دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸

 

نصیحت یا زمینه سازی!؟

روزنامه آفتاب یزد  صفحه 1 

در حاشیه نامه توکلی به موسوی و خاتمی

  روز گذشته بعضی سایت های حامی دولت به صورت هماهنگ، نامه احمد توکلی خطاب به سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی را منتشر نمودند. در میان منتشرکنندگان نامه، نام بعضی سایت های خبری به چشم می خورد که تا چندی قبل کوچکترین انتقادهای توکلی از احمدی نژاد را با درشت گویی پاسخ می دادند و حتی به دنبال اثبات <جعلی بودن مدرک دکترای توکلی> می رفتند. البته اشکالی بر این رویه نیست زیرا مدتهاست که مردم ایران شاهد پایبندی عملی عده ای به شعار <هدف وسیله را توجیه می کند> بوده اند. پس هر کس که نیشی به سران جبهه اصلاحات بزند، سخن او تا مدتها زینت بخش سردر دکان بعضی افراد خواهد بود. اما بدون توجه به این نکته حاشیه ای، متن نامه توکلی نیز حاوی نکاتی است که اشاره به برخی از آنها، خالی از لطف نیست.
       1- احمد توکلی بعضی شعارهای مطرح شده در جریان راهپیمایی روز قدس را نشانه عدم پایبندی حامیان جنبش سبز به مبانی انقلاب دانسته و خواستار اعلام برائت موسوی و خاتمی از حاملان این شعارها شده است. مهمترین شعارهایی که موجب اعتراض توکلی گردیده، یکی تاکید عده ای از شعار دهندگان بر عبارت <جمهوری ایرانی> بوده و دیگری شعار <نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران.> مشخص نیست توکلی با کلام منطق، مسئولیت این شعارها را مستقیماً متوجه دو رهبر اصلاح طلب می داند؟ کسانی که مسئولیت شعار چند جوان حامی خاتمی و موسوی را به حساب این دو می گذارند آیا حاضرند مسئولیت حمله به خاتمی با سلاح سرد و اهانت به موسوی را هم متوجه کسانی بدانند که در روزهای اخیر، زمینه هتاکی و حمله فیزیکی به موسوی و خاتمی را فراهم نمودند؟
      2 - توکلی، شعار <جمهوری ایرانی> را مغایر دیدگاه رهبر فقید انقلاب دانسته که در زمان برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی، بر <جمهوری اسلامی> نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد تاکید کرده بودند. قبل از شعار چند جوان - که مشخص نیست نیروهای نفوذی آنطرفی بوده اند یا طرفداران خاتمی و موسوی - بسیاری از بزرگان جناح مورد حمایت آقای توکلی، اصرار خود بر استفاده از عنوان <حکومت اسلامی> به جای عبارت <جمهوری اسلامی> را به نمایش گذاشتند. حتی بعضی از آنها مدعی شدند تاکید امام بر لفظ <جمهوری اسلامی> برای فریب غربی ها بوده است! چرا احمد توکلی آن روز، نامه ننوشت و از تضعیف مبانی <جمهوری اسلامی> احساس خطر نکرد؟
       3 - توکلی به سران اصلاحات هشدار داده است که سکوت آنها می تواند <سلاح کسانی را تیز کند که اعتقاد چندانی به مدارا با مردم و مردم سالاری دینی ندارند.> آیا توکلی نگران نیست که بعضی از هشدارهای یکطرفه او و دوستانش، می تواند سلاح کسانی را تیز کند که عدم اعتقاد خود به مردم سالاری دینی را در عمل به اثبات رسانده اند و هرگاه توانسته اند، برای محدودسازی نشانه های این مردم سالاری یعنی آزادی بیان و آزادی حق انتخاب مردم، فضاسازی رسانه ای کرده اند؟
      4 - توکلی در نامه خویش به <خودرا یی ها، ندانم کاری ها و جهت گیری های نادرست دولت> هم اشاره کرده است اما برخی اقدامات منسوب یا مرتبط با موسوی و خاتمی را خطرناکتر می داند. اما ای کاش توکلی به تقدم و تاخر حوادث هم اشاره ای می کرد. زیرا به نظر می رسد آنچه موجب برخی اعتراضات رادیکال در کشور شده و فضا را برای بعضی شعارها آماده ساخته، همان ندانم کاری ها، خودرا یی ها و جهت گیری های نادرست دولت بوده است.
      توکلی تلاش نموده شعارهای تند اخیر را به نحوی با جنبش مورد نظر موسوی و خاتمی مرتبط سازد. اما ظاهراً او فراموش کرده که چه کسانی در جریان انتخابات هر نوع یارگیری را مجاز می شمردند و برای حفظ وحدت جناح خود، رسماً بر نادیده گرفتن خود را یی ها، قانون شکنی ها و ضعف های دولت تاکید می کردند.شاید نصیحت آن افراد به خاتمی و موسوی برای شفاف کردن همه مواضع خویش مصداق بارز <منع رطب توسط رطب خورده> باشد. البته نگارنده موافق است که خاتمی و موسوی، به صورت دقیق مواضع خویش را اعلام نمایند و در کنار آن، بر این نکته تاکید کنند که در میان معترضان انتخاباتی، حضور کسانی هم که احساس فداکاری نسبت به غزه و لبنان ندارند بلامانع است همانطور که جریان آن طرف، نظریه پرداز دوستی با مردم اسرائیل را در میان خود محترم می شمارد و زمینه ای فراهم کرده است که چهره او، به صورت مستمر از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شود.
      5 -توکلی تلاش کرده همه جریان سبز را در کسانی محدود کند که شعارهای آنها از نظر توکلی - و بسیاری از نیروهای انقلابی - نامطلوب تلقی می گردد.
        در حالی که او به خوبی می داند بدنه جریان سبز، همان ها هستند که روز 25 خرداد، مدنی ترین و آرام ترین اعتراض را به نمایش گذاشتند. آیا در آن روز، حتی یک کلمه از شعارهایی که اعتراض اخیر توکلی را به دنبال داشت، شنیده شد؟ حتی اگر فرض نفوذی بودن بعضی شعاردهندگان نادیده گرفته شود بایستی به این حقیقت اذعان کرد که مسئولیت تند شدن فضا به عهده کسانی است که از صدور مجوز برای راهپیمایی های قانونی جلوگیری می کنند و اجازه نمی دهند اعتراضات همانند 25 خرداد بیان شود.

6 - توکلی از موسوی و خاتمی خواسته است که <با اقدامات و اظهارات خود، امید و مشارکت مردم در سرنوشت خویش را بالاببرند.> اما گویا او فراموش کرده که حضور موثر خاتمی، موسوی و کروبی در فرآیند انتخابات، یکی از دلایل اصلی رسیدن مشارکت مردم به مرز 85 درصد بود. آیا پس از انتخابات، این نقش آفرینی مورد توجه قرار گرفت یا عده ای تلاش کردند تمام این حضور را به نفع عملکرد دولت مصادره کنند؛ همان دولتی که توکلی به وجود ندانم کاری ها، خود را یی ها و جهت گیری های نادرست آن، اذعان دارد؟ البته توکلی حق دارد براساس دیدگاه های جناحی خویش، کسی را محکوم کند یا از یک جریان، حمایت تاکتیکی یا راهبردی به عمل آورد. اما قاعدتاً نباید توقع داشته باشد که هشدارها و اندرزهای او و دوستانش، تماماً از سر دلسوزی تلقی شود، زیرا بعضی ادعاهای سابق درخصوص اصلاح طلبان بیش از آنکه ناشی از دلسوزی برای راه امام و مبانی انقلاب باشد، با هدف زمینه سازی برای حذف یک رقیب قدرتمند - جناح اصلاح طلب - صورت می گرفت. اگر توکلی می خواهد از این اتهام مبرا باشد بهتر است به صراحت اعلام کند بعضی رفتارهای انتخاباتی و برخی خودرا یی ها و ندانم کاری های دولت را تا چه حد در تند شدن فضا و رخنه شعارهای رادیکالی - و بعضاً ناپسند - در تجمعات سبزپوشان موثر می داند؟ البته شاید توکلی همانگونه که تلویحاً در نامه خود نوشته است، آماده شدن فضا برای برخوردهای تند با معترضان را اجتناب ناپذیر می داند و <نصیحت نامه> او در واقع همراهی با کسانی است که وظیفه بسترسازی برای برخوردهای تند را به عهده گرفته اند!

 

مورچه یک چشم !

روزنامه کیهان  صفحه 1

   آدم کاسه لیسی را حکایت کرده اند که به هوای ریزه خواری از ته مانده سفره یکی از خوانین با او همسفر شده بود. خان در میانه راه رو به کاسه لیس کرد و پرسید؛ آن مورچه ای را که بالای قله کوه روبرو در حال حرکت است می بینی؟ و کاسه لیس با تعجب گفت؛ قربانت گردم! از فاصله چند کیلومتری چگونه می توانم حرکت یک مورچه را ببینم؟! مگر حضرت والامی بیند! خان بدون آن که خود را از تک و تا بیندازد پرسید؛ چطور نمی بینی! همان مورچه را می گویم که شلوار جین آبی رنگ پوشیده است! و کاسه لیس که می دانست اگر چون و چرا کند از ته مانده سفره خان خبری نیست، چشمانش را ریز کرد و در حالی که به قله کوه خیره شده بود گفت؛ آهان! حق با حضرت والاست، حالادارم می بینم، همان مورچه ای را می فرمائید که یک چشمش هم کور است؟!... و خان با خرسندی گفت؛ آفرین بر تو که می دانی، ته مانده سفره ما نصیب کسانی است که آنچه ما اراده می فرمائیم را می بینند!!
    این روزها در حالی که توده های میلیونی مردم با حضور گسترده و خروش مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل خود در روز جهانی قدس، حماسه ای کم نظیر آفریده و به قول حضرت امام(ره) تحلیل های آمریکا و اسرائیل را زیرگام های استوار خویش لگدمال کرده اند و این رخداد به اندازه ای آشکار است که بسیاری از رسانه های بیگانه نیز برای حفظ حیثیت خبری و رسانه ای خود چاره ای جز اعتراف به آن نداشته اند، سایت های وابسته به گروههای سلطنت طلب، منافقین، بهائیان، مدعیان اصلاحات و چند سایت وابسته به رژیم صهیونیستی، از جمله سایت وزارت خارجه اسرائیل از «موج سبز»! در راهپیمایی عظیم روزقدس خبر می سازند و با حالتی ناشیانه و آمیخته به سرخوردگی ترحم برانگیز می کوشند حضور توده های میلیونی مردم در راهپیمایی حماسی این روز را به حساب حمایت از کودتاچیان مخملی بنویسند! خنده دارترین نمونه از این دست، گزارش سایت وزارت خارجه اسرائیل است که با افتخار! می نویسد؛ مردم ایران در تظاهرات روز قدس امسال، شعارهای مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا را کنار گذاشته و شعار «نه لبنان، نه غزه، جانم فدای ایران» را سر دادند! سایت وزارت خارجه اسرائیل اشاره نمی کند که این شعار توصیه صهیونیست ها به هواداران موسوی و خاتمی بود که دو روز قبل از برپایی تظاهرات روزقدس از سوی این سایت به آنها پیشنهاد شده بود و بلافاصله پس از آن که توسط جماعتی اندک سر داده شد با فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل مردم در گلوی مزدوران-رسمی یا فریب خورده و غیررسمی- رژیم صهیونیستی و اوباش اجاره ای خفه شد، در این میان رخداد در خور توجه دیگری اتفاق افتاد که از درک و شعور مثال زدنی مردم مومن و خداجوی ایران اسلامی حکایت دارد و آن، این که وقتی جماعت اندک مورد اشاره، شعار اسرائیلی «نه لبنان، نه غزه، جانم فدای ایران»! را سر دادند، جمعیت انبوه حاضر در آن نقطه با شعار «هم لبنان، هم غزه، جانم فدای اسلام» به آنان پاسخ دادند.
    «جیمز مگوی» روزنامه نگار معروف آمریکایی- دهه 60 تا 80 میلادی- در سرزنش برخی از همکاران رسانه ای خود که تلاش می کردند مردم ویتنام را خسته از جنگ و حامی آمریکا جلوه دهند، می نویسد؛
    رسانه های آمریکایی به جای آن که از واقعیات جنگ ویتنام گزارش تهیه کنند، آرزوهای بر باد رفته ژنرال ها و سیاستمداران آمریکایی را به «خبر» تبدیل کرده و به افکارعمومی تزریق می کنند.
    در همان سال ها هربرت مارکوزه از اصحاب مکتب فرانکفورت ضمن تائید نظر انتقادی جیمز مگوی می گفت؛ با پیشرفت تکنولوژی رسانه ای، جاده خبری آمریکا از حالت یکطرفه خارج شده و به جاده ای دو طرفه تبدیل می شود که در آن فریب افکارعمومی با بهره گیری از پمپاژ یک سویه اخبار و اطلاعات تحریف شده امکان پذیر نخواهد بود. این اتفاق امروزه رخ داده است و تلاش مشترک گروههایی نظیر منافقین، سلطنت طلب ها و برخی از سایت های وابسته به مدعیان اصلاحات در کتمان این واقعیت و نمایش خیالی «موج سبز»! به ادعای آن کاسه لیسی شبیه است که برای ادامه ریزه خواری از سفره «خان» مجبور بود نه فقط دیدن حرکت مورچه بر روی قله بلندکوه از فاصله چند کیلومتری را تائید کند بلکه به منظور اثبات وفاداری خود به خان! و این که خیلی دقیق دیده است! یک چشم بودن آن مورچه را هم به مشاهدات خویش بیفزاید!
    «اطلاع رسانی به روش اسرائیل- ISRAELITE MEDIA METHOD» واژه ای است که طی دو دهه اخیر به فرهنگ رسانه ای جهان وارد شده است. این واژه مخصوصاً بعد از جنگ 33روزه در میان اهالی رسانه و مجامع آکادمیک خبری رواج گسترده تری یافته است.
    در این روش که ترجمان دیگری از «انگاره سازی IMAGE MAKING» است، حیثیت حرفه ای رسانه از مدیریت اطلاع رسانی حذف می شود و مدیران اینگونه رسانه ها با وجود آن که از بی اعتباری آنچه مخابره می کنند و بی اعتمادی مخاطبان به آنچه مخابره می شود آگاهی کامل دارند، به خبرسازی و جعل واقعیات روی می آورند. به عنوان مثال اسرائیل در جنگ های 33 روزه لبنان و 22روزه غزه، دهها هزار تن بمب بر سر مردم بی پناه می ریزد، خانه و مدرسه و کودکستان را به خاک و خون می کشد و در همان حال رسانه های رژیم صهیونیستی از مظلومیت اسرائیل! سخن می گویند و نماینده این رژیم کودک کش در سازمان ملل متحد در کمیته جهانی حمایت از کودکان بی سرپرست شرکت کرده و رادیو تلویزیون اسرائیل اظهارات وی درباره ضرورت رسیدگی به کودکان بی سرپرست را با آب و تاب پوشش می دهند! و این همه در حالی است که در سراسر دنیا- از جمله آمریکا و اروپا- مردم در اعتراض به جنایات وحشیانه رژیم صهیونیستی دست به تظاهرات پی درپی زده اند. گفتنی است که در فرهنگ اسلامی از دیرباز واژه «اسرائیلیات» رایج بوده و به احادیثی اطلاق می شده و می شود که یهودیان معاند در صدر اسلام و یا بعدها و در طول تاریخ جعل کرده و با لطایف الحیل در میان احادیث و روایات جای داده اند.
    و اما، فقط نیم نگاهی به اخبار و گزارش هایی که رسانه های صهیونیستی و سایت های وابسته به گروههای سلطنت طلب، منافقین، بهائیان و سایت های طرفدار موسوی و خاتمی درباره رخدادهای اخیر و مخصوصاً تظاهرات عظیم روز قدس منتشر کرده اند به وضوح نشان می دهد که تقریباً در تمامی این موارد از «اطلاع رسانی به روش اسرائیل» استفاده شده است. آقایان مدعی اصلاحات عصبانی نشوند و به جای پاسخگویی منطقی و مستدل، زبان به فحاشی و قلم به ناسزاگویی-مانند همیشه-نچرخانند. ادعای «جنبش سبز»! در حالی از سوی این سایت ها مطرح شده است که از یکسو حضور توده های میلیونی مردم در حمایت از مردم فلسطین و شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل آنها در روز قدس سراسر فضای کشور و مخصوصاً تهران را آکنده بود و از سوی دیگر، شمار اندک هواداران موسوی و خاتمی که بعد از اثبات دروغگویی های سران فتنه و اعترافات مستند بازداشت شدگان به شدت کاهش یافته بود، فقط برای مدتی کوتاه در حاشیه تظاهرات حضور یافته و پس از آن که شعار آنان در حمایت از اسرائیل با خشم مردم روبرو شد، با برنامه قبلی و با سوءاستفاده از حضور مردم در راهپیمایی روز قدس، خود را به خیابان های خلوت اطراف رسانیده و به آتش زدن چند موتورسیکلت روی آوردند.
    گفتنی است که موسوی و خاتمی و کروبی نیز که پیشاپیش از خشم مردم مومن و متعهد و پیروان راستین امام راحل(ره) نسبت به خود باخبر بودند، تنها برای مدتی کوتاه و در حلقه حفاظتی پلیس-که از قبل درخواست کرده بودند- به میان جمعیت آمدند و پس از مشاهده شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل توده های میلیونی مردم که به طورطبیعی و منطقی با مواضع اعلام شده آنها ناهمخوان بود، صحنه را ترک کردند. نکته درخور توجه این که، ظاهراً محل حضور آقایان موسوی و خاتمی و کروبی از قبل با خبرنگاران خارجی هماهنگ شده بود، چرا که خبرنگاران رسانه های خارجی پیشاپیش در محل های یاد شده حاضر بودند و فیلم چند دقیقه ای حاکی از حضور آنها را به عنوان شرکت پیوسته آقایان در رسانه های خود منعکس کردند. این نکته نیز گفتنی است که سایت های وابسته به موسوی و خاتمی، بازگشت سریع و از قبل طراحی شده آنها از صحنه تظاهرات را به حساب حمله «گروه فشار»! نوشتند! و توضیح ندادند که اولا؛ اگر ادعای آنان قابل قبول باشد که توده های عظیم مردم در روز قدس«جنبش سبز» به راه انداخته بودند! چگونه یک گروه چند نفره و به قول آقایان گروه فشار می تواند متعرض آنها شود، جز آن که جنبش سبز مورد ادعا را «مجازی»! و «ساخته خیالات» آنان تلقی کنیم و ثانیاً؛ مگر آنان از حلقه حفاظتی پلیس که به درخواست خود آقایان حفاظت آنها را برعهده داشتند، برای لحظه ای خارج شده بودند که به آنها حمله شود؟! و صدالبته، از کسانی که طی چندماه اخیر در سایت ها و روزنامه های زنجیره ای و در مصاحبه های خود با رسانه های بیگانه، دهها نفر را کشته قلمداد کرده و سپس با رسوایی مجبور به تکذیب شده اند، اینگونه دروغ بافی ها برای توجیه علت اصلی ترک محل تظاهرات روزقدس یعنی همان ناهمخوانی با توده های میلیونی مردم، دور از انتظار نبوده و نیست.
    «شاه» کار! دیگر آقایان که آن نیز با توصیه های بیگانگان همخوانی کامل داشت، شعار «مرگ بر روسیه» به جای شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل بود. این شعار که آشکارا برای رضایت! آمریکا و اسرائیل انتخاب شده بود در حالی است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر حفظ استقلال و تعامل با کشورهای دیگر به تناسب برخورد آنها با ایران اسلامی است و دقیقاً به همین علت، آمریکا و اسرائیل را دشمنان اصلی می داند و در برخورد با سایر کشورها از جمله «روسیه»، میزان احترام آنها به خط قرمز های ایران اسلامی را ملاک تلقی می کند. اما درباره شعار مرگ بر روسیه جماعت اندک یاد شده، اشاره به کلام حکیمانه حضرت امام(ره) و نکته سنجی آن بزرگوار که انگار برای امروز بیان شده است، گویای ماهیت واقعی فتنه انگیزان است. امام راحل(ره) می فرمایند:
    «ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا هستیم... هر یک از اینها را شناسایی کنید و به دادگاه معرفی کنید، ننشینید که باز جایی را آتش بزنند... خط این بود که اصلاً آمریکا منسی-فراموش- شود، یک دسته مرگ بر شوروی را مطرح کردند تا آمریکا منسی بشود.» - صحیفه امام(ره) ، ج15، صفحه29

 

شروع سریال حرکات مذبوحانه با لغو برنامه های احمدی نژاد در نیویورک

 روزنامه ایران  صفحه 3 

   در ادامه حرکات مذبوحانه در جریان سفر احمدی نژاد به نیویورک، رزرو هتل محل ضیافت رئیس جمهوری اسلامی ایران به دنبال کارشکنی و نامه نگاری های برخی مشاوران رئیس جمهوری امریکا لغو شده است. به گزارش خبرگزاری فرانسه به نقل از روزنامه نیویورک پست، هتل هلمسلی منطقه منهتن نیویورک یکی از سالن هایش را از جانب ایرانی ها به منظور ضیافتی با حضور برخی گروه های مردمی و محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران رزرو شده بود، لغو کرده است. یک گروه فشار امریکایی به نام «اتحاد بر ضد ایران هسته ای» با حضور دنیس راس و ریچارد هالبروک از مشاوران باراک اوباما از عوامل فشار بر مسئولین هتل بوده اند.

 

فرش دستباف چینی شد

روزنامه دنیای اقتصاد  صفحه 24 

کپی کاری غیرقانونی از فرش اصیل ایرانی

نویسنده : زهره الوندی

  فرش های چینی رنگ ها و طرح های اصیل ایرانی را در خود جای داده اند و به صورت غیرقانونی مارک های معتبر ایرانی را هم ضمیمه خود دارند

  فرش دستباف چینی که از سال گذشته بازارهای فرش تهران را در اختیار گرفته است، اخیرا به قطب تولید فرش دستباف در ایران نیز رخنه کرده است.
    درحالی که 25 درصد از حجم تولید فرش دستباف کشور در استان خراسان رضوی بافته می شود و 30 درصد از صادرات فرش ایران از این استان انجام می شود، اما واردات فرش دستباف چینی به این استان بافندگان را در شوک فرو برده است.
    فرش های چینی رنگ ها و طرح های اصیل ایرانی را در خود جای داده اند و به صورت غیرقانونی مارک های معتبر ایرانی را هم ضمیمه خود دارند به همین دلیل در ظاهر هیچ تفاوتی با یک فرش دستباف مرغوب ندارند.
    این کپی کاری غیرقانونی باعث شده بازار فرش دستباف ایران با خطر محوشدگی روبه رو شود ؛ خطری که مسوولان حوزه واردات کالاباید متوجه آن باشند و اجازه واردات کالایی که مشخصات کالای مرغوب ایرانی دارد را
    صادر نکنند.
    به گزارش خبرنگار دنیای اقتصاد از مشهد، با وجود تولید بیش از 800 هزارمترمربع فرش دستباف در استان خراسان رضوی به دلیل هزینه بالای تولید، اکنون تنها 20 تا 30درصد فرش های مشهد در بازار داخلی عرضه می شود و فرش های چینی و هندی به دلیل قیمتی کمتر از یک سوم فرش دستباف راهی بازار مشهد شده است.
    در این شرایط، مسوول اداره فرش سازمان بازرگانی خراسان رضوی با رد واردات فرش دستباف از چین و دیگر کشورها اظهار کرد: واردات فرش دستباف به ایران منع قانونی دارد و به هیچ وجه امکان واردات آن نیست و تاکنون هیچ موردی از این فرش ها در بازار مشهد رویت نشده است.
    حمیدرضا زراعت کار افزود: اصولاطرح ونوع فرش های دستباف چینی با طرح فرش مشهد متفاوت است وجایی در بازار مشهد ندارد.
    وی با بیان اینکه طرح فرش های چینی شبیه فرش تبریز و قم است، گفت: فرش های چینی اصولاتزئینی بوده وقاچاق آن نیز به شهرهای تبریز وقم است.
    وی تصریح کرد: به منظور مبارزه با قاچاق وسوء استفاده از نام فرش ایرانی، از دو سال پیش تاکنون 260 مورد فرش درجه یک در مشهد شناسنامه دار شده است.
    به گفته وی، در شناسنامه فرش مشخصات تولید که شامل، محل و زمان تولید و تعداد رج و نام تولید کننده است، درج می شود و در حال حاضر این طرح در شهرستان های مشهد، نیشابور، سبزوار و کاشمر در حال انجام است.
    وی همچنین استفاده از مواداولیه نامرغوب، استفاده نکردن از دار و ابزار مناسب در تولید، به روز نبودن طراحی و نقاشی در تولید را ازجمله مشکلات پیش روی صنعت فرش دانست وگفت: با توجه به قیمت تمام شده فرش و هزینه کارگر،اصولاهزینه تولید فرش در ایران بالااست.
    وی در ادامه به تسهیلات ارائه شده از سوی دولت در این خصوص اشاره کرد وگفت:از سال 84 تاکنون بالغ بر 27 میلیارد تومان تسهیلات دولتی به بافندگان خانگی، کارگاه های متمرکز و غیرمتمرکز و به صنایع جانبی آن از محل بنگاه های زودبازده درخراسان رضوی پرداخت شده است.
    به گفته وی، خراسان با تولید سالانه 800 هزارمترمربع فرش دستباف 25 درصد تولید و 20 درصد از صادرات فرش از کشومان را به خود اختصاص داده است.
    اما رییس اتحادیه بافندگان فرش مشهد ضمن تایید وجود فرش های دستباف چینی در بازار کشور و به خصوص مشهد گفت: مشکلات پیش روی صنعت فرش موجب شده تا فرش های ارزان قیمت خارجی به دلیل قیمت پایین تر راهی بازارهای داخلی شوند.
    دهقانی با بیان اینکه، گرچه رنگ فرش های دستباف ایرانی به تمام تار و پودهای گره خورده فرش های خارجی می ارزد، اما ارزانی بیش از حد این نوع فرش ها نگرش هر خریداری را متحول می سازد، گفت: بدبختی این است که آ نها با طرح ها و نقشه های کهن سرزمین ما، فرش تولید می کنند و با مارک فرش ایرانی، بازارهای جهانی را نیز به تسخیر خود در آورده اند و بازارهای داخلی ما را نیز گرفته اند.
    وی گرانی مواد اولیه، استفاده از نقشه های سنتی و قدیمی در بافت فرش، فقدان توجه کافی مسوولان به پرداخت تسهیلات حمایتی، مواد اولیه نامرغوب و وجود واسطه ها را از جمله تنگناهای تولید فرش عنوان کرد و گفت: در چنین شرایطی که دولت نیز همه هم و غم خود را تنها به صنعت خودرو متمرکز کرده، واردات فرش های خارجی بی کیفیت و مرگ تدریجی صنعت فرش دور از انتظار نیست.
    به گفته وی، اغلب بافندگان فرش در مشهد به دلیل دستمزد اندک و سختی کار از بافندگی انصراف داده اند و به مشاغل کاذبی همچون دست فروشی روی آورده اند.
    وی تصریح کرد: آمارها نشان می دهد که در حال حاضر 80 درصد تولیدکنندگان فرش دستباف و صنایع جانبی و صادرکنندگان این صنعت به دلیل مشکلات فرار و عدم حمایت اصولی مسوولان از ادامه راه در این عرصه انصراف داده اند و برخی نیز ورشکست شده اند.
    دهقانی در ادامه اظهار کرد: با توجه به بحران اقتصادی در جهان و اینکه فرش به عنوان یک کالای غیرضروری در سبد خانوارهای دیگر کشورها قرار دارد، بهتر است به فکر فروش این محصول در داخل کشور باشیم.
    وی همچنین اضافه کرد: مردم نیز باید توجه داشته باشند که بهترین و باکیفیت ترین فرش ماشینی، یک دهم بی کیفیت ترین فرش دستباف دوام و عمر دارد. همچنین مواد استفاده شده در فرش های دستباف شیمیایی بوده و موجب بیماری های پوستی در دراز مدت می شود.
    در ادامه مدیر عامل یکی از شرکت های تولیدی فرش دستباف نیز گفت: افزایش قیمت مواد اولیه یکی از مسائل مهم در بالارفتن هزینه تمام شده فرش دستباف است، به طوری که طی سه سال گذشته نرخ این مواد 40 درصد افزایش یافت. این مساله باعث افزایش قیمت تمام شده فرش دستباف حتی تا 60 درصد در سطح بازار شده است.
    حسین چنارانی با بیان اینکه متاسفانه استفاده از پشم های دباغی شده و بدون کیفیت در کاهش کیفیت فرش های دستباف نیز در این بحران بی تاثیر نبوده است، ادامه داد: وجود رنگدانه ها و مواد اولیه تقلبی به عنوان یکی دیگر از تنگناهای صنعت فرش دستباف نقش مهمی در کاهش کیفیت فرش های تولیدی داشته است.
    یک تولیدکننده نخ فرش دستباف نیز گفت: رکود پنج ساله اخیر در صنعت فرش دستباف در سطح کشور و از جمله استان خراسان رضوی بعد از انقلاب بی سابقه بوده و تولیدکنندگان و صادرکنندگان با بیشترین تنگناها طی 30 سال گذشته دست به گریبانند.
    جاوید عبدی، فروشنده فرش در برابر این عبارت که «فرش های دستباف چینی بسیار ارزان تر از فرش های دستباف ایرانی هستند»، گفت: این گونه فرش ها با ابریشم مصنوعی بافته شده اند و تنها اسم ابریشم را بر خود یدک می کشند و اینکه گفته می شود دستباف، صحیح نیست، چرا که تمام گره های موجود در فرش، توسط ماشین زده شده است.
    چرا اوضاع به گونه ای است که فرش سرزمین ما، پس از هزاران سال، در حال خداحافظی با خانه های ما است و نسل های پیش رو، داشتن فرش های دستباف ایرانی را رویایی غیرقابل دسترس تلقی می کنند؟! و در مقابل نیز، جای آ نها را در خانه ها، فرش گونه هایی می گیرد که با هویت و هنر ایرانی غریبه اند.