سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧

 

همه ایرانیان سهامدارنفت می شوند

 روزنامه اعتماد ملی صفحه 1

طرح تازه کروبی برای انتخابات 88

   دومین بیانیه انتخاباتی مهدی کروبی منتشر شد. او 15 بهمن ماه اولین بیانیه انتخاباتی خود را منتشر کرده بود. مهدی کروبی در اولین بیانیه خود با تاکید بر اینکه باید در آغاز ورود به دهه چهارم انقلاب اسلامی در اندیشه تحقق هدف های محقق نشده و زمین مانده این انقلاب باشیم، احیای برنامه ریزی و احترام به خرد جمعی را یکی از شعارهای محوری خود اعلام کرده بود. وی در آن بیانیه تاکید کرده بود: «اولین هدف من که ذیل شعار احیای برنامه ریزی صورت بندی شده است، درصدد بازسازی تشکیلات و شوراهای برنامه ریزی در ساختار دولت و اعتبار بخشیدن به جایگاه مشاوره، کارشناسی و خرد جمعی و نیز پذیرش دانش، علم، منطق و عقلانیت مبنای این مشارکت و برنامه ریزی است. گستره این برنامه ریزی تنها در نظام اداری محدود نخواهد شد، بلکه تمهیدات لازم برای مشارکت تمامی نخبگان غیردولتی را نیز شامل خواهد شد.» مهدی کروبی وعده داده بود در بیانیه های دیگری محور برنامه خود را به صورت تفصیلی برای آگاهی مردم ارائه کند. دیروز مهدی کروبی در دومین بیانیه انتخاباتی خود با عنوان «مردمی کردن درآمد های نفت - توزیع عادلانه ثروت ملی» با اشاره به یکصدمین سالگرد ملی شدن صنعت نفت در ایران به رهبری دکتر مصدق و آیت الله کاشانی توزیع درآمدهای نفتی و خارج کردن آن از بودجه دولت را از دیگر برنامه های محوری خود اعلام کرد. در این بیانیه آمده است: «در گام اول این طرح سهام شرکت های گاز و پخش فرآورده های نفتی بدون حق انتقال، خرید و فروش مطابق قانون موجود به طور مساوی میان همه افراد کشور از 18 سال به بالاتوزیع می گردد.»
    
    متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
    بسم الله الرحمن الرحیم
    مردمی کردن درآمدهای نفت - توزیع عادلانه ثروت ملی
    ملت شریف و سرافراز ایران
    امسال 29 اسفند سالروز ملی شدن صنعت نفت به رهبری مرحوم دکتر محمد مصدق و همکاری آیت الله کاشانی مصادف است با یکصدمین سالگرد کشف نفت در ایران. نفتی که در خردادماه سال 1287 در مسجدسلیمان فوران کرد، می توانست منشاء شکوفایی و تحول در میهن عزیزمان واقع شود که متاسفانه به دلیل دخالت های بیگانگان و تحولات داخلی متاثر از کشف این ماده حیاتی برای تامین انرژی جهان صنعتی، سرآغاز مجموعه ای از گرفتاری ها برای ملت ایران و خوشبختی برای دول قدرتمند شد. وابستگی تولید، اقتصاد، بودجه دولت و حتی فرهنگ کشور به نفت به حدی رسید که به درستی می توان جامعه و دولت ایران را با صفت نفتی معرفی کرد به نحوی که با افزایش یا کاهش قیمت و تولید نفت وضعیت جامعه و دولت نیز به تناسب دچار فراز و نشیب می شد.
     اوضاع ایران طی سال های 1352 تا 1357 پیش از انقلاب و 4 سال اخیر گواهی است بر این مدعا که افزایش درآمدها و تسلط دولت ها بر درآمدهای نفتی نه تنها موجب نادیده گرفتن توان و استعداد ملی و تکیه دولت های ناتوان بر درآمدهای نفتی و سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی شان شد، بلکه بستری مناسب برای اتلاف سرمایه گذاری های دولتی، توزیع نابرابر درآمدی میان شهر و روستا، تشدید اختلاف طبقاتی میان اقشار جامعه، افزایش فساد اداری، وابستگی و عقب ماندگی بخش های بومی و اصیل اقتصادی جامعه و عدم توازن میان بخش های مختلف اقتصادی را فراهم کرد. علاوه بر آن، به حجیم تر شدن دولت و وابستگی مردم به دولت منجر گردید. از این رو مساله نفت به یکی از دغدغه های مهم صاحب نظران و سیاستمداران دلسوز کشور طی چهار دهه تبدیل شده است چرا که هرگاه قیمت نفت کاهش می یافت، مساله کشور کمبود درآمدهای ارزی بود و هرگاه قیمت آن افزایش می یافت، مساله چگونگی صرف این درآمدهای اتفاقی مطرح می شد. در پاسخ به این معضل، تاسیس قانونی صندوق ذخیره ارزی راهکار دولت و مجلس اصلاحات بود که علی رغم محاسن بسیار آن، در عمل به دلیل نداشتن نگاهبانی قدرتمند، ناموفق بود زیرا طی سال های اخیر قریب سیصد میلیارد دلار درآمدهای ارزی حاصل از افزایش قیمت نفت خارج از ضوابط مصوب برنامه چهارم و بودجه های سنواتی هزینه شد و در حال حاضر چگونگی و محل صرف این دلارها به یکی از مهم ترین پرسش های بدون پاسخ در این کشور تبدیل شده است. در حقیقت این صندوق نیازمند نگاهبانی قدرتمند بود تا دستخوش بی تدبیری نگردد اما روند برداشت ها از صندوق ذخیره در چند سال گذشته نشان داد که چنین نگاهبانی وجود نداشته است.
    پیش بینی همین وضعیت بود که در انتخابات گذشته شعار توزیع درآمدهای نفتی را در قالب طرحی مطرح کردم. متاسفانه بسیاری از افراد ناآگاهانه و برخی نیز آگاهانه آن را مخدوش جلوه دادند اگرچه واکنش مثبت جامعه به آن در گذر زمان بر همگان روشن شد به نحوی که طی چهار سال اخیر بسیاری از مخالفان و منتقدان طرح مذکور با آن همراه شدند و برخی با همدلی و حسن ظن راه های عملی برای اجرای آن طرح را ارائه کردند. برخی دیگر نیز کوشیدند با تغییر دادن و مخدوش کردن اصول و مبانی آن طرح، طرح تحول اقتصادی را مطرح نمایند. نقاط ضعف و انحرافی در طرح تحول بسیار زیاد است که می توان به افزایش وابستگی مردم به دولت از طریق ورود درآمدهای نفتی به بودجه دولت و توزیع آن میان بخشی از مردم با اختیار و انتخاب دولت، بزرگ تر شدن بیش از پیش دولت، گسترش فساد در نظام اداری کشور، افزایش نقدینگی و به تبع آن رشد فزاینده تورم اشاره کرد. علاوه بر آن، پرداخت این درآمدها به اقشار خاصی که دولت حق انتخاب آنها را دارد، شائبه انتخاباتی بودن آن را مطرح می کند. طرحی که به نام طرح تحول اقتصادی و توزیع مستقیم یارانه ها به بخش هایی از مردم مطرح شده و در مجلس در دست بررسی است، به طور خلاصه در جهت مخالف با ایده حل مشکل نفت است و اجرای آن خسارات و عوارض اساسی به دنبال خواهد داشت. این اقدام در شکل حاضر موجب افزایش رشد جمعیت می شود، که طی دو دهه گذشته سیاست های موثری برای جلوگیری از رشد آن انجام شد و با اجرای برنامه حاضر ممکن است آثار مثبت آن سیاست ها زایل گردد.موارد ذکرشده نمونه هایی از تبعات منفی توزیع بخشی از یارانه های دریافتی توسط دولت میان گروه هایی از مردم است، اما همانطور که گفته شد، طی چهار سال گذشته در جهت تعمیق طرح و شعار انتخاباتی پیشین بنده نظرات و ایده های مفید و تکمیلی از سوی متخصصان و کارشناسان ارشد کشور بیان شد که تیم اقتصادی حزب اعتماد ملی به طور عالمانه ابعاد مختلف آن را مورد بررسی قرار دادند که در این میان طرح یکی از اقتصاددانان مطرح کشور مورد توجه واقع شد. گام برداشتن در جهت مردمی کردن اداره، تولید و توزیع درآمدهای نفتی و خارج کردن آن از بودجه دولت، هدف اساسی این طرح است. در گام اول این طرح، سهام شرکت های گاز و پخش فرآورده های نفتی بدون حق انتقال، خرید و فروش مطابق قانون موجود به طور مساوی میان همه افراد کشور از 18 سال به بالاتوزیع می گردد. در این راستا دولت موظف است که نفت و گاز مصرفی کشور را به قیمت تولیدی آن، تحویل این شرکت دهد و شرکت مذکور، نفت و گاز را پالایش و در اختیار مردم قرار می دهد و هر قیمتی که تعیین کند، طبعا به همان نسبت سود خواهد داشت و سود ناشی از آن میان سهامداران به طور مساوی تقسیم می شود. سهامداران نیز در بلندمدت می توانند اعضای هیات مدیره شرکت را راساً و خارج از اراده دولت انتخاب کرده و کلیه منافع حاصل از نفت را در اختیار بگیرند و دولت نیز صرفا می تواند بر این درآمدها مالیات وضع کرده و سهم مالیاتی خود را اخذ کند. اجرای چنین طرحی نه تنها هیچ یک از مشکلات مذکور در طرح تحول اقتصادی را ندارد، بلکه واجد نقاط مثبت زیر نیز هست:
    1- خارج کردن بخشی از نفت از بودجه دولت و اتکای حکومت به منابع مالیاتی و دیگر منابع.
    2- ایجاد توازن میان ملت و دولت، افزایش استقلال، اتکای به نفس میان مردم و افزایش حرمت و کرامت انسانی آنان.
    3- کوچک کردن دولت و حذف بسیاری از بخش های غیرمرتبط و زاید با وظیفه دولت.
    4- سرازیر شدن بخش مهمی از این درآمدها به سوی سرمایه گذاری و بازار سرمایه
    5- ایجاد بستر مناسب برای خصوصی سازی و اجرای اصل 44 قانون اساسی.
    6- کم تاثیر بودن اجرای این سیاست در افزایش تورم و جهش قیمت ها زیرا از طریق افزایش نقدینگی عمل نخواهد شد.
    7- تقویت هویت و وحدت ملی از طریق دریافت برابر مردم از ثروت مشاع آنان که کمک مهمی به امنیت کشور می کند.
    رویکرد من به توسعه ملی، رویکردی انسان محور است. این رویکرد قدرت تجمیع توامان اهداف چشم انداز بیست ساله توسعه ملی ازجمله دستیابی به رشد بالای اقتصادی، عدالت اجتماعی و عزت و منزلت انسانی را در بر دارد. در صورت اعتماد ملت، به امید خدا و در جهت توانمند سازی و دستیابی به زندگی دلخواه و عزت و کرامت انسانی همه ایرانیان این طرح را با جدیت اجرا خواهم کرد.
    تردیدی ندارم که بحث درباره این موضوع می تواند به فهم بهتر همه ما از اهمیت نفت و نقش مخرب آن در شرایط حاضر در وضعیت اقتصادی کشور و ضرورت پیدا کردن راه حلی برای برون رفت از این معضل تاریخی کمک کند. اگر انتخابات این دوره فقط همین یک دستاورد مهم را داشته باشد، باید آن را ارج نهاد و پیروزی بزرگی برای جامعه ایران تلقی کرد، شاید پس از صد سال بتوانیم خود را از عوارض سوء کشف نفت نجات دهیم و چهره دیگری از این نعمت الهی را نیز تجربه کنیم.
    مهدی کروبی

 

همراهان نا همراه !

روزنامه کیهان  صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

   شخصی که به ساده لوحی معروف بود و آرزو می کرد دیگران او را صاحب افکار پیچیده و پررمز و راز تلقی کنند، خطاب به دوستانش گفت؛ این چیست که زمستان ها اتاق را گرم می کند و تابستان ها روی درخت است؟! و دوستانش که هرچه فکر کردند چیزی به خاطرشان نرسید، از او پرسیدند؛ حالاخودت بگو که پاسخ معمایت چیست؟ و او در حالی که باد به غبغب انداخته و گردن به غرور برافراشته بود گفت؛ پاسخ این معما، «بخاری» است. دوستانش با تعجب گفتند؛ درست است که بخاری در زمستان اتاق را گرم می کند ولی تابستان ها که روی درخت نیست؟ و طرف گفت؛ اولاکه قسمت دوم معما یک «نکته انحرافی» است و ثانیاً؛ بخاری مال خودم است و دلم می خواهد تابستان ها آن را روی درخت بگذارم، به شما چه ربطی دارد، مگر آدم اختیار مال خودش را ندارد؟!
    این روزها برخی از مدعیان اصلاحات که آرزوهای قبلی خویش برای تفرقه افکنی در میان اصولگرایان را بر باد رفته می بینند و از سوی دیگر، در اردوگاه موسوم به اصلاحات با درگیری ها و اختلافات فراوانی روبرو هستند، به منظور پنهان کردن ماجرا، روزنامه کیهان را به تلاش برای تفرقه افکنی در جبهه اصلاحات متهم می کنند! و حال آن که کیهان به اقتضای رسالت مطبوعاتی خود فقط اخبار مربوط به جبهه اصلاحات را بی کم و کاست و از زبان و قلم خود مدعیان اصلاحات منعکس می کند بنابراین اگر این خبرها صحت نداشته باشد - که دارد- باید مدعیان اصلاحات به دروغگویی متهم شوند. تقصیر کیهان چیست که تصور نمی کند آنها دروغ گفته باشند؟! برخی از این مدعیان اعتراض می کنند چرا کیهان به اختلافات و درگیری های جبهه اصولگرایان نمی پردازد؟! که در پاسخ باید گفت؛ وقتی برخلاف انتظار شما در جبهه اصولگرایان آرامش کامل برقرار است و در حالی که تصمیم نهایی برای نامزد مورد نظر خود را گرفته اند و اصراری هم به تبلیغات انتخاباتی پیش از موعد قانونی ندارند، کیهان به کدام خبر بپردازد؟ ضمن آن که این اخبار تا آنجا که هست در کیهان منعکس می شود. مدعیان اصلاحات باید برای ادعای خود به دلیل، شاهد و یا قرینه ای اشاره کنند و بدیهی است نمی توانند با فرمولی که خود ساخته اند و نزد هیچ عقل سلیمی پذیرفته نیست به تحلیل ماجرا نشسته و اظهارنظر کنند و در پاسخ به چرایی نتیجه ای که گرفته اند، بگویند؛ «بخاری مال خودمان است و به کسی چه ربطی دارد که تابستان ها آن را روی درخت می گذاریم»! بله بخاری مال خودتان است و حق دارید آن را روی درخت بگذارید! ولی دیگر براساس این تصمیم دلبخواه و غیرمعقول، معما طرح نفرمائید!
    و اما، نگارنده در پی آن نیست که احتمال «بازی زرگری» در جبهه اصلاحات را نادیده بگیرد و شواهدی نیز در دست است که این احتمال را قوت می بخشد. شواهدی که در آینده به آن خواهیم پرداخت ولی در این وجیزه فقط - تاکید می شود که فقط- به نکته ای از میان دهها نکته قابل گفتن دیگر اشاره می کنیم که می تواند از سردرگمی و به هم ریختگی در جبهه اصلاحات حکایت کند، بخوانید؛
    «خاتمی با ما تفاوت داشت، خاتمی روحانی بود و گروه خونی اش بیشتر به مجمع روحانیون می خورد. حزب مشارکت ما هم با مجمع خیلی فرق دارد، هرچند خاتمی در بین اعضای مجمع بهترین است. البته مجمع روحانیون، بدترین خیلی دارد» این سخن مکتوب یکی از سران حزب مشارکت است که همین چند هفته پیش گفته بود، «حاضریم همه ما ایثار کنیم تا خاتمی رئیس جمهور شود.نجات کشور در دست اوست»!
    «ما از ابتدا هم می دانستیم که خاتمی با ما فرق دارد. بین اجزای سیستم فکری او سازگاری وجود ندارد. او آخرین میخ را بر تابوت اصلاحات زده است» این اظهارنظر مکتوب هم از یک مدعی سینه چاک برای ریاست جمهوری خاتمی است.
    باز هم بخوانید؛
    «خاتمی با تشبیه و تعریف جامعه مدنی با مدینه النبی(ص) آن را خراب کرد و از هویت انداخت» گوینده این سخن مکتوب هم اکنون از سران جبهه اصلاحات و طرفدار چندآتشه ریاست جمهوری آقای خاتمی است و... «خاتمی اردک لنگ و فلج است، کاری از او ساخته نیست»... «ما خودمان او را از گوشه کتابخانه ملی بیرون آوردیم ولی بعد متوجه شدیم که به درد ریاست جمهوری نمی خورد»... «اگر خاتمی بخواهد به همین روال ادامه دهد و با ما(حزب مشارکت و سازمان مجاهدین) همراهی نکند او را از قطار اصلاحات پیاده می کنیم»... «خاتمی شاه سلطان حسین است که قدرت تصمیم ندارد و همه چیز را به باد می دهد»... «خاتمی مرد شنا در استخر است، توان شنا کردن در دریا را ندارد» و...
    این اظهارنظرها و ده ها و صدها اظهارنظر دیگر از این دست که تماماً در روزنامه های زنجیره ای به ثبت رسیده و قابل پاک کردن و انکار کردن نیست از سوی کسانی مطرح شده که در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی در نزدیکترین حلقه یاران او قرار داشتند و امروزه مدعی سینه چاک حمایت از ریاست جمهوری خاتمی هستند!
    اکنون سؤال این است که آیا جناب خاتمی این افراد و هویت آنها را نمی شناسد؟ پاسخ این سؤال منفی است، چرا که خاتمی بارها به صراحت- که تماماً مکتوب و مستند است- از حضور این افراد در اطراف خود گلایه کرده و با عباراتی نظیر این که «از اردوگاه اصلاحات صدای دشمن را می شنوم»، «من در حد یک تدارکچی هستم»، و... یاد کرده بود و قبل از اعلام کاندیداتوری خود نیز یکی از دشواری های خویش را حضور همین افراد در اطراف خود نامیده بود. خب! آیا خاتمی عوض شده است؟ خود ایشان که می گوید من همان خاتمی هستم. آیا اطرافیان ایشان تغییر هویت داده اند؟ خودشان که به هویت قبلی خود افتخار می کنند! بنابراین پیوند خاتمی با افراد یاد شده چگونه قابل توجیه است؟ و آیا وحدت با این هویت های چندگانه به شوخی شبیه نیست؟ این پیوند به یقین نمی تواند از درون حلقه ناهمخوان خاتمی و اطرافیانش ریشه گرفته باشد. می تواند؟! پس چه عاملی این گروه ناهمخوان را که هرکدام ساز جداگانه ای می زنند، به هم نزدیک کرده است؟ تنها نقطه اشتراک این جمع متضاد، مخالفت با اصولگرایان و ریاست جمهوری احمدی نژاد است. چرا؟! بهتر است مدعیان اصلاحات، خود به این پرسش پاسخ دهند و کیهان برای راهنمایی ایشان فقط به این نکته اشاره می کند که جبهه اصلاحات در این نقطه با دشمنان بیرونی نظام اشتراک نظر کامل دارد! ندارد؟ ما می دانیم و مدعیان اصلاحات نمی توانند انکار و یا پنهان کنند که اگرچه خاتمی را به نامزد شدن راضی کرده اند ولی او همچنان دغدغه همراهی با اطرافیان ناهمراه را دارد و بخشی از سردرگمی و آشفتگی در جبهه اصلاحات از این نقطه ریشه می گیرد.
    مدعیان اصلاحات خاتمی را- با عرض پوزش از ایشان- مانند گذشته «شاه سلطان حسین»! «مرد شنا در استخر»! «تدارکاتچی»! «فاقد انسجام فکری» و... می دانند ولی بر این باورند- نمی گوئیم به کسانی قول داده اند!- که می توان او را فریب داد مثل گذشته، و مدیریت کرد، مثل حالا! به یقین برخی از همین اطرافیان فراموش نکرده اند- و اگر هم فراموش کرده باشند می توان به یادشان آورد- که در جایی گفته بودند «ما با خاتمی نیستیم، او با ماست»!
    مدعیان اصلاحات از کروبی به خاطر استقلال رای و تدین او عصبانی هستند، چرا که کروبی طی چند سال حضور نزدیک در جبهه اصلاحات، از هویت اطرافیان خاتمی و تمایل غیرقابل توجیه خاتمی به آنان باخبر است و در دوره 8 ساله اصلاحات نیز بارها در برابر ساختارشکنی ها، سوءاستفاده ها و همراهی مدعیان اصلاحات با بیگانگان ایستاده است. همین مدعیان درباره کروبی معتقدند که او با ما نیست و در گذشته هم دردسرآفرین بوده است! آیا مدعیان اصلاحات می توانند اهانت های علنی خود به کروبی را انکار کنند؟ این اهانت ها که مکتوب و مضبوط است. و آیا می توانند بر انتقادات و اعتراض های علنی و مستند کروبی به جبهه اصلاحات سرپوش بگذارند؟ اینها هم مکتوب و مضبوط است پس چرا علی رغم همه این واقعیات، کیهان را به تفرقه افکنی در میان اصلاح طلبان متهم می کنید؟
    درباره مهندس موسوی نیز باید گفت آقای خاتمی اشتیاق فراوانی دارد که مهندس به حمایت از او برخیزد و با استفاده از سوابق قبلی ایشان، سابقه نه چندان قابل دفاع خود در دوران اصلاحات را تا حدودی ترمیم کند و از سوی دیگر مهندس موسوی حاضر نیست سابقه قبلی خود را با حمایت از خاتمی به هدر بدهد، هرچند که سکوت 01 ساله مهندس موسوی در اوج اهانت های آشکار مدعیان اصلاحات به انقلاب و امام و اسلام، غیرقابل توجیه است و دقیقا به همین علت اطرافیان خاتمی به حمایت نهایی مهندس موسوی از خاتمی امیدوارند...
    و اما علی رغم همه اختلافات و سردرگمی ها در جبهه اصلاحات تمامی نامزدهای این جبهه در یک نقطه با یکدیگر اتفاق نظر کامل دارند و آن مقابله با احمدی نژاد است. یعنی دقیقاً همان خواسته ای که دشمنان بیرونی با همه توان دنبال می کنند. دشمنان بیرونی انکار نمی کنند که با احمدی نژاد فقط به دلیل تاکید وی بر آموزه های امام و انقلاب مخالفت می ورزند. ولی نامزدهای سه گانه جبهه اصلاحات چرا...؟! به آن خواهیم پرداخت.

 

مرقومه وزیر را خواندیم

روزنامه اعتماد  صفحه 16

   با توجه به اینکه مسوولان ما صدها سال است که حرف هایی را می زنند که قاعدتاً نباید بزنند و این همه سال برای تجربه گرفتن زمان زیادی است و با توجه به اینکه کماکان کسی به ما توضیح نمی دهد طرح خانه های عفاف چی شد، به پاسخ های زیر توجه کنید،
    مهدی کلهر: مهدی جان نمی دانی آدم چقدر خوشحال می شود وقتی مدام از یار باوفایی مثل تو نامه دریافت می کند. کاش بقیه دوستان دولت نهم هم مثل تو بودند که البته در این زمینه انصافاً بچه های با معرفتی هستند، برایم در نامه ات نوشته بودی: «منتقدان دولت نهم نقش بچه بی تربیت و بی سواد را دارند.» عرض کنم خدمتت که با این تفاصیل الف- منتقدان سرسخت دولت نقش بچه پررو الهی بمیری را دارند؟ ب- رقبای انتخاباتی احمدی نژاد نقش جز جگر بزنی را دارند؟ ج- غلامحسین الهام نقش یک بچه با تربیت، مودب، خوب، قشنگ، لپ گلی، بامزه، تر و تمیز، نیناش و... را دارد؟ د- در کلاس های «ادبیات سیاسی» مهدی کلهر ثبت نام کنید،
    علیرضا علی احمدی: وزیر عزیز آموزش و پرورش، نامه ات را خواندم. برایم یک پیشنهاد نوشته بودی که سخت مورد توجه قرار گرفت: «مدارس دخترانه باید اندرونی، بیرونی داشته باشند.» علیرضاجان فی الحال چاکران را فرمودیم علاوه بر موارد فوق الذکر، مطبخی نیز در مکتب خانه های نسوان بنا کنند من باب مشغولیات این جماعت که ایضاً مزید آشنایی شان با مشغله مستقل ایشان خواهد بود. در این باب، سیاهه یی نیز روانه کردیم سایر خادمان را که سفارشات متعدد به خیاط باشی دارالعماره ببرند جهت دوخت تعداد مناسب شلیته شلوار که حکم البسه متحد الشکل را پیدا کند برای تلامیذ مزبور،
    محمد علی آبادی: سلام ممدعلی جان. نامه ات را خواندم. در نامه قید کرده بودی: «به جای پاس دادن دریبل بزنید.» چشم. الان گفتم همه بچه های تیم ملی در دفتر مشق هایشان صد مرتبه بنویسند علی کریمی، راستی ممدعلی جان فکر نمی کنی بهتر نیست کلاً به جای دریبل زدن و این همه مشقت بگوییم بچه ها یک ضرب شوت بزنند سمت دروازه حریف؟ اینجوری هم زودتر به گل می رسیم هم شوت محکمی به دهان یاوه گویان شرق و غرب کوبیده می شود. ممد علی جان از اینکه مجدانه کمک می کنی تا در آسمان ورزش مان از اون بالاکفتر بیاید واقعاً متشکرم.