پنجشنبه ۱ امرداد ۱۳۸۸

 

اعلام آخرین مواضع میرحسین در دیدار با مدیران رسانه ها

 روزنامه اعتماد  صفحه 1 

افکار عمومی اعتراف ها را نمی پذیرد

  میرحسین موسوی در سخنانی مهم، پرونده انتخابات ریاست جمهوری دهم را تا زمانی که «آخرین نفر» از زندانیان روزهای پس از انتخابات آزاد نشود، همچنان «باز» دانست و بار دیگر فضاسازی های اخیر در خصوص «گرفتن اعتراف» از فعالان سیاسی اصلاح طلب را «بیهوده» خواند: « اگر از همه بازداشت شدگان هم اعتراف بگیرند باز هم افکار عمومی اینها را قبول نمی کند چرا که مردم در وقایع اخیر حضور داشته اند و دیده اند ابعاد این مساله چقدر بوده است. شعارها و رفتارهای مردم نشان می دهد اگر برخی افراد بخواهند ترفندهایی برای اتصال جنبش سبز مردم به بیگانگان به کار ببندند، بیهوده خواهد بود.»هشدارهای کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری دهم در شرایطی عنوان شد که طی روزهای اخیر برخی مقامات امنیتی و نظامی با قطعیت از پخش «اعترافات» بازداشت شدگان خبر دادند. به گزارش قلم نیوز، میرحسین با انتقاد از چنین فضایی و یادآوری این نکته که مردم نسبت به دخالت بیگانگان حساس هستند، سفرهای تبلیغاتی خود در ایام پیش از انتخابات ریاست جمهوری را مورد اشاره قرار داد و تاکید کرد: در این سفرها متوجه شدم مردم چقدر به هویت ایرانی خود اهمیت می دهند و در استان های مختلف کشور، مردم عرق زیادی روی ایرانی بودن خود دارند.نخست وزیر دوران جنگ، شیوه حرکتی آینده خود و جنبش سبز را نیز این گونه ترسیم کرد: «می خواهیم ظرفیت های مغفول قانون اساسی را عملیاتی کنیم و بر این اساس در حال تدوین منشوری فراتر از بحث جبهه و گروه سیاسی هستیم و در این منشور راهکارهایی را پیشنهاد کرده ایم که تمام ظرفیت های مغفول قانون اساسی توان اجرایی شدن پیدا کنند.»موسوی در توصیف ویژگی های این منشور نیز جملاتی را بیان کرد: «ما می خواهیم این منشور، وجهی از به هم پیوستگی مردم باشد و مشخص باشد که اینها به جنبش سبز پیوسته اند. ما به دنبال شعاری هستیم که بتواند پیوستگی مردم را بیشتر کند و مورد استفاده مردم قرار بگیرد. ما و کسانی که متعلق به این جنبش هستند باید طوری عمل کنیم که ضمن اینکه ساختارشکنی به مفهوم کسانی که می خواهند خارج از قانون اساسی حرکت کنند اتفاق نیفتد، مطالبات مردم لحاظ شود. ما در منشور خود این دغدغه را داریم که هم پیوستگی مردم حفظ شود، هم منافع ملی لحاظ شود و هم به مطالبات مردم پاسخ داده شود.»میرحسین در یک دیدار از جنس دیدارهای رسانه یی در عین حال بر لزوم زنده نگه داشتن بحث انتخابات تاکید ورزید: «این یک ضرورت ملی است که به طور دائم به بحث انتخابات اخیر پرداخته و این مساله زنده نگه داشته شود و این مساله در انبوه وقایع اخبار پس از انتخابات نمیرد و هیچ کس فراموش نکند این دولت در چه فرآیندی شکل گرفته است. با توجه به اینکه" تریبون هایی نظیر صدا و سیما در اختیار دارند، مطبوعات باید پرداختن به مسائل پیش آمده در این انتخابات را از جمله وظایف خود بدانند.» وی از دلایل حمایت از قانون اساسی هم سخن گفت: «نیروهای مدافع جامعه باید حامی قانون اساسی باشند: چرا که قانون اساسی در خود ظرفیت هایی دارد که اگر عملیاتی شود حتی گرایش های ساختارشکنانه را هم متقاعد می کند. اگر از چارچوب قانون اساسی خارج شویم جامعه با یک آنارشی لجام گسیخته روبه رو خواهد شد که جمع کردن آن غیرقابل پیش بینی خواهد بود. بنابراین همه نیروها باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنند تا خسارت های این فضا را به حداقل برسانند.» کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری دهم در ادامه از «طراحی چارچوبی برای برچیدن حصارها» سخن گفت: فعالیتی که هدف آن از دید «میرحسین موسوی» با نیم نگاهی به آنچه در انتخابات بروز کرد، معطوف به مهار قدرت است: «ما در انتخابات قدرت همگانی را تجربه کردیم: قدرتی که می تواند هیچ قید و بندی نداشته باشد، برای همین می خواهیم با یک مرکزیت کوچک سیاسی متشکل از برخی چهره های سیاسی زمینه تولد یک هویت بزرگ اجتماعی را ایجاد کنیم.

    به عبارتی جایگزینی هویت اجتماعی به جای یک هویت سازمانی در چشم انداز آینده وجود دارد و در این مسیر استفاده از اجماع قانون اساسی بسیار کارساز است.» این تازه ترین اظهارنظر نخست وزیر دوران جنگ در خصوص جبهه سیاسی است که پس از وقایع ناخوشایند انتخابات، زمزمه تشکیل آن شنیده می شود. مهندس موسوی با توصیف «مرکزیت کوچک سیاسی متشکل از برخی چهره های سیاسی» چارچوب حرکتی تشکل خود را تا حدودی نمود بخشیده و با استفاده از عبارت «جایگزینی هویت اجتماعی به جای یک هویت سازمانی» مصمم شده از پتانسیل کم نظیر خود و احتمالاً سیدمحمد خاتمی و برخی دیگر از فعالان سیاسی اصلاح طلب در جامعه بهره بگیرد. وی صبح روز گذشته میزبان جمعی از مدیران رسانه ها، روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و دانشگاهی بود و این دیدار را فرصتی یافت تا برخی از دغدغه های خود را مطرح سازد.
     در هفته های اخیر بحث تشکیل جبهه فراگیر سیاسی با محوریت مهندس موسوی، به یکی از مباحث جدی سیاسی و حتی اجتماعی بدل شد: امری که به نظر می رسد میرحسین با تکیه بر پشتوانه اجتماعی خود، طرحی «متفاوت» را برای شکل دادن به آن در نظر داشته باشد. او در این دیدار که چهره های شاخصی مانند سیدهادی خامنه یی، الیاس حضرتی، محمدجواد حق شناس، قزوینی، مصطفی کزازی، سعید تقی پور، مسعود حیدری و برخی دیگر از فعالان سیاسی و مذهبی در آن حضور داشتند، بار دیگر ترجیع بند سخنان خود یعنی «تداوم پیگیری مطالبات مدنی» را مورد تاکید قرار داد و در عین حال از ملت ایران خواست «در این راه بر تدبر و تدبیر تکیه کنند». اگر در دو روز گذشته رئیس جمهور دوران اصلاحات و تشکل متبوع وی یعنی مجمع روحانیون مبارز با تکیه بر اصول قانون اساسی، پیشنهاد انجام یک «همه پرسی» برای ابهام زدایی از وضعیت فعلی را روی «میز جامعه» قرار دادند، میرحسین نیز در کنار مجمع شیوخ اصلاح طلب و خاتمی بر این نکته پای فشرد که «قانون اساسی ایران این پتانسیل را دارد که مردم از هر گروه و طیف سیاسی و اجتماعی به دور آن حلقه زده و مطالبات شان را دنبال کنند.» اما یکی از فرازهای سخنان کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری که مورد توجه حاضران قرار گرفت، مقایسه «نماد سبز» هواداران خود با قانون اساسی در راه ایجاد اجماع اجتماعی بود: «در آینده باید ذیل شعارهایی جمع شد که بتوانند اجماع عمومی را ایجاد کنند. نماد سبز در ماه های گذشته نشان داد می توان افراد بسیاری را با گرایش ها و منافع مختلف در کنار یکدیگر قرار داد، به نحوی که همه آنها بر سر حداقل هایی به توافق برسند. چنین چیزی باید مبنای شعارهای آینده باشد و برقراری اجماع بدون شک یکی از اهداف اصلی است.» وی درنگی کرد و خواستار توجه به این مساله شد: « از همین منظر باید به قانون اساسی توجه کرد: یعنی آن را مانند نماد سبز سرلوحه پیگیری مطالبات آینده قرار داد چون خاصیت ایجاد اجماع میان اقشار مختلف اجتماع را دارد.»
        میرحسین در ادامه تشریح محورهای فعالیت آینده خود، به یک «آسیب شناسی» در حرکت حزبی در ایران پرداخت و با این استدلال از یک حرکت اجتماعی با هویت مشخص سخن گفت که نمی توانند مانع حرکت آن شوند: «با عمل کردن به این شیوه، ضریب آسیب پذیری نیز کاهش می یابد. تجربه نشان داده است احزاب در ایران آسیب پذیر هستند اما اگر هویت اجتماعی شکل گیرد، نمی توان آن را از حرکت باز داشت، چون زندگی در هر نقطه یی از آن که قطع شود بقیه اجزا به زندگی خود ادامه می دهند: یعنی اگر در این حرکت ملی 10 نفر نیز کنار زده شوند باز هم این جریان می تواند حرکت کند. جالب اینجاست که قانون اساسی نیز بر این هویت سازی اجتماعی تاکید کرده است.»
       مردم قدرت را مهار می زنند
       محور بعدی سخنان وزیر خارجه دولت شهید رجایی، همسو با سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه تهران در خصوص «اصل بودن همراهی مردم» بیان شد و میرحسین طی آن از هجمه به هاشمی رفسنجانی لب به شکوه گشود: «قدرت همیشه میل به مطلق شدن دارد و تنها تحرکات مردمی می تواند این میل را مهار بزند. برای همین حضور مردم در شکل گیری گفتمان مورد نیاز در صدر نیازها قرار دارد. بنابراین فضایی که می خواهیم منشور را در آن منتشر کنیم فضایی است که حتی شخصی مثل آقای هاشمی را هم تحمل نمی کند. وقتی در بخش هایی از حاکمیت امثال آقای هاشمی هم تحمل نشوند جامعه لاجرم به سمت نظامی تر شدن و امنیتی تر شدن پیش خواهد رفت که هیچ کس از این مساله استقبال نخواهد کرد.» او آگاهی مردم را در شرایط «کوتاهی آستانه تحمل» برخی محافل و نهادها، سرنوشت ساز دانست و از ارتباط مداوم با جامعه برای دستیابی به اهداف و مطالبات اخیر به عنوان یک «الزام» یاد کرد: الزامی که بیش از سایرین، بر عهده معدود رسانه های اصلاح طلب و مستقل باقی مانده در برابر هجوم به این جناح سیاسی و هواداران آن است: «در چنین شرایطی آگاهی مردم می تواند سرنوشت ساز باشد. باید مردم را آگاه و پیرامون گفتمانی رو به کمال نگه داشت تا مشکلات در آینده رشد شدیدی نداشته باشند.»
        تحرکات نمایشی دولت پاسخگو نیست
        میرحسین در این جلسه سخنان مهمی نیز از نبود میل در میان نخبگان در راستای تعامل با دستگاه اجرایی سخن گفت و به واکاوی عواقب و پیامدهای آن پرداخت: «به این روحیه و چنین رویکردی در شرایط فعلی، بیش از هر زمان دیگری نیازمندیم. دلیل آن این است که از این پس با دولتی سر و کار داریم که نخبگان تمایلی برای کار کردن در این دولت ندارند و از سوی دیگر دولت نیز تمایلی برای استفاده از تجربه نخبگان ندارد، این یعنی فقدان کارآمدی و مشروعیت که در عین حال می تواند مشکلات داخلی را افزایش دهد و نیز زمینه رشد مشکلات خارجی را فراهم کند.» نخست وزیر دوران دفاع مقدس، برخی تلاش های صورت گرفته برای غیرواقعی معرفی کردن مشکلات فعلی را نیز بی نتیجه خواند و در این میان، تنها راه حل برون رفت را «اهمیت دادن به علاقه مردم» دانست: «در این شرایط تحرکات نمایشی دولت نیز نمی تواند جوابگوی حل مشکلات باشد و بدون شک پیامد فعالیت های دولت بخش های زیادی از نظام را در تیررس اتهامات قرار می دهد. برای همین تنها شانسی که برای برون رفت از این بحران وجود دارد اهمیت دادن به علاقه مردم است: علاقه یی که با جمع شدن حس اعتراض های مدنی در کنار تدبر می تواند زمینه شکوفایی سیاست را در آینده مهیا کند.» به رغم اینکه در حال حاضر، تعداد زیادی از فعالان سیاسی شاخص اصلاح طلب در بازداشت به سر برده و برخی محافل تلاش می کنند این مساله را القا کنند که چشم انداز روشنی از افق آینده پیش روی هواداران اصلاحات متصور نیست، میرحسین دیدگاه دیگری دارد و آینده یی پر از نشاط سیاسی را پیش بینی می کند: «آینده پر از نشاط سیاسی است و راه برون رفت از بحران های موجود بازگشت به خواست واقعی مردم است.»

 

افشاگری علیه مخالفان و تشریح پایگاه رای احمدی نژاد در ایران

روزنامه ایران  صفحه 2 

از سوی یک فعال صلح طلب مقیم امریکاصورت گرفت

 «فیل ویلایتو» فعال صلح طلب مقیم امریکا در گزارشی به تحلیل وضعیت ایران در شرایط بعد از انتخابات ریاست جمهوری پرداخته و مخالفت خود را با هر نوع دخالت خارجی در ایران که با هماهنگی سرمایه داران، امریکا و اسرائیل پیگیری می شود، ابراز کرده است.
    وی با اشاره با نتایج انتخابات ریاست جمهوری تصریح می کند: قبل از اتمام شمارش آرا ،موسوی در یک نامه شدیداللحن خواهان قطع شمارش آرا به دلیل «تخلفات آشکار» شد و به آنچه وی یک روند غیرعادلانه خواند حمله کرد. موسوی گفت در انتخابات تقلب شده و هزاران نفر از طرفدارانش در اعتراض به این موضوع در تهران و شهرهای بزرگ دیگر به خیابان ها آمدند.
    برداشت غرب از ایران اشتباه است
    ویلایتو ادامه می دهد: در غرب ما عادت کرده ایم که گمان کنیم احمدی نژاد یک دیکتاتور سرسخت است که حالاهدف خشم شهروندان به پا خاسته قرار گرفته است و موسوی و طرفدارانش به عنوان «مردم ایران» معرفی می شوند و در همان حال احمدی نژاد به عنوان کسی که تقریباً همه حامیان او را ارتش و سپاه پاسداران و بسیجیان داوطلب تشکیل می دهند دیده می شود. اما این یک برداشت اشتباه است و یکی از نتایج این واقعیت است که در غرب اندک ناظرانی هستند که به موضوع طبقات اجتماعی در ایران علاقمندی نشان دهند. از 71 میلیون جمعیت ایران حدود چهل درصد روستانشین هستند و اکثراً در زمره قشر کم درآمد جامعه قرار دارند. به این رقم فقرای شهر نشین و کارگران را نیز اضافه کنید تا به رقم دو سوم جمعیت برسید یعنی بخشی از جمعیت که بیشترین بهره اقتصادی را از انقلاب 1979 داشته است. احمدی نژاد نیز که در منطقه روستایی فقیر و سپس در جنوب تهران می زیسته از حمایت قشر فقیر به رغم مشکلات اقتصادی عمدتاً ناشی از کاهش شدید قیمت نفت پرداخته و به بهبود خدمات و سوبسید برای فقرا اقدام کرده است. لذا از این ترکیب جمعیتی منطقاً می توان نتیجه گیری کرد که احمدی نژاد می تواند دو سوم آرا را به دست آورده باشد.
    نظر سنجی بنیاد راکفلر حکایت از پیروزی احمدی نژاد داشت
    این فعال صلح طلب تاکید می کند: این نتیجه را یک نظرسنجی بزرگ درباره رای دهندگان که از سوی بنیاد برادران راکفلر تامین مالی شده و سه هفته قبل از انتخابات از جانب سازمانی به نام «فردای بی ترور - مرکز عقاید جمعی» برگزار شده تایید می کند. ویلایتو در پاسخ به این سوال که در ایران دو سوم جمعیت کمتر از 35 سال سن دارند و مگر موسوی رای جوانان را به دست نیاورده است، می گوید: «اکثر تفاسیر ، جوانان در ایران و نیز اینترنت را نشانه هایی از تغییر در این انتخابات تلقی کرده اند. اما در نظرسنجی ما معلوم شد که تنها یک سوم از ایرانیان به اینترنت دسترسی دارند و این درحالیست که جوانان 18 تا 24 ساله مهم ترین بخش جمعیتی در میان تمام گروه های سنی طرفدار احمدی نژاد بوده اند. تنها گروه جمعیتی که در بررسی ما نشان داد طرفدار موسوی بودند و یا قابلیت رقابت با احمدی نژاد را داشتند در میان دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه ها و ایرانیانی با بیشترین در آمد دیده می شدند. بنابراین مردم به تناسب کیف پول خود و فارغ از سن و یا نژاد خود رای داده اند و در ایران تعداد مردم فقیر بسیار بیشتر از مردم طبقه متوسط است.
  طرفداران موسوی وظیفه ثبت اطلاعات انتخابات را داشتند
    وی در پاسخ به این سوال که آیا امکان نداشته که رای ها به شکل عمدی در حوزه ها و یا در وزارت کشور درست شمارش نشده باشد می گوید: از لحاظ قانونی هر نامزد مجاز بوده که ناظرانی در محل رای گیری داشته باشد و درباره شمارش آرا در وزارت کشور یک دوست ایرانی - امریکایی وی که در زمان انتخابات در ایران بوده به وی گفته است: «بیش از 200 هزار دانشجوی جوان و فارغ التحصیلان دانشگاهی که تقریباً همگی طرفدار موسوی بوده اند در وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر و انتقال داده ها شرکت داشته اند و این که بدون شبهه منطقی ادعا شود که یک تقلب بزرگ روی داده به منزله آنست که اکثراً یا تمام این افراد در این توطئه عظیم نقش فعال داشته اند.
  خاتمی هم با همین روش رئیس جمهور شد
    همچنین باید به خاطر داشت که کاندیدای اصلاح طلبان محمد خاتمی در سال 1997 برنده شد در حالیکه وزارت کشور در دست محافظه کاران قرار داشت و احمدی نژاد در سال 2005 در زمان کنترل اصلاح طلبان بر وزارت کشور برنده انتخابات شد. وی می گوید :مخالفین تنها مخالف دولت احمدی نژاد نیستند بلکه در مقابل میلیون ها نفر از طبقه کارگر در ایران هستند که می کوشند که از برنامه های اجتماعی مفید به حال آنان که متکی به درآمد نفت است دفاع کنند. نویسنده مخالفین دولت احمدی نژاد را بخشی از جامعه معرفی می کند که نوعاً از طبقه متوسط هستند و مورد حمایت ثروتمند ترین نیروهای طرفدار بازار آزاد در ایران قرار دارند. وی می افزاید: در عین حال یک حمایت گسترده حتی در میان حامیان احمدی نژاد برای آزادی های بیشتر فردی دیده می شود و به همین جهت مسائل پیچیده ای مطرح است که در این موارد تنها مردم ایران حق دارند که تصمیم گیری کنند.
  هاشمی رفسنجانی و خاتمی به اعتراض ها در ایران دامن زدند
    شائول بخاش همسر هاله اسفندیاری معتقد است که هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی با سخنان خود به آتش اعتراض ها دامن زده اند، اعتراض ها در ایران تمام نشده است. شائول بخاش از عوامل ساواک در گفت و گو با شورای روابط خارجی امریکا گفت: سخنان رفسنجانی در نماز جمعه تهران حاوی مسائل مهمی بود. او خواستار آزادی زندانی ها شد و از آزادی رسانه ها در شنیدن تمام صداها سخن گفت. وی در ادامه به درخواست رفراندومی که به وسیله محمد خاتمی داده شد، اشاره کرد. بخاش در مورد رفسنجانی می گوید که با انتقادات احمدی نژاد به رفسنجانی و خانواده اش اعتبار و موقعیت وی بشدت آسیب دید لذا نامه ای به رهبر ایران نوشت و در آن از وضعیت اظهار نارضایتی کرد اما جوابی نگرفت. رفتن رفسنجانی به سوی موسوی نشان از نگرانی وی از احمدی نژاد بود.

 

روزنامه اعتماد ملی صفحه 23

طراح : سعید نوروزی