سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧

 

اصلاحات که مرده بود؟!

روزنامه کیهان  صفحه 2 

  عضو فراکسیون اصلاحات در مجلس ششم معتقد است عنوان شیخ اصلاحات برای برخی همانند عنوان عینعلی برای کور است.
    اکبر اعلمی که اخیرا کاندیداتوری خود را برای انتخابات رسما اعلام نموده در یادداشتی با اشاره به ماهیت و سابقه تاریخی مفاهیم چپ وراست اصلاح طلب و اصولگرا به شیوه ای کنایه آمیز از میرحسین و کروبی انتقاد کرد.
    وی در خصوص میرحسین موسوی می نویسد: با وجود این که آقای میرحسین موسوی پس از 20 سال سکوت به نظر میر سد که همچنان بر بخش قابل توجهی از دیدگاه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی گذشته خود اصرار ورزیده و از آشکار کردن و اظهار آن هم ابائی ندارد، براساس تلقی نادرست و تلقینات جریانات سیاسی صاحب تریبون، اصلاح طلب به شمار می رود، در حالی که شواهد حاکیست که نگاه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایشان با مواضع بسیاری از مدعیان اصلاح طلبی امروز تناسب چندانی ندارد و وجه افتراق میان مواضع و باورهای او با طیف وسیعی از اصلاح طلبان موجود بسیار بیشتر از اختلاف وی با مواضع مدعیان اصولگرائی است!
    وی همچنین در خصوص بکارگیری عناوینی همچون شیخ اصلاحات که درباره کروبی به کار می رود، می نویسد اولاباید تحول خواهی صاحب همچون عنوانی ثابت شود و ثانیا وقتی فردی لیدر یا شیخ اصلاحات نامیده شود این نامیدن توسط هواداران اکثریت اصلاحات باشد نه یک گروه اندک. گرچه عده ای کماکان می توانند میان خود به صورت قراردادی به توافق برسند که فلان شخصیت رهبر و یا شیخ و بزرگ اصلاحات باشد و سپس به کمک ایادی و رسانه های انحصاری خود به مخاطبین ساده خود نیز همان را تلقین نمایند. اما بدون تردید رابطه چنین افرادی با اصلاحات و تحول خواهان واقعی کشور مانند رابطه نابینا با اسم عینعلی و لنگ با اسم بادپا خواهد بود!
    گفتنی است اعلمی هنگامی که به خاطر مواضعش علیه وزارت نفت دولت اصلاحات مورد شکایت و پیگرد قرار گرفت، از مرگ اصلاحات خبر داد و گفت مصونیت نمایندگی یعنی کشک!

 

انتقام از امام

روزنامه اعتماد ملی صفحه 1 

نویسنده: سیدمهدی امام جمارانی

   در روزنامه اعتماد ملی دوشنبه 26 اسفند 1387 از قول آقای مصباح یزدی مطالبی در مورد آقای کروبی نقل شد که جای بسی تامل و شگفتی دارد. ایشان در جواب آقای کروبی که سه سال پیش گفته بود: نامه ای را علیه دستگاه شاهنشاهی نزد آقای مصباح یزدی بردم ولی امضا ننمود و گفت حاج آقا روح الله از این تندروی ها زیاد می کنند، ما نباید گوش کنیم> در پاسخ گفته است: <من به آقای کروبی اعتمادی نداشتم، هویت او برایم مجهول بود. بنده هنوز هم به این قبیل افراد اعتماد ندارم.> حضرت آقای مصباح ضمن احترام به فضایل علمی و فلسفی جنابعالی باید بگویم که آن روزها برنامه های جنابعالی و برخوردهای جنابعالی مجهول و ناشناخته بود، نه آقای کروبی. کروبی از عنفوان جوانی یا در زندان بود یا در تبعید و حصر یا مخفی و فراری بود یا مورد بی مهری امثال جنابعالی. و من که از سال 41 رفیق نزدیک ایشان بودم، یاد ندارم که مدتی را ایشان و خانواده اش در آسایش زندگی کنند. همه هستی او صرف مبارزه با دستگاه ستمشاهی و به ثمر رسیدن انقلاب شد و اگر امثال کروبی و سربازان پاکباخته چون کروبی نبودند نه دستگاه جبار به نابودی کشیده می شد و نه انقلاب به ثمر رسیده بود و نه امروز جنابعالی می توانستید آزادانه از امکانات انقلاب و کشور در جهت اهداف فرهنگی مورد نظر خود بهره برداری کنید.
    حضرت آقای مصباح آیا شما واقعا به روش امام و اندیشه های او معتقد بودید و در عین حال در جشن نیمه شعبان سال 57 با چراغانی موسسه خود دستور امام را در مورد تعطیلی چراغانی شکستید؟ و امام را آدمی تندرو می دانستید؟
    برخوردهای آن روزگار شما نشان می داد که اگر خدای نخواسته انقلاب به پیروزی نمی رسید، شما احتمالااز کسانی بودید که انقلابیون را به تمسخر می گرفتید و همه را غیرطبیعی فرض می کردید کمااینکه الان به شخصیتی که صددرصد مورد تایید و نماینده تام الاختیار امام بود و امام ایشان را با عنوان عمادالاعلام و ثقه الاسلام مورد خطاب قرار داد، (صحیفه امام ج 6 ص 367) می گویید <اعتماد نداشته و هنوز هم ندارم> جناب آقای مصباح! حضرت امام با آن همه احتیاط که در نوشتار و گفتار خود داشتند راجع به آقای کروبی تعبیراتی دارند که در مورد کمتر کسی نظیر آن را می توان یافت. حضرت امام در حکمی به جناب آقای کروبی می فرمایند: <جنابعالی را که بحمدالله در صف اول مجاهدان اسلام بوده و هستید چون سال های گذشته به نمایندگی از طرف خود به سرپرستی حجاج بیت الله الحرام منصوب می نمایم.> جناب آقای مصباح اگر برای ما ملاک نظر حضرت امام باشد، باید بگویم کروبی مورد تایید امام و در صف اول مجاهدان اسلام است و اما جنابعالی که امروز سنگ دفاع از اندیشه امام را به سینه می زنید از چنان جایگاهی در نزد امام برخوردار نبودید و حتی وقتی یکی از بستگان شما را برای نمایندگی امام در سپاه معرفی کردند، امام رد کردند و فرمودند: می خواهید این افکار را به سپاه بکشانید. جناب آقای مصباح اگر حضرتعالی به آقای کروبی اعتماد نداشتید و ندارید و به راه امام عقیده داشتید چرا شب نیمه شعبان که شعله انقلاب فراگیر شده بود با نظر امام در مورد تعطیلی چراغانی مخالفت کردید و خواستید وضع کشور را عادی جلوه بدهید و امام را یک آدم تندرو قلمداد نمایید. واقع قضیه این است که بعضی افراد که نتوانستند و نفوذ حضرت امام اجازه نمی داد که به امام ناروا بگویند سعی می کردند به افراد مورد تایید و قبول حضرت امام بدگویی و تهمت و افترا بزنند. به یاد دارم مرحوم فردوسی پور در ایام درگیری بنی صدر خدمت امام رسید و گفت: بسیاری به افرادی چون آقای بهشتی و هاشمی و آقای خامنه ای و حاج احمدآقا فحاشی نموده و بد می گویند و حضرت امام به او فرمودند: بله اینها چون به من نمی توانند فحشی بدهند به این آقایان می گویند چون می دانند که اینها مورد تایید و اعتماد من هستند. اکنون نیز گویا مطلب همینطور است؛ انتقام از اینها و کروبی ها انتقام از امام است.

 

آیت الله سبحانی عنوان کرد: ریشه های اندیشه ضد دینی شبستری

روزنامه رسالت  صفحه 2 

   حضرت آیت الله جعفر سبحانی از مراجع عظام تقلید خاستگاه اندیشه های محمد مجتهد شبستری را کلام کاتولیک و اندیشه های منسوخ مارکسیستی برشمرد و آن را در راستای برنامه اسلام زدایی غرب دانست. حضرت آیت الله سبحانی از مراجع عظام تقلید و از متفکرین و بزرگان کلام اسلامی در پاسخ به درخواست های طلاب و دانشجویان و جمعی از اصحاب اندیشه برای اعلام نظر درباره سخنانی که اخیرا در دانشگاه صنعتی اصفهان توسط محمد مجتهد شبستری عنوان شد مطالبی نوشته اند که توسط دفتر ایشان جهت انتشار در اختیار گروه آئین و اندیشه خبرگزاری فارس قرار گرفته است. آیت الله سبحانی به ریشه های اندیشه گفته شده در دانشگاه صنعتی اصفهان پرداخته و آورده است: سالیان درازی است که غربیان، برای «اسلام زدایی» برنامه ریزی کرده و اساس برنامه آنها را تشکیک در نبوت پیامبر اسلام، تشکیل می دهد. ولی با تجربه دریافتند که تشکیک به صورت صریح و آشکار کارساز نیست اما به صورت خزنده می توان به مقصود رسید. از این جهت راه دوم را بر راه نخست ترجیح داده اند که به صورت خزنده به نفی نبوت و نفی اسلام برسند، بالاخص تئوریسین های جدید آنها از فروپاشی مارکسیسم درس آموخته اند. علت اینکه مارکسیسم فرو ریخت، آن بود که با دین و مذهب، مقابله صریح و رو در رویی پرشتاب داشت و از این جهت برای مبارزه با دین و دینداری کارساز واقع نشد، و لذا وقتی فرو پاشید، مساجد و کلیساها دوباره رونق گرفتند. حضرت آیت الله سبحانی یادآور شده است: شبستری نه تنها نظریه کاتولیک ها درباره پیامبر را بازگو کرده بلکه در بخش هایی از سخنان خود، نظریه مارکسیست ها درباره کل ادیان و پدیده وحی را منعکس کرده است که می گویند: اصل دین ساخته بشر است، جنبه متافیزیکی ندارد. (و کتاب های ارانی و نوچه های او، مملو از این سخنان است) بخشی از کلمات این نواندیش اشاره به این عقیده است که می گوید: «بنابراین، دین هم از انسان شروع می شود، فلسفه هم از انسان شروع می شود، علم هم از انسان شروع می شود، هنر هم از انسان شروع می شود. بنابراین، این تعبیر که دین، ماورایی است را بنده برایش معنی درستی نمی بینم ... چون اصلابنده دین و دین داری را کار خود آدمی می دانم.» آیا تکرار سخن مارکسیست هایی ( که خود آنها هم، اکنون از آن دست برداشته و به آن بی اعتقاد شده اند)، نواندیشی به حساب می آید یا تقلید کورکورانه؟! آن هم تقلید از نظریاتی که نادرستی خود را در عمل و تجربه ثابت کرده اند. از سوی جهان متمدن، بر اثر پیشرفت علم، کنار گذاشته شده اند!! شگفتا این نواندیش دینی در آخر کلام خود از پیروی نسنجیده از افکار دیگران انتقاد می کند و می گوید:« این را دوستانه می گویم که وقتی انسان بخواهد اهل فکر باشد اهل تعقل باشد، از عده ای طلب ارشاد بکند، تقلید کورکورانه غلط است... تقلید کورکورانه کار درستی نیست...» آیا پیروی نسنجیده از مسیحیان کاتولیک و بدتر از آن، از اندیشه های مارکسیست ها، زیبنده یک نواندیش مسلمان است؟ وی اضافه کرده است: مارکسیست ها، واقعیت دین را به نوعی ساخته و پرداخته کاهنان و جادوگران می دانند، و درباره دعانویسی و اینکه مردم در هنگام بیماری به دعانویسان پناه می برند تا از شر جن و پری ها که مایه بیماری آنها شده اند نجات یابند، قلمفرسایی می کنند و دین را یک مسئله خرافی قلمداد می نمایند.

 

هاشمی 87 در یک تابلو

روزنامه اعتماد صفحه 6 

نویسنده: سیدحمید متقی

 اگر از شما بخواهند در یک اثر کلاژ تحولات سیاسی ایران در سال 87 را روی تابلو نقش کنید از چه تصاویر یا بریده جرایدی استفاده می کنید؟ تصویری از سکوی پرتاب ماهواره امید یا آغاز به کار مجلس هشتم؟ از تیترهای افشاگرانه پالیزدار تا بازداشت و آزادی وی یا تساوی های ملال آور پنج ساله اخیر قرمز و آبی؟ لوگوی شهروند، تهران امروز و کارگزاران بر تابلوی شما نقش می بندد یا علامت NPT؟با توجه به سرعت و تعدد خارق العاده رویدادها و تحولات در این مرز و بوم، طبیعی به نظر می رسد هر کس به فراخور دیدگاه و نظرات خود تابلوی کلاژ متفاوتی برای نمایش تهیه کند. با این همه به احتمال زیاد شما هم معتقد خواهید بود برای نگاهی جامع به جغرافیای سیاست در ایران 87 باید بخشی از تابلو را به اکبر هاشمی رفسنجانی اختصاص داد.اگر هم در تابلویی به وی و عملکردش اشاره نشده باشد احتمالاً نخستین پرسشی که در اذهان متبادر می شود این خواهد بود که سازنده تابلو از چشم پوشی از هاشمی چه هدفی را پیگیری می کرده است.شاید بتوان با قاطعیت تاکید کرد این گزاره در صورتی که از سه دهه عمر انقلاب اسلامی نیز 30 تابلوی کلاژ خلق شود، با همه تغییر ها و شلوغی ناشی از اتفاقات پیاپی باز هم صادق خواهد بود و لاجرم یکی از المان های ثابت این 30 تابلو هرچند با موقعیت های متفاوت و حتی گاه متعارض حضور اکبر هاشمی رفسنجانی در آن خواهد بود.بسیاری از ناظران عرصه سیاست در ایران شکست سنگین هاشمی در سوم تیر را نقطه پایان حضور موثر وی در ساخت قدرت نظام جمهوری اسلامی ارزیابی می کردند. اما شاهد بودیم که هاشمی با صبر و انتخاب زیرکانه حرکت های پس از آن ماجرا، آرام آرام توانست به بازسازی وجهه خود بپردازد و در انتخابات مجلس خبرگان همه رقبا از جمله پدر معنوی کامیابان انتخابات سوم تیر را نیز با فاصله یی غیرقابل انکار پشت سر بگذارد.
    احمدی نژاد: جدال بی پایان
    درست در آغازین روزهای سال 87 یکی از پرونده هایی که در سال 86 روی میز هاشمی و احمدی نژاد قرار گرفته بود، با کامیابی نسبی هاشمی رفسنجانی مختومه شد.اگر به یاد داشته باشید در سال 86 محمود احمدی نژاد در چند سخنرانی و کنفرانس مطبوعاتی از وجود یک جاسوس هسته یی در تیم پیشین مذاکره کننده با آژانس خبر داده بود که با ارائه اسناد محرمانه به بیگانگان باعث افزایش فشار بر کشور شده بود. ایما و اشاره های رئیس دولت نهم چنان اظهرمن الشمس می نمود که اکثر رسانه ها انگشت اتهام را به سوی سیدحسین موسویان مشاور نزدیک رئیس مجمع تشخیص مصلحت و سخنگوی تیم مذاکره کننده هسته یی در دولت اصلاحات نشانه رفتند.پس از بازداشت وی اخبار ضد و نقیضی در این باره منتشر شد. با این حال سیدمحمد خاتمی در سخنرانی سال 86 خود در دانشگاه تهران به شدت این اتهام را تکذیب و اکبر هاشمی نیز به محض آزادی موسویان از زندان با قرار وثیقه، وی را به سمینار مجمع تشخیص مصلحت دعوت کرد و در تمام مدت برنامه و جلوی دوربین عکاسان وی را در کنار خود جای داد.این دو رویداد خشم رسانه های حامی دولت را به همراه داشت. درست در اواخر سال 86 پرونده به دستگاه قضایی سپرده شد و قاضی پرونده با وجود موج رسانه یی شدیدی که علیه موسویان به راه افتاده بود، وی را از اتهام جاسوسی تبرئه کرد. این اقدام موجب اعتراض شدید دولتمردان نهم و رسانه های آنها شد و با اعتراض دادستان پرونده مورد بررسی مجدد قرار گرفت و سرانجام در فروردین ماه سال 87 موسویان بار دیگر از اتهام جاسوسی تبرئه و تنها به سبب نگهداری برخی از اسناد محرمانه به دو سال حبس تعلیقی محکوم شد. این حکم باز هم با نارضایتی شدید رسانه حامی دولت مواجه شد. همین امر هم باعث ادامه روند اتهام پراکنی علیه موسویان شد. موسویان نیز پس از مدتی سکوت علیه این رسانه به دستگاه قضایی شکایت برد.پس از این اقدام بسیاری از رسانه های اصولگرای منتقد دولت که در این پرونده با احمدی نژاد هم صدا شده بودند با انتشار نامه هایی رسماً از موسویان عذرخواهی کردند: از روزنامه سیاست روز گرفته تا سایت الف و عدالتخانه. فارغ از این گونه موارد مهم ترین چالش هاشمی و احمدی نژاد در نوع نگاه آن دو به مسائل کشور بازمی گردد. هاشمی در سال 87 رسماً اعلام کرد دیگر در برابر اقدامات دولت که وی آنها را غیرکارشناسانه می نامید سکوت نخواهد کرد.درست در روزهای پایانی فروردین ماه رئیس مجلس خبرگان رهبری به تقبیح شیوه های اقتصادی که به جای تقسیم ثروت به تقسیم فقر پرداخته و عدالت را در توزیع پول بین مردم تعریف می کنند، پرداخته، این روش را گداپروری نامید. این انتقاد تلویحی به برخی از اقدامات دولت نهم اسباب خشم ارگان مکتوب دولت را فراهم کرد. این روزنامه در یادداشت تندی به این انتقاد هاشمی پاسخ داد و وی را مسوول مشکلات اقتصادی کنونی کشور دانست. این روزنامه نوشت: به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، آغاز آسیب پذیری اقتصادی به دوران دولت سازندگی که گرایشات افزون طلبی و رانت های دولتی در یک مجموعه محدود همراه با سیاست های غیربومی از سوی این مجموعه ارائه و عملیاتی می شد، برمی گردد. (ایران، دوم اردیبهشت)چند روز بعد اکبر هاشمی رفسنجانی بار دیگر و این بار در حسینیه جماران و در جمع تشکل های دانشجویی با ابراز تاسف از عقبگرد کشور در سه سال گذشته، دولت احمدی نژاد را به کم کاری در دستیابی به اهداف سند چشم انداز متهم کرد. (امروز، 22مرداد)سخنان هاشمی با موضع گیری شدید جریان حامی احمدی نژاد روبه رو شد. تا جایی که حسین شریعتمداری در سرمقاله 24 مردادماه کیهان به صورت تلویحی وی را متهم به خلافگویی کرد. این روزنامه نوشت:استناد آیت الله هاشمی به نظر خصوصی رهبر معظم انقلاب - البته و با عرض پوزش در صورت صحت این استناد- در حالی است که چند روز قبل از آن، بیت رهبر معظم انقلاب با صدور اطلاعیه یی همگان را از استناد به نظرات مطرح شده از سوی معظم له در جلسات خصوصی به شدت نهی کرده و تاکید شده بود «این مطالب تابع حکم مربوط به جلسات خصوصی است و هیچ کس نمی تواند ادعای نقل یا تحریف مطلبی را داشته باشد که علی القاعده دسترسی به آنها جز در شرایط خاص امکان پذیر نمی باشد».از این رو استناد آقای هاشمی رفسنجانی به سخنان رهبر معظم انقلاب در یک جلسه خصوصی به دلیل فوق الذکر اقدامی خلاف قانون و روال است. در بخش دیگری از این مقاله آمده است: این نقل قول فاقد اعتبار نیز هست، زیرا از یک سو آنچه آیت الله هاشمی رفسنجانی از قول رهبر معظم انقلاب نقل کرده اند- البته مطابق تفسیر خود ایشان- مستلزم تعریض رهبر فرزانه انقلاب به دولت نهم است و از سوی دیگر برای اثبات صحت آن هیچ سندی غیر از اظهارات جناب آقای رفسنجانی وجود ندارد.با وجود موج تخریب گسترده علیه هاشمی وی همچنان به نقد دولت ادامه داد تا جایی که سخنگوی دولت علناً وی را دشمن دولت نهم نامید. اعتماد در این زمینه نوشت: سخنگوی دولت رئیس مجلس خبرگان رهبری را به «دشمنی» با محمود احمدی نژاد متهم کرد و از وی خواست برای انتقادات خود علیه دولت «حجت شرعی» ارائه کند.طی سال گذشته محمود احمدی نژاد نیز در هر فرصتی به ویژه در سخنرانی های سفرهای استانی به صورت تلویحی یا صریح هاشمی و حامیان وی را مورد انتقاد قرار داد که پرداختن به همه آنها از مجال این مطلب خارج است. بدون اغراق می توان بیان داشت بیشترین خبری که در همه ماه های 87 به انحای مختلف در صفحات سیاسی روزنامه ها تکرار شد انتقادات گاه و بیگاه هاشمی و احمدی نژاد نسبت به هم بوده است.
    جهان اسلام: تلاش برای تعامل
    در اواسط خردادماه القدس العربی خبر داد هاشمی رفسنجانی در راس هیاتی بلندپایه عازم عربستان سعودی می شود. این سفر به دعوت رسمی ملک عبدالله پادشاه عربستان انجام می گیرد که چندی پیش از سوی سفیر این کشور در تهران به آیت الله هاشمی ابلاغ شد. بنا به اظهارات منابع آگاه روزنامه القدس العربی، هدف از این دیدار تحکیم و تقویت روابط دوجانبه در بالاترین سطوح بعد از تنش ها و موانعی است که بر اثر بحران لبنان به وجود آمده بود. شاید اگر این سفر چهار سال پیش به وقوع می پیوست مورد توجه ویژه رسانه ها قرار نمی گرفت اما در وضعیت کنونی به سبب اختلافات فرقه یی در جهان اسلام و سیاست های متضاد کشورهای منطقه با دستگاه دیپلماسی دولت نهم دعوت در چنین سطحی اهمیت فراوانی می یابد. هاشمی در سخنرانی خود در مجمع جهانی اسلام با انتقاد از افراطی گری و بنیاد گرایی در مذاهب مختلف، خواهان نزدیکی و تفاهم عملی مذاهب و فرق اسلامی شد که مورد استقبال گسترده اعضای اجلاس قرار گرفت.تبعات سفر هاشمی به عربستان از جمله بازدید از باغ فدک و تاکید طرف عربستانی جهت تکریم مسافران ایرانی واکنش های زیادی را در رسانه های داخلی و منطقه به همراه داشت.
       جنجال های رسانه یی: مردی که همه چیز می داند
    کاراکتر هاشمی به سبب حضور مستمر و تاثیرگذار در مهم ترین مراکز قدرت و تصمیم سازی در سه دهه گذشته همواره برای رسانه ها جذاب بوده است. قطعاً علاقه مندان تاریخ سیاسی ایران هر سال هنگام برپایی نمایشگاه کتاب منتظر انتشار خاطرات تلگرافی هاشمی در 20 سال گذشته هستند. این اقدام هاشمی تا حدودی شبیه به انتشار پرونده های محرمانه پس از مدت زمان معین در کشورهای پیشرفته است.انتشار این خاطرات در سال های گذشته همواره با جنجال هایی روبه رو بوده است. اما امسال یک کتاب دیگر درباره نظرات هاشمی جنجال آفرید. انتشار کتاب «هاشمی بدون روتوش» بر پایه 20 ساعت گفت وگوی صادق زیباکلام با وی واکنش های متفاوتی را به همراه داشت.در صفحات 156 و157 این کتاب به مسائل مرتبط با چگونگی گنجانده شدن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی اشاره شده بود که برخی از سایت های اصولگرا این مطالب را مغایر با اعتقاد با ولایت فقیه گوینده ارزیابی کردند. پس از این رویدادها دفتر هاشمی با انتشار بیانیه یی به این موارد پاسخ داد.در بخشی از پاسخ دفتر آمده است: اعتقاد و وفاداری آیت الله هاشمی رفسنجانی به ولایت فقیه اظهرمن الشمس است. ایشان در طول سال های قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همیشه مدافع اصل مترقی ولایت فقیه بودند، هستند و خواهند بود... آیت الله هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان قانون اساسی حضور نداشتند که در مباحث و مذاکرات آن شرکت نمایند. پس اساس بند دوم مطلب مذکور مخدوش می باشد که ناشی از غفلت گردآورندگان یا تایپ کنندگان است. اصل متن بدین شکل بوده است: در بحث اصلاح قانون اساسی به موضوع ولایت مطلقه فقیه که رسیدیم، عده یی مخالفت کردند، البته کسانی هستند که الان چیزی می گویند که آنجا موافقت کرده بودند...متاسفانه گردآورندگان کتاب به نقل از خاطره یی از آیت الله هاشمی رفسنجانی به نقل از آقای آذری قمی، مطلبی را با عبارت در زمان تنفس یکی از جلسات مجلس خبرگان آورده اند که نمی توان هیچ سندی برای آن ارائه کرد و جالب است که به نقل از آیت الله هاشمی رفسنجانی در همین متن گفته اند تعبیری از من نقل کرده بود که یادم نیست. گردآورنده این کتاب باید توضیح دهد این جمله را از کجا به متن اضافه کرده است؟،... از جنجال های رسانه یی دیگر می توان به مصاحبه دختران هاشمی رفسنجانی با مجله شهروند امروز اشاره کرد. انتشار این گفت وگو ها در شهروند با حیرت بسیاری از دست اندرکاران مطبوعاتی کشور مواجه شد. شهروند پس از آن گفت وگو ها بیش از دو هفته عمر نکرد.
    پیشنهاد شورای فقاهت: قدم به هزاره سوم
    هاشمی رفسنجانی در مراسم پایانی ششمین اجلاسیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و علمای بلاد اسلامی در 30 خردادماه با اشاره به معضلات کنونی جامعه و لزوم چاره اندیشی فقه شیعه برای آن پیشنهادی مطرح کرد که هرچند مخالفتی را از سوی مشاهیر و مشایخ حوزه به همراه نداشت، اما باعث ایجاد موج جدیدی از تخریب توسط همفکران دولت نهم علیه وی شد.(شهروند،57)وی در ادامه به برخی از موارد چون انتخابات، هنر، بیمه، تامین اجتماعی، فدرالیسم، بانکداری، احزاب و... اشاره کرد که باید فقها به بررسی و تبیین آنها از نگاه فقه بپردازند. هاشمی در ادامه می گوید: در مسائل پیچیده سیاسی و اجتماعی و علمی و حقوقی و اجتماعی و مدیریتی و بین المللی، کارشناسی بدون داشتن تخصص های لازم مقدور نیست و حوزه های علوم دینی نمی توانند منتظر دریافت کارشناسی مطمئن از بیرون سازمان خود باشند. و اگر ضرورت این پیش نیاز پذیرفته شود به ناچار باید در حوزه ها هم این رشته ها کرسی و استاد و شاگرد داشته باشند و فقهای ما در یک یا چند رشته از اینها متخصص باشند. و در این فرض بسیاری از فتوا ها باید از چند رشته تخصصی بهره بگیرند همان گونه که در قانونگذاری های پیشرفته دنیا معمول است و سرانجام به شورای فتوا می رسیم و چنین فتاوایی می تواند سرمایه یک شورای نگهبان خوب و مناسب قوانین امت اسلامی باشد.(شهروند، 57) رئیس مجلس خبرگان رهبری این ایده را در ماه های بعد به فراخور مکان و زمان مطرح کرد. وی در کنگره بزرگداشت شیخ بهایی با صراحت بیشتری این خواست را تکرار کرد و گفت: در حال حاضر برای اعتلای نظام اسلامی باید دانشجویان علوم دینی به صورت تخصصی این علوم را مورد مطالعه قرار دهند...هم اکنون با جامع العلوم بودن افراد نمی توانیم به اهداف اصلی مان دست پیدا کنیم...اگر بخواهیم مکتب اسلام را برای قرن ها زنده نگاه داریم تنها راه ممکن حرکت به صورت تخصصی شدن است...(آفتاب،3دی)ریشه این ایده به پیشنهادهای شهید مرتضی مطهری برای به روز شدن فقه شیعه در اواخر دهه 40 بازمی گشت. با این همه بخشی از حامیان دولت با انتشار یادداشت هایی در رسانه های خود این پیشنهاد را تخطئه کردند. از دیگر اقدامات هاشمی در حوزه اعتقادی تلاش برای مبارزه با خرافه بود. وی در گفت وگو با صدا و سیما نسبت به انحرافات ایجاد شده در مفهوم مهدویت توسط برخی جریان های فرصت طلب و تندرو اعتراض کرد. هاشمی در اختتامیه جشنواره آخرین منجی نیز به انتقاد از تصور عامه از حرکت امام زمان پرداخت و تاکید کرد به نظر می رسد حکومت مهدی (عج) بر جهان با قدرت نظامی نخواهد بود که اگر قرار بود این گونه باشد امام علی (ع) این کار را انجام می داد. (آفتاب،27 مرداد)
     رسانه های اصولگرا: تیغ های آخته
    امسال هاشمی به صورت کاملاً عریان طعم تیغ رسانه های اصولگرا را چشید: از حملات مکرر و همسر سخنگوی دولت گرفته تا سایت های حامی دولت نهم.امسال پای هاشمی به خبرهای ویژه روزنامه کیهان نیز باز شد. اما باید اذعان داشت توهین آمیز ترین مطلب علیه رئیس مجلس خبرگان رهبری و چهره های شاخص نظام در سه دهه اخیر در نشریه همت منتشر شد. این نشریه حامی دولت نهم در صفحه نخست خود پوستر نمایشی با عنوان «احمدی نژادکشون» را طراحی کرده و مدعی شده بود هاشمی کارگردان، سناریست و بازیگر نقش اول این نمایش است. در این نشریه به بسیاری از چهره های شاخص منتقد احمدی نژاد توهین شده بود.
     تغییر گفتمان: دموکراسی راه بقا
    هاشمی در طول سه دهه انقلاب بنا بر مقتضیات زمان به برخی از مفاهیم و گفتمان ها علاقه ویژه یی نشان داده است. اگر روزنامه های دهه 60 را تورق کنید بی شک خواهید دید یکی از واژه های کلیدی هاشمی عدالت اجتماعی بود تا جایی که هفته ها در نماز جمعه به تبیین این گفتمان پرداخت. این اشتراک باعث نزدیکی بیشتر وی با چپ اسلامی شد. در دهه 70 تعدیل مهم ترین بخش گفتمان هاشمی بود و و در دوره اصلاحات تعادل و میانه روی.اگر به سخنان هاشمی در سه سال گذشته و به ویژه امسال توجه کنیم شاهد تحولی دیگر در گفتمان هاشمی خواهیم بود. دموکراسی، رای مردم، سلامت انتخابات و تحزب را می توان ترجیع بند سخنان هاشمی در سال 87 دانست.به برخی از تیترهای سخنرانی ها و موضع گیری های متعدد هاشمی در این زمینه توجه کنید: « مردم اگر از نظام زده شوند دلیلی برای وارد شدن به مهلکه نمی بینند. (آفتاب،12 خرداد) اگر حکومت زوری باشد، دینی نیست... ما در واقع با اختیار و قبول مردم سر و کار داریم و باید سعی کنیم این اصل در نظام ما حفظ شود و باید توجه داشت دین اسلام با زور سازگار نیست... (امروز،31 خرداد) نیاز کشور برگزاری انتخابات در کمال صحت است. (ایسنا، 14 مرداد) هیچ چیز نباید به مردم تحمیل شود. (ایرنا، 18مهر) محدود کردن خبرنگاران بی نتیجه و غیرعقلانی است... از منظر دین و پیشتازان انقلاب اسلامی نیز چیزی جز آگاهی یافتن مردم از وقایع نمی تواند سلامت نظام را تضمین کند... اگر آگاهی جامعه بالابرود پنجره فساد در رده های گوناگون آن بسته تر می شود. (آفتاب،14 آبان) بی تفاوتی مردم به نفع هیچ کس نیست و تصمیم گرفتن در غیاب آنان سرنوشت کشور را به ناکجاآباد می برد. (آفتاب، 15آبان) استفاده از شیوه های ضددموکراتیک در برگزاری انتخابات سمی مهلک است. (آریا،11 دی) بی تفاوتی مردم به ضرر انقلاب است... اگر مردم نباشند بهترین حکومت ها نیز در اداره امور ناتوان هستند.» (ایلنا، 7 بهمن ماه) اگر دغدغه ها و دلمشغولی های هاشمی در سه دهه گذشته را مرور کنیم، درمی یابیم این دغدغه ها عمدتاً مرتبط با اقتصاد، تنازعات جناحی یا دستیابی به قدرت اجرایی بوده است.اما چه تحولاتی روی داده است که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال های میانی دهه هشتم عمر خود و فارغ از علایق معطوف به قدرت این گونه به دفاع از آرمان های انقلاب همت گماشته است. به نظر می رسد رئیس مجلس خبرگان رهبری به مانند بسیاری از دلسوزان جمهوری اسلامی به فراست دریافته است برای بقای مقتدرانه نظام باید بتوان با مکانیسمی حضور مردم در تصمیم گیری های کلان کشور را نهادینه و پایدار کرد. کم هزینه ترین راه در این زمینه دموکراسی و تحزب است.
       و اما سال 88

    هاشمی در طول عمر نظام جمهوری اسلامی همواره در تلاش بوده است نقش «بالانسر» را در معادلات قدرت ایفا کند. اگر خاطراتی را که از وی تاکنون منتشر شده مورد مداقه قرار دهید این گزاره را به خوبی می توانید در بخش بخش خاطرات وی بیابید.تاریخ انقلاب نیز گواه خوبی در این باره است. در دهه 60 وی به عنوان امین بنیانگذار جمهوری اسلامی نقش موثری در رفع سوءتفاهمات بر عهده داشت. همین امر نیز باعث نزدیکی وی به همه جناح های دخیل در حاکمیت جمهوری اسلامی شده بود.اما آغاز حرکت دومینوی تنازعات هاشمی با جریان های سیاسی از زمانی آغاز شد که وی در اوایل دهه 70 به جریان محافظه کار سنتی نزدیک و این اتفاق موجب حذف جناح چپ اسلامی از فضای اجرایی کشور شد.هنگامی که در دوم خرداد 76 «جناح چپ بازسازی شده» توانست به پشتوانه آرای 20 میلیونی شهروندان به قدرت بازگردد هرچند بخشی از پیروزی خود را مدیون برگزاری سالم انتخابات توسط هاشمی بود، اما این امر مانع آن نشد که برخی دلخوری های گذشته را از یاد ببرند و در کنار فرزندان معنوی خود در جنبش دانشجویی و برخی احزاب مولود دوم خرداد مترصد تصفیه حساب با وی ماندند که این فرصت در جریان انتخابات مجلس ششم پدید آمد. با توجه به اتفاقات مورد اشاره باید گفت سال آینده برای رئیس مجلس خبرگان رهبری به ویژه با در نظر گرفتن جایگاه وی در ساختار کنونی نظام، بسیار چالش برانگیز تر از چهره هایی چون محمد خاتمی، مهدی کروبی، قالیباف و... خواهد بود. هاشمی از سویی دل نگران سرنوشت نظامی است که در این سه دهه همواره یکی از معماران اصلی آن به شمار می آمده است و از سوی دیگر خواهان مهار جریان های افراطی غیرمتعهد به توسعه و رشد کشور است.وی در این زمینه ابتدا کوشید طرح وحدت ملی ناطق نوری را روی میز اصلاح طلبان و اصولگرایان منتقد دولت قرار دهد، اما با عقب نشینی طراح اصلی و احزابی چون موتلفه این طرح عملاً به بایگانی سپرده شد. به نظر می آید این چهره تاثیرگذار طرح های زیادی برای انتخابات دهم داشته باشد.با این همه باید منتظر ماند و دید در تابلوی کلاژ 88، اکبر هاشمی رفسنجانی در کجای تابلو حضور خواهد داشت؟ در مرکز یا پیرامون؟ این پرسشی است که به نظر می آید در روز 23 خردادماه 87 به پاسخ آن دست خواهیم یافت.