یکشنبه ٤ امرداد ۱۳۸۸

 

جزئیات شکایت محمدرضا شجریان از صدا و سیما و کیهان

روزنامه اعتماد ملی صفحه 1 

   این روزها، ترکش تنش های سیاسی به دست اندرکاران حوزه فرهنگ هم برخورد می کند و طبیعتا به سوی چهره های مطرح تر، ترکش های اساسی تری پرتاب خواهد شد. ماجرای مطلب تند روزنامه کیهان علیه محمدرضا شجریان را نیز می توان در این باب ارزیابی کرد. مطلبی که شکایت شجریان علیه کیهان را به دنبال داشت. محمدحسین آقاسی وکیل استاد آواز ایران درباره علت انجام این شکایت به اعتمادملی می گوید: مدت ها بود که استاد شجریان به صداوسیما تذکر می دادند که آثار ایشان را بدون اجازه از شبکه های مختلف پخش نکنند، کتبا هم نامه نوشتند اما صداوسیما به این خواهش ایشان ترتیب اثر نداد. در نتیجه استاد شجریان در گفت وگو با یکی از شبکه های بین المللی، در این باره دوباره صحبت کردند که این صحبت ها منجر به انتشار مقاله ای علیه ایشان در شماره روز 14 تیرماه سال جاری در بخش خبرهای ویژه روزنامه کیهان شد. من شخصا نمی توانم درک کنم چطور یک هنرمند محبوب و ملی که اصلاهم چهره ای سیاسی نیست و فقط علاقه مند نیست که آثارش از شبکه های مختلف صداوسیما پخش شود، »وطن فروش« نامیده شود. این مساله خجالت آور است و استاد هم از این مساله بسیار رنجیده خاطر و ناراحت اند. به همین دلیل هم تصمیم گرفتند از روزنامه کیهان شکایت کنند. روز چهارشنبه این شکایت طرح شد، قطعا دادگاه به این شکایت رسیدگی خواهد کرد.« ماجرای شکایت شجریان از کیهان چند روز پس از اعلام طرح شکایت او از صداوسیما منتشر شد که به زعم آقاسی به اعتراضات و خواهش های شجریان بی توجهی کردند: »به رغم درخواست های مکرر استاد از صداوسیما، این سازمان در جریانات اخیر، با ساختن کلیپ هایی از خیابان ها و تصاویر اشخاصی که مورد علاقه ایشان نبودند، از صدای ایشان بهره برداری غیرمجاز کردند. این تصاویر به عنوان تبلیغات تلویزیونی و توجیه اعمالی که مورد قبول بسیاری از مردم نبود، تهیه و روی آنها از سرودهایی از استاد استفاده می شد که مربوط به دوره اولیه انقلاب بودند، به نحوی که بینندگان این تصاویر اینگونه برداشت می کردند که استاد همسو با بخشی از حکومت و در واقع به عنوان تاییدکننده آن تصاویر از پخش آنها رضایت دارد. به همین دلیل هم به من مراجعه کردند و از من خواستند تا در این زمینه اقدام جدی به عمل آید.« بنا به گفته آقاسی با وجود درخواست شجریان پخش صدای او، کماکان از شبکه های مختلف رادیو و تلویزیون ادامه داشت و با وجود اعتراضات فراوان به این مساله ترتیب اثر داده نشد: »من تاریخ پخش تمام این سرودها را یادداشت کرده ام. آخرین مرتبه پخش کلیپ هایی با صدای استاد از تلویزیون هم به زمان بازگشت پنج نفر از ایرانیان بازداشت شده در موصل عراق به کشور مربوط می شود.« اما صرف طرح شکایت از صداوسیما و کیهان شاید بیشتر یک حرکت نمادین از سوی شجریان قلمداد شود تا شکایتی که انتظار برخورد با متهم را در برداشته باشد. آقاسی در این باره می گوید: »در مورد روزنامه کیهان، صرف نظر از اینکه استاد قصد داشتند حرکت ناشایست این روزنامه را با این شکایت تقبیح کنند، به احتمال بسیار قوی در اثر طرح موضوع در رسانه های مختلف، دادگاهی تشکیل خواهد شد. اما آنچه در سابقه شکایت از کیهان به آن برخورده ام، محکوم شدن این روزنامه به جریمه ای معادل 200 تا 400 هزار تومان بوده است. البته اگر کیهان از انتشار این مطلب عذرخواهی کند، از شکایت صرف نظر خواهیم کرد. اما درباره شکایت از صداوسیما باید بگویم که شکایت ما علیه معاونت رادیویی صداوسیما و با ذکر این نکته که هر کسی که نسبت به پخش این آثار در صداوسیما دستور داده، به دادسرای کارکنان دولت ارائه شد. در حال حاضر، بازپرس پرونده کتبا از صداوسیما خواسته تا مجوز پخش آثار شجریان را اعلام کند. چون اگر مجوزی نداشته باشد که ندارد، طبق ماده 23 قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان بین 6 تا 3 سال حبس در انتظار کسانی است که مسوولیت پخش این آثار را به عهده دارند.« اما نکته اساسی اینجاست که شبکه های مختلفی در عرصه رادیو و تلویزیون مشغول فعالیت اند و هر برنامه ای هم تهیه کننده ای دارد که خودش تصمیم می گیرد چه قطعاتی در برنامه اش پخش شوند. در نتیجه کار پیدا کردن متهم به صورت شخصی کار بسیار سختی خواهد بود، اما آقاسی به مساله دیگری اشاره می کند: »بعد از طرح شکایت، بررسی های زیادی در این باره کرده ایم و می دانیم که بخشی در صداوسیما وجود دارد که مرکز موسیقی و سرود صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران نام دارد و پخش یا عدم پخش هرگونه موسیقی با موافقت کتبی این بخش به زیر مجموعه ها اعلام می شود. بنابراین در حال حاضر بالاترین مقام مرتبط با این بخش تحت تعقیب قرار خواهد گرفت. چراکه اگر مسوول این بخش حق اجازه پخش این آثار را صادر نکند، هیچ یک از تهیه کنندگان و کارگردانان شبکه های مختلف حق استفاده از آنها را ندارند.« اما اگر این آثار دوباره از صداوسیما پخش شدند، چه باید کرد: »فعلادرصدد صدور دستور موقتی برای جلوگیری از پخش صدای ایشان در شبکه های مختلف هستیم اگر این روند غیرقانونی هم ادامه پیدا کند، تاثیری در میزان مجازات نخواهد داشت.« شجریان فقط اجازه پخش »ربنا« را صادر کرده و بنا به گفته وکیلش تا زمانی که وضعیت قلب واقعیت ها در صداوسیما صورت می پذیرد. به پخش سایر آثارش از شبکه های مختلف آن رضایت نخواهد داد.

 

من همسر باکری هستم

 روزنامه اعتماد صفحه 5

نویسنده: فاطمه چهل امیرانی

پاسخ به یک ادعای دروغ

  یا ایها الذین امنوا ان جاءکم فاسق بنبافتبینوا ان تصیبوا قوما بجهاله فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین (آیه شش سوره حجرات) ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر فاسقی برایتان خبری آورد نیک وارسی کنید تا مبادا به نادانی گروهی را آسیب رسانید آنگاه بر آنچه کرده اید پشیمان شوید.
      به راستی زینب کیست؟، دکتر شریعتی می گفت او پیام آور کربلااست و علما و بزرگانی درباره شخصیت این زن کتاب ها نوشته اند و یقیناً هم هیچ کس نتوانسته است آن طور که باید و شاید حق مطلب را ادا کند. هر کس به اندازه فهم و وسع خویش از زینب(س) دختر علی و فاطمه می گوید. من که ادعایی ندارم می گویم زینب یک شاهد صادق بود که با صداقت تمام آنچه را دیده بود بیان کرد تا دین جدش را از انحراف نجات دهد.
        زندگی حمید، من و بچه هایم ذره یی کوچک از یک تفکر بزرگ بود که تنها سرمایه اش صداقت، راستی و درستی بود. من یک شاهد هستم و امین همسر شهیدم بودم. بعد از شهادت حمید مخصوصاً بخش فرهنگی نظام از ما همسران شهدا توقع داشتند که باید برای انقلاب زینب وار عمل کنیم. من هیچ وقت زینب نبودم اما از باب امانت آنچه می دانستم گفتم و تا همین چند وقت پیش دائماً به هر مناسبتی فیلم مصاحبه هایم از تلویزیون پخش می شد و آقایان بسیج، گفته های مرا مرتب به صورت کتاب و سی دی در اختیار نسل جوان قرار می دادند. تا شش ماه قبل من خانم باکری بودم. تا آنکه آن خاطراتی که نباید گفته می شد را نیز گفتم و مقبول نیفتاد، و من را نیز به دایره غیرخودی ها فرستادند، الهی شکر که خوب زندگی کرده ام و جرم دیگری برایم پیدا نکرده اند. آنچه آقای ذوالنوری مرا به آن متهم می کند یک عمل شرعی است که البته من موفق به انجامش نشده ام،
       من به شهادت اطرافیانم در همه حال با حمید باکری زندگی می کنم و هنوز هم به حرف و سفارش او عمل می کنم و فقط از او حساب می برم و او را بهترین هدیه خداوند در زندگی خود می دانم. عشق حمید و عشق فرزندان او معامله یی است که در مقابل همه دنیا و مافیها کرده ام و واقعاً تاکنون از این معامله پشیمان نیستم و همین ها باعث می شود بتوانم این دنیایی را که هیچ وابستگی به آن ندارم، تحمل کنم. نمی دانم این آقایان و امثالهم این واژه ها را درک می کنند؟،
       من از منظر مردم صادق، خانم باکری هستم و خواهم بود این خانم باکری بودن مثل دیدگاه آقایان برای من هیچ نفع دنیایی ندارد و نخواهد داشت. هرگاه حرفی به درستی و از سر وظیفه می زنم زندان دنیا برایم تنگ تر می شود. اما این آقایان برای دنیایشان حرف می زنند، در حالی که آخرت شان را از دست می دهند،
       من نه به عنوان همسر شهید باکری بلکه از جانب همسران شهدا چه آنها که ازدواج کرده اند و چه آنها که نکرده اند، معتقدم به امثال این آقایان باید گفت آیا همسر شهیدی که ازدواج کرده است دیگر وابسته به شهید نیست؟ آیا این توهینی به خانواده شهدا نیست؟ آیا همسران شهدایی که فرزندان آنها را بزرگ کرده اند، دیگر اعمال و گفتارشان قابل اعتنا نیست، شهید یک ارزش است و هیچ همسر شهیدی از این ارزش جدا نمی شود. شاید آقای ذوالنوری با از دست دادن شهدا، نسبتی بین خود و آنها نبیند، اما خانواده های شهدا و همسران شان حتی آنها که ازدواج کرده اند خود را متعلق به شهدا می دانند و به تاسی از زینب کبری وظیفه و تکلیف خویش را ادامه رسالت شهدا می دانند، چه به مذاق بعضی ها خوش بیاید و چه نیاید.
      وقتی در جمهوری اسلامی افرادی در لباس روحانیت گاهی به اسم قربانی، گاهی به اسم ذوالنوری به راحتی ضداخلاقی ترین و ضد و نقیض ترین رفتارها را نشان می دهند، نمی دانم چگونه برای فرزندانم توجیه کنم. ما که هر وقت خواستیم از اسلام بگوییم، از اخلاق پیامبر که به کمک آن توانست دین را گسترش دهد، گفتیم نه از باتوم و چماق و تکنولوژی هسته یی. ما از صداقت پیامبر گفتیم و نه از دروغ و حرف های متناقض سیاست پیشگان.
       امثال این آقایان در رفتار و کردار و گفتارشان دچار تناقض هستند. این آقا حتی اسمش نیز با عملش در تضاد است چون ظاهراً ایشان صاحب تاریکی ها هستند و نه نور. و اصرار دارند این تاریکی ها را با دیگران تقسیم کنند، چون گناه آشکار انجام می دهند. ای کاش ایشان به فرموده علی(ع) پیش از حرف زدن کمی تحقیق می کردند تا در گرداب دروغگویی اطرافیان شان گرفتار نشوند. من می خواستم از ایشان به دادگاه ویژه روحانیت شکایت کنم ولی امید به اجرای عدالت در جو کنونی ندارم. ایشان را نخواهم بخشید و به خدا خواهم سپرد. به قول حمید «بو قیامتین دردینه یی یر»غاین به درد قیامت می خوردف.
    بهتر است آقای ذوالنوری و امثال شان برای روز قیامت خود از خداوند متعال و رسول گرامی به خاطر کلماتی که بر زبان رانده اند طلب بخشش و در رسانه ها از همه همسران معظم شهدا عذرخواهی و طلب حلالیت نمایند. گرچه یقین دارم بعضی ها به علت دور بودن از رحمت الهی هرگز چنین توفیقی را نخواهند یافت.
      جا دارد بخشی از فرمایشات امام به مناسبت روز زن در تاریخ 25/1/61 را جهت اطلاع این آقایان که قرار است خط امام را حفظ کنند، بیان کنم: «هم اکنون یک نصیحت مخلصانه و پدرانه به بانوانی که جوانند و همسران شان به لقاء الله پیوسته اند، می نمایم که از ازدواج، این سنت ارزنده الهی سر باز نزنند و با ازدواج خود یادگارهایی چون خود، مقاوم و ارزنده به جای گذارند و به وسوسه بعضی اشخاص بی توجه به صلاح ها و فسادها گوش فرا ندهند.» ضمناً من از همه دروغگویان فتنه گر و منافق بیزارم چرا که بین مردم با دروغ هایشان نفاق انداخته اند. زیرا شهدایی که با آنان همنشین بوده ام از صادقان و صالحان بوده اند و من نیز ان شاءالله هم پیمان آنان خواهم بود.
       * همسر شهید حمید باکری و یک معلم بازنشسته شهرستانی

 

نامه سرگشاده خاتمی،موسوی و کروبی به مراجع تقلید

روزنامه آفتاب یزد صفحه 1 

    سید محمد خاتمی، میر حسین موسوی، مهدی کروبی و تنی چند از چهره های شاخص اصلاح طلب در نامه سرگشاده ای به مراجع عظام تقلید با اشاره به بازداشت های بعد از انتخابات از آنها خواستند به عنوان مرجع و ملجا ملت شریف ایران پیامدهای زیانبار اتخاذ برخی شیوه ها را به دستگاه های ذیربط خاطرنشان کنند. به گزارش ایلنا، در بخشی از این نامه خطاب به مراجع آمده است: همانگونه که استحضار دارید، همزمان با اعلام نتایج دهمین دورهِ انتخابات ریاست جمهوری، موج وسیعی از دستگیری ها از میان فعالان ستادهای انتخاباتی نامزدهای غیردولتی و شهروندانی که در راهپیمایی های مسالمت آمیز شرکت جسته بودند آغاز شد که در ادامه، با گسترش اعتراضات مردمی افزایش یافته و هنوز هم ادامه دارد. امضاء کنندگان این نامه در ادامه با اشاره به بازداشت فعالان سیاسی، روزنامه نگاران و دانشگاهیان تاکید می کنند: بازداشت های انفرادی و گروهی، از اقشار مختلف اجتماعی از جمله اساتید دانشگاه ها، فعالان سیاسی و روزنامه نگاران به هیچ روی زیبندهِ نظام و کشوری که داعیهِ برپایی قسط و عدل دارد نبوده و نخواهد بود و چهرهِ جمهوری اسلامی را در روح و جان هر ایرانی و نیز انظار جهانیان تیره و تار خواهد کرد. در بخش دیگری از این نامه با انتقاد از نحوه رفتار با بازداشت شدگان و پخش احتمالی اعترافات آنها از صدا وسیما آمده است: دستگاه های تبلیغاتی دولتی و به ویژه صدا و سیما نیز در این پروژه شرکت کرده و با پخش اعتراف های نمایشی، سعی در اثبات اینگونه اتهامات واهی به حرکتی مردمی دارد که تنها و تنها برای پاسداشت جمهوریت نظام شکل گرفت. این روزها خانواده های نگران و بی اطلاع از وضعیت عزیزانشان که تنها جرمشان مشارکت فعال در ستادهای انتخاباتی نامزدهای غیردولتی بوده، در مراجعات مکرر به مراجع قانونی با درهای بسته روبرو می شوند. اینک کار را بجایی رسانده اند که عضویت در ستادهای تبلیغاتی را جرمی نابخشودنی می نمایانند و این در حالی است که بارها در بیانات بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی و مسئولان بلندپایهِ نظام اینگونه فعالیت ها مورد تایید و تشویق قرار گرفته است. امضاء کنندگان نامه با اشاره به وضعیت جسمانی برخی از بازداشت شدگان تاکید کردند:این روزها دریافت اخباری درباره بازداشت شدگان، بر دامنهِ نگرانی ها افزوده است. اصل زیربنایی برائت و پرهیز از پیش داوری به آسانی نادیده گرفته می شود و پایمال شدن حقوق مصرح در قانون اساسی و قوانین عادی به رویهِ جاریه تبدیل شده و البته نتیجه ای جز توسعهِ بی اعتمادی در پی نخواهد داشت. این سرگردانی ها و نگرانی ها بر زندگی گروه بزرگی از شهروندان ایرانی سایه افکنده و به واسطهِ اتخاذ برخی روش ها از یکسو و عرق ملی و وفاداری به انقلاب اسلامی و عدم تمایل نسبت به استمداد از مراجع بین المللی از سوی دیگر، شرایط بسیار دشواری را برای خانواده های زندانیان پدید آورده است. در پایان این نامه سرگشاده تاکید شده است: تنها راه برون رفت از این وضعیت، اقدام قاطع و شفاف نسبت به توقف فرآیند امنیتی ساختن فضای پس از انتخابات، آزادی تمامی بازداشت شدگان و بازگرداندن روند رسیدگی به اتهامات به مجاری قانونی است. از شما مراجع عظام تقلید به عنوان مرجع و ملجا ملت شریف ایران می خواهیم که پیامدهای زیانبار برخی روش ها را به دستگاه های ذی ربط خاطرنشان کنید. این همه، در پرتو کلام امام عدالت که "فلیست تصلح الرعیه الابصلاح الولاه، و لاتصلح الولاه الاباستقامه الرعیه" عرض شد و خداوند سبحان را شاهد و گواه می گیریم که جز اصلاح امور این کشور و ملت به چیز دیگری نمی اندیشیم