شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٧

 

بی اعتمادی به رئیس جمهوری که نبود!

روزنامه کیهان  صفحه 2 

   ملازم و گزارشگر ویژه رئیس دولت اصلاحات در سفرهای داخلی و خارجی وی می گوید با تمام علاقه به خاتمی، در انتخابات باید به دنبال مدیر توانمند و قاطع باشیم، چیزی که وی فاقد آن است.
    بابک داد با بیان این که «از دنیای واقعی آموخته ام می توانم همچنان دوستدار منش شخصی آقای خاتمی باشم ولی در عرصه انتخابات برای اداره کشور به دنبال یک مدیر قاطع و توانمند باشم» می نویسد: گرفتاری اساسی یا ضعف بزرگ ما نداشتن قدرت جداسازی امور از یکدیگر است. گاه این قدرت جداسازی را نداریم تا درک کنیم که ممکن است کسی دارای صفات عالی انسانی باشد ولی لزوما مدیر مسلط خوبی نباشد. گاه گرفتار کیش شخصیت می شویم. گاه خودمان را فریب می دهیم و آرزو می کنیم کسی که دوستش داریم یک سوپرمن واقعی باشد.
    این همکار روزنامه های زنجیره ای می افزاید: من با منش سیاسی کارگزاران (کرباسچی) از سالها قبل اختلاف داشته و دارم. اما واقعیت ها آقای کرباسچی را در مقام یک مدیر اجرایی مسلط معرفی می کند. پس اگر قرار بر انتخاب یک مدیر باشد، کرباسچی انتخاب اولم خواهد بود، هر چند در دیدگاه های سیاسی او را قبول نداشته باشم. در مقابل با این که سالها در محضر آقای خاتمی با زاویه های مختلف دیدگاه های سیاسی و معرفتی ایشان آشنا شده ام، اما وقتی محک «مدیریت» را به میان می آوریم، با «منش مدیریتی» آقای خاتمی موافقتی ندارم. زیرا باز واقعیت ها به من نشان داده که آقای خاتمی توان «به اجرا درآوردن آن فلسفه های زیبای اصلاحی» را ندارند. ....من در بزنگاه انتخابات، دیگر عشق را با سیاست قاطی نخواهم کرد.

 

خدا امیدتان را ... !

روزنامه آفتاب یزد صفحه 1 

    تا چندی پیش، حمایت بی چون و چرای رسانه های عمومی از دولت احمدی نژاد و چشم و گوش بستن آنها بر ضعف های غیرقابل انکار در این دولت، سوژه ای بود که انتقاد فعالان سیاسی اصلاح طلب را به دنبال داشت. این وضعیت حتی گاه اعتراض فراکسیون های غیردولتی اصولگرایان را برمی انگیخت. اما ظاهرا همه آن تبلیغات بی اثر بوده است و اکنون، ارزیابی ها و نظرسنجی ها - اعم از رسمی و غیررسمی- به گونه ای است که هر روز بر نگرانی فراکسیون دولتی اصولگرایان و حامیان رسانه ای آنها افزوده می شود.
     این گروه، با تنی خسته از تلاش های تبلیغاتی چهار ساله و روحیه ای ناامید به خاطر بزرگ نمایی های بی حاصل ، در تدارک راه های موثرتری هستند که بتواند آنها را به هدف خود یعنی تزیین عملکرد دولت در برابر چشمان مردم برساند. اما ظاهرا هرچه که به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک تر می شوند امیدها کم رنگ تر و ناامیدی ها، آزاردهنده تر می شود. ضمن آنکه رقبا به دلایل محکم تر و نشانه های آشکارتری دسترسی پیدا می کنند تا بتوانند مردم را نسبت به ترجیح اصلاح طلبان در اکثر عرصه ها قانع کنند.در این شرایط، اصلاح طلبان بدون آنکه نیازمند تلاش خسته کننده باشند تنها به دنبال تریبون های محدود می گردند تا ضمن تشریح ضعف های موجود، مردم را از پیامد برخی تصمیمات و اقدامات فعلی دولت آگاه سازند.
        اصلاح طلبان همچنین ناچارند در همین تریبون های محدود و معدود، به اتهامات مکرری پاسخ دهند که توسط اعضای دولت و حامیان آنها با سخاوتمندی کامل و با استفاده از تریبون های فراگیر و حکومتی علیه دوره استقرار دولت و مجلس اصلاحات مطرح می شود. در نقطه مقابل، فراکسیون دولتی جناح اصولگرا که از تبلیغات پرخرج و بعضا خسته کننده سابق برای اثبات »متفاوت بودن و کارآمدی بی نظیر دولت نهم« نتیجه ای نگرفته، اکنون راضی شده است که در سه ماه آینده از ریزش بیشتر آرای احمدی نژاد جلوگیری کند. برای این جلوگیری نیز ظاهرا راهی نیافته اند جز محدود ساختن هرچه بیشتر اصلاح طلبان و بستن یا کاهش کانال های ارتباطی آنها با مردم.
        این گروه »مردم نشناس« و »ناآشنا با دنیای رسانه « تا چندی پیش دچار این توهم کودکانه بود که چشم و گوش همه مردم به رسانه ملی و برخی تریبون های پرخرج سپرده شده است. پس به خیال خود، تلاش می کردند بخشی از وقت این رسانه ها را به تمجید از موفقیت های بی نظیر دولت نهم اختصاص دهند و بخش دیگر را به تخطئه چهره های فکری و اجرایی اصلاح طلبان. اما به نظر می رسد عقلای آن جناح، گوشه هایی از واقعیت ها را به تصمیم سازان و تصمیم گیران تبلیغاتی در رسانه های جناح خویش منتقل کرده اند که »اگر دیر بجنبید معدود رسانه های غیرحکومتی که اصلاح طلبان کم و بیش از آن استفاده می کنند تمام طراحی های پرخرج رسانه های ظاهرا فراگیر را خنثی خواهند کرد«. برهمین اساس، حامیان دولت بدون آنکه عادت قبلی یعنی استفاده افراطی از تبلیغات رادیو و تلویزیونی را ترک کنند به دنبال راه های جدیدی هستند که ارتباط رقبای دولت فعلی با مردم را نیز به حداقل ممکن برساند. ناگفته پیداست که در این محدودسازی، کسانی اولویت دارند که هنوز خاطرات خوشی از رفتار، گفتار و موفقیت های نسبی آنها در ذهن مردم وجود دارد. همچنین هر جلسه یا تجمعی که بتواند زمینه ساز افشاگری نسبت به ضعف های متعدد اصولگرایان در چهار سال اخیر باشد برای تحقق آرزوی فراکسیون دولتی، سم مهلک است و بایستی از آن جلوگیری کرد.
    تحولات یک هفته گذشته و ممانعت های بی سابقه از سخن گفتن دو چهره سرشناس اصلاح طلب با مردم را تنها می توان در راستای این امید اصولگرایان ارزیابی کرد که »اگر نمی توانیم بر آرای رئیس جمهور موردنظر خود بیفزاییم لااقل از روند کاهشی آرای او جلوگیری کنیم.« اما ای کاش این شجاعت در میان طیف ویژه اصولگرایان وجود داشت که با صراحت، به انگیزه های خود اعتراف می کردند. در روزهای اخیر، برای جلوگیری از سخنرانی دو چهره شاخص اصلاح طلب این توجیه ارائه شده است که »این سخنرانی ها، تبلیغات زودرس انتخاباتی است و نباید تریبون ها و امکانات عمومی، برای این منظور مورد استفاده قرار گیرد.« البته کسانی که این ادعای طنزگونه را مطرح می کنند به خوبی می دانند که شروع کننده تبلیغات زودهنگام، چه کسانی بودند و برای این تبلیغات از کدام رسانه های وابسته به بیت المال استفاده کردند. مردم می دانند کدام روزنامه ها، از چند ماه قبل رسما به تبلیغ برای دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد پرداختند و رسانه ملی چگونه با سخاوتمندی، در فاصله کمتر از یکصد روز از انتخابات، بر تبلیغات خود برای دولت و شخص رئیس جمهور افزوده است. همچنین میلیون ها ایرانی امسال شاهد بودند که برای نخستین بار در سی سال گذشته، مراسم ملی 22 بهمن به تریبونی برای تبلیغ بخش کوچکی از مجموعه توانمندی های مدیریتی کشور تبدیل شد و همان تریبون، در خدمت تخطئه دولت های گذشته - رقبای رئیس جمهور فعلی- قرار گرفت.
    پس، مهم ترین توجیه ارائه شده برای جلوگیری از سخنرانی های خاتمی و کروبی احتمالاحتی مطرح کنندگان این ادعاها را قانع نخواهدکرد. البته توجیه دیگری نیز برای جلوگیری از سخنرانی کروبی در دانشگاه همدان ارائه شده است. سه روز قبل به نقل از رئیس یکی از دانشگاه ها اعلام شده است:» با توجه به اینکه دانشگاه ها در شرایطی به سر می برند که تعطیلی کلاس ها در نیم سال دوم قابل جبران نیست و از طرف دیگر قبل از اینکه کاندیداهای ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان تایید شوند از نظر قانونی اجازه فعالیت تبلیغاتی ندارند، هیئت نظارت دانشگاه به هیچ یک از افراد مطرح، اجازه سخنرانی در دانشگاه را نخواهد داد.«
       برای رد این توجیه، دلایل گوناگونی قابل ارائه است. مثلااین رئیس دانشگاه می تواند چهار سال به عقب بازگردد و ببیند که کاندیداهای ریاست جمهوری در آن سال- از جمله رئیس جمهور فعلی- تبلیغات انتخاباتی خود را از چه زمانی آغاز کردند. ضمن آنکه ظاهرا "خود همه کاره بینی" بلیه ای است که از عالی ترین سطوح دولت نهم به عناصر پایین دست تسری یافته است. یک روز مقام عالی رتبه دولتی، قانون مصوب مجلس و مورد تایید شورای نگهبان را ابلاغ نمی کند زیرا برای خود این حق را قائل است که به جای مجلس و شورای نگهبان، تطابق مصوبه مجلس با قانون اساسی را احراز کند. امروز هم یک مسئول رده چندم دولتی، به خود اجازه می دهد که به جای شورای نگهبان و سایر دست اندرکاران انتخابات، میزان تطابق رفتار کاندیداهای ریاست جمهوری با قوانین انتخاباتی را مقایسه و براساس همان تشخیص برای کاندیداها دستورالعمل صادر کند. اما توجیه دوم رئیس دانشگاه یعنی اخلال در فعالیت های تحصیلی دانشجویان، طنز تلخی است که حتی گوینده آن را به خنده وا نمی دارد! راستی حضرات، نگران چه چیزی هستند؟آیا به هنگام سخنرانی یک شخصیت اصلاح طلب در دانشگاه ها، کسی می تواند دانشجویان را به زور از حضور در کلاس ها منع کند و آنها را به جلسه سخنرانی بکشاند؟
     شاید نگرانی بعضی افراد بحق باشد. لابد آنها گزارش چندی قبل سایت اصولگرای تابناک را خوانده اند و گمان می کنند تجربه تعطیلی مدارس برای حضور دانشآموزان در مراسم استقبال از برخی مقامات دولت نهم، این بار قرار است در کلاس های دانشگاه ها و برای استماع سخنرانی شخصیت های اصلاح طلب تکرار شود. اما آیا با مدیریت فعلی دانشگاه ها، حتی تصور این اقدام ممکن است؟ آیا کسانی که مجموعه اخبار و توجیهات روزهای اخیر برای جلوگیری از سخنرانی های خاتمیو کروبی را می شنوند حق ندارند به این توجیه گری هابا دیده تردید بنگرند؟
     البته برخی نگرانی هامی تواند ناشی از همان تفکر دولتی باشدکه دانشجویان را صغیر می پندارد و به نگرانی هایی دامن می زند که گویی این قشر فرهیخته،به راحتی تحت تاثیر تبلیغات یک فرد یا گروه سیاسی قرار می گیرد.
    نگارنده بسیاری از اقدامات اخیر را تنها تحت تاثیر امید حامیان دولت نهم برای محدود ساختن افشاگری اصلاح طلبان می داند. اما مشخص نیست که اکثریت مردم از خدا چه می خواهند؟ آیا دعای مردم آن است که "خدا این امید حامیان دولت را ناامید نکند؟" یا....

 

برنامه های قهقرایی دوم خردادی ها

روزنامه رسالت صفحه 7
    چندی پیش سید محمد خاتمی نامزد احتمالی سازمان مجاهدین و حزب مشارکت در اظهار نظر عجیبی مدعی شد:"باید کشور را به چهار سال قبل برگردانیم. "
    این ادعا در حالی مطرح می شود که با قطعی شدن حضور وی در انتخابات دهم ریاست جمهوری به عنوان نماینده طیف خاصی از دوم خردادی ها وی با پرسشهای فراوانی روبروست.
    انتظار افکار عمومی این بود که در فرایندهای زیردستی تصریح منافع و سیاستهای حزبی جریان دوم خرداد اتفاق خاصی رخ دهد که قابلیت گفتمان سازی داشته باشد اما گویا قرار است در منظومه فکری آقای خاتمی انتخابات آوردگاه یک تسلسل قهقرایی باشد و مردم مجبور باشند سیاستها و حرفهایی را بشنوند که 4 سال پیش شنیده و در مرحله اجرا نیز ناکارآمدی آنها را به تماشا نشسته بودند.
    آقای خاتمی به نحوی صحبت از بازگشت به 4 سال قبل می کنند که گویی در 8 سال حضور ایشان و عقبه دوم خردادی اش در راس قدرت کارنامه درخشانی از مبارزه با معضلات مهم کشور باقی مانده است. مگر می توان وضعیت نابسامان سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور در دوره ایشان که مملو از اهانتهای صریح به مقدسات، ابتذال در نهادهای فرهنگی، آشفتگی های سیاسی بخصوص در 18 تیر 78 ، وضعیت نابسامان مطبوعات، رکود اقتصادی، افزایش بیکاری و... بود را با این دست اظهارات لاپوشانی کرد.
    دولت نهم در سه سال و نیم گذشته رکوردهای جدیدی را در خدمت به مردم و پیشرفت کشور به جا گذاشته که به اذعان اغلب ناظران بین المللی بی طرف، خیره کننده و تحسین برانگیز است.
    تا کنون 22.5 میلیون نفر سهام عدالت دریافت کرده اند و دولت متعهد شده تا پایان سال به 42 میلیون نفر سهام عدالت واگذار کند. در راستای اجرای سیاستهای اصل 44 قانون اساسی بیش از 10 برابر دوره های گذشته واگذاری صورت گرفته است در مجموع دولت های گذشته 2500 میلیارد تومان واگذاری صورت گرفته بود اما در سه سال فعالیت دولت نهم بیش از 37 هزار میلیارد تومان واگذاری از طریق بورس، سهام عدالت و اعلان عمومی انجام شده است.
    در ابتدای کار دولت نهم متوسط دریافتی معلمان کمتر از متوسط کل کارکنان بود، اما امسال بیشتر است و در بازنشستگان و مستمری بگیران نیز دریافتی ها حداقل دو برابر افزایش یافته است.
    جمهوری اسلامی ایران در سال 86 جزء 17 کشور اول دنیا در زمینه رشد اقتصادی بود. در طرح "مسکن مهر" بیش از یک میلیون و دویست هزار قطعه زمین واگذار شده و این در حالی است که در طول 27 سال گذشته یک میلیون و 700 هزار زمین واگذار شده بود. بیش از 700 هزار مسکن روستایی طی سه سال فعالیت دولت نهم نوسازی و بازسازی شده است، در حالی که متوسط مسکن ساخته شده در روستاها طی دوره های گذشته سالانه 20 هزار واحد بوده است.
    در پایش شاخص توسعه انسانی که معیارهایی چون فقر ، امید به زندگی، کیفیت نظام آموزشی، درآمد واقعی و سرانه درآمد ملی لحاظ می شود جمهوری اسلامی ایران از نظر شاخص توسعه انسانی طی سه سال گذشته 15 پله صعود کرده که در مقایسه با سال های پس از انقلاب با 26 پله صعود رکورد فوق العاده ای است.

 

مغزهای متعادل

روزنامه اعتماد صفحه 10

بررسی چگونگی حفظ تعادل در فضا

مترجم: سعید همتی

    محققان ناسا با بررسی چگونگی حفظ تعادل در فضانوردان به اطلاعات تازه یی درباره مغز افراد دست یافته اند. حفظ تعادل آن گونه که به نظر می رسد، آسان نیست. فقط برای یک دقیقه تلاش کنید روی یک پا بایستید. در این حالت حسی به شما دست می دهد که انگار مجبورید برای حفظ تعادل به طور مداوم تلاش کنید.
    حفظ تعادل همانند خواندن، مهارت پیچیده یی است که به صورت خودکار با تمرین کردن به دست می آید. شاید فکر کنید تنها اتفاقات غیرعادی می تواند باعث فراموشی این مهارت ها شود، اما این گونه مهارت ها در مواقعی نظیر سفر به فضا واقعاً فراموش می شوند. دانشمندان دریافتند فضانوردانی که از سفرهای فضایی برمیگردند، می توانند تعادل خود را حفظ کنند، اما این کار برایشان چندان هم آسان نیست. علت این است که مغز آنها نمی داند چگونه اطلاعاتی را که از حواس مختلف دریافت می کند، تفسیر کند.
      وقتی در حال تعادل هستید از اطلاعات مربوط به سه نوع حس استفاده می کنید:
    1- گیرنده های تحریکی ماهیچه های شما که نشان می دهد کدام یک از اعضای بدن در ارتباط با دیگر قسمت ها است.
       2- سیستم کوچکی در گوش درونی که حرکات سر را ردیابی می کند.
        3- چشم های شما.
       مغز انسان با تمام اطلاعاتی که مربوط به ساخته شدن یک مدل است، سروکار دارد. در برنامه های کامپیوتری این اطلاعات، Subroutine نامیده می شود، اما در واقع خیلی بیشتر از یک الگوریتم است. این مدل ها زمینه یی را برای تفسیر اطلاعات و واکنش نسبت به آنها فراهم می کند. مغز ما در هر لحظه این قبیل مدل ها را تولید می کند و به همین خاطر است که ما یاد می گیریم و با محیط سازگار می شویم. وقتی زبان تازه یی می آموزیم یا هنگامی که به یک عینک تازه تجویزشده عادت می کنیم، مغز ما این مدل ها را تولید می کند. فضانوردان هم روی زمین همین کار را انجام می دهند. مغز آنها از پیش مدلی را ساخته است که به آنها می گوید چگونه بدن خود را در وضعیت گرانش طبیعی زمین کنترل کنند، اما آنها هنگام اقامت در فضا باید مدلی برای گرانش صفر (بی وزنی) بسازند. آنها باید موقع برگشت از فضا به زمین دریابند که موقع برگشت به مدل گرانشی زمین است، ولی این انتقال بین دو مدل آسان نیست . وقتی شما با حالت جدیدی مانند فضا مواجه می شوید، مغز شما باید کارهایی انجام دهد، مثلاًً باید تصمیم بگیرد این حالت جدید پایدار خواهد بود یا نه و چه مدلی برای این حالت لازم است. پس از آن مغز یکی از مدل ها را ایجاد می کند. برای اینکه مغز وضعیت جدید را بررسی کند و برای آن مدل تازه یی ارائه دهد و از مدل قبلی به مدل جدید منتقل شود، مدتی زمان لازم است و طی انتقال، مغز سردرگم می شود که از کدام مدل استفاده کند. مغز در این مدت، اطلاعات رسیده از حواس را با استفاده از هر دو مدل تفسیر می کند. به عنوان مثال خیال می کنید دنیا دور سر شما می چرخد. اگر این حالت واقعاً اتفاق بیفتد، سردرد و دیگر علامت های بیماری ظاهر خواهد شد. این علامت ها به علت انتقال بین دو مدل پدیدار می شوند. یکی از دانشمندانی که در این مورد روی فضانوردان تحقیق می کند، در تلاش است چگونگی انتقال مغز فضانوردان را از مدلی به مدل دیگر دریابد.
    این کار با ارسال اطلاعات حسی مربوط به حالت گیجی به مغز انجام می شود، به طوری که فضانورد باور می کند نیرویی او را از یک حالت به حالت دیگر سوق می دهد. حدود 10 سال پیش آزمایشی مربوط به عصب شناسی انجام شد که به روش زیر انجام گرفت. فضانوردی را که پس از مسافرت فضایی تعادل خود را روی زمین بازیافته بود، روی یک صندلی چرخان نشاندند و به هر طریقی که می شد، توان حفظ تعادل را از او گرفتند. اتفاقاتی در مغز این فضانورد رخ داده است که به انتقال منجر شده است. به گفته دانشمندان: «ما فکر می کنیم او از یک سازگاری زمینی به بی وزنی برگشته است. احتمالاً مغز فضانورد توسط سیگنال هایی که از اعضا می گیرد، سردرگم می شود و برای تفسیر این سیگنال ها حس می کند دوباره به فضا برگشته است، لذا به مدلی که هنگام پرواز در فضا دارد، بازمی گردد.» در ادامه دانشمندان تلاش کردند دریابند که آیا می توان مغز را مجبور کرد بین دو حالت منتقل شود یا خیر؟ دانشمندان برای پاسخ به این پرسش، فضانوردان را داخل یک دستگاه سانتریفوژ (صندلی چرخان) قرار دادند. وقتی فضانوردان روی پهلوی خودشان دراز می کشند، دستگاه با سرعت های مختلفی به سمت جلو و عقب می چرخد. فضانوردان پس از 10 دقیقه چرخش، داخل اتاقکی روی یک سکو می ایستند. برای همه فضانوردان ایستادن روی سکو امکان پذیر است، اما سکو و اتاقک طوری طراحی شده اند که قسمت های مختلف اطلاعات حسی که در تعادل به کار می آیند را از هم تفکیک کند. این اطلاعات به حواس بینایی، شنوایی و تحریک اعضا مربوط می شود. به عنوان مثال گیرنده های تحریکی برای کنترل تعادل در قوزک پا قرار دارد و سکو طوری کار می کند که مانع رسیدن اطلاعات حسی می شود. به این صورت که اگر فضانورد بخواهد به سمت جلو حرکت کند، سکو به اندازه همان زاویه پای فضانورد تغییر می یابد، به طوری که زاویه قوزک پا اصلاً تغییر نمی کند.
     دانشمندان امیدوارند با این آزمایش ها نحوه انتقال از حالتی به حالت دیگر را دریابند. فضانوردانی که در این آزمایش ها شرکت داشتند، کارکنان شاتل فضایی هستند که قرار است در آینده یی نزدیک به فضا سفر کنند. دانشمندان این آزمایش ها را پس از انجام مسافرت فضایی نیز روی این فضانوردان انجام خواهند داد. نتایج تحقیق این دانشمندان به فضانوردان کمک می کند تعادل خود را سریع تر بازیابند.
     برای ما که روی زمین هستیم چه می توان گفت؟ این نتایج ممکن است در اینجا هم موثر واقع شود؟ این تحقیق می تواند کمک کند که یادگیری آسان تر شود؟