شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸۸

 

پاسخ احمدی نژاد به احتمال تحریم بنزین:ظرف یک هفته بنزین را تامین می کنیم

روزنامه اعتماد  صفحه 2 

  محمود احمدی نژاد روز پنجشنبه در سخنانی در بندرعباس در واکنش به طرح سنای امریکا برای تحریم فروشندگان بنزین به ایران اظهار داشت: «آنهایی که شعار تحریم را سر می دهند نمی دانند دنیا چه خبر است و امروز تحریم بنزین را مطرح می کنند که این نشان می دهد چقدر عقب افتاده سیاسی هستند.» وی افزود: «ما اکنون در صنعت خود به آنچنان ظرفیتی رسیده ایم که در ظرف یک هفته با تغییر خط تولید می توانیم کل بنزین خود را تامین کنیم و با بهره برداری از پالایشگاه ستاره بندرعباس ظرف یکی دو سال آینده ما خود تولیدکننده بنزین خواهیم بود.» پیشتر نیز غلامحسین نوذری وزیر نفت دولت نهم با «استقبال از تحریم نفت ایران توسط کشورهای غربی» گفته بود ایران می تواند در عرض 48 ساعت بنزین مورد نیاز خود را تولید کند. حدود سه هفته پیش مجلس سنای امریکا لایحه یی را تصویب کرد که براساس آن کمپانی هایی که به ایران بنزین می فروشند تحریم خواهند شد.

 

واکنش سران مجلس به کابینه

 روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 1 

همزمان با دفاع تلویزیونی احمدی نژاد از ترکیب دولت دهم اعلام شد

    باهنر: چهار پنج وزیر پیشنهادی رای اعتماد نمی آورند
محمود احمدی نژاد در حالی کابینه دهم را در آخرین ساعات مهلت قانونی یعنی چهارشنبه شب گذشته به مجلس معرفی کرد که این نحوه معرفی و گزینش وزیران، صدای مردان با نفوذ مجلس را از ریاست آن گرفته تا نواب رییس درآورد . علی لاریجانی به همراه محمد رضا باهنر در گردهمایی اعضای شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین به این روند انتقاد کردند و محمد حسن ابوترابی فرد، نایب رییس اول مجلس که از جمله چهره های حامی دولت محسوب می شود و تاکنون از هرگونه نقدی درباره عملکرد دولت پرهیز داشته، برخلاف معمول در یک برنامه تلویزیونی به احمدی نژاد درباره انتخاب وزیران دهم و عملکرد دولت نهم خرده گرفت. این انتقادها در شرایطی از زبان مردان رده یک مجلس به احمدی نژاد وارد می شود که اکثریت نمایندگان مجلس در زمانی که زمزمه هایی درباره مصادیق کابینه در رسانه های نزدیک به دولت شنیده شده بود، دو انتقاد کلی را به این ترکیب احتمالی وارد می کردند. اول عدم مشورت احمدی نژاد با نمایندگان حتی پس از حضور وی در مجمع عمومی فراکسیون اصولگرایان و دوم عدم تناسب گزینه های معرفی شده برای وزارتخانه ها به لحاظ تحصیلاتی، مدیریتی و تجربه کاری.
    این بار اما پس از نقدها و توصیه های پراکنده برخی چهره های شاخص مجلس، علی لاریجانی و محمدرضا باهنر به طور صریح از این نحوه گزینش اعضای کابینه انتقاد کردند و باهنر هم به احمدی نژاد پیغام داد که چهار یا پنج وزیر معرفی شده رای نمی آورند و یکی دو نفر هم مشکوک هستند و باهنر در عین حال به این نکته اشاره کرد که برخی اعضای معرفی شده برای وزارت کار یا بهداشت از وزرای دولت نهم کارآمد تر نیستند. لاریجانی هم که میهمان باهنر در نشست جامعه اسلامی مهندسین بود، در سخنانی با انتقاد تلویحی از عملکرد وزارت اطلاعات و خارجه اظهار کرد که اگر کسی بخواهد وزیر باشد باید تجربه و ورزیدگی لازم را داشته باشد؛ چرا که جایگاه مدیران استراتژیک جای کارآموزی برای آنها نیست . لاریجانی خاطرنشان کرد که بهتر از این می توان از نخبگان استفاده کرد و تلویحا به احمدی نژاد خاطر نشان کرد که کمتر دخالت دادن سلایق در مصالح کشور، به رشد سیاسی نیاز دارد. ابوترابی فرد هم از عدم تجربه و سابقه مدیریتی افراد معرفی شده گلایه های نسبتا تندی را به احمدی نژاد مطرح کرده بود. پیش از این احمدتوکلی هم درباره کابینه پیشنهادی گفته بود که افراد انتخاب شده تناسبی برای یک کابینه کارآمد ندارند و این خوب نیست.با این حال احمدی نژاد پنج شنبه شب گذشته بدون توجه به این انتقادها و پیغام ها کابینه خود را پیش از این که در مجلس معرفی و به دفاع از آنها بپردازد در صدا و سیما معرفی کرد و تمام قد از انتخاب های خود دفاع کرد. با این حال نحوه معرفی کابینه دهم به مجلس و عدم مشورت با نمایندگان شرایط چندان مناسبی را برای اخذ رای اعتماد از مجلس پیش روی وزیران معرفی شده از سوی احمدی نژاد قرار نمی دهد.
    وزرا باید ذهن استراتژیک داشته باشند
    لاریجانی اما در نشست جامعه اسلامی مهندسین چینش نیروها را در کنار داشتن تئوری و برنامه مناسب بسیار مهم و تاثیرگذار عنوان کرد و افزود: اگر ما این مسیر را به درستی طی نکنیم، چینش نیروها جنبه ویترینی خواهد داشت و دقیق عمل نکرده ایم. وی تصریح کرد: کسی که در این جایگاه قرار می گیرد باید برنامه درست و تئوری داشته باشد و اگر کسی بخواهد برنامه ها را پیاده کند باید تجربه و ورزیدگی لازم را داشته باشد؛ چرا که جایگاه مدیران استراتژیک جای کارآموزی برای آنها نیست و باید بدانند با چه سوالات استراتژیک مواجه هستند و چگونه باید عمل کنند.
    رییس قوه مقننه خاطرنشان کرد: به عنوان مثال کسی که مسوول امنیت کشور است باید تئوری بلد باشد و زمانی که امنیت کشور مشکلی پیدا می کند، دیگر جای کارآموزی نیست که مشکل امنیت را حل کند. باید بداند چگونه مسائل امنیتی را تبدیل به مسائل سیاسی کند یا در ارتباط با دیپلماسی کشور، این فرد باید بداند برای این که اهداف و آرمان های کشور محقق شود چه باید کرد، دیپلماسی تنها رفت و آمد نیست. وزیر می تواند هزاران سفر انجام دهد، اما نتیجه ای نداشته باشد، در حالی که می تواند دو سفر انجام دهد و دو حادثه استراتژیک در کشور رقم بخورد. بنابراین مهم است چه برنامه ای برای این کار داشته باشد.
    فرد معرفی شده زن یا مرد باشد، میانسال یا جوان باشد جزو فروعات است
    لاریجانی اضافه کرد: برای وزارتخانه های دیگر نیز این گونه است. باید تخصص و تجربه کافی داشته باشد و این تفنن نیست. در غیر این صورت اشل کار پایین می آید؛ و این که فرد معرفی شده زن یا مرد باشد، میانسال یا جوان باشد جزو فروعات است. اگر مواجهه ماهوی و عمیق انجام دادیم، پس از آن می توانیم به فروعات هم توجه کنیم.
    واکنش به نامه کروبی
    وی همچنین در پاسخ به سوال این شخص در خصوص نامه ی اخیر مهدی کروبی خاطرنشان کرد: آقای کروبی دو روز پیش نیز نامه ای به بنده نوشتند که باید گفت، این بحث آن قدر پیچیدگی ندارد و اگر اسناد و مدارکی دارند به قوه قضائیه یا به کمیته مجلس بدهند و ما به هیچ وجه نمی خواهیم در این قضیه لاپوشی شود. مجلس به عنوان ناظر به هیچ وجه دنبال این که چیزی از مردم پوشیده شود نیست، اما تا به حال در بررسی این موضوع به این نتیجه نرسیده ایم که آقای کروبی در نامه خود آورده است. در عین حال گفتیم اگر استناداتی دارد، ارائه کند و حتی اطلاعات این افراد را به ما بدهد تا خودمان به آنها رجوع کنیم، ما قسم خوردیم از حقوق مردم دفاع کنیم. رییس مجلس شورای اسلامی در پایان در پاسخ به سوال مرتضی نبوی که در ارتباط با نوسانات تصمیم گیری ها در مجلس پرسیده بود، گفت: نگرانی و دل مشغولی شما در این مساله به ساختار مجلس برمی گردد که بر اساس قانون 15 نفر از نمایندگان می توانند طرحی بدهند که به تصویب مجلس برسد و امکان دارد دولت هم چنین کاری بکند. لاریجانی یادآور شد: ما در مجلس هشتم آیین نامه مجلس را تغییر دادیم و انطباق با برنامه ها و سیاست های کلی را در آیین نامه مجلس دیدیم.
    سخنان باهنر
    نایب رییس مجلس شورای اسلامی هم با بیان این که حداقل 4 تا 5 نفر از اعضای معرفی شده از سوی رییس جمهور برای کابینه دهم موفق به کسب رای اعتماد نخواهند شد، گفت: برداشت مجلس این است که وزرای جایگزین کارآمدتر از وزرای قبل نیستند، مگر این که دلیل آقای احمدی نژاد مبنی بر هماهنگ نبودن برخی افراد کنار گذاشته شده از کابینه را کافی بدانیم.
    محمدرضا باهنر در نشست مشترک شورای مرکزی و شورای استان های جامعه اسلامی مهندسین با بیان این که نامه رییس جمهور در آخرین ساعات به مجلس رسید، گفت: البته روش رییس جمهور در راستای معرفی کابینه از طریق رسانه ملی قبل از مجلس، جای گلایه ای را باقی گذاشت و روشی جدید و بدیع بود. اگرچه این امر خلاف قانون نبوده است، اما عرف و روش گذشته این بوده که قبل از معرفی اعضای کابینه توسط رییس جمهور از طریق رسانه، این افراد به مجلس معرفی شوند.
    ضرورت ندارد مردم درگیر شوند
    وی همچنین تاکید کرد: بحث تعیین وزرا میان مجلس و رییس جمهور انجام می گیرد و ضرورت ندارد که مردم درگیر این مباحث شوند تا این که یکی بگوید اخراج، اعدام و یا هماهنگ باید گردد. دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین همچنین گفت: با توجه به پخش میزگردهایی درباره کابینه در رسانه ملی، از آقای ضرغامی خواستیم که این مباحث آرام تر دنبال شود.
    باهنر با اشاره به جلسات فراکسیون اصول گرایان و اعضای هیات رییسه مجلس با رییس جمهور گفت: ما در این جلسات وارد مصادیق نشدیم. اما با توجه به اخباری که از مصادیق می رسید، تلاش می کردیم که مباحث مورد نظر خود را به رییس جمهور منتقل کنیم.
    وی با بیان این که همه اسامی مطرح شده در نامه رییس جمهور تقریبا همان اسامی ای است که در روزنامه ها آمده بود، گفت: به احتمال قریب به یقین 4 تا 5 نفر از این افراد رای نمی آورند و دو سه نفر از آنها برای ما مشکوکند و ما آنها را نمی شناسیم، مگر آنکه طی شناخت یک هفته ای نمایندگان نظر نهایی خود را اعمال کنند.
    وزرای جایگزین کارآمدتر نیستند
    باهنر در ادامه با بیان این که مجلسی ها در راستای برکناری برخی افراد کابینه قانع نشده اند، گفت: مثلاآقای لنکرانی یک فرد نخبه و فعال است و اگرچه خانم مرضیه وحید دستجردی فرد قابل قبولی است، اما به هر ترتیب مجلسی ها در این مورد قانع نشدند. همچنین آقای فتاح و آقای جهرمی نیز از جمله افراد مقبول در کابینه نهم بوده اند و به هر ترتیب باید گفت وزرای جایگزین کارآمدتر از وزرای قبل نیستند، مگر این که دلیل آقای احمدی نژاد مبنی بر هماهنگ نبودن برخی افراد را کافی بدانیم.
    وی همچنین با بیان این که تا جمع بندی در مورد کابینه 5 تا 6 هزار جلسه کاری تشکیل خواهد شد و رفت و آمد های زیادی انجام می گیرد، گفت: اگر فراکسیون اصول گرایان با توجه به تعداد افرادی که دارد به جمع بندی برسد، نتیجه نهایی نیز بر مبنای همین جمع بندی خواهد بود.
    ضرورت خروج از حالت امنیتی
    باهنر همچنین در این نشست با اشاره به وقایع رخ داده پس از انتخابات ریاست جمهوری گفت: در این بین تهمت ها و شایعاتی در رابطه با صحت انتخابات مطرح و بعد از آن نیز پیگیری های غیرمعقولانه و غیرمستدل آقایان منجر به وارد شدن هزینه هایی به جامعه شد. وی با بیان این که چنین اتفاقاتی به افکار عمومی جامعه، عدم اعتماد را تزریق کرد، گفت: این مسائل تزریق شده باید با بحث های منطقی حل شود و فضا از حالت امنیتی بیرون بیاید. دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین همچنین خاطرنشان کرد: به هر ترتیب در هر گرایشی افراد تندرو و میانه رو حضور دارند.
    وقتی فضا به دست تندروها بیفتد، یک سری می گویند اعدام، اخراج و ابطال باید گردد. اما اگر فضا از حالت امنیتی بیرون بیاید آن گاه می شود اعتماد عمومی را به جامعه برگرداند. این عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی با بیان این که گام های ما باید ظرف سه چهار سال آینده استوارتر و مطمئن تر باشد، تاکید کرد: باید تلاش کنیم پشتوانه افکار عمومی را بیشتر به خود جلب کرده و شکافی را که عده ای به جامعه القا کردند، با تدبیر حل کنیم.
    انتقاد ابوترابی فرد از احمدی نژاد
    همچنین حجت الاسلام محمدحسن ابوترابی فرد در یک برنامه زنده تلویزیونی از شبکه اول سیما از عملکرد دولت نهم انتقاد کرد. نایب رییس مجلس شورای اسلامی که انتقاد خود را بالحن نسبتا تندی بیان می کرد، گفت: تخصص و تحصیلات چند نفر از وزرا هیچ نسبتی با وزارتخانه ای که در آن مسوولیت پذیرفته اند ندارد.
    وی همچنین با تاکید بر ضرورت تجربه داشتن در امور برای وزرا گفت: برخی از وزرا هیچ سابقه مدیریتی حتی در حد متوسط در امور اجرایی نداشتند. ابوترابی این عوامل را موجب ناکارآمدی دولت دانست و گفت: به همین دلیل رییس جمهور 4وزیری را که به هنگام ترمیم کابینه وارد دولت کرد کنار گذاشت و این نشان می دهد که انتخاب آنها از ابتدا هم نادرست بود. ابوترابی در عین حال تاکید کرد که رییس جمهور برای تعیین ترکیب کابینه با مجلس تعامل لازم را نکرد.
      مطهری: وزرای ضعیف رد شوند
    نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه برداشت احمدی نژاد از همگرایی دولت غلط است، کابینه پیشنهادی دهم را کابینه ای ضعیف خواند که متناسب با توانایی های کشور نیست. وی راه پیشنهادی را عدم رای مجلس به افراد ضعیف کابینه دانست تا احمدی نژاد مجبور شود کابینه ای قوی را معرفی کند. به گزارش خبرگزاری مهر ادامه داد: برخی وزیران پیشنهادی حتی با معیارهای مورد نظر رییس جمهور یعنی اخلاق ، کارآمدی و همگرایی نیز سازگار نیستند. عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس تعریف احمدی نژاد از همگرایی را نادرست خواند و گفت: همگرایی مورد نظر رییس جمهور به معنای مطیع بودن و تسلیم محض در مقابل نظرات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی وی است، درحالی که معنای درست همگرایی کابینه آن است که وزیران و رییس جمهور نسبت به سیاست های کلی نظام مندرج در قانون اساسی ، سند چشم انداز و قوانین توسعه 5 ساله و همچنین نسبت به مصوبات شوراهای عالی مانند شوراهای عالی اقتصاد ، انقلاب فرهنگی و امنیت ملی همگرا و هماهنگ باشند. وی ادامه داد: این درحالی است که رییس جمهور تاکید دارد همه وزیران باید تابع افکار اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی وی باشند، آن هم به این دلیل که وی منتخب مردم است و مردم آرای او را تایید کرده اند. مطهری گفت: این یک مفهوم نادرست از همگرایی است و همین برداشت غلط آقای احمدی نژاد از همگرایی باعث شده است که وی فقط به دنبال افراد تابع و مطیع باشد و کابینه را از برخی افراد متفکر و صاحب نظر محروم کند. وی با بیان اینکه وجه مشترک وزیران پیشنهادی کابینه دهم مطیع بودن آنها است، گفت: رییس جمهور می خواهد در وزارتخانه های حساس مانند اطلاعات ، کشور ، ارشاد ، نفت و خارجه خود حاکم و فرمانروا باشد ، لذا افرادی را برای این وزارتخانه ها معرفی کرده است که مهمترین شاخصه آنها مطیع بودن است. مطهری درباره وزارت زنان گفت: حدس من این است که پیشنهاد تعداد قابل توجه وزیر زن در این دوره ، توصیه رحیم مشایی است. نماینده تهران در مجلس در بخش دیگری از گفت وگوی خود، درباره بهترین وضعیت تعامل مجلس با رییس جمهور گفت : بهترین تعامل این است که مجلس به وزیران ضعیف رای اعتماد ندهد و رییس جمهور را مجبور به استفاده از وزیران قوی نماید و سپس از آن کابینه قوی حمایت کند. وی افزود: طبیعتا در این حالت مجلس کمتر از تذکر ، سوال و استیضاح استفاده خواهد کرد و ثبات بیشتری بر کشور حاکم خواهد شد.

 

 

پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸۸

 

احزاب عضو راه سبز امید به لغو مجوز تهدید شدند : نخستین هجوم سیاسی به جبهه سبز میرحسین

 روزنامه اعتماد  صفحه 1 

  عضو کمیسیون ماده 10 احزاب به احزاب هشدار داد در صورت همکاری با تشکیلات «راه سبز امید» پس از تذکر و اخطار کتبی، مجوز آنها باطل خواهد شد.این موضع از سوی «حمیدرضا فولادگر» عضو کمیسیون ماده 10 احزاب تنها یک روز پس از تشریح جزئیات «راه سبز امید» اتخاذ شد تا ادامه راه این تشکل چندان به آسانی میسر نباشد.روز سه شنبه سیدعلیرضا حسینی بهشتی برخی ساز و کارهای این «جبهه سبز» را اعلام کرد: جبهه یی که میرحسین شنبه هفته جاری در دیدار اعضای انجمن اسلامی جامعه پزشکی نام آن را «راه سبز امید» اعلام کرده بود. بر این اساس اصلاح طلبان معتقد بودند موانع بسیاری سر راه این جبهه فراگیر که ظرفیت ساماندهی میلیونی مردم و فعالان سیاسی را دارد، ایجاد خواهد شد. 24 ساعت زمان کافی بود تا این پیش بینی محقق شود و عضو کمیسیون ماده 10 احزاب را به این موضع گیری وادار کند: «لازمه فعالیت سیاسی موسوی تمکین به قانون است. طبق ماده 16 کمیسیون 10 احزاب، این کمیسیون به احزابی که قصد دارند زیر مجموعه جبهه سیاسی حرکت های غیرقانونی وی شوند، پس از تذکر و اخطار کتبی، مجوز آنها را توقیف و باطل خواهد کرد.»حمید رضا فولاد گر نماینده حامی دولت در مجلس که عضو کمیسیون ماده 10 احزاب است، در گفت وگو با فارس به تشریح تشکیل جبهه سیاسی، از سوی موسوی پرداخت و اظهار داشت: اگر موسوی قصد دارد یک جبهه سیاسی تشکیل دهد، تشکل هایی که قرار است زیرمجموعه این جبهه فعالیت کنند، باید دارای مجوز برای فعالیت قانونی باشند. وی افزود: فعالیت قانونی هر جبهه سیاسی مشروط به این اصل است که تشکل های زیرمجموعه آن جبهه، از قبل دارای مجوز باشند و اگر این گونه نباشد این تشکل جدید محسوب می شود و باید برای تشکیل آن اقدام به اخذ مجوز از وزارت کشور کرد. فولاد گر ادامه داد: به عنوان مثال جبهه پیروان خط امام و رهبری که متشکل از 14 تشکل است که این تشکل ها دارای مجوز برای فعالیت هستند یا جبهه شورای هماهنگی دوم خرداد نیز از تشکل های مجوز دار تشکیل شده که نمی شود بر این اساس جبهه پیروان خط امام و رهبری یا جبهه شورای هماهنگی دوم خرداد را تشکل جدیدی دانست و این نوع تشکل نیاز به مجوز ندارد. عضو کمیسیون ماده 10 احزاب با بیان اینکه موسوی با قبول قانون اساسی و دولت جمهوری اسلامی که مجری قانون است در انتخابات شرکت کرده بود، افزود: برای تقاضای مجوز لازم است وی در مرحله اول اظهارات گذشته خود را مبنی بر عدم مشروعیت دولت دهم پس بگیرد و به مشروعیت دولت منتخب مردم اذعان کند. نماینده اصفهان با بیان اینکه فعالیت سیاسی موسوی مشروط به عملکرد قانونی وی است، تصریح کرد: طبق ماده 16 احزاب، قانون این اجازه را به اعضای کمیسیون ماده 10 داده تا در صورتی که حزب یا تشکل مجوز بخواهد زیر مجموعه جبهه یا تشکل دیگری شود، به این دلیل که جبهه سیاسی، دولت را نامشروع بداند، در چند مرحله اخطار، تذکر کتبی و حتی توقیف و لغو مجوز حزب را ارائه کند که در این صورت جبهه سیاسی طبق قانون نمی تواند تشکیل شود.وی اضافه کرد: باید احزاب و تشکل ها طبق مرامنامه خود قانونی عمل کنند و قانون طبق آیین قانونی، می تواند از فعالیت آنها با هر تشکلی یا حزب دیگری که قصد دارد جبهه سیاسی تشکیل بدهد مخالفت کند.
    
    چند روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم، گفت وگویی از مدیرکل سیاسی وزارت کشور دولت نهم روی خبرگزاری ایلنا قرار گرفت مبنی بر اینکه «مجوز احزاب اصلاح طلب مورد بازنگری قرار خواهد گرفت و در صورت لزوم لغو خواهد شد.» روی سخن عباس زاده مشکینی نامزد ناکام رایحه خوش خدمت در شوراهای سوم که به این سمت انتصاب یافته است به احزابی مانند مشارکت، مجاهدین انقلاب، کارگزاران و حتی مجمع روحانیون مبارز بود که در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم فعالانه به نقش آفرینی و حمایت از مهندس موسوی پرداخته بودند. گفت وگوی مذکور اما از سوی روابط عمومی وزارت کشور تکذیب شد ولی در همان مقطع، فعالان سیاسی اصلاح طلبی که در زندان نیستند، طرح این مسائل را در راستای زمینه سازی برای ابطال مجوز احزاب دانستند: امری که در اختیار دادگاه صالحه و نه کمیسیون ماده 10 احزاب قرار دارد. روز گذشته اما عباس زاده مشکینی به عنوان دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب به طور رسمی، از اخطار به مشارکت و مجاهدین انقلاب خبر داد.در واکنش به این سخنان اما مدیرکل سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات تاکید کرد اقدام روز سه شنبه دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب یک حرکت سیاسی برای محدود کردن گروه های سیاسی رقیب است. علی باقری در گفت وگو با ایلنا، در تحلیل خود از سخنان روز سه شنبه دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب مبنی بر تذکر به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت اظهار داشت: از هفته ها قبل قابل پیش بینی بود که یکی از اهداف یک جریان سیاسی خاص در کشور، محدود کردن فعالیت احزاب رسمی و قانونی کشور است. عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب خاطرنشان کرد: تصور ما این است که کمترین حق و وظیفه گروه های سیاسی موجود در کشور آن است که بتوانند درخصوص مسائل مختلف جامعه دیدگاه های خود را به صورت مسالمت آمیز و مستدل بیان کنند و آنچه در ماه های گذشته از ناحیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی صورت گرفته است، به هیچ عنوان فراتر از استفاده از این حق قانونی نبوده است. مدیرکل سیاسی وزارت کشور در دولت اصلاحات با بیان اینکه امکان استفاده کامل از این حق قانونی که در قانون احزاب ذکر شده به وجود نیامده، گفت: در قانون احزاب صریحاً گروه های سیاسی مجاز به برگزاری تجمع هستند، البته تجمعی که مخل مبانی اسلام و مسلحانه نباشد ولی متاسفانه برخلاف قانون امکان استفاده از این حق طی ماه های گذشته برای گروه های سیاسی در جامعه ما به وجود نیامده است بنابراین نه تنها تخلفی از قانون از ناحیه سازمان و مشارکت انجام نشده بلکه فضای استفاده کامل از حقوق قانونی از آنها سلب شده و این حقوق برخلاف قانون محدود شده است. باقری با تاکید بر اینکه اقدام روز سه شنبه دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب یک حرکت سیاسی برای محدود کردن گروه های سیاسی رقیب است، گفت: مطمئناً این اظهارات فراتر از اختیارات قانونی است. وی با تاکید بر اینکه در مصاحبه روز سه شنبه هیچ گونه اشاره یی به مواد قانونی بندهای 10گانه ماده 16 قانون فعالیت احزاب نشده است، گفت: ماده 16 قانون فعالیت احزاب، 10 مورد تخلفی که گروه های سیاسی نباید آن را مرتکب شوند، احصا کرده است. در حالی که این طیف متنوعی از تخلفات است که با هم متفاوت است و ما موردی را دریافت نکردیم تا بر اساس آن بدانیم کدام یک از بندهای این قانون را مصداق عملکرد سازمان قرار دادند و همین طور هیچ اخطار رسمی به ما نرسیده است. عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب ادامه داد: خواست ما این است که جزئیات این مساله مشخص شود تا بتوان پاسخی روشن و حقوقی به آن داد و تقاضای حداقلی از کمیسیون ماده 10 احزاب این بود که اگر عملکرد گروهی را بررسی می کنند، نماینده حقوقی و سیاسی این گروه برای ارائه توضیح بیشتر و دفاع از اقدامات انجام شده آن گروه دعوت شود. باقری تصریح کرد: این اشکالاتی که وجود دارد، ظن سیاسی بودن و نه حقوقی بودن این اقدام را تقویت می کند. مسوول روابط عمومی سازمان مجاهدین انقلاب در بخش دیگری از این گفت و گو به کنگره این تشکل سیاسی اشاره کرد و با بیان اینکه کنگره امسال، عادی است و انتخابات شورای مرکزی ندارد، گفت: کنگره سازمان با دو ماه تاخیر و بعد از ماه مبارک رمضان برگزار می شود و در این کنگره محورهای بحث و گفت وگو پیرامون راهبردهای سازمان در یک سال آینده خواهد بود.

 

 

چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸

 

کروبی: ناراحت بودم ،نگفتم آزار جنسی اتفاق افتاده است

روزنامه رسالت  صفحه 2

  حجت الاسلام مهدی کروبی در پی اعتراضات گسترده مردمی درباره ادعای آزار جنسی برخی زندانیان و تهیه خوراک برای رسانه های اجنبی از موضوع عقب نشست و گفت: به علت ناراحتی شدید از این موضوع نامه ای را به صورت محرمانه به رئیسمجلس خبرگان نوشتم. در همان نامه هم نگفتم که حتما چنین اتفاقی روی داده است.
    به گزارش فارس ،سایت حجت الاسلام مهدی کروبی نوشت؛دبیرکل حزب اعتمادملی گفت : " طی هفته اخیر حملات تندی نسبت به من وارد شد ، حملاتی که از تریبون نماز جمعه و یا از سوی برخی از نمایندگان مجلس ، صدا و سیما و مطبوعات و وابستگان به نهادها و برخی از روحانیت مطرح شد که من در برابر این مباحث گفته بودم که چنانچه این روند ادامه پیدا کند من ناگفته هایی را بازگو خواهم کرد .
    حجت الاسلام کروبی با اشاره به اینکه بارها از طریق نامه و مصاحبه این مطالب را بیان کرده است گفت: " من این مسائل را طی نامه ای به ریاست محترم قوه قضائیه، وزیر سابق اطلاعات و دیگر مسئولان یادآور شده و یا در مصاحبه ها به صورت مکرر بیان کرده ام تا شاید با توجهی که نسبت به این رفتارها می شود مانع از تکرار آن شوند ولی بعد از مدتی اخباری به من درباره آزار جنسی  بازداشت شدگان رسید که به علت ناراحتی شدید از این موضوع نامه ای را به صورت محرمانه به رئیسمجلس خبرگان نوشتم. در همان نامه هم نگفتم که حتما چنین اتفاقی روی داده است بلکه گفتم که شایعه شده که چنین ماجرایی روی داده و افرادی از آشنایان خودمان نیز این مطلب را گفته اند و تاکید کردم که ان شاء الله اخباری دروغ و شایعه باشد ولی باید این اخبار بررسی شود تا اگر شایعه ای بیش نیست که همه از رفتارها و عملکردها با قاطعیت دفاع کنیم ولی اگر هم در مواردی چنین اتفاقی روی داده است بگوییم که عاملان این قضیه جزء نیروهای خودسر بوده اند که باید معرفی و مطابق قانون مجازات شوند تا اینکه ساحت مقدس جمهوری اسلامی ایران را از چنین مباحثی پاک کنیم که چنین موضوعی در تاریخ ثبت نشود و شاخ و برگ فراوانی به آن داده شود و از سوی دیگر خون بچه هایی که در این راه کشته شده اند تضییع گردد.

 

علیرضا حسینی بهشتی اعلام کرد : خاتمی و موسوی و کروبی در شورای مرکزی ، راه سبز امید،

روزنامه اعتماد  صفحه 1 

  در نخستین گام پس از تاسیس تشکیلات «راه سبز امید» مشاور ارشد میرحسین موسوی از عضویت سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور اصلاحات و شیخ مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در شورای مرکزی این تشکیلات خبر داد.به این ترتیب با محقق شدن وعده میرحسین موسوی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم مبنی بر تاسیس تشکیلات فراگیر «رسا» و انتشار بیانیه این تشکیلات قبل از ماه رمضان، این تشکیلات وارد مرحله تازه یی شد و با تشریح جزئیات «راه سبز امید» از سوی علیرضا حسینی بهشتی مشاور ارشد نخست وزیر دوران دفاع مقدس این تشکیلات رسماً به عنوان دیده بان جامعه مدنی معرفی شد. علیرضا حسینی بهشتی روز گذشته در توضیح جزئیات این تشکل به ایلنا تاکید کرد: سیدمحمد خاتمی و مهدی کروبی از اعضای شورای مرکزی تشکیلات «راه سبز امید» بوده و این تشکیلات قصد دارد دیده بان جامعه مدنی باشد.فرزند شهید آیت الله بهشتی در ادامه در خصوص چرایی تشکیل این مجموعه توضیح داد: به دلیل تماس های مکرر شهروندان با دفتر میرحسین موسوی برای مشارکت در مسائل گوناگون و همچنین با توجه به تخلفاتی که در انتخابات رخ داد و دستگاه های مربوطه هم زیر بار این تخلفات نمی روند و راه حلی هم برای احقاق حق وجود ندارد، باید به فکر استیفای حقوق مردم و تحقق مطالبات شان با توجه به این نیروی عظیمی که اغلب هم در میان زبدگان، نخبگان و فرهیختگان جامعه وجود داشت، بود به همین دلیل باید به یک نوع تشکیلات می رسیدیم.استاد دانشگاه تربیت مدرس تصریح کرد: طی چند دهه اخیر در بسیاری از کشورها شکلی از کارگروهی تجربه شده که در واقع نوعی شبکه سازی اجتماعی است، البته در کشور ما هم چه در دوران سال های پیش از انقلاب و چه در دوران مبارزات مشروطه، به نوعی شبکه سازی را تجربه کرده ایم بنابراین خیلی هم با آن بیگانه نیستیم.بهشتی با اشاره به این شبکه اجتماعی، بخشی از شکل گیری آن را در جریان انتخابات دانست و گفت: چیزی که اکنون شکل گرفته بخشی از آن به قبل و حین انتخابات بر می گردد که افراد این شبکه نوعی همبستگی با همدیگر احساس می کنند و ارتباط راحتی با هم برقرار می کنند.وی با اشاره به گسترش این شبکه اجتماعی در فضای مجازی اظهار داشت: شکل گیری این شبکه باید سامان و گسترش پیدا کند. این چیزی است که هدف شکل گیری راه سبز امید است.مشاور میر حسین موسوی به تفاوت شبکه اجتماعی و حزب اشاره کرد و گفت: در شبکه اجتماعی یک اهداف حداقلی متصور است برخلاف آنچه در حزب است و به این خاطر می تواند فراگیری خیلی زیادی داشته باشد. این حداقل ها در بیانیه یی که به زودی منتشر می شود چارچوب های اصلی اش مشخص شده است. به عنوان مثال تحقق قانون اساسی و عملی کردن تمام ظرفیت های آن از جمله مواردی است که در دستور کار این شبکه اجتماعی قرار دارد. سپس بهشتی به ارزیابی اظهارات میرحسین موسوی مبنی بر جلوگیری از تنازل قانون اساسی پرداخت و گفت: منظور آقای موسوی این بود که فقط یک بخش های خاصی از قانون اساسی نخواهد در کشور عملی بشود و برخی موارد در واقع مورد احترام قرار بگیرد ولی بسیاری از بخش های دیگر از آن کاملاً نادیده گرفته شود.بهشتی یادآور شد: بخش مربوط به حقوق ملت بخش مهم قانون اساسی است که متاسفانه نادیده گرفته شده است در حالی که این مردم زمانی که سال 58 به طرح قانون اساسی رای دادند به تمام فصول آن رای دادند و حق دارند این مطالبه را داشته باشند وی با بیان اینکه هیچ قانونی اساسی بشری نیست که دچار تناقضاتی نباشد و این باید به تدریج اصلاح شود، گفت: در این انتخابات مساله قانونگرایی و مبارزه با قانون گریزی یکی از محورهای اصلی و شعارهای تبلیغاتی بود که گروه های مختلفی مطرح می کردند و در این خصوص همه احزاب، گروه ها، شخصیت ها و تشکل های مختلف متجدد یا سنتی می توانند احساس همدلی و همراهی کنند به همین دلیل هیچ مانعی ندارد که احزاب و گروه های دیگری هم بتوانند وارد این شبکه بشوند. فرزند شهید بهشتی درخصوص معنای شبکه اجتماعی نیز گفت: اگر بخواهیم تفسیر خوب و روشنی از شبکه داشته باشیم به این معناست که اجزای تشکیل دهنده این شبکه مانند دانه های تسبیحی هستند که دانه های تسبیح هرکدام برای خودشان هویت مستقل دارند اما یک نخ تسبیحی است که اینها را به هم وصل می کند. آن اهداف و مطالبات حداقلی در واقع به منزله این نخ تسبیح هستند. وی در پاسخ به این سوال که چه کسی پیشنهاد نام راه سبز امید را ارائه کرده است، گفت: اسامی مختلفی مطرح شد ولی شخص آقای موسوی این عنوان را پیشنهاد کردند و در بین عناوینی که پیشنهاد شد«راه سبز امید» جامع تر به نظر می رسید. از سوی دیگر می خواستیم این نام به گونه یی باشد که تداعی حزب یا جبهه به معنای کلاسیک خود را ایجاد نکند و بتواند با نوع شبکه سازی اجتماعی تطبیق کند. مشاور میرحسین موسوی در خصوص انتخاب رنگ سبز در عنوان این تشکیلات نیز گفت: رنگ سبز هم نمادی ملی و هم مذهبی است و طی این انتخابات مردم رابطه خوبی با آن پیدا کردند و در همان مدت کوتاه توانست هویتی را برای خود کسب کند. وی ادامه داد: دلیل آوردن کلمه «امید» هم این است که قرار بود «دولت امید» تشکیل شود و از مردم هم می خواهم به رغم تمام مشکلات دچار یاس و سرخوردگی نشوند زیرا حوادثی که پیش آمده، امکان ایجاد چنین فضایی را به وجود آورده و نوعی سرخوردگی، دل مردگی و نومیدی نسبت به حرکت اصلاحی ایجاد شده است. امیدواریم این تشکیلات کمک کند مردم همچنان با نشاط و پرشور و قانونی وارد فعالیت شوند. بهشتی در بخش دیگری از این گفت وگو به ساختار «راه سبز امید» اشاره کرد و با بیان اینکه در این شبکه اجتماعی شورای مشورتی و کمیته های مختلفی وجود دارد، اظهار داشت: کمیته ها زیر مجموعه شورای مشورتی نیستند و کار خود را انجام می دهند، دبیرخانه یی هم شکل گرفته که ارکانش را کم کم سامان می دهد.
    این تشکیلات مخالفانی خواهد داشت
     وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا این تشکیلات اساسنامه هم دارد، گفت: این تشکیلات نیازی به اساسنامه رسمی و ثبت رسمی ندارد ولی مرامنامه یی را تنظیم خواهیم کرد و تاکید هم بر این است که از تعامل بخش های مختلف این تشکل مرامنامه شکل بگیرد. بهشتی همچنین به مخالفت هایی که احتمالاً با راه اندازی این شبکه اجتماعی در بخشی از حاکمیت صورت خواهد گرفت اشاره کرد و گفت: ما مطمئنیم این کار مخالفینی هم خواهد داشت. مخصوصاً از سوی گروه هایی که موافق فعالیت های مدنی نیستند و طبیعی است که این مقاومت ها خواهد بود ولی در روند توسعه سیاسی هر کشور، این مسائل همیشه بوده و به تدریج خیلی موارد جای خود را باز می کند و خیلی از بدفهمی ها و کج فهمی ها به تدریج برطرف می شود یا حداقل امیدواریم چنین اتفاقی بیفتد. به گزارش ایلنا وی با بیان اینکه در این شبکه، مطبوعات و رسانه ها هم جای خود را دارند و همه دست به دست هم می دهند تا اهداف مورد نظر را مورد بررسی قرار دهند، اظهار داشت: یک شورای مرکزی برای این کار در نظر گرفته شده است که متشکل از چهره های موثری خواهد بود همچنین یک شورای مشورتی وجود خواهد داشت و کمیته های دیده بانی هم کار خود را انجام خواهند داد. وی گفت به لحاظ عملی این گروه می تواند کارهای موثری را انجام دهد که می توان آن را در «دیده بانی» تعریف کرد.که همه آن اجرا شود.

 

الهام : نسخه من را مجمع تشخیص مصلحت پیچید

روزنامه آفتاب یزد  صفحه 1 

   سخنگوی دولت، تغییر افراد در کابینه دهم را محسوس خواند و با بیان این که تقریبا نیمی از اعضای کابینه دهم نسبت به کابینه نهم، افراد جدید خواهند بود، در خصوص حضور خود در کابینه دهم گفت که اگر ضرورت شد به احمدی نژاد و به این دولت معتمد مقام معظم رهبری و برخاسته از نظام، در هر جا که بخواهد خدمت می کنم و شورای نگهبان را رها خواهم کرد. به گزارش ایلنا، غلامحسین الهام در یک برنامه زنده تلویزیونی در پاسخ به سوالی درباره <علت کناره گیری اش از دولت> گفت: نسخه ما را که مجمع تشخیص پیچیده و تصمیم آنها این بود که من در دولت نباشم و اگر از دولت استعفا ندهم، خود به خود از شورای نگهبان معزولم و به هر حال آنها مصلحت را در این دیده اند که من در دولت نباشم. وی افزود: با توجه به اینکه یک سال دیگر از دوره کاری من در شورای نگهبان به عنوان حقوقدان باقی مانده، ارزیابی ها این است که اگر از شورای نگهبان بیرون بیایم برای انتخاب عضو جایگزین برای یک سال با کسب رای اکثریت مطلق مجلس، ممکن است هزینه هایی لازم باشد. به هر حال جمع بندی این شد که به وظیفه حقوقی که کار طبیعی من است، برگردم و در شورای نگهبان باقی بمانم. سخنگوی دولت تصریح کرد: هرچند با این مصوبه مجمع، از نظر قانونی نمی توانم در دولت بمانم اما بارها گفته ام که با دولت هستم و جزء کابینه 70 میلیونی هستم و به هر شکل به دولت کمک خواهم کرد. عضو حقوقدان شورای نگهبان در بخش دیگری از این گفتگوی تلویزیونی، دولت دهم را متعلق به همه ملت دانست و گفت: خود احمدی نژاد نیز بلافاصله پس از پیروزی در انتخابات،همه 40 میلیون رای دهنده را برنده اعلام کرد و اصلامرزبندی نکرد، اما متاسفانه سخنان او را بدین صورت تحریف کردند که احمدی نژاد گفته کسانی که به وی رای نداده اند، خس و خاشاک هستند، اما او در سخنانش دو بار تاکید کرد که افراد آشوبگر که در برابر موج وحدت ملت ایستاده اند، همچون خس و خاشاک هستند. سخنگوی دولت با گلایه از صدا و سیما در این زمینه افزود: صدا و سیما می توانست برای رفع این شبهه، سریع تر سخنان احمدی نژاد را مجددا پخش کند تا تحریف سخنان او توسط برخی ها مشخص شود. وی درباره اظهارنظر برخی فعالان سیاسی درباره لزوم تشکیل دولت آشتی ملی هم گفت: عده ای که می دانستند برنده انتخابات نمی شوند با طرح چنین مسائلی می خواستند برای خودشان سهمی در دولت پیدا کنند و در واقع این یک مطالبه خارج از چارچوب و سهم خواهی بود. الهام درباره تغییرات مکرر در دولت نهم هم گفت: برخی از افرادی که از دولت کنار رفتند، پس از برکناری، حرف هایی زدند که نشان می داد سیاست های اجرایی دولت و دیدگاه های رئیس جمهور در حوزه خودشان را قبول ندارند. این عضو شورای نگهبان در پاسخ به سوالی درباره <وجوه تمایز دیکتاتوری و اقتدار در تصمیم گیری> گفت: دیکتاتور به دنبال منافع خودش است، اما یک انسان ملی و مصمم، جهت گیری ها و اصول و خط مشی و آرمان های بلند ملت را در نظر دارد. پشتکار، ویژگی اجتناب ناپذیر یک مدیر است. رئیس جمهور باید این قدرت را داشته باشد که قاطعانه تصمیم بگیرد وگرنه حرکتی ایجاد نمی شود. اگر رئیس جمهور تصمیمی بگیرد و پنج دقیقه بعد بگوید تصمیم غلط بود، به درد مدیریت نمی خورد و در این فضا نمی شود پیش بینی کرد و سرمایه گذاری در کشور صورت نمی گیرد. الهام افزود: اقتدار مبتنی بر تصمیم عقلانی و کارشناسی از طریق قانونی و سازمان یافته، لازمه حکومت کردن است. باید خوب تصمیم گرفت و محکم آن را اجرا کرد.

 

غلامعلی حداد عادل : مردم اجازه ندادند جریان کودتای 28 مرداد توسط افرادی خاص تکرار شود

روزنامه کیهان  صفحه 3 

  رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با اشاره به کودتای 28 مرداد 1332 تاکید کرد: مردم ایران اجازه ندادند که جریان کودتای 28 مرداد توسط افرادی خاص در ایران تکرار شود.
 « غلامعلی حداد عادل» در گفت وگو با ایرنا، کودتای 28 مرداد را آیینه عبرتی برای مردم ایران دانست و تاکید کرد: این حوادث برای ملت ما درس عبرتی است تا از یک سوراخ دوبار گزیده نشوند.
    عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به اینکه در فاصله 30 تیر 1331 تا 28 مرداد 1332 یعنی در فاصله 13 ماه اتفاقات متفاوتی در ایران رخ داد گفت: در 30 تیر رهبران نهضت با هم متحد بودند و مردم هم پشت سر آنها قرار داشتند در آن زمان رهبری دینی نهضت، آیت الله کاشانی بود که سهم موثری در کشاندن مردم به صحنه داشت.
    مشاور عالی رهبر معظم انقلاب اظهار داشت: در فاصله 30 تیر تا 28 مرداد 32 توطئه ای صورت گرفت و آن این بود که بین رهبران نهضت اختلاف افتاد و فضا به اندازه ای جنجالی و غبارآلود شد که مردم مایوس شدند و نتوانستند به موقع در صحنه حاضر شوند.
    حداد عادل افزود: وقتی دشمنان اختلاف داخلی را به اوج رساندند، مطبوعات وابسته و جاسوس هایی را در همه جناح ها گماردند و مردم را گیج کردند که این سردرگمی باعث شد که ظرف هشت ساعت و با صرف کمترین هزینه ای، دولت مصدق را سرنگون کردند.
    نماینده تهران در مجلس هشتم ادامه داد: بعد از آن به مدت 25 سال این بیگانگان بر کشور حاکم شدند و خون از چشمان همه آزادی خواهان جاری کردند این مساله به دلیل غفلتی بود که در کودتای 28 مرداد 32 بر کشور حاکم شد.
    رئیس کمیسیون فرهنگی اظهار داشت: امیدوارم با یادآوری این واقعیت مردم اجازه ندهند که دوباره خدای نکرده این اتفاق در انقلاب تکرار شود و مطمئن هستیم که مردم این چنین اجازه ای را به بیگانگان نخواهند داد.
    حداد عادل افزود: در جریانات اخیر شاهد بودیم که مردم ایران اجازه ندادند که جریان کودتای 28 مرداد توسط عده ای خاص در ایران تکرار شود و این نشان دهنده هوشیاری و آگاهی مردم همیشه در صحنه ایران است.

 

 

 

 

سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸۸

 

واکنش به سخنان کروبی

روزنامه اعتماد  صفحه 2 

پاسخ دفتر آیت الله سیداحمد خاتمی به شبهه افکنی آقای مهدی کروبی

   در واکنش به سخنان مهدی کروبی که روز دوشنبه در روزنامه منتشر شد دفتر آیت الله سیداحمد خاتمی امام جمعه موقت تهران و نماینده مجلس خبرگان رهبری پاسخنامه یی به روزنامه فرستاده است که عیناً چاپ می شود. سردبیر محترم روزنامه اعتماد: با سلام: احتراماً در صفحه اول و دوم آن روزنامه به شماره 2028 مورخ دوشنبه 26/5/1388 خبری آورده اید با تیتر: «افشاگری مهدی کروبی پاسخ به ائمه جمعه...»: در بخشی از متن خبر مذکور به نقل از آقای کروبی مطالب نادرستی علیه آیت الله خاتمی آورده شده که بخشی از آن عبارت است از:«آقایی که در تهران از تریبون نماز جمعه چنین حرف هایی را می زند... همین اندازه از دوستان شنیدم که در صف اول درس آیت الله منتظری می نشستند و در زمانی که برخی از دوستان نزدیک از مواضع ایشان گله مند بودند، ایشان به شدت از مواضع او حمایت می کرده است و پس از امام به مخالفان درجه اول آیت الله منتظری تبدیل شد.»لازم است برای اطلاع آقای کروبی و مردم انقلابی عزیز نکات زیر را متذکر شویم:1- اینکه آقای کروبی گفته اند آقای خاتمی در درس آقای منتظری شرکت داشته اند مطلب جدیدی نیست که ایشان بخواهند آن را به قول خودشان افشا نمایند، در صورتی که شما به سایت های مختلفی که زندگینامه ایشان را آورده اند مراجعه نمایید ملاحظه خواهید نمود که ایشان در میان اساتیدشان نام آقای منتظری را نیز آورده اند. حضور ایشان در درس آقای منتظری زمانی بوده که آقای منتظری هم سو با نظام مقدس جمهوری اسلامی و ولی فقیه بودند و امام راحل عظیم الشان ایشان را فقیهی عالیقدر می دانستند و آقای کروبی هم در مصاحبه یی که در مهرماه سال 1363 انجام داده اند بیش از بیست مورد تعریف و تمجید از آقای منتظری نموده اند. (کتاب فقیه عالیقدر، جلد 2، صفحات 429، 423)2- آقای کروبی در ادامه مطلب آورده اند که آقای خاتمی از مواضع آقای منتظری حمایت می کرد. اگر مقصود آقای کروبی تا قبل از عزل است که کل نظام از آقای منتظری تجلیل می نمود و اگر مقصودشان بعد از عزل است لازم است به ایشان یادآوری کنیم که آقای خاتمی این افتخار را دارند که از اولین اساتیدی بودند که بعد از عزل آقای منتظری از دستور امام راحل حمایت کردند. 3- آقای کروبی گفته اند آقای خاتمی بعد از ارتحال امام مخالف آقای منتظری شدند. این مطلب دروغ و تهمتی بزرگ می باشد. لازم است آقای کروبی مطلع شوند که آقای خاتمی شش ماه قبل از عزل آقای منتظری به خاطر اطلاع از عدم رضایت حضرت امام خمینی(ره) از آقای منتظری دیگر در درس ایشان حاضر نشدند. 4- واضح است علت ذکر این مطالب توسط آقای کروبی تخریب وجهه آیت الله خاتمی نزد مردم ولایتمدار می باشد، در حالی که اکنون آقای کروبی همان مسیری را می روند که آقای منتظری طی کردند. لازم است به ایشان یادآور شویم ملت ولایتمدار ایران مواضع شفاف آقای خاتمی در مقاطع مختلف را به خوبی شناخته اند و تحت تاثیر دروغ پردازی های آقای کروبی قرار نمی گیرند. 5- از آقای کروبی که بی محابا نظام اسلامی را متهم می کنند دور از انتظار نیست که اینچنین در مورد چهره یی که افتخار حمایت از ولایت را از زمان حضرت امام خمینی(ره) تا امروز را دارند، سخن بگوید. 6- مجدداً به آقای کروبی می گوییم تا مراقب باشند جزء ریزش های انقلاب نباشند. از حرکات ایشان واضح است در حال پیاده شدن از قطار خودی ها و سوار شدن به قطار غیرخودی ها هستند. آقای کروبی، بهتر است بدانید که سخت در اشتباه می باشید. نامه نگاری ها، مصاحبه ها و بیانیه های این گونه موجب سیاه شدن وجهه شما می شود. ما از خداوند متعال خواستاریم شما را به همان مسیری که در زمان امام بودید، بازگرداند. لذا با توجه به انتخاب تیتر خبر اشاره شده در ابتدای جوابیه در صفحه اول آن روزنامه خواهشمندیم توضیحات این دفتر را طبق ماده 23 قانون مطبوعات با تیتر: «پاسخ دفتر آیت الله سیداحمد خاتمی به شبهه افکنی آقای مهدی کروبی» در صفحه اول و متن خبر را در همان سطر و ستون صفحه دوم آن روزنامه به چاپ برسانید.
    

امام جمعه مشهد اظهارات کروبی را تکذیب کرد

 روزنامه کیهان  صفحه 2 

    درپی اتهام آقای کروبی به حضرت آیت الله علم الهدی امام جمعه محترم مشهد، دفتر ایشان با ارسال نامه زیر برای رسانه ها، اظهارات آقای کروبی را تکذیب کرد.
    احتراما: طبق مصاحبه حضرت آیت الله علم الهدی امام جمعه محترم مشهد مقدس با خبرگزاری فارس در مورد اظهارات آقای کروبی معظم له فرمودند:
    «آنچه جناب آقای کروبی در اظهارات خود در مورد اینجانب فرموده اند قابل توجه است که بنده در تمام عمرم هیچگاه به پاکستان سفر نکرده ام ایشان که دروغگو نیستند!! یقیناً بنده را با دیگری اشتباه گرفته اند. این ترور شخصیت از طرف ایشان نسبت به بنده که سرباز کوچکی برای رهبری و نظام هستم خیلی اشکال ندارد اگر ایشان به ترور شخصیت نظام با تهمت زدن دست نزنند!!»

 

گاهً نجوا گذشته است...

روزنامه اعتماد  صفحه 2 

نویسنده: احمد شیرزاد

«  عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس یادآور شد بهتر بود آقای کروبی قبل از رسانه یی کردن این مباحث اگر موردی داشتند ابتدا به کمیته ارائه می کردند.» این جمله یی است که روزنامه های 25/5/88 به نقل از سروری نماینده تهران در مجلس هشتم و رئیس کمیته ویژه مجلس برای پیگیری وضعیت بازداشت شدگان اخیر نقل کرده بودند. این جمله را بهانه قرار می دهم برای طرح چالشی که سال ها است در کشور ما میان سیاست پیشگان و کنشگران سیاسی مطرح بوده است.
     موضوع از این قرار است که در صورت بروز نوعی فساد، انحراف، اشتباه اساسی و خلاصه هرگونه عارضه سوئی در نهادهای وابسته به نظام که تداوم آن باعث شود نظام تدریجاً به بیراهه رود، وظیفه آگاهان و دلسوزانی که به آن انحراف آگاهی دارند، چیست؟
       گروهی بر این عقیده اند که در چنین مواردی نباید موضوع را به افکار عمومی کشانید و در رسانه ها مطرح کرد. این گروه معتقدند طرح علنی اشکالات بروز کرده در پیکره نظام باعث می شود اعتماد مردم به نظام سست شود و آبروی مسوولان زیر سوال برود. همچنین آنها معتقدند چنین کاری دشمنان جمهوری اسلامی را شاد می کند و آنها را در برابر نظام متجری و حق به جانب می سازد.
      در مقابل جماعتی دیگر بر این نظر هستند که لاپوشانی عیوب حاصلی ندارد و دیر یا زود پرده ها کنار می رود و مردم از همه آنچه برخی ها سعی در کتمان آن داشتند مطلع می شوند. این گروه معتقدند پنهان کاری در برخورد با غده های سرطانی و مراکز عفونت ریشه دار هرگز نمی تواند برطرف کننده این قبیل فسادها باشد.
      بنا به این نظر، طرح مخفیانه مشکلات در محافل دربسته و خودداری از درمیان گذاشتن آنها با مردم، در عمل هیچ گاه نتوانسته است باندهای فساد درون حکومت را کنار بزند یا حداقل آنها را از ادامه روش های ناروای خود بازدارد.
      اتفاقاتی که در ماه های اخیر و به دنبال بروز اعتراضات به نتایج انتخابات رخ داد و به خصوص مسائلی که در برخی از بازداشتگاه ها به وقوع پیوست، نمونه یی از انحراف ها و نابسامانی هایی است که تمام اصحاب نظر و اغلب رجال سیاسی کشور از هر دو جناح روی اصل ناپسندی و محکوم بودن آن توافق دارند.
       قوه قضائیه سعی دارد از انتساب رویدادهای ناگوار برخی از بازداشتگاه ها به خود تبری کند، نیروی انتظامی آن را نتیجه اقدامات افراطی و خودسرانه برخی از ماموران خاطی می داند، کمیته ویژه مجلس خبر می دهد «12 مامور انتظامی و قاضی متخلف در حادثه کهریزک از کار برکنار شده اند» (روزنامه ها 25/5/88)، دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک صادر شده است و... . از دیگر سو شخصیت های اصلاح طلب و روشنفکران و دلسوزان کشور به شدت نسبت به موارد نقض حقوق شهروندی در عرصه زندان ها و بازداشتگاه ها برآشفته شده و ابراز نگرانی کرده اند که نیازی به یادآوری آنها نیست. آنچه روشن است اینکه مشکلات و انحراف هایی در کار بوده و تخلفات غیرقابل کتمانی از سوی برخی ماموران و آمران آنها رخ داده است. اما به طور واضح شاهدیم که دو گرایش یاد شده در برخورد با این موضوع رودرروی هم قرار گرفته اند.
      گروه نخست سعی دارند تا جایی که می شود تخلفات را کوچک و موردی تلقی کنند و رسیدگی به موضوع را مساله یی داخلی به حساب آورند که باید بدون کشانده شدن به سطح افکار عمومی از سوی «مقامات صالحه کشور که در عدل و انصاف آنها تردیدی نیست»، رسیدگی شود. بگذریم از اینکه این جماعت وقتی نوبت به دیگران می رسد ناگهان از این در وارد می شوند که همه در برابر قانون مساوی اند و با این توجیه به خود اجازه می دهند به زعم کمترین شک و شبهه یی تخلفات ادعایی را قبل از اثبات و قطعیت یافتن، از رسانه های میلیونی با اسم و رسم اعلام کنند.
    و اما گروه دوم که عمدتاً شامل چهره های معترض و اصلاح طلبان است بنا بر تجربه هایی که به کرات آزموده به این نتیجه رسیده است که اگر موضوع تخلفات و فسادهایی که در صورت اثبات، نامی جز جنایت و شقاوت بر آنها نمی توان نهاد به افکار عمومی کشیده نشود، اراده جدی برای برخورد با آنها وجود نخواهد داشت.
       چهره های برجسته یی نظیر آقای کروبی، امروز پس از سه دهه تجربه حضور در عرصه های مختلف سیاسی کشور، به این جمع بندی رسیده اند که اگر تیشه یی برا و کارآمد برای قطع ریشه های فاسد به دست نگیرند، فساد روزبه روز گسترده تر و فراگیرتر خواهد شد و کار به جایی می رسد که هیچ امیدی برای ریشه کنی آنها در چارچوب نظام باقی نخواهد ماند. تجربه به ایشان و مردم ایران نشان داده است که معمولاً در گرماگرم برملاشدن یک رسوایی، افراد و محافل خاص عکس العمل هایی نشان می دهند که حاکی از محکوم دانستن تعرض به حقوق مردم است. در این برخوردها تلاش می کنند با همراهی نشان دادن محدود به نوعی فضا را آرام کنند تا تب ماجرا فروکش کند. آنگاه بعد از آنکه آب ها از آسیاب افتاد و از شدت موضوع در افکار عمومی و رسانه های مستقل کاسته شد، دوباره همان محافل قدرت هستند که ریشه می دوانند و جایگاه خود را مستحکم تر از گذشته بازمی یابند.
     آنها این توانایی را دارند که بعد از فروکش کردن بحران اعتراضی در افکار عمومی باز خود را به تصمیم گیران و سران نظام نزدیک کنند و تحلیل ها و افکار خاص خود را در گوش آنها زمزمه کنند. آنها همواره قادرند مسوولان کشور را به نحوی قانع کنند که آنچه کرده اند ضرورت ناگزیر حفظ نظم در کشور بوده و حالااگر در جاهایی عنان کار از دست شان دررفته و «افراط » هایی صورت گرفته چاره یی نبوده است. آنها این امکان را دارند که وجود خویش را در عرصه هایی که مصون از پاسخگویی قانونی و رودررویی با افکار عمومی است، ضرورت حفظ نظام در برابر توطئه های دشمنان جلوه گر کنند.
      اما سوال اینجاست که این روند تا کجا پیش می رود. تردیدی نیست تخلف ها و فسادهایی که امروز برملاشده اند یک شبه به وجود نیامده اند و مواردی جزیی و استثنایی نیستند. به طور قطع کسانی که در گذشته و حال در مصادر امور کشور بوده اند خود بهتر می دانند که مصادیق عدیده دیگر این قبیل نابسامانی ها در گذشته چه بوده است.
      این سوتر که می آییم همه به یاد داریم که در ماجرای 18 تیر اغلب رجال و شخصیت ها تعرض به دانشجویان را محکوم کردند. اما آیا آب ها که از آسیاب افتاد اقدامی جدی برای ریشه کنی فساد صورت گرفت؟ آیا تا به امروز پدیده شومی مرسوم به لباس شخصی ها موضوع رسیدگی و برخورد جدی مسوولان نظام واقع شده است؟ در ماجرای معروف قتل های زنجیره یی آیا اقدامی اساسی برای برخورد با ریشه های فساد و انحراف صورت گرفت؟ آیا قاتلان زهرا کاظمی در زندان اوین شناسایی و محاکمه شدند تا نوبت به زهرا بنی یعقوب، سهراب اعرابی، روح الامینی و دیگران نرسد؟ تردیدی نداریم که امثال کروبی و خاتمی مصالح جمهوری اسلامی را بر مصالح سیاسی خود و جناح خود ارجح می پندارند و شکی نداریم که امثال این آقایان ده ها و صدها مورد از فسادها و انحراف ها تا به حال برایشان محرز شده است، اما به خاطر همان مصلحت هایی که ذکر شد موضوع را از سطح صحبت های خصوصی و نامه هایی که احتمالاً هرگز منتشر نشدند فراتر نبردند. این بار گویا متاسفانه کار به جایی رسیده که دیگر چنین روش هایی کارساز نیستند و اراده یی برای برخورد با غده های سرطانی کشنده یی که اکنون حیات نظام و ارزش های اخلاقی جامعه را به خطر انداخته اند دیده نمی شود.
      به خاطر داریم زمانی را که یاران اصلاحات در مجلس ششم در چارچوب نطق ها، تذکرات و سایر اختیارات قانونی خویش روی برخی از فسادها و کج روی ها دست می گذاشتند. آنگاه دوستانی ناصحانه می آمدند و می گفتند شما سوژه به دست رسانه های بیگانه می دهید، شما با تندروی هایتان باعث می شوید طرف مقابل لجاجت کند، شما نظام را زیر سوال می برید و... . اما امروز به نظر می رسد با گذشت زمان، تعداد بیشتری از دلسوزان واقعی امت به این حقیقت پی می برند که شیوه های درگوشی و انعکاس بی سروصدای مشکلات به مسوولان راه به جایی نمی برد و چاره یی نیست جز بیان صریح و بی پروای مشکلات. آری، گاه نجوا گذشته است، فریادی باید.
    

 

 

دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸

 

کروبی پاسخ خطیبان جمعه را داد

   مهدی کروبی به اهانت هایی که از تریبون های مختلف به ویژه تریبون نماز جمعه مطرح شده بود پاسخ داد. او هفته پیش نیز تاکید کرده بود چنانچه این رفتارها ادامه یابد او صریح تر از گذشته مسائلی را مطرح خواهد کرد. چنین بود که کروبی روز گذشته درمصاحبه ای دوساعته نه تنها به بیان ویژگی ائمه جمعه ای که مسائلی را نسبت به وی مطرح کرده بودند پرداخت بلکه اعلام کرد در پاسخ به کسانی که مدعی آن هستند او نامه ای را بدون سند نوشته است یکی از مستنداتش را با ذکر جزئیات مطرح می کند و چنانچه لازم باشد در آینده نیز مطالبی را طرح خواهد کرد. اشاره کروبی به پشت پرده ماجرای ترانه موسوی است.
    مهدی کروبی در واکنش به جوسازی های اخیر و توهین هایی که نسبت به وی وارد شد گفت: «برخی فکر می کنند که با این تهمت ها و فحاشی کردن ها من از میدان کنار می روم ولی من به این آقایان توصیه می کنم که حداقل تاریخ را مطالعه کنند و ببینند که بعد از انقلاب و در عرصه ماجرای مجلس سوم و مسائلی که در اواخر آن مجلس روی داد و هر حرفی که خواستند نسبت به من زدند از جمله آنکه گفتند کروبی با دلارها از ایران خارج شده است چه کسی بود که ایستادگی و تحمل کرد.» دبیرکل حزب اعتمادملی ضمن اعتراض به توهین، هتاکی و تهمت هایی که از سوی مراکز و نهادهای مختلف و به دنبال نگارش نامه ای نسبت به او شد گفت: « طی هفته اخیر حملات تندی نسبت به من وارد شد، حملاتی که از تریبون نماز جمعه یا از سوی برخی از نمایندگان مجلس، صدا و سیما و مطبوعات و وابستگان به نهادها و برخی از روحانیت مطرح شد که من در برابر این مباحث گفته بودم که چنانچه این روند ادامه پیدا کند من ناگفته هایی را بازگو خواهم کرد.» کروبی چنین از انگیزه انجام مصاحبه ای در واکنش به این مسائلی که طرح شده سخن گفت و با اشاره به انتقاداتی که به وی وارد شد گفت: «پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم حوادثی در کشورمان رخ داد که از نظر خشونت، بی قانونی، خودسری و دخالت افراد غیر مسوول به نام نظام و شبه نظامی و لباس شخصی ها امری بی سابقه بود و چنین است که انسان های مسوول، دلسوز و آگاه باید احتیاط و تحفظ را کنار گذاشته و به هر صورتی که صلاح می دانند اقداماتی انجام دهند که مانع ازتکرار این حوادث شده و ریشه برخوردهای اینچنینی خشکانده شود.»وی افزود: «در هر کجای دنیا ممکن است چنین حوادثی اتفاق بیفتد که در عرصه تظاهرات جمعیتی را دستگیر کنند اما فکر نکنم که چنین برخوردهایی صورت گرفته باشد که گروهی را دستگیر کرده و آنها را به مکان های خاصی منتقل کنند و با آنها هر رفتاری که می خواهند انجام دهند. در واقع ابتدا افراد را به مکان های نامعلومی منتقل کنند که که حتی ریاست قوه قضائیه و دادستان کل کشور بگویند این رفتارهایی که انجام شده است زیر نظر زندان های رسمی که تحت نظر ما بوده روی نداده است و البته پس از مدتی مشخص شود که زیر زمینی در وزارتخانه ای وجود داشته یا اینکه در بازداشتگاه کهریزک، برخی کلانتری ها و پایگاه های بسیج برخوردهایی صورت گرفته است.»
    کروبی خاطر نشان کرد: «حوادثی که روی داده است به علت اعتراض مردم به نتیجه یک انتخاب بوده است آیا باید با مردمی که تنها از سرنوشت رای خود سوال می کنند چنین برخورد کرد؟ در عرض چند روز تعدادی کشته شده و برخی آسیب دیده اند به طوری که دندان ها و سرها شکسته شده است و حتی بنابر برخی گزارش ها چشمانی کور شده و برخی در زندان جان باخته اند. این درحالی است که معمولاشکنجه ها برای گرفتن اعتراف با حساب و کتاب صورت می گیرد و حتی اگر آن فرد زیر شکنجه از حال برود او را به بیمارستان منتقل می کنند و باقی بازجویی را در حالی انجام می دهند که او تحت درمان است. بنابراین از این جهت من می گویم که خشونت هایی از سوی افرادی ناآگاه و بی تدبیر صورت گرفته که بی سابقه است و البته این رفتارها در قبال افرادی بوده که تنها به نتیجه اعلام شده انتخابات اعتراض داشته اند.»
    رفتارهای غیرمنطقی بی شماری صورت گرفته است
    کروبی با ابراز تاسف از چنین برخوردهایی در نظام جمهوری اسلامی گفت: «به اندازه ای در این مدت رفتارهای غیرمنطقی و بی ضابطه انجام شده است که وقتی هیات تحقیق و تفحص به خدمت رهبری گزارشی را از وضعیت پیش آمده می دهند ایشان برآشفته و حتی با عباراتی تند دستور تعطیلی بازداشت گاه کهریزیک را صادر کردند که البته اکنون نیز شاهد برکناری برخی از آمران و مسببان این حوادث هستیم.» وی با اشاره به اخباری که به صورت مرتب از برخوردهای خشن و غیر معمول با معترضان به نتیجه اعلام شده انتخابات به او می رسید گفت: «ما هر روز اخباری را از نحوه برخورد با مردم دریافت می کردیم اخباری که همین افرادی که مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند نزد من می آمدند و بیان می کردند. رفتارهای خشونت آمیزی که با زنان و مردان صورت گرفته است مانند آنکه هنگامی که به منزل زن جوانی مراجعه کرده اند تا او را بازداشت کنند این زن را در مقابل چشمان مادرش به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده اند و این زن هنگامی که هیات بررسی تحقیق و تفحص از وضعیت زندانیان اخیر را در زندان می بیند با شجاعت مقابل آنها می ایستد و نسبت به این رفتار اعتراض می کند. من بسیار متاثر شدم از چنین برخوردهایی که تحت لوای نظام جمهوری اسلامی انجام می شود، هر خواننده ای می تواند خودش را جای آن مادری بگذارد که دخترش را مقابل چشمانش مورد ضرب و شتم قرار داده اند.» وی با اشاره به برخورد ساواک در دوران مبارزات انقلابی گفت: «هنگامی که در دوران مبارزه به منزل من می آمدند تا مرا بازداشت کنند گاهی اوقات خانم کروبی با تندی برخورد می کرد که آنها تنها می گفتند سفارش کنید که ایشان حرمت ما را نگه دارد یا در پرونده یکی از بزرگان هست که وقتی به منزلش می آمدند تا بازداشتش کنند همسرش تندی می کند که تنها به او تذکر می دهند ولی اکنون شاهد آن هستیم که دختری را در مقابل چشم مادرش کتک می زنند و از این جهت می گویم چنین برخوردهایی در کشورمان بی سابقه است.»
    کروبی با اشاره به اینکه بارها از طریق نامه و مصاحبه این مطالب را بیان کرده است گفت: «من این مسائل را طی نامه ای به ریاست محترم قوه قضائیه، وزیر سابق اطلاعات و دیگر مسوولان یادآور شده یا در مصاحبه ها به صورت مکرر بیان کرده ام تا شاید با توجهی که نسبت به این رفتارها می شود مانع از تکرار آن شوند ولی بعد از مدتی اخباری به من درباره آزار جنسی بازداشت شدگان رسید که به علت ناراحتی شدید از این موضوع نامه ای را به صورت محرمانه به رئیس مجلس خبرگان نوشتم. در همان نامه هم نگفتم که حتما چنین اتفاقی روی داده است بلکه گفتم که شایعه شده که چنین ماجرایی روی داده و افرادی از آشنایان خودمان نیز این مطلب را گفته اند و تاکید کردم که ان شاءالله اخباری دروغ و شایعه باشد ولی باید این اخبار بررسی شود تا اگر شایعه ای بیش نیست که همه از رفتارها و عملکردها با قاطعیت دفاع کنیم ولی اگر هم در مواردی چنین اتفاقی روی داده است بگوییم که عاملان این قضیه جزو نیروهای خودسر بوده اند که باید معرفی و مطابق قانون مجازات شوند تا اینکه ساحت مقدس جمهوری اسلامی ایران را از چنین مباحثی پاک کنیم که چنین موضوعی در تاریخ ثبت نشود و شاخ و برگ فراوانی به آن داده شود و از سوی دیگر خون بچه هایی که در این راه کشته شده اند تضییع گردد.» کروبی افزود: « من در این نامه تاکید کردم که اگر هم چنین اتفاقی روی نداده است و ثابت شد که اینچنین نبوده از زبان ما که خودمان به انتخابات معترض بوده ایم مطرح شود تا حداقل عده ای باور کنند.»
       متاسفم که این مطالب از تریبون نماز جمعه مطرح شد
    کروبی با اشاره به برخوردهایی که در واکنش به انتشار چنین نامه ای صورت گرفت گفت: « بیش از 10 روز منتظر پاسخ نامه ام بودم ولی به من خبری نرسید و بنابراین این نامه را علنی کردم و در این میان جمعیت بسیاری از دلسوزان نظام مرا تحسین کردند و برخی هم دوستانه انتقاداتی را مطرح کردند که من نیز استقبال کردم ولی در همین راستا برخی از تریبون نماز جمعه، مجلس، وابسته به نهادهای نظامی، سایت ها و خبرگزاری ها، مطبوعات و صدا و سیما به بنده فحاشی کردند. ولی از این میان آنچه بیش از همه تاسف مرا برانگیخت مطالبی بود که از تریبون نماز جمعه علیه من مطرح شد و تریبون مقدس نماز جمعه که باید در آن دردهای مردم گفته شود و از حقوق آنها دفاع شود به تریبونی برای فحاشی تبدیل شد. چنین برخوردهایی در حالی نسبت به بنده صورت گرفت که من تنها با نگارش نامه ای یادآور شدم که بررسی شود آیا چنین مسائلی روی داده است یا خیر و اگر هست آیا عاملان آن مجازات خواهند شد و یا اینکه اعلام برکناری عده ای که چنین تخلفاتی را انجام داده اند تنها برای جنجال سازی بوده است و تمامی اینها به سرکار خود برمی گردند مانند همان کسانی که زمانی آن شکنجه ها را انجام دادند و آبروی نظام را در عرصه های بین المللی بردند و فیلمی از آن منتشر شد که هیچ بیننده ای نتوانست ان را بیش از 10 دقیقه نگاه کند و اکنون سخنانی درباره فعالیت های آنها شنیده می شود که چنانچه لازم باشد درباره آنها سخن خواهم گفت.»
    وی با ابراز تاسف از چنین برخوردهایی گفت: «افرادی که باید از تریبون مقدس نماز جمعه مسائل روز را برای مردم بازگو کنند به بهانه اینکه من به نظام توهین کرده ام تهمت و افتراهایی را علیه بنده وارد کردند که البته درهمین راستا برخی از نمایندگان مجلس نیز با ادبیاتی نامناسب به تکرار آن پرداختند. هرچند که اگر وابستگان به نهادهای خاص و یا برخی از مطبوعات و صدا و سیما چنین مطالبی را مطرح کنند دور از انتظار نیست چرا که اینها بنا به دلایل خاص باید این کار را انجام دهند و البته بسیاری دیگر نیز از مظان اتهام اینها به دور نیستند. از نظر این نهادها و مراکز و به ویژه برخی مطبوعات کسانی که همفکر آنان نیستند جاسوس، ساده اندیش و افراطی هستند که دچار فساد اخلاقی و اقتصادی شده اند. مانند اینکه اخیرا یکی از روزنامه ها که عادت دارد با آبروی دیگران بازی کند جمعی از کارگزاران نظام که اخیرا نامه ای را نوشته اند افراطی و رانت خوار نامیده است حال اینکه به عنوان مثال یکی از امضاکنندگان این نامه محمدعلی نجفی است که 8 سال وزیر آموزش و پرورش، وزیر آموزش عالی کشور و رئیس سازمان برنامه و بودجه بوده است که زمانی که من نماینده امام در حج بودم در آنجا به من کمک می کرد و اینک همین فرد را رانت خوار نامیده است. به نظر می رسد که این نهادها خود را معیار و میزان الاعمال می دانند که دیگران باید خود را با آنها بسنجند. اینها به جای اینکه کسانی را که به این کشور خیانت کرده اند مورد حمله قرار دهند به فرزندان انقلاب حمله می کنند و آبروی آنها را می ریزند. همین اندازه نیز بگویم روزنامه ای که چنین مطلبی را می نویسد مسوولش از دوستان نزدیک سعید امامی و همکار او بوده است که به قول یکی از بزرگان حاشیه امن دارد و رویین تن است، اگر اسفندیار رویین تن بود و تنها چشمش آسیب پذیر بود این برادر رویین تنی است که چشمش نیز از آسیب مصون است.» کروبی با اشاره به انتشار اخبار دروغ در یکی از خبرگزاری ها که آن نیزخود را مصون از هر چیزی می داند گفت:«این خبرگزاری محترم به انتشار اخبار کذب عادت دارد به طوری که زمانی که جوانی به نام غنیان در این حوادث پس از انتخابات کشته شد این خبرگزاری به نقل از پدر این فرد نوشت که گفته است موسوی مسوول خون فرزندش است که پدر غنیان چندی بعد این خبر را تکذیب کرد. که این هم نمونه ای از آشکار شدن دروغگویی برخی از رسانه هاست.»
       ناگفته هایی از سوابق برخی ائمه جمعه
    کروبی در ادامه گلایه های بسیاری داشت از ائمه جمعه ای که با ادبیاتی نامناسب به او حمله کردند و تهمت و افتراهایی را نسبت به او وارد کردند و برای روشن شدن افکار عمومی از جایگاه افرادی که چنین حرمت تریبون مقدس نماز جمعه را نگه نداشته اند به بیان برخی از ویژگی های شخصیتی آنها پرداخت. وی گفت: «امام جمعه ای که در کنار حرم ثامن الحج این حرف ها را می زند و بنده را تروریست می خواند گویی فراموش کرده که در همان روزگار مبارزه که طیف روحانیون آواره و بی خانه و کاشانه بوده اند و همه تحت تعقیب قرار داشته و یا تبعید بودند و بنده نیز به عنوان عضو کوچکی از این نظام در میان آنها حضور داشتم، ایشان به همراه جمعی دیگر با پول هایی که در اختیار داشتند سفرهای متعددی به پاکستان داشت تا آنکه به تبلیغ برای مرحوم آیت الله شریعتمداری بپردازد. ما که به ایشان عیبی نگرفتیم ولی این روال طبیعی تاریخ است که اکنون او از تریبون نماز جمعه به دفاع از جمهوری اسلامی بپردازد و بنده را ضد انقلابی و تروریست بداند.»
    کروبی با اشاره به سخنان امام جمعه تهران علیه خود گفت: « آقایی که در تهران از تریبون نماز جمعه چنین حرف هایی را می زند همان فردی است که هرچه من از دیگران سوال کردم سوابقی از ایشان نداشتند و همین اندازه از دوستانش شنیدم که در صف اول درس آیت الله منتظری می نشسته و در زمانی که برخی از دوستان نزدیک از مواضع ایشان گله مند بودند ایشان به شدت از مواضع او حمایت می کرده است و پس از رحلت امام به مخالفان درجه اول آیت الله منتظری تبدیل شد و از این طریق رشد جهشی و غیر معقول پیدا کرد.» کروبی با بیان اینکه من از ائمه جمعه انتظار چنین رفتارهایی را نداشتم گفت: « آیا نمی شد که این پیشنهاد دلسوزانه را مورد بررسی قرار می دادند تا مورد رسیدگی قرار گیرد و ماموری یا مامورانی که متخلف بوده اند مجازات شوند و آنگاه به مردم بگوییم که این رفتار از سوی مامور یا مامورانی خودسر صورت گرفته و ربطی به نظام جمهوری اسلامی ایران ندارد؟ آیا باید با جنجال سازی و عبارت هایی تند چنین به نامه دلسوزانه انقلاب پاسخ داده می شد.»
    مهدی کروبی با اشاره به اظهارات مجلسی ها علیه وی گفت: « برخی دوستان مجلسی اظهاراتی را علیه بنده وارد کردند برخی از نمایندگانی که این حرف ها را می زنند همان کسانی هستند که در سایه عدم صلاحیت نمایندگانی که رای آور بودند و البته جر اصلاحاتی های داغ نبوده و هیچ نامه ای را امضا نکرده بودند و چند دوره هم در مجلس حضور داشتند به مجلس راه یافتند و باید نیز اکنون در قدردانی از این چنین رفتاری این چنین نیز حرف بزنند. چرا که دیگر نیازی نبود به دادگاه ویژه روحانیتی برگردد که زمانی سید هادی خامنه ای، محتشمی پور، مرحوم خلخالی، موسویان و آیت الله بیات را محاکمه می کردند چرا که دیگر نمی شود به راحتی این افراد را محاکمه کرد و البته برخی از مسوولان دادگاه نیز رضایتی به این کار ندارند.»
    وی همچنین به اظهارات امام جمعه موقت قم اشاره کرد و گفت: « از نظر بنده امام جمعه قم آیت الله جوادی و آیت الله امینی هستند و اینکه فردی را برای چنین مواقعی به عنوان امام جمعه معرفی می کنند جالب توجه است البته من به علت آشنایی که با پدر مرحوم ایشان دارم درباره اظهارات ایشان واکنشی نشان نمی دهم و حرمت پدرش را نگه می دارم.»
    کروبی همچنین برای برخی از وابستگان به نهادهایی نظام که اهانت هایی را نسبت به وی مطرح کرده بود پاسخی داشت. وی گفت: « برخی از برادران نظامی که چنین حرف هایی را می زنند باید هم اینگونه موضع گیری کنند چرا که آنها اکنون تمام مراکز اقتصادی و سیاسی را در اختیار دارند ولی این افراد متوجه نیستند یک فکر و اندیشه قائم به یک نفر و یا چند نفر نیست بلکه درون خانواده ها نیز نفوذ می کند به طوری درون خانواده برخی از این آقایان هم اختلافاتی وجود دارد که اگر لازم باشد در آن باره صحبت خواهم کرد.»وی افزود: « برخی از وابستگان به نهادهای نظام بسیار پهلوانانه وارد میدان شده اند و هر چه که خواستند نسبت به بنده گفتند ولی یکی از همین معترضان که در نهادهای شبه نظامی نیز فعال است فراموش کرده که دولت وقت به علت همین رفتارها و کارهایش او را از وزارت اطلاعات اخراج و به جای دیگر منتقل کرد.»
    کروبی در ادامه این گفت وگو با تاکید بر اینکه چنانچه این روند ادامه پیدا کند مسائل دیگری را صریح تر از گذشته مطرح خواهد کرد به بیان واقعیت ماجرای ترانه موسوی پرداخت و تاکید کرد: « من از پشت پرده این ماجرا می گویم تا ببینم کسانی که در مذمت دروغگویی صحبت می کنند برآشفته شوند و در برابر این دروغگویی موضع گیری کنند.»
    وی چنین ماجرا را شرح داد: «مدتی پیش در سایت ها، خبری منتشر شد مبنی بر اینکه خانم ترانه موسوی به همراه تعدادی دیگر در حاشیه مراسم مسجد قبا ربوده شده است. مدتی بعد هرچند که تعدادی از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولی ترانه موسوی آزاد نشد و سپس اعلام کردند که خانواده اش بیایند و جنازه اش را تحویل بگیرند. در همان زمان به جای آنکه تحقیقاتی درباره این موضوع انجام شود در مقابل هیاهوی رسانه های بیگانه برخی مسوولان در اندیشه طراحی سناریویی برای به انحراف کشاندن این موضوع در داخل و خارج بودند. بنابراین طراحان نابغه و مدیرانی دور اندیش سناریویی را نوشتند. برای اجرای این سناریو به وسیله فردی که نام او را نمی برم متوجه شدند که خانواده ای عروسی دارند به نام ترانه موسوی که در کانادا زندگی می کند و تنها نیاز به آن بود که به صحنه سازی بپردازند و خانواده این دختر را وادار به انجام مصاحبه ای کنند که در آن بگویند دخترشان زنده است و در کانادا زندگی می کند.
     پس چند نفر از افراد امنیتی که چهره هایی شناخته شده هستند به منزل این خانواده محترم و شریف می روند و خطاب به خانواده می گویند که ترانه موسوی دچار سانحه سوختگی شده و برای آنکه معلوم شود این عروس آنها هست یا خیر بیایند و جنازه اش را تحویل بگیرند. در همین هنگام پدرخانواده می گوید که عروس ما در ایران زندگی نمی کند و چون بزرگان خانه اهل سیاست نبوده و چهره های علمی هستند بسیار ساده به این موضوع نگاه کردند. در همین حال پدر خانواده به پسرش که یکی از چهره های علمی و سیاسی است تلفن می کند و می گوید که چنین ماجرایی روی داده و شماره تلفن دیگر پسرش شوهر ترانه را می خواهد که فرزندش به او می گوید برادرش برای آنکه بداند موضوع از چه قرار است به کانادا رفته وهنوز نرسیده که بتوانند با او تماس بگیرند. در همین حال مادر متوجه می شود که چنین اتفاقی افتاده و از حال می رود و به بیمارستان منتقل می شود. پدر خانواده وقتی که متوجه می شود قضیه جدی است برای بار دوم با پسرش تماس می گیرد که او متوجه می شود قضیه بیخ پیدا کرده و بنابراین خود را شتابزده به منزل می رساند. او مشاهده می کند که چند نفری در خانه حضور دارند که برخی از آنها از چهره هایی هستند که در دوران دفاع مقدس حضور داشته اند که این موضوع مرا به یاد سخنی از شهید حمید باکری می اندازد که می گفت: « ای کاش ما درجبهه ها به شهادت برسیم زیرا اگر ماندیم معلوم نیست که چه بلایی بر سرمان آید و جزو چه جمعیتی باشیم» این آقا که دارای آگاهی سیاسی بود هنگامی که با این افراد صحبت می کند می گوید که نزد من این حرف ها را نزنید چرا که من می دانم اصل قضیه چیست و حتی این اصطلاح را به کار می برد که پیش کولی معلق نزنید. آن افراد نیز چون متوجه آگاهی این فرد می شوند از این جهت با او صحبت می کنند که برای حفظ نظام و در مقابله با جنجال سازی های رسانه های بیگانه به صلاح است که با آنها همکاری کنند. در همان حال اعضای خانواده گفته اند که شما از ما چه می خواهید آنها می گویند که شما در مقابل دوربین قرار بگیرید و بگویید که ترانه زنده است. برادر شوهر ترانه ابتدا مخالفت می کند و می گوید که اصل این قضیه صحیح نیست و از سوی دیگر ما هم تاحدودی چهره هایی شناخته شده هستیم و البته از آنها پرسیده که چنانچه چنین کاری انجام شود با ترانه واقعی چه کار خواهند کرد که آن افراد گفته اند که شما به این کارها کاری نداشته باشید و نگران نباشید. همچنین این خانواده گفته اند عکسی که شما دارید عروس ما نیست که آنها می گویند شما به این کارها کاری نداشته باشید. در همین حال برادر شوهر ترانه که یکی از چهره های علمی و سیاسی بوده است تحت تاثیر قرار می گیرد و فکر می کنید که با انجام چنین کاری در مقابل سوءاستفاده بیگانگان ایستادگی می شود ولی او پیشنهاد می کند که بروند و با پدر و مادر ترانه صحبت کنند. در همین حال این افراد شماره تلفن منزل آنها را جویا می شوند که برادر شوهر ترانه می گوید بنابراینکه آنها منزلشان را تغییر داده اند ما شماره ای از آنها نداریم و بردارم هم به مقصد نرسیده که از او شماره شان را بگیریم. پدر شوهر ترانه نیز می گوید که شاید حاج خانم (همسرش) شماره ای در اتاقش داشته باشد ولی بنابر اینکه همسرش به بیمارستان منتقل شده بود در اتاقش بسته بود و کلید نبود که افراد حاضر تصمیم می گیرند که در اتاق را بشکنند که با ممانعت اعضای خانواده رو به رو شده اند که خطاب به این افراد گفته اند شما بروید و ما خودمان سعی می کنیم شماره تلفن آنها را پیدا کنیم.ولی جالب توجه اینکه قبل از آنکه اعضای این خانواده شماره تلفن پدر و مادر ترانه را پیدا کنند آنها خودشان تلفن را پیدا می کنند. در همین راستا برادر شوهر ترانه با پدر مادر وی تماس می گیرد و می گوید که شما تنها تا این اندازه صحبت کنید و خطاب به این آقایان می گوید که این خانواده در جریان موضوع نیستند و در این اندازه تنها با آنها صحبت کنید. چنین شد که مادر و پدر ترانه موسوی در مقابل دوربین قرار گرفتند و گفتند که دخترشان زنده است و در کانادا زندگی می کند. البته بعد از اینکه این خانواده متوجه شده اند که اصل ماجرا چه بوده است بسیار ناراحت شده اند و می خواستند که ماجرا را بازگو کنند که همین برادر شوهر ترانه به آنها گفته که حرفی نزنید و گرنه سرنوشت شما معلوم نیست که چه شود.»
        از دروغگویی مسوولان متاسفم
    کروبی پس از شرح این ماجرا از دروغگویی های برخی مسوولان ابراز تاسف کرد و گفت: « این افراد اظهار کرده اند که برای حفظ اصل نظام باید این خانواده اقدام به چنین کاری کنند ولی از نظر ما برای حفظ اصل نظام و پایبندی به قانون اساسی، ارزش های انقلاب و آرمان های حضرت امام مهم است. حفظ اصل نظام بر پایه عمل به وعده هایی است که به مردم داده ایم ولی متاسفم که اینکه از انقلاب برگشته ایم و با آبروی نظام بازی می شود.» وی تاکید کرد: « آیا مسوولان از این طریق می خواهند اعتماد مردم را جلب کنند ولی این آقایان بسیار بی تدبیر عمل کرده اند چرا که مردم اینقدر هوشمند هستند که اصل موضوع را بفهمند.» کروبی با بیان اینکه برای مسوولان گوشه ای از حوادث تاریخی را بازگو می کنم گفت: «هنگامی که در سال 41 مبارزات نهضت انقلاب اسلامی شروع شد یکسری افراد ناآگاه که وابسته به حکومت بودند قصد داشتند تا حرکت امام خمینی برای مبارزه با رژیم پهلوی را به ماجرای کشتار مردم در مسجد گوهرشاد تشبیه کنند. در ماجرای مسجد گوهرشاد حرکتی علیه کشف حجاب از سوی رضاخان صورت گرفت و در آن حادثه عده ای کشته شدند. بعد از مدتی در همان سال 41 وقتی که با ماجرای حرکت مبارزاتی امام مواجه شدند در یکی از روزنامه ها همین ماجرای مسجد گوهرشاد را نوشتند تا حرکت امام را با آن مقایسه کنند. در ماجرای مسجد گوهرشاد شیخ جوانی به نام بهلول در مسجد سخنرانی می کرد و مردم را به ایستادگی دعوت می کرد که پس از حمله نیروها و آغاز کشتار مردم فرار کردند که این شیخ نیز فرار کرد ولی او پس از آن همواره آواره بود و سال ها در افغانستان زندانی بود و آخر عمر خود به ایران آمد. پیرو این قضیه ماجرایی ساختند مبنی براینکه این فرد به خارج از کشور رفته و در آنجا زندگی خوبی دارد. در همان زمان عکس فردی را با کروات در روزنامه چاپ کردند و نوشتند که این فرد تاجر آهن است و در خارج زندگی می کند و وضعیت خوبی دارد. نوشتند این فرد بهلول نام دارد که آمده به ایران و این کشتار را راه اندازی کرده و خود به خارج متواری شده است. در همان زمان جمعیتی واقعیت را کشف کردند و بهلول واقعی را معرفی کردند. اعلامیه ای مبسوط در مشهد منتشر شد که بر روی آن دو عکس چاپ شده بود. عکس فردی که همان تاجر آهن بود که در خارج زندگی می کرد و آن را معرفی کرده بودند و دیگر عکس بهلول واقعی را که مدت ها در زندانی در افغانستان بود منتشر کردند. بنابراین در حدود 48 سال پیش چنین حادثه ای روی داد که سریع برملاشد. حالاچطور است که مسوولان انتظار دارند که در تهران و آن هم در عصر ارتباطات حادثه ای روی دهد و کسی متوجه آن نشود و یک خانواده محترم را بیاورند و بگویند که مطلبی را تکذیب کند و این خانواده پس از آنکه متوجه شدند این اقدام کلکی به آنها بوده است ناراحت شدند.» کروبی افزود: «همان شبی که فیلمی درباره ترانه موسوی از تلویزیون پخش می شد من قبل از آنکه در جریان اصل ماجرا قرار گیرم تحت تاثیر قرار گرفتم ولی همان شب به مراسم عروسی رفتم که در آن مراسم جوانی نزد من آمد و گفت آیا اینها فکر می کنند که مردم نمی دانند چند تا ترانه موسوی در ایران وجود دارد و من از این حرف متعجب شدم و با خود گفتم من با این سن و سال و تجربه ای که دارم به موضوع شک کردم ولی این جوان اصلاشک هم نکرده است.» وی با اشاره به موثق بودن منبعی که جزئیات ماجرای ترانه موسوی را به وی منتقل کرده است گفت: « می دانم که آنها از چه طریقی این ترانه موسوی را پیدا کرده اند و منبع خبر نیز موثق است واگر لازم باشد در این باره صریح تر صحبت می کنم تا مشخص شود که نقش افراد تا چه اندازه بوده است.»
       با روشن شدن ابعاد ماجرا عقب نشینی می کنم
    وی همچنین به مورد دیگری از رفتارهای برخی از مسوولان اشاره کرد و گفت: «در سال هایی که قتل های زنجیره ای رخ داده بود هنوز انتخابات سال 76 برگزار نشده بود که گفتند حرم امام (ره) را منفجر کرده اند و قصد داشتند تا در حرم حضرت معصومه نیز بمب گذاری کنند که عامل آن دستگیر شده است. پس از گذشت یک هفته چند دختر را به تلویزیون آوردند و آنها بسیار سر حال مقابل دوربین طوری سخنرانی کردند که از هر سخنران ماهری بهتر صحبت کردند. من درهمان زمان خندیدم و گفتم که این موضوعی مسخره است مگر می شود که فردی را بازداشت کنند و او را شکنجه کنند تا اعترافی کند و بعد با این سرعت و با این حالت آنها را مقابل دوربین بیاورند و آنها نیز اعتراف کنند. نتیجه چنین کارهایی موجب روی دادن ماجرای قتل های زنجیره ای، نویسندگان و کشته شدن فروهر و همسرش می شود.» کروبی در ادامه خطاب به کسانی که قصد دارند تا او را وادار به سکوت کنند گفت: « من تنها در برابر چنین رفتارهایی موضع گیری اینچنینی ندارم بلکه همان طور که می دانید نسبت به دوستان و همفکران خودم در مواقعی که تفکرات آنها را صحیح نمی دانم تذکر داده ام و با آنها برخورد کرده ام و البته هزینه آن را نیز پرداخته ام. من در مقابل کسی ایستادم که هم برای من محترم است و از دوستان بنده می باشد و از پایگاه و نفود هم در جامعه برخوردار بود و من نیز برای انتخاب او نقش مهمی داشتم ولی این فرد از هیچ مخالفتی با من دریغ نکرد و در انتخابات دو دوره گذشته ریاست جمهوری از من حمایت نکرد ولی من به راه خودم ادامه دادم. بنابراین این آقایان خیال می کنند که با تهمت و افتراهایی که مطرح می شود من از میدان کنار می روم در حالی که من می گویم که مطالبی که از تریبون نماز جمعه یا روزنامه هایی که مردم نسبت به آنها اعتماد ندارند و خوش بین نیستند مطرح می شود من از میدان در می روم. من در شرایطی عقب نشینی خواهم کرد که همه بدون آنکه قصد مچ گیری داشته باشیم همه ابعاد حوادث تلخی که روی داده و موجب ضربه زدن به نظام شده و مباحثی را در داخل و خارج مطرح کرده است بررسی شود و نتایج این بررسی ها صادقانه و معقول و منطقی به مردم اعلام شود. وی تاکید کرد: «در زمانی من سکوت می کنم که همه ابعاد این ماجراها بررسی شود و با مردم صادقانه حرف زده شود و هر کسی که تخلف کرده متناسب با جرمی که انجام داده و مطابق با قانون محاکمه شود و هر کسی اشتباهی کرده اشتباه خود را بپذیرد.» کروبی در نهایت تاکید کرد:«اکنون شرایطی را ایجاد کرده اید تا دیگر کسی جرات حرف زدن نداشته باشد ولی من باز می گویم که این رفتارها و ایجاد رعب و وحشت مرا به سکوت وادار نمی کند و چنانچه لازم باشد برخی مسائل را مطرح می کنم.» وی تاکید کرد: «وقتی که همه ابعاد قضیه بررسی شد از امام جمعه ها بخواهیم که بیایند و در نماز جمعه نتیجه را مطرح کنند نه اینکه در اظهاراتی یک طرف محکوم و یک طرف حاکم باشند.»
        سوابق خطیبان جمعه از نگاه کروبی
    امام جمعه ای که در کنار حرم ثامن الحجج مرا تروریست می خواند گویی فراموش کرده موقعی که امثال من زندان بودیم ایشان با پول هایی که در اختیار داشتند به پاکستان می رفتند و برای مرحوم آیت الله شریعتمداری تبلیغ می کردند
    آقایی که در تهران از تریبون نماز جمعه چنین حرف هایی را می زند هرچه من از دیگران  سوال کردم سوابقی از ایشان نداشتند و همین اندازه شنیدم که در صف اول درس آیت الله منتظری می نشسته و پس از رحلت امام به مخالفان درجه اول  یت الله منتظری تبدیل شد و رشد جهشی غیرمعقول پیدا کرد
    از نظر بنده امام جمعه قم آیت الله جوادی آملی و آیت الله امینی هستند و این که فردی را برای چنین مواقعی به عنوان امام جمعه معرفی می کنند جالب توجه است البته من به علت آشنایی با پدر مرحوم ایشان درباره اظهارات این فرد واکنشی نشان نمی دهم و حرمت پدرش را نگه می دارم
    

تشکیلات سبزیا فرش قرمز پیش پای آمریکا ؟!

 روزنامه کیهان  صفحه 2

نویسنده: حسین شریعتمداری

1- نیمه خردادماه سال 1383- ژوئن 2004- وقتی ریچارد رورتی - RICHARD RORTY- یکی از بلندآوازه ترین نظریه پردازان سیاسی آمریکا- به دعوت رامین جهانبگلو و داریوش شایگان، دو جاسوس شناخته شده آمریکا و انگلیس در سفری نه چندان آشکار به ایران آمد و طی نشستی با سران مدعی اصلاحات در «خانه هنرمندان» به گفت وگو نشست، خطاب به آنان(نقل به مضمون از روزنامه زنجیره ای وقایع اتفاقیه) توصیه کرد؛
    «در کشوری مانند ایران که حاکمیت آن از پایگاه گسترده مردمی برخوردار است، مخالفان نمی توانند ائتلاف و پیوند خود را با تشکیل حزب و یا جبهه سیاسی حفظ کنند، زیرا یک حزب سیاسی شامل افرادی است که در بسیاری از نقاط عقیدتی و اجتماعی و سیاسی با یکدیگر اشتراک نظر دارند و به همین علت یکی از اصول ضروری در تاسیس احزاب سیاسی، تهیه مرامنامه و اساسنامه است تا دیگران در صورت انطباق نظرات خویش با دیدگاه های ارائه شده در اساسنامه و مرامنامه حزب به عضویت آن درآیند. از این روی هرچه محور همبستگی یک حزب نقاط بیشتری داشته باشد، تعداد کسانی که در تمامی این نقاط اشتراک نظر دارند، کمتر خواهد بود. از سوی دیگر، جبهه سیاسی نیز مجموعه ای از چند حزب و گروه است و از آنجا که هریک از احزاب و گروه ها به طور جداگانه برای خود اساسنامه و مرامنامه دارند بنابراین جمعیت ائتلاف کنندگان در یک جبهه سیاسی نمی تواند حاصل جمع تعداد اعضا و هواداران احزاب و گروه های حاضر در آن جبهه باشد.»
    ریچارد رورتی در ادامه این نشست با تاکید بر توصیه های «جین شارپ» و «مایکل لدین» می گوید؛ اگر خواستار یک اپوزیسیون پرجمعیت هستید، باید محور ائتلاف را از «خط»- که شامل نقاط بسیار است- به «نقطه» تبدیل کنید. توضیح بیشتر درباره توصیه ریچارد رورتی را می توانید در گزارش مرکز استراتژیک «امریکن اینترپرایز» دنبال کنید. در این گزارش برای گروه های اپوزیسیون در یک نظام حکومتی ضد آمریکا توضیح داده می شود که فقط از «یک نقطه» به عنوان محور ائتلاف استفاده کنند و این نقطه می تواند «مخالفت با نظام حاکم به هر علت» باشد. امریکن اینترپرایز در گزارش خود می افزاید ؛ در این حالت، اپوزیسیون به یک جریان نام و نشان دار، مثل اپتور- OPTOR- در 1998 صربستان و یا «نهضت همبستگی» در 1989 لهستان تبدیل شود. این جریان ضمن آن که نام و نشان دارد، فاقد شناسنامه است، زیرا داشتن شناسنامه مستلزم اشاره به هویت- یا همان مرامنامه و اساسنامه حزبی- است که از تعداد اپوزیسیون می کاهد!
    2- روز جمعه 23/5/88، میرحسین موسوی - دقیقاً همانگونه که کیهان از قبل پیش بینی کرده بود - مرحله دیگری از پروژه پلکانی سازمان «سیا» برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران را کلید زد و در جمع یکی از گروههای جبهه اصلاحات، از تصمیم خود برای راه اندازی یک جریان سیاسی موسوم به «تشکیلات راه سبز امید»! خبر داد، یعنی مرحله ای از کودتا علیه حکومت های ضدآمریکایی که «ریچارد هلمز» رئیس اسبق سازمان سیا - در دوران معاونت خود در این سازمان - با عنوان «نهضت های نام و نشان دار، اما بی شناسنامه» از آن یاد کرده و طی سال های اخیر در «دانشگاه دفاع ملی آمریکا» وابسته به پنتاگون، تحت نام «تراک 3-TRACK NO3» برای نظامیان ارشد و نامزدهای سفارت آمریکا در کشورهایی که دارای حکومت های ضدآمریکایی هستند، تدریس می شود.
    ابتدا باید از برخی هواداران جبهه اصلاحات که هنوز به ماهیت حرکت اخیر این جبهه پی نبرده اند تقاضا کرد، به جای ابرو در هم کشیدن و متهم کردن کیهان به «تندروی»، در اصل ماجرا اندیشه کنند. همخوانی حرکت مشترک موسوی و خاتمی و برخی دیگر از خواص آلوده با دشمنان بیرونی قابل انکار نیست و نگارنده از هم اکنون برای اثبات این همخوانی در هر دادگاه علنی که تشکیل شود و هر مناظره ای که ترتیب یابد، اعلام آمادگی می کند. سران فتنه اخیر تنها می توانند همراهی و همخوانی خود با بیگانگان را تصادفی! و بدون هماهنگی قبلی اعلام کنند که این ادعای احتمالی، اگرچه به سختی قابل قبول است ولی چنانچه ناشی از پشیمانی آنها باشد-با تسامح- پذیرفتنی خواهد بود و البته، در هر حال، وظیفه کیهان روشنگری است و تصمیم نهایی در بازگشت و پوزش از مردم برعهده سران فتنه و پیگیری ماجرا برعهده مسئولان نظام است.
    3- چندماه قبل از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری با استناد به شواهد و قرائن موجود پیش بینی کرده بودیم که جبهه اصلاحات و حامیان خارجی آن، کمترین امیدی به پیروزی در انتخابات ندارند و در پاسخ به این پرسش احتمالی که چرا علی رغم ناامیدی کامل از پیروزی، با صرف هزینه های کلان به تبلیغات انتخاباتی روی آورده اند؟ نوشته بودیم که فعالیت گسترده و پرهزینه آنان در چارچوب «پروژه شکست» طراحی شده است و طی چند یادداشت، گزارش و خبر ویژه آورده بودیم مدعیان اصلاحات، چند هفته قبل از تاریخ برگزاری انتخابات، از یکسو با استناد به نظرسنجی های انجام شده!- بخوانید نظرسازی که امروزه برخی از ژنرال های این جبهه در دادگاه به آن اعتراف کرده اند- ادعا خواهند کرد که نامزد آنها بیشترین شانس پیروزی را دارد و از سوی دیگر به احتمال تقلب در انتخابات دامن می زنند. این هر دو اتفاق، فقط دو هفته بعد از پیش بینی کیهان به وقوع پیوست.
    نظرسازی های جعلی که روزنامه های زنجیره ای، سایت های وابسته به این جبهه و سایت های ضدانقلاب و رسانه های بیگانه با آب و تاب منتشر می کردند، به این منظور صورت می پذیرفت که بعد از شکست نامزد مدعی اصلاحات، ادعای تقلب در انتخابات طبیعی! و قابل قبول جلوه کند! و ادعای تقلب نیز با این انگیزه، مطرح می شد که زمینه برای جرزنی! فراهم شود.
    در همان روزها، با اشاره به نمونه های مشابه کودتای آمریکایی در گرجستان، صربستان و برخی دیگر از کشورها و همچنین با استناد به اظهارات تعدادی از مقامات رسمی آمریکایی و اروپایی پیش بینی کردیم که جبهه اصلاحات، گروهی را به بهانه نظارت بر صحت انتخابات سازماندهی خواهد کرد. این پیش بینی - و نه پیش گویی به معنای غیب گویی!!- نیز دقیقاً اتفاق افتاد و مدعیان اصلاحات کمیته ای با عنوان «کمیته صیانت از آرا» تشکیل دادند.
    4- در آستانه برگزاری انتخابات و 2 روز قبل از آن، طی گزارشی مستند که به دلیل اهمیت آن به تیتر اول کیهان تبدیل شد، از تصمیم قطعی مدعیان اصلاحات به غائله آفرینی و آشوب های خیابانی خبر دادیم. در آن هنگام برخی از دوستان گلایه می کردند که چرا اصلاح طلبان را به غائله آفرینی متهم می کنید؟! و پاسخ ما، آن بود که غائله آفرینی و آشوب یکی از پله های از قبل طراحی شده در پروژه پلکانی سازمان «سیا» است و در مقابل سوال بعدی آنها که از کجا مطمئن هستید جبهه اصلاحات نسخه سازمان «سیا» را دنبال می کند؟ پاسخ می دادیم، خدا کند که اینگونه نباشد ولی همه شواهد و قرائن از به کارگیری همین فرمول حکایت دارند... و بلافاصله بعد از اعلام نتایج انتخابات، این مرحله نیز کلید خورد و جمعی که متاسفانه از اصل ماجرا بی خبر بودند به فریب سران فتنه که از قبل می دانستند مرحله بعدی چیست، به خیابان ها ریختند و اراذل و اوباشی که مدتها پیش از برگزاری انتخابات به همین منظور اجاره شده بودند در پوشش کسانی که به موسوی رای داده اند، به تخریب و غارت و در مواردی نیز به قتل افراد بی گناه دست زدند و...
    دعوت مسئولان و مراکز مربوطه از سران فتنه برای ارائه دلایل و اسناد ادعای آنان مبنی بر وقوع تقلب در انتخابات بی فایده بود. چرا؟! برای این که «ادعای تقلب» بخشی از یک پروژه بود و اگر سران فتنه به درخواست مراکز مسئول و پی گیری ادعای خویش از طریق قوانین جاری تن می دادند، پوچی و بی اساس بودن ادعای آنان برملامی شد و با حذف بخش مربوط به ادعای تقلب که یکی از با اهمیت ترین پله های پروژه پلکانی یاد شده بود، تمامی پروژه دود شده و به هوا می رفت.
    اشاره به پیش بینی های کیهان که تماماً در اوراق روزنامه ثبت و ضبط و قابل مراجعه است، خدای نخواسته برای خودنمایی نیست، بلکه صرفاً به منظور نشان دادن این واقعیت- البته تلخ- است که مدعیان اصلاحات در حرکت اخیر خود از یک نسخه آمریکایی پیروی کرده اند. نسخه ای که فرمول آن از مدتها قبل در گزارش ها و تحلیل های -بخوانید توصیه های- مراکز رسمی و استراتژیک دشمن نظیر، «امریکن اینتر پرایز»، «کمیته آمریکایی خطر» و امثال آنها، آمده بود و کیهان نیز با رصد پیوسته این گزارش ها- و البته به لطف خدای سبحان و مهربان- توانسته بود حرکت اخیر خواص آلوده را، گام به گام پیش بینی کند.
    5- و اما، بعد از ناکامی پروژه یاد شده که مدعیان اصلاحات پیشاپیش از آن باخبر بودند، نوبت به مرحله بعدی می رسید، یعنی همان مرحله ای که میرحسین موسوی روز جمعه آن را کلید زد. راه اندازی یک جریان «با نام و نشان ، اما بی شناسنامه». این مرحله برخلاف ادعای موسوی و دار و دسته اش، نه فقط ابتکار او نیست، بلکه دنباله روی محض از همان نسخه آمریکایی است و البته، ان شاءالله که تصادفی! باشد.
    کیهان، این مرحله را نیز- فقط از آن روی که بخشی از فرمول پیشنهادی ریچارد رورتی، مایکل لدین و جین شارپ است- از قبل پیش بینی کرده و می دانست ادعاها و نظراتی نظیر این که «موسوی قصد دارد حزب جمهوری اسلامی را بازسازی کند»، «موسوی تصمیم به تشکیل یک جبهه سیاسی گرفته است» و... فقط برای ردگم کردن است و این جریان به چند علت و از جمله سه علت زیر نمی توانست حزب یا جبهه سیاسی تاسیس کند. چرا که؛     الف: وجود اساسنامه و مرامنامه به مفهوم ائتلاف روی یک خط- و حداقل ده ها نقطه- است و این به جای ائتلاف باعث اختلاف خواهد شد.
    ب: حزب یا جبهه ناچار است به آنچه در اساسنامه و مرامنامه آمده است وفادار بماند و نسبت به عدم انطباق مواضع و عملکرد خود با مفاد اساسنامه و مرامنامه، هم برای اعضاء و هم در مقابل سایر ناظران پاسخگو باشد و حال آن که بنای حرکت جریان یاد شده بر قانون شکنی است.
    ج: ارائه اساسنامه و مرامنامه برای جریانی که قصد فریب مردم و سوءاستفاده از حسن نیت و اتحاد آنها را دارد، به منزله زنجیری است که به دست و پای سران حزب یا جبهه بسته شده است و...
    با توجه به نکات یاد شده از ابتدا معلوم بود- و در فرمول توصیه شده افرادی نظیر ریچارد رورتی و مایکل لدین و...- نیز آمده بود، که حرکت بعدی جریان مورد اشاره، راه اندازی یک جریان نام و نشان دار- تشکیلات راه سبز امید- و بی شناسنامه یعنی «فاقد هویت مشخص» خواهد بود که روز جمعه گذشته، این پیش بینی اتفاق افتاد و این تشکیلات با تظاهر به پذیرش قانون اساسی که تاکنون بارها آن را نقض کرده است و در واقع با تکیه بر یک نقطه، یعنی مخالفت با جمهوری اسلامی- به هر علت- اعلام موجودیت کرد. نگاهی به حامیان بیندازید، آمریکا، اسرائیل، سلطنت طلب ها، مفسدان اقتصادی، بهایی ها، مارکسیست ها، سیلی خوردگان از اسلام و... همه در یک نقطه اشتراک نظر دارند، مخالفت با انقلاب اسلامی و البته کسانی نیز هستند که به اسلام و انقلاب وفادارند ولی به توهم با این جریان همراه شده اند. همسویی این عده به یقین دوامی ندارد و تاکنون نیز بسیاری از آن جدا شده اند.
    6- و بالاخره، این نکته گفتنی است که جریان یاد شده و حامیان بیرونی آن به وضوح می دانند که مقابله آنها با نظام اسلامی و برخاسته از باورهای دینی مردم، آب در هاون کوبیدن است و شیپور فریب این جریان که اکنون آشکارا به نفس نفس افتاده است، در آینده ای نه چندان دور به طور کامل از نفس خواهد افتاد... هنوز اول کار است، اضطراب مکن!

 

 

یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸

 

مهدی کروبی در پاسخ به اهانت کنندگان: جواب دین فروشان را می دهم

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 1 

      موسوی تبریزی: کروبی بزرگترین خدمت را به نظام کرد
    سید حسین موسوی تبریزی با اشاره به نامه کروبی گفت: واقعیت این است که ما به اسلام توجه کافی نداریم به طوری که اسلام نسبت به آبروی افراد و حیثیت مردم بسیار حساس است. امروز کسانی که برای شکل گیری و پایداری این نظام زحمت فراوان کشیده و در زندان ها شکنجه شده اند، مورد بی حرمتی قرار می گیرند. رئیس خانه احزاب در ادامه گفت: شخصیتی مثل کروبی و هاشمی که زحمات فراوان در ایجاد نظام کشیده اند نمی توانند نسبت به مردم بی تفاوت باشند. به گونه ای که وقتی خبری را می شنوند به یکی از بالاترین مقامات نظام گزارشی داده و ایشان نیز نامه را برای رسیدگی به ریاست قوه قضائیه ارسال می کنند. موسوی تبریزی اظهار داشت: کتمان این قضیه به ضرر این نظام است، به گونه ای که پوشاندن این مسائل در حقیقت به افراد خود سر اجازه می دهد تا فعالیت خود را انجام دهند. دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به تخریب هایی که در صدا و سیما علیه شخصیت باسابقه نظام صورت گرفت، گفت: رئیس جمهور به صورت علنی شخصیت های انقلاب را در مقابل دیدگان همگان متهم به فساد مالی کرده و زحمات تمام طول انقلاب را زیر سوال می برد. چطور می شود که وی آبروی نظام را نبرده است ولی نامه یکی از با سابقه های انقلاب را هتک حرمت به نظام می دانند. دادستان حضرت امام(ره) با اشاره به قضاوت شتابزده لاریجانی گفت: در حالی که تنها یک روز پس از اعلام بررسی محتویات نامه توسط رئیس مجلس داده شده، ایشان با عجله و در حالی که به تازگی نمایندگان مجلس اجازه بازدید از بازداشتگاه پاسارگاد و شاپور را یافته اند، اعلام کذب بودن محتویات نامه را انجام می دهد. این فعال سیاسی گفت: یک مسلمان متمدن نیز ممکن است اشتباه کند. به نظر من آقای لاریجانی نیز اشتباه کردند. عجولانه قضاوت نمی کردند، لااقل می گفتند تا کنون به چنین موردی برخورد نکرده ایم یا در بررسی ما در زندان اوین چنین مطلبی نبوده است. موسوی تبریزی تاکید کرد: کروبی در حقیقت با نامه خود بزرگ ترین خدمت را به نظام کرده است به گونه ای که با بررسی محتوای نامه اگر شنیده ها اثبات نشود با توجه به اصل برائت، خیال همگان آسوده می شود و اگر هم صحت داشته باشد با مجازات عاملین در هر مقامی به نظام جمهوری اسلامی خدمت کرده ایم.
         محمدعلی نجفی: نامه کروبی شجاعانه و خداترسانه بود
    هفته ای که گذشت این مهدی کروبی بود که به علت نگارش نامه ای به اکبر هاشمی رفسنجانی درباره نگرانی اش از آنچه که در بازداشتگاه کهریزک روی داده است، آماج حملاتی قرار گرفت. از مجلسی ها تا خطبای نماز جمعه به او اعتراض و انتقاد کردند و اقدام او را همسو با بیگانگان تعبیر کردند! هرچند که سخنی گفته نشد از اینکه آیا برای این اعتراض و انتقادات خود مستنداتی دارند یا اینکه به تاکید آنها این تنها نگارنده نامه است که باید مستندات خود را اعلام کند و کسانی که محتوای نامه را کذب می نامند نیازی نمی بینند که برای تایید گفته هایشان سندی داشته باشند. هرچند که البته یک هفته پس از سخنان ضد ونقیضی که از سوی مجلسی ها مطرح شد، علی لاریجانی با نگارش نامه ای اعلام کرد که بنابر مستندات و مطالعات این نامه تکذیب شده است اما در میان انتقادات و اعتراضات، همفکران و یاران کروبی هستند که معتقدند او همواره برای گفته هایش سند دارد و بدون آنکه بتواند گفته هایش را تایید کند سخنی نمی گوید.
    از جمله آنکه مجید انصاری عضو مجمع روحانیون مبارز یک روز پس از انتشار این نامه در گفت وگویی با خبرگزاری ایرنا این مطلب را مطرح کرده بود که کروبی بدون سند حرفی نمی زند و چنانچه دادگاهی تشکیل شود، او گفته هایش را ثابت خواهد کرد اما دیروز نیز دیگر همفکران او دوباره به تکرار چنین موضعی پرداختند. محمد علی نجفی در ارتباط با نامه کروبی و محتوای آن گفت: قبل از آنکه این نامه منتشر یا حتی نوشته شود، گزارش هایی به صورت شایعه در سطح جامعه مبنی بر آزارهای جنسی در برخی بازداشتگاه ها وجود داشته که حتی در جلسه شورای شهر تهران به ریاست مهندس چمران، برخی خانواده های بازداشت شدگان از این دست اعمال شنیع گزارش های تایید نشده ای را اعلام کردند.
    این استاد دانشگاه در ادامه گفت: آنچه که آقای کروبی در نامه خود مطرح کرده است اولین بار بیان نشده است، بلکه این موارد به صورت شایعه در جامعه پخش شده است. حتی اگر احتمال وقوع چنین وقایعی را بسیار کم در نظر بگیریم ولی به دلیل آنکه محتمل بسیار مهم و ابعاد آن در صورت وجود بسیار سنگین خواهد بود، باید همین احتمال ضعیف هم با دقت بررسی شود.
    وزیر اسبق آموزش و پرورش در ادامه تاکید کرد: اقدام کروبی هم شجاعانه و هم خداترسانه بود. به این معنا که اگر چنین اتفاقی افتاده باشد، چهره نظام به شدت ملکوک خواهد شد و حتماً اگر به صحت و سقم این قضیه با بی طرفی پرداخته نشود، این اتفاق به صورت یک شایعه در تاریخ خواهد ماند و آیندگان نیر نسبت به عدم وقوع چنین اتفاقاتی با تردید نگاه خواهند کرد. در حقیقت این ابتکار از سوی کروبی در صورت بررسی بی طرفانه می تواند از دامنه دار شدن شایعات و ثبت آن در تاریخ به صورت یک احتمال جلوگیری کند.
    نجفی در ادامه اظهار داشت: ما به عنوان کسانی که دلمان به حال نظام می سوزد امیدواریم این وقایع با بررسی جامع و بی طرفانه حل شود ولی اگر چنین مساله ای نیز اتفاق افتاده باشد مساله نظام جمهوری اسلامی نیست، بلکه این مورد مربوط به یکسری افراد و گروه های خود سر در برخی بازداشتگاه هاست که در صورت اثبات این مساله این افراد باید در یک دادگاه بی طرف به صورت علنی محاکمه شده و به مردم معرفی شوند. نجفی با اشاره به برخوردهای تند و غیر معقول که پس از این نامه صورت گرفت، گفت: متاسفانه عده ای اصل را بر این قرار داده اند که با هر انتقادی که نسبت به عملکرد جناح حاکم شود، با داشتن امکانات وسیع به شدت برخورد کرده و هر انتقادی را مخالفت با نظام و انقلاب بدانند.
    وی با اظهار امیدواری نسبت به برخوردهای غیرسیاسی با موضوع و بررسی آن توسط هیات بی طرف، گفت: امیدواریم با شکل گیری هیاتی که به صورت منصفانه این موضوع را بررسی کرده و ارائه گزارشی به جامعه سبب بازسازی اعتماد خدشه دار شده مردم نسبت به مسوولان و از بین رفتن اضطراب در خانواده های بازداشت شدگان باشیم.
    انصاری راد: کروبی شواهدی دارد
    حسین انصاری راد رئیس کمیسیون اصل90 مجلس ششم نیز تاکید کرد که کروبی بدون سند حرف نمی زند. وی گفت: با صراحت می گویم از آقایان خاتمی، موسوی، کروبی و هاشمی نزدیک تر و دلسوزتر برای نظام جمهوری اسلامی سراغ نداریم که پایگاه اجتماعی بالایی در بین مردم داشته باشند و همچون آقای خاتمی در عرصه جهانی دارای پایگاه برجسته ای باشند. صحبت های کروبی نیز از روی شواهدی است که در گفت وگو با اشخاص به دست آمده است و قطعا کروبی با شنیدن مطلب از سوی این افراد نامه را خطاب به هاشمی نوشته است. مشورت با آقایان خاتمی، کروبی، هاشمی و موسوی امکان پذیر است. انصاری راد تاکید کرد: اگر حلقه وصلی وجود داشته باشد و بتواند در این شرایط کشور را نجات دهد این است که این 4 نفر با عالی ترین مقامات رسمی کشور در کنار هم و با توافق به راه حلی برسند و این مسائل را به شکلی حل کنند تا کسانی که مرتکب تخلف شده اند و برخورد غیرقانونی کرده اند، تحت پیگرد قرار گیرند. نماینده سابق مجلس تاکید کرد: بزرگان کشور باید با همفکری، ریشه مسائل مربوط به این پدیده زشت و خطرناک و عواملی که منجر به حوادث اخیر شده و عدم اعتماد عمومی را ایجاد کرده است را شناسایی کنند و راه حل آن را پیدا کنند و حمله کردن به آقایان کروبی، هاشمی، خاتمی و موسوی هرگز نمی تواند گامی در جهت حل مسائل اخیر باشد، بلکه سبب درهم ریختن اساس جمهوری اسلامی و برهم خوردن شرایط امن اجتماعی خواهد شد و با اعمال زور و فشار و تهدید هرگز این مساله قابل حل نیست.
        مصطفی ذوالقدر: کروبی و لاریجانی  با هم دیدار کنند
    همچنین عضو فراکسیون خط امام(ره) با بیان اینکه از مستندات کروبی در نامه ای که خطاب به هاشمی رفسنجانی نوشته است اطلاعی ندارد، تاکید کرد: از آنجا که آقای کروبی هیچگاه دروغ نمی گویند،باید نسبت به صحت آنچه در این نامه آمده است اطمینان داشت. مصطفی ذوالقدر به لاریجانی پیشنهادی داشت. وی گفت: بهتر است آقایان کروبی و لاریجانی طی نشستی با یکدیگر به بررسی مفاد نامه مذکور پرداخته و مستندات همدیگر را بررسی کنند. وی با اظهار تاسف از اهانت هایی که به بهانه ارسال این نامه، متوجه شخص مهدی کروبی شده است، ادامه داد: هیچ کس حق ندارد به جای پاسخگویی به اظهارات آقای کروبی، به ایشان توهین کند.
       کروبی: پاسخ دین فروشان را خواهم داد
    مهدی کروبی با ابراز تاسف از حملات شدید و توهین آمیز تعدادی از ائمه جمعه به ایشان هشدار داد به زودی و در فرصتی مناسب پاسخ این دین فروشان را خواهم داد. دبیر کل حزب اعتماد ملی با ابراز تاسف از ابراز نظرهای وهن آلود گفت: متاسفانه عده ای از ائمه جمعه با سوء استفاده از جایگاه مقدس نماز جمعه با یک مشت تهمت، افترا و دروغ به دین فروشی پرداخته و نسبت به این ساحت مقدس اهانت کرده اند. وی در ادامه گفت: بنده نامه ای را از سر دلسوزی و احساس وظیفه نوشته که عده ای آن را به باد انتقاد گرفتند و عده ای هم از آن استقبال کردند اما این مساله نباید بهانه ای شود برای تخریب، تهمت و ناسزا.
    وی افزود: بنده هم از منتقدان و هم از موافقان استقبال کردم اما نمی توانم در مقابل توهین کنندگان و دین فروشان سکوت کنم و حتما به زودی پاسخ آنها را خواهم داد.

 

   محاکمه علنی کروبی چاره کار است 

   روزنامه کیهان  صفحه 2 

  براساس یک گزارش موثق، جمعی از بازداشت شدگان آشوب های اخیر و خانواده های آنها قصد دارند در اعتراض به نامه کروبی و اتهام ناروایی که به آنها زده است در مقابل خانه مهدی کروبی و یا دادسرای انقلاب تجمع کرده و خواستار محاکمه و مجازات وی شوند. این عده معتقدند مهدی کروبی با اتهام ناروای خود، حیثیت شخصی و خانوادگی آنها را لکه دار کرده و زندگی آینده آنان را به بازی گرفته است. خانواده چند تن از دختران بازداشتی می گویند، بعد از نامه کروبی، بسیاری از اقوام و آشنایان و کسانی که از بازداشت دخترانمان باخبر بوده اند به آنها با دیده خاصی نگاه می کنند و برخی از آنان در مقابل توضیح ما و فرزندانمان که کروبی فقط یک دروغگوی قدرت طلب و بی شخصیت است، می گویند؛ ما به شما و خانواده تان اعتماد داریم و حرفتان را می پذیریم ولی برای رفع هرگونه سوءظن باید بی اعتباری ادعای کروبی با احضار وی به دادگاه و محاکمه علنی او اثبات شود.

 

 

شنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸۸

 

کروبی: سکوت هرگز

روزنامه اعتماد ملی صفحه 1 

پاسخ دبیرکل حزب اعتماد ملی به تهدیدهای اخیر

  کروبی نامه ای نوشت، نامه ای که از هاشمی رفسنجانی درخواست کرده بود تا اخبار و مستنداتی که درباره اتفاقات داخل بازداشتگاه کهریزک وجود دارد را بررسی کند و از مسوولان نظام بخواهد که این موضوع را پیگیری کنند. نامه ای که از روی احساس وظیفه و نگرانی نسبت به آنچه می گذرد نوشته شده بود. یک روز پس از انتشار نامه ای که پس از 10 روز از تولدش منتشر شده بود علی لاریجانی رئیس مجلس اعلام کرد که این نامه رسیدگی خواهد شد، ولی هنوز یک روز بیشتر از چنین خبری نگذشته بود که همان علی لاریجانی اولین ساعت صبح روز بعد از تریبون مجلس محتوای نامه را کذب محض خواند و بروجردی مستندات آن را تلفن های خوانندگان روزنامه اعتمادملی عنوان کرد. پس از آن اعتراضاتی که نسبت به انتشار چنین نامه ای از سوی اصولگرایان آغاز شده بود شدت گرفت و این رسانه های تندروی اصولگرا از جمله خبرگزاری فارس و سایت رجا نیوز بودند که در کنار رسانه ملی حملات تندی را علیه مهدی کروبی آغاز کردند، هرچند که آنها از هیچ کوششی دریغ نکردند تا انتشار این نامه را بهانه ای برای تخریب چهره کروبی قرار دهند. این درحالی بود که هیچ گونه تحقیقی صورت نگرفت تا مشخص شود که آیا کروبی واقعا بر اساس مستنداتی اینچنین نامه ای را نوشته است؟! البته دادستان کل کشور در تماس تلفنی خود از رسیدگی به این نامه از سوی هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه خبر داد و گفت که به دستور او نفراتی نزد کروبی می آیند تا مستندات وی را دریافت کنند. اعتراضات به کروبی واکنش برخی اصلاح طلبان را به همراه داشت. مجید انصاری عضو مجمع روحانیون مبارز تاکید کرد که کروبی هیچ گاه بدون سند حرف نمی زند و میرحسین موسوی نیز اهانت به کروبی را محکوم کرد. مهدی کروبی که در سفر به سر می برد صبح پنج شنبه به تهران رسید، او که در جریان انتقادات و اعتراضات صورت گرفته قرار داشت بنا نداشت تا در واکنش به این اظهارات سخنی گوید ولی دروغ پردازی های برخی از رسانه های خبری با به کارگیری ادبیات سخیف او را وا داشت تا برای روشن شدن افکار عمومی طی مصاحبه ای توضیحاتی را ارائه کند. او همچنین به کسانی که با جوسازی به دنبال آن هستند که بگویند او بدون سند چنین مطالبی را طرح کرده است پاسخی قاطع و صریح داشت ولی حرف او این بود که همان کمیته ای که در مجلس تشکیل شده است نیز مانند هاشمی شاهرودی نمایندگانی را نزد او بفرستد تا مستندات وی را دریافت کنند نه آنکه علی لاریجانی شتابزده بگوید که این نامه کذب بوده است. البته کروبی در پایان مصاحبه اش چند بار تاکید کرد که «چنانچه این روند ادامه داشته باشد در آینده مطالبی را برای آشکار شدن این دروغ ها بیان خواهم کرد و هیچ گاه این توهین ها موجب نخواهد شد که من در دفاع از حقوق مردم سکوت کنم.»
    آغاز گفت وگو با کروبی اما یک خبر داشت. خبر حاکی از دستور هاشمی شاهروی برای رسیدگی به نامه اش بود. کروبی گفت: «آقای هاشمی رفسنجانی نامه را به آقای هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ایشان نیز دستور رسیدگی به این نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگیرد و اعلام کند که نفراتی را نزد من خواهند فرستاد و نقطه نظرات مرا دریافت کنند تا به مسوولان منعکس شود.»
    کروبی با انتقاد از قضاوت شتابزده رئیس مجلس و رئیس کمیسیون امنیت ملی که رئیس کمیته پیگیری وضعیت آسیب دیدگان حوادث اخیر است و بدون هیچ پشتوانه تحقیقاتی به تکذیب اصل ماجرا پرداختند، گفت: «من پیشنهاد کردم که مسوولیت پیگیری این حوادث را می پذیرم،هرچند که این مسوولیت برایم افتخار آور نیست بلکه برایم زجر آور است ولی قصد دارم تا حقایق کشف و هیاتی مستقل و بی طرف تشکیل شده تا فضایی ایجاد شود که اگر کسانی هستند که مورد آزار قرار گرفته اند خودشان بیایند و این مسائل را بازگو کنند تا ریشه این فسادهای اخلاقی خشکانده شود. نه آنکه مسوولان پیگیری این حوادث در مجلس شورای اسلامی در مدت 24 ساعت و قبل از آنکه کمیته پیگیری جلسه ای را تشکیل دهد به تکذیب محتوای این نامه بپردازند! من ضمن احترام به ریاست مجلس هشتم جناب آقای دکتر لاریجانی که نسبت به ایشان و پدرشان و پدر خانم ایشان ارادت ویژه ای دارم و آقای علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم می گویم قبل از آنکه در اظهار نظری شتابزده اصل ماجرا را تکذیب کنید حداقل با بنده تماسی می گرفتید یا از من می خواستید که نفراتی را نزد شما بفرستم شاید من اطلاعاتی در این رابطه داشتم. آخر چطور می شود بدون آنکه تحقیقی صورت گیرد و جلسه ای تشکیل شود بگویید این ماجرا کذب محض بوده است؟ شما حداقل تحقیق می کردید تا ببینید این کسی که این حرف ها را زده از روی هوی و هوس چنین گفته یا چون اینکه رای او را در انتخابات نادیده گرفته اند می خواهد برای عقده گشایی چنین حرف هایی را بزند یا اینکه مطلبی دارد و بر اساس مستنداتی این حرف ها را زده است؟ بعدا موضع گیری می کردید.»
    وی افزود: «در شرایطی که رئیس مجلس که سال ها من در جایگاه ایشان و دیگر جایگاه ها بودم بدون تحقیقی اصل ماجرایی را تکذیب می کند دیگران چطور می توانند بیایند و این مسائل را مطرح کنند و حتی در قبال آنچه که گفته اند مورد اهانت قرار گیرند و آبرویشان نیز برود.» وی تاکید کرد: «من احساس می کنم که این موضع گیری های شتابزده تحت فشار صورت گرفته، زیرا این بزرگواران نگران آن هستند که به سرنوشت دیگر دوستان خود در گذشته دچار شوند.» وی گفت: «آخر چرا فضایی ایجاد می شود که حتی وقتی علی مطهری حرفی می زند به او حمله می شود و می گویند که به خون پدرش خیانت کرده است به طوری که حتی کسی دیگر جرات آن را نداشته باشد تا این ماجرا را پیگیری کند.» کروبی با گلایه از قضاوت های عجولانه درباره این نامه گفت: «نباید آقای لاریجانی و بروجردی اینقدر شتابزده درباره محتوای این نامه موضع گیری می کردند و شاید بهتر بود که این دوستان نیز مانند آقای شاهرودی حداقل هیاتی را می فرستادند تا اصل ماجرا را از من جویا شوند، نه آنکه حرف های آقای بروجردی را 40 بار از تلویزیون پخش کنند ولی حتی یک کلمه از حرف های مرا پخش نکنند. بهتر بود که آقای لاریجانی همان کمیته تحقیق و پیگیری را نزد من می فرستادند تا من مستندات و مطالبی را که دارم به این کمیته منتقل کنم.»
        
    کروبی در عین حال در پاسخ به کسانی که وی را به خاطر نگارش نامه مورد انتقاد و اعتراض شدید خود قرار دادند گفت: «کسانی که این روزها به دنبال جوسازی ها هستند فضایی امن و آرام را ایجاد کنند و هیاتی مستقل و بی طرف را مسوول رسیدگی به این ماجرا کنند تا شاهد آن باشند افرادی که این مسائل را به بنده منتقل کرده اند می آیند و شکایت خود را مطرح می کنند. البته افرادی در این هیات قرار گیرند تا کسانی که مورد آزاد قرار گرفته اند و شکایتی دارند نسبت به آنها اعتماد داشته باشند و مسائلی که برایشان روی داده را با آنها در میان بگذارند اطمینان داشته باشند که این هیات نیز تا آخر از حقوق آنها دفاع می کند.» وی گفت: «چرا به جای اینکه چنین فضای رعب و وحشتی را ایجاد کنند تا مردم را به سکوت بکشانند فضایی ایجاد نمی کنند تا اگر مسائلی در این باره وجود دارد و کسانی هستند که شکایاتی دارند آن را در فضای آزاد و امن مطرح کنند؟» وی خطاب به مسوولان گفت: «بهتر نیست به جای آنکه برخی در برابر انتشار این نامه چنین موضع گیری و فحاشی کنند به بررسی اصل ماجرا بپردازند نه اینکه هنوز کمیته پیگیری مجلس تشکیل نشده است بگویند که محتوای این نامه بررسی و کذب محض است. به نظر من باید مسوولان با شنیدن چنین مسائلی ناراحت باشند.» وی افزود: «آخر شما فضایی ایجاد کرده اید تا کسانی که مورد آزار قرار گرفته اند جرات طرح این مباحث را نداشنه باشند و حتی شاید در شرایطی قرار گیرند که بیایند و بگویند که در زندان به ما نماز شب یاد می دادند و هیچ شکنجه ای هم روی نداده است.» کروبی سپس تاکید کرد که باید فضای امنی در جامعه ایجاد شود تا همه آزادانه حرف بزنند. وی به فضایی که در این چند سال اخیر شکل گرفته است اشاره کرد و گفت: «در جامعه ای که قتل های زنجیره ای روی می دهد یا در جامعه ای که مصطفی مولایی کارمند دفتر بنده را ربوده و آن را در کیسه می اندازند و کتک می زنند دیگر چطور افراد جرات آن را دارند که بیایند و این مسائل را مطرح کنند.»
     آخر اینطور می توان آدم سازی کرد
    وی افزود: «متاسفم از اینکه مردمی را که به بهانه اعتراض به یک انتخابات بازداشت کرده اند[...] واقعا من از طرح چنین مباحثی احساس شرم می کنم.»وی تاکید کرد:«هرگز فراموش نکنیم که مردم ما در جامعه ای زندگی می کنند که خانم دکتر بنی یعقوب را به اتهام واهی می گیرند و سپس جنازه اش را تحویل می دهند. آیا شما وجود اینها را کتمان می کنید؟ امروز به جای اینکه این مسائل را پیگیری کنید بدون آنکه تحقیقاتی در صحت یا سقم مطلبی انجام شود به دفاع از عملکردتان می پردازید؟» وی تاکید کرد: «هنگامی که حضرت علی (ع) توسط ابن ملجم مورد ضربت قرار گرفت حضرت تاکید کردند،مراقب فردی که او را مورد حمله قرار داده باشند و گفتند که چنانچه من زنده نماندم برای قصاص به او یک ضربه بزنید. ولی اینک شاهد آن هستیم در حکومتی که حکومت عدل علی (ع) الگوی آن است جوانی را به خاطر آنکه شعاری سر داده است با باتوم به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهند و طوری برخورد می کنند که حتی برخی از آنها جان می بازند. آیا این رفتارها با حکومت عدل علی (ع) و دین اسلام که دین رافت است سنخیت دارد؟» کروبی با اشاره به توجه امام به چنین مسائلی گفت: «هیچ گاه یادم نمی رود هنگامی که لطف الله میثمی به دستور مرحوم لاجورد ی بازداشت شده بود همسرش نزد من آمد و گفت که به خاطر شرایط فیزیکی اش نمی تواند حتی آشغال گوشه چشم خود را پاک کند. من پس از دیدار با همسر او به همراه احمد آقا نزد امام رفتیم و عین کلام همسر میثمی را مطرح کردم که امام فورا دستور آزادی او را صادر کردند. این درحالی است که اکنون شنیده می شود که در برخی از زندان های ما رفتارهای بدی با زندانیان صورت می گیرد به طوری که زنی که شنیده شده باردار است اینک دچار ناراحتی کلیه شده یا برخی زندانیان سیاسی را به بند معتادان منتقل می کنند. می گفتند که زندان ها کانون آدم سازی است ولی اینطوری آدم سازی می شود؟ هنگامی که فردی را بازداشت می کنند به او می گویند تو را به کهریزک می فرستیم که در آنجا آدم شوی و زندانیان سیاسی را اراذل و اوباش محسوب می کنند آخر اینطوری می توان آدم سازی کرد؟»
       نمی توانید زبان، دست و قلم بنده را ببندید
    کروبی گفت: «من به مسوولان می گویم که هیچ گاه این فحاشی ها و انتقادات من را وادار به سکوت نخواهد کرد من در این 20 سال گذشته از این، حرف های درشت بسیار شنیده ام و تا زمانی که زنده هستم از حقوق مردم دفاع خواهم کرد و شما نمی توانید زبان، دست و قلم بنده را ببندید. وی گفت: «برخی از اربابان مطبوعات به گونه ای حرف می زنند که گویی با جبرئیل امین حشر و نشر دارند و او برایشان گزارش هایی می آورد و قصد دارند تا فضا را به اندازه ای سنگین کنند که دیگر کسی جرات حرف زدن نداشته باشد.» وی افزود: «اینها همان کسانی هستند که نمی گذاشتند تا اصل ماجرای قتل های زنجیره ای برملاشود و افراد را می کشتند و سپس پرونده هایی مبنی بر فساد اخلاقی برای آنان درست می کردند و حتی به آنها تهمت می زدند.»
        مطالب مطروحه بر اساس مستندات است
    کروبی همچنین با اشاره به محتوای نامه ای که مورد انتقاد بسیاری از محافظه کاران قرار گرفته است گفت: «مسائل مختلفی را در این نامه بر اساس مستنداتی که موجود بود منتشر کردم اما در همین باره باید دو نکته را خطاب به مسوولان بگویم.» وی تاکید کرد: «در این مدت اخبار بسیاری دراین رابطه به من رسیده است و در سایت های خبری منتشر شده است که موجب تاسف برای نظام جمهوری اسلامی است و من هم در این نامه پیشنهاد کردم که هرچند پذیرش مسوولیت پیگری این موضوع برای بنده کاری سخت است ولی من حاضرم که این مسوولیت را قبول کنم تا به این موضوعات رسیدگی شود و حتی من در این نامه تاکید کرده ام که ان شاءالله چنین اخباری صحت نداشته باشد ولی اگر درست باشد باید هرچه سریعتر رسیدگی شود و من نیز تنها قصد داشتم که در این باره به مسوولان تذکراتی را بدهم ولی نمی دانم که این تذکر بنده چرا تا این حد آقایان را برآشفت و فحاشی کردند.» کروبی در تکذیب سخنانی که گفته شده استنادات این نامه تلفن های خوانندگان روزنامه اعتمادملی بوده است گفت: «من از این سخنان تعجب می کنم چرا که یک بار از طرف روزنامه تلفن خوانندگان را به من منتقل نکرده اند و البته تلفن هایی که در این باره به روزنامه شده است پس از انتشار این نامه بوده است. بنابراین به آقایان می گویم که مستندات من کسانی بوده اند که نزد من آمده اند یا خود مورد آزار قرار گرفته بودند یا اینکه شاهد بوده یا کسانی نزد آنها اقرار کرده بودند پس من آدمی نیستم که بدون مستندات و بنابر یک تلفن یا اینکه کسی حرفی را بدون پشتوانه به من زده باشد چنین نامه ای را بنویسم.»
        بنابر نگرانی این نامه را منتشر کردم
    وی همچنین به پرسش های کسانی جواب داد که از علت نگارش این نامه به هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس خبرگان می پرسند. جایگاه هاشمی رفسنجانی در نظام جمهوری اسلامی از مهم ترین دلایلی بود که او آن را دلیلی برای نگارش نامه به وی خواند. کروبی همچنین با اشاره به انتشار برخی مطالبی که در آن مدعی شده اند کروبی نامه را زودتر از موعد مقرر منتشر کرده است، گفت: «من هنگامی که به ایشان نامه نوشتم انتظارم این بود که با توجه به ابعاد فاجعه آمیز این مسائل در مدت زمان کوتاهی ایشان پاسخ این نامه را بدهند البته از نامه هم دو نسخه تهیه شد که یکی نزد ایشان و دیگر نزد بنده بود.اما بیش از 10 روز طول کشید و آقای هاشمی به این نامه پاسخی ندادند. البته این به معنای گلایه از آقای هاشمی رفسنجانی نیست بلکه من احساس کردم که ایشان نخواسته به این نامه پاسخ دهد یا اینکه بنابر شرایط فعلی و وضعیتی که خود ایشان در آن قرار دارد نمی خواسته وارد این معرکه شود و من هم بنابر نگرانی نسبت به اخباری که مدام به من می رسید این نامه را منتشر کردم.»
        توصیه به خانواده های شهدا
    کروبی همچنین در پاسخ به سوالی در واکنش به مسائلی که درباره نحوه عملکرد وی در بنیاد شهید از سوی رسانه های اصولگرای تندرو مطرح می شود گفت: «طرح این مسائل اهمیتی ندارد و طرح این موضوعات نشان دهنده این است که من پرونده ای ندارم که بخواهند آن را مایه تخریب من قرار دهند و بنابراین به داستان سرایی درباره عملکردهای مدیریتی من می پردازنند در حالی که کسانی که بنده را می شناسند و با من همراه بوده اند همیشه از من حمایت کرده اند.» وی در ادامه با اشاره به حمایت های خانواده شهدا از وی گفت: «خدا رو شکر که پس از گذشت 18 سال هنوز اکثریت خانواده شهدا ارتباط خودشان را با من حفظ کرده اند و من به این آقایان پیشنهاد می کنم به جای اینکه خانواده های شهدا را وارد این دعواهای سیاسی کنند بهتر است که دو ماه دیگر از همین مسوول جدید بنیاد شهید بپرسند که کارمندان و خانواده های شهدا از مدیران این بنیاد هنوز نام چه کسی را بیشتر از دیگران به خوبی یاد می کنند.»
    مدافع نظام با قرائت امام هستم
    کروبی با اشاره به نیت کسانی که این روزها علاقه خاصی به راه اندازی دعواهای سیاسی دارند و آنگاه اصلاح طلبان را به تنش زایی در کشور متهم می کنند گفت: «نزاع بر سر این است که اپوزیسیون نظام هستیم ولی من این را می گویم که ما مدافع نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام هستیم. ما می گوییم که جمهوریت و اسلامیت باید در کنار هم باشد ولی آنها می گویند که رای مردم زینتی است و حتی این روزها یکی از شخصیت ها گفته که اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست که البته من می گویم این حرف ها دربرابر همان پول هایی است که به موسسه این بزرگوار سرازیر می شود.
    احمدی نژاد نماینده خدا نیست
    از سوی دیگر یکی از نزدیکان همین آقای احمدی نژاد می گوید که او تنها چهار میلیون رای دارد و 20 میلیون باقی مانده منتقد به اصل نظام هستند.» وی تاکید کرد: «من همین جا می گویم که هیچ رئیس جمهوری نه آقای احمدی نژاد و نه روسای جمهوری قبلی یا حتی بعدی نماینده خدا روی زمین نیستند و نمی دانم این چه حرف هایی است که زده می شود.» وی با ذکر داستانی گفت: «زمانی برای ناصرالدین شاه بادمجان می آورند فردی که از نزدیکان وی بوده به تعریف از بادمجان می پردازد و ناصر الدین شاه نیز می خورد ولی هنگامی که قصد خروج از اتاق را داشته است از زیاد خوردن بادمجان دل درد می گیرد و آروغ می زند در همین زمان همان فرد شروع می کند در مذمت بادمجان سخن گفتن، که ناصرالدین شاه به وی می گوید تا حالاکه تو از فواید آن سخن می گفتی حالاچه شده است که در مذمت آن حرف می زنی. آن فرد می گوید آن موقع شما از آن خوشتان می آمد و بنابراین من خوب می گفتم ولی حالاشما بدتان آمده ومن باید در مذمت بادمجان سخن بگویم،گویا به نوعی شاهد تکرار چنین وقایعی هستیم.»
      کوتاه نمی آیم
    وی تاکید کرد: «من به نسل های جوان تر می گویم شرایطی که اکنون در کشور وجود دارد همان اهداف و آرمان های نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام نیست و این رفتارها را به نام اسلام و نظامی که بنیانگذار آن امام بوده است ننویسند. چرا که این نظام جمهوری اسلامی همان نظامی است که با فداکاری و ایثارگری های بسیاری شکل گرفت. کسانی چون سردار لشکری که 18 سال در زندان های بعثی اسیر بودند یا اینکه در جبهه ها شهید شدند. کسانی که در تظاهرات های قبل از انقلاب به شهادت رسیدند و اکنون نیز خانواده هایشان از فضایی که در کشور حاکم شده است رنجیده خاطر هستند.» وی در نهایت تاکید کرد: «من 20سال است که برای دفاع از حقوق شهروندی و حقوق مردم به عنوان عضو کوچک این نظام تلاش کرده ام و اکنون هم بار دیگر تاکید می کنم که این تهت و افتراها مرا از راهی که به آن اعتقاد دارم جدا نخواهد.»
    پاسخ مکتوب علی لاریجانی به مهدی کروبی
    رئیس مجلس شورای اسلامی در واکنش به اظهارات اخیر مهدی کروبی که رد آزار جنسی در بازداشتگاه ها توسط وی را شتابزده خوانده است تاکید کرد: اعلام نتیجه کار کمیته ویژه در این زمینه شتابزده نبوده است. به گزارش خبرگزاری مهر، متن کامل پاسخ علی لاریجانی به مهدی کروبی به این شرح است: «از جنابعالی مطالبی در سایت ها منتشر شد که نمی دانم چقدر درست است ولی چون تکذیب نفرمودید باید حمل به صحت نمود. مبنی بر اینکه: «رئیس مجلس بدون بررسی و شتابزده اصل ماجرا را تکذیب کرده و می توانستند با من تماس بگیرند یا کمیته مجلس را بفرستند تا مستندات خود را ارائه نمایم و این موضع شتابزده تحت فشار صورت گرفته، زیرا این بزرگواران (لاریجانی و بروجردی) نگران آن هستند که به سرنوشت دیگر دوستان خود در گذشته دچار شوند چرا که آقای لاریجانی نگران آن است که به سرنوشت دکتر حداد گرفتار شود و او را از ریاست مجلس حذف کنند و آقای بروجردی نگران سرنوشت افروغ است...»برای بنده تعجب آور است که شما از اظهار کمیته مجلس چون خلاف دعاوی شما بود برآشفته شدید. مگر کمیته تحقیق مجلس باید همه ادعاهای مطروحه در کشور را تایید کند تا شما آرام بگیرید و در غیر این صورت کمیته عجله کرده و شتابزده عمل نموده است!اگر دقت می فرمودید بنده عرض کردم این سنخ اطلاعات از یکماه پیش در سایت ها مطرح بود و اطلاعاتی هم به ما رسیده بود. کمیته به همه این موارد در طول این مدت رسیدگی نمود و بیش از 100 مورد یا به کمیته مراجعه یا کمیته به آنها مراجعه نموده بود. توجه دارید به دلیل اهمیت موضوع دو کمیته موازی هم کار را دنبال کردند بنابراین مطالبی که شما مطرح کردید خلاف آنچه ما را متهم نمودید به هیچ وجه شتابزده نبوده و کمیته نتیجه بررسی های خود را اعلام کرده است.البته کمیته از جنابعالی تقاضا نمود اگر اطلاعاتی دارید ارائه بفرمایید. الان که شما می گویید مستنداتی دارید به کمیته یا به اینجانب اعلام کنید تا رسیدگی شود ولی متوجه باشید این روش، اتهام زدن به اینجانب یا کمیته یا رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس آقای بروجردی که اینها تحت فشار یا ترس از موفقیت این اقدام را کردند روش پسندیده ای نیست و نوعی فرار به جلو محسوب می شود. چون دقیقا همین حرفها را می توان نسبت به جنابعالی زد که تحت القائات دیگران این مطالب را می گویید. اگر واقعا قصد اصلاح امور دارید و اشکالاتی مشاهده کرده اید (که در بررسی های کمیته هم برخی اشکالات آمده بود و پیگیری های جدی در این زمینه به عمل آمد) می توانید مطالب را منعکس کنید. فرموده اید کاش رئیس مجلس قبل از اعلام نظر کمیته با من تماس می گرفت. بله اگر جنابعالی علنی موضع نمی گرفتید و قبلاطی تماسی به کمیته موضوع را می فرمودید قطعا با شما تماس می گرفتند ولی ظاهرا شما نیازی به این امر ندیدید و اعلام موضع کردید. اگر بحث شتابزدگی در میان باشد این اقدام شما شتابزده بود که قبل از رسیدگی در مرجعی یا قوه قضائیه یا مجلس اعلام موضع کردید.برخلاف تصور جنابعالی حتما مطلعید که ما هم کسانی نیستیم که با چند موضع نیشدار و تند شما مسیر خود را عوض کنیم. قطعا مسائل پیش آمده را بر مبنای عدالت دنبال می کنیم و خوب است همگان به بررسی کمیته تحقیق مجلس تن دهند نه اینکه اگر خلاف نظر آنها نتیجه ای حاصل شد اصل کمیته را زیر سوال ببرند و جوسازی نمایند.»
    خلاصه گزارش
    بدون مستندات و پشتوانه نامه ننوشته ام
    بهتر بود آقای لاریجانی همان کمیته تحقیق و پیگیری را نزد من می فرستادند
    مستندات من کسانی بودند که مورد آزار قرار گرفته یا شاهد بوده اند
    حمله به کروبی در نمازهای جمعه تهران، قم و مشهد
    در پی تهدید به تجمع در مقابل روزنامه اعتماد ملی مدیرمسوول
    به دادستان نامه نوشت

امام جمعه قم: مدعیان آزار جنسی زندانیان باید بازداشت و محاکمه شوند

روزنامه کیهان صفحه 3 

  امام جمعه قم با اشاره به برخی گفته ها درخصوص آزار جنسی زندانیان اغتشاشات اخیر گفت: مردم از نماینده مدعی العموم می خواهند تا فردی که ادعای چنین حرکتی را کرده، بازداشت و به سزای عمل خود برساند.
    به گزارش خبرگزاری فارس از قم، حجت الاسلام والمسلمین «سیدمحمد حسین سعیدی» در خطبه های این هفته نماز جمعه قم، که در حرم حضرت فاطمه معصومه«س» برگزار شد، با اشاره به حوادث داخلی و اختلافات به وجود آمده گفت: اختلافات عامل ضرر بوده و به تباهی کشور می انجامد.
    وی ادامه داد: خداوند قوم و خویشی با کسی ندارد و باید خودمان این اختلاف ها را کنار گذاشته و از ضرر و زیان ها جلوگیری کنیم.
    حجت الاسلام والمسلمین سعیدی با اشاره به جایگاه ولایت فقیه و لزوم تبعیت از آن گفت: باید همگان به موضوع ولایت فقیه توجه داشته باشیم و آن را به صورت عملی قبول کنیم.
    امام جمعه قم گفت: تنها راه برون رفت از اختلافات در شرایط کنونی، منحصرا پذیرش عملی ولایت فقیه و تن دادن به کلام شخص ولی فقیه است.
    وی گفت: در دوران غیبت حضرت ولی عصر«عج» حجت شرعی و جانشین امام عصر«عج» ولی فقیه است و کلام ایشان تاثیرگذاری خاص خود را دارد.
    سعیدی افزود: کلام رهبری باید فصل الخطاب قرار گیرد و با توجه به آن اختلاف ها کنار می رود.
    امام جمعه قم با اشاره به مخالفان دولت گفت: کسانی که مخالف دولت بوده و بر طبل کدورت می کوبند، چرا با ولی فقیه مشکل دارند؟ اگر با دولت مشکل دارید، نباید نظام را متهم کنید.
    وی با اشاره به برخی گفته ها درخصوص آزار جنسی زندانیان اغتشاشات اخیر گفت: مردم از نماینده مدعی العموم می خواهند تا فردی که ادعای چنین حرکتی را کرده، بازداشت و به سزای عمل خود برساند.
    وی گفت: بیان چنین حرف های کذب و دروغی به ضرر کشور و نظام بوده و حداقل انتظار مردم محاکمه این افراد است.
    عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه به موضوع معرفی کابینه دهم اشاره کرد و گفت: از رئیس جمهور می خواهیم تا افرادی را به عنوان وزیر به مجلس معرفی کند که متعهد و لایق وزارت باشند.
    وی گفت: رئیس جمهور باید در این زمینه با مجلس نیز مشورت کند و این به معنای نفی استقلال قوه مقننه نیست.
    امام جمعه قم در ادامه به محاکمه اغتشاشگران اشاره کرد و گفت: همگان شاهد بودیم که جاسوسان در کشور به فکر منافع خود بودند و می خواستند تا نظام را زیرسوال ببرند.
    وی گفت: باید با محاکمه قانونی این جاسوسان تودهنی محکمی به انگلیس زد.
    حجت الاسلام والمسلمین سعیدی در بخش دیگری از سخنان خود به میلاد حضرت مهدی(عج) و برگزاری جشن های باشکوه در سطح کشور اشاره کرد و گفت: ظهور آن حضرت بستگی به اعمال و رفتار ما دارد که در این راستا وظایف سنگینی را برعهده داریم.
    امام جمعه قم گفت: باید با اصلاح خود و همچنین جامعه و قرائت دعا برای تعجیل در فرج، زمینه ظهور را فراهم کنیم.
    

 

 

پنجشنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸۸

 

مصباح یزدی: اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست

روزنامه اعتماد ملی صفحه 1 

   محمدتقی مصباح یزدی، از روحانیون بلندپایه و اصلی ترین حامی محمود احمدی نژاد در قم اطاعت از رئیس جمهور را اطاعت از خدا دانست. مدیر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی دیروز در جمع هنرمندان بسیجی سراسر کشور با اشاره به اینکه ولی فقیه جانشین امام زمان (عج) است، گفت: «وقتی رئیس جمهوری از جانب رهبری نصب و تایید و به عامل او تبدیل می شود، از این پرتو نور بر او تابیده می شود.»
    وی افزود: «وقتی رئیس جهموری حکم ولی فقیه را دریافت کرد، اطاعت از او نیز چون اطاعت از خداست.»
    شاید این نخستین بار در تاریخ فقه شیعه به شمار می رود که یکی از روحانیون دستورات اجرایی رئیس جمهور دولت را همردیف با حکم «الله» قرار می دهد و اطاعت از آن را واجب قرار می دهد. تاکنون براساس مبانی فقه شیعه تشخیص حکم خدا در دوره غیبت انحصارا در حیطه اختیارات فقیه جامع الشرایط می گنجد و از همین رو براساس نظریه ولایت فقیه و مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، شخص اول مملکت تنها از میان فقها انتخاب می شود. مصباح یزدی در حالی اطاعت از دستورات محمود احمدی نژاد به عنوان مصداق کنونی حرف هایش را در حکم اطاعت از خدا دانسته است که وی پیش از این چنین شانی را برای دیگر روسای جمهوری اسلامی ایران قائل نبود. وی که در دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی مدتی به عنوان سخنران پیش از خطبه نمازهای جمعه تهران به تشریح مبانی حکومت اسلامی می پرداخت، هیچ گاه اشاره ای به این موضوع نکرد که اطاعت از دستورات رئیس جمهوری واجب است و اتفاقا اساس سخنرانی ها وی بر رد تئوری دولت اصلاحات درباره شیوه زمامداری شکل گرفته بود و پاسخی به قرائت اصلاح طلبانه از اسلام و حکومت دینی محسوب می شد. با توجه به تعارض آشکار دیدگاه های مصباح یزدی با کلیت جریان اصلاح طلبی و بخش بزرگی از جناح اصولگرا به نظر می رسد که وی این نظریه درباره دولت اسلامی و جایگاه رئیس آن را پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، تدوین کرده باشد. با این حال مخفی ماندن این دیدگاه در طول چهار سال زمامداری احمدی نژاد و همزمانی انتشار آن با حوادث پس از انتخابات و تشکیل دولت دهم می توان چنین برداشت کرد که مدیر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی براساس دلایلی اکنون را زمان مناسبی برای علنی کردن دکترین جدید دولت اسلامی ارزیابی کرده است. به عبارت دیگر با توجه به اختلافات گسترده مصباح یزدی با روسای دولت های پیش از احمدی نژاد نمی توان پذیرفت که وی هنگامی که ریسک روی کارآمدن شخصیت هایی مانند میرحسین موسوی یا مهدی کروبی به عنوان رئیس جمهور دهم وجود داشت، نظریه ای را ارائه دهد که خود اولین نقض کننده آن خواهد بود.
    همچنین با توجه به دوره چهارساله ریاست جمهوری به نظر می رسد که ارزیابی مصباح یزدی از ساختار سیاسی ایران به ویژه در پی حوادث پس از انتخابات به گونه ای است که احتمال به دست گرفتن قدرت در دولت های آینده جمهوری اسلامی را از سوی افرادی که شبیه احمدی نژاد نباشند، منتفی می داند. از نظر این عضو مجلس خبرگان رهبری، ویژگی های شخصیتی و گفتمانی احمدی نژاد وی را به نزدیک ترین مصداق ریاست دولت در حکومت دینی تبدیل کرده است، از این رو به عقیده مصباح یزدی و شاگردانش اکنون و در چهار سال گذشته اصلی ترین حامیان احمدی نژاد در میان روحانیون و متدینین قرار داشته و دارند. این پشتیبانی به حدی بود که حتی در روزهایی که رابطه دولت و مرجعیت به دلیل برخی مواضع و تصمیمات احمدی نژاد و نزدیکانش تیره می شد، مصباح یزدی از همراهی با موج انتقاد روحانیت سر باز می زد یا دست کم موضع گیری علنی بر ضد دولت را روا نمی داشت. براساس همین سابقه بود که محسن رضایی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی سه نامزد رقیب احمدی نژاد در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری در سفرهایی که به قم انجام دادند، هیچ گاه سراغ مدیر موسسه امام خمینی نرفتند، چون از قبل می دانستند که رای و نظر «آیت الله» و شاگردانش از چهار سال پیش تغییر نکرده است و آنان در وضع کنونی کسی را صالح تر از احمدی نژاد برای اداره قوه مجریه نمی شناسند. به این ترتیب در گرماگرم رقابت های انتخاباتی امسال که ترافیک سیاسی تهران قم به شدت سنگین شده بود، درهای بیت مصباح یزدی بسته ماند و این در حالی بود که بیشتر علمای طراز اول قم از رقبای احمدی نژاد استقبالی گرم به عمل آوردند. اکنون با پایان یافتن رقابت های انتخاباتی و سپرده شدن سکان دولت دهم به احمدی نژاد، مصباح یزدی با خیالی آسوده گوشه هایی دیگر از تئوری حکومت دینی خود را علنی می کند. وی می داند که دست کم تا چهار سال آینده این نظریه پردازی برای او مشکلی ایجاد نخواهد کرد، زیرا بر این باور است که دستورات احمدی نژاد هرچه باشد، چارچوب نظریه ای که او در این سال ها صبورانه آن را از حاشیه به متن آورده است، دچار مخاطره نمی کند و قرائت او از نظریه ولایت فقیه را مخدوش نمی سازد. وی دیروز نیز جایگاه اطاعت از رئیس جمهوری را در لابه لای دیدگاهش درباره ولایت فقیه گنجاند و به آن ساختاری تئوریک داد. مصباح یزدی در جمع هنرمندان بسیجی خاطرنشان کرد: جریان هایی که اخیرا در کشور رخ داد، ولایت فقیه را هدف قرار داده بود. سلسله جنبان این قضایا هر که بود درصدد حذف ولایت فقیه از نظام سیاسی کشور بود.»
    وی ولایت فقیه را روح انقلاب و مشخصه این حکومت دانست و گفت: «دشمنان می خواستند یا این رکن اساسی را حذف یا تضعیف و کمرنگ کنند که در این جریان برخی آگاهانه و برخی فریب خورده اقدام به این امر کردند.»
    مدیر موسسه امام خمینی افزود: «ولایت فقیه به دلیل آنکه دارای پرتویی از انوار امام زمان(عج) است و مردم نیز به دلیل اینکه او را جانشین بحق ولیعصر(عج) می دانند اطاعت از او را همچون اطاعت از امام عصر بر خود لازم می دانند.»
    وی اضافه کرد: «ولایت فقیه به عنوان رکن اساسی حکومت اسلامی است که هیچ یک از کشورها و ملل اسلامی نیز نظیر آن را ندارند و این امر باعث علاقه و جلب توجه بسیاری ملت های دنیا به کشور اسلامی ما شده است.»
    وی بر اساس خطبه ای از حضرت علی(ع) حقوق والی و سرپرست جامعه بر مردم را بزرگترین حق مردم بر مردم عنوان کرد و گفت: «رهبر وقتی قانون را تایید می کند بنابراین همه مصوبات قانونی همچون نماز و روزه بر مردم واجب می شود که این از حقوق والی بر مردم است.»
    مصباح یزدی افزود: «آنچه پس از پیروزی انقلاب اسلامی رخ داد این است که مردم اطاعت و محبت به ولایت فقیه را اطاعت و محبت به خداوند می دانند که در هیچ جای دنیا چنین چیزی وجود ندارد.»
    مدیرموسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ولایت فقیه را عامل پیروزی و دوام کشور و اساس رفع توطئه های دشمنان دانست و گفت: «در جامعه ما به این اصل درست توجه نشده و نمی شود. »
    وی خاطر نشان کرد: «قبل از انقلاب به دلیل جدایی دین از سیاست علما در این عرصه وارد نمی شدند در حالی که دیانت عین سیاست است که این شعار از سوی شهید مدرس مطرح و به وسیله امام به آن جامه عمل پوشانده شد.» وی افزود: «اکنون در فرهنگ دینی ما هر که دیندارتر است از ولایت فقیه حمایت می کند ولی هنوز بعد از 30سال این اصل آنچنان که باید جا نیفتاده است. اصل اطاعت از رهبری شرعی است که بخشی از دین ما را تشکیل می دهد و رهبر نیز باید با تمام توان احکام اسلامی را پیاده کرده و نیازهای مردم را برآورده سازد.»
     مصباح یزدی گفت: «همه مردم از هر قشر و سنی که باشند نسبت به رهبر مسوولیت دارند و باید در حد توان خود از او حمایت کنند و این کمک محدود به قشر خاصی از مردم و مسوولان حکومتی نمی شود.»
    
    خلاصه اظهارات
    وقتی رئیس جمهوری از جانب رهبری نصب و تایید و به عامل او تبدیل می شود، از این پرتو نور بر او تابیده می شود
    وقتی رئیس جهموری حکم ولی فقیه را دریافت کرد، اطاعت از او نیز چون
    اطاعت از خداست
    رهبر وقتی قانون را تایید می کند بنابراین همه مصوبات قانونی همچون نماز و روزه بر مردم واجب می شود که این از حقوق والی بر مردم است

 

لاریجانی: آزار جنسی کذب است

روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 1

بحث وضعیت بازداشت شدگان در پارلمان
  رییس مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه برخی ادعاها درباره وضعیت بازداشت شدگان را پیگیری کرده است، گفت: موضوع آزار جنسی بازداشت شدگان کذب است و سیاستمداران مراقب باشند مطالبی که قبل از تحقیق به رسانه ها می کشانند، دستاویز بیگانگان قرار می گیرد.

      واکنش لاریجانی به نامه کروبی
     لاریجانی در نطق پیش از دستور دیروز مجلس: کروبی شواهدی درباره آزار جنسی بازداشت شدگان دارد ارائه دهد
     شریعتمداری در سرمقاله کیهان: کروبی باید محاکمه و مجازات شود.
    دنیای اقتصاد- نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی واکنش رسمی علی لاریجانی، رییس مجلس را به دنبال داشته است . علی لاریجانی رییس مجلس اولین مقام رسمی است که به این نامه واکنش رسمی نشان داده و ضمن تایید بدرفتاری با بازداشت شدگان ، اما در عین حال تجاوز جنسی به آنان را صحیح ندانسته و از کروبی خواسته است اگر در این زمینه شواهدی دارد آن را ارائه کند . علی لاریجانی در جلسه علنی دیروز مجلس این سخن را از تریبون مجلس بیان کرد . لاریجانی پیش از این و در مراسم روز خبرنگار به صورت غیررسمی به این نامه واکنش نشان داده بود و بر رسیدگی به محتوای نامه از جمله تجاوز جنسی به دختران و پسران جوان تاکید کرده بود . اما بازتاب نامه مهدی کروبی آن چنان وسیع بود که لاریجانی ترجیح داد از تریبون مجلس درباره آنچه که در بازداشتگاه ها می گذرد، رسما سخن بگوید .
    به گزارش واحد مرکزی خبر، لاریجانی با اشاره به نامه حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی به آیت ا... هاشمی رفسنجانی گفت: هر چند این نامه در فضای افکار عمومی تکان دهنده بود و فورا در بیشتر رسانه های خارجی به آن پرداخته شد، اما از منظر کمیته بررسی مجلس شورای اسلامی از قبل مورد توجه قرار گرفته بود، به دلیل این که از حدود یک ماه پیش در چند سایت به آن اشاره شده بود و لازم دیدیم کمیته مجلس موضوع را پیگیری کند.
    لاریجانی افزود: پس از طرح موضوع از جانب آقای کروبی از کمیته مجلس درخواست کردم نتـیجه بررسی خود را ارائه کند که اینک اجمالی از متن گزارش کمیته بررسی مجلس را تقدیم می کنم:
    در خصوص پیگیری وضع بازداشت شدگان پس از حوادث انتخابات، کمیته به شکل جـــدی پیگیر موضوع است و گزارش جامع آن در آینده نزدیک نهایی خواهد شد؛ اما در پی نامه منتسب به آقای کروبی که خطاب به ریاست مجلس خبرگان ارسال کرده اند، اعلام می شود:
    1 - در بررسی های دقیق و انجام شده از بازداشت شدگان در کهریزک و اوین هیچ گونه موردی که مبنی بر آزار و تجاوز جنسی باشد مشاهده نشده است.
    2 - در صورتی که آقای کروبی شواهد، بینه و مستنداتی مبنی بر آزار و تجاوز جنسی در اختیار دارد، به جنابعالی یا هیات اطلاع دهد تا به طور جدی پیگیری شود.
    لاریجانی ادامه داد: از طریق دیگری نیز موضوع را پیگیری کردم و به دلیل اهمیت آن دنبال شد و نتیجه همان است که در گزارش کمیته مجلس آمده است. رییس مجلس گفت: ملاحظه می کنید که موضوع آزار جنسی بازداشت شدگان کذب است و بر سر امری که مبنای واقعی نداشت، چه سروصدایی به راه انداخته شد.
    لاریجانی افزود: این امر هشدار باش به سیاستمداران است که مراقبــــــت کنند در شرایط غبارآلود افکار عمومی هر ادعایی را پیش از تحقیق کافی به سطح رسانه ها نکشانند تا دستاویز بیگانگان شود.
    رییس مجلس ادامه داد: البته در ماجراهای پس از انتخابات، اشتباهاتی در بازداشتگاه کهریزک رخ داد که با پیگیری های انجام گرفته و دستورات مقام معظم رهبری با متخلفان برخورد شد؛ اما به هیچ وجه این تخلفات از این جنس نبود و همچنان موضوع در حال پیگیری است.
    لاریجانی افـــــزود: این امر نشان می دهد که نظام جمهوری اسلامی از توانمندی خود اصلاحی برخوردار است و رهــبری نظام با نگاه نافذ و عادلانه، همانگونه که با آشوبگران برخورد کردند، دستور برخورد با متخلفان در بازداشتگاه ها را نیز داده اند و مجلس شورای اسلامی قدردان این اقدام حکمت آمیز است.
        درخواست محاکمه کروبی
    البته این تنها لاریجانی نبوده که به نامه کروبی واکنش نشان داده است، در این میان چند تن از نمایندگان حامی احمدی نژاد در مجلس به همراه روزنامه هایی چون کیهان و ایران و سایت هایی چون رجانیوز که هوادار احمدی نژاد شناخته می شوند، برای اولین بار طرح محاکمه و تعقیب قضایی مهدی کروبی را مطرح کرده اند . از دیدگاه این افراد و رسانه ها مهدی کروبی هم مانند سازمان مجاهدین خلق و برخی دیگر از گروه های معاند نظام طرح تجاوز جنسی به زندانیان را مطرح کرده است .
    در این رابطه تندترین موضع گیری را حسین شریعتمداری در سرمقاله دیروز کیهان از خود نشان داد و صراحتا خواستار مجازات کروبی شد . در سرمقاله کیهان آمده است :
    شامگاه روز یکشنبه 18 مردادماه 88 سایت اینترنتی حزب اعتماد ملی نامه ای از مهدی کروبی خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی را منتشر کرد که بلافاصله با استقبال گسترده خبرگزاری های خارجی و سایت های خبری گروه های ضد انقلاب روبه رو شد. در این نامه، مهدی کروبی از رییس مجلس خبرگان خواسته است «درباره شایعه تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاه ها تحقیق کند»! این نامه تاریخ 7 مرداد، یعنی 14 روز پیش را دارد و پسر کروبی در توضیح آن می گوید پدرش این نامه را ده روز بعد از ارسال خصوصی برای آقای هاشمی رفسنجانی و در حالی که جوابی از او نگرفته است، برای عموم منتشر می کند! در نامه کروبی آمده است: «عده ای از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده اند(!) که منجر به ایجاد جراحات و... گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده اند، به طوری که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده اند»! کروبی در این نامه از منابع خبری خود نام نمی برد و تنها می نویسد: «افرادی این مطالب را به من گفته اند که دارای پست های حساس در این کشور بوده اند»!
    شریعتمداری می افزاید : در نامه کروبی به آقای هاشمی رفسنجانی، تمامی ویژگی های «شایعه سازی با استناد به منبع سیاه» دیده می شود. در این نامه به جای ارائه منابع قابل بررسی، از واژه هایی نظیر «عده ای از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند»!، «از افرادی که در کشور پست های حساس داشته اند، شنیده ام»! و... استفاده شده که شامل افراد فراوان و بی شماری می شود و هیچ کدام از آنان نیز بدون اشاره به نام و نشان آنها قابل دسترسی نیستند. نکته درخور توجه این که در ادامه نامه مهدی کروبی به آقای هاشمی رفسنجانی از دومین شگرد در «سازه شایعه با منبع سیاه» نیز استفاده شده و خطاب به آقای هاشمی از وی خواسته شده است «مسوولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این اخبار را برعهده بگیرد»!
    شریعتمداری با انتقاد از مهدی کروبی می نویسد : چرا کروبی نامه مورد اشاره را خطاب به آقای هاشمی نوشته است؟ این نامه، مطابق معمول و به روش جاری و معقول باید خطاب به آیت ا... هاشمی شاهرودی رییس قوه قضائیه نوشته می شد. ولی تهیه کنندگان نامه کذایی می دانسته اند که نامه نگاری به قوه قضائیه و درخواست بررسی از این قوه الزاما بایستی با ارائه سند، دلیل یا شواهد و قرائنی همراه باشد و دست کروبی- بخوانید تهیه کنندگان اصلی نامه- از این اسناد و شواهد خالی است و اساسا هدف از ارسال نامه یاد شده، شایعه پردازی و فضاسازی برای سوءاستفاده دشمنان بیرونی بوده است و چنانچه کروبی این نامه را برای آیت ا... شاهرودی می فرستاد، ایشان بلافاصله از وی درخواست سند و شاهد کرده و بررسی برای صحت و سقم این شایعات را در دستور کار قرار می داد. در این حالت - مفروض- اولا؛ دست کروبی - بخوانید دست های پنهان در پشت ماجرا- خیلی زود برملامی شد. و ثانیا کروبی نمی توانست ادعا کند که نامه را ابتدا به طور خصوصی برای آقای رفسنجانی فرستاده و بعد از آن که پاسخی نگرفته، اقدام به انتشار عمومی آن کرده است! و حال آن که مقصود اصلی نامه، سیاه نمایی علیه اسلام و انقلاب و مقصد اصلی آن، رسانه ها و محافل بیگانه بوده است و اگر نامه خطاب به آیت ا... شاهرودی نوشته می شد، این مقصود و مقصد به دست نمی آمد، چرا که ارزشی بیشتر از یک ترفند نداشت. دقیقا مانند این که، شخصی با ارسال نامه به یکی از مسوولان غیرقضایی و غیرامنیتی ادعا کند «برخی از افراد و کسانی که قبلادر کشور مسوولیت داشته اند، خبر داده اند که مهدی کروبی تعدادی از جوانان را به بهانه اشتغال به یک خانه تیمی متعلق به حزب اعتمادملی کشانده و سپس به طرز فجیعی آنها را به قتل رسانده است»! و از آن مسوول بخواهد که «صحت و سقم این اخبار را بررسی کند»! و سپس این نامه را برای رادیوهای بی بی سی، آمریکا، اسرائیل و سایت خبری بهایی ها و... بفرستد. این حالت با آنچه مهدی کروبی نوشته است چه تفاوتی دارد؟! هیچ! و از نظر قضایی و حقوقی چه ارزشی دارد؟ باز هم؛ هیچ!!... پس «ای هیچ برای هیچ بیهوده مپیچ»!
    شریعتمداری در پایان می نویسد : وظیفه قطعی و غیرقابل تردید دستگاه قضایی آن است که مهدی کروبی را احضار کرده و از او برای اتهامی که وارد کرده است، دلیل و سند بخواهد و اگر دلیل و سندی ارائه داد که ماجرا با جدیت و بدون اغماض پیگیری شود و اگر دلیل و سندی ارائه نکرد- که ندارد و نمی کند- او را بدون کمترین ملاحظه ای مجازات کنند.
    بروجردی: مستندات کروبی تلفن هایی است که به روزنامه اش شده است
    علاءالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در حاشیه جلسه علنی دیروز مجلس در جمع خبرنگاران پارلمانی، با اشاره به اینکه گویا مستندات کروبی تنها تلفن هایی است که به دفتر روزنامه اعتماد ملی شده است، گفت: از همین جا به آقای کروبی عنوان می کنم هر مورد مستندی را که دارد به کمیته ارائه کند و ما آمادگی داریم که این مساله در کمیته پیگیری شود. کمیته با حساسیت این موارد را پیگیری خواهد کرد.
    وی در پاسخ به سوال خبرنگاری که از احتمال ملاقات اعضای این کمیته با مصطفی تاج زاده پرسید، گفت: اگر وقت شود امروز با آقای تاج زاده نیز ملاقات می کنیم، اما طبق اطلاعاتی که به ما رسیده است ایشان در کمال سلامتی هستند. به گزارش ایسنا، بروجردی با اشاره به دیدار همسر تاج زاده و همسر میردامادی و تاجرنیا با اعضای کمیته ویژه عنوان کرد: جلسه نسبتا طولانی با این افراد برگزار شد و به عنوان کمیته قرار شد که پیگیری هایی را داشته باشیم، همچنین آقایان بهشتی و الویری نیز طی جلسه ای نقطه نظرات خود را بیان کردند، اما لیست شان ناقص بود که قرار شد اخبار تکمیلی را ارائه کنند، اما تا امروز صبح (چهارشنبه) به رغم گذشت سه روز، از ارائه لیست به کمیته هنوز خبری نشده است.
     مشاجره در مجلس درباره نامه کروبی
     کوچک زاده: نباید نامه کسی که رفقایش هم قبولش ندارند خوانده شود
    خباز در پاسخ به کوچک زاده: افراد کوچک زاده به بزرگ زادگان توهین نکنند
    سخنان علی لاریجانی درباره نامه مهدی کروبی اما، روز گذشته واکنش نمایندگان موافق و مخالف را به دنبال داشت و کار به مشاجره میان خباز و کوچک زاده کشیده شد.
    به گزارش خبرگزاری مهر، دیروز مهدی کوچک زاده نماینده تهران از طرح و بررسی مندرجات نامه مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی به رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مجلس شورای اسلامی انتقاد کرد و با استناد به بند 11 ماده 23 آیین نامه داخلی افزود: در فرمایش جنابعالی دوباره تاکید شد که یک آقایی که دوستانش هم قبولش ندارند و رفقای خودش هم به او اعتماد نمی کنند، بارها در روزنامه اش مطالب کذبی نوشته و شما فرمودید در هیچ کدام از بازداشتگاه ها در بررسی های ما آزار جنسی دیده نشده است. این عضو فراکسیون اصولگرایان تصریح کرد: واقعا کسی که رفقای خودش هم قبولش ندارند آیا شخصیتی است که وقتی یک نامه ای می نویسد شما در مجلس مطرحش کنید؟وی گفت: اینها دارند کاری می کنند که واقعا جای قاضی و متهم عوض شده است، آیا اینها شخصیت های ارزنده ای هستند آیا اینها مصداق نخبگانی که آقا فرمود، سقوط کردند، نیستند؟ اینها که با شهرام جزایری سر و سر داشتند...در این هنگام صدای مخالفان با اظهارات کوچک زاده بلند شد که از جمله این معترضان ذوالقدر، نماینده بندر عباس بود وکوچک زاده در پاسخ به اعتراض او گفت: «بنشین آقا سرجات»، «صحبت نکن». وی سپس خطاب به لاریجانی ادامه داد: از شما خواهش می کنم کسانی که رفقای خودش هم قبولش ندارند شما به آنها بها ندهید.این گونه بود که لاریجانی در پاسخ به تذکر کوچک زاده گفت: با توجه به فضای مجلس و افکار عمومی، اقتضا می کند با ادب و متانت نسبت به همه شخصیت ها و افراد صحبت شود؛ ثانیا اگر کسی مطلبی مطرح کرد از اول گارد گرفته نشود. وی ادامه داد: مطلب رسیدگی و نتیجه آن گزارش شد، حال مطالب حاشیه ای دارید به متن مجلس نکشید. رییس مجلس تصریح کرد: این مطالب در رسانه ها بازتاب داشت و لازم دیدیم رسیدگی شود و افکار عمومی روشن شود.به گزارش ایلنا، اما پس از سخنان لاریجانی محمدرضا خباز در واکنش به تذکر کوچک زاده خواهش کرد تا افراد کوچک زاده به بزرگ زادگان توهین نکنند. عضو فراکسیون اقلیت مجلس تصریح کرد: با استناد به فرمایش های مقام معظم رهبری همه ما مامور هستیم تا کشور را به آرامش برسانیم. وی خاطرنشان کرد: جنابعالی به عنوان رییس مجلس پس ازگزارش از کمیته ویژه خواستید چنانچه مصادیقی وجود دارد به کمیته ارائه شود که کار بسیار درستی است؛ اما تذکر کوچک زاده خارج از روال است چون شما وارد دستور کار مجلس شده اید. خباز خطاب به لاریجانی گفت: برای آن که تشنج در مجلس حاکم نشود از این مسائل جلوگیری کنید وگرنه ما هم مجبوریم به مقابله بپردازیم. امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند به محبوب کسی توهین نکن که به محبوبت توهین خواهد کرد. عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی یادآور شد: بنابراین من هم می توانم اظهاراتی بکنم؛ اما نمی گویم و خواهش می کنم افراد کوچک زاده به بزرگ زادگان توهین نکنند. این جمله محمدرضا خباز احسنت تعداد زیادی از نمایندگان را به دنبال داشت. کوچک زاده پس از تذکر خباز اصرار به پاسخ دادن و قصد دفاع از خود را داشت؛ اما رییس مجلس با بیان اینکه خباز با وی شوخی کرده است، تاکید کرد: این سخنان توهین نیست و با شما مزاح کردند. قاسم محمدی، نماینده اردبیل در هنگام سخنان خباز به وی معترض شد.

 

مرگ تدریجی پل 1800 ساله دزفول

روزنامه جام جم  صفحه 15

    پل 1800 ساله دزفول زیر چرخ خودروها درحال تخریب است.
    پل قدیم شهر دزفول روی رودخانه دز با قدمتی در حدود 1800 سال، قدیمی ترین پل دنیاست که همچنان مورد استفاده است. این پل باستانی امروز در وضعیت بحرانی قرار دارد و عبور و مرور خودرو از روی این پل باید هر چه سریع تر متوقف شود.
    نایب رئیس شورای شهر اسلامی دزفول در این باره به ایسنا می گوید: برای بستن پل قدیم دزفول لازم است پل پنجم شهر هرچه زودتر به اتمام برسد که برای انجام این کار شورای شهر اسلامی دزفول اعتبار لازم را ندارد.
    به گفته عظیم سردار ، در سفر سال گذشته مسوولان سازمان میراث فرهنگی به دزفول، قول تخصیص یک میلیارد تومان برای تکمیل پروژه پل پنجم به شورای شهر دزفول داده شد، ولی متاسفانه تاکنون این مبلغ پرداخت نشده و حتی با وجود مراجعه حضوری اعضای شورا، مسوولان سازمان میراث فرهنگی از این اعتبار اظهار بی اطلاعی می کنند.
    نایب رئیس شورای اسلامی شهر دزفول تاکید کرد: در حال حاضر برای کاهش بار ترافیکی روی پل قدیم دزفول، این پل یک طرفه شده است، ولی این کار دردی را دوا نمی کند؛ زیرا پایه های پل در حال تخریب است و پل باید هرچه سریع تر بسته شود.
    

 

 

چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸

 

محسن رضایی خطاب به لاریجانی درباره کابینه: از احمدی نژاد میثاقنامه بگیرید

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 2 

  محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در آستانه معرفی گزینه های پیشنهادی محمود احمدی نژاد برای کابینه دهم با صدور نامه ای خطاب به رئیس مجلس از وی و نمایندگان مجلس خواست، چند نکته را هنگام بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی در نظر بگیرند. وی همچنین خواستار انعقاد میثاقی با رئیس دولت برای تنش زدایی از عرصه اقتصاد و حفظ پرسنل قدیمی وزارت اطلاعات شد.
    متن نامه رضایی خطاب به علی لاریجانی به این شرح است: نظر به نزدیکی زمان انتخاب وزرا و تشکیل دولت دهم و نقش مهمی که مجلس محترم شورای اسلامی طی 30 سال گذشته بر عهده داشته و با عنایت به اینکه همواره تشکیل دولت، برآیند آرای رئیس جمهور و مجلس بوده، نکاتی قابل توجه است:
    1- عرصه سیاست ایران طی 30 سال پس از انقلاب و بلکه صد سال اخیر، عرصه متلاطم، پر تنش و همراه با تغییر و تحولات بوده است و احتمالاطی سال های آینده نیز همین گونه خواهد بود، اگر قرار شود که این تنش ها به حوزه های اقتصادی نیز کشیده شود، (همانطور که تاکنون بوده) بی ثباتی در اقتصاد را در پی خواهد داشت، (یکی از دلایلی که اینجانب طرح فدرال اقتصادی را مطرح کردم تفکیک و جدا سازی اقتصاد از سیاست و عدم سرایت این تنش ها به اقتصاد بود). به هر حال تا پیاده شدن طرح های اساسی از قبیل این ایده، مجلس باید برای جلوگیری از انتقال تنش های سیاسی به حوزه اقتصاد، چاره اساسی بیندیشد و لازمه این کار آن است که میثاقی را با آقای رئیس جمهور منعقد سازید که عرصه اقتصاد را با تنش مواجه نسازند. در غیر این صورت، سیاست های کلی اصل 44 و اهداف چشم انداز ایران 1404 با مشکل مواجه خواهند شد.
    2- کشور ما برای شتاب بخشیدن به توسعه، به یک دولت کارآمد و متعهد نیازمند است، بنابراین باید قویترین و کارآمدترین افراد کشور، وارد دولت شوند تا بتوانند به ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی خدمت کنند. در غیر این صورت تشکیل یک دولت ضعیف که تنها ویژگی اعضای آن، هماهنگی با رئیس دولت باشد خلاف مصالح ملی و عقلانیت است و پیامدهای آن ممکن است جبران ناپذیر باشد.
    3- پرسنل و منابع انسانی وزارتخانه های امور خارجه، اطلاعات و دفاع از سرمایه های راهبردی و کلیدی یک حکومت هستند و در هیچ کجای دنیا، حتی رهبران کشورها به خود حق نمی دهند دفعتا به تغییر و تحولاتی در آنها دست بزنند یا به اخراج و بازنشسته کردن اجباری پرسنل نهادهای مذکور، اقدام کنند، چراکه اگر چنین اقداماتی صورت گیرد، انواع سوء ظن ها در کشور شکل خواهد گرفت. مناسب است از آقای دکتر احمدی نژاد بخواهید که پرسنل با تجربه و قدیمی و متخصص این وزارتخانه ها به خصوص وزارت اطلاعات که از افراد انقلابی و دارای کارنامه درخشانی در عرصه دفاع از انقلاب و امنیت کشور هستند را حفظ کنند و نقل و انتقال پرسنل این مجموعه ها بر اساس قواعد و مقررات مرسوم در همان وزارتخانه ها صورت پذیرد

 

چه ارزان خریدند ؟ !

روزنامه کیهان  صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

1- می گویند پادشاهی با تعجب آمیخته به تقدیر، وزیر خود را گفت؛ فلان صاحب منصب از اردوگاه دشمن، در میان اهل دیار خود قدر و منزلت بالایی داشت و جز به مقام بلند در کشور خویش تن نمی داد، چه ارزان او را خریدی و به آستان بوسی ما آوردی؟ آنهم در جمع چاکران و غلامان، نه بزرگان و امیران؟! و زیر زمین ادب بوسید و گفت: او را هنگامی خریدم که قدر و قیمت پیشین بر باد داده و به غایت ارزان شده بود! هنر من آن نیست که متاع گران را ارزان خریده باشم، بلکه کالای ارزان را به قیمت خریده ام!
    2- شامگاه روز یکشنبه 18 مردادماه 88 سایت اینترنتی حزب اعتماد ملی نامه ای از مهدی کروبی خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی را منتشر کرد که بلافاصله با استقبال گسترده خبرگزاری های خارجی و سایت های خبری گروههای ضد انقلاب روبرو شد. در این نامه مهدی کروبی از رئیس مجلس خبرگان خواسته است «درباره شایعه تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها تحقیق کند»! این نامه تاریخ 7 مرداد، یعنی 14 روز پیش را دارد و پسر کروبی در توضیح آن می گوید پدرش این نامه را ده روز بعد از ارسال خصوصی برای آقای هاشمی رفسنجانی و در حالی که جوابی از او نگرفته است برای عموم منتشر می کند! در نامه کروبی آمده است «عده ای از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده اند(!) که منجر به ایجاد جراحات و... گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده اند، به طوری که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده اند»! کروبی در این نامه از منابع خبری خود نام نمی برد و تنها می نویسد: «افرادی این مطالب را به من گفته اند که دارای پست های حساس در این کشور بوده اند»!
    3- «منبع سیاه» یکی از ترفندهای شناخته شده و معروف در عملیات روانی است که بیشترین کاربرد آن در «شایعه پراکنی» است. در این ترفند، «شایعه» مورد نظر دشمن به نقل از یک منبع ناشناخته و نامعلوم، ساخته و منتشر می شود که اصطلاحاً به «منبع سیاه-Black Source» معروف است.
    انتخاب منبع سیاه با این منظور صورت می پذیرد که مخاطبان شایعه فقط شنونده باشند و مراجعه به منبع و کشف واقعیت برای آنان امکان پذیر نباشد، چرا که اگر منبع ارائه شده از نوع «سفید» -روشن و قابل دسترسی- و یا «خاکستری»- نیمه روشن و نهایتاً قابل کشف- باشد، علاوه بر رسوایی شایعه پردازان، کارآیی شایعه نیز از بین می رود. کارشناسان و صاحب نظران برجسته عملیات روانی، تاکید می کنند که شایعات برخاسته از منبع سیاه، دوام چندانی ندارد و در فاصله کوتاهی پس از انتشار، بی اثر می شود. از این روی معتقدند که از ترفند منبع سیاه فقط باید در فضای غبارآلود و با اهداف کوتاه مدت استفاده کرد.
    «منبع سیاه» با واژه هایی نظیر «گفته می شود»! «شنیده شده است»! «افرادی که نمی خواهند نامشان فاش شود گفته اند»! و... ارائه می شود و در برخی از موارد نیز برای این که «شایعه» برخاسته از منبع سیاه، واقعی جلوه داده شود، سازندگان شایعه، ضمن ارائه «منبع سیاه» از مخاطبان می خواهند که خود درباره صحت و سقم آن دست به تحقیق و بررسی بزنند!
    در نامه کروبی به آقای هاشمی رفسنجانی، تمامی ویژگی های «شایعه سازی با استناد به منبع سیاه» دیده می شود. در این نامه به جای ارائه منابع قابل بررسی، از واژه هایی نظیر «عده ای از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند»!، «از افرادی که در کشور پست های حساس داشته اند، شنیده ام»! و... استفاده شده که شامل افراد فراوان و بی شماری می شود و هیچکدام از آنان نیز بدون اشاره به نام و نشان آنها قابل دسترسی نیستند. نکته درخور توجه این که در ادامه نامه مهدی کروبی به آقای هاشمی رفسنجانی از دومین شگرد در «سازه شایعه با منبع سیاه» نیز استفاده شده و خطاب به آقای هاشمی از وی خواسته شده است «مسئولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این اخبار را برعهده بگیرد»!
    همانگونه که دیده می شود در نامه مهدی کروبی از یکسو شایعه ای خطرناک و مشمئز کننده ساخته می شود و از سوی دیگر هیچ منبع قابل دسترسی برای تحقیق درباره آن ارائه نمی شود. یعنی دقیقاً شایعه ای برخاسته از منبع سیاه ساخته و منتشر شده است و با شناختی که از مهدی کروبی در دست است و مخصوصاً طی چند ماه اخیر آشکارتر شده است به جرات می توان گفت وی در حد و اندازه ای نیست که خود این شایعه را با رعایت تمامی ترفندها و ریزه کاری های فنی تهیه کرده باشد. اما چه کسانی آن را ساخته اند؟ کافی است به اطرافیان مهدی کروبی و سوابق شناخته شده آنها نظری افکنده شود!
    4- در آموزه های عملیات روانی، شایعه برخاسته از منبع سیاه در حد یک شبنامه ارزیابی می شود که فاقد اثرگذاری مورد نظر شایعه سازان است، کارشناسان عملیات روانی برای جبران این نقیصه توصیه می کنند که ارائه «منبع سیاه» را یک «شخص حقیقی» و شناخته شده برعهده بگیرد تا نگاه مخاطب قبل از «منبع» به شخص ارائه کننده «منبع سیاه» جلب شود که این وظیفه را مهدی کروبی برعهده گرفته است. اما، همین کارشناسان، از این حالت با عنوان «ترفند کثیف DIRTY TRICK» یاد می کنند و معتقدند شخصی که ماموریت ارائه منبع سیاه را برعهده می گیرد باید از شخصیت خود عبور کرده باشد و یا به اندازه ای کم شعور باشد که قدرت درک پایان ماجرا را نداشته باشد، چرا که شایعه برخاسته از منبع سیاه، بسیار کم دوام است و بی اساس بودن آن خیلی زود بر ملاشده و برای شخص مفروض رسوایی برانگیز خواهد بود. باید توجه داشت که میزان این رسوایی با نوع شایعه ارتباط مستقیم دارد و هر چه شایعه مشمئز کننده تر، رسوایی حاصل از آن بیشتر...
    و اما دشمن در مهدی کروبی کدام ویژگی مورد لزوم برای «ترفند کثیف» را کشف کرده که او را برگزیده است؟! آنچه به جرات می توان گفت این که؛ کروبی طی چندماه اخیر به یکی از سهل الوصول ترین شخصیت های مورد نیاز برای دشمنان ایران اسلامی و مردم شریف آن تبدیل شده و به قول وزیر آن پادشاه، ارزان شده است که ارزان خریده می شود!
    5-چرا کروبی نامه مورد اشاره را خطاب به آقای هاشمی نوشته است؟ این نامه، مطابق معمول و به روش جاری و معقول باید خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه نوشته می شد. ولی تهیه کنندگان نامه کذایی می دانسته اند که نامه نگاری به قوه قضائیه و درخواست بررسی از این قوه الزاماً بایستی با ارائه سند، دلیل و یا شواهد و قرائنی همراه باشد و دست کروبی- بخوانید تهیه کنندگان اصلی نامه- از این اسناد و شواهد خالی است. و اساساً هدف از ارسال نامه یاد شده، شایعه پردازی و فضاسازی برای سوءاستفاده دشمنان بیرونی بوده است و چنانچه کروبی این نامه را برای آیت الله شاهرودی می فرستاد، ایشان بلافاصله از وی درخواست سند و شاهد کرده و بررسی برای صحت و سقم این شایعات را در دستور کار قرار می داد. در این حالت -مفروض- اولا؛ دست کروبی - بخوانید دست های پنهان در پشت ماجرا- خیلی زود برملامی شد. و ثانیاً کروبی نمی توانست ادعا کند که نامه را ابتدا به طور خصوصی برای آقای رفسنجانی فرستاده و بعد از آن که پاسخی نگرفته اقدام به انتشار عمومی آن کرده است! و حال آن که مقصود اصلی نامه، سیاه نمایی علیه اسلام و انقلاب و مقصد اصلی آن، رسانه ها و محافل بیگانه بوده است و اگر نامه خطاب به آیت الله شاهرودی نوشته می شد، این مقصود و مقصد به دست نمی آمد، چرا که ارزشی بیشتر از یک ترفند نداشت. دقیقاً مانند این که، شخصی با ارسال نامه به یکی از مسئولان غیرقضایی و غیرامنیتی ادعا کند «برخی از افراد و کسانی که قبلاً در کشور مسئولیت داشته اند، خبر داده اند که مهدی کروبی تعدادی از جوانان را به بهانه اشتغال به یک خانه تیمی متعلق به حزب اعتمادملی کشانده و سپس به طرز فجیعی آنها را به قتل رسانده است»! و از آن مسئول بخواهد که «صحت و سقم این اخبار را بررسی کند»! و سپس این نامه را برای رادیوهای بی بی سی، آمریکا، اسرائیل و سایت خبری بهایی ها و... بفرستد. این حالت با آنچه مهدی کروبی نوشته است چه تفاوتی دارد؟! هیچ! و از نظر قضایی و حقوقی چه ارزشی دارد؟ باز هم؛ هیچ!!... پس «ای هیچ برای هیچ بیهوده مپیچ»!
    6- اگرچه مهدی کروبی برای بسیاری از اطرافیان خود نیز قدر و منزلتی ندارد تا آنجا که مسئول ستاد انتخاباتی وی، پای صندوق رای، برگه رای خود را به همه نشان می دهد تا بدانند او آنقدر کم هوش و کودن نیست که به کروبی رای بدهد! ولی مردم برای قدر و منزلت انقلاب و نظام اسلامی خود ارزش فراوانی قائلند و اجازه نمی دهند افرادی مثل مهدی کروبی برای خوشامد عوامل سیا و موساد، با حیثیت آنها بازی کند! بنابراین وظیفه قطعی و غیرقابل تردید دستگاه قضایی آن است که مهدی کروبی را احضار کرده و از او برای اتهامی که وارد کرده است دلیل و سند بخواهد و اگر دلیل و سندی ارائه داد که ماجرا با جدیت و بدون اغماض پی گیری شود. و اگر دلیل و سندی ارائه نکرد- که ندارد و نمی کند- او را بدون کمترین ملاحظه ای مجازات کنند. بدیهی است که در این زمینه باید به قول حضرت امام(ره) نگاه حکومتی داشت و جرم انجام شده را عادی تلقی نکرد.

 

 

سه‌شنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸۸

 

خبرسازی بی وقفه علیه هاشمی رفسنجانی

روزنامه اعتماد  صفحه 1 

گزارش تحلیلی «اعتماد» از پروژه هاشمی زدایی

   تلاش چند روزه محافل و چهره های «قدرتمند» و «تندرو» در کنار خبرسازی بی وقفه خبرگزاری ها، سایت های پرشمار و زنجیره روزنامه های حامی دولت، اواسط روز گذشته به ثمر نشست تا آیت الله هاشمی رفسنجانی به دلیل «جلوگیری از درگیری های احتمالی در مراسم سیاسی - عبادی نماز جمعه» از «نوبت» قانونی خود برای اقامه نماز صرف نظر کند. در اطلاعیه دفتر هاشمی رفسنجانی در این باره، این گونه درخصوص دلایل نیامدن رئیس جمهور دوران سازندگی به دانشگاه تهران توضیح داده شده است: «با توجه به تماس های بی شمار مردمی مبنی بر صحت و سقم اقامه نماز جمعه این هفته تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی به اطلاع می رساند رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به خاطر جلوگیری از درگیری های احتمالی در مراسم سیاسی - عبادی نماز جمعه اقامه نماز نخواهند داشت.» برخی منابع نیز خبر از آن داده اند که احتمالاً یکی از دو چهره حامی دولت - احمد جنتی و سید احمد خاتمی - از تریبون نماز جمعه بهره بگیرند. آنها در طول هفته های قبل و بعد از انتخابات به طور مستقیم اصلاح طلبان و در راس آنها هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی را مورد انتقادات تند قرار داده اند. همین دو هفته قبل بود که دبیر شورای نگهبان در خطبه دوم نماز خود، هاشمی را به صراحت به توطئه علیه احمدی نژاد در چهار سال گذشته متهم کرده و با مخاطب قرار دادن میرحسین و کروبی به عنوان افرادی که مردم را به خیابان ها ریخته و اکنون برای خواندن فاتحه بر سر مزار آنها می روند آنها را به طور تلویحی تهدید کرد: «روزی باید به حساب کسانی که این حوادث را به وجود آوردند، رسیدگی شود.» پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم اما خطیب مشهور خطبه های جمعه از دوران امام تا کنون - اکبر هاشمی رفسنجانی - سکوتی دو ماهه را در پیش گرفت. دلیل این امر این بود که در جمعه بعد از انتخابات ریاست جمهوری که طبق نوبت معمول، نوبت به هاشمی رسیده بود، مقام رهبری نماز را اقامه کردند. در آن مقطع اعلام شد نوبت حضور در نماز جمعه برای رئیس مجلس خبرگان یک هفته عقب نرفته و هاشمی رفسنجانی باید بعد از طی روند معمول یعنی بعد از حضور جنتی، احمد خاتمی و امامی کاشانی در کسوت امام جمعه تهران قرار گیرد. اینچنین بود که حضور این چهره مورد وثوق اصلاح طلبان در دانشگاه تهران در 26 تیرماه - بعد از هشت هفته - به یکی از وقایع اصلی سیاسی ایران تبدیل شد. هواداران اصلاحات در آن روز حضوری تاریخی در نماز جمعه تهران داشتند تا رئیس توامان مجمع تشخیص مصلحت و خبرگان رهبری در میان شعارهایی که خواستار کنار گذاشتن «سکوت» وی بودند، به ارائه راهکارهایی برای بازگشت کشور به شرایط پیش از انتخابات ریاست جمهوری پرداخت. او در سخنانی کم سابقه، خواستار آزادی زندانیان سیاسی و دلجویی از آسیب دیدگان شد و منشاء مشروعیت حاکمیت طبق نظر رسول خدا و تئوری امام خمینی (ره) را نظر مردم دانست: اظهاراتی که همچنان بازتاب یافته و محمد یزدی را وادار کرد سراسیمه نشستی خبری گذاشته و اعلام کند «مبنای مشروعیت نظام رای مردم نیست.» سخنان یار دیرینه امام، رئیس مجلس و رئیس جمهور دوران سازندگی اما به باور ناظران سیاسی فصل نوینی از حیات سیاسی «آیت الله» ربه هر حال مردم در انتظار جمعه 23 مرداد بودند تا بار دیگر خطبه های هاشمی را بشنوند و نماز جمعه را به «امامت» او اقامه کنند. اما در حالی که بار دیگر حضور هاشمی رفسنجانی فضای سیاسی کشور را تحت تاثیر خود قرار داده بود، روز جمعه سایت شخصی آیت الله هاشمی رفسنجانی خبر داد نماز جمعه این هفته تهران در تاریخ بیست و سوم مرداد ماه در دانشگاه تهران به امامت هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان رهبری اقامه خواهد شد. این خبر همانند موارد مشابه، واکنش تند محافل سیاسی و رسانه یی حامی دولت را در پی داشت. آنها در گفت وگو با مسوولان نماز جمعه از بی خبری از امامت جمعه این هفته سخن گفتند. خبرگزاری فارس سراغ رئیس ستاد اقامه نماز جمعه تهران رفت تا این جمله را تیتر خود کند: «ستاد اقامه نماز جمعه هنوز اطلاعی از خطیب جمعه این هفته تهران ندارد». وی گفت: طبق روال روز سه شنبه خطیب این هفته نماز جمعه به ما اعلام می شود. فردای آن روز اما پایگاه اطلاع رسانی هاشمی رفسنجانی خبر را از صفحه نخست سایت خود حذف کرد و دلیل آن را نیز برشمرد: «رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بر «ثبات و اعتدال» و رعایت ضوابط حرکت جمعی در ساختار نظام مقدس جمهوری اسلامی چنان معتقدند که انجام هرگونه حرکتی را در تخطی از این مسیر بر نمی تابند و این مهم «استثنایی» برای ایشان ندارد چرا که رعایت «تقوا و پرهیز از هرگونه تندروی» آموزه اصلی و همیشگی معظم له برای نسل دیروز، امروز و فردای انقلاب است. از این رو وقتی خبر موثق «اقامه نماز جمعه این هفته تهران» به جهت پاسخ به مطالبات انبوه کاربران و علاقه مندان بی شمار ایشان روی سایت قرار گرفت، هاشمی رفسنجانی به عنوان قدیمی ترین خطیب نماز جمعه که در آستانه ورود به دهه چهارم تصدی امامت جمعه موقت تهران قرار دارند، به حذف خبر و رعایت مراتب همیشگی اعلام نام «امام جمعه نماز تهران» از سوی مرجع مرتبط دستور فرمودند تا جملگی ما بار دیگر در محضر «تجربه، تعهد و کیاست» ایشان آموزه یی دیگر بیاموزیم.» خبر کناره گیری هاشمی از نماز جمعه این هفته تهران در شرایطی اعلام شد که شب قبل از آن، مهدی کروبی در نامه یی تاثر برانگیز به هاشمی رفسنجانی از نحوه برخورد با بازداشت شدگان در زندان ها خبر داده و خواستار تشکیل هیاتی بی طرف از سوی رئیس مجلس خبرگان برای بررسی شرایط بازداشت شدگان و تخلفات در برخورد با آنها شد. اما در حالی که گمانه زنی ها در خصوص سلسله عوامل منتهی به غیبت آیت الله هاشمی در نماز جمعه به رسانه های خبری مشهور جهان کشیده شده، رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه دلیل انصراف وی از امامت جمعه این هفته تهران را این طور اعلام کرد: «آیت الله هاشمی رفسنجانی برای جلوگیری از هرگونه سوء استفاده های سیاسی و غیرقابل قبول از جایگاه نماز جمعه، در نماز جمعه شرکت نمی کنند.» او البته تایید کرد این هفته، از نظر روال معمول هیچ گونه منعی برای هاشمی وجود نداشته و برخی هیاهو ها در این زمینه به دلایل دیگری ابراز شده است.اما در شرایطی که از تریبون مجلس نیز برخی نمایندگان حامی دولت به بیان مطالب انتقاد برانگیز در خصوص سران اصلاحات و به ویژه هاشمی مشغولند، عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس نسبت به عاقبت «آزادی افسار گسیخته عده یی در هتاکی علیه بزرگان نظام» هشدار داد و گفت: نباید جایگاه و شان افرادی چون رئیس مجلس خبرگان رهبری با حرمت شکنی های برخی افراد صدمه ببیند که وقتی هاشمی زیر شکنجه ساواک بود، آنها گروهبان ارتش شاه بودند. حمیدرضا کاتوزیان این موضع گیری را در واکنش به هتاکی اخیر یکی از نمایندگان مجلس نسبت به آیت الله هاشمی رفسنجانی بیان کرد. توهین به آیت الله هاشمی رفسنجانی از سوی نماینده مردم طبس، فردوس، بشرویه و سرایان در مجلس اتفاق افتاده بود که همسو با چهره های تندرو در داخل و بیرون مجلس اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی را عضو مثلث اصلی اغتشاشات و صحنه گردان اصلی وقایع پس از انتخابات نامیده بود. نقطه اوج بی احترامی عابدی در اینجا بود که وی هاشمی رفسنجانی را اکبر شاه خواند و دلیل این حرفش را تلاش هاشمی در پایان دوره دوم ریاست جمهوری اش برای افزایش دوران ریاست جمهوری عنوان کرد، به طوری که قصد داشت حکومتی مانند پادشاهی مصر ایجاد کند.به هر تقدیر کناره گیری هاشمی رفسنجانی در شرایطی که این روزها فشار بر معترضان به نتایج انتخابات افزون تر شده و اکثر فعالان سیاسی اصلاح طلب در بازداشت در شرایطی نامعلوم به سر می برند، از سوی تحلیلگران به عنوان اوج گیری فشارها تعبیر شده است.ا ورق زد.

 

احمدی نژاد، رسانه تنها در میان انبوه رسانه ها

روزنامه رسالت صفحه 17

نویسنده: برهان ابراهیم کریم

مترجم: ناصر شاندرمنی

چرا رسانه های عربی و غربی از رقیب احمدی نژاد حمایت کردند؟

   دولت آمریکا و اسرائیل و همپیمانانشان در اروپا و جهان عرب و جهان اسلام از پیروزی مجدد احمدی نژاد خشمگین شدند و مزدوران خود را به تشکیک در صحت انتخابات ایران واداشتند و سعی کردند با رنگ و لعاب دادن ادعای دروغین تقلب آن را در افکار عمومی جهان به عنوان یک حقیقت جا بیندازند.
     اما براستی آنان چرا اینقدر از احمدی نژاد تنفر دارند؟ عوامل تنفر و دشمنی غرب و وابستگانش بااحمدی نژاد را می توان به شرح زیر بیان کرد :
    1. حمایت احمدی نژاد از مقاومت لبنان و فلسطین که از عوامل شکست ارتش اسرائیل در جنگ بود. شکست اسرائیل بی پایگی توجیهات دولتهای محور اعتدال عربی برای ضرورت سازش با اسرائیل را نشان داد و آنها را رسوا کرد.
    2. احمدی نژاد بر توسعه توان نظامی کشورش اصرار ورزید تا جایی که امروزه هیچکس خیال تجاوز به ایران را در سر نمی پرورد. او دست مسوولان کشور را در تقویت بنیه تسلیحاتی و ساخت سلاح های پیشرفته و دقیق باز گذاشت که به تولید انواع موشکها و زیردریایی انجامید.
    3. احمدی نژاد غنی سازی اورانیوم را که در زمان ریاست جمهوری خاتمی به حالت تعلیق درآمده بود از سرگرفت زیرا دریافته بود که هدف غربیها وقت کشی است. او به کسانی که توصیه می کردند غنی سازی متوقف شود گوش نداد بلکه برنامه هسته ای را با شتاب بیشتری به پیش برد و شمار سانتریفیوژها را به بیش از 7131 عدد رساند که این عدد همچنان رو به فزونی است.
    4. از نظر احمدی نژاد دولت آمریکا به فردی می ماند که عقل از کف داده و به دیگران آسیب می زند و همه مظاهر آبادانی را نابود می کند و هیچ چیزی را حرمت نمی نهد.
    5. مدیریت احمدی نژاد به ساخت و پرتاب ماهواره امید انجامید و این دستاورد بزرگ دوستان آمریکا در منطقه را شرمنده کرد زیرا آنان عایدات نفت را تنها برای کمک به خیانتکاران و جریانات لیبرال و وابسته هزینه می کنند یا اینکه برای راه انداختن شبکه های ماهواره ای گمراهگر خرج می کنند یا صرف شرکتهای هنری منحط و ضد اخلاقی می کنند. اما احمدی نژاد با کشورهای دوستش خود را آماده مقابله با هرگونه هجوم دشمن کرد.
    6. احمدی نژاد به کشورهای شورای همکاری خلیج نزدیک شد و به آنان پیشنهاد همکاری کرد و بدینوسیله دروغ بودن تبلیغات سوء صهیونیستها و آمریکاییها که می خواهند ایران را دشمن عربها نشان دهند بی اثر شد.
    7. احمدی نژاد با رفتار خود بر آتش اختلاف میان شیعه و سنی آبی افشاند و این موضوع بویژه در عراق ملموس بود. وی دلسوزانه سعی کرد اعتماد پیروان ادیان گوناگون و همه مذاهب اسلامی را جلب کند و فضایی آکنده از احترام متقابل بین پیروان مذاهب مختلف به وجود آورد.
    8. احمدی نژاد همه خطوط قرمز و تابو هایی که صهیونیستها و استعمارگران تعریف کرده بودند زیر پا گذاشت. نمونه بارز این امر درباره قضیه هلوکاست جلوه کرد. وی نشان داد که شکست ناپذیری اسرائیل افسانه است و اینکه می گویند چاره ای جز پذیرفتن سلطه آمریکا و اسرائیل نیست یک سخن بی پایه است.
    9 .احمدی نژاد آمریکا و کشورهای غربی را واداشت که به پیشرفت تکنولوژیک ایران اعتراف کنند. او در قضیه هسته ای غرب را به تقدیم بسته های پیشنهادی ارزنده وادار کرد.
    10. احمدی نژاد گرچه فرزند یک آهنگر بود اما به عنوان یک انسان خودساخته که از شایستگی های شخصی برخوردار است توانست بر شخصیتهای بزرگ جهان و ایران غلبه کند. او دوره نخست ریاست جمهوری را در حالی به سر آورد که مخالفان او هیچ سندی بر ضد او نیافتند.
    11. احمدی نژاد بر خلاف حسنی مبارک و محمود عباس اجازه نداد که فرزندانش به دام استعمارگران بیفتند. حال آنکه فرزندان مبارک و عباس به تاجران و ملاکان بزرگی بدل شده اند که عملادر مشت بیگانگان قرار دارند.
    12. احمدی نژاد تلاش کرد تنها به منافع ملی ایران و منافع محرومان و انقلاب اسلامی وفادار بماند. سیاستهای او در جهت خدمت رسانی ملموس به محرومان و روستانشینان تمرکز پیدا کرد و جلوی دزدی ها و اختلاس ها را گرفت.
     برخی از متفکران به نکات دیگری نیز اشاره کرده اند. به عنوان نمونه آقای فهمی هویدی به ساده زیستی و زهد احمدی نژاد و توجه او به خواسته های توده های مردم و ارتباط تنگاتنگ او با مردم و کاهش بوروکراسی اداری اشاره کرده که همه اینها موجب محبوبیت او در میان مردم شده است. وی همچنین بسیار پرتلاش و سختکوش است و نظارت شدیدی بر زیردستانش دارد و با قاطعیت بسیار با آنها رفتار می کند.
     در اثر همین ویژگی ها بود که پیروزی او در انتخابات اخیر چشمگیرتر از انتخابات قبلی رقم خورد و فاصله آرای او از میرحسین موسوی بسیار بیش از فاصله او با رفسنجانی در دوره قبل به ثبت رسید. نظرسنجی هایی که برخی از مراکز مطالعاتی و موسسات آمریکایی انجام داده اند نشان می دهد که احمدی نژاد محبوب ترین رئیس جمهور در جهان اسلام است و مسلمانان او را امید خود می دانند.
     اکنون با همه این توضیحات هر عاقلی می فهمد که آمریکا و همپیمانانش چرا باید درباره پیروزی مجدد احمدی نژاد تشکیک و شبهه افکنی کنند. اکنون روشن است که شبکه ماهواره ای المستقبل و MBC چرا از کاندیدای اصلاح طلبان حمایت کردند و سرانجام نیز در معرفی او به عنوان برنده انتخابات پیشدستی کردند.
    منبع : www.alhiwaraldini.com

 

تاملی بر نامه کروبی به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام

 روزنامه ایران صفحه 3 

   مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در نامه ای توهم آمیز خطاب به حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تحت الشعاع قرار دادن شکست تحقیرآمیز خود در انتخابات، ادعاهای 30 سال پیش گروهک منافقین علیه جمهوری اسلامی را تکرار کرد و مدعی تجاوز بازجوها به دختران و پسران جوان در زندان شد، نامه ای که حتی هاشمی نیز از پاسخگویی به آن خودداری کرده است.
    روزنامه اعتمادملی ارگان مطبوعاتی این حزب در شماره دیروز خود این نامه را منتشر کرد که شباهت کاملی به مواضع گروهک منافقین، پس از سال 60 دارد.
    به گفته پسر کروبی این نامه 10 روز قبل و به صورت محرمانه برای هاشمی رفسنجانی ارسال شده بود و پس از این که با عدم پاسخ از سوی هاشمی مواجه شد، بنا به تصمیم مهدی کروبی برای عموم نیز منتشر شده است. کروبی این نامه را در دو نسخه که یکی به صورت مهر و موم شده برای هاشمی ارسال شده و دیگری نزد پدرش باقی مانده است. کروبی در این نامه همچنین به افرادی که از زندان آزاد شده و نزد وی رفته تا ماجرای این تجاوزات را برای وی بازگو کنند، اشاره و با بیان این که برخی از این افراد دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده اند، آمادگی خود برای بر عهده گرفتن صحت و سقم این اخبار اعلام کرده است.
    کروبی که به سوالات متعددی مانند اخذ مبالغ کلان از شهرام جزایری (مفسد اقتصادی)، ایجاد بازداشتگاه و شکنجه همسران شهدا در دوره مسئولیت خود در بنیاد شهید و در جریان مناظره با دکتر احمدی نژاد نیز از پاسخگویی به این موارد طفره رفته بود، خواستار آن شده که هاشمی رفسنجانی، ادعاهایش را پیگیری کند.
    گروهک منافقین نیز با دروغ پردازی هایی همچون تعرض نیروهای خدوم و انقلابی، از جمله شهید لاجوردی به زندانیان منافقین، قصد بدبین کردن مردم به نظام و انقلاب را داشتند، و امروز این نامه کروبی نیز تداعی کننده مواضع 30 سال پیش این گروهک منافق است. کروبی در نامه خود خطاب به هاشمی، به همصدایی با اپوزیسیون خارج از کشور و اغتشاشگران پرداخته و با مقایسه نظام جمهوری اسلامی ایران با نظام شاهنشاهی و دیکتاتوری می گوید: «چنانچه حتی اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعه ای است برای جمهوری اسلامی که تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجرای سیاه و ننگین می کند که روی بسیاری از حکومت های دیکتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد کرد.»
    دبیرکل حزب اعتماد ملی در انتخابات ریاست جمهوری، دستگیری متهمان به کودتای مخملی را بی حساب و کتاب توصیف کرده و به آن اعتراض کرده است، این نامه مورد استقبال گسترده رسانه های خبری خارج از کشور و ضد انقلاب قرار گرفته است. این نامه در حالی با همسویی کامل با مواضع منافقین منتشر شده است که در کیفرخواست یکی از بازداشت شدگان تاکید شده است که متهم ضمن عضویت در گروهک منافقین، عضو ستاد کروبی بوده است. در یکی از این کیفرخواست ها آمده است:
    «ناصح فریدی فرزند محمد، از طریق تلفن و اینترنت با گروهک منافقین وصل می شود و سپس با شرکت فعال در تجمعات دانشجویی و صنفی، اقدام به تهیه و ارسال عکس و فیلم و اخبار به گروهک نفاق می کند. متهم مزبور همچنین ماموریت داشته است اخبار و اطلاعات زندانیان گروهک نفاق را پیگیری و این اطلاعات را به خانواده های آنان و گروهک منافقین ارسال نماید. وی با حضور در اغتشاشات و تشویق دانشجویان به حضور در تجمعات غیرقانونی، اطلاعات این تجمعات و آشوب ها را برای منافقین ارسال می کرده است. متهم ضمن ارتباط گیری با خانواده زندانیان و مصاحبه با آنان، نوارهای مصاحبه را برای سیمای آزادی، صدای امریکا، رادیو فردا و ... ارسال کرده است. وی همچنین خانواده شبنم مدد زاده از اعضای گروهک را به سرپل منافقین وصل نموده است. متهم مزبور در ستاد انتخاباتی آقای کروبی حضور داشته است.»
    کروبی در حالی این تهمت بزرگ را علیه جمهوری اسلامی مطرح کرده و آن را آتش تهیه رسانه های ضدانقلاب کرده است که در مناظره انتخاباتی خود با احمدی نژاد نیز ادعای اختلاس در شهرداری تهران و استانداری اردبیل و اخذ وام 40 میلیاردی توسط صادق محصولی را مطرح کرد که احمدی نژاد بلافاصله گفت هر چیزی در این زمینه دارید، در روزنامه تان منتشر کنید و پای آن بایستید.
    با این حال، کروبی، 2 ماه پس از انتخابات، هنوز حتی یک خط سند در اثبات ادعای خود در روزنامه اش منتشر نکرده است. اما تاکنون خبری از واکنش مقامات قضایی و مدعی العموم به این ادعای بی شرمانه مبنی بر تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاه منتشر نشده است و مشخص نیست چرا در قبال فردی که گویا به دلیل شکست سنگین در انتخابات، دچار تکرار مواضع منافقین با تاخیر فاز 30 ساله شده است، هیچ گونه اقدامی صورت نمی گیرد و حتی از او برای اثبات ادعایش دعوت نشده است.
    

 

 

دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸۸

کارتون

روزنامه اعتماد ملی صفحه23

درخواست کروبی از هاشمی برای تشکیل هیات حقیقت یاب درباره بازداشتی ها

روزنامه اعتماد  صفحه 1 

   مهدی کروبی در تداوم نامه نگاری های مشهور خود که معمولاً رویه یی انتقادی نسبت به اشخاص حقیقی و حقوقی، لشگری و کشوری دارد این بار «مرقومه یی» متفاوت به یکی از چهره های مورد وثوق اصلاح طلبان نوشت و از آیت الله هاشمی رفسنجانی درخواست کرد با تشکیل هیاتی «بی غرض» و «شفاف» به برخی شایعات و نحوه برخوردها با بازداشت شدگان رسیدگی شود.آن گونه که فرزند کروبی خبر داده یکی از دو کاندیدای اصلاح طلبان نامه مذکور را حدود 10 روز پیش خطاب به آقای هاشمی نگاشته و آن را به آدرس رئیس توامان مجمع تشخیص مصلحت و خبرگان به طور خصوصی ارسال کرده است. آن طور که منابع نزدیک به دبیرکل حزب اعتماد ملی خبر داده اند به دلیل اینکه این روزها بسیاری از افرادی که آزاد شده اند، به دیدار کروبی رفته و در خصوص رفتارهای غیر منطبق با قانون ضابطان و ماموران با آنها مسائلی را مطرح ساخته اند، وی به دلیل نحوه رفتار برخی از ضابطان با بازداشت شدگان خصوصاً زنان و دختران، در تلاش است به شرایط مذکور پایان داده شود.این در حالی است که پس از بازداشت گسترده چهره های شاخص اصلاح طلب از فردای اعداد اعلام شده به عنوان نتیجه انتخابات، اخبار ناخوشایندی در خصوص وضعیت نگهداری آنها و همچنین سایر معترضان به نتایج اعلام شده منتشر شده است. ماجرای بازداشتگاه کهریزک، دستور تعطیلی آن و افشا شدن وقایع رخ داده در آن از جمله قتل برخی بازداشت شدگان، خانواده های فعالان سیاسی را در شرایط روحی سختی قرار داده است. در عین حال پس از برگزاری جلسات اول و دوم دادگاه چهره های شاخص اصلاح طلب و نسبت دادن اتهام تلاش برای انقلاب مخملی و مشاهده وضعیت نامناسب جسمی و روحی آنها، رایزنی ها برای پایان دادن مسوولان ذی ربط به این قبیل اقدامات تشدید شده است. میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی در بیانیه ها و اظهارنظر های مختلف، ضمن رد «اقرار گیری» از مدیران ستاد «میرحسین» و کروبی از رئیس قوه قضائیه خواسته اند به روند مذکور خاتمه داده شود. در این میان اما مهدی کروبی که به جهت پیگیری وضعیت زندانیان سیاسی همواره تلاش می کند این بار به سراغ یکی دیگر از رهبران سیاسی کشور رفته که از قضا مورد حمایت اصلاح طلبان و از شخصیت های اصلی انقلاب در سال های قبل و بعد از پیروزی آن به شمار می رود. اگر چه به دلیل هجمه گسترده علیه هاشمی رفسنجانی در چهار سال گذشته - که نقطه اوج آن مناظره احمدی نژاد و میرحسین موسوی بود - این روزها، «استوانه نظام» نیز در شرایط خاصی به سر می برد اما به باور ناظران، نامه کروبی به دوست و همراه قدیمی خود نشان از تلاش برای استفاده از ظرفیت کم نظیر هاشمی رفسنجانی دارد حتی اگر او هر روز با محدودیت های بیشتری مواجه شود.به گزارش سحام نیوز متن نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی به این شرح است.
    
    حضور محترم آیت الله هاشمی رفسنجانی
    
    ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری
    
    با سلام و احترام
    
    بعد از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، حوادث تلخی به وجود آمد که به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوی جنابعالی، هم از سوی افراد، گروه ها و رسانه های مختلف به آن پرداخته شد.از دستگیری های بی حساب و کتاب، از ضرب و شتم و وارد کردن جراحات تا شهادت فرزندان این کشور، از حمله به خانه های مردم تا فاجعه خونین کوی دانشگاه و برخوردهای خشن و وحشت انگیز حتی با خانم ها در سطح خیابان های شهر- که تا کنون سابقه نداشته است- رخ داد که بسیار قابل تامل و پیگیری است. آنچه در این میان مطرح است در خصوص برخی از رفتارهای... است که اگر به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخیر آزاد شده اند، نشنیده بودم، باورشان حداقل برای من و شما که در طول قریب به نیم قرن سردی و گرمی روزگار را چشیده ایم سخت بود.از برخوردهای خشن و بی محابا، بر سر مردم باتوم را خرد کردن، آنچنان که بعد از گذشت قریب به 40 روز همچنان اوضاع شان غیرعادی است و عوارض آن روی بدن شان قابل مشاهده است.هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکیک به افراد و نثار نوامیس بازداشت شدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهایی که در فرهنگ دینی و اسلامی هیچ یک از گروه ها جایی ندارد و نشان دهنده آن است که افرادی برای این کار استخدام شده اند که حتی با اصول بدیهی اسلام آشنایی ندارند و البته شایعاتی نیز مطرح شده که فعلاً به آن نمی پردازم.احتمالاً همان طور که مطلع هستید در این خصوص چندی پیش نامه یی خطاب به ریاست محترم قوه قضائیه ارسال کردم و جمعه هفته جاری همین نکات را به وزیر معزول اطلاعات یادآور شدم که روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.
    
    اما موضوعی را شنیده ام که هنوز از آن بر خود می لرزم. افرادی این مطالب را به من گفته اند که دارای پست های حساس در این کشور بوده اند. نیروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بوده اند. اینجانب این مطالب را برای شما می نویسم و مصرانه می خواهم روی این قضیه اقدام و به صورتی که صلاح می دانید با حضرت آیت الله خامنه یی مطرح فرمایید و با جدیت پیگیر شود تا روشن گردد اگر چنین اتفاقی نیفتاده که ان شاء الله هم نیست و بعید می دانم باشد، اعلام شود، چرا که در همین جامعه امروز و توسط خود بچه های بازداشتی در رسانه ها و سایت ها در حال مطرح شدن است و معلوم نیست آیندگان چه قضاوتی با شاخ و برگ دادن آن خواهند کرد. همچنان که جمهوری اسلامی و روحانیت مظلوم نیز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خدای ناکرده رخ داده باشد، سریع با عوامل آن در هر جایگاهی برخورد و اعلام شود تا در شرایط فعلی که بازار شایعات داغ است، فرصت به فرصت طلبان داده نشود، همچنان که لازم است ترتیبی اتخاذ گردد تا این اقدام از سوی هیاتی عالیرتبه صورت گیرد تا افراد مورد بحث جرات بیان حقایق را داشته باشند .جناب آقای هاشمی: اینجانب به خاطر اسلام و در راس آن امام راحل و این همه فداکاری ها و شهادت ها و به قصد قربت الی الله، به رغم آنکه در شان من نیز نمی باشد و به رغم همه مشغله ها و گرفتاری ها و به رغم آنکه می دانم به حیثیت اینجانب لطمه خواهد خورد، آماده ام مسوولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این حوادث و اخبار رسیده را بر عهده گیرم و تعهد شرعی می نمایم بدون حب و بغض و با رعایت کمال انصاف به بررسی و ارائه گزارش بپردازم. با توجه به اهمیت مساله انتظار است این اقدام توسط هیاتی بی غرض و شفاف از طرف رئیس مجلس خبرگان رهبری مورد بررسی و پیگیری تا حصول نتیجه قرار گیرد. تا درسی برای آیندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشی از این دست ندهد تا آبروی نظام و امام و جمهوری اسلامی را بر باد دهند و خدمات هزار ساله روحانیت را مخدوش نمایند.

 


رئیس اداره سیاسی سپاه: موسوی، خاتمی، خوئینی ها و کروبی باید محاکمه و مجازات شوند

روزنامه کیهان صفحه 2 

  رئیس اداره سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد: اگر موسوی، خاتمی، خوئینی ها و کروبی از عوامل اصلی کودتای مخملی در ایران به شمار می آیند که این گونه است، انتظار این است که دستگاه قضایی و مسئولان اطلاعاتی امنیتی برای خاموش کردن آتش فتنه به سراغ این عناصر اصلی رفته و آنان را دستگیر، محاکمه و براساس قانون مجازات نماید.
    به گزارش ایرنا دکتر یدالله جوانی با انتشار مقاله ای در هفته نامه صبح صادق ضمن اعلام این مطلب افزود: نظام اسلامی، نظامی است که حضرت امام(ره) حفظ آن را از اوجب واجبات دانسته و تاکنون برای حفظ این نظام الهی هزینه های سنگینی ملت مسلمان و انقلابی ایران پرداخت کرده است.
    بنابراین هر جریان و هر فرد با هر سابقه و موقعیتی که بخواهد در همراهی با آمریکا این شیطان بزرگ، نظام اسلامی را تغییر دهد و به جای آن یک نظام غیردینی مستقر سازد، باید به عنوان یک جریان برانداز و خیانتکار مجازات گردد.
    رئیس اداره سیاسی سپاه تاکید کرد: در متن کیفرخواست با استناد به اسناد و مدارک در اختیار و موجود و همچنین اعترافات متهمین و بازداشت شدگان اغتشاشات پس از انتخابات دهم، تصریح شده که جریانی با حمایت غرب و به ویژه آمریکا با استفاده از بستر انتخابات ریاست جمهوری، قصد کودتای مخملی در ایران داشتند.
    وی افزود: در متن کیفرخواست آمده است: «طبق مستندات به دست آمده و اعترافات مستدل متهمین، حوادث و آشوب های اخیر از پیش طراحی شده و طبق جدول زمانبندی و مراحل کودتای مخملی پیش رفته است.» سوال این است که عوامل اصلی این کودتا چه کسانی بوده اند و هدف اصلی آنان از انجام این کودتا چه بوده است؟
    رئیس اداره سیاسی سپاه اظهار داشت: آیا با توجه به اسناد موجود و شواهد و قرائن غیرقابل انکار در مورد وقوع کودتای مخملی نافرجام و شکست خورده، نباید عوامل اصلی این کودتا را دستگیر، محاکمه و مجازات نمود، اغماض و مصلحت اندیشی در برخورد با عوامل اصلی، خسارت جبران ناپذیر به دنبال خواهد داشت و خاموش کردن کامل آتش فتنه، در گرو محاکمه عناصر اصلی و افشای ماهیت آنان برای مردم مسلمان و انقلابی ایران است.
    دکتر جوانی ادامه داد: اکنون زمان هوشیاری دستگاه قضایی و مسئولان دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی است.
    وی افزود: پس از دستگیری عده ای از اغتشاش گران و عوامل فعال در ستادها و اتاق های فکر کودتای مخملی، افرادی تلاش کردند که آنان را آزاد نمایند و نگذارند مسائل روشن شود. نگرانی جریان دوم خرداد از پخش اعترافات بازداشت شدگان، سبب گردید که آنان با توسل به برخی مراجع، نخبگان سیاسی و حقوقی، هر نوع اعترافی را قبل از دادگاه فاقد ارزش و اعتبار حقوقی اعلام کنند و با فضاسازی رسانه ای مانع از پخش اعترافات شوند اکنون که اولین جلسه دادگاه به صورت علنی برگزار شده و در کنار کیفرخواست ابطحی و عطریانفر ضمن تایید کلیات کیفرخواست، اعترافات مهمی را داشته اند، عوامل اصلی این پروژه شکست خورده و دیگر جریان ها و افراد همسو با آنان، در توجیه اعترافات، حرف های عجیب و غریب می زنند، دکتر جوانی افزود: آنچه اتفاق افتاده، اجرای پروژه کودتای مخملی با هدف اولیه تسلط بر قدرت سیاسی و هدف نهایی و بلندمدت تغییر نظام دینی به یک نظام سکولار بود که با عنایت خداوند متعال، هوشیاری مردم، درایت رهبر معظم انقلاب اسلامی و تلاش و فداکاری نیروهای انتظامی و نظامی با شکست مواجه گردید.
    رئیس اداره سیاسی سپاه ادامه داد: حاکم کردن تفکر سکولاریسم بر کشور هدف نهایی کودتاگران مخملی بود. کسانی که در دوره دوم خرداد و در شکستن ساختارهای نظام دینی و سکولاریزه کردن کشور شکست خوردند، با یک برنامه ریزی جدید و با برگ میرحسین به عنوان یک چهره به ظاهر خط امامی و مدافع ارزش های انقلاب اسلامی، وارد صحنه شدند. موسوی تلاش کرد تا در تبلیغات اولیه انتخاباتی، خود را مستقل از گروه های افراطی و ساختارشکن دوم خرداد معرفی نماید، لکن با گذر زمان مشخص گردید موسوی کاندیدای اصلی بخش ساختارشکن دوم خرداد است.

 

حضور موسوی در دادگاه خواست موکد نمایندگان است

روزنامه ایران صفحه 3 

  نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس با تاکید بر این که دستگیری موسوی و حضور او در دادگاه خواست موکد نمایندگان مردم است، گفت: موسوی با دادن اطلاعیه ها باید مسئولیت پذیر باشد و پاسخگوی اقدامات خود باشد. اسماعیل کوثری در گفت وگو با فارس، با اشاره به برگزاری دومین دادگاه متهمان اغتشاشات اخیر گفت: در هر کشوری و در هر حادثه و جرمی که صورت می گیرد، اقدامات غیرقانونی توسط افراد خاص انجام می شود که افراد متهم باید به دادگاه فرا خوانده شوند. وی اظهار داشت: افرادی که خود را در چارچوب قانون قرار نمی دهند و اقداماتی علیه اموال عمومی و امنیت ملی کشور انجام داده اند، باید در دادگاه حاضر شوند و علت تخلفات و غیرقانونی عمل کردن خود را بگویند. کوثری با اشاره به شکایاتی که از سوی مردم به دادستانی رسیده است، گفت: دادگاه برای رسیدگی به شکایات مردم و مدعی العموم که دادستانی است، تشکیل شده است.

 

اطلاعیه سایت آیت الله هاشمی رفسنجانی درباره نمازجمعه

روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 8 

   در پی اعلام حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه این هفته تهران در پایگاه اطلاع رسانی وی و واکنش ستاد نماز جمعه تهران که اعلام کرد هنوز حضور ایشان در نماز مشخص نیست؛ پایگاه اطلاع رسانی هاشمی با حذف این خبر طی اطلاعیه ای اعلام کرد:
     رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بر «ثبات و اعتدال» و رعایت ضوابط حرکت جمعی در ساختار نظام مقدس جمهوری اسلامی چنان معتقدند که انجام هرگونه حرکتی را در تخطی از این مسیر برنمی تابند و این مهم «استثنایی» برای ایشان ندارد، چرا که رعایت «تقوا و پرهیز از هرگونه تندروی» آموزه اصلی و همیشگی معظم له برای نسل دیروز، امروز و فردای انقلاب است.
    از این رو وقتی خبر موثق «اقامه نماز جمعه این هفته تهران» به جهت پاسخ به مطالبات انبوه کاربران و علاقه مندان بی شمار ایشان بر روی سایت قرار گرفت، آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان قدیمی ترین خطیب نماز جمعه که در آستانه ورود به دهه چهارم تصدی امامت جمعه موقت تهران قرار دارند، به حذف خبر و رعایت مراتب همیشگی اعلام نام «امام جمعه نماز تهران» از سوی مرجع مرتبط دستور فرمودند تا جملگی ما بار دیگر در محضر «تجربه، تعهد و کیاست» ایشان آموزه ای دیگر بیاموزیم.

 

 

 

یکشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸۸

 

چرا برخی خواص مردود شدند؟

روزنامه ایران  صفحه 2 

نویسنده: سیدحسین نقوی حسینی

   حماسه 22 خرداد که مردم سالاری دینی و تفکیک ناپذیری جمهوریت و اسلامیت نظام را به نمایش گذاشت با تنفیذ حکم منتخب ملت از سوی مقام معظم رهبری و برگزاری مراسم تحلیف رئیس جمهور در حضور نمایندگان ملت آغازگر کار دولت دهم شد. ملت ایران طی ماه های گذشته آزمون بزرگی را پشت سر گذاشت که در نوع خود کم نظیر بود.آزمونی که ملت پرافتخار ایران اسلامی به همراه اکثریت خواص از آن سربلند بیرون آمدند. اما این آزمون بزرگ مردودی هایی هم داشت که ملت و نظام به آنها نمره قبولی ندادند و مقام معظم رهبری مردودی آنها را اعلام فرمودند.
    سوال مهم این است که چرا برخی خواص نمره قبولی را دریافت نکردند؟ بررسی و پاسخ به این سوال زمینه ساز وحدت و یکپارچگی بیشتر مردم و نظام و خدمتگزاری بهتر دولت خواهد بود. روند برگزاری انتخابات تا روز بیست ودوم خرداد، نمایش زیبا و بی بدیلی از مردم سالاری دینی همراه با حضور بانشاط آحاد مردم بویژه جوانان عزیز و پرشور بود. بحث ها و گفت وگوهای انتخاباتی، مناظره های جذاب رسانه ای و سفرهای پرشور و حماسی استانی نامزدها بخشی از زیبایی های عرصه های مشارکت سیاسی مردم سالاری دینی را خلق کرد. همچنین در روز برگزاری انتخابات ملت ایران با حضور 40 میلیونی حماسه ای آفریدند که خود در تاریخ مشارکت سیاسی ایران و جهان بی بدیل و بی نظیر بود.
    اما بلافاصله بعد از مشخص شدن نتایج انتخابات با مدیریت سازمان یافته خارجی و بازیگری عناصر داخلی حرکت خروج از چارچوب قانون با هدف اغتشاش و آشوب آغاز شد. اگرچه طبق اطلاعات و اسناد موجود، همانگونه که از شواهد و قرائن قبل ازانتخابات نیز برمی آید بر همه مبرهن بود که دشمنان نظام و انقلاب و کشور از مدت ها قبل برنامه ریزی کرده بودند تا عرصه انتخابات ریاست جمهوری را به عرصه مقابله با نظام و انقلاب و ملت تبدیل کنند و چنین حرکتی از سوی آنان جای تعجب نداشت چرا که مشی 30 ساله گذشته آنان چنین بوده است.
    عجب از خواصی بود که در این جنگ احزاب و غائله اغتشاش به صفوف آشوبگری و حرکت خارج از چارچوب قانون پیوستند و عجب بیشتر از خواصی بود که در کارنامه خود مدیریت برگزاری انتخابات را داشتند و به خوبی با روند برگزاری قانونی انتخابات آشنا بودند و بر اینکه روند انتخابات کاملاً قانونی و سالم طی شده بود، آگاه بودند، چرا آنان مشوق کشیده شدن اعتراضات به خیابان ها و طی طریق خارج از قانون شدند. اقدامی که با اعتراف صریح بازداشت شدگان اخیر غیرقابل انکار و بر ملت آشکار است متاسفانه خسارات جبران ناپذیری را بر پیکر کشور، نظام و ملت وارد کرد. شیرینی پیروزی بزرگ ملت ایران در حماسی ترین حضور و نمایش تراز مردم سالاری دینی را به کام آنان تلخ نمود، چهره آزادی و دموکراسی بی بدیل جمهوری اسلامی را در عرصه های جهانی خدشه دار کرد، بین صفوف متحد ملت اختلاف افکند، خسارات جبران ناپذیر جانی و مالی را به مردم و اموال عمومی وارد کرد، جمع قابل توجهی را به بازداشتگاه ها کشاند و انرژی بسیار زیادی را از دستگاه های امنیتی، اطلاعاتی، انتظامی و اجرایی کشور گرفت و خستگی را بر تن مجریان زحمتکش و پرتلاش برگزارکننده انتخابات که از خود ملت بودند خشکاند. اگرچه نظام جمهوری اسلامی در این بحران نشان داد که توانمندی بسیار بالایی برای مدیریت هر نوع بحرانی را دارد اما انرژی بسیاری را صرف کرد که باید جهت اتحاد و یکپارچگی، سازندگی و پیشرفت و تقویت و همراهی دولت صرف می شد و این بود دلایل مردودی برخی خواص.
    عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی

 

اخبار متناقض از امام جمعه این هفته

روزنامه دنیای اقتصاد صفحه 8

      پایگاه اطلاع رسانی هاشمی رفسنجانی نوشت: نماز جمعه این هفته توسط امام جمعه موقت تهران «آیت ا... هاشمی رفسنجانی» رییس مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام در روز جمعه بیست و سوم مرداد ماه اقامه خواهد شد.
    در همین حال رییس ستاد اقامه نماز جمعه تهران درباره اعلام امامت نماز جمعه این هفته تهران توسط هاشمی در سایت شخصی وی گفت: ستاد نماز جمعه تهران هنوز اطلاعی از خطیب این هفته نماز جمعه ندارد و طبق روال روز سه شنبه خطیب این هفته نماز جمعه به ما اعلام می شود. حجت الاسلام مسعود مرادی رییس ستاد اقامه نماز جمعه تهران اظهار داشت: انتخاب ائمه جمعه یک روال ترتیبی دارد، مگر اینکه موارد استثنایی پیش بیاید و این روال را دفتر مقام معظم رهبری و با نظر خود آقا تعیین می شود. وی افزود: دفتر مقام معظم رهبری هر هفته روز دوشنبه، سه شنبه به خود امام جمعه اعلام می کنند که این هفته نوبت شما است و به ستاد نماز جمعه هم اطلاع می دهند که ما به رسانه ها اعلام کنیم. مرادی در خصوص اعلام سایت رفسنجانی برای امامت نماز جمعه این هفته تهران اظهار داشت: شاید دفتر مقام معظم رهبری به ایشان اعلام کرده اند، ولی ما خبر نداریم و به ستاد نماز جمعه هم هنوز اعلام نشده است و هر وقت به ما اعلام کنند ما به رسانه ها اطلاع خواهیم داد. وی گفت: خبر رسمی امام جمعه تهران را ستاد برگزاری نماز جمعه تهران اعلام می کند و اگر دفتر مقام معظم رهبری به دفتر خطیب اعلام کرده برای وی رسمی است، ولی اعلام عمومی بر عهده ستاد اقامه نماز جمعه است. مرادی تصریح کرد: ستاد نماز جمعه هنوز اطلاعی از خطیب این هفته نماز جمعه ندارد و طبق روال روز سه شنبه خطیب این هفته نماز جمعه به ما اعلام می شود.

 


در گفت و گو با یک خبرگزاری اصولگرا :نماینده اصولگرای مجلس رفسنجانی را »اکبرشاه« خواند

 روزنامه آفتاب یزد  صفحه 2 

نماینده طبس، فردوس، بشرویه و سرایان در مجلس گفت که با عوامل اصلی اغتشاشات اخیر باید با قاطعیت برخورد شده و محاکمه شوند. به گزارش فارس، محمدکریم عابدی اظهار داشت: علی اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی، عضو مثلث اصلی اغتشاشات و صحنه گردان اصلی وقایع پس از انتخابات بودند و اعضای این مثلت باید هر چه سریع تر پاسخ اشتباهات شان را بدهند. عابدی گفت: کشور ایران بر مبنای سه هدف بزرگ استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بنا شده که در راس آن، قانون اساسی و اصل ولایت مطلقه فقیه قرار دارد. وی ادامه داد: به رغم تلاش های دشمنان نظام، به یاری خدا این کشور در طول 30 سال به نحو مطلوب اداره شده است، به طوری که اکنون بهترین نوع دموکراسی در ایران وجود دارد. عابدی بیان داشت: هاشمی رفسنجانی که رئیس مجلس و دو دوره رئیس جمهور بود، در دولت به اصطلاح سازندگی در محرومیت زدایی از کشور هیچ گامی بر نداشت. وی هاشمی رفسنجانی را اکبرشاه خواند و دلیل این حرفش را تلاش هاشمی در پایان دوره دوم ریاست جمهوری اش برای افزایش دوران ریاست جمهوری عنوان کرد، به طوری که قصد داشت حکومتی مانند پادشاهی مصر ایجاد کند. عابدی یادآور شد: تئوری زیر سوال بردن انتخابات و شکل گیری اغتشاشات توسط هاشمی رفسنجانی شکل گرفته بود.

 

تفکر، تفکر، تفکرت مبارک

 روزنامه اعتماد صفحه 12

نویسنده: ابراهیم رها

   با توجه به اینکه اصلاح طلبان قبل از بازداشت نظراتی دارند که در زندان و بر اثر فرصت فراوان برای به فکر فرو رفتن طبعاً تغییر می کند و با توجه به اینکه در اثر این به فکر فرو رفتن ها محمدعلی ابطحی چاق که سهل است عبدالله مومنی لاغر هم 20 کیلو وزن کم می کند و با توجه به اینکه محمدرضا خاتمی که مدت کوتاهی در زندان فرصت فکر کردن داشته و هنوز قسمتش نشده فرصت بیشتری در اختیارش قرار گیرد، اخیراً در مصاحبه اش حرف هایی زده، من حرف های او را بعد از مشرف شدن به زندان و پیدا کردن فرصت کافی برای فکر و کاهش وزن برایتان پیش بینی می کنم.
    
    امروز: «وقتی من را دستگیر کردند حتی اجازه ندادند لباس های منزل را عوض کنم.»
    
    بعد از تفکر: به به، ای جان، دوستان و برادران خیلی برخوردشان خوب بود و تن من فراک کردند. به من گفتند: بین کراوات و پاپیون خودت یکی را انتخاب کن. چند تا مانکن هم جلوی من قدم می زدند، مثل این فشن ها کج کج راه می رفتند و به من می گفتند از مدل لباس های هر کدام خوشت می آید بگو می دهیم برایت بدوزند.
    
    امروز: «حرکت های مردم مسالمت آمیز است و ما هم در آن شرکت کردیم و به این مساله هم افتخار می کنیم.»
    
    بعد از تفکر: من حالم از این اغتشاشگران به هم می خورد. اگر این دفعه پایم به خیابان برسد با کله می گذارم وسط صورت شان. در راه رسیدن به اهداف از زیر زانو و کف گرگی هم دریغ نخواهم کرد.
    
    امروز: «ما جمهوری اسلامی خواه هستیم.»
    
    بعد از تفکر: ما حال مان از کلمه جمهوری به هم می خورد. این چه لغت مسخره یی است. این قرتی بازی ها یعنی چه که یک عده آدم که عین کاهو سبز هستند، بیایند رای بدهند و از این جور فضولی ها بکنند، من شخصاً در حال حاضر فقط یک انسان تفکرخواه هستم و برخوردها در این مدت که به من فرصت فراوان تفکر داده شد، خیلی خوب بود. اینکه 47 کیلو وزن کم کرده ام هم دلیلش این است که در محل نگهداری ما سونا و ماساژ هم فراهم بود. حالاماساژش یک مقدار سفت بود اما من باز هم تشکر می کنم،
    
    WWW. Ebrahimraha.com
    

 

 

شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸۸

 

کارتون

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 23

 

مرداد 1388

نویسنده: مهدی کرم پور

    1- این روزها... این روزها، روزهای هجمه همه جانبه سیاست بود بر هنرمندان. روزهای کوچ سیف الله داد، محمد حقوقی، مهدی آذریزدی و دیگران ... همه چیز زیر جلای سیاست از یادمان برد که سالروز سفر مهرداد فخیمی است و شکیبایی و پناهی و شاملو.
     روزهای شایعات سیاهه های روشن و مخفی. واژه های جعلی که سابقاً کاربردی نداشته در فرهنگنامه های لغات: ممنوع الکار، ممنوع التصویر، ممنوع المصاحبه و... شایعات وجود لیست های شبه مک کارتیسم با چاشنی تفتیش عقاید. روزهایی که حال همه ما خوب است اما کسی نمی گذارد باور کنیم... ما برای باوراندن به دیگران، می بایست کسی هم به باورمان بیندیشد.
    این روزها سایه سیاست بر سر همه سنگین است. بر فرهنگ و هنر نیز.
    در روزهای پخش اعترافات تلویزیونی و هوای داغ و پرغبار و خاشاک، خبر بازداشت فیلمساز بزرگ در سفر حاشیه خلیج فارس به دلیل همراه داشتن چند قرص مسکن و آرامبخش در خبرگزاری رسمی و تلویزیون دولتی شگفت زده مان می کند.
    هنرمندی که همتایش در هر کجای جهان اگر چنین تاثیری بر فرهنگ و هنر معاصر مملکتش داشته باشد، دست کم تندیسش در میدانی به نامش علم می شود و شهردار و رئیس جمهور و رئیس سنا و کنگره برای نخستین پرده برداری از پیکره اش مسابقه می گذارند. اینجا و اکنون،برای ما که بزرگ ترین مدعی فرهنگ و هنر باستانی و مسبوقیم، برای ما ملت دینداران و پرده ها و حجاب ها و... ناگهان همه دستگاه های خبررسانی رسمی و دولتی که تمام سال شعار درس اخلاق گرایی افراطی می دهند، آنچنان با بزرگ نمایی و پرده دری از دایره اخلاق خارج می شوند که ...
     2- ساکنان سرزمین دیوارهای شیشه یی شده ایم. لخت و بی جامه شاهد اعترافات و افشاگری ها و شایعات نیت خوانی و بازخوانی پرونده افکار و آرایمان.
     اما باید مراقبت کرد، از خودمان. همه ما. هنرمندان و نویسندگان و فرهنگیان و ... همه ما که ممکن است خشونت این سیاست آزارمان دهد. باید از خودمان مراقبت کنیم چون از ما مراقبت نمی شود.
     می بایست به حال شیوع این حال فکری کنیم. ما آخرین کسانی هستیم که می توانند ذرات هوا را از توزیع ویروس حال بد نجات دهند.
     این روزها می گذرند... روزهای سیاست ورزان و سیاستمداران و سیاست زدگان و... ما می مانیم. چه کسانی را خوش آید چه نه.
      3- در دارالخلافه بودم که سر مصعب را نزد خلیفه عبدالملک آوردند. لبخند زدم. خلیفه پرسید ز چه روی می خندی؟ گفتم: در دارالخلافه بودم که سر حسین بن علی را نزد ابن زیاد آوردند، در دار الخلافه بودم که سر ابن زیاد را نزد مختار آوردند، در دارالخلافه بودم که سر مختار را نزد مصعب آوردند و اینک سر مصعب را نزد شما آورده اند...خلیفه در شگفت شد و برآشفت.
        فردا دستور داد دارالخلافه را ویران کنند.

 

قطع برق هنگام سخنرانی صدرعاملی

 روزنامه اعتماد صفحه 12

در مراسم اختتامیه جشنواره کودک رخ داد

  اختتامیه جشنواره کودک و نوجوان هم از حواشی مصون نماند. جشنواره کودک و نوجوان این دوره که بعد از استعفای اکبر نبوی، برگزاری اش با شبهه و تردید روبه رو بود، سرانجام برگزار شد و روز پنجشنبه در حالی به پایان رسید که بیشتر چهره های مطرح سینمای کودک و نوجوان ترجیح دادند در این جشنواره حضور نیابند و رسول صدرعاملی و پوران درخشنده تنها نمایندگان مطرح سینمای این حوزه بودند که در جشنواره شرکت کردند. حاشیه مراسم اختتامیه جشنواره هم با سخنرانی رسول صدرعاملی شکل گرفت. زمانی که استاندار همدان از صدرعاملی درخواست کرد روی سن بیاید و صحبت کند، برق این مراسم به مدت 10 دقیقه قطع شد و شرایطی به وجود آمد که حاضران در مراسم که تا آن زمان به آرامی نظاره گر برنامه های اختتامیه جشنواره بودند، با شعارهای «الله اکبر و یاحسین...» از وضعیت ابراز نارضایتی کنند. این اتفاق در حالی رخ داد که غلامحسین الهام سخنگوی دولت نیز در این مراسم حضور داشت. بعد از این اتفاق رسول صدرعاملی بدون بیان آنچه در نظر داشته سالن را ترک کرد. صدرعاملی در گفت وگو با «اعتماد» درباره آنچه می خواسته روی سن بیان کند، می گوید: «می خواستم بگویم این جشنواره مال همه ماست. این جشنواره از آن هیچ دولتی نیست و انگیزه من از حضور در این جشنواره خنده و شور و شوقی است که بچه ها از با هم بودن در این جشنواره تجربه می کنند.» کارگردان «دختری با کفش های کتانی» درباره اتفاقی که هنگام قرار گرفتن او روی سن افتاده می گوید: «من این جشنواره را دوست داشته ام و این جشنواره انگیزه تداوم کار من در سینما بوده،هست و خواهد بود اما نمی دانم چرا وقتی قرار بود همین کلمات را آنجا روی صحنه بگویم ناگهان سالن تاریک شد و
    خود به خود مردم آرامی که در سالن نشسته بودند را وادار به شعار دادن کرد.» رسول صدرعاملی درباره حضورش در جشنواره کودک و نوجوان در همدان می گوید: «من وقتی وارد همدان شدم اصلاً انتظار نداشتم حتی ذره یی رنگ سبز در پوستر و بیلبوردها ببینم، اما انتظار هم نداشتم این گونه از تندترین و در واقع خشن ترین نوع رنگ قرمز استفاده شده باشد.» کارگردان «من ترانه 15 سال دارم» در ادامه حرف هایش می گوید: «من در طول همه این سال ها که در سینما کارکرده ام همیشه سعی داشته ام در رفتار و کارهایم متعادل و خوشبین باشم و دلیل این همه تاکید را نمی فهمم. این موضوع برای من به یک سوال غم انگیز تبدیل شده است.» این کارگردان درباره برگزاری جشنواره کودک و نوجوان می گوید: «سال ها است با چنگ و دندان جشنواره فیلم کودک و نوجوانان را برگزار می کنیم. اگر این جشنواره برای یک بار برگزار نمی شد ممکن بود دیگر هرگز برگزار نشود.»
        صدرعاملی در پایان بار دیگر با تاکید بر اینکه جشنواره کودک و نوجوان متعلق به سینماگران و کودکان است،می گوید: «سینمای کودک و نوجوان به استناد عملکرد ما و سختی هایی که در طول همه این سال ها کشیده ایم از آن ماست و صاحبان اصلی آن سینماگران و مخاطبان هستند. مخاطبانی که بسیاری از آنان با فیلم های ما، کودکی و بعد نوجوانی و حالاجوانی خود را سپری می کنند، بنابراین چگونه ما به عنوان فیلمساز می توانیم نسبت به آنها بی تفاوت باشیم.»
    اعتراض پوران درخشنده دیگر چهره مطرح حاضر در این جشنواره از دیگر موضوعات داغ این جشنواره بود. او نسبت به نحوه نمایش فیلم اش «خواب های دنباله دار» در این جشنواره اعتراض کرد و به ایسنا گفت: «وقتی در روز پایانی جشنواره پس از 72 ساعت بیداری و حضور در لابراتوار، با نسخه کامل و آماده شده فیلم در جشنواره حضور پیدا کردم و مطلع شدم، نسخه یی از فیلم که بدون صداگذاری، موسیقی و تدوین نهایی است برای مردم به نمایش درآمده است شوکه شدم و معتقدم نمایش این فیلم برخلاف مقررات است.» در مراسم اختتامیه جشنواره کودک و نوجوان غلامحسین الهام یکی از کسانی بود که روی سن رفت و سخنرانی کرد.او در بخشی از حرف هایش گفت: «در آغاز دولت دهم رئیس جمهور مهم ترین مساله را فرهنگ قرار داده است و این بخش از موضوعات اصلی دولت خواهد بود و در این دوره جایگاه سینما و هنرهای دیگر برای ساختن یک جامعه خوب، مهم و اساسی خواهد بود.» در مراسم پایانی جشنواره کودک و نوجوان فیلم «کودک و فرشته» به کارگردانی مسعود نقاش زاده با گرفتن چهار جایزه به عنوان بهترین فیلم بیست وسومین جشنواره کودک شناخته شد. برگزیدگان بخش فیلم های بلند سینمایی این گونه اعلام شد: دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه به محمدرضا گوهری و مسعود نقاش زاده برای فیلم «کودک و فرشته» رسید. غلامرضا رمضانی برای فیلم «همبازی» جایزه بهترین کارگردانی را دریافت کرد و «پرواز مرغابی ها» به کارگردانی علی شاه حاتمی جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کرد.

 

 

 

پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸

 

حاشیه های آخرین تحلیف احمدی نژاد

روزنامه اعتماد  صفحه 2

نویسنده : صبا آذرپیک

   ساعت30/7 صبح، 14 مرداد 88، میدان بهارستان.یک ساعت و نیم پیش از آغاز مراسم تحلیف محمود احمدی نژاد خودروهای ون، موتور و آمبولانس متعلق به نیروهای امنیتی و انتظامی در بهارستان و خیابان های اطراف مستقر شدند. نیم ساعت بعد مسوولان مترو به دستور فرماندهان امنیتی مستقر در میدان بهارستان موظف به بستن درهای مترو شدند. خودروهای میهمان های ویژه از خیابان های احاطه شده توسط خودروهای امنیتی رد می شود، پیاده روها خلوت است، کارت خبرنگاران به تنهایی اعتبار ندارد. باید کارت ملی یا گواهینامه ارائه کنند تا کارت ویژه تردد بگیرند. به چند خبرنگار روزنامه های اصلاح طلب همان ابتدا هشدار داده شد که قرار بوده به آنها اجازه ورود ندهند اما اگر قول بدهند شیطنت نکنند، برخی ها واسطه می شوند تا به مراسم بروند. دوستانه یادآوری می کنند که فردا حتماً مطالب شان را می خوانند تا ببینند مبادا از این دیالوگ دوستانه چیزی نوشته باشند. البته چند خبرنگار و عکاس را هم راه ندادند. اسم شان در لیست بود اما می گفتند کارت شان نیست.
    میزهای پذیرایی چیده شده بود. در راهروها فرش قرمز انداخته بودند. جایگاه خبرنگاران، میهمان های ویژه هم داشت، سفیر نبودند. یا کاردار سفارت یا دبیر دوم سفارتخانه های کشورهای آفریقایی یا حاشیه خلیج فارس. در صحن علنی تعدادی صندلی هم اضافه شده بود. تصور می رفت میهمان های بسیاری بیایند و 290 صندلی کم باشد، اما وقتی مراسم شروع شد و همان 290 صندلی هم بسیاری خالی ماند به مقامات دیپلمات اجازه دادند برخی از آنها پایین بروند و صندلی های سبز پر شود. گفته می شد نمایندگان اقلیت نمی آیند یا اگر بیایند هنگام تحلیف می روند اما برخی آمدند و تا آخر هم ماندند: «علیخانی، خباز، مقیمی، سنایی، پورفاطمی، پزشکیان، نصیری نماینده زنجان، دستغیب نماینده اصلاح طلب شیراز، فروزش، پشنگ، شهریاری، امیری، کواکبیان، اولیا، سجادیان، یوسف نژاد و حسین هاشمی». اما باقی اصلاح طلبان نیامدند که شامل تمام اعضای هیات رئیسه فراکسیون اقلیت می شد. تابش، قنبری، انصاری و نریمان نمایندگانی بودند که غایب بودند و باقی اصلاح طلبان هم به تاسی از آنها نیامدند. مابقی 42 غایب مجلس هم از اصولگراها بودند: چهره هایی مانند کاتوزیان، عباسپور و... ساعت50/8 که شد صدای هلی کوپتر در تمام فضای بهارستان پیچید و 20 دقیقه بعد مردان احمدی نژاد در کنار او وارد هرم سبز شدند. گرچه چند ساعت بعد یک «مقام آگاه» با خبرگزاری فارس گفت وگو کرد و گفت احمدی نژاد سوار آن هلی کوپتر نشده اما ساعت 11 صبح هم که احمدی نژاد رفت باز هم همان صدا آمد. علی کردان که وارد مجلس شد و در ردیف دوم نشست، تا چند صندلی اطرافش خالی بود. هیچ کس کنار دست او ننشست تا تنهایی به نظاره تحلیف بنشیند. مشایی، محصولی، رحیمی، ثمره هاشمی و سعیدلو که باید می آمدند و آمدند. جنتی هم آمد تا جمع شادباش گویان به احمدی نژاد تکمیل شود. وزیر دفاع صلاح دیده بود با کت و شلوار بیاید و لباس نظامی به تن نکند اما فیروزآبادی و احمدی مقدم با لباس فرم آمدند. روح الله حسینیان و رسایی شاد بودند و با همه روبوسی می کردند. البته چند وزیر هم نیامدند. می گفتند در کابینه بعد جایی ندارند و نیامدند. غایبان تنفیذ هم اینجا غایب بودند. البته برخی هم که به تنفیذ رفته بودند اینجا نیامدند. تحلیف برگزار شد و تمام شد و باز هم صدای آن هلی کوپتر آمد و احمدی نژاد رفت. اما میهمان های ویژه و خبرنگارها و نماینده ها با پای پیاده و ماشین باز هم از درهای بهارستان خارج شدند. پیاده روها فرق کرده بود. شلوغ بود. پیاده روهای بهارستان مملو از مردمی بود که به آرامی راه می رفتند. ماموران امنیتی و انتظامی هم با آرامش در کنار آنها ایستاده بودند یا در میان مردم قدم می زدند. تنها چند نفر از مردم برای چند نماینده تعریف می کردند که یک خانم مسن از طرف برخی افراد که لباس نیروی انتظامی به تن نداشتند، کتک خورد. تعریف می کردند چند مامور نیروی انتظامی به این نحوه برخورد معترض شدند و سعی کردند این خانم مسن را از آن محدوده بیرون ببرند تا سوار ون های مشکی نشود. اما با اصرار افرادی که مامور نبودند این خانم مسن با وجود اعتراض مردم سوار یک خودرو شخصی شده و برده می شود. این روایت در حالی برای نمایندگان تعریف می شد و آنها سری به نشانه تاسف تکان می دادند که برخی از رانندگان نمایندگان برای نماینده هایشان خبر آوردند که این خانم مسن «هاله سحابی» دختر عزت الله سحابی رئیس شورای فعالان ملی- مذهبی است. او دیابت دارد و به گفته پزشکان نباید زخمی شود چون دچار خونریزی های شدید خواهد شد. نمایندگان سوار زانتیا یا پژوهایشان شدند. شیشه خودروهایشان بالابود. گر چه خودروهایشان مشخص است اما به سختی توانستند محوطه اطراف میدان بهارستان را ترک کنند. خودرو نمایندگان از مقابل چند دبیرستان در خیابان جمهوری که می گذشت از درهایشان دانش آموزان دبیرستانی که باید برای انتخاب رشته به آنجا می رفتند، نمی توانستند خارج شوند. عقربه های ساعت که نزدیک 12 ظهر شد دیگر بهارستان از حضور میهمان های ویژه خالی شده بود. پیاده روهای شلوغ مانده بود و14 مرداد، سالروز صدور فرمان مشروطه توسط مظفر الدین شاه درست 120 سال پیش.

 

امروز دوران فرزندسالاری است

روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 6 

هشت درخواست اساتید بسیجی از احمدی نژاد

   سایت خبر آنلاین نوشت: دکتر صلاحی، دبیر کمیته سیاسی سازمان بسیج اساتید گفت که استادان بسیجی هشت درخواست را از احمدی نژاد به این شرح مطرح کرده اند:
    1 - لزوم توجه بیشتر به مبارزه با مفاسد اقتصادی به صورت مستدل با تصویب لوایح قانونی و همکاری نهادهای ذی ربط. 2 - لزوم مبارزه با فساد سیاسی احزاب و گروه ها و افرادی که مصالح این مملکت را رعایت نکردند و اقدام به کارهای خلاف قانون کردند یا با بیگانگان در برهم زدن امنیت کشور هماهنگ بودند. 3 - لزوم تلاش دولت برای استفاده از همکارانی قوی و استفاده از همه توانمندی های نیروهای اصولگرا. 4 - در نظر گرفتن دستورات مقام معظم رهبری در به کارگیری همکاران رییس جمهور. 5 - لزوم توجه بیشتر به مسائل فرهنگی و سیاسی در دانشگاه ها. 6 - با توجه به روحیه ولایتمداری که در رییس جمهور وجود دارد، انتظار این است که دستورات و اشاره های مقام معظم رهبری به سرعت عمل شود که این به نفع رییس جمهور هم هست. 7 - توجه به بعضی از گفته ها و کردارهایی که از سوی آقای مشایی در دولت نهم سرزده بود و نارضایتی و ناراحتی طیف گسترده علاقه مندان و طرفداران آقای رییس جمهور را در پی داشت. 8 - در به کارگیری آقای مشایی در مراکز حساس حتما نظر مثبت مقام معظم رهبری کسب شود.
    دبیر کمیته سیاسی یازدهمین هم اندیشی سازمان بسیج اساتید افزود: ما انتظار بیشتری از ایشان داشتیم. صلاحی با اشاره به اینکه رابطه پدر و پسری میان احمدی نژاد و رهبری عدم تمکین رییس جمهور از دستور ولی فقیه را توجیه نمی کند، به خبرنگار خبر گفت: اگر هم رابطه پدر و پسری باشد امروز دوران فرزندسالاری است. صلاحی تصریح کرد: اشاره های رهبری برای ما حکم است. حکم رهبری بر خود رهبری واجب است. به رغم اینکه این دولت خدمات بسیار بزرگی انجام داد، اما باید تکلیف روشن شود. چارچوب باید تعیین شود. من معتقدم در جلسه هم اندیشی اساتید بسیجی این موضوع روشن نشد، اما یک جلسه ای حتما نیاز است با حضور رییس جمهور این دفعه البته رییس جمهور شنونده باشد.

 

نردبان شکسته !

روزنامه کیهان صفحه 2

نویسنده: حسین شریعتمداری

   دیروز «رابرت گیبس» سخنگوی کاخ سفید در نشست هفتگی با خبرنگاران اعلام کرد که «آمریکا احمدی نژاد را رئیس جمهور مشروع و قانونی ایران می داند» و افزود «این واقعیت که هیچ نماینده آمریکایی در مراسم تحلیف احمدی نژاد شرکت نمی کند به معنی آن نیست که آمریکا مشروعیت ریاست جمهوری احمدی نژاد را رد می کند و یا او را رئیس جمهور منتخب ایران نمی داند.»
    اعتراف کاخ سفید به قانونی بودن انتخابات ریاست جمهوری دهم در ایران و مشروعیت و رسمیت ریاست جمهوری احمدی نژاد در حالی است که رسانه ها و مقامات آمریکایی طی چندماه گذشته و مخصوصاً بعد از اعلام نتیجه انتخابات، به منظور القای توهم تقلب در انتخابات دست به تبلیغات گسترده ای زده بودند و علاوه بر تماس های پنهان و افشا شده ماموران اطلاعاتی «سیا» با آشوبگران که با هدف مدیریت آشوب ها صورت می پذیرفت، دولت آمریکا به صراحت از اختصاص 400 میلیون دلار برای حمایت از آشوبگران خبر داده بود... اما این وجیزه، در پی بازخوانی پرونده سیاه همکاری «سیا» با فتنه انگیزان اخیر نیست، چرا که بازگویی آن، مصداق «حدیث مکرر» است و صدالبته، ملال آور. منظور از این نوشته، اشاره به نکته ای عبرت انگیز است و شاید برای بعضی ها که هنوز بر طبل توخالی تقلب می کوبند، درس آموز هم باشد. ان شاءالله.
    ساز بدصدا و هرزه نواز تقلب در انتخابات را پیش از همه و بیش از همه، آمریکا و متحدانش کوک کردند و با تمام توان سیاسی و تبلیغاتی و کمک های مالی خود در این شیپور فریب دمیدند، تا آنجا که به گواهی شواهد و قرائن و اسناد غیرقابل انکار می توان گفت، بدرقصی برخی از سران فتنه در همنوایی با همین ساز بدصدا بود. اکنون اما، آمریکایی ها خود به صراحت از قانونی بودن انتخابات و مشروعیت ریاست جمهوری احمدی نژاد سخن می گویند و رسماً به این حقیقت مشهود اعتراف می کنند. و این همه یادآور کلام خداوند تبارک و تعالی در قرآن است، آنجا که به ماجرای برخی از فریب خوردگان شیطان اشاره کرده و می فرماید؛
    «کمثل الشیطان، اذ قال للانسان اکفر فلما کفر، قال انی بری منک، انی اخاف الله رب العالمین... مثل آنان مانند شیطان است که به انسان گفت، کفر بورز، و هنگامی که کفر ورزید، گفت؛ من از تو بیزارم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم» آیه 16 سوره مبارکه حشر.
    اعتراف آمریکا به قانونی بودن انتخابات و مشروعیت ریاست جمهوری احمدی نژاد به مفهوم آن نیست که دست از ادامه توطئه برمی دارد، کما این که بیزاری جستن شیطان از انسانی که او را به کفر دعوت کرده بود به معنای دست کشیدن شیطان از فریب انسان ها نخواهد بود. بلکه آمریکا می داند و به وضوح درک کرده است در مقابل ایران اسلامی مقتدر و در برابر مردمی که با حضور بی نظیر 85 درصدی در انتخابات و رای 40 میلیونی خود قبل از هرچیز بر پشتیبانی از نظام اسلامی تاکید ورزیده اند، تاب مقاومت ندارد از این روی کوبیدن بیشتر بر آن طبل توخالی را به سود خویش نمی داند، نه این که از توطئه چینی و فتنه انگیزی دست بردارد. شیطان نیز، وقتی جلال و جبروت خداوند تبارک و تعالی را می بیند، فقط از آن ماجرا که در آن بود پا پس می کشد چون ادامه آن را ناممکن می بیند نه آن که برای همیشه از ماجراجویی و فریب انسان ها دست بشوید ...
    و تاسف آور است که برخی از سران مدعی اصلاحات از پا پس کشیدن شیطانی که فریبشان داده است نیز عبرت نمی گیرند و... شاید به این علت که می بینند هزینه این فتنه انگیزی را از جان و مال و زندگی دیگران می پردازند و خود آسیبی نمی بینند که نگران باشند! غافل از این که به قول ملای رومی؛
    نردبان این جهان ما و منی است
    عاقبت این نردبان افتادنی است
    لاجرم هرکس که بالاتر نشست
    استخوانش خردتر خواهد شکست

 

سخنگوی کاخ سفید: اشتباه کردم که گفتم احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب ایران است!

روزنامه آفتاب یزد  صفحه 1 

   روز گذشته رابرت گیبز سخنگوی کاخ سفید در مورد اخبار منتشر شده نسبت به تایید انتخابات ایران توسط ایالات متحده واکنش نشان داد. به گزارش رویترز رابرت گیبز که یک روز قبل از آن انتخابات ریاست جمهوری ایران را تایید و احمدی نژاد را رئیس جمهور منتخب ایران نامیده بود، گفت که در اظهاراتش دچار اشتباه شده و سپس افزود که در مورد صحت انتخابات ریاست جمهوری، این مردم ایران هستند که باید تصمیم گیری کنند.سخنگوی کاخ سفید گفت: »باید کمی اظهارات روز سه شنبه ام را اصلاح کنم. من اعلام کردم که احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب ایران است. باید می گفتم که وظیفه من نیست در این مورد قضاوت کنم. واقعیت این است که با وجود ابهاماتی در مورد عادلانه بودن انتخابات، ایشان سوگند یاد کرده اند. روشن است که مردم ایران سوالاتی در مورد انتخابات دارند که باید اجازه دهیم خودشان در این مورد تصمیم گیری کنند.«

 

هجرت پنج ساله حسین پناهی

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 9 
 14   مردادماه هر سال، یادآور درگذشت حسین پناهی است؛ شاعری که به گواه خیلی ها، تجسم یک مهربانی معصوم بود و این امر را بسیاری از افرادی که به نوعی با وی یا هنرش در ارتباط بوده اند باور دارند. خبرگزاری مهر به بهانه سالگرد حسین پناهی در گزارشی مبسوط به زندگی و فعالیت شعری و هنری این شاعر پرداخته است.پناهی متولد یکی از روستاهای استان کهگیلویه و بویراحمد بود و به راستی تا آخر عمر هم نتوانست صفا و سادگی دل یک روستایی را با هیچ چیز دیگری عوض کند.او در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان سوق در استان کهگیلویه و بویراحمد متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در همان روستا گذراند و دوران دبیرستان را در شهر بهبهان طی کرد. سپس به تحصیل در مدرسه آیت الله گلپایگانی در قم پرداخت و دوره چهارساله هنرجویی در مدرسه آناهیتا را نیز پشت سر گذاشت، سپس به فعالیت در عرصه سینما پرداخت و بازیگری در تلویزیون را نیز تجربه کرد. پناهی بازیگری را نخست از مجموعه تلویزیونی محله بهداشت آغاز کرد. با پخش نمایش «دو مرغابی درمه» از تلویزیون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نیز در آن بازی می کرد، خوش درخشید و با پخش نمایش های تلویزیونی دیگر خود طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت. نمایش های دو مرغابی درمه و یک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، به درخواست مردم چندین بار از تلویزیون پخش شد. شعرها و حرف های حسین پناهی صادقانه بود و همین باعث می شد که به دل بنشینند. جنس حرف هایش از جنس همان حرف هایی بود که شازده کوچولوی «آنتوان دوسنت اگزو پری» می زد.
    همان شازده کوچولویی که با دیدن یک جعبه ای که سه سوراخ داشت به فکرش می رسید که «ممکنه خونه یک بره باشه» و همیشه از خودش می پرسید «این آدم بزرگا چقدر عجیبن؟!» و در نهایت همه فکر و ذکرش گلی بود که تازه در سیاره اش سبز شده بود. گذرگاه، گال، تیرباران، هی جو، نار و نی، در مسیر تندباد، ارثیه، راز کوکب، مهاجران، چاووش، سایه خیال، اوینار، هنرپیشه، مرد ناتمام، روز واقعه، آرزوی بزرگ، قصه های کیش (اپیزود اول، کشتی یونانی)، بلوغ، مریم مقدس و بابا عزیز از آثار سینمایی هستند که پناهی در آن ایفای نقش کرده است. همچنین این هنرمند در چند تله تئاتر نیز به ایفای نقش پرداخته و چندین تالیف نیز دارد که «من و نازی»، «ستاره»، «چیزی شبیه زندگی»، «دو مرغابی در مه»، «گلدان و آفتاب»، «پیامبر بی کتاب» و «دل شیر» از این جمله است، ضمن اینکه دو نوار با شعر و صدای حسین پناهی نیز منتشر شده است که «سلام خداحافظ» و «ستارها» نام دارند.
    پناهی در دهه 60 و اوایل دهه 70 از پرکارترین و خلاقترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون بود و به دلیل فیزیک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن و سادگی و خلوصی که از رفتارش می بارید و نیز طنز تلخش، بازیگر نقش های خاصی بود. او در سال ۶۷ برای بازی در فیلم «در مسیرتندباد» کاندید جایزه بهترین بازیگر نقش دوم شد، ضمن اینکه در سال ۶۹ برای بازی در فیلم «سایه خیال» که بر مبنای شخصیت او نوشته شده بود، نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد و در سال ۷۱ برای بازی در فیلم مهاجران نامزد دریافت بهترین بازیگر نقش دوم شد و دیپلم افتخار جشنواره نهم فجر را برای بازی در فیلم سایه خیال دریافت کرد. با وجود کارنامه سینمایی و تلویزیونی حسین پناهی، به نظر می رسد وی بیشتر شاعر بود و این شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت، ضمن اینکه آثار مختلف ادبی وی نیز از این امر حکایت می کند.
    یکی از آثاری که پناهی در آن ایفای نقش کرده، سریال «آژانس دوستی» است. پناهی در این سریال نقش راننده ای ساده، تنها و شوریده حالی را بازی می کرد که البته بر اساس نظر بسیاری از کسانی که پناهی را می شناختند، وی در زندگی واقعیش هم همین گونه ساده بوده است. شاید آنچه بیش از هر چیز دیگری باعث می شد پناهی به دل بنشیند، لحن صحبت کردن ساده اش، نگاه معصومش به زندگی و چهره دوست داشتنی اش بود. صفا، صمیمیت و صداقتی که در شعرها و نوشته های زنده یاد پناهی بود قابل وصف نیست و شاید دلیل این امر این است که این نوشته ها از دل پناهی می آمد و آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.
    حسین پناهی سرانجام در 14 مردادماه 83 درگذشت تا سادگی ها و صمیمیتش را در جهانی دیگر تداوم بخشد و چه زیبا از بهشت و مادر گفت که «به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد.» 

 

 

چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸۸

 

گزینه های احتمالی تصدی صندلی های کابینه مشخص شدند

روزنامه ایران  صفحه 2 

  فهرست کاندیداهای احتمالی تصدی مسئولیت وزارتخانه ها و معاونت های ریاست جمهوری در جلسه سه شنبه شب کمیته بررسی به جمع بندی نهایی نزدیک تر شد.
    به گزارش ایرنا فهرست اولیه کاندیداهای تصدی مسئولیت های کابینه، ششم مرداد ماه از سوی هیات 10 نفره مشورتی رئیس جمهور با حدود 10 کاندیدا برای هر پست تعیین شده بود.
    پس از تاکید رئیس جمهور برای اضافه کردن کاندیداهای جدید جهت تصدی مسئولیت های کابینه، درجلسه اخیر کمیته مذکور برای بیشتر مسئولیت ها دو کاندیدا تعیین شده است. با این حال تصمیم نهایی و قطعی با رئیس جمهور است و احتمال تغییر ترکیب افراد پیشنهادی برای معاونت ها و وزارتخانه ها از سوی دکتر احمدی نژاد وجود دارد.
    رئیس جمهور طبق قانون دو هفته دیگر برای معرفی کاندیداهای وزارتخانه ها به مجلس زمان دارد.
    پیش از این نیز 5 معاون از سوی رئیس جمهور منصوب شده بودند.
    فهرست تفکیکی کاندیداهای پیشنهادی به شرح زیر است:
    معاونت توسعه منابع و سرمایه انسانی رئیس جمهور: ابراهیم عزیزی، مرتضی تمدن
    معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی: برقعی، عزیزی
    سازمان تربیت بدنی: علی سعیدلو، رویانیان
    معاونت حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور: رحیمی، سعدون زاده
    معاونت علمی و فناوری: واعظ زاده، نسرین سلطانخواه
    سازمان حفاظت محیط زیست: سلیمان پور، اشرفی پور
    مرکز امور زنان و خانواده رئیس جمهور: سجادی، فردوسی پور، الهام امین زاده
    وزارتخانه ها
    وزارت تعاون: عباسی، دکتر پورمحمدی
    وزارت کار و امور اجتماعی: شیخ الاسلامی، دهمرده
    وزارت بازرگانی: میرکاظمی، خالدی
    بهداشت، درمان و آموزش پزشکی: لنکرانی، خانم وحید دستجردی
    فرهنگ و ارشاد اسلامی: حدادعادل، سید محمد حسینی، شمقدری
    علوم، تحقیقات و فناوری: شجاعی فرد، زاهدی
    آموزش و پرورش: علی احمدی، مظفر
    امور اقتصادی و دارایی: حسینی، بهمنی
    رفاه و تامین اجتماعی: فروزنده، ریاض
    دادگستری: بختیاری، احمد علیزاده
    دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح: محصولی ، احمدیان، بکائی
    راه و ترابری: بهبهانی، سید مهدی هاشمی
    مسکن و شهرسازی: نیکزاد، سعیدی کیا
    ارتباطات و فناوری اطلاعات: سلیمانی، مخبر، صادق ذبیحی، خسروی، غفاریان، کهزادی، کرم پور، شیرانی
    نفت: محرابیان، جشن ساز
    نیرو: علی آبادی، فتاح
    جهاد کشاورزی: بوربور، خلیلیان، مقدسی
    امورخارجه: داوودی، سید احمد موسوی
    کشور: نجار، سید حسن موسوی، دانشجو
    صنایع و معادن: قلعه بانی، جهانگرد

 

بار دیگر مسجد ضرار

روزنامه کیهان  صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

1-«  ابوعامر» در میان مردم یثرب- مدینه قبل از هجرت پیامبر(ص)- نفوذ و اعتبار فراوانی داشت. او که نصرانی و مشهور به زهد و عبادت بود با استناد به آموزه های انجیل مردم را به ظهور پیامبر آخرالزمان بشارت می داد و می گفت بی صبرانه چشم به راه آمدن اوست. رسول خدا(ص) که به مدینه هجرت فرمود، مردم به اسلام گرویدند و ابوعامر که انتظار می رفت در پیوستن به رسول خدا(ص) پیشقدم باشد، وقتی جایگاه و منزلت قبلی خود را از دست رفته و بی رونق دید، کینه پیامبر خدا(ص) را به دل گرفت و به مخالفت با اسلام برخاست. کار اسلام که در مدینه بالاگرفت، ابوعامر به مکه رفت و با مشرکان علیه رسول خدا(ص) همساز شد. او در طراحی جنگ احد نقش داشت. ابوعامر پس از آن که نشانه های شکست را در جبهه مشرکان حجاز مشاهده کرد و از پیروزی آنها ناامید شد، مکه را ترک کرد و نزد هراکلیوس -هرقل- امپراتور روم رفت و پیشنهاد خود برای مقابله با اسلام را با وی در میان گذاشت. برای هراکلیوس مهم نبود که انگیزه ابوعامر از مخالفت با اسلام چیست؟ مهم آن بود که ابوعامر نیز مانند امپراتور روم در مخالفت با اسلام اشتراک نظر داشت، بنابراین در این نقطه می توانستند با هم ائتلاف کنند، اگرچه هریک برای «حجاز بعد از فروپاشی اسلام»! سودای جداگانه ای در سر داشتند. ابوعامر اهل یثرب بود و سابقه حضور او در میان مردم آن سامان که حالابه اسلام گرویده بودند می توانست یک «فرصت» باشد، چرا که مردم مدینه او را «بومی» و «هموطن» خویش تلقی می کردند و غیر از تعدادی اندک و کم شمار، بقیه چه می دانستند که ماموریت بیگانه برعهده دارد!
    طرح مقابله با اسلام و پیامبر خدا(ص) بعد از چند نشست پی درپی با حضور مشاوران امپراتور آماده شد و هراکلیوس براساس آنچه در طرح پیش بینی شده بود، اجرای مرحله مقدماتی آن را به ابوعامر ابلاغ کرد. ابوعامر نامه ای خطاب به چند تن از منافقان مدینه نوشت. این عده همگی از اشراف بودند که بعد از گرویدن مردم به اسلام، زندگی اشرافی خود را از دست داده و کینه اسلام و مسلمین را به دل داشتند اما به علت اقتدار اسلام و باورهای عمیق مردم، جرات مخالفت آشکار نداشتند و از این روی، ضمن مخالفت های پنهان با رسول خدا(ص) و کارشکنی در امور مسلمین، در انتظار فرصتی مناسب نشسته و تظاهر به اسلام می کردند. ابوعامر این عده را می شناخت و با آنان مراوده پنهانی داشت. در نامه ابوعامر خطاب به منافقان که با پیک پنهان از روم به مدینه ارسال شد، آمده بود؛ اگر شما شرایط و زمینه لازم را فراهم آورید، سپاه روم برای برچیدن بساط اسلام به مدینه حمله خواهد کرد و قدرت و جایگاه قبلی به شما بازمی گردد اما پیش از این باید در مدینه پایگاهی داشته باشیم- بخوانید چیزی شبیه برخی از ستادهای انتخاباتی این روزها- تا پوشش مناسبی برای تجمع مخالفان اسلام و رسول خدا(ص) و مدیریت برنامه ها باشد.
    در طرح ابوعامر- همان طرح هراکلیوس امپراتور روم- آمده بود اگر پایگاه مورد نظر، نشانه ای از ما داشته باشد به آسانی شناخته شده و از میان برداشته می شود و توصیه اکید شده بود که این پایگاه باید ظاهری کاملااسلامی داشته و در تبلیغ و ترویج آن از مناسک و شعارهای مورد قبول و احترام مسلمانان استفاده شود- به زبان امروز بخوانید، استفاده از شال سبز! شعار الله اکبر! ادعای پیروی از خط امام(ره)! و ...- و اینگونه بود که «مسجد ضرار» ساخته شد.
    2-رسول خدا(ص) سپاهی از مسلمانان پاکباز، آراسته و عازم جنگ «تبوک» بود. منافقانی که با واسطه ابوعامر از امپراتور روم ماموریت گرفته بودند- شما می توانید روم آن روز را به زبان امروز، آمریکا ترجمه کنید- نزد حضرت آمدند و خبر دادند که قصد دارند در مدینه مسجدی بنا کنند تا پایگاهی برای گسترش اسلام باشد و از این طریق برای دفاع از رسالت الهی رسول خدا(ص) - همان خط امام(ره) امروز- فعالیت کنند. آنها از پیامبر اعظم(ص) خواستند که شخصا در این مسجد نماز گزارده و آن را افتتاح کند. پیامبر اکرم(ص) تصمیم در این باره را به هنگام بازگشت از «جنگ تبوک» موکول فرمودند و در بازگشت پیش از آن که وارد مدینه شوند همان منافقان نزد ایشان آمده و درخواست خویش را تکرار کردند؛... یا رسول الله(ص) به مسجد ما بیا و در آنجا نماز بگزار و از خدا بخواه به کار ما برکت دهد و... اما پیک وحی از توطئه منافقان پرده برداشت؛
    «مسجدی که آن منافقان ساخته اند برای ضربه زدن به مسلمانان، حمایت از کافران، تفرقه افکنی در میان مومنان و کمینگاه برای کسی است که از دیرباز به مقابله با خدا و رسولش پرداخته است. آنان سوگند یاد می کنند که غیر از نیت خیر و خدمت به اسلام مقصودی نداشته اند، اما خدا گواهی می دهد که دروغ می گویند... ای پیامبر! هرگز در آن مسجد قدم مگذار، همان مسجد- مسجد قبا- که از ابتدا برپایه تقوا بنا شده برای عبادت شایسته تر است، در آن مردانی هستند که به تهذیب نفس اشتیاق دارند و خدا مردم پاک و مهذب را دوست می دارد...(آیات 107 و 108 سوره مبارکه توبه).
    در پی نزول این آیات، رسول خدا(ص) کسانی را مامور کردند تا آن مسجد را که در کلام خدا مسجد ضرار- آسیب زننده- نامیده شده بود، ویران کنند و آن ویرانه را نیز به آتش بکشند... و مسجد ضرار که از سوی امپراتور روم و اشراف مشرک و موقعیت از دست داده حجاز به عنوان پایگاهی برای مقابله با اسلام و پیامبرخدا(ص) بنا شده بود، اینگونه به فرمان خدا و به دست پیامبر حامی محرومان و پابرهنگان ویران شد.
    4- سعدی می گوید... یکی گیسوان بافت که علویم و با قافله حجاز به شهر آمد که از حج همی آیم و قصیده ای نزد ملک برد که خود سروده ام!... یکی از ندیمان پادشاه که از سفر دریا آمده بود گفت؛ من او را عید اضحی-عید قربان- در بصره دیدم حاجی چگونه باشد؟ دیگری گفت؛ پدرش نصرانی بود پس علوی-سید- نباشد و شعرش را به دیوان انوری یافتند!
    این روزها، هزار و چهارصد و چند ده سال بعد از آن روزها که ماجرای « مسجد ضرار» اتفاق افتاده بود بار دیگر «ابوعامر»ها و «هراکلیوس»ها به فکر بازسازی آن ماجرا افتاده بودند. بازی همان بازی بود و شخصیت ها، همان شخصیت ها، فقط جای اشخاص عوض شده بود. بازیگران جدید در همان نمایشنامه به بازی گرفته شده بودند، از بازیگران، انتظار چندانی نبود، چرا که برخی در هوس بازگشت به قدرت و برخورداری دوباره از ثروت و امکاناتی که متعلق به آنها نبود، وارد بازی شده بودند- مانند طلحه و زبیر در فتنه جمل که حق را می شناختند ولی برنمی تافتند- شماری به ماموریت آمده بودند- مانند ابوعامر از بیرون و عبدالله بن ابّی از درون- و جمعی نیز در غباری که میدان را فرا گرفته بود، به توهم افتاده بودند. اما، انگیزه ها هرچه بود و بازیگران هر که بودند بازی همان بازی بود، بازسازی ماجرای «مسجد ضرار» .
    ظاهرا سازندگان «مسجد ضرار جدید»! بخش پایانی آن داستان را که مربوط به سرنوشت مسجد ضرار اول است فراموش کرده و نمی دانستند آن کانون فتنه چگونه ویران گردیده و به آتش کشیده شد. اگر، از سرنوشت مسجد ضرار اول با خبر بودند و هوشیاری مردم ایران مخصوصا تجربه 30 ساله اخیر آنان را دست کم نمی گرفتند، شاید می توانستند پیشاپیش از پایان ماجرای خویش باخبر شوند و رسوایی ابوعامرها و عبدالله بن ابّی ها را تکرار نکنند. البته، خیلی هم قابل ملامت نیستند، چون فقط مومنان از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شوند!
    اگر قرار بود مردم مسلمان ایران که پرورش یافته اسلام، امام راحل و خلف حاضر او هستند، هر سرابی را «آب» تلقی کنند، از هر سبزی تلقی سیادت داشته باشند، هر صدای الله اکبری را نشانه انقلابی بودن بدانند و هر که نام امام راحل را بر زبان آورد، پیرو خط امام(ره) تصور کنند و... اگر چنین بود که ایران اسلامی تاکنون و طی 30 سال گذشته هزاران بار در چنگال خونین و دست های غارتگر آمریکا و اسرائیل گرفتار شده بود!
    روز دوشنبه رهبر معظم انقلاب در مراسم تنفیذ حکم رئیس جمهور خطاب به جماعتی که درپی بازسازی «مسجد ضرار دوم» بودند، فرمود؛
    «با مسجد ضرار و تقلید از امام بزرگواری که از عمق دل و جان غرق قرآن بود، نمی توان این مردم آگاه را فریب داد، چرا که دل این ملت به نور ایمان روشن است.»

 

عکس یادگاری برای یک سوگند

روزنامه اعتماد  صفحه 2 

نویسنده: صبا آذرپیک

  آیا وقتی که دستش را برای دوستدارانش تکان می دهد و وارد هرم «سبز» بهارستان می شود، پیش از آنکه بالای سکو رود، می تواند صندلی های «سبز و خالی» بهارستان را ببیند؟ خیلی ها برای شنیدن متن سوگند و شادباش گفتن می روند: اما خیلی ها هم نمی روند. 290 صندلی سبز: اینجا خانه ملت است، اینجا تنها مردان سیاست اجازه ورود به مراسم تحلیف را دارند. رسم است که بیایند و تبریک بگویند به مردی که «امین» ملت شده تا چهار سال سکاندار اداره مملکت شان باشد. رسم است که همه بیایند از رئیس جمهور سابق گرفته تا روسای مجلس قدیمی: مردان امین نظام باید بیایند. چهره های قدیمی و کهنه سواران سیاست باید بیایند تا ببینند درخت به بار نشسته کشور را در چهار سال آینده به دستان چه کسی می سپارند. در قانون اساسی کشور این رسم 30 سال پیش گذاشته شده تا رئیس دولت در حضور همگان سوگند بخورد که امانتدار خوبی است و ثمره یک ملت را به خوبی پاس خواهد داشت و بر بارش خواهد افزود. این سوگند را در برابر نمایندگان ملت باید یاد کند تا به نوعی آنها برای ملت پیغام ببرند که کلید را به کلیددار دادیم. اما آیا در صفحه دوم آلبوم دهم عکس های خوبی به یادگار خواهد ماند؟ مردان سیاست ایران خواهند آمد تا با مرد کابینه پیمان ببندند که آنها هم در اجرای این سوگند تا آخرین روز همراهی اش می کنند؟ سوال هایی که شاید مشاوران محمود احمدی نژاد به او سفارش کرده باشند که کمتر به آنها فکر کند و بدون نگاه کردن به صندلی های خالی تنها متن سوگند را بخواند و لبخند بزند و دستی تکان دهد و خارج شود. شاید این توصیه اجرا شود و رئیس دولت نهم سعی کند کار جدیدش را با این نوع نگاه آغاز کند اما به یقین عکاس ها عکس های یادگاری زیادی از صندلی خالی آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله ناطق نوری، مهدی کروبی، محمد خاتمی، حسن روحانی، محسن رضایی و بسیاری از بزرگان دیگر خواهند انداخت تا در تاریخ به یادگار بماند.
       به هر روی در حضور یا غیاب هر کس این سوگندنامه خوانده می شود: «من به عنوان رئیس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می کنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیت هایی که بر عهده گرفته ام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هرگونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و ائمه اطهار علیهم السلام قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا و فداکار نگهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم.» و کلید داده می شود و ماجرا آغاز می شود. اما باز هم دیروز کم نبودند افرادی که می پرسیدند آیا در این چهار سال محمود احمدی نژاد به سوگندی که مرداد 84 خورده بود پایبند بود؟ این سوال دیروز و روزهای قبل تر بی پاسخ ماند که سوگند خوردن مرد اول کابینه قرار است تشریفاتی باشد یا واقعی. که اگر واقعی است باید پیش از سوگند یاد کردن دوم به رسم هر سوگند خوردنی این سوال مطرح شود که آیا قول می دهی به سوگندت وفادار بمانی؟ که اگر باز هم قرار است قول دهد وفادار است باید مصداق های وفاداری را بیاورد و اگر قرار است مصداق بیاورد چه مصداقی بهتر از عملکرد چهارساله چرا که از نمایندگان مجلس تا افکار عمومی همگی بر آن معتقدند که چهار سال مدت خوبی است برای سنجیدن تعهد یک نفر به یک سوگند. شاید بهتر بود مشاوران مرد اول کابینه امروز به او سفارش می کردند جملاتی را آماده کند تا پیش از آنکه در برابر 70 میلیون ایرانی سوگند یاد کند، ابتدا آنها را بخواند و حداقل افکار عمومی را در این مورد قانع کند که در این چهار سال به سوگند گذشته اش عمل کرده که امروز باز هم می خواهد سوگند جدید بخورد و خدا را برای اجرایش به شهادت بگیرد.

 

دولتی که نمی ترسد!

روزنامه آفتاب یزد  صفحه 1 

  چند روز قبل خبری در برخی سایت ها آمد که نشان می داد از بعضی دکه داران خواسته شده تا روزنامه های آفتاب یزد، اعتماد و اعتماد ملی را جلوی پیش خوان نگذارند زیرا تیتر آنها تحریک کننده است.
      این خبر را چندان جدی نگرفتم اما دیروز بار دیگر همان خبر به همراه عکسی که در زیر ملاحظه می کنید در بعضی سایت ها آمد. خبرهایی هم از برخی نقاط تهران و شهرستان ها به دست من رسید که صحت این موضوع را تایید می کرد.
      البته درحال حاضر کاری از دست ما ساخته نیست زیرا ظاهراً یک باند قدرتمند تصمیم گرفته است رسانه های رسمی را به طور کلی از حوزه »خبردهی موثر« در حوادث داخلی خارج کند. فعالیت این باند، تاکنون بر صدا و سیما متمرکز بود که اصرار بر خبررسانی های یکطرفه و تخریب اصلاح طلبان را می توان دستاورد نفوذ این باند دانست اما ظاهرا وجود تعدادی روزنامه مستقل نیز عده ای را آزار می دهد. این در حالی است که فعالیت روزنامه های موردنظر، نه تنها در چارچوب قوانین رسمی می باشد بلکه خودسانسوری یا خط قرمزهای مقطعی و »من درآوردی« نیز در سطر به سطر مطالب این روزنامه ها مشهود است. البته به این گناه اعتراف می کنیم که هیچ گاه حاضر نشده ایم شیفتگی به رئیس دولت را نشان دهیم و هرگاه بعضی شیفتگان، او را »آسمانی« جلوه داده اند آنها را نکوهش کرده ایم که ظاهرا »عدم شیفتگی« کم گناهی نیست.
    آقایان صاحب نفوذ، مختارند که پس از بی خاصیت کردن یا کاهش نقش رسانه ملی در عرصه »خبرگیری توسط مردم«، این بار رسانه های منتقد - با عرض شرمندگی نسبت به واژه انتقاد-! را نیز محدود سازند. اما ظاهرا از این نکته غافلند که عطش کسب خبر، قابل کنترل نیست و این محدودسازی ها، جز سوق دادن مردم به رسانه های خارجی یا رسانه های غیررسمی - همچون شایعات کوچه و خیابانی- که دولت هیچ کنترلی بر آنها ندارد دستاوردی حاصل نخواهد کرد. شاید هم غافل نیستند و عده ای ماموریت دارند که برای روز مبادای خویش، مردم را به شنیدن و دیدن خبرهایی عادت دهند که توسط رسانه های خارجی ساخته و پرداخته می شود.
    البته این سخن به معنای تایید برخی اظهارنظرهای نسنجیده نیست که تمام اخبار خارجی را دروغ می پندارند. زیرا در دنیای امروز، تنوع رسانه آن قدر زیاد است که رسانه های دروغ پرداز، خیلی زود از »سبد خبرگیری« مردم حذف می شوند. اما هرچه باشد رسانه های خارجی از کنترل حاکمیت ایران خارج هستند ولذا فراگیری استفادهایرانیان از آن رسانه ها، به معنای افزایش نقش آنها در خبردهی، تحلیل و اثرگذاری بر تحولات خواهد بود. در لابه لای کلمات برخی سیاستمداران و مسئولان هم می توان اعتراف آنها به اثرگذاری این رسانه ها را یافت. این اعتراف، ابتدا با تبلیغات وسیع پیرامون تاثیرپذیری برخی تظاهرکنندگان از تبلیغات تلویزیون های بیگانه آشکار شد و اکنون از ابراز خوشحالی شدید تعدادی از رسانه های حامی دولت قابل مشاهده است. این رسانه ها، چند روز است خبر »اذعان یکی از همان رسانه ها به لزوم پایان اعتراضات« را به صورت وسیع پوشش می دهند. در چنین شرایطی معلوم نیست آیا نباید به نیت واقعی برخی افراد شک کرد و به دنبال شناسایی ریشه های فکری و سیاسی آنها بود و از ایشان سوال کرد »حذف رسانه های داخلی از حوزه خبرگیری مردم را با کدام هدف تعقیب می کنید؟«
    در این میان، یک سوال مشخص از رئیس دولت دهم وجود دارد. این سوال به یکی از اظهارنظرهای انتخاباتی او برمی گردد که برای رد ادعای رقبا در خصوص برخی »خلاف گویی های دولتی ها« اعلام کرد: »دروغ گویی کار ترسوهاست. آیا در عملکرد این دولت، نشانه ای از ترس مشاهده می شود؟« البته رئیس دولت، هیچ پاسخی به برخی سوالات واضح نداد که برای اثبات خلاف گویی دولت، مطرح می شد. مثلااو نگفت که »نامه عذرخواهی بلر کجاست؟« و یا »اگر واقعا ادعای او صحیح است و پرونده یک میلیارد دلار درآمد بلاتکلیف نفتی، مختومه شده است، چرا دیوان محاسبات با صدور اطلاعیه های مکرر، بر باز بودن پرونده و تعقیب آن در مراجع قضایی تاکیددارد؟« او اکنون فرصت دارد با پاسخگویی شفاف به این سوالات و پرسش های مشابه، هم شائبه خلاف گویی دولت را برطرف کند و هم ثابت نماید که در این دولت، ترس هیچ راهی ندارد. اما به نظر می رسد در کنار مخالفان و منتقدان، عده ای از دوستان به دنبال اثبات »ترسو« بودن دولت هستند تا از طریق »برهان خلف« و با استناد به سخن انتخاباتی احمدی نژاد، خلاف گویی دولتی ها را ثابت نمایند. برخی محدودیت های تلفنی و اینترنتی در یک ماه و نیم گذشته و فشار بر بعضی مطبوعات که آخرین جلوه آن در محدودسازی عرضه این روزنامه ها آشکار گردیده، قاعدتا مفهومی جز ترس حامیان رسمی یا غیررسمی دولت از خبررسانی های انتقادی ندارد. اگر احمدی نژاد می خواهد همچنان این ادعا را مطرح کند که »نشانه ای از ترس در عملکرد دولت او وجود ندارد« بایستی برای برخورد با آمران، طراحان و مجریان این محدودسازی ها، تدبیری بیندیشد و از دولت خود، رفع اتهام کند. این گوی و این میدان!

 

اسکناس 700 تومانی

 روزنامه اعتماد ملی  صفحه 1 

نویسنده: عباس عبدی

   در خبرها آمده بود که یکی از اعضای هیات علمی دانشگاهی در استان سمنان به یکی دیگر از همکاران خود اطلاع می دهد که فردی همنام وی و در رشته وی در دانشگاهی در استان همدان تدریس می کند. پس از اصرار استاد مذکور تحریک می شود که قضیه را پیگیری کند و معلوم می شود که این فرد قبلادر مغازه فتوکپی کار می کرده و هنگامی که استاد مذکور مدرک خود را به او می دهد تا کپی بگیرد وی آن را اسکن کرده و سپس با تغییر عکس یک مدرک جعلی اما با همان نام تهیه کرده و خود را با این نام و مدرک معرفی کرده و در استان همدان به عضویت هیات علمی در می آید و یک ترم هم تدریس کرده و خود را آماده تدریس ترم دوم می کند که قضیه لو می رود.
    ظاهر و تاکید این خبر بر جعل مدرک استوار است و نقطه محوری خبر، آن فرد جاعل است اما واقعیت این نیست، اهمیت این خبر در جعل مدرک نیست، بلکه در اشتغال فردی دیپلمه با مدرک جعلی در محیطی علمی است که قرار است تولید علم کند، در محیطی که قرار است فقط افراد عالم و باسواد دانشجو تربیت کنند. اما ظاهرا افرادی که در آن دانشگاه فعالیت داشته اند، قادر نبوده اند که بدون رجوع به مدرک، محتوا و سواد فرد را بسنجند، این مثل آن می ماند که یک نفر اسکناس 7 دلاری یا 700 تومانی جعل کند و اتفاقا آن را در بانک مرکزی به صندوق بدهد و از او پذیرفته شود. به عبارت دیگر مسوولان بانک مرکزی اولانفهمیده اند که اسکناس مذکور جعلی است، ثانیا متوجه نشده اند که اسکناس 700 تومانی نداریم. خوب روشن است که اختیار نظام پولی کشور را به چنین بانکی سپردن فاجعه است، و اگر چنین اتفاقی در بانک مرکزی رخ دهد، اهمیت خبری آن در جعل اسکناس 700 تومانی نیست، بلکه مصرف آن در بانک مرکزی واجد اهمیت اصلی است.
    در جریان این خبر هم اهمیت اصلی خبر در جعل چنین مدرکی نیست، بلکه اهمیت اصلی متوجه نشدن بی سوادی داوطلب عضویت در هیات علمی از سوی مدیریت دانشگاهی است که می خواهد مرجع آموزش و تایید چنین مدراکی در جامعه باشد. کسانی که با امور دانشگاه و پذیرش عضو هیات علمی آشنا هستند، می دانند که داوطلب عضویت پس از ارائه مدارک و پایان نامه خود باید در جلسه گروه علمی شرکت کند و درباره سابقه مطالعاتی و علمی و پایان نامه خود و خیلی امور دیگر توضیحاتی بدهد و به پرسش های علمی حاضرین نیز پاسخ دهد، و چه بسیار افرادی که دارای مدرک واقعی هم هستند اما نمی توانند این مرحله را بگذرانند، چه رسد به اینکه مدرک آنان جعلی باشد.
    به علاوه وقتی یک نفر در حد دیپلم خود را با عنوان دکترای جعلی جا می زند و سر کلاس می رود، چطور دانشجویان متوجه بی سوادی او نمی شوند؟!! همه اینها معرف این است که نظام دانشگاهی دچار وضعیتی شده است که در حوزه تخصصی و کارشناسی خودش که آموزش علم و ارزیابی مدارک معرف سطح دانش افراد است، نه تنها فشل شده است، بلکه در این حوزه فریب هم می خورد و به عبارت دیگر این نظام ناکارآمدتر از آن شده است که به ذهن می رسد.
      به قول معروف، هرچه بگندد، نمکش می زنند، وای به روزی که بگندد نمک. هر مدرکی را باید آموزش عالی و دانشگاه ارزیابی کند، وای به روزی که این نظام در اجرای این وظیفه خود ناتوان شود و نیازمند دیگران گردد.
    شاید گفته شود که با یک مورد نمی توان یک نظام را مورد سوال قرار داد. اول اینکه این یک مورد نیست قبلاهم در قضیه آقای کردان مورد دیگری را شاهد بوده ایم و ظاهرا افراد دیگری هم هنوز هستند که به دلایلی مطرح نمی شوند اما اگر فعلاهمین یک مورد را هم شاهد باشیم، برای وارد کردن انتقاد به کلیت این نظام آموزشی، استناد به این یک مورد کافی است، زیرا مساله آنقدر عجیب و باور نکردنی است که با یک مورد هم می توان قضاوت کلی کرد، درست مثل همان مثال استفاده اسکناس700 تومانی در بانک مرکزی که حتی اگر یک مورد هم باشد، برای محکوم کردن آن بانک کفایت می کند.

 

 

سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸۸

 

پیام یک غیبت!

 روزنامه آفتاب یزد صفحه 1 

  غیبت تعدادی از چهره های سرشناس به ویژه علی اکبر هاشمی رفسنجانی در جلسه تنفیذ ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، موضوعی نیست که بتوان آن را کم اهمیت دانست. حتی تعدادی از نمایندگان مجلس که تلاش کرده اند خود را نسبت به این «غیبت» بی تفاوت نشان دهند، در اظهارنظر های خود از کلماتی استفاده کرده اند که عصبانیت آنها را به نمایش می گذارد و مشخص می کند این غیبت، بسیار مهم است. خودداری کسانی مانند رفسنجانی از حضور در مراسم رسمی، ضمن بازتاب های کوتاه مدت در داخل و خارج، پیام های مهمی برای آینده دارد. عدم برخورداری دولت آینده از برخی همراهی ها در فرصت ها و تهدیدها، یکی از این پیام هاست، این در حالی است که در هفته های اخیر، بسیاری از اصولگرایان به حساسیت شرایط کشور اشاره کرده اند و با همین ادعا خواستار برخی چشم پوشی ها نسبت به حقوق واقعی یا احتمالی افراد شده اند. این توصیه ها، هم بر زبان امام جمعه موقت قم -که خود از منتقدان برخی مسائل می باشد- جاری شد و هم توسط تعدادی از نمایندگان مجلس. بسیاری از این توصیه ها، به نحوی اکبر هاشمی رفسنجانی را مورد خطاب قرار می داد اما یک اطلاعیه منتسب به نمایندگان مجلس خبرگان- که هنوز تعداد دقیق امضا کنندگان آن مشخص نیست- به صورت صریح، خواستار مساعدت رفسنجانی برای عبور از شرایط فعلی شد. البته این اطلاعیه و سایر اظهارنظرهایی که در این مورد بیان شد بر ریشه برخی دلخوری ها، قهرها و کناره گیری ها اشاره نداشت. بسیاری از اظهارنظرهای اخیر، رفسنجانی و سایر منتقدان را به خویشتنداری نسبت به تضییع حقوق احتمالی دعوت می کرد و در بعضی از بیانیه ها و اظهارات تریبونی با یادآوری دشمنی های بیرونی و حساسیت های داخلی، از او خواسته می شد که برای کاهش هزینه ها، با جریان حاکم همراهی نماید. اما هیچ یک از کسانی که با ادعای حفظ نظام، گذشت رفسنجانی و سایر منتقدان از حقوق خود را خواستار شدند، به احمدی نژاد- که اظهارات و اقدامات او، ریشه بسیاری از دلخوری هاست- توصیه ای نداشتند. البته برای بسیاری از سیاستمداران، مشخص بود که احمدی نژاد حاضر به عقب نشینی از مواضع خود نیست. او در ایام پس از 22 خرداد، حداقل دو بار این ویژگی خود را به نمایش گذاشت که هر دو مورد، مرتبط با دیدگاه های رهبری بود. یک هفته پس از آنکه وزارت کشور و رسانه موسوم به ملی، با دستپاچگی و قبل از قطعیت نتایج انتخابات احمدی نژاد را به عنوان کاندیدای پیروز معرفی کردند او در محل دانشگاه تهران به صورت مستقیم اظهارات رهبری را شنید که بخشی از آن در خصوص »ادعای احمدی نژاد علیه رفسنجانی« و نیز زیر سوال بردن گذشته سی ساله نظام بود. کسانی که احمدی نژاد را به خوبی نمی شناختند تصور می کردند او با واکنش به موقع در برابر این اظهارات، بخشی از خطای تبلیغاتی خود را جبران خواهد کرد تا هم ادعاهای تبعیت بی چون و چرا از رهبری در عمل ثابت شود و هم زمینه رفع بعضی اختلافات، فراهم گردد. اما این اتفاق نیفتاد. در فاصله کوتاهی از این ماجرا دستور رهبری در خصوص لغو حکم معاون اول رئیس جمهور، یک هفته به صورت بلااقدام باقی ماند تا بار دیگر بر همگان آشکار شود» احمدی نژاد علاقه زیادی دارد که حتی الامکان از مواضع خود عقب نشینی نکند؛ حتی اگر بر اشتباه بودن این مواضع، اجماع نسبی در خارج از حلقه مشاوران احمدی نژاد وجود داشته باشد.« در این میان، هاشمی رفسنجانی مانند بسیاری از مقاطع دیگر، هوشمندی خود را به نمایش گذاشت تا این خصلت رئیس دولت دهم را برای همگان آشکار سازد. سه روز قبل از مراسم تنفیذ، یکی از نزدیک ترین یاران رفسنجانی در گفتگو با یکی از روزنامه ها احتمال حضور رفسنجانی در مراسم تنفیذ را اعلام کرد اما این حضور را به اصلاح مواضع احمدی نژاد نسبت به رفسنجانی مشروط نمود. قاعدتاً رفسنجانی و یار نزدیک او به خوبی می دانستند که علی رغم دیدگاه صریح ابراز شده توسط رهبری، احمدی نژاد حاضر نخواهد شد از موضع خود عقب نشینی کند ولذا به نظر می رسد خبررسانی از حضور مشروط رفسنجانی و مراسم تنفیذ، تنها با این هدف صورت گرفته است که مشخص شود مطابق استانداردهای جدید اصولگرایی، توصیه به همراهی و همکاری، تنها بایستی توسط رقبا و منتقدان احمدی نژاد مورد توجه قرار گیرد و رئیس دولت در این زمینه، وظیفه ای برای خود قائل نیست!
    
    مراسم تنفیذ، دیروز برگزار شد و احمدی نژاد تا روزی که رئیس دولت باشد نیازی به تکرار چنین مراسمی ندارد ضمن آنکه مراسم روز گذشته، آخرین مراسمی بود که رئیس دولت دهم در آن به عنوان »تنفیذ شونده« حضور دارد. اما او تا پایان دوره دولت دهم، مسئولیت اجرایی کشور را به عهده دارد و این نگرانی، بسیاری از افراد را آزار خواهد داد که ا گر او بر این خصلت نه چندان پسندیده، پافشاری کند سرنوشت تعامل او با شرکای حکومتی خویش چگونه خواهد بود؟ بی اعتنایی یاران ویژه احمدی نژادبه غیبت هاشمی رفسنجانی، سید حسن خمینی، محمد خاتمی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی، حسن روحانی، ناطق نوری و... در مراسم تنفیذ ، چیزی از اهمیت این غیبت نمی کاهد اما این مسئله می تواند بعد از مدتی فراموش شود. در حالی که اصرار رئیس دولت بر تداوم روش هایی که موجب این دلخوری ها شد و در چهار سال گذشته، گاه فریاد و گاه طعنه زنی شرکای حکومتی او در مجلس و سایر نهادها را برانگیخت، موضوعی نیست که بتوان تاثیر آن بر سرنوشت آتی کشور را نادیده گرفت. پس کسانی که با ادعای دلسوزی برای نظام، رفسنجانی، موسوی، خاتمی و... را به گذشت از برخی حقوق خود تشویق می کردند اکنون وظیفه دارند توصیه های خود را با قدرت و قوت متوجه دست اندرکاران دولت دهم نمایند و اصلاح برخی خصلت ها و رفتارهای آنان را خواستار شوند.

 

ماجرای کانتینر١٨.۵ میلیارد دلاری مردم را یاد چه می اندازد؟

 روزنامه اعتماد ملی  صفحه 20

نویسنده: محمد آزاد

20سال پیش 10 تن طلاکشف شد که گفتند مس بود

  کشف کانتینر١٨.۵ میلیارد دلاری ایرانی در کشور ترکیه و تکذیب گمرک ایران، قدیمی ترها را یاد کشف 10 تن طلایی می کند که در تابستان 1368توسط ژاندارمری استان فارس کشف شد اما فردای آن روز اعلام کردند طلاها مس بوده است. هرچند شواهد و قرائن، احتمال واقعیت داشتن این خبر را به حداقل می رساند اما آنچه اهمیت دارد،شائبه ای است که این روزها در ذهن مردم به وجود آمده و مراجع دولتی، پاسخ درستی به آن نداده اند. چندی پیش یک شبکه تلویزیونی ترکیه گزارش عجیبی از فعالیت های یک تاجر ایرانی به نام «اسماعیل صفاریان نسب» را روی آنتن برد که نشان می داد بازرگان ایرانی، در اکتبر سال گذشته میلادی هفت میلیارد و 500 میلیون دلار پول نقد و 20 تن طلابه ارزش مجموع 18 میلیارد و 500 میلیون دلار به ترکیه وارد کرده است اما بعد از برجسته شدن این خبر در رسانه های ترکیه و سپس کشورمان، چند روز قبل حیاتی یازیچی ـ مقام بلند پایه ترک ـ این خبر را تکذیب کرد. ظرف یک هفته گذشته، هیچ مقام مسوولی این خبر را صراحتا تایید یا تکذیب نکرده بود و برخی از رسانه ها هم از سکوت همه جانبه نسبت به این موضوع، ابراز نگرانی کردند؛ تا اینکه روز گذشته گمرک ایران رسما در بیانیه ای اعلام کرد: «ماجرای خروج ١٨.۵ میلیارد دلار از گمرک کذب است». در این بیانیه آمده است: «گمرک ایران مطالب منتشر شده در رسانه ها درباره انتقال پول و طلابه خارج را از مبادی رسمی تکذیب کرد.» به گزارش ایسنا، محمد بهبودی آهنی ـ سخنگوی گمرک ایران ـ گفت: بعد از بررسی های انجام شده توسط گمرک ایران درخصوص این موضوع، مشخص شد ادعای مطرح شده تحت عنوان انتقال١٨.۵ میلیارد پول و طلابه خارج از کشور صحت ندارد. بنابراین بیانیه، دستگاه های نظارتی ذی ربط نیز پس از بررسی های لازم به نظر گمرک ایران صحه گذاشتند، بنابراین مطالب مندرج در برخی سایت ها و روزنامه ها در این خصوص تکذیب می شود.
    اصلاامکان پذیر نیست
    در این زمینه پرهام ـ معاون امور بین الملل گمرک ـ نیز به خبرنگار ایسنا گفت: «برای خروج طلااز کشور باید ابتدا از بانک مرکزی مجوز دریافت شود و برای این کار بانک مرکزی نیز اندازه و حدودی را مشخص می کند». وی که این موضوع را اصلاامکان پذیر ندانست، ادامه داد: «تا به حال من در عمرم در گمرک ندیدم که یک تن طلاصادر شود، چه برسد به این میزانی که اعلام شده بود. مگر اینکه اینچنین چیزی در سطح بین الملل باشد یا اینکه رئیس جمهوری دستور آن را بدهد که آن هم تشکیلات خود را دارد». پرهام تصریح کرد: «اصلافکر نکنم طلااز ایران خارج شود، چراکه در اقتصاد، خروج طلاآنقدر پیامد سنگینی دارد که می گویند به معنای عوض شدن حکومت است». وی در ادامه متذکر شد: «این موضوع را هم گمرک ایران و هم گمرک ترکیه تکذیب کرده اند و اینچنین چیزی امکان ندارد. اصلااین موضوع با عقل جور در نمی آید».
     اساسا وجود خارجی نداشته است
    افقهی ـ معاون سازمان توسعه تجارت ـ نیز در گفت وگو با خبرنگار ایسنا گفت: «در این مورد گمرک بیانیه صادر کرده و تا حدودی هم در این مورد بحث شده و تکذیب شده است». وی تاکید کرد: «چنین چیزی تا حالاتایید نشده و اساسا وجود خارجی نداشته است». با وجود این افقهی در پاسخ به این سوال که آیا امکان صدور طلااز کشور ما وجود دارد؟ عنوان کرد: «بله، هیچ منعی برای صادرات نداریم.» با این حال، با توجه به آنکه برخی تحلیل ها در چند روز گذشته، از امکان وجود تخلف هایی بر فرض صحت موضوع یاد کرده اند، به نظر می رسد نتیجه گیری نهایی در این زمینه، به اطلاع رسانی سایر نهادهای مربوط، ازجمله ارگان های نظارتی بر امور گمرکی و بازرگانی و نیز مبارزه با قاچاق، نیاز دارد.
    آیا امکان پذیر است؟
    یک کارشناس امور گمرکی در این زمینه گفت: اینکه گنجینه و وجوه ارسالی قابل توجه بوده و میلیارد دلاری است شکی نیست ولی رقمی که توسط رسانه ها اعلام شده، صحت ندارد. وی افزود: سکوت مسوولان سیاسی و اقتصادی و کادر دیپلماتیک ایران در ترکیه با توجه به اعلام نام صاحب کالاو نام رانندگان و فرار یا خروج قانونی محموله، از گمرک آنکارا حیرت آور و با اهمیت ترین نکته در این انتقال پولی است.وی که تاکید داشت نامش را عنوان نکنیم، گفت: ارقامی که بیان شده شامل 20 تن طلاو هفتونیم میلیارد دلار وجه نقد در اسکناس های 100 دلاری به ارزش کلی معادل ١٨ونیم میلیارد است اما بدون شک میزان واقعی چیزی نیست که در رسانه ها انعکاس یافته است.

وی گفت: با یک حساب سرانگشتی متوجه می شویم که 5/7 میلیارد دلار وجه نقد در اسکناس 100 دلاری برابر 75 میلیون قطعه اسکناس 100 دلاری است که وزن اسکناس ها با توجه به وزن یک گرم برای هر قطعه اسکناس، بدون توجه به وزن بسته بندی آن، 75 تن است که گنجایش دو کامیون و حتی دو تریلر بزرگ هم بسیار کمتر از وزن اسکناس ها خواهد بود. این کارشناس افزود: در یکی از گزارش ها ارزش محموله5 میلیارد اعلام شده درحالی که ارزش محموله، باید حدود یک تا دو میلیارد دلار باشد. وی در عین حال گفت: با توجه به شماره سریال اسکناس ها و شماره حک شده بر شمش ها یافتن مبدا این اسکناس و شمش ها برای پلیس ساده است. این کارشناس با اعلام اینکه اینگونه اتفاق ها نگران کننده است، گفت: اینکه در گذشته، حساب های ارزی کشور از جمله حساب مربوط به وجوه گاز ترکیه کسری آورده یا بوده است یا میلیاردها (حد اقل 5/2 میلیارد) در حساب های شخصی افراد ایرانی در انگلستان مسدود می شود که این اتفاقات نشان از آن دارد که وجوه کلان کشور در آسیب بسیار جدی و دست اندازی است. وی گفت: واقعیات اقتصادی و ارزی کشور دردناک است. به خاطر دارم در سال های آخر جنگ نیز صحبت از کشف دو کامیون شمش طلاتوسط ژاندارمری مطرح شد که پس از چند روز عنوان کردند شمش ها طلانبوده است. این پرسش هنوز در ذهن مردم وجود دارد که چطور می شود 10 تن طلایک باره مس شود؟

 


کارگزاران رسانه ای لیبرال سرمایه داری در خدمت پروژه سیاه نمایی-2 پشت پرده سه هزار و417 تیتر سیاه

روزنامه کیهان صفحه 14

نویسنده: بابک اسماعیلی

  بررسی تیترهای منفی و به اصطلاح سیاه روزنامه های زنجیره ای در دوره زمانی فعالیت های تبلیغاتی انتخابات نشان می دهد که روزنامه های اصلاح طلب «سرمایه»، «اعتماد»، «اعتماد ملی» و «مردم سالاری» در مجموع دو هزارو135تیتر منفی علیه دولت زده اند که این عدد با محاسبه تیترهای منفی سایر روزنامه ها در این بازه زمانی در مجموع به سه هزار و417 تیتر سیاه می رسد. در این میان، براساس ارزیابی های اخیر یکی از مراکز دانشجویی، روزنامه «سرمایه» خود به تنهایی با انتشار 730 تیتر و گزارش منفی و گاه جعلی که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره می کنیم، در صدر روزنامه های اصلاح طلب قرار دارد و پس از آن روزنامه «اعتماد» با 624 تیتر منفی و «اعتماد ملی» با 546 تیتر منفی و روزنامه «مردم سالاری» نیز با 235 تیتر منفی در رده های بعدی روزنامه های متعلق به اردوگاه اصلاح طلب قرار گرفته اند.
    این آمار تاسف بار و این بداخلاقی های سیاسی در حالی منتشر شد که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در سالهای اخیر با توجه به شدت یافتن هجمه تخریب ها از سوی برخی افراد و جریانات، با اشاره به ترویج اخلاق بی انصافی در جامعه، این سیاه نمایی ها را غیرواقعی و غیرمنصفانه خوانده اند.
    با وجود تاکیدات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در غیرمنصفانه خواندن سیاه نمایی های احزاب و رسانه های وابسته به برخی جریانات، در فاصله کمتر از دو ماه به برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، پایگاههای اینترنتی حامیان سه نامزد ریاست جمهوری، در اقدامی تقریبا هماهنگ به رفتار تبلیغاتی تحریک کننده و بعضا تخریبی روی می آورند. در عین حال بررسی های دوره ای نگارنده بر روی برخی از سایت های اینترنتی رسمی و غیررسمی حامی این سه نامزد نشان می دهد، هیات تحریریه این پایگاههای تازه تاسیس، با انتشار اخبار، گزارش ها و مقالات تحلیلی و تصویری در مورد نقد برنامه های دولت نهم، به هجمه های دیجیتالی گسترده ای روی آورده اند.
    این در حالی است که طراحی و راه اندازی سایت های اطلاع رسانی خبری و تحلیلی در حمایت از نامزدهای ریاست جمهوری ایران، از یک سال پیش با موجی گسترده آغاز و تا به امروز ادامه دارد و دهها سایت خبری انتخاباتی به صورت رسمی و غیررسمی با منابع درآمدی نامشخص و مشکوک در فضای سایبر ایران فعال و مشغول به کار شده اند. بعضی از طرفداران وابسته به اپوزیسیون خارج از کشور این نامزدها نیز، در اقدامی دستوری که دلیل آن را می توان در دستورالعمل های وزارت خارجه رژیم صهیونیستی پیدا کرد، با راه اندازی سایت های شبکه ای با موضوعات اجتماعی و به اصطلاح Friendship، و تشویق کاربران جامعه اطلاعاتی داخل کشور برای عضویت در این گروهها و شبکه های مجازی اینترنتی و بهره گیری از پتانسیل سایت های جهانی مانند 360 yahoo و گروههای Facebook و Twiitter، برای تاثیرگذاری بر فعالیت های سیاه نمایی خود اقدام کرده اند.
    سخنان «یوگانی ماراسوف» کارمند بنیاد آمریکایی- صهیونیستی «جورج سوروس» خود گواهی آشکار بر این مدعاست که این بنیاد قصد دارد از طریق برنامه های اینترنتی مخرب و هدف دار به ایجاد تغییرات ساختاری در کشورهای مخالف سیاست های آمریکا و انگلیس اقدام کند. ماراسوف در مقاله ای که چندی پیش در مجله «سیاست خارجی وزارت امور خارجه آمریکا» منتشر شد، به طور مفصل به نتایج تحقیقات مرکز پژوهشی دانشگاه هاروارد پرداخته که در آن به پیامدهای انقلاب نارنجی پنج سال پیش اوکراین نیز اشاره شده است.
    وی در بخشی از اظهارات خود در این مقاله آورده است: «این بنیاد از طریق شبکه های مختلف اینترنتی مانند Twiitter در آینده برای براندازی دولت هایی که مخالف با سیاست های آمریکا و انگلیس هستند، اقدام خواهد کرد.» رفتار شبه سازمانی سایت هایی مانندTwiitter، Facebook و «بالاترین» و حضور گسترده خبرنگاران خارجی در ایران که علاوه بر کار جنگ روانی، شایعه سازی و القای دروغ، خبرپراکنی و سیاه نمایی را دنبال می کردند می توان در این راستا قلمداد کرد. ضمنا برقراری ارتباط موثر رسانه ای از طریق جاسوسان و کارمندان بنیاد سوروس مانند «رامین جهانبگلو»، «کیان تاجبخش» و «هاله اسفندیاری» خود گواهی آشکار بر دستهای پنهان و آشکار خارجی در حوادث اخیر است که ابعاد آن به مرور آشکارتر نیز خواهد شد.
    پس از انتشار همزمان دو روزنامه «کلمه سبز» و ضمیمه «اندیشه نو» از سوی ستاد انتخاباتی «میرحسین موسوی» و خدمات درخور توجه روزنامه «فرهیختگان» (روزنامه دانشگاه آزاد اسلامی) به این ستاد، برخی روزنامه ها نیز به یکباره با چهره ای جدیدو تبلیغاتی منتشر شدند.
    در این میان، روزنامه هایی پا به میدان مبارزات انتخاباتی گذاشتند که نمی توان با نگاه به کارنامه هایشان به «هویت» و «شخصیت» رسانه ای روشنی رسید. روزنامه هایی که اساسا تاسیس آنان با هدف فعالیت های تجاری و بازرگانی بوده است و از هر فرصتی برای کسب سود مادی و منفعت اقتصادی بهره می گیرند.
    این روزنامه ها طعمه هایی حاضر و آماده برای پروژه رسانه ای غرب علیه انقلاب اسلامی ایران هستند و چون به مقتضای فعالیت خود، منافع اقتصادی را بر هر مکتب و هویت اصیلی مقدم می دانند، بنابراین گاهی عامدانه و گاهی ناخواسته همسو با پروژه سرویس های اطلاعاتی غرب می شوند.
    روزنامه «فرهنگ آشتی» از این جنس رسانه هاست که به یکباره از اوایل سال جاری با تغییر مشی آشکار، وارد حوزه سیاست می شود و جالب تر اینکه پس از این تغییر و تحولات، در اقدامی سوال برانگیز و قابل تامل و برخلاف قانون مطبوعات، نام مدیرمسئول در قسمت شناسنامه «فرهنگ آشتی» حذف و تا به امروز نیز این روزنامه بدون درج نام مدیرمسئول منتشر می شود! «محمدمهدی امامی ناصری» که عنوان «رئیس شورای سیاست گذاری» روزنامه «فرهنگ آشتی» را یدک می کشد، فردی چند چهره است که پیرامون هویت واقعی او و وابستگی های سیاسی اش، سوالات بسیاری مطرح است. وی که برای به دست آوردن مناصب سیاسی و اجرایی دست به چندین تخلف و ساختن سوابق کذب زده است، دارای پرونده جعل «گواهی تحصیلی حوزه علمیه قم» می باشد و در مواردی خود را «روحانی» معرفی می کند، در حالی که نه سابقه تحصیلات رسمی در مراکز حوزوی دارد و نه دارای صلاحیت استفاده از عنوان روحانیت است.
    براساس گزارش منابع خبری، ناصری امامی که گاهی خود را متولد 1343 و گاهی 1353 و به اسامی گوناگون و متشابه معرفی می کند، امتیاز روزنامه «فرهنگ آشتی» رابا پرداخت رقمی حدود 800میلیون تومان خریده است، در حالی که در این معامله نیز از حدود قانونی تجاوز کرده و مرتکب تخلفاتی شده که در جای خود، بازخوانی خواهد شد.
    حضور چنین افراد مرموزی در عرصه رسانه ها، اساسا موجب افزایش جرایم، باندبازی و کلاهبرداری های مطبوعاتی است. عملکرد روزنامه «فرهنگ آشتی» پیشتر نیز در جریان جنگ 22روزه رژیم صهیونیستی علیه مردم مظلوم غزه در حالیکه تمامی روزنامه ها صرفنظر از گرایش های سیاسی خود به بازنشر اخبار و جنایت های وحشیانه اسرائیل در سرزمین های اشغالی می پرداختند، با بایکوت تقریبا کامل خبری کشتارهای زنان و کودکان فلسطینی در غزه رویکرد متفاوتی از خود نشان داده بود تا جایی که این روزنامه روز 22آذرماه 87 نیز به جای آنکه کوچکترین اشاره ای به تظاهرات گسترده مردم علیه جنایت های اسرائیل کند، با چاپ بزرگ عکس «داریوش آشوری» صهیونیست معروف و از مسئولان فرهنگی بنیاد اشرف پهلوی که تمامی صفحه اول این روزنامه را اشغال کرده بود، بخشی از ماهیت وابسته خود را آشکار کرده بود. در معرفی «داریوش آشوری» کافی است تنها به مقاله ای از مرحوم دکتر علی شریعتی در خصوص او اشاره شود. دکتر شریعتی در معرفی آشوری نوشته بود: «انگار این آقای داریوش آشوری وابسته مطبوعاتی سفارت اسرائیل در تهران است که هرکس بر علیه اسرائیل حرفی بزند یا مطلبی بنویسد، آقای داریوش آشوری خود را موظف به پاسخگویی و دفاع از اسرائیل می داند.» 1
    گویی باید یک بار دیگر سخنان هوشمندانه رهبر معظم انقلاب را به گردانندگان تیم رسانه ای غرب در ایران یادآوری نمود که: «اگر کسانی خیال می کنند که با پشتیبانی دستگاههای تبلیغاتی استکباری و شبکه امپراتوری، تبلیغاتی و صهیونیستی در دنیا می توانند کارشان را در این مملکت پیش ببرند، اشتباه می کنند. همه آنهایی که به مزدوران خودشان در اینجا دلخوش کرده اند و هم آن کسانی که به حمایت اربابان بیگانه دل خوش کرده اند، بدانند که چنین چیزی امکان ندارد.»
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    1- مجله فردوسی. سال .1346 «استعمار نو و دلالانش» نوشته مرحوم دکترعلی شریعتی.

 

ورشکستگی صنایع دریایی و آلومینیوم ایران پس از ایران خودرو

روزنامه اعتماد  صفحه 1 

   شرکت های گروه لوازم خانگی سیمانی ها، گروه نساجی، شرکت های پتروشیمی و تولیدکنندگان مواد غذایی نیز تعریف چندانی ندارند و بسیاری از این شرکت ها با مشکلاتی عدیده مواجه شده اند
      حساب سازی و دستکاری در صورت های مالی موضوعی است که سهامداران را این روزها به خود مشغول کرده است: سهامدارانی که با برنامه های کوتاه یا بلندمدت اقدام به خرید سهام شرکتی مانند ایرالکو کرده اند و پس از حضور در شرکت متوجه شده اند تمام شنیده های گذشته آنها مانند رویایی بر باد رفته است و حنای خصوصی سازی دیگر برای آنها رنگی ندارد. به علاوه با مشاهده اتفاقات شرکت فولاد خوزستان و مشکلات پیش آمده برای شرکت هایی که چند صباحی از حضورشان در بازار می گذرد، نمی توان انتظار داشت سرمایه گذاران از عرضه های عمده و اولیه استقبال کنند. صدرا نیز یکی دیگر از شرکت هایی است که سهامداران خود را به درون این گرداب کشیده است: صدرایی که در سال 82 با هزاران امید و آرزو پا به عرصه بازار سهام گذاشت تا تحولات عظیمی را در این بازار رقم زند، اما نه تنها به آرزوهای امیدوارنه خود نرسید، بلکه شرایط نامناسبی را برای سهامداران خود رقم زد تا لقب جوجه اردک زشت بورس را با خود یدک بکشد. در عین حال، شرکت های گروه لوازم خانگی، سیمانی ها، گروه نساجی، شرکت های پتروشیمی و تولیدکنندگان مواد غذایی نیز تعریف چندانی ندارند و بسیاری از این شرکت ها به دلایلی مانند عدم پرداخت مطالبات معوقه واردات بی رویه، سیاست های نادرست دولت به همراه تصمیم گیری های نامناسب و نفوذ سلطان های کالایی با مشکلاتی عدیده مواجه شده اند. اما وجود دارند شرکت هایی مانند صدرا که اطلاعات نادرستی را به بازار منعکس می کنند یا ایرالکو که بندهای حسابرس را به سهامداران اطلاع نمی دهد یا فولاد خوزستان که اجازه نفس کشیدن در هیات مدیره را هم به سهامدار حقیقی خود نمی دهد. بحران مالی جهانی پیش آمده و افت قیمت محصولات معدنی و فولادی نیز روزگار تیره یی را برای فعالان این صنعت رقم زده است. میان شرکت های کوچکی مانند پرمیت، پارس پامچال، پارس متال، بسته بندی پارس و سموم علف کش که از ابتدای سال 87 تاکنون بازدهی های منفی بالای 70 درصدی را برای سهامداران خود به ارمغان آورده اند، شرکت هایی مانند آلومینیوم ایران و ایران خودرو در آستانه ورشکستگی قرار گرفته اند و سهامداران خود را نیز همراه کرده اند. صنعتی دریایی ایران نیز که از ابتدای حضور خود در بازار سهام همواره از خبرسازهای بورس بوده است، این روزها داد سهامداران خرد و عمده خود را درآورده است و عدم پاسخگویی مدیران شرکت به شرایط پیش آمده داغ سنگینی را بر دل سهامدارانی که روزی با هزاران امید هر سهم این شرکت را با مبلغ 2400 تومان خریداری کرده اند، گذاشته است.
      صنعتی دریایی ایران (صدرا)
      نخستین خصوصی سازی بزرگی که یکی از تلخ ترین خاطرات بازار سهام را رقم زد، واگذاری صدرا بود. امسال هم پس از برگزاری مجمع سالانه این شرکت سودی را میان سهامداران خود تقسیم نکرد تا کام تلخ شان، طعم شیرینی را نچشد. در این بین سهامداران این شرکت خواستار رسیدگی به حقوق از دست رفته خود و همچنین محاکمه مدیران سابق این شرکت هستند. البته پرونده تخلف این شرکت به دلیل عدم رعایت مقررات مربوط به افشای اطلاعات در کمیته تخلفات سازمان بورس و اوراق بهادار مفتوح است و صدرا تنها یک ماه فرصت دارد که درخواست تجدید نظر کند. بسیاری از مسوولان خصوصی شدن صدرا، عدم وجود پروژه های هنگفت را دلیل اوضاع نابسامان این شرکت اعلام کردند اما سردار رستم قاسمی که به نمایندگی از قرارگاه خاتم الانبیا در مجمع شرکت حضور داشت، دلیل شرایط فعلی صدرا را مدیران شرکت دانست نه عدم وجود پروژه. در این بین حسابرس شرکت هم بی تقصیر نیست. هرچند حسابرس معتقد است گزارش کامل حسابرسی را به همراه یادداشت ها به مدیر وقت شرکت تحویل داده اما شرکت از ارائه آنها به بورس خودداری کرده است.
    آلومینیوم ایران (ایرالکو)
     زیان در کارخانه آلومینیوم ایران به جایی رسیده است که هیات دولت براساس مصوبه یی دستور تعطیلی خطوط قدیمی واحد احیای کارخانه آلومینیوم ایران را ظرف چهار ماه آینده صادر کرد.این در حالی است که پس از واگذاری بخشی از سهام کارخانه آلومینیوم ایران در بورس، مشکلات افزایش یافت. از یک سو مدیریت شرکت به طور کامل به بخش دولتی واگذار نشد و از سوی دیگر دولت خود را مالک این کارخانه نمی دانست، به طوری که معاون معدنی وزیر صنایع درباره مشکلات و زیانده بودن ایرالکو گفته این کارخانه به بخش خصوصی واگذار شده و خود باید بتواند مشکلاتش را مدیریت کند. البته در صورت اعلام نیاز وزارت صنایع به این شرکت کمک خواهد کرد.
    این در حالی است که کاهش 50 درصدی قیمت فلزات در بازارهای جهانی، اختلاف قیمت میان آلومینیوم تولیدی و فروشی و بروز رکود و بحران مالی در جهان، بر مشکلات ایرالکو افزوده شد. این میزان زیان و نزدیکی شرکت به زمان ورشکستگی در حالی است که پیش از عرضه سهام این شرکت مشمول اصل 44، سود هر سهم شرکت برای سال 86 معادل 300 تومان و برای سال گذشته 400 تومان پیش بینی شده بود که هیچ سنخیتی با زیان فعلی ندارد. این روند در سود و زیان پیش بینی شده شرکت، این شبهه را ایجاد می کند که سازمان خصوصی سازی و بورس در عرضه سهام این شرکت شفاف عمل نکردند و واقعیت به بازار منعکس نشده است به طوری که سهامداران ایرالکو سال گذشته نه تنها سود 400 تومانی را دریافت نکردند، بلکه زیان 340 تومانی را در پرونده دارایی های خود ثبت کردند.
      پیش بینی زیان 80 تا 100 میلیارد تومانی و تیم فوتبال شرکت نیز داستان خود را دارد. سال گذشته تیم فوتبال به تنهایی پنج میلیارد تومان هزینه را بر گردن شرکت زیانده ایرالکو گذاشته است. البته مسوولان این شرکت نیز قدرتی در مقابل تیم نداشته و گویا مراجعی غیر از مدیران شرکت، مسوول تصمیم گیری در زمینه تیم ورزشی ایرالکو هستند. به طوری که تلاش های مسوولان و سهامداران عمده برای تعطیلی این تیم راه به جایی نبرد و در ازای تلاش های بیشتر برای حذف این هزینه، از جانب مقامات محلی تهدید به بازپس گیری شرکت از این بخش شدند. در این شرایط انتظار می رود دولت حمایت های خود را از این شرکت تازه خارج شده از آغوش مادر قطع نکرده و با وضع سیاست هایی به نجات ایرالکو بیاید به طوری که در این بین وضع تعرفه های وارداتی برای آلومینیوم، اعطای فرصت بیشتر برای بازپرداخت اقساط و غیره عامل مهمی برای خروج از وضعیت فعلی شرکت به شمار می رود. اما در غیراین صورت باید منتظر تعطیلی زودهنگام این شرکت بود.
       ایران خودرو
  «جنرال موتورز اعلام ورشکستگی کرد.» این جمله یی بود که چندی پیش همزمان با بروز بحران جهانی به مهم ترین خبر جهان تبدیل شد. شرکتی خودرویی که با وجود تلاش های فراوان سرانجام نتوانست خود را سرپا نگه دارد. اما در مقابل شاهدیم که این روزها خبر ورشکستگی ایران خودرو در هر مجلسی مطرح می شود و با وجود دلایل واضح، شرکت ایران خودرو آن را انکار می کند: انکاری که در صورت های مالی شرکت به گونه یی دیگر رخ نمایانده است. این شرکت برای هر سهم خود 40 تومان زیان را پیش بینی کرده است و قصد دارد از محل فروش سهام و سایر دارایی هایش به شیوه یی غیر از فروش تولیدات خود، درآمد کسب کند. زیانده بودن سایت های خارجی این شرکت به رغم تبلیغات گسترده در این زمینه مهم ترین عامل انباشت هزینه های شرکت است، هر چند ایران خودرو معتقد است سایت های داخلی شرکت سودده بوده و بررسی در مورد زیانده بودن سایت های خارجی هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است. تغییرات گسترده در ایران خودرو و تلاش مدیران شرکت به منظور خروج از منجلاب فعلی کار را به قراردادی کشاند که بین ایران خودرو و شرکت خودران وفا به ارزش 370 میلیارد تومان منعقد شد تا از این پس محصولات ایران خودرو به صورت لیزینگ از طریق این شرکت به فروش برسد.
        براساس ماده 141 قانون تجارت، چنانچه زیان انباشته شرکت بیش از 50 درصد سرمایه ثبت شده باشد، شرکت ورشکسته است. حال نکته اینجا است که ایران خودرو تقریباً 9 برابر سرمایه ثبتی خود به بانک ها بدهکار است، با این منطق که ما به ازای این زیان دارایی دارد و مبلغ یادشده زیان انباشته است نه بدهی، خود را ورشکسته نمی داند. ایران خودرو در سال گذشته نیز اوضاع بهتری را تجربه نکرد به طوری که در سال مالی 87 با زیانی معادل 177 میلیارد تومان مواجه بود. عمده ترین دلیل این زیان تعدیلات نوسانی شرکت اعلام شد که بالغ بر 370 میلیارد تومان است، اما از آنجا که در سال های گذشته این ذخیره محاسبه نشده است، بزرگ ترین خودروساز خاورمیانه را پس از 45 سال فعالیت در موقعیت بدی قرار داد. به هر حال نکته این است که ایران خودرو با مشکل مواجه شده است و این مشکل به راحتی قابل حل نیست. به طوری که سال ها است کارشناسان فریاد می زنند تا زمانی که دولت دست از سر خودروسازان برندارد، اوضاع این شرکت ها به همین روال خواهد بود.

 

 

دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸۸

 

ماجرای خرو ج 18.5 میلیارد دلاردر کمیته ویژه

 روزنامه جام جم  صفحه 1

  در حالی که یک نماینده مجلس و رئیس کل گمرک ایران اظهار کرده که کمیته ای در این سازمان برای بررسی ماجرای خروج ١٨.۵ میلیارد دلار پول و طلااز کشور تشکیل شده، سخنگوی گمرک ایران مطالب منتشره رسانه ها دراین باره را تکذیب کرد.
      به گزارش خبرنگار ما، این در حالی است که اصولارسانه های ایرانی راوی اصل قضیه و آغازکننده آن نبوده اند، بلکه ماجرا از یک گزارش تصویری که توسط تلویزیون 2 TRT ترکیه پخش شد، آغاز شد.
    در این گزارش با نمایش یک کانتینر و تعدادی چمدان حاوی شمش طلاو دلار ادعا شده بود که این پول ها از ایران به ترکیه منتقل شده است.
    بر اساس ادعای این فیلم خبری 20 تن شمش طلابه همراه ٧/۵ میلیارد دلار پول نقد در یک تریلی جاسازی شده بود که از ایران عبور کرده و در گمرک ترکیه مورد شناسایی قرار می گیرد. رانندگان هنگام شناسایی تریلی فرار می کنند و سرانجام دولت ترکیه محموله را در خزانه این کشور ضبط می کند. به ادعای رسانه های ترکیه، دولت این کشور ماجرای محموله را به دولت ایران اطلاع می دهد؛ اما بناگاه سروکله وکیل شخصی به نام <اسماعیل صفاریان نسب> پیدا می شود که با در دست داشتن مدارکی، مدعی مالکیت محموله می شود و حتی از دولت ترکیه درخواست می کند در صورت رفع توقیف این محموله، آن را در خاک ترکیه سرمایه گذاری خواهد کرد.
     به دنبال انتشار فیلم و متن این گزارش در برخی رسانه های ایرانی، دولت و سایر نهادهای مرتبط با ماجرا شامل وزارت امور اقتصادی و دارایی، بانک مرکزی، وزارت امورخارجه و گمرک ایران دراین باره سکوت اختیار کردند تا شاید مرور زمان حادثه را در کوران حوادث روز به فراموشی بسپارد.
      جالب آنجاست که وکیل تاجر ایرانی نیز به طور جدی پیگیر ماجراست و این امر نیز بر شک های موجود در صحت ماجرا می افزاید.
     اما آن نکته ای که بیش از اصل ماجرا مورد سوال رسانه های ایرانی قرار گرفته است، 2 نکته است: نکته اول شیوه تهیه این مقدار طلاو پول نقد توسط یک فرد عادی است. درباره ٧/۵ میلیارد دلار پول نقد نیز همین ابهامات وجود دارد.
     به علاوه اگر کسی درصدد تهیه نقد ٧/۵ میلیارد دلار باشد قطعا شک مقامات مسوول را برمی انگیزد. لذا چگونگی تهیه این پول و طلااز سوی یک تاجر، نخستین نقطه مشکوک این ماجراست که نیاز به واکاوی دارد، اما در عین حال نکته چگونگی خروج این ثروت هنگفت از کشور است. پرسش اینجاست که آیا این پول از گمرک ایران و به طور مشخص گمرک بازرگان عبور کرده است؟ اگر پاسخ منفی است، راه خروج دیگر آن کجا بوده و چگونه است که این پول از گمرک بازرگان خارج نشده، اما در آن سوی مرز بازرگان از آن فیلم خبری تهیه می شود؟ اگر این محموله وجود خارجی ندارد و از گمرک هم رد نشده است، پس این سند تصویری کجا، چگونه و با چه هدفی تولید و پخش شده است؟
     اینها ابهاماتی است که درباره این ماجرا ذهن و افکار عمومی را به خود مشغول کرده و پاره ای تکذیب های پراکنده طرفین ماجرا نیز کمکی به رفع ابهام ها نمی کند.
    با این حال ظاهرا گمرک ایران برای بررسی چگونگی ماجرا، کمیته ای را تشکیل داده است. به گفته کاظم دلخوش اباتری، نایب رئیس اول کمیسیون اقتصادی مجلس ، اردشیر محمدی، رئیس کل گمرک ایران دیروز جلسه ای در محل این کمیسیون داشته است و در این جلسه از محموله ١٨/۵ میلیارد دلاری نیز از وی سوال می شود که وی از چگونگی و صحت و سقم مساله ابراز بی اطلاعی کرده و قول بررسی آن را در کمیته ای به این منظور داده است که نتیجه آن اعلام می شود. آقای محمدی در این جلسه خاطرنشان می سازد که از وزارت امور خارجه نیز در این باره سوال شده، اما تاکنون پاسخی دریافت نشده است. در همین حال دیروز عصر ایرنا در خبری به نقل از سخنگوی گمرک، مطالب منتشر شده در رسانه ها درباره انتقال پول و طلابه خارج را تکذیب کرد.
      محمود بهبودآهنی افزود: بعد از بررسی های انجام شده توسط گمرگ ایران درخصوص این موضوع، مشخص شد، ادعای مطرح شده تحت عنوان انتقال١٨/۵ میلیارد پول و طلابه خارج از کشور صحت ندارد. وی ادامه داد: دستگاه های نظارتی ذی ربط نیز پس از بررسی های لازم بر نظر گمرک ایران صحه گذاشتند، لذا مطالب مندرج در برخی سایت ها و روزنامه ها در این خصوص تکذیب می شود.
    آهنی گفت: انجام چنین کاری حتی از مبادی غیررسمی نیز با عقل و منطق سازگار نیست، زیرا نقل و انتقال حتی یک چمدان پول، خطرات و مخاطرات خاص خود را دارد، بنابراین از نظر گمرک ایران مطالب منتشر شده صحت ندارد.
    خبرنگار ما می نویسد: با وجود این تکذیب، پرسش های جدی که درباره این محموله وجود دارد، هنوز به قوت خود باقی است و لذا سازمان ها و دستگاه های مسوول باید مدارک منتشر شده در رسانه ها را بررسی و پاسخی کامل و قانع کننده را به افکار عمومی ارائه کنند.

 

آمپول سحر آمیز ؟!

 روزنامه کیهان  صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

  وقتی مرحوم احسان طبری برجسته ترین تئوریسین مارکسیسم در آکادمی علوم شوروی سابق و عضو مرکزیت حزب توده به اسلام بازگشت و با نگاهی موشکافانه و مستند به نقد علمی مارکسیسم نشست، رسانه های هر دو اردوگاه شرق و غرب با حجم انبوهی از تبلیغات به مقابله و تخطئه او برخاستند و در این میان، نظر رادیو مسکو-شوروی سابق- که رادیوهای آمریکا و بی بی سی نیز با آب و تاب آن را پوشش می دادند، جالب ترین- و البته خنده دارترین- نمونه بود. مفسر رادیو مسکو می گفت: ایرانی ها موفق به ساخت آمپولی شده اند که اگر به زندانی تزریق شود، آنچه به وی دیکته شده است را بر زبان می آورد! وقتی این خبر را با مرحوم طبری در میان گذاشتم پوزخندی زد و گفت؛ باید از رفقای مارکسیست و دوستان امپریالیست! پرسید، اگر ایران اسلامی تا این اندازه پیشرفته است که موفق به ساخت چنین داروی سحرآمیزی شده است چرا اینهمه درباره عقب افتادگی علمی آن تبلیغ می کنید؟ و اما، بر فرض که متخصصان ایرانی موفق به ساختن چنین دارویی شده و به من هم تزریق کرده باشند! تزریق دارو که «سند» و «استدلال» نمی سازد. اظهارات من تحت هر شرایط و به هر علتی که باشد، برای اثبات آن سند و دلیل ارائه کرده ام، چرا به جای پاسخگویی، لطیفه می سرائید؟!
    اعترافات تکان دهنده متهمان آشوب های اخیر در دادگاه علنی روز شنبه و کیفرخواست مستند دادستان در دادگاه همانگونه که انتظار می رفت اردوگاه فتنه انگیزان را با شوک شدیدی روبرو کرد، چرا که اعترافات و اسناد منتشر شده از چنان استحکامی برخوردار است که نفی و انکار آن برای سران فتنه امکان پذیر نیست و از سوی دیگر به وضوح نشان می دهد که سران فتنه در تماس مستقیم با سرویس های اطلاعاتی بیگانه دست به فتنه انگیزی زده و بسیاری از هواداران را با سوءاستفاده از صداقت و اعتماد آنان فریب داده و اعتماد آنها را پای منافع آمریکا قربانی کرده اند.
    شوک شدید ناشی از اعترافات و اسناد ارائه شده در دادگاه روز شنبه به آسانی از واکنش های مضطربانه سران فتنه و صفحات روزنامه های زنجیره ای وابسته به آنها قابل درک است و دراین باره اشاره به چند نکته که فقط مشتی از خروارهاست ضروری به نظر می رسد.
    1- ادعا می کنند متهمان تحت فشار مجبور به اعتراف شده اند که شواهد موجود از جمله، بازرسی های مکرر و مستمر، تاکید خانواده ها و تصریح متهمان، این ادعا را نفی می کند ولی صرفنظر از بی اساس بودن این ادعا، باید - به قول مرحوم طبری- از این آقایان پرسید که مگر فشار و آزار زندانی- بر فرض صحت- می تواند سند بسازد و استدلال ایجاد کند؟! به عنوان مثال اگر کسی بگوید که ملکول های آب از هیدروژن و اکسیژن تشکیل شده است و دستور العمل آزمایش برای اثبات آن را هم اعلام کند دیگر چه فرقی می کند که تحت فشار بوده یا نبوده؟! در کیفرخواست دادستان و اعتراف متهمان به اسناد و دلایل خالی از ابهام تکیه شده است چرا به جای پوزش از کسانی که فریبشان داده اید، لطیفه سرایی می کنید؟!
    جالب آن که دیروز یکی از روزنامه های اجاره ای دقیقاً همان نظریه مضحک رسانه های بیگانه درباره اعترافات مرحوم احسان طبری را برای مخدوش کردن اعتراف متهمان آشوب به کار برده و با تیتر درشت در صفحه اول نوشته بود «قرص اعترافات»!
    2-عوامل اصلی فتنه و آشوب از قبل می دانستند که اعتراف مستند بازداشت شدگان و اسناد کشف شده، پته آنها را روی آب خواهد انداخت و به همین علت پیشاپیش اعترافات آنها را «ساختگی و تحت فشار»! قلمداد می کردند و در مصاحبه ها و سخنرانی ها و نوشته های خود خواستار آزادی بی قید و شرط بازداشت شدگان بودند. چرا؟! اگر آقایان کاری نکرده و جرمی مرتکب نشده بودند که از افشای آن وحشت داشته باشند، چه دلیلی داشت که از قبل اعترافات را ساختگی بنامند؟! ممکن است بگویند که از اعتراف تحت فشار نگران بوده اند که اولاهمانگونه که گفته شد، فشار و آزار- مورد ادعا- نمی تواند سند و دلیل بسازد و اعتراف غیرمستند در یک دادگاه علنی و پیش چشم دهها میلیون نفر از مردم چگونه می توانست باعث اضطراب شما شود؟!
    می گویند شخصی به کلانتری مراجعه کرده و اعلام کرد که؛ طوطی سخنگوی من گم شده است، افسر نگهبان گفت یافتن طوطی گم شده که در حوزه مسئولیت ما نیست و صاحب طوطی جواب داد؛ بله قربان! می دانم، فقط خواستم از قبل گفته باشم که اگر پیدا شد و حرفهای آنچنانی زد، شما بدانید که نظر شخصی خودش است و به من ربطی ندارد! بنده از اول هم با او اختلاف نظر داشته ام!!
    3- اکنون فرض می کنیم که متهمان تحت فشار وادار به اعتراف شده اند - فرض محال که محال نیست- خب! حالاباید از سران فتنه پرسید، وقتی «ژنرال» های شما تحمل چند روز زندانی کشیدن را ندارند و بلافاصله بعد از جدا شدن از زندگی مرفه خویش، به هر چه که از آنها خواسته شود تن می دهند؟! اولا؛ چرا بچه های مردم را فریب داده و آنان را با سوءاستفاده از اعتمادی که به شما کرده اند، با چماق و کوکتل مولوتوف به میدان می فرستید؟ و خودتان در حلقه های فشرده محافظان و فقط برای خالی نبودن عریضه به صحنه سرک می کشید و فرزندانتان را نیز در ناز و نعمت برای تحصیل به آمریکا و انگلیس می فرستید و یا در خانه های اشرافی نوازش می دهید؟!
    ثانیاً؛ چرا وقتی ژنرال های شما با حرارت دیگران را به آشوب و بلوا دعوت می کردند، آنها را دروغگو! نمی دانستید و به عنوان قهرمان! از آنان یاد می کردید؟! اگر ادعای شما را بپذیریم که افراد یاد شده تحت فشار وادار به اعتراف شده اند؟! چگونه ادعای دیگرتان قابل پذیرش خواهد بود که از مقاومت تا پای جان! و... حرف می زدید؟!
    ثالثاً؛ وقتی ژنرال های شما در مقابل چند روز زندانی کشیدن اینگونه-به قول خودتان- تسلیم می شوند؟ از کجا معلوم که در مقابل وعده های رفاه و زندگی اشرافی و آنچنانی که از آن سوی آب ها داده می شود، مقاومت کرده باشند؟! و یا بعدها مقاومت کنند؟!
    البته، سران فتنه که خیانت آنها به وطن، فریب مردم و ارتباطشان با بیگانگان فاش شده است مجبورند!! اعتراف کنندگان را مورد حمله قرار دهند ولی از نگاه مردم مسلمان و ایران دوست، شجاعت و جسارت آنها قابل تقدیر است، چرا که به میل و رغبت خود از راهی که رفته بودند بازگشته و با اعتراف مستند و مستحکم خویش سعی در پیشگیری از فریب دیگران داشته اند.
    4- سران فتنه و رسانه های وابسته به آنها و یا رسانه های بیگانه و ضدانقلاب که در حمایت از آنان یقه چاک می دهند، هیچکدام برای نفی آنچه در کیفر خواست و یا اعتراف متهمان آمده، دلیل و سندی ارائه نمی کنند و تنها به شانتاژ و ادعاهای خنده دار متوسل شده و برای فرار از رسوایی، جاده فرعی باز می کنند...
    هدایت الله متین دفتری به روایت اسناد لانه جاسوسی خبرچین سازمان سیا، و شریک تجاری ارتشبد نصیری- رئیس ساواک- بود و بعد از انقلاب عضو منافقین شد. او فرزند احمدمتین دفتری، وزیر رضاخان و ضمناً نوه دختری مصدق بود. وقتی از هدایت الله متین دفتری درباره خانواده اش سوال می کردند، به جای آن که بگوید پدرم وزیر رضاخان بوده است، می گفت؛ من نوه مصدق هستم!!

 

به بهانه نصب دوربین در مدارس

 روزنامه اعتماد صفحه 10

نویسنده: رسول پاپایی

  اول: متاسفم، چون حاشیه های آموزش و پرورش آنقدر زیاد شده که متن به فراموشی سپرده شده است. کمتر از 60 روز به آغاز سال تحصیلی مانده و متولیان به جای آنکه تمام توان خود را به کار گیرند تا اولیای دانش آموزان را با روش ارزشیابی توصیفی و حذف نمره آشنا کنند و دبیران اجتماعی رسانه ها را جهت اطلاع رسانی به یاری بطلبند، به موضوعی حاشیه یی پرداخته و خود، رسانه ها و دیگران را به آن مشغول کرده اند: نصب دوربین در مدارس.
    
    دوم: لطفاً بخوانید و کمی دقت کنید.
    
    معاون پرورشی و تربیت بدنی شهر تهران: من موافق نصب دوربین در مدارس هستم و معتقدم دوربین محیط امن برای دانش آموزان ایجاد می کند. این تکنولوژی هزاره سوم باید توسعه و گسترش یابد.
    
    رئیس آموزش و پرورش شهر تهران: ما با استفاده از هر وسیله یی اعم از دوربین، بلوتوث و تلفن همراه یا هر رسانه یی که آموزش و پرورش را در دستیابی به تعلیم و تربیت اسلامی جلو ببرد، موافقیم.
    
    معاون دادستانی تهران: ضمن مقایسه دوربین مداربسته با ناظم مدرسه، آن را مفید می دانیم.
    
    سخنگوی قوه قضائیه: به جای نصب دوربین اقدامات فرهنگی را گسترش دهید.
    
    معاون وزیر آموزش و پرورش: قرار نیست کار پلیسی انجام دهیم که دوربین نصب کنیم.
    
    نگاهی به اظهارنظر های فوق ضمن تایید بخش اول نشان از این دارد که درباره آنچه در آموزش و پرورش اتفاق می افتد همه صاحب نظرند و مورد پرسش قرار می گیرند و مجال ابراز دیدگاه و رای دارند جز معلم ها و فرهنگیان و این مهم، حلقه گمشده و سنت نا حسنه یی در تصمیم گیری ها، ایده سازی ها و برنامه ریزی های این حوزه است و متاسفانه در آموزش و پرورش ما تبدیل به یک قاعده و اصل ریشه دار شده است. اما نگارنده به عنوان یک معلم با نصب دوربین مخالف است چون:
    
    1- این طرح با طرح وزیر محترم در خصوص شاداب سازی مدارس در تضاد است. چگونه ممکن است از یک سو به دنبال حصارکشی و محرم سازی مدارس دخترانه باشیم تا محیط مدرسه برای آنها راحت، شاداب و جذاب باشد، از طرف دیگر ناظر و نگهبانی مجازی برای آنها بگذاریم که لحظه یی از آنها چشم برندارد و بیم آن می رود اطلاعات آن به بیرون و افراد غیرمسوول هم درز کند.
        2- فضای مدارس به لطف پاکی و نجابت و تلاش معلمان و فرهنگیان فضایی نا سالم و بحرانی نیست و عموم دانش آموزان چونان فرشته ها بی آلایش و پاک اند و تاکنون هیچ نهاد اجتماعی فضای حاکم بر مدارس را از نظر ناامنی و ارتکاب بزه و تخلف بحرانی اعلام نکرده است که ناچار باشیم روش های پلیسی را جایگزین اقدامات فرهنگی کنیم.
        3- باید نگاه غلط و روش اشتباه چند مدیر را در مقوله فرهنگ و آموزش و تربیت اسلامی اصلاح کرد و روش های مدیریت آموزشی و تربیت اسلامی را به آنها آموزش دهیم نه اینکه یک نگاه غلط و یک شیوه اشتباه را به مدیران و جامعه معلمی و آموزش و پرورش تحمیل کنیم و دنبال راهی برای قانونی کردن آن باشیم.
        4- کسری بودجه، کمبود سرانه، نبود تجهیزات کمک آموزشی چندرسانه یی و فقر کتابخانه یی و آزمایشگاهی مدارس بر کسی پوشیده نیست. اگر مدیری پول اضافی دارد از او بخواهیم آن را در موارد فوق و بهبود کمی و کیفی آموزش و پرورش دانش آموزان هزینه کند نه خرید دوربین و امنیتی کردن مدرسه، این بهشت کوچک روی زمین.
        5- مبنا و اساس تربیت اسلامی به صورت اخص و آموزش به صورت اعم نهادینه شدن اعتماد در روح و جان آدمی است. نصب دوربین، نظام آموزشی و به ویژه بعد پرورشی آن را مختل می کند. دانش آموزان را به سمت خودسانسوری و تقویت روحیه فریبکاری و تظاهر به خوب بودن سوق می دهد و مصنوعی شدن رفتار ها را نهادینه می کند و موجب پنهانی شدن کج رفتاری ها و نا هنجاری ها و عقیم ماندن امر پرورش فضایل و خوبی ها می شود. نصب دوربین در مدارس موجب می شود مشکلات رفتاری و نا هنجاری های اخلاقی در کودکان و نوجوانان پنهان بماند و در روح و جان شان ریشه بدواند و فرصت هرس کردن آن توسط معلمان، مربیان و اولیا از بین برود و شناخت آن در زمانی حاصل شود که دیگر خیلی دیر شده است. به زعم بزرگان تربیت و تعلیم هم پرورش انسان های خوب و درستکار با سیستم های حفاظتی و پلیسی امکان پذیر نیست. نصب دوربین باعث می شود بچه ها یاد بگیرند خودشان نباشند، استقلال معلم ها را زیر سوال می برد و همه چیز را در بهشت روی زمین که هر خنده و گریه یی در آن واقعی است، غیرواقعی و ریاکارانه می کند و در درازمدت زمینه ساز آسیب های اجتماعی می شود. یک بار هم که شده از ما معلم ها بپرسید: بگذارید فرشته های بهشتی در بهشت کوچک شان روزی چند ساعت خودشان باشند، اشتباه کنند، تاوان پس بدهند و مواخذه شوند، بپرسند، راهنمایی شوند و برای همیشه یاد بگیرند. اجازه دهید ما به فرزندان تان نه تظاهر به خوبی که خوب بودن را یاد دهیم. شما هم به جای تحمیل پلیس بازی به گسترش روش های فرهنگی و بازسازی آموزش و پرورش و مدرسه و معلم ها فکر کنید.

 

 

یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸

 

غبار فتنه که فرو می نشیند...

 روزنامه کیهان صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

1- «فتنه» که برمی خیزد، غبار در فضا می ریزد و ناظران، واقعیت های میدان فتنه را آنگونه که هست نمی بینند. این طبیعت فتنه و ترفند فتنه انگیزان است. به قول حضرت امیر علیه السلام، اگر حق و باطل بی پیرایه عرضه شوند کسی به اشتباه نمی افتد و در پی «آب» به سوی «سراب» نمی رود، ولی فتنه انگیزان پاره ای از حق و پاره ای از باطل را به هم می آمیزند تا راه بر راهیان پوشیده بماند و زبان بداندیشان به طعنه و توهم گشوده باشد.
    و اما، عمر فتنه که به پایان می رسد و غبارها که فرو می نشیند، «بایسته»ها و «ناشایسته»ها که درهم تنیده بودند، از هم جدا می شوند و حق و باطل همانگونه که هستند دیده می شوند. فریب خوردگان انگشت حسرت به دندان می گزند و مهر رسوایی بر پیشانی فتنه انگیزان می نشیند، در این هنگام به گفته امیرمومنان(ع)، آنان که فریب خورده اند، به فریب دادگان خویش لعنت می فرستند و از سران فتنه بیزاری می جویند.
    2- «فتنه» را «خواص آلوده» برپا می کنند، آن عده از خواص که پیش از این، سابقه خوب و قابل قبولی داشته اند ولی بعدها در گذر ایام به چرب و شیرین دنیا آلوده و سپس به کانون های بیرونی قدرت وابسته شده اند و یا کسانی که از آغاز آلوده بوده اند و به فریب در حلقه خواص نفوذ کرده و هنگامی که فرصت را مناسب دیده اند، هویت واقعی خود را بیرون ریخته اند. خواص آلوده چه آنان که سابقه خوبی داشته اند و چه آنها که به نفوذ در این حلقه راه یافته اند، به هنگام فتنه انگیزی در یک صف قرار می گیرند. خواص آلوده از سابقه نیک خود به عنوان تابلو استفاده می کنند و با این تابلو که فریبنده است در میان مردم ظاهر می شوند ولی هویت استحاله شده خویش را که نفرت انگیز است از نگاه این و آن پنهان می دارند. حال اگر مسیر حرکت جامعه به سوی خیر و صلاح و عدالت و تقوی باشد، خواص آلوده-بخوانید منافقان- آینده خویش را در خطر می بینند و برای مقابله آماده می شوند... «فتنه» از این نقطه آغاز می شود. خواص آلوده در این حالت و چنانچه به تنهایی قدرت مقابله نداشته باشند، دست قدرت های بیگانه را به ائتلاف می فشارند.
    3- کیهان از چند سال قبل با ارائه اسناد و مدارک غیرقابل تردید و کاملاً آشکار، از شکل گیری «جریان نفاق جدید» در داخل کشور و ارتباط مستقیم این جریان با سرویس های اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و اسرائیل خبر داده بود و با تکیه بر همین اسناد از 7 ماه قبل تاکنون، رخدادهای اخیر و مخصوصاً آشوب های بعد از انتخابات را پیش بینی کرده بود که دیروز صحت آن پیش بینی ها آشکار شد.
    دیروز، در اولین جلسه دادگاه علنی جمعی از عوامل فتنه و آشوب های اخیر، که جای چند تن از خواص آلوده به عنوان متهمان اصلی در آن خالی بود، بسیاری از واقعیت های تلخ به گونه ای مستند و غیر قابل انکار برملاشد و کمترین تردیدی باقی نماند که مسئولیت فتنه اخیر را تعدادی از خواص آلوده به عنوان یک ماموریت بیرونی برعهده داشته اند. به یقین در ادامه جلسات علنی دادگاه از واقعیات بیشتری پرده برداری خواهد شد. مثلاً این که کیان تاجبخش جاسوس نشان دار «سیا» مستقیماً با خاتمی در ارتباط بوده است. او در جریان آشوب های 18 تیر ماه 78 نیز بازداشت شده بود که شبانه با دستور صریح یکی ازهمان خواص آلوده آزاد شد! و یا، رامین جهانبگلو جاسوس دیگر آمریکایی، ماموریت خود برای فتنه و آشوب را مستقیماً و بی پرده با خاتمی و موسوی و چند تن دیگر از سردمداران اصلاحات در میان می گذاشته است و یا آقای ... مخفیانه به آمریکا سفر کرده و با «جرج سوروس» رهبر کودتاهای مخملی در منزل شخصی وی به تبادل نظر می نشیند و یا جان کین نظریه پرداز و طراح آشوب های خیابانی- در کشورهای مخالف غرب- و عضو برجسته MI6 انگلیس در سفر به ایران با تعدادی از خواص آلوده و دست اندرکار آشوب های اخیر ملاقات می کند و از طریق آنها به دیدار یکی از علما می رود و می کوشد از سادگی توام با صداقت وی به نفع مدعیان اصلاحات استفاده کند و متاسفانه موفق هم می شود و یا هاله اسفندیاری عضو ارشد کمیته آمریکایی روابط اجتماعی اسرائیل (AIPAC)، مدیر ارشد برنامه خاورمیانه مرکز وودر ویلسون و مشاور بنیاد صهیونیستی NED که اخیرا مبلغ 400 میلیون دلار برای حمایت از آشوبگران در ایران اختصاص داده بود از مدت ها پیش تماس های حضوری مستمری با سرکردگان کنونی جبهه اصلاحات داشته است و یا، «ژانت آفاری» بهایی و همکار رسمی موساد به دعوت زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی به ایران می آید و ضمن سخنرانی در دانشگاه الزهرا(س)، نشست های متعددی با میرحسین موسوی و چند تن دیگر از دار و دسته وی داشته است و یا....
    4- غبار فتنه که فرو می نشیند، دو رخداد به طور همزمان اتفاق می افتد؛
    الف: فریب خوردگان زانوی پشیمانی در بغل می گیرند که اگر دست به جرم و جنایت نزده باشند، قابل دلجویی هستند. کسانی که در آغاز آشوب ها به فریب سران فتنه و بی آن که از اصل ماجرا باخبر باشند به خیابان ها آمدند و بعدها به تدریج و با پی بردن به هویت واقعی از فتنه انگیزان از آنها کناره گرفتند تا آنجا که در آشوب پنج شنبه گذشته، تعداد بسیار اندکی از این طیف حضور داشتند و صحنه در اختیار موسوی و خاتمی و جمعی از اراذل و اوباش بود که مطابق اسناد موجود از سوی سران فتنه برای قمه کشی و عربده جویی با هدف به اصطلاح گرم کردن تنور آشوب، اجاره شده بودند.
    ب: دومین رخداد، رسوایی خواص آلوده و فتنه انگیز و برملاشدن خیانت و جنایت آنهاست. سران فتنه مصداق بارز مفسد فی الارض هستند که قتل مردم بی گناه، برهم زدن آرامش مردم، همکاری با دشمنان بیگانه و... از جمله جنایات نابخشودنی آنان است. بنابراین محاکمه و مجازات عوامل میانی فتنه، اگرچه ضروری است ولی مسئولان محترم باید توجه داشته باشند که محاکمه آنان نمی تواند پایان ماجرا باشد و چنانچه با سران اصلی فتنه که ناشناخته نیستند، برخورد جدی نشود، محاکمه و مجازات عوامل میانی می تواند برای آنها حاشیه امن ایجاد کند تا کماکان به فتنه انگیزی ادامه دهند.

 

احمدی نژاد: پس از تحلیف سر آنها را به سقف می چسبانیم

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 2 

»  بگذارید مراسم تحلیف برگزار شود، دولت کارش را شروع کند، یقه شان را می گیریم و سرشان را می چسبانیم به سقف« این بخشی از گزارش غیررسمی تازه ترین سخنرانی محمود احمدی نژاد است که دیروز در سایت »فردا« منتشر شد. رئیس دولت نهم جمعه گذشته به مشهد سفر کرده بود تا در افتتاحیه یازدهمین هم اندیشی اساتید بسیجی سخنرانی کند؛ اما متنی که پایگاه اطلاع رسانی دولت براساس اظهارات وی تنظیم کرد در مقایسه با آنچه سایت فردا منتشر کرده است، تفاوت های معنی داری دارد. براساس این گزارش در پایان مراسم یادداشت های خبرنگاران ضبط شد تا خبر جلسه تنها همانطور که باید، منتشر شود با این حال سایت فردا گزارش داد که احمدی نژاد در این مراسم اطلاع خود را از عصبانیت کسانی که »آنها« خطاب می کرد به حضار رساند و با بیان اینکه »دوره جدیدی آغاز شده است« تاکید کرد: »بگذارید مراسم تحلیف برگزار شود، دولت کارش را شروع کند، یقه شان را می گیریم و سرشان را می چسبانیم به سقف«. احمدی نژاد برای تحقق آرمان خود از اساتید بسیجی که آنها را »همکاران عزیزم« خطاب می کرد خواست تا در این راه به او کمک کنند و با یک حرکت، همه جریان منتسب به »آنها« را به زباله دان تاریخ بریزند که این درخواست با تکبیر حضار همراه شد.
    وی در بخش دیگری از سخنان خود بدون اشاره به تاخیر در اجرای دستور رهبر معظم انقلاب مبنی بر عزل مشایی از سمت معاون اولی، دولت را با »اندیشه ولایی« معرفی کرد و گفت: »در روزهای اخیر عده ای با خیال خام خود به تکاپو افتادند تا رابطه دولت و رهبری عزیز را خدشه دار جلوه دهند و با جار و جنجال، جدایی و فاصله بین دولت و رهبری را القا کنند.«
    احمدی نژاد که در این سخنرانی نامی از معاون اول مستعفی اش نبرد، همه آنچه درباره انتصاب مشایی رخ داد را جریان رسانه ای خواند و با »احمق« خطاب کردن جریان سازان رسانه ای گفت: »وارد شدن بدخواهان در چنین عرصه ای و القاء چنین شبهاتی حرکتی بی نتیجه است و آنها قطعا چنین آرزویی را به گور خواهند برد و این راه به روی شیاطین بسته است«. رئیس دولت نهم با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم افزود: »مردم در این انتخابات استیلای قدرت، ثروت، حزب و رسانه را در هم شکستند و الگوی جدیدی برای بشریت ارائه کردند.« احمدی نژاد حزب و رسانه را ابزار نظام سلطه خواند و اضافه کرد: »احزاب و مردم از هم جدا هستند، احزاب وابسته به قدرت اند و مردم نقشی در احزاب ندارند.«
    وی در بخش دیگری از سخنرانی اش از حوزه و دانشگاه به عنوان مراکز نخبه پرور نام برد که هر دو در همه سال های پس از انقلاب عملکرد ضعیفی داشته اند. او در این باره بیشترین قصور را متوجه دانشگاه آزاد اسلامی دانست و گفت: »دو بار خواستیم دانشگاه آزاد را درست کنیم؛ فرمودند دست نگه دارید. اینها مملکت را به هم می ریزند.«
    همچنین به نوشته روزنامه خبر، رئیس جمهور با انتقاد از تعامل برخی دانشگاه ها با بسیج دانشجویی درباره برخورد با آنها گفت: »رئیس دانشگاهی به بچه ها گفت:دادن جایی برای فعالیت بسیج در دانشگاه برای من هزینه دارد. من گفتم حضور تو هم در این دانشگاه برای من هزینه دارد«. وی افزود: »دانشگاه باید با فرهنگ و اندیشه بسیجی اداره شود و پرچم فرهنگ بسیج به عنوان پرچم عزت، آزادیخواهی و روحیه نشاط باید در دانشگاه برافراشته شود.«

 

تسامحی در برخورد با عوامل اصلی اغتشاشات نباشد

 روزنامه ایران صفحه 2 

خبر نمایندگان مجلس و صاحبنظران سیاسی در پی برگزاری اولین جلسه دادگاه مطرح کردند

  اولین جلسه رسیدگی به جرایم متهمان سیاسی حوادث بعد از انتخابات، دیروز با حضور جمعی از متهمان در دادگاه انقلاب اسلامی برگزار شد و در این جلسه برخی از متهمان اعترافاتی را بیان کردند که به گفته کارشناسان، بسیار تکان دهنده بود. درخصوص اغتشاشات و لزوم برخورد جدی با عاملان اصلی آن، نمایندگان مجلس و صاحبنظران سیاسی به بیان نظرات خویش پرداختند و خواستار آن شدند تا برای هر چه روشن تر شدن اذهان عمومی، اعترافات متهمان از صدا و سیما پخش گردد.
    اعترافات ابطحی بسیار تکان دهنده بود
    عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در این خصوص می گوید: اعترافات ابطحی در جلسه علنی دادگاه بسیار تکان دهنده بود و او پرده از بسیاری جنایت ها و خیانت ها برداشت.سیدحسین نقوی حسینی با اشاره به این که ابطحی پرده از همپیمانی میان موسوی، خاتمی و رفسنجانی برداشت، اظهار داشت: ابطحی در دادگاه علنی پرده از بسیاری جنایت ها و خیانت ها برداشت. وی افزود: مسئولان باید به دقت به این موضوع رسیدگی کنند تا چهره واقعی این افراد برای همگان مشخص شود. نقوی با تاکید بر این که زمان آن رسیده که دیگر این افراد به انتخابات تمکین کنند، گفت: آنها باید از مدت ها قبل به نتیجه انتخابات تمکین می کردند و این مشکلات را ایجاد نمی کردند.
    محاکمه اغتشاشگران باید از صدا و سیما پخش شود
    دیگر عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با تاکید بر این که محاکمه اغتشاشگران خصوصاً ابطحی باید از صداو سیما پخش شود، اظهار داشت: محاکمه این افراد باید از سوی رسانه ملی پخش شود تا همگان پی به جنایت ها و خیانت های آنان ببرند.محمود احمدی بی غش با اشاره به اعترافات ابطحی عضو مجمع روحانیون مبارز اظهار داشت: ابطحی در محاکمه خود پرده از بسیاری از خیانت ها برداشت. وی با تاکید بر اعترافات ابطحی مبنی بر همپیمانی موسوی، هاشمی رفسنجانی و خاتمی گفت: بسیاری از جنایت ها و خیانت های اصلاح طلبان در دادگاه مشخص می شود و من معتقدم همگان باید نسبت به این وقایع آگاه شوند. احمدی بی غش در ادامه تصریح کرد: مسئولان باید بسیار مراقب باشند، زیرا ممکن است عوامل اغتشاشگر با هم شیطنت به خرج دهند و در دادگاه پروژه جدیدی مطرح کنند.
    مسئولان با تساهل و تسامح با لیدرهای اغتشاشات برخورد نکنند
    عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس نیز معتقد است که برخورد باید با مسببین اغتشاشات انجام شود به دلیل آن که در این اغتشاشات افرادی بی گناه که تحت تاثیر القائات آنها قرار گرفته اند، کشته و زخمی شده است.
    حسینعلی شهریاری با اشاره به اغتشاشات اخیر، گفت: جای تاسف دارد افرادی که دم از دموکراسی و قانونگرایی می زنند، هر نوع بی قانونی را برای اهداف خود انجام می دهند. وی با اشاره به این که برخی دستگاه ها در مورد تجمعات غیر قانونی وظیفه خود را به خوبی انجام ندادند، تصریح کرد: افرادی که اعلام راهپیمایی و برگزاری تجمع غیرقانونی کرده اند، مسئولین نباید چشمپوشی کنند. شهریاری با بیان این که برخورد قاطعی باید با مسببین این اغتشاشات صورت گیرد، خاطرنشان کرد: مسئولین با تساهل و تسامح با اغتشاشگران برخورد می کنند و کشورهایی که مدعی دموکراسی هستند، اجازه تجمع غیر قانونی را به مردم نمی دهند و در صورت تجمع قطعاً با آنها برخورد می کنند.
    مجازات سران اغتشاشات باید با قاطعیت اعمال شود
    رئیس دانشکده علوم قضایی هم با اشاره به آغاز برگزاری دادگاه رسیدگی به اتهامات سران اغتشاشات، گفت: اگر اتهامات احراز و متهم مجرم شناخته شد، باید بر طبق موازین قانونی مجازات هایی برای فرد مجرم در نظر گرفته شود که البته این مجازات ها باید با قاطعیت اعمال شود.
    ابوطالب کوشا با بیان این که هر کس در کشور بر ضد امنیت و نظم عمل کند، باید طبق قوانین و مقررات در مراجع ذی صلاح قضایی به پرونده اش رسیدگی شود، اظهار داشت: در این خصوص دستگاه قضا و قاضی تصمیم گیری خواهد کرد که قطعاً بعد از بررسی، پرونده ها در محاکم قضایی دنبال شود.
    کوشا در ادامه با بیان این که آنهایی که اتهاماتشان با موازین حقوقی سازگار نبوده و ادله ای هم برای اثبات اتهاماتشان وجود ندارد، باید هر چه زودتر تعیین تکلیف شوند، خاطرنشان کرد: باید از افرادی که اتهامات وارده به آنها ثابت نشد، رفع اتهام صورت گیرد تا به صورت مقتضی به پرونده آنها خاتمه داده شود.
    رئیس دانشکده علوم قضایی درخصوص انتظارات مردم از سران قضایی در مورد رسیدگی به پرونده سران اغتشاشگر، عنوان کرد: مردم همواره می خواهند که قانون در کشور حاکم شود که البته قانون برای گروه و دسته خاصی طراحی نشده بلکه قانون برای عموم مردم است و به همین دلیل هر کسی بر ضد قانون عمل کند، همان قانون جوابش را خواهد داد.

 

فیروزآبادی: عده ای از جوانان ما در درس وطن دوستی کم دارند

روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 6

   رییس ستادکل نیروهای مسلح گفت: وقتی وقایع اخیر را آسیب شناسی می کنیم، متوجه می شویم که همه این ظلم و ستم هایی که بر مردم رفت، بر بسیجیان و نیروی انتظامی رفت، به خاطر این بود که یک عده از جوانان ما در درس وطن دوستی و حب وطن کم دارند.
    به گزارش ایسنا، سرلشکر بسیجی سیدحسن فیروزآبادی در جمع فرماندهان عالی رتبه نظامی و اساتید دانشگاه عالی دفاع ملی افزود: مراکز دانشگاهی و مراکز پژوهشی باید نسبت به آسیب شناسی جامعه کار کنند و مراکز آموزشی و تربیتی نیز باید نسبت به حب وطن و میهن دوستی بیش از گذشته با جوانان کار کنند.
    وی تاکید کرد: در کتاب های درسی آموزش و پرورش باید بیشتر از گذشته راجع به ایران و ایرانی و پرچم ایران و نقشه ایران و نمادهای ایران و فرهنگ ایران کار شود.
    رییس ستادکل نیروهای مسلح یادآور شد: رسول خدا (ص) می فرمایند ایمان از سه بخش تشکیل شده است؛ یک بخش اصول و فروع و احکام شریعت است. بخش دوم اخلاق و بخش سوم وطن دوستی است. حدیث از معصوم (ع) داریم که «حب الوطن من الایمان» دوستی وطن از ایمان است و امام سجاد(ع) و دعای مرزداران در زمان حکومت طاغوت، اهمیت مطلب را می رساند که وطن دوستی و دفاع از مرزها و استقلال کشور برای یک ملت در زمانی که حکومت عدل و حکومت ولایت برقرار است، یکی از سه پایه ایمان است، بلکه حتی در زمانی که مملکت به دست نااهلان افتاده و حکومت جور برقرار است و ظالمان حکومت می کنند دفاع از مرزها و دفاع از انقلاب وظیفه ای بزرگ و حب وطن جزء ایمان است. وی خاطرنشان کرد: در آسیب شناسی مسائل اجتماعی، یکی از زوایایی که خیلی خودش را نشان می دهد، تضعیف حب وطن و توجه به استقلال کشور و افتخار به ایرانی بودن در بعضی از جوانان توسط دشمنان انقلاب و اسلام است. تلاش ماهواره ها و صدای رادیو آمریکا، انگلیس و بیگانگان به خاطر تضعیف حب وطن و استقلال در جوان ایرانی و فرزندان ایران است.
    وی یادآور شد: امام صادق(ع) فرمودند: به گوینده ای که از زبان شیطان سخن می گوید، گوش فرا ندهید. رییس هیات امنای دانشگاه عالی دفاع ملی همچنین خاطرنشان کرد: بیگانه وقتی علیه وطن، علیه استقلال، علیه ارزش های ملی و دینی و علیه منافع ملی ما حرف می زند، شیطان است و نباید به صدایش گوش کرد.

 

روایت جدید از دعوای چهارشنبه کابینه

روزنامه اعتماد  صفحه 2 

  نمایندگان مجلس بر خلاف روایت احمدی نژاد از دلایل برکناری محسنی اژه یی وزیر اطلاعات و صفارهرندی، داستان جدیدی را تعریف می کنند که بر اساس آن روایت رسانه های اصولگرا مبنی بر دعوا در جلسه چهارشنبه کابینه بر سر عدم توجه به دستور مقام معظم رهبری یا کمی تغییرات تایید می شود. بر اساس روایتی که در جلسه های خصوصی مجلس مطرح شده، روایت ناصحیح غلامحسین الهام از جلسه مقام معظم رهبری و محمود احمدی نژاد و تفاهم برای برکنار نکردن مشایی سبب می شود جلسه هیات وزیران به درگیری لفظی کشیده شود و وزرایی که جلسه را ترک می کنند، در همان شب حکم اخراج از کابینه برایشان صادر می شود.

    گرچه نخستین روایت از دعوای کابینه که منجر به اخراج وزرای معترض شد، در سایت جهان نیوز وابسته به علیرضا زاکانی انتشار یافت و دو روز بعد روابط عمومی دولت بدون پرداختن به اصل موضوع با ارسال تکذیبیه یی به این سایت همه آنها را دروغ پردازی عنوان کرد اما اخبار متفاوتی در مورد اصل ماجرای دعوای کابینه دولت نهم در هفته گذشته در راهروهای مجلس روایت می شود. 10 روز از درگیری لفظی در جلسه هیات وزیران می گذرد. هرچند محمود احمدی نژاد پس از یک هفته سکوت دلیل بغضش نسبت به وزیر اطلاعاتش را نافرمانی دو ساله در برکناری دو معاون ـ که مطابق میل احمدی نژاد نبودند ـ یا ندادن یک برگ گزارش از تحرکات اصلاح طلبان یا حتی زیر بار نرفتن نسبت به جاسوسی انگلیسی ها و... عنوان کرد تا با این توضیحات، هر شایعه یی مبنی بر برکناری اژه یی به خاطر مخالفت با معاون اولی مشایی را رد کند، اما جمله یی که وی در جمع تشکل های دانشجویی در مورد برکناری مشایی گفته برخی از روایت های نمایندگان مجلس در مورد حقیقت مناقشه پاستور را تایید می کند: «من خدمت مقام معظم رهبری رسیدم و توضیحاتی دادم که قرار شد کارهایی انجام شود اما بعد از آن نامه توسط برخی نمایندگان محترم، درز پیدا کرد.»در جلسه فراکسیون اقلیت هم دقیقاً چنین روایتی مطرح شده است. به گفته داریوش قنبری سخنگوی فراکسیون خط امام و رهبری مجلس در این جلسه این طور مطرح شده است که در روز چهارشنبه عصر و ابتدای تشکیل جلسه هیات دولت، وزیر اطلاعات خواستار دادن تذکر در مورد دلایل برکنار نشدن مشایی از سمت معاونت اولی با وجود دستور مقام معظم رهبری می شود اما احمدی نژاد با این توضیح که دستور کار سنگین و طولانی است از وزیر اطلاعات می خواهد در پایان جلسه تذکراتش را بدهد. وقتی هم که زمان اذان مغرب می رسد، رئیس دولت نهم با این توضیح که وقت نماز است جلسه را تعطیل کرده و حاضر به شنیدن تذکرات وزرای معترض نمی شود. ترک جلسه توسط احمدی نژاد اعتراض وزرا را بلند می کند که غلامحسین الهام سخنگوی دولت خطاب به این افراد می گوید بهتر است به این موضوع خاتمه بدهید چون آقای رئیس جمهور به ملاقات مقام معظم رهبری رفتند و بر سر ماندن مشایی در این سمت به توافق رسیدند.
    بنا بر آنچه در جلسه فراکسیون اقلیت عنوان شده صفارهرندی و محسنی اژه یی سخنان الهام را باور نمی کنند و به همین دلیل هم از مصری وزیر رفاه و تامین اجتماعی می خواهند به نماز جماعت بیت مقام معظم رهبری رفته و صحت این خبر را جویا شود و مصری این موضوع را استعلام کرده و متوجه می شود اصلاً چنین تفاهمی صورت نگرفته است.
      نکته قابل توجه اینکه بر اساس آنچه رسانه ها دیروز به عنوان سخنرانی احمدی نژاد در جمع دبیران تشکل های دانشجویی روایت کردند به موضوع جلسه وی با مقام معظم رهبری دوباره اشاره شده است. احمدی نژاد به دانشجویان گفته است: «من خدمت مقام معظم رهبری رسیدم و توضیحاتی دادم که قرار شد کارهایی انجام شود اما بعد از آن نامه توسط برخی نمایندگان محترم، درز پیدا کرد. بعد از آن، بهتر تشخیص داده شد که نامه منتشر شود و بعد از آن اقدام کنیم.» اگر روایت مجلسی ها درست باشد، با سخنان احمدی نژاد مطابق است چون روز چهارشنبه که جلسه هیات وزیران برگزار شده بود هنوز متن نامه مقام معظم رهبری به طور رسمی منتشر نشده بود.
        بر همین اساس می توان استنباط کرد این بخش از روایت نمایندگان از دعوای کابینه صحت دارد و الهام هم در آن جلسه روایتی مشابه با روایت احمدی نژاد را برای کابینه یی ها روایت می کند. در نهایت هم وقتی نماز هیات وزیران در پاستور تمام می شود و وزرا برای ادامه دادن جلسه به لابی سالن تشکیل جلسات رفته بودند، مصری به آنها می پیوندد و خطاب به صفارهرندی و اژه یی می گوید چنین تفاهمی کذب بوده و همچنان دستور مقام معظم رهبری بر مبنای برکناری مشایی است. روایت مصری از واقعیت ماجرا سبب می شود وزیر اطلاعات و صفارهرندی و جهرمی با الهام درگیری لفظی پیدا کنند و این درگیری با وساطت سایر وزرا نه تنها رفع نمی شود بلکه سه وزیر فوق ترجیح می دهند به خاطر این گونه روایت های نادرست از مقام معظم رهبری و ندادن اطلاعات صحیح به وزرا، جلسه را ترک کنند.
      البته علی مطهری در گفت وگو با «اعتماد» در مورد اینکه آیا این روایت از دعوای کابینه صحیح است یا خیر، می گوید: این احتمال وجود دارد و من هم چنین روایت هایی را شنیدم اما این موضوع را هم مطمئن هستیم که ادامه جلسه پس از اذان توسط مشایی برگزار می شود که برخی دیگر از وزرا هم در اعتراض به این اتفاق پاستور را ترک می کنند.
      به هر روی از یک طرف احمدی نژاد اصرار دارد که دعوای کابینه را رد و در عین حال برکناری اژه یی را به خاطر ناکارآمدی وی عنوان کند اما در مقابل از سایت جهان نیوز گرفته تا جلسه های نمایندگان روایت متناقضی مطرح می شود که بر اساس آن وزرای معترض در جلسه چهارشنبه به سرعت حکم اخراج می گیرند: حکمی که برای اژه یی ثابت می ماند و برای صفارهرندی و جهرمی به خاطر به خطر افتادن کابینه ملغی می شود.

 

 

شنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸۸

 

در گفت وگو با اعتمادملی ارایه شد: گزارش کروبی از حوادث بهشت زهرا

روزنامه اعتماد ملی صفحه 4

   روز پنج شنبه مراسم چهلم جان باختگان حوادث اخیر در بهشت زهرای تهران و درمیان ازدحام مردم شرکت کننده و نیروهای مستقر برگزار شد. اگر چه نیروهای انتظامی و امنیتی مانع از نزدیک شدن کروبی و میرحسین موسوی به مزار ندا آقا سلطان شدند و برخوردهایی نیز با اطرافیان کروبی صورت گرفت اما آنها ترجیح دادند، تا جایی که ممکن است به مردم نزدیک شده و با خانواده جان باختگان ابراز همدردی کنند. در حادثه روز پنج شنبه، درگیری هایی نیز صورت گرفت. در تهران و حوالی خیابان شهید مطهری و اطراف مصلی نیز درگیری های پراکنده ای رخ داد که بنابر گفته مسوولان انتظامی حدود 50 نفر بازداشت شدند. خبرنگار اعتماد ملی با مهدی کروبی در خصوص اتفاقات روی داده گفت وگویی کوتاه انجام داده است که در ادامه می خوانید:
    اوایل هفته گذشته درخواستی از سوی شما و موسوی برای برگزاری مراسمی برای جان باختگان 30 خرداد در مصلی بزرگ تهران ارائه شد اما دو روز پس از آن مدیرکل سیاسی وزارت کشور با ادبیاتی خاص دولتمردان نهم اعلام کرد که به هیچ گروه یا شخصیتی برای برگزاری مراسم مجوزی داده نشده است. در همین راستا شما و موسوی اعلام کردید که به بهشت زهرا خواهید رفت. آیا درخواست شما برای برگزاری مراسم چهلم یک شهروند ایرانی که در اعتراضات اخیر جان باخته است امری غیرقانونی بود؟
    همان طور که می دانید ما درخواست کرده بودیم که مراسمی را در مصلی برای گرامیداشت چهلم جان باختگان 30 خرداد برگزار کنیم و حتی اعلام کرده بودیم که برای آنکه حادثه ای رخ ندهد همه را به سکوت دعوت کرده ایم و تنها قرار است که قرآن تلاوت شود و بعد هم مردم متفرق شوند. این همان رفتاری است که در راهپیمایی های اخیر نیز داشتیم به طوری که همیشه مردم را به آرامش دعوت می کردیم چرا که ما معتقدیم خواسته ای قانونی داریم و به دنبال هیچ گونه حادثه آفرینی نیز نبودیم. بنابراین به نظر من مردم خواستی معقول و منطقی دارند مانند اینکه ما نیز برای برگزاری مراسم در چهلم جان باختگان حوادث اخیر درخواستی قانونی و منطقی داشتیم ولی از آن ممانعت کردند. چنین بود که ما دیدیم این درست نیست که برویم و پشت درهای مصلی بنشینیم و درگیری ایجاد شود بنابراین تصمیم گرفتیم به بهشت زهرا برویم و کنار مزار آنان فاتحه ای بخوانیم.
    
    گویا اعلام شده برای جلوگیری از سوء استفاده گروه های سیاسی مجوزی داده نشده است. شما این را می پذیرید؟
    این حرف دو جواب دارد. نکته اول اینکه حتی به خانواده ها هم اجازه ای برای برگزاری مراسم حتی در مساجد محلی داده نشد. دومین نکته اینکه این حادثه ای که روی داده موضوعی شخصی نیست بلکه افرادی در یک رویدادی جمعی به شهادت رسیده اند. انتخاباتی برگزار شده که عده ای معتقدند این انتخابات سالم برگزار شده است این عده همان کسانی هستند که اکنون در دولت حضور دارند همان عده ای که نظارت واجرا را برعهده داشته اند، پول های بیت المال در اختیارشان بوده و هر گونه که خواسته اند با صندوق های رای برخورد کرده اند. اما یک گروه هم هستند که معتقدند انتخابات سالم برگزار نشده است و ادله فراوانی هم برای این استدلال خود دارند. مطمئنا این افرادی که در اعتراض به نتیجه انتخابات به خیابان آمدند به احمدی نژاد رای نداده اند بلکه به خاطر تضییع حق کاندیدای مورد حمایت خودشان به خیابان آمدند و در این راه کشته شدند. بنابراین فردی که در این حوادث کشته شده است خواست و مطالبه ای داشته و این طور نبوده که بخواهد در انتخابات شرکت کند تا هیزم تنور آن شود بلکه او به کاندیدای خود رای داده و اکنون نیز به خیابان آمده و از سرنوشت رای خود سوال می کند و برای این امر کشته شده است و چنین است که ما اکنون برای این افراد می خواهیم مراسمی را برگزار کنیم. من از همان ابتدا تاکید می کردم که همواره از رای مردم صیانت می کنم و اکنون نیز می گویم که در حد توان از رای شان پاسداری خواهم کرد. بنابراین اکنون مردم خودشان تشخیص داده اند که به خیابان بیایند و ما هم در کنارشان هستیم. اگر ما برای کسانی که برای صیانت از رای خود به میدان آمده اند و به حمایت از ما برخاسته اند و کشته شده اند مراسمی برای گرامیداشت یاد و خاطره شان برگزار نکنیم که انسان های ضعیف النفس و بی شخصیت و دین فروشی هستیم که اینک مردم را در ادامه مسیر رها کنیم.
    روز پنج شنبه در مراسم چهلم جان باختگان چه اتفاقی روی داد؟ گویا به شما و آقای موسوی تعرضی صورت گرفته است!
    هنگامی که به بهشت زهرا رسیدیم به سمت قطعه حرکت کردیم که در همان حال می شنیدم مردم می گویند ما را می زنند. در همان حال دیدم که مزار ندا را محاصره کرده اند و نمی گذارند که به آنجا برویم. به محض اینکه از ماشین پیاده شدم جمعیتی به سمت من آمدند و شعارهایی سر می دادند مبنی بر اینکه رای ما را گرفتند و حالاکتکمان می زنند در همین حال نیروهای مستقر به سمت مردم هجوم می آوردند و آنها را متفرق می کردند و گاز اشک آور در هوا پخش شده بود من هم ایستاده بودم. تنها به حوادثی که روی می داد تماشا می کردم و فاتحه می خواندم. در همان حال شاهد آن بودم که مردم را کتک می زنند و به حلقه ای که دور من بود نیز رسیدند و به آنها هجوم آوردند به طوری که یکی از پاسداران همراه من که از نزدیکان من بود را کتک زده اند. هرکسی که فکر می کند من قصد دارم برای نفع شخصی صحبت کنم و به جنجال سازی بپردازم می تواند به دفتر من بیاید و بدن های کبود این افراد را مشاهده کند. [حسین کروبی فرزند مهدی کروبی از جمله افرادی است که در مراسم پنج شنبه هدف باتوم نیروهای پلیس قرار گرفت].
    
    آیا به شما هم تعرضی صورت گرفت؟
    نه، به من ضربه ای نخورد چرا که این دوستانی که اطراف من بودند اجازه نمی دادند به من نزدیک شوند در همان حال به من گفتند که تا شما اینجا بایستید اینها با مردم اینگونه برخورد می کنند شما بروید تا شاید مردم هم متفرق شوند و از من می خواستند که سوار بر ماشینم شوم. ولی من در همانجا ایستاده بودم و با تاثر و تعجب نگاه می کردم و تنها قرآن می خواندم. در همان زمان به این فکر می کردم که ما چه وعده هایی داده بودیم و چه حرف هایی زده شده بود و چه می خواستیم و چه شد. وضعمان به گونه ای شده است که اکنون شاهد آن هستیم که جمعی به دور بنده حلقه بزنند که مرا کتک نزنند و این واقعه ای است که هیچ گاه در ایران شاهد آن نبودیم.
    
    شما که خود شاهد این حوادث بودید چه پیامی را می توانید به مسوولان چنین برخوردهایی بدهید؟
    می خواهم در این مصاحبه پیامی را به کسانی که غیر از ما فکر می کنند برسانم. آنها که فکر می کنند اگر مردم را ببرند و کتک بزنند و دندان هایشان را بشکنند می توانند شرایط را آرام کنند. من به این افراد دلسوزانه هشداری می دهم و می گویم که ایادی دولت و اطرافیانش پنبه غفلت را از گوششان بیرون آورند و گزارش وضع موجود را به صورت واقعی به مقامات بالاو بزرگان نظام منتقل کنند. اصلامی گویم که به حرف ما که از نظر شما شکست خوردگان انتخابات هستیم و فکر می کنید که به خاطر این شکستی که بر ما تحمیل شده است اینگونه حرف می زنیم توجهی نکنید، ولی به چاپلوس ها و جیره خواران، کسانی که این روزها شلوغ کاری می کنند و سعی در تخریب چهره برخی از بزرگان نظام دارند گوش ندهید بلکه به حرف صاحبان اندیشه و فکر که در درون حاکمیت هستند و از طیف خودتان می باشند توجه کنید.
    
    به نظر شما آیا برخوردهای خشنی که طی این روزها با مردم شکل گرفته است موجب برقراری آرامش در کشور می شود یا به تشدید و ملتهب کردن شرایط کمک می کند؟
    من به دست اندرکاراران توصیه می کنم که اجاره دهند همه منتقدان به وضع موجود در فضایی مناسب حرف های خود را بیان کنند. من مطمئن هستم که با چنین برخوردهایی قضایا پیچیده تر و بغرنج تر می شود و بنابراین باید عقلارا جمع کنید و تدبیری بیندیشید قبل از آنکه خسارات سنگین تری وارد شود و حیثیت اسلام و روحانیت و جمهوری اسلامی ایران خدشه دار شود. باید در اندیشه راه حل معقولی برای خروج از این بحران بود. به آقایان توصیه می کنم فضایی را ایجاد کنند تا همه دلسوزان نظام حرف هایشان را بزنند.

 

فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ از حوادث پنجشنبه خبر داد دستگیری 50 آشوبگر در تهران

روزنامه کیهان صفحه 15

  فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ از دستگیری 50 نفر طی تجمعات روز پنجشنبه در بهشت زهرا و اطراف مصلای تهران خبر داد.
    سرتیپ عزیزالله رجب زاده در گفت وگو با مهر اظهار کرد: 50 نفر از کسانی که قصد ایجاد بی نظمی در شهر تهران را داشتند توسط پلیس شناسایی و دستگیر شدند و همه این افراد پس از طی مراحل قانونی تحویل مقامات قضایی می شوند.
    وی افزود: تعدادی از این افراد در خیابان های ولی عصر(عج)، شهید مطهری، خرمشهر و مناطق اطراف مصلی تهران به دلیل سنگ پرانی و ایجاد بی نظمی دستگیر شدند.
    فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ با اشاره به عملکرد پلیس در چارچوب قانون ادامه داد: تجمع غیرقانونی عده ای موجب ایجاد ترافیک سنگین در محدوده خیابان های ولی عصر(عج) و شهید مطهری شد.
    رجب زاده خسارت وارده به شهر را آتش زده شدن چند سطل زباله به دست آشوبگران اعلام کرد.
    در همین حال سخنگوی شهرداری تهران نیز با اشاره به اینکه خسارت چندانی به شهر وارد نشده گفت: روز پنجشنبه چند سطل زباله به دست آشوبگران به آتش کشیده شد.

 

وزیر خوش شانس

روزنامه اعتماد صفحه 4

23 مردادماه سال 84 زمانی بود که محمود احمدی نژاد رئیس کابینه نهم محمد سلیمانی را از بین سه گزینه سلیمانی، کهزادی و محامد پور جهت دریافت تصدی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به مجلس معرفی کرد. این انتخاب به دلیل سوابق علمی سلیمانی در عرصه های دانشگاهی و پژوهشی منجر به رای اعتماد 220 نماینده مجلس هفتم شورای اسلامی شد و وی به عنوان وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت نهم انتخاب شد. فعالیت های محمد سلیمانی بعد از رسیدن به مقام وزارت ارتباطات بیشتر حول و حوش واگذاری های تلفن همراه و اظهار نظر در این حوزه می چرخید و کمتر به مسائل دیگر توجه می کرد. البته در دوران چهارساله وزارت، وی افتخاراتی هم کسب کرد که مهم ترین آنها پرتاب ماهواره امید بود ولی در همین حوزه کم کاری هایی هم شد که یکی از آنها عدم به پایان رسیدن پروژه ماهواره زهره بود در حالی که خود وی عهده دار مشارکت در طراحی و ساخت این ماهواره بود. سلیمانی در تمام مدت چهار سال فعالیت خود تنها دو الی سه بار با خبرنگاران حوزه خود نشست خبری برگزار کرد.به همین خاطر وزیر ارتباطات دولت نهم با خبرنگاران تعامل خوبی نداشت و به غیر از چهار رسانه محدود طی دوران وزارت، بسیاری از رسانه ها با وجود ارسال درخواست های مکرر، چه به صورت شفاهی و چه کتبی، به روابط عمومی وزارت ارتباطات موفق به مصاحبه اختصاصی با وی نشدند. این عدم تعامل به حدی بود که حتی یک بار آقای وزیر وقتی در مقابل پرسشی در مورد اینترنت قرار گرفت خبرنگاران را احمق یا خائن نامید. از نکات قابل ذکر در سخنرانی های سلیمانی نیز بعد از تعریف خاطره، ارائه آمار واگذاری تلفن همراه بود که این آمار را هم با قبل از انقلاب مقایسه می کرد درحالی که تلفن همراه در سال 62 تولید و سال 73 وارد ایران شد. یکی از نکات قابل توجه در گفتار وزیر ارتباطات تعلق خاطری بود که به شرکت همراه اول و سیم کارت های این شرکت داشت ولی هنگام صحبت از ایرانسل با احتیاط سخن می گفت، گویی نگران بود که برای این اپراتور تبلیغ شود درحالی که اپراتور دوم تلفن همراه به نوعی دستاورد دولت نهم نیز به حساب می آید. از جمله تصمیمات سلیمانی در دوران تصدی گری وزارت ارتباطات، تضعیف حوزه اینترنت ایران بود تا جایی که در حال حاضر ایران حتی با کشورهای همسایه خود نظیر پاکستان نیز قابل قیاس نیست. در دوران تصدی او سرعت اینترنت در کشور به 128 کیلوبایت محدود شد، البته با اعتراضات گسترده، این محدودیت را برای کاربران حقوقی (شرکت ها) از بین برد ولی کاربران حقیقی همچنان با این مشکل مواجه بودند، چنان که سقف سرعت اینترنت در ایران نیز در دوران او روی 512 کیلوبایت ثابت ماند. او در اظهاراتی که بسیاری از رسانه های کشور از جمله روزنامه همشهری و خبرگزاری مهر آن را مورد انتقاد قرار دادند، گفت: «برای سرعت های بالاتر از 56 کیلوبایت، حتی مشتری و خریدار هم وجود ندارد و پهنای باند 128 کیلوبایت اکنون برای بسیاری از سازمان ها بدون مشتری است و این میزان را شرکت ها حتی نمی توانند به مشتریان عرضه کنند: پهنای باند 56 کیلوبایت برای مصارف کاربران اینترنتی خانگی و دانشگاه ها حتی برای دانلود کتاب های 500 صفحه یی مناسب است،» سلیمانی همچنین مدعی شد ایران در دوران وی در زمره 10 کشور اول دنیا از لحاظ رشد در بخش ارتباطات است و حتی از مالزی نیز پیشی گرفته است و ادعاهای دیگر وی نظیر رتبه 17 ایران در زمینه تعداد مشترکان اینترنت و... نیز مورد انتقاد کارشناسان قرار گرفت. از دیگر مشکلات پیش آمده در دوران تصدی وی نفوذ بیش از حد رئیس شرکت زیرساخت و مداخله در فعالیت شرکت های اینترنتی مجاز بود که با وجودی که مداخله در فعالیت یا عدم فعالیت یک شرکت از وظایف سازمان رگولاتوری است ولی عملاً شرکت زیرساخت در این مسائل دخالت کرد و وزیر ارتباطات نیز نتوانست تصمیم قاطعی جهت رفع این معضل و حل مشکلات شرکت های اینترنتی و ضرر وارده به بخش خصوصی بگیرد. احتمال استیضاح سلیمانی در مجلس هشتم چندین بار مطرح شد اما بنا بر دلایلی یا استیضاح به تعویق افتاد یا بعد از چندین استیضاح در دولت نهم فراکسیون اکثریت مجلس هرگونه استیضاح جدید تا پایان دولت احمدی نژاد را منع کرد و به این ترتیب وی از استیضاح رهایی یافت. برخی از کارشناسان حوزه ارتباطات و بخش خصوصی در اظهارات خود اعلام کرده اند وضعیت ارتباطات و فناوری اطلاعات در دو سه سال اخیر به جایی رسیده که دیگر نمی توانیم کشور را با کشورهای هم رده خود نیز مقایسه کنیم، درحالی که هم اکنون مالزی و برخی از کشورهای همجوار از اینترنتی استفاده می کنند که سرعت آن 1792 برابر سرعت اینترنتی است که در ایران مورد استفاده قرار می گیرد.به گفته کارشناسان، احتمالاً سلیمانی یکی از خوش شانس ترین وزرای دولت نهم بوده است، چرا که به دلیل تمرکز افکار عمومی بر مسائل اقتصادی ، تورم و... و نیز آگاهی نه چندان مناسب مدیران و مسوولان بلندپایه دولتی از آی تی و علوم وابسته به آن، هیچ گاه نقایص این وزارتخانه(چه در بحث های مربوط به تلفن همراه مانند سرویس های MMS و GPRS و چه در ارائه پهنای باند و حوزه های مربوط به بخش خصوصی و ...)از سوی دولت یا حتی مجلس، مورد انتقاد جدی قرار نگرفته است.
     منبع: ایلنا

 

سخنان منتشر نشده احمدی نژاد در مورد وقایع اخیر، مشایی ، صفار و اژه ای

روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 8 

  پایگاه خبری ثانیه نیوز نوشت : محمود احمدی نژاد در هفته گذشته در جلسه‏ای با دبیران تشکل‏های دانشجویی در مورد اتفاقات اخیر توضیحاتی داد که در ادامه بخش‏هایی از آن سخنان با اندکی تغییر می‏آید. محمود احمدی نژاد، رییس ‏جمهور در جلسه‏ای با دبیران تشکل‏های دانشجویی در مورد اتفاقات اخیر گفت: مشایی آن گونه که شما تصور می کنید نیست.
    حرف هایی که شما در مورد مشایی می زنید همان حرف هایی است که [...] در مورد وی می زند؛ مثلامی گوید که او سر سفره یک ظرف برای امام زمان(عج) خالی می گذارد و مسائلی از این دست و یا... رییس‏جمهور پیشنهاد کرد: شما بهتر است جلسه ای با مشایی داشته باشید و حرف هایتان را بگویید و حرف های وی را نیز بشنوید و آن موقع خواهید فهمید که درباره ایشان اشتباه می کنید. وی درباره عزل محمد حسین صفارهرندی اظهار کرد: بارها به آقای صفارهرندی عرض کردم که تعدادی از معاونانش را تغییر دهد؛ چون در جهت اهداف دولت و مطالبات مردم و متدینین از دولت حرکت نمی کردند، اما این‏گونه نشد و می بینید که عملکرد ایشان را کمتر کسی قبول دارد و نمی گویند که او باید در وزارتخانه باقی بماند.
    رییس جمهور در مورد عزل محسنی‏اژه ای نیز گفت: موضوع عزل جناب آقای اژه ای یک فرآیند دو ساله داشته و ربطی به مساله جاری ندارد... به ایشان در این دو سال، با شواهد مشخص توصیه کردم دو نفر از معاونان خود را تغییر دهد؛ اما به این کار مبادرت نورزیده است... ضمن اینکه در موضوع هاله اسفندیاری هم خوب عمل نکرد و من به او گفتم که چرا رفتاری می‏کنید که مورد تمسخر واقع شوید؟ یک پیرزن 70 ساله را گرفته اید می گویید می خواهد انقلاب مخملی راه بیندازد؛ در حالی‏که عاملان انقلاب مخملی کسان دیگری هستند و باید آنها به مردم معرفی شوند.
    وی ادامه داد: در موضوع پرتقال های اسرائیلی نیز با وجود اینکه عاملان اصلی این اقدام مشخص بودند، به آقای اژه ای گفتم که باید با اینها برخورد شود؛ ولی وی گفت که نمی توانیم با آنها برخورد کنیم. احمدی نژاد یادآور شد: از دو هفته پیش از اغتشاشات، وزارت خارجه اطلاع داد که افراد زیادی از انگلیس به ایران می آیند و این کاملامشکوک است اما وزارت محترم اطلاعات این موضوع را پیگیری نکرد و در اغتشاشات ضعیف عمل کرد که در برخی موارد اهمال مشهود بود. رییس جمهور فعالیت برخی جریان‏های سیاسی در انتخابات دهم و بعد از آن را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: در زمینه تحرکات آن ها در ایام پیش از انتخابات، وزارت اطلاعات حتی یک برگ گزارش به من نداد.

 

 

پنجشنبه ۸ امرداد ۱۳۸۸

 

مشاور احمدی نژاد افشا کرد: پشت پرده برکناری وزیر اطلاعات

روزنامه اعتماد ملی صفحه 2

  علی اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد دیروز یادداشتی در وبلاگ خود منتشر کرد که از لابه لای آن می توان ماجرای برکناری غلامحسین محسنی اژه ای از وزارت اطلاعات را دریافت. وی در بخشی از این مطلب نوشت: »وحدت رویه و یکپارچگی دولت نهم و اساس قرار گرفتن کارآمدی و توانمندی های مدیریتی اعضای کابینه به عنوان معیار همگرایی و همکاری مشترک، یکی از رموز اصلی موفقیت این دولت در به نتیجه رساندن کارهای بزرگ در کشور محسوب می شود، به گونه ای که دشمنان و بدخواهان ملت ایران، این دو خصوصیت ممتاز را به مثابه خاری در چشم و استخوانی در گلوی خود احساس کرده اند. در این جهت نیز برخی افراد و جریان های سیاسی، به تلاش های پیدا و پنهان خویش برای آسیب زدن به وجهه رئیس جمهور و دولت نهم ادامه داده اند و صد البته برخورد قاطعانه رئیس جمهور نسبت به رعایت این دو اصل را می توان عامل مهم و موثری در حفظ این یکپارچگی درونی در نظر گرفت. تصمیم به برکناری وزیر اطلاعات در روزهای پایانی دولت نهم، از نشانه های روشن این جهت گیری اصولی محسوب می شود.« به این ترتیب جوانفکر به طور غیرمستقیم روایت سایت های وابسته به اصولگرایان مانند جهان نیوز را درباره تنش در نشست 31 تیر هیات وزیران تایید کرده است. براساس گزارش برخی منابع خبری وزرای اطلاعات، ارشاد و کار در این جلسه به تعلل رئیس دولت در تمکین به حکم حکومتی رهبری مبنی بر عزل اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاون اولی اعتراض کردند. پاسخ رئیس جمهوری به اعتراضات چنین بود: »شما تا شناختن مشایی فاصله زیادی دارید و شاید در آینده بتوانید به حد مشایی برسید« که محسنی اژه ای با ناراحتی به احمدی نژاد می گوید: »ما نمی خواهیم مثل مشایی شویم.« جوانفکر نیز با بیان اینکه تصمیم به برکناری وزیر اطلاعات مصداقی از برخورد قاطعانه احمدی نژاد نسبت به رعایت یکپارچگی دولت نهم به شمار می رود در واقع بر اخبار مورد اشاره به صورت تلویحی صحه گذاشته و این در حالی است که سه شنبه گذشته معاونت ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر احمدی نژاد اخبار منتشر شده درباره حواشی جلسه 31 تیر را تکذیب و اعلام کرد: »گمانه زنی« برخی رسانه ها و جراید در خصوص این جلسه براساس اطلاعات »نادرست« تنظیم شده و به لحاظ آنکه از مصادیق »تشویش افکار عمومی« تلقی می شود اقدامی »غیر اخلاقی« و »غیر قانونی« است. در بخش دیگری از این اطلاعیه آمده است: »اصولامجادله، بحث، اعتراض یا مناقشه ای در جلسه رسمی هیات دولت به ویژه در ارتباط با موضوع مطرح شده صورت نپذیرفته است.« در یادداشت مشاور مطبوعاتی رئیس دولت نهم موضوع دیگری به چشم می خورد که به برکناری وزیر اطلاعات ابعادی فراتر از اختلاف نظر میان احمدی نژاد و محسنی اژه ای بر سر عزل مشایی می دهد. جوانفکر در این یادداشت فاش می کند که احمدی نژاد و حلقه نزدیک یاران وی از مدیریتی که وزارت اطلاعات در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری اعمال کرده است، ناخشنودند. وی در این باره نوشت: انتظار می رفت که خصوصیات شخصیتی آقای اژه ای با کارآمدی و موفقیت وی در پیگیری از وقوع حوادث ناگوار، کنترل و مهار بحران و کاهش آسیب های اجتماعی ناشی از آن، توام و جلوه گر می شد. نتیجه دور از انتظار از عملکرد وزیر اطلاعات، زمانی غیرقابل تحمل می شود که تدابیر مدیریتی در این سازمان حساس، به جای کاهش آسیب ها به افزایش و توسعه آسیب ها بینجامد و اصول اساسی کار در این نهاد مهم اطلاعاتی و امنیتی کشور به طور خواسته یا ناخواسته زیر پا گذاشت. مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد افزود: »تجارب ذی قیمت و منحصر به فرد و ظرفیت های بالاو بی نظیری از کارآمدی و توانمندی فکری و اطلاعاتی در درون وزارت اطلاعات وجود دارد که ثمره مجاهدت مستمر نیروهای خدوم و دلسوز آن در بحران های مختلف طی سه دهه اخیر است. با استفاده از این ظرفیت ها، امکان پیش بینی، مقابله هوشمندانه و مهار برخی حوادث و آثار سوءآنها فراهم می آید و اگر این ظرفیت ها و توانمندی ها در حوادث اخیر پس از انتخابات به کار گرفته می شد، با روشنگری های بهنگام، از بروز برخی خسارت های مادی و انسانی جلوگیری به عمل می آمد. این گفتار به منزله معرفی فردی به عنوان گناهکار نیست، بلکه درسی است که باید از حوادث آموخت و از آن پند گرفت. به برکناری وزیر اطلاعات از سوی رئیس جمهور، تنها از این منظر باید نگریسته شود؛ چه اینکه ادعای انتقادناپذیربودن، برچسب ناروایی است که هیچ نسبتی با آقای احمدی نژاد به عنوان تامین کننده بالاترین سطح آزادی در کشور طی چهار سال گذشته ندارد.« انتقاد از شیوه برخورد وزارت اطلاعات با حوادث پس از انتخابات در حالی از سوی نزدیکان احمدی نژاد مطرح می شود که به شهادت خانواده های بازداشت شدگان، کسانی که به وسیله نیروهای این وزارتخانه دستگیر شده اند در وضع بهتری به سر می برند و از حقوق شهروندی بیشتر در مقایسه با دیگران برخوردارند. از سوی دیگر احمدی نژاد عصر سه شنبه گذشته نامه ای خطاب به محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه نوشت و خواستار تسریع در رسیدگی همه جانبه به وضع کلی متهمان، تعیین تکلیف آنان و اعمال حداکثری رافت اسلامی نسبت به آن دسته از شهروندان که ناآگاهانه در این مسیر قرار گرفته اند، شد. در نامه احمدی نژاد به شاهرودی هیچ اشاره ای به بازداشت بسیاری از فعالان سیاسی و روزنامه نگاران دستگیر شده، به چشم نمی خورد و »رافت اسلامی« تنها برای شهروندان عادی درخواست شده و این در حالی است که اکنون برخی از چهره های سیاسی بازداشت شده مراحل بازجویی خود را زیرنظر وزارت اطلاعات طی می کنند که از روز یکشنبه سرپرستی اش در اختیار احمدی نژاد قرار گرفته است.
    رسانه ها پس از آنکه محسنی اژه ای از سمت وزیر اطلاعات عزل شد، اعلام کردند که سرپرستی وزارتخانه به مجید علوی، معاون اطلاعات خارجی سپرده شده اما پس از آن برخی از منابع خبری اعلام کردند که وی این سمت را نپذیرفته است. در پی رسانه ای شدن این موضوع حکم انتصاب علوی به عنوان قائم مقام وزارت اطلاعات منتشر شد. به این ترتیب این روزها وزارت اطلاعات سرپرست ندارد و به وسیله قائم مقام وزیر اداره می شود. تعیین نشدن سرپرست براساس عرف سیاسی به این معنی است که تا تعیین وزیر آینده، رئیس دولت خود مسوولیت عالی این وزارتخانه را برعهده گرفته است. نکته جالب توجه دیگری که درباره نامه احمدی نژاد به هاشمی شاهرودی به چشم می خورد، زمان نگارش و انتشار آن است. احمدی نژاد هنگامی درخواست تسریع در رسیدگی به وضع بازداشت شدگان را مطرح می کند که یک روز پیش از آن رئیس قوه قضائیه در جلسه مسوولان قضایی دادستان کل کشور را مامور کرده است که در مدت یک هفته درباره دستگیرشدگان تعیین تکلیف کنند و پیش از آن هیاتی سه نفره را برای این کار تعیین کرده بود. احمدی نژاد همچنین از دستگاه قضایی خواسته که حداکثر رافت اسلامی را درباره شهروندان زندانی حوادث اخیر اعمال کند و به آنان »طعم گوارای محبت دینی و ملی« را بچشاند و این در حالی است که بیشترین گزارش هایی که تاکنون درباره بدرفتاری با دستگیرشدگان انتشار یافته است، به بازداشتگاه هایی اختصاص دارد که زیرنظر سازمان زندان ها نیستند. به گفته مدیرکل امور زندان های استان تهران، محمد کامرانی و محسن روح الامینی که در بازداشت جان باخته اند، پیش از تحویل به زندان اوین و دستگاه قضایی دچار ضایعه مغزی شدند. همچنین بازداشتگاه کهریزک که با دستور مقام معظم رهبری به دلیل نداشتن استانداردهای لازم و رعایت نشدن حقوق دستگیرشدگان تعطیل شد، زیرنظر سازمان زندان ها و قوه قضائیه اداره نمی شد. براساس حکم مورخ 7 دی سال گذشته مقام معظم رهبری اکنون صادق محصولی، وزیر کشور را به عنوان جانشین فرمانده کل قوا در نیروی انتظامی منصوب شده است. رهبر انقلاب این حکم را به درخواست محصولی صادر کرده است. متن نامه وزیر کشور خطاب به آیت الله خامنه ای به این شرح است: احتراما، به استحضار می رساند نظر به مسوولیت خطیر وزارت کشور در موضوع نظم و امنیت و تامین آسایش عمومی و نیز ارتباط تنگاتنگی که به موجب قانون، بین وزارت کشور و نیروی انتظامی در جهت تحقق این مهم وجود دارد، از محضر معظم فرماندهی کل قوا استدعا دارد تا در صورت مصلحت و به منظور تلاش در جهت دستیابی به نظمی پویا و امنیتی پایدار، اختیارات آن فرماندهی معزز را در امور ناجا تحت عنوان جانشینی فرماندهی معظم کل قوا در امور نیروی انتظامی، به وزیر کشور تفویض فرمایند. از خداوند منان مسئلت دارم تا برای خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی و انجام وظایف شرعی و ایفای مسوولیت های قانونی، عنایات و برکات خود را شامل حال همه خدمتگزاران گرداند و سایه پرخیر و برکت حضرتعالی را بر سر تمام مسلمین جهان به ویژه ملت شریف ایران اسلامی مستدام فرماید.

 

محسن مانند سایر جوانان سوال داشت و دنبال حقیقت بود

 روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 6 

گفت وگوی پدر محسن روح الامینی با پرس تی وی

  قانع کردن محسن در برابر بسیاری از پرسش هایی که مطرح می شد بسیار سخت بود او به جواب های کلیشه ای که ما بعضا برای اقناع جوان هایمان بسنده می کنیم، کفایت نمی کرد
    محسن های مردم را دریابیم و از چنین مسائلی جلوگیری کنیم.
    درپی مرگ محسن روح الامینی فرزند عبدالحسین روح الامینی، مشاور انتخاباتی محسن رضایی و دبیرکل حزب عدالت و توسعه در درگیری های پس از انتخابات ریاست جمهوری، شبکه پرس تی وی از شبکه های بین المللی متعلق به صدا و سیما گفت وگویی را با وی انجام داده است که می خوانید:
    عبدالحسین روح الامینی به خبرنگار شبکه پرس تی وی گفت: محسن 25 سال داشت و در این سال های کوتاه یک ربع قرن عمر خود پسری بود که شاید الان که در مصیبت فقدانش عزادار هستیم، تازه در حال مرور ویژگی ها و برجستگی هایش هستیم. او پسر خالصی بود و تعلقی به دنیا نداشت و خیلی مهربان بود. هیچ حق الناسی بر گردن او نبود و همیشه کنجکاوانه در جست وجوی حقیقت بود. البته قانع کردن او همیشه کار بسیار سختی بود، مثل بسیاری از بچه های نسل جدید ما که از ما جلوتر هستند. آنها با توجه به آنچه که ما در زمان انقلاب و این سی ساله انجام دادیم، خیلی از ما جلوتر هستند.
    وی افزود: محسن به دقت گوش می داد و پیگیر بود، ولی این صداقت، خلوص، نجابت و مهربانی و عطوفتش باعث نمی شد که بی تفاوت باشد؛ برای همین هم در برابر بسیاری از پرسش هایی که مطرح می شد قانع کردن او بسیار سخت بود. او به جواب های کلیشه ای که ما بعضا برای اقناع جوان هایمان بسنده می کنیم، کفایت نمی کرد. یکی از اساتید دانشگاه می گفت مغز او خیلی کار می کند و فعال است. روح الامینی گفت: محسن خیلی با بی صداقتی مشکل داشت. با دورویی مشکل داشت. صاف و زلال بود و شاید این زلال بودن، شفافیت و خلوصش و این مظلومیتش در این حادثه اخیر، باعث شده که عواطف به سمت او بیشتر سوق پیدا بکند.
    مشاور محسن رضایی تصریح کرد: به هر حال با این حادثه ای که پیش آمده، محسن که دیگر بازنمی گردد، انا لله و انا الیه راجعون. ملک از آن خداست، محسن ما را آورد و محسن ما را برد. محسن ما دیگر بر نمی گردد، ولی محسن های مردم را باید دریافت. ما نمی توانیم در این روندی که هست پاسخگوی بسیاری از نگاه ها و سوال ها باشیم و نمی توانیم سرافکنده هم بشویم. انقلابی داشته ایم، مردمی داشته ایم، عزت و افتخاری داشته ایم، در این 30 سال ارزش ها و دستاورد هایی داشته ایم، امیدواریم که این ها علو پیدا کنند و جلو برویم. ما نباید در جا بزنیم.وی اظهار داشت: دغدغه محسن اعتلای این میهن و این کشور و گرفتاری های مردم بود.دبیرکل حزب اعتدال و توسعه گفت: ولی او در جست وجوی حقیقت بود و دغدغه داشت. در این بده بستان های مرسوم سیاسی هم خیلی از بی صداقتی منزجر بود. از دورویی، از نفاق، از چیز دیگری بودن و چیز دیگری جلوه دادن. به این مسائل اخیر هم نگاه می کرد و اعتراض داشت، ولی آشوبگر نبود. آزار او به یک حیوان هم نمی رسید، مثلایک گربه خیابانی روزی از حیاط منزل ما می گذشت و آسیبی به او رسیده بود. محسن گربه را برد درمانگاه دانشکده دامپزشکی نزدیک منزل ما تا او را مداوا کند. آزار این بچه به یک حیوان عبوری هم نمی رسید. خیلی حساسیت و غیرت داشت.وی تصریح کرد: ولی این بچه سوال داشت و قانع کردن این بچه ها هم کار سختی است. یعنی ما باید مسیرهای مان را اصلاح کنیم. ما باید با تدبیری بتوانیم امثال محسن ها را قانع کنیم و دریابیم. جواب سوالات آنها این نیست. این روند هایی که جدا باید اصلاح شود.
    روح الامینی در ادامه گفت: خیلی از دوستان ما از نخبگان و از اساتید و مسوولان - آبرویی ما نداریم و هر چه داریم فدای نظام، فدای انقلاب ، فدای مردم، فدای امام، شهدا، اصلاما قابل مقایسه نیستیم، هیچی نیستیم، محسن ما و همه چیز ما فدای اینها - ولی بالاخره نمی شود اینجوری اداره کرد. نمی شود این گونه دنبال کرد. این گونه صورت مسائل را پاک کنیم. ساده ترین راه حل مساله هم حذف صورت مساله است. محسن ما رفت و بر نمی گردد، ولی محسن های مردم را باید دریافت.وی اظهار داشت: بالاخره در این روند هایی که هست در اداره اجتماع در مسائل سیاسی و اینها. البته خب در دوره فتنه و در دوره غبارآلودی شرایط و شاید بشود گفت زهرآلود در برخی مسائل، در ایام فتنه و در ایام فضای زهرآلود و توطئه خارجی، مسائل و متغیرهایی که کنار هم قرار می گیرد، شاید مقداری صحبت کردن و قضاوت کردن کار سختی باشد.
    روح الامینی تاکید کرد: من به طور جدی از مظلومیت او (دفاع) و از پایمال شدن خون او جلوگیری خواهم کرد. پیگیری خواهم کرد، اما مسیر من متفاوت خواهد بود. مسیر من مسیری قانونی است، یک مسیر عقلایی است، ان شاءا... خداوند این صبر را به ما داده، این استقامت را داده است. در چارچوب ارزش هایی که به آنها معتقدیم، در چارچوب نظامی که به آن معتقدیم و در چارچوب قانون ها.
    وی افزود: ما به نظام اعتماد داریم. ما هنوز به این نظام اعتماد داریم، برخلاف بسیاری که با کمترین مصیبتی به جای اینکه خودشان را کنترل کنند، می گویند ما به این نظام اعتماد نداریم. خیر من به این نظام اعتماد دارم. نظامی که صدها هزار شهید و جانباز و آزاده داده است. نظامی که میلیون ها جوان مستعد مثل محسن دارد که می تواند از جایگاهی، این دستاورد های 30 ساله را به اوجی برساند.
    روح الامینی گفت: و ما مطمئنیم ان شاءا... این نظام را باید در مسیری اداره کرد که وضعمان بهتر از الان باشد. خدای نکرده عقب گرد نکنیم، خدای ناکرده بعضی از این فتنه ها و بعضی از این بی تدبیری ها، سوءتدبیر، سوءاداره که لطمات جدی به ما می زند، ما را از مسیر اصلی منحرف نکند.
    روح الامینی ادامه داد: یکی از دوستان قدیمی من، آقای مجتبی شاکری که دو دست ندارد و نابینا است، با موتور برای تسلیت به ما و خانواده به خانه ما آمده بود. ما تا وقتی چنین افرادی را که بزرگان نظام هستند، داریم مایوس نیستیم. اما با این کژ رفتاری ها و سوء دبیری ها و برخی مسائلی که لطمه جدی می زند باید برخورد شود؛ باید پیگیری شود.
    خدا صبر خوبی به مادر مجتبی داده. از آن روز تا به حال یک جمله را می گوید. می گوید ان شاءا... نفاق برکنار شود و آقا امام زمان ظهور کنند. محسن ما رفت. محسن های مردم را دریابید.
    وی تاکید کرد: نمی شود که سوء تدبیری های برخی را به حساب نظام بگذاریم. ما اعتقاد داریم که خون محسن مظلوم شهید ما راهی را باز می کند برای این که بعضی از این گرفتاری ها و گره های اجتماعی سیاسی و سوء مدیریت ها چه فردی و چه سیستمی اصلاح و پالایش شوند و این ها جلوی مسیر پیشرفت، ترقی و سعادت مردم و کشور ما قرار نگیرند. همه مردم این کشور یک خانواده بزرگ هستند و دل در گرو اعتلای کشور دارند و محسن ما هم یکی از آنان بود. یکی از دوستان ما خیلی بی تابی می کرد. می گفت، من به خاطر ناگواری این حادثه تاصبح نخوابیدم. گفت، قرآن را باز کردم آیه 22 سوره لقمان آمد: مَنْ یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَی اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقی. محسن ما نیکوکاری و خلوصش، مردم دوستی اش و عاطفه اش منحصر به فرد بود. خیلی از دوستان و بزرگان به من لطف دارند. من ناچیزهستم و هیچ قابلیتی ندارم. آن ها به من گفتند، چرا چیزی به ما نگفتی؟ ای کاش به ما می گفتی.من گفتم، محسن ما که رفت و گذشت. محسن های مردم را دریابید. حتما باید یکی را بشناسید؟ به فکر آنهایی باشید که واسطه و پارتی ندارند و سرگردانند و لطمه دیده اند.
    یا نه بالاتر از آن. روندها اصلاح شود که چنین مشکلی پیش نیاید. مگر نمی شود؟ در بعضی حوادث در کشورها چند هزار ماشین آتش زده می شود، ولی کنترل می کنند و خون یک نفر ریخته نمی شود. چطور محسن ما سالم از خانه برود و من جسد او را تحویل بگیرم؟
    من نمی توانم بعضی از مسائل را نادیده بگیرم و خودم را کنترل نکنم. به شدت خودم را کنترل می کنم. نمی خواهم خدایی ناکرده از پیگیری حقوق که حق محسن ما و حق محسن های دیگر مردم است، صرف نظر کنم. حتما پیگیری می کنم، ولی در چارچوب قانونی و با کنترل و بدون این که احساساتی باشد و خدایی ناکرده موجب سوء استفاده شود. وی افزود: خانواده ما، مادرش، من و برادرانش و دایی ها و عموهایش و همه خاندان ما پیگیر جدی پاسخ این سوال هستند؛ که چرا امثال این وقایع باید پیش بیاید و چه کار کنیم که پیش نیاید و آسیبی نرسد.مردم به ما خیلی لطف دارند. نخبگان، اساتید دانشگاه و مسوولان مختلف ابراز لطف کردند. پیش بینی ختم خیلی آبرومندی را داشتیم، ولی دیدیم ممکن است از کنترل خارج شود و بالاخره یک عده سوءاستفاده کنند و به کسی در این میان آسیب برسد.
    وی یادآور شد: وقتی آن تصمیم را گرفتم، روح محسن ناظر بر من بود. می دانستم که حتما ایشان راضی نیست خون از دماغ احدی بیاید و آسیبی به کسی رسانده شود و برای جلوگیری از آسیب، مراسم را لغو کردیم. مگر ما در اداره کشور عاجز هستیم که نتوانیم یک ختم را برگزار کنیم یا اجازه بدهیم حرف ها زده شود و گفت وگو و پیگیری صورت گیرد؟ بی تدبیری را که نباید به حساب نظام، انقلاب و رهبری بگذاریم. حتما ظرفیت بالاتر و بهتری برای اداره کشور وجود دارد.
    من مطمئن هستم مظلومیت محسن ما و این عزتی که خدا به او داده است، این لطف خدا و عروج جانسوز و غیرمنتظره او باعث می شود مسیری باز شود که کمک کند به اعتلای کشور و حل مسائل مردم؛ محسن های مردم و جوانان ما که ذخیره ما هستند.
    ما بی تدبیری هایمان را نباید به حساب نظام بگذاریم. این ها باید تفکیک شوند. وقتی عرضه نداریم یک معادله چندمتغیری را حل کنیم، در خودمان تجدید نظر کنیم؛ در افراد تجدیدنظر کنیم، چرا معادله را ساده و بعد صورتش را پاک می کنیم. این داغ در برابر مسیری که در این 30سال زحمت طی شده است تا کشور به این جا رسیده، ناچیز است. بیگانه حتما باید مایوس شود. محسن ما روح جست وجوگری داشت و قانع کردنش سخت بود، ولی حتما از بیگانه بیزار بود. از بی صداقتی چه داخلی و چه خارجی بیزار بود و این بیزاری را در رفتارش نشان می داد. روح الامینی خاطرنشان کرد: من از حق محسن نمی گذرم. نه این که حق شخصی باشد. محسن ما رفت و جایش هم خیلی خوب است، ولی در چار چوب و قاعده خودمان این کار را می کنیم. باید برای اصلاح امور پیگیری جدی صورت گیرد.حتما اگر بخواهیم به عنوان یک الگو کشور را اداره کنیم، نباید ناکامی ها و بی تدبیری ها و بی سیاستی هایمان را به حساب نظام و کشور بگذاریم یا با اندک مصیبت و مصائبی چه بزرگ تر و چه کوچک تر این کنترل خود را از دست بدهیم.
    ولی نمی گذاریم خون محسن ما پایمال شود و انشاء الله نظام کمک می کند در ادامه مسیرش شفاف تر و استوارتر و صحیح تر به راهش ادامه دهد. وی ابراز امیدواری کرد: امیدواریم این مساله باعث شود مسیر صحیح در پیش گرفته شود و محسن های مردم را دریابیم و از چنین مسائلی جلوگیری کنیم.

 

مخالفت احمدی نژاد برای دیدار با کمیته حل اختلاف

 روزنامه اعتماد  صفحه 2 

   هنوز محمود احمدی نژاد نپذیرفته با تیم حل اختلاف مجلس ملاقات کند. این در حالی است که کمیته یی در کمیسیون امنیت ملی مجلس شکل گرفته بود تا در دیدار با سران نظام بتوانند به رفع مناقشات بپردازند. گرچه درهای دفتر کار خاتمی، موسوی، کروبی و محسن رضایی و هاشمی رفسنجانی به روی فرستادگان بهارستان باز شد اما محمود احمدی نژاد هنوز هم حاضر نیست مذاکره کند تا شاید موج اختلافات به پایان برسد. این کمیته در نهایت مجبور شده گزارش های ارزیابی خود را با سه کاندیدای معترض در کنار سران ارشد کشور و مراجع تقلید، جمع بندی کرده و به مقام معظم رهبری ارائه دهند: گزارشی که جلوی نام احمدی نژاد خالی است و تنها نوشته شده او تاکنون وقت دیدار نداده است. دیروز هم حسین سنجابی در خصوص دیدار هیات رئیسه این کمیسیون با رئیس جمهور و رئیس قوه قضائیه گفت: این دیدار منتفی نیست و به علت مسائل کاری که اخیراً برای اعضای کمیسیون و رئیس جمهور پیش آمده دیدار به تاخیر افتاده است

 

محاکمه عوامل اغتشاشات تهران هفته آینده آغاز می شود

 روزنامه کیهان  صفحه 15

   کیفرخواست تعدادی از متهمان شرکت در اغتشاشات خیابانی تهران جهت محاکمه آنها از سوی دستگاه قضایی صادر شده است.
    به گزارش ایرنا به نقل از مراجع قضایی، کیفرخواست تعدادی از متهمان شرکت در اغتشاشات خیابانی پس از انتخابات صادر شد و محاکمه این متهمان از روز شنبه هفته آینده آغاز می شود.
    براساس این گزارش در نخستین مرحله از محاکمه متهمان به طراحی و اجرای تحرکات خرابکارانه، کیفرخواست حدود 20 تن از عناصر برهم زننده نظم و امنیت مردم صادر شده و آنها به اتهام ارتکاب جرایمی نظیر ارتباط مستمر با گروهک تروریستی منافقین، بمب گذاری، حمل سلاح گرم، حمل نارنجک جنگی، حمله هدفمند به نیروهای انتظامی و بسیجیان، حمله هدفمند به مراکز دانشگاهی و نظامی، ارسال تصویر برای رسانه های دشمن، سازماندهی اوباش و اغتشاشگران و ایراد خسارت به اموال و اماکن دولتی و عمومی اعم از تخریب و تحریق بانکها و منازل مسکونی محاکمه خواهند شد.
    گزارش ایرنا حاکیست، در این مرحله آمران شورش های پس از انتخابات محاکمه نمی شوند، بلکه برخی آثار و نتایج طراحی سناریونویسی آنها به عنوان دستورالعمل اغتشاشات روشن خواهد شد.گفتنی است، در میان متهمان به مشارکت در شورش های خیابانی افراد مرتبط با گروهک تروریستی منافقین و بهائیت حضور دارند. همچنین دادستان کل کشور از آزادی تعداد قابل توجهی از زندانیان تا نیمه شعبان خبر داد.
    حجت الاسلام والمسلمین قربانعلی دری نجف آبادی افزود: از مسئولان خواسته ایم افراد فاقد عنوان مجرمانه را آزاد کنند.

 

عبور از ولایت فقیه، مانع تشکیل جبهه سیاسی

 روزنامه ایران صفحه 5 

  آخرین نخست وزیر کشور پس از چند روزی انفعال که به واسطه ریزش آشکار حامیانش گریبان او را گرفته بود، با سخنان جنجال برانگیز هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه 26 تیرماه و تحریک سران اصلاح طلب، بار دیگر تکاپوی سیاسی اش را آغاز کرده است. رویکرد جدید میرحسین که با تایید و همراهی دیگر سران اعتراضات خیابانی، کلید خورده، بیش از آنکه با تاکید بر «ریختن به خیابان ها» اجرایی شود، با صدور بیانیه، نامه و سخنرانی پیوند خورده است. به نظر می رسد جلسات متعدد سران اصلاح طلب با موسوی و پیشنهادات پی در پی آنان برای خروج میرحسین از «بحران مقبولیت و مشروعیت» کنونی، آخرین نخست وزیر کشور را به ماندن در صحنه سیاسی امیدوار کرده است.
    این امیدواری موسوی از آنجا تایید کننده بحران مقبولیت اوست که تنها بر پایه ساختارهای سیاسی بنا شده است. موضوع از این قرار است که میرحسین بنا به پیشنهادی که برخی احزاب و سران اصلاح طلب به او داده اند، در حال تلاش برای تشکیل آنچه «جبهه سیاسی» نامیده، است. بر اساس گزارش ها پیشنهاددهندگان طرح مذکور به موسوی همان طیف حامی او در انتخابات و آشوب های پس از آن هستند.
    حزب کارگزاران سازندگی، تشکل منتسب به هاشمی رفسنجانی، از هسته اصلی پیشنهاد دهندگان تشکیل جبهه سیاسی به موسوی اعلام شده است. ایلنا نیز سه شنبه گذشته حسین مرعشی و عزت الله سحابی را از جمله طراحان این موضوع عنوان کرد.
    گفتنی است حسین مرعشی، پسر عموی همسر هاشمی رفسنجانی و از اعضای مطرح حزب کارگزاران است که سال 86 مدعی شده بود «اسلام نظام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ندارد.» عزت الله سحابی نیز در ابتدا از اعضای نهضت آزادی بود اما سپس ریاست گروه ملی مذهبی را بر عهده گرفت.
    بنابراین می توان از هم اکنون ملی- مذهبی ها و کارگزاران سازندگی را به عنوان اعضای اصلی این جبهه سیاسی دانست هرچند احزاب اصلاح طلب دیگری مانند مردم سالاری هم آمادگی خود را برای پیوستن به آن اعلام کرده اند. این انتظار وجود دارد که با مشخص شدن جزئیات ایده مذکور، تشکل های اصلاح طلب دیگری نیز به آن بپیوندند. استقبال از رویکرد جدید موسوی حتی چند تن از اصولگرایان مخالف دولت را نیز شامل شده است. در این زمینه اخیراً محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس، از طرح موسوی استقبال کرد. این تکاپوهای سیاسی در شرایطی صورت می گیرد که تاکنون نه علت و هدف روشنی از تشکیل جبهه سیاسی موسوی عنوان شده و نه هیچ جزئیاتی از محتوا و کیفیت آن.
    با این وجود برخی از این ابهامات از سوی تحلیلگران سیاسی پاسخ داده شده است. آنان یکی از مهم ترین علل تشکیل چنین جبهه ای را فشار سنگین شکست در انتخابات ریاست جمهوری دهم به جبهه اصلاحات عنوان می کنند و معتقدند ناکامی چندباره جریان اصلاحات در انتخابات چند ساله اخیر که ناشی از فقدان جایگاه مردمی آن است، هویت این جبهه را با علامت سوال های جدیدی مواجه و آن را در یک «انزوای تاریخی» احاطه کرده است. این موضوع را محمد جواد لاریجانی، از فعالان سیاسی مطرح نیز اخیراً مطرح کرد: هرگز فکر نمی کردم اصلاحات در فرصت کوتاهی(پس از انتخابات) به این فضاحت برسد و دیدیم که اصلاحات مُرد از همین رو باید یک جریان اصلاحی معقول و مومن به نظام بوجود آید. شاید دلیل استقبال برخی احزاب اصلاح طلب از جبهه سیاسی موسوی هم، فرار از این شرایط ابهام آلود و تاریک جریان اصلاحات است.
    هرچند آینده جریان اصلاحات با تردیدهای زیادی همراه است اما به استناد شواهد موجود جبهه سیاسی موسوی نیز، وضعیت مناسبی برای آغاز فعالیت ندارد.
    برخی ابهامات پیرامون این جبهه سیاسی همچون نسبت آن با جبهه اصلاحات و آشوبگری های بعد از انتخابات، توان موضع گیری صریح را در این باره از طیفی از اصلاح طلبان گرفته است. حتی رفتار ساختارشکنانه و عبور آشکار از قانون اساسی و ولایت فقیه که در جریان آشوب های پس از انتخابات روی داد، از مواردی است که تولد قانونی جبهه سیاسی را در پرده ای از ابهام فرو برده و مخالفان بسیاری را در برابر خود قرار داده است. بسیاری از نمایندگان مجلس و شخصیت های سیاسی و دینی نه تنها با دادن مجوز به میرحسین برای تشکیل جبهه مورد نظرش مخالف هستند که حتی بر پیگیری قانون شکنی های اخیر او تاکید دارند. البته برخی حامیان موسوی در حرکتی قابل تامل مدعی شده اند که تشکیل جبهه سیاسی به مجوز نیازی ندارد. این اظهارات که ادامه مواضع حامیان موسوی در برگزاری اعتراضات خیابانی بدون مجوز ارزیابی می شود، با واکنش مدیر کل سیاسی وزارت کشور مواجه شد. محمد عباس زاده مشکینی که دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب و مرجع صدور مجوز برای فعالیت احزاب و نهادهای سیاسی نیز هست، تاکید کرده که نه فقط احزاب سیاسی که جبهه ها و ائتلاف ها نیز باید از وزارت کشور مجوز دریافت کنند. از این رو با توجه به «عدم پایبندی میرحسین به قانون» که نمونه های آن بر کسی پوشیده نیست و نیز شاکیان متعدد حقیقی و حقوقی موسوی، بعید به نظر می رسد که جبهه سیاسی او «قانونی» و «آرام» متولد شود چرا که در صورت عدم صدور مجور برای تشکیل این جبهه، احتمال شکل گیری غیرقانونی آن و آغاز دور جدیدی از ساختارشکنی ها دور از انتظار نیست.»
    منبع: شبکه ایران

 

 

چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳۸۸

 

حمید پناهی معلم موسیقی و آخرین شاهد مرگ ندا آقاسلطان: قاتل ندا پیدا می شود

روزنامه اعتماد  صفحه 6 

نویسنده: کیوان مهرگان

   حمید پناهی مدرس موسیقی ندا آقا سلطان تنها کسی است که از دقایقی پیش از حادثه تا زمان مرگ وی در کنار او بوده است.پناهی در گفت و گو با «اعتماد» ضمن بازگویی آخرین دقایق مرگ ندا نکات تازه یی از آنچه در این چهل روز گذشته است را روایت می کند.این گفت و گو پیش از دیدار مهدی کروبی با خانواده آقا سلطان انجام شده است.
    -برایم جالب است بدانم ندا آقاسلطان از نگاه شما که بود. آیا اساساً دختری به این نام وجود داشت ؟ چون برخی وجود خارجی او را انکار کردند. برخی او را یک هنرپیشه توصیف می کردند. ندا آقاسلطان از نگاه شما که بود؟
        درباره اینکه برخی وجود او را انکار کردند، آنها را ارجاع می دهم به نامه آقای احمدی نژاد. اگر ندا وجود خارجی نداشت، آقای احمدی نژاد دستور پیگیری پرونده او را صادر نمی کردند. مضافاً ندا آقاسلطان، فرزند علی صادره از شهرری، شماره شناسنامه 1207، متولد 23 شهریورماه یک هزار و سیصد و شصت و یک، متوفی در سی ام خرداد یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت، قطعه 257 بهشت زهرای تهران، ردیف 41. ندا دختری باهوش، بااستعداد و منظم بود. او چندین سال بود که شاگرد من بود. ندا نه شهرت طلب بود نه به دنبال دیده شدن بود. پاسخ به نیازهای روحی او را به سمت هنر موسیقی کشاند.
        -می خواهم دوباره روز حادثه را برایم تعریف کنید. آن روز شما آنجا چه می کردید؟

    چند روزی بود به خاطر تجمعات در خیابان کارگر کلاس های ما تشکیل نمی شد. آن روز هم کلاس امکان تشکیل نیافت و ما برای دیدن تظاهرات به خیابان رفتیم.
        -داخل تجمع شعار هم می دادید؟
     ما شعار ندادیم. ندا و ما همه خود را تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می دانیم. فکر نمی کنم ندا از طرف راهنمایی و رانندگی هم یک بار جریمه شده باشد.
        -به وضع پیش آمده اعتراض داشت؟
     بله، او هم مانند دیگر شهروندان ایرانی از وقایع پیش آمده ناراحت بود.
        -رای هم داده بود؟

    چند بار تلاش کرده بود، اما نتوانسته بود رای بدهد.
     -چرا؟
       روز رای گیری به سه شعبه اخذ رای مراجعه می کند اما در هیچ کدام از این سه نمایندگان آقای موسوی حضور ندارند و او هم رای نمی دهد.
        -ندا فردی سیاسی بود؟
       به دلیل جوانی اشرافی بر مسائل سیاسی نداشت اما بسیار کنجکاو بود. می خواست بداند، بیشتر بداند. البته به سرنوشت خودش و جامعه اش هم می اندیشید. در این باره هم دغدغه هایی داشت و همین عوامل او را به حضور در تجمع تشویق می کرد.
       -چه مدت در تجمع حضور داشتید؟
       کمتر از 50 دقیقه. ما در خیابان کارگر شمالی کنار پمپ بنزین روبه روی مسجد امیر(ع) بودیم بعد هم رفتیم داخل خیابان خسروی که اصلاً تظاهراتی نبود. 10 یا 15 نفر بودند که مثل ما در حال بازگشت از تجمع بودند.
      -در آن منطقه تیراندازی هم شد؟

    فقط صدای شلیک یک تیر آمد.
        -کسی را هم دستگیر کردند؟
       من وقتی ندا تیر خورد درگیر انتقال او به بیمارستان شدم و در صحنه حضور نداشتم ولی بعد شنیدم یک نفر را دستگیر کرده اند.
        -آقای پناهی، شما نزدیک ترین فرد به ندا در روز حادثه بودید. فیلمی از این حادثه منتشر شد. درباره فیلم هم حرف های زیادی شنیده شد. برخی این فیلم را ساختگی می دانستند، گروهی بحث نقشه از پیش تعیین شده را مطرح کردند. ماجرا چه بود؟
      من تمام فیلم ها را دیده ام و تمام فیلم ها واقعی است.
        -غیر از این فیلم منتشرشده فیلم های دیگری هم وجود دارد؟
       بله، فیلم های دیگری هم وجود دارد.
      -شما این فیلم ها را کجا دیده اید؟
        دوستان به ما نشان دادند.
        -این فیلم ها از زوایای دیگری است؟
        یکسری از فیلم ها، فیلم های معمولی بود: فیلم هایی که آدم های معمولی که در صحنه بودند گرفته بودند یا فیلم هایی که از طریق دوربین های بانک و دوربین های راهنمایی و رانندگی گرفته بودند.
    -شما در همه این فیلم ها حضور دارید؟
        خیر ما در همه فیلم ها نیستیم. فقط در یکی از فیلم ها یک بزرگ نمایی نسبت به من و خانم آقاسلطان وجود دارد.
    -چرا بزرگ نما؟
        شاید به خاطر فاصله سنی مان.
      -چند فیلم وجود دارد؟
       فیلم های زیادی هست و علت این همه فیلم هم برایم قابل تامل است. یک فیلم کامل از صحنه حادثه وجود دارد که با موبایل گرفته اند و نمی دانم چه کسی فیلمبرداری کرده است. یک فیلم هم از بالابرداشته شده که در اختیار ماموران قرار داده شده است.
     -در این فیلم ها هیچ تصویری از ضارب نیست؟
       من در این فیلم ها فرد خاصی را ندیدم که اسلحه به دست باشد یا کمین کرده باشد. به همین دلیل ابهام زیادی درباره قتل وجود دارد.
        -وقتی ندا تیر خورد چقدر از او فاصله داشتید؟
       شانه به شانه هم راه می رفتیم. من فکر می کردم تیر از جلو شلیک شده اما افرادی که تحقیق می کردند، گفتند تیر از پشت سر شلیک شده است.
        -شما گفتید ابهام زیادی در قتل ندا وجود دارد، از آن طرف هم می گویند قتل ابهام دارد و صحنه سازی است.

    آنهایی که می گویند قتل از پیش برنامه ریزی شده است باید به این ابهامات هم پاسخ بدهند که در وهله اول ندا باید یک فعال سیاسی سرشناس یا یک معترض شناخته شده می بود در حالی که هیچ کدام از این موضوعات درباره ندا صدق نمی کند. ندا نه نویسنده بود، نه خطیب بود بنابراین انگیزه سیاسی برای قتل ندا وجود نداشت. یا اینکه باید خصومت شخصی با کسی داشته باشد که به گواه تمام آشنایان و دوستانش او نه تنها با هیچ احدی مشکل نداشت بلکه بسیار مورد توجه دوستانش بود. من علاوه بر اینکه معلم موسیقی ندا بودم از دوستان خانوادگی آنها هستم و در جریان همه مسائل خانوادگی او بودم. اگر مساله یی وجود داشت من هم در جریان بودم.

    -پس به نظر شما چرا از بین جمعیت ندا مورد سوءقصد قرار می گیرد؟
        این سوال برای خود من هم مطرح است و چرایی این ماجرا برای من هم وجود دارد. فکر می کنم کسی که دست به این اقدام زده، فرد عاقلی نبوده است. هر قتلی باید برای ضارب و قاتل منافعی داشته باشد. مرگ ندا چه منفعتی می تواند به قاتل و ضارب برساند.
     -اطراف خیابان کارگر شلوغ بود؟
      خیابان کارگر شلوغ بود اما خیابان خسروی شلوغ نبود. گفتم 10 ، 15 نفر بیشتر در خیابان خسروی حضور نداشتند. کسی هم شعار نمی داد. هیچ بسیجی یا ماموری از ماموران نیروی انتظامی وجود نداشت. بعد از این آقای دکتر حجازی در مصاحبه هایشان با رسانه های خارجی گفتند مردم یک نفر را دستگیر کرده اند. من ندیده ام و نمی توانم کسی را محکوم کنم.
       -آیا خانواده ندا شکایتی مطرح کرده اند؟

    اخیراً این کار را انجام داده اند. حدود 10 روز می شود.
       -چرا دیر شکایت کردند؟
        چون اطلاعی از نحوه پیگیری و شکایت نداشتند اما اکنون مصمم هستند خون ندا پایمال نشود.
        -تا حالامظنون یا مظنونینی را دستگیر کرده اند؟
        هنوز چیزی به ما اعلام نکرده اند. عکس هایی به من نشان داده اند اما نه می شناختم شان و نه قبلاً آنها را دیده بودم.
      -تصاویری از برخی افراد در اینترنت منتشر شده است. شما صحت یا عدم صحت این تصاویر را تایید می کنید؟
        ببینید وقتی ندا تیر خورد، من نگران او بودم، سرم پایین بود و کسی را ندیدم بنابراین نه می توانم رد کنم و نه می توانم تایید کنم.

    -نحوه ورود دکتر حجازی به ماجرا چگونه بود؟
        ایشان آمد و گفت من پزشک هستم. بعد گفت دستت را بگذار روی محل اصابت تیر و دهانش را باز بگذار. آن موقع نمی دانستم ایشان کیست. بعد ایشان را در فیلم هایی که از او منتشر شد شناختم.

    -فیلمی در صدا و سیما پخش شد که شما در حال توضیح دادن ماجرا هستید. در آن فیلم گوینده می گوید ندا از 45 دقیقه قبل زیر نظر بوده است.
      من هم چنین چیزی شنیده ام. فاصله زمانی فیلمی که ما در خیابان کارگر هستیم تا زمان قتل 45 دقیقه است ولی تمام 45 دقیقه فیلمبرداری نشده است.

    -پس از مدت ها پیش زیرنظر نبوده است؟
       فکر نمی کنم.

    -ماجرای آن فیلم چه بود؟

    من به درخواست مسوولان حاضر شدم صحنه را بازسازی کنم و باید بگویم پخش این فیلم برای من تا حدودی دردسر درست کرد چون فکر می کردند من تحت فشار این مصاحبه را انجام داده ام. ولی در تمام مدتی که از من تحقیقات به عمل آمد هیچ فشار فیزیکی یا روحی بر من وارد نشد. برخوردها بسیار محترمانه بود.
    -تمام فیلم پخش شد؟

    30 درصد آن پخش نشد. 
    -چرا مراسمی برای ندا برگزار نکردید؟

    به ما اعلام کردند اگر مراسمی گرفته نشود بهتر است چون ممکن است سوءاستفاده سیاسی شود.
     -به نظر شما قاتل ندا دستگیر می شود؟
        من با جدیتی که در نیروها دیده ام و با قدرتی که وزارت اطلاعات دارد خیلی امیدوارم ضارب پیدا شود.
        -نظر خانواده ندا نسبت به بازتاب های قتل ندا چه بوده است؟
       آنها خوشحالند که مردم نسبت به قتل مظلومانه ندا بی توجه نیستند و من از طرف این خانواده می گویم این خانواده هیچ مشکلی با نظام ندارند.
       -علت سکوت خانواده ندا در روزهای پس از حادثه چه بود؟

    روزهای اول ترسیدند اما وقتی من با آنها صحبت کردم تغییر نظر دادند. از یک هفته پیش وکیل هم گرفته اند و در حال پیگیری هستند.

    -پنجشنبه چهلم نداست آیا خانواده قصد برگزاری مراسمی را دارند؟
      امیدواریم اجازه برگزاری مراسم را بدهند.

 

در نامه سرگشاده جامعه اسلامی مهندسین مطرح شد: تبعیت از رهبری و کارآمدیدو شاخص سنجش رفتار رئیس جمهور

روزنامه رسالت صفحه 2 

  جامعه اسلامی مهندسین با ارسال نامه سرگشاده به دکتر محمود احمد ی نژاد رئیس جمهور اعلام کرد:تبعیت از رهبری و کارآمدیدو شاخص سنجش رفتار رئیس جمهور است.در این نامه آمده است:
    ملت ایران پس از حضوری بی همتا و افتخارآفرین در انتخابات ریاست جمهوری دهم در روزهای اخیر، با حیرت شاهد حوادثی خارج از تصور هستند. در این کوتاه برآنیم تا درد دل های مردم، رنج نامه حامیان و دغدغه های دلسوزان را با شما در میان بگذاریم.
    جناب آقای احمدی نژاد حتما می دانید که دلیل اقبال به حضرت عالی، برافراشتن پرچم احیای گفتمان امام (ره) و انقلاب، تبعیت از ولایت فقیه و پیگیری مسیر خدمت رسانی صادقانه به خلق خداست. بی شک در موج شبهه افکنی های ایام رقابت های انتخاباتی، اگر نبود تدبیر رهبر معظم انقلاب برای شفاف سازی و ایجاد فضای رقابتی عادلانه و مساعی معظم له بر حق مسلم مردم که همانا دانستن همه حقایق است. قطعا انتخابات چه به لحاظ پرشماری حضور مردم و چه به لحاظ نتیجه آن مسیر دیگری را طی می کرد. اما آنچه امروز شاهد آن هستیم همگان را بهت زده کرده است.
    آقای رئیس جمهور بارها عنوان داشته اید که از میان گروه های سیاسی برنخاسته اید، سری به جمع اعضای فعال ستادهای انتخاباتی خود بزنید تا روشن شود هنوز برای آنان تفهیم نشده که چگونه دستور صریح رهبری در مورد عزل معاون اول حضرت عالی یک هفته بی پاسخ ماند و یا پاسخی که پس از انتشار نامه دریافت شد، این پرسش برجاست که چگونه باز هم ایشان عزل نمی شوند، ولی برخی وزراء به دلیل اعتراض به تعلل در اجرای دستور مقام ولایت توبیخ و عزل می شوند.
    اما به نظر می رسد با انتخاب جناب آقای مشایی به سمت ریاست دفتر رئیس جمهور این دغدغه ها را برطرف ننموده باشید و باز هم مصالح خود را در نظر نگرفته باشید. در این نامه تصریح شده است:
    آقای دکتر ؛ جدا می خواهیم که ولایت پذیری خود را ثابت نمایید. مردم ما با ولایت عهدی دیرین دارند وخارج از این مدار با هیچ کس عهد اخوت نبسته اند. و تجربه نشان داده کسانی که ابتدا به هر بهانه ای زاویه محدودی با علمای دین پیدا می کنند ،سرانجام تشکیل هسته ای از فرقه های انحرافی را پایه می گذارند.
    جناب آقای احمدی نژاد انتظار ملت ایران توجه ویژه حضرت عالی به جایگاه علمای دینی است. حتما واقف هستید که انقلاب اسلامی بر موج دین خواهی مردم ایران به ثمر نشست که شاخص آن تبعیت از قائد بزرگ امام خمینی (ره) بود و امروز معیار آن تبعیت محض از مقام عظمای ولایت است.
     لذا در فضایی که به دنبال اقدام خارج از مصلحت جناب عالی در نصب معاون اول رئیس جمهور فراهم شده و موجی از شبهه ها و مسائل انحرافی توسط مخالفین شما دامن زده می شود، از شما می خواهیم نسبت خود را با ولایت فقیه به عنوان جوهر ساختاری جمهوری اسلامی مشخص نمایید.
    آقای رئیس جمهور همان گونه که بیش از این نیز در نامه خصوصی به حضرت عالی نگاشته بودیم، دغدغه دلسوزان نظام حرکت های بدون بصیرت است که امروز پیامدهای آن را شاهد هستیم. در این نامه یادآور شده است:اگرچه ذکر این نکته تکرار مکررات است، لیکن جا دارد توجه جناب عالی جلب شود که استمرار حمایت ملت از شما منوط به بازسازی فضای اطاعت بی قید و شرط از ولایت فقیه است و خروج از این مسیر پیامدهای ویژه خود را در پی خواهد داشت.
    آقای رئیس جمهور میزان حمایت ملت ایران از مسئولین به نسبت تبعیت آنها ازولی فقیه است. این نامه می افزاید:جناب آقای احمدی نژاد؛ مطالبه دیگر مردم از شما پس از اطاعت مطلق از ولی فقیه کارآمدی بیشتر دولت است که خود شما بارها و بارها بدان تاکید کردید و بی شک کارآمدی دولت دهم در گرو تدبیر در فضای بی تنش و امیدبخش و توام با سعه صدر مناسب مقام و مسئولیت است. و این مهم در گرو بهره گیری از تمامی ظرفیت های کشور است.
    لذا مطمئن باشید، دوستان شما و همان هایی که در انتخابات سینه سپر کردند، ملت ایران و تمامی اصولگرایان، اینک رفتارهای جناب عالی را با دقت و حساسیت با دو شاخص تبعیت مطلق از رهبری انقلاب و کارآمدی تعقیب می نمایند.
    جامعه اسلامی مهندسین

 

نبوغ میرحسین یا طرح سوخته مهره آمریکا؟!

 روزنامه کیهان  صفحه 2

  خبرگزاری افراطیون در خبری اختصاصی، از تهیه بیانیه تشکیل جبهه سیاسی به نام میرحسین موسوی خبر داد و نوشت: این بیانیه اوایل هفته آینده منتشر می شود.
    این خبر اختصاصی در حالی از سوی خبرگزاری افراطی ایلنا منتشر شد که سایت رسمی میرحسین موسوی (قلم نیوز) از آن بی خبر است و هنوز خبر مذکور را منتشر نکرده است! پیش از این هم برخی منابع رسانه ای ضدانقلاب خبر داده بودند موسوی در آستانه مراسم تنفیذ حکم و تحلیف ریاست جمهوری قرار است به تحرکاتی نظیر صدور بیانیه و راه اندازی جبهه سیاسی دست بزند.
    ایلنا در خبر خود تصریح کرد: موسوی برای تشکیل جبهه سیاسی با خاتمی و کروبی هم رایزنی کرده است. پیش تر چهره های شاخص اصلاح طلب از جمله حسین مرعشی و عزت اله سحابی، تشکیل جبهه سیاسی را به موسوی پیشنهاد داده بودند. تشکیل جبهه ای برای اپوزیسیون در پوشش گردهم آیی اصلاح طلبان مدعی همراهی با نظام، ابتکار تازه و خودجوشی نیست بلکه از سال ها پیش از سوی محافل و مهره های آمریکایی پیگیری می شده است. در این زمینه به طور مشخص رئیس گروهک نهضت آزادی که طی چند سال اخیر سفرهای متعددی را برای هماهنگی به آمریکا داشته- و به قول آقای جیمز بیل استاد دانشگاه آمریکایی «تا دلتان بخواهد آمریکایی است» -بارها اذعان کرده که از انتخابات ریاست جمهوری سال84 دنبال تشکیل جبهه اپوزیسیون با حضور اصلاح طلبان بوده است. ابراهیم یزدی تصریح می کند که مصطفی معین، تشکیل جبهه اپوزیسیون را در ازای دریافت حمایت نهضت آزادی تعهد کرده بود اما به دلایلی به این وعده عمل نکرد.
    اکنون بنابر اخبار محافل افراطی، موسوی بهانه فرصت طلبی گروهک های ضدانقلاب قرار گرفته تا طرح سوخته آمریکایی به شکل پوستین وارونه و نونوار شده و ابتکاری! اجرایی شود. یزدی دو ماه پیش با تشکر از موسوی که گفته بود «اختلاف با نهضت آزادی صرفاً در حد اختلاف سلیقه است» اظهار داشت:از آقای موسوی و کروبی توقع نداریم که ما را در کابینه خود به کار بگیرد اما توقع داریم برخی خط قرمزهای نظام را زیر پا بگذارد.
    همزمان با «خبر اختصاصی» ایلنا! رادیو فرانسه هم که گویی به طور اتفاقی از ماجرا بو برده سراغ چهره های گروهکی نظیر ابراهیم یزدی، تقی رحمانی و احمد سلامتیان (از حامیان فراری بنی صدر) رفت و به ارزیابی جبهه مورد ادعا پرداخت. وجه مشترک سخنان یزدی و رحمانی در نفی محوریت و ریاست موسوی است. رئیس گروهک نهضت آزادی به رغم استقبال از تشکیل جبهه مذکور، رهبری موسوی را رد کرد و گفت: جنبش اصلاح طلبی نمی تواند رهبری فردی داشته باشد بلکه باید مجموعه ای از گروه ها و احزاب و شخصیت ها دور هم جمع شوند.
    تقی رحمانی هم گفت: اگر یک نفر جلو بیفتد و یک مجموعه سیاسی ایجاد کند، بعد یک کاریزمایی از او ساخته می شود که دیگر نمی شود او را کنترل کرد.

 

سنگینی این ایام را تاب نیاورد

 روزنامه اعتماد ملی صفحه 9 

نویسنده: سید عطاالله مهاجرانی

   چند روز پیش برای سیف الله ایمیلی فرستادم. شعله ای از نگرانی در ذهنم تابیده بود. برایش نوشتم: »سیف الله عزیز، آخرین بار که تو را دیدم، در فیلم سبز سینماگران حرف می زدی. صدایت گرفته و اندوهگین بود. خوبی؟« نمی دانستم همان روزان و شبان سیف الله در بیمارستان است. ایمیلم بی جواب مانده بود...برای همیشه بی جواب ماند. سیف الله دانشجوی رشته جامعه شناسی دانشگاه شیراز بود. کتاب فرهنگ سکوت پائولو فرره را از انگلیسی به فارسی ترجمه کرد. کتاب توسط انتشارات خوارزمی منتشر شد. بعدا از حیدری پرسیدم، چرا نام احمد بیرشک را هم به عنوان مترجم روی جلد نوشته بودید؟ گفت: چه کسی باور می کرد که مترجم یک جوان 22 ساله است. کتاب را خواندم. سیف الله گفت: نظرت چی بود؟« ساعت ها با هم حرف زدیم. درباره فرهنگ سکوت ؛ نه در آمریکای لاتین که در شرق. برایش خواندم:
    من که از آتش غم چون خم می در جوشم
    مهر بر لب زده خون می خورم و خاموشم...
    برایش گفتم: چگونه ضیغم الدوله حاکم یزد دهان فرخی یزدی را دستور داد بدوزند تا خاموش بماند. فرهنگ سکوت...فرخی سرود: شرح این قصه شنو از دو لب دوخته ام / تا بسوزد دلت از بهر دل سوخته ام
    -واقعا لب هایش را دوختند؟
    - بله واقعا دوختند...
    ذهن سیال و آفرینشگر سیف الله انگار داشت تصویرسازی می کرد. سکوت کرد...سکوت مان ادامه پیدا کرد. گفتم سیف الله بیا برویم این غذاخوری نزدیک خوابگاه ما، اسمش مهارانی است! سکوت سیف الله...نمی شود چیزی خورد...آرام گفت: لب های دوخته. گفتم: باید فرهنگ سکوت سرزمین خودمان را بنویسیم...آن روز نمی دانستم که 30 سال بعد خانواده روح الامینی جسد جوانشان را با دهان خرد شده تحویل می گیرند... سال 1357 سیف الله ستاره تظاهرات دانشجویی بود. بلندگوی دستی را بر شانه اش می انداخت. پیراهن سیاهش تمیز و اتو خورده بود. با صدایی بم و پر طنین می خواند:
    ما عاشق شهادتیم، هیهات مناالذله...هیهات منا الذله...
    عاشورا بود. سیف الله می خواند و موج عظیم جمعیت که خیابان زند را پر کرده بود پاسخ می داد. هیهات مناالذله... به فلکه شهرداری رسیده بودیم. صدای سیف الله گرفته بود... انقلاب پیروز شد. صدای خنده سیف الله. درخشش دندان ها و بازتاب برق چشمانش در شیشه عینک...
    برای رادیو شیراز »جهاد برتر« را می نوشت. روان مثل آب و گرم مثل نان تازه. از همان زمستان 57 تا تابستان 88 بر سر پیمانش با قلم و سینما باقی ماند... مدیرعامل خانه سینما بود. گفتم سیف الله بیا درباره معاونت سینمایی وزارت فرهنگ با تو صحبت کنم. گفتم این بهترین فرصت است که فرد مورد پذیرش جامعه سینمایی ایران که مدیر عامل خانه سینماست، معاونت سینمایی وزارت فرهنگ شود. پذیرفت. بسیار کوشید تا سینما از بعد قوانین و آیین نامه ها وتحکیم نهادهای مردمی و غیر دولتی استقرار پیدا کند. البته قدرش چنان که باید دانسته نشد و زود هنگام از وزارت ارشاد رفت. سیف الله هم نویسنده توانایی بود و هم سینماگری ممتاز. بارها دوستان فلسطینی ام گفته اند، همچنان »بازمانده« بهترین فیلم فلسطینی است. سیف الله گفت: می خواستم آخرین سکانس فیلم پیام روشنی داشته باشد. وقتی صفیه با کودک می خواهد خودش را از قطار پرتاب کند. چه باید بگوید. آن شب رفتم زینبیه. در ذهنم درخشید: صفیه آیه الکرسی را می خواند. خداوندی که حی و قیوم است... صفیه با کودک خودش را پرتاب می کند. صفیه شهید می شود و کودک که پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگش همه شهید شده اند و خانه شان را مصادره کرده اند، زنده می ماند. فیلم با صدای گریه کودک، انگار گریه تولد ادامه پیدا می کند... صدای اندوهگین و پر طنین سیف الله با بازمانده برای همیشه در تاریخ هنر و اندیشه می ماند... در مسجد کوچکی در خیابان دولت مراسم درگذشت پدر سیف الله بود. پس از آزادی خرمشهر پدرش به خرمشهر می رود. شهر را می بیند. خانه شان را پیدا می کند، قلبش می ایستد.
    گفتم: سیف الله همین سوژه را یک فیلم کن. پدرت سال ها با خاطره خرمشهر و نخل هایش و کارون زندگی می کند. به خرمشهر می رود. نخل های بی سر و سوخته و قلبی که تاب نمی آورد و می ایستد. اشک در چشمانش حلقه زد. سکوت...به تعبیر هارولد پینتر مکث...
    سیف الله انسان بود...ساده و با صفا و صمیمی...بی خدشه...
    در فیلم سبز سینماگران، صدایش گرفته و نگاهش اندوهگین بود. شاید هم سنگینی این ایام را تاب نیاورد؛ مثل پدرش که نتوانست نخل های سوخته خرمشهر را تاب بیاورد. رفت و ماند. تا بازمانده می ماند، سیف الله خواهد ماند...
    »ببین! آیه الکرسی شد امضای بازمانده«
    لبخندش و درخشش برق چشمانش...
    اتاق 111 بیمارستان جام جم بود.
    »یکدفعه انگار چیزی در درونم شکست. شکستن استخوان در درونم را حس کردم...افتادم«
    با رفتن سیف الله، آن صدای گرفته، آن برق چشمان و بازتابش در شیشه عینکش، آن خنده مدامش...سکوتش...چیزی در درون همه ما شکست...

 

 

سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸

 

پاسخ آیت الله صانعی به خاتمی، میرحسین و کروبی

روزنامه اعتماد صفحه 1 

    آیت الله یوسف صانعی در پاسخ به نامه مشترک خاتمی، میرحسین، کروبی و چند تن از فعالان سیاسی تاکید کرد تا دیر نشده باید زمینه آزادی تمام زندانیان سیاسی فراهم و اجازه برگزاری مراسم به خانواده سانحه دیدگان حوادث اخیر داده شود.این مرجع تقلید با اشاره به قانون اساسی آورده است: متاسفانه همان طور که در نامه اشاره شده، مدتی است شاهد افترا، دروغ و تضییع حقوق مردم، بازداشت و زندانی نمودن مردم هستیم.»در ادامه نامه آمده است: اینجانب به همه کسانی که سبباً یا مباشراً در ضرب و جرح و قتل و زندانی کردن انسان ها از اقشار مختلف مردم دخالت می کنند، تصریح می کنم این گونه ظلم ها به کسانی که هیچ پناهگاهی جز خداوند ندارند از گناهان کبیره به شمار می رود و لذا امیدوارم تا دیر نشده زمینه آزادی تمام زندانیان و اجازه برگزاری مراسم به خانواده جان باختگان حوادث اخیر داده شود و آمرین و عاملین و محرکین و همه آنها که به نحوی در بروز حوادث اخیر دخیل بوده اند، باید توبه نموده و رضایت مضروبین و آسیب دیدگان را جلب نمایند و در یک جمله به نصایح خیرخواهانه آیت الله هاشمی توجه کرده و به آن عمل نمایند.

 

عصبانیت رییس جمهور علت برکناری وزیران

روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 2 

   دبیرکل حزب اسلامی ایران زمین با اشاره به برکناری دو تن از وزیران دولت توسط احمدی نژاد گفت: فقط می توانم نسبت به این اقدام ناگهانی و شتاب زده رییس جمهور اظهار تاسف کنم؛ زیرا وی قطعا هیچ توجیه منطقی و توضیحی که برای افکار عمومی قانع کننده باشد، ندارد.
    ابوالقاسم رئوفیان در گفت وگو با «ایلنا»، در پاسخ به این سوال که «ارزیابی شما از تغییرات ناگهانی در کابینه چیست؟» اظهار کرد: طبیعی است این نوع تصمیمات عجولانه که ناشی از عصبانیت است، به اعتبار دولت لطمه می زند و مقبولیت آن را نیز دچار خدشه جدی می کند و پسندیده نیست از کسی که قرار است در 4 سال پر چالش کشور را اداره کند، این گونه اقدامات غیر قابل توجیه سر بزند.
    عضو جبهه پیروان امام و رهبری ادامه داد: رییس جمهور امروز بیش از هر چیز باید از خود سعه صدر نشان دهد و تحمل بالایی داشته باشد و برای حل مشکلات با سرانگشت تدبیر آماده باشد، نه اینکه با تصور حل مشکلات، گره روی گره بزند و بر دشواری ها بیفزاید. رئوفیان درباره واکنش ها به این اقدام رییس جمهور تصریح کرد: طبیعی است، مردم، مجلس و رهبری چنین تصمیمات شتاب زده ای را نمی پسندند و البته این امر به مصلحت خود رییس جمهور هم نیست.

 

وزیر کار و امور اجتماعی خبر داد:رشد بیکاری شدت گرفته است

روزنامه اعتماد ملی صفحه 20

    وزیر کار و امور اجتماعی از شدت گرفتن بیکاری در بهار و تابستان امسال خبر داد.
    محمد جهرمی، وزیر کار و امور اجتماعی دولت نهم در گردهمایی استانداری ها و روسای سازمان کار و امور اجتماعی سراسر کشوراظهار کرد:در شش ماهه نخست سال گذشته نرخ بیکاری کاهنده بود اما در 6 ماهه دوم با افزایش نرخ بیکاری مواجه شدیم و پیش بینی می شود در بهار و تابستان امسال نیز روند افزایشی ادامه یابد.پیش از این مرکز آمار ایران اعلام کرد: در بهار سال 88، بررسی نرخ بیکاری افراد 10 ساله و بیشتر نشان می دهد که 1/11 درصد از جمعیت فعال (شاغل و بیکار) بیکار بوده اند.
    بنا بر گزارش مرکز آمار این شاخص نسبت به بهار سال گذشته 1/5 درصد افزایش و نسبت به زمستان سال قبل 1/4 درصد کاهش یافته است.مرکز آمار در حالی معتقد است که نرخ بیکاری در بهار سال جاری نسبت به زمستان گذشته کاهش یافته که اطلاعات وزیر کار نشان از روند افزایشی نرخ بیکاری از زمستان سال گذشته و تداوم آن در بهار و تابستان سال جاری دارد. جهرمی با اشاره به مهم ترین موضوعی که همواره در جامعه مورد توجه کارشناسان و برنامه ریزان است، گفت: وظیفه اصلی استانداران و دولتمردان کاهش نرخ بیکاری و رفع این مشکل در کشور است.
    وی تاکید کرد: تا سال 1392 با اوج جمعیت جوان در کشور مواجه هستیم و این افزایش به دلیل بالابودن نرخ رشد جمعیت در دهه 60 است؛ زیرا رشد جمعیت در دوره یادشده بیش از 4/3درصد بود. البته اطلاعات وزیر در خصوص رشد جمعیت فعال با نتایج طرح آمارگیری مرکز آمار ایران در تناقض است.کاهش نرخ بیکاری در سال گذشته نیز بدون توجه به سایر متغیرها مانند تغییرات جمعیت فعال عنوان می شود.اگر مسوولان دولت نهم در اظهارات خود کمی دقیق تر شوند در خواهند یافت که آنچه تحت عنوان کاهش بیکاری مطرح است بیش از آنکه حاصل سیاست های دولت باشد متاثر از دیگر متغیر هاست.
    نرخ بیکاری چگونه کاهش یافت
    دکتر غلامعلی فرجادی در پژوهشی که سال گذشته انجام داد تا تحولات بازار کار در فراتر از آمار و ارقام مورد بررسی تحلیل کند. تحقیقی که دکتر فرجادی انجام داده با بررسی نتایج طرح آمارگیری مرکز آمار حکایت از تحولات غیرقابل انتظار در بازار کار کشور طی سال های 86-1384 دارد. این تحولات علاوه بر اینکه نامتعارف و غیرمنتظره بوده، نشان می دهد که شناخت عوامل و متغیرهای تاثیرگذار بر بازار کار نیاز به پژوهش های ژرف داشته و صرف مشاهده و اعلام تغییر نرخ های کلی بیکاری و اشتغال نمی تواند پایه و اساس درک صحیح از مشکل بیکاری و سیاستگذاری قرار گیرد.
    در این تحقیق آمده است:نتایج طرح آمارگیری نیروی کار نشان می دهد که جمعیت فعال از 29/23 میلیون نفر در سال 1384 به 48/23 میلیون نفر در سال 1385 و به 58/23 میلیون نفر در سال 1386 رسیده است. به این ترتیب در طی سال های 86-1384 فقط 285 هزار نفر و سالانه حدود 140 هزار نفر وارد بازار کار کشور شده اند. دکتر فرجادی در تحقیق خود از ورودی بازار کار با این میزان به دلایل زیر ابراز تعجب کرده است:
    الف- کشور ما دارای جمعیت جوان بوده و بالاترین تعداد جمعیت در گروه سنی 30-20 سال قرار دارند.
    ب- میانگین نرخ رشد جمعیت فعال طی سال های 85-1375 حدود 4 درصد در سال بوده است.
    ج- پیش بینی های برنامه چهارم افزایش سالانه جمعیت فعال را بیش از 700 هزار نفر نشان می دهد.
    دکتر فرجادی در تحقیق خود این سوال را مطرح کرده که چرا به جای 700 هزار نفر مورد انتظار در سال فقط 140 هزار نفر وارد بازار کار شده اند و بقیه این افراد بالقوه فعال کجا هستند؟
    وی در پاسخ به سوال مطرح شده از سوی خود چند فرض را مطرح کرده. فرض اول از این قرار است: برخی از کارشناسان یکی از دلایل کاهش نرخ جمعیت فعال را گسترش کمی آموزش عالی در سال های اخیر به ویژه گسترش دانشگاه پیام نور می دانند. اگر چه این موضوع تا حدودی در پایین آوردن وارد شوندگان به بازار کار نقش داشته است ولی نمی تواند به تنهایی کل تفاوت 560 (560=140-700) هزار نفر را توضیح دهد.
    دلیل مهم دیگری که برای این کاهش از سوی دکتر فرجادی مطرح شده است و با مطالعات نظری و تجربی در سایر کشورها نیز همخوانی دارد، وجود نرخ بالای بیکاری در کشور است. بنا براین تحقیق در شرایطی که نرخ بیکاری در سطح بالایی قرار داشته باشد، انتظار می رود که نرخ فعالیت کاهش یابد. این پدیده که به »اثر مایوس کنندگی«
    (Discouraged effect) معروف است افراد را از جست وجوی کار مایوس می کند، زیرا آنان به هر دری که می زنند نمی توانند شغلی به دست آورند بنابراین از جمعیت فعال خارج می شوند. مطالعات طرح آمارگیری نیز این عامل را یکی از عوامل کاهش نرخ فعالیت ذکر می کند. علاوه بر این برخی افراد اگرچه بیکار و در جست وجوی کار هستند ولی نمی دانند برای کاریابی به کجا مراجعه کنند و به دلیل عدم اطلاع رسانی کامل در بازار کار نه تنها بیکار که غیرفعال باقی می مانند. مطالعات طرح آمارگیری همچنین این عامل را در کاهش نرخ فعالیت دخیل می داند. به این ترتیب برخی افراد یا به دلیل عدم آگاهی و یا به دلیل یاس از یافتن شغل از جمعیت فعال حذف می شوند. این استدلال همچنین تا حدودی در ارتباط با گسترش کمی آموزش عالی نیز صادق است. تقاضای بیش از حد آموزش عالی تا حدود زیادی ناشی از بیکاری جوانان به ویژه بیکاری بالای فارغ التحصیلان دبیرستانی است که مشغول شدن در نهادهای آموزش عالی جایگزین مناسبی برای فعالیت و اشتغال است.
    مجموعه این عوامل موجب شده است که به جای سالانه 700 هزار نفر فقط 140 هزار نفر در سال وارد بازار کار کشور شوند و نرخ فعالیت برخلاف تمام پیش بینی های قبلی به جای افزایش از روند کاهشی برخوردار شده و از 41 درصد در سال 84 به 8/39 درصد در سال 1386 برسد. به این ترتیب روند رشد جمعیت فعال طی سال های 86-1384 خود به خوبی توضیح می دهد که چرا نرخ بیکاری از حدود 12 درصد در سال 84 به 5/10 درصد در سال 86 و کمتر از 10 درصد در بهار 1387 رسیده بود. در واقع نرخ بیکاری از 12 درصد در سال 84 به کمتر از 10 درصد در بهار 87 کاهش یافته نه به این دلیل که اقتصاد طی این سال ها از اشتغال زایی بالایی برخوردار بوده بلکه به این علت که جمعیت فعال با کم شماری قابل توجهی رو به رو شده است.
    بررسی تغییرات اشتغال در سال های 86-1384 و مقایسه آن با تحولات اشتغال طی سال های 85-1365 نشان می دهد که تعداد اشتغال جدید ایجاد شده در سال های 86-1384 در مقایسه با دو دهه قبل در پایین ترین حد خود بوده است. در حالی که میانگین اشتغال سالانه ایجاد شده در سال های 75-1365 حدود 357 هزار نفر و طی سال های 85-1375 حدود 590 هزار نفر بوده است طی سال های 86-1384 جمعا 473 هزار شغل و سالانه به طور میانگین 236 هزار شغل ایجاد شده است. در صورتی که ایجاد اشتغال جدید را به عنوان عملکرد اقتصادی کشور در نظر بگیریم درمی یابیم که اقتصاد کشور در طی سال های 86-1384 از عملکرد مطلوبی برخوردار نبوده است.

 

 

دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۸

 

150 شرکت بزرگ ایرانی در سراشیبی سقوط

روزنامه اعتماد ملی صفحه 1 

بحران مالی و کارگری اقتصاد ایران را تهدید می کند

نویسنده: سعید امیرزاده، امیرهادی انواری

   رکود، بحران نقدینگی، از دست دادن بازارهای داخلی به رقبای خارجی، تحریم بانکی، افزایش ریسک و ناتوانی در پرداخت تسهیلات بانکی. اینها فقط تیرهای کوچکی هستند که این روزها بر پیکر بنگاه های تولیدی ایران نشسته اند. تیرخلاصی را اما سیاست های اقتصاد کلان دولتی به پیشانی بنگاه ها شلیک کرده است که تنها یک هفته از عمرش باقی مانده. دولتی که صدها بنگاه خرد وکلان را سودده و سرپا تحویل گرفت واکنون نیمه جان و بی روح رها کرده است.
    این روزها مردم، اخبارنگران کننده ای از ورشکستگی شرکت های بزرگ ایران می شنوند. بحران مالی ایران خودرو نقل محافل اقتصادی است. اخبار گوناگونی از ورشکستگی شرکت صدرا شنیده می شود و بزرگ ترین آلومینیوم ساز ایران -ایرالکو- به ورطه زیاندهی افتاده است. سهامداران بورس تهران که روزی با رویای کسب سود، پا به تالار شیشه ای بورس تهران گذاشتند، این روزها ناامید از مجامع، دست خالی به خانه بازمی گردند و مدیران شرکت ها را با بحران های کارگری تنها می گذارند.
    مجامع خردوکوچک بورس تهران، این روزها به تالارهای بررسی و تحلیل سیاست های اقتصادی دولت تبدیل شده و رئیس مجمع، هراندازه که اصولگرا باشد، اگرچه راه را بر نقد مسائل سیاسی می بندد اما نمی تواند انبوه گلایه های سهامداران را نشنیده بگیرد. درگوش فعالان اقتصادی هنوز صدایی زنگ می زند که اطمینان می دهد »بحران اقتصادی جهان هیچ تاثیری بر اقتصاد ایران ندارد« اما کمتراز شش ماه پیش، کارشناسان مستقل اقتصادی وزعمای بخش خصوصی در همایشی که شرکت کنندگان آن، بحران مالی جهان را ایدئولوژیک نمی دانستند از سقوط شاخص های اقتصاد جهان خوشحال نبودند و در عوض تلاش داشتند راهی برای کاهش آثار منفی بحران بر اقتصاد ایران بیابند، نسبت به روزی که شرکت های ایرانی به ورطه زیان دهی وبحران بیفتند هشداردادند. رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران درحالی که کمتراز چهارماه از بروز نشانه های بحران در اقتصاد جهان گذشته بود از بیکاری 350هزارکارگر خبرداد و گفت: هرچه زمان بگذرد، آثار بحران بیشترنمایان می شود وتعداد کارگران بیکارشده افزون تر. پس از آن، بخش خصوصی که درمعرض آثار مستقیم بحران اقتصادی قرار گرفته بود، نسخه ای از پیشنهادهای زعما و بزرگان تجربه و علم را تهیه و تنظیم کرد وبرای بزرگان نظام فرستاد. از آن روز، هفته ها و ماه ها می گذرد و دولت، دولتی که داعیه عدالت ورزی و حمایت از بخش خصوصی را داشت، نه خود نسخه ای برای عبور از بحران پیچید و نه به پیشنهادهای بخش خصوصی وقعی نهاد. به این ترتیب بحران آمد و پیکرنیمه جان شرکت های ایرانی را بی جان کرد. شرکت ها که پیش ازاین، طعم تحریم و سوء مدیریت و بی تدبیری را چشیده بودند در توفان بحران جهانی به خاک افتادند. این روزها که به شنیدن اخبار نگران کننده واقدامات عجیب عادت کرده ایم باید خود را برای شنیدن خبر زیاندهی شرکت های بزرگی همچون ایران خودرو، صدرا، ایرالکو، آذرآب، لاستیک دنا، پیام، بانک های بزرگ دولتی که این روزها اخباری مبنی بر زیاندهی آنها می شنویم و صدها شرکت بزرگ و کوچک دیگر عادت کنیم.
    
    سال های طولانی می گذرد از زمانی که جورج رابینسون در کتاب »فلسفه اقتصادی« خود از ناچاری بشر در انتخاب میان بدها در پروسه زندگی اجتماعی سخن گفت.
    کمتر کسی است که روند بازار سرمایه در ایران و وضعیت صنایع و شرکت های حاضر در بورس تهران را دنبال کند و با شنیدن این کلمات داستان سهامدارانی را به یاد نیاورد که در چند سال اخیر هر یک به نحوی در دوراهی انتخاب میان بدها، اخراج شده ها، بد و بدترها، زیان ده ها و در معرض سقوط ها، بخش یا تمامی از سرمایه خود را در سرگیجه سقوط آزاد اعداد در صورت های مالی شرکت ها از دست داده اند. بسیارند بازیگران بازار سهام که با وعده های افزایش سرمایه و تعدیل مثبت درآمدها در گزارش های سه ماهه شرکت ها به بازی آمده اند، با عباراتی چون زیان به دلیل افزایش قیمت مواد اولیه، رکود حاکم بر بازار فروش محصولات، توقف کامل برنامه تولید، زیان به علت نوسان تعرفه های رنگارنگ، استفاده از نیمی از ظرفیت تولید، مشکل تامین برق مصرفی، کاهش درآمد حاصل از سرمایه گذاری ها، زیان انباشته به دلیل واردات بی رویه محصولات تولیدی از سوی دولت آن هم با کیفیت های پایین از کشورهای دوست و برادر، رکود اقتصادی جهانی و کاهش نرخ محصولات، افزایش هزینه های مصرفی، از دست دادن قراردادهای دولتی، عدم پرداخت مطالبات از سوی دولت، رکود بازار لوازم خانگی، رکود بازار خودرو، رکود بازار قند و شکر، رکود بازار لاستیک و رکودهای دیگر و دیگر بازی خورده اند و با اخراج شرکت از بورس، انتقال به بازار دوم، انتقال به بازار چهارم، بازگشت به بازار چندم اما مشروط و دوباره اخراج و دوباره برگشت و دوباره انتقال و انتقال و انتقال همچنان امیدوارند شاید درصدی از سرمایه گذاری خود را بازیابند. کم نیستند سهامدارانی که به چشم دیده اند اخراج بیش از 70 شرکت بورسی در مدت کوتاه دو تا سه ساله و سهامدارانشان را از بورس، جایی که خود آنها با دلهره هنوز امیدوارند هیچ وقت جزو آن گروه از سهامداران لاغری نباشند که هم اینک سهام 50 شرکت زیانده دیگر را در دست دارند و تکلیف نمی شناسند و هر روز بیم بر اخراجشان می برند و همچنان به انتظارند مگر تعرفه ای برگردد، مگر دولت عنایتی کند، مگر کسی از سازمان بورس جوابگو باشد و مگرها و مگرهای دیگر. شاید رشک می برند بر سهامدار معظم 93 شرکت عظیم دولتی که زیانده اما بی خیال در بودجه سال 88 جاخوش کرده و همچون سال های قبل از آن با خاطر آسوده به 322هزار و 405میلیارد ریالی دلخوش می کنند که بی دغدغه در جیب شرکت می رود و می رود و همچنان می رود.
    داستان هر کدام از شرکت های زیانده حاضر در بورس اما داستان غریبی است. برای خیلی ها خنده دار برای خیلی یک ملودرام اشک انگیز مثل ملودرام های دیگر و برای سهامدارانشان فرزندان قربانی که یکی یکی هرروز باید به خاک بسپارند. در این میان شاید فرجام بزرگترین شرکت خودروساز خاورمیانه برای بسیاری بیش از فقط یک ملودرام ساده آید. زمانی که سهامدارانش شنیدند این شرکت پس لز 45 سال نه تنها سودی برای تقسیم ندارد بلکه زیان انباشته 177میلیارد تومانی بدهی 64هزار میلیارد ریالی و بحران مالی آن هم به دلیل ناکارآمدی سیاست هایی چون صادرات و طراحی خودروهای ملی بر دوش دارد و تنها می شنوند: »موضوع پیچیده ای نیست بیشتر شرکت ها در مجامع عمومی امسال خود سهامدارانشان را با شوک مواجه کرده اند و گفته اند شرکت در آستانه ورشکستگی است سودی برای تقسیم نداریم، »همین که هست« سهامداران اما هنوز امیدوارند شرکت زمین خود را در شهرک غرب بفروشد و در مجمع 40 روز بعد سودی برای تقسیم بسازد.«
    یا ایرالکو که سهامدار عمده اش می گوید: اگر دولت به این شرکت کمک نکند ممکن است فعالیت ایرالکو، تا شش ماه آینده به تعطیلی کشانده شود. ایرالکو در سال 86 به بخش خصوصی واگذار شد. در آن زمان برای هر سهم این شرکت 300 تومان سود پیش بینی شده بود و در سال بعد 400 تومان برای هر سهم در نظر گرفتند اما آنچه رخ داد زیان 340 تومانی برای هر سهم و 100میلیارد تومانی برای کل شرکت بود و در ادامه گفته شد: تیم فوتبال شرکت هزینه زیادی می برد. سهامداران تنها از دولت می خواهند با وضع تعرفه از ضربه واردات چینی فویل و آلومینیوم جلوگیری کند و مشکل تامین برق مصرفی شرکت را چاره ای یابد. در ادامه اما شرکت توسعه صنعتی ایران به عنوان یکی دیگر از سهامداران عمده خبر می دهد پیش بینی ها نشان از آن دارد که در عرض دو سال شرکتی با پیش بینی سود 400 تومانی با زیان 700 تومانی به ازای هر سهم مواجه است. 250 هزار نفر سهامدار حقیقی مدت هاست از این کارزار بی سامان خسته اند. دولت تیر خلاص را زده است جایی که مسوولان خصوصی سازی در پاسخ به درخواست سهامداران برای وضع تعرفه ها برای کنترل واردات چینی می گویند: تقاضای شما از دولت قابل اجرا نیست بسیاری از فعالان بازار سرمایه برآنند که مسوولان خصوصی سازی تنها خود را متولی خصوصی کردن می دانند و دیگر هیچ انگار. مصاحبه خبرگزاری ایسنا آقای رئیس خصوصی ساز این مطلب را تایید می کند.
    او در اسفند گذشته گفت حتی شرکت های زیانده هم دارای قیمتی مخصوص به خود هستند. ممکن است از نظر عملیاتی زیانده باشند اما ارزش خالص دارایی های آنها دلیل بر واگذاری است. یکی از سهامداران ایرالکو همزمان رقمی از سهام شرکت صدرا را هم به نام خود ثبت کرده است. او چند روز قبل در مجمع سالیانه شرکت صدرا که هم اکنون قرارگاه خاتم مدیریت آن را به دست گرفته است شرکت کرده و علاوه بر ایرالکو چهره سرد صدرا را هم در کابوس های شبانه اش به یاد می آورد. از زمانی صحبت می کند که صدرا در اوج دوران شکوفایی در سال 82 به بورس آمد و او در همان ابتدای کار به دلیل آنچه حمایت از متخصصان داخلی می داند سهام این شرکت تولید تجهیزات دریایی را خریداری می کند و به سرعت با رشد قیمت سهم تا حدود 2400 تومان دلباخته صدرا می شود تا جایی که به هیچ وجه حاضر به فروش سهام خود نیست. او می گوید شاید خیلی ها ندانند خاطره داشتن با یک سهم چه معنایی برای یک سرمایه گذار می دهد اما همین موضوع بود که به رغم افت قیمت سهم از سال 84 پس از بایکوت شرکت از سوی دولت و منتفی شدن اجرای قراردادهای دولتی او را به جایی کشاند که تا سه ماه قبل ارزش سهام گرانقیمتش را در قیمت های زیر 50 تومان ببیند. او چند روز پیش از فعالان تالار شیشه ای حافظ شنیده است که آنها قصد دارند با مدیریت جدید شرکت و اطمینان از آینده آن به سهامداران صدرا بپیوندند. برق نازکی از امید درعمق چشمانش می درخشد دقیقه ای مکث می کند و بعد آهی می کشد و باز یادش می افتد. یاد امیدهای یکی از بچه های اداره شان می افتد که آذرماه سال 83 سهام شرکت تولید لوازم خانگی آزمایش را زمانی که در دوماه سرمایه سهامدارانش را دو برابر کرده بود و قیمت سهام را از 100 به 200 تومان رسانده بود خریده و با خودش گفته سرمایه گذاری بلندمدت خوبی است به تولید داخل هم کمکی می شود سودش هم تضمین شده است اما اندک زمانی نمی گذرد که روند روبه رشد سهم متوقف می شود.
    یکسال نمی گذرد تا قیمت سهام به یک چهارم تقلیل می یابد و از آن پس همچنان امیدوار به حیات نباتی خود در بورس ادامه می دهد و آواره از این تابلو به آن تابلوی بورس کوچ می کند تا سهم می شود 20تومان و نه از افزایش سرمایه هایی که روز اول قولش را داده بودند خبری می بینند نه از اندکی سود فروش این همه لوازم خانگی که بالاخره کارخانه به آن عظمت باید بسازد، نه از خیالات خام حمایت از تولید داخلی و این حرف ها به قول خودش. بگذریم از بقیه تولیدکنندگان لوازم خانگی فراموش کند حتی در سایت بورس هم دیگر اطلاعات مالی شان را نمی توان یافت و تولیدکنندگان قند و شکر که دست به دامن دولتند برای نیم جرعه ای تعرفه واردات شکر و لاستیک سازهای زردرو که آنها هم دست به دعای خیر دولت کم کم چهره بی رنگ می کنند و تولیدکنندگان بزرگ معدنی که به دلیل توقف کامل تولید نماد در بورس متوقف کرده اند گروه تولیدکنندگان مواد غذایی و کارتن ساز مشهد و کشت و صنعت چین چین و پلی اکریل اصفهان و پتروشیمی شیراز و مهندسی تکنوتار و تجهیز نیروی زنگان و نورد و لوله اهواز و حتی کمباین ساز ایران که زیان انباشته به دلیل عدم پرداخت مطالبات معوقه از دولت اعلام کرده و تولید سموم علف کش که در گزارشش نوشته است: به دلیل واردات بی رویه سم از کشورهای خارجی و احتمالادوست و برادر با کیفیت پایین قادر نیست ادامه دهد، خسته شده است...
    شرکت های پارس الکتریک، چین چین، ایران مرینوس، آذرآب، لاستیک البرز، لاستیک دنا، پیام، جهان نما، ایران خودرو، صدرا، آرتاویل تایر، آزمایش، ایران پویا، ساسان و ده ها شرکت کوچک و بزرگ دیگر با بحران مالی دست و پنجه نرم می کنند و طبق اطلاعات رسمی سازمان بورس در زمره شرکت های زیانده قرار دارند که نماد معاملاتی آنها متوقف شده است و برخی از آنها در آستانه اخراج از بورس هستند
       گزارش رسمی انجمن مدیران صنایع حاکی از آن است که:
    97 واحد تولیدی تنها در دو استان خراسان رضوی و فارس و دو شهر ساوه
    و مراغه با بحران دست و پنجه نرم می کنند.

 

تعداد امضا کنندگان بیانیه خبرگان رهبری از مرز 65 نفر گذشت

 روزنامه کیهان صفحه 2

   تعداد امضا کنندگان بیانیه اعضای مجلس خبرگان رهبری در خصوص حمایت از بیانات و مواضع مقام معظم رهبری از مرز 65 نفر گذشت.
    به گزارش فارس، از مجموع 86 عضو مجلس خبرگان رهبری تنها 7 نفر با برخی مفاد این بیانیه مخالفت کرده اند.
    در این بیانیه نمایندگان مجلس خبرگان اعلام کرده اند آقای هاشمی رفسنجانی باید با صلابت و نشاط بیشتر همانند گذشته پاسدار حریم ولایت باشد.
    همچنین در این بیانیه از رئیس مجلس خبرگان خواسته اند در این شرایط حساس، با تدبیر و فراست در کنار رهبری به حل مشکلات و معضلات کمک کند و تلاش فرصت طلبان را برای آسیب زدن به وحدت ملی ناکام گذارد.
    امضا کنندگان این بیانیه از رئیس جمهور نیز درخواست کرده اند از تمامی ظرفیت و توانمندی نیروهای متعهد و ولایی و متخصص و انقلابی، در شرایط فعلی استفاده کند.
    این گزارش می افزاید افرادی که تاکنون موفق به امضای این بیانیه نشده اند به دلایلی از قبیل سفر، بیماری و یا در دسترس نبودن موفق به امضای این بیانیه نشده اند.

 

 

 

یکشنبه ٤ امرداد ۱۳۸۸

 

جزئیات شکایت محمدرضا شجریان از صدا و سیما و کیهان

روزنامه اعتماد ملی صفحه 1 

   این روزها، ترکش تنش های سیاسی به دست اندرکاران حوزه فرهنگ هم برخورد می کند و طبیعتا به سوی چهره های مطرح تر، ترکش های اساسی تری پرتاب خواهد شد. ماجرای مطلب تند روزنامه کیهان علیه محمدرضا شجریان را نیز می توان در این باب ارزیابی کرد. مطلبی که شکایت شجریان علیه کیهان را به دنبال داشت. محمدحسین آقاسی وکیل استاد آواز ایران درباره علت انجام این شکایت به اعتمادملی می گوید: مدت ها بود که استاد شجریان به صداوسیما تذکر می دادند که آثار ایشان را بدون اجازه از شبکه های مختلف پخش نکنند، کتبا هم نامه نوشتند اما صداوسیما به این خواهش ایشان ترتیب اثر نداد. در نتیجه استاد شجریان در گفت وگو با یکی از شبکه های بین المللی، در این باره دوباره صحبت کردند که این صحبت ها منجر به انتشار مقاله ای علیه ایشان در شماره روز 14 تیرماه سال جاری در بخش خبرهای ویژه روزنامه کیهان شد. من شخصا نمی توانم درک کنم چطور یک هنرمند محبوب و ملی که اصلاهم چهره ای سیاسی نیست و فقط علاقه مند نیست که آثارش از شبکه های مختلف صداوسیما پخش شود، »وطن فروش« نامیده شود. این مساله خجالت آور است و استاد هم از این مساله بسیار رنجیده خاطر و ناراحت اند. به همین دلیل هم تصمیم گرفتند از روزنامه کیهان شکایت کنند. روز چهارشنبه این شکایت طرح شد، قطعا دادگاه به این شکایت رسیدگی خواهد کرد.« ماجرای شکایت شجریان از کیهان چند روز پس از اعلام طرح شکایت او از صداوسیما منتشر شد که به زعم آقاسی به اعتراضات و خواهش های شجریان بی توجهی کردند: »به رغم درخواست های مکرر استاد از صداوسیما، این سازمان در جریانات اخیر، با ساختن کلیپ هایی از خیابان ها و تصاویر اشخاصی که مورد علاقه ایشان نبودند، از صدای ایشان بهره برداری غیرمجاز کردند. این تصاویر به عنوان تبلیغات تلویزیونی و توجیه اعمالی که مورد قبول بسیاری از مردم نبود، تهیه و روی آنها از سرودهایی از استاد استفاده می شد که مربوط به دوره اولیه انقلاب بودند، به نحوی که بینندگان این تصاویر اینگونه برداشت می کردند که استاد همسو با بخشی از حکومت و در واقع به عنوان تاییدکننده آن تصاویر از پخش آنها رضایت دارد. به همین دلیل هم به من مراجعه کردند و از من خواستند تا در این زمینه اقدام جدی به عمل آید.« بنا به گفته آقاسی با وجود درخواست شجریان پخش صدای او، کماکان از شبکه های مختلف رادیو و تلویزیون ادامه داشت و با وجود اعتراضات فراوان به این مساله ترتیب اثر داده نشد: »من تاریخ پخش تمام این سرودها را یادداشت کرده ام. آخرین مرتبه پخش کلیپ هایی با صدای استاد از تلویزیون هم به زمان بازگشت پنج نفر از ایرانیان بازداشت شده در موصل عراق به کشور مربوط می شود.« اما صرف طرح شکایت از صداوسیما و کیهان شاید بیشتر یک حرکت نمادین از سوی شجریان قلمداد شود تا شکایتی که انتظار برخورد با متهم را در برداشته باشد. آقاسی در این باره می گوید: »در مورد روزنامه کیهان، صرف نظر از اینکه استاد قصد داشتند حرکت ناشایست این روزنامه را با این شکایت تقبیح کنند، به احتمال بسیار قوی در اثر طرح موضوع در رسانه های مختلف، دادگاهی تشکیل خواهد شد. اما آنچه در سابقه شکایت از کیهان به آن برخورده ام، محکوم شدن این روزنامه به جریمه ای معادل 200 تا 400 هزار تومان بوده است. البته اگر کیهان از انتشار این مطلب عذرخواهی کند، از شکایت صرف نظر خواهیم کرد. اما درباره شکایت از صداوسیما باید بگویم که شکایت ما علیه معاونت رادیویی صداوسیما و با ذکر این نکته که هر کسی که نسبت به پخش این آثار در صداوسیما دستور داده، به دادسرای کارکنان دولت ارائه شد. در حال حاضر، بازپرس پرونده کتبا از صداوسیما خواسته تا مجوز پخش آثار شجریان را اعلام کند. چون اگر مجوزی نداشته باشد که ندارد، طبق ماده 23 قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان بین 6 تا 3 سال حبس در انتظار کسانی است که مسوولیت پخش این آثار را به عهده دارند.« اما نکته اساسی اینجاست که شبکه های مختلفی در عرصه رادیو و تلویزیون مشغول فعالیت اند و هر برنامه ای هم تهیه کننده ای دارد که خودش تصمیم می گیرد چه قطعاتی در برنامه اش پخش شوند. در نتیجه کار پیدا کردن متهم به صورت شخصی کار بسیار سختی خواهد بود، اما آقاسی به مساله دیگری اشاره می کند: »بعد از طرح شکایت، بررسی های زیادی در این باره کرده ایم و می دانیم که بخشی در صداوسیما وجود دارد که مرکز موسیقی و سرود صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران نام دارد و پخش یا عدم پخش هرگونه موسیقی با موافقت کتبی این بخش به زیر مجموعه ها اعلام می شود. بنابراین در حال حاضر بالاترین مقام مرتبط با این بخش تحت تعقیب قرار خواهد گرفت. چراکه اگر مسوول این بخش حق اجازه پخش این آثار را صادر نکند، هیچ یک از تهیه کنندگان و کارگردانان شبکه های مختلف حق استفاده از آنها را ندارند.« اما اگر این آثار دوباره از صداوسیما پخش شدند، چه باید کرد: »فعلادرصدد صدور دستور موقتی برای جلوگیری از پخش صدای ایشان در شبکه های مختلف هستیم اگر این روند غیرقانونی هم ادامه پیدا کند، تاثیری در میزان مجازات نخواهد داشت.« شجریان فقط اجازه پخش »ربنا« را صادر کرده و بنا به گفته وکیلش تا زمانی که وضعیت قلب واقعیت ها در صداوسیما صورت می پذیرد. به پخش سایر آثارش از شبکه های مختلف آن رضایت نخواهد داد.

 

من همسر باکری هستم

 روزنامه اعتماد صفحه 5

نویسنده: فاطمه چهل امیرانی

پاسخ به یک ادعای دروغ

  یا ایها الذین امنوا ان جاءکم فاسق بنبافتبینوا ان تصیبوا قوما بجهاله فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین (آیه شش سوره حجرات) ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر فاسقی برایتان خبری آورد نیک وارسی کنید تا مبادا به نادانی گروهی را آسیب رسانید آنگاه بر آنچه کرده اید پشیمان شوید.
      به راستی زینب کیست؟، دکتر شریعتی می گفت او پیام آور کربلااست و علما و بزرگانی درباره شخصیت این زن کتاب ها نوشته اند و یقیناً هم هیچ کس نتوانسته است آن طور که باید و شاید حق مطلب را ادا کند. هر کس به اندازه فهم و وسع خویش از زینب(س) دختر علی و فاطمه می گوید. من که ادعایی ندارم می گویم زینب یک شاهد صادق بود که با صداقت تمام آنچه را دیده بود بیان کرد تا دین جدش را از انحراف نجات دهد.
        زندگی حمید، من و بچه هایم ذره یی کوچک از یک تفکر بزرگ بود که تنها سرمایه اش صداقت، راستی و درستی بود. من یک شاهد هستم و امین همسر شهیدم بودم. بعد از شهادت حمید مخصوصاً بخش فرهنگی نظام از ما همسران شهدا توقع داشتند که باید برای انقلاب زینب وار عمل کنیم. من هیچ وقت زینب نبودم اما از باب امانت آنچه می دانستم گفتم و تا همین چند وقت پیش دائماً به هر مناسبتی فیلم مصاحبه هایم از تلویزیون پخش می شد و آقایان بسیج، گفته های مرا مرتب به صورت کتاب و سی دی در اختیار نسل جوان قرار می دادند. تا شش ماه قبل من خانم باکری بودم. تا آنکه آن خاطراتی که نباید گفته می شد را نیز گفتم و مقبول نیفتاد، و من را نیز به دایره غیرخودی ها فرستادند، الهی شکر که خوب زندگی کرده ام و جرم دیگری برایم پیدا نکرده اند. آنچه آقای ذوالنوری مرا به آن متهم می کند یک عمل شرعی است که البته من موفق به انجامش نشده ام،
       من به شهادت اطرافیانم در همه حال با حمید باکری زندگی می کنم و هنوز هم به حرف و سفارش او عمل می کنم و فقط از او حساب می برم و او را بهترین هدیه خداوند در زندگی خود می دانم. عشق حمید و عشق فرزندان او معامله یی است که در مقابل همه دنیا و مافیها کرده ام و واقعاً تاکنون از این معامله پشیمان نیستم و همین ها باعث می شود بتوانم این دنیایی را که هیچ وابستگی به آن ندارم، تحمل کنم. نمی دانم این آقایان و امثالهم این واژه ها را درک می کنند؟،
       من از منظر مردم صادق، خانم باکری هستم و خواهم بود این خانم باکری بودن مثل دیدگاه آقایان برای من هیچ نفع دنیایی ندارد و نخواهد داشت. هرگاه حرفی به درستی و از سر وظیفه می زنم زندان دنیا برایم تنگ تر می شود. اما این آقایان برای دنیایشان حرف می زنند، در حالی که آخرت شان را از دست می دهند،
       من نه به عنوان همسر شهید باکری بلکه از جانب همسران شهدا چه آنها که ازدواج کرده اند و چه آنها که نکرده اند، معتقدم به امثال این آقایان باید گفت آیا همسر شهیدی که ازدواج کرده است دیگر وابسته به شهید نیست؟ آیا این توهینی به خانواده شهدا نیست؟ آیا همسران شهدایی که فرزندان آنها را بزرگ کرده اند، دیگر اعمال و گفتارشان قابل اعتنا نیست، شهید یک ارزش است و هیچ همسر شهیدی از این ارزش جدا نمی شود. شاید آقای ذوالنوری با از دست دادن شهدا، نسبتی بین خود و آنها نبیند، اما خانواده های شهدا و همسران شان حتی آنها که ازدواج کرده اند خود را متعلق به شهدا می دانند و به تاسی از زینب کبری وظیفه و تکلیف خویش را ادامه رسالت شهدا می دانند، چه به مذاق بعضی ها خوش بیاید و چه نیاید.
      وقتی در جمهوری اسلامی افرادی در لباس روحانیت گاهی به اسم قربانی، گاهی به اسم ذوالنوری به راحتی ضداخلاقی ترین و ضد و نقیض ترین رفتارها را نشان می دهند، نمی دانم چگونه برای فرزندانم توجیه کنم. ما که هر وقت خواستیم از اسلام بگوییم، از اخلاق پیامبر که به کمک آن توانست دین را گسترش دهد، گفتیم نه از باتوم و چماق و تکنولوژی هسته یی. ما از صداقت پیامبر گفتیم و نه از دروغ و حرف های متناقض سیاست پیشگان.
       امثال این آقایان در رفتار و کردار و گفتارشان دچار تناقض هستند. این آقا حتی اسمش نیز با عملش در تضاد است چون ظاهراً ایشان صاحب تاریکی ها هستند و نه نور. و اصرار دارند این تاریکی ها را با دیگران تقسیم کنند، چون گناه آشکار انجام می دهند. ای کاش ایشان به فرموده علی(ع) پیش از حرف زدن کمی تحقیق می کردند تا در گرداب دروغگویی اطرافیان شان گرفتار نشوند. من می خواستم از ایشان به دادگاه ویژه روحانیت شکایت کنم ولی امید به اجرای عدالت در جو کنونی ندارم. ایشان را نخواهم بخشید و به خدا خواهم سپرد. به قول حمید «بو قیامتین دردینه یی یر»غاین به درد قیامت می خوردف.
    بهتر است آقای ذوالنوری و امثال شان برای روز قیامت خود از خداوند متعال و رسول گرامی به خاطر کلماتی که بر زبان رانده اند طلب بخشش و در رسانه ها از همه همسران معظم شهدا عذرخواهی و طلب حلالیت نمایند. گرچه یقین دارم بعضی ها به علت دور بودن از رحمت الهی هرگز چنین توفیقی را نخواهند یافت.
      جا دارد بخشی از فرمایشات امام به مناسبت روز زن در تاریخ 25/1/61 را جهت اطلاع این آقایان که قرار است خط امام را حفظ کنند، بیان کنم: «هم اکنون یک نصیحت مخلصانه و پدرانه به بانوانی که جوانند و همسران شان به لقاء الله پیوسته اند، می نمایم که از ازدواج، این سنت ارزنده الهی سر باز نزنند و با ازدواج خود یادگارهایی چون خود، مقاوم و ارزنده به جای گذارند و به وسوسه بعضی اشخاص بی توجه به صلاح ها و فسادها گوش فرا ندهند.» ضمناً من از همه دروغگویان فتنه گر و منافق بیزارم چرا که بین مردم با دروغ هایشان نفاق انداخته اند. زیرا شهدایی که با آنان همنشین بوده ام از صادقان و صالحان بوده اند و من نیز ان شاءالله هم پیمان آنان خواهم بود.
       * همسر شهید حمید باکری و یک معلم بازنشسته شهرستانی

 

نامه سرگشاده خاتمی،موسوی و کروبی به مراجع تقلید

روزنامه آفتاب یزد صفحه 1 

    سید محمد خاتمی، میر حسین موسوی، مهدی کروبی و تنی چند از چهره های شاخص اصلاح طلب در نامه سرگشاده ای به مراجع عظام تقلید با اشاره به بازداشت های بعد از انتخابات از آنها خواستند به عنوان مرجع و ملجا ملت شریف ایران پیامدهای زیانبار اتخاذ برخی شیوه ها را به دستگاه های ذیربط خاطرنشان کنند. به گزارش ایلنا، در بخشی از این نامه خطاب به مراجع آمده است: همانگونه که استحضار دارید، همزمان با اعلام نتایج دهمین دورهِ انتخابات ریاست جمهوری، موج وسیعی از دستگیری ها از میان فعالان ستادهای انتخاباتی نامزدهای غیردولتی و شهروندانی که در راهپیمایی های مسالمت آمیز شرکت جسته بودند آغاز شد که در ادامه، با گسترش اعتراضات مردمی افزایش یافته و هنوز هم ادامه دارد. امضاء کنندگان این نامه در ادامه با اشاره به بازداشت فعالان سیاسی، روزنامه نگاران و دانشگاهیان تاکید می کنند: بازداشت های انفرادی و گروهی، از اقشار مختلف اجتماعی از جمله اساتید دانشگاه ها، فعالان سیاسی و روزنامه نگاران به هیچ روی زیبندهِ نظام و کشوری که داعیهِ برپایی قسط و عدل دارد نبوده و نخواهد بود و چهرهِ جمهوری اسلامی را در روح و جان هر ایرانی و نیز انظار جهانیان تیره و تار خواهد کرد. در بخش دیگری از این نامه با انتقاد از نحوه رفتار با بازداشت شدگان و پخش احتمالی اعترافات آنها از صدا وسیما آمده است: دستگاه های تبلیغاتی دولتی و به ویژه صدا و سیما نیز در این پروژه شرکت کرده و با پخش اعتراف های نمایشی، سعی در اثبات اینگونه اتهامات واهی به حرکتی مردمی دارد که تنها و تنها برای پاسداشت جمهوریت نظام شکل گرفت. این روزها خانواده های نگران و بی اطلاع از وضعیت عزیزانشان که تنها جرمشان مشارکت فعال در ستادهای انتخاباتی نامزدهای غیردولتی بوده، در مراجعات مکرر به مراجع قانونی با درهای بسته روبرو می شوند. اینک کار را بجایی رسانده اند که عضویت در ستادهای تبلیغاتی را جرمی نابخشودنی می نمایانند و این در حالی است که بارها در بیانات بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی و مسئولان بلندپایهِ نظام اینگونه فعالیت ها مورد تایید و تشویق قرار گرفته است. امضاء کنندگان نامه با اشاره به وضعیت جسمانی برخی از بازداشت شدگان تاکید کردند:این روزها دریافت اخباری درباره بازداشت شدگان، بر دامنهِ نگرانی ها افزوده است. اصل زیربنایی برائت و پرهیز از پیش داوری به آسانی نادیده گرفته می شود و پایمال شدن حقوق مصرح در قانون اساسی و قوانین عادی به رویهِ جاریه تبدیل شده و البته نتیجه ای جز توسعهِ بی اعتمادی در پی نخواهد داشت. این سرگردانی ها و نگرانی ها بر زندگی گروه بزرگی از شهروندان ایرانی سایه افکنده و به واسطهِ اتخاذ برخی روش ها از یکسو و عرق ملی و وفاداری به انقلاب اسلامی و عدم تمایل نسبت به استمداد از مراجع بین المللی از سوی دیگر، شرایط بسیار دشواری را برای خانواده های زندانیان پدید آورده است. در پایان این نامه سرگشاده تاکید شده است: تنها راه برون رفت از این وضعیت، اقدام قاطع و شفاف نسبت به توقف فرآیند امنیتی ساختن فضای پس از انتخابات، آزادی تمامی بازداشت شدگان و بازگرداندن روند رسیدگی به اتهامات به مجاری قانونی است. از شما مراجع عظام تقلید به عنوان مرجع و ملجا ملت شریف ایران می خواهیم که پیامدهای زیانبار برخی روش ها را به دستگاه های ذی ربط خاطرنشان کنید. این همه، در پرتو کلام امام عدالت که "فلیست تصلح الرعیه الابصلاح الولاه، و لاتصلح الولاه الاباستقامه الرعیه" عرض شد و خداوند سبحان را شاهد و گواه می گیریم که جز اصلاح امور این کشور و ملت به چیز دیگری نمی اندیشیم

 

 

شنبه ۳ امرداد ۱۳۸۸

 

حکم رهبر معظم انقلاب خطاب به رئیس جمهور: انتصاب مشایی به مصلحت جنابعالی و دولت نیست

 روزنامه جام جم  صفحه 1 

   در حالی که از چند روز قبل، برخی نمایندگان مجلس از نامه رهبر معظم انقلاب به رئیس جمهور برای عزل اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاون اول رئیس جمهور خبر می دادند، شب گذشته متن کامل این نامه منتشر شد. متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
    جناب آقای دکتر احمدی نژاد

    ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
     با سلام و تهیت
      انتصاب جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور برخلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقه مندان شماست. لازم است انتصاب مزبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد.
     سیدعلی خامنه ای - 27/4/88

 

موسوی تبریزی:هرکس به احمدی نژاد رای داده، باید مشایی را هم قبول داشته باشد

 روزنامه آفتاب یزد  صفحه 2

   دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به عنوان معاون اول رئیس جمهور، گفت: هرکس که به احمدی نژاد رای داده، مشایی را هم باید قبول داشته باشد، زیرا رئیس جمهور اجازه دارد معاونانش را خودش انتخاب کند.به گزارش ایلنا، سید حسین موسوی تبریزی در پاسخ به سوالی درباره <واکنش ها به انتصاب مشایی> با بیان اینکه هرکس فرد مورد قبول خودش را به عنوان معاون انتخاب می کند، افزود: نمی شود به کسی رای داد، ولی اجازه نداد که معاونش را خود انتخاب کند و من فکر می کنم، هیچ کس مانند مشایی به احمدی نژاد نزدیک نیست. وی با اشاره به واکنش شمار زیادی از اصولگرایان و از جمله نمایندگان مجلس به این مسئله، گفت: احمدی نژاد 4 سال سابقه کار دارد و شناخته شده است و ما قبل از این هم دیدیم که علی رغم واکنش مراجع تقلید و رهبر انقلاب به اظهارات مشایی، احمدی نژاد وی را جابجا نکرد و لذا اقداماتی چون انتصاب مشایی و عدم برکناری وی علی رغم واکنش ها، از آثار رای دادن به احمدی نژاد است.

 

چه کسی او را اداره می کند ؟!

 روزنامه کیهان صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

1- شاید این برداشت «بدبینانه» باشد که حضور آقای رحیم مشایی را در کنار رئیس جمهور محترم، بخشی از یک پروژه بیرونی تلقی کنیم ولی متاسفانه برخی از شواهد و قرائن موجود این احتمال را قوت می بخشند و نشان می دهند رحیم مشایی در کنار آقای دکتراحمدی نژاد همان نقشی را برعهده دارد که افراطیون مدعی اصلاحات و سردمداران آنها به گونه ای دیگر برعهده داشته و دارند، به بیان دیگر می توان حدس زد رحیم مشایی نیز یکی از مهره های کودتای مخملی است که فقط محل ماموریت او با سایر توطئه گران اخیر متفاوت است و نه «هویت» او!
    به یقین جناب دکتراحمدی نژاد به خاطر روابط صمیمانه ای که با رحیم مشایی دارد از این برداشت تعجب کرده و ابرو درهم می کشد. اما واقعیت های موجود اجازه نمی دهند این احتمال نادیده گرفته شود، زیرا ملاک و معیار برای حساس بودن نسبت به یک احتمال و ضرورت پی گیری آن، «درصد احتمال» نیست بلکه میزان اهمیتی است که «موضوع مورد احتمال» دارد. به عنوان مثال با وجود احتمال 90درصدی درباره گرانتر بودن قیمت رب گوجه فرنگی در فلان فروشگاه بعید نیست که افرادی برای خرید به همان فروشگاه مراجعه کنند، زیرا «مورد احتمال» یعنی یک قوطی رب گوجه فرنگی آنقدر اهمیت ندارد که احتمال 90 درصدی درباره گرانتر بودن قیمت آن، مانع از خرید باشد. اما اگر فقط یک درصد احتمال داده شود که فلان بطری آب، آلوده به سم مهلک است به یقین هیچکس قبل از بررسی و اطمینان کامل از آن نمی نوشد. چرا که در این حالت هرچند درصد احتمال ناچیز است ولی مورد و موضوع آن به زندگی و مرگ بستگی دارد.
    و اما، نشانه های وابستگی مشایی و خطری که از این زاویه نظام و دولت اصولگرا را تهدید می کند خیلی بیشتر از یک احتمال ساده و اندک است و نکته درخور توجه این که رئیس جمهور محترم، آقای دکتراحمدی نژاد اولین قربانی این توطئه خواهد بود، اگرچه ایشان متاسفانه تاکنون در درک این نکته فاقد هوشمندی لازم بوده اند.
    2- دستور رهبرمعظم انقلاب به دکتراحمدی نژاد درباره ضرورت برکناری رحیم مشایی از پست حساس و کلیدی «معاونت اول رئیس جمهور» که کلیشه آن در صفحه اول کیهان امروز آمده است به اندازه ای صریح و خالی از ابهام است که تاخیر چند روزه آقای احمدی نژاد در اجرای این دستورالعمل، عجیب و غیرقابل توجیه به نظر می رسد چرا که رئیس جمهور محترم با دو ویژگی برجسته «ولایت پذیری» و «قانون گرایی» در میان مردم شناخته می شود و دقیقاً به همین علت و مخصوصاً «ولایت پذیری» در انتخابات اخیر ریاست جمهوری با اقبال گسترده و کم نظیر مردم روبرو شده است، بنابراین انتظار آن بود که بی درنگ و بدون فوت وقت دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب را به اجرا درآورده و رحیم مشایی را که از ابتدا نیز بدون کمترین توجیه منطقی و دلیل عقلایی به معاونت اول رئیس جمهور منصوب کرده بود، از این پست حساس و کلیدی عزل کند.
    ظاهراً-و با عرض پوزش- انگار جناب رئیس جمهور فراموش کرده اند که انتظار مردم برای عزل مشایی یک «خواهش دوستانه»! یا «توصیه اخلاقی»! نیست که پذیرش یا رد آن در اختیار آقای احمدی نژاد باشد، بلکه عزل مشایی بعد از دستور صریح رهبرمعظم انقلاب یک وظیفه غیرقابل خدشه قانونی و تکلیف صریح و روشن «شرعی» است که حق عدول از آن را ندارند، چرا که مطابق اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی «قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه که زیر نظر ولایت مطلقه امر اعمال می گردند» و در اصل 113 قانون اساسی تصریح شده است که وظیفه رئیس جمهور اجرای قانون اساسی است.
        3- در این جملات دقت کنید ؛
    «راه درست، اطاعت از رهبری است»، «عشق به ولایت فقیه ادامه اتصال به امام عصر(عج) است»، «ولایت فقیه یعنی تداوم راه کربلاو ما موظف به پیروی هستیم»، «ولایت فقیه عامل پیروزی و شعبه ای از ولایت پیامبر(ص) است»، « در هیچ تصمیمی بدون رضایت ولی فقیه، خیری وجود ندارد»، «ولی فقیه منصوب امام معصوم(ع) است»، «ما تا آخر پای سیاست های رهبری ایستاده ایم»، «فرق دولت ما با دویست دولت دیگر در ولایت فقیه است»، «اطاعت از ولی فقیه تداوم اطاعت از پیامبرخدا(ص) و ائمه معصومین(ع) است»، «رضایت رهبرانقلاب را با هیچ چیز عوض نمی کنیم»...
    این اظهارنظرها از کیست؟ درست حدس زده اید، این جملات و صدها نمونه دیگر از این دست، دیدگاه و نظر آقای دکتراحمدی نژاد درباره ولایت فقیه است که طی چند سال اخیر و به مناسبت های مختلف ابراز داشته اند.
    اکنون این سوال پیش می آید که آیا اخیراً در دیدگاهها و نظرات ریاست محترم جمهوری درباره ولایت فقیه تغییری پدید آمده است؟!
    به نظر نگارنده و با شناختی که از احمدی نژاد در دست است، پاسخ این سوال منفی است و رئیس جمهور محترم کماکان بر همان دیدگاه و نظر خویش که برخاسته از اعتقاد راسخ به اسلام و قانون اساسی است پابرجاست، پس علت تاخیر سوال برانگیز وی در اجرای دستور رهبرمعظم انقلاب چیست؟! ابتدا به صراحت باید گفت که این تاخیر و درنگ آقای احمدی نژاد کمترین توجیه اسلامی و قانونی ندارد ولی شنیده ها حاکی از آن است که رئیس جمهور اصرار دارد نظر رهبرمعظم انقلاب را به ادامه کار مشایی در پست یاد شده -هرچند برای مدتی کوتاه- جلب کند! این تقاضا اگرچه «ولایت پذیری» و «قانون گرایی» آقای احمدی نژاد را مخدوش می کند - و صد البته تاسف آور نیز هست- اما با اندکی تسامح می توان تعلل ایشان را ناشی از کم دانی و ضعف بینش اسلامی وی دانست و نه خدای نخواسته کم توجهی به اصل ولایت فقیه و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هرچند که این ضعف بینش، کم نقیصه ای نیست.    
    4-درباره مواضع و عملکرد آقای رحیم مشایی
     اگرچه گفتنی های بسیاری هست ولی در این نوشته تنها به چند نمونه آشکار اشاره می کنیم. نمونه هایی که احتمال یادشده در صدر این یادداشت را قوت می بخشد.
    الف: آقای مشایی چندی پیش در اقدامی سوال برانگیز از اشغالگران قدس که به قیمت آواره کردن 10 میلیون مسلمان فلسطینی و قتل عام صدها هزار نفر از آنان در فلسطین اشغالی حضور پیدا کرده اند و همه ساله خون هزاران زن و مرد و کودک فلسطینی به عنوان هزینه ادامه حضور این جرثومه های فساد و تباهی بر زمین ریخته می شود، با عنوان «مردم اسرائیل»! یاد کرد. این اقدام رحیم مشایی بلافاصله با استقبال گسترده محافل آمریکایی و اروپایی و بسیاری از مدعیان اصلاحات روبرو شد تا آنجا که رژیم صهیونیستی ضمن تقدیر چندباره وی، به آقای مشایی لقب «دوست اسرائیل» داد. ممکن است گفته شود که این اظهارنظر مشایی از نوع «سهولسان» بوده است ولی باید توجه داشت که وی بعد از اعتراض های گسترده داخلی نه فقط حاضر به اصلاح نظر خود نشد بلکه بر آن اصرار هم ورزید و حتی بعد از توبیخ شدید رهبرمعظم انقلاب نیز در اقدامی به ظاهر سبکسرانه و بی ادبانه و در واقع حسابشده! طی نامه ای خطاب به ایشان، بازهم از آنچه گفته بود دفاع کرد!
    ب: آقای مشایی علی رغم اطلاع از نظر رهبرمعظم انقلاب که حج و زیارت را از مصادیق گردشگری نمی دانستند برای تسخیر این سازمان خیز برداشت که با توجه به جایگاه حج و دیدگاه مشایی، این اقدام وی را نمی توان با نگرانی روزافزون غرب از حضور موثر و الگوساز حجاج ایرانی در مراسم حج بی ارتباط دانست. گفتنی است مشایی بعد از دستور صریح رهبرمعظم انقلاب نیز بدون توجه به این دستورالعمل قصد مسدود کردن حساب های بانکی سازمان حج و گشودن حساب به نام خود را داشت که از این اقدام وی جلوگیری شد.
    ج: مشایی چندی قبل طی سخنانی که فیلم و نوار آن موجود است «دوران اسلامگرایی» را پایان یافته معرفی کرده و با مقایسه «دوران اسلامگرایی» و «دوران اسب سواری»! گفته بود، امروزه در عصر علم و تکنولوژی و بیداری ملت ها، دوران اسلامگرایی سپری شده است!! باید توجه داشت که نهضت اسلامگرایی اصلی ترین شاخصه خط امام و بزرگترین دغدغه و نگرانی آمریکا در جهان اسلام است و همه ساله بودجه های نجومی و کلانی برای مقابله با آن هزینه می شود.
    د: مشایی در اوج مخالفت های گسترده کشورهای غربی با حجاب اسلامی، طی مصاحبه ای «حجاب اسلامی» را «اختیاری» نامیده بود که ترجمان دیگر این اظهارنظر، نه فقط نفی حجاب و مخالفت با قوانین اسلامی است، بلکه محکوم کردن تلویحی اصرار جهان اسلام و مخصوصاً ایران اسلامی بر حجاب و عفاف است.
    هـ : جدیدترین «شاه» کار!! مشایی، مخالفت صریح و بی پرده وی با دستورالعمل اخیر رهبرمعظم انقلاب درباره عزل وی از «معاونت اول رئیس جمهور» است. مشایی بلافاصله بعداز اطلاع از دستورالعمل رهبرانقلاب بر ضرورت حضور خود در این پست کلیدی تاکید ورزید و مخالفان خود را «حسود»!! و یا افرادی نامید که نگران ریاست جمهوری وی در دوره یازدهم هستند!!...
    و: تمامی دیدگاهها و اقدامات یادشده مشایی بدون کم و کاست با خواسته های دشمن بیرونی و مواضع و عملکرد جبهه مدعی اصلاحات همخوانی دارد و اصلی ترین وجه اشتراک او با خط توطئه اخیر، تلاش برای عبور از ارزش های اسلامی و انقلابی و زیر پا نهادن قوانین مسلم جمهوری اسلامی است. بنابراین، اگر حضور رحیم مشایی در کنار رئیس جمهور، حلقه ای از توطئه اخیر دشمن و بخشی از پروژه مشترک و بیرونی مدعیان اصلاحات نیست، پس چیست؟! و آیا تعجب آور و تاسف آور نیست که رئیس جمهور محترم اینهمه از حضور وی در کنار خود، آنهم به عنوان معاون اول اصرار می ورزد.
    5- و بالاخره بدیهی است که رئیس جمهور محترم حاضر به نادیده گرفتن دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب نبوده و رحیم مشایی را عزل خواهد کرد ولی چرا با اینهمه تاخیر غیرقابل توجیه و به قیمت مخدوش شدن محبوبیت رئیس جمهور در اذهان ملت؟!
    6- آقای احمدی نژاد باید به این نکته توجه داشته باشد که رحیم مشایی به وضوح از قطعی بودن عزل خود باخبر است اما چرا آقای احمدی نژاد را به ماندن خود ترغیب و تشویق می کند؟ و ازاین تاخیر چه هدفی دارد؟
    نگارنده براین باور است که مشایی و کسانی که او را اداره می کنند قصد دارند، هزینه پذیرش دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب را بالاببرند! تا به خیال خود مانع از دستورالعمل های مشابه آقا در موارد دیگر شوند! مثلاً چنانچه در پی زد و بند پنهان با آمریکا بودند و رهبرمعظم انقلاب با هشدار و دستورالعمل خویش خواستار پایان دادن به این زد و بند پنهان شدند، تاخیر در اجرای دستور ایشان طبیعی!! جلوه کند!!... این نکته و این احتمال مخصوصاً باید برای آقای دکتر احمدی نژاد که در ضدیت با آمریکا جدی و مصمم است، هشداردهنده باشد تا خدای نخواسته از افرادی نظیر مشایی ضربه نخورد و در نتیجه، به نظام ضربه نزند

 

به پس و پشت این ارقام توجه شود

 روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 1 

نویسنده: محمدصادق جنان صفت

  روزنه های موجود برای بحث و مناظره و بیان همه واقعیت های کسب و کار و اقتصاد ایرانیان تحت الشعاع مجادله های گسترده و بی امان سیاسی قرار گرفته است.
    سازمان ها و نهادهای دولتی در دو ماه گذشته، آمار و اطلاعات جامع و غیرتبلیغاتی کمتری منتشر می کنند و فعالان بخش خصوصی حتی دل و دماغ برگزاری نشست های عادی را نیز ندارند.
    در چنین وضعیتی است که باید نگران ابهام های کسب و کار در ایران شد و چشم اندازی هرچند ناروشن را در سطح کلان از میان برخی اعداد و ارقام منتشر شده تصویر کرد. به نظر می رسد خبر ارائه شده از سو ی مرکز آمار ایران درباره رشد 5/1درصدی نرخ بیکاری در بهار امسال، نسبت به بهار 1387 و رسیدن نرخ بیکاری جوانان به رقم 4/20درصد از اخبار نگران کننده ای است که باید به این اعداد و ارقام، خبر تلخ اعلام شده از سوی یک عضو کمیسیون صنایع مجلس را نیز که گفته است «بسیاری از واحدهای صنعتی با 20درصد ظرفیت کار می کنند»، اضافه کرد و دریافت که روزگار کسب و کار چقدر سخت شده و گویی به زمین چسبیده است. نوشته حاضر نمی خواهد راه حل های کارشناسی برای برون رفت اقتصاد از وضعیت ناامیدکننده امروز را نشان دهد و معتقد است این راه حل ها وجود دارند و اقتصاددانان مستقل ایرانی، بارها آنها را بیان کرده اند. در این نوشته کوتاه تنها به یادآوری این نکته بسنده می شود که مسائل حادث شده در سپهر سیاست ایران در دو ماه گذشته، نباید مانع از دیدن و بیان ناخوشی های کسب و کار و معیشت ایرانیان شود.ندیدن و کنار گذاشتن این واقعیات غم انگیز و از آن بدتر، بیان نکردن آنها چیزی از حقیقت آنچه را که هست کم نمی کند و تنها بر عمیق تر شدن دردها می افزاید و حل آنها را با هزینه های گزاف ممکن می سازد. اندوه هزاران جوان تحصیلکرده که در بازارکار چشم اندازی امیدوارکننده نمی بینند و مردانی را که از خجالت و شرم بیکاری و بی پولی از چشم زن و فرزند پنهان می شوند، نمی توان ندید و برایش اشک نریخت.
    نمایندگان مجلس قانون گذاری، اقتصاددانان و کارشناسان و همه افراد و شخصیت های سیاسی که تهدیدهای حاکم بر اقتصاد ایران را واقعی می دانند و دلشان برای مردم بردبار این سرزمین می سوزد، باید در این باره سخن گفته و هشدار دهند تا به نقطه غیرقابل برگشت نرسیم.

 

مثلث مجلس خبرگان در برابر هاشمی رفسنجانی

روزنامه اعتماد  صفحه 1 

بیانیه بخشی از مجلس خبرگان رهبری درباره انتخابات و حوادث پس از آن

   چهل روز پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم، بخشی از اعضای مجلس خبرگان رهبری بیانیه یی «بدون نام و امضا» منتشر کردند تا هشدار دهند «فصل الخطاب در امور رهبری» است و بهتر است اکبر هاشمی رفسنجانی «در شرایط کنونی کشور پشتیبانی بیشتر و شفاف تری از ولایت فقیه» داشته باشد.این بیاینه در شرایطی منتشر شده است که چند روز پیش اخباری مبنی بر تلاش مثلث احمد جنتی، محمدتقی مصباح یزدی و محمد یزدی برای انتشار اطلاعیه یی با این محتوا علیه هاشمی رفسنجانی روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفته بود.رودررویی این سه روحانی نامدار حامی دولت نهم با رئیس مجلس خبرگان داستانی دنباله دار است. از زمان برگزاری انتخابات دوره چهارم خبرگان و تعیین ریاست این مجلس گرفته تا بحث و مجادلات دوران چهارساله دولت نهم بارها این مثلث سه گانه و هاشمی رفسنجانی مقابل یکدیگر قرار گرفته اند. اما این مرتبه قصه موضوع دیگری دارد. انتخابات ریاست جمهوری دهم و ماجراهای قبل و بعد از آن تبدیل به بزنگاهی شده است تا اختلاف های گذشته دوباره مجالی برای بروز پیدا کنند. بیانیه جمعی از اعضای خبرگان رهبری که در پای آن عبارت «اکثریت نمایندگان» درج شده است و تنها سایت تابناک تعداد امضاها را «50» نفر ذکر کرد یک هفته بعد از سخنرانی اکبر هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران منتشر شده است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در قامت خطیب پیشنهادهایی را برای حل آنچه او «بحران» در کشور می خواند، ارائه کرد و در ضمن آن درباره «مشروعیت» و «مقبولیت» نظام احادیثی نقل کرد که واکنش های بسیاری را به همراه داشت.هنوز از اظهارات هاشمی یک روز نگذشته بود که آیت الله «محمد یزدی» رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم یک مصاحبه مطبوعاتی در قم برپا کرد و با دسته بندی سخنان رقیب دیرینش به تندی بر او تاخت. اما ماجرا به همین جا ختم نشد چراکه بعد از این مصاحبه، نوبت پیگیری انتقادها بود.یزدی به پشتوانه نقشش در جامعه مدرسین و با یاری جنتی و مصباح یزدی اقدام به جمع آوری امضا از نمایندگان خبرگان رهبری کرد. این دو روحانی نیز به واسطه جایگاهشان یکی در جمع علمای تهران و شورای نگهبان و آن دیگری در موسسه پژوهشی امام خمینی(ره) هر کدام در میان اعضای خبرگان حامیانی دارند. هرچند آنها در جریان رای گیری برای انتخاب رئیس مجلس خبرگان نتوانستند آرا را به نفع خود تغییر دهند و در نهایت اکبر هاشمی رفسنجانی با 41 رای از مجموع 76 رای بر «احمد جنتی» با 34 رای پیشی گرفت و بر صندلی ریاست تکیه زد. به نظر می رسد این روند کماکان ادامه دارد و همین موضوع منجر به پرهیز از انتشار تعداد و اسامی نمایندگان امضا کننده بیانیه شده است. با این حال فارغ از این موضوع اهمیت وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و نقش هاشمی رفسنجانی در ماجراهای اخیر کشور به گونه یی است که انتشار بیانیه های متعدد و موضع گیری های مختلف از سوی رقبای سیاسی را ضروری می نماید. در این میان انتشار بیانیه توسط مجلسی که هاشمی رفسنجانی خود ریاست آن را برعهده دارد، معنای دیگری پیدا می کند. در این بیانیه با تشکر از حضور پرشور مردم در انتخابات ریاست جمهوری آمده است: «دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در جریان انتخابات دهم با فضاسازی رسانه یی و تشکیک زودهنگام در سلامت انتخابات و ایجاد التهاب سیاسی و اجتماعی و بالابردن هیجانات و مطالبات از طریق استفاده ابزاری از انتخابات و استفاده از غفلت بعضی از نامزدان ریاست جمهوری، با یک جنگ روانی تمام عیار وارد عمل شدند و با ادعای موهوم و شبیه به افسانه تقلب بزرگ در انتخابات که برگرفته از سناریوی انقلاب های مخملین بود سعی در تخریب اذهان عمومی و ایجاد یاس و تردید در مردم کردند که با خطبه تاریخی مقام معظم رهبری در نماز جمعه بیست و نهم خردادماه و اعتماد به نهادهای قانونی توطئه دشمنان مثل گذشته نقش بر آب شد.امت خداجو، با استحکام و اقتدار، پشت سر رهبر خویش برای پیشبرد اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی به راه خود ادامه خواهند داد.»
        در ادامه بیانیه آمده است: «بسیاری از علما و نخبگان و شخصیت ها و دلسوزان نظام انتظار دارند که رئیس محترم مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام که همواره با تدبیر و فراست در کنار امام و رهبری به حل مشکلات و معضلات کمک کرده اند در شرایط کنونی نیز با پشتیبانی بیشتر و شفاف تر از ولایت فقیه و بیانات رهبری در این شرایط حساس دشمنان اسلام و نظام و کینه توزان و بدخواهان و فرصت طلبان را در نقشه شیطانی برای آسیب به وحدت و همدلی ناکام گذارند.» امضا کنندگان بیانیه تاکید کرده اند: «نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه میراث گران سنگ امام خمینی است و تنها شیوه برای حفظ راه امام و حراست از آن، حمایت از ولایت فقیه است. تداوم انقلاب اسلامی بر پایه تمسک به ولایت فقیه و ولی فقیه واجب الاطاعه است. همچنین اعلام می کنیم خط امام را باید در اندیشه و سلوک رهبری یافت. فصل الخطاب رهبری است و هرگونه انحراف از راه و مواضع رهبری انحراف از آرمان های انقلاب و خط اصیل امام خمینی است.»البته در بخشی از این بیانیه از احمدی نژاد نیز خواسته شده است از اوامر رهبری و نصایح خیرخواهانه بزرگان دینی تبعیت کند.هاشمی رفسنجانی هنوز به این بیانیه واکنشی نشان نداده است اما انتشار آن نشان می دهد اختلاف ها در درون مجلس خبرگان رهبری هنوز ادامه دارد.

 

 

پنجشنبه ۱ امرداد ۱۳۸۸

 

اعلام آخرین مواضع میرحسین در دیدار با مدیران رسانه ها

 روزنامه اعتماد  صفحه 1 

افکار عمومی اعتراف ها را نمی پذیرد

  میرحسین موسوی در سخنانی مهم، پرونده انتخابات ریاست جمهوری دهم را تا زمانی که «آخرین نفر» از زندانیان روزهای پس از انتخابات آزاد نشود، همچنان «باز» دانست و بار دیگر فضاسازی های اخیر در خصوص «گرفتن اعتراف» از فعالان سیاسی اصلاح طلب را «بیهوده» خواند: « اگر از همه بازداشت شدگان هم اعتراف بگیرند باز هم افکار عمومی اینها را قبول نمی کند چرا که مردم در وقایع اخیر حضور داشته اند و دیده اند ابعاد این مساله چقدر بوده است. شعارها و رفتارهای مردم نشان می دهد اگر برخی افراد بخواهند ترفندهایی برای اتصال جنبش سبز مردم به بیگانگان به کار ببندند، بیهوده خواهد بود.»هشدارهای کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری دهم در شرایطی عنوان شد که طی روزهای اخیر برخی مقامات امنیتی و نظامی با قطعیت از پخش «اعترافات» بازداشت شدگان خبر دادند. به گزارش قلم نیوز، میرحسین با انتقاد از چنین فضایی و یادآوری این نکته که مردم نسبت به دخالت بیگانگان حساس هستند، سفرهای تبلیغاتی خود در ایام پیش از انتخابات ریاست جمهوری را مورد اشاره قرار داد و تاکید کرد: در این سفرها متوجه شدم مردم چقدر به هویت ایرانی خود اهمیت می دهند و در استان های مختلف کشور، مردم عرق زیادی روی ایرانی بودن خود دارند.نخست وزیر دوران جنگ، شیوه حرکتی آینده خود و جنبش سبز را نیز این گونه ترسیم کرد: «می خواهیم ظرفیت های مغفول قانون اساسی را عملیاتی کنیم و بر این اساس در حال تدوین منشوری فراتر از بحث جبهه و گروه سیاسی هستیم و در این منشور راهکارهایی را پیشنهاد کرده ایم که تمام ظرفیت های مغفول قانون اساسی توان اجرایی شدن پیدا کنند.»موسوی در توصیف ویژگی های این منشور نیز جملاتی را بیان کرد: «ما می خواهیم این منشور، وجهی از به هم پیوستگی مردم باشد و مشخص باشد که اینها به جنبش سبز پیوسته اند. ما به دنبال شعاری هستیم که بتواند پیوستگی مردم را بیشتر کند و مورد استفاده مردم قرار بگیرد. ما و کسانی که متعلق به این جنبش هستند باید طوری عمل کنیم که ضمن اینکه ساختارشکنی به مفهوم کسانی که می خواهند خارج از قانون اساسی حرکت کنند اتفاق نیفتد، مطالبات مردم لحاظ شود. ما در منشور خود این دغدغه را داریم که هم پیوستگی مردم حفظ شود، هم منافع ملی لحاظ شود و هم به مطالبات مردم پاسخ داده شود.»میرحسین در یک دیدار از جنس دیدارهای رسانه یی در عین حال بر لزوم زنده نگه داشتن بحث انتخابات تاکید ورزید: «این یک ضرورت ملی است که به طور دائم به بحث انتخابات اخیر پرداخته و این مساله زنده نگه داشته شود و این مساله در انبوه وقایع اخبار پس از انتخابات نمیرد و هیچ کس فراموش نکند این دولت در چه فرآیندی شکل گرفته است. با توجه به اینکه" تریبون هایی نظیر صدا و سیما در اختیار دارند، مطبوعات باید پرداختن به مسائل پیش آمده در این انتخابات را از جمله وظایف خود بدانند.» وی از دلایل حمایت از قانون اساسی هم سخن گفت: «نیروهای مدافع جامعه باید حامی قانون اساسی باشند: چرا که قانون اساسی در خود ظرفیت هایی دارد که اگر عملیاتی شود حتی گرایش های ساختارشکنانه را هم متقاعد می کند. اگر از چارچوب قانون اساسی خارج شویم جامعه با یک آنارشی لجام گسیخته روبه رو خواهد شد که جمع کردن آن غیرقابل پیش بینی خواهد بود. بنابراین همه نیروها باید در چارچوب قانون اساسی حرکت کنند تا خسارت های این فضا را به حداقل برسانند.» کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری دهم در ادامه از «طراحی چارچوبی برای برچیدن حصارها» سخن گفت: فعالیتی که هدف آن از دید «میرحسین موسوی» با نیم نگاهی به آنچه در انتخابات بروز کرد، معطوف به مهار قدرت است: «ما در انتخابات قدرت همگانی را تجربه کردیم: قدرتی که می تواند هیچ قید و بندی نداشته باشد، برای همین می خواهیم با یک مرکزیت کوچک سیاسی متشکل از برخی چهره های سیاسی زمینه تولد یک هویت بزرگ اجتماعی را ایجاد کنیم.

    به عبارتی جایگزینی هویت اجتماعی به جای یک هویت سازمانی در چشم انداز آینده وجود دارد و در این مسیر استفاده از اجماع قانون اساسی بسیار کارساز است.» این تازه ترین اظهارنظر نخست وزیر دوران جنگ در خصوص جبهه سیاسی است که پس از وقایع ناخوشایند انتخابات، زمزمه تشکیل آن شنیده می شود. مهندس موسوی با توصیف «مرکزیت کوچک سیاسی متشکل از برخی چهره های سیاسی» چارچوب حرکتی تشکل خود را تا حدودی نمود بخشیده و با استفاده از عبارت «جایگزینی هویت اجتماعی به جای یک هویت سازمانی» مصمم شده از پتانسیل کم نظیر خود و احتمالاً سیدمحمد خاتمی و برخی دیگر از فعالان سیاسی اصلاح طلب در جامعه بهره بگیرد. وی صبح روز گذشته میزبان جمعی از مدیران رسانه ها، روزنامه نگاران، فعالان سیاسی و دانشگاهی بود و این دیدار را فرصتی یافت تا برخی از دغدغه های خود را مطرح سازد.
     در هفته های اخیر بحث تشکیل جبهه فراگیر سیاسی با محوریت مهندس موسوی، به یکی از مباحث جدی سیاسی و حتی اجتماعی بدل شد: امری که به نظر می رسد میرحسین با تکیه بر پشتوانه اجتماعی خود، طرحی «متفاوت» را برای شکل دادن به آن در نظر داشته باشد. او در این دیدار که چهره های شاخصی مانند سیدهادی خامنه یی، الیاس حضرتی، محمدجواد حق شناس، قزوینی، مصطفی کزازی، سعید تقی پور، مسعود حیدری و برخی دیگر از فعالان سیاسی و مذهبی در آن حضور داشتند، بار دیگر ترجیع بند سخنان خود یعنی «تداوم پیگیری مطالبات مدنی» را مورد تاکید قرار داد و در عین حال از ملت ایران خواست «در این راه بر تدبر و تدبیر تکیه کنند». اگر در دو روز گذشته رئیس جمهور دوران اصلاحات و تشکل متبوع وی یعنی مجمع روحانیون مبارز با تکیه بر اصول قانون اساسی، پیشنهاد انجام یک «همه پرسی» برای ابهام زدایی از وضعیت فعلی را روی «میز جامعه» قرار دادند، میرحسین نیز در کنار مجمع شیوخ اصلاح طلب و خاتمی بر این نکته پای فشرد که «قانون اساسی ایران این پتانسیل را دارد که مردم از هر گروه و طیف سیاسی و اجتماعی به دور آن حلقه زده و مطالبات شان را دنبال کنند.» اما یکی از فرازهای سخنان کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری که مورد توجه حاضران قرار گرفت، مقایسه «نماد سبز» هواداران خود با قانون اساسی در راه ایجاد اجماع اجتماعی بود: «در آینده باید ذیل شعارهایی جمع شد که بتوانند اجماع عمومی را ایجاد کنند. نماد سبز در ماه های گذشته نشان داد می توان افراد بسیاری را با گرایش ها و منافع مختلف در کنار یکدیگر قرار داد، به نحوی که همه آنها بر سر حداقل هایی به توافق برسند. چنین چیزی باید مبنای شعارهای آینده باشد و برقراری اجماع بدون شک یکی از اهداف اصلی است.» وی درنگی کرد و خواستار توجه به این مساله شد: « از همین منظر باید به قانون اساسی توجه کرد: یعنی آن را مانند نماد سبز سرلوحه پیگیری مطالبات آینده قرار داد چون خاصیت ایجاد اجماع میان اقشار مختلف اجتماع را دارد.»
        میرحسین در ادامه تشریح محورهای فعالیت آینده خود، به یک «آسیب شناسی» در حرکت حزبی در ایران پرداخت و با این استدلال از یک حرکت اجتماعی با هویت مشخص سخن گفت که نمی توانند مانع حرکت آن شوند: «با عمل کردن به این شیوه، ضریب آسیب پذیری نیز کاهش می یابد. تجربه نشان داده است احزاب در ایران آسیب پذیر هستند اما اگر هویت اجتماعی شکل گیرد، نمی توان آن را از حرکت باز داشت، چون زندگی در هر نقطه یی از آن که قطع شود بقیه اجزا به زندگی خود ادامه می دهند: یعنی اگر در این حرکت ملی 10 نفر نیز کنار زده شوند باز هم این جریان می تواند حرکت کند. جالب اینجاست که قانون اساسی نیز بر این هویت سازی اجتماعی تاکید کرده است.»
       مردم قدرت را مهار می زنند
       محور بعدی سخنان وزیر خارجه دولت شهید رجایی، همسو با سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه تهران در خصوص «اصل بودن همراهی مردم» بیان شد و میرحسین طی آن از هجمه به هاشمی رفسنجانی لب به شکوه گشود: «قدرت همیشه میل به مطلق شدن دارد و تنها تحرکات مردمی می تواند این میل را مهار بزند. برای همین حضور مردم در شکل گیری گفتمان مورد نیاز در صدر نیازها قرار دارد. بنابراین فضایی که می خواهیم منشور را در آن منتشر کنیم فضایی است که حتی شخصی مثل آقای هاشمی را هم تحمل نمی کند. وقتی در بخش هایی از حاکمیت امثال آقای هاشمی هم تحمل نشوند جامعه لاجرم به سمت نظامی تر شدن و امنیتی تر شدن پیش خواهد رفت که هیچ کس از این مساله استقبال نخواهد کرد.» او آگاهی مردم را در شرایط «کوتاهی آستانه تحمل» برخی محافل و نهادها، سرنوشت ساز دانست و از ارتباط مداوم با جامعه برای دستیابی به اهداف و مطالبات اخیر به عنوان یک «الزام» یاد کرد: الزامی که بیش از سایرین، بر عهده معدود رسانه های اصلاح طلب و مستقل باقی مانده در برابر هجوم به این جناح سیاسی و هواداران آن است: «در چنین شرایطی آگاهی مردم می تواند سرنوشت ساز باشد. باید مردم را آگاه و پیرامون گفتمانی رو به کمال نگه داشت تا مشکلات در آینده رشد شدیدی نداشته باشند.»
        تحرکات نمایشی دولت پاسخگو نیست
        میرحسین در این جلسه سخنان مهمی نیز از نبود میل در میان نخبگان در راستای تعامل با دستگاه اجرایی سخن گفت و به واکاوی عواقب و پیامدهای آن پرداخت: «به این روحیه و چنین رویکردی در شرایط فعلی، بیش از هر زمان دیگری نیازمندیم. دلیل آن این است که از این پس با دولتی سر و کار داریم که نخبگان تمایلی برای کار کردن در این دولت ندارند و از سوی دیگر دولت نیز تمایلی برای استفاده از تجربه نخبگان ندارد، این یعنی فقدان کارآمدی و مشروعیت که در عین حال می تواند مشکلات داخلی را افزایش دهد و نیز زمینه رشد مشکلات خارجی را فراهم کند.» نخست وزیر دوران دفاع مقدس، برخی تلاش های صورت گرفته برای غیرواقعی معرفی کردن مشکلات فعلی را نیز بی نتیجه خواند و در این میان، تنها راه حل برون رفت را «اهمیت دادن به علاقه مردم» دانست: «در این شرایط تحرکات نمایشی دولت نیز نمی تواند جوابگوی حل مشکلات باشد و بدون شک پیامد فعالیت های دولت بخش های زیادی از نظام را در تیررس اتهامات قرار می دهد. برای همین تنها شانسی که برای برون رفت از این بحران وجود دارد اهمیت دادن به علاقه مردم است: علاقه یی که با جمع شدن حس اعتراض های مدنی در کنار تدبر می تواند زمینه شکوفایی سیاست را در آینده مهیا کند.» به رغم اینکه در حال حاضر، تعداد زیادی از فعالان سیاسی شاخص اصلاح طلب در بازداشت به سر برده و برخی محافل تلاش می کنند این مساله را القا کنند که چشم انداز روشنی از افق آینده پیش روی هواداران اصلاحات متصور نیست، میرحسین دیدگاه دیگری دارد و آینده یی پر از نشاط سیاسی را پیش بینی می کند: «آینده پر از نشاط سیاسی است و راه برون رفت از بحران های موجود بازگشت به خواست واقعی مردم است.»

 

افشاگری علیه مخالفان و تشریح پایگاه رای احمدی نژاد در ایران

روزنامه ایران  صفحه 2 

از سوی یک فعال صلح طلب مقیم امریکاصورت گرفت

 «فیل ویلایتو» فعال صلح طلب مقیم امریکا در گزارشی به تحلیل وضعیت ایران در شرایط بعد از انتخابات ریاست جمهوری پرداخته و مخالفت خود را با هر نوع دخالت خارجی در ایران که با هماهنگی سرمایه داران، امریکا و اسرائیل پیگیری می شود، ابراز کرده است.
    وی با اشاره با نتایج انتخابات ریاست جمهوری تصریح می کند: قبل از اتمام شمارش آرا ،موسوی در یک نامه شدیداللحن خواهان قطع شمارش آرا به دلیل «تخلفات آشکار» شد و به آنچه وی یک روند غیرعادلانه خواند حمله کرد. موسوی گفت در انتخابات تقلب شده و هزاران نفر از طرفدارانش در اعتراض به این موضوع در تهران و شهرهای بزرگ دیگر به خیابان ها آمدند.
    برداشت غرب از ایران اشتباه است
    ویلایتو ادامه می دهد: در غرب ما عادت کرده ایم که گمان کنیم احمدی نژاد یک دیکتاتور سرسخت است که حالاهدف خشم شهروندان به پا خاسته قرار گرفته است و موسوی و طرفدارانش به عنوان «مردم ایران» معرفی می شوند و در همان حال احمدی نژاد به عنوان کسی که تقریباً همه حامیان او را ارتش و سپاه پاسداران و بسیجیان داوطلب تشکیل می دهند دیده می شود. اما این یک برداشت اشتباه است و یکی از نتایج این واقعیت است که در غرب اندک ناظرانی هستند که به موضوع طبقات اجتماعی در ایران علاقمندی نشان دهند. از 71 میلیون جمعیت ایران حدود چهل درصد روستانشین هستند و اکثراً در زمره قشر کم درآمد جامعه قرار دارند. به این رقم فقرای شهر نشین و کارگران را نیز اضافه کنید تا به رقم دو سوم جمعیت برسید یعنی بخشی از جمعیت که بیشترین بهره اقتصادی را از انقلاب 1979 داشته است. احمدی نژاد نیز که در منطقه روستایی فقیر و سپس در جنوب تهران می زیسته از حمایت قشر فقیر به رغم مشکلات اقتصادی عمدتاً ناشی از کاهش شدید قیمت نفت پرداخته و به بهبود خدمات و سوبسید برای فقرا اقدام کرده است. لذا از این ترکیب جمعیتی منطقاً می توان نتیجه گیری کرد که احمدی نژاد می تواند دو سوم آرا را به دست آورده باشد.
    نظر سنجی بنیاد راکفلر حکایت از پیروزی احمدی نژاد داشت
    این فعال صلح طلب تاکید می کند: این نتیجه را یک نظرسنجی بزرگ درباره رای دهندگان که از سوی بنیاد برادران راکفلر تامین مالی شده و سه هفته قبل از انتخابات از جانب سازمانی به نام «فردای بی ترور - مرکز عقاید جمعی» برگزار شده تایید می کند. ویلایتو در پاسخ به این سوال که در ایران دو سوم جمعیت کمتر از 35 سال سن دارند و مگر موسوی رای جوانان را به دست نیاورده است، می گوید: «اکثر تفاسیر ، جوانان در ایران و نیز اینترنت را نشانه هایی از تغییر در این انتخابات تلقی کرده اند. اما در نظرسنجی ما معلوم شد که تنها یک سوم از ایرانیان به اینترنت دسترسی دارند و این درحالیست که جوانان 18 تا 24 ساله مهم ترین بخش جمعیتی در میان تمام گروه های سنی طرفدار احمدی نژاد بوده اند. تنها گروه جمعیتی که در بررسی ما نشان داد طرفدار موسوی بودند و یا قابلیت رقابت با احمدی نژاد را داشتند در میان دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه ها و ایرانیانی با بیشترین در آمد دیده می شدند. بنابراین مردم به تناسب کیف پول خود و فارغ از سن و یا نژاد خود رای داده اند و در ایران تعداد مردم فقیر بسیار بیشتر از مردم طبقه متوسط است.
  طرفداران موسوی وظیفه ثبت اطلاعات انتخابات را داشتند
    وی در پاسخ به این سوال که آیا امکان نداشته که رای ها به شکل عمدی در حوزه ها و یا در وزارت کشور درست شمارش نشده باشد می گوید: از لحاظ قانونی هر نامزد مجاز بوده که ناظرانی در محل رای گیری داشته باشد و درباره شمارش آرا در وزارت کشور یک دوست ایرانی - امریکایی وی که در زمان انتخابات در ایران بوده به وی گفته است: «بیش از 200 هزار دانشجوی جوان و فارغ التحصیلان دانشگاهی که تقریباً همگی طرفدار موسوی بوده اند در وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر و انتقال داده ها شرکت داشته اند و این که بدون شبهه منطقی ادعا شود که یک تقلب بزرگ روی داده به منزله آنست که اکثراً یا تمام این افراد در این توطئه عظیم نقش فعال داشته اند.
  خاتمی هم با همین روش رئیس جمهور شد
    همچنین باید به خاطر داشت که کاندیدای اصلاح طلبان محمد خاتمی در سال 1997 برنده شد در حالیکه وزارت کشور در دست محافظه کاران قرار داشت و احمدی نژاد در سال 2005 در زمان کنترل اصلاح طلبان بر وزارت کشور برنده انتخابات شد. وی می گوید :مخالفین تنها مخالف دولت احمدی نژاد نیستند بلکه در مقابل میلیون ها نفر از طبقه کارگر در ایران هستند که می کوشند که از برنامه های اجتماعی مفید به حال آنان که متکی به درآمد نفت است دفاع کنند. نویسنده مخالفین دولت احمدی نژاد را بخشی از جامعه معرفی می کند که نوعاً از طبقه متوسط هستند و مورد حمایت ثروتمند ترین نیروهای طرفدار بازار آزاد در ایران قرار دارند. وی می افزاید: در عین حال یک حمایت گسترده حتی در میان حامیان احمدی نژاد برای آزادی های بیشتر فردی دیده می شود و به همین جهت مسائل پیچیده ای مطرح است که در این موارد تنها مردم ایران حق دارند که تصمیم گیری کنند.
  هاشمی رفسنجانی و خاتمی به اعتراض ها در ایران دامن زدند
    شائول بخاش همسر هاله اسفندیاری معتقد است که هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی با سخنان خود به آتش اعتراض ها دامن زده اند، اعتراض ها در ایران تمام نشده است. شائول بخاش از عوامل ساواک در گفت و گو با شورای روابط خارجی امریکا گفت: سخنان رفسنجانی در نماز جمعه تهران حاوی مسائل مهمی بود. او خواستار آزادی زندانی ها شد و از آزادی رسانه ها در شنیدن تمام صداها سخن گفت. وی در ادامه به درخواست رفراندومی که به وسیله محمد خاتمی داده شد، اشاره کرد. بخاش در مورد رفسنجانی می گوید که با انتقادات احمدی نژاد به رفسنجانی و خانواده اش اعتبار و موقعیت وی بشدت آسیب دید لذا نامه ای به رهبر ایران نوشت و در آن از وضعیت اظهار نارضایتی کرد اما جوابی نگرفت. رفتن رفسنجانی به سوی موسوی نشان از نگرانی وی از احمدی نژاد بود.

 

روزنامه اعتماد ملی صفحه 23

طراح : سعید نوروزی