چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧

 

یادتان که نرفته ؟!

روزنامه کیهان  صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

   اگر چه نگارنده به جد بر این باور است و برای آن شواهد و قرائن غیر قابل تردیدی در دست است که آقای مهندس موسوی نیز مانند آقای سید محمد خاتمی، شانسی برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دهم ندارد و آقای خاتمی را هوشیارتر می داند که تصمیم گرفت با کناره گیری خویش، رکاب زدن بر این اسب بازنده را به آقای مهندس موسوی بسپارد! ولی صرفنظر از نتیجه انتخابات و بیرون از مباحث مربوط به رقابت های انتخاباتی، اشاره به نکته ای خطاب به این دو برادر، ضروری به نظر می رسد؛ نکته ای که اگر پای خیرخواهی در میان نبود، گفتن آن ضرورتی نداشت. و اما آن نکته، این است که انتخابات ریاست جمهوری در بستر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران صورت می پذیرد و نمی تواند حرکتی بیرون از این بستر قانونی و خارج از چار چوب باورهای پذیرفته شده آن باشد. بنابراین اگر در برنامه های اعلام شده نامزدها و شرح و تفسیری که هر یک از آنان درباره بینش و منش خود ارائه می دهند، نشانه و اثری از اصیل ترین اصل و بنیادی ترین ستون انقلاب و نظام اسلامی دیده نشود، باید به مردم خون داده و خون دل خورده این مرز و بوم حق داد که نسبت به صلاحیت- منظور صلاحیت مورد نظر شورای نگهبان نیست- اینگونه نامزدها تردید جدی داشته باشند و در همان حال باید به دشمنان بیرونی اسلام و انقلاب نیز حق!! داد که دندان طمع تیز کنند و ریسک سرمایه گذاری در حمایت از آنها را بپذیرند!
    آقایان موسوی و خاتمی در اظهارنظرها، تبیین و تشریح برنامه ها، میتینگ ها و مخصوصا در دو نامه اخیراً رد و بدل شده میان خود به گونه ای زبان گردانده و قلم رانده اند که انگار نه انگار در این کشور، باور، عقیده، قانون و بنیان مستحکم و مرصوصی به نام ولایت فقیه نیز وجود دارد که قوام و دوام نظام اسلامی، حماسه آفرینی آن در جهان، پیروزی در جنگ تحمیلی، حفظ استقلال نظام، پنجه افکندن پیروز با قدرت های استکباری، و در یک کلمه هویت انقلاب و نظام در گرو آن است. ضمن آن که اصل بنیادین قانون اساسی نیز هست.
    نگارنده بر این باور است و انشاءالله همین باور در عرصه عمل نیز برقرار است که آقایان موسوی و خاتمی - و نه تمامی یاران و اطرافیان ایشان که آنان را خوب می شناسیم- در این ماجرا و غفلت از تاکید بر این اصل بنیادین اسلامی و قانونی تعمدی نداشته اند ولی آنچه تعجب آور است این که، خطا در یک موضوع و مسئله واحد، اگر یک بار، دو بار، سه بار و... باشد، می تواند «خطا» تلقی شود. و اما تکرار پی درپی خطا، این احتمال را قوت می بخشد که مبادا خدای نخواسته «خط» باشد!
    خب! از اینجا به بعد دیگر، روی سخن با آقایان خاتمی و موسوی نیست، بلکه یادآوری جایگاه و نقش حیاتی ولایت فقیه در شکل گیری، پیروزی و تداوم انقلاب و نظام اسلامی از زبان امام راحلمان(ره) است. این چند نکته فقط اندکی از بسیارهاست. بخوانید؛
    «ولایت فقیه، ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود. نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور که مبادا یک پای خطایی بردارد. نظارت کند بر همه دستگاه ها... چرا اینقدر به دست و پا افتاده اید؟ و همه تان خودتان را پریشان می کنید؟ هرچه هم پریشان بشوید و هرچه هم بنویسید، کاری از شما نمی آید»، «اعتقاد به ولایت فقیه از خصوصیات لازم برای مقام ریاست جمهوری است»، «می خواهند ولایت فقیه یک مسئله تشریفاتی باشد»، «ولایت فقیه، این قانون مترقی اسلام، خاری است در چشم دشمنان اسلام»، «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشور آسیبی نرسد»، «ولایت فقیه، همان ولایت رسول الله(ص) است» و...
    اکنون دوباره روی سخن با آقایان موسوی و خاتمی است و این که؛ برادران عزیز، شما به خوبی می دانید که دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها از حضور قانونی ولایت فقیه در ساختار نظام اسلامی و رسوخ عمیق آن در باورهای دینی مردم نگرانند و بارها به قول حضرت امام(ره) از این زاویه سیلی خورده اند، بنابراین، اگر می خواهید در کانون طمع دشمنان تابلودار انقلاب و مردم قرار نگیرید- که حتما می خواهید- و چنانچه نمی خواهید از سوی ملت طرد شوید- که به یقین نمی خواهید- باید به هوش باشید. مخصوصاً آن که ممکن است خدای نخواسته، برخی تصور کنند، حضرات موسوی و خاتمی تاکید بر ولایت فقیه را برای جلب نظر بیرونی ها و کسب رای دنباله های داخلی آنها، از گفتمان انتخاباتی خود حذف کرده اند!
    آن روزها، برادر سپاهی و عزیز م- و همکار امروزم در کیهان- مهندس ابراهیم حاجی محمدزاده که به عنوان نماینده سپاه پاسداران در مجلس شورای اسلامی حضور می یافت، خطاب به برخی از کسانی که در مجلس اول حضور داشتند- و بعدها ماهیت وابسته آنان برملاشد- گفته بود؛ «اگر خدای ناکرده صد سال دیگر در ایران حکومتی بر سر کار آید که در آن ولایت فقیه حاکمیت نداشته باشد، خدمت به آن حکومت، خیانت به امام زمان(عج) است».

 

به فردا بیندیشیم!

روزنامه اعتماد ملی صفحه 1 

نویسنده: جمیله کدیور

   انصراف سیدمحمد خاتمی از نامزدی ریاست جمهوری بار دیگر موضوع نسبت میان اخلاق و سیاست را به مبحثی اصلی تبدیل کرد. آقای خاتمی در بیانیه انصراف خود به صراحت اشاره کرده اند که تصمیم ایشان مبتنی بر اخلاق بوده است؛ اخلاقی که فراتر از سیاست است. در این باره از زمان انصراف خاتمی تاکنون زیاد نوشته اند و باز هم خواهند نوشت. موضوع کاملاروشن است. آقای خاتمی پیش از اعلام نامزدی، خود به صراحت اعلام کرده بود که او یا مهندس موسوی در صحنه انتخابات خواهند بود. وقتی ایشان در 21 بهمن ماه اعلام نامزدی کرد، و یک ماه بعد هم مهندس موسوی به صحنه آمد، تبیین حضور همزمان آقای خاتمی و مهندس موسوی به دلیل همین عبارت کوتاه که چندین مرتبه هم تکرار شد، دشوار بود. هرچند درباره این عبارت و آن آمدن حرف زیاد است ولی در این مجال نمی گنجد.
    اکنون اصلاح طلبان با دو کاندیدای شاخص در صحنه اند. فرض های مختلفی را تا زمان انتخابات می توان در نظر گرفت: فرض اول اینکه اگر اصولگرایان تنها با یک کاندیدا وارد صحنه شوند، که البته با انصراف خاتمی این فرض بعید به نظر می رسد و جبهه اصلاح طلبان نیز با حمایت از یک کاندیدای واحد در صحنه فعال باشند، در این حالت پیروزی هر طرف منوط به عوامل متعددی است. فرض دیگر این است که کاندیداهای اصولگرایان و اصلاح طلبان متعدد باشند. در این صورت به احتمال قوی انتخابات به دور دوم کشیده می شود و به شکل طبیعی یکی از کاندیدا های اصلاح طلبان نفر اول یا دوم خواهد بود.
    فرض سوم این است که در جبهه اصولگرایان شاهد تعدد کاندیدا باشیم. در این صورت اگر اصلاح طلبان کاندیدای واحدی داشته باشند و خاتمی، کروبی و موسوی، هر سه، در صحنه سیاسی - تبلیغاتی فعال باشند، بعید نیست که کاندیدای اصلاح طلبان در همان دور نخست پیروز شود. در بیانیه انصراف آقای خاتمی نکته مهمی ذکر شده بود. هدف در انتخابات تفنن سیاسی نیست، بلکه هدف پیروزی است. پیروزی ای که منجر به اصلاح مدیریت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فعلی شود. به همین دلیل نیز از هم اکنون باید به پیروزی و راه های وصول به آن اندیشید. اصلاح طلبان باید به این نکته توجه کامل داشته باشند که زمان زیادی تا انتخابات نمانده است. بخشی از این زمان هم با تعطیلات نوروز از دست می رود. چقدر مناسب بود که دست کم همین معدود تریبون های اصلاح طلبان به حداقل تعطیلات اکتفا کنند. حتی اگر شده روزنامه ها را تنها در تهران و مراکز استان ها توسط جوانان و دوستداران توزیع کنند، کاری موثر خواهد بود. نکته دیگر پرهیز و جلوگیری از واکنش های احساسی و عاطفی طرفداران است. دوستداران آقای خاتمی باید به این نکته توجه کنند که دیگر <انصراف> ایشان از <انصراف> نه ممکن است و نه به مصلحت ایشان. باید واقعگرایانه و با توجه به حضور دیگر کاندیدا ها تصمیم بگیرند و با شور و تلاش بسیار فعالیت کنند. این بازمانده زمان تا انتخابات را صرف فرسودگی خویش و دیگران و به عبارتی خودزنی نکنند. البته این نکته نیز قابل توجه است که در مرحله ای دوستان و طرفداران آقای خاتمی درباره ایشان از روی مبالغه سخن گفتند و از ایشان یک نجات دهنده ساختند که تنها او می تواند کشور را نجات دهد و هنوز بعد از انصراف نیز بعضی این رویکرد را دارند. واقعیت این است که نه با آمدن و رفتن یک نفر، کشور و اسلام حفظ می شود یا از دست می رود و نه یک فرد می تواند مساوی با اسلام و نظام و کشور تلقی شود.
    حداکثر اختلاف نظر در شیوه های اجرایی و رویکردهای سیاسی است؛ آن هم با توجه به اختیارات رئیس جمهور. راه منطقی و موجه، راه متعادل و متناسب با شرایط کشور و قانون اساسی و در سقف امکانات موجود و ممکن است. به واقع، دولت فعلی با شیوه عملکردش بهترین شرایط را برای بازگشت اصلاح طلبان فراهم کرده است؛ این فرصت را به جای واکاوی گذشته، با نگاه به آینده، با تدبیر و درایت قدر بدانیم و با واکنش های عصبی یا احساسی فرصت را بیش از این از دست ندهیم.

 

شعار میرحسین مشخص شد

روزنامه آفتاب یزد  صفحه 12

   شعار "هر شهروند یک ستاد" و "هر ایرانی یک همراه" به عنوان سیاست اصلی رسانه ای و تبلیغاتی ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی معرفی شد.به گزارش ایسنا، در پی معرفی این شعار، کمیته رسانه و تبلیغات ستاد انتخاباتی مهندس موسوی اعلام کرد: راهنمای عمل و منشور همکاری به زودی منتشر و در اختیار عموم علاقمندان قرار خواهد گرفت.

 

هامونِ سینمای ایران

روزنامه آفتاب یزد صفحه 10

   گریه کنیم با باران طبیعت برای هنرمندانی که مانند ستاره زهره بر پیشانی شب ها درخشیدند و اکنون فقط بر روی قبر آنهاست که موکب با حشمت و عظمت شب های تاریک از آن عبور می کند. بیایید یادی کنیم از کسانی که دیروز بر فرق بهار نشسته بودند و نشاط و جوانی را در اطراف خود پراکنده کردند و امروز قبرشان در زیر سایه های درختان مستور است. فاتحه ای بخوانیم بر آن تبسم هایی که از چهره حیات محو شدند و مانند قطره اشک به زیر خاک رفته اند و بر آن قبرهای تک و تنهایی که فلق ها بر روی آن تبسم می کنند و ابرها گریه. در سالی که گذشت ما هنرمندان بسیاری را در زمینه های گوناگون از دست دادیم شاید نام آنها در این نوشته سبب شود که همواره آنها را به یاد بیاوریم و با خنده هایشان خنده کنیم و با گریه هایشان گریه ... داوود اسدی، شاهرخ سخایی، رضا ارحام صدر، مهری مهرنیا، خسرو شکیبایی، طاهره صفارزاده و محسن رسول اف و احمد آقالو از جمله هنرمندانی بودند که در سال 87 به دیار باقی شتافتند.

"داوود اسدی "
       داوود اسدی بازیگر سینما و تلویزیون ساعت 2 بامداد شنبه و در سومین روز از فروردین ماه در سن 38سالگی بر اثر سکته قلبی در گذشت. "ساعت خوش " نخستین تجربه تلویزیونی این هنرمند بود. مرحوم اسدی که پس از بازی در این مجموعه تلویزیونی به چهره ای شناخته شده برای بسیاری از بینندگان تلویزیونی و به خصوص جوانان تبدیل شده بود، طی سال های اخیر کمتر به ایفای نقش در سریال ها می پرداخت.مرحوم اسدی همچنین در سه فیلم "سرحد "، "مادرم گیسو " و "دیدار " بازی کرده است.
 درگذشت "شاهرخ سخایی " هنرمند عکاس
     شاهرخ سخایی عکاس سینما ، شنبه سوم فروردین ماه بر اثر عارضه قلبی در سن 55 سالگی درگذشت . شاهرخ سخایی فارغ التحصیل دوره دو ساله عکاسی آمریکا ، پیشتر مسئولیت کارگاه عکس و آرشیو هنرمندان بنیاد فارابی و همچنین کارگاه عکس و اسلاید آرشیو موزه شهدا را برعهده داشته است. از دیگر فعالیت های عکاسی او می توان به فیلم های "مادیان"، "عروس حلبچه"، "دو فیلم با یک بلیت"، "نقش عشق"، "دادستان"، "جنگ نفتکش ها"، "مرسدس"، "مرد عوضی" و"میهمان مامان " اشاره کرد.
 "اسماعیل داورفر "
 "    اسماعیل داورفر " یکی از پیشکسوتان عرصه بازیگری در سینما، تئاتر و تلویزیون صبح روز 14 اردیبهشت ماه در سن 76 سالگی بر اثر سرطان درگذشت.او بازی در تئاتر را از سال 1335 و همچنین بازی در سینما را از سال 1348 با فیلم "گاو " به کارگردانی داریوش مهرجویی شروع کرد. تعطیلات تابستانی (1374)، تحفه هند (1373)، روزهای خوب زندگی (1373)، مهریه بی بی (1373)، پادزهر (1372)، عیال وار (1371)، آقای بخشدار (1370)، زیر بام های شهر (1368)، افسون (1367)، لنگرگاه (1367)، وکیل اول (1365)، تاتوره (1363)، سرایدار (1355)، غبار نشین ها (1353)، صادق کرده (1351) و آقای هالو از کارهای او در حوزه سینما بود.
  "فرهنگ معیری "

 "   فرهنگ معیری " طراح چهره پرداز پیشکسوت سینما و تئاتر ساعت 8 صبح روز بیست و یکم اردیبهشت بر اثر سکته قلبی دارفانی را وداع گفت.او سال 1322 در شهر مرند متولد شد. وی عضو گروه چهره پردازان سیمای جمهوری اسلامی و مدیر آموزشگاه چهره پردازی "آینه در آینه " بوده است.طراحی چهره پردازی فیلم های " اشک سرما"، "رخساره"،"سگ کشی"، "افعی"، "نقش عشق"،" سفر عشق"، " سرزمین آرزوها"، "شناسایی"،" اتاق یک"،" پرواز در شب" و "مادیان" توسط وی انجام شده بود. "گناه من ("مهرشاد کارخانی) از آخرین کارهای مرحوم معیری به شمار می رود.

  "وحید مجتهدی "
      مراسم تشییع پیکر وحید مجتهدی مدیرسینما اروپا در روز نهم تیرماه از مقابل خانه سینما به سمت بهشت زهرا(س) برگزار شد. مجتهدی که هنگام فوت 62 سال سن داشته، مدیر و صاحب سینما اروپا بود. او پسر جمال مجتهدی از قدیمی ترین سینماداران و تهیه کنندگان سینمای ایران بود.
 هامون سینمای ایران رفت
     خسرو شکیبایی بازیگر محبوب سینما، تئاتر و تلویزیون پس از دوره ای جدال با بیماری ، صبح روز جمعه 28 تیرماه در سن 64 سالگی در تهران درگذشت تا کارنامه یکی از هنرپیشگان نامدار معاصر ایران برای همیشه بسته شود.پیکر این هنرمند بزرگ روز یکشنبه 30 تیرماه و با بدرقه میلیونی مردم از مقابل تالار وحدت به سوی قطعه هنرمندان تشییع شد.او برای فیلم های "یکبار برای همیشه "، "سایه به سایه " و "کاغذ بی خط " نامزد دریافت سیمرغ بلورین بوده است. "خط قرمز"،" دادشاه " "صاعقه"،" رابطه"، "دزد و نویسنده"،" ترن"، "شکار"، "هامون"، "عبور از غبار"، "ابلیس"، "جستجو در جزیره"، "سارا"،" پرواز را به خاطر بسپار" ،" یکبار برای همیشه"، "بلوف" و "حیران" از جمله کارهای سینمایی وی بوده اند. آخرین حضور شکیبایی در مقابل دوربین، در جریان دومین جشن کانون منتقدان سینما بود که وی در آن به عنوان یکی از برترین بازیگران سی سال سینمای پس از انقلاب مورد تجلیل قرار گرفت و جایزه دریافت کرد.
درگذشت دستیار فیلمبردار با سابقه سینمای ایران
       احمد ابراهیمی دستیار فیلمبردار با سابقه سینمای ایران روز 10 مرداد ماه به علت نارسایی قلبی درگذشت. وی از جمله دستیاران فیلمبردار باسابقه سینمای ایران متولد سال 1323 بود و کار خود را در سال 1339 با فیلم "چشمه عشاق " ساخته احمد صباحی به عنوان دستیار فیلمبردار شروع کرد و طی سال های قبل و بعد از انقلاب اسلامی یکی از فعال ترین دستیاران فیلمبردار در سینمای ایران بود.
 "رضا آقاربی "
       رضا آقاربی بازیگر سینما و تلویزیون روز پنجشنبه 17 مرداد هنگام ورزش صبحگا هی در پارک نزدیک محل سکونت خود، دچار حمله قلبی شد و در سن 50 سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد.این بازیگر که سریال های "مختارنامه " و "یوسف پیامبر " از آخرین فعالیت های وی به شمار می روند، متولد 1337 در تهران می باشد و فعالیت هنری خود را سال 1360 با تئاتر آغاز کرد. بازی در فیلم "پرچمدار " به کارگردانی شهریار بحرانی نخستین تجربه سینمایی اوست. "حماسه دره شیلر"، "خانه ای مثل شهر"، "عروس حلبچه"، "دو همسفر" و "دایره سرخ" از کارهای سینمایی وی بودند.
 "مهرداد فخیمی "
      مهرداد فخیمی فیلمبردار با سابقه سینمای ایران که از مدت ها پیش، از بیماری سرطان ریه رنج می برد و در بیمارستان بستری بود، سرانجام صبح روز 23 مرداد بر اثر عوارض این بیماریدر منزل خودش چشم از جهان فرو بست.او فارغ التحصیل فیلمبرداری از آلمان بود و فعالیت هنری را با ساخت فیلم های کوتاه همانند "جام حسنلو "، "نان و کوچه "و "اربعین" آغاز و سینمای حرفه ای را سال 1353 با فیلمبرداری فیلم "غریبه و مه " به کارگردانی بهرام بیضایی تجربه کرد. "حاجی واشنگتن"، "مرگ یزدگرد"، "پاییزان"، "چریکه تارا"،" کلاغ "، "مسافران"،"کمال الملک"، "وکیل اول" و سریال "هزاردستان" از جمله کارهای به یاد ماندنی این هنرمند فقید است.وی در دهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری برای فیلم "مسافران " شد و سال 65 نیز نامزد دریافت این جایزه برای فیلم "ناخدا خورشید "شده بود.همچنین بیست و یکمین جشنواره فیلم فجر با بزرگداشت این فیلمبردار همراه بود که در آن جشنواره آثار شاخص وی به نمایش در آمد. "چه کسی امیر را کشت "آخرین فعالیت سینمایی مرحوم فخیمی بود.
"  جواد خدادادی"
      جواد خدادادی که به دلیل عارضه قلبی در بیمارستانی در آلمان بستری شده بود، چهارم شهریور درگذشت و در کشور آلمان به خاک سپرده شد.این بازیگر نقش ابوذر در سریال امام علی(ع) چندی پیش به دلیل عارضه قلبی در بیمارستانی واقع در دورتموند بستری شده بود. بازیگر سریال آینه که 8سال پیش برای مداوای بیماری همسرش به آلمان رفته بود، بهار امسال به ایران بازگشت و تصمیم به ادامه فعالیت در عرصه هنر گرفت اما به دلیل حاد شدن ناراحتی قلبی خود به آلمان بازگشت.
 خداحافظ "رسول اف "
      محسن رسول اف عکاس و کاریکاتوریست جوان در سانحه هوایی در قرقیزستان پنج شهریوردرگذشت . او متولد 1362در شیراز و فارغ التحصیل مهندسی ( ISC سیستم های ارتباطی اینترنتی) از دانشگاه گیلفورد انگلستان بود . محسن عکاس پشت صحنه فیلم های " آتش سبز" به کارگردانی محمد اصلانی و " لالایی ها " به کارگردانی منیژه حکمت بود و به این ترتیب به سینما که خیلیبه آن علاقه داشت نزدیک شد . محسن علاوه بر عکاسی به کاریکاتور هم علاقه داشت و به اتفاق چند تن از دوستانش عضو گروه شیر اوژن بود.
  "فرهاد خان محمدی" بازیگر سینما و تلویزیون
      فرهاد خان محمدی بازیگر سینما و تلویزیون ساعت 13 بعد از ظهر 29 شهریور به دلیل ایست قلبی در بیمارستان رسول اکرم در سن 64 سالگی درگذشت.تشییع پیکر خان محمدی ساعت 10 صبح روز یکشنبه 31 شهریور از مقابل خانه سینما به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا برگزار شد. وی در همدان متولد شد. تحصیلات ابتدایی را تا اخذ گواهینامه هشتم در همدان گذراند. سپس در سال 1338 همراه خانواده به تهران آمد. مدتی مشغول کارهای فنی بود و چندین سال در ارتش به عنوان افسر ارشد کار کرد. بعد از آن درسال 1347 وارد عرصه سینما شد. خان محمدی بیش از 4 دهه فعالیت داشته که شاخص ترینآنها دو مجموعه تلویزیونی "سربداران" و "کارآگاه علوی" یک و دو بوده است.
  " طاهره صفارزاده"
      طاهره صفارزاده شاعر و مترجم قرآن، صبح روز 4 آبان ماه به علت زائده مغزی در بیمارستان ایران مهر درگذشت . او در سال 1315 در شهرستان سیرجان متولد شد و پس از کسب مدرک لیسانس در رشته زبان و ادبیات انگلیسی برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفت . وی در ماه مارس 2006 همزمان با برپایی روز جهانی زن از سوی سازمان نویسندگان آسیا و آفریقا به عنوان شاعر مبارز و زن نخبه دانشمندان مسلمان برگزیده شد.

 ردیف دان موسیقی زن ایرانی چشم از جهان فرو بست
     خاطره پروانه از خوانندگان با سابقه ایرانی صبح روز پنجشنبه16 آبان پس از تحمل هشت ماه بیماری در سن 78 سالگی درگذشت. این هنرمند یک ماه قبل ازفوت به دلیل شکستگی استخوان پا در بیمارستان بستری بود . خاطره پروانه در سال 1309 به دنیا آمد. مادرش "پروانه" از خواننده های عصر قاجار به ویژه دوره ناصری بود. خاطره در سال 1336 به طور حرفه ای کار خود را با ارکستر استاد صبا آغاز کرد و گفته می شود که نام "پروانه" از سوی استاد صبا برای وی انتخاب شده است. آخرین فعالیت این خواننده، اجرا با گروه یاران بود که در اول شهریور سال 1386 در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.
 درگذشت "خسرو تسلیمی " تهیه کننده و مدیرتولید سینما
 "    خسرو تسلیمی " تهیه کننده و مدیرتولید سینمای ایران19 آبان ماه در سن 83 سالگی به علت سکته قلبی درگذشت. مراسم تشییع پیکر وی21 آبان ماه ساعت 10 صبح از مقابل خانه سینما انجام شد.تسلیمی همسر منیره آخوندنیا (منیره تسلیمی) بازیگر تئاتر، پدر سیروس تسلیمی (تهیه کننده و نویسنده) و سوسن تسلیمی (بازیگر و کارگردان تئاتر و سینما) بود. از آخرین کارهای او به عنوان مدیرتولید می توان به "کیش و مات"،" ازدواج صورتی"، "الهه زیگورات" و "بی همتا" اشاره کرد.
 از اعضای انجمن فیلم کوتاه
     امید الله داد از اعضای انجمن فیلم کوتاه ایران، دوم آذر ماه بر اثر ایست قلبی در سن 29 سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد. مرحوم الله داد از اعضای تهیه کننده انجمن بود که فیلم های کوتاه بسیاری چون طوفان سنجاقک (شهرام مکری)، خوره (سعید حبیبی)، تمام دغدغه های من (سپهر سبحانی) و چندین کار کوتاه دیگر را تهیه کرده بود. وی همچنین از اعضای فعال انجمن بود و بسیاری از کارهای تبلیغاتی و انتشاراتی انجمن در دفتر وی "مثلث زرد " انجام می شد.پیکر وی سوم آذرماه در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
  "احمد آقالو "
 "     هرگز مپرس که ناقوس، مرگ چه کسانی را می نوازد" این جمله ای بود که روزهای واپسین عمر ا حمد آقالو از او شنیده شد . این بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون پس از یک دوره بیماری، پنج آذر ماه به علت سرطان درگذشت. در سال های اخیر به دلیل شدت بیماری، این هنرمند دیگر در برنامه های تلویزیونی شرکت نمی کرد و بیشتر در اجرای برنامه های رادیویی فعالیت می کرد. آقالو متولد 1328 در قزوین، فارغ التحصیل تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود. وی فعالیت هنری خود را پس از گذراندن دوره 6 ماهه بازیگری در هنرستان آزاد هنرپیشگی دانشکده هنرهای دراماتیک آغاز کرد.بازی در فیلم "دادشاه " به کارگردانی حبیب کاوش، نخستین تجربه سینمایی اوست. از دیگر فعالیت های آقالو می توان به دوبلاژ، رادیو، بازی در تئاتر و مجموعه های مختلف تلویزیونی اشاره کرد.
 "رضا ارحام صدر "
       رضا ارحام صدر عصر روز یکشنبه 24 آذر ماه در منزل مسکونی خود در شهر اصفهان در سن85 سالگی از دنیا رفت. رضا ارحام صدر بازیگر پیشکسوت تئاتر و سینما اردیبهشت ماه 1302 در محله پاقلعه بخش 4 اصفهان متولد شد و فعالیت هنری خود را از سال 1326 و بازی در تئاتر آغاز کرده و در واقع از پایه گذاران تئاتر در اصفهان محسوب می شود.او همچنین در سال 1336 با فیلم "شب نشینی در جهنم " وارد سینما شد و سپس در فیلم هایی چون "علی واکسی "، "ستاره ای چشمک زد "، "مردان خشن "، "جعفرخاناز فرنگ برگشته "، "نصف جهان " و "افسانه شهر لاجوردی " بازی کرد.از نمایش های او نیز می توان به "رفیق ناجنس "، "بوقلمون ها "، "کدام یک از دو "، "دلقک ها "، "وادنگ " و "خروس بی محل " اشاره کرد.آخرین فعالیت سینمایی این بازیگر کهبه دلیل کهولت سن کم کار بود، به فیلم ویدیویی "درسا " محسن دامادی در سال 84 برمی گردد.
 درگذشت"فریدون خوشابافرد "
     فریدون خوشابافرد صداگذار و صدابردار با سابقه سینمای ایران، روز جمعه 11بهمن ماه بر اثر سکته قلبی در گذشت.او صداگذار فیلم هایی نظیر"تک درخت ها "، "تلافی "، "قتل آنلاین " و "انتخاب " بود. مرحوم فریدون خوشابافردکار در سینما را با صدابرداری استودیوی "آقای هیروگلیف " به کارگردانی غلامعلی عرفان شروع کرد و آخرین کار به نمایش درآمده از وی، فیلم سینمایی "تلافی " بود که کار صداگذاری آن را بر عهده داشت.مراسم تشییع پیکر این هنرمند فقید، راس ساعت 10 صبح روز یکشنبه 13 بهمن ماه از مقابل "خانه سینما " برگزار شد.
 خالق " حسنی نگو یه دسته گل"
     منوچهر احترامی طنزپرداز و نویسنده کودکان 23 بهمن در اثر عارضه قلبی در سن 67 سالگی درگذشت . او سابقه فعالیت در تهران مصور، فردوسی وگل آقا و مدتی هم در رادیو و تلویزیون و برنامه های صبح جمعه و شما و رادیو را داشت.داستان <حسنی نگو یه دسته گل> از مهمترین داستان های کودک احترامی و" طنز در تعزیه" از مهمترین فعالیت هایش در زمینه تحقیقی است.
  "مهری مهرنیا "
      مهری مهرنیا بازیگر قدیمی سینما، تئاتر و تلویزیون روز 29 بهمن ماه پس از مدت ها تحمل بیماری در بیمارستان باهنر تهران دارفانی را وداع گفت. مراسم تشییع پیکر این هنرمند، ساعت 10 صبح روز یکشنبه چهارم اسفند ماه از مقابل خانه سینما و به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا برگزار شد.آخرین نقش آفرینی "مهری مهرنیا"، بازی در فیلم "همیشه پای یک زن در میان است("کمال تبریزی ) بوده است.

 

 

سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧

 

اصلاحات که مرده بود؟!

روزنامه کیهان  صفحه 2 

  عضو فراکسیون اصلاحات در مجلس ششم معتقد است عنوان شیخ اصلاحات برای برخی همانند عنوان عینعلی برای کور است.
    اکبر اعلمی که اخیرا کاندیداتوری خود را برای انتخابات رسما اعلام نموده در یادداشتی با اشاره به ماهیت و سابقه تاریخی مفاهیم چپ وراست اصلاح طلب و اصولگرا به شیوه ای کنایه آمیز از میرحسین و کروبی انتقاد کرد.
    وی در خصوص میرحسین موسوی می نویسد: با وجود این که آقای میرحسین موسوی پس از 20 سال سکوت به نظر میر سد که همچنان بر بخش قابل توجهی از دیدگاه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی گذشته خود اصرار ورزیده و از آشکار کردن و اظهار آن هم ابائی ندارد، براساس تلقی نادرست و تلقینات جریانات سیاسی صاحب تریبون، اصلاح طلب به شمار می رود، در حالی که شواهد حاکیست که نگاه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایشان با مواضع بسیاری از مدعیان اصلاح طلبی امروز تناسب چندانی ندارد و وجه افتراق میان مواضع و باورهای او با طیف وسیعی از اصلاح طلبان موجود بسیار بیشتر از اختلاف وی با مواضع مدعیان اصولگرائی است!
    وی همچنین در خصوص بکارگیری عناوینی همچون شیخ اصلاحات که درباره کروبی به کار می رود، می نویسد اولاباید تحول خواهی صاحب همچون عنوانی ثابت شود و ثانیا وقتی فردی لیدر یا شیخ اصلاحات نامیده شود این نامیدن توسط هواداران اکثریت اصلاحات باشد نه یک گروه اندک. گرچه عده ای کماکان می توانند میان خود به صورت قراردادی به توافق برسند که فلان شخصیت رهبر و یا شیخ و بزرگ اصلاحات باشد و سپس به کمک ایادی و رسانه های انحصاری خود به مخاطبین ساده خود نیز همان را تلقین نمایند. اما بدون تردید رابطه چنین افرادی با اصلاحات و تحول خواهان واقعی کشور مانند رابطه نابینا با اسم عینعلی و لنگ با اسم بادپا خواهد بود!
    گفتنی است اعلمی هنگامی که به خاطر مواضعش علیه وزارت نفت دولت اصلاحات مورد شکایت و پیگرد قرار گرفت، از مرگ اصلاحات خبر داد و گفت مصونیت نمایندگی یعنی کشک!

 

انتقام از امام

روزنامه اعتماد ملی صفحه 1 

نویسنده: سیدمهدی امام جمارانی

   در روزنامه اعتماد ملی دوشنبه 26 اسفند 1387 از قول آقای مصباح یزدی مطالبی در مورد آقای کروبی نقل شد که جای بسی تامل و شگفتی دارد. ایشان در جواب آقای کروبی که سه سال پیش گفته بود: نامه ای را علیه دستگاه شاهنشاهی نزد آقای مصباح یزدی بردم ولی امضا ننمود و گفت حاج آقا روح الله از این تندروی ها زیاد می کنند، ما نباید گوش کنیم> در پاسخ گفته است: <من به آقای کروبی اعتمادی نداشتم، هویت او برایم مجهول بود. بنده هنوز هم به این قبیل افراد اعتماد ندارم.> حضرت آقای مصباح ضمن احترام به فضایل علمی و فلسفی جنابعالی باید بگویم که آن روزها برنامه های جنابعالی و برخوردهای جنابعالی مجهول و ناشناخته بود، نه آقای کروبی. کروبی از عنفوان جوانی یا در زندان بود یا در تبعید و حصر یا مخفی و فراری بود یا مورد بی مهری امثال جنابعالی. و من که از سال 41 رفیق نزدیک ایشان بودم، یاد ندارم که مدتی را ایشان و خانواده اش در آسایش زندگی کنند. همه هستی او صرف مبارزه با دستگاه ستمشاهی و به ثمر رسیدن انقلاب شد و اگر امثال کروبی و سربازان پاکباخته چون کروبی نبودند نه دستگاه جبار به نابودی کشیده می شد و نه انقلاب به ثمر رسیده بود و نه امروز جنابعالی می توانستید آزادانه از امکانات انقلاب و کشور در جهت اهداف فرهنگی مورد نظر خود بهره برداری کنید.
    حضرت آقای مصباح آیا شما واقعا به روش امام و اندیشه های او معتقد بودید و در عین حال در جشن نیمه شعبان سال 57 با چراغانی موسسه خود دستور امام را در مورد تعطیلی چراغانی شکستید؟ و امام را آدمی تندرو می دانستید؟
    برخوردهای آن روزگار شما نشان می داد که اگر خدای نخواسته انقلاب به پیروزی نمی رسید، شما احتمالااز کسانی بودید که انقلابیون را به تمسخر می گرفتید و همه را غیرطبیعی فرض می کردید کمااینکه الان به شخصیتی که صددرصد مورد تایید و نماینده تام الاختیار امام بود و امام ایشان را با عنوان عمادالاعلام و ثقه الاسلام مورد خطاب قرار داد، (صحیفه امام ج 6 ص 367) می گویید <اعتماد نداشته و هنوز هم ندارم> جناب آقای مصباح! حضرت امام با آن همه احتیاط که در نوشتار و گفتار خود داشتند راجع به آقای کروبی تعبیراتی دارند که در مورد کمتر کسی نظیر آن را می توان یافت. حضرت امام در حکمی به جناب آقای کروبی می فرمایند: <جنابعالی را که بحمدالله در صف اول مجاهدان اسلام بوده و هستید چون سال های گذشته به نمایندگی از طرف خود به سرپرستی حجاج بیت الله الحرام منصوب می نمایم.> جناب آقای مصباح اگر برای ما ملاک نظر حضرت امام باشد، باید بگویم کروبی مورد تایید امام و در صف اول مجاهدان اسلام است و اما جنابعالی که امروز سنگ دفاع از اندیشه امام را به سینه می زنید از چنان جایگاهی در نزد امام برخوردار نبودید و حتی وقتی یکی از بستگان شما را برای نمایندگی امام در سپاه معرفی کردند، امام رد کردند و فرمودند: می خواهید این افکار را به سپاه بکشانید. جناب آقای مصباح اگر حضرتعالی به آقای کروبی اعتماد نداشتید و ندارید و به راه امام عقیده داشتید چرا شب نیمه شعبان که شعله انقلاب فراگیر شده بود با نظر امام در مورد تعطیلی چراغانی مخالفت کردید و خواستید وضع کشور را عادی جلوه بدهید و امام را یک آدم تندرو قلمداد نمایید. واقع قضیه این است که بعضی افراد که نتوانستند و نفوذ حضرت امام اجازه نمی داد که به امام ناروا بگویند سعی می کردند به افراد مورد تایید و قبول حضرت امام بدگویی و تهمت و افترا بزنند. به یاد دارم مرحوم فردوسی پور در ایام درگیری بنی صدر خدمت امام رسید و گفت: بسیاری به افرادی چون آقای بهشتی و هاشمی و آقای خامنه ای و حاج احمدآقا فحاشی نموده و بد می گویند و حضرت امام به او فرمودند: بله اینها چون به من نمی توانند فحشی بدهند به این آقایان می گویند چون می دانند که اینها مورد تایید و اعتماد من هستند. اکنون نیز گویا مطلب همینطور است؛ انتقام از اینها و کروبی ها انتقام از امام است.

 

آیت الله سبحانی عنوان کرد: ریشه های اندیشه ضد دینی شبستری

روزنامه رسالت  صفحه 2 

   حضرت آیت الله جعفر سبحانی از مراجع عظام تقلید خاستگاه اندیشه های محمد مجتهد شبستری را کلام کاتولیک و اندیشه های منسوخ مارکسیستی برشمرد و آن را در راستای برنامه اسلام زدایی غرب دانست. حضرت آیت الله سبحانی از مراجع عظام تقلید و از متفکرین و بزرگان کلام اسلامی در پاسخ به درخواست های طلاب و دانشجویان و جمعی از اصحاب اندیشه برای اعلام نظر درباره سخنانی که اخیرا در دانشگاه صنعتی اصفهان توسط محمد مجتهد شبستری عنوان شد مطالبی نوشته اند که توسط دفتر ایشان جهت انتشار در اختیار گروه آئین و اندیشه خبرگزاری فارس قرار گرفته است. آیت الله سبحانی به ریشه های اندیشه گفته شده در دانشگاه صنعتی اصفهان پرداخته و آورده است: سالیان درازی است که غربیان، برای «اسلام زدایی» برنامه ریزی کرده و اساس برنامه آنها را تشکیک در نبوت پیامبر اسلام، تشکیل می دهد. ولی با تجربه دریافتند که تشکیک به صورت صریح و آشکار کارساز نیست اما به صورت خزنده می توان به مقصود رسید. از این جهت راه دوم را بر راه نخست ترجیح داده اند که به صورت خزنده به نفی نبوت و نفی اسلام برسند، بالاخص تئوریسین های جدید آنها از فروپاشی مارکسیسم درس آموخته اند. علت اینکه مارکسیسم فرو ریخت، آن بود که با دین و مذهب، مقابله صریح و رو در رویی پرشتاب داشت و از این جهت برای مبارزه با دین و دینداری کارساز واقع نشد، و لذا وقتی فرو پاشید، مساجد و کلیساها دوباره رونق گرفتند. حضرت آیت الله سبحانی یادآور شده است: شبستری نه تنها نظریه کاتولیک ها درباره پیامبر را بازگو کرده بلکه در بخش هایی از سخنان خود، نظریه مارکسیست ها درباره کل ادیان و پدیده وحی را منعکس کرده است که می گویند: اصل دین ساخته بشر است، جنبه متافیزیکی ندارد. (و کتاب های ارانی و نوچه های او، مملو از این سخنان است) بخشی از کلمات این نواندیش اشاره به این عقیده است که می گوید: «بنابراین، دین هم از انسان شروع می شود، فلسفه هم از انسان شروع می شود، علم هم از انسان شروع می شود، هنر هم از انسان شروع می شود. بنابراین، این تعبیر که دین، ماورایی است را بنده برایش معنی درستی نمی بینم ... چون اصلابنده دین و دین داری را کار خود آدمی می دانم.» آیا تکرار سخن مارکسیست هایی ( که خود آنها هم، اکنون از آن دست برداشته و به آن بی اعتقاد شده اند)، نواندیشی به حساب می آید یا تقلید کورکورانه؟! آن هم تقلید از نظریاتی که نادرستی خود را در عمل و تجربه ثابت کرده اند. از سوی جهان متمدن، بر اثر پیشرفت علم، کنار گذاشته شده اند!! شگفتا این نواندیش دینی در آخر کلام خود از پیروی نسنجیده از افکار دیگران انتقاد می کند و می گوید:« این را دوستانه می گویم که وقتی انسان بخواهد اهل فکر باشد اهل تعقل باشد، از عده ای طلب ارشاد بکند، تقلید کورکورانه غلط است... تقلید کورکورانه کار درستی نیست...» آیا پیروی نسنجیده از مسیحیان کاتولیک و بدتر از آن، از اندیشه های مارکسیست ها، زیبنده یک نواندیش مسلمان است؟ وی اضافه کرده است: مارکسیست ها، واقعیت دین را به نوعی ساخته و پرداخته کاهنان و جادوگران می دانند، و درباره دعانویسی و اینکه مردم در هنگام بیماری به دعانویسان پناه می برند تا از شر جن و پری ها که مایه بیماری آنها شده اند نجات یابند، قلمفرسایی می کنند و دین را یک مسئله خرافی قلمداد می نمایند.

 

هاشمی 87 در یک تابلو

روزنامه اعتماد صفحه 6 

نویسنده: سیدحمید متقی

 اگر از شما بخواهند در یک اثر کلاژ تحولات سیاسی ایران در سال 87 را روی تابلو نقش کنید از چه تصاویر یا بریده جرایدی استفاده می کنید؟ تصویری از سکوی پرتاب ماهواره امید یا آغاز به کار مجلس هشتم؟ از تیترهای افشاگرانه پالیزدار تا بازداشت و آزادی وی یا تساوی های ملال آور پنج ساله اخیر قرمز و آبی؟ لوگوی شهروند، تهران امروز و کارگزاران بر تابلوی شما نقش می بندد یا علامت NPT؟با توجه به سرعت و تعدد خارق العاده رویدادها و تحولات در این مرز و بوم، طبیعی به نظر می رسد هر کس به فراخور دیدگاه و نظرات خود تابلوی کلاژ متفاوتی برای نمایش تهیه کند. با این همه به احتمال زیاد شما هم معتقد خواهید بود برای نگاهی جامع به جغرافیای سیاست در ایران 87 باید بخشی از تابلو را به اکبر هاشمی رفسنجانی اختصاص داد.اگر هم در تابلویی به وی و عملکردش اشاره نشده باشد احتمالاً نخستین پرسشی که در اذهان متبادر می شود این خواهد بود که سازنده تابلو از چشم پوشی از هاشمی چه هدفی را پیگیری می کرده است.شاید بتوان با قاطعیت تاکید کرد این گزاره در صورتی که از سه دهه عمر انقلاب اسلامی نیز 30 تابلوی کلاژ خلق شود، با همه تغییر ها و شلوغی ناشی از اتفاقات پیاپی باز هم صادق خواهد بود و لاجرم یکی از المان های ثابت این 30 تابلو هرچند با موقعیت های متفاوت و حتی گاه متعارض حضور اکبر هاشمی رفسنجانی در آن خواهد بود.بسیاری از ناظران عرصه سیاست در ایران شکست سنگین هاشمی در سوم تیر را نقطه پایان حضور موثر وی در ساخت قدرت نظام جمهوری اسلامی ارزیابی می کردند. اما شاهد بودیم که هاشمی با صبر و انتخاب زیرکانه حرکت های پس از آن ماجرا، آرام آرام توانست به بازسازی وجهه خود بپردازد و در انتخابات مجلس خبرگان همه رقبا از جمله پدر معنوی کامیابان انتخابات سوم تیر را نیز با فاصله یی غیرقابل انکار پشت سر بگذارد.
    احمدی نژاد: جدال بی پایان
    درست در آغازین روزهای سال 87 یکی از پرونده هایی که در سال 86 روی میز هاشمی و احمدی نژاد قرار گرفته بود، با کامیابی نسبی هاشمی رفسنجانی مختومه شد.اگر به یاد داشته باشید در سال 86 محمود احمدی نژاد در چند سخنرانی و کنفرانس مطبوعاتی از وجود یک جاسوس هسته یی در تیم پیشین مذاکره کننده با آژانس خبر داده بود که با ارائه اسناد محرمانه به بیگانگان باعث افزایش فشار بر کشور شده بود. ایما و اشاره های رئیس دولت نهم چنان اظهرمن الشمس می نمود که اکثر رسانه ها انگشت اتهام را به سوی سیدحسین موسویان مشاور نزدیک رئیس مجمع تشخیص مصلحت و سخنگوی تیم مذاکره کننده هسته یی در دولت اصلاحات نشانه رفتند.پس از بازداشت وی اخبار ضد و نقیضی در این باره منتشر شد. با این حال سیدمحمد خاتمی در سخنرانی سال 86 خود در دانشگاه تهران به شدت این اتهام را تکذیب و اکبر هاشمی نیز به محض آزادی موسویان از زندان با قرار وثیقه، وی را به سمینار مجمع تشخیص مصلحت دعوت کرد و در تمام مدت برنامه و جلوی دوربین عکاسان وی را در کنار خود جای داد.این دو رویداد خشم رسانه های حامی دولت را به همراه داشت. درست در اواخر سال 86 پرونده به دستگاه قضایی سپرده شد و قاضی پرونده با وجود موج رسانه یی شدیدی که علیه موسویان به راه افتاده بود، وی را از اتهام جاسوسی تبرئه کرد. این اقدام موجب اعتراض شدید دولتمردان نهم و رسانه های آنها شد و با اعتراض دادستان پرونده مورد بررسی مجدد قرار گرفت و سرانجام در فروردین ماه سال 87 موسویان بار دیگر از اتهام جاسوسی تبرئه و تنها به سبب نگهداری برخی از اسناد محرمانه به دو سال حبس تعلیقی محکوم شد. این حکم باز هم با نارضایتی شدید رسانه حامی دولت مواجه شد. همین امر هم باعث ادامه روند اتهام پراکنی علیه موسویان شد. موسویان نیز پس از مدتی سکوت علیه این رسانه به دستگاه قضایی شکایت برد.پس از این اقدام بسیاری از رسانه های اصولگرای منتقد دولت که در این پرونده با احمدی نژاد هم صدا شده بودند با انتشار نامه هایی رسماً از موسویان عذرخواهی کردند: از روزنامه سیاست روز گرفته تا سایت الف و عدالتخانه. فارغ از این گونه موارد مهم ترین چالش هاشمی و احمدی نژاد در نوع نگاه آن دو به مسائل کشور بازمی گردد. هاشمی در سال 87 رسماً اعلام کرد دیگر در برابر اقدامات دولت که وی آنها را غیرکارشناسانه می نامید سکوت نخواهد کرد.درست در روزهای پایانی فروردین ماه رئیس مجلس خبرگان رهبری به تقبیح شیوه های اقتصادی که به جای تقسیم ثروت به تقسیم فقر پرداخته و عدالت را در توزیع پول بین مردم تعریف می کنند، پرداخته، این روش را گداپروری نامید. این انتقاد تلویحی به برخی از اقدامات دولت نهم اسباب خشم ارگان مکتوب دولت را فراهم کرد. این روزنامه در یادداشت تندی به این انتقاد هاشمی پاسخ داد و وی را مسوول مشکلات اقتصادی کنونی کشور دانست. این روزنامه نوشت: به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، آغاز آسیب پذیری اقتصادی به دوران دولت سازندگی که گرایشات افزون طلبی و رانت های دولتی در یک مجموعه محدود همراه با سیاست های غیربومی از سوی این مجموعه ارائه و عملیاتی می شد، برمی گردد. (ایران، دوم اردیبهشت)چند روز بعد اکبر هاشمی رفسنجانی بار دیگر و این بار در حسینیه جماران و در جمع تشکل های دانشجویی با ابراز تاسف از عقبگرد کشور در سه سال گذشته، دولت احمدی نژاد را به کم کاری در دستیابی به اهداف سند چشم انداز متهم کرد. (امروز، 22مرداد)سخنان هاشمی با موضع گیری شدید جریان حامی احمدی نژاد روبه رو شد. تا جایی که حسین شریعتمداری در سرمقاله 24 مردادماه کیهان به صورت تلویحی وی را متهم به خلافگویی کرد. این روزنامه نوشت:استناد آیت الله هاشمی به نظر خصوصی رهبر معظم انقلاب - البته و با عرض پوزش در صورت صحت این استناد- در حالی است که چند روز قبل از آن، بیت رهبر معظم انقلاب با صدور اطلاعیه یی همگان را از استناد به نظرات مطرح شده از سوی معظم له در جلسات خصوصی به شدت نهی کرده و تاکید شده بود «این مطالب تابع حکم مربوط به جلسات خصوصی است و هیچ کس نمی تواند ادعای نقل یا تحریف مطلبی را داشته باشد که علی القاعده دسترسی به آنها جز در شرایط خاص امکان پذیر نمی باشد».از این رو استناد آقای هاشمی رفسنجانی به سخنان رهبر معظم انقلاب در یک جلسه خصوصی به دلیل فوق الذکر اقدامی خلاف قانون و روال است. در بخش دیگری از این مقاله آمده است: این نقل قول فاقد اعتبار نیز هست، زیرا از یک سو آنچه آیت الله هاشمی رفسنجانی از قول رهبر معظم انقلاب نقل کرده اند- البته مطابق تفسیر خود ایشان- مستلزم تعریض رهبر فرزانه انقلاب به دولت نهم است و از سوی دیگر برای اثبات صحت آن هیچ سندی غیر از اظهارات جناب آقای رفسنجانی وجود ندارد.با وجود موج تخریب گسترده علیه هاشمی وی همچنان به نقد دولت ادامه داد تا جایی که سخنگوی دولت علناً وی را دشمن دولت نهم نامید. اعتماد در این زمینه نوشت: سخنگوی دولت رئیس مجلس خبرگان رهبری را به «دشمنی» با محمود احمدی نژاد متهم کرد و از وی خواست برای انتقادات خود علیه دولت «حجت شرعی» ارائه کند.طی سال گذشته محمود احمدی نژاد نیز در هر فرصتی به ویژه در سخنرانی های سفرهای استانی به صورت تلویحی یا صریح هاشمی و حامیان وی را مورد انتقاد قرار داد که پرداختن به همه آنها از مجال این مطلب خارج است. بدون اغراق می توان بیان داشت بیشترین خبری که در همه ماه های 87 به انحای مختلف در صفحات سیاسی روزنامه ها تکرار شد انتقادات گاه و بیگاه هاشمی و احمدی نژاد نسبت به هم بوده است.
    جهان اسلام: تلاش برای تعامل
    در اواسط خردادماه القدس العربی خبر داد هاشمی رفسنجانی در راس هیاتی بلندپایه عازم عربستان سعودی می شود. این سفر به دعوت رسمی ملک عبدالله پادشاه عربستان انجام می گیرد که چندی پیش از سوی سفیر این کشور در تهران به آیت الله هاشمی ابلاغ شد. بنا به اظهارات منابع آگاه روزنامه القدس العربی، هدف از این دیدار تحکیم و تقویت روابط دوجانبه در بالاترین سطوح بعد از تنش ها و موانعی است که بر اثر بحران لبنان به وجود آمده بود. شاید اگر این سفر چهار سال پیش به وقوع می پیوست مورد توجه ویژه رسانه ها قرار نمی گرفت اما در وضعیت کنونی به سبب اختلافات فرقه یی در جهان اسلام و سیاست های متضاد کشورهای منطقه با دستگاه دیپلماسی دولت نهم دعوت در چنین سطحی اهمیت فراوانی می یابد. هاشمی در سخنرانی خود در مجمع جهانی اسلام با انتقاد از افراطی گری و بنیاد گرایی در مذاهب مختلف، خواهان نزدیکی و تفاهم عملی مذاهب و فرق اسلامی شد که مورد استقبال گسترده اعضای اجلاس قرار گرفت.تبعات سفر هاشمی به عربستان از جمله بازدید از باغ فدک و تاکید طرف عربستانی جهت تکریم مسافران ایرانی واکنش های زیادی را در رسانه های داخلی و منطقه به همراه داشت.
       جنجال های رسانه یی: مردی که همه چیز می داند
    کاراکتر هاشمی به سبب حضور مستمر و تاثیرگذار در مهم ترین مراکز قدرت و تصمیم سازی در سه دهه گذشته همواره برای رسانه ها جذاب بوده است. قطعاً علاقه مندان تاریخ سیاسی ایران هر سال هنگام برپایی نمایشگاه کتاب منتظر انتشار خاطرات تلگرافی هاشمی در 20 سال گذشته هستند. این اقدام هاشمی تا حدودی شبیه به انتشار پرونده های محرمانه پس از مدت زمان معین در کشورهای پیشرفته است.انتشار این خاطرات در سال های گذشته همواره با جنجال هایی روبه رو بوده است. اما امسال یک کتاب دیگر درباره نظرات هاشمی جنجال آفرید. انتشار کتاب «هاشمی بدون روتوش» بر پایه 20 ساعت گفت وگوی صادق زیباکلام با وی واکنش های متفاوتی را به همراه داشت.در صفحات 156 و157 این کتاب به مسائل مرتبط با چگونگی گنجانده شدن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی اشاره شده بود که برخی از سایت های اصولگرا این مطالب را مغایر با اعتقاد با ولایت فقیه گوینده ارزیابی کردند. پس از این رویدادها دفتر هاشمی با انتشار بیانیه یی به این موارد پاسخ داد.در بخشی از پاسخ دفتر آمده است: اعتقاد و وفاداری آیت الله هاشمی رفسنجانی به ولایت فقیه اظهرمن الشمس است. ایشان در طول سال های قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همیشه مدافع اصل مترقی ولایت فقیه بودند، هستند و خواهند بود... آیت الله هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان قانون اساسی حضور نداشتند که در مباحث و مذاکرات آن شرکت نمایند. پس اساس بند دوم مطلب مذکور مخدوش می باشد که ناشی از غفلت گردآورندگان یا تایپ کنندگان است. اصل متن بدین شکل بوده است: در بحث اصلاح قانون اساسی به موضوع ولایت مطلقه فقیه که رسیدیم، عده یی مخالفت کردند، البته کسانی هستند که الان چیزی می گویند که آنجا موافقت کرده بودند...متاسفانه گردآورندگان کتاب به نقل از خاطره یی از آیت الله هاشمی رفسنجانی به نقل از آقای آذری قمی، مطلبی را با عبارت در زمان تنفس یکی از جلسات مجلس خبرگان آورده اند که نمی توان هیچ سندی برای آن ارائه کرد و جالب است که به نقل از آیت الله هاشمی رفسنجانی در همین متن گفته اند تعبیری از من نقل کرده بود که یادم نیست. گردآورنده این کتاب باید توضیح دهد این جمله را از کجا به متن اضافه کرده است؟،... از جنجال های رسانه یی دیگر می توان به مصاحبه دختران هاشمی رفسنجانی با مجله شهروند امروز اشاره کرد. انتشار این گفت وگو ها در شهروند با حیرت بسیاری از دست اندرکاران مطبوعاتی کشور مواجه شد. شهروند پس از آن گفت وگو ها بیش از دو هفته عمر نکرد.
    پیشنهاد شورای فقاهت: قدم به هزاره سوم
    هاشمی رفسنجانی در مراسم پایانی ششمین اجلاسیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و علمای بلاد اسلامی در 30 خردادماه با اشاره به معضلات کنونی جامعه و لزوم چاره اندیشی فقه شیعه برای آن پیشنهادی مطرح کرد که هرچند مخالفتی را از سوی مشاهیر و مشایخ حوزه به همراه نداشت، اما باعث ایجاد موج جدیدی از تخریب توسط همفکران دولت نهم علیه وی شد.(شهروند،57)وی در ادامه به برخی از موارد چون انتخابات، هنر، بیمه، تامین اجتماعی، فدرالیسم، بانکداری، احزاب و... اشاره کرد که باید فقها به بررسی و تبیین آنها از نگاه فقه بپردازند. هاشمی در ادامه می گوید: در مسائل پیچیده سیاسی و اجتماعی و علمی و حقوقی و اجتماعی و مدیریتی و بین المللی، کارشناسی بدون داشتن تخصص های لازم مقدور نیست و حوزه های علوم دینی نمی توانند منتظر دریافت کارشناسی مطمئن از بیرون سازمان خود باشند. و اگر ضرورت این پیش نیاز پذیرفته شود به ناچار باید در حوزه ها هم این رشته ها کرسی و استاد و شاگرد داشته باشند و فقهای ما در یک یا چند رشته از اینها متخصص باشند. و در این فرض بسیاری از فتوا ها باید از چند رشته تخصصی بهره بگیرند همان گونه که در قانونگذاری های پیشرفته دنیا معمول است و سرانجام به شورای فتوا می رسیم و چنین فتاوایی می تواند سرمایه یک شورای نگهبان خوب و مناسب قوانین امت اسلامی باشد.(شهروند، 57) رئیس مجلس خبرگان رهبری این ایده را در ماه های بعد به فراخور مکان و زمان مطرح کرد. وی در کنگره بزرگداشت شیخ بهایی با صراحت بیشتری این خواست را تکرار کرد و گفت: در حال حاضر برای اعتلای نظام اسلامی باید دانشجویان علوم دینی به صورت تخصصی این علوم را مورد مطالعه قرار دهند...هم اکنون با جامع العلوم بودن افراد نمی توانیم به اهداف اصلی مان دست پیدا کنیم...اگر بخواهیم مکتب اسلام را برای قرن ها زنده نگاه داریم تنها راه ممکن حرکت به صورت تخصصی شدن است...(آفتاب،3دی)ریشه این ایده به پیشنهادهای شهید مرتضی مطهری برای به روز شدن فقه شیعه در اواخر دهه 40 بازمی گشت. با این همه بخشی از حامیان دولت با انتشار یادداشت هایی در رسانه های خود این پیشنهاد را تخطئه کردند. از دیگر اقدامات هاشمی در حوزه اعتقادی تلاش برای مبارزه با خرافه بود. وی در گفت وگو با صدا و سیما نسبت به انحرافات ایجاد شده در مفهوم مهدویت توسط برخی جریان های فرصت طلب و تندرو اعتراض کرد. هاشمی در اختتامیه جشنواره آخرین منجی نیز به انتقاد از تصور عامه از حرکت امام زمان پرداخت و تاکید کرد به نظر می رسد حکومت مهدی (عج) بر جهان با قدرت نظامی نخواهد بود که اگر قرار بود این گونه باشد امام علی (ع) این کار را انجام می داد. (آفتاب،27 مرداد)
     رسانه های اصولگرا: تیغ های آخته
    امسال هاشمی به صورت کاملاً عریان طعم تیغ رسانه های اصولگرا را چشید: از حملات مکرر و همسر سخنگوی دولت گرفته تا سایت های حامی دولت نهم.امسال پای هاشمی به خبرهای ویژه روزنامه کیهان نیز باز شد. اما باید اذعان داشت توهین آمیز ترین مطلب علیه رئیس مجلس خبرگان رهبری و چهره های شاخص نظام در سه دهه اخیر در نشریه همت منتشر شد. این نشریه حامی دولت نهم در صفحه نخست خود پوستر نمایشی با عنوان «احمدی نژادکشون» را طراحی کرده و مدعی شده بود هاشمی کارگردان، سناریست و بازیگر نقش اول این نمایش است. در این نشریه به بسیاری از چهره های شاخص منتقد احمدی نژاد توهین شده بود.
     تغییر گفتمان: دموکراسی راه بقا
    هاشمی در طول سه دهه انقلاب بنا بر مقتضیات زمان به برخی از مفاهیم و گفتمان ها علاقه ویژه یی نشان داده است. اگر روزنامه های دهه 60 را تورق کنید بی شک خواهید دید یکی از واژه های کلیدی هاشمی عدالت اجتماعی بود تا جایی که هفته ها در نماز جمعه به تبیین این گفتمان پرداخت. این اشتراک باعث نزدیکی بیشتر وی با چپ اسلامی شد. در دهه 70 تعدیل مهم ترین بخش گفتمان هاشمی بود و و در دوره اصلاحات تعادل و میانه روی.اگر به سخنان هاشمی در سه سال گذشته و به ویژه امسال توجه کنیم شاهد تحولی دیگر در گفتمان هاشمی خواهیم بود. دموکراسی، رای مردم، سلامت انتخابات و تحزب را می توان ترجیع بند سخنان هاشمی در سال 87 دانست.به برخی از تیترهای سخنرانی ها و موضع گیری های متعدد هاشمی در این زمینه توجه کنید: « مردم اگر از نظام زده شوند دلیلی برای وارد شدن به مهلکه نمی بینند. (آفتاب،12 خرداد) اگر حکومت زوری باشد، دینی نیست... ما در واقع با اختیار و قبول مردم سر و کار داریم و باید سعی کنیم این اصل در نظام ما حفظ شود و باید توجه داشت دین اسلام با زور سازگار نیست... (امروز،31 خرداد) نیاز کشور برگزاری انتخابات در کمال صحت است. (ایسنا، 14 مرداد) هیچ چیز نباید به مردم تحمیل شود. (ایرنا، 18مهر) محدود کردن خبرنگاران بی نتیجه و غیرعقلانی است... از منظر دین و پیشتازان انقلاب اسلامی نیز چیزی جز آگاهی یافتن مردم از وقایع نمی تواند سلامت نظام را تضمین کند... اگر آگاهی جامعه بالابرود پنجره فساد در رده های گوناگون آن بسته تر می شود. (آفتاب،14 آبان) بی تفاوتی مردم به نفع هیچ کس نیست و تصمیم گرفتن در غیاب آنان سرنوشت کشور را به ناکجاآباد می برد. (آفتاب، 15آبان) استفاده از شیوه های ضددموکراتیک در برگزاری انتخابات سمی مهلک است. (آریا،11 دی) بی تفاوتی مردم به ضرر انقلاب است... اگر مردم نباشند بهترین حکومت ها نیز در اداره امور ناتوان هستند.» (ایلنا، 7 بهمن ماه) اگر دغدغه ها و دلمشغولی های هاشمی در سه دهه گذشته را مرور کنیم، درمی یابیم این دغدغه ها عمدتاً مرتبط با اقتصاد، تنازعات جناحی یا دستیابی به قدرت اجرایی بوده است.اما چه تحولاتی روی داده است که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در سال های میانی دهه هشتم عمر خود و فارغ از علایق معطوف به قدرت این گونه به دفاع از آرمان های انقلاب همت گماشته است. به نظر می رسد رئیس مجلس خبرگان رهبری به مانند بسیاری از دلسوزان جمهوری اسلامی به فراست دریافته است برای بقای مقتدرانه نظام باید بتوان با مکانیسمی حضور مردم در تصمیم گیری های کلان کشور را نهادینه و پایدار کرد. کم هزینه ترین راه در این زمینه دموکراسی و تحزب است.
       و اما سال 88

    هاشمی در طول عمر نظام جمهوری اسلامی همواره در تلاش بوده است نقش «بالانسر» را در معادلات قدرت ایفا کند. اگر خاطراتی را که از وی تاکنون منتشر شده مورد مداقه قرار دهید این گزاره را به خوبی می توانید در بخش بخش خاطرات وی بیابید.تاریخ انقلاب نیز گواه خوبی در این باره است. در دهه 60 وی به عنوان امین بنیانگذار جمهوری اسلامی نقش موثری در رفع سوءتفاهمات بر عهده داشت. همین امر نیز باعث نزدیکی وی به همه جناح های دخیل در حاکمیت جمهوری اسلامی شده بود.اما آغاز حرکت دومینوی تنازعات هاشمی با جریان های سیاسی از زمانی آغاز شد که وی در اوایل دهه 70 به جریان محافظه کار سنتی نزدیک و این اتفاق موجب حذف جناح چپ اسلامی از فضای اجرایی کشور شد.هنگامی که در دوم خرداد 76 «جناح چپ بازسازی شده» توانست به پشتوانه آرای 20 میلیونی شهروندان به قدرت بازگردد هرچند بخشی از پیروزی خود را مدیون برگزاری سالم انتخابات توسط هاشمی بود، اما این امر مانع آن نشد که برخی دلخوری های گذشته را از یاد ببرند و در کنار فرزندان معنوی خود در جنبش دانشجویی و برخی احزاب مولود دوم خرداد مترصد تصفیه حساب با وی ماندند که این فرصت در جریان انتخابات مجلس ششم پدید آمد. با توجه به اتفاقات مورد اشاره باید گفت سال آینده برای رئیس مجلس خبرگان رهبری به ویژه با در نظر گرفتن جایگاه وی در ساختار کنونی نظام، بسیار چالش برانگیز تر از چهره هایی چون محمد خاتمی، مهدی کروبی، قالیباف و... خواهد بود. هاشمی از سویی دل نگران سرنوشت نظامی است که در این سه دهه همواره یکی از معماران اصلی آن به شمار می آمده است و از سوی دیگر خواهان مهار جریان های افراطی غیرمتعهد به توسعه و رشد کشور است.وی در این زمینه ابتدا کوشید طرح وحدت ملی ناطق نوری را روی میز اصلاح طلبان و اصولگرایان منتقد دولت قرار دهد، اما با عقب نشینی طراح اصلی و احزابی چون موتلفه این طرح عملاً به بایگانی سپرده شد. به نظر می آید این چهره تاثیرگذار طرح های زیادی برای انتخابات دهم داشته باشد.با این همه باید منتظر ماند و دید در تابلوی کلاژ 88، اکبر هاشمی رفسنجانی در کجای تابلو حضور خواهد داشت؟ در مرکز یا پیرامون؟ این پرسشی است که به نظر می آید در روز 23 خردادماه 87 به پاسخ آن دست خواهیم یافت.

 

 

 

دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧

 

خون به خون شستن محال آمد محال

 روزنامه اعتماد ملی  صفحه 3

مقاله سعید حجاریان در سالگرد ترورش؛ 

   شب میلاد پیامبر خاتم که رحمت للعالمین بود را بر شما حضار محترم و همه مسلمانان تهنیت عرض می کنم و از اینکه در چنین شب مبارکی که درهای رحمت و مهربانی خداوند بر کل عالم ماکان و مایکون گشوده است، سخن از خشونت و نابردباری برانم احساس مطلوبی ندارم. سال ها است که راقم این سطور، به دلیل انتشار مقاله ای در روزنامه تحت مدیریت، مورد حمله و ملامت مروجان خشونت در ایران قرار دارد. عنوان آن مقاله که در چند شماره پی در پی در روزنامه منتشر شد این بیت از مولوی بود که: <خون به خون شستن محال آمد محال.> ادعای آن مقاله این بود که شهادت امام حسین (ع) و یارانش در کربلانتیجه قهری و تبعی خون هایی بود که در غزوات پیامبر اکرم(ص) در جنگ با مشرکان از آباء قاتلان حسین در صدر اسلام ریخته شده بود. از همان موقع هم این ادعا به انواع گوناگون مورد نقد قرار گرفت و بنده به عنوان صاحب امتیاز و مدیرمسوول روزنامه صبح امروز، هدف انواع شماتت ها و ملامت ها قرار گرفتم و حتی کار به تکفیر و تفسیق هم کشید. شاید هم یکی از علل موجبه ترور من همین تکفیرها بود.
    لذا قصد دارم در اینجا کمی حول و حوش موضوع موشکافی کرده و آن را از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار دهم.
    بلاشک اگر یزید در تمام عمرش یک گزاره صادق گفته باشد قولی است که از وی بعد از واقعه طف خطاب به شهدای کربلانقل شده است با این مضمون که ما شما را به انتقام آباء و اجدادمان قتل عام کردیم و حرارت درونی خودمان را بدین وسیله تشفی دادیم. و حتی شعری هم منسوب به او است که به هنگام حضور کاروان اسیران کربلادر قصر شام با چوب خیزران به لبان مبارک حسین بن علی (ع) می زد و می خواند: لیت اشیاخی ببدر شهدوا جزع الخزرج من وقع الاسل
    قد قتلنا القرن من اشیاخهم و عدلناه ببدر فاعتدل
    لاهلوا و استهلوا فرحا ثم قالوا یا یزید لاتشل
    لعبت هاشم بالملک فلاخبر جاء ولاوحی نزل
    لست من خندف ان لم انتقم من بنی احمد ما کان فعل
    در دعای ندبه ماثور از امام جعفر بن محمد (ع) آمده است که حضرت امیرالمومنین(ع) یقاتل علی التاویل و لاتاخذه فی الله، لومه لائم قد وتر فیه صنادید العرب و قتل رجالهم و ناوش ذوبانهم فاودع قلوبهم احقاد بدریه و خیبریه و حنینیه و غیر هن
    حال ممکن است این سوال مطرح شود که آیا پیامبر به اینکه که آثار وضعی نبرد مسلحانه با مشرکان، پس از اینکه قریش، سال ها مسلمانان را تحت فشار و اذیت و آزار قرار داده بود، نهایتا به انتقام کشیده خواهد شد آگاه بودند یا نه؟ پاسخ این سوال هم مثبت است و پیامبر به اینکه جنگ در مقام پیشبرد اهدافش ممکن است خشونت های متقابلی در پی داشته باشد آگاه بود و این را در بسیاری از احادیث منسوب به ایشان در رابطه با دوران کودکی امام حسین (ع) مشاهده می کنیم. اما نکته اینجا است که آن حضرت به عنوان کسی که در غزوات، خود را سپر بلای سپاه اسلام می کند و حتی در بعضی از جنگ ها خبر شهادت ایشان در اردوی مسلمین می پیچید، چگونه می تواند به توالی و آثار وضعی مبارزات و مجاهدات خویش بیندیشند. وقتی خود ایشان حاضر به شهادت و کشته شدن در راه اعتلای کلمه الله بودند، طبعا پروایی از شهادت نوادگان خویش نیز نمی توانستند داشته باشند.
    در حدیث است که در یکی از غزوات، مسلمین تعدادی از اسرا را به زنجیر کشیده بودند. دو تن که در قطار اسرا بودند به آهستگی به پیامبر اشاره کردند و گفتند، می بینی از اسارت ما چقدر بشاش است. پیامبر که این گفته آنها را شنیده بودند فرمودند: شادمانی من نه از اسارت شماست، بلکه به این خاطر است که می بینم شما را با زنجیر به بهشت می برند و از این وضعیت تناقض آلود خنده ام گرفته است. متاسفانه امروزه شاهد آن هستیم که در جامعه ما بسیاری از افراد عقده خودپیامبربینی دارند و قسیم جنت و نار هستند و بر دیوار اعراف نشسته اند و دکمه چراغ قرمز و سبز را در دست گرفته اند و هر کسی را به مالک دوزخ یا دروازه بان بهشت معرفی می کنند. برای این کار خود هم خشونت را ابزار قرار داده و ادعا دارند که خشن فی ذات الله هستند. خود را ملاک حق و باطل دانسته و میزان اعمال بندگان خدا هستند.
    با این مقدمه نسبتا طولانی باید بگویم که در سری مقالات خون به خون شستن محال آمد محال، اولابه جهت توصیفی و تبیینی، چه در مورد پیامبر و چه در مورد غیرپیامبر، حکایت از امری واقع می شد. بحث اصلی هم بر سر این بود که آیا ما آدمیان متعارف حق داریم که مثلاً کسی را با شبهه ارتداد یا سب نبی یا انواع اتهام های دیگر بکشیم یا فرمان قتل آنها را صادر کنیم؟ همچنان که در قتل های زنجیره ای کرمان اتفاق افتاد یا در قتل های زنجیره ای اعضای کانون نویسندگان و فعالان سیاسی در تهران؟ در شرایطی که ما هنوز که هنوز است در عراق، افغانستان و پاکستان همه روزه و با بهانه های واهی شاهد خونریزی های عنیف در میان شیعیان و اهل سنت هستیم. یکی دیگری را رافضی می خواند و دیگری آن یکی را ناصبی! و البته هیچ کدام از این قتل ها ربطی به صدر اسلام نیز ندارد، بلکه از مقطع تشکیل امپراتوری های عثمانی و صفوی به این سو با شدت و ضعف این قبیل امور ادامه داشته است و این ادعا را که خون به خون شستن محال آمد محال را اثبات می کند. و به قول فردوسی:
    پدر کشتی و تخم کین کاشتی / پدر کشته را کی بود آشتی
    گمان هم می کنم این سیر تا زمانی که فرهنگ خشونت به فرهنگ مدارا تبدیل شود و قانون مبنای عمل همگان قرار بگیرد، ادامه خواهد داشت چرا که شاهد آن هستیم که به دلیل نارسایی های قانون مجازات اسلامی در برخی موارد خصوصا ماده 226، عملاراه فرار برای کسانی که گویی با چشم برزخی به افراد می نگرند و می توانند مانند خضر نبی جوانی را با این بصیرت که وی در بزرگسالی به جانی بالفطره ای تبدیل خواهد شد، به قتل برسانند، باز است. البته در همان داستان خضر هم، حضرت موسی(ع) که همراه خضر بوده است تاب نمی آورد و با نظر به ظواهر حکم می کند و راهش را از خضر جدا می کند. داستان خضر نبی و واکنش حضرت موسی یک نکته را به ما می آموزد و آن اینکه اساسا ما انسان ها باید به ظواهر حکم کنیم، نه بواطن امور. حتی در مورد علم قاضی، برخی معتقدند اگر قاضی خود شاهد واقعه ای باشد، می تواند بر مبنای علم خود حکم دهد، در غیر این صورت از روی اماره و قرینه، قطع حاصل نمی شود و باز می بینیم که برخی از قضات در کارنامه قضاوت خود به طور مکرر بر مبنای قرینه، قطع حاصل نموده و حکم به قصاص داده اند. حال آنکه در بحث قضا، قطع قطاع معتبر نیست.
    این در شرایطی است که در بسیاری از قتل های سنوات دهه هفتاد مباشران و آمران خود را در جای اولیاءالله نشانده اند.در قضیه قتل های زنجیره ای دو خاطره به یاد دارم که شاید برای دوستان تازگی داشته باشد و بتواند تفاوت مشرب این دو نظرگاه را نسبت به مساله کرامت انسان روشن سازد. الف: در زمان معرفی کابینه مهندس بازرگان به امام، مرحوم فروهر همراه آن هیات با امام روبه رو شد و با ایشان مصافحه کرد، امام متوجه شد که ایشان انگشتر طلادر دست دارد. لذا خیلی با نرمی و آهستگی و بدون آنکه کسی متوجه شود انگشتر را از انگشت فروهر بیرون آورد و در کف دست وی نهاد و به این ترتیب نظر فقهی خود را عملابه وی تفهیم کرد. بعدها نیز امام خیلی به ایشان علاقه مند شد و در قضیه کردستان او را به عنوان یکی از نمایندگان خویش در آن غائله منسوب کرد. داریوش فروهر نیز با اینکه منتقد نظام بود اما همیشه جانب ادب را نسبت به امام رعایت می کرد. اما کسانی که فتوای قتل وی را صادر کردند یا در این کار مباشرت داشتند، با حکم به بواطن کردند و شخصیت مبارز و مسنی را با کارد سلاخی کردند.
    ب: خاطره دوم مربوط می شود به جلسه هفتگی مرحوم آقا میرزا اسماعیل دولابی. شبی در چند اتاق نیمه تاریک، یکی از متهمان اصلی قتل های زنجیره ای برای اولین بار و در وسط مجلس وارد شد و در گوشه ای خیلی دور از مرحوم دولابی نشست. به یکباره رخسار آن مرحوم گرفته و عبوس شد و اندکی سکوت کرد. سپس سر را بالاآورد و گفت: آقایان قتل نفس می کنند و در مجلس ما هم حاضر می شوند؛ عجبا! و آنگاه دوباره سر را به پایین انداخت و به سکوت عمیقی فرورفت. در همین حین آن متهم که احساس کرد وجود وی موجب تکدر خاطر آقای دولابی شده به آهستگی جلسه را ترک کرد و جلسه ادامه پیدا کرد. در اینجا برخورد مرحوم آقامیرزا اسماعیل دولابی برای ما بسیار آموزنده است. ایشان که به واقع اهل معنا بودند در شرایطی که نسبت به وقوع گناه از سوی شخصی اطمینان داشتند، حداکثر فتوایی که نسبت به او صادر می کنند وادار کردن خاطی به ترک مجلس خود بود نه اینکه حکم به ارتداد و قصاص نفس او بدهد.
    کاشکی هستی زبانی داشتی/ تا ز هستان پرده ها برداشتی
    هرچه گویی ای دم هستی از آن/ پرده ای دیگر برو بستی بدان
    آفت ادراک آن قالست و حال/ خون به خون شستن محالست و محال
متن این مقاله در مراسم شنبه شب سالگرد ترور حجاریان  در جبهه مشارکت قرائت شد

 

عبدالکریم سروش: ورود عرفان به سیاست ورود هلاکت آوری است

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 2 

   یک محقق و پژوهشگر دینی معتقد است آمیخته شدن عرفان به سیاست پیامدهای خطرناکی دارد.
    به گزارش ایلنا عبدالکریم سروش که به مناسبت سالگرد ترور سعید حجاریان در مراسمی با عنوان نفی خشونت در دفتر جبهه مشارکت سخن می گفت با بیان اینکه باور نمی کردم در این جلسه محترم حضور یابم، خداوند را برای این کامیابی شاکر شد. وی در ادامه با اشاره به مقاله سعید حجاریان که در قسمتی از آن آورده شده بود <پاره ای از آدمیان عقده خود پیامبربینی دارند گفت: متاسفانه این موضوع را در کشور خود شاهد هستیم و این رویکرد ناگوار همچنان در جامعه ما حکمفرما است. این استاد دانشگاه ورود عرفان به سیاست را ورودی هلاکت آور دانست و گفت: آمیخته شدن عرفان و سیاست توالی خطرناکی داشته است و عارفان معتقدند که خداوند رحیم است و رحمت او بر همه چیز گسترده است و صفت رحمت او بر دیگر صفات اولی تر قرار می گیرد. همچنین خشم و غضب خداوندی از دید عارفان همان رحمت است و معتقدم نباید از قهر و خشم خداوند ترسید. سروش با بیان اینکه کسانی که عقده خودخدابینی دارند به خشونت روی می آورند، اظهار داشت: افرادی که پا در کفش خدا می کنند و ردای الوهیت می پوشند از دایره بشریت و انسانیت خارج می شوند. وی با بیان اینکه افراد به چندگونه مبتلابه خودخدابینی می شوند، گفت: یکی از جنبه های خودخدابینی این است که افراد دست طمع در الوهیت بزنند و به ستایش انسان دیگر بپردازند و این ستایش را تکلیف خود بدانند. وی تصریح کرد: اولین کاری که باید برای نفی خشونت انجام داده شود این است که جامه پیامبری و خدایی از تن بیرون آورده شود و دست الوهیت در نبوت دراز نشود. سروش با اشاره به <اخلاق حافظی>، تاکید کرد: اخلاق حافظی بهترین روش برای حاکم شدن اخلاق در جامعه است و اینکه گفته می شود اخلاق حافظی غیردینی است به هیچ وجه صحیح نیست زیرا حافظ با مطالعه دقیق دین بهترین روش ها را برای حاکم شدن اخلاق به ارمغان آورده است. وی تصریح کرد: زبان حافظ بهترین درمان برای جامعه کنونی ما است. سروش با اشاره به این بیت حافظ که آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدارا گفت: متاسفانه اکنون ما با دوستان خود هم مروت نداریم و در حال درگیری هستیم و یکی از مهمترین اصل ها برای من این است که رفتاری که تعارض ها را کم می کند اخلاقی تر است و رذیلت ها عموما آن چیزهایی است که آدمی را با خود یا با دیگری به جدال می افکند. به اعتقاد این استاد دانشگاه در جامعه ای که دروغ، مال اندوزی، حسدورزی و غیبت کردن حاکم باشد نزاع در آن جامعه بالامی گیرد. وی خاطرنشان کرد: انسانی که در این جهان با خود و دیگران در حال نزاع است پیشاپیش در خود جهنمی دارد و این جهنم را با خود به آن دنیا هم می برد. سروش با تاکید بر اینکه به مدارا و مروت حاجت داریم؛ هم حاجت این جهانی و هم حاجت آن جهانی با طرح این پرسش که چرا همچنان خشونت در جامعه در جریان است، گفت: روانشناسان اعتقاد دارند که ریشه خشونت در فطرت آدمی است و افراد به هر طریقی حاضر به حذف رقیب هستند. سروش با بیان اینکه ادیان از طریق ترساندن مردم از عذاب خداوندی تلاش دارند از روش های خشونت مردم را برحذر دارند، اظهار داشت: روش های دینی شیوه های حداقلی است و عقل آدمی باید به آن بیفزاید و وقتی عقل آدمی حاکم باشد از خشونت کاسته می شود. وی یکی از راه های کاهش خشونت در جهان را ورزش های دسته جمعی برشمرد و با بیان اینکه در ورزش های دسته جمعی افراد بدون خشونت با هم رقابت می کنند نتیجه گرفت این فقط ادیان نیستند که خشونت می آفرینند بلکه سکولارها هم به خشونت روی می آورند. سروش در پایان با بیان اینکه کسانی که رقیب را برنمی تابند هیچ گاه به عدالت نمی رسند، اظهار داشت: روح عدالت همان جمله ای است که در همه ادیان وجود داشته و آن اینکه آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.

 

ریسک های دوگانه

 روزنامه کیهان صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

سرانجام آنچه قرار بود بعد از پایان تعطیلات نوروزی و یا، حداکثر در اوایل اردیبهشت ماه سال 88 اتفاق بیفتد و کیهان نیز پیشاپیش به عنوان یک احتمال جدی از آن خبر داده بود، چند هفته زودتر از موعد پیش بینی شده در حال وقوع است و سایت ها و افراد نزدیک به آقای سیدمحمد خاتمی با قید «احتمال قوی» از کناره گیری ایشان به نفع آقای موسوی خبر دادند. سایت یاری نیوز- ارگان ستاد انتخاباتی آقای خاتمی- ضمن اعلام این خبر که دیروز از سوی آقای خاتمی و در جمع هواداران ایشان مطرح شده بود، طی یادداشتی به تحلیل ماجرا پرداخت. این سایت در تحلیل خود ضمن گلایه از مهندس موسوی که چرا با وجود خاتمی کاندیدا شده است! و اعتراض به کروبی که چرا حرمت اصلاح طلبان را پاس نداشته است! می نویسد؛ «اگر خاتمی حتی انصراف خود را اعلام کند این انصراف به منزله انصراف خاتمی از فعالیت های سیاسی و اجتماعی نخواهد بود، چه آن که او در دو ماه آینده نقشی ماندگار را در اجماع اصلاح طلبان و تغییر وضع موجود ایفا خواهد کرد» و در باره علت انصراف آقای خاتمی، تاکید می کند «خاتمی با رعایت اخلاق و بزرگ منشی و پایمردی خود نجات ایران و اصلاحات را حتی بر انبوه درخواست های هواداران خود که به میلیون ها نفر می رسد(!!) ترجیح داده تا نام خود را در تاریخ ماندگارتر از پیش کند.»
    اگرچه سایت یاری نیوز و سایر اصلاح طلبان اصرار دارند انصراف آقای خاتمی را «یک تصمیم» که طی دو سه روز اخیر اتخاذ شده است معرفی کنند ولی برخی از شواهد و قرائن موجود این احتمال را قوت می بخشند که تصمیم اخیر، یک برنامه از قبل طراحی شده است و آقای خاتمی از ابتدا برای کنار رفتن به میدان آمده بود. نگارنده اصرار ندارد که این برداشت را قطعی تلقی کند اما به هر حال، این هم یک احتمال است که با توجه به آنچه در پی خواهد آمد نباید نادیده گرفته شود.
    1- آقای خاتمی برای کاندیداتوری خود دو دغدغه اصلی داشت که ایشان را آرام نمی گذاشت. اول؛ «ریسک سابقه» و دوم؛ «ریسک اطرافیان». این دو نگرانی آقای خاتمی از نوع نگرانی ها و دغدغه هایی نبود که با گذر ایام و یا چاره اندیشی این و آن برطرف شدنی باشد.
    الف: «ریسک سابقه»، آقای خاتمی در سابقه خود دو دوره ریاست جمهوری با رای بسیار بالارا دارد. این سابقه برای آقای خاتمی یک «سرمایه سیاسی» قابل توجه تلقی می شود. خاتمی با ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم باید روی این سرمایه ریسک می کرد و حال آن که نه فقط نسبت به نتیجه آن امید چندانی نداشت، بلکه شواهد موجود از یک رقابت «باخت- باخت» برای ایشان حکایت می کرد، از جمله این شواهد آن که مردم طی 6 سال گذشته به گونه ای چشمگیر و غیر قابل انکار از مدعیان اصلاحات رویگردان شده و در تمامی چند انتخابات انجام شده اخیر به اصولگرایان روی کرده اند. به عنوان مثال در انتخابات مجلس هشتم، آقای خاتمی یک لیست 30 نفره برای تهران معرفی کرد و به تبلیغ گسترده آن پرداخت. اما در دور اول انتخابات هیچ یک از نامزدهای لیست خاتمی رای نیاوردند و در دور دوم فقط یک نفر از آنها - آقای محجوب- موفق به کسب رای شد که او نیز نامزد اختصاصی لیست آقای خاتمی نبود بلکه در چند لیست دیگر و از جمله لیست خانه کارگر- به عنوان دبیر کل خانه کارگر- حضور داشت. بدیهی است که آقای خاتمی از نتیجه چند انتخابات 6 سال اخیر و مخصوصاً از نتیجه انتخابات مجلس هشتم به این نظر قطعی رسیده باشد که دیگر از جایگاه قبلی در میان مردم برخوردار نیست. بنابراین احساس می کرد حضور ایشان به عنوان نامزد ریاست جمهوری دهم، فقط یک ریسک است و می تواند سرمایه سیاسی او یعنی سابقه دو دوره انتخابات با رای بالارا برباد دهد. از سوی دیگر، احمدی نژاد با مشخصاتی نظیر یک استاد دانشگاه، یک بسیجی رزمنده، یک ساده زیست، یک فرد متعهد و پای بند به گفتمان امام و انقلاب، یک رئیس جمهور شجاع و مقاوم در برابر باج خواهی دشمنان بیرونی و حامی واقعی و عملی مردم محروم و مستضعف و ده ها ویژگی برجسته و ارزشمند دیگر، جایی برای رقابت مدعیان اصلاحات باقی نگذاشته، مدعیانی که طی 8 سال حاکمیت خود، نه فقط به این ارزش ها و نیازهای مردم توجهی نداشتند بلکه ایجاد آشوب، ساختارشکنی، سخره مردم محروم، وادادگی در برابر دشمنان بیرونی، فدا کردن منافع ملی به پای اهداف حزبی، اهانت به مقدسات و... شناخته شده ترین عملکرد آنها بود، دولت نهم شعارهای دهان پرکن اما خالی از محتوا و عمل اصلاح طلبان را در میدان عمل و با عملکرد مردم سالارانه خویش به چالش جدی کشیده و از اعتبار انداخته است. بنابراین آقای خاتمی حق داشته و دارد که کاندیداتوری خود را یک «ریسک سابقه» تلقی کرده و سرمایه سیاسی خود را در این «ریسک» برباد رفته بداند.
    ب: «ریسک اطرافیان»؛ بسیاری از اطرافیان آقای خاتمی و حامیان ایشان برای انتخابات ریاست جمهوری دهم، دقیقاً همان کسانی بوده و هستند که بارها بی اعتقادی خود به آقای خاتمی را نه فقط در گفتار صریح، بلکه در عمل فریاد زده بودند. اظهارات صریحی نظیر آن که، خاتمی گورباچف است و باید جای خود را به یک «یلتسین» بدهد! خاتمی شبیه شاه سلطان حسین صفوی است که -با عرض پوزش- عرضه اداره کشور را ندارد! ما از ابتدا می دانستیم که خاتمی با ما - حزب مشارکت و سازمان مجاهدین- فرق دارد، او یک روحانی است و گروه خونش با اصلاح طلبان نمی خواند! خاتمی مرد شنا در استخر است و توان شنا کردن در دریا را ندارد! خاتمی- باز هم با عرض پوزش - اردک لنگ است و کاری از او ساخته نیست! باید خاتمی را از قطار اصلاحات پیاده کرد! خاتمی آخرین میخ را بر تابوت اصلاحات کوبید! و... این برخوردها با آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری ایشان تا آنجا پیش رفت که وی با صراحت و عصبانیت فریاد زد «از جبهه اصلاحات صدای دشمن به گوش می رسد»! و چند روز قبل از اعلام نامزدی خود، طی سخنانی در دانشگاه تهران اذعان کرده بود که اطرافیان وی یکی از اصلی ترین دغدغه های او هستند!
    با توجه به اندکی از بسیارها که درباره مواضع و عملکرد اطرافیان قبلی و کنونی آقای خاتمی گفته شد، بدیهی است که «ریسک اطرافیان» یکی دیگر از اصلی ترین دغدغه های خاتمی باشد. دغدغه های دوگانه یاد شده از همان ابتدا این احتمال را قوت می بخشید که آقای خاتمی تا پایان ماجرا در صحنه باقی نمی ماند. بنابراین، به سختی می توان تصمیم دیروز ایشان را، یک برنامه از قبل طراحی شده تلقی نکرد.
    2- کیهان پیش از این احتمال داده بود که آقای مهندس موسوی نامزد نهایی جبهه اصلاحات و اعلام حضور آقای خاتمی با هدف زمینه سازی برای حضور ایشان صورت گرفته است. در این باره گفتنی است که اگر آقای مهندس موسوی با تابلوی جبهه اصلاحات به صحنه می آمد ناچار بود سوابق ناخوشایند مدعیان اصلاحات را با خود حمل کند که نتیجه آن، خدشه دار کردن سوابق و خوشنامی خود در دوران نخست وزیری بود و اگر بدون تابلوی جبهه اصلاحات به صحنه می آمد، برای این سؤال پاسخی نداشت که چرا طی 8 سال حاکمیت مدعیان اصلاحات بر قوه مجریه و 4 سال حاکمیت آنان بر قوه مقننه و هجوم آشکار و بی پرده آنها به اسلام، انقلاب، امام و... سکوت کرده است؟! مدعیان اصلاحات، خط امام(ره) را شایسته موزه تاریخ می دانستند! می گفتند اصلی ترین مانع دموکراسی آن است که در ایران هنوز خدا زنده است! اسلام را برای 1400 سال قبل مناسب می دانستند! فرهنگ شهادت را خشونت طلبی معرفی می کردند! از سرمایه داران حمایت می کردند، امام حسین(ع) را قربانی خشونت جدش رسول خدا(ص) در صدر اسلام می دانستند، محرومان و مستضعفان را مسخره می کردند! تن دادن به باج خواهی آمریکا را «عقل گرایی» می نامیدند!... و آقای مهندس موسوی نه فقط در مقابل تمامی این اقدامات ناپسند مدعیان اصلاحات سکوت کرده بود، بلکه به عنوان «مشاور ارشد» در کنار آقای خاتمی بود.
    با توجه به نکته فوق، تنها راه برای آقای مهندس موسوی این بود که با تابلوی مشترک از «اصلاح طلبی و اصولگرایی» وارد صحنه شود. یعنی دقیقاً همان که ایشان به هنگام اعلام رسمی نامزدی خود بر آن تاکید ورزید.
    3- برخی از شواهد دیگر نیز احتمال یاد شده را قوت می بخشد از جمله آن که مدعیان اصلاحات از یکسو به آراء هواداران خود برای مهندس موسوی نیاز دارند و از سوی دیگر به رای- هرچند اندک- طرفداران اصولگرایی به ایشان امید بسته اند. اما مشکل اصلی آن است که سکوت مطلق مهندس موسوی در برابر ناراستی ها و مواضع و عملکرد ناپسند اصلاح طلبان جای چندانی برای حمایت اصولگرایان از ایشان باقی نگذاشته است و هواداران جبهه اصلاحات نیز شعارهای جدید ایشان را نمی پسندند. شاید دقیقا به همین علت و برای عبور از این عقبه است که سایت های وابسته به اصلاح طلبان به یکباره با چرخشی نزدیک به 180 درجه، سعی می کنند موسوی را بیرون از جبهه اصلاح طلبان معرفی کنند!! چرا؟! احتمالاً با این هدف که توجه برخی از اصولگرایان به وی را جلب کنند!
    و در این باره گفتنی های دیگری نیز هست.

 

 

شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧

 

یک پرسش

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 12

نویسنده: سیدعطاءالله مهاجرانی

در شهر «راسلو» در نزدیکی ژوهانسبورگ، مرکز پژوهشی وجود دارد به نام «رسولی سنتر»، کنفرانس دعا از سوی همین مرکز برگزار شده بود...
    سرمایه گذار و بانی اصلی این مرکز یک بازرگان فرش است به نام ابراهیم. ابراهیم 75 ساله به نظر می رسید. با نگاهی دقیق و برنده و صدایی بسیار آرام و خوش طنین. بیش از پنجاه سال است که با بازرگانان ایرانی داد و ستد دارد.
    در دفتر ابراهیم برای صرف چای رفته بودیم. یک فرش ابریشم کاشان دویست ساله آورد. بر فرش عباراتی از نهج البلاغه نقش شده بود. فرش انگار بوی بهشت می داد! خواب رنگ ها و لطافت ابریشم حیرت آور بود. ابراهیم گفت من یک سوال دارم. گفتم بفرمایید! گفت: «پیش از انقلاب که با بازرگانان ایرانی کار می کردم، خیلی کارم راحت بود چون به حرف آنها اعتماد می کردم. وقتی می گفتند فرش رنگ نمی دهد، واقعا رنگ نمی داد. هر مشخصه ای را که درباره فرش می گفتند، همان بود. اما حالاهمان نیست»!
    پرسید چرا اینطور شده است؟ پاسخش را می دانستم اما در جست وجوی زبانی یا واژگانی بودم که بتوانم برایش درست توضیح بدهم. گفتم: «اولاپس از انقلاب افرادی وارد این صنعت شدند که تجربه ای و سابقه ای و نام و نشانی در فرش نداشتند. شاید گمان می کردند که مدتی در صنعت فرش می مانند و بار خود را می بندند. گره جفتی و تقلبی را همین جماعت تشویق کردند و ضربه ای کاری به اعتبار فرش ما زدند.» ابراهیم گفت: «یک نکته تازه برایت بگویم. در مواردی با گره جفت و نیمی هم روبه رو شده ام. شش تار نخ را در یک گره به هم تابانده اند. فرش دیگر مثل مقوای خیس می خواهد فرو بریزد.»
    گفتم: «اما دلیل دوم مهم تر است. انقلاب وقتی ماهیت اعتقادی و ایدئولوژیک پیدا می کند، کسانی که ارزش ها و رویکرد انقلابی را نمی پذیرند و از سویی هم نمی خواهند وجهه مخالف یا معارض پیدا کنند، نقاب دیگری بر چهره می زنند. آنچه می نمایند و می گویند نیستند. این رویه در گذار سال ها تبدیل به نوعی رفتار غالب یا ملکه می شود. ملکه ذهنی و رفتاری، آن وقت اگر بازرگان فرش هم باشد، به ناگزیر چنان رفتار و منشی در کارش تاثیر می گذارد.»
    ابراهیم گفت: «درست است پیش از این در بازار فرش محبت و اعتماد حاکم بود. الان فقط پول حرف اول را می زند.» صدای اذان نماز بلند شد و صدایی خوش از مسجدی که معماریش انسان را گویی به مسجد و مدرسه و زاویه غزالی پرواز می دهد. امام جماعت نامش نعیم بود با صدایی بسیار لطیف تر از سدیس...

 

 

پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧

 

دوباره ملی کردن صنعت نفت !

روزنامه رسالت  صفحه 2

نویسنده: محمدکاظم انبارلویی 

    حجت الاسلام والمسلمین کروبی در دومین بیانیه انتخاباتی خود به مناسبت 100 سالگی کشف نفت در ایران و در آستانه سالروز ملی شدن نفت، موضوع بازخوانی ملی شدن نفت را مطرح نموده و با ارائه یک طرح پیشنهاد داده است که سهام شرکت های گاز و پخش فرآورده های نفتی را در اولین گام به طور مساوی میان همه افراد کشور از 18 سال به بالاتوزیع کنیم. روزنامه اعتماد ملی سه شنبه گذشته سرمقاله ای تحت عنوان «دوباره ملی کردن صنعت نفت » در همین مورد نوشته است .
    کروبی که عنوان بیانیه خود را «مردمی کردن درآمدهای نفت - توزیع عادلانه ثروت ملی» نهاده است در بیانیه خود آورده است که تیم اقتصادی حزب اعتماد ملی به طور عالمانه ابعاد مختلف آن را مورد بررسی قرار داده است.
    از آقای کروبی باید به خاطر انتشار این بیانیه به دو دلیل تشکر کرد.
    -1 پرداختن به موضوع نفت و نقش آن در اقتصاد کشور و اندیشیدن در خصوص معمای درآمد های نفتی و حصه منافع ملت از این نعمت خدادادی شایسته تقدیر است . مشکلات اقتصاد ایران را بدون نفت و جایگاه آن نمی توان نگاه کرد. لذا کسی که می خواهد رئیس جمهور بشود حتما باید یک ذهنیتی از نفت و نقش آن در بودجه و اقتصاد کشور داشته باشد.
    -2 نکته دوم، زاویه نگاه آقای کروبی به مسئله از زاویه گفتمان پیشرفت و عدالت است . دغدغه توزیع عادلانه ثروت آن هم معطوف به پیشرفت کشور در داخل، گفتمان اصولگرایان است و باید از این باب هم تقدیر شود.
    اما دو نکته خطاب به آقای کروبی دارم که در زیر به آن اشاره می کنم.
    -1 نفت و گاز از این باب که جزء معادن هستند، در اصل 45 انفال محسوب می شوند. ما در قرآن یک سوره به نام انفال داریم و درصدر سوره خداوند تبارک و تعالی تکلیف انفال را مشخص فرموده و در قانون اساسی هم در اصل 45 مبتنی برهمان اصل قرآنی «انفال را متعلق به حکومت» نه دولت می داند.بنابراین هرگونه تصمیم گیری در مورد تقسیم و تسهیم اموال مربوط به انفال باید ناظر به رعایت رژیم حقوقی و مالی محاسباتی آیه اول سوره انفال و اصل 45 و نیز قانون نفت مصوب سال 66 که مربوط بر همین موضوع است، باشد.این رعایت باید به گونه ای باشد که با سوگند ریاست جمهور مبنی بر پاسداری از اسلام و قانون اساسی سازگار باشد.
    البته این پیشنهاد آقای کروبی ناظر به آینده است که ان شا الله اگر رئیس جمهور شدند آن را با رعایت آنچه گفته شد عملیاتی می کنند.
    -2 اما آقای کروبی در دوران اصلاحات رئیس مجلس بودند. وزیر نفت دولت اصلاحات اقرار دارد که تبصره 38 قانون بودجه سال 58 را که ناظر به تعیین تکلیف حقوق ملت در باب نفت (بخوانید انفال) و ترجمه اصل 53 می باشد رعایت نمی کرده است .
    دیوان محاسبات فقط در تفریغ سال 83 یعنی آخرین سال دولت اصلاحات خبر از تصرف در وجوه عمومی به میزان 6 میلیارد دلار توسط شرکت ملی نفت و محرومیت بیت المال از این مبلغ عظیم می دهد . سوال این است که آقای کروبی آن زمان که هم قدرت داشتند و هم مسئولیت، نسبت به صیانت از بیت المال در همین حد یاد شده حساس نبودند و از حقوق مردم دفاع نکردند حال چگونه می خواهند با پیشنهاد پیچیده ای که برای سهامدار نفت کردن ایرانیان مطرح فرمودند آن را عملیاتی کنند؟
    آن وقت مجلس به ریاست ایشان از حقوق دولت که در حقیقت حقوق ملت بود نتوانست دفاع کند. فردا چگونه می خواهد از حقوق میلیونها ایرانی دفاع کند؟!

 

تاثیر نامزدی موسوی بر نامزدی خاتمی

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 1 

   یا من یا میرحسین. خاتمی به سختی می تواند این جمله را به آن دسته از حامیانش که می گویند یا تو یا هیچ کس دیگر بقبولاند. اگر خاتمی این جمله را نگفته بود، خود را بدهکار نمی کرد تا پس از اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی سوال این باشد که حال خاتمی چه می کند. شاید برای خاتمی هم به مانند بسیاری از تحلیلگران و مردم سخت بود بپذیرد مهندس قصد دارد خاطره های خوش مردم از او را یک بار دیگر به آزمون بگذارد. به هر تقدیر با حضور میرحسین حداقل عده ای از حامیان او به خاتمی خواهند گفت الوعده وفا. چک خاتمی به حامیان میرحسین آیا نقد خواهد شد یا نه. پاسخ به این سوال حاشیه هایی را سبب شده است. حاشیه اول را طرفداران سیدمحمد خاتمی ساختند که حتی خبر اعلام کاندیداتوری او را باور نداشتند و حاشیه دوم را طیفی دیگر از اصلاح طلبان و اصولگرایان که از ماه ها پیش حضور میرحسن موسوی را قطعی می دانستند و بر این باورند که حضور او نه تنها موجب رقابتی گسترده تر بلکه باعث شکل گیری اجماعی در میان اصلاح طلبان می شود. سومین حاشیه را هم سایت هایی ساختند که از انصراف سیدمحمد خاتمی خبر دادند یا آن را محتمل دانستند. برخی از سایت ها تیتر یک خود را به حرف های پیشین خاتمی اختصاص داده بودند؛ سخنانی که او در 11 بهمن ماه در جمع خانواده شهدا مطرح کرده بود. خاتمی گفته بود: به دلایل مختلف ترجیح می دادم و می دهم آقای مهندس موسوی بیاید. احساس می کنم تنگ نظری ها و مشکلاتی که وجود دارد در مقابل بنده زیادتر خواهد بود و می ترسم با آمدن من هزینه مردم افزایش یابد. در مقابل این سایت ها اما برخی حامیان خاتمی به میدان آمدند تا اطمینان دهند خاتمی همچنان در میدان است. ستاد خاتمی هم یک روز بعد از اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی یک خبر چندخطی برای رسانه ها فرستاد تا تلویحا اعلام کند ستاد همچنان پابرجا است. خبر این بود که نشست برنامه های ستاد انتخاباتی سیدمحمد خاتمی به ریاست محمدرضا عارف و با حضور روسای کارگروه های اقتصاد، جامعه، سیاست داخلی، سیاست خارجی، امنیت ملی، جوانان، زنان ، فرهنگ عمومی، علوم و آموزش عالی، آموزش و پرورش و نظام اداری برگزار و در این نشست مقرر شد کمیته تلفیق برنامه به ریاست محمدعلی نجفی طی مدت یک ماه برنامه جامع و نهایی ستاد را ارائه کند. البته شاید حامیان خاتمی را استدلال این است که میرحسین اگر بنای حضور داشته باید پیش تر به دیگر کاندیداها قصد خود را اعلام می کرده است. پاسخ حامیان میرحسین به این استدلال نیز شاید این باشد که استنباط خاتمی از سخنان میرحسین صحیح نبوده است. با وجود همه گزینه ها وضعیت نهایی کاندیداهای جبهه اصلاحات سوال همگانی شده است. آنان که نگاهی خوشبینانه دارند این سوال را اینگونه پاسخ می دهند که کاندیداتوری هر سه کاندیدا با هماهنگی بوده و اصلاح طلبان با آخرین برآوردها بهترین تصمیم را خواهند گرفت. آنان که تا این حد خوشبین نیستند اما ممکن است گزینه های دیگری را به ذهن خطور دهند. آیا برآورد خاتمی از حضور میرحسین اشتباه بود و اگر اینگونه بود خاتمی احتیاط بیشتری می کرد؛ توصیه دیرهنگامی که اینک برخی مطرح می کنند، ازجمله علی تاجرنیا عضو شورای مرکزی حزب مشارکت. او به سایت یاری گفت: خاتمی در آن مقطع باید با ملاحظه بیشتری موضوع یا من می آیم یا موسوی را مطرح می کرد. وی در حالی این سخنان را مطرح کرد که به مانند برخی از سایت ها از فشارهایی که روی خاتمی برای اعلام کاندیداتوری اش بود خبر داد. وی گفت: خاتمی خود برای حضور در انتخابات تمایلی نداشت و ترجیح می داد فعالیت های تئوریک خود را ادامه دهد و میرحسین موسوی وارد عرصه انتخابات شود. اما در برابر این اظهارات واکنش های چهره های حزبی طرفدار خاتمی در مشارکت و سازمان مجاهدین در قبال کاندیداتوری میرحسین نیز ظاهرا موید این مطلب است که خاتمی قصد کناره گیری ندارد. در همین راستا تاجرنیا نیز تاکید کرده: <فشار افکار عمومی روی خاتمی بسیار زیاد بود و از آنجا که مهندس موسوی هم هنوز برای حضور در انتخابات اطمینان نیافته بود، خاتمی وارد عرصه شد و اکنون باید دید که چه چیزی تغییر کرده که خاتمی بخواهد نظرش را عوض کند و از عرصه رقابت کنار بکشد.
    در همین راستا سعید شریعتی یکی از اعضای شورای مرکزی حزب مشارکت در گفت وگویی تاکید کرده: همان عوامل گسترده اجتماعی که سبب شد خاتمی بر تردیدهایش غلبه کند و با جدیت برای حضور در انتخابات اعلام آمادگی کند، کنار رفتن او را غیرممکن می کند. وی با اشاره به طرح شائبه کناره گیری خاتمی پس از اعلام حضور مهندس موسوی اظهار داشت: خاتمی نشان داده است که در امری که به صلاح و فلاح جامعه بازمی گردد با هیچ کس حتی نزدیک ترین و مقبول ترین افراد پیرامون خویش تعارف و رودربایستی ندارد و ضمن پایبندی به تفکر و تصمیم سازی و تصمیم گیری جمعی در نهایت بهترین تصمیم ممکن را می گیرد و از این جهت میان همه سیاستمداران ایران کم نظیر بلکه بی نظیر است. در همین ارتباط محمدرضا جلایی پور سخنگوی پویش حمایت از خاتمی در یادداشتی که به دلایل ضرورت ماندن خاتمی تاکید کرده، نوشته است: پس از نامزدی میرحسین موسوی، نظر پویشگران (کمپینرهای< )پویش حمایت از خاتمی( >موج سوم) را در ارتباط با کناره گیری فرضی سیدمحمد خاتمی جویا شدیم. از میان پویشگرانی که به پرسش و نظرخواهی ما پاسخ دادند، 94 درصد به شدت مخالف، 4 درصد مخالف و 2 درصد موافق کناره گیری خاتمی به نفع میرحسین بودند و تنها 9 درصد پویشگران اعلام آمادگی کردند که در صورت کناره گیری خاتمی و حمایتش از موسوی، برای پیروزی موسوی در انتخابات فعالیت کنند. وجه مشترک نظرسنجی های معتبری که تاکنون در سطح کشور انجام شده هم این است که خاتمی حداقل دو برابر موسوی رای دارد. ماندن سیدمحمد خاتمی در عرصه انتخابات از نظر پویشگران چنان ضروری است که تعدادی از آنها حتی پیشنهاد کرده اند در صورت کناره گیری خاتمی، موج سوم به پویش دعوت مجدد از خاتمی تبدیل شود و برای اعلام حضور دوباره وی به کوشش های خود ادامه دهد.
     محسن آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب نیز گفت: درخواست از آقای خاتمی برای حضور در عرصه رقابت های انتخاباتی و اعلام حمایت از کاندیداتوری ایشان بر اساس تحلیل مشخصی از شرایط موجود و ماهیت انتخابات ریاست جمهوری آینده صورت گرفته است و خاتمی مناسب ترین کاندیدا در جمع اصلاح طلبان است. البته آرمین در حالی که حمایت مجدد تشکل متبوع خود از کاندیداتوری خاتمی را اعلام کرد با اطمینان از اجماع اصلاح طلبان و حضور آنها با یک کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری دهم خبر داد.
    اما به نظر می رسد که با اعلام حضور میرحسین موسوی، جلسات فوق العاده بسیاری نه تنها در اردوگاه اصلاح طلبان بلکه در جمع اصولگرایان تشکیل شده است. یکی از این جلسات مربوط به ستاد حامیان جوان خاتمی است. هیات اجرایی ستاد ملی جوانان حامی خاتمی تشکیل جلسه داده و در پایان این جلسه فوق العاده با صدور بیانیه ای اعلام کرد: ستاد ملی جوانان حامی خاتمی همچنان با قوت به کار خود ادامه داده و اعضای ستاد انتظار دارند محمد خاتمی هم تا آخر در عرصه بماند. البته در این بیانیه با اشاره به اینکه مطمئنیم در نهایت روی یک کاندیدا اجماع صورت می گیرد آمده است: میزان استقبال از سفرهای استانی و محبوبیت از جمله ویژگی های تعیین کاندیدای نهایی است و انتظار می رود طرفداران همه کاندیداها با پذیرش واقعیات روز و مقتضیات جامعه برای دستیابی به اجماع تلاش کنند.
    به دنبال انتشار چنین گمانه هایی، ساعتی پس از اعلام رسمی کاندیداتوری میرحسین موسوی سایت عصر ایران نیز به نقل از یکی از مشاوران خاتمی از جلسه ای که رئیس جمهور سابق کشورمان با مشاوران، معاونان، وزرا و استانداران دولت اصلاحات و اعضای ستاد انتخاباتی اش در بنیاد باران داشته خبر داد. وی گفت: خاتمی رسما اعلام کرد که به نفع جناب میرحسین موسوی کنار خواهد رفت. وی به نقل از خاتمی گفته که در این جلسه از مشاوران و حامیانش خواسته است در صورت کاندیداتوری میرحسین و انصراف خودش از کاندیداتوری همه آنان تلاش های خود را برای پیروزی میرحسین موسوی به کار گیرند. دقایقی پس از انتشار این خبر یک مقام مسوول در ستاد انتخاباتی خاتمی در گفت وگو با سایت یاری، کناره گیری خاتمی را تکذیب کرد.
     اما گمانه زنی ها درباره انصراف سیدمحمد خاتمی از عرصه رقابت در انتخابات ریاست جمهوری دهم و اصرار حامیانش بر تکذیب اخباری مبنی بر انصراف او در حالی در صدر اخبار سایت ها و خبرگزاری ها قرار گرفته که حامیان میرحسین موسوی تاکید دارند که خاتمی با اشاره به عهد پیشین خود به نفع میرحسین موسوی کناره گیری خواهد کرد. بنابراین است که فعالیت رسمی ستاد میرحسین موسوی آغاز شده است و پایگاه اطلاع رسانی میرحسین موسوی اعلام کرد که شنبه شب هفته آینده در حسینیه حجت نازی آباد تهران پس از نماز مغرب و عشا سخنرانی می کند. البته نه تنها اخباری رسمی در استقبال از حضور موسوی منتشر می شود بلکه حتی شنیده شده که یکی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام که عضو مجلس خبرگان رهبری نیز هست در جلسه رسمی اخیر مجمع و البته در غیاب حضور میرحسین موسوی در این جلسه تلویحا از کاندیداتوری میرحسین موسوی حمایت کرده است. این عضو مجمع که از شخصیت های برجسته اصولگرا هم به شمار می آید پس از طرح موضوع کاندیداتوری میرحسین از تعامل نزدیک وی با رهبری سخن گفته و اذعان کرده است که مهندس موسوی چه در زمان امام(ره) و چه در مقطع کنونی همواره پیرو ولایت فقیه بوده است.
    در ادامه واکنش ها به حضور میرحسین موسوی در انتخابات، دیروز سازمان جوانان و دانشجویان مجمع خط نیروهای امام(ره) نیز با صدور بیانیه ای اعلام کرد: حضور عزت آفرین شما را به عرصه انتخابات به فال نیک می گیریم و تمام توان خویش را برای یاری تان به کار خواهیم بست. در بخشی از این بیانیه آمده: او وجود خویش را از همان روزهای سخت انقلاب و لحظات مبارزه و در دوران پیروزی در کنار امام و مدیریت دولت خدمتگزار و در ایام غربت و بیست سال سکوت و در عین حال فعالیت در حد توان خویش، وقف خدمت به مردمی کرده بود که متعهدانه و دین باورانه برای آزادی خویش بر جور زمانه پیروز شوند و در روزهای شیرین بعد از پیروزی نیز بدون ذره ای گلایه، آنچه برایشان باقی مانده بود را در راه دفاع از میهن اسلامی خویش در جنگ هشت ساله هدیه کرده بودند.
    حمید قزوینی عضو مجمع نیروهای خط امام(ره) هم معتقد است که با توجه به صحبت خاتمی در خصوص اینکه یا من یا موسوی در صحنه باقی می ماند، احتمال کناره گیری خاتمی به نفع میرحسین زیاد است.
    حزب اعتماد ملی نیز از حضور میرحسین موسوی استقبال کرد. در این باره رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتمادملی گفت: ورود میرحسین موسوی به عرصه انتخابات را مبارک و به نفع نظام می دانیم.
    دیروز خبرگزاری ایلنا در گفت وگویی با فعالان کارگری، استقبال آنها از حضور میرحسین موسوی را تیتر خود قرار داد. حسن صادقی معاون دبیرکل خانه کارگر اعلام کرد: استقبال کارگران بازنشسته و پیشکسوت از حضور مهندس موسوی بسیار پرشکوه است، حمایت ایشان از تشکیلات کارگری به منظور راه اندازی و ادامه راه فراموش نشدنی است به همین علت جامعه کارگری به نوعی احساس دین و تکلیف به ایشان دارند. وی تاکید کرد: بی شک در نتیجه ریاست جمهوری ایشان عزت به جامعه کارگری باز خواهد گشت، زیرا سیر تحول فعالیت های میرحسین موسوی در دوران نخست وزیری بیانگر این نکته است که وی با وجود جنگ تحمیلی با تدابیر سنجیده قادر به نجات اقتصاد کشور بوده است. عبدالرحمان تاج الدین نماینده مردم اصفهان در مجلس ششم که از منتخبین کارگران بوده نیز گفت: خوشبختانه جامعه کارگری خاطره خوشی از ایشان دارند و استنباط کارگران رویکرد عدالت محور فارغ از شعار بلکه در حوزه اجرایی است. تشکلات کارگری در دوران ایشان معنا پیدا کرده است و مقدمات قانون کار و تنظیم پیش نویس آن، بن کارگری و... از دستاوردهایی است که ایشان را پررنگ تر جلوه می دهد. موسوی حامی مردم در دوران جنگ بود.
       موسوی، کروبی و خاتمی اجماع کنند
    در میان جدال حامیان خاتمی و موسوی درباره حضور و انصراف یکی از این کاندیداها طیفی از اصلاح طلبان بر اجماع تاکید کردند. شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بیانیه ای صادر کرد که ضمن استقبال از حضور خاتمی، کروبی و موسوی در عرصه انتخابات در آن بر اجماع تاکید داشت. در این بیانیه آمده است: ما حضور این چهره های خدوم و شناخته شده را که نشانه روشنی بر شکل گیری عزم ملی در جهت اصلاح نابسامانی ها است به فال نیک می گیریم و از آن استقبال می کنیم. اما بر این باوریم که حصول مقصود تنها در سایه وحدت و اجماع نهایی این شخصیت های ارجمند متصور است و اطمینان داریم این بزرگواران در نهایت مسیر همدلی، اجماع و همکاری را در پیشبرد اهداف مشترک تعقیب خواهند کرد. محمدرضا تابش دبیر فراکسیون اقلیت مجلس نیز دیروز ابراز امیدواری کرد که اصلاح طلبان به اجماع برسند و گفت: ان شاءالله یک نفر کاندیدا خواهد شد. وی افزود: معلوم نیست چه کسانی در انتخابات بمانند و چه کسانی کنار بروند. من در این زمینه چیزی نمی دانم ولی اجماع را خیلی محتمل می دانم. اما نمی دانم بر روی چه کسی اجماع شود.
    حسین کاشفی سخنگوی جبهه مشارکت ایران اسلامی اظهار داشت که این حزب نیز از حضور مهندس موسوی استقبال می کند. البته وی از آرزوی اصلاح طلبان برای اجماع سخن گفت و افزود: ضمن آنکه از حضور آقای مهندس موسوی استقبال می کنیم چنانکه در ماه های گذشته در کنگره نامزدی آقای خاتمی را مطرح کردیم امیدوارم حضرات با ارتباط خوبی که با هم دارند بتوانند تعیین کنند در این زمینه کدامیک خواهند ماند. آرزوی ما این است که اصلاح طلبان در مراحل نهایی با یک نامزد وارد عرصه انتخابات شوند که به نظر من این اتفاق رخ خواهد داد.

 

بهرام بیضایی در دانشگاه تهران: از سال 60 اجازه تدریس ندارم

روزنامه اعتماد صفحه 16 

«اجازه بدهید درباره فرق فیلمنامه و نمایشنامه سخنی نگویم، چون جلسه به کلاس درس تبدیل می شود و من از سال 60 به بعد اجازه تدریس ندارم و استاد دانشگاه نیستم. البته اصراری ندارم کسی این موضوع را به یاد داشته باشد که من در این دانشگاه تدریس کرده ام ولی بدم نمی آید پرونده ام را بدهند. چون هیچ یک از مدارک تحصیلی ام را به من برنگرداندند و اگر بخواهم در جایی شغلی بگیرم، دچار مشکل می شوم،» بهرام بیضایی که بعد از نمایش آخرین ساخته اش «وقتی همه خوابیم» مقابل دانشجویان دانشگاه تهران قرار گرفت در جواب سوال دانشجوی سوری به تدریس در این دانشگاه و ممنوع التدریس شدنش در سال 60 اشاره کرد. او درباره انتقاد به وضعیت سینما در ساخته اخیرش گفت: «فیلم «وقتی همه خوابیم» در نقد سینما نیست، بلکه شرایط سینما را نشان می دهد بدون اینکه قضاوتی انجام داده باشد.» بیضایی درباره وضعیت و جریان سینما این طور توضیح می دهد: «معلم بنده عبید زاکانی است. ما ملت تیزهوشی هستیم و نباید اجازه بدهیم، سینمایی که با کندی اش ما را عقب نگه می دارد به عنوان جریان اصلی سینما قلمداد شود، بلکه باید بگذاریم سینما ذهن ما را به حرکت وادارد. در تئاتر و سینما مکث معنایی ندارد، چرا که مکث مرده است. هرچند گاهی از این مکث به عنوان نوعی گفتن و نگفتن یا نوعی بازی استفاده می کنیم.» او در بخش دیگری از حرف هایش از نخستین فیلم های وطنی انتقاد کرد: «در سینمای ما همه چیز خیلی کند پیش می رود. نخستین فیلم های اولیه وطنی، آدم ها را بسیار ابله جلوه می کردند و اصولاً فیلم های بسیاری در ستایش حماقت ساخته ایم. درحالی که واقعیت این است که ما ملت بسیار تیز هوشی هستیم و من این همه خلاء خرد را که در طول تاریخ داشته ایم، دوست ندارم.» او در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر عدم پرداختن به مقوله سانسور در فیلم جدید ش گفت: «یک فیلم نمی تواند درباره همه چیز صحبت کند. سانسور بحث بسیار طولانی و پیچیده یی است و اگر می خواستم به این مقوله بپردازم، اصلاً اجازه ساختن این فیلم را پیدا نمی کردم. به گزارش ایسنا، بهرام بیضایی در پاسخ به یکی دیگر از دانشجویان درباره ساخت فیلم های «دیباچه نوین شاهنامه» و «یک داستان واقعی» توضیح داد:« اجازه ساخت «دیباچه نوین شاهنامه» را ندادند و این درحالی بود که هزاره فردوسی در حال برگزاری بود و همه دنیا درباره او سخن می گفتند. اما به من گفته شد ساخت این فیلم بلوایی به پا می کند. اگر اجازه ساخت آن را گرفتید و تهیه کننده یی برای آن پیدا کردید حتماً آن را می سازم، ضمن اینکه ساخت «یک داستان واقعی» هم از آرزو های من است.»

 

 

چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٧

 

انتخابات و دانشگاه، حجاب یا توزیع پول نقد

روزنامه اعتماد صفحه 14

روسای دانشگاه ها وضعیت را عادی می دانند 

   همزمان با نزدیک شدن به زمان انتخابات، توزیع کمک های نقدی به دانشجویان دانشگاه علم و صنعت و بررسی حجاب دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در میان دانشگاهیان واکنش های مختلفی را در پی داشته است. سایت جمهوریت گزارش داد در حالی که بسیاری از ناظران سیاسی اقدام دانشگاه های علم و صنعت و صنعتی شریف را در توزیع پول نقد در خوابگاه خواهران و بررسی وضعیت حجاب در شورای عالی انقلاب فرهنگی، بی ربط به انتخابات نمی دانند، روسای هر دو دانشگاه در مصاحبه های جداگانه خود وضعیت را عادی می دانند. اقدام اخیر دانشگاه علم و صنعت در توزیع بن های نقدی 50 تا 100هزار تومانی واکنش گروه های مختلف دانشجویی را در پی داشته است، به گونه یی که طرح این موضوع در جلسه سخنرانی معاون اول رئیس جمهور در این دانشگاه، برای دقایقی جلسه سخنرانی را تحت تاثیر خود قرار داد. اگرچه پرویز داودی در قبال این مساله سکوت اختیار کرد، رئیس دانشگاه علم و صنعت در گفت وگویی مدعی شد اوضاع عادی است و هیچ چیز غیرعادی مربوط به انتخابات در این دانشگاه مشاهده نمی شود. جبل عاملی به مهر گفت: «توزیع کارت های 50 ، 70 و 100هزار تومانی بین دانشجویان کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای خوابگاهی این دانشگاه از شائبه های مطرح شده درخصوص تبلیغات زودهنگام انتخاباتی به نفع رئیس جمهور فعلی کشور مبرا است.» وی ادامه داد: «این کاری است که دانشگاه ها هرساله انجام می دهند. اگر به دانشگاه های دیگر هم مراجعه کنید شاهد خواهید بود که این کمک هزینه به صورت وام بلاعوض به دانشجویان علاقه مند اعطا می شود. دانشجویانی که خانواده آنها ساکن شهرستان هستند و در تامین هزینه ایاب و ذهاب به محل زندگی شان مشکل دارند، می توانند از این وام استفاده کنند. مبلغ این وام نیز بسیار ناچیز و حدود 50هزار تومان است.» وی گفت: «گاهی کمک ها به صورت موردی و محرمانه است و گاهی اوقات کمک ها به صورت عمومی انجام می شود.» این در حالی است که به شهادت بسیاری از دانشجویان خوابگاهی در سال های گذشته چنین کمک های محرمانه و غیرمحرمانه و عمومی سابقه نداشته و مشابه آن مشاهده نشده است.از سوی دیگر خبر بررسی مساله حجاب در شورای فرهنگی دانشگاه شریف نیز به تعبیر بسیاری در راستای تلاش برای به دست آوردن دل دانشجویان هوادار دولت صورت گرفته است. شورای فرهنگی دانشگاه شریف پس از آنکه مسوول بسیج دانشجویی دانشگاه نسبت به وضعیت حجاب اسلامی دانشجویان اظهار نارضایتی کرده بود، سریعاً بررسی این موضوع را در دستور کار جدی خود گذاشت تا پس از منتفی شدن طرح یونیفورم دانشجویی در دانشگاه تهران از دانشجویان هوادار دولت دلجویی شده باشد. در این حال رئیس دانشگاه صنعتی شریف نیز نسبت به بازتاب این خبر واکنشی مشابه واکنش جبل عاملی داشت و نظارت بر حجاب را در دانشگاه صنعتی شریف امری مسبوق به سابقه دانست. سعید سهراب پور هم به مهر گفت: «این موضوع پدیده جدیدی نیست و مساله حجاب در این دانشگاه کاملاً جا افتاده است.» وی ادامه داد: «دانشگاه صنعتی شریف تنها دانشگاهی است که ٢٠ سال است بر حجاب نظارت دارد و هیچ وقت نیز این نظارت قطع نشده است. همان بخشنامه حجاب که در گذشته از سوی دولت به کلیه موسسات دولتی ابلاغ شده به قوت خود باقی است و ایران نیز که یک کشور اسلامی است، بنابراین دیگر بحثی نمی ماند.»

 

حامیان خاتمی:بزن زیر حرفت!

روزنامه کیهان  صفحه 2 

   سایت گروهک نهضت آزادی از جلسه اضطراری دوشنبه شب خاتمی با مشاوران نزدیک خود در پی قطعی شدن نامزدی میرحسین موسوی خبر داد.
    میزان نیوز ساعتی پس از جلسه مذکور به نقل از منابع خود نوشت: «ساعتی پیش سیدمحمد خاتمی تعداد زیادی از نزدیکان و مشاورانش را در دفتر کار خود گرد آورد تا نظر آنها را در ارتباط با اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی در روزهای آینده جویا شود. نزدیکان موسوی از اعلام قریب الوقوع نامزدی وی در مسجد قندی که زمانی پایگاه نیروهای چپ خط امام بود، خبر داده اند.»
    این سایت افزود: «بنابر گزارشات رسیده از جلسه دوشنبه شب خاتمی از نزدیکانش این سؤال را پرسیده است که در صورت اعلام حضور رسمی موسوی آیا با انصراف وی از انتخابات موافق هستند یا خیر. خاتمی همچنین در این جلسه از پیام موسوی به خود خبر داده است. بنابر گفته حاضرین در این جلسه، موسوی در پیام خود به خاتمی گفته که نه اصلاح طلب و نه اصولگرا است بلکه دارای گفتمان خاص خود می باشد. موسوی در پیام خود تاکید کرده است که حضورش با حضور خاتمی منافاتی ندارد و لزومی ندارد که در صورت حضورش، خاتمی انصراف دهد.
    این گزارش می افزاید: «اکثر حاضران در جلسه از تداوم حضور خاتمی حمایت کرده و تاکید کرده اند که باید موسوی را قانع به کناره گیری کرد. همچنین یکی از حاضرین اشتباه خاتمی را این دانست که سرنوشت خود را با موسوی گره زد و گفت که تنها یکی از آن دو در صحنه حاضر خواهند شد. شنیده ها حاکی از آن است که شورای سیاست گذاری ستاد 88 (جوانان حامی خاتمی) در حال برگزاری یک نظرسنجی از تمام حامیان جوان خاتمی در سراسر کشور می باشند. در این نظرسنجی پرسیده شده است که اولاآیا با تداوم حضور خاتمی موافقند یا خیر و ثانیا آیا در صورت حضور موسوی و انصراف خاتمی آیا حاضر به حمایت از موسوی می باشند یا خیر.

 

باتری «امید» به زودی تمام می شود

 روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 3 

    وزیر نیرو در کنفرانس خبری دیروز در پاسخ به این سوال که آیا اطلاعات ماهواره امید برای وزارت نیرو مفید بوده است یا خیر، گفت:
    اساس این ماهواره موقتی بوده است که حداکثر تا 2 ماه در فضا می چرخد و بعد باتری آن تمام می شود.وی افزود: خوشبختانه این ماهواره از لحاظ دریافت و ارسال اطلاعات خوب عمل کرده است، اما فعلااطلاعاتی که برای وزارت نیرو مفید باشد، نداشته است.

 

 

مدیرعامل خانه سینما ضمن اشاره به انتشار آلبوم سفر مهمانان اسکاری؛ صدا و سیما گل به خودی زد!

روزنامه آفتاب یزد  صفحه 10

   مدیرعامل "خانه سینما" در خصوص ماجرای حضور مهمانان اسکاری در تهران، گفت: مایلم از وزیر ارشاد و کمیسیون فرهنگی مجلس تشکر کنم چون برخوردی عاقلانه داشت و پس از جلسه با معاونین وزارتخانه هایی که احضار شدند، معلوم شد اصل ماجرا و شیطنت رسانه ای از کجا آمده است. ما نیز در نامه ای به غلامعلی حداد عادل رئیس کمیسیون فرهنگی گفتیم که تمام این مراسم ضبط شده و وی می تواند به عینه رفتار هیئت آمریکایی با مهمانان ایرانی را ببیند؛ مسئله ای که در رفع تنش ها بسیار موثر بود و ما نیز در حال حاضر مشغول پیاده کردن این نوارها هستیم تا به شکل آلبومی منتشر شود. به گزارش فارس، محمد مهدی عسگرپور دیروز در نشستی مطبوعاتی در مورد برنامه های خانه سینما در سال آینده و سال جاری و همچنین ورود هیئت اعضای آکادمی علوم و فنون سینمایی (اسکار) به ایران گزارشی را ارائه کرد.
   قرار بود 15 نفر باشند
     مدیر عامل خانه سینما در مورد دیدار اعضای آکادمی علوم و فنون سینمایی (اسکار) از ایران و دیدار آنها با سینماگران ایرانی گفت: قضیه ورود این افراد به مدت ها قبل بازمی گردد و چند نوبت نیز حضور آنها در ایران مطرح شده بود و گفته بودند که مایلند برای ارتباط بهتر با سینماگران ایرانی به کشور ما بیایند چون هر سال فیلمی از ایران برای اسکار معرفی می شود و فقط یک دوره کاندیدایی داشتیم، اما بعد از آن دیگر موفقیتی در این زمینه کسب نشد.از سویی موقعیت برجسته سینمای ایران در جهان نیز باعث شد که به طور طبیعی آکادمی مثل اسکار مایل به برقراری ارتباط با ما باشد. 5 ماه قبل بحث به شکلی جدی مطرح شد و من خواستم تا درخواستی رسمی در مورد اهداف این سفر و افرادی که قرار است به این سفر بیایند ارائه شود، همچنین زمان حضور این هیئت در ایران معین باشد. اوایل قرار بود حدود 15نفر به ایران بیایند، اما در همان زمان اعلام شد عده ای درگیر پروژه های سینمایی هستند و شاید نتوانند بیایند. با توجه به برگزاری مراسم اسکار که قبل از آن اعضای آکادمی درگیر این مراسم بودند و جشن سینمای ایران که سال بعد برگزار خواهد شد، به این نتیجه رسیدیم که بهترین زمان برای سفر امسال است و باید اعضای این آکادمی قبل از سال نو به ایران بیایند. آنها نیز بلافاصله بعد از پایان مراسم اسکار، دعوت ما را قبول کردند و به ایران آمدند. عسگرپور در ادامه در مورد حواشی حضور این هیئت در ایران، گفت: حوادث و حواشی به وجود آمد که در مورد بسیاری از آنها تعجبی نکردم چون برایم معلوم بود که چه کسانی چه چیزهایی می نویسند.حتی نحوه برخورد یکی از بازیگران سینمای ایران با این قضیه نیز برایم عجیب نیست چون می دانم این افراد براساس چه منافعی چه حرف هایی می زنند. در مورد برخورد مقامات نظامی با این قضیه، باز تعجبی نکردم و این برایم جالب است که هنرمندان حق هیچگونه اظهارنظری در مورد مسائل نظامی ندارند ولی برعکسش بسیار اتفاق می افتد و بسیار جالب است این مقامات نظامی گاهی متولی فعالیت های هنری می شوند. در مورد مطالب بعضی از روزنامه ها باید بگویم که اطلاعات غلطی که در مورد فرهنگ و هنر می دهند عجیب نیست چون ما روزنامه های سیاسی بیشتر از روزنامه های هنری داریم. مخاطبان این روزنامه ها نیز از هنر سررشته ای ندارند و به همین خاطر هر مطلبی برایشان نوشته می شود را می خوانند و زیبایی قضیه در اینجاست که با وجود این همه تفاوت، ما سال هاست که در کنار هم زندگی می کنیم .تنها نکته عجیب برای من نوع برخورد صدا و سیما با این قضیه بود. چند گزارش خبری که توسط معاونت سینمایی تهیه شده بود از تلویزیون پخش شد و در آنجا مدام سعی در القای این نکته بود که اسکار همان هالیوود است، هالیوود صهیونیست است و دعوت از افراد صهیونیست خلاف منافع ملی ماست.عجیب نیست که دکترهای زیادی که در زمینه های مختلف فعالیت دارند در صدا و سیما مدام در مورد سینما اظهار نظر می کنند و قطعا به زودی رشته صهیونیست شناسی نیز تاسیس خواهد شد. اما نکته جالب برای من گلی بود که صدا و سیما به دروازه خود زد و مثال هایی را در مورد فیلم های صهیونیستی زد که خودش بارها آنها را پخش کرده، از جمله فیلم "رقصنده با گرگ" که به عنوان فیلمی نژاد پرستانه معرفی شد یا فیلم "میلیونر زاغه نشین" که صدا و سیما با تلاش بسیاری سعی در خرید آن برای نمایش نوروزی دارد.البته این قضیه را باید به این حساب گذاشت که در حوزه صدا و سیما انسجام وجود ندارد چون نمی توان فیلمی صهیونیستی را از صدا و سیما پخش کرد و قطعا این کار یعنی پخش فیلم صهیونیستی از رسانه ملی، به نفع صهیونیست هاست! البته آقای ضرغامی سینما را خوب می شناسد و از موقعیت سینمای ایران در جهان آگاه است، اما به قول یکی از همکارانم از این پس ما می توانیم هنگام پخش فیلم های هالیوودی از صدا و سیما به آن اعتراض کنیم! وی در ادامه تصریح کرد: بعضی از مقالات درج شده در بعضی روزنامه ها نیز واقعا عجیب بود. اظهار نظری مانند اینکه ما مهمانی رابه کشورمان دعوت کنیم و سپس او را بازداشت نماییم قطعا ضد منافع ملی است و ادامه تفکری می باشد که باعث ساخت آثاری نظیر سیصد می شود و گویا کسی که چنین پیشنهادی را دارد می خواهد به مهمانان ما بفهماند که دروغ پردازی های سیصد در مورد ملت ما درست است .در حالی که این افراد مدام در سفر خود،عظمت ایران را تحسین می کردند. عسگرپور اظهار داشت:این پدیده ، پدیده ای بود که طی شد اما اثرات آن برای سینمای ایران در آینده ای نزدیک مشخص خواهد شد. سطح ارتباطات بین المللی سینمای ما بسیار ارتقا پیدا کرد و با یکی از عالی ترین نهادهای سینمایی دنیا دیدار و گفتگو کردیم. نوع نگاه ما نیز به اسکار کاملامشخص است که با کلیات آن مشکلی نداریم ولی در جزئیات آن بسیار اشکال داریم،اشکالاتی سیاسی و حتی هنری که امسال بحث های فنی زیادی بین هنرمندان ما و اعضای این آکادمی به وجود آمد. اگر اظهارنظرهای بعضی روزنامه ها درست باشد ما قطعا باید هم ارتباط خود را با اسکار قطع کنیم و هم دیگر فیلم آمریکایی را در کشورمان پخش نکنیم و اگر این سیاست را نداریم بهتر است کسی حرفی نزند تا تشتت آرای داخلی ما برای بیگانگان مشخص نشود.البته عده ای از دوستان مخصوصا در رده های نظامی نیز دلسوزانه گفتند گول این افراد را نخورید، انگار ما ملت عقب مانده ای هستیم یا به سادگی گول می خوریم، به هیچ وجه در شان ملت ایران نیست. از دیگر نکات جالب این سفر این بود که همزمانبا اظهار نظر مشاور هنری رئیس جمهور در مورد حضور این هیئت در ایران، خانم هیلاری کیلینتون هم اظهار نظر مشابهی کرد و گفت: نباید این افراد به ایران می رفتند، نظری که البته بعدا به عنوان نظر شخصی این خانم و نه نظر وزارت امور خارجه آمریکا معرفی شد.
   فقط خانه سینما حق ندارد!
      عسگرپور در ادامه با انتقاد از کسانی که نسبت به حضور این افراد در ایران اعتراض داشته اند، بیان داشت: متاسفانه تعدادی ظرف آب کر در کشور داریم که در اختیار عده معدودی است. در جریان آمدن یا نیامدن الیور استون به ایران که یک ماه خوراک خبری رسانه هایی را تامین کرد مطمئنم اگر خانه سینما قرار بود او را دعوت کند باید استون مجبور به معذرت خواهی در مورد ساخت فیلم اسکندر و دادن شعارهایی در رد آمریکا می شد ولی گویا برای دیگران این موضوع صحت ندارد قطعا اگر افراد دیگری نیز که توان اجرایی این کار را ندارند می توانستند اعضای آکادمی اسکار را به ایران بیاورند مردم باید الله اکبر گویان به پشت بام های خود می رفتند تا صدور انقلاب را جشن بگیرند اما وقتی ما آنها را دعوت می کنیم مسئله فرق می کند. مهم این است که این ظرف آب کر در دست چه کسانی است یا "رقصنده با گرگ" کی فیلم خوب و کی فیلم استعماری است. این دکانی است که عده ای باز کردند اما با توجه به وضعیت کشور و جهان این مشروع سازی ادامه پیدا نخواهد کرد و از بین می رود ولی در حافظه تاریخ می ماند.

 

مانیتور قهوه ای

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 20

   اگر از آن دسته آدم هایی هستید که فنجان قهوه تان را لب به لب پر می کنید و موقع نوشیدنش حواستان به همه جا هست جز فنجان قهوه، باید لکه های بجا مانده از قهوه که به شکل حلقه هایی به اندازه ته فنجان، روی رومیزی سفیدتان نقش می بندد را به کرات دیده باشید. باور می کنید یا نه اما همین حلقه های بجا مانده از قهوه، الهام بخش روش جدیدی درساخت پوشش های بسیار نازک مورد استفاده در صفحه نمایش های تخت پلاسما و ال سی دی شده است. اساسا پوشش های هادی شفاف در ال سی دی ها به منظور تشکیل یک لایه الکترود روی سطح صفحه نمایش به کار می روند. اما کارکرد این پوشش در تلویزیون های پلاسما به کلی متفاوت است. در واقع این پوشش در تلویزیون های پلاسما لایه محافظی را تشکیل می دهد که از منحرف شدن میدان های الکترومغناطیسی جلوگیری می کند. رایج ترین تکنیک فعلی برای ساختن چنین پوشش هایی روشی است موسوم به »کاتد پرانی« (Sputtering). در این روش لایه بسیار نازکی از ترکیب اکسید قلع ایندیوم (ITO) روی سطح صفحه نمایش پاشیده می شود. ترکیب ITO رسانایی و شفافیت بسیار بالایی در برابر نور مرئی دارد اما این فرآیند بسیار پرهزینه است و به اتاق های تمیز و محفظه های خلانیاز دارد. ایوان واکارلسکی (I.Vakarelski)، از انستیتو علوم مهندس و شیمی در سنگاپور دریافت که لکه های قهوه می توانند راهنمای بسیار خوبی برای دستیابی به روش جانشین ارزان تری در تولید پوشش شفاف صفحه های نمایش باشند. ماجرا به همین سادگی است: قهوه لبریز می شود سپس این مایع داغ و در حال تبخیر ذرات قهوه را به سوی لبه های لکه هدایت می کند که در نهایت منجر به تولید لکه های دایره شکل خواهد شد. دانه های بسیار ریز قهوه بسته به شرایط مختلف نرخ تبخیر و انتقال گرما، به اشکال متفاوتی روی هم سوار و انباشته می شوند. تا اینجای کار را کم وبیش همه می دانستند. اما واکارلسکی و همکارانش دریافتند اگر بتوانند این فرآیند را در شکل کنترل شده ای تقلید کنند، می توانند الگوهایی از مواد دیگر بسازند که برای ایجاد پوشش های هادی در مقیاس نانو مناسب باشند.
    بنابراین آنها به جای قهوه شروع کردن به آزمایش این فرآیند با محلول معلقی از ذرات طلاکه ابعاد هرکدام تنها 20 نانومتر بود. البته بستر خشک شدن نیز این بار از رومیزی به یک صفحه شیشه ای پوشیده شده از کره های میکروسکوپی با قطر بین 50 تا 100میکرومتر از جنس لاتکس فشرده، تغییر یافت. سرانجام این تیم با افزودن »مواد فعال در سطح« مناسب و کاهش دما تا 4 درجه سانتیگراد توانست نرخ تبخیر و انتقال گرما را کنترل کند. در نتیجه این فرآیند ذرات طلابه دور کره های لاتکسی حرکت کردند و در این درزها به شکل حلقه ها و پل هایی ته نشین شدند. پس از آنکه مایع به کلی تبخیر شد آنچه به جا ماند شبکه ای بود از نانوذرات به هم پیوسته از جنس طلا. واکارلسکی در این باره می گوید: »شبکه طلایی ما با اینکه از تار عنکبوت ظریف تر است، خاصیت رسانایی هم دارد. وی خاطرنشان کرد نانوشبکه های طلایی می توانند در مقایسه با پوشش های ITO رساناهای بهتری نیز باشند. این تیم تاکنون توانسته است پوششی طلایی به مساحت چند سانتی مترمربع تولید کند و در نظر دارد ابعاد آن را تا 10برابر افزایش دهد. به گفته واکارلسکی: »برخلاف بسیاری از تکنولوژی های جدید، مقیاس فرآیند تولید نانوشبکه ها را به راحتی می توان افزایش داد.« جنیفر لوئیس (J.Lewis)، متخصص سوارکردن نانوذرات در دانشگاه ایلینویز با ستایش از کار همقطارانش افزود: »مزیت کلیدی روش آنها این است که شبکه های به دست آمده به این روش نیمه شفاف اند و می توان چگالی آنها را با تغییر اندازه میکروکره های لاتکسی تغییر داد.« نتایج تحقیقات این گروه در شماره اخیر ژورنال Physical Review منتشر شده است.
    New Scientist، March 01، 2009

 

 

سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧

 

همه ایرانیان سهامدارنفت می شوند

 روزنامه اعتماد ملی صفحه 1

طرح تازه کروبی برای انتخابات 88

   دومین بیانیه انتخاباتی مهدی کروبی منتشر شد. او 15 بهمن ماه اولین بیانیه انتخاباتی خود را منتشر کرده بود. مهدی کروبی در اولین بیانیه خود با تاکید بر اینکه باید در آغاز ورود به دهه چهارم انقلاب اسلامی در اندیشه تحقق هدف های محقق نشده و زمین مانده این انقلاب باشیم، احیای برنامه ریزی و احترام به خرد جمعی را یکی از شعارهای محوری خود اعلام کرده بود. وی در آن بیانیه تاکید کرده بود: «اولین هدف من که ذیل شعار احیای برنامه ریزی صورت بندی شده است، درصدد بازسازی تشکیلات و شوراهای برنامه ریزی در ساختار دولت و اعتبار بخشیدن به جایگاه مشاوره، کارشناسی و خرد جمعی و نیز پذیرش دانش، علم، منطق و عقلانیت مبنای این مشارکت و برنامه ریزی است. گستره این برنامه ریزی تنها در نظام اداری محدود نخواهد شد، بلکه تمهیدات لازم برای مشارکت تمامی نخبگان غیردولتی را نیز شامل خواهد شد.» مهدی کروبی وعده داده بود در بیانیه های دیگری محور برنامه خود را به صورت تفصیلی برای آگاهی مردم ارائه کند. دیروز مهدی کروبی در دومین بیانیه انتخاباتی خود با عنوان «مردمی کردن درآمد های نفت - توزیع عادلانه ثروت ملی» با اشاره به یکصدمین سالگرد ملی شدن صنعت نفت در ایران به رهبری دکتر مصدق و آیت الله کاشانی توزیع درآمدهای نفتی و خارج کردن آن از بودجه دولت را از دیگر برنامه های محوری خود اعلام کرد. در این بیانیه آمده است: «در گام اول این طرح سهام شرکت های گاز و پخش فرآورده های نفتی بدون حق انتقال، خرید و فروش مطابق قانون موجود به طور مساوی میان همه افراد کشور از 18 سال به بالاتوزیع می گردد.»
    
    متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
    بسم الله الرحمن الرحیم
    مردمی کردن درآمدهای نفت - توزیع عادلانه ثروت ملی
    ملت شریف و سرافراز ایران
    امسال 29 اسفند سالروز ملی شدن صنعت نفت به رهبری مرحوم دکتر محمد مصدق و همکاری آیت الله کاشانی مصادف است با یکصدمین سالگرد کشف نفت در ایران. نفتی که در خردادماه سال 1287 در مسجدسلیمان فوران کرد، می توانست منشاء شکوفایی و تحول در میهن عزیزمان واقع شود که متاسفانه به دلیل دخالت های بیگانگان و تحولات داخلی متاثر از کشف این ماده حیاتی برای تامین انرژی جهان صنعتی، سرآغاز مجموعه ای از گرفتاری ها برای ملت ایران و خوشبختی برای دول قدرتمند شد. وابستگی تولید، اقتصاد، بودجه دولت و حتی فرهنگ کشور به نفت به حدی رسید که به درستی می توان جامعه و دولت ایران را با صفت نفتی معرفی کرد به نحوی که با افزایش یا کاهش قیمت و تولید نفت وضعیت جامعه و دولت نیز به تناسب دچار فراز و نشیب می شد.
     اوضاع ایران طی سال های 1352 تا 1357 پیش از انقلاب و 4 سال اخیر گواهی است بر این مدعا که افزایش درآمدها و تسلط دولت ها بر درآمدهای نفتی نه تنها موجب نادیده گرفتن توان و استعداد ملی و تکیه دولت های ناتوان بر درآمدهای نفتی و سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی شان شد، بلکه بستری مناسب برای اتلاف سرمایه گذاری های دولتی، توزیع نابرابر درآمدی میان شهر و روستا، تشدید اختلاف طبقاتی میان اقشار جامعه، افزایش فساد اداری، وابستگی و عقب ماندگی بخش های بومی و اصیل اقتصادی جامعه و عدم توازن میان بخش های مختلف اقتصادی را فراهم کرد. علاوه بر آن، به حجیم تر شدن دولت و وابستگی مردم به دولت منجر گردید. از این رو مساله نفت به یکی از دغدغه های مهم صاحب نظران و سیاستمداران دلسوز کشور طی چهار دهه تبدیل شده است چرا که هرگاه قیمت نفت کاهش می یافت، مساله کشور کمبود درآمدهای ارزی بود و هرگاه قیمت آن افزایش می یافت، مساله چگونگی صرف این درآمدهای اتفاقی مطرح می شد. در پاسخ به این معضل، تاسیس قانونی صندوق ذخیره ارزی راهکار دولت و مجلس اصلاحات بود که علی رغم محاسن بسیار آن، در عمل به دلیل نداشتن نگاهبانی قدرتمند، ناموفق بود زیرا طی سال های اخیر قریب سیصد میلیارد دلار درآمدهای ارزی حاصل از افزایش قیمت نفت خارج از ضوابط مصوب برنامه چهارم و بودجه های سنواتی هزینه شد و در حال حاضر چگونگی و محل صرف این دلارها به یکی از مهم ترین پرسش های بدون پاسخ در این کشور تبدیل شده است. در حقیقت این صندوق نیازمند نگاهبانی قدرتمند بود تا دستخوش بی تدبیری نگردد اما روند برداشت ها از صندوق ذخیره در چند سال گذشته نشان داد که چنین نگاهبانی وجود نداشته است.
    پیش بینی همین وضعیت بود که در انتخابات گذشته شعار توزیع درآمدهای نفتی را در قالب طرحی مطرح کردم. متاسفانه بسیاری از افراد ناآگاهانه و برخی نیز آگاهانه آن را مخدوش جلوه دادند اگرچه واکنش مثبت جامعه به آن در گذر زمان بر همگان روشن شد به نحوی که طی چهار سال اخیر بسیاری از مخالفان و منتقدان طرح مذکور با آن همراه شدند و برخی با همدلی و حسن ظن راه های عملی برای اجرای آن طرح را ارائه کردند. برخی دیگر نیز کوشیدند با تغییر دادن و مخدوش کردن اصول و مبانی آن طرح، طرح تحول اقتصادی را مطرح نمایند. نقاط ضعف و انحرافی در طرح تحول بسیار زیاد است که می توان به افزایش وابستگی مردم به دولت از طریق ورود درآمدهای نفتی به بودجه دولت و توزیع آن میان بخشی از مردم با اختیار و انتخاب دولت، بزرگ تر شدن بیش از پیش دولت، گسترش فساد در نظام اداری کشور، افزایش نقدینگی و به تبع آن رشد فزاینده تورم اشاره کرد. علاوه بر آن، پرداخت این درآمدها به اقشار خاصی که دولت حق انتخاب آنها را دارد، شائبه انتخاباتی بودن آن را مطرح می کند. طرحی که به نام طرح تحول اقتصادی و توزیع مستقیم یارانه ها به بخش هایی از مردم مطرح شده و در مجلس در دست بررسی است، به طور خلاصه در جهت مخالف با ایده حل مشکل نفت است و اجرای آن خسارات و عوارض اساسی به دنبال خواهد داشت. این اقدام در شکل حاضر موجب افزایش رشد جمعیت می شود، که طی دو دهه گذشته سیاست های موثری برای جلوگیری از رشد آن انجام شد و با اجرای برنامه حاضر ممکن است آثار مثبت آن سیاست ها زایل گردد.موارد ذکرشده نمونه هایی از تبعات منفی توزیع بخشی از یارانه های دریافتی توسط دولت میان گروه هایی از مردم است، اما همانطور که گفته شد، طی چهار سال گذشته در جهت تعمیق طرح و شعار انتخاباتی پیشین بنده نظرات و ایده های مفید و تکمیلی از سوی متخصصان و کارشناسان ارشد کشور بیان شد که تیم اقتصادی حزب اعتماد ملی به طور عالمانه ابعاد مختلف آن را مورد بررسی قرار دادند که در این میان طرح یکی از اقتصاددانان مطرح کشور مورد توجه واقع شد. گام برداشتن در جهت مردمی کردن اداره، تولید و توزیع درآمدهای نفتی و خارج کردن آن از بودجه دولت، هدف اساسی این طرح است. در گام اول این طرح، سهام شرکت های گاز و پخش فرآورده های نفتی بدون حق انتقال، خرید و فروش مطابق قانون موجود به طور مساوی میان همه افراد کشور از 18 سال به بالاتوزیع می گردد. در این راستا دولت موظف است که نفت و گاز مصرفی کشور را به قیمت تولیدی آن، تحویل این شرکت دهد و شرکت مذکور، نفت و گاز را پالایش و در اختیار مردم قرار می دهد و هر قیمتی که تعیین کند، طبعا به همان نسبت سود خواهد داشت و سود ناشی از آن میان سهامداران به طور مساوی تقسیم می شود. سهامداران نیز در بلندمدت می توانند اعضای هیات مدیره شرکت را راساً و خارج از اراده دولت انتخاب کرده و کلیه منافع حاصل از نفت را در اختیار بگیرند و دولت نیز صرفا می تواند بر این درآمدها مالیات وضع کرده و سهم مالیاتی خود را اخذ کند. اجرای چنین طرحی نه تنها هیچ یک از مشکلات مذکور در طرح تحول اقتصادی را ندارد، بلکه واجد نقاط مثبت زیر نیز هست:
    1- خارج کردن بخشی از نفت از بودجه دولت و اتکای حکومت به منابع مالیاتی و دیگر منابع.
    2- ایجاد توازن میان ملت و دولت، افزایش استقلال، اتکای به نفس میان مردم و افزایش حرمت و کرامت انسانی آنان.
    3- کوچک کردن دولت و حذف بسیاری از بخش های غیرمرتبط و زاید با وظیفه دولت.
    4- سرازیر شدن بخش مهمی از این درآمدها به سوی سرمایه گذاری و بازار سرمایه
    5- ایجاد بستر مناسب برای خصوصی سازی و اجرای اصل 44 قانون اساسی.
    6- کم تاثیر بودن اجرای این سیاست در افزایش تورم و جهش قیمت ها زیرا از طریق افزایش نقدینگی عمل نخواهد شد.
    7- تقویت هویت و وحدت ملی از طریق دریافت برابر مردم از ثروت مشاع آنان که کمک مهمی به امنیت کشور می کند.
    رویکرد من به توسعه ملی، رویکردی انسان محور است. این رویکرد قدرت تجمیع توامان اهداف چشم انداز بیست ساله توسعه ملی ازجمله دستیابی به رشد بالای اقتصادی، عدالت اجتماعی و عزت و منزلت انسانی را در بر دارد. در صورت اعتماد ملت، به امید خدا و در جهت توانمند سازی و دستیابی به زندگی دلخواه و عزت و کرامت انسانی همه ایرانیان این طرح را با جدیت اجرا خواهم کرد.
    تردیدی ندارم که بحث درباره این موضوع می تواند به فهم بهتر همه ما از اهمیت نفت و نقش مخرب آن در شرایط حاضر در وضعیت اقتصادی کشور و ضرورت پیدا کردن راه حلی برای برون رفت از این معضل تاریخی کمک کند. اگر انتخابات این دوره فقط همین یک دستاورد مهم را داشته باشد، باید آن را ارج نهاد و پیروزی بزرگی برای جامعه ایران تلقی کرد، شاید پس از صد سال بتوانیم خود را از عوارض سوء کشف نفت نجات دهیم و چهره دیگری از این نعمت الهی را نیز تجربه کنیم.
    مهدی کروبی

 

همراهان نا همراه !

روزنامه کیهان  صفحه 2 

نویسنده: حسین شریعتمداری

   شخصی که به ساده لوحی معروف بود و آرزو می کرد دیگران او را صاحب افکار پیچیده و پررمز و راز تلقی کنند، خطاب به دوستانش گفت؛ این چیست که زمستان ها اتاق را گرم می کند و تابستان ها روی درخت است؟! و دوستانش که هرچه فکر کردند چیزی به خاطرشان نرسید، از او پرسیدند؛ حالاخودت بگو که پاسخ معمایت چیست؟ و او در حالی که باد به غبغب انداخته و گردن به غرور برافراشته بود گفت؛ پاسخ این معما، «بخاری» است. دوستانش با تعجب گفتند؛ درست است که بخاری در زمستان اتاق را گرم می کند ولی تابستان ها که روی درخت نیست؟ و طرف گفت؛ اولاکه قسمت دوم معما یک «نکته انحرافی» است و ثانیاً؛ بخاری مال خودم است و دلم می خواهد تابستان ها آن را روی درخت بگذارم، به شما چه ربطی دارد، مگر آدم اختیار مال خودش را ندارد؟!
    این روزها برخی از مدعیان اصلاحات که آرزوهای قبلی خویش برای تفرقه افکنی در میان اصولگرایان را بر باد رفته می بینند و از سوی دیگر، در اردوگاه موسوم به اصلاحات با درگیری ها و اختلافات فراوانی روبرو هستند، به منظور پنهان کردن ماجرا، روزنامه کیهان را به تلاش برای تفرقه افکنی در جبهه اصلاحات متهم می کنند! و حال آن که کیهان به اقتضای رسالت مطبوعاتی خود فقط اخبار مربوط به جبهه اصلاحات را بی کم و کاست و از زبان و قلم خود مدعیان اصلاحات منعکس می کند بنابراین اگر این خبرها صحت نداشته باشد - که دارد- باید مدعیان اصلاحات به دروغگویی متهم شوند. تقصیر کیهان چیست که تصور نمی کند آنها دروغ گفته باشند؟! برخی از این مدعیان اعتراض می کنند چرا کیهان به اختلافات و درگیری های جبهه اصولگرایان نمی پردازد؟! که در پاسخ باید گفت؛ وقتی برخلاف انتظار شما در جبهه اصولگرایان آرامش کامل برقرار است و در حالی که تصمیم نهایی برای نامزد مورد نظر خود را گرفته اند و اصراری هم به تبلیغات انتخاباتی پیش از موعد قانونی ندارند، کیهان به کدام خبر بپردازد؟ ضمن آن که این اخبار تا آنجا که هست در کیهان منعکس می شود. مدعیان اصلاحات باید برای ادعای خود به دلیل، شاهد و یا قرینه ای اشاره کنند و بدیهی است نمی توانند با فرمولی که خود ساخته اند و نزد هیچ عقل سلیمی پذیرفته نیست به تحلیل ماجرا نشسته و اظهارنظر کنند و در پاسخ به چرایی نتیجه ای که گرفته اند، بگویند؛ «بخاری مال خودمان است و به کسی چه ربطی دارد که تابستان ها آن را روی درخت می گذاریم»! بله بخاری مال خودتان است و حق دارید آن را روی درخت بگذارید! ولی دیگر براساس این تصمیم دلبخواه و غیرمعقول، معما طرح نفرمائید!
    و اما، نگارنده در پی آن نیست که احتمال «بازی زرگری» در جبهه اصلاحات را نادیده بگیرد و شواهدی نیز در دست است که این احتمال را قوت می بخشد. شواهدی که در آینده به آن خواهیم پرداخت ولی در این وجیزه فقط - تاکید می شود که فقط- به نکته ای از میان دهها نکته قابل گفتن دیگر اشاره می کنیم که می تواند از سردرگمی و به هم ریختگی در جبهه اصلاحات حکایت کند، بخوانید؛
    «خاتمی با ما تفاوت داشت، خاتمی روحانی بود و گروه خونی اش بیشتر به مجمع روحانیون می خورد. حزب مشارکت ما هم با مجمع خیلی فرق دارد، هرچند خاتمی در بین اعضای مجمع بهترین است. البته مجمع روحانیون، بدترین خیلی دارد» این سخن مکتوب یکی از سران حزب مشارکت است که همین چند هفته پیش گفته بود، «حاضریم همه ما ایثار کنیم تا خاتمی رئیس جمهور شود.نجات کشور در دست اوست»!
    «ما از ابتدا هم می دانستیم که خاتمی با ما فرق دارد. بین اجزای سیستم فکری او سازگاری وجود ندارد. او آخرین میخ را بر تابوت اصلاحات زده است» این اظهارنظر مکتوب هم از یک مدعی سینه چاک برای ریاست جمهوری خاتمی است.
    باز هم بخوانید؛
    «خاتمی با تشبیه و تعریف جامعه مدنی با مدینه النبی(ص) آن را خراب کرد و از هویت انداخت» گوینده این سخن مکتوب هم اکنون از سران جبهه اصلاحات و طرفدار چندآتشه ریاست جمهوری آقای خاتمی است و... «خاتمی اردک لنگ و فلج است، کاری از او ساخته نیست»... «ما خودمان او را از گوشه کتابخانه ملی بیرون آوردیم ولی بعد متوجه شدیم که به درد ریاست جمهوری نمی خورد»... «اگر خاتمی بخواهد به همین روال ادامه دهد و با ما(حزب مشارکت و سازمان مجاهدین) همراهی نکند او را از قطار اصلاحات پیاده می کنیم»... «خاتمی شاه سلطان حسین است که قدرت تصمیم ندارد و همه چیز را به باد می دهد»... «خاتمی مرد شنا در استخر است، توان شنا کردن در دریا را ندارد» و...
    این اظهارنظرها و ده ها و صدها اظهارنظر دیگر از این دست که تماماً در روزنامه های زنجیره ای به ثبت رسیده و قابل پاک کردن و انکار کردن نیست از سوی کسانی مطرح شده که در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی در نزدیکترین حلقه یاران او قرار داشتند و امروزه مدعی سینه چاک حمایت از ریاست جمهوری خاتمی هستند!
    اکنون سؤال این است که آیا جناب خاتمی این افراد و هویت آنها را نمی شناسد؟ پاسخ این سؤال منفی است، چرا که خاتمی بارها به صراحت- که تماماً مکتوب و مستند است- از حضور این افراد در اطراف خود گلایه کرده و با عباراتی نظیر این که «از اردوگاه اصلاحات صدای دشمن را می شنوم»، «من در حد یک تدارکچی هستم»، و... یاد کرده بود و قبل از اعلام کاندیداتوری خود نیز یکی از دشواری های خویش را حضور همین افراد در اطراف خود نامیده بود. خب! آیا خاتمی عوض شده است؟ خود ایشان که می گوید من همان خاتمی هستم. آیا اطرافیان ایشان تغییر هویت داده اند؟ خودشان که به هویت قبلی خود افتخار می کنند! بنابراین پیوند خاتمی با افراد یاد شده چگونه قابل توجیه است؟ و آیا وحدت با این هویت های چندگانه به شوخی شبیه نیست؟ این پیوند به یقین نمی تواند از درون حلقه ناهمخوان خاتمی و اطرافیانش ریشه گرفته باشد. می تواند؟! پس چه عاملی این گروه ناهمخوان را که هرکدام ساز جداگانه ای می زنند، به هم نزدیک کرده است؟ تنها نقطه اشتراک این جمع متضاد، مخالفت با اصولگرایان و ریاست جمهوری احمدی نژاد است. چرا؟! بهتر است مدعیان اصلاحات، خود به این پرسش پاسخ دهند و کیهان برای راهنمایی ایشان فقط به این نکته اشاره می کند که جبهه اصلاحات در این نقطه با دشمنان بیرونی نظام اشتراک نظر کامل دارد! ندارد؟ ما می دانیم و مدعیان اصلاحات نمی توانند انکار و یا پنهان کنند که اگرچه خاتمی را به نامزد شدن راضی کرده اند ولی او همچنان دغدغه همراهی با اطرافیان ناهمراه را دارد و بخشی از سردرگمی و آشفتگی در جبهه اصلاحات از این نقطه ریشه می گیرد.
    مدعیان اصلاحات خاتمی را- با عرض پوزش از ایشان- مانند گذشته «شاه سلطان حسین»! «مرد شنا در استخر»! «تدارکاتچی»! «فاقد انسجام فکری» و... می دانند ولی بر این باورند- نمی گوئیم به کسانی قول داده اند!- که می توان او را فریب داد مثل گذشته، و مدیریت کرد، مثل حالا! به یقین برخی از همین اطرافیان فراموش نکرده اند- و اگر هم فراموش کرده باشند می توان به یادشان آورد- که در جایی گفته بودند «ما با خاتمی نیستیم، او با ماست»!
    مدعیان اصلاحات از کروبی به خاطر استقلال رای و تدین او عصبانی هستند، چرا که کروبی طی چند سال حضور نزدیک در جبهه اصلاحات، از هویت اطرافیان خاتمی و تمایل غیرقابل توجیه خاتمی به آنان باخبر است و در دوره 8 ساله اصلاحات نیز بارها در برابر ساختارشکنی ها، سوءاستفاده ها و همراهی مدعیان اصلاحات با بیگانگان ایستاده است. همین مدعیان درباره کروبی معتقدند که او با ما نیست و در گذشته هم دردسرآفرین بوده است! آیا مدعیان اصلاحات می توانند اهانت های علنی خود به کروبی را انکار کنند؟ این اهانت ها که مکتوب و مضبوط است. و آیا می توانند بر انتقادات و اعتراض های علنی و مستند کروبی به جبهه اصلاحات سرپوش بگذارند؟ اینها هم مکتوب و مضبوط است پس چرا علی رغم همه این واقعیات، کیهان را به تفرقه افکنی در میان اصلاح طلبان متهم می کنید؟
    درباره مهندس موسوی نیز باید گفت آقای خاتمی اشتیاق فراوانی دارد که مهندس به حمایت از او برخیزد و با استفاده از سوابق قبلی ایشان، سابقه نه چندان قابل دفاع خود در دوران اصلاحات را تا حدودی ترمیم کند و از سوی دیگر مهندس موسوی حاضر نیست سابقه قبلی خود را با حمایت از خاتمی به هدر بدهد، هرچند که سکوت 01 ساله مهندس موسوی در اوج اهانت های آشکار مدعیان اصلاحات به انقلاب و امام و اسلام، غیرقابل توجیه است و دقیقا به همین علت اطرافیان خاتمی به حمایت نهایی مهندس موسوی از خاتمی امیدوارند...
    و اما علی رغم همه اختلافات و سردرگمی ها در جبهه اصلاحات تمامی نامزدهای این جبهه در یک نقطه با یکدیگر اتفاق نظر کامل دارند و آن مقابله با احمدی نژاد است. یعنی دقیقاً همان خواسته ای که دشمنان بیرونی با همه توان دنبال می کنند. دشمنان بیرونی انکار نمی کنند که با احمدی نژاد فقط به دلیل تاکید وی بر آموزه های امام و انقلاب مخالفت می ورزند. ولی نامزدهای سه گانه جبهه اصلاحات چرا...؟! به آن خواهیم پرداخت.

 

مرقومه وزیر را خواندیم

روزنامه اعتماد  صفحه 16

   با توجه به اینکه مسوولان ما صدها سال است که حرف هایی را می زنند که قاعدتاً نباید بزنند و این همه سال برای تجربه گرفتن زمان زیادی است و با توجه به اینکه کماکان کسی به ما توضیح نمی دهد طرح خانه های عفاف چی شد، به پاسخ های زیر توجه کنید،
    مهدی کلهر: مهدی جان نمی دانی آدم چقدر خوشحال می شود وقتی مدام از یار باوفایی مثل تو نامه دریافت می کند. کاش بقیه دوستان دولت نهم هم مثل تو بودند که البته در این زمینه انصافاً بچه های با معرفتی هستند، برایم در نامه ات نوشته بودی: «منتقدان دولت نهم نقش بچه بی تربیت و بی سواد را دارند.» عرض کنم خدمتت که با این تفاصیل الف- منتقدان سرسخت دولت نقش بچه پررو الهی بمیری را دارند؟ ب- رقبای انتخاباتی احمدی نژاد نقش جز جگر بزنی را دارند؟ ج- غلامحسین الهام نقش یک بچه با تربیت، مودب، خوب، قشنگ، لپ گلی، بامزه، تر و تمیز، نیناش و... را دارد؟ د- در کلاس های «ادبیات سیاسی» مهدی کلهر ثبت نام کنید،
    علیرضا علی احمدی: وزیر عزیز آموزش و پرورش، نامه ات را خواندم. برایم یک پیشنهاد نوشته بودی که سخت مورد توجه قرار گرفت: «مدارس دخترانه باید اندرونی، بیرونی داشته باشند.» علیرضاجان فی الحال چاکران را فرمودیم علاوه بر موارد فوق الذکر، مطبخی نیز در مکتب خانه های نسوان بنا کنند من باب مشغولیات این جماعت که ایضاً مزید آشنایی شان با مشغله مستقل ایشان خواهد بود. در این باب، سیاهه یی نیز روانه کردیم سایر خادمان را که سفارشات متعدد به خیاط باشی دارالعماره ببرند جهت دوخت تعداد مناسب شلیته شلوار که حکم البسه متحد الشکل را پیدا کند برای تلامیذ مزبور،
    محمد علی آبادی: سلام ممدعلی جان. نامه ات را خواندم. در نامه قید کرده بودی: «به جای پاس دادن دریبل بزنید.» چشم. الان گفتم همه بچه های تیم ملی در دفتر مشق هایشان صد مرتبه بنویسند علی کریمی، راستی ممدعلی جان فکر نمی کنی بهتر نیست کلاً به جای دریبل زدن و این همه مشقت بگوییم بچه ها یک ضرب شوت بزنند سمت دروازه حریف؟ اینجوری هم زودتر به گل می رسیم هم شوت محکمی به دهان یاوه گویان شرق و غرب کوبیده می شود. ممد علی جان از اینکه مجدانه کمک می کنی تا در آسمان ورزش مان از اون بالاکفتر بیاید واقعاً متشکرم.

 

 

دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧

 

اگر خاتمی شکست بخورد...

روزنامه رسالت صفحه 2

ققنوسی که به فکر فرزندش نیست!

   از چند ماه پیش همواره این سوال ذهنم را آزرده است که اگر خاتمی شکست بخورد چه برسر جریان اصلاحات می آید. دوم خردادی ها در تابستان گرم 88 برای فرار از این شکست سخت به کدام ییلاق اسباب کشی می کنند. چه کسی فریادهای خاموش دوم خردادی هایی که گفتند و نوشتند"می توان خاتمیست بود، بدون آنکه از بازگشت خاتمی دفاع کرد" را پاسخ می دهد. سکوت سعید حجاریان، محسن کدیور، اکبر گنجی،... در دفاع از خاتمی وخروج کرباسچی، عباس عبدی، محمد قوچانی،... و سایر یاران دیروز خاتمی از اردوگاه رئیس دولت اصلاحات در آستانه یک انتخابات بزرگ بیشتر شبیه آرامش قبل از توفان است که تابستان 88 را برای سازمان مجاهدین و مشارکت آبستن یک پاییز افسرده و رو به زوال می نماید. زوالی که دیگر شاید رمق بازگشتی برای هیچ یک از دوم خردادی ها به جا نگذارد.
     شوربختانه ساده اندیشان در جناح رقیب بر این پندارند که اصولگرایان تک نوایی را بر همنوایی در سمفونی فرهنگ سیاسی کشور ترجیح می دهند؛ اما واقعیت چیز دیگری است.
    مهندسی سیاسی رقابت در ایران و بسترسازی برای مشارکت عمومی از ابتدای انقلاب اسلامی یکی از دغدغه های همیشگی نیروهای اصولگرا و ارزشی بوده است. افزایش کیفیت مردمسالاری دینی و تقویت نهادهای مدنی به منظور تحقق اراده عمومی در اداره کشور زمینه را برای تحقق گفتمان انقلاب اسلامی فراهم می کند.
    بدون رودربایستی باید تاکید کنیم معتقدیم مردمسالاری دینی عالی ترین نوع دموکراسی در عصر حاضر است و قادر است اراده عمومی در اداره کشور را به معنای واقعی کلمه تحقق بخشد، لذا دفاع مومنانه از جمهوریت نظام اسلامی و افزایش کیفیت مادی و معنوی آن همواره در سرلوحه سیاستهای اصولگرایان بوده است.
    به اذعان اغلب رهبران فکری جریان دوم خرداد نتیجه محتوم شکست احتمالی خاتمی در انتخابات 88 زوال غیر قابل ترمیم گفتمان دوم خرداد است که در برهه ای موجد یک حماسه ملی شد. این اتفاق ناخوشایند بیش از آنکه برای دوم خردادی ها تلخ باشد برای اصولگرایان تاسف برانگیز است.
    تماشای ققنوسی که هیزم جمع می کند تا خود را به آتش بکشد همیشه آزار دهنده است و غم انگیزتر اینکه امیدی به تولد ققنوس دیگر از دل خاکستر مادر نباشد تا موسیقیای سیاست سر دهد.
    آهنگ سیاست در ایران با زاد و ولد جریانات و احزاب سیاسی خوشایند است و الاهیچ اهل دلی با تک نوازی صرف سر ذوق نمی آید. کشور نیازمند تفکرات و سلایق مختلف برای مدیریت امور است که با گذار از تعارضات بنیادی اختلافات خود را به سطح سیاستگذاری ها فروکاهیده باشند.
    به هر حال تا تماشاخانه راهی نیست. کاش می شد در این نمایشنامه نقشی را هم به فرزند ققنوس می دادند...

 

احضار روح در انتخابات

روزنامه کیهان  صفحه 2 

نویسنده: محمد ایمانی

4   ، 5سال پیش وقتی جک استراو وزیر خارجه وقت انگلیس به همراه دو همتای اروپایی دیگر موفق می شد رضایت ایران برای تعلیق فعالیت های اتمی را جلب کند و یک به یک بر دامنه تعلیق ها- حتی مراحل قبل از غنی سازی- بیفزاید، هرگز خیال نمی کرد بعدها کار به آنجا بکشد که مجبور شود دولتمردان انگلیسی را به خاطر 200سال باج خواهی از ملت ایران سرزنش کند. وزرای خارجه اروپایی و کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا که به تدریج مستقیما در چالش هسته ای ایران درگیر شدند، در آن روزگار تعلیق ها را بی هیچ امتیاز دادنی یک به یک بر دولت وقت ایران می قبولاندند و احتمالادر مذاکره پشت پرده، آخر این خط را چنین برآورد کرده بودند که تاسیسات اتمی ایران را بار می زنند و با کشتی می برند، کاری که با لیبی کردند!
    میز بازی و مذاکره چیده شده حرف نداشت! قدرت ها در این میز شطرنجی که «تهدید»، طول و «نشان دادن در باغ سبز» (تطمیع) عرض آن بود با حرکاتی پیوسته و پیچیده به طرف ایرانی «کیش» می دادند و چون روند بازی یک طرفه چیده شده بود، حرکت های انفعالی، با دادن امتیازهای جدید و در عین حال تنگ تر شدن عرصه (و نه گشایش) همراه می شد. این میز مذاکره اگرچه بهانه اش چالش هسته ای بود، اما وسعتی به بزرگی مشکلات غرب در خاورمیانه بزرگ داشت. گویا آمریکا و غرب برای اولین بار توانسته بودند «خم» ایران را به دست بگیرند و با حرکت ها و تاکتیک های مداوم امتیاز بستانند و سودای ضربه فنی را نیز در سر بپرورانند. امثال آقای استراو آن روزها ضرورتی نمی دیدند به ملامت خویش بپردازند چرا که نه فقط دولت ایران را منفعل و متحیر می یافتند بلکه مجلسی را پشت سر این دولت مشاهده می کردند که شاکله اصلی آن «ساز اجنبی» می زد. بنابراین وقتی طرف ایرانی به عنوان مثال می گفت ما نمی توانیم تن به پروتکل الحاقی بدهیم، مذاکره کننده اروپایی پوزخند می زد و به طعنه می گفت «بلوف نزنید! ما خبر داریم که در پارلمان شما طرح 3فوریتی لزوم اجرای پروتکل الحاقی در حال پیگیری است.» پارلمان در این وانفسا، خود قوز بالاقوز شده و محکم پشت دولت ایستاده بود. که چه؟ مقاومت کند؟ نه، محکم ایستاده بود که دست مردّد و لرزان دولت را بگیرد و پای باج خواهی های دشمن را امضا کند. دیپلماسی کشور کاملاقفل شده و در منگنه مانده بود. اگر هم ورق برگشت و رویای بیگانگان تبدیل به کابوس شد، راز آن را صرفا باید در درایت و صلابت رهبر فرزانه انقلاب و عزم و اهتمام ملت برای تغییر بنیادین در رویکرد دولت و مجلس جست وجو کرد. دولت و مجلس دگرگون شدند و اراده «عزت و اقتدار ملی» با هدایت رهبر فرزانه انقلاب کارساز شد. ملت همان ملت و مقتدا همان مقتدا بودند، شجاع و مصمم. راننده و سرنشین و مقصد تفاوتی نکرده بودند آنچه تغییر کرده بود جایگزینی خودرویی بود که حتی با هل دادن نیز استارت نمی خورد. با ژیان و فولکس قراضه ای که حتی استارت هم نمی خورد- ولو سرنشینان مصمم و شجاع باشند- نمی توان به مقصدهای دور دست یافت.
    اکنون آقای استراو در مراسم افتتاح نمایشگاه تاریخ ایران در دوره شاه عباس صفوی می گوید «هرچند ما نسبت به تاریخ فراموشکار هستیم اما ایرانی ها فراموشکار نیستند و نمی توانند 200سال اخاذی و مداخله جویی ما از قرارداد تنباکو و نفت دارسی گرفته تا روی کار آوردن پهلوی ها و سرنگونی مصدق را فراموش کنند. ما در درک مردم ایران دچار مشکل هستیم و درک آنها مشکلی ندارد.» اما گویا این بالماسکه بدون همراهی برخی دولتمردان سابق ایرانی کامل نمی شود. همزمان با سخنان استراو، معاون وزیر خارجه در دولت سابق که اکنون قائم مقام ستاد انتخاباتی نامزد دو حزب افراطی (مشارکت و مجاهدین) است در همایش «بازیابی آرا و تبلیغات سیاسی» از انتخاب معنادار مردم در سال 84 ابراز ناخرسندی می کند و سپس به روحیه ضداجنبی- و در واقع ضد دشمن- مردم می تازد و آن را محصول توتالیتر(خودکامه و تمامیت خواه) بودن دولت و حاکمیت می خواند. وی آنگاه به تلخی می گوید «ایران به دلایل تاریخی روحیه ای دارد که بخواهد از بیگانه ناراحت باشد و میزان فرافکنی بالاست. بعد از انقلاب در این گمان تردید ایجاد شد اما جامعه هنوز ظرفیت بیگانه ستیزی و حساسیت نسبت به آن را دارد و دفاع بیگانه از شخصی در انتخابات به معنای فرصت برای او نیست و مردم نمی پسندند.»
    چرا هوشیاری و حساسیت مردم نسبت به دشمنان باید برخی احزاب داخلی را نگران کند؟ آیا این ربطی به رفت و آمدهای مکرر با برخی محافل اروپایی- در بروکسل و برلین و لندن و پاریس- ندارد؟ آیا مربوط به سفر عضو موثر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم- از اعضای حزب دولت ساخته- به بلژیک نیست که طی آن سفر، طرف اروپایی اعلام کرد گزینه و انتخاب نهایی ما در ایران شما هستید اما باید متقابلادر چالش با نظام از خود تحرک نشان دهید تا دفاع ما از شما در کشور خودمان توجیه داشته باشد؟ ملاقات های مکرر دبیرکل وقت حزب مشارکت و نیز رئیس ستاد انتخابات با برخی سفرای اروپایی چطور؟
    آمریکایی ها و انگلیسی ها و برخی دولت های مشابه می گویند انتخابات ریاست جمهوری آینده ایران بسیار مهم است. این سخن تازه ای نیست، مختص دولت جدید آمریکا هم نیست. از یک سال و نیم پیش، مقامات دولتی و دیپلمات های آمریکایی و انگلیسی بر لزوم تغییر دولت و مجلس شناخته شده به «اصولگرایی» تاکید می کنند، هرچند که عمر نومحافظه کاران آمریکایی برای چنین رویایی کفاف نکرد. اما چرا؟ پاسخ اگرچه روشن است اما اجازه دهید جواب فنی تری به این پرسش بدهیم.
    قدرت های غربی می گویند به دلایل متعدد- از قدرتمندی ایران گرفته تا گرفتاری های آمریکا و ناتو در افغانستان و عراق- نمی توان با جنگ ایران را وادار به تسلیم کرد. تحریم اقتصادی هم چاره ساز نبوده است، چه آن هنگام که با شدت تمام به اجرا گذاشته شد و چه اکنون که زهوار آن در رفته و مدام نقض می شود، به ویژه آن که بحران بزرگ اقتصادی گریبانگیر غرب شده است. قدرت هایی نظیر آمریکا و انگلیس اگرچه خون از پیکر حکومتشان می چکد و تشنه جنگ افروزی و جهانگشایی اند اما آموخته اند که بیش از این حیثیت خود را در درگیری های آشکار و شکست آمیز به حراج نگذارند. آنها جنگیدن پای میز مذاکره را بر همه چیز ترجیح می دهند. اکنون آنها اجماع بی نظیری برای مذاکره دارند اما مذاکره نه آن گونه که ما و همه انسان های نرمال و متعادل از کلمه مذاکره-گفت وگو برای تفاهم در فضایی عادلانه- می فهمیم، بلکه مذاکره به مفهوم کشاندن طرف مقابل به گوشه رینگ، گذاشتن چاقو زیر گلوی وی و باج گرفتن. آنها می گویند باید با دست پر پای میز مذاکره رفت یا به قول ابلهانه خود، با چماق و هویج. مشکل همین جاست. طرف ایرانی نه می ترسد و نه فریب می خورد. به اصطلاح خود غربی ها، هیچ برگ برنده ای برای گذاشتن روی میز ندارند و به قول استفان هادلی مشاور امنیت ملی در دولت بوش- که عصاره استدلال همه محافل اطلاعاتی، سیاسی و دیپلماتیک در غرب است-«مذاکره با ایران وقتی هیچ برگ برنده ای در دست ندارید، بی فایده و احمقانه است.»
    خب! چه باید کرد؟ آنها راهی بهتر از مذاکره نمی شناسند که چنان کم هزینه و پرسود بوده باشد. بنابراین همه امید و همت خود در ایجاد فرصت تازه- یافتن برگ برنده- برای مذاکره را معطوف به «جایگزینی» طرف مذاکره کننده ایرانی کرده اند. آنها دنبال شاه سلطان حسین هایی هستند که اهل معامله از موضع ضعف باشند و بتوانند کشوری را با «تاج بی تخت» تاخت بزنند. حاضر باشند بیگانه صرفا تاجی بر سرشان بگذارد، اگر تخت و رخت و کلاه و جامه شان را نیز ایلغار کرد عیبی ندارد. بتوانند گورباچف باشند و به همین دل خوش کنند که تصاویرشان روی آنتن ها و صفحات اول رسانه ها و روزنامه های اروپایی برود. بتوانند ننگ و عار را به جان بخرند و به ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه اقتدا کنند، امتیاز نفت و غیر نفت بدهند و مابه ازایش چند سفر فرنگ بروند و با ورژن امروزی تر، چند سخنرانی هم در یکی از پستوهای آکادمیک داشته باشند و نظریه ای درکنند! اما اگر ترقه ای ترکید یا اولتیماتومی رسید، درجا قافیه را ببازند و آماده نشستن پای میز مذاکره باشند. اصلایک پا عرفات باشند برای خودشان، که عاشق مذاکره بود و مدام در این دهه ها امتیاز و زمین و قدرت داد تا توانست صهیونیست های وحشی را پای میز مذاکره نگه دارد! که چه شود؟ از اینجا به بعدش را بخوانید از مقاله وزیر ارشاد دولت اصلاحات در روزنامه اعتماد ملی:
    «شیمون پرز به عنوان یکی از شخصیت های کلیدی اسرائیل در کتاب آینده اسرائیل که مصاحبه وی با رابرت لینل روزنامه نگار یهودی است می گوید عرفات دو ویژگی مهم داشت. عرفات برایش مهم بود که او را چه و چگونه خطاب کنند! ترجیحش این بود که به او پرزیدنت بگویند. او به «رئیس» خرسند بود. پرز می گوید متناسب با شرایط به او عنوانی می دادم. عرفات دوست داشت شیوه آرایش صندلی ها مثل صحنه ملاقات های رئیس جمهور آمریکا باشد. من ]مهاجرانی[ گمان کردم لابد پرز اغراق کرده اما در مصاحبه مفصل یاسر عبدربه نیز دیدم به همین ویژگی ها اشاره کرده و می گوید عرفات خودش را بهترین مذاکره کننده می دانست در حالی که نبود. ما حتی در مذاکرات کمپ دیوید در زمان کلینتون هیچ طرحی به همراه نداشتیم و ابتکار عمل دست اسرائیلی ها بود.»
    انتخابات را می توان و باید از زوایای گوناگون دید و سنجید. اما آن وجه از این موضوع که به نسبت ملت ایران با بیگانگان و طراحی دشمنان برمی گردد، حائز اهمیت استراتژیک است. تنوع و رقابت نامزدها در فضایی شاداب یک بحث است و بستن راه طمع و نفوذ دشمن، بحثی متفاوت. در کنار جاذبه ها، باید دارای دافعه های روشن در این زمینه بود وگرنه همان می شود که رئیس دولت سابق به درستی- در سال هفتم ریاست خود-هشدار داد؛ «از اردوگاه اصلاح طلبان صدای دشمن به گوش می رسد.» امروز هم صدای دشمن از این اردوگاه به گوش می رسد که باعث می شود امثال کروبی و موسوی و خیلی های دیگر حساب خود را از آن جماعت جدا کنند و البته توقع از آقای خاتمی که اقرار به واقعیتی تلخ کرده، بیشتر و پیشتر است. دافعه با دشمن و احیای مرزبندی با نفوذی ها، آغاز تجدید اخوت با جمهوری اسلامی و ملت ایران است. اینجا دیگر نه عرصه رقابت حزبی و انتخاباتی بلکه مرز دوست و دشمن است و البته که دوست در جبهه دشمن نمی ایستد.مگر نه اینکه به قول رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا، ایرانی معتدل، ایرانی ای است که با گلوله کشته شده باشد؟!
    فارغ از آمد و شد نامزدها و گرم شدن فضای مسابقه و رقابت انتخاباتی، باید امیدوار بود که شاه سلطان حسین ها و ناصرالدین شاه ها و تقی زاده ها و هویداها و عرفات ها به تاریخ پیوسته باشند و سر از گور بلند نکنند. اگر ما نخواهیم، انگلیسی ها و آمریکایی ها که علم و هنر احضار روح ندارند، دارند؟!

 

خاتمی: هیچ گاه نگفتم رئیس جمهور تدارکاتچی است

روزنامه اعتماد ملی صفحه 2 

   رئیس دولت اصلاحات این نقل قول از او که رئیس جمهوری تدارکاتچی است را ناشی از سوءبرداشت دانست و تاکید کرد که هیچ گاه نگفته است که رئیس جمهور تدارکاتچی است.سیدمحمد خاتمی در جریان سفر خود به بوشهر، در جمع رسانه های محلی این استان در پاسخ به سوال خبرنگار اتحاد جنوب که از او درخصوص تدارکاتچی بودن رئیس جمهور پرسید، گفت: متاسفانه این مساله بسیار بد فهمیده شد زیرا من گفته ام رئیس جمهور دو عنوان دارد؛ یک رئیس دولت است و دیگری مجری قانون اساسی. من هیچ گاه نگفته ام رئیس جمهور تدارکاتچی است؛ البته معتقدم بودم باید اختیارات رئیس جمهور با توجه به مسوولیتش توسعه یابد حتی در زمانی که آیت الله خامنه ای رئیس جمهور بودند، ایشان این موضوع را به نحوی پیگیری می کردند ولی من در زمان ریاست جمهوری ام معتقد بودم اختیارات رئیس جمهور کافی نیست و برای تکمیل و ضمانت اجرایی آن لایحه ای در این خصوص به مجلس فرستادم، البته پیش بینی می شد که شورای نگهبان هم آن را رد کند و البته می شد که روی آن پافشاری کنم تا به مجمع تشخیص برود و پیش بینی هم می شد که آنجا تصویب شود اما با توجه به اینکه در پایان دوران ریاست جمهوری بودم و فرصت کمی باقی مانده بود ترجیح دادم لایحه را پس بگیرم تا رئیس جمهور بعدی آن را تکمیل کند و به مجلس ارائه دهد.خاتمی با تاکید مجدد مبنی بر اینکه من هیچ گاه نگفتم رئیس جمهور تدارکاتچی است، اظهار داشت: آنهایی که رئیس جمهور را فقط رئیس دولت می دانند نه مجری قانون اساسی، می خواهند رئیس جمهور تدارکاتچی باشد ولی معتقدم با عمل به قانون فعلی هم که دارای کاستی های زیادی است و ضمانت اجرای لازم را ندارد رئیس جمهور، تدارکاتچی نیست.وی در پاسخ به سوال خبرنگار هفته نامه بوشهر مبنی بر اینکه اگر میرحسین موسوی وارد صحنه انتخابات شود، چه تصمیمی گرفته خواهد شد؟ گفت: من قبلاهم گفته ام یا من می آیم یا آقای موسوی؛ البته بعد از صحبت های فراوان احساس کردم باید اعلام حضور کنم و اعلام حضور کردم.وی این سوال را ناشی از دغدغه بسیاری از افراد جامعه دانست و گفت: این نگرانی وجود دارد که در بین اصلاح طلبان تفرقه به وجود آید، مطمئن باشید به لطف خداوند چنین مساله ای صورت نمی گیرد و من به سهم خود حاضر به فداکاری و پرداخت هزینه هایی برای رسیدن به اجماع هستم زیرا اینقدر تدبیر بین دوستان هست که این اتفاق نیفتد.
    خاتمی در پاسخ به سوال خبرنگار چشم انداز جنوب مبنی بر اینکه در صورت پیروزی احتمالی در انتخابات، چه راهکارهای عملیاتی برای برون رفت از مشکلات کشور در نظر دارید؟ گفت: من به لطف خداوند برنامه هایی را در حال تهیه دارم و دوستان ما در کمیته های مختلف تدابیر خوبی برای کشورمان در نظر گرفته اند. به نظر من مساله فوری ما مساله اقتصادی است ولی با توجه به وضعیت فعلی هیچ رئیس جمهوری نمی تواند یک شبه مشکلات را مرتفع کند.
    وی سرمایه گذاری را مهم ترین مساله برای حل مشکلات اقتصادی دانست و گفت: لایحه نظام پرداخت هماهنگ در زمان دولت ما به مجلس رفت و یقینا هر کسی که بیاید، باید مساله مهم خود را مساله تورم بداند.
    خاتمی سیاست خارجی فعال را زمینه ساز توسعه کشور دانست و گفت: اگر سیاست خارجی مناسبی داشته باشیم، سرمایه گذاری خارجی هم صورت می گیرد و این به نفع کشور است؛ همچنین تقویت تامین اجتماعی نیز می تواند برای برون رفت از مشکلات مناسب باشد.
    رئیس دولت اصلاحات در پاسخ به سوال خبرنگاری که از او درخصوص ارزیابی اش از سفرهای انجام شده و نیز استقبال مردم پرسید، گفت: استقبالی که در این سه سفر از من شد، غیرمنتظره نبود و در ذهنم این بود که این محبت از سوی مردم ابراز خواهد شد و رسانه ها خود می توانند اقبال مردم را در این سه سفر نشان دهند. وی در پاسخ به سوال هفته نامه خیلج فارس درخصوص پرونده سازی برای او و احتمال ردصلاحیتش در انتخابات، گفت: پرونده سازی فقط اختصاص به من ندارد و تهمت زدن ها و تخریب ها متاسفانه بسیار رایج شده است و بدتر اینکه، اینگونه تخریب ها به نام ارزش ها صورت می گیرد و اگر از سوی بی دین ها صورت می گرفت زیاد غصه نمی خوردیم و این نوع کارها از سوی کسانی صورت می گیرد که مدعی انحصاری در اختیار داشتن ارزش ها هستند.رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد: تجربه نشان داده این تخریب ها همیشه نتیجه معکوس داشته است، به طور مثال وقتی این افراد به برخی تهمت بی دینی می زنند اتفاقا چون مردم دیندار به کذب بودن این ادعا واقف هستند به آن فرد رای می دهند.

 

 

یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧

 

زنان و حقوق از یادرفته
روزنامه اعتماد ملی  صفحه 1 
نویسنده: جمیله کدیور
«زنان نیمی از جامعه را تشکیل می دهند.» این جمله را به کرات شنیده ایم؛ جمله ای که به مضمون مشترک همه نطق ها و نوشته های مرتبط با زنان تبدیل شده است و از فرط تکرار و بعضا بی ارتباط بودن مقدمه و نتیجه ای که از این گفته حاصل می شود، به جمله ای بی محتوا تبدیل شده است. اینکه چرا این نیمه پنهان جامعه کمتر به چشم می آید و در عمل، در محاق فراموشی قرار می گیرد، واقعیتی است که نیاز به واکاوی جدی دارد. این نیمه پنهان، البته در موقعیت هایی در معرض توجه قرار می گیرد؛ ازجمله در روز زن (اعم از ملی، دینی یا بین المللی.) موقعیت دیگری که خصوصا در سال های اخیر به زنان توجه خاص می شود، ایام انتخابات است. به جز این دو مقطع، اکثرا، زنان در حاشیه اند؛ نه دیده می شوند و نه صدایشان شنیده می شود. به رغم اینکه در کشورهای مختلف دنیا با اعمال مکانیسم هایی، سعی شده این نیمه پنهان در حاشیه را برای کسب تجربه و حضور در متن، وارد صحنه کنند؛ در کشور ما هنوز در بر همان پاشنه سابق می چرخد و دور باطل همچنان ادامه دارد. برای توجیه میزان اندک حضور و مشارکت زنان، آنچنان نقش طبیعی آنان پررنگ شده، که گویی فقط زن ایرانی برخوردار از این وضع بیولوژیک و طبیعی است! و فقط زن ایرانی دغدغه خانواده و تربیت فرزندان خود را دارد. از دید دولتمردان کشورمان، زنان به خاطر بی تجربه بودن مجال مشارکت و حضور در حوزه های مختلف پیدا نمی کنند و به خاطر زن بودن امکان کسب بسیاری از مشاغل برایشان ایجاد نمی شود و در یک کلام کوتاه و گویا واگذاری مسوولیت به زنان ریسک است؛ هم برای دهنده مسوولیت و هم برای پذیرنده آن.آمارها تاسف برانگیز است. در کشوری که آمار دختران و زنان، به لحاظ سواد و تحصیلات عالیه در حد شاخص های جهانی است و از بسیاری از کشورهای جهان و منطقه جلوتر است، درصد اشتغال زنان حدود 13 درصد، مدیریت زنان 3 درصد، نمایندگی زنان در مجلس زیر 3 درصد، مطبوعات زنانه اش حدود 3-2 درصد و میزان فضایی که مطبوعات به اخبارش تخصیص می دهند، حدود 3 درصد است.
    بر اساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال 2008، در میان 130 کشور جهان، رتبه قدرت سیاسی زنان ایران 128، رتبه زنان در مجلس 120 و رتبه زنان در جایگاه های وزارتی 126 اعلام شده است.
    در گزارش سال 2008 مجمع جهانی اقتصاد با عنوان شاخص فاصله جنسیتی که وضعیت تفاوت جنسیتی در 130 کشور جهان را نشان می دهد، ایران رتبه 116 را دارد. بر اساس این گزارش، میزان درآمد سالانه مردان شاغل دو برابر و نیم زنان بوده است. نماینده ایران در برنامه توسعه سازمان ملل هم اعلام کرده که زنان ایرانی کمترین نرخ مشارکت و درآمد را در جهان دارند. حال با توجه به قانون اساسی که در مواد مختلف بر تساوی و رفع تبعیضات ناروا در مواد مختلف اشاره کرده و به رغم نبود منع قانونی در زمینه اشتغال و مشارکت سیاسی، چه شده که این نیمه اجتماع، بهره ای حداقلی از تمام منابع قدرت، اعم از سیاسی، اقتصادی و رسانه ای دارد؟
    چه اتفاقی افتاده که به رغم پیشرفت های علمی، زنان نتوانسته اند سهم خود را و حق بدیهی خود را در سایر عرصه ها کسب کنند؟
    به نظر می آید زمان تعارفات سیاسی به سر آمده است. زنان باید صراحتا سهم و حق خود را از دولتمردان متناسب با شایستگی ها و نه فقط بر اساس جمعیت پنجاه درصدی خود بخواهند. هرچند همیشه می توان این خواسته ها را بیان کرد، ولی در مناسبت های مختلف همچون روزهایی که به نام زنان در عرصه ملی (تولد حضرت زهرا) و بین المللی (روز جهانی زن) نام نهاده شده، همچنین ایام انتخابات بهترین زمان ها برای بیان خواسته ها و شنیده شدن صدای متحد زنان در حق خواهی شان است؛ حقی که سالیان سال از آنها دریغ شده است.

 

کلهر؛ بازگشت رضا پهلوی و خانم هاویشام های سیاسی

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 12

  مشاور رسانه ای احمدی نژاد می گوید: «رضا پهلوی اگر با پاسپورت ایرانی به فرودگاه مهرآباد بیاید، ایران نمی تواند او را راه ندهد و قانون سازمان ملل است. البته می توان به دلیل جرم هایی که کرده او را محاکمه کنند.» مهدی کلهر در گفت وگو با ویژه نامه نوروزی روزنامه همشهری، درباره گفت وگوی جنجالی خود با شبکه ماهواره ای فارسی زبان MITV , سه روز پس از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری درخصوص بازگشت خوانندگان لس آنجلسی به ایران توضیحاتی داد و گفت: «سوال این بود که اگر خواننده لس آنجلسی جرم سیاسی مرتکب نشده باشد، می تواند به ایران بیاید که من پاسخ دادم، بله. یک سایت مخالف دولت نهم (در ابتدای کار آن) این مصاحبه را تغییر داده و روزنامه شرق نیز آن را منتشر کرد. من می خواستم تکذیب کنم اما آنها روی تکذیب من هم حساب کرده بودند بنابراین سکوت کردم.» این مشاور رئیس جمهور در توجیه مصاحبه اش با MITV می گوید: «مصاحبه من برای خارجی ها بود و ربطی به داخل کشور نداشت. من در آن مصاحبه مدافع نظام بودم. مجری برنامه هم راجع به دولت نهم سوال نمی کرد. <خانم هاویشام های سیاسی> در ایران به این مصاحبه دامن زدند.» به گفته کلهر: «هیچ دولتی نمی تواند شهروند خود را با پاسپورت خود در پشت مرزها نگه دارد حتی اگر خواننده لس آنجلسی باشد. من رضا پهلوی را هم می گویم چه رسد به خواننده.» کلهر گرچه مشاور رسانه ای رئیس جمهور است اما در یکی از گفت وگوهای مستقیم تلویزیونی رئیس جمهور با مردم روبه روی او نشست و به طرح سوال درباره عملکرد دولت درباره مسائل اقتصادی پرداخت اما وقتی خبرنگار همشهری از او سوالی درباره نارضایتی اقتصاددانان از دولت پرسید پاسخ داد: «اشتباه است! مگر اقتصاددانان بچه اند؟ مگر می شود به ساز همه رقصید؟ معنی راضی یا ناراضی این است که هنوز دموکراسی را یاد نگرفته ایم. بزرگ ترین مغز اقتصادی هم که باشید، ممکن است با شما مخالفت کنند. آیا باید داد بزنید و اعلامیه دهید و رونوشت به ائمه، مکه و مدینه و واشنگتن بفرستید؟... این کار رسانه است یعنی رسانه باید به کارشناسان ادب بیاموزد و زندگی دموکرات را به آنها یاد دهد. کسانی که در رسانه ها ادعای دموکراسی دارند، بی تربیت ترین هستند و باید به آنها ادب آموخت... آنچه در برخی رسانه ها جریان دارد، بی ادبی است. آنها رسانه نیستند و از حزب هم بدتر هستند زیرا حزب اینقدر بی ادبی نمی کند.» کلهر از برخی رسانه ها به خاطر اینکه احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور به رسمیت نمی شناسند، انتقاد کرد و گفت: «اگر لفظ رئیس جمهور را بگذارید یا نگذارید، چیزی از احمدی نژاد کم نمی شود. برخی از لفظ دولت نهم فقط برای فحش دادن به آن استفاده می کنند که به نتیجه دلخواه نمی رسند.»

 

ادای دین به کریم بغدادی و سازمان منافقین

روزنامه کیهان صفحه 2 

   رئیس گروهک کانون مدافعان حقوق بشر درباره ماهیت تروریستی گروهک منافقین مدعی شد پرونده این سازمان را نخوانده است!
    شیرین عبادی این موضع مضحک را هنگامی اتخاذ کرد که پس از ساعتی اتهام -پراکنی علیه جمهوری اسلامی، با پرسش یکی از حاضران در سخنرانی وی در بروکسل مواجه شد. در این سخنرانی، عبدالکریم لاهیجی (همکار منافقین و معرف عبادی برای دریافت جایزه نوبل) در کنار شیرین عبادی حضور داشت. لاهیجی در روزگار جنگ تحمیلی به خاطر سرسپردگی و خدماتش به رژیم بعث، در محافل ضدانقلابی به کریم بغدادی معروف شد.
    عبادی در سخنان خود تصویری سیاه از وضعیت حقوق بشر در ایران ارائه کرد و مدعی نقض آن شد. وی همچنین گفت: تحمل حکومت نسبت به انتقاد کم است. در ایران تبعیض مذهبی وجود دارد و بهائیان هیچ حقی ندارند... انتخابات در ایران آزاد نیست. صحبت از حقوق بشر در ایران با آقای دکتر لاهیجی و کانون حقوق بشری که شکل گرفته بود، آغاز شد.
    پس از این اظهارات یکی از حاضران در سخنرانی از عبادی درباره سازمان مجاهدین (منافقین) و حذف نام آنها از فهرست سازمان های تروریستی در اروپا پرسید. عبادی در این هنگام با تغییر لحن حقوق بشرخواهانه، به توجیه تصمیم سیاسی اروپایی ها پرداخت و گفت: این مسئله، یک مسئله حقوقی است]!؟[ که قاضی ها تصمیم گرفتند و در دادگاه رای دادند. من پرونده این سازمان را نخوانده ام(!)
    تبرئه و توجیه اقدام سیاسی اروپا نسبت به خروج منافقین از فهرست گروه های تروریستی در حالی است که آنها صراحتاً به جنایت و ترور علیه ده ها شخصیت بلندپایه و منتخب ملت ایران (رئیس جمهور و نمایندگان مجلس) اعتراف کرده اند و ابراز بی اطلاعی عبادی نسبت به این امر، صرفاً منافقانه بودن مواضع وی را برملامی کند. در عین حال اگر بنابر ادعای وی، باید تبرئه منافقین را به عنوان اقدام قانونی و حقوقی نگریست، چرا نامبرده احکام دادگاه های ایران را به تبع اربابان اروپایی و آمریکایی تخطئه می کند؟!
    اقدام اخیر عبادی ادای دین وی به گروهک منافقین ارزیابی می شود به ویژه از این جهت که اگر منافقین وی را از طریق الهه هیکس به محافل آمریکایی و اروپایی معرفی نمی کردند و بر میزان سرسپردگی اش گواهی نمی دادند، وی حتی در خواب هم نمی دید که نامزد جایزه صلح نوبل شود و در شمار جنایتکاران بزرگی چون انور سادات، مناخیم بگین، شیمون پرز و هنری کیسینجر (عامل قتل عام مردم شیلی در کودتا علیه سالوادور آلنده) قرار گیرد.

 

وای مکس روی تلفن های همراه

روزنامه اعتماد   صفحه 10 

آغاز عرضه فناوری های نسل چهارم

   سامسونگ الکترونیک، دو محصول جدید خود را در زمینه فناوری های نسل چهارم در کنگره جهانی موبایل 2009 ارائه کرد. این دو محصول عبارتند از وای مکس سیار و LTE (Long Term Evolution) .
    هر دو این محصولات از زیرساخت های فنی مشابهی همچون OFDMA (Orthogonal Frequency Division Multiple Access) Smart Antenna، MIMO (Multiple Input Multiple Output) و دیگر فناوری ها استفاده می کنند. سامسونگ در گذشته نیز پیشگامی خود را در عرصه فناوری وای مکس (WAIMAX) به اثبات رسانده بود و تجربه بسیاری در پروژه های نسل سوم (3GPP) دارد. از این رو طی همکاری ها و همفکری های متعددی که صورت گرفته، سامسونگ موفق شده است به موفقیت های قابل توجهی در عرصه فناوری های نسل سوم و چهارم دست پیدا کند. سامسونگ علاوه بر این به روزترین و مدرن ترین فناوری LTE را نیز ارائه کرده است.
    «هیوژانگ لی» نایب رئیس بخش سیستم های مخابراتی سامسونگ در این خصوص می گوید: «ما در سال های گذشته، سرمایه گذاری زیادی را در بخش تحقیق و توسعه برای سیستم های بیسیم نسل چهارم انجام داده ایم.
    در نتیجه موفق شدیم به فناوری اصلی سیستم های نسل چهارم همچون OFDMA و MIMOدست پیدا کنیم و برای اولین بار در دنیا، خدمات تجاری وای مکس را روی تلفن های همراه ارائه کنیم.» وی می افزاید: «ما تقاضای زیادی را در بخش خدمات دیتا چه به صورت داخلی و چه به صورت خارجی پیش بینی می کنیم و با موفقیت کسب شده خواهیم توانست خدمات ارزشمندی را به کاربران ارائه و به جایگاه ویژه یی در بازار دست پیدا کنیم.»
    آخرین و متمایزترین محصولات ارائه شده در این خصوص، نوت بوک WiMAX UbicellTM، دستگاه اینترنتی موبایل MID و تلفن همراه هوشمند است. WiMAX UbicellTM، یک ایستگاه مبنای سلولی است که قابلیت بهبود ظرفیت و پوشش بیسیم را در منزل فراهم کرده است. این فناوری، با توجه به عدم آگاهی بسیاری از کاربران به تجهیزات مخابراتی و ارتباطی، به گونه یی طراحی شده است که به راحتی و با داشتن اطلاعات پایه قابل استفاده باشد. سامسونگ به صورت آزمایشی شروع به ارائه خدمات CDMA UbicellTM در ایالات متحده کرده است. علاوه بر این، سامسونگ دو نوع از ایستگاه های مبنای خود را نیز برای پوشش وسیع ارائه کرده است که عبارت از U-RAS Flexible (نوعی واحد دیجیتالی و واحد رادیویی) و U- U-RAS Compact (یک بستر مشترک برای وای مکس سیار و Mobile WiMAX Evolution) است.
    سامسونگ همچنین سیستم های دسترسی شبکه و سیستم های متمرکز شبکه یی خود را توسعه داده است که از عملیات داخلی چندین کاربری پشتیبانی به عمل می آورد.
     علاوه بر این سامسونگ نخستین شرکتی است که یک دستگاه LTE از نوع گوشی موبایل ارائه می کند. محصول LTE سامسونگ کاملاً منطبق بر استاندارد 3GPP LTE Rel-8 است.
     تست های آزمایشی این محصول نیز از سال 2009 آغاز شده است و پیش بینی می شود سرویس تجاری آن از سال 2010 وارد کار شود.

 

 

شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٧

 

بی اعتمادی به رئیس جمهوری که نبود!

روزنامه کیهان  صفحه 2 

   ملازم و گزارشگر ویژه رئیس دولت اصلاحات در سفرهای داخلی و خارجی وی می گوید با تمام علاقه به خاتمی، در انتخابات باید به دنبال مدیر توانمند و قاطع باشیم، چیزی که وی فاقد آن است.
    بابک داد با بیان این که «از دنیای واقعی آموخته ام می توانم همچنان دوستدار منش شخصی آقای خاتمی باشم ولی در عرصه انتخابات برای اداره کشور به دنبال یک مدیر قاطع و توانمند باشم» می نویسد: گرفتاری اساسی یا ضعف بزرگ ما نداشتن قدرت جداسازی امور از یکدیگر است. گاه این قدرت جداسازی را نداریم تا درک کنیم که ممکن است کسی دارای صفات عالی انسانی باشد ولی لزوما مدیر مسلط خوبی نباشد. گاه گرفتار کیش شخصیت می شویم. گاه خودمان را فریب می دهیم و آرزو می کنیم کسی که دوستش داریم یک سوپرمن واقعی باشد.
    این همکار روزنامه های زنجیره ای می افزاید: من با منش سیاسی کارگزاران (کرباسچی) از سالها قبل اختلاف داشته و دارم. اما واقعیت ها آقای کرباسچی را در مقام یک مدیر اجرایی مسلط معرفی می کند. پس اگر قرار بر انتخاب یک مدیر باشد، کرباسچی انتخاب اولم خواهد بود، هر چند در دیدگاه های سیاسی او را قبول نداشته باشم. در مقابل با این که سالها در محضر آقای خاتمی با زاویه های مختلف دیدگاه های سیاسی و معرفتی ایشان آشنا شده ام، اما وقتی محک «مدیریت» را به میان می آوریم، با «منش مدیریتی» آقای خاتمی موافقتی ندارم. زیرا باز واقعیت ها به من نشان داده که آقای خاتمی توان «به اجرا درآوردن آن فلسفه های زیبای اصلاحی» را ندارند. ....من در بزنگاه انتخابات، دیگر عشق را با سیاست قاطی نخواهم کرد.

 

خدا امیدتان را ... !

روزنامه آفتاب یزد صفحه 1 

    تا چندی پیش، حمایت بی چون و چرای رسانه های عمومی از دولت احمدی نژاد و چشم و گوش بستن آنها بر ضعف های غیرقابل انکار در این دولت، سوژه ای بود که انتقاد فعالان سیاسی اصلاح طلب را به دنبال داشت. این وضعیت حتی گاه اعتراض فراکسیون های غیردولتی اصولگرایان را برمی انگیخت. اما ظاهرا همه آن تبلیغات بی اثر بوده است و اکنون، ارزیابی ها و نظرسنجی ها - اعم از رسمی و غیررسمی- به گونه ای است که هر روز بر نگرانی فراکسیون دولتی اصولگرایان و حامیان رسانه ای آنها افزوده می شود.
     این گروه، با تنی خسته از تلاش های تبلیغاتی چهار ساله و روحیه ای ناامید به خاطر بزرگ نمایی های بی حاصل ، در تدارک راه های موثرتری هستند که بتواند آنها را به هدف خود یعنی تزیین عملکرد دولت در برابر چشمان مردم برساند. اما ظاهرا هرچه که به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک تر می شوند امیدها کم رنگ تر و ناامیدی ها، آزاردهنده تر می شود. ضمن آنکه رقبا به دلایل محکم تر و نشانه های آشکارتری دسترسی پیدا می کنند تا بتوانند مردم را نسبت به ترجیح اصلاح طلبان در اکثر عرصه ها قانع کنند.در این شرایط، اصلاح طلبان بدون آنکه نیازمند تلاش خسته کننده باشند تنها به دنبال تریبون های محدود می گردند تا ضمن تشریح ضعف های موجود، مردم را از پیامد برخی تصمیمات و اقدامات فعلی دولت آگاه سازند.
        اصلاح طلبان همچنین ناچارند در همین تریبون های محدود و معدود، به اتهامات مکرری پاسخ دهند که توسط اعضای دولت و حامیان آنها با سخاوتمندی کامل و با استفاده از تریبون های فراگیر و حکومتی علیه دوره استقرار دولت و مجلس اصلاحات مطرح می شود. در نقطه مقابل، فراکسیون دولتی جناح اصولگرا که از تبلیغات پرخرج و بعضا خسته کننده سابق برای اثبات »متفاوت بودن و کارآمدی بی نظیر دولت نهم« نتیجه ای نگرفته، اکنون راضی شده است که در سه ماه آینده از ریزش بیشتر آرای احمدی نژاد جلوگیری کند. برای این جلوگیری نیز ظاهرا راهی نیافته اند جز محدود ساختن هرچه بیشتر اصلاح طلبان و بستن یا کاهش کانال های ارتباطی آنها با مردم.
        این گروه »مردم نشناس« و »ناآشنا با دنیای رسانه « تا چندی پیش دچار این توهم کودکانه بود که چشم و گوش همه مردم به رسانه ملی و برخی تریبون های پرخرج سپرده شده است. پس به خیال خود، تلاش می کردند بخشی از وقت این رسانه ها را به تمجید از موفقیت های بی نظیر دولت نهم اختصاص دهند و بخش دیگر را به تخطئه چهره های فکری و اجرایی اصلاح طلبان. اما به نظر می رسد عقلای آن جناح، گوشه هایی از واقعیت ها را به تصمیم سازان و تصمیم گیران تبلیغاتی در رسانه های جناح خویش منتقل کرده اند که »اگر دیر بجنبید معدود رسانه های غیرحکومتی که اصلاح طلبان کم و بیش از آن استفاده می کنند تمام طراحی های پرخرج رسانه های ظاهرا فراگیر را خنثی خواهند کرد«. برهمین اساس، حامیان دولت بدون آنکه عادت قبلی یعنی استفاده افراطی از تبلیغات رادیو و تلویزیونی را ترک کنند به دنبال راه های جدیدی هستند که ارتباط رقبای دولت فعلی با مردم را نیز به حداقل ممکن برساند. ناگفته پیداست که در این محدودسازی، کسانی اولویت دارند که هنوز خاطرات خوشی از رفتار، گفتار و موفقیت های نسبی آنها در ذهن مردم وجود دارد. همچنین هر جلسه یا تجمعی که بتواند زمینه ساز افشاگری نسبت به ضعف های متعدد اصولگرایان در چهار سال اخیر باشد برای تحقق آرزوی فراکسیون دولتی، سم مهلک است و بایستی از آن جلوگیری کرد.
    تحولات یک هفته گذشته و ممانعت های بی سابقه از سخن گفتن دو چهره سرشناس اصلاح طلب با مردم را تنها می توان در راستای این امید اصولگرایان ارزیابی کرد که »اگر نمی توانیم بر آرای رئیس جمهور موردنظر خود بیفزاییم لااقل از روند کاهشی آرای او جلوگیری کنیم.« اما ای کاش این شجاعت در میان طیف ویژه اصولگرایان وجود داشت که با صراحت، به انگیزه های خود اعتراف می کردند. در روزهای اخیر، برای جلوگیری از سخنرانی دو چهره شاخص اصلاح طلب این توجیه ارائه شده است که »این سخنرانی ها، تبلیغات زودرس انتخاباتی است و نباید تریبون ها و امکانات عمومی، برای این منظور مورد استفاده قرار گیرد.« البته کسانی که این ادعای طنزگونه را مطرح می کنند به خوبی می دانند که شروع کننده تبلیغات زودهنگام، چه کسانی بودند و برای این تبلیغات از کدام رسانه های وابسته به بیت المال استفاده کردند. مردم می دانند کدام روزنامه ها، از چند ماه قبل رسما به تبلیغ برای دوره دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد پرداختند و رسانه ملی چگونه با سخاوتمندی، در فاصله کمتر از یکصد روز از انتخابات، بر تبلیغات خود برای دولت و شخص رئیس جمهور افزوده است. همچنین میلیون ها ایرانی امسال شاهد بودند که برای نخستین بار در سی سال گذشته، مراسم ملی 22 بهمن به تریبونی برای تبلیغ بخش کوچکی از مجموعه توانمندی های مدیریتی کشور تبدیل شد و همان تریبون، در خدمت تخطئه دولت های گذشته - رقبای رئیس جمهور فعلی- قرار گرفت.
    پس، مهم ترین توجیه ارائه شده برای جلوگیری از سخنرانی های خاتمی و کروبی احتمالاحتی مطرح کنندگان این ادعاها را قانع نخواهدکرد. البته توجیه دیگری نیز برای جلوگیری از سخنرانی کروبی در دانشگاه همدان ارائه شده است. سه روز قبل به نقل از رئیس یکی از دانشگاه ها اعلام شده است:» با توجه به اینکه دانشگاه ها در شرایطی به سر می برند که تعطیلی کلاس ها در نیم سال دوم قابل جبران نیست و از طرف دیگر قبل از اینکه کاندیداهای ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان تایید شوند از نظر قانونی اجازه فعالیت تبلیغاتی ندارند، هیئت نظارت دانشگاه به هیچ یک از افراد مطرح، اجازه سخنرانی در دانشگاه را نخواهد داد.«
       برای رد این توجیه، دلایل گوناگونی قابل ارائه است. مثلااین رئیس دانشگاه می تواند چهار سال به عقب بازگردد و ببیند که کاندیداهای ریاست جمهوری در آن سال- از جمله رئیس جمهور فعلی- تبلیغات انتخاباتی خود را از چه زمانی آغاز کردند. ضمن آنکه ظاهرا "خود همه کاره بینی" بلیه ای است که از عالی ترین سطوح دولت نهم به عناصر پایین دست تسری یافته است. یک روز مقام عالی رتبه دولتی، قانون مصوب مجلس و مورد تایید شورای نگهبان را ابلاغ نمی کند زیرا برای خود این حق را قائل است که به جای مجلس و شورای نگهبان، تطابق مصوبه مجلس با قانون اساسی را احراز کند. امروز هم یک مسئول رده چندم دولتی، به خود اجازه می دهد که به جای شورای نگهبان و سایر دست اندرکاران انتخابات، میزان تطابق رفتار کاندیداهای ریاست جمهوری با قوانین انتخاباتی را مقایسه و براساس همان تشخیص برای کاندیداها دستورالعمل صادر کند. اما توجیه دوم رئیس دانشگاه یعنی اخلال در فعالیت های تحصیلی دانشجویان، طنز تلخی است که حتی گوینده آن را به خنده وا نمی دارد! راستی حضرات، نگران چه چیزی هستند؟آیا به هنگام سخنرانی یک شخصیت اصلاح طلب در دانشگاه ها، کسی می تواند دانشجویان را به زور از حضور در کلاس ها منع کند و آنها را به جلسه سخنرانی بکشاند؟
     شاید نگرانی بعضی افراد بحق باشد. لابد آنها گزارش چندی قبل سایت اصولگرای تابناک را خوانده اند و گمان می کنند تجربه تعطیلی مدارس برای حضور دانشآموزان در مراسم استقبال از برخی مقامات دولت نهم، این بار قرار است در کلاس های دانشگاه ها و برای استماع سخنرانی شخصیت های اصلاح طلب تکرار شود. اما آیا با مدیریت فعلی دانشگاه ها، حتی تصور این اقدام ممکن است؟ آیا کسانی که مجموعه اخبار و توجیهات روزهای اخیر برای جلوگیری از سخنرانی های خاتمیو کروبی را می شنوند حق ندارند به این توجیه گری هابا دیده تردید بنگرند؟
     البته برخی نگرانی هامی تواند ناشی از همان تفکر دولتی باشدکه دانشجویان را صغیر می پندارد و به نگرانی هایی دامن می زند که گویی این قشر فرهیخته،به راحتی تحت تاثیر تبلیغات یک فرد یا گروه سیاسی قرار می گیرد.
    نگارنده بسیاری از اقدامات اخیر را تنها تحت تاثیر امید حامیان دولت نهم برای محدود ساختن افشاگری اصلاح طلبان می داند. اما مشخص نیست که اکثریت مردم از خدا چه می خواهند؟ آیا دعای مردم آن است که "خدا این امید حامیان دولت را ناامید نکند؟" یا....

 

برنامه های قهقرایی دوم خردادی ها

روزنامه رسالت صفحه 7
    چندی پیش سید محمد خاتمی نامزد احتمالی سازمان مجاهدین و حزب مشارکت در اظهار نظر عجیبی مدعی شد:"باید کشور را به چهار سال قبل برگردانیم. "
    این ادعا در حالی مطرح می شود که با قطعی شدن حضور وی در انتخابات دهم ریاست جمهوری به عنوان نماینده طیف خاصی از دوم خردادی ها وی با پرسشهای فراوانی روبروست.
    انتظار افکار عمومی این بود که در فرایندهای زیردستی تصریح منافع و سیاستهای حزبی جریان دوم خرداد اتفاق خاصی رخ دهد که قابلیت گفتمان سازی داشته باشد اما گویا قرار است در منظومه فکری آقای خاتمی انتخابات آوردگاه یک تسلسل قهقرایی باشد و مردم مجبور باشند سیاستها و حرفهایی را بشنوند که 4 سال پیش شنیده و در مرحله اجرا نیز ناکارآمدی آنها را به تماشا نشسته بودند.
    آقای خاتمی به نحوی صحبت از بازگشت به 4 سال قبل می کنند که گویی در 8 سال حضور ایشان و عقبه دوم خردادی اش در راس قدرت کارنامه درخشانی از مبارزه با معضلات مهم کشور باقی مانده است. مگر می توان وضعیت نابسامان سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور در دوره ایشان که مملو از اهانتهای صریح به مقدسات، ابتذال در نهادهای فرهنگی، آشفتگی های سیاسی بخصوص در 18 تیر 78 ، وضعیت نابسامان مطبوعات، رکود اقتصادی، افزایش بیکاری و... بود را با این دست اظهارات لاپوشانی کرد.
    دولت نهم در سه سال و نیم گذشته رکوردهای جدیدی را در خدمت به مردم و پیشرفت کشور به جا گذاشته که به اذعان اغلب ناظران بین المللی بی طرف، خیره کننده و تحسین برانگیز است.
    تا کنون 22.5 میلیون نفر سهام عدالت دریافت کرده اند و دولت متعهد شده تا پایان سال به 42 میلیون نفر سهام عدالت واگذار کند. در راستای اجرای سیاستهای اصل 44 قانون اساسی بیش از 10 برابر دوره های گذشته واگذاری صورت گرفته است در مجموع دولت های گذشته 2500 میلیارد تومان واگذاری صورت گرفته بود اما در سه سال فعالیت دولت نهم بیش از 37 هزار میلیارد تومان واگذاری از طریق بورس، سهام عدالت و اعلان عمومی انجام شده است.
    در ابتدای کار دولت نهم متوسط دریافتی معلمان کمتر از متوسط کل کارکنان بود، اما امسال بیشتر است و در بازنشستگان و مستمری بگیران نیز دریافتی ها حداقل دو برابر افزایش یافته است.
    جمهوری اسلامی ایران در سال 86 جزء 17 کشور اول دنیا در زمینه رشد اقتصادی بود. در طرح "مسکن مهر" بیش از یک میلیون و دویست هزار قطعه زمین واگذار شده و این در حالی است که در طول 27 سال گذشته یک میلیون و 700 هزار زمین واگذار شده بود. بیش از 700 هزار مسکن روستایی طی سه سال فعالیت دولت نهم نوسازی و بازسازی شده است، در حالی که متوسط مسکن ساخته شده در روستاها طی دوره های گذشته سالانه 20 هزار واحد بوده است.
    در پایش شاخص توسعه انسانی که معیارهایی چون فقر ، امید به زندگی، کیفیت نظام آموزشی، درآمد واقعی و سرانه درآمد ملی لحاظ می شود جمهوری اسلامی ایران از نظر شاخص توسعه انسانی طی سه سال گذشته 15 پله صعود کرده که در مقایسه با سال های پس از انقلاب با 26 پله صعود رکورد فوق العاده ای است.

 

مغزهای متعادل

روزنامه اعتماد صفحه 10

بررسی چگونگی حفظ تعادل در فضا

مترجم: سعید همتی

    محققان ناسا با بررسی چگونگی حفظ تعادل در فضانوردان به اطلاعات تازه یی درباره مغز افراد دست یافته اند. حفظ تعادل آن گونه که به نظر می رسد، آسان نیست. فقط برای یک دقیقه تلاش کنید روی یک پا بایستید. در این حالت حسی به شما دست می دهد که انگار مجبورید برای حفظ تعادل به طور مداوم تلاش کنید.
    حفظ تعادل همانند خواندن، مهارت پیچیده یی است که به صورت خودکار با تمرین کردن به دست می آید. شاید فکر کنید تنها اتفاقات غیرعادی می تواند باعث فراموشی این مهارت ها شود، اما این گونه مهارت ها در مواقعی نظیر سفر به فضا واقعاً فراموش می شوند. دانشمندان دریافتند فضانوردانی که از سفرهای فضایی برمیگردند، می توانند تعادل خود را حفظ کنند، اما این کار برایشان چندان هم آسان نیست. علت این است که مغز آنها نمی داند چگونه اطلاعاتی را که از حواس مختلف دریافت می کند، تفسیر کند.
      وقتی در حال تعادل هستید از اطلاعات مربوط به سه نوع حس استفاده می کنید:
    1- گیرنده های تحریکی ماهیچه های شما که نشان می دهد کدام یک از اعضای بدن در ارتباط با دیگر قسمت ها است.
       2- سیستم کوچکی در گوش درونی که حرکات سر را ردیابی می کند.
        3- چشم های شما.
       مغز انسان با تمام اطلاعاتی که مربوط به ساخته شدن یک مدل است، سروکار دارد. در برنامه های کامپیوتری این اطلاعات، Subroutine نامیده می شود، اما در واقع خیلی بیشتر از یک الگوریتم است. این مدل ها زمینه یی را برای تفسیر اطلاعات و واکنش نسبت به آنها فراهم می کند. مغز ما در هر لحظه این قبیل مدل ها را تولید می کند و به همین خاطر است که ما یاد می گیریم و با محیط سازگار می شویم. وقتی زبان تازه یی می آموزیم یا هنگامی که به یک عینک تازه تجویزشده عادت می کنیم، مغز ما این مدل ها را تولید می کند. فضانوردان هم روی زمین همین کار را انجام می دهند. مغز آنها از پیش مدلی را ساخته است که به آنها می گوید چگونه بدن خود را در وضعیت گرانش طبیعی زمین کنترل کنند، اما آنها هنگام اقامت در فضا باید مدلی برای گرانش صفر (بی وزنی) بسازند. آنها باید موقع برگشت از فضا به زمین دریابند که موقع برگشت به مدل گرانشی زمین است، ولی این انتقال بین دو مدل آسان نیست . وقتی شما با حالت جدیدی مانند فضا مواجه می شوید، مغز شما باید کارهایی انجام دهد، مثلاًً باید تصمیم بگیرد این حالت جدید پایدار خواهد بود یا نه و چه مدلی برای این حالت لازم است. پس از آن مغز یکی از مدل ها را ایجاد می کند. برای اینکه مغز وضعیت جدید را بررسی کند و برای آن مدل تازه یی ارائه دهد و از مدل قبلی به مدل جدید منتقل شود، مدتی زمان لازم است و طی انتقال، مغز سردرگم می شود که از کدام مدل استفاده کند. مغز در این مدت، اطلاعات رسیده از حواس را با استفاده از هر دو مدل تفسیر می کند. به عنوان مثال خیال می کنید دنیا دور سر شما می چرخد. اگر این حالت واقعاً اتفاق بیفتد، سردرد و دیگر علامت های بیماری ظاهر خواهد شد. این علامت ها به علت انتقال بین دو مدل پدیدار می شوند. یکی از دانشمندانی که در این مورد روی فضانوردان تحقیق می کند، در تلاش است چگونگی انتقال مغز فضانوردان را از مدلی به مدل دیگر دریابد.
    این کار با ارسال اطلاعات حسی مربوط به حالت گیجی به مغز انجام می شود، به طوری که فضانورد باور می کند نیرویی او را از یک حالت به حالت دیگر سوق می دهد. حدود 10 سال پیش آزمایشی مربوط به عصب شناسی انجام شد که به روش زیر انجام گرفت. فضانوردی را که پس از مسافرت فضایی تعادل خود را روی زمین بازیافته بود، روی یک صندلی چرخان نشاندند و به هر طریقی که می شد، توان حفظ تعادل را از او گرفتند. اتفاقاتی در مغز این فضانورد رخ داده است که به انتقال منجر شده است. به گفته دانشمندان: «ما فکر می کنیم او از یک سازگاری زمینی به بی وزنی برگشته است. احتمالاً مغز فضانورد توسط سیگنال هایی که از اعضا می گیرد، سردرگم می شود و برای تفسیر این سیگنال ها حس می کند دوباره به فضا برگشته است، لذا به مدلی که هنگام پرواز در فضا دارد، بازمی گردد.» در ادامه دانشمندان تلاش کردند دریابند که آیا می توان مغز را مجبور کرد بین دو حالت منتقل شود یا خیر؟ دانشمندان برای پاسخ به این پرسش، فضانوردان را داخل یک دستگاه سانتریفوژ (صندلی چرخان) قرار دادند. وقتی فضانوردان روی پهلوی خودشان دراز می کشند، دستگاه با سرعت های مختلفی به سمت جلو و عقب می چرخد. فضانوردان پس از 10 دقیقه چرخش، داخل اتاقکی روی یک سکو می ایستند. برای همه فضانوردان ایستادن روی سکو امکان پذیر است، اما سکو و اتاقک طوری طراحی شده اند که قسمت های مختلف اطلاعات حسی که در تعادل به کار می آیند را از هم تفکیک کند. این اطلاعات به حواس بینایی، شنوایی و تحریک اعضا مربوط می شود. به عنوان مثال گیرنده های تحریکی برای کنترل تعادل در قوزک پا قرار دارد و سکو طوری کار می کند که مانع رسیدن اطلاعات حسی می شود. به این صورت که اگر فضانورد بخواهد به سمت جلو حرکت کند، سکو به اندازه همان زاویه پای فضانورد تغییر می یابد، به طوری که زاویه قوزک پا اصلاً تغییر نمی کند.
     دانشمندان امیدوارند با این آزمایش ها نحوه انتقال از حالتی به حالت دیگر را دریابند. فضانوردانی که در این آزمایش ها شرکت داشتند، کارکنان شاتل فضایی هستند که قرار است در آینده یی نزدیک به فضا سفر کنند. دانشمندان این آزمایش ها را پس از انجام مسافرت فضایی نیز روی این فضانوردان انجام خواهند داد. نتایج تحقیق این دانشمندان به فضانوردان کمک می کند تعادل خود را سریع تر بازیابند.
     برای ما که روی زمین هستیم چه می توان گفت؟ این نتایج ممکن است در اینجا هم موثر واقع شود؟ این تحقیق می تواند کمک کند که یادگیری آسان تر شود؟

 

 

پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧

 

باز هم پروژه مظلوم نمایی لو رفت !

 روزنامه کیهان  صفحه 2 

   پروژه طراحی شده اطرافیان خاتمی برای سوءاستفاده از فضای حرم مطهر شاهچراغ(ع) در شب شهادت امام حسن عسکری(ع) با هوشیاری مردم مومن و مسئولان شیراز ناکام ماند.
    تندروهای اطراف خاتمی در حالی که خود به خوبی می دانستند تلاش برای تبدیل کردن عزاداری امام حسن عسکری(ع) به میتینگ انتخاباتی ناممکن است و با واکنش و ممانعت مردم و مسئولان مواجه خواهد شد، خبر سخنرانی انتخاباتی خاتمی در شاهچراغ را به طور گسترده منتشر کرده و مدعی شده بودند که وی به دعوت متولی حرم به شاهچراغ می رود.
    این در حالی است که متولی حرم مطهر حضرت احمدبن موسی(ع) که از نزدیکان شهید آیت الله دستغیب است طی نامه ای به فرمانداری شیراز این پرسش را مطرح کرده است که با توجه به مصادف بودن شب جمعه این هفته با شب شهادت امام حسن عسکری(ع) و در حالی که از هم اکنون می توان حدس زد با حضور آقای خاتمی در شاهچراغ مانند بسیاری دیگر از برنامه های اصلاح طلبان جمعی از افراد غیرمقید به آداب شرعی در آن مکان اجتماع خواهند کرد، آیا اجازه این گردهمایی توسط فرمانداری صادر شده است. شنیده های کیهان حکایت از آن دارد که فرمانداری شیراز صدور چنین مجوزی را تکذیب کرده و در نتیجه حضور خاتمی در شاهچراغ با مشکل مواجه شده است. برنامه ریزی حامیان خاتمی این بوده است که با انتخاب این زمان خاص برای حضور در حرم مطهر حضرت احمدبن موسی(ع) ازدحام طبیعی جمعیت در آن محل را «استقبال از خاتمی» جلوه دهند. همچنین برخی اخبار حکایت از آن دارد که حضور خاتمی در مدرسه علمیه شهید دستغیب شیراز هم با اعتراض جدی طلاب این مدرسه مواجه شده است. با این وجود حامیان خاتمی با هدف پی گیری پروژه سوخته مظلوم نمایی اعلام کرده اند که برنامه های اعلام شده خاتمی در شیراز انجام خواهد شد.
    در عین حال استاندار فارس نیز با نگارش نامه ای به خاتمی از وی خواسته است به قانون ممنوعیت فعالیت انتخاباتی تا قبل از مهلت قانونی احترام بگذارد و علاوه براین تذکر داده است که روا نیست آرامش معنوی زائران حرم حضرت احمد بن موسی(ع) در شب شهادت امام حسن عسکری(ع) با میتینگ انتخاباتی به هم بریزد. استاندار در ادامه نامه خود دعوت خاتمی از سوی خاندان آیت الله دستغیب و تولیت آستان شاهچراغ را خبری نادرست خوانده است.

 

می خواهند مخالفان را به سکوت بکشانند

تحلیل نمایندگان مجلس از بیانیه دفتر رئیس جمهور

 روزنامه اعتماد ملی صفحه 12

نویسنده: احسان مهرابی

  یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس در جلسه ای خصوصی از احمدی نژاد خواسته بود مواضع یکی از حامیان دولت که در مطالب خود حملات تندی را علیه شخصیت های نظام انجام می دهد تعدیل شود اما احمدی نژاد در پاسخ به شوخی به این نماینده و چهره شاخص اصولگرایان گفته بود این کار از دست او ساخته نیست چرا که آن خانم مواضع خاص مربوط به خود را دارد. از همین رو است که برخی نمایندگان مجلس پیشنهاد می کنند بیانیه دفتر رئیس جمهور در دعوت به اخلاق ابتدا برای حامیان دولت خوانده شود و سایت ها و افراد حامی دولت در وهله اول اخلاق سیاسی را رعایت کنند. دفتر رئیس جمهور در بیانیه خود از همه فعالان و دست اندرکاران فعالیت های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی خواسته بود با حفظ موازین و معیارهای اخلاقی جامعه اسلامی فعالیت کنند و زمینه موضعگیری ها و رفتارهای هیجانی و احساسی افراد و گروه های طرفدار خود را که فضای تخریب و بداخلاقی را ایجاد می کند و فرصت را برای بددلان و بدخواهان فراهم می آورد، برچینند. بیانیه دفتر رئیس جمهور در بین نمایندگان اصلاح طلب و اصولگرای مجلس واکنشی شبیه را داشته است هرچند که شدت و مصداق مواضع بیان شده توسط اقلیت و اکثریت تفاوت دارد. امیدوار رضایی با استقبال از بیانیه دفتر رئیس جمهور یادآور می شود که دعوت کنندگان به اخلاق، ابتدا باید خودشان اخلاق را رعایت کرده و این امر برای خودش الزام آور باشد. وی می گوید: دعوت به رعایت اصول اخلاقی در سیاست سخن صحیحی است اما در درجه اول باید همه مسوولان آن را رعایت کنند و بعد به خود مردم گفته شود. وی با بیان اینکه اصولازمینه سازی اخلاقی با عمل کردن به حرف ها و وعده هایی است که توسط مسوولان بیان می شود می افزاید: اگر این بستر نباشد توصیه اخلاقی جواب نمی دهد و در هر زمینه اگر حرف بزنیم و عمل نکنیم بستر لازم برای اجرای اخلاق فراهم نمی شود. حشمت الله فلاحت پیشه نماینده اصولگرای مجلس نیز بیانیه دفتر رئیس جمهور را شایسته تحسین می داند و می گوید: این بیانیه جای تحسین دارد، چون دولت مجری انتخابات است اما این دعوت باید برای همه طرف ها باشد. وی با بیان اینکه قبلاتذکرهایی درباره رعایت اخلاق داده شده است می افزاید: برخی افراد وابسته به دولت و برخی مخالف دولت هستند که باید این توصیه ها را رعایت کنند.
    داریوش قنبری سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس نیز با بیان اینکه دعوت به اخلاق امر پسندیده ای است ضرب المثل رطب خورده منع رطب چون کند را یادآور می شود و می افزاید: باید در ابتدا رفتار خود دعوت کنندگان به اخلاق اصلاح شود و همان احترامی که برای خود قائل هستند برای طرف مقابل هم قائل باشند.نماینده ایلام در تحلیل دلایل صدور بیانیه دفتر رئیس جمهور می گوید: هدف این توصیه ها این است که طرف مقابل را به سکوت بکشانند و هرگونه که می خواهند برخورد کنند و سایت های وابسته به خودشان و افراد وابسته به خودشان به گونه ای راحت باشند که این توهین ها را در مقابل طرف مقابل روا بدارند.
     قنبری یکی از دیگر جنبه های رعایت اخلاق سیاسی را صداقت و عمل به وعده های داده شده می داند و می افزاید: عدم انجام وعده ها و ارائه آمارهای ناصحیح به مردم خود زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی است. وی با اشاره به نامه اسحاق جهانگیری وزیر صنایع و معادن دولت هشتم می گوید: ارائه آمارهای ناصحیح خود بزرگ ترین بداخلاقی است. قدرت الله علیخانی نماینده قزوین نیز دعوت به اخلاق را شیوه بزرگان، صلحا و شخصیت های دینی دانسته و می افزاید: دعوت به اخلاق که خوب است اما اگر بنا است که دعوت به اخلاق انجام شود ابتدا بیانیه دفتر رئیس جمهور باید برای هواداران دولت خوانده شود. وی می افزاید: اگر بنا است درس اخلاق دهند باید به خانمی دهند که این همه هتاکی به شخصیت های بزرگ نظام کرده است یا سایت هایی منسوب به دولت که بدترین فحاشی ها را نثار مخالفان می کنند. وی با بیان اینکه رعایت اخلاق امری پسندیده است می افزاید: همه باید اخلاق را مراعات کنند، هم ما مراعات کنیم که منتقد دولت هستیم و هم دولتی ها اما کسی که درس اخلاق را بدهد باید به هواداران هم توصیه کند و در ابتدا این بیانیه برای خانم فاطمه رجبی خوانده شود.با نزدیک شدن به فضای انتخابات ریاست جمهوری دعوت به رعایت انصاف و اخلاق و پرهیز از تخریب شخصیت ها در مجلس به رکن ثابت نطق ها و تذکرات نمایندگان مجلس بدل شده است.روز گذشته محمدحسین فرهنگی نماینده مردم تبریز، اسکو و آذرشهر در خانه ملت از مخالفان دولت نهم خواست تا از دایره انصاف خارج نشوند. در هفته های گذشته نیز تعدادی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس در تذکرهایی به وزرای ارشاد و اطلاعات خواستار جلوگیری از تخریب شخصیت های نظام شده اند. در هفته های گذشته نصرالله ترابی نماینده شهرکرد در تذکری به وزیر اطلاعات خواستار این امر شده بود و در این هفته نیز طاهرخانی نماینده تاکستان در تذکری به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواستار برخورد با برخی سایت های خبری به علت توهین به شخصیت های کشور شد.

 

تصادف اتومبیل حامل همسر هاشمی و عروس امام(ره) در عراق

روزنامه اعتماد ملی صفحه 2 

   همسر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و عروس حضرت امام(ره) در سفر آقای رفسنجانی به شهر مقدس سامرا طی حادثه ای مصدوم شدند. بنا بر گزارش ها، این مصدومیت که بر اثر برخورد خودروی حامل ایشان با یکی از موانع بتنی ایست بازرسی ارتش بود، باعث آسیب دیدن بینی همسر آقای رفسنجانی و فک عروس حضرت امام(ره)، همسر مرحوم سیداحمد خمینی، شد. علت این حادثه سرعت زیاد خودرو و عدم تسلط راننده به ماشین گزارش شده است. همچنین نیروهای حفاظتی این هیات با تغییر ماشین، آنان را به بیمارستانی در بغداد منتقل و پس از اطمینان از سلامتی، آنها را به محل اقامت خود منتقل کردند و هم اکنون از سلامت کامل برخوردارند.

 

کروبی: برای خواب شب انتخابات هم برنامه دارم

روزنامه رسالت  صفحه 3 

   دبیرکل حزب اعتماد ملی گفت: برای همه مسائل اعم از اقتصاد، فرهنگ و حتی برای خواب شب انتخابات نیز برنامه ریزی دارم.به گزارش خبرگزاری فارس از همدان، حجت الاسلام مهدی کروبی سه شنبه شب در برنامه پرسش و پاسخ با فعالان احزاب استان همدان اظهار داشت: حضور مردم در انتخابات موجب رونق آن می شود و برای ایجاد بسترسازی برای این حضور نیز باید چند ماه قبل از انتخابات نسبت به دیدار با مردم با هدف ارائه و بیان برنامه های کلی اقدام شود. وی افزود: مهم شرکت ثمربخش مردم در انتخابات است و گرنه این مسئله که کدام گرایش رای می آورد از اهمیت چندانی برخوردار نیست. کروبی در پاسخ به سئوال خبرنگار فارس مبنی بر اینکه دیدگاه وی در رابطه با عملکرد دولت احمدی نژاد چیست و در صورت موفقیت کدامیک از کارهای دولت نهم را ادامه می دهد، گفت: طبیعی است هرکسی که مسئول دولت آینده شود حتما یکسری برنامه ها را ادامه می دهد و یکسری را نیز تغییر می دهد، اما در حال حاضر نمی توانم صحبتی در خصوص عملکرد دولت نهم داشته باشم چرا که این مبحث نیاز به بررسی و کار کارشناسی دارد.

 

در حاشیه حضور اسکاری ها در تهران واهمه های بی نام و نشان

روزنامه اعتماد  صفحه 16

نویسنده: آرش خوشخو

  1- مخالفان حضور اعضای آکادمی اسکار در ایران بر چند نکته اصرار ویژه یی دارند. به نظر آنان سید گانیس و تام پولاک به خاطر موقعیت فوق العاده یی که در هالیوود دارند، مسوول بلافصل فیلم هایی هستند که در چند سال اخیر علیه ایرانیان و مسلمانان ساخته شده است. طبق سرمقاله کیهان روز سه شنبه، کمپانی یونیورسال- که تام پولاک همیشه از مدیران رده بالای آن بوده است و در دوره یی رئیس کمپانی- به خاطر ساخت فیلم هایی مثل «ایندیاناجونز جوان، یونایتد 93 و قلمرو (Kingdom)» حلقه یی از زنجیره توطئه سیا علیه ایران و خیزش اسلامی است. با توجه به پروژه یی که کیهان از آن با عنوان «دیپلماسی شهروندی» یاد کرده، حضور این هیات تنها با اهداف سیاسی در ایران شکل گرفته و جزیی از پروژه بلندمدت وزارت امور خارجه امریکا در ارتباط با ایران است.
    2- چندی قبل روسای شش دانشگاه بزرگ امریکایی به ایران آمدند و از دانشگاه شریف بازدید کردند. آیا این ملاحظات کنونی هنگام حضور شش رئیس دانشگاه امریکایی وجود نداشت؟ مرتبط کردن روسای آن شش دانشگاه به حلقه توطئه جهانی و لابی های صهیونیستی می تواند با استدلال هایی بسیار ساده تر و قانع کننده تر شکل بگیرد. مثلاً فهرست فارغ التحصیلان این شش دانشگاه که سر از سیا یا پنتاگون درآورده اند و حالادر مراکز حساس سیاسی، نظامی و امنیتی امریکا مشغول به کار هستند را بررسی کرده و به این نتیجه برسیم که این شش دانشگاه کانون پرورش برخی چهره های سیاسی و خطرناک امپریالیسم امریکا هستند و در نتیجه این شش رئیس دانشگاه هم در این ماجرا سهیم هستند و حضور آنان در دانشگاه شریف و خیابان های تهران نشانه یی از غفلت مسوولان است. اما در آن روزها کمتر کسی به فکرش رسید با چنین دلایلی به مخالفت با حضور روسای دانشگاه های امریکایی در ایران بپردازد...
    3- مخالفان از ارتباط حضور این هیات با یک استراتژی پنهان که از سوی واشنگتن هدایت می شود سخن می گویند. خب قاعدتاً اطلاع ما از این استراتژی پنهان موجب می شود مسائل خیلی راحت تر پیش برود. اگر این چیزها را نمی دانستیم آن موقع باید از حضور این گروه دستپاچه می شدیم. حالابا اطلاع از این مسائل پشت پرده و آمادگی حتمی نهادهای ذی ربط، نباید چندان نگران ماجرا باشیم. با این اطلاعات دقیق (و در صورت صحت آنها) حتی می توانیم با خیال راحت تکاپوی آنها را در محافل سیاسی نظاره کنیم و با اتخاذ راهکارهایی علاوه بر نمایش آداب مهرورزی و مهمان نوازی ایرانی، از رسیدن آنها به اهداف پنهان احتمالی (آنچنان که دوستان می گویند) جلوگیری کنیم.
    4- فیلم هایی مثل تاریخ مجهول ایکس، بولینگ برای کلمباین، پس از خواندن بسوزان، جاده آرلینگتون، بسیاری از فیلم های الیور استون، اینک آخرالزمان، امریکایی آرام، نامه هایی از ایووجیما، حضور، فریدا، خط قرمز باریک، «چه» و... از بسیار فیلم هایی هستند که با مضامین ضدسیاست های امریکایی در همین هالیوود ساخته شده است. همین هالیوود از سرمایه گذاران اصلی فیلم های محمد رسول الله و عمر مختار بوده است. در سال 2003 در فیلم ملکوت آسمان- ساخته ریدلی اسکات- انسانی ترین چهره ممکن از سپاهیان مسلمان و صلاح الدین ایوبی در هنگامه جنگ های صلیبی ترسیم می شود. یا در فیلم سه سلطان، مرز ایران و عراق و پرچم ایران نماد نجات آوارگان عراقی از چنگ هیولای جنگ قلمداد می شود.
    این اسامی، منافاتی با یک برنامه احتمالی برای مخدوش کردن نام و چهره ایران ندارد اما تنها محض اطلاع به آنها اشاره کردیم و اینکه هالیوود حاضر است در صورت سودده بودن هر پروژه یی بر روی آن سرمایه گذاری کند. در معبد بابلی پول و سرمایه، ضدامریکایی ترین و اسلامی ترین فیلم ممکن هم می تواند ساخته شود به شرط آنکه برگشت سرمایه اش تضمین شده باشد.
    5- شکل حضور این هیات در ایران می تواند قابل بررسی و حتی انتقاد باشد. به نظر می رسد در میان اعضای خانه سینما اعتماد به نفس لازم برای مواجهه از موضع برابر با این گروه سینمایی وجود ندارد و حس میهمان نوازی با کمی ذوق زدگی مخلوط شده است و اینکه قاعدتاً امکان پذیر نیست که در فرصتی چنین کوتاه- و البته با برنامه ریزی فعلی- کارگاه های آموزشی قابل استفاده یی شکل بگیرد و اینکه اصولاً بعید است آموخته های این گروه بتواند برای سینماگران ایرانی یا جهان بینی و همین طور سیستم خاص حاکم بر سینمای ایران، قابل استفاده باشد.
    6- به عنوان یک پیگیر جدی یادداشت های مدیرمسوول کیهان، این انتقاد را به او وارد می دانم که منابع کسب اطلاعاتش در عرصه سینما- و به خصوص سینمای جهان- به شکل واضح و آشکاری ضعیف عمل می کنند و بیشتر تلاش می کنند با ترفندهای مختلف آنچه را عرضه کنند که می اندیشند از سوی مدیرمسوول کیهان مورد توجه قرار می گیرد و این در جامعه پر از تنش ما، کاربردی ندارد جز افزایش سوءتفاهم ها.

 

 

چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧

 

اسرائیل: مذاکره آمریکا با ایران خوب است به 4 شرط !

روزنامه کیهان  صفحه 2

    محافل صهیونیستی برای مذاکره دولت اوباما با ایران خط قرمزهایی تعیین کردند!
    به نوشته روزنامه هاآرتص، «مقامات اسرائیل قصد دارند مجموعه ای از این خط قرمزها را به هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا که به تل آویو سفر کرده، مشخص کنند. این خطوط قرمز با همکاری مشترک وزارت خارجه و دستگاه دفاعی اسرائیل تدوین شده و نتانیاهو نامزد نخست وزیری در جریان آن قرار گرفته است».
    در سند تهیه شده، توصیه شده اسرائیل نگرش مثبتی را نسبت به مذاکره آمریکا با ایران به عنوان یک فرصت اختیار کند اما راه هایی را برای به حداقل رسیدن ریسک ذاتی و بزرگ چنین مذاکراتی در نظر داشته باشد.
    به نوشته هاآرتص، 4 خط قرمزی که مورد تاکید قرار گرفته عبارت است از: 1- قبل از هرگونه مذاکره با ایران و همزمان با این مذاکرات تحریم های سخت تری علیه ایران باید اعمال شود. در غیر این صورت مذاکره واشنگتن با تهران هم از سوی ایران و هم از سوی جامعه بین المللی به منزله سندی بر «پذیرش برنامه هسته ای ایران» تلقی خواهد شد. 2- قبل از آغاز مذاکرات، آمریکا باید با مشارکت روسیه، چین، فرانسه و آلمان یک طرح عملی را تدوین کند مبنی بر آنکه در صورت شکست مذاکره با تهران چه اقداماتی باید انجام داد. در این راستا باید توافقنامه ای حاصل شود که اعلام کند شکست مذاکرات منجر به اعمال تحریم های بسیار شدیدتری بر ضد ایران خواهد شد. 3- زمان محدودی برای مذاکرات باید تعیین شود تا به این وسیله ایران از «خرید زمان» برای پیشبرد برنامه هسته ایش منع شود. مذاکرات باید به صورت «فرصتی یک دفعه ای» برای تهران تعریف شود. 4-زمان آغاز مذاکرات حیاتی است و آمریکا باید بررسی کند تا مذاکرات را قبل از انتخابات ریاست جمهوری ایران در ماه ژوئن آغاز کند یا متعاقب آن.
    هاآرتص می نویسد: «این خطوط قرمز هفته گذشته در ملاقات ایهود اولمرت، نخست وزیر، تزیپی لیونی، وزیر خارجه و ایهود باراک وزیر دفاع اسرائیل با شماری از سران دفاعی اسرائیل مورد تایید قرار گرفت.»
    در واقع چنین شرط هایی برای مذاکره که از سوی مقامات آمریکایی هم طی سالیان اخیر- قبل و بعد از انتخاب اوباما- مدام تکرار شده، به مفهوم باج خواهی و زورگویی و مذاکره در فضای تحت فشار در جهت عقب نشینی و تسلیم است که البته همواره نیز به ناکامی و بن بست خورده است.

 

درویش را نباشد برگ و سرای سلطان...

روزنامه اعتماد ملی صفحه 12 

نویسنده: عطاءالله مهاجرانی

   نامه آقای کروبی به وزیر اطلاعات درباره شیوه برخورد با دراویش نعمت اللهی دومین نامه ایشان بود! شاید اگر به نامه اول آقای کروبی توجه می شد شاهد حوادث اخیر نبودیم.
    در آبان ماه سال گذشته ایشان نامه ای به وزیر وقت کشور - آقای پورمحمدی - نوشت و نسبت به برخورد با دراویش و تخریب حسینیه طریقت بروجرد اعتراض کرد. مدتی بعد رئیس کمیسیون امنیت مجلس، آقای بروجردی که پیدا است بروجردی است، در پاسخ به ایشان گفت:«واقعیت قضیه چیز دیگری است.» دیگر هم از آن واقعیت دیگر و چیز دیگر سخنی به میان نیامد. پس از آن در این 15 ماه گذشته برخورد ها تشدید شد تا نامه تازه آقای کروبی به وزیر اطلاعات... در دهه نخست انقلاب از این رویارویی ها نشانی نبود. اندک زمانی در غرب کشور و دور و بر بنا بر سلیقه ای برخی جوانان قیچی به دست در کوچه و بازار اگر درویش اهل حقی می دیدند، همانجا فی المجلس سبیلش را می چیدند! اهل حق همان روزها شکایت به امام بردند. امام تعبیر دقیق و ظریفی به کار برد. از همان سنخ تعابیری که به قول استاد خرمشاهی کژتابی دارد! امام گفته بود:  «ان شاءالله همه ما اهل حق هستیم.» این جمله با تصویر امام در همه خانه ها و مغازه های اهل حق بر دیوار ها و ویترین ها نصب شد. چند ماهی بعد از این واقعه به کرند رفته بودم. در هیچ شهری آنقدر تصویر امام ندیده بودم. اکنون چه اتفاقی افتاده است که در سال پایانی دهه سوم انقلاب و آغاز دهه چهارم: به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم / که حمله بر من درویش یک قبا آرد!
    گرایش عرفانی و صوفیانه را که نمی توان حذف کرد. اصلاتاسیس حکومت صفویه در کشور ما و ترویج و توسعه تشیع اگر نگوییم مرهون گرایش صوفیانه و عرفانی صفوی ها و قزلباشان است، آنان نقش درجه اولی در این واقعه کم نظیر که تاسیس نخستین دولت ملی در ایران است، برعهده داشته اند. از سوی دیگر، در جهان اسلام گرایش عرفانی و صوفیانه گرایش بسیار نیرومندی در شبه قاره هند و شمال آفریقا و حتی غرب و جنوب آفریقا است. اگر می خواهیم بر این گرایش ها تاثیرگذار باشیم و از این توان بالقوه و بالفعل استفاده کنیم، نبایست در داخل کشور عرصه را بر جمعیتی که هیچ خطری ندارند تنگ کنیم. ویران کردن یک حسینیه یا یک مقبره که کار آسانی است! چنان که می دانیم برخورد های فرقه ای میان اهل سنت و تشیع در منطقه دامن زده می شود. طالبان نوک پیکان چنین برخورد هایی در افغانستان و پاکستان بوده و هست، کشتارهای مزار شریف و تازگی ها دیره اسماعیل خان از همان زمره است. ما وقتی می توانیم در برابر این رفتار ها موضع بگیریم و با صدای بلند آن رفتار ها را نقد کنیم که مواردی از این دست را در کشور خودمان شاهد نباشیم... به یاد بیاوریم که در نخستین بحث تفسیر سوره حمد امام خمینی(ره) به تنوع و تکثر برداشت ها و زبان ها از قرآن اشاره کردند، که همه مقصودی مشترک دارند، تنها زبان ها و واژه ها متفاوت است. و در یک کلام: درویش را نباشد برگ و سرای سلطان / ما ییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد!

 

جهرمی: نه مسوول بیکاری ام نه پیگیر آن

روزنامه اعتماد  صفحه 4

   وزیر کار و امور اجتماعی مهم ترین وظیفه وزارت کار را که همانا کاهش نرخ بیکاری در کشور و رفع موانع کسب و کار و در نهایت ایجاد اشتغال است قبول ندارد. محمد جهرمی در پاسخ به این سوال که چرا در آخرین سال فعالیت دولت نهم، یکی از وعده های مهم این دولت که تک رقمی کردن نرخ بیکاری بود، عملی نشد و نرخ بیکاری هنوز دورقمی است، گفت: «مرکز آمار ایران نرخ بیکاری را اعلام کرده و بر اساس آن این نرخ تک رقمی شده است.»  محمد جهرمی در حالی به آمار مرکز آمار ایران استناد می کند که در اظهارات گذشته خود افزایش نرخ بیکاری در زمستان را پیش بینی کرده بود. وزیر کار در ادامه در پاسخ به این سوال که وزارت کار آمار نرخ بیکاری را چقدر اعلام می کند، گفت: «من مسوول اعلام نرخ بیکاری نیستم.» وی در پاسخ به این سوال که اما شما مسوول ایجاد اشتغال هستید و کاهش نرخ بیکاری از وظایف شما است، گفت: «من پیگیر کاهش نرخ بیکاری هستم.» وزیر کار در حالی از اعلام رسمی نرخ بیکاری پرهیز می کند و مسوولیت آن را به دوش مرکز آمار می اندازد که هنوز دو ماه از اختلاف در اظهارات وی و رئیس مرکز آمار ایران نمی گذرد. رئیس مرکز آمار ایران اوایل بهمن ماه بر صحت آمار 5/9 درصدی نرخ بیکاری تاکید کرده بود اما وزیر کار و امور اجتماعی این رقم را بیش از 5/10 درصد دانسته بود.

 

گوگل اپرا را تسخیر کرد

روزنامه اعتماد  صفحه 10 

   سرانجام مرورگر اپرامینی که از جمله محبوب ترین مرورگرهای اینترنتی برای تلفن های همراه است نیز به جمع نرم افزارهای پشتیبان سیستم عامل همراه آندروید گوگل پیوست. نسخه 5/9 مرورگر اپرامینی از این سیستم عامل و نرم افزار Google Gears پشتیبانی می کند. با افزوده شدن این قابلیت به مرورگر اپرامینی، اجرای سرویس ها و برنامه های کاربردی تحت وب وابسته به گوگل مانند، Gmail YouTube ، Picassa و Wordpress با سرعت بیشتر و حتی به صورت آنلاین نیز ممکن است. برای استفاده از این قابلیت پس از نصب مرورگر مذکور به وب سایت Google Gears رفته و روی دکمه نصب آن کلیک می کنید. بعد از این کار بقیه فرآیندها به طور خودکار صورت می گیرد. این سرویس هم اکنون روی مرورگرهای فایرفاکس، IE و سفری در دسترس است.

 

 

سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٧

 

کشف قطعه سنگ باارزش تخت جمشید از دبیر سوم سفارت کره جنوبی
روزنامه کیهان صفحه 15

   دادستان عمومی و انقلاب شیراز از کشف یک قطعه سنگ تاریخی در فرودگاه شیراز که قرار بود توسط دبیر سوم سفارت کره جنوبی از این محل خارج شود خبر داد.
    حجت الاسلام والمسلمین «جابر بانشی» روز دوشنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا گفت: پلیس فرودگاه شیراز این قطعه سنگ تاریخی به وزن تقریبی دو کیلوگرم را از دبیر سوم سفارت کره جنوبی کشف کرد و تحویل میراث فرهنگی داد تا به جای اصلی بازگردانده شود.
    وی اظهار داشت: ظاهرا این فرد در بازدید از مجموعه تاریخی تخت جمشید قطعه سنگ یاد شده را از محوطه تخت جمشید برداشته بود.
    وی اضافه کرد: هنوز از سوی مسئولان میراث فرهنگی استان و یا تخت جمشید شکایتی مبنی بر رسیدگی به این موضوع به دادستانی شیراز ارسال نشده است.
    یک مقام آگاه در فرودگاه شیراز نیز کشف این شیّ تاریخی در فرودگاه شیراز توسط پلیس فرودگاه را تایید کرد.
    کاردار سفارت کره جنوبی با ربودن این قطعه باارزش قصد خروج آن از شیراز را داشت و این در حالی است که مسئولان تخت جمشید بارها مدعی ارائه شیوه های نوین و به روز در محافظت از آثار کشور شده اند.
    گفته شده این مقام سفارتخانه که با همسر و سه فرزندش برای بازدید از تخت جمشید رفته بود، این قطعه سنگ باستانی را در کالسکه کودک خود جا داده بود که در فرودگاه مسئولان متوجه شیّ باستانی مسروقه شدند.
    سنگ مذکور یک قطعه سنگ حجاری شده با نقش موهای سر یک سرباز هخامنشی است.

 

اقتصاد در وضعیت قرمز

روزنامه اعتماد ملی صفحه 6 
نویسنده: علی مزروعی
   دفاع دولت ها از عملکردشان امری بسیار طبیعی است و اینکه دولت ها خود را موفق بدانند، امری اجتناب ناپذیر می نماید. بعید است دولتمردی اظهار کند که موفق نیست. اما آنچه که می تواند مبنای ارزیابی عملکرد دولت باشد، برنامه توسعه است که مبنای حقوقی دارد. البته در دولت نهم سند چشم انداز 20 ساله کشور را نیز در مقابل داریم که سندی بالادستی است و به تصویب مراجع عالی کشور هم رسیده است. ذیل آن، برنامه پنج ساله چهارم هم مطرح است که دولت موظف به اجرای آن بوده است. حال اگر قرار باشد عملکرد دولت ارزیابی شود باید دید چقدر از فعالیت دولت در انطباق با برنامه چشم انداز کشور بوده که اگر ارزیابی صورت بگیرد نتایج ارزیابی ها نشان می دهد که دولت در تحقق اهداف کمی برنامه چهارم ناموفق بوده است. دولت در سه سال گذشته حدود 203 میلیارد دلار در بودجه هزینه کرده در حالی که طبق قانون برنامه چهارم برای این چهار سال باید 2/64 میلیارد دلار هزینه می کرد. به این ترتیب بیش از 1/3 برابر قانون مصوب هزینه کرده و این در حالی است که از دستیابی به نرخ رشد متوسط سالانه 8 درصد، نرخ تورم متوسط سالانه 9/9 درصد و کاهش نرخ بیکاری به زیر 10 درصد ناتوان بوده است.
    بنابراین اگر عملکرد بر این مبنا ارزیابی شود، می بینیم که ناموفق بوده است. اگر عملکرد دولت را بر مبنای وعده ها و شعارهایی که در گذشته توسط رئیس جمهور زده شده ارزیابی کنیم، با توجه به اینکه تمامی وعده ها اقتصادی بوده و قرار بود طبق این وعده ها پول نفت بر سر سفره مردم بیاید و دولت نهم عدالت گستری کند، می بینیم که باز هم ناموفق بوده و شکاف طبقاتی در این شرایط افزایش پیدا کرده است. همچنین اگر بخواهیم به سند چشم انداز 20 ساله رجوع کنیم، عملکرد دولت در میان کشورهای منطقه که 24 کشور هستند مورد ارزیابی قرار می گیرد که براساس آن باید بعد از اجرای چهار برنامه این سند، به قدرت اول منطقه تبدیل شویم که اگر نتایج عملکرد دولت در این چارچوب قرار بگیرد متاسفانه باز هم دولت در دستیابی به اهداف عاجز بوده و در اکثر شاخص ها در مقایسه با کشورهای منطقه عقب رفت داشته ایم.
    در این میان اگر بخواهیم عملکرد دولت را در عرصه جهانی با شاخص های جهانی که گزارش ها را براساس آن تهیه می کنند مثل فضای کسب و کار، فساد و شفافیت اقتصادی ارزیابی کنیم، گزارش های موجود نشان می دهد که وضعیت بدتر شده است زیرا فضای کسب و کار نسبت به چهار سال پیش به شدت افت کرده و رتبه پایین آمده است. همچنین به لحاظ فساد نیز گزارش های جهانی نشان می دهد 10 رتبه افت شاخص داشته است. بنابراین چه از نظر انطباق با برنامه، چه از نظر چشم انداز 20 ساله کشور، چه از نظر وعده های داده شده و چه از نظر گزارش های جهانی اگر عملکرد دولت را مورد بررسی قرار دهیم نشان می دهد که کشور با وجود درآمدهای افسانه ای نفت که حدود 270 میلیارد دلار بوده است و بیش از یک سوم درآمدهای نفتی پس از انقلاب است، وضعیت نه تنها روند بهبودی را به خود ندیده بلکه بدتر هم شده است.
    وضعیت با این تصویری که از شرایط دیده می شود بسیار نگران کننده است. اما در این میان فرصتی را برای کشور متصور هستم که براساس آن می توان شرایط را تغییر داد و آن انتخابات آتی ریاست جمهوری است.
    اگر آحاد جامعه خواهان تغییر باشند می توانند از فرصت ایجادشده استفاده کرده و برای تغییر وضعیت قدم بردارند. اگر اکثریت مردم فردی که با نگاه اقتصادی به وضعیت موجود بنگرد و به عرصه بیاید و برنامه هایی برای بهبود فضای کسب و کار، فعالیت های اقتصادی و سیاست خارجی ارائه کند و بتواند سیاست تنش زدایی را درپیش گیرد، انتخاب کنند، شرایط می تواند تغییر کند. در این میان باید از سرمایه های بالقوه ای که در کشور وجود دارند و در شرایط بی ثبات کنونی حاضر به فعالیت نیستند و همچنین از فضا برای استفاده از سرمایه گذاری خارجی برای بهبود شرایط استفاده کرد. به نظر می رسد تنها فضایی که برای برون رفت از شرایط کنونی وجود دارد و تنها فرصتی که هست ورود فردی با نگاه تازه به عرصه است تا بتواند با باز کردن درهای اقتصاد کشور به روی بخش خصوصی و جذب سرمایه های خارجی، زمینه های بهبود شرایط را فراهم کند و کشور را از این شرایط سخت و دشوار عبور دهد.
    تحلیلگر اقتصادی و نماینده مردم اصفهان در مجلس ششم


قربان چشم های بادامچیانت

روزنامه اعتماد  صفحه 16
نویسنده: ابراهیم رها
   اسدجان نامه ات را خواندم. نوشته بودی اینکه مردم دارند این همه دست به خودسوزی می زنند به خاطر فشارهای اقتصادی زندگی نیست. نوشته بودی اینها در راستای هدف های سیاسی اصلاح طلبان است. نوشته بودی... اسد تو دیگه کی هستی، بله اخیراً و پس از روی کار آمدن دولت نهم مردم به این ادله خودسوزی می کنند: الف- خوشی زده زیر دل شان ب- خیلی سردشان است، ج-یک کمی چهارشنبه سوری را زیاد جدی گرفته اند، د- حالاخودسوزیه، چیز مهمی نیست که. اسد جان برایم در نامه بسیار زیبایت نوشته بودی و از مردم گلایه کرده بودی چرا برای کمک به دولت نهم در خانه مربا درست نمی کنند و از سوپرمارکت می خرند؟ گله کرده بودی چرا مرغ تو خانه شان نگه نمی دارند تا از تخم مرغش استفاده کنند و می دوند از بیرون می خرند و... اسد اسد، وای از اسد، وای از دل دیوونه، من به مردم پیشنهاد می دهم به جای این توقعات بیجا از دولت که تخم مرغ و مربا و... این اباطیل را ارزان کنند، از این به بعد این کارها را انجام دهند: 1- لطفاً در آپارتمان های 50 متری تان چند راس گاو نگه دارید. هم از شیرش استفاده کنید هم از گوشتش. 2- گاو نر هم اگر نگه دارید. بد نیست، زاد و ولد می کند و گوساله پدید می آید و مشکل گوشت گوساله تان هم حل می شود. 3- یک تعداد گلدان بخرید، چند تا را بگذارید در حمام، در آن شالی نشاء کنید و برنج خانواده را تامین کنید. چند تا را هم پشت پنجره قرار دهید و گندم بکارید. 4- اسد شما خوبی؟ بچه های موتلفه خوبند؟ دوستان اصولگرا خوبند؟ خوب بودن مردم که مهم نیست،
    سقای بی ریا: مشاور عزیز رئیس جمهور از اینکه اینقدر زود زود برایم نامه می نویسی متشکرم. جداً چه نثری، چه قلم شیوایی، چه طنز بی بدیلی. مرسی، مخصوصاً آنجای نامه ات خیلی تاثیرگذار بود که گفته بودی زن و شوهرهایی که می خواهند طلاق بگیرند به خاطر پرتاب ماهواره امید از این کار منصرف شده اند. سقاجان این ماهواره است یا محلل؟ باز من می گویم از اون بالاکفتر میایه بگویید نه

 

میری در گذشت

روزنامه اعتماد صفحه 16

   سید علی میری بازیگر قدیمی تئاتر و سینما در بیمارستان آبان تهران از دنیا رفت. این بازیگر به دلیل عارضه قلبی درگذشت و مراسم تشییع پیکر او ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 14 اسفند ماه از مقابل خانه سینما به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) انجام می شود. میری متولد 1318 رشت و دارای مدرک تحصیلی دیپلم بود که از کلاس های آزاد هنرپیشگی در جامعه باربد فارغ التحصیل شده بود. او فعالیت خود را در تئاتر از سال 1341 آغاز کرد و در سینما نیز از سال 1343 و در آثاری همچون «شیطان در می زند»، «دیوار شیشه یی»، «به دادم برس رفیق» و «سرنوشت سازان» و... ظاهر شد. انجمن تئاتر آزاد نیز به عنوان متولی برگزاری مراسم با انتشار نمابری درگذشت میری را تسلیت گفت و اعلام کرد: «مراسم ختم این هنرمند از ساعت 14 تا 30/15 روز جمعه 16 اسفند ماه در مسجد نور میدان فاطمی برگزار می شود.»

 

سخنی با خدا به زبان ریاضی

روزنامه کیهان  صفحه 9 

نویسنده: زینب شریفی مطلق

   خدایا! شکر که تو را حدی برایت متصور نیست. سپاس تو را که بی نهایت مهربانی و بی شمار پاک خدایا! حمد و سپاس از آن توست که محیطی بر تمام عالم و تو تکیه گاهی بر تمام موجودات. خداوندا! بنده ای هستم سراپا تقصیر که وجودم بر محور حیات در محاصره پیکانهای شیاطین است.
    خدایا! دستم را بگیر که من کسری از توام و وجودم از آن توست و همه مرا به نام تو می شناسند که من مشتقی از حد بی انتهای توام.
    پروردگارا! ببخشای مرا آن لحظه که من بر عمودی غیر از تو تکیه می کنم و همه ستون ها ناپایدارند وقتی تو نباشی. بارالها! نمی خواهم فقط محیط زندگی ام از نام و یاد تو پر شود که من طالب آنم که مساحت وجودم از تو پر شود. معبودا! تو آن قدر گویایی که من از وصف تو ناتوانم بند بند وجودم از شعاع نور توست که گرم و روشن می شود. من می خواهم به تو برسم بدون آنکه لحظه ای بیم تقسیم و تردید داشته باشم.
    الها! قلبم از فرآورده هایی انباشته شده که گاه تراکمی از نادرست هاست.
    خدایا! من چون مثلثی هستم که می خواهم زاویه کارهایم قایم به وتری باشد که نام تو بر تارک آن نقش بسته باشد.
    خدایا! می خواهم از 100 درصد زندگی تو آن را پرکنی وقتی تقسیم می کنند تو باشی وقتی جمع می شوم تو شوی و آن گاه که مرا ضرب می کنند حاصل آن تو یعنی بی نهایت باشی اما مباد آن لحظه که منهای تو باشم.
    خداوندا! آن روز را برسان که روح و جسم در تقارن هم و در موازی دستورات تو باشد.
    بارالها! در روز معاد ترازوی اعمال مرا آن سان کن که کفه خوبی هایش ولو به ذره ای سنگین تر از اعمال ناشایستم باشد.
    پروردگارا! مرا کمک کن، قلبم و جانم آن قدر وسیع شود که هکتار هکتار آن را بذر دوستی بکارم و مهربانی درو کنم.
    خداوندا! تمام اعمال نیکم را به توان (n) برسان و آنها را هدیه می کنم به مساحت 8+6 تنی که گل وجودم از آنها سرشته شده است.
    بارالها! 103*(2*62) صلوات بر 3-8 نور مقدسی که آدم به نام آنها توبه نمود.
    خدایا مرا ببخشای و در دایره زندگی مرا حیران خودت کن!

 

 

 

دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٧

 

تنها عاملی که ما را در برابر دشمن پیروز می کند قدرت نرم است

روزنامه آفتاب یزد  صفحه 2

   نماینده ولی فقیه در سپاه گفت: دشمن در کنار تجهیزات سخت، از تجهیزات دیگری مثل انقلاب مخملی و جنگ روانی برای استحاله انقلاب استفاده می کند. ما هم ضمن آماده سازی خود برای دستیابی به آخرین تکنیک و تاکتیک نظامی باید به این باور برسیم که امکانات سخت افزاری حرف آخر را نمی زند. سعیدی هم چنین خاطرنشان کرد: در انقلاب ماهم حضرت امام (ره) با تکیه بر قدرت نرم توانستند هم بر رژیم طاغوتی حاکم بر ایران و هم هژمونی و سلطه آمریکابر منطقه فائق بیایند. امام (ره) با تکیه بر جهان بینی توحیدی و ایدئولوژی اسلامی توانست جامعه را متحول کند. وی در ادامه با اشاره به جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با رژیم صهیونیستی و جنگ 22 روزه حماس ادامه داد: آن چه در عرصه نبردحزب الله حاکم بود، سلاح نبود، بلکه قدرت نرم بود. آنها در نبردی نابرابر توانستند با قدرت نرم پیروز شوند. سعیدی افزود: نبرد امروز ما در عرصه بین المللی نبرد ناهمطراز یا نامتقارن است. ما هم بر آن شده ایم قدرت نرم را شناسایی و این را اثبات کنیم که نبرد ما با دشمن امروز نامتقارن است و تنها عاملی که می تواند ما را در برابر دشمن به پیروزی برساند، باز هم قدرت نرم است. به گزارش ایسنا، وی در ادامه در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران یادآور شد: فرماندهان ما باید به این مسئله واقف باشند که تکیه گاه اصلی ما در کنار سلاح و مهمات، معنویت است و این رویکرد باید در مدیران عالی سپاه به وجود بیاید.

قدمشان روی چشم! اما هرچی دیدند از چشم خودشان دیدند

روزنامه کیهان  صفحه 2 

  عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین (انقلاب) می گوید: ظرفیت های ارزشمندی در کاندیداهای فعلی جبهه اصلاحات (آقایان خاتمی و کروبی و میرحسین موسوی اگر وارد عرصه شود) وجود دارد.
    غلامرضا ظریفیان برخلاف شعار رسمی سازمان (یا خاتمی یا هیچ کس) گفت اصلاح طلبان با یک کاندیدای نهایی پای صندوق های رای خواهند رفت و با توجه به تجربه انتخابات قبلی، طبیعتاً به ابزارهای اجماع بر نامزد واحد ملتزم خواهند بود.
    برخلاف این اظهارات که در گفت وگو با ایسنا عنوان شد، سایت «پویش مردمی حمایت از میرحسین موسوی» به نقل از انتخاب گزارش داد: «اخیراً بهزاد نبوی در جمع اعضای سازمان مجاهدین و برخی اعضای حزب مشارکت اظهارات توهین آمیزی نسبت به سایر کاندیداها داشته و گفته است میرحسین برای ترساندن جناح مقابل خوب است ولی نظام، خاتمی را ترجیح می دهد و البته موسوی ترسوتر از خاتمی است»! این گزارش می افزاید طیفی از اعضای مجاهدین و مشارکت در تلاشند میرحسین موسوی را به خاطر تعلق به جریان ارزشی و خط امام و نه «استحاله شدگان چپ» از صحنه خارج کنند.
    طبق گزارش مذکور نبوی همچنین از قول یکی از فرزندان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفته که پدرم با کاندیداتوری خاتمی موافق نیست و هنوز دوره اصلاحات و انتخابات مجلس ششم را فراموش نکرده که افراطیون چه بر سر او آوردند. به گفته نبوی کروبی را باید با تهمت های مالی از صحنه خارج کرد!
    گفتنی است سازمان مجاهدین (انقلاب) در واکنشی مبهم و اجمالی اظهارات بهزاد نبوی را تکذیب کرد و در عین حال به ابراز تعجب و تخطئه سایت پویش مردمی حمایت از میرحسین موسوی پرداخت که چرا به انتشار خبر مذکور مبادرت کرده است

 

تکذیب اظهارات منتسب به بهزاد نبوی درباره نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 3 

   روابط عمومی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اظهارات منتسب به بهزاد نبوی که از سوی سایت انتخاب 10 منتشر شده و در رسانه های اصولگرا بازتاب داشته را تکذیب کرد. سایت خبری انتخاب 10 که خود را با عنوان «پویش مردمی حمایت از میرحسین موسوی» معرفی کرده است، در خبری مدعی شد که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای خارج کردن میرحسین موسوی از صحنه انتخابات ریاست جمهوری تلاش می کند و اظهاراتی توسط بهزاد نبوی عضو ارشد این سازمان درباره میرحسین موسوی، محمد خاتمی و مهدی کروبی بیان شده است. روابط عمومی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اعلام کرد: «این خبر دروغ محض بوده و بهزاد نبوی به هیچ وجه چنین اظهاراتی را نداشته است. قابل ذکر است در روزهای اخیر محافل رسانه ای اقتدارگرایان، جنگ روانی گسترده ای را با تمسک به انواع دروغپردازی ها علیه اصلاح طلبان، خصوصا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به راه انداخته اند که این رویه با توجه به موقعیت متزلزل و فقدان اخلاق سیاسی نزد ایشان قابل درک است، اما انعکاس اخبار سراسر کذب از رسانه ای که خود را حامی مهندس موسوی قلمداد می کند جای تعجب فراوان داشته و درک چرایی آن مشکل به نظر می رسد.» سایت خبری انتخاب 10 مدعی شد نبوی گفته است: میرحسین برای ترساندن جناح مقابل خوب است ولی نظام خاتمی را ترجیح می دهد، البته میرحسین ترسو تر از خاتمی است. نبوی در ادامه این جلسه تاکید کرده است: «کروبی را باید با افشاگری مسائل مالی از صحنه خارج کنیم.».

 

تماس تلفنی کلینتون با تهران

روزنامه اعتماد ملی صفحه 12 

ستون شنیده های اعتماد ملی

   همزمان با سفر جلال طالبانی به ایران معاون وی عادل عبدالمهدی در تهران حضور داشته است. گفته شده که سفر وی غیر رسمی و بدون اعلام قبلی بوده و بنابراین حتی دیدارش با سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران لغو شده است اما آنچه سفر وی را حاشیه ساز کرده خبری است که سایت عراقی الجوار منتشر کرد. این سایت به نقل از یک منبع حکومتی موثق از تماس تلفنی هیلاری کلینتون با وی خبر داده است.

 

به رغم حرف های مشاور هنری رئیس جمهور کارگاه های تخصصی خانه سینما آغاز شد

روزنامه اعتماد صفحه 1

بازتاب حضور هیات سینمایی امریکا در تهران 

   شیما شهرابی: «مسوولان سینمایی تنها زمانی حق دارند با اعضای آکادمی اسکار و سینماگران هالیوود جلسه رسمی داشته باشند که آنها به خاطر توهین هایی که طی 30 سال گذشته در فیلم هایشان به ملت ایران کرده اند، عذرخواهی کنند.» زمانی که خبر حضور اعضای هیات رئیسه آکادمی اسکار در ایران انتشار یافت، شمقدری با اعلام این مطلب بار دیگر مجادله خود با وزارت ارشاد صفارهرندی را از سر گرفت و نسبت به همنشینی سینماگران ایرانی با هالیوودی ها موضع گرفت. اما این بار حرف های مشاور رئیس جمهور که در روزهای اخیر در جامعه فرهنگی تاثیرات مهمی داشته چندان مورد توجه قرار نگرفت و روز گذشته به رغم حرف های مشاور هنری رئیس جمهور کارگاه های تخصصی خانه سینما آغاز شد. شمقدری درباره برگزاری سمینارهای سینما در گفت وگو با اعتماد می گوید: «من باید حرفم را می زدم حالاشما باید از سینماگران و اهالی خانه سینما بپرسید چرا با کسانی که دائماً دارند به هویت شان توهین می کنند، جلسه دوستانه برگزار می کنند. من قیم خانه سینما نیستم که آنها با حرف من جلسات شان را به هم بزنند اما سوال من این است آیا این همه توهین و افترا واقعاً برایشان جدی نیست؟» مشاور هنری رئیس جمهور درباره سفر اعضای آکادمی اسکار می گوید: «ما از قبل در جریان این سفر قرار نگرفته ایم ضمن اینکه اگر هم می دانستیم، با آمدن این افراد به ایران مخالفتی نداشتیم. اما واقعاً نشست صمیمی با افرادی که بارها در فیلم هایشان به ما توهین کرده اند در جایی مثل خانه سینما شایسته و در شان ملت ایران نیست.» او درباره فیلم های توهین کننده به ملت ایران این طور توضیح می دهد: «بدون دخترم هرگز، 300 و کشتی گیر نمونه هایی از توهین های هالیوود به ملت ایران است.» مشاور هنری رئیس جمهور بار دیگر به عذرخواهی اشاره می کند و می گوید: «به نظرم هنوز هیچ چیز تمام نشده و آنها بعد از این نشست های صمیمانه هم می توانند از ملت ایران عذرخواهی کنند.» روز گذشته فرانک پیرسن نویسنده فیلمنامه های «لوک خوش دست» و «بعدازظهر سگی» و فیل آلدن رابینسون نویسنده و کارگردان فیلم های «تمام من» و «سرزمین رویاها» کنار فرهاد توحیدی نشستند"
    تا سمینار نویسندگی به عنوان اولین کارگاه تخصصی نمایندگان آکادمی اسکار آغاز شود. سید گنیس رئیس آکادمی علوم و هنرهای سینمایی و تام پولاک تهیه کننده، ابراهیم حاتمی کیا، خسرو سینایی، محمدمهدی عسگرپور، شادمهر راستین، پیمان قاسم خانی، بیژن میرباقری، فرهاد آئیش، مهدی کرم پور، سامان مقدم و ... از چهره های مطرحی بودند که صندلی های سالن را پر کرده بودند. فرهاد توحیدی که اداره این جلسه را بر عهده داشت درباره این جلسه در گفت وگو با اعتماد می گوید: «در این جلسه بیشتر تبادل تجربیات مطرح شد و جنبه آموزشی زیادی مطرح نبود. بیشتر همه تحت تاثیر نوشتن در فضای هالیوود سوال می کردند. نحوه قرارداد بستن فیلمنامه نویسان و تبادل آنها با کارگردانان در هالیوود، رابطه نویسندگان و اتحادیه شان و... سوالاتی بود که در این جلسه مطرح شد.» توحیدی به صحبت های آنان درباره فیلم های ایرانی هم اشاره می کند: «آنها سینمای ایران را شبیه سینمای اروپا می دانستند و اعتقاد داشتند توجه به شاعرانگی در سینمای ایران بسیار جذاب است.» در پایان کارگاه تخصصی نویسندگی تولد 56 سالگی فیل آلدن رابینسون با بریدن کیک و گرفتن عکس یادگاری تبریک گفته شد. سمینار دوم مربوط به بازیگری بود.در این کارگاه آنت بنینگ بازیگر فیلم های «ولمونت»، «کارت پستال هایی از لبه»، «جیب برها»، «متهم به جرم»، «زیبای امریکایی» و... در کنار آلفرد وودارد بازیگر فیلم های «نام مرا به خاطر بسپار»، «سلامتی» و... کنار فاطمه معتمدآریا نشستند و از بازیگری و مقایسه آن در ایران و هالیوود سخن گفتند.

 

 

یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٧

 

هیکس:شیرین عبادی را با کمک منافقین شناسایی و برای جایزه صلح نوبل نامزد کردیم
روزنامه کیهان  صفحه 2
  متهم متواری پرونده نوارسازان که در پوشش گزارشگر ویژه دیدبان حقوق بشر به ایران تردد داشت، اذعان کرد انتخاب گزارشگر ویژه حقوق بشر برای ایران از سوی کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل حرکتی سیاسی بود.
    الهه شریف پور که به خاطر نام شوهر انگلیسی اش به الهه هیکس معروف شده در گفت وگو با رادیو زمانه به روایت سفرهایش به تهران در دولت سازندگی و اصلاحات پرداخت و ضمن اشاره به آشنایی اش با شیرین عبادی در سال 1377 گفت: «برادر خانم عبادی در آن زمان معاون بود. آقای لاهیجی ] همکار وکیل مدافع گروهک تروریستی منافقین[ به من گفته بود شما برو و با خانم عبادی صحبت کن. من با او در همان سال ملاقات کردم و او را برای جایزه صلح و حقوق بشر نامزد کردم».
    عبادی اخیراً اذعان کرد که در پی جلوگیری ایران از سفر ناظران حقوق بشر، اقدام به تهیه و ارسال گزارش کرده و پول جایزه نوبل را هم به خرید ساختمان و انجام امور مرتبط اختصاص داده است.
    الهه هیکس درباره حادثه کوی دانشگاه هم که بهانه آشوب طلبی سازمان یافته از خارج بود، گفت: انتقال اخبار آن واقعه نقطه عطف در فعالیت های مربوط به ایران بود. من از هتلی در تهران، گزارش های زنده به نیویورک می فرستادم، کاری که هیچ کس نمی کرد. یعنی می نوشتم و می رفتم طبقه پائین و می گفتم این را فکس کنید به نیویورک. البته همه این فعالیت ها براساس کردیت ]اعتبار[ آقای خاتمی بود. وقتی پاسپورتم را گرفته بودند، تلفن کردم به آقای ابطحی ]معاون رئیس جمهور[، گفتم اگر پاسپورتم را ندهند، سفرم را قطع می کنم و برمی گردم. ظرف 48 ساعت پاسپورتم را دادند.
    این جاسوس آمریکایی مدعی تهدیدهایی در تهران شد و گفت: آقای رمضان زاده سخنگوی دولت مرا پذیرفت. ایشان خبر تهدید را خودشان درز داده بودند. هیکس اضافه کرد: من تبعه آمریکا بودم و جایی نمی توانستم بروم به سفارت انگلیس رفتم و خود سفیر در را باز کردند و مرا به خانه شان بردند و بعد به فرودگاه بردند. در خانه سفیر انگلیس گفتم حالامی فهمم چرا زمان مشروطه به اینجا پناه می آوردند.
    وی با اشاره به همراهی هایش با موریس کاپیتورن گزارشگر ویژه سازمان ملل گفت: 8 کشور از جمله ایران جزو لیست سیاه آمریکا بودند و به همین دلیل گزارشگر ویژه داشتند اما عربستان سعودی و مصر در این لیست نبودند. خود کاپیتورن در بسیاری از صحبت هایش گفته بود انتخاب گزارشگر ویژه یک حرکت سیاسی است. در دوران آقای خاتمی من 4 بار و آقای کاپیتورن 2 بار به ایران رفتیم. ایران از سیاسی شدن کار کمیسیون حقوق بشر انتقاد می کرد و اینکه چرا به عربستان و مصر نمی پردازند. کار کمیسیون به جایی کشید که اعتبار سازمان ملل را برای کار حقوق بشر زیر سوال برد. به همین دلیل آن را جمع و جور کردند و اصلاً برداشتند.
    در پی ممانعت از ورود این جاسوسان آمریکایی به ایران، شیرین عبادی و گروهک همسو با وی (کانون مدافعان حقوق بشر) در پوشش دفاع از حقوق بشر ادامه ماموریت هیکس را برعهده گرفت.

 

صعود 13 پله ای ایران در رقابت صنعتی

روزنامه دنیای اقتصاد صفحه 3
«یونیدو» از وضعیت 122 کشور گزارش می دهد
بیشترین بهبود رتبه در میان 60کشور متعلق به قطر با 23 رده صعود است
   آیا توسعه رقابت صنعتی در ایران شتاب گرفته است؟ سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (یونیدو) با بررسی وضعیت 122 کشور در جهان گزارش داد رتبه رقابت صنعتی ایران سال 2005 نسبت به پنج سال ماقبل آن رشد یا صعود 13 پله ای داشته و به این ترتیب از سطح 98 به سطح 85 رسیده است.
    به این ترتیب ایران در خاورمیانه و شمال آفریقا بعد از کشورهایی نظیر تونس، اردن، مراکش، لبنان، عربستان سعودی و مصر در رده هشتم قرار گرفته است. ایران براساس برنامه چشم انداز 20ساله توسعه کشور تصمیم دارد در رتبه اول اقتصادی کشورهای خاورمیانه قرار گیرد.
    به گزارش خبرنگار ما، با وجود افزایش سطح رتبه ایران از رقابت پذیری محیط صنعتی، با این حال به دلیل پایین بودن درجه آزادی اقتصاد و نبود تنوع و رقابت های تولیدی، رتبه ایران در سطح بالایی نسبت به پتانسیل ها قرار ندارد.
    به گزارش ایسنا، شاخص رقابت صنعتی ایران در سال های 2000 و 2005 میلادی به ترتیب 144/0 و 180/0 بوده است.
    همچنین در میان کشورهای منطقه خاورمیانه ایران از نظر شاخص رقابت صنعتی با کسب رتبه 85 جهانی بعد از کشورهای ترکیه (43)، تونس (47)، اردن (51)، مراکش (57)، لبنان (61)، عربستان سعودی (66) و مصر (75) در رده هشتم قرار گرفت.
    بعد از ایران نیز کشورهای کویت (96)، سوریه (103)، عمان (113) و الجزایر (120) قرار گرفتند. همچنین در این رده بندی کشورهای سنگاپور، ایرلند و ژاپن رتبه های اول تا سوم را به خود اختصاص داده اند. کشورهای الجزایر، گابن و اتیوپی نیز در قعر این جدول جای گرفته اند. رتبه برخی کشورهای مهم جهان از نظر شاخص رقابت صنعتی در تازه ترین گزارش یونیدو به شرح زیر است:
    آلمان (6) - کره جنوبی (9) ـ آمریکا(11) ـ انگلستان (15) ـ فرانسه (17) ـ کانادا (20) ـ ایتالیا (21) ـ چین (26) ـ مکزیک (32) ـ برزیل (38) ـ ترکیه (43) ـ آفریقای جنوبی (46) ـ استرالیا (53) ـ هند (54) ـ عربستان سعودی (66) ـ مصر (75) ـ روسیه (81).
    بالاترین شاخص رقابت صنعتی مربوط به کشور آسیایی سنگاپور با 890/0 و کمترین شاخص نیز مربوط به کشور آفریقایی اتیوپی با 035/0 بوده است.
    آمریکا تنها قدرت اقتصادی بالغ به شمار می رود که در این لیست با افت رتبه مواجه شده است. رتبه این کشور در سال 2000، 9 بود که در سال 2005 به 11 تنزل یافت. تنزل رتبه آمریکا در این لیست باعث بهبود وضعیت کره جنوبی در شاخص رقابت صنعتی شد و این کشور جایگزین آمریکا در رتبه نهم در سال 2005 شد. در بین اقتصادهای بالغ آمریکا، کانادا، ایتالیا، اسپانیا، پرتغال، نیوزلند و استرالیا با کاهش رتبه مواجه شده اند و کشورهایی مانند اسلوونی، مالزی، اسلواکی و چین جایگزین کشورهای فوق شده اند. همچنین در میان 60 کشور برتر بیشترین بهبود رتبه مربوط به قطر با 23 رده ارتقا ثبت شده است. قبرس با 18، ایسلند با 13 و اسلوونی با 10 رده ارتقا در رده های بعدی بهبود جایگاه قرار گرفته اند.
    همچنین در بین 60 کشور انتهای جدول نیز چند کشور آفریقایی از جمله موزامبیک، سنگال و ساحل عاج قرار گرفته اند که رتبه آنها نیز به ترتیب 21، 18 و 13 رده بهبود یافته است.
    کشورهای ایران با 13، ویتنام با 10، سوریه با 10 و لبنان نیز با 10 رتبه، ارتقای قابل قبولی را از خود نشان داده اند. برخی کشورهای در حال توسعه نیز مانند بولیوی با 27 رتبه، مصر با 25، عمان با 17، اروگوئه با 14، باهاما با 12 و سری لانکا با 12 بیشترین کاهش رتبه را در میان کشورهای جهان تجربه کرده اند.

 

پیرمردان، مانکن های جدید دنیای مد

روزنامه اعتماد  صفحه 9

 دویچه وله: رد کردن مرزهای 60سالگی در برخی فرهنگ ها به معنای بازنشستگی و وداع زودرس با رنگ و هیجان زندگی است. اما طراحان نشان داده اند پیرمردان هم می توانند بر سکوی سالن های مشهور مد قدم بگذارند، چه بسا جذاب تر از مدل های جوان. اîری کوهن پسر 27 ساله یی است که از یک سال پیش در شهر نیویورک زندگی می کند. در ماه سپتامبر سال گذشته میلادی، تنها چهار ماه پس از ورودش به نیویورک، تصمیم می گیرد وبلاگی را به نام «Advancedstyle» به راه بیندازد و حالااو تبدیل به چهره یی شناخته شده برای خیلی از پیرمردان و پیرزنان نیویورکی شده است البته آنهایی که آنقدر خوش پوش هستند که لنز دوربین «اری» هر کجا باشد، ثبت شان می کند.
    از این دست وبلاگ هایی که نویسندگان شان عکس هایی را از آدم های خوش پوش شهرشان منتشر می کنند، فراوانند: دابلین، آمستردام ، مادرید، توکیو، مونترال و حتی تل آویو. اما آن چیزی که باعث می شود میان وبلاگ «اری» و دیگران تفاوتی به وجود بیاید، سوژه های این عکس ها هستند. «اری» در اولین پست وبلاگی اش می نویسد: «هدف اصلی من ثبت نمونه هایی از سبک لباس پوشیدن افراد مسن در شهر نیویورک است: از آنهایی که آگاهانه خوش پوش هستند گرفته تا کسانی که به طور اتفاقی رنگ های جورواجور لباس هایشان چشم نواز است.» برای همین هم او همیشه با دوربینش در حال شکار وبلاگی است. کسانی که به وبلاگ «اری» سر می زنند، با پیرمردان و پیرزنانی مواجه می شوند که سرخوشانه در گوشه یی از شهر نیویورک یا حوالی آن برای چند لحظه ژست گرفته اند و سلیقه خلاق و مدرن شان را به رخ کشیده اند. در دنیای تجاری امروز تصویر افراد مسن را تنها وقتی می توان روی تابلوهای تبلیغاتی دید که صحبت از بیمه عمر، داشتن دندان های سالم در سنین بالایا پس انداز بانکی است. جسارت خاصی می طلبد که مثلاً یک طراح، پیرمردی را به عنوان مدلی برای نمایش کلکسیون لباس های بهاره یا تابستانه خود انتخاب کند. وقتی مدل های جذاب و خوش اندامی هستند که قرار است مردان را برای پوشیدن لباس های خوش طرح مارک های نامدار تشویق کنند ، چه کسی شهامت این را دارد که مردان 60ساله را روی سکوی سالن های مد بفرستد؟ دنیای مد نشان داده دنیای غافلگیرکننده یی است، نه تنها در ارائه طرح و مدل روز که حتی در چهره هایی که روی صحنه می فرستد. این دنیای سرسخت که نگاهی بی رحمانه به سن دارد و هر مدلی که مرزهای 30سالگی را رد کند، رفته رفته با جوان ترها جایگزین می شود، به تازگی از در دوستی با پیرمردان در آمده است. الهام بخش کلکسیون جدید لباس های مردانه آدام کیمل طراح 29 ساله امریکایی، فضای هنری لس آنجلس سال های دهه 60 میلادی بوده است. در پایان برای نمایش چنین طرح هایی چه کسانی بهتر از آدم های همان زمان را می شد تصور کرد؟ مردان جوان آن روزها که پیرمردان امروز به شمار می آیند اما درخشان در لباس های کیمل دست کمی از مد ل های جوانی که گاه کنارشان ایستاده اند، ندارد. پیش از کیمل هم طراحان جسور دیگری بود ه اند که طرح هایشان را به تن مردان مسن نشانده اند و آنها را روانه سکوهای مد کرده اند. «یوهیجی یاماموتو» طراح نامدار ژاپنی، در سال 2008 سالن مد شهر پاریس را به تصرف پیرمردان در آورد و مارک پرآوازه ایتالیایی etro هم برای نمایش کلکسیون پاییزه و زمستانه امسالش مانکن های مرد پیر و جوان را در کنار هم به روی سکو فرستاد. تصویر مردان مسن البته پیشتر بر تابلوهای تبلیغاتی آمده بودند، با این تفاوت که اینها مردانی بودند با شهرت جهانی و چهره های آشنا. برای نمونه شان کانری و فرانسیس فوردکاپولادرتبلیغی برای مارک «لویی ویتون» که بیشتر از همه با کیف هایش شناخته می شود. پیرمردان و پیرزنان نیویورکی که «اری» سلیقه آنان را تحسین می کند و اجازه می دهد هزاران بازدیدکننده وبلاگش هم از مشاهده چنین افراد خوش ذوقی لذت ببرند، افراد عادی به حساب می آیند که برای یک لحظه این فرصت را به دست می آورند همانند مدل ها ژست بگیرند. البته «اری» در چند خط هم داستان کوتاهی از آنها، اگر که داشته باشند و بگویند، می نویسد. با این حال زیبایی وبلاگ «Advancedstyle» در این است که نشان می دهد موهای یکدست سفید در ترکیب با بلوز و شلواری سفیدرنگ به همراه کفش هایی نارنجی سرشار از شور زندگی است، هرچند که ممکن است نامتعارف به نظر برسد. در این بین نکته مهم، تنها داشتن کمی جسارت و روحیه سرزندگی است و بس.

 

 

شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٧

 

مجتهدشبستری: به مسلمانی خود افتخار می کنم

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 15 

حاشیه نگاری یک سخنرانی در اصفهان

نویسنده: احسان عابدی

کفر چو منی گزاف و آسان نبود

محکم تر از ایمان من، ایمان نبود

    عاقبت آن روز رسید که محمد مجتهدشبستری هم شهادتین بگوید تا ثابت کند که مسلمان است. او که قریب به 50 سال ترویج اسلام کرد در 72 سالگی به نقطه ای رسید که وادار شود مسلمانی خود را فریاد بزند و همه اینها از رهگذر اتهامات برخی رسانه های دولتی به او بود، رسانه هایی چون روزنامه ایران یا خبرگزاری های فارس و ایرنا که در چند روز اخیر موج بزرگی از تبلیغات علیه او به پا کردند.
    می گویند در آستانه این دوره انتخابات ریاست جمهوری انتظار هر چیزی را می توان داشت، از کاه کوه ساخته می شود و... اما این هم انتظار نابجایی است که از دگراندیشان بخواهیم در این چند ماه روزه سکوت بگیرند که مبادا سخنان شان تحریف شود و پیش آید آنچه بر سر هاشم آقاجری در این هفته های اخیر آمد. اما اگر روایت هاشم آقاجری کهنه یا تکراری شده، بخوانید روایت مجتهدشبستری را که تازه است، داغ داغ. ماجرا از یکشنبه گذشته آغاز شد، روزی نزدیک به سالگرد درگذشت پیامبر اسلام(ص) که محمد مجتهدشبستری در میان اصفهانی ها و در پاسخ به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان از پیامبر(ص) سخن گفت و نیز از «انتظار ما از پیامبران»، غافل از آنکه اتفاقی در شرف وقوع است، یک موج، یک هجوم تبلیغاتی که ایمانش را به چالش می کشد، ایمان به خدا و پیام آوری که آخرین برگزیده اوست و این تازه ظاهر ماجرا است. هر چند که سال ها است مجتهدشبستری از منازعات مستقیم سیاسی دوری جسته اما در مملکت ما این سیاست است که دست از سر آدم ها برنمی دارد، آنچنان که سخنان و مباحث تخصصی مجتهدشبستری در گیرودار منازعات سیاسی به آفت تحریف و بزرگنمایی دچار شد. می گویند مجتهدشبستری <هتک حرمت پیامبر> کرده، به ایشان «نسبت دروغ» داده و از این دست اتهامات که حتی تصورش درباره شخصیتی چون مجتهدشبستری سرگیجه آور است، او که در همه این سال ها از ارزش های راستین اسلام دم زده، از «موحدانه زیستن» گفته است و از زندگی توام با اخلاق و معنویت.
    اما از ماجرا دور نشویم و بشنویم از اصفهان و حاشیه های آن؛ فردای سخنرانی، جمعی در مسجد دانشگاه صنعتی اصفهان بیانیه ای را در محکومیت آنچه «هتک حرمت پیامبر اسلام (ص) » می نامند، امضا می کنند و با تجمع مقابل دفتر انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان خواستار برخورد با مسوولان برگزاری این جلسه سخنرانی می شوند، امری که مسوولان دانشگاه صنعتی نیز به سادگی بر آن گردن می نهند و با پلمب دفتر انجمن اسلامی محققش می سازند. در این زمان خبرگزاری فارس هم وارد معرکه شده است و با روش های خاص بر این آتش می دمد، چنانکه با تحریک احساسات مذهبی برخی چهره های سیاسی که شاید بسیاری از آنها نه متن کامل سخنرانی مجتهدشبستری را خوانده اند و نه نوار ضبط شده آن را شنیده اند، مصاحبه هایی در محکومیت سخنان این متفکر منتشر می کند. اما قضیه وقتی پیچیده تر می شود که سیداحمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران، اعلام موضع می کند. او که احتمالاتحت تاثیر این اخبار قرار گرفته است در جریان سخنرانی خود در مصلای کرمان حرف های مجتهدشبستری را «کفریات» و «دین ستیزانه» می خواند و از سران اصلاح طلب هم می خواهد که با انتشار بیانیه ای این گفته ها را محکوم کنند.
    نکته آنکه سیداحمد خاتمی هیچ حقی نیز برای دفاع مجتهدشبستری از خود قائل نمی شود و می گوید: «سیاست برخی ها این است که حرفی را بزنند و بعد که دیدند این حرف به ضررشان تمام شده، تکذیب کنند؛ یعنی به خیالی سنگ مفت گنجشک مفت و این نامردی در عالم سیاست و فرهنگ است. پس لااقل مرد باشید؛ یا حرفی را نزنید یا اگر می زنید، تکذیب نکنید.»
    اما گذشته از این مباحث، در سخنرانی سیداحمد خاتمی به مساله ای نیز اشاره می شود که تاکنون کمتر کسی از آن سخن رانده بود؛ دو سالی می شود که محمد مجتهدشبستری لباس روحانیت را از تن درآورده و اگر چه این مساله انتقادهایی را در پی داشته، اما همه آنها درگوشی و شفاهی بوده است. حال سید احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران برای اولین بار در یک تریبون عمومی این مساله را مطرح می کند و می گوید: «این لباس [روحانیت] زیبنده کسی است که دلداده دین باشد...خودش فهمید که لیاقت عمامه روحانیت را ندارد و خودش را خلع لباس کرد.»
    در مجموع، سخنان سید احمد خاتمی با استقبال شایان توجه برخی رسانه های دولتی نظیر روزنامه ایران و خبرگزاری های فارس و ایرنا مواجه می شود. برای نمونه، شدت ذوق زدگی مسوولان ایرنا آنقدر بود که گزارش این سخنرانی را سه بار منتشر کردند (سه شنبه 6 اسفند ساعت 19/18 دقیقه و چهارشنبه 7 اسفند ساعات 26/1 و 29/9 دقیقه.)
    در این میان تنها کاری که از مجتهد شبستری برمی آید تکذیب همه اتهام ها و نسبت های ناروایی است که بر زبان و قلم هتک کنندگانش جاری می شود. برای داوری، همه را به خواندن متن کامل سخنانش دعوت می کند که خوشبختانه در دسترس است، به نحوی که با یک جست وجوی ساده در اینترنت می توان هم آن را یافت و هم فایل صوتی سخنرانی را. اما مجتهدشبستری حرف برای گفتن بسیار دارد. از سیداحمد خاتمی گلایه می کند و نیز از همه کسانی که بدون تحقیق درباره او قضاوت کرده اند. در یک گفت وگوی تلفنی با او از چند و چون ماجرا می پرسم، از اول داستان، اصلاچطور شد به اصفهان رفت و... مجتهد می گوید: «بنویس» و اینگونه روایت او آغاز می شود.
    روایت مجتهدشبستری
    «حدود سه هفته قبل بود که اعضای انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان از من دعوت کردند به مناسبت 28 صفر، سالگرد رحلت پیامبراکرم حضرت محمد (ص)، سخنرانی کنم. برنامه از طرف مقامات دانشگاه مجوز داشت و در تاریخ موعود، یعنی یکشنبه 4 اسفند ماه برگزار شد. پس از سخنرانی هم برنامه پرسش و پاسخ بود که آن هم 30 تا 40 دقیقه طول کشید. فردا صبح باخبر شدم که عده ای در اعتراض به این جلسه بیانیه ای تهیه کرده اند و در حال امضا جمع کردن هستند. حتما شنیده اید که آنها مقابل دفتر انجمن اسلامی جمع شدند و به من و اعضای انجمن اسلامی هتاکی کردند! اواخر شب، به دستور مقامات دانشگاه، دفتر انجمن اسلامی پلمب شد و دانشجویانی را هم که در آن مستقر بودند بیرون کردند. روز سه شنبه، مطلع شدم که خبرگزاری فارس نسبت هایی به من داده و خبرگزاری ایرنا هم آن ادعاها را تکرار کرده است. وقتی دیدم یک مشت سخنان صددرصد دروغ به من بسته اند، وظیفه خود دانستم اعلام کنم که اینها همه کذب محض است.» محمدمجتهدشبستری فهرستی از این تهمت ها را فراهم آورده است که با «نفی عصمت پیامبر و اهل بیت» شروع می شود و به موارد خطیر دیگری می رسد؛ همچون «راه یافتن اوهام در قرآن و پیامبر»، «نفی علم پیامبر و امامان»، «نسبت دروغپردازی به ایشان»، «وجود نقص در قرآن و اسلام» و «ارتکاب گناهان به وسیله ائمه» او می گوید: «من با صراحت اعلام می کنم که این نسبت ها کذب محض است و نوار ضبط شده سخنان من گواهی بر همه دروغ هایی است که به وسیله این رسانه ها و عوامل شان در دانشگاه صنعتی اصفهان ساخته و پرداخته شده است.»
    محمدمجتهدشبستری در عین حال احتمال خطا را نیز رد نمی کند و می گوید: «در این جلسه من از معنای دین و دینداری و تحولات آن و همین طور از معنای نبوت و علم و عصمت انبیا و حدود آنها سخن گفتم. حال ممکن است برخی حاضران کم سن و سال جلسه که از مبانی و مقدمات بحث آگاه نبوده اند، درست متوجه کلام من نشده و برداشت ناقص خود را به مقامات بالاتر انتقال داده باشند. اما گلایه من از آن مقامات بالاتر است که بدون دقت در نقل های آنها و بدون اینکه تحقیق کنند اظهارات آنها تا چه اندازه درست است، چنین موضعگیری می کنند.»
    در اینجای کلام اما روی سخن مجتهدشبستری به سید احمد خاتمی است. مجتهد می گوید: «من از ایشان که با دعوی عادل بودن به امامت جمعه می ایستند می پرسم، چگونه به استناد دروغپردازی برخی رسانه ها و بدون توجه به منطق سخنان بیان شده درباره تاریخ اعتقادات و کلام اسلامی، یک مومن را آنچنان بی پروا هتک می کنید و مخاطبان را نگران می سازید؟ من از نظر تفکر دینی ام فرد ناشناخته ای نیستم و کتاب هایم نشان می دهد که چنین نسبت هایی به من می تواند صحیح باشد یا نه. من که پیامبر اسلام(ص) را بزرگ ترین بنیانگذار موحدانه زیستن انسان معرفی کرده ام، آیا ممکن است چنین نسبت هایی به پیامبر دهم؟»
    مجتهد دوباره می گوید: «بنویس»، گواینکه این بار می خواهد سخنان خود را به پایان برساند: «آری، مسلمانی من با کسانی که از تریبون های دینی خود به بدترین هتاکی ها می پردازند و در عین حال دیگران را هتاک می دانند، متفاوت است. سال های متمادی است که از این نوع مسلمانی خودم می گویم، به آن افتخار می کنم و تلاش می کنم هر آنچه اسباب ریا و تزویر را برایم فراهم می آورد، از خودم دور سازم.»

 

کسری 7/3 میلیارد دلاری برای واردات سوخت

روزنامه کیهان  صفحه 4 

    معاون وزیر نفت خبر داد : واردات سوخت اعم از بنزین و گازوئیل تا پایان سال به مرز 7 میلیارد دلار خواهد رسید.
    اکبر ترکان معاون وزیر نفت در امور برنامه ریزی با بیان این مطلب اظهار داشت: 3/3 میلیارد دلار از این رقم، مصوبه مجلس در بودجه سال جاری را داشت و مابقی آن نیاز به مصوبه مجلس دارد.
    به گفته ترکان، سال آینده واردات بنزین و گازوئیل خواهیم داشت ولی مقدار آن نسبت به سال جاری کمتر خواهد بود. فرض ما این است که با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها 20 درصد مصرف بنزین و 4 درصد گازوئیل با قیمت های فعلی کاهش می یابد.
    وی که با خبرگزاری فارس گفت وگو می کرد، افزود: با این احتساب روزانه 5/8 میلیون لیتر از مصرف بنزین و 5/7 میلیون لیتر از مصرف گازوئیل کشور کاسته خواهد شد.
    شایان ذکر است: از ابتدای سال جاری تا پایان بهمن ماه در مجموع 52 میلیارد و 913 میلیون لیتر بنزین و گازوئیل در کشور به مصرف رسیده که سهم بنزین مصرفی از این رقم 22 میلیارد و 459 میلیون لیتر و سهم گازوئیل نیز 30 میلیارد و 454 میلیون لیتر بوده است.
    متوسط واردات روزانه بنزین و گازوئیل کشور از ابتدای سال به ترتیب 4/21 و 2/10 میلیون لیتر بوده که بر این اساس تاکنون بیش از 7 میلیارد و 190 میلیون لیتر بنزین و 3 میلیارد و 427 میلیون لیتر گازوئیل مورد نیاز کشور از خارج تامین شده است.
    این گزار ش حاکی است: متوسط تولید روزانه بنزین و گازوئیل پالایشگاه های کشور در سال جاری نیز به ترتیب 5/45 و 5/85 میلیون لیتر بوده است.

 

سخنگوی وزارت خارجه خبر داد: هالیوود در تدارک ساخت 30 فیلم ضد ایرانی

روزنامه رسالت صفحه24

  حسن قشقاوی اعلام کرد که هالیوود، ساخت بیش از 30 فیلم در ضدیت با هویت دینی و هویت باستانی ایران را در دستور کار دارد.به گزارش ایسکانیوز، سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: در تداوم دشمنی های سینمای هالیوود با جمهوری اسلامی ایران ، ساخت فیلم هایی که نه تنها هویت دینی بلکه هویت باستانی و ارزش ها و اخلاقیات ایرانیان را هدف قراردهد ، در دستور کار سینمای آمریکا قرار دارد.وی خبر داد: هالیوود ساخت 30 فیلم ضد ایرانی را در دستور کار دارد.حسن قشقاوی گفت: موضع آن ها ضدیت با هویت باستانی و اسلامی ایران است. قشقاوی، حوزه هنر را حوزه ای ارزشمند خواند که به گفته وی، نباید آلوده شود اما در پشت پرده بسیاری از فیلم های آمریکایی که با ظاهر هنری ساخته می شوند، اهداف و اغراض مشخص سیاسی وجود دارد.

 

دیابتی ها تاتو کنید

روزنامه اعتماد صفحه 10 

نویسنده: علیرضا مجیدی
    احتمال اینکه دیابتی ها در آینده نزدیک به تاتو کردن روی بیاورند، کم نیست: البته صرفاً به دلایل پزشکی، «هیتر کلارک» و همکارانش در آزمایشگاه «دراپر» در ماساچوست جوهر تاتویی ساخته اند که با تغییر میزان گلوکز در پوست رنگش تغییر می کند. بیماران دیابتی اصلاً لازم نیست تاتوی بزرگی روی بدن شان حک کنند. تاتویی به اندازه چند میلیمتر هم برای این کار کفایت می کند. گروه تحقیقاتی در ابتدا اصلاً قصد نداشت جوهری برای شناسایی سطح گلوکز درست کند. هدف اولیه آنها این بود که جوهری بسازند که به سطح سدیم خون حساس باشد تا از این طریق سلامت قلب را پایش کنند، در مورد الکترولیت های بدن تحقیق کنند یا از دریافت کافی آب و الکترولیت توسط ورزشکاران مطمئن شوند. در حقیقت پایش میزان یک یون بسیار ساده تر از پایش مولکولی است که 24 اتم دارد. اما «کلارک» بعد از صحبت با یکی از همکارانش متقاعد شد تلاشش را برای ساختن جوهری که به میزان گلوکز حساس باشد، انجام دهد. جوهری که آنها ساخته اند به صورت ذراتی در ابعاد نانو است. این ذرات به شکل هرم های پیچ و تاب داری به اندازه 120 نانومتر هستند. هر هرم سه قسمت دارد: قسمت شناساگر گلوکز، جوهری که تغییر رنگ می دهد و مولکول دیگری که مقلد گلوکز است. رنگ این جوهر بر حسب میزان گلوکز پوست تغییر می کند. هنگامی که گلوکز زیاد باشد، جوهر زرد می شود، در غلظت کم گلوکز نارنجی می شود و در غلظت طبیعی گلوکز به رنگ پرتقالی درمی آید. البته این روش یک عیب دارد: تاتو به سطح گلوکز پوست حساس است و نه سطح گلوکز خون و از آنجا که 20 دقیقه طول می کشد سطح گلوکز خون میزان گلوکز پوست را تحت تاثیر قرار دهد، این روش برای آگاهی از قند خون در لحظه، مناسب نیست. با این همه این نوع تاتوی خاص می تواند دیابتی ها را از نرمال بودن قند خون شان در یک بازه زمانی طولانی تر آگاه کند و نیاز به گرفتن نمونه های خون را کاهش دهد.

 

 

 

چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧

 

هتاکی دیگری از مدعیان اصلاحات به باورهای دینی
سخنران جلسات اصلاح طلبان عصمت معصومین (ع) را زیر سؤال برد


روزنامه ایران صفحه 2

 
   با گذشت یک هفته از انتشار خبر اهانت عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب به مراجع تقلید، ولایت فقیه و خصوصاً امام راحل (ره) و حمایت یکی از اعضای حزب کارگزاران از این اظهارات ضد دینی، یکی از سخنرانان جلسات اصلاح طلبان در هتاکی و توهین بی شرمانه ای با تمسخر اعتقادات اصلی مسلمانان، قرآن کریم و عصمت پیامبر(ص) را زیر سوال برد.
    محمد مجتهد شبستری که به عنوان یکی از تئوریسین های اصلی جریان تجدیدنظرطلب شناخته می شود، با دعوت انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان و به بهانه سخنرانی در مراسم ارتحال پیامبر اکرم(ص) به این دانشگاه رفته بود، در پاسخ به سؤالی درخصوص عصمت پیامبر(ص) ادعا کرد: پیامبر وظیفه اشان فقط دعوت مردم به سمت خدا بوده و در همین وظیفه خود عصمت داشته اند و هیچگاه از این وظیفه غافل نشده اند. اما از نظر انجام گناهان باتوجه به روایات معتبر و سخنانشان نمی توان عصمت برایشان در نظر گرفت! وی بدون اشاره به آیات و محکماتی که تصریح بر عصمت اهل بیت علیهم السلام دارد، به بیان جملاتی از پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) پیرامون استغفار ادامه داد: در توصیف پیامبر و ائمه (ع) آمده که شبانه مناجات های طولانی و نمازهای بسیار داشته اند که مؤید آن است در خود نقص و نیازی احساس می کردند و در پی رفع آن به نماز و مناجات می ایستادند(!) و گرنه چگونه ممکن است کسی نقص و گناهی نداشته باشد و از شدت طالب بودن و مشتاق بودن به خود بپیچد. شبستری در ادامه اهانت به مقدسات دینی مدعی شد: البته حالت دیگری را می توان فرض کرد که این عبادات، دروغین و برای متمایل کردن افکار عمومی به خود بوده است. وی سپس اظهار داشت: نقص پیامبران و قرآن و اسلام جنبه های دیگری هم دارد!

جلسه انتخابی جامعه مهندسین با قالیباف

گزارشی از افزایش شکاف اصولگرایان در حمایت از کاندیداتوری احمدی نژاد

روزنامه اعتماد صفحه 5

   اصولگرایان روزهای پرتنشی را سپری می کنند. برخلاف آنکه بزرگان این جریان به شدت از همراهی گروه های مختلف برای جلوگیری از ریزش آرای اصولگرایان تاکید دارند، اما اخباری که در یک هفته گذشته از جلسات و مصاحبه های آنان منتشر می شود نشانگر اختلاف گسترده این طیف بر سر کاندیدای انتخاباتی است. از یک طرف «محمدباقر قالیباف» یکشنبه شب روانه جلسه جامعه اسلامی مهندسین می شود و ضمن ارائه گزارشی از عملکردش در عرصه مدیریت شهری برنامه های انتخاباتی خود را نیز تشریح می کند و از سوی دیگر اعضای جمعیت ایثارگران انقلاب به دلیل اختلاف درباره حمایت از نامزدی احمدی نژاد در جلسات شورای مرکزی حاضر نمی شوند.به جز این دو گروه اعضای ارشد حزب موتلفه اسلامی نیز در روزهای گذشته نتایج ملاقات شان را با رئیس دولت نهم مطرح کردند که چندان نتیجه بخش نبود و راستگرایان سنتی برای حمایت از کاندیداتوری مجدد احمدی نژاد قانع نشدند

   همچنین آن گونه که سایت خبری تغییر - نزدیک به کروبی - خبر داده است اختلافات بر سر حمایت از محمود احمدی نژاد در بین جمعیت ایثارگران بالاگرفت. به گزارش «تغییر» چند روزی است که برخی از اعضای جمعیت ایثارگران در اعتراض به سیاست های حسین فدایی دبیرکل این حزب در شورای مرکزی حاضر نمی شوند. یک منبع آگاه در این باره خبر داد: قرار بود شورای مرکزی جمعیت ایثارگران مصوبه یی درخصوص انتخابات 88 داشته باشد. منتها برخی از اعضا تاکید کردند این مصوبه نباید به نفع محمود احمدی نژاد باشد زیرا از نظر این افراد عملکرد دولت نهم در این مدت قابل انتقاد است. با این حال حسین فدایی که هدایت گروه حامیان دولت در حزب را در اختیار دارد برخلاف این اعضا تاکید دارد ما انتخابی جز حمایت از احمدی نژاد نداریم منتها باید حمایت خود را مشروط مطرح کنیم و در انظار عمومی هرچه را که شائبه اختلاف است، کنار بگذاریم. پیشنهاد حسین فدایی این بود که جمعیت ایثارگران مصوبه یی در حمایت از احمدی نژاد داشته باشد اما اعضا نپذیرفتند.مخالفان حمایت از احمدی نژاد نگرانند که قرار گرفتن آنها پشت سر دولت نهم به بهای شکست آنان در انتخابات تمام شود چرا که عملکرد کابینه نهم در حوزه اقتصادی را قابل دفاع نمی دانند و عدم تحقق شعارهای اولیه را نیز دلیل مضاعفی برای احتمال شکست اصولگرایان ارزیابی می کنند.«علی دورانی» دبیر ائتلاف فراگیر اصولگرایان در همین رابطه به فرارو گفت: «در حال حاضر قاطبه اصولگرایان به جز حامیان دولت یعنی کسانی که دولت نهم را فارغ از همه مسائل تایید می کنند، نگرانند و این نگرانی را به انحای مختلف در مصاحبه ها و سخنرانی های خود بروز می دهند.» دورانی افزود: «حتی کسانی که تلویحی از دولت نهم حمایت می کنند دلیل آن در واقع ترس از کاندیدای اصلاح طلبان است.»
    در مقابل اما حامیان احمدی نژاد از موضع گیری های هم جناحی های خود ناراضی هستند. این روند تا آنجا پیش رفته است که مدیرکل سیاسی وزارت کشور روز دوشنبه به قم سفر و در نشست جریان شناسی انتخابات دهم به شدت از اصولگرایان انتقاد کرد.به گزارش ایلنا، محمود عباس زاده مشکینی با اشاره به اینکه اندیشه انقلابی و سیاسی رئیس جمهور یک اندیشه زنده و مورد قبول عامه مردم است، تصریح کرد: کسانی که امروز مساله عبور از احمدی نژاد را مطرح می کنند، آیا مگر در مسیر ایشان و همسو با دولت نهم گام برمی دارند.همچنین سخنگوی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی خطاب به نیروهای اصولگرای کشور گفت: باید مراقب سخنان خود بود و نباید در جهت کاهش و ریزش آرای احمدی نژاد صحبت کنیم. «لطف الله فروزنده» در توضیح اظهارات اخیر عسگراولادی مبنی بر اینکه «برداشت من از بیانات مقام معظم رهبری این است که ایشان خواستار دولتی با اقتدارتر از دولت فعلی و رای بالای مردم به رئیس جمهور بعدی هستند»، به جمهوریت گفت: مهم ترین مساله نظام برای رهبر معظم انقلاب، مشارکت گسترده مردم در انتخابات و سرنوشت خود است تا مبانی ارزشی جامعه حفظ و تقویت شود. فروزنده با بیان اینکه برخی از هر اظهارنظر می خواهند برداشت دیگری داشته باشند، اضافه کرد: «دوستان اصولگرا باید مراقب حرف زدن خود باشند زیرا عده یی برداشت هایی را می کنند که به نفع خودشان است. نباید به گونه یی سخن گفت که نتیجه آن کاهش و ریزش آرای احمدی نژاد شود بلکه جهت گیری ها باید به سمت بیان دستاوردهای دولت نهم و حمایت از اقدامات مثبت آن باشد.» سخنگوی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانش پیرامون تخریب و تهدید سیدمحمد خاتمی از سوی برخی رسانه های اصولگرا خاطرنشان کرد: «باید موازین اخلاقی در کشور اسلامی رعایت شود. باید اثباتی عمل شود یعنی تنها نقاط قوت کاندیدای مورد حمایت خود را بگویند و اگر هم نسبت به عملکرد دیگری انتقاد دارند، آن را در قالب نقد و در فضای اخلاقی و چارچوب مشخص بیان کنند. باید مراقب بود چرا که برخی به دنبال ایجاد جنگ روانی هستند.»به هر حال جدا از تمام موضع گیری های موافقان و مخالفان عبور از احمدی نژاد، پنجشنبه 18 اسفند قرار است جلسه فراگیر اصولگرایان تشکیل شود و باید دید نتیجه این جلسه در جهت اجرایی کردن پروژه عبور از احمدی نژاد خواهد بود یا به نفع وی تمام می شود؟

 

کلیک در دنیای ترفندها

روزنامه اعتماد صفحه 8 

 

شوخی با صفحه دسک تاپ ویندوز
    آیا تاکنون فکر کرده اید که می توانید با استفاده از صفحه دسک تاپ با دوستان خود شوخی کنید. این ترفند جالب را می توان در کامپیوترهای شبکه به راحتی انجام داد اما مراحل کار به این شرح است: ابتدا باید به صفحه دسک تاپ خود مراجعه کنید و بعد از آن کلید PrtScr روی کیبورد را بزنید و از صفحه دسک تاپ عکس بگیرید و در مرحله بعد از منوی Start به All Programs > Accessories رفته و روی Paint کلیک کنید تا Paint ویندوز اجرا شود و در محیط Paint، کلیدهای ترکیبی Ctrl+V را فشار دهید یا از منوی Edit روی Paste کلیک کنید تا عکسی که گرفته اید وارد برنامه شود. حال از منوی File روی Save as کلیک کرده و فایل را با نام دلخواه و فرمت BMP در محلی ذخیره کنید و بعد از ذخیره سازی از برنامه Paint خارج شوید و روی فضای خالی از دسک تاپ راست کلیک و از منوی Arrange Icons By روی Show Desktop Icons کلیک کنید تا تیک آن برداشته شود. خواهید دید که کلیه آیکن های موجود در صفحه دسک تاپ ناپدید می شود. در ادامه کار روی فضای خالی از دسک تاپ راست کلیک کرده و Properties را انتخاب کنید. در پنجره Display Properties، به تب Desktop رفته و روی دکمه Browse کلیک کنید. سپس تصویری که توسط Paint ذخیره کرده اید را انتخاب کرده و روی دکمه Open کلیک کنید. در پایان روی OK کلیک کرده و به صفحه دسک تاپ برگردید. حتماً تا این لحظه متوجه خواهید شد که چه اتفاقی افتاده است اما اگر متوجه نشدید سعی کنید در صفحه دسک تاپ روی یکی از شورتکات های موجود کلیک کرده و آن را انتخاب کنید. قطعاً غیرممکن است چراکه در اصل شما تصویری غیرواقعی از صفحه دسک تاپ را به عنوان تصویر پشت زمینه قرار دادید و آیکن های دسک تاپ را نیز ناپدید کردید و حاصل چیزی است که می بینید. حال فرض کنید سیستم را ترک کرده اید و شخص دیگری با سیستم کار می کند. قطعاً گیج خواهد شد چراکه هر چه سعی می کند نمی تواند آیکن های صفحه دسک تاپ را انتخاب کند. در صورتی که سیستم هنگ نکرده و سایر قسمت ها به خوبی کار می کند. برای بازگرداندن به حالت اولیه، کافی است یک تصویر دیگر را به عنوان تصویر پیش زمینه ویندوز قرار دهید و مجدد Show Desktop Icons را فعال کنید.
    
دو کیفیت متفاوت از ویدئو های یوتیوب
    حتماً شما نیز با وب سایت YouTube.com آشنایی دارید. ویدئوهایی که در یوتیوب توسط کاربران آپلود می شوند به صورت پیش فرض دارای یک کیفیت مشخص هستند. در این ترفند قصد داریم روشی ساده را برای شما مطرح کنیم که با استفاده از آن می توانید کلیه ویدئوهای یوتیوب را با دو کیفیت بالاو کیفیت معمولی تماشا کنید. طبعاً حجم ویدئوهای کیفیت بالابیشتر است. به این منظور در سایت یوتیوب، وارد ویدئو مورد نظر شوید. اکنون در انتهای آدرس ویدئو در نوار آدرس مرورگر، عبارت &fmt=18 را اضافه کنید البته به این نکته توجه داشته باشید که عبارت فوق را حتماً تایپ کنید نه اینکه آن را از جای Copy و Paste کنید. بعد از آن کلید Enter را بزنید تا ویدئو با کیفیت بالابارگذاری شود. در این حالت در زیر ویدئو، عبارت watch in normal quality به چشم می خورد که با کلیک روی آن می توانید ویدئوی فوق را مجدد با کیفیت معمولی مشاهده کنید. برای مشاهده ویدئو در کیفیت معمولی می توانید به جای کلیک روی لینک مورد نظر، کاراکتر £ را در انتهای آدرس پس از &fmt=18 وارد کرده و Enter بزنید تا ویدئو را با کیفیت معمولی تماشا کنید.
    
پاک کردن اطلاعات اینترنت اکسپلورر
    اگر از اینترنت اکسپلورر 7 برای مرور صفحات اینترنتی استفاده می کنید، حتماً می دانید اطلاعات مربوط به جزئیات صفحات بازدیدشده، با عناوین مختلف در حافظه سیستم باقی می ماند. این اطلاعات شامل لیست وب سایت های بازدیدشده ، کوکی ها ، فایل های موقت ، فرم ها و پسوردهای ثبت شده در صفحات اینترنتی است. قطعاً به دلیل پر شدن فضای هارددیسک یا دلایل دیگر، گاهی لازم است این اطلاعات پاک شوند. در این ترفند قصد داریم نحوه پاک کردن اطلاعات فوق را به سریع ترین شکل ممکن به شما بیاموزیم. برای این کار در فضای خالی از صفحه دسک تاپ، راست کلیک کرده و New > Shortcut را انتخاب کنید و مطابق لیست زیر کدهای مربوطه را مستقیماً در پنجره Create Shortcut، ابتدا Copy و سپس Paste کنید.
    
    - پاک کردن History
    
    RunDll32. exe InetCpl. cpl،ClearMyTracksByProcess 1
    
    - پاک کردن کوکی ها
    
    RunDll32. exe InetCpl. cpl،ClearMyTracksByProcess 2
    
    پاک کردن پسوردهای ذخیره شده
    
    RunDll32. exe InetCpl. cpl،ClearMyTracksByProcess 32
    
    پس از وارد کردن هر یک از کدها، روی Next کلیک کرده و سپس نامی برای میانبر خود انتخاب کنید.
    
    با فشردن Finish فایل میانبر را ذخیره کنید. اکنون کافی است با یکی دو بار کلیک تغییرات را اعمال کنید. جهت افزایش سرعت کار، می توانید هر یک از Shortcutهای ساخته شده را در محیط Quick Lunch ویندوز Drag& Dropکنید تا با یک کلیک اجرا شوند. این روش روی IE نسخه 7، در دو ویندوز XP و Vista آزمایش شده است برای اطلاعات بیشتر درخصوص ترفندهای ذکرشده می توانید به سایت ترفندستان مراجعه کنید.

 

 

دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧

 

اصولگرایان و پدیده ای به نام احمدی نژاد

روزنامه اعتماد ملی صفحه 16

نویسنده: امیر محبیان


  ظهور احمدی نژاد در بالاترین سطح مدیریت اجرایی نه تنها اصلاح طلبان بلکه اصولگرایان را نیز به شگفتی واداشت. این صعود ناگهانی را بعضی ها حاصل زدوبندهای پشت پرده دانستند که مبتنی بر توطئه انگاری های بی سند یا ساده سازی های کاهش دهنده فشارهای روانی ناشی از شکست بود. ولی این امر را بعضی ها به هنر احمدی نژاد و زیرکی او در شناخت صحنه سیاسی انتخابات و فضای دوقطبی پدید آمده منسوب می کنند که نگارنده در زمره آنان است. احمدی نژاد در هر حال حداقل در دور نخست انتخابات 84 بدون حمایت مستقیم تشکل های اصولگرا، رقبای داخلی خود را شکست داد ولی نمی توان منکر شد که حمایت اصولگرایان از برنامه ها و کارکردهای احمدی نژاد در دوران شهرداری او در چهره شدن وی نقش داشته است. اما در دور دوم در برابر هاشمی رفسنجانی تردیدی نیست که بخش مهمی از 12 میلیون رای اضافی احمدی نژاد مرهون تشکل های اصولگرا بود ولی هیچ کدام اینها احمدی نژاد را وانداشته است تا نسبت به تشکل های اصولگرا احساس دین کند

   در تبیین رابطه اصولگرایان و احمدی نژاد نکات زیر را باید دانست:
    1- اصولگرایان تحرک بالاو سفرهای استانی احمدی نژاد و پر کردن شکاف حاکمیت و مردم توسط وی را تحسین می کنند.
    2- احیای گفتمان انقلابی و دینی توسط احمدی نژاد از نظر اصولگرایان ارزشمند است.
    3- تاکید احمدی نژاد بر گفتمان عدالت و ساده زیستی او را ارج می نهند.
    4- مواضع مستحکم او را در سیاست خارجی و بحث های هسته ای مفید می دانند.
    
    اما در عین حال طیف هایی از اصولگرایان انتقادات زیر را نسبت به احمدی نژاد دارند:
    1- تعویض سریع وزرا را هر چند از جهاتی دارای منافعی دانسته ولی ضرر آن را بیشتر می دانند؛ به ویژه تعویض وزرای ریشه داری که جانشینان لایق تری نیافتند.
    2- میان اصولگرایان در مورد کارشناسی بودن برنامه ها و لوایح دولت بحث است؛ دولتی ها از کار کارشناسی جدی سخن می رانند و مجلسی ها بر نقاط ضعف انگشت می گذارند.
    3- نسبت به بعضی از مواضع اتخاذ شده توسط افرادی در دولت به ویژه در مورد صهیونیسم و... انتقاد جدی هست. شاید دولت آنها را دلسوزانی می داند که با فضاسازی، فشارهایی را از دوش دولت برداشتند ولی اصولگرایان پرداختن هزینه زیاد بابت بعضی از این افراد را غیرعاقلانه می دانند به ویژه اگر منجر به مخالفت با نظر روحانیتی شود که دارای جایگاه ویژه در نزد اصولگرایان هستند.
    4- سرعت بالای دولت به ویژه شخص احمدی نژاد در اقدامات سیاسی و اقتصادی هرچند از جهاتی مایه شادی است ولی افراد نه چندان کمی هم هستند که معتقدند سرعت خیلی بالادر کارهای استراتژیک ممکن است کم دقتی به همراه داشته و هزینه های کلان تولید کند.
    5- اصولگرایان معتقدند چتر دولت نهم نه تنها همه نیروهای دلسوز انقلاب در دو جبهه را بلکه حتی نیروهای صادق اصولگرا را نیز پوشش نمی دهد. دولت معتقد است به مردم متعهد هستیم و نه گروه های سیاسی ولی اصولگرا و اصولگرایان این خواست خود را معرفی نیروی نخبه و کمک به دولت می دانند و نه سهم خواهی.
        
    اما در انتخابات:
    1- برای اصولگرایان مهم است که رئیس جمهور آتی اصولگرا باشد.
    2- رئیس جمهور دهم غیراصولگرا نباشد، به ویژه در برابر آقای خاتمی (بیشتر به خاطر بعضی تندروهای به ظاهر حامی که هشت سال تنش آفریدند) صف بندی دارند.
    3- کارآمدی و مقبولیت مردمی (توان رای آوری) کاندیدای اصولگرا اهمیت زیادی دارد.
    4- نظرات او منطبق با نظر اجماعی اصولگرایان بوده و حداقل کمترین تعارض را با اجماع آنها داشته باشد.
    5- مقوم نکات مثبت احمدی نژاد و فاقد نقاط مورد انتقاد او باشد.
      
    پس:
    1- اگر احمدی نژاد بتواند انعطافی مناسب از خود نشان داده و انعطاف او انتخاباتی دیده نشود گزینه بسیار خوبی است.
    2- ولی اگر احمدی نژاد نتواند نظر همه اصولگرایان را جلب کند و امکان ریزش رای او باشد چه بهتر که آرای ریزش شده در اختیار یک اصولگرای دیگر قرار گیرد تا یک دوم خردادی.
    3- اگر احمدی نژاد در دور نخست پیروز انتخابات بود که هدف حاصل است ولی اگر انتخابات به دور دوم کشیده شد اولابهتر است رقیب او یک اصولگرا باشد تا هر کس پیروز شد اصولگرا باشد والارقابت احمدی نژاد با کروبی بهتر از میرحسین و رقابت با میرحسین موسوی (ولو امید رای بیشتری نسبت به خاتمی داشته باشد) بهتر از خاتمی است.

دروغ که کنتور نمی اندازد اما توهین به شعور مردم چی؟!

روزنامه کیهان  صفحه 2

  افراطیون مدعی اصلاحات به خاطر تنگ شدن عرصه بر آنها از سوی افکارعمومی، به اهانت های صریح علیه مردم روی آورده اند. در این زمینه فعالان و سایت های وابسته به این جریان مدعی شدند اجتماع باشکوه و کم نظیر مردم انقلابی یزد در استقبال از رئیس جمهور و دولت خدمتگزار به خاطر این بوده که اعلام شده در محل مراسم ناهار توزیع می کنند! مشابه این توهین را چند سال پیش رجبعلی مزروعی در مجلس ششم مرتکب شده و ادعا کرده بود اگر مرگ موش هم مجانی توزیع شود مردم برای آن صف می کشند! گفتنی است اینگونه ادعاها را در سال های اولیه انقلاب، رادیو اسرائیل مطرح می کرد که بعداز مدتی به ناکارآمدی آن پی برد و امروزه مدعیان اصلاحات ترفند دست چندم صهیونیست ها را در دست گرفته اند.
    در توهین دیگر به شعور مردم، حمیدرضا جلایی پور عضو مرکزیت حزب مشارکت و مدیرمسئول نشریه توقیف شده جامعه، به فرافکنی بی اعتمادی مردم نسبت به افراطیون مدعی اصلاحات پرداخت و مدعی شد 78 درصد مردم به هم اعتماد ندارند و جامعه به دروغ رسمی در سطوح بالارسیده است.
    احتمالامنظور وی بی اعتمادی 78-بلکه 87- درصد مردم به افراطیون است که عملاً به باورها و نیازها و مطالبات مشروع مردم دهن کجی کرده و نسبت به اعتماد و رای آنها خیانت روا داشتند.
    روزنامه تحت مدیریت جلایی پور به خاطر نشر اکاذیب در سال 77 توقیف شد اما جلایی پور در دادگاه ادعا کرد ما مسئول صدق و کذب مطالب نیستیم! وزیر ارشاد دولت اصلاحات در واکنش به توقیف روزنامه مذکور، ضمن اینکه آنها را «حامیان گروهک نهضت آزادی و برخی گروهک های سلطنت طلب» خواند که «از بوستان آزادی سوء استفاده می کنند» تاکید کرد توقیف روزنامه یاد شده، کفاره مستی های بی حساب سردبیر آن، شمس الواعظین است.

 

منشور کوروش پس از 37 سال به ایران می آید

روزنامه اعتماد  صفحه 1

  منشور کوروش که نخستین منشور حقوق بشر جهان است، اردیبهشت سال آینده خورشیدی برای نمایش دوباره در ایران از موزه بریتانیا به تهران منتقل می شود.به گزارش بی بی سی، به گفته مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران، این منشور به مدت چند ماه در موزه ملی ایران به نمایش درخواهد آمد.منشور کوروش کبیر در بخش ایران باستان در موزه بریتانیا نگهداری می شود اما اخیراً در جریان برگزاری نمایشگاه تمدن بابل در این موزه، منشور کوروش در کنار مجموعه آثار این نمایشگاه پربازدیدکننده به نمایش درآمده است.لوح کوروش تنها یک بار در سال 1350 برای نمایش در ایران از موزه بریتا نیا خارج شد. آن زمان یعنی در سال 1350 خورشیدی، منشور را پنج هزار پوند بیمه کردند و شیء یادشده تنها به مدت 10 روز در ایران و در موزه برج آزادی تهران به نمایش درآمد.یک کپی از منشور کوروش به عنوان کهن ترین فرمان شناخته شده تفاهم و همزیستی ملت ها در ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک نگهداری می شود. این استوانه در فضای بین تالار اصلی شورای امنیت و تالار قیمومت قرار دارد.در جریان برگزاری نمایشگاه «امپراتوری فراموش شده: جهان هخامنشی» در دی ماه سال 1383 اعلام شده موزه بریتانیا منشور کوروش را در مقابل بیش از 50 شیء تاریخی که برای نمایشگاه جهان هخامنشی از موزه ملی ایران امانت گرفته بود، به ایران امانت می دهد.استوانه کوروش در سال 1285 خورشیدی توسط هرمز رسام، باستان شناس بریتانیایی الاصل آسوری تبار، در معبد بزرگ اًسîـگیلîـه (نیایشگاه مîـردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر باستانی بـابـل در بین النهرین کشف شد.این استوانه 23 سانتی متر طول و 11 سانتی متر عرض دارد و دورتادور آن در حدود 40 خط به زبان آکادی و به خط میخی بابلی نوشته شده است.گمان نخستین باستان شناسان این بود که این لوح توسط یکی از پادشاهان بابلی نگاشته شده است اما پس از بررسی خط شناسان مشخص شد این استوانه در سال 538 پیش از میلاد هنگام ورود سپاه ایران به بابل و فتح این شهر به فرمان کوروش کبیر آغازگر سلسله هخامنشیان نوشته شده است. ترجمه و انتشار متن این استوانه گلی نشان داد آنچه از خاک بابل کشف شد، «نخستین منشور جهانی حقوق بشر» است. به همین مناسبت در سال 1348 در گردهمایی حقوقدانان سراسر جهان که در کنار آرامگاه کوروش برگزار شد، او را نخستین بنیانگذار حقوق بشر نامیدند. استوانه کوروش به شدت آسیب دیده است، بسیاری از سطرهای آن از بین رفته یا بر اثر فرسودگی بیش از اندازه قابل خواندن نیست.نوشته های بخش های آسیب دیده را تنها با توجه به اندازه فضای خالی و برخی حروف باقی مانده در آن می توان تا حدودی بازسازی کرد که در این بازسازی احتمال اشتباه هایی وجود دارد. علاوه بر این آنجا که در خوانش و ترجمه نوشته های بابلی، هنوز اتفاق نظر وجود ندارد، متن منشور کوروش در ترجمه های گوناگون تفاوت دارد. با این وجود محتوای اصلی آن که دربردارنده احترام به اقوام و ادیان و مذاهب گوناگون است، از سوی همه باستان شناسان تایید می شود.بر اساس نوشته های این منشور، کوروش کبیر پس از تسخیر بابل، در این شهر تاجگذاری کرد و اعلام عفو عمومی داد.کوروش برای جلب نظر مردم بین النهرین، مردوک که کهن ترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخت.او بر اساس اسناد تاریخی در جریان فتح بابل هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت. کوروش تمامی کسانی را که به اسارت به بابل آورده شده بودند،گرد هم آورد و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند. کوروش همچنین قوم یهود را نیز از اسارت در بابل آزاد کرد.به فرمان کوروش، شرح وقایع و دستورات وی روی یک لوح استوانه یی سفالین نگاشته شد و به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایه های شهر بابل قرار گرفت.

 

با حضور هنرمندان پیکر مهری مهر نیا راهی آرامگاه ابدی شد

روزنامه آفتاب یزد  صفحه 7

  مراسم تشییع پیکر زنده یاد "مهری مهر نیا" صبح دیروز با حضور جمع کثیری از هنرمندان در خانه سینما برگزارشد. به گزارش فارس، در این مراسم، داریوش اسدزاده در سخنان کوتاهی اظهار داشت: متاسفم که این سوگواری را شاهد هستم و ازطرف پیشکسوتان و اهالی سینما با این هنرمند وداع می کنم. وی با اشاره به زندگی هنری این بازیگر فقید، ادامه داد: وی در تهران به دنیا آمد و در سال 1322 برای تعلیم موسیقی نزد استاد موید رفت و در سال 1326 وارد تئاتر شد و بعد به کار حرفه ای در سینما مشغول شد. بازیگری را از وزارت فرهنگ و هنر وقت آغاز کرد و موفق شد به درجه دکترای بازیگری دست پیدا کند و در سال 1364 توانست لوح زرین جشنواره فیلم فجر را برای فیلم "تنوره دیو" به عنوان بهترین بازیگر نقش دوم زن دریافت کند.در پایان مراسم، شعری درباره مهری مهرنیا خوانده شد و با قرائت فاتحه، پیکر وی روی دوش هنرمندان تشییع شد تا در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شود. 

 

 

یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧

مردم احمدی نژاد را دوست دارند ما به چه دل خوشیم؟!

روزنامه کیهان صفحه 2 

   بیگانگی اصلاح طلبان از مردم و باورها و واقعیت های زندگی آنها باعث نگرانی در میان این طیف شده است.
    در این زمینه سایت اصلاحات طی مقاله ای به قلم یکی از اصلاح طلبانی که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته به مصطفی معین (نامزد مشارکت) رای داده می نویسد: تلاش ما (اصلاح طلبان) این است که بگوییم با دیگران فرق داریم و متفاوتیم. ما به رسم دموکراسی که خودمان باور نداریم- چون در زندگی شخصی مان هم رعایتش نمی کنیم- باید مدام تاکید کنیم که خاتمی می آید و اصلاباید بیاید و اگر نتوانسته در آن 8سال کاری بکند حالاما به او می گوییم چه بکند. تلاش می کنیم دیگران را هم متقاعد بکنیم به او رای بدهند چون خوش تیپ است و آبروی جهانی برایمان می خرد. برای بعضی از ما که نمی خواهیم بپذیریم اکثریت جامعه با حجاب و مذهب هیچ مشکلی ندارند، این همه تبلیغ و امیدواری برای حضور دوباره چه معنایی دارد؟

    وی تاکید می کند: احمدی نژاد با رای همین مردمی بالاآمد که منتظر چنین حرف هایی خطاب به خودشان بودند. هنوز هم تقریبا محبوب است؛ هم در ایران و هم در بخش هایی از جهان. چون در ایران زبان همان مردمی را که ما سعی می کنیم بگوییم با آنها «متفاوتیم» درست بلد است. بیرون از ایران هم به خاطر «تودهنی هایی» که قرار است بزند یا زده به کسانی که بقیه کشورها جرئتش را نداشته اند، شهرت دارد؛ او خارج از ایران هم به فکر و نگاه مردم طبقه متوسط نزدیک شده است. ولی ما می خواهیم جامعه را تغییر دهیم بدون اینکه سهمی برای تفکر و نگاه مردم قائل باشیم و با نادیده گرفتن بخش زیادی از افراد همین جامعه که درد و حرف و صدایشان را نمی شناسیم، فکر می کنیم در این فضایی که شاید فقط برای خودمان زیادی جذاب و مفید است، می نویسیم و تبلیغ می کنیم.

   ما برای خودمان نوشابه باز می کنیم. 4 سال پیش اصلاحات شکست خورد شاید به این دلیل که حاضر نبود حرف های یک شاگرد تعویض روغنی، خواسته های کارگر معدن در ده کوره های اطراف جنوب یا صدای راننده ای مسافرکش بعد از کار اداره را گوش کند. ما فقط صدای خودمان را می شنیدیم. حالانگرانم. آن قدر این فاصله و تاکیدها بر «تفاوت ما با دیگران» زیاد شده که پرکردنش کار سه چهار ماه آینده نیست.

کرسی احمدی نژاد در دانشگاه سرسید پاکستان افتتاح شد

روزنامه رسالت صفحه 24 

   به گزارش اداره کل روابط عمومی و اطلاع رسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، این کرسی دانشگاهی با حضور ظل احمد نظامی رئیس دانشگاه سرسید، مسعود محمد زمانی سرکنسول ایران درکراچی، سید حسین تقی زاده مسئول خانه فرهنگ ایران در کراچی، پروفسورمهندس محمد حسین استاد دانشگاه سرسید و پروفسوردکترعفان سلجوق مسئول مرکز ایران شناسی در دانشگاه سرسید افتتاح شد.در این مراسم پروفسوردکترعفان سلجوق گفت: روابط عمیق ودوستانه میان کشورهای همسایه ودوست پاکستان وایران برکسی مخفی نمی باشد. ایران اولین کشوری بود که پیش ازهمه کشورهای جهان پاکستان را به رسمیت شناخت. علاوه براین ایران تنها کشوری است که باآن پاکستان اولین بارپیمان فرهنگی بست. چهره های ماندگارایرانی ازآغازطلوع اسلام درسرزمین ایران تا امروز با خدماتی که در زمینه علوم وفرهنگ اسلامی انجام داده اند، درپیشرفت علوم اجتماعی، فلسفه، منطق، عرفان ورشته های دیگر نقش برجسته ای را ایفاء نمودند.پروفسورمهندس سیدمحمدحسین، استاد ونماینده دانشگاه سرسید نیز در رابطه با راه اندازی کرسی احمدی نژاد، گفت: هدف این کرسی تدریس رشته مهندسی به دانشجویان محلی می باشد.

صدقه راه به توسعه نمی برد

روزنامه اعتماد ملی صفحه 1 

    مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر بخش اعظم دوره 10 ساله اول جمهوری اسلامی ایران نیز در این زمینه در نشستی با حضور جمعی از دست اندرکاران مطبوعاتی از رویکرد مقامات دولت نهم به شدت انتقاد کرده و چنین رفتاری را موجب آشفتگی و ناامیدی ارزیابی کرده است. وی از شیوه دولت نهمی ها در کنترل تورم از طریق واردات نیز انتقاد کرد و خصوصی سازی شرکت های دولتی در دوره دولت نهم را اختصاصی سازی خواند.

    تلقی میرحسین موسوی در حال حاضر از جهان تک قطبی چیست و ما چه موضعی دربرابر آن باید داشته باشیم؟ وی در این خصوص می گوید: اصطلاح جهان تک قطبی بعد از فروپاشی امپراتوری شوروی رایج شد. پایان جنگ سرد، فروپاشی دیوار برلین خوشبینی مفرطی در میان بعضی از نظریه پردازان سیاسی آمریکا به وجود آورد.
    البته این امر را می توان ناشی از قدرت ملی آمریکا از یک سو و نبود رقیبی برای او در سطح جهان دانست. به دنبال این مساله ما شاهد افزایش مداخلات سیاسی و استراتژیک آمریکا در همه حوزه های ژئوپلیتیکی جهان شدیم.

    جهانی شدن و تبعات گسترده آن به یک بحث کلیدی در چند سال اخیر تبدیل شده است اما میرحسین موسوی نیز در این زمینه دیدگاهی خاص دارد و درباره اینکه چه رویکردی را باید در پیش گرفت تا بیشترین بهره را از جهانی شدن به دست آوریم و کمترین آسیب به ما وارد شود، اظهار داشت: امروز در سطح جهان مبارزات ایدئولوژیک و سیاسی زیادی بر سر مفهوم و آینده جهانی شدن وجود دارد. دلیل عمده این بحث ها نقش کانونی آمریکا در اقتصاد سیاسی بین المللی است. به همین بحران اخیر اقتصادی آمریکا نگاه کنید خواهید دید چقدر با سرعت اثر خود را بر همه جهان ازجمله کشورمان گذاشته است. جهان هنوز تظاهرات خشونت آمیز ده ها هزار نفر در سال 1999 را در سیاتل آمریکا که به جلسه وزرای سازمان جهانی تجارت اعتراض می کردند از یاد نبرده است. به نظر بنده ضمن آنکه جهانی شدن یک فرآیند اجتناب ناپذیر است ولی با تمهیدات کشورهای در حال توسعه می توان جلوی پروژه هژمونیک جهانی شدن لیبرال را گرفت. باید ما متوجه مخاطره آمریکایی شدن به جای جهانی شدن باشیم. ایران بعد از انقلاب فرصتی به دست آورده که نقش مهم و تعیین کننده تاریخی خود را در منطقه و جهان به دست آورد. هر سیاستی که در جهت این مهم باشد به نظر بنده درست و هر سیاستی که پیشرفت کشور را محدود یا مشروط کند برخلاف مصالح و منافع ملی ما است.

   میرحسین موسوی در پاسخ به این سوال که چه اشکالی دارد بر فرض آنکه قصد ورود سازمان تجارت جهانی را داشته باشیم اما از سیاست های حمایتی روشنی در قبال صنایع و اقتصاد خود تبعیت کنیم، گفته است:
    جهانی شدن اگر به صورت فرآیند اجتناب ناپذیر تلقی شود فرصت ها و تهدیدهایی را برای ما به همراه دارد. تهدید اصلی برای ما نابودی زیرآوار پروژه ها است و نه فرآیند جهانی شدن. ما ضمن افزودن به شتاب رشد خود در چارچوب استلزامات لایه های هویتی که اشاره کردم باید از فرصت های جهانی شدن استفاده کنیم.
    در ضمن به یاد داشته باشیم که علی رغم تصمیم ما برای ورود به سازمان تجارت جهانی با مخالفت آمریکا متوقف شده ایم. متاسفانه به دلیل انفعالی که داشته ایم در دهه گذشته ضمن آنکه همه امتیازات ممکن را برای ورود به این سازمان داده ایم بدون آنکه از امتیازات ورود به سازمان تجارت جهانی  WTO استفاده کنیم از امتیازات بیرون ماندن از این سازمان که علی رغم میل ما بوده است صرف نظر کرده ایم.

 

امیدی تازه برای تقویت حافظه در مبتلایان به آلزایمر

روزنامه جام جم  صفحه 5

   دانشمندان موفق شدند با کمک یک تزریق، حافظه حیوانات آزمایشگاهی مبتلابه آلزایمر را تقویت کرده و توان ذهنی آنها را بهبود بخشند.
    به گزارش ایسنا، این پژوهشگران خاطرنشان کردند: پروتئینی که از رشد و حفظ سلول های مغزی حمایت و پشتیبانی می کند، می تواند حافظه و توان یادگیری را در مبتلایان به آلزایمر تقویت کند.
    این محققان فاکتور نوروتروپیک موسوم به هیپوکامپ را از مغز گرفته و سپس آن را به منطقه خاصی از کورتکس مغز تزریق کردند. این تزریق به بخش هایی از مغز صورت گرفت که حافظه در آنجا شکل گرفته و تثبیت می شود و در عین حال، اولین علائم آلزایمر نیز از این نقاط بروز می کند.

 

حضور حاتمی کیا در کلاه قرمزی

روزنامه اعتماد  صفحه 16 

   سومین مجموعه برنامه «کلاه قرمزی» نوروز 88 روی آنتن می رود. عروسک کلاه قرمزی در قالب سریالی طنز و به همراه «باران کوثری» و چهره های سرشناس تلویزیون و سینما به تلویزیون برمی گردد. این مجموعه با نام موقت «کلاه قرمزی سه» به تهیه کنندگی «حمید مدرسی» و کارگردانی ایرج طهماسب در حال ساخت است. این سریال که در 15 قسمت 30 دقیقه یی ساخته خواهد شد، روز چهارشنبه 16 بهمن ماه در لوکیشنی در تهران آغاز شد و تصویربرداری آن همچنان ادامه دارد. به گزارش فارس مجموعه کلاه قرمزی سه برای پخش از شبکه دو سیما ساخته می شود و افراد سرشناسی در حوزه سینما و تلویزیون مانند آتیلاپسیانی، علیرضا خمسه، باران کوثری، امین حیایی و فلامک جنیدی تا به حال در آن حضور داشته اند، ضمن اینکه ابراهیم حاتمی کیا نیز جزء مهمانان ویژه این سریال است که کلاه قرمزی در قالب محتوایی شاد برای عیددیدنی به همراه باران کوثری به خانه آنها می رود و... داستان های این مجموعه را ایرج طهماسب و حمید جبلی نوشته اند و عروسک های جدیدی نیز در این سریال کلاه قرمزی و پسرخاله را همراهی خواهند کرد.

 

 

 

شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧

 

احتمال بیکاری گسترده در سال آینده

 روزنامه اعتماد  صفحه 4 

   در نوزدهمین نشست هیات نمایندگان اتاق ایران، رئیس اتاق ایران ضمن هشدار نسبت به بروز بیکاری گسترده در سال آینده درباره نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری کشور اظهار کرد: در انتخابات ریاست جمهوری دهم، زنده باد و مرده باد سیاسی برای هیچ نامزدی نخواهیم داشت و صرفاً برنامه های اقتصادی آنها برای ما مهم است.

   نهاوندیان با اشاره به تامین 85 هزار میلیارد ریال از درآمدهای دولت در سال آینده از محل هدفمند کردن یارانه ها، یادآور شد: تولید کشور باید این رقم را درآورده و بپردازد و در بودجه 1388 کشور، نه تنها توانمند شدن بخش خصوصی در نظر گرفته نشده است، بلکه در منابع بودجه، ارقامی وجود دارد که بخش خصوصی باید بپردازد. او با اشاره به بحران جهانی اقتصاد و فشار بر واحدهای تولیدی کشور، تصریح کرد: توقع دیگر از بودجه سال 88 این بود که آثار مقابله با بحران اقتصادی جهان در نظر گرفته شود، اما آنچه وجود دارد افزایش فشار مالیاتی به واحدهای تولیدی است. نهاوندیان با اشاره به فشار جدی به واحدهای تولیدی با افزایش قیمت سوخت، افزایش مالیات و بی توجهی درباره مالیات بر ارزش افزوده، خاطرنشان کرد: این فشارها ممکن است به بیکاری گسترده در کشور منجر شود و واحدها ناچار هستند فعالیت خود را کند یا متوقف کنند.

 

پروژه مظلوم نمایی کلید نخورده لو رفت

روزنامه کیهان  صفحه 2

   درست به فاصله 2 روز از هشدار کیهان دراین باره که پروژه دروغ سازی و مظلوم نمایی در دستور کار حامیان محمد خاتمی قرار گرفته است، پایگاه اینترنتی خاتمی نیوز به ناشیانه ترین شکل ممکن این پروژه را کلید زد.
    این پایگاه اینترنتی در تاریخ اول اسفند با انتشار خبری مدعی شد «بعد از چند روز از سرمقاله تهدیدآمیز کیهان» دبیر حزب مردمسالاری کرمانشاه ترور شده است. این سایت اینترنتی که در مدت کوتاه فعالیت خود تقریباً هر روز از یک یا چند خبر ساختگی استفاده کرده است، نوشت که در حمله دو موتورسوار نارنجک به دست اتومبیل شخصی این فرد به «تلی از خاکستر» بدل شده اما به خود وی آسیبی نرسیده است!
    خاتمی نیوز در انتهای خبر جعلی خود از تهدید تلفنی دیگر اصلاح طلبان شهر کرمانشاه نیز خبر داده است! و ظاهراً از بس برای جعل خبر دستپاچه بوده فراموش کرده است که اگر تهدیدکننده از داخل کشور تلفن کرده باشد به آسانی با درخواست یک پرینت قابل شناسایی است و اگر از خارج کشور باشد که معلوم است کار ضدانقلاب است و مخصوصاً با توجه به رابطه نزدیک برخی از اصلاح طلبان فراری با خاتمی نیوز انتهای قضیه به سادگی قابل کشف است!

  خدا بر درجات امام راحل(ره) بیفزاید که می فرمود ما با گروههایی طرف هستیم که با آتش سیگار بدن خود را می سوزانند تا دست به مظلوم نمایی زده وعلیه اسلام و انقلاب تبلیغ سوء کنند.

 

بازگشت دکتر سروش به ایران

روزنامه اعتماد ملی  صفحه 16 

    شنیدیم که دکتر عبدالکریم سروش روشنفکر دینی که چند سالی است برای تدریس و تحقیق در خارج از کشور به سر می برد، شب گذشته به ایران بازگشته است؛ وی سال 84 از سوی مجله تایم جزو 100 شخصیت موثر جهانی معرفی شد.

 

نگاهی به چهار اثر سینمایی جشنواره فجر

روزنامه رسالت صفحه 17 

نویسنده: کامل نوروزی - عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران

راز مهتاب  در بخش آثار بلند ویدیویی، فیلم راز مهتاب، با کارگردانی سعید ابراهیمی فر در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر به نمایش درآمداین فیلم که به سفارش شبکه یک سیما تولید شده، نگاهی گذرا و سطحی به آثار باستانی ایران و جذب توریست دارد و کارگردان کوشیده است تا زیرکانه و هوشمندانه، به نشانه های موجود در روستاهای کویری که از زیبایی های خاصی برخوردارند، اشاره نماید و در قالب فیلمنامه رضا مقصودی آن را به تصویر درآورد. نام سعید ابراهیمی فر به خاطر ساخت فیلم ارزشمندش به نام «نار و نی» در اذهان مخاطبان باقی است و هرگز انتظار ساخت چنین فیلمی از این کارگردان نام آور را نداشتند، فیلمی به شدت شتابزده و غیر قابل باور.

   فیلم در عین احیای ارزش های موجود در روستاهای کویری، هشداری اساسی به مسئولان میراث فرهنگی نیز می دهد تا آنان با برنامه ریزی های دقیق و کارآفرینی در روستاها، از مهاجرت روستاییان به شهر ممانعت نموده و با در اختیار گذاردن امکانات مالی، جوانان روستا را به تولیدات صنایع دستی، ترغیب نمایند.
    فیلم راز مهتاب هیچ ویژگی دیگری ندارد و نمی توان آن را در زمره فیلم های خوب جشنواره به حساب آورد، حتی بازی های بابک حمیدیان و الهام حمیدی نیز چشمگیر و درخشان نیست.

پستچی سه بار در نمی زند حسن فتحی در ساخت مجموعه های تلویزیونی موفق تر بوده و گام نهادن در عرصه فیلمسازی، از نوع سینمایی، ارج و اعتبار او را نزول داده است، بویژه دومین فیلم سینمایی اش با عنوان پستچی سه بار در نمی زند، در کاهش اعتبار هنری اش، نقشی اساسی داشته و سطحی نگری و فوران افکار گذشته اش، کیفیت آخرین اثرش را در حد غیر قابل وصفی، به بهانه توجه به مخاطبان عام سینمایی، پایین آورده و در قالب حرکاتی کودکانه و بعضا بی منطق، به شعور دریافتگران فیلم های سینمایی، توهینی آشکار نموده است.
    فیلم سه برش از مقطع تاریخی را نشان می دهد و به گونه ای دو مقطع گذشته را به حال پیوند داده و بدون هیچ تجزیه و تحلیلی، زمان حال را رها می کند، کارگردان به سه هیولای تاریخی اشاره می کند و همه رویدادها و رخدادهای جامعه را ناشی از عملکرد این سه هیولامی داند؛ هیولای اول یکی از شاهزاده های قجری است که با تمسک به مال و منال و ثروت بیت المال به عیش و نوش می پر دازد و قصد دارد برای ادامه حیات بزمی، به فرنگ عزیمت نماید. هیولای دوم یکی از نوچه های شعبان بی مخ در عصر پهلوی است که او نیز با غارت و چپاول اموال مردم، با زنی بدکاره به عیش و نوش مشغول است. هیولای سوم، شیطان بچه ای است که به نوعی می توان او را پیوند دهنده سه جریان تاریخی دانست و از منظری دیگر می توان او را راوی ای دانست که زمان حال را نیز روایت می کند،

 واقعیت این است که کارگردان این فیلم باید در اکران عمومی، به تغییری اساسی و اصولی، به لحاظ تفهیم، دست بزند و از انتقال معانی غلطی که در متن اثر در رابطه با رویدادهای عظیم عصر حاضر، نهفته است، امساک ورزد. عدم موشکافی زمان انقلاب و رهایی آن در فصل پایانی، دیدگاه های منفی را افزایش می دهد و حضور زن در انقلاب را همسو با افکار دو هیولای گذشته (زمان قجر و پهلوی) تجلی می سازد.

 حضور علی نصیریان و رویا تیموریان در اپیزود عصر قجری، درخشان ترین اپیزود فیلم است که همراه با بازی درخشان و استادانه این دو بازیگر توام است و صد چندان بر جذابیت فیلم می افزاید.
    امیر جعفری و پانته آ بهرام نیز در اپیزود عصر پهلوی، بازی های نفس گیری را از خود بروز می دهند و توانمندی های درونی خود را به نحو مطلوبی، جلوه گر می سازند.
    محمدرضا فروتن و باران کوثری نیز از تمام توانایی های خود بهره می گیرند تا بازی های باور پذیری را ارائه دهند

 کودک و فرشته     کودک و فرشته تنها فیلم قابل تامل در ژانر دفاع مقدس است که با کارگردانی مسعود نقاش زاده، در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، حضوری درخشان داشته و کوشیده رویدادهای جنگ را با واقعیت های رخ داده، تطبیق دهد.
    کارگردان فیلم کودک و فرشته پیش از این، در ساخت فیلم های مستند حضوری مداوم و فعال داشته و با دستیاری کارگردان های صاحب نامی همچون محمدرضا هنرمند، بر تجربیات خویش افزوده است. ماجرای فیلم از همان روزهای آغازین جنگ آغاز می شود؛

    مسعود نقاش زاده به سمت و سوی شعارهای توخالی و قهرمان پروری نمی رود و جنگ را از دریچه نگاه کودکی بازگو می کند و به شیوه ای ماهرانه و هنرمندانه رویدادهای آغازین جنگ را به تصویر می کشد. دلهره و اضطراب برخی از انسان هایی که در آغاز جنگ، قصد فرار از منطقه را داشتند، همراه با ایستادگی و مقاومت جوانان منطقه در برابر بعثیون خونخوار، چنان استادانه بیان می شود که دریافتگران را مات و متحیر می سازد.

 ساخت و تولید چنین فیلم هایی جسارت و شهامت مضاعفی را می طلبد و پردازش به چنین مقوله ای به تحقیق و پژوهشی عمیق نیازمند است، و مسعود نقاش زاده به همراه محمدرضا گوهری که این فیلمنامه را مشترکا به نگارش درآورده اند، اطلاعات کافی و لازم بر مبنای پژوهش هایی که انجام داده اند، به دریافتگران فیلم، ارائه می دهند.
    فیلم را می توان در ژانر کودک تصور کرد، اما رویدادها و وقایع به قدری عظیم و بزرگ است که اختصاص آن به ژانر کودک، از عظمت و بزرگی فیلم می کاهد.

    موسیقی زیبای کارن همایونفر، چنان همسو با ماجرای فیلم است که بخش عمده ای از جذابیت های تصویری و زشتی ها و تلخی های جنگ، باورپذیر تجلی می یابد و جلوه های ویژه جواد شریفی راد بر جذابیت های آن می افزاید، صدابرداری عباس رستگارپور، همراه با صداگذاری محسن روشن نیز از ویژگی های دیگر فیلم است که می توان گفت کاملاماهرانه صورت پذیرفته و رخدادهای فیلم را واقعی جلوه داده است. علاوه بر بازی زیبا و باور کردنی دو کودک، می توان به بازی های هنرمندانه و ماهرانه افشین هاشمی و شبنم مقدمی و قاسم زارع نیز اشاره کرد که در پلان سکانس هایی که حضور دارند، نقشی ماندگار را در اذهان دریافتگران بر جای می گذارند.
    نادر معصومی با مهارت کامل، تصویربرداری را انجام داده و همسو و همگام با کارگردان و متن فیلمنامه، رخدادهای جنگ را با قاب بندی های باور کردنی به تصویر کشیده و هرگز به سمت و سوی تصویرهای کلیشه ای، رهسپار نشده است.

پنالتی     انسیه شاه حسینی تاکنون نتوانسته آن گونه که باید همچون سایر فیلمسازان زن به درخششی چشمگیر دست یابد. او که با خبرنگاری و عکاسی پا به عرصه فیلمسازی نهاده، پیش از این آثاری همچون شب بخیر فرمانده، و غروب شد بیا، را در کارنامه هنری اش به ثبت رسانده و در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر، با فیلم پنالتی حضور یافت. آثار تولیدی او در زمره آثار متوسط سینمای ایران به شمار می روند.
    موضوع فیلم پنالتی نیز علی رغم اینکه در خوزستان رخ می دهد، به مقوله ای جوان پسند می پردازد، اما ضعف در پرداخت فیلمنامه و تدوین نامناسبی که در فیلم مشهود است، همراه با بازی های نه چندان دلچسب، فیلم را در رده فیلم های متوسط جای می دهد. پنالتی از پراکندگی موضوعی رنج می برد.

   فیلم را در رده فیلم های متوسط جای می دهد. پنالتی از پراکندگی موضوعی رنج می برد. در فرازهایی گاه به آوارگی بازماندگان جنگ اشاره می کند و گاه نیز به رگه ها و آثار به جا مانده از دوران دفاع مقدس می پردازد و در مواردی نیز فقر و فلاکت حاکم بر زندگی بازماندگان جنگ را به تصویر می کشد و در نهایت غیرت و مردانگی و تواضع و فروتنی جانبازان را به طریقی شعارگونه مطرح می سازد.

   فوندانسیون فیلمنامه از چفت و بست محکمی برخوردار نیست اگرچه می کوشد به ارزش های نهفته در وجود جانبازان، اشاره های دقیقی بنماید و بی توجهی برخی از مسئولان نظام را، آگراندیسمان سازد، اما هدایت آن به مسابقه فوتبال و مقیاس میدان جنگ با میدان فوتبال به طنز شباهت می یابد.

    شاید انسیه شاه حسینی قصد داشته با مقایسه دو میدان فوتبال و جنگ هشداری به برخی از مسئولان نظام دهد که قهرمانان فوتبال در دنیای مادی از رفاه مطلوبی برخوردارند، اما قهرمانان میدان جنگ و بازماندگان دفاع مقدس، نه تنها از رفاه مادی محرومند، بلکه به لحاظ معنوی نیز در حاشیه قرار دارند. فیلمنامه نویس پنالتی، مقایسه خوبی را انجام می دهد، اما در قالب دیالوگ و فضا سازی های فیلم به نتیجه نهایی که عصاره اثر در آن نهفته است، دست نمی یابد. مسابقه فوتبال بر پیکره فیلم اشراف می یابد و سر و صداها و شلوغی های نه چندان مطلوب فیلم، و بازی فوتبال، موضوع ایثار و از خود گذشتگی های رزمندگان را به حاشیه می راند. تعمق و تفکری عمیق در متن فیلمنامه وجود دارد که در ساختار فعلی، به عین در نمی آید و اگر کارگردان ضمن مشاوره با چند کارشناس سینمایی و کارشناس فوتبال، در فرصتی مناسب سمت و سوی فیلمنامه را به عمق اثر معطوف می ساخت به حرکاتی که گاهی به هزل و هجو، سوق می یابد، گرایش نمی یافت

 

در برابر خدا

جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧

از تنگنای محبس تاریکی  از منجلاب تیرﮤ این دنیا  بانگ نیاز مرا بشنو  آه ٬ ای خدای قادر بی همتا

از دیدگان روشن من بستان  شوق بسوی غیر دویدن را  لطفی کن ای خدا و بیاموزش از برق چشم غیر رمیدن را

آه ای خدا که دست توانایت بنیان نهاده عالم هستی را بنمای روی و از دل من بستان شوق گناه و نفس پرستی را