند و بعدها با همین افراد که به قول امام راحل(ره) آمریکایی هستند، پالوده می خورند و یا یک روز از خط امام دم می زنند و روز دیگر با کسانی که به آن بزرگوار اهانت کرده اند، ائتلاف می کنند! و یا یک روز با حضرت امام(ره) علیه دزدان بیت المال همصدا می شوند و روز دیگر از یک مفسد اقتصادی پولهای کلان می گیرند و... بگذریم که گفتنی در این باره بسیار است و قلم در نیام به صلاح نزدیکتر.
    8- مرا متهم کرده اید که علیه -به اصطلاح- روشنفکران قلم زده ام ولی مصلحت ندانسته اید که بفرمائید آنها چه کسانی بوده اند؟ برای کیهان افتخار بزرگی است که علیه دشمنان اسلام و امام و انقلاب قلم زده و هویت واقعی آنها را افشا کرده است. کسانی که؛ «فرهنگ شهادت را خشونت آفرین» می دانستند! اسلام را متعلق به 1400 سال قبل دانسته و قوانین آن را غیرقابل اجرا معرفی می کردند! شهادت امام حسین علیه السلام را نتیجه خشونت طلبی- نستجیربالله- جدش رسول خدا (ص) در جنگ های صدر اسلام می دانستند! کسانی که «انقلاب اسلامی را عامل عقب افتادگی» می نامیدند! آنها که می نوشتند «ائمه اطهار(ع) هم قابل انتقاد هستند»! و یا «اصلی ترین مشکل ما برای برقراری دموکراسی در کشورمان این است که در ایران هنوز خدا نمرده است»! و می نوشتند «منشا خشونت همین احکام فقهی است»! و «افکار امام خمینی(ره) باید به موزه تاریخ سپرده شود»! و می نوشتند «حجاب و حیای زنان مظهر و نماد عقب افتادگی است»! و...
    جناب کروبی! کیهان خدای سبحان را شاکر است که به لطف و عنایت او علیه این جرثومه های فساد و تباهی قلم زده است و از جنابعالی که لباس مقدس روحانیت را بر تن دارید تعجب می کند چرا مقابله کیهان با این جریانات منحرف و ضد خدا و اسلام را جرم می دانید؟! و این ساال جدی مطرح است که چرا حضرتعالی با این جرثومه های فساد و تباهی ائتلاف سیاسی داشته و در مقابل اهانت های صریح - و نه پنهان و مخفی- آنان مهر سکوت بر لب زده و می زنید؟! بدیهی است که نمی توانید لاطائلات مکتوب این عده در جبهه سیاسی وابسته به خود را انکار کنید، چرا که تماماً آشکار و علنی بوده است. و صد البته نمی توانید سکوت خود در برابر این اهانت ها را توجیه بفرمائید! حالاقضاوت بفرمائید شما قابل ملامت هستید که با این جماعت همراه بوده اید یا کیهان که علیه آنها قلم زده است؟! آیا شما حامی روحانیت و فقاهت و مراجع بوده اید؟ یا کسی که با این جرثومه های فاسد در افتاده است؟! جنابعالی به کلام حضرت امیر(ع) در ماجرای کشیدن خلخال از پای دختر یهودی استناد کرده و نتیجه گرفته اید اگر کسی در مقابل اهانت به فلان و فلان بمیرد بر او ملامتی نیست که باید عرض کنم نظرتان درباره کسی که از قصه پرغصه سکوت یک روحانی در مقابل اهانت به رسول خدا(ص) بمیرد چیست؟!
    9- راستی! آقای کروبی! آیا جنابعالی شخصیت خود را -نستجیربالله- از رسول خدا(ص)، ائمه اطهار و حضرت امام(ره) برتر می دانید؟ به یقین پاسخ منفی است و ساحت جنابعالی از این اتهام دور است. بنابراین چرا در مقابل اهانت هم حزبی های خویش نسبت به آن بزرگواران سکوت کردید و هنگامی که خودتان به خاطر همزبانی با دشمنان اسلام مورد انتقاد قرار گرفتید، فحش نامه صادر فرمودید؟!
    10- نوشته اید «شگفتا که در دوران شاه اعضای حزب توده، رستاخیزی و ساواکی می شدند و به شکنجه و آزار مبارزان انقلابی و زندانیان سیاسی می پرداختند و پس از انقلاب برخی افراد که سابقه وابستگی به گروههای ضد انقلاب داشتند لباس مطبوعاتی می پوشند».
    دراین باره لازم است عرض کنم، برخی از افراد یاد شده در حزب و گروه شما بوده اند و اما اینجانب به گواهی پرونده ام هرگز عضو گروهی نبوده و از نوجوانی مقلد حضرت امام(ره) بوده ام. شما می توانید از برخی دوستان خود نظیر آقای سرحدی زاده، کاظم بجنوردی، و سایر زندانیان سیاسی (10 سال تا ابد) بپرسید که چه کسانی جمع زندانیان مسلمان را از جمع منافقین جدا کردند و چه کسانی از طریق ملاقاتی ها و پیام به بیرون زندان با حضرت امام(ره) و یا نمایندگان ایشان تماس گرفته و از ایشان راهنمایی می خواستند و چه کسانی... بگذریم.
    11- پرسیده اید که آیا بنده تاکنون ملاقاتی با حضرت امام(ره) داشته ام؟ برای مزید اطلاع جنابعالی باید بگویم؛ آری، بارها توفیق زیارت آن بزرگوار را داشته ام و از جمله، بعد از دستگیری اعضای حزب توده با واسطه شهید محلاتی که در آن زمان نماینده حضرت امام(ره) در سپاه بودند برای مباحثه با احسان طبری درباره مارکسیسم و نقد آن ماموریت یافتم و بعد از بازگشت مرحوم احسان طبری به اسلام- که نتیجه مستقیم مراجعه وی به شخصیت عظیم حضرت امام(ره) و آثار استاد شهید مطهری بود- مورد لطف حضرت امام(ره) نیز قرار گرفتم. شهید محلاتی به ظاهر در میان ما نیست ولی اسناد آن که موجود است. بپرسید و یا به سخنرانی شهید محلاتی در اجتماع پرسنل سپاه پاسداران انقلاب شیراز مراجعه بفرمائید و موارد دیگری که اطلاع از آن برای جنابعالی به آسانی امکانپذیر است.
    12- در جای جای فحش نامه خود به انتخابات اشاره فرموده و این پرسش منطقی را بی پاسخ گذاشته اید که مگر به خاطر انتخابات باید دفاع از اسلام و انقلاب را تعطیل کرد؟
    13-اگرچه هنوز گفتنی های مستند دیگری باقی است اما فقط به یکی دیگر از اصلی ترین گفتنی ها که جان کلام نیز هست اشاره می شود.
    به فحش نامه ای که دیگران برایتان نوشته و جنابعالی امضاء فرموده اید یک نگاه دیگر بیندازید. ملاحظه فرمودید؟! حالاخودتان قضاوت کنید که مخاطب این فحش نامه کیهان است یا در آن، برخی از ضدانقلابیون به بهانه کیهان، بغض ها و کینه های فروخورده خود از امام(ره) و انقلاب را خالی کرده اند؟! اگر کسانی که فحش نامه را برایتان نوشته اند فقط به کیهان فحش داده بودند، هرگز پاسخی نمی دادیم، ولی....
    راستی آقای کروبی! نگاهی هم به سایت های ضدانقلاب بیندازید و پیچ رادیوهای بیگانه را بپیچانید، برای شما چه هورایی می کشند و به خاطر فحش نامه کذایی چه تشویق و تقدیری است که پشت سرهم نثارتان می کنند!...یادتان هست که امام(ره) می فرمودند هر وقت دیدید دشمنان اسلام از مواضع و عملکرد شما حمایت می کنند در کار خود شک کنید؟
    جناب آقای کروبی!
    باور بفرمائید- و چنانچه باور ندارید در آینده ای نزدیک به چشم خود می بینید- که برخی از اطرافیان شما نه فقط کمترین ارادتی به شما ندارند بلکه حضرتعالی را تنها در حد یک بلندگو برای اظهارات ساختارشکنانه می خواهند. چرا؟! آنها در پی آنند که شمارا بیرون از نظام قلمداد کنند تا انتخابات آینده را آنگونه که آمریکایی ها با صراحت اعلام داشته اند به انتخاباتی دو قطبی که یک قطب آن پای در بیرون نظام دارد تبدیل کنند. بدیهی است که حضرتعالی علی رغم انتقادات جدی که به برخی از مواضع و عملکردتان وجود دارد، شخصیتی در حوزه نظام اسلامی هستید همانگونه که آقای مهندس موسوی نیز چنین است. کیهان در پی اثبات این واقعیت است بنابراین اگر هم انتقادی می کند خیرخواهانه و دلسوزانه است حتی اگر لحنی تلخ داشته و گاه با تمثیل ها و لطیفه هایی همراه باشد که فقط تمثیل است و طنز و همانطور که می دانید «مثل عین ممثل» نیست، اما برخی از اطرافیان شما حضرتعالی را بیرون از نظام می پسندند همانها که در گذشته ای نه چندان دور در مقابل شما ایستاده بودند. حالاقضاوت بفرمائید کدام دوست و کدام دشمن است؟

 

گرد و خاک کردن حسین شریعتمداری در فنجان قهوه!

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 23

  از امروز در این ستون زیر نظر یکی از فالگیرهای بین المللی، برای اشخاص مشهور مملکت و باقی فک و فامیل مان که ممکن است در آینده مشهور شوند و شغلی در دولت به دست بیاورند، فال قهوه می گیریم.
    فال قهوه امروز را برای آقا حسین شریعتمداری گرفته ایم.
    آقا حسین شریعتمداری با نظر مشکوک به محتوای فنجان، قهوه را مثل نوشابه یک نفس سر می کشد. فنجان را برمی گرداند و به کسی تلفن می زند و از رابطه کافئین با ضدانقلاب پرس وجو می کند.
     فال شما
    ای صاحب فال در فال تو تصویر یک قلمدان افتاده است و این یعنی تو به جمع آوری قلم ها علاقه زیادی داری. اگر شانس با تو یار باشد با گرفتن قلم های روزنامه نگاران، بزرگترین قلمدان تاریخ را به نام خودت ثبت می کنی.
    ای آقا حسین، همینطور که می بینی در گوشه فنجانت تصویر یک {...}افتاده. این {...} همان موجودی است که اگر نظارت استصوابی نباشد وارد پارلمان می شود، اما چون نظارت استصوابی نیست وارد فال قهوه هم شده است.
    ای صاحب فال! در فنجان تو عکس یک توپ با یک خانه افتاده است. این به چه معنی است؟ ما نمی دانیم. یعنی خانه ات را توپ خراب نمی کند؟ یعنی در خانه ات توپ بازی می کنی؟ یعنی توپت در خانه پر است؟ یعنی توپخانه؟ یعنی در توپخانه روزنامه داری؟ یعنی در روزنامه ات توپخانه داری؟ اینها را ما نمی دانیم.
    ای آقا حسین گل! اینطور که در فالت می بینم تو کارت بالامی گیرد و در آن بالاگرد و خاک راه می اندازی طوری که مردم مجبور می شوند روزی سه مرتبه خانه و پرونده و شناسنامه شان را گردگیری کنند.
    ای صاحب فال! در فالت تصویر کهکشان و کیهان افتاده است و معنی این تصویر خیلی مشخص است! کیهان یک معنای جهانشمول است. پس همه چیز در کیهان است و هر چیزی که در کیهان نیست وجود خارجی نباید داشته باشد.
    اینطور که آن گوشه فنجانت پیداست تا هفت وعده دیگر (هفت ساعت، هفت روز، هفت سال) یک اتفاق نادر در زندگی ات رخ می دهد. حتی نادرتر از گرفتن نشان افتخار به خاطر انتقاد از دولت نهم!
    و همچنین در فال تو تصویر یک کبوتر افتاده است. آیا این یعنی تو به کبوترها علاقه داری و دوست داری آنها را پیش خودت نگه داری؟ یعنی در محل کارت برای کبوترها قفس می سازی؟ یعنی روی عکس کبوتربازها خط می کشی؟ یعنی کبوتر نامه بر داری؟ یعنی پستچی هستی؟ یعنی دوست داری به کبوترها آب و دانه بدهی؟ یا به آنها دانه نمی دهی که جلد بوم تو شوند؟ ما نمی دانیم.
    ای آقا! در فالت تصویر یک چیز نوک تیز افتاده. شاید نوک قلم تو باشد، که مثل جوالدوز است و روی دیگران امتحانش را پس داده. شاید نوک دم هایی باشد که قیچی کرده ای (وشاید مربوط به همان کبوترها باشد. ما نمی دانیم!) خلاصه هر چی هست، ما که هیچی، مراقب باش تو دست و بال خودت فرو نرود پدر جان.
    ای صاحب فال! با اینکه خیلی دلت می خواهد طنزنویس شوی اما فالت تلخ تر و جدی تر از آن است که جایی برای طنز در آن پیدا شود.
    در ضمن در سه وعده دیگر (به عقب یا جلویش را نمی دانم) یک نامه می گیری. این نامه ممکن است غصه دارت بکند یا ممکن است کسی را غصه دار کرده باشی که این نامه را برایت نوشته است، یا ممکن است این نامه برایت باد هوا باشد! اما تو کار خودت را بکن، به بیانیه بین المللی که کاغذپاره باشد، دیگر یک نامه بین المطبوعه که نباید اصلابه حساب بیاید.
    همین. این فال تو بود. خداحافظ.
    گفتن ندارد که خیلی چیزها را صاحب فال فقط خودش می داند. ما فقط یک چیزهایی را که ته فنجان قهوه می افتد می دانیم و البته همان یک چیزهایی هم برای خودش کلی است!
    فردا فال قهوه یک بابای دیگر را برایش می گیریم و برایتان می نویسیم.