شنبه ۳ امرداد ۱۳۸۸

 

حکم رهبر معظم انقلاب خطاب به رئیس جمهور: انتصاب مشایی به مصلحت جنابعالی و دولت نیست

 روزنامه جام جم  صفحه 1 

   در حالی که از چند روز قبل، برخی نمایندگان مجلس از نامه رهبر معظم انقلاب به رئیس جمهور برای عزل اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاون اول رئیس جمهور خبر می دادند، شب گذشته متن کامل این نامه منتشر شد. متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
    جناب آقای دکتر احمدی نژاد

    ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
     با سلام و تهیت
      انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور برخلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقه مندان شماست. لازم است انتصاب مزبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد.
     سیدعلی خامنه ای - 27/4/88

 

موسوی تبریزی:هرکس به احمدی نژاد رای داده، باید مشایی را هم قبول داشته باشد

 روزنامه آفتاب یزد  صفحه 2

   دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به عنوان معاون اول رئیس جمهور، گفت: هرکس که به احمدی نژاد رای داده، مشایی را هم باید قبول داشته باشد، زیرا رئیس جمهور اجازه دارد معاونانش را خودش انتخاب کند.به گزارش ایلنا، سید حسین موسوی تبریزی در پاسخ به سوالی درباره <واکنش ها به انتصاب مشایی> با بیان اینکه هرکس فرد مورد قبول خودش را به عنوان معاون انتخاب می کند، افزود: نمی شود به کسی رای داد، ولی اجازه نداد که معاونش را خود انتخاب کند و من فکر می کنم، هیچ کس مانند مشایی به احمدی نژاد نزدیک نیست. وی با اشاره به واکنش شمار زیادی از اصولگرایان و از جمله نمایندگان مجلس به این مسئله، گفت: احمدی نژاد 4 سال سابقه کار دارد و شناخته شده است و ما قبل از این هم دیدیم که علی رغم واکنش مراجع تقلید و رهبر انقلاب به اظهارات مشایی، احمدی نژاد وی را جابجا نکرد و لذا اقداماتی چون انتصاب مشایی و عدم برکناری وی علی رغم واکنش ها، از آثار رای دادن به احمدی نژاد است.

 

چه کسی او را اداره می کند ؟!

 روزنامه کیهان صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

1- شاید این برداشت «بدبینانه» باشد که حضور آقای رحیم مشایی را در کنار رئیس جمهور محترم، بخشی از یک پروژه بیرونی تلقی کنیم ولی متاسفانه برخی از شواهد و قرائن موجود این احتمال را قوت می بخشند و نشان می دهند رحیم مشایی در کنار آقای دکتراحمدی نژاد همان نقشی را برعهده دارد که افراطیون مدعی اصلاحات و سردمداران آنها به گونه ای دیگر برعهده داشته و دارند، به بیان دیگر می توان حدس زد رحیم مشایی نیز یکی از مهره های کودتای مخملی است که فقط محل ماموریت او با سایر توطئه گران اخیر متفاوت است و نه «هویت» او!
    به یقین جناب دکتراحمدی نژاد به خاطر روابط صمیمانه ای که با رحیم مشایی دارد از این برداشت تعجب کرده و ابرو درهم می کشد. اما واقعیت های موجود اجازه نمی دهند این احتمال نادیده گرفته شود، زیرا ملاک و معیار برای حساس بودن نسبت به یک احتمال و ضرورت پی گیری آن، «درصد احتمال» نیست بلکه میزان اهمیتی است که «موضوع مورد احتمال» دارد. به عنوان مثال با وجود احتمال 90درصدی درباره گرانتر بودن قیمت رب گوجه فرنگی در فلان فروشگاه بعید نیست که افرادی برای خرید به همان فروشگاه مراجعه کنند، زیرا «مورد احتمال» یعنی یک قوطی رب گوجه فرنگی آنقدر اهمیت ندارد که احتمال 90 درصدی درباره گرانتر بودن قیمت آن، مانع از خرید باشد. اما اگر فقط یک درصد احتمال داده شود که فلان بطری آب، آلوده به سم مهلک است به یقین هیچکس قبل از بررسی و اطمینان کامل از آن نمی نوشد. چرا که در این حالت هرچند درصد احتمال ناچیز است ولی مورد و موضوع آن به زندگی و مرگ بستگی دارد.
    و اما، نشانه های وابستگی مشایی و خطری که از این زاویه نظام و دولت اصولگرا را تهدید می کند خیلی بیشتر از یک احتمال ساده و اندک است و نکته درخور توجه این که رئیس جمهور محترم، آقای دکتراحمدی نژاد اولین قربانی این توطئه خواهد بود، اگرچه ایشان متاسفانه تاکنون در درک این نکته فاقد هوشمندی لازم بوده اند.
    2- دستور رهبرمعظم انقلاب به دکتراحمدی نژاد درباره ضرورت برکناری رحیم مشایی از پست حساس و کلیدی «معاونت اول رئیس جمهور» که کلیشه آن در صفحه اول کیهان امروز آمده است به اندازه ای صریح و خالی از ابهام است که تاخیر چند روزه آقای احمدی نژاد در اجرای این دستورالعمل، عجیب و غیرقابل توجیه به نظر می رسد چرا که رئیس جمهور محترم با دو ویژگی برجسته «ولایت پذیری» و «قانون گرایی» در میان مردم شناخته می شود و دقیقاً به همین علت و مخصوصاً «ولایت پذیری» در انتخابات اخیر ریاست جمهوری با اقبال گسترده و کم نظیر مردم روبرو شده است، بنابراین انتظار آن بود که بی درنگ و بدون فوت وقت دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب را به اجرا درآورده و رحیم مشایی را که از ابتدا نیز بدون کمترین توجیه منطقی و دلیل عقلایی به معاونت اول رئیس جمهور منصوب کرده بود، از این پست حساس و کلیدی عزل کند.
    ظاهراً-و با عرض پوزش- انگار جناب رئیس جمهور فراموش کرده اند که انتظار مردم برای عزل مشایی یک «خواهش دوستانه»! یا «توصیه اخلاقی»! نیست که پذیرش یا رد آن در اختیار آقای احمدی نژاد باشد، بلکه عزل مشایی بعد از دستور صریح رهبرمعظم انقلاب یک وظیفه غیرقابل خدشه قانونی و تکلیف صریح و روشن «شرعی» است که حق عدول از آن را ندارند، چرا که مطابق اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی «قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه که زیر نظر ولایت مطلقه امر اعمال می گردند» و در اصل 113 قانون اساسی تصریح شده است که وظیفه رئیس جمهور اجرای قانون اساسی است.
        3- در این جملات دقت کنید ؛
    «راه درست، اطاعت از رهبری است»، «عشق به ولایت فقیه ادامه اتصال به امام عصر(عج) است»، «ولایت فقیه یعنی تداوم راه کربلاو ما موظف به پیروی هستیم»، «ولایت فقیه عامل پیروزی و شعبه ای از ولایت پیامبر(ص) است»، « در هیچ تصمیمی بدون رضایت ولی فقیه، خیری وجود ندارد»، «ولی فقیه منصوب امام معصوم(ع) است»، «ما تا آخر پای سیاست های رهبری ایستاده ایم»، «فرق دولت ما با دویست دولت دیگر در ولایت فقیه است»، «اطاعت از ولی فقیه تداوم اطاعت از پیامبرخدا(ص) و ائمه معصومین(ع) است»، «رضایت رهبرانقلاب را با هیچ چیز عوض نمی کنیم»...
    این اظهارنظرها از کیست؟ درست حدس زده اید، این جملات و صدها نمونه دیگر از این دست، دیدگاه و نظر آقای دکتراحمدی نژاد درباره ولایت فقیه است که طی چند سال اخیر و به مناسبت های مختلف ابراز داشته اند.
    اکنون این سوال پیش می آید که آیا اخیراً در دیدگاهها و نظرات ریاست محترم جمهوری درباره ولایت فقیه تغییری پدید آمده است؟!
    به نظر نگارنده و با شناختی که از احمدی نژاد در دست است، پاسخ این سوال منفی است و رئیس جمهور محترم کماکان بر همان دیدگاه و نظر خویش که برخاسته از اعتقاد راسخ به اسلام و قانون اساسی است پابرجاست، پس علت تاخیر سوال برانگیز وی در اجرای دستور رهبرمعظم انقلاب چیست؟! ابتدا به صراحت باید گفت که این تاخیر و درنگ آقای احمدی نژاد کمترین توجیه اسلامی و قانونی ندارد ولی شنیده ها حاکی از آن است که رئیس جمهور اصرار دارد نظر رهبرمعظم انقلاب را به ادامه کار مشایی در پست یاد شده -هرچند برای مدتی کوتاه- جلب کند! این تقاضا اگرچه «ولایت پذیری» و «قانون گرایی» آقای احمدی نژاد را مخدوش می کند - و صد البته تاسف آور نیز هست- اما با اندکی تسامح می توان تعلل ایشان را ناشی از کم دانی و ضعف بینش اسلامی وی دانست و نه خدای نخواسته کم توجهی به اصل ولایت فقیه و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هرچند که این ضعف بینش، کم نقیصه ای نیست.    
    4-درباره مواضع و عملکرد آقای رحیم مشایی
     اگرچه گفتنی های بسیاری هست ولی در این نوشته تنها به چند نمونه آشکار اشاره می کنیم. نمونه هایی که احتمال یادشده در صدر این یادداشت را قوت می بخشد.
    الف: آقای مشایی چندی پیش در اقدامی سوال برانگیز از اشغالگران قدس که به قیمت آواره کردن 10 میلیون مسلمان فلسطینی و قتل عام صدها هزار نفر از آنان در فلسطین اشغالی حضور پیدا کرده اند و همه ساله خون هزاران زن و مرد و کودک فلسطینی به عنوان هزینه ادامه حضور این جرثومه های فساد و تباهی بر زمین ریخته می شود، با عنوان «مردم اسرائیل»! یاد کرد. این اقدام رحیم مشایی بلافاصله با استقبال گسترده محافل آمریکایی و اروپایی و بسیاری از مدعیان اصلاحات روبرو شد تا آنجا که رژیم صهیونیستی ضمن تقدیر چندباره وی، به آقای مشایی لقب «دوست اسرائیل» داد. ممکن است گفته شود که این اظهارنظر مشایی از نوع «سهولسان» بوده است ولی باید توجه داشت که وی بعد از اعتراض های گسترده داخلی نه فقط حاضر به اصلاح نظر خود نشد بلکه بر آن اصرار هم ورزید و حتی بعد از توبیخ شدید رهبرمعظم انقلاب نیز در اقدامی به ظاهر سبکسرانه و بی ادبانه و در واقع حسابشده! طی نامه ای خطاب به ایشان، بازهم از آنچه گفته بود دفاع کرد!
    ب: آقای مشایی علی رغم اطلاع از نظر رهبرمعظم انقلاب که حج و زیارت را از مصادیق گردشگری نمی دانستند برای تسخیر این سازمان خیز برداشت که با توجه به جایگاه حج و دیدگاه مشایی، این اقدام وی را نمی توان با نگرانی روزافزون غرب از حضور موثر و الگوساز حجاج ایرانی در مراسم حج بی ارتباط دانست. گفتنی است مشایی بعد از دستور صریح رهبرمعظم انقلاب نیز بدون توجه به این دستورالعمل قصد مسدود کردن حساب های بانکی سازمان حج و گشودن حساب به نام خود را داشت که از این اقدام وی جلوگیری شد.
    ج: مشایی چندی قبل طی سخنانی که فیلم و نوار آن موجود است «دوران اسلامگرایی» را پایان یافته معرفی کرده و با مقایسه «دوران اسلامگرایی» و «دوران اسب سواری»! گفته بود، امروزه در عصر علم و تکنولوژی و بیداری ملت ها، دوران اسلامگرایی سپری شده است!! باید توجه داشت که نهضت اسلامگرایی اصلی ترین شاخصه خط امام و بزرگترین دغدغه و نگرانی آمریکا در جهان اسلام است و همه ساله بودجه های نجومی و کلانی برای مقابله با آن هزینه می شود.
    د: مشایی در اوج مخالفت های گسترده کشورهای غربی با حجاب اسلامی، طی مصاحبه ای «حجاب اسلامی» را «اختیاری» نامیده بود که ترجمان دیگر این اظهارنظر، نه فقط نفی حجاب و مخالفت با قوانین اسلامی است، بلکه محکوم کردن تلویحی اصرار جهان اسلام و مخصوصاً ایران اسلامی بر حجاب و عفاف است.
    هـ : جدیدترین «شاه» کار!! مشایی، مخالفت صریح و بی پرده وی با دستورالعمل اخیر رهبرمعظم انقلاب درباره عزل وی از «معاونت اول رئیس جمهور» است. مشایی بلافاصله بعداز اطلاع از دستورالعمل رهبرانقلاب بر ضرورت حضور خود در این پست کلیدی تاکید ورزید و مخالفان خود را «حسود»!! و یا افرادی نامید که نگران ریاست جمهوری وی در دوره یازدهم هستند!!...
    و: تمامی دیدگاهها و اقدامات یادشده مشایی بدون کم و کاست با خواسته های دشمن بیرونی و مواضع و عملکرد جبهه مدعی اصلاحات همخوانی دارد و اصلی ترین وجه اشتراک او با خط توطئه اخیر، تلاش برای عبور از ارزش های اسلامی و انقلابی و زیر پا نهادن قوانین مسلم جمهوری اسلامی است. بنابراین، اگر حضور رحیم مشایی در کنار رئیس جمهور، حلقه ای از توطئه اخیر دشمن و بخشی از پروژه مشترک و بیرونی مدعیان اصلاحات نیست، پس چیست؟! و آیا تعجب آور و تاسف آور نیست که رئیس جمهور محترم اینهمه از حضور وی در کنار خود، آنهم به عنوان معاون اول اصرار می ورزد.
    5- و بالاخره بدیهی است که رئیس جمهور محترم حاضر به نادیده گرفتن دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب نبوده و رحیم مشایی را عزل خواهد کرد ولی چرا با اینهمه تاخیر غیرقابل توجیه و به قیمت مخدوش شدن محبوبیت رئیس جمهور در اذهان ملت؟!
    6- آقای احمدی نژاد باید به این نکته توجه داشته باشد که رحیم مشایی به وضوح از قطعی بودن عزل خود باخبر است اما چرا آقای احمدی نژاد را به ماندن خود ترغیب و تشویق می کند؟ و ازاین تاخیر چه هدفی دارد؟
    نگارنده براین باور است که مشایی و کسانی که او را اداره می کنند قصد دارند، هزینه پذیرش دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب را بالاببرند! تا به خیال خود مانع از دستورالعمل های مشابه آقا در موارد دیگر شوند! مثلاً چنانچه در پی زد و بند پنهان با آمریکا بودند و رهبرمعظم انقلاب با هشدار و دستورالعمل خویش خواستار پایان دادن به این زد و بند پنهان شدند، تاخیر در اجرای دستور ایشان طبیعی!! جلوه کند!!... این نکته و این احتمال مخصوصاً باید برای آقای دکتر احمدی نژاد که در ضدیت با آمریکا جدی و مصمم است، هشداردهنده باشد تا خدای نخواسته از افرادی نظیر مشایی ضربه نخورد و در نتیجه، به نظام ضربه نزند

 

به پس و پشت این ارقام توجه شود

 روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 1 

نویسنده: محمدصادق جنان صفت

  روزنه های موجود برای بحث و مناظره و بیان همه واقعیت های کسب و کار و اقتصاد ایرانیان تحت الشعاع مجادله های گسترده و بی امان سیاسی قرار گرفته است.
    سازمان ها و نهادهای دولتی در دو ماه گذشته، آمار و اطلاعات جامع و غیرتبلیغاتی کمتری منتشر می کنند و فعالان بخش خصوصی حتی دل و دماغ برگزاری نشست های عادی را نیز ندارند.
    در چنین وضعیتی است که باید نگران ابهام های کسب و کار در ایران شد و چشم اندازی هرچند ناروشن را در سطح کلان از میان برخی اعداد و ارقام منتشر شده تصویر کرد. به نظر می رسد خبر ارائه شده از سو ی مرکز آمار ایران درباره رشد 5/1درصدی نرخ بیکاری در بهار امسال، نسبت به بهار 1387 و رسیدن نرخ بیکاری جوانان به رقم 4/20درصد از اخبار نگران کننده ای است که باید به این اعداد و ارقام، خبر تلخ اعلام شده از سوی یک عضو کمیسیون صنایع مجلس را نیز که گفته است «بسیاری از واحدهای صنعتی با 20درصد ظرفیت کار می کنند»، اضافه کرد و دریافت که روزگار کسب و کار چقدر سخت شده و گویی به زمین چسبیده است. نوشته حاضر نمی خواهد راه حل های کارشناسی برای برون رفت اقتصاد از وضعیت ناامیدکننده امروز را نشان دهد و معتقد است این راه حل ها وجود دارند و اقتصاددانان مستقل ایرانی، بارها آنها را بیان کرده اند. در این نوشته کوتاه تنها به یادآوری این نکته بسنده می شود که مسائل حادث شده در سپهر سیاست ایران در دو ماه گذشته، نباید مانع از دیدن و بیان ناخوشی های کسب و کار و معیشت ایرانیان شود.ندیدن و کنار گذاشتن این واقعیات غم انگیز و از آن بدتر، بیان نکردن آنها چیزی از حقیقت آنچه را که هست کم نمی کند و تنها بر عمیق تر شدن دردها می افزاید و حل آنها را با هزینه های گزاف ممکن می سازد. اندوه هزاران جوان تحصیلکرده که در بازارکار چشم اندازی امیدوارکننده نمی بینند و مردانی را که از خجالت و شرم بیکاری و بی پولی از چشم زن و فرزند پنهان می شوند، نمی توان ندید و برایش اشک نریخت.
    نمایندگان مجلس قانون گذاری، اقتصاددانان و کارشناسان و همه افراد و شخصیت های سیاسی که تهدیدهای حاکم بر اقتصاد ایران را واقعی می دانند و دلشان برای مردم بردبار این سرزمین می سوزد، باید در این باره سخن گفته و هشدار دهند تا به نقطه غیرقابل برگشت نرسیم.

 

مثلث مجلس خبرگان در برابر هاشمی رفسنجانی

روزنامه اعتماد  صفحه 1 

بیانیه بخشی از مجلس خبرگان رهبری درباره انتخابات و حوادث پس از آن

   چهل روز پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم، بخشی از اعضای مجلس خبرگان رهبری بیانیه یی «بدون نام و امضا» منتشر کردند تا هشدار دهند «فصل الخطاب در امور رهبری» است و بهتر است اکبر هاشمی رفسنجانی «در شرایط کنونی کشور پشتیبانی بیشتر و شفاف تری از ولایت فقیه» داشته باشد.این بیاینه در شرایطی منتشر شده است که چند روز پیش اخباری مبنی بر تلاش مثلث احمد جنتی، محمدتقی مصباح یزدی و محمد یزدی برای انتشار اطلاعیه یی با این محتوا علیه هاشمی رفسنجانی روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفته بود.رودررویی این سه روحانی نامدار حامی دولت نهم با رئیس مجلس خبرگان داستانی دنباله دار است. از زمان برگزاری انتخابات دوره چهارم خبرگان و تعیین ریاست این مجلس گرفته تا بحث و مجادلات دوران چهارساله دولت نهم بارها این مثلث سه گانه و هاشمی رفسنجانی مقابل یکدیگر قرار گرفته اند. اما این مرتبه قصه موضوع دیگری دارد. انتخابات ریاست جمهوری دهم و ماجراهای قبل و بعد از آن تبدیل به بزنگاهی شده است تا اختلاف های گذشته دوباره مجالی برای بروز پیدا کنند. بیانیه جمعی از اعضای خبرگان رهبری که در پای آن عبارت «اکثریت نمایندگان» درج شده است و تنها سایت تابناک تعداد امضاها را «50» نفر ذکر کرد یک هفته بعد از سخنرانی اکبر هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران منتشر شده است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در قامت خطیب پیشنهادهایی را برای حل آنچه او «بحران» در کشور می خواند، ارائه کرد و در ضمن آن درباره «مشروعیت» و «مقبولیت» نظام احادیثی نقل کرد که واکنش های بسیاری را به همراه داشت.هنوز از اظهارات هاشمی یک روز نگذشته بود که آیت الله «محمد یزدی» رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم یک مصاحبه مطبوعاتی در قم برپا کرد و با دسته بندی سخنان رقیب دیرینش به تندی بر او تاخت. اما ماجرا به همین جا ختم نشد چراکه بعد از این مصاحبه، نوبت پیگیری انتقادها بود.یزدی به پشتوانه نقشش در جامعه مدرسین و با یاری جنتی و مصباح یزدی اقدام به جمع آوری امضا از نمایندگان خبرگان رهبری کرد. این دو روحانی نیز به واسطه جایگاهشان یکی در جمع علمای تهران و شورای نگهبان و آن دیگری در موسسه پژوهشی امام خمینی(ره) هر کدام در میان اعضای خبرگان حامیانی دارند. هرچند آنها در جریان رای گیری برای انتخاب رئیس مجلس خبرگان نتوانستند آرا را به نفع خود تغییر دهند و در نهایت اکبر هاشمی رفسنجانی با 41 رای از مجموع 76 رای بر «احمد جنتی» با 34 رای پیشی گرفت و بر صندلی ریاست تکیه زد. به نظر می رسد این روند کماکان ادامه دارد و همین موضوع منجر به پرهیز از انتشار تعداد و اسامی نمایندگان امضا کننده بیانیه شده است. با این حال فارغ از این موضوع اهمیت وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و نقش هاشمی رفسنجانی در ماجراهای اخیر کشور به گونه یی است که انتشار بیانیه های متعدد و موضع گیری های مختلف از سوی رقبای سیاسی را ضروری می نماید. در این میان انتشار بیانیه توسط مجلسی که هاشمی رفسنجانی خود ریاست آن را برعهده دارد، معنای دیگری پیدا می کند. در این بیانیه با تشکر از حضور پرشور مردم در انتخابات ریاست جمهوری آمده است: «دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در جریان انتخابات دهم با فضاسازی رسانه یی و تشکیک زودهنگام در سلامت انتخابات و ایجاد التهاب سیاسی و اجتماعی و بالابردن هیجانات و مطالبات از طریق استفاده ابزاری از انتخابات و استفاده از غفلت بعضی از نامزدان ریاست جمهوری، با یک جنگ روانی تمام عیار وارد عمل شدند و با ادعای موهوم و شبیه به افسانه تقلب بزرگ در انتخابات که برگرفته از سناریوی انقلاب های مخملین بود سعی در تخریب اذهان عمومی و ایجاد یاس و تردید در مردم کردند که با خطبه تاریخی مقام معظم رهبری در نماز جمعه بیست و نهم خردادماه و اعتماد به نهادهای قانونی توطئه دشمنان مثل گذشته نقش بر آب شد.امت خداجو، با استحکام و اقتدار، پشت سر رهبر خویش برای پیشبرد اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی به راه خود ادامه خواهند داد.»
        در ادامه بیانیه آمده است: «بسیاری از علما و نخبگان و شخصیت ها و دلسوزان نظام انتظار دارند که رئیس محترم مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام که همواره با تدبیر و فراست در کنار امام و رهبری به حل مشکلات و معضلات کمک کرده اند در شرایط کنونی نیز با پشتیبانی بیشتر و شفاف تر از ولایت فقیه و بیانات رهبری در این شرایط حساس دشمنان اسلام و نظام و کینه توزان و بدخواهان و فرصت طلبان را در نقشه شیطانی برای آسیب به وحدت و همدلی ناکام گذارند.» امضا کنندگان بیانیه تاکید کرده اند: «نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه میراث گران سنگ امام خمینی است و تنها شیوه برای حفظ راه امام و حراست از آن، حمایت از ولایت فقیه است. تداوم انقلاب اسلامی بر پایه تمسک به ولایت فقیه و ولی فقیه واجب الاطاعه است. همچنین اعلام می کنیم خط امام را باید در اندیشه و سلوک رهبری یافت. فصل الخطاب رهبری است و هرگونه انحراف از راه و مواضع رهبری انحراف از آرمان های انقلاب و خط اصیل امام خمینی است.»البته در بخشی از این بیانیه از احمدی نژاد نیز خواسته شده است از اوامر رهبری و نصایح خیرخواهانه بزرگان دینی تبعیت کند.هاشمی رفسنجانی هنوز به این بیانیه واکنشی نشان نداده است اما انتشار آن نشان می دهد اختلاف ها در درون مجلس خبرگان رهبری هنوز ادامه دارد.